اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Nov 27 2019

نخسا؛ نظامیان گمنام شریک در سرکوب معترضان چه کسانی هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: در جریان سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های مردم به گران شدن نرخ بنزین در ایران، یک تشکیلات نظامی گمنام به نام «نخسا» که خود را «نیروهای خودجوش سرزمین‌های اسلامی» معرفی می‌کنند، حضور داشته‌ است.

حساب‌های این مجموعه نظامی در شبکه های اجتماعی تصاویری از حضور شبانه این نیرو‌های مسلح در دانشگاه‌های تهران و امیرکبیر برای سرکوب اعتراض دانشجویان منتشر کرده‌اند.

این نیرو همچنین اعلام کرده در سرکوب اعتراض‌های مردمی در شهرستان «ملارد» کرج نیز حضور داشته و تصاویر مذکور تنها بخشی از اقدامات آن‌ها در شهرهای مختلف ایران در سرکوب اعتراض‌ها بوده است.

درباره این تشکیلات مسلح ناشناس چه می‌دانیم؟ چه زمانی و با چه هدفی تشکیل شده است و چه فرد یا جریانی در شکل‌گیری آن نقش داشته است؟

این گروه مسلح اعلام کرده با هدف سرکوب اعتراض‌های خیابانی در سال ۱۳۸۸ راه‌اندازی شده تا «باعث تقویت و ثبات نظام» شود.

شاخه نظامی برون‌مرزی این تشکیلات پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه از سوی «مصطفی صدرزاده» تشکیل شد.

صدرزاده، متولد ۱۹شهریور ۱۳۶۵ در شهرستان شوشتر استان خوزستان بود که پس از مهاجرت خانواده مذهبی‌اش به تهران به عضویت رسمی بسیج درآمد.

وی سال ۱۳۹۲ با نام جهادی «سید ابراهیم» فرمانده گردان «عمار» و جانشین تیپ «فاطمیون» در جنگ سوریه شد و عاقبت آبان ۱۳۹۴ در حومه شهر حلب کشته شد.

تیپ «فاطمیون» به اعضای یک نیروی نظامی گفته می‌شود که متشکل از افغان‌های مهاجر در ایران است و از سوی جمهوری اسلامی برای حمایت از بشار اسد در جنگ سوریه سازمان‌دهی شده‌اند. گفته می‌شود جمهوری اسلامی افغانستانی‌های شیعه مقیم ایران را با وعده پرداخت حقوق ماهیانه و صدور کارت اقامت برای همه افراد خانواده و استفاده از تبلیغات مذهبی شیعیان برای شرکت در جنگ سوریه تشویق می‌کند.

از صدرزاده فیلمی موجود است که خود را عضو تشکیلات «نخسا» معرفی می‌کند که برای جنگ خود را به سوریه رسانده‌اند.

«نخسا» هم با هدف متشکل کردن نیرو‌های مسلمان حاضر در جنگ سوریه همچون «تیپ فاطمیون»، تیپ «زینبیون» و گروه‌های بسیاری از گروه‌های شیعه مسلح عراقی فعالیت خود را آغاز کرده است.

موسسان آن می‌گویند که «نخسا یک سازمان و تشکیلات نیست یک تفکر و ایدئولوژیک است که راوی این مطلب است که اسلام مرز نمی‌شناسد و در تمام امور، مطیع بلاشرط ولایت مطلقه فقیه امام خامنه‌ای است.»

خبرگزاری «دانشجو» وابسته به سازمان بسیج هم درباره این گروه مسلح نوشته که «نخسا یا همان نیروهای خودمختار سپاه اسلام، آن دسته جوانان پرشور و عشق جنگ هستند که عاشقانه خود را فداییان «علی‌ خامنه‌ای» و سردار «قاسم سلیمانی» می‌دانند که مدعی هستند بدون وابستگی سازمانی و بدون هیچ دستمزد و چشم‌داشت با اختیار خود به سوریه رفته‌اند تا علیه تکفیری‌ها بجنگند.»

تریبون اصلی این نیروهای مسلح ناشناس چند کانال تلگرامی است ازجمله کانال‌هایی مثل «ناب جهادی» یا «حیفا را با موشک می‌زنیم» که بیش از ۳۰ هزار عضو دارند و «از بازوهای سایبری سپاه نیز محسوب می‌شود و اعضای آن به افشا و هک کردن کانال‌های مخالف جمهوری اسلامی و کانال‌های ضددینی نیز مشغول‌ هستند.»

ادمین کانال «نخسا» به نام «مقداد» درباره این گروه گفته «نخسا اولش قرار بود نیروهای خودمختار باشد، اما بعدا گفتیم ما ولی و رهبر داریم و خودمختاری معنا ندارد لذا اسمش را گذاشتیم نیروهای خودجوش سرزمین‌های اسلامی.»

مقداد، نخسایی‌ها را کسانی معرفی کرده که «وقتی از در [برای حضور در میدان جنگ کشور‌های اسلامی] راهشان ندادند و حالا از پنجره آمده‌اند. ما می‌خواهیم این تفکر مقاومت در بین همه جوانان فراگیر شود که فردا روز کشور متخاصمی کاری کرد قبل از اینکه نیروهای نظامی بخواهند عمل کنند و به‌صورت همه‌جانبه به آن‌ها جوابی بدهیم و عکس‌العملی نشان دهیم.»

وی همچنین افزوده که نیرو‌های نخسا «بین نیروهای حزب‌الله، کتائب‌های عراق، حشد‌الشعبی، دفاع وطنی سوریه یا فاطمیون» در جنگ سوریه و عراق حضور داشته‌اند.

مقداد اضافه کرده «ما خودمختار نیستیم، خودجوش هستیم. بالاخره تحت لوای این تشکیلات می‌جنگیم. سال‌ اول جنگ ‌خودمان می‌رفتیم سوریه. با کمی ارتباط‌گیری راحت می‌شد اسلحه گیر آورد و وارد جنگ شد.»

وی همچنین گفته «بچه‌های نخسا در تمام جبهه‌ها تحت لوای تشکیلات نظامی شناخته‌شده می‌جنگند. بچه‌ها خودشان را با پول خودشان می‌رساندند. مردم هم حقیقتا خیلی کمک کردند. ما سعی کردیم آن خودجوشی را حفظ کنیم.»

مقداد اشاره می‌کند که فعالیت حساب‌های این تشکیلات در شبکه‌های اجتماعی از زمان حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران شروع شد و شش مرتبه این حساب‌ها در مقاطع مختلف در ایران بسته شده است.

وی اضافه می‌کند که مدیریت این حساب‌ها را «اتحادیه ادمین‌های حیفا» اداره می‌‌کند که متشکل از «همه افرادی است که کانال جهادی دارند.»

«نخسا»، تشکیلات نظامی پنهانی است که حتی مقداد حاضر نیست به‌صراحت اعلام کند از سوی چه نهادی حمایت می‌شود و چگونه توانسته مسلح شود و در ناآرامی‌ها و اعتراض‌های در ایران و برخی دیگر از کشور‌های اسلامی حضور داشته باشد.

درباره این تشکیلات نظامی البته در میان گروهی از «مدافعان حرم» و نیرو‌های ارزشی اختلاف‌نظر وجود دارد و برخی منتقد این تشکیلات و رهبران آن هستند.

گروهی از «مدافعان حرم» این تشکیلات نظامی را «نیروهای خودسر یا خودساخته سرزمین‌های اسلامی» معرفی کرده‌اند.

منتقدان و مخالفان «نخسا» می‌گویند که «اسامی شهدای موردادعای نخسائیون در لیست تجهیزات و نیروی انسانی فاطمیون ثبت‌شده و اصلا در میدان نبرد چیزی به اسم نخسا وجود ندارد.»

نیروهای «نخسا» از «مصطفی صدرزاده، حسن قاسمی دانا، برادران بختی، جواد محمدی و جواد کوهساری» به‌عنوان «شهدای» خود در جنگ سوریه نام می‌برند، اما مخالفان آن‌ها می‌گویند که این افراد «با مدارک افغانستانی به سوریه سفر کردند و جز اعضای لشکر فاطمیون بوده‌اند.»

از یکی از فرماندهان ایرانی تیپ «فاطمیون» هم فیلمی در دسترس است که اعضای «نخسا» را گروهی «کلاهبردار» و «دروغ‌گو» معرفی کرده و انتقاد‌های تندی متوجه این تشکیلات می‌کند.

در این فیلم به موضوع دستگیری «ابوحر» یکی از اعضای ارشد «نخسا» در ایران هم اشاره می‌شود.

مرداد ۱۳۹۵ اعلام شده بود که معاون گردان‌های «امام علی»، شاخه نظامی جنبشِ حشدالشعبی (بسیج مردمی عراق)، ملقب به ابوحر و دوست «صمیمی» ابوعزراییل، به اتهام «کلاهبرداری»٬ «جعل» و «اخاذی» در مشهد بازداشت شده است.

روزنامه خراسان در آن زمان به نقل از «حسن حیدری»، معاون دادستان مشهد، از بازداشت وی به همراه سه نفر دیگر خبر داده بود.

این مقام قضایی اعلام کرده بود که ماموران سپاه پاسداران پس از شناسایی وب‌سایتی که به نام این نیروی نظامی اقدام به ثبت‌نام برای اعزام به سوریه و عراق می‌کرد موفق به شناسایی و بازداشت گردانندگان آن شده‌اند.

به گفته آقای حیدری، «جاعلان این سایت با گرفتن مشخصات کامل افراد و سواستفاده از این اطلاعات، اقدام به کلاهبرداری و اخاذی» می‌کرده‌اند.

مقام‌های قضایی در شرایطی اعضای «نخسا» را «کلاهبردار» و «جاعل» معرفی کرده‌اند که گزارش‌ها از ادامه فعالیت این تشکیلات نظامی در ایران حکایت دارد که معلوم نیست تحت حمایت چه سازمانی چنین امکانی پیدا کرده‌اند؟

یکی از حساب‌های کاربری «نخسا» در سرویس «آپارات» هم یک سال پس از برخورد قوه قضائیه با برخی اعضای این تشکیلات، فیلمی منتشر کرده که نشان می‌دهد اعضای آن در کنار پلیس و بسیج در سرکوب «دراویش گنابادی» در گلستان هفتم تهران هم دست داشته‌اند.

اعضای این گروه چه کسانی هستند؟ چرا هویت آن‌ها معلوم نیست؟ به چه دلیلی از انتشار عمومی تصاویر خود خودداری می‌کنند و همچون نیرو‌های سازمان‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی در خفا عمل می‌کنند؟

«نخسا» برای میلیون‌ها نفر از مردم ایران گروهی ناشناخته، بی‌هویت و شاید مخوف باشد. گروهی که مسلح است، در سرکوب‌ها شرکت می‌کند و ردپای آن در دیگر کشور‌های اسلامی دیده می‌شود.

از «نخسا» باید به‌عنوان دومین تشکیلات مسلح غیررسمی در ایران پس از لباس شخصی‌ها نام برد که هیچ نهاد نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و حاکمیتی مسوولیت آن‌ها را برعهده نمی‌گیرد اما درعین‌حال از توان آن‌ها برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برند.

No responses yet

Nov 27 2019

یک نماینده مجلس:‌ بیش از «هفت هزار نفر» در اعتراضات اخیر بازداشت شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد که در اعتراضات اخیر بیش از «هفت هزار نفر» بازداشت شده اند.

این نخستین بار است که آماری در زمینه تعداد بازداشت‌های یک هفته اعتراضات گسترده در ۲۷ استان ایران اعلام می‌شود.

بر اساس گزارش شماره روز سه‌شنبه پنجم آذر روزنامه «اعتماد»، حسین نقوی حسینی پيش از برگزاری نشست مشترك روز دوشنبه دو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجي مجلس و شوراها و امور داخلی كشور با مسوولان سياسی و امنيتی، عدد و رقم بازداشتی‌های ناآرامی ايران را حدود «هفت هزار نفر» اعلام كرد.

وی در عین حال، «اعلام تعداد دقيق بازداشتی‌ها و همچنين ساير مباحث مربوط به موضوع بنزين و جنجال‌هايش را به اظهارنظر مقامات رسمی موكول كرد».

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز آماری درباره کشته‌شدگان اعتراض‌های اخیر اعلام نکرده‌اند.

وزیر کشور ایران به عنوان رئیس شورای امنیت کشور که مسئولیت سرکوب و قطع اینترنت را به عهده داشت، در مصاحبه سه‌شنبه خود با شبکه یک تلویزیون حکومتی ایران در این زمینه سکوت کرد. ولی بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، دستکم ۱۴۳ تن در این اعتراض‌ها کشته شدند هرچند تعداد می‌تواند بیشتر از این باشد.

No responses yet

Nov 27 2019

اعتراض‌های ایران؛ ویدیوی ستارخان و لحظه ‘ثبت حقیقت’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: یوسف لطیف پور روزنامه‌نگار سینمایی

سرکوب معترضان در خیابان ستارخان تهران از نمای نزدیک

تصاویر ثبت شده روی تلفن‌های همراه شهروندان ایرانی که در زمان قطع اینترنت در این کشور، مثل آب پشت سد یک هفته‌ای زمان مانده بودند، اکنون و با باز شدن تدریجی اینترنت به سوی ما سرازیر می‌شوند. یکی از آن‌ها، نمای پیوسته‌ای، نزدیک به چهل ثانیه، است که از درون ماشینی در حال حرکت در خیابان ستارخان تهران در روز جمعه گرفته شده است. این تصویر ویدئویی، به عنوان “سی و پنج ثانیه‌ای که وضعیت ایران را برای بیننده‌اش خلاصه می‌کند”، کاری بسی بیش از خلاصه‌سازی کرده است. چه چیزهایی در آن می‌بینیم و آن چه می‌بینیم چطور با دیگرچیزهایی که در حافظه بصری‌مان داریم ترکیب می‌شوند که به این تأثیر برسند؟ یوسف لطیف‌پور، روزنامه نگار یادداشتی در اینباره برای صفحه ناظران نوشته است.
ناظران

با این که دوربین در حال حاضر بزرگ‌ترین سلاح برای ثبت حقیقت است، واقعیت این است که این وسیلۀ ۱۲۵ ساله این روزها به ندرت این نقش را بازی می‌کند. معمولاً این تصادف و تقدیر است که به ثبت لحظه‌هایی مثل این می‌انجامد، چنان که گویی این خود حقیقت است که به سراغ لنز آمده است.

بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه پسر دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیر افتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)؛ نمایی از نگاه دلمردۀ دخترکی نوجوان به دوربین فیلمبردار نازی، قبل از بسته شده درِ واگن پر ازدحامی که او را به اردوگاه مرگ می‌برد.

درباره اعتراضات آبانماه در صفحه ناظران بخوانید:

اتفاقاتی که هفته پیش در ایران رخ داد، و تصاویری که از آن ضبط و پخش شد از یک نظر شبیه نمونه‌های ذکر شده در بالا است، اما تفاوتی اساسی هم دارد: هر دوی این نماها را کسانی ثبت کرده‌اند که خطری خود آن‌ها را تهدید نمی‌کرده است (فیلم محمدالدوره را فیلمبردار شبکۀ دوم تلویزیون فرانسه گرفته و فیلم مربوط به اردوگاه‌های مرگ را یک فیلمبردار اس اس که کارش گزارش‌های تصویری روزمره بوده است).
شیلی
Image caption از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد

در ایران اما، ثبت کنندۀ تصویر، به همان اندازه آدم‌های به مخاطره افتادۀ درون قاب، در معرض خطر قرار دارد. از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” (۱۹۷۵) ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما، زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد.

یک وجه اشتراک مهم نمای مرگ فیلمبردار آرژانتینی در جریان کودتای شیلی و تصویر سی و پنج ثانیه‌ای از تهران این است که در هر دو، خشونت در هر فریم موج می‌زند، اما در عین حال به طور مشخص دیده نمی‌شود (مثلاً کسی در جلوی دوربین آسیب فیزیکی نمی‌بیند یا کشته نمی‌شود). برای همین بارها قابل تماشاست و هربار تماشا حقانیتش را مضاعف می‌کند. بهتر است هر کسی که تصویر اصل را روی موبایلش دارد از آن مثل گنج محافظت کند.

ژان لوک گدار، کارگردان فرانسوی/سوییسی می‌گوید: “تراولینگ [نمای متحرک] یک مسألۀ [یا قضاوت/موقعیت] اخلاقی است”، چون بدون تدوین و شکستن یک واقعه به نماهای متعدد، واقعیت را چنان که هست در زمان و مکان ثبت می‌کند. گدار نقش نمای بلند در نشان دادن تنش‌های سیاسی در جوامع را بیش از یک باز آزمود و احتمالاً بیش‌تر از هر نمای دیگری در کارنامۀ بلندش برای نمای پیوستۀ هفت دقیقه و چهل ثانیه‌ای از یک راهبندان در فیلم “آخر هفته” (۱۹۶۷) شناخته می‌شود که می‌توانست در یکی از خیابان‌های شهرهای ایران در هفته پیش گرفته شده باشد.
محمدالدوره حق نشر عکس AFP
Image caption بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیرافتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)

اما حتی گدار هم نمی‌تواند چندلایگی وقایع و تنوع کنش‌ها و واکنش‌ها را در یک نما و کمتر از چهل ثانیه تصویر کند. گسترۀ احساسات در این نمای منتشر شده از تهران به شکلی تکان‌دهنده غنی است و انگار بعد از صدها جلسه تمرین ثبت شده باشد:

ناباوری – مشاهده و گذاشتن دو دست روی سر مثل یک عزادار، ناباورانه به منظر توحش نگریستن.

فریادِ زنان – در حالی که تابوی دست نزدن به زنان معترض توسط پلیس‌های مرد دیگر شکسته شده و زنان امروز به همان اندازه قربانی سرکوب فیزیکی‌اند که مردان، هنوز منظرۀ زنی که تنها سلاحش برای آزادی دوست، مرد، همراه یا شهروندی دیگر از چنگال پلیس فریاد زدن است تأثیر خودش را از دست نداده. فردی (که شاید حتی مرد باشد)، این تنها و آخرین سلاح مقاومتش در مقابل گوش‌های ناشنوای مردی تفنگ به دست را می‌آزماید: فریاد.

تیز و بزها- در سرنبش و مقابل بانک پارسیان، جوان یا نوجوانی به چالاکی یک آهو از زیر چماق درمی‌رود. این نمایی است که کارگردان‌هایی مثل امیر نادری و مسعود کیمیایی همیشه آرزوی ساختش را داشته‌اند.

زن روسری سبز – او از ماشینش در مقابل یکی از پلیس‌های ضدشورش حمایت می‌کند. احتمالاً می‌خواهد آن را از پارک در بیارود. در میانۀ بلبشویی مثل این که شما احتمالاً نمی‌خواهید در شعاع چند کیلومتری حادثه باشید، به مدل ایرانی، مذاکره و چانیه ‌زنی ادامه دارد.

مهاجمان – وقتی نما به خیابان بغلی می‌رسد، دسته‌ای از پلیس‌ها را می‌بینیم که سرمازده و مغموم به نظر می‌رسند. یکی روی دوش دیگری می‌زند. او وقتی شب با نان سنگک تازه و پنیر به خانه می‌رود ممکن است سرکوچه‌ به یکی از همسایه‌ها بربخورد که امروز زیر باتومش رفته. و احتمالاً آن شب، همسایه، بدون نان سنگک تازه به خانه‌اش می‌رود.

بیشتر بخوانید:

میکلوش یانچو، کارگردان مجارستانی، که به عنوان یکی از بزرگترین استادان نماهای بلند شناخته می‌شود، نمای بلند را تنها راه ثبت تاریخ به عنوان رویدادی از حرکت‌های آرایش یافته مردمی و پیدا کردن رابطه آن با فضا و زمانی که مردم در آن سیر می‌کنند می‌دانست. نمای خیابان ستارخان فرضیۀ او را ثابت می کند، به خصوص وقتی آن را با انبوهی از نماهای گرفته شده از بالای بام‌ها و پل‌ها مقایسه کرد.

نماهای از بالا در شناساندن نقشه گسترده‌تر حرکت مردم اهمیت زیادی دارد. مثلاً پل معالی‌آباد شیراز را شهروندی در تصویری که بعد حماسی دارد ثبت کرده است. لایه‌های پل در آنی به میدان نبرد تبدیل می‌شوند. گلوله‌ها شلیک می‌شوند. مردم می‌گریزند. ماشین‌ها مثل اسب‌ها رم می‌کنند. زنی در کنار فیلمبردار با حیرت می‌پرسد: “چی شد؟!” ایکاش می‌دانستیم.

وقتی دوربین در خود خیابان است ناگهان همان آدم‌هایی که در نگاه از بالا سایه‌هایی متحرک بوده‌اند، به موجوداتی از گوشت و خون تبدیل می‌شوند. در ویدئویی که من نامش را “دختری به کوچه مرگ سرک می‌کشد” گذاشته‌ام، دختری یا زنی جوان، رو سری به سر، درِ حیاط یک خانه را باز می‌کند و با جسدی که هنوز از آن خون می‌رود در پیاده‌روی مجاور روبرو می‌شود؛ مردم در گریز از سمت چپ به راست قاب می‌گریزند. کسی از پشت سر زن این لحظه را فقط در چهار ثانیه ثبت کرده است.

وقتی چندباره نگاه می‌کنید، این احتمال بیشتر می‌شود که در واقع این یک شال قرمز است که که کنار سر مرد روی زمین افتاده، اما به هرحال او حرکت نمی‌کند. فقط یکی از چند رهگذری که در مقابل دوربین در حال گریزند نیم نگاهی به پیکر روی زمین افتاده می‌کنند.

این تصویر در چهار ثانیه دری را نشان می‌دهد که رو به خشونتی بیرحمانه و بی‌دلیل باز می‌شود. مرز بین سبعیت و حریم امن داخل فقط در چند سانتی‌متر شکاف در است و در چهار ثانیه طول تصویر؛ به عبارت دیگر، مرزی نیست.
برتو

بعضی ها از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از درون ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت”

اما در نمای خیابان ستارخان، این کش و قوس بدن‌ها و تلاطم آن‌هاست که داستان را بازگو می‌کند. در مقایسه با آن، فیلم‌های امروز سینمای ایران، خالی از روح و تکنیک‌اند. در فیلم‌های فیلم‌برداری شده از درون ماشین کارگردانان ایرانی، کارگردان داخل اتوموبیل را خلوت و حریم امن خود می‌کند. اما در تصاویر اتوموبیلی مردم ایران، دنیای درونی (حریم امن) و دنیای بیرونی (خیابان‌های بی‌ترحم) یکی ‌شده‌اند و هر لحظه جای یکی می‌تواند با دیگری عوض شود.

تصاویر گرفته شده از خیابان‌های ایران از درون اتوموبیل متحرک سابقه‌ای طولانی دارند و معمولاً برای کارکرد مشاهده بدون دخالت به کار می‌روند. ساموئل خاچیکیان و کارگردانان دیگری از دهۀ ۱۳۳۰ برای ثبت روح زندگی در شب‌های تهران از آن استفاده کردند و کارگردانانی دیگر، از فیلم‌های خیابانی دهه‌های پنجاه تا امروز، سردرگمی در همان خیابان‌ها را نشان دادند. بعضی کارگردان‌ها در ماشین فیلم می‌سازند چون جای بهتری برای رفتن ندارند. بعضی از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از داخل ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت” (۱۹۶۷).

اما ثبت‌کنندۀ آن سی و پنج ثانیه در ستارخان داستان دیگری دارد: او هم می‌خواهد در آن زمان و مکان حضور داشته باشد و هم قدر امنیت اتوموبیلش را می‌داند؛ خوب می‌داند که از راستۀ شقاوت علیه شهروندان عبور خواهد کرد و نمای آخرش، که ماشین سرعت می‌گیرد و از غائله دور می‌شود، نوعی رهایی برای تصویر به ارمغان می‌آورد.

ما، تماشاگران تصویر در زمان و مکانی دیگر، قدر آن سرعت گرفتن و دور شدن از صحنه را می‌دانیم چون معنایش این است که ثبت کنندۀ لحظه به سلامت به خانه رسیده و حالا تصویرش را برای همه ما فرستاده است.

No responses yet

Nov 27 2019

وضعیت بازداشتی‌ها در زندان فشافویه؛ کمبود امکانات و شکنجه‌های شدید تا حد شکستن دست‌وپا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: خبرگزاری قوه قضائیه پس از بازدید دو ساعته منتظری از زندان فشافویه از قول او نوشت: «همه دستگیر شدگان حوادث سهمیه‌بندی بنزین از وضعیت زندان و نگهداری‌شان راضی هستند.»

به گفته یک منبع از داخل زندان تهران بزرگ، از مجموع بازداشتی‌های اعتراضات اخیر، نزدیک به هزار بازداشتی به زندان فشافویه (تهران بزرگ) منتقل شده‌اند.

این خبر در حالی به ایران‌وایر می‌رسد که روز گذشته رییس شورای شهرستان ری نسبت به افزایش تعداد زندانیان زندان فشافویه هشدار داد.

«حسن خلیل‌آبادی» گفته است: «در پی اعتراض‌های هفته گذشته تعداد بازداشتی‌های زندان فشافویه افزایش‌یافته و این زندان جوابگوی این حجم از افراد بازداشت‌شده نیست.»

او به ایلنا گفته: «زندان فشافویه امکانات لازم را ندارد و استقرار این تعداد بازداشتی در این مکان سخت است، از همه مسوولان به‌ویژه مسوولان قضائی خواهش می‌کنم در شرایط کنونی توجه و رسیدگی بیشتری به این زندان داشته باشند.»

به گفته منبع مطلع ایران‌وایر، عمده بازداشتی‌های اخیر در تیپ ۵ این زندان که به‌تازگی افتتاح شده است، نگهداری می‌شوند: «تیپ ۵ با همان استانداردهای نازل زندان در جمهوری اسلامی افتتاح‌شده و هنوز به حداقل امکانات تجهیز نشده و درواقع آماده بهره‌برداری نیست.»

خلیل‌آبادی نیز به کمبود امکانات این زندان اشاره‌کرده و گفته است: «کارکنان سازمان زندان‌ها در آنجا شرایط سختی را می‌گذرانند، چه برسد به زندانیان. امیدواریم سازمان زندان‌ها، وزارت دادگستری، قوه قضائیه و مسوولان دولتی و استانی کمک کنند و شرایط این زندان بهتر شود.»

«محمدجعفر منتظری»، دادستان کل کشور روز شنبه از زندان فشافویه دیدن کرد و به گفته سایت میزان وابسته به قوه قضائیه با برخی از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر صحبت کرد. خبرگزاری قوه قضائیه پس از بازدید دوساعته منتظری از زندان فشافویه از قول او نوشت: «همه دستگیرشدگان حوادث سهمیه‌بندی بنزین از وضعیت زندان و نگهداری‌شان راضی هستند.» بااین‌حال، منابع داخل زندان از شکنجه‌های شدید بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر خبر می‌دهند.

به گفته منبع ایران‌وایر، دو کانکس نزدیک تیپ ۵ برای اطلاعات سپاه تجهیز و راه‌اندازی شده است که از آن برای بازجویی از بازداشتی‌های این بند استفاده می‌شود: «بازجویان اطلاعات سپاه در بازجویی از این بازداشتی‌ها، به شکنجه وحشیانه به ضرب‌وشتم زندانیان همچون یک رویه متوسل می‌شوند و به شکلی کاملا غیرمعمول، دست و پای تعدادی از این بازداشتی‌ها در بازجویی‌ها شکسته است.»

او می‌گوید آن‌ها با چند آمبولانس زندان برای گچ‌گیری به درمانگاه و مراکز درمانی خارج از زندان اعزام می‌شوند.

معلوم نیست شکستن دست‌وپای بازداشتی‌ها در جریان شکنجه ناشی از شدت شکنجه‌ها و نتیجه یک محاسبه نادرست است یا بازجویان با یک دستور سازمانی همچون یک روش برای درهم‌شکستن بازداشتی‌ها و به حداکثر رساندن آزار و ترساندن آنان عامدانه دست و یا پای بازداشتی‌ها را در جریان بازجویی و شکنجه می‌شکنند.

یکی از افرادی که دیشب از فشافویه آزادشده نیز شکنجه بازداشتی‌های اعتراضات اخیر را تائید کرده است. او گفته مجموع بازداشتی‌ها ۱۲۰۰ نفر بوده‌اند. دانشجوها را کمتر می‌زدند اما بقیه بازداشت‌شدگان را مورد ضرب‌وشتم خشن قرار می‌دادند.

زندان فشافویه در ابتدا برای محکومان مواد مخدر ساخته شده بود اما طی سال‌های اخیر زندانیان سیاسی و امنیتی ازجمله شماری از دروایش به این زندان منتقل شدند. آن‌ها بارها به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در این زندان اعتراض کرده‌اند.

حسن خلیل‌آبادی نیز در گفت‌وگو با ایلنا به حضور زندانیان خطرناک در این زندان اشاره کرده است و گفته است: «قوه قضائیه باید بر شرایط نگهداری بازداشتی‌ها در زندان نظارت کامل داشته باشد، چراکه در فشافویه زندانیان خطرناک نیز بازداشت هستند و مسئولیت قوه قضائیه در این حوزه سنگین است و تقاضا داریم، مسئولان قضائی نسبت به این امر دقت لازم را داشته باشند.»

اظهارات خلیل‌آبادی انتقاد سید حشمت‌الله حیات‌الغیب مدیرکل زندان‌های استان تهران قرار گرفت و او گفت: «این موضوع که رییس شورای شهرستان ری گفته زندان فشافویه خطرناک است؛ باید بگویم که اولا آنجا زندان فشافویه نیست بلکه ندامتگاه تهران بزرگ است. فضای این ندامتگاه مناسب است و خطرناک نیست و مسئولین امر هم آنجا را دیده‌اند.» حیات‌الغیب در حالی از خطرناک نبودن این زندان صحبت کرده که خردادماه امسال علیرضا شیرمحمدعلی جوان بیست‌ویک‌ساله‌ای که به اتهامات سیاسی مشغول گذراندن حبش در زندان فشافویه بود توسط دو زندانی شرور با کارد دست‌ساز به قتل رسید. او چند ماه پیش از قتل خواستار انتقال از این زندان و گذراندن حبس در کنار زندانیان سیاسی شده بود.

دراویش گنابادی زندانی در فشافویه نیز بارها درباره وضعیت بد این زندان اطلاع‌رسانی کرده‌اند. پیش‌تر محمد شریفی مقدم از دراویش زندانی در فشافویه با انتشار چند یادداشت درباره وضعیت این زندان اطلاع‌رسانی کرد. او جزئیات تکان‌دهنده‌ای از اعتیاد، خریدوفروش مواد و روابط جنسی در این زندان بیان کرده است.

حالا گفته می‌شود بیش از هزار معترض گرانی بنزین پس از بازداشت به این زندان منتقل شده‌اند. منابعی از داخل زندان علاوه بر کمبود امکانات از شکنجه شدید معترضان به بنزین خبر می‌دهند. نام فشافویه و هشدارهای حسن خلیل‌آبادی رئیس شورای شهرستان ری یاد زندان کهریزک و حوادث سال ۸۸ را در اذهان عمومی زنده و موجب نگرانی بسیاری از خانواده‌های بازداشت‌شدگان شده است.

در جریان اعتراضات انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری انتقال جمعی از بازداشت‌شدگان به سوله‌ای در کهریزک که برای نگهداری اشرار ساخته‌شده بود سبب مرگ ۳ تن از بازداشت‌شدگان (امیر جوادی فر، محمد کامرانی، محسن روح‌الامینی) شد، این بازداشتگاه ظرفیت نگهداری ۲۰۰ تن را داشت اما بیش از ۴ برابر ظرفیت بازداشت‌شدگان ناآرامی‌های ۸۸ را به آنجا منتقل کرده بودند. حالا بسیاری از تکرار فاجعه کهریزک هراس دارند.

No responses yet

Nov 27 2019

گزارشگران بدون مرز: سفیر ایران در لندن روزنامه نگاران ایرانی را تهدید می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: گزارشگران بدون مرز می گوید سفیر ایران در بریتانیا با استفاده از مصونیت دیپلماتیک خود روزنامه نگاران را تهدید کرده است

سازمان گزارشگران بدون مرز تهدید و فشار بر روزنامه نگاران بخش‌های فارسی زبان رسانه‌های جهانی و روزنامه‌نگاران مستقل در خارج از ایران و خانواده‌های‌ آنها را محکوم کرده است. این سازمان همچنین با اشاره به اینکه حمید بعیدی نژاد، سفیر ایران در لندن “تهدید‌های نهادهای امنیتی را علیه روزنامه‌نگاران تکرار می‌کند” او را “سفیر تهدید” نامید و از دولت بریتانیا خواسته است که به این اقدمات او رسیدگی کند.

اطلاعیه روز سه شنبه (۲۶ نوامبر) گزارشگران بدون مرز به خصوص به تهدید کارکنان و خانواده های رسانه هایی نظیر بی بی سی فارسی، رادیو فردا و صدای آمریکا و نیز نقش سفیر ایران در لندن در این عرصه اشاره می کند.

گزارش‌گران بدون مرز درباره آقای بعیدی نژاد گفته است: “تهدید شهروندان و به ویژه روزنامه‌نگاران و رسانه‌های یک کشور از وظایف و ماموریت سفیر نیست.”

این بیانیه می افزاید: “ما از مقامات کشور انگلستان می خواهیم به این اقدام‌های تهدید کننده و خطرناک برای آزادی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران توجه کنند.”

روبروی سفارت ایران در لندن دیروز تظاهراتی علیه حکومت ایران برگزار شد. گزارش زنده‌ای برای تلویزیون داشتم که اینجا ببینید. سفیر ایران در لندن بلافاصله علیه خودم و گزارش توییت کرد که آن را هم اینجا می‌گذارم. قضاوت با شماhttps://t.co/tA5IxMwNLK pic.twitter.com/DLnnXUZtGq

— Ali Hamedani (@BBCHamedani) November 19, 2019

در تحولی دیگر، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه ایران، از ممنوع المعامله شدن شماری از کارکنان شبکه ایران اینترنشنال خبر داده است.

میزان روز سه شنبه به نقل از مرکز رسانه قوه قضاییه ایران نوشت: “محدودیت‌های قضایی و حقوقی در مورد اموال” برخی کارکنان شبکه خبری فارسی زبان ایران اینترنشنال که دفتر آن در لندن است، اعمال شده است.

در این خبر آمده است که بر اساس “رصد دقیق نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی” این رسانه تلاش‌هایی در جهت “برهم زدن امنیت کشور” و “اقداماتی با ماهیت براندازانه و تجزیه طلبانه” داشته و “بخشی از شبکه‌ای است که اقدامات آن منجر به تخریب اموال مردم شده است.”

قوه قضاییه ایران پیش از این در اقدامی مشابه بسیاری از کارکنان فعلی و سابق بخش فارسی بی‌بی‌سی و همچنین بعضی از کسانی که به طور آزاد با بی‌بی‌سی همکاری می کنند، را در ایران ممنوع المعامله کرده بود – اقدامی که به شکایت بی بی سی به سازمان ملل متحد منجر شد.

بیانیه اتحادیه روزنامه‌نگاران بریتانیا: در موج تازه اذیت خانواده‌های کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و تازگی ایران‌اینترنشنال، از بعضی خانواده‌های کارکنان ایران‌اینترنشنال خواسته‌اند با عزیزانشان تماس بگیرند و آنها را تهدید کنند که اگراستعفا ندهند ممکن است ربوده شوند و به ایران برده شوند. https://t.co/UTtqDBod3d

— Kasra Naji (@BBCKasraNaji) November 26, 2019

از طرف دیگر، اتحادیه سراسری روزنامه نگاران بریتانیا (ان یو جی) اقدامات تازه مقامات ایرانی علیه رسانه های فارسی زبان در خارج را محکوم کرد. این اتحادیه روز دوشنبه در بیانیه‌ای اعلام کرد: “در موج تازه اذیت خانواده‌های کارکنان بی‌بی‌سی فارسی و به تازگی ایران‌اینترنشنال، از بعضی خانواده‌های کارکنان ایران اینترنشنال خواسته شده با عزیزانشان تماس بگیرند و آنها را تهدید کنند که اگراستعفا ندهند ممکن است ربوده شوند و به ایران برده شوند.”

میشل استانی‌استریت، دبیرکل اتحادیه سراسری روزنامه نگاران بریتانیا گفت: “یکبار دیگر شاهد این هستیم که دولت ایران از خانواده ها و نزدیکان روزنامه نگاران به عنوان سلاحی برای تهدید و ارعاب آنها استفاده کرده و از آنها خواسته کار خود را رها کنند.”

به تازگی فدراسیون جهانی روزنامه نگاران هم درباره سیر جدید تهدید و فشار ایران بر روزنامه‌نگاران ایرانی خارج کشور هشدار داده است.

حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، روز دوشنبه اعتراض‌های هفته گذشته در ایران را حاصل “یک سناریو کامل جهانی” دانست و گفت ایران “امروز در یک جنگ بزرگ جهانی” است.

سازمان عفو بین‌الملل برآورد کرده است که در اعتراضات اخیر دست کم ۱۴۳ نفر کشته، صدها نفر زخمی و هزاران نفر نیز بازداشت شده اند.

No responses yet

Nov 25 2019

عفو بین الملل: دست‌کم ۱۴۳ نفر در اعتراضات اخیر ایران کشته شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که شمار کشته‌شدگان در اعتراضات اخیر ایران دست‌کم به ۱۴۳ نفر رسیده است.

این نهاد مدافع حقوق بشر روز دوشنبه ۴ آذر با انتشار اطلاعیه‌ای گفت که گزارش‌های موثق از افزایش شمار کشته‌شده‌های اعتراضات ایران طی ده روز اخیر حکایت دارد.

بر اساس این گزارش در استان البرز ۹ نفر، در استان آذربایجان شرقی، ۱ نفر، در استان اصفهان ۷ نفر، در استان فارس ۱۵ نفر، در استان کرمان ۱ نفر، در استان کرمانشاه ۳۴ نفر، در استان خوزستان ۴۰ نفر، در استان کردستان ۱۲ نفر، در استان کردستان ۱۲ نفر و در استان آذربایجان غربی ۴ نفر کشته شده‌اند.

آخرین آمار عفو بین الملل شمار قربانیان این اعتراضات را ۱۱۵ نفر عنوان می‌کرد، اما در گزارش کنونی تعداد جان‌باختگان تا ۱۴۳ نفر افزایش یافته است.

برآوردهای محتاطانه رادیو فردا، بر اساس جمع‌بندی اطلاعات موثق، تا روز ۲۹ آبان حاکی از کشته شدن دست‌کم ۱۳۸ نفر در ۳۱ شهر ایران در اعتراضات داشت.

عفو بین الملل در اطلاعیه خود به ویدیوهای دریافتی از ایران اشاره می‌کند و می‌گوید که این ویدیوها نشان می‌دهد ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به طور تعمدی معترضان غیرمسلح را از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار می‌دهند؛ در عین حال گزارش شده که یک نفر نیز در پی اسنتشاق گاز اشک‌آور و یک نفر دیگر هم بر اثر ضرب و شتم کشته شده‌اند.

عفو بین الملل سپس از واکنش جامعه جهانی نسبت به این رخداد انتقاد می‌کند و می‌گوید: «اگرچه کمسیر حقوق بشر سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و شماری از کشورها اقدام حکومت ایران در کاربرد خشونت علیه معترضان را محکوم کرده‌اند، اما به رغم مستندات رو به افزایشی که وجود دارد، هیچ کدام آنها به‌طور خاص اشاره‌ای به این واقعیت نکرده‌اند که نیروهای امنیتی ایران قصد استفاده از قوه قهریه برای کشتار معترضان را داشتند.»

این اطلاعیه در ادامه می‌افزاید: «گزارش‌های هولناک شاهدان، اطلاعات فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران خارج از ایران، و تصاویر ویدیویی بسیاری که واحد دیجیتال عفو بین الملل آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌، شاهدی بر این واقعیت است که نیروهای امنیتی به طور عمدی از اسلحه گرم علیه معترضان غیرمسلح استفاده می‌کردند در حالی که هیچ خطر جانی از جانب معترضان متوجه آنها نبود.»

به گفته عفو بین الملل، اجساد بسیاری کشته‌شده‌ها هنوز به خانواده‌های آنها تحویل داده نشده و خانواده‌ها حتی مجبور شده‌اند پول گلوله‌ای را که عزیزانشان با آن کشته شده‌اند، بپردازند؛ همچنین گزارش‌هایی نیز از قطع روند درمان مجروحان در بیمارستان‌ها و مرخص کردن اجباری آنها از بیمارستان منتشر شده است.

با این حال حبیب‌الله آصفی، معاون امنیتی استانداری خوزستان، موضوع دریافت پول در ازای تحویل اجساد را به شدت تکریب کرده و گفته که تاکنون چیزی درباره آن نشنیده است.

عفو بین الملل در نهایت تاکید داشته که شمار کشته‌شده‌ها باید بیش از این تعداد باشد و این نهاد همچنان به تحقیقات خود در این باره ادامه خواهد داد.

No responses yet

Nov 24 2019

نتایج جالب بررسی ۱۰ روزنامه اصلی کشور در یک هفته اعتراضات مردمی | رسانه‌ها خالی از صدای مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


همشهری: ایران یکی از حساس‌ترین هفته‌های تاریخ اجتماعی و سیاسی خود را در دهه‌های گذشته پشت سر گذاشت؛ روزهایی پرحادثه که با افزایش قیمت بنزین شروع شد ولی دامنه آن به اعتراضات در شهرهای مختلف کوچک و بزرگ و به‌خصوص مناطق حاشیه شهرها کشیده شد.
به گزارش همشهری، حوادثی که با قطع کردن اینترنت از سوی شورای امنیت کشور به ریاست وزیر کشور با محدودیت‌های پوشش رسانه‌های اجتماعی و غیررسمی مواجه شد و در این بین تنها رسانه‌های رسمی مانند روزنامه‌ها بودند که مجال خبررسانی پیدا کردند. اما این مطبوعات چگونه اعتراضات مردم را پوشش دادند و تا چه حد توانستند کارکرد اصلی خود را اجرایی کنند و پل ارتباطی بین مردم و حاکمیت باشند و خواسته‌های معترضان را منعکس‌کنند. روزنامه همشهری در گزارشی با نگاهی به صفحه اول ۱۰روزنامه کشور (شنبه ۲۵آبان تا پنجشنبه ۳۰آبان) از طیف‌های مختلف اصلاح‌طلب، اصولگرا و دولتی به بررسی این موضوع پرداخته است. تحلیل محتوای صفحه اول تعدادی از مهم‌ترین روزنامه‌های کشور نشان می‌دهد هیچ کدام از این روزنامه‌ها در طول این هفته عکسی اختصاصی از اعتراضات مردمی نداشته‌اند و حتی یک روزنامه هم نبوده است که عکس یک خود را به موضوع اعتراضات (تجمع معترضان) اختصاص دهد و اگر روزنامه‌ها تصویری هم از حوادث اخیر منتشر کرده‌اند تنها مربوط به آتش زدن اتوبوس، بانک و… با محوریت «اغتشاش و آشوب» بوده است. همچنین هیچ خبرنگاری با حضور در مناطق تجمع معترضین در حاشیه تهران و یا شهرهای دیگر گزارش میدانی منتشر نکرده است.

علاوه‌بر اینها بررسی عملکرد ۱۰روزنامه کشور در طول یک هفته اخیر نشان می‌دهد تعداد انگشت‌شماری از روزنامه‌ها گزارش‌های تحلیلی، کارشناسی و به‌خصوص مردمی از اعتراضات در شهرهای مختلف منتشر کرده‌اند و صدای معترضان جای بسیار کمی را در روزنامه‌ها داشته و در عوض آن مسئولان دولتی و حاکمیتی نقشی پر رنگ از صفحه‌های اول و تیترهای اصلی مطبوعات را به‌خود اختصاص داده‌اند و در بهترین حالت روزنامه‌ها یا نقش روابط عمومی دولت و نهادهای دیگر را برعهده گرفته‌اند و یا اینکه خنثی عمل کرده‌اند.

بررسی فضای روزنامه‌ها در طول یک هفته گذشته بیانگر این نکته تلخ است که روزنامه‌ها با ممیزی روبه‌رو هستند و یا چنان درگیر خودسانسوری شده‌اند که چشم‌هایشان را روی مهم‌ترین تحولات بسته‌اند، اتفاقی که خیلی از اهالی مطبوعات و رسانه‌ها هم دل خوشی از آن ندارند و در گفت‌وگوهای داخلی (فضای رسانه) از آن شکایت دارند. مطبوعات که با ریزش گسترده مخاطبان در سال‌های گذشته به‌دلیل گسترش فعالیت شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های تلویزیونی ماهواره‌ای و ممیزی‌های شدید روبه‌رو بوده‌اند در یکی از مهم‌ترین تحولات اجتماعی و سیاسی کشور در سال‌های گذشته نتوانستند حتی در زمان قطع بودن اینترنت هم نقش پررنگی در بیان صدای اعتراض مردم بازی کنند؛ نکته مهمی که نشان می‌دهد چرا مردم با مطبوعات و رسانه‌های رسمی قهر کرده‌اند و به آنها آنچنان که باید و شاید اعتماد ندارند. گزارش تحلیلی روزنامه همشهری از صفحه اول روزنامه‌ها را در ادامه می‌خوانید؛ البته باتوجه به نگاه حرفه‌ای همشهری به بررسی صفحات اول خود نپرداخته است ولی از نقد و بررسی صفحه ابتدایی خود از سوی رسانه‌های دیگر استقبال می کند.

اعتماد؛ دور از اعتراضات مردمی

روزنامه اعتماد هفته پر داستان و غصه کشور را خیلی آرام شروع کرد و البته به‌صورت کلی هم آرام ادامه داد. جالب است که این روزنامه اصلاح طلب که الیاس حضرتی، مدیرمسئول آن نماینده اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی هم هست، در روز شنبه ۲۵آبان‌ماه و بعد از افزایش قیمت بنزین هیچ گزارش و خبری درخصوص افزایش قیمت بنزین در صفحه اول خود منتشر نکرد؛ آن هم در شرایطی که یادداشت اول روزنامه به قلم عباس عبدی درباره ممیزی در فضای فرهنگی بود. روزنامه اعتماد در طول هفته گذشته بیشتر تیترهای اول خود درخصوص اعتراضات مردمی را به پوشش واکنش‌های دولتی اختصاص داد و تنها چهار روز بعد از شروع حوادث (روز چهارشنبه) گزارشی تحلیلی در گفت‌وگو با کارشناسان با عنوان «جای اعتراض کجاست؟

نیاز مبرم به تحزب» منتشر کرد. این روزنامه همچنین در طول هفته در چند گفت‌وگو تلاش کرد تا از طرح افزایش بنزین و عملکرد دولت حسن روحانی حمایت کند که مهم‌ترین آنها گفت‌وگوهایی با سعید لیلاز و بهزاد نبوی با عنوان «همه مشکلات را به پای دولت روحانی نگذاریم» بودند. روزنامه اعتماد در طول هفته گذشته تنها یک عکس خود را به موضوع حوادث اخیر اختصاص داد آن هم با نگاه تخریب اموال عمومی (آتش زدن ماشین آتش‌نشانی، پمپ بنزین و…) و تیتر: «شهر سوزی راه و رسم کیست؟ ». علاوه بر این اعتماد دو گزارش در طول هفته درباره قطع اینترنت داشت که یکی از آنها را با تیتر اول: «فعلا در دسترس نیست…» منتشر کرد.

هفت صبح؛ تلاش برای پوشش مردم

روزنامه هفت صبح، اصلی‌ترین روزنامه‌ای است که اصولا نگاه ویژه‌ای به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی دارد و از همین جهت قطع اینترنت برای این روزنامه در طول هفته گذشته از اهمیت بسیاری برخوردار بود و دو تیتر اول آنها به این موضوع اختصاص داشت: «سوراخ‌سنبه‌های اینترنت ملی» و «یک روز پاییزی بدون اینترنت». همچنین درخصوص موضوع بنزین هم این روزنامه اگرچه گزارش‌های تحلیلی نداشت ولی تلاش کرد از دیدگاه‌های مردم و اعتراضاتشان در موضوع افزایش قیمت بنزین حمایت کند و از واژه‌هایی مانند «اعتراضات مدنی» در صفحه اول خود استفاده کرد. روزنامه هفت صبح با نقد افزایش قیمت بنزین در سه روز تیترهای اثرگذاری را انتخاب کرد: «نه ممنون/ واکنش مردم به افزایش قیمت بنزین و یارانه‌های جدید» و «رابطه دستمزد و بنزین/ قدرت خرید مردم در چند کشور» این روزنامه همچنین بانگاهی تحلیلی به حوادث اخیر و مناطقی که شاهد بیشترین اعتراضات بود در گزارشی به بحث حاشیه نشینی و پیگیری ریشه‌های آن در حوادث اخیر پرداخت؛ تیتر این گزارش این بود: «مصایب مشترک این هفت شهر/ نکته‌هایی درباره نسیم شهر، بهارستان، فردیس، ملارد، قرچک، شهریار و رباط کریم». البته روزنامه هفت صبح هم در طول هفته هیچ عکس اختصاصی یا موضوعی درباره اعتراضات مردمی نداشت.

جوان؛ پوشش رسمی اتفاقات

روزنامه اصولگرای جوان معمولا نقدهای تندی را علیه دولت منتشر می‌کند اما این روزنامه هفته گذشته باتوجه به حمایت رهبر انقلاب ازتصمیم سران قوا در افزایش قیمت بنزین شمشیر را برای دولت از رو نبست و هیچ گزارش انتقادی درباره افزایش قیمت بنزین و تصمیم گرفته شده، منتشر نکرد. این روزنامه درخصوص اعتراضات مردمی در طول هفته اصلا گزارش تحلیلی و مردمی خاصی نداشت و تنها به پوشش جملات رسمی و واکنش‌های مسئولان (رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و…) درخصوص تحولات کشور سیاسی و اجتماعی پرداخت. همچنین درخصوص تصویر اول ۶شماره هفته گذشته این روزنامه نکته مهم این بود که ۳روز عکس یک روزنامه (پشت سر هم) به راهپیمایی‌های مردمی ضداعتراضات درشهرهای مختلف اختصاص داشت.

شرق؛ افزایش قیمت بنزین در ستون

روزنامه شرق، قدیمی‌ترین روزنامه‌ای که با نگاه اصلاح‌طلبی هم‌اکنون روی کیوست مطبوعاتی می‌رود درهفته گذشته نشان داد که منشی به‌شدت محافظه کارانه و حتی ضددولت پیدا کرده و اوج تیتر هفته قبل این روزنامه «فصل پاییزی دولت روحانی» بود. این روزنامه سه عکس خود را به دولت (۲تصویر روحانی و یک عکس ربیعی با تیترهایی درباره بنزین) اختصاص داد و در تصاویر اولش هیچ خبری از اعتراضات مردمی نبود. همچنین این روزنامه به جز دو روز (یکشنبه و دوشنبه) که بسته‌های کارشناسی را منتشر کرده است به حوادث روزهای اخیر بیشتر نگاه دولتی داشته است. روزنامه شرق حتی در روزهای ابتدایی هفته، اخبار مربوط به افزایش قیمت بنزین و اعتراضات را در ستون کناری صفحه اول منتشر کرده است. علاوه براین روزنامه شرق در صفحه نخست خود قطع اینترنت را مورد نقد و بررسی قرار نداده است و از مشکلات مردم در این خصوص چیزی ننوشته است.

ایران؛ ایستاده در کنار دولت

روزنامه ایران به‌عنوان روزنامه رسمی دولت اگرچه در طول یک هفته گذشته تلاش کرده است تا درباره حوادث اخیر نگاه تحلیلی داشته باشد و چند گزارش کارشناسی منتشر کند و با متخصصان اجتماعی و سیاسی درباره اعتراضات مردمی گفت‌وگو کند ولی بخش مهمی از تمامی صفحات اول خود را در طول یک هفته به مسئولان دولتی ازجمله رئیس‌جمهور اختصاص داد. در طول ۶شماره هفته گذشته ۳تیتر اول و اصلی روزنامه به رئیس‌جمهور و یک تیتر اول به معاون اول رئیس‌جمهور اختصاص داده شده است. همچنین در صفحه اول این روزنامه در طول هفته و در موضوع تحولات رخ داده دو تیتر از علی ربیعی، سخنگوی دولت، یک تیتر از نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه و یک تیتر هم از معاون حقوقی رئیس‌جمهور لعیا جنیدی چاپ شده است.

روزنامه ایران در طول هفته گذشته تنها یک عکس خود را به تحولات سیاسی و اجتماعی اخیر اختصاص داد (البته این روزنامه سه روز در عمل عکس یک نداشته است) و آن هم در راستای اعتراضات مردمی نبود بلکه به پوشش راهپیمایی‌های ضداعتراضات اختصاص داشت که با تیتر «محکومیت آشوب ها» منتشر شده است. روزنامه ایران در روزهای یکشنبه، دوشنبه، پنجشنبه گزارش‌های کارشناسی درارتباط با موضوع بنزین و تحولات سیاسی منتشر کرده است. همچنین این روزنامه در روز سه‌شنبه با تعدادی از مردم درباره حوادث اخیر صحبت کرده است.

کیهان؛ همچنان حمله به دولت و اصلاحات

عجیب نیست که روزنامه اصولگرای کیهان به نقد دولت و اصلاح طلبان بپردازد اما افزایش قیمت بنزین آتش شعله‌های این نقدهای مستقیم را تندتر کرد تاجایی که روزنامه کیهان روز یکشنبه و سه روز بعد از اعلام افزایش قیمت بنزین تیتر زد: «جای خالی وقت شناسی و تدبیر در طرح ضروری کنترل مصرف بنزین» همچنین این روزنامه روز پنجشنبه نوشت: «مدعیان اصلاحات خواستار مجازات مدافعان امنیت شدند/ وحشت حامیان داخلی اراذل آشوبگر از افشای هویت خود. » این روزنامه همچنین از روز دوشنبه برای معترضان واژه‌ای تحت عنوان «اراذل اجاره‌ای» را ساخت و در طول هفته بارها مطالبی را با این عنوان منتشر کرد: «اعدام با طناب‌دار در انتظار اراذل اجاره‌ای»، «خروش ملت علیه اراذل اجاره‌ای» و… روزنامه کیهان همچنین در عکس اول خود هم هیچ تصویری از تجمعات اعتراضی مردمی منتشر نکرد اما سه تصویر خود را به تخریب اموال عمومی و دو تصویر خود را به راهپیمایی‌ها در چند شهر علیه اعتراضات اختصاص داد.

سازندگی؛ ریشه‌های اجتماعی اعتراض

اصلاح طلب‌ترین روزنامه این روزهای کشور سازندگی است؛ روزنامه‌ای که هفته گذشته هم تلاش کرد با تیترهایی مانند «هزینه‌های جراحی» و یا «شبیخون برف و بنزین» این رویه را حفظ کند. البته این روزنامه به‌صورت کلی در طول ۵شماره (روز دو شنبه منتشر نشد) خود را روزنامه‌ای حامی دولت و اصلاح قیمت بنزین نشان داد و چندین تیتر خود را به رئیس‌جمهور و مسئولان دولتی اختصاص داد. روزنامه سازندگی در طول هفته گذشته هیچ گزارش تولیدی مردمی از اعتراضات در شهرهای مختلف نداشت ولی در دو گزارش با عنوان‌های «حاشیه علیه متن» و «زمینه‌های اجتماعی اعتراضات/ بیکاران معترض» مطالبی با نگاه تحلیلی سیاسی- اجتماعی از وقایع اخیر منتشر کرد. این روزنامه از نظر تصویرهم هیچ عکس خاصی نداشت و در طول هفته گذشته دو روز بدون عکس روزنامه را منتشر کرد و دو روز هم عکس یک خود را به آیت‌الله طالقانی و درگذشت پرفسور فضل‌الله رضا اختصاص داد. در صفحه اول روزنامه سازندگی در هفته گذشته گزارشی مهمی درخصوص قطع اینترنت و مشکلات مردمی در این خصوص منتشر نشده است.

شهروند؛ روزنامه خنثی

روزنامه شهروند که از سوی هلال احمر منتشر می‌شود معمولا گزارش‌های اجتماعی و اختصاصی خوبی را به‌صورت میدانی چاپ می‌کند اما هفته گذشته این روزنامه درباره اعتراضات مردمی، افزایش قیمت بنزین و حوادث اخیر اصلا گزارش اختصاصی نداشت و حتی به بررسی‌های کارشناسی و تحلیلی موضوع هم نپرداخت و رویکردی بسیار خنثی در پیش گرفت. این روزنامه درخصوص اعتراضات مردمی و بدون اشاره به حوادث شهرهای مختلف، هر روز در تیتر اول خود تنها جملات رسمی رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و مسئولان دیگر را منتشر کرد. عکس یک این روزنامه هم به جز روز اول (۲۵آبان ماه) که تصویر یک پمپ بنزین (با تیتر:بنزین ۳هزار تومانی، یک روز بعد) بود در طول هفته فاصله بسیار زیادی با حال و هوای پر تنش کشور داشت، عکس یک‌هایی در ارتباط با بلوط‌های زاگرس، طرح جمع‌آوری موتورسیکلت و… همچنین درخصوص قطعی یک هفته گذشته اینترنت هم روزنامه شهروند تنها یک گزارش (روز پنجشنبه) با عنوان «اینترنت کی وصل می‌شود؟ » منتشر کرد و در گزارشی درخصوص قیمت دلار هم به این موضوع پرداخت.

جام جم؛ حامی قطع اینترنت

روزنامه جام جم هفته گذشته و در اوج اعتراضات مردمی بازهم با انتشار چند مطلب نشان داد که می‌تواند برخلاف جهت رودخانه شنا کند. درحالی‌که قطع اینترنت نارضایتی را به‌دنبال داشته است و زیان‌های اقتصادی کلانی را در پی داشت؛ این روزنامه در چند گزارش به حمایت از «اینترنت‌ملی» و قطع اینترنت پرداخت و در گزارشی که تیتر یک این روزنامه شد نوشت: «آزمایش نسبتا موفق اینترنت ملی» و برای گزارش دیگری هم تیتر «اینترنت نداری کتاب بخوان» را انتخاب کرد. علاوه بر موضوع اینترنت این روزنامه درخصوص افزایش قیمت بنزین و اعتراضات مردمی هم گزارش تحلیلی و کارشناسی خاصی در طول هفته نداشت و تنها گزارش وی‌ژه آنها گفت‌وگو با تعدادی از مردم درخصوص اعتراضات بود. این روزنامه در طول هفته گذشته هیچ عکس خاصی هم درباره اعتراضات مردمی نداشت و تنها عکس جالب آن انتشار تصاویر سران سه قوه (لاریجانی، روحانی و رئیسی) در کنار هم با تیتر «با مردم حرف بزنید آقایان! » بود.

دنیای اقتصاد؛ روزهای آرام

اگر روزنامه دنیای اقتصاد به‌عنوان پرتیراژترین روزنامه اقتصادی کشور را در هفته گذشته ورق بزنید اصلا متوجه نمی‌شوید که کشور دچار چه مسئله‌ای شده و از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب شهرها و به‌خصوص حاشیه‌ها درگیر اعتراضات بوده است. صفحه نخست روزنامه دنیای اقتصاد روزهایی کاملا آرام را برای شما به تصویر می‌کشد آن هم درحالی‌که موضوع افزایش قیمت بنزین و حوادث و اعتراضات در پی آن ذاتا اقتصادی است. نگاهی به تیترهای یک این روزنامه در اوج حوادث جالب است:

«راهکار پایدار برای کنترل مصرف، مدیریت انتظارات و بازتوزیع عادلانه سوخت چیست؟ / فرمول دمکراتیک برای بنزین»، «مردم چگونه با سیاست‌های اقتصادی همراه می‌شوند؟ / دو بال مدیریت انتظارات»، «تجربه زیمنس، سامسونگ و خودروسازی اروگوئه بررسی شد/ مسیر صعود به قله تولید»، «وضعیت مخارج دهک‌های پایین بررسی شد/ چتر نجات کم درآمدها»، «دنیای اقتصاد از جزئیات برنامه حمایتی جدید گزارش می‌دهد/ مشمولان یارانه بنزین» و… و. نکته مهم این است که روزنامه دنیای اقتصاد در طول هفته گذشته در صفحه اولش به «اعتراضات» در هیچ تیتری نپرداخته است و گزارش تحلیلی و کارشناسی وی‌ژه‌ای هم درباره حوادث اخیر منتشر نکرده است.

همچنین عجیب است که این روزنامه که نگاهی اقتصادی و تحلیلی دارد و معمولا به موضوعات اقتصادی نگاهی عمیق می‌کند درباره قطعی اینترنت و اثر منفی اقتصادی آن چیزی چاپ نکرده است به جز نقل قول ربیعی، سخنگوی دولت که روز سه‌شنبه (۲۸آبان) وعده داده بود در «دو، سه روز آینده» اینترنت وصل می‌شود. دنیای اقتصاد در انتخاب تصاویر هم هفته گذشته خیلی عادی عمل کرده بود و حتی در اوج روزهای درگیری ۲ تصویر یک خود را به گزارش‌های خارجی اختصاص داده است.

No responses yet

Nov 24 2019

ایرنا: رشد ۲۵ تا ۵۰ درصدی نرخ حمل‌ونقل مسافران درون‌شهری و میوه و تره‌بار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایرنا: تهران- ایرناپلاس- طبق مشاهدات صورت‌ گرفته، برخی اقلام کالایی بعد از افزایش قیمت بنزین، گاهی با الگویی منطقی و در بسیاری مواقع به‌صورت هیجانی رشد کرده‌اند.

علی‌رغم اعلام مسئولان مبنی بر عدم رشد قیمت‌ کالاها، گزارش‌های میدانی حکایت از افزایش قیمت برخی کالاها دارد. الگوی این افزایش‌ها، همان‌طور که انتظار می‌رفت، ابتدا از کالاهایی شروع شده که به‌صورت مستقیم از قیمت بنزین تأثیر پذیرفته‌اند. نرخ حمل‎ونقل مسافران درون‌شهری و میوه‌ و تره‌بار گاهی بین ۲۵ تا ۵۰ درصد رشد داشته و بنابراین به‌طور غیرمستقیم بر هزینه تولید و در نهایت قیمت مصرف‌کننده تأثیر گذاشته‌ است. مشاهدات حاکی از این است برخی مسافربرهای شخصی، برای افزایش قیمت کرایه‌ها از ۱۵۰۰ تومان به ۲۰۰۰ تومان پافشاری زیادی می‌کنند که گاهی اوقات با مقاومت مسافران همراه می‌شود. حتی مشاهده شده گاهی تاکسی‌های زردرنگ سطح تهران نیز همین میزان کرایه بیشتر را از مسافران درخواست می‌کنند.

برخی وانت‌بارها هم بدون هیچ دستورالعمل و بخشنامه‌ای، کرایه حمل بار را به بهانه سهمیه‌بندی بنزین بالا برده‌اند. این مسئله، قیمت تمام شده میوه و صیفی‌جات را برای میوه‌فروشان افزایش داده و موجب شده آنها نیز نرخ‌های خود را تغییر دهند. قیمت هر کیلوگرم گوجه‌فرنگی به رقمی بین ۸.۵ تا ۱۳ هزار تومان رسیده که البته مسئول اتحادیه میوه و تره‌بار علت آن را شروع فصل سرد و کاهش تولید این محصول عنوان کرده است. گوجه‌فرنگی در همین ماه گذشته یکی از ارزان‌‎ترین محصولات بازار به شمار می‌آمد، تا حدی که امسال بسیاری از خانواده‌ها ترجیح دادند از قیمت ارزان آن برای رب‌گیری استفاده کنند. تابستان امسال قیمت فروش گوجه از روی مزرعه (تولیدکننده) به زیر ۵۰۰ تومان رسید، موضوعی که باعث شد برخی کشاورزان، مزارع خود را در اوج برداشت رها کنند؛ چرا که این قیمت حتی دستمزد میوه‌چین را هم نمی‌توانست جبران کند.

علاوه بر گوجه فرنگی، در بازار اقلامی مانند نارنگی، پرتقال و انار هم در روزهای اخیر رشد قیمت داشته‌اند. به‌طور مثال قیمت هر کیلوگرم انار درجه یک از ۹۰۰۰ تومان به ۱۲ هزار تومان رسیده است.

اهمیت ۱۰ درصدی حمل‌ونقل در سبد مصرفی خانوار

اینها اقلامی است که سریع‌تر از دیگر کالاها به گرانی بنزین واکنش نشان داده است. برخی از موارد یاد شده مثل رشد قیمت حمل‌ونقل، به‌صورت مستقیم و برخی مانند میوه به‌شکل غیرمستقیم، اما سریع‌تر از دیگر کالاها رشد قیمت را تجربه کرده است. اگر بخواهیم تأثیر مستقیم این رشد را در سبد مصرف خانوار بسنجیم، باید به ضریب اهمیت حمل‌ونقل در این سبد نگاهی بیندازیم. طبق فرمول مرکز آمار درباره شاخص قیمت مصرف‌کننده، ضریب اهمیت (وزن و اهمیت یک کالا در کل سبد خانوارها) حمل‌ونقل نزدیک ۱۰ درصد است.

روز شنبه مرکز آمار کشور اطلاعات مربوط به نرخ تورم مصرف‌کننده آبان ماه را منتشر کرد. هرچند قیمت جدید بنزین تنها در چهار روز آخر این ماه محاسبه شده، اما با این حال، تورم حمل‌ونقل جزو بالاترین نرخ‌ها در میان گروه‌های کالایی بوده است. همان‌طور که می‌دانید نرخ تورم را بر اساس میانگین قیمتی یک سبد کالا در طول یک ماه اندازه‌گیری می‌کنند، به این صورت که برای به دست آوردن تورم حمل‌ونقل، قیمت بنزین برای ۲۶ روز ۱۰۰۰ تومان و برای چهار روز انتهایی ماه، مطابق قیمت جدید محاسبه شده است. با این حال طبق این آمار، نرخ تورم ماهانه این کالا به ۵.۴ درصد رسیده است. در گروه عمده کالاهای غیرخوراکی و خدمات گروه حمل‌ونقل شخصی (بنزین و انواع خودروی سواری) بیشترین افزایش قیمت را نسبت به ماه قبل داشته‌اند. اما در آمار تورم ماه آینده که در تمام روزهای ماه، بنزین با نرخ جدید محاسبه خواهد شد، احتمالاً شاهد رشد بیشتری در تورم گروه غیرکالایی خواهیم بود.

سهم حمل و ‌نقل در هزینه تولید

علاوه بر اینکه قیمت بنزین، موجب واکنش برخی کالاها شد، در بسیاری از کالاها امکان تأثیرپذیری بلندمدت‌تر وجود خواهد داشت. از آنجایی که حمل‎‌ونقل در هزینه تولید همه کالاها مستتر است، احتمال دارد که در هفته جاری هم با فراگیری موج کوچکی از گرانی مواجه شویم. البته در ابتدای هفته جاری هم تا حدی این اتفاق افتاده است. صاحب یک رستوران می‌گوید که قیمت برنج ایرانی و مرغ در روز شنبه رشد داشته است. یک هایپر مارکت هم که بسیاری از اقلام را روز شنبه خریداری کرده بود، عنوان می‌کند که بسیاری از کالاها مانند ماکارونی یک برند خاص و همچنین یک نوع شربت آماده در این روز رشد قیمتی داشته‌اند.

پیگیری‌ها نشان می‌دهد در بازار آهن هم قیمت‌ها با افزایش ۷۰ تا ۸۰ هزار تومانی برای هر تیرآهن در طول روزهای گذشته مواجه بوده‌اند.

کنترل مشروع یا نامشروع قیمت

با همه اینها، مسئولان معتقدند که افزایش نرخ بنزین به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به‌ترتیب ۲.۵ و ۴ درصد بر تورم تأثیر خواهد گذاشت؛ موضوعی که البته موجب اعتراض برخی اقتصاددانان از این منظر شد که حتی این رقم نیز موجب تشدید فقر و ایجاد فاصله طبقاتی بیشتر خواهد شد.

از همین رو، در حال حاضر یک اتفاق نظر قوی بین دولت و کارشناسان در مورد لزوم کنترل قیمتی کالاها وجود دارد. این امر از آن جایی قابلیت پذیرش دارد که سرکوب قیمتی محسوب نمی‌شود، زیرا رشد قیمت‌های اخیر تنها نشأت گرفته از هیجانات بازار است و ارتباطی با هزینه تولید ندارد. از همین رو، آن‌طور که قائم‌مقام وزیر صمت در امور بازرگانی گفته است: بیش از ۱۸ هزار مورد بازرسی توسط بازرسان سازمان حمایت، سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت استان‌ها و همچنین بازرسی اصناف در سطح استان‌ها انجام شده و برای ۱۲۴۲ متخلف، پرونده تشکیل و برای بررسی به تعزیرات حکومتی ارسال شده است.

حسین مدرس خیابانی در جلسه ستاد تنظیم بازار کشور با تأکید بر اینکه هرگونه افزایش قیمت به بهانه تغییر نرخ بنزین در بازار غیرقانونی است و حتماً با متخلفان برخورد قانونی می‌شود، اظهار کرده: علاوه بر موضوع گران‌فروشی، احتکار و امتناع از عرضه نیز به‌عنوان یکی از تخلفات، مورد توجه بازرسان است که در صورت مواجهه، بدون کوچک‌ترین مماشاتی با متخلفان برابر قانون برخورد خواهد شد.

وی همچنین گفت: افزایش نرخ بنزین در قیمت انواع اقلام کالایی و خدمات، تأثیر ناچیزی دارد و برخی دغدغه‌های موجود ناشی از جو روانی در سطح بازار است که با تدابیر اتخاذ شده، جلوی این اتفاق گرفته خواهد شد.

۸۰ درصد کامیون‌های حمل میوه، گازوئیلی هستند

عضو هیئت رئیسه اتحادیه بارفروشان نیز ایجاد اختلال در حمل‌ونقل میوه توسط برخی کامیون‌داران به دلیل افزایش قیمت بنزین را تکذیب کرده و گفته: ۸۰ درصد کامیون‌های حمل میوه از گازوئیل استفاده می‌کنند.

مصطفی دارایی‌نژاد با بیان اینکه برای حمل میوه از کامیون‌های تک، خاور، ۱۰ چرخ و تریلی استفاده می‌شود، گفت: تمامی این وسایل از گازوئیل استفاده می‌کنند و تنها ۲۰ درصد خودروهایی که برای حمل میوه از آنها استفاده می‌شود، بنزین مصرف می‌کنند که آنها نیز شامل نیسان‌هایی هستند که از شمال کشور پرتقال و نارنگی را به تهران حمل می‌کنند.

رئیس اتحادیه بارفروشان اضافه کرد: طی دو روز گذشته شاهد بارندگی در سطح کشور بودیم که این مسئله مشکلاتی را در جاده‌ها برای رانندگان ایجاد کرده و طی روزهای آینده با متعادل شدن شرایط جوی، این مسئله نیز برطرف خواهد شد.

لازم است گفته شود رشد محدود قیمتی در کالاهایی که نرخ بنزین موجب افزایش هزینه آنها شده، می‌تواند منطقی باشد و در مقابل، قیمت کالاهایی که از کانال هیجان و احتکار بالا رفته‌اند، مسیری غیرمنطقی دارد که کنترل آنها از سوی دولت را مشروع و الزامی می‌کند.

گزارش از هادی سلگی

No responses yet

Nov 24 2019

آن برانکارد را می‌بینید؟ او و شهریار، فرزندان من بودند.

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوزمانه: منیره ناهید (دایکه مونیره) یکی دیگر از مادران مقاومتْ زندگی را وداع گفت.

او مادر دو تن از مبارزین سیاسی کرد «احسن ناهید» و «شهریار ناهید» بود که با فرمان حاکم شرع وقتْ صادق خلخالی در محوطه‌ی فرودگاه سنندج تیرباران شدند.

خلخالی در مقام یکی از جلادان کردستان (به سیاق مصطفی چمران و گروه امل) در حکمی لسانی و بی استناد، دستور تیرباران به ۱۱ تن را در ۵ شهریور ۱۳۵۸ صادر کرد.

احسن ناهید ۲۲ ساله، دانشجوی مهندسی پلی‌تکنیک تهران (خوابیده بر روی برانکارد) و شهریار ناهید ۲۰ ساله، دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران در میان کشته شدگان قرار داشتند.

از میان اسامی دو نفر بسیار زخمی بودند، که یکی از آنان احسن ناهید و دیگری ناصر سلیمیْ کارمند اداره‌ی بهداشت سنندج بود که با دست زخمی به گلوله بسته شدند.

خلیل بهرامی (از دوستان نزدیک صادق خلخالی) در یادآوری خاطراتش گفته است: «قاضی (خلخالی) عمامه‌اش را برداشت. کفش‌هایش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید. قاضی اتهامات انتسابی متهمان را [چنین] برشمرد:

قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.

اما هیچ مدرکی ارائه نشد. همه‌اش حدس و گمان بود. پس از نزدیک به ۳۰ دقیقه، خلخالی یازده مرد را “مفسد فی الارض” اعلام کرد.

جمیل نوره یکی از زندانیان نجات یافته که پیش از اعدام احسن ناهید با او بازداشت شده بود در کتاب خاطرات خود (یک شاهد زنده برای ثبت در تاریخ)، چگونگی زخمی شدن احسن ناهید را با نقل قول از وی شرح داده است:

“با وجود زخم ران و خونریزی به تعقیب و گریز ادامه دادیم و در یک مزرعه، خود را زیر شبدرها مخفی کردیم. گرمای زیاد زیر شبدرها آزار دهنده بود، از طرفی جاش‌ها و پاسدارها مشغول زیر و رو کردن شبدرها بودند که من را پیدا کردند. شهریار (برادر) و جمیل یخچالی (از اعدام شدگان) با دیدن دستگیری من‌ از مخفی‌گاه بیرون آمدند و خود را تسلیم کردند. آنها می‌توانستند فرار کنند اما نخواستند که مرا تنها بگذراند. عوامل رژیم ما را به پاسگاه بازگرداند”.

روز ۵ شهریور ۱۳۵۸ ساعت ۵ بعدازظهر

احسن ناهید، شهریار ناهید، جمیل یخچالی، ناصر سلیمی، عبداله فولادی، مظفر نیازمند، سیروس منوچهری، اصغر مبصری، مظفر رحیمی، عیسی پیرولی و عطا زندی در فرودگاه سنندج با ضرب گلوله‌هایی در جمجمه و تن کشته شدند تا تطهیر کنندگان تاریخ خون‌بار حاکمیت، جنایت را «پاسداری» و تاریخ حذف و کشتار را «عصر طلایی امام» نام گذاری کنند.

جنایاتی از قصابان کردستان که یادآوری هولناک آن برای فرزندان چمران و خلخالی به اظهار بی‌اطلاعی آنان می‌انجامد.

اما چه باک که سرخی خون جان‌باختگان این سالیان لحظه‌ای کمرنگ نخواهد شد و «فراموشی» همچون ردای ننگینی بر تن تثبیت‌کنندگان وضعیت موجود خواهد ماند.

No responses yet

Nov 23 2019

بهبهان پس از درگیری؛ به‌ظاهر آرام، عمیقا غمگین

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


ایران وایر: در اعتراضات بهبهان دست کم هشت معترض کشته و بسیاری زخمی شدند، تصویر از ساختمان یکی از شعب بانک ملی که در آتش خشم معترضان خاکستر شد.

اینجا بهبهان است، شهری به‌ظاهر آرام با مردمی عمیقا دل‌شکسته.

حوالی هرکدام از میدان‌های اصلی شهر یک ساختمان سوخته می‌بینی. نرده‌های حایل بین پیاده‌رو و خیابان درهم‌تنیده‌اند، بانک قوامینی که ضلع جنوبی فلکه دختر است کاملا سوخته، میدان هلال‌احمر، میدان استیل، میدان مراحل و فلکه شیراز هرکدام از گذرگاه‌های عبوری و اصلی شهر، زخمی به تن دارند.

«فریبا»، معلم تاریخ دبیرستان و ساکن شهر بهبهان به ایران‌وایر می‌گوید: «ویرانی دیوارها و جای سوختگی روی ساختمان‌ها همه ماجرا نیست، چیزی که به‌شدت احساسش می‌کنی حس غم و اندوه باقیمانده روی تن شهر است. مردم در خودشان هستند. مثل آنکه حس کنند امیدی به گشایش نیست.»
او معتقد است دلیل غمی که بر فضا مستولی شده است استیصال مردم است: «از یک‌سو، دولت حاضر به انتقال آرام قدرت نیست و از سوی دیگر، هر اعتراض مردم با ده برابر خشونت پلیس مواجه می‌شود و مردم واقعا نمی‌دانند تکلیف کارشان بااین‌همه ستم و فشار چیست؟»

به گفته او هفته‌‌ای که گذشت خیابان‌ها رسما صحنه جنگ تن‌به‌تن بود.

فریبا از همان اوایل صبح روز بیست و پنجم آبان که می‌خواست از خودپرداز بانک رفاه کارگران مبلغی پول دریافت کند درگیر ماجرا شد.
«زمانی به آنجا رسیدم که مردم در حال سنگ پراندن به شیشه‌های بانک بودند. یک آقای قوی‌هیکلی که لباس آبی تیره به تنش بود سنگی برداشت که به سمت شیشه بانک پرتاب کند، یک‌باره از آن‌سوی شیشه‌ها کله یک نفر از کارمندان بانک معلوم شد که پناه گرفته بود پشت میزها. همان مرد لباس آبی مردم را متوقف کرد و گفت یک همشهری آنجاست. مردم بااینکه هیجان‌زده بودند و کنترلشان سخت بود اما منتظر ماندند تا کارمندی که ته بانک گیرافتاده بود ازآنجا خارج شد و بعد به بانک حمله کردند. مامورها ایستاده بودند و هیچ اقدامی برای پراندن و دور کردن مردم انجام نمی‌دادند.»

این معلم می‌گوید چیزی که جامعه آموزشی بهبهان را غمگین کرده تیر خوردن یک دختر نوجوان در حیاط یکی از مدارس شهر بوده است.
«یک دختر دبیرستانی وسط حیاط مدرسه «غزل موسوی» تیر خورد و مرد. واقعا کسی نمی‌داند چه طوراین دختر هفده‌ساله تیر خورده است؟ اصلا آن ساعت روز او چرا آنجا بوده یا چطور تیر از دیوارهای مدرسه عبور کرده و به او اصابت کرده؟»

به گفته فریبا که معلم تاریخ دبیرستان دخترانه شهرستان بهبهان است در مورد تعطیلی مدارس اعلام رسمی وجود نداشته اما مسوولان مدرسه خودشان با اولیا تماس گرفته بودند و گفته بودند که بهتر است به خاطر امنیت فرزندانتان آن‌ها را به مدرسه نیاورید. از روز گذشته مدارس بازهم به راه افتاده اما بااین‌حال برخی خانواده‌ها اعتماد نمی‌کنند و می‌گویند مایل به آمدن فرزندانشان سر کلاس درس نیستند و البته مدرسه هم سخت‌گیری زیادی روی موضوع حضوروغیاب دانش‌آموزان ندارد.

او می‌گوید بااینکه شهر بهبهان کوچک است و جمعیت آن‌چنانی ندارد اما در هفته گذشته همه رفت‌وآمدها مسدود شده بود. به گفته این زن ساکن بهبهان کماکان و باوجود آرام شدن فضا بازهم همه‌جا مامور ایستاده و اجازه تجمع بیش از سه نفر را نمی‌دهند و مردم را متفرق می‌کنند.

فریبا می‌گوید مامورها سنگ پرتاب می‌کردند و مردم هم متقابلا جواب می‌دادند تفاوتشان در این بود که مامورها سپر دفاعی و کلاه‌خود و تجهیزات دفاعی داشتند و کمتر آسیب می‌دیدند اما مردم آسیب جدی می‌دیدند و برای همین هم بیمارستان‌ها لبالب از زخمی‌شدگانی بود که سر و دست‌وپاشکسته وسط راهروها خوابیده بودند.

فریبا دم غروب یکی از همین روزها وقتی از مدرسه برمی‌گشته، زنی تقریبا هفتادساله را در آستانه پاساژ «شهر شب» نشسته روی دو زانو دیده که خون از سرش سرازیر شده بوده: «با صورت زخمی و مانتوی پاره نشسته بود کف زمین و تمام صورتش را خون گرفته بود. سرش با ضربه باتوم شکسته بود. می‌گفت اصلا برای اعتراض نیامده بوده بلکه می‌خواسته برود به دختر باردارش که ماه آخر بارداری است سر بزند. می‌گفت هیچ‌کس نبود اما وقتی از پیچ پارک شهر به سمت پاساژ شهر شب پیچیدم یک نفر سوار موتور حتی قبل از اینکه مرا ببیند از پشت دیوار با باتوم به من حمله کرد و من مطمئنم او نمی‌دانست چه کسی قرار است از پیچ کوچه سر برسد. سرش را با یک‌تکه از چادرش بستم و کمی آب به او دادم و دستش را گرفتم و از کوچه‌پس‌کوچه رد شدیم تا از منطقه خطر عبور کرد، او را تا خانه دخترش رساندم اما سرش نیاز به بخیه و درمان جدی داشت. پیرزن که دور می‌شد فکر کردم چقدر زمان می‌برد که زخم‌های یک زن تقریبا هفتادساله ترمیم بشوند؟»

«م. نراقی» پرستار بیمارستان «شهیدزاده» است. او روز دوم درگیری بر بالین جوانی که در پی اصابت گلوله زخمی شده بود، حاضر بوده و با او چند کلمه‌ای حرف زده است. جوانی که چند دقیقه بعد، از شدت خونریزی درگذشته است.

«آن جوان هنوز به هوش بود؛ اما خون زیادی را ازدست‌داده بود و داشتند اتاق عمل را برایش مهیا می‌کردند. دستش را گرفتم. گفت به مادرم خبر بده. رفتم برای تجهیزات اتاق عمل کمک کنم اما آمدند گفتند مرد. مامورها جسدش را بردند. نمی‌دانم به کجا؛ اما من تصور نمی‌کنم با توجه به مشاهداتی که داشتم بشود تعداد کشته‌شدگان را هشت نفر تخمین زد.»
او می‌گوید خیلی‌ها می‌آمدند و می‌گفتند فرزندشان از خانه بیرون رفته و برنگشته. مجبور شدیم اسامی زخمی‌شدگان را روی بورد ورودی بیمارستان نصب کنیم. آدم‌هایی بودند که به بیمارستان تامین اجتماعی و مرکز درمانی دیگر شهر هم سرزده بودند اما اسم وابسته‌شان در هیچ جا ثبت‌نشده بود.

او می‌گوید شش نفر از زخمی‌شدگان را برای به خاک‌سپاری تحویل داده‌اند:
«آن‌طور که شنیده‌ام تحت تدابیر شدید امنیتی شش نفر به خاک سپرده شدند و تاکید شده بود که هیچ‌کس هم حق ندارد در مراسم این شش نفر حاضر باشد. من تصور نمی‌کنم از کسی در شهر بهبهان برای تحویل پیکر عزیزشان پولی دریافت کرده باشند اما می‌دانم به خانواده‌ها بعضا گفته بودند چهل میلیون تا دویست میلیون بدهید. به دستگیرشده‌ها هم گفته‌اند به خانواده زنگ بزنید پول بیاورند برای آزادی‌تان. گفته بودند به یک جوان که باید خسارت بانک‌ها را از خودتان دربیاوریم. می‌خواهند رعب و وحشت را بیشتر کنند با این حرف‌ها تا کسی جرات نکند دست به این کار بزند.»

«سالار»، حوالی میدان ابن‌سینا سکونت دارد. او می‌گوید هر سه پمپ‌بنزین شهر ازکارافتاده‌اند و یکی از همسایگانشان برای اینکه بنزین بزند به روستای «جیزون» رفته و متاسفانه هنگام عبور از عرض جاده برای پر کردن یک دبه بنزین، ماشین به او اصابت کرده و او ساعت‌ها گوشه جاده افتاده و درنهایت به علت خونریزی درگذشته است.
او می‌گوید با شناختی که نسل‌اندرنسل از روحیه مردم شهرش دارد آن‌ها به‌هیچ‌وجه نه اسلحه گرم نگهداری می‌کنند و نه دست به سلاح می‌برند.
«بهبهانی‌ها مردمی بسیار صلح‌طلب و آرامند. اصلا فرهنگ نگهداری سلاح در شهر وجود ندارد. شاید عشایر اطراف شهر که عمدتا لر هستند بنا به‌ضرورت زندگی و زندگی کوچ‌نشینی و عشایری سلاح گرم داشته باشند که برای شکار و یا مراسم عروسی و جشن‌ها استفاده می‌کنند، اما اساسا بین مردم بهبهان چنین رویه‌ای وجود ندارد. شایعه‌شده که تیراندازی از سوی مردم باعث جری شدن نیروی انتظامی و شروع درگیری‌ها و استقرار یگان ویژه شده اما چنین چیزی درست نیست چون مردم مسلح نیستند. ضمن اینکه کشته‌شدگان غالبا جوانانی هستند که اهل روحیه ستیزه نیستند و یا کسانی که برای تماشا راهی خیابان شده بودند.»

سالار می‌گوید حجم خشونت و درگیری‌هایی که مردم شهر شاهدش بودند منجر به داغ شدن بازار شایعات شده است: «چیزهای ترسناکی دهان‌به‌دهان گفته می‌شود. می‌گویند تمامی کشته‌شدگان با گلوله مستقیم به گلو مرده‌‌اند و تک‌تیراندازها سوری و عراقی و آموزش‌دیده هستند. این حرف‌ها چه درست باشد و چه در حد شایعه باشد به‌اندازه کافی ترسناک است.»

سالار به‌عنوان یک شهروند معمولی از این‌که هیچ تلاشی برای گفت‌وگو با مردم انجام نشد دلگیر است:
«یک نفر نیامد با مردم حرف بزند ولی در عوض آمدند با باتوم تا یقه آدم‌هایی که آرام نشسته بودند وسط میدان بانک ملی و شعار می‌دادند. به‌جای دلجویی داشتند تهدید می‌کردند. برای همین هم درگیری‌ها بالا گرفت و حدفاصل بانک ملی تا اداره آموزش‌وپرورش و فلکه شیراز عملا تبدیل به میدان جنگ تن‌به‌تن و سنگ‌پرانی شد.»

او می‌گوید از دیروز اوضاع شهر به‌ظاهر آرام شده اما زیرپوست شهر نگرانی بابت بازداشتی‌ها و دل‌شوره عاقبت آن‌ها وجود دارد: «گفته‌شده آن‌قدر تعداد بازداشتی‌ها زیاد است که زندان بهبهان ظرفیت آن‌ها را نداشته و آن‌ها را به زندان شیبان اهواز منتقل کرده‌اند. گویا خیلی‌ها را از طریق فیلم دوربین‌های مداربسته ساختمان‌های دولتی شناسایی کرده‌اند. بین مردم شایعه شده که چند نفر را که در ماجرای آتش زدن بانک‌ها مداخله داشته‌‌اند، بی‌صدا اعدام کرده‌اند. این خبرها تایید شده نیستند اما تاثیر بسیار بدی بر روحیه مردم گذاشته، دستیابی به خبر درست هم ممکن نیست چون کماکان خیلی‌ها اینترنت ندارند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .