اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

Apr 21 2013

بازداشت احمدی‌نژاد در صورت ایجاد خطر برای «نظام»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ملی مذهبی: شنیده شده است که

در هفته گذشته رهبری جمهوری اسلامی دو بار و در دو دیدار متفاوت سخن از بازداشت احمدی نژاد زده است.

طبق همین شنیده ذکر این موضع یک بار موقعی بوده است که یکی از افراد جریان راست (موسوم به اصول گراها) نزد وی رفته و با اشاره به برخی رفتارهای احمدی نژاد و در پیش بودن تجمع استادیوم آزادی گفته است که احمدی نژاد دارد شلوع می کند و ممکن است در انتخابات نیز خرابکاری کند. رهبر ج.ا در پاسخ می گوید اگر کاری کند که برای نظام خطر داشته باشد دستور می دهم به بازداشتگاه بیندازندش!

و بار دیگر در دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی بوده است. در این دیدار (که بخش هایی از اخبار و تحلیلی که هاشمی پس از آن از این دیدار داشت به عرصه رسانه ها نیز کشانده شد) ، آقای هاشمی تحلیلی از اوضاع کشور ارائه می کند که جا به جا رهبر ج.ا موضع و تحلیل وی را رد و تحلیلی متفاوت و به عکس از اوضاع کشور می دهد.

طبق همین شنیده آقای خامنه ای اما در بحث انتخابات به وی می گوید اگر نامزد معقولی بیاورید خوب و قابل تفاهم است. در عین حال وقتی هاشمی رفسنجانی از احتمال خطرناک شدن احمدی نژاد برای نظام سخن می گوید و اظهار می کند مواظب احمد نژاد در این چند ماه باشید تا خطری برای نظام ایجاد نکند رهبر ج.ا با لحنی مشابه شنیده بالا پاسخ می دهد می گویم دوروزه بازداشتش کنند!

برخی ناظران سیاسی عقب نشینی احمدی نژاد در تجمع استادیوم آزادی و عدم طرح مشایی و اصلا سخن نگفتن در باره انتخابات را به برخی مذاکرات پشت صحنه در این باره نسبت می دهند. ضمن اینکه کمی جمعیت حاضر در استادیوم علیرغم بسیج دویست و پنجاه هزار نفره نیز از نکات قابل تامل در باره میزان توانایی دولت در بسیج نیروها علیرغم پول فراوانی که در اختیار دارند و نیزجهت سنجی نیروهای اداری در این میان است که هم خود دریافته اند و هم از طریق حراست های ادارات توصیه می شوند که مراقب باشند در چه صفی قرار می گیرند.

طبق شنیده فوق حاضران در استادیوم خبر از ترکیب خاص غیر سیاسی و نا آگاه بودن بسیاری از شرکت کنندگان از بازیهای سیاسی و درگیری ها و کشمکشهای قدرت در سطوح فوقانی کنونی قدرت در ایران می دهند.

خاطر نشان می شود یک شعار مهم حاضران در دقایق بسیاری از مراسم در هنگام ظهر«توپ، تانک، فشفشه- نهار ما چی میشه!؟» بوده است!

No responses yet

Apr 19 2013

پسرخاله مورد علاقه آیت‌الله خامنه‌‌‌ای نامزد ریاست جمهوری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

رادیوفرانسه: امروز در حالی که محمود احمدی نژاد در ورزشگاه صدهزار نفری طرفداران خود را دور هم جمع کرده بود، سایت دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات در ایران فیلتر شد و در ادامه روند رو به افزایش اعلام نامزدی افراد مختلف در ایران، یکی از اقوام درجه یک آیت الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز برای شرکت در انتخابات کاندید شد.

امروز در پی فیلتر شدن سایت دعوت از محمد خاتمی برای ریاست جمهوری که حدود ٢٢ هزار امضا برای دعوت از رییس جمهور سابق ایران در آن به ثبت رسیده بود، سایت کلمه از رسانه‌های متعلق به اپوزسیون ایران در این رابطه نوشت: «کار گروه فیلترینگ که مواضعی نزدیک به جبهه پایداری دارد، سایت “سلام خاتمی” که برای دعوت از سید محمد خاتمی جهت کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری تأسیس شده بود را فیلتر کرد.»

در حالی که برخی از چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلب از خاتمی درخواست کرده‌اند تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند، به نظر میرسد فشار بسیار زیادی بر فعالان اصلاح طلب و شخص محمد خاتمی برای عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد؛ تا جایی که چندی پیش برخی از سایت‌های خبری مدعی شدند، دستگاه امنیتی ایران از فعالان اصلاح‌طلب خواسته است تا از دعوت خاتمی خودداری کرده و به دیگر نامزدهای حاضر در انتخابات اکتفا کنند.

چندی پیش آقای لقمانیان- نماینده سابق مجلس ایران و چند فعال سیاسی همدانی دیگر، در مسیر دیدار با آقای خاتمی در جاده منتهی به تهران بازداشت شدند.

در این زمینه سراج الدین میردامادی- روزنامه نگار و تحلیل گر مسایل سیاسی، به بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه گفت:

گفتگو با سراج الدین میردامادی

18/04/2013

گوش کنید (08:09)
More

«چیزی که ما میدانیم این است که حاکمیت هیچ قولی برای برگزاری یک انتخابات آزاد نداده است. صحنه ای که خود نیز شاهد آن هستیم این است که هیچ دری باز نشده، هیچ قولی داده نشده است، هیچ نشانه ای از برگزاری یک انتخابات آزاد وجود ندارد و اساساً چنین ادعایی از سوی حاکمیت نیز صورت نگرفته است؛ اما عده‌ای چنین چیزی را آرزو میکنند و براساس این آروزها نیز از آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات دعوت می کنند. اما حاکمیت اراده ای برای برگزاری انتخابات سالم، عادلانه و رقابتی ندارد و زمینه‌های آن را نیز فراهم نکرده است.
حاکمیت در رفتار خود تغییری ایجاد نکرده است. چیزی که در این میان عجیب است کسانی هستند که دست به خیال‌پردازی زده‌اند و به دنبال آرزوهای خود هستند. عده ای که عرصه واقعی سیاست را با عرصه خیال اشتباه گرفته اند، کار آنها جای سؤال دارد و باید از کار آنها تعجب کرد.»

اما در دیگر تحول انتخاباتی امروز، یکی از خویشاوندان نزدیک آیت‌الله خامنه‌ای، کاندیداتوری خود را در انتخابات پیش‌رو اعلام کرد؛ برخی از ناظران سیاسی ایران، با اشاره به غیر قابل پیش بینی بودن نتیجه انتخابات سال 84، عنوان کرده اند شاید وی «احمدی نژاد انتخابات سال 92 باشد».

صاد ق واعظ زاده، که عنوان “رئیس شورای عالی مرکز الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت” را دارد، با اعلام کاندیداتوری خود درباره تیم اجرایی وی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «من مستقل می‌آیم، اگر بخواهیم در جامعه پیشرفت سریع داشته باشیم باید دولت را از مناقشات و جنجال سیاسی دور نگه داریم؛ البته این نکته را نباید فراموش کنیم که مناقشات و جنجال سیاسی جزء طبیعت دموکراسی است، اما دولت نباید در مرکز قرار گیرد؛ دولت زمانی می‌تواند مستقل باشد که تشکیل‌دهندگان آن، تفکر مستقل داشته باشند. من باند نداشته و دست به حزب ندارم؛ من از همه نیروهایی که به اصولی که من معتقد هستم اعتقاد داشته باشند، در تیم اجرایی خود استفاده می‌کنم.»

سراج الدین میردامادی، در این رابطه به بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه گفت:

«احتمالات گوناگونی مطرح است؛ افرادی مدعی به دست یافتن به مقام ریاست جمهوری هستند که بیشترین نزدیکی را به رأس قدرت دارند، چرا که نزدیکی به مردم را چندان مهم نمیدانند و برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری سعی دارند در یک مسابقه خود را هر چه بیشتر نزدیک به رأس هرم قدرت در ایران یعنی آقای خامنه ای نشان دهند تا پیروز شوند و به ریاست جمهوری برسند.
آقای دکتر صادق واعظ زاده هم که پسرخاله آقای خامنه‌ای هستند امروز اعلام حضور در انتخابات کرده اند. اینکه ایشان و یا آقای ولایتی و یا فرد دیگری بتوانند نظر مساعد آقای خامنه ای را به دست آورند چندان مشخص نیست اما به هر حال آقای خامنه ای علاقه فراوانی به آقای واعظ زاده دارند. ایشان کسی است که الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی که مد نظر آقای خامنه ای است را تدوین میکنند. چه بسا ایشان کسی باشد که نهایتاً فرد ایده آل آقای خامنه ای باشد. اما این نکته را نباید فراموش کرد که ایشان در چینش سیاسی ایران چندان پشتوانه‌ای ندارد؛ بسیار دشوار است که ایشان بتواند از سدهای مختلف تصمیم گیری در این رابطه، در احزاب و گروه های مختلف اصولگرا عبور کند ولی اگر رأس قدرت سیاسی در ایران اراده کند، با مهندسی آرا و حمایت دستگاه‌های نامرئی میتواند به ریاست جمهوری دست یابد. او یکی از افرادی است که باید در این انتخابات به او دقت و توجه کرد.»

No responses yet

Apr 18 2013

هرگونه کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه(بجز در ایران) را محکوم می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

تعامل: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.
به گزارش تعامل، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در آستانه 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان منتخب و اعضاء پایگاههای بسیج شهرکهای سازمانی و همچنین تعدادی از خانواده های ارتشیان، ارتش جمهوری اسلامی ایران را مایه افتخار و ارتشی مردمی، علمی، اعتقادی، دارای ابتکارات گوناگون و آزموده شده خواندند و با اشاره به غیر منطقی بودن جبهه استکبار به سرکردگی امریکا، تأکید کردند: امروز، تمدن غرب بواسطه تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی به اصول انسانی در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

فرمانده کل قوا در این دیدار در تشریح ویژگیهای منحصر بفرد ارتش جمهوری اسلامی ایران، به مردمی بودن ارتش اشاره کردند و افزودند: در نظام جمهوری اسلامی ایران، ارتش به دلیل فداکاری و مجاهدت و نه به دلیل زورگویی و قدرت، مورد تکریم مردم و دارای پشتوانه مردمی است.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص علمی بودن ارتش خاطرنشان کردند: پیشرفتها و گستره کارهای علمی و پژوهشی نیروهای مسلح از جمله ارتش در زمینه صنایع دفاعی و الکترونیکی حیرت آور و غیرقابل مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی و حتی سالهای اول انقلاب است.
ایشان تأکید کردند: همه این پیشرفتها در شرایطی به دست آمده است که بدخواهان ملت ایران، در دادن کمترین امکانات بخل ورزیدند اما جوشش درونی استعدادهای جوانان و فرزندان این ملت، شگفتی آفرید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگی دینی و اعتقادی بودن ارتش، افزودند: انجام کار براساس احساس تکلیف و تعمیق روحیه دینی و انقلابی موجب شده است که ارتش جمهوری اسلامی ایران به یک ارتش متعهد و پایبند به اعتقادات و ارزشها تبدیل شود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: چنین ارتشی قطعاً در هر امتحانی سربلند بیرون خواهد آمد.

فرمانده کل قوا، آزموده بودن ارتش به دلیل حضور سرافرازانه در 8 سال دفاع مقدس را یکی دیگر از امتیازات ارتش برشمردند و خاطرنشان کردند: ارتش جمهوری اسلامی ایران در عملیات گوناگون در دوران دفاع مقدس نقشی برجسته داشت و کارهای بزرگی انجام داد.

رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ارتشیان گفتند: به ارتشی بودن خود افتخار کنید و همت خود را، حفظ و تقویت این ویژگیهای ممتاز قرار دهید.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به رویکرد متفاوت نیروهای مسلح ایران در مقایسه با ارتش های دنیا، افزودند: ارتش، سپاه و بسیج یک فرهنگ و جهت گیری جدیدی را به دنیا عرضه کرده اند که الگوی بدیعی در مقابل جهت گیری استعماری و سلطه گرانه بیشتر ارتشهای دنیا است.

ایشان در خصوص روحیه سلطه گری مجموعه های نظامیِ جبهه استکبار بویژه آمریکا، خاطر نشان کردند: این مجموعه های نظامی در هر جایی که حضور پیدا میکنند مایه فساد اخلاقی و فشار بر مردم و کشتار آنان هستند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعای آمریکاییها مبنی بر مخالفت با وسائل کشتار جمعی افزودند: بر خلاف این ادعا، هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا، کودکان و زنان و مردم بیگناه افغانستان و پاکستان را قتل عام میکنند و تروریستهای مورد حمایتِ آشکار و پنهان آمریکا نیز در عراق و سوریه، مردم را می کشند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین تناقض گویی های آمریکا خاطر نشان کردند: آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه سکوت میکنند اما بعد از چند انفجار در آمریکا ، همه دنیا را پر از جنجال میکنند.

ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران به پیروی از منطق اسلام با هرگونه انفجار و کشتار مردم بیگناه چه در بوستون آمریکا و چه در پاکستان، افغانستان، عراق و سوریه مخالف است و آنرا محکوم میکند.

ایشان افزودند: رفتار آمریکا و دیگر مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم بیگناه ، متناقض است و بر همین اساس معتقدیم که آمریکا و جبهه مقابل جمهوری اسلامی ایران، غیر منطقی هستند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: به دلیل این تناقض ها، بی منطقی ها، زورگویی ها و بی اعتنایی ها به اصول انسانی تمدن غرب در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این چگونه منطقی است که اگر کودکان و زنان در افغانستان و پاکستان بوسیله آمریکاییها کشته شوند و در عراق و سوریه نیز تروریست های مورد حمایت آمریکا، غرب و صهیونیست ها، فاجعه آفرینی کنند، اشکالی نداشته باشد اما اگر انفجاری در آمریکا یا یک کشور غربی روی دهد، همه دنیا باید هزینه آن را بپردازند.

ایشان تأکید کردند: این روحیه و تفکر آمریکا و غرب که خود را تافته جدا بافته از دیگران میدانند، عامل سرنگونی و زوال روزافزون آنهاست.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اندیشه های منطقی حاکم در نظام جمهوری اسلامی خاطر نشان کردند: این اندیشه های منطقی، پایه های یک تمدن عمیق و ماندگار است.

حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود از فداکاریها، همدلی ها و همراهی های همسران، خانواده ها و فرزندان ارتشیان تجلیل کردند و افزودند: خانواده های محترم ارتشیان باید همواره به داشتن چنین مردانی احساس عزت و افتخار بکنند.

پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی ، امیر سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش گزارشی از توانایی ها و آمادگی های ارتش جمهوری اسلامی ایران بیان کرد.

در ابتدای این دیدار تعدادی از جانبازان ارتش جمهوری اسلامی از نزدیک با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

No responses yet

Apr 18 2013

“سامان معیشت مردم یک خواست ملّی است: “مقبولیت رئیس جمهور آینده مشکل گشاست

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی رفسنجانی: تأسف‌بار اين است كه افراد و جريان‌هايي كه شرايط امروز را براي كشور به وجود آورده‌اند حتی حاضر نيستند براي برون‌رفت از مشكلاتي كه خود مسبب آن بوده‌اند،شرايطي را به وجود آورند تا خواست عموم مردم محقق و افراد و گروه‌هاي داراي پايگاه مردمي و مقبوليت اجتماعي در عرصه مشاركت عمومي، حاضرشوند تا از اين طريق به تدريج ناكارآمدي‌ها و بي‌تدبيري‌ها از ميان برود

آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه اگر اقشار مختلف اجتماع نمايندگان واقعي و مقبول خود را در صحنه انتخابات حاضر ببينند،نتيجه مورد وفاق عموم جامعه و گروه‌ها خواهد بود، تاکید کرد:همين اتفاق در ابتداي امر بسياري از مشكلات و دغدغه‌هاي داخلي و بين‌المللي را رفع خواهد كرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی ، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار جمعي از نمايندگان دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي ديدگاه‌هاي جمع حاضر و اقشار گوناگون جامعه در مورد وضعيت حساس و خطير كشور در برهه كنوني را به‌حق خواند و با اشاره به اينكه اكنون سامان يافتن معيشت مردم به يك خواست عمومي و ملي تبديل شده است، گفت: تأسف‌بار اين است كه افراد و جريان‌هايي كه شرايط امروز را براي كشور به وجود آورده‌اند، حاضر به پذيرش خطاي خود و جبران اشتباهات نيستند و انحصارطلبان حتي حاضر نيستند، براي برون‌رفت از مشكلاتي كه خود مسبب آن بوده‌اند، زمينه و شرايطي را به وجود آورند تا خواست عموم مردم محقق و افراد و گروه‌هاي داراي پايگاه مردمي و مقبوليت اجتماعي در عرصه مشاركت عمومي حاضر شوند و از اين طريق به تدريج ناكارآمدي‌ها و بي‌تدبيري‌ها از ميان برود.

ایشان در بيان ويژگي رئيس جمهور آينده كشور، به وضعيت داخلي و بين‌المللي كشور اشاره و تصريح كرد: اگر بتوانيم شرايطي را به وجود آوريم كه سلايق گوناگون سياسي و مقيد به قانون اساسي حضوري فعال و پرشور در انتخابات داشته باشند و اقشار مختلف اجتماع نمايندگان واقعي و مقبول خود را در صحنه حاضر ببينند، نتيجه مورد وفاق عموم جامعه و گروه‌ها خواهد بود و همين اتفاق در ابتداي امر بسياري از مشكلات و دغدغه‌هاي داخلي و بين‌المللي را رفع خواهد كرد.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني همچنین تأكيد كرد: نتيجه واقعي انتخابات آينده كه حاصل مشاركت بالاي مردم باشد، بسياري از محاسبات قدرت‌هاي مستكبر و نقشه‌هاي شوم دشمنان را بر هم خواهد زد و آنان را وادار به همكاري و پذيرش خواست‌هاي بر حق جمهوري اسلامي متكي به مشاركت و اعتماد بالاي مردمي خواهد كرد.

در ابتداي اين ديدار آقايان نوروززاده، خباز، قنبري، كعبي، محمدي، مقيمي، اولياء، ترابي، اسلام‌پناه، ريحاني، سازگار، ذوالقدر، نصيرپور و طاهرخاني ديدگاه‌هاي خود پيرامون وضعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي كشور و نيز انتخابات آينده رياست جمهوري را در محورهاي زير بيان داشتند:

-نبايد به‌گونه‌اي عمل كنيم كه عملكرد نامناست و نادرست برخي به پاي اسلام، تشيّع و اهل بيت نوشته شود.

-اگر فرصت‌هاي نظام به كارآمدي براي كشور نگردد، آينده مبهمي در انتظار خواهد بود.

-تنها با حضور بزرگان سياسي در عرصه انتخابات است كه حماسه سياسي اتفاق خواهد افتاد.

-لزوم رسيدن به اجماع از سوي جريان اصلاح‌طلب و دلسوزان انقلاب براي حضور در انتخابات.

-كارهاي بزرگ و نيز مشكلات بزرگ نيازمند شخصيت‌هاي بزرگ براي حل‌و‌فصل و اجرا هستند.

– لزوم پذيرش اشتباه از سوي همه جريانات مؤثر در وضع كنوني

-براي نظام و انقلاب از سوي مردم، شخصيت‌ها و خانواده‌هاي شهدا هزينه‌هاي بسياري داده شد و اين نظام بايد حفظ شود.

-لزوم ايجاد ابتكاري جهت برگزاري جلسه‌اي ميان مقام معظم رهبري و جريانات و سلايق سياسي براي تلطيف فضاي سياسي و كمك به گسترش مشاركت در انتخابات و ايجاد حماسه سياسي.

-لزوم احياي قانون و قانون‌گرايي با حضور شخصيت‌هاي بزرگ و قانون‌مدار در صحنه.

-تقويت احزاب و تشكّل‌هاي برنامه‌دار به جاي توسل مقطعي به كاريزماهاي اشخاص در انتخابات.

No responses yet

Apr 17 2013

نماینده رهبر ایران در سپاه: اصولگرایان نامزد واحد معرفی کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: اظهارات دی ماه علی سعیدی در مورد “مهندسی انتخابات” توسط سپاه، با واکنش شدید محمود احمدی نژاد مواجه شده بود

علی سعیدی، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه پاسداران با انتقاد از نامزد شدن ۱۵ عضو جناح اصولگرا برای انتخابات ریاست جمهوری، از “بزرگان جریان اصولگرایی” خواست برای “ائتلاف نامزدها و معرفی نامزدی واحد چاره‌اندیشی کنند”.

به گزارش خبرگزاری فارس، آقای سعیدی چهارشنیه ۲۸ فروردین (۱۶ آوریل) “مرزبندی در جبهه اصولگرایی” را مورد انتقاد قرار داد و پیش بینی کرد که رقابت در انتخابات آینده، میان “اصولگرایان، اصلاح‌طلبان، کارگزاران و طرفداران دولت” باشد.

انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، در حالی برگزار خواهد شد که میان محافظه‌کاران منتقد دولت محمود احمدی نژاد، معروف به جریان اصولگرا، اختلافات زیادی وجود دارد.

این اختلافات، از جمله، احزاب سنتی محافظه کار را رو در روی ائتلافی از حامیان سرسخت محمدتقی مصباح یزدی، نظریه پرداز نزدیک به رهبر ایران قرار داده که تحت عنوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی به فعالیت انتخاباتی می پردازند.

نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، در پی تاکید امروز خود بر کنار کشیدن کاندیداهای اصولگرا به نفع یک نامزد واحد، گفته است که این نیروی نظامی “هیچ دخالتی در عرصه انتخابات نخواهد داشت.”

وی افزوده است: “هرگونه دخالت در مصداق و مدل، زمینه‌ساز اختلاف می‌شود و سپاه پاسداران با بروز اختلاف و تشتت در عرصه‌های سرنوشت‌ساز مخالف است.”

علی سعیدی، در ۱۹ دی ماه گذشته گفته بود: “وظیفه ذاتی سپاه مهندسی معقول و منطقی انتخابات است”. وی در عین حال این نقش آفرینی را به معنای “دخالت” در انتخابات ندانسته بود.

در پی آن اظهارات، روابط عمومی سپاه توضیح داد که منظور آقای سعیدی “مهندسی ورود منطقی و معقول برای فعال‌سازی ظرفیت‌های سپاه در اجرای مأموریت‌ها و مسئولیت‌های قانونی در حوزه انتخابات” بوده است، نه دخالت در انتخابات.

با این حال، سخنان آقای سعیدی با واکنش شدید محمود احمدی‌نژاد مواجه شد که یک روز پس از انتشار گفته‌های آقای سعیدی تاکید کرد: “هرکس بخواهد مردم را مدیریت کند، مردم او را مدیریت می‌کنند.”

وی دو روز بعد نیز در اظهاراتی جداگانه در مراسم بزرگداشت پیروزی انقلاب در تهران گفت که “شنیده شده است کسانی می‌خواهند انتخابات را مدیریت و مهندسی کنند” و به مسئولان هشدار داد به گونه‌ای سخن نگویند که “بهانه به دست دشمنان ملت ایران بدهند.”

وی هشدار داد: “کسی خود را جای مردم نپندارد و با کوته‌بینی تصور نکند که می‌تواند به جای مردم تصمیم بگیرد.”

رئیس دولت دهم در ۲۹ بهمن هم با تاکید بر اینکه “دولت موضع خود را در برابر انتخابات شفاف و صریح اعلام کرده”، اظهار داشت: “هیچ کس نباید یا نمی‌تواند در انتخاب مردم دخالت کند.”

No responses yet

Apr 17 2013

اظهارات منتسب به هاشمی درباره رهبر و سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آن طور که وبسایت سحام‌نیوز نقل قول کرده، اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگو با شماری از استانداران دوران ریاست جمهوری خود و محمد خاتمی گفته است که آقای خامنه‌ای دیگر به او اعتماد ندارد و سپاه پاسداران هم نبض اقتصاد، و سیاست خارجه و داخله را در دست گرفته و به کمتر از کل کشور راضی نیست.

مهدی مهدوی آزاد روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی در آلمان درباره این اظهارات منتسب به اکبرهاشمی رفسنجانی به رادیو فردا می‌گوید:

گفت‌وگوی فریدون زرنگار با مهدی مهدوی آزاد درباره اظهارات منتسب به هاشمی

مهدی مهدوی آزاد: «آقای هاشمی تا قبل از انتخابات سال ۸۸، هر سه شنبه یک شام کاری با آیت الله خامنه‌ای داشت که بعد از درگیری‌های سال ۸۸ به یک هفته در میان تغییر کرد.

آخرین دیداری که بین آیت الله خامنه‌ای و آقای هاشمی صورت گرفت سه‌شنبه هفته گذشته بود که بعد از حدود یک ماه بین آن دو دیداری صورت نگرفته بود.

قبل از آن آقای هاشمی در یک مصاحبه گفته بود که من باید با رهبری دیدار کرده و نظرات خودم را اعلام کنم.

آقای هاشمی همیشه مرد مجادلات و چانه‌زنی‌های پشت صحنه بوده است.»

یعنی شما می‌گویید که در ملاقات هفته گذشته مذاکرات پشت صحنه این دو سیاستمدار به بن‌بست رسیده است؟

«متاسفانه این طور به نظر می‌رسد. حرف‌هایی که آقای هاشمی در مورد آیت‌الله خامنه‌ای زده است، یعنی برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی آمده و گفته است که “من آقای خامنه‌ای را از مشهد آوردم” یا اینکه گفته است که “نگاه آقای خامنه‌ای با من یکی نیست و شرایط فعلی را یکی می‌داند” و اینکه گفته است “آقای خامنه‌ای به من اعتماد ندارد”، همه اینها بدون شک بی‌سابقه‌ترین حرف‌های آقای هاشمی رفسنجانی در مورد روابطش با آیت الله خامنه‌ای است.

این سخنان به نظر من نقطه عطفی در رابطه آیت‌الله هاشمی با آیت الله خامنه‌ای است.
حتی اگر دفتر آقای هاشمی یا خودشان بنا بر ملاحظاتی این مصاحبه را تکذیب کنند، اما بدون شک ما می‌توانیم بگوییم که آقای هاشمی با این مصاحبه اعلام کرده است که دیگر هیچ نقشی در آینده ایران ندارد و کاری نمی‌تواند بکند.»

با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری، چه ارتباطی می‌شود بین این موضع‌گیری و انتخابات متصور شد؟

«از مدت‌ها قبل همه ما می‌گفتیم که نه خاتمی کاندیدا خواهد شد و نه هاشمی و اگر هم کاندیدا بشوند و با حکم حکومتی صلاحیتشان تایید بشود، بر اساس مهندسی سپاه شانسی برای پیروزی در انتخابات نخواهند داشت.

اما در عین حال کسانی در داخل ایران با نگرش‌های اصلاحی هستند که تلاش‌های زیادی می‌کنند و هزینه‌های بسیاری هم می‌پردازند، این‌ها فشارهای زیادی می‌آوردند که خاتمی یا هاشمی را به عنوان کاندیدا روانه بازار انتخابات کنند.

حرف آقای هاشمی به اضافه حرف هفته گذشته آقای خاتمی در دیدارهای نوروزی‌اش عملا نقطه پایانی بر این برداشت‌هاست به این معنا که ما دیگر شاهد حضور هاشمی و خاتمی نخواهیم بود و جریان منتقد دولت و یا منتقد آیت‌الله خامنه‌ای به یک بن بست جدی‌تر از گذشته وارد شده است.»

یعنی آقای خامنه‌ای در واقع تصمیم خودش را گرفته است که بدون اصلاح‌طلبان وارد صحنه انتخاباتی بشود؟

«قطعا آقای خامنه‌ای تصمیم خودش را گرفته است تا بدون اصلاح‌طلبان وارد شود.
شاید حضور اصلاح‌طلبان صوری مثل عارف یا کواکبیان را به عنوان هیزمی برای گرم کردن تنور انتخابات داشته باشیم ولی قطعا یک رقابت جدی حتی بین اصولگرایان بر سر انتخابات ایجاد نخواهد شد.

حرف‌های آقای هاشمی هم اتفاقا تاییدی بر این مدعاست و نشان می‌دهد که آقای هاشمی هم به این نتیجه رسیده است که آیت الله خامنه‌ای مصمم و با برنامه‌ریزی قبلی و به قول آقای سعیدی- نماینده آیت الله خامنه‌ای در سپاه- با مهندسی انتخابات وارد کارگزار انتخابات شده است.»

آقای رفسنجانی اما تنها مسئله اختلافش با آقای خامنه‌ای را مطرح نکرده است بلکه روی انتقادش از سوی دیگر متوجه سپاه هست. به نظر شما چرا؟

«به نظر می‌رسد این بخش از حرف‌های آقای هاشمی با بقیه سخنانش متفاوت است. این بخش از حرف‌های آقای هاشمی به نوعی دفاع از خودش محسوب می‌شود.

همیشه در محافل آنهایی که با ساختار سیاسی ایران و تحولات سه دهه اخیر آشنا بوده‌اند این مسئله مطرح بوده است که اساسا ورود نیروهای مسلح و سپاه پاسداران به بحث فعالیت‌های اقتصادی توسط خود آقای هاشمی مطرح شده است.

هم ورود وزارت اطلاعات و هم ورود سرداران سپاه به بحث سازندگی به آیت‌الله هاشمی نسبت داده می‌شود.

اینجا در واقع آقای هاشمی از خودش دفاع کرده است. آن چیزی که ایشان گفته است دقیقا این است که ما در آن زمان از امکانات مهندسی سپاه در حوزه‌هایی مثل راه‌سازی استفاده می‌کردیم، اما اکنون دیگر وضعیت تغییر کرده و سپاه همه چیز را بلعیده و به کمتر از کل کشور راضی نیست.

این اظهارات آقای هاشمی به نظر من نوعی دفاع ایشان از عملکرد گذشته خودشان است.»

با همه این تفاسیر از این گفته‌ها چه پیامدی می‌شود برای آقای هاشمی متصور شد؟

«نمی‌توانند آقای هاشمی را مثل میرحسین موسوی و کروبی و یا مثل آیت‌الله منتظری به سادگی حذف کنند و نه می‌توانند مثل منتقدان و فعالان ملی – مذهبی به زندان بیاندازند و یا حتی مثل اعضای کانون نویسندگان به دره بیاندازند و او را بکشند.

به هر حال آقای هاشمی وزنه سنگینی است و همچنان در کشور حضور خواهد داشت. محدودیت‌ها و فشار‌ها بر ایشان روز به روز بیشتر خواهد شد.‌‌ همان طور که هفته پیش شاهد این بودیم که رئیس ستاد ائمه جمعه به صراحت اعلام کرد که بحث حضور هاشمی دیگر در نماز جمعه برای همیشه منتفی شده است.

بنابر این روز به روز‌‌ همان طور که قبلا نماز جمعه را از او گرفتند، دانشگاه آزاد را از وی گرفتند، ریاست مجلس خبرگان را از او گرفتند، این چند سنگر و کرسی باقیمانده را هم به تدریج و بر اساس تحولات روز از او خواهند گرفت و یا اینکه او را بیش از گذشته به یک شیر بی‌یال و دم اشکم تبدیل خواهند کرد.»

No responses yet

Apr 16 2013

هاشمی رفسنجانی: سپاه به کمتر از کل کشور راضی نیست / حضور من به صلاح نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: اگه این مارمولک هست که خوب میدونه شتر رو که همون خامنه‌ای باشه کجا بخوابونه!
حام نیوز: سه روز پیش تعدادی از استانداران دوران سازندگی و اصلاحات به دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتند.

این دیدار در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و با هدف دعوت از هاشمی رفسنجانی برای حضوردراین عرصه برگزار شده است. در این دیدار که چند ساعت به طول انجامید، استانداران سابق تلاش کردند آیت الله هاشمی رفسنجانی را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری قانع نمایند. به گزارش سحام نیوز آقای هاشمی در این دیدار طی سخنان مبسوطی به نقد روند جاری کشور پرداختند و شرایط را برای حضور خود؛ به واسطه عدم اعتماد رهبری منتقی دانستند.

یکی از استانداران دوران اصلاحات به سحام نیوز گفت که آقای هاشمی با نقل سختان مفصل خود با رهبری در مورد مسائل و چالش های اساسی کشور که اتفاقا شب قبل از ملاقات ما بود به اختلاف دیدگاه خود و ایشان اشاره کردند و گقتند اساسا ایشان طور دیگری فکر می کند و اشکالات موجود را قبول ندارد. هاشمی به رابطه ویژه خود با رهبری و نقش ویژه در معرفی ایشان به امام، شورای انقلاب، ریاست جمهوری و رهبری در دهه های گذشته پرداخت و گقت: “من آقای خامنه ای را از مشهد به تهران آوردم و با دوستان در شورای انقلاب صحبت کردم و به شورا بردم”. بسیاری از دوستان با سابقه انقلاب از این کار من گله کردند اما من گقتم “حضور ایشان لازم است”. مراحل بعد را هم که خود می دانید چگونه بوده. رابطه ما مثل دو برادر بوده اما مسائلی که در این سال ها پیش آمده موجب شده که ایشان دیگر به من اعتماد نداشته باشند، اگرچه من برادرانه راه برون رفت کشور را گفته ام.
هاشمی رفسنجانی بر اساس این سخنان و این دیدار انجام شده نتیجه گرفت در این وضعیت نمی توان کاری کرد و تاکید نموده بود که حضور من هم به صلاح نیست.

آفای هاشمی همچنین به وضعیت کشور و حاکمیت نظامیان بر عرصه های مختلف کشور پرداختند و گفتند: شرایط امروز تغییر کرده است.
ایشان با اشاره به دوران سازندگی گفتند: “مهندسی رزمی سپاه امکاناتی از جنگ داشت که در سازندگی کشور می توانست موثر باشد و ما در آن زمان پروژه هایی مثل راه سازی به آنان دادیم؛ هم برای کشور مفید بود و هم برای سپاه، اما حالا سپاه نبض اقتصاد، و سیاست خارجه و داخله را در دست گرقته و به کمتر از کل کشور راضی نیست.”
رئیس جمهور دوره سازندگی همچنین افزوده است: “اصلاح این وضعیت بدون هماهنگی آقای خامنه ای امکان پذیر نیست.”
هاشمی همچنین انتقادی هم از عدم پایبندی در دعوت ها کرد. ایشان گفتند: “در ۸۴ استانداران و برخی از چهره های اصلاحاتی آمدند و از من دعوت کردند؛ ما که آمدیم رفتند کاندیدای خودشان را آوردند و بسیاری از آنها را ما دیگر ندیدیم.” ایشان افزودند: “البته از آن دسته افراد در میان شما نیست و شما حتما مصمم هستید اما این هم واقعیتی است.”
اشاره آقای هاشمی به دعوت کسانی بود که در سال ۱۳۸۴ نیمه راه ایشان را رها کردند و دکتر معین را به صحته آوردند و با شکاندن آرا زمینه دخالت نظامیان و روی کار آمدن احمدی نژاد را فراهم ساختند.
خردادماه، رئیس دولت منصوب خواهد شد. طی روزهای پس از نوروز، رایزنی برای دعوت از هاشمی و خاتمی برای اعلام کاندیداتوری شدت گرفته است.

No responses yet

Apr 15 2013

مشایی، مهره پنهان رهبر (بقلم محمدعلی محمدیان)

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

محمد نوری زاد: اشاره: این نوشته، گونه ای ازپیشگوییِ مبتنی بروقایع جاری است. گرچه صورت ظاهراین نوشته تلخ است واحتمالا کام عده ای را برمی آشوبد اما درآن نکات ارزشمند وقابل اعتنایی بکارآمده است که می تواند بعنوان دیدگاه بخشی ازمردم ما مورد اعتنا قرارگیرد. مطالعه ی این نوشته را به دوستان بیت مکرم نیز پیشنهاد می کنم. تا بدانند بخشی ازمردم درباره ی موضعگیری ها و اطوارشان چگونه می اندیشند. پیشاپیش سپاس مندی خود را ازهمه ی صاحب منصبان بخاطرمدارا وصبوری شان اعلام می دارم.

به امید روزهای خوب وسرشارازامید وعقل واعتباربرای ایران وایرانی

محمد نوری زاد بیست وپنجم سال نود ودو

——————————————————————–
آیا حماسه سیاسی خواست علی خامنه ای صورت می پذیرد ؟
آری …..و
لب و جان مطلب : اسفندیار رحیم مشایی مهره پنهان علی خامنه ای است .
پیشینه ای که همه میدانند ولی لازم به یادآوری است
۱- تمام انقلابها و تمام حکومت های زورگو کپی برابر با اصل هستند و اندک اختلاف آنها در روشن یا تیره بودن متن آنها میباشد . بعد از یک چهره کاریزماتیک همیشه رهبر بعدی که خود روزی مرید آن چهره بوده است دچار مخمصه مشروعیت می شود . مشروعیت نه از باب مردم ، خیر ، از باب اینکه دوستان و همکاران و هم حزبی ها و هم مسلکان او را به دید دوست و همکار میبینند ،نه بدید رهبر و فصل الخطاب !!
– همه میدانیم که خامنه ای علاقه وافری به خواندن کتاب های تاریخی و سرگذشت شاهان و دیکتاتورها دارد و در جستجوی علل اضمحلال و بد نامی آنها می باشد . علی خامنه ای سعی میکرد که از تاریخ درس عبرت بگیرد ولی نفس او مانع از این کار میشد و از طرفی میخواست که خود را به همردیفان دیروز خود بقبولاند ، ودر این مسیر کارهایی انجام داد که بعضی لاجرم و بعضی گواه بر داشتن هوش معکوس او میباشد
اولین کاری که بعد رهبری کرد حلقه نزدیکان خود را از مریدان زمان ریاست جمهوری و ماقبل انتخاب کرد و برایش مهم نبود که اینان آیا لیاقت دارند یا خیر .
برایش مهم نبود که محمدی گلپایگانی و یا اعضای دفتر وبیتش از سرشناسان حوزه و دانشگاه و امثالهم باشد .
فقط یک شرط باید داشته باشند و آن مریدی ، آن هم نه به زبان بلکه با دل و جان در حد پرستش و خداوندگاری !!
( در همین جا نقبی بزنم که همیشه قدرقدرتان از همین ناحیه ضربه میخورند ، زیرا مریدانشان را برای عصا بودن می خواهند ولی پس از مدتی این عصا شروع می کند به جست وخیزومزاحمت.
مرحله بعد قوه قضاییه را در دست گرفت و نیک می دانست که یزدی عرضه یک منبر رفتن هم ندارد چه برسد به اینکه دستگاه عریض وطویل قضایی را اداره کند . پس از در اختیار گرفتن قوه قضاییه و سپاه و ارتش و… تا در نهایت دولت
حتی در زمان خود ریاست جمهوری هاشمی تحریک هایی علیه هاشمی صورت داد و بطوری که وزرا با مشورت با خامنه ای ، توسط هاشمی معرفی میشدند .
– خامنه ای نقشه های بسیاری کشیده بود که بعد هاشمی دولت را هم بدست بگیرد و کلا ملک ایران زمین را شش دانگ به نام خودش بزند .
هاشمی فهمید که خامنه ای دارد توی روی خودش میایستد و میخواهد زیر پای او را نیز خالی نماید . از طرفی هم در شهر پیچیده بود که سید احمد خمینی کشته شده است و…
لذا هاشمی پر وبال به حجاریان و سروش و … همین هایی که بعدا شدند اصلاح طلب داد .
پیروان خمینی که بعد از مرگ او دچار انزوا شده بودند ، به سرکردگی هاشمی در پس پرده و پرچم داری خاتمی و بقیه حضرات در جلوی پرده ، نگذاشتند که خامنه ای به خواسته اش که تمامیت خواهی بود برسد و از طرفی هنوز کفن خمینی نخشکیده بود و هنوز مردم دلی در گرو اصحاب خمینی داشتند ، و این شد که دوم خردادی علی رغم خواسته علی خامنه ای پدید آمد و مجبور شد ۸ سال آب تلخ بخورد و مدام نقشه بکشد برای بعد از خاتمی
– نقشه ها کشیده شد، شورای نگهبان فعال شد ، آب برای ماهیگیری گل آلود شد و… وهمه میدانیم که نظر او به نظر احمدی نژاد نزدیک شد و او برکشیده شد
۲- چرا احمدی نژاد !!؟؟؟؟
“” در یک جمله : زیرا او از اطرافیان خمینی نبود و یک عنصر دست چندم بود و خامنه ای همین را میخواست و هنوز هم میخواهد !!! “”
– در بین دولتمردان و کارگزاران رژیم کسانی بودند که در کج دستی شهره شدند یا بصورت تابلو وار کج دستی کردند و پرونده این افراد سیاه بوده و هست ، علی خامنه ای این تیپ افراد را دور وبر خودش حفظ کرد و پست های کلیدی و حساس را به آنها داد و روی آنها برای بر آوردن امیال و اراده اش حساب باز کرد . ( ممکن است که خواننده پیش خود بگوید که مگر پرونده کدامیک از کارگزاران سیاه نمیباشد ؟ که باید یاد آور شوم که هیچ موقع شخصی با ظاهری ، دقت کنید ، ظاهری آبرومند ، مستقیم دست در جیب بیت المال نمیکند و اگر قرار است که سهمی از این سفره رنگین بردارد آن را طی یک مناقصه یا مزایده یا هر چیز دیگری که حتی بصورت سوری شکل قانونی داشته باشد ، اخذ میکند ).
این افراد لمپن با پرونده های سیاه خیلی هستند . جالب اینکه شخص خامنه ای جلوگیری کرده است از محاکمه آنها و باعث شده است که این پرونده ها در بایگانی خاک بخورند . برای نمونه از سردار جعفری فرمانده سپاه که در سال ۷۴ فرمانده نیروی زمینی بود و پرونده دزدی آن افشا شد و بمدت ۲ سال خلع لباس و درجه شده بود و مرتب در آمد و رفت به دادسرای نظامی بود و با صلاحدید خود شخص علی خامنه ای پرونده بایکوت و قرار عدم تعقیب و مختومه اعلام شد و در نهایت سردار محمد علی جعفری ، آنی میشود که مرادش خواهان آن میباشد . یا نقدی یا مرتضوی یا احمدی نزاد ….
( حتی بگمان من فیلم رشوه گیری لاریجانی از مرتضوی هم توسط یاران خامنه ای منتشر شد تا بل در این رهگذر هم از دست لاریجانی ها خلاص شود و هم آبرویی برای خود کسب نماید . کافیست یک سیرک محاکمه مرتضوی را صورت بدهد و…
در کل خامنه ای امکان ندارد که اصحاب خود را محاکمه نماید زیرا خوب میداند که دیگر کسی اوامر او را انجام نخواهد داد .)
بله علی خامنه ای میدانست که احمدی نزاد در زمان استانداری اردبیل بهمراه صادق محصولی و همچنین رحیمی و همین مشایی ، چه بخور بخوری راه انداخته بودند . خامنه ای همچنین میدانست که احمدی نژاد در زمان شهرداری دست در خزانه شهرداری دارد و حتی وقتی قالیباف پرونده احمدی نژاد را نزد وی برد که شاید عکس العملی نشان بدهد ، علی خامنه ای فرمودند که : مسکوت بماند !! همین
مشخص است که مریدانی که اینچنین باشند بهترین سرسپردگان خواهند بود .
البته با اینکه لاریجانی ها یا دیگران هم خورده اند و هم برده اند و در یک کلام چپاول کرده اند ، اما حداقل همین جواد لاریجانی بصورت سوری هم که شده ، چند تا نامه نگاری کرده با وزارت جهاد کشاورزی، و بعد زمین ها را بالا کشیده است .
پس خامنه ای می داند و می دانست که چه افرادی در اطراف او هستند و می دانست که احمدی نژاد علاوه بر آلوده بودن ، خیلی هم پررو است.
۳- در این سی و اندی سال هر کسی آمد سعی می کرد خودش را با خمینی و شعارهای خمینی معرفی کند و وفق بدهد ، خاتمی آمد همینطور ، موسوی آمد همینطور و وعده دوران طلایی را داد ، کروبی از خمینی یاد می کرد و ….
و این شده بود مایه آزار خامنه ای !!
خامنه ای به هر دشواری که بود از شر اصلاح طلبان ( همان جمارانی ها ) خلاص شد و برای انکه لفظی به جای “جماران” پیدا کند حکومت را دو دستی تقدیم کسانی کرد که بجای لفظ جماران از لفظ “جمکران” استفاده میکردند !!!
و این چند حسن داشت و هنوز نیز دارد.
الف- اول اینکه از شر جمارانی ها خلاص می شد و می شود.
ب- دوم اینکه از شر مراجع و آخوند ها خلاص می شد ومی شود
خامنه ای نیک میداند که مردم از اینکه هر روز با چهره یک آخوند روبرو بشوند بیزارند . و از طرفی هر کس که نداند ، حداقل خود خامنه ای می داند که هر کاری بکند ، اول باید حوزه را آرام بکند – هرچند الان روحانیت شیعه ،سنی شده است و وجوهاتش را از حکومت می گیرد در حالی که قبلا وجوهاتشان را از مردم میگرفتند و شاید به همین دلیل بود که تا حدی می توانستند روبروی حکومت ها بایستند .
خامنه ای میخواهد خودش و بدست خودش آخوند را از معادلات سیاسی حذف کند و فقط مریدانش را در چند جای خاص بکار بگمارد و میخواهد از دست معممین نعلین پوش و تمامیت خواه خلاص شود.
پس اگر کسی بتواند رابطه با امام زمان را مطرح کند ،چه بهتر ، که از شر واسطه ها خلاصی یابد !!!
فکر می کنید سی دی ظهور نزدیک است بدون اذن خامنه ای تهیه و تکثیر شد ؟؟
فکر نمی کنید چرا در آن سی دی خامنه ای به سید خراسانی تشبیه شده است ؟؟؟
چرا حوزه علمیه با آنکه مواجبشان را از علی خامنه ای می گیرند ولی سخت با آن مقابله کردند ، بطوری که حکومت مجبور شد تهیه کننده گان و مجریان آن را بازداشت کند ؟؟؟ آخوند درون حوزه خوب می دانست که علی خامنه ای دارد با شریان حیاتی آنها یعنی بریدن دست آنها ازدست مردم متدین یا بقولی مومن بازی میکند !!!!
ب – همه ارتباط با امام زمان را در یک نقطه خلاصه کند و آن اینکه خودش نایب و رابط امام زمان باشد.
دقت کرده اید که چقدر دروغ پردازی ها برایش ساخته شده است ؟ از ملاقات و جلسه با امام غایب در جمکران تا ملاقات در بیابان و… مثل اینکه امام زمان اینها فقط تو جمکران و بیابانهای اطرافش پرسه میزنه و جرات آمدن به تهران و خانه علی خامنه ای را ندارد ، یا شاید هم تعمدی در لفظ جمکران می باشد که قریب به یقین چنین است.
د- نسل مدیران درجه دو و سه تا به پایین را عوض کرد و چرخه و تعداد باصطلاح مدیران را توسعه داد و هواداران تازه نفس و گرسنه دیگری را بر سر سفره طلبید .
کافیست نظر بیاندازید به یاران احمدی نزاد قبل انتخابات ۸۴ و ۶ ماهه اول آن با یاران او در سال های بعد.
۴- و اما چند نکته دیگر که همه میدانند و کارگزاران نظام که در این بیست و چند ساله رهبری خامنه ای ، نیک می دانند و به آن پی برده اند این است که هر کسی پیش این قاضی برود راضی برمیگردد !!!
– علی خامنه ای هیچ موقع حرف رک و صریح نمی زند ، همیشه حرفهایش دوپهلو و یا چند پهلو میباشد . همیشه حرفهایش نیاز به تفسیر دارد .
– همیشه دوست دارد کارهایش در پشت پرده صورت بگیرد.
هرکسی پیش او می رود یک نسخه در دست دارد و برای دیگری و برای همان مورد خاص ، نسخه ای ضد نسخه اول می پیچد .
برای همین است که می بینید در این بیست و چند سال هر کسی مدعی میشود که نظر علی خامنه ای برای فلان مورد مثبت یا منفی است ، حتی در مورد استیضاح وزیر کار ، نمایندگان طاقتشان طاق شده بود و نمی دانستند که کدامین این حضرات پیام آور علی خامنه ای است ( حداد عادل ، لاریجانی .. هر کدام مدعی بودند که نظر رهبر را کشف کرده اند !!!)
چرا ؟ چون همیشه دو پهلو صحبت میکند ، که نه سیخ بسوزد نه کباب .. و همیشه یک راه فراری برای خودش باقی می گذارد . و با تمام مسئولیتش با زیرکی خاصی که ناشی از هوش معکوسش میباشد ، از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند .
( تا آنجا که من بیاد د ارم فقط در دو یا سه موضوع ایشان موضع رک و صریح گرفت ، یکی ۲۹ خرداد که فرمان سرکوب داد و دیگری نسبتا صریح در مورد حمله به سفارت انگلیس و یک مورد هم در برهم زدن سخنرانی علی لاریجانی در۲۲ بهمن سال ۹۱ در قم و همین )
پرانتز در پرانتز میشود ولی 🙁 باور کنید که خامنه ای هم دریافته است که عناصر یا نیروهای خودسر که خودش باعث و بانی این جریان بود هم به نوعی دامن خودش را گرفته است ، لذا همانطور که میخواهد از شر جمارانی ها و روحانیت قم خلاص بشود ، میخواهد مدل عناصر خود سر خود را عوض کند و مدل آنها را با تیپ سوسولی یا فوفولی یا شاید هم کسانی که شعار اسلام ایرانی سر بدهند عوض کند !! بالاخره ایشان باور دارند که با پول همه کاری می توان انجام داد )
پس تا اینجا شناخت هدف خامنه ای : ۱- خلاص شدن از وابستگان فکری و نظری و قلبی از یاران خمینی یا همان جمارانی ها . ۲- خلاص شدن از دست حوزه ها که هر روز مدرک علمی ایشان را زیر سوال می برند . ۳- و برداشتن موانع در این مسیر ، هر کس یا طرز فکری که میخواهد باشد ، فرقی نمیکند ، زیرا در حکومت های ایدئولوزیک پس از مدتی خود شخص رهبر نماد آن ایدئولوزی میشود و همه راهها به او ختم میشود . لذا برای او فرقی ندارد که طرفدارانش ریشو باشند یا بی ریش !! فقفط باید بی ریشه باشند .
سوال اساسی :
میخواهیم ببینیم که نظر خامنه ای به نظر چه کسی نزدیکتر است ؟
و آیا حماسه سیاسی مد نظر رهبر صورت میپذیرد ؟؟؟
بله حماسه سیاسی صورت می پذیرد و نظر خامنه ای همان اسفندیار رحیم مشایی است
واما ویزگیهای رحیم مشایی:
مثل تمام خطاکاران اطراف خامنه ای در پرونده های فساد مالی گسترده ای دست دارد که آخریش دست داشتن در اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی . در کردستان ، در شهرداری و در زمان ریاست سازمان گردشگری ، همه و همه دست داشته است ، مضافا بر اینکه پرونده اخلاقی نیز در صدا و سیما داشته است .
آقای اسفندیار مشایی که تعمداٌ از او با عبارت چشم اسفندیار دولت احمدی نژاد نام می برند ، در زمانی که ریاست سازمان گردشگری و صنایع دستی را بر عهده داشت یک اشتباه لپی انجام داد و مردم اسراییل را دوست خواند ( نمیخواهم بدبین باشم و دایی جان ناپلئونی ببینم و میگویم سهوی این مطلب را گفت ) .
خارج شدن این جمله از دهان اسفندیار همان و الم شنگه بپا کردن مدعیان اصول گرایی هم همان !
تیتر ها بود که علیه او زده می شد و عقده گشایی ها که علیه او عنوان می شد ، آنهم بیشتر از طرف کسانی که یک روز برای احمدی نژاد تبلیغ کرده بودند و امروز چون سفره را ازجلوی آنها جمع کرده بودند به یکباره شروع به داد و هوار وا اسلاما سر دادند . جمارانی ها هم که از قبل از سر سفره رانده شده بودند ، لذا با بقیه اصول گراهایی که بیکار شده بودند دست به یکی شدند و تا می توانستند اسفندیار رحیم مشایی را مورد لطف خود قرار دادند .
اینجا خامنه ای به کمک مشایی آمد و در خطبه نماز جمعه خواستار توقف حمله به او شد ( هر چند باز هم دو پهلو صحبت کرد )
اما نقطه آغاز مشایی از همین اشتباه لپی شروع شد و خامنه ای تیز هوش روی او زوم کرد و در دل خامنه ای نیز جای خود را باز کرد . درست چند هفته بعد یا نهایتا ۲ ماه بعد که هنوزقشقرق وااسلاما داغ بود و واکنش ها به این سخن مشایی فروکش نکرده بود ، خامنه ای به کردستان رفت و هیئت دولت در کردستان در نزد خامنه ای تشکیل جلسه داد . در این جلسه مشایی مفصل در مورد سازمان گردشگری خصوصا خطه کردستان توضیح میدهد
لطفا به چهره علی خامنه ای دقت کنید !! ببینید که چه شور و شعفی در چهره او میبینید !! طوری به او مینگرد که پنداری کشف بزرگی کرده است !!!
ممکن است بگویید پس چرا فرمان عزل مشایی از معاون ریاست جمهوری را علی خامنه ای صادر کرد ؟؟
به چند دلیل:
اول: حوزه و اطرافیان اصول گرای خامنه ای اعتراض کرده بودند و خامنه ای نمیتوانست پس از وقایع خرداد ۸۸ با حوزه و هواداران خود از جمله اصول گراها نیز بجنگد .
دوم : در آن دو یا سه ماهه از ۲۲ خرداد تا حکم معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی که توسط احمدی نژاد زده شده بود ، خامنه ای هم برای خودش با توجه به اطلاعات صحیح که بدستش میرسید ، تحلیلی داشت و واقعا درک کرده بود که جنبش سبز فراتر از میر حسین و کروبی است و قاطبه معترضین برایشان دیگر رای مهم نیست و نبوده بلکه آنها شعار های ایرانی سر می دادند ، لذا با توجه به صحبت های قبلی مشایی می بایست او را در آب نمک بخواباند .
حتما خامنه ای می دانست که انتخابات بعدی که ۹۲ باشد راحت نیست ، لذا فکر زمستونش را هم کرده بود .
سوم : خامنه ای در آن مقطع نیاز به جذب حداکثری و دفع حداقلی داشت لذا به درخواست پیروانش تمکین نمود تا همچنان پشتیبان ولایت فقیهی او باشند . همین ، بهمین سادگی
۵- یاران دیروز خامنه ای خطر حذف را حس کرده اند.
همه آنها می دانند که از نظر خامنه ای بازنشست شده اند و فقط بدرد مشاوره زورکی میخورند.
– با خود فکر کرده اید که چرا محسن رضایی می گوید که من به خامنه ای گفته ام که دولتی تشکیل میدهم که همسو با شما ( علی خامنه ای ) باشد و این گفته و جلسه را رسانه ای می کند !!؟؟؟ چرا ماه گذشته اصرار بر این داشت که موسوی و کروبی باید محااکمه بشوند و آنها را عمله امریکا و انگلیس خواند ؟؟؟
– با خود فکر نکرده اید که چرا تعداد کاندیدا از تعداد شرکت کننده گان دارد جلو میزند ؟؟؟
– دقت کرده اید که چرا قالیباف پس از ۴ سال اکنون قضایای ۸۸ را فتنه میداند و خواهان محاکمه سران فتنه ( موسوی و کروبی ) میشود ؟ چرا دکتر ولایتی می گوید که کاندیدای ما با نظر رهبر و … همه همین مطالب را می گویند ؟؟!!!! چرا ابوترابی به ناگهان خواب بهجت را می بیند که باید کاندید بشی و یا همه اصلاح طلبان، موسوی و کروبی و خاتمی را اصلاح طلب بدلی می نامند ( افاضات کواکبیان )
– با خود فکر کرده اید که چرا احمدی نژاد در پیام نوروزی و بدون سانسور می گوید که رهبر یک رای دارد و رهبر هم این گفته را تایید می کند ؟؟!! ظاهر قضیه جنگ با رهبر است ولی باطن قضیه : هنوز نظر رهبر بر احمدی نژاد استوار است.
چر ا حماسه سیاسی روی می دهد ؟!!
(اول بگویم که این حماسه سیاسی نیست بلکه یک جهالت بزرگ سیاسی است )
خامنه ای خوب می داند که خیلی که دستگاه تیلیغاتی ایشان زور بزند ۵ میلیون بیشتر رای ندارد و خوب می داند که اگر انگشت روی شخص خاصی بگذارد ، مردم عکس آن را انجام می دهند !! و از بغض معاویه به کس دیگر رای میدهند تا حب او که گمان دارد علی است .
پس چه کسی بهتر از مشایی که هم بی بته است ، هم میتواند آثار خمینی و جماران را نابود کند و هم مردم از سر لج و عناد با حضرات اصول گرا و اصلاح طلب به او رای بدهند .
اسفندیار دولت نهم و دهم در این چند سال سکوت کرده است و مشاهده میکند که چطور تخریب کنندگان او ، وی را به عرش برده اند و قبایی برای او دوخته اند که یک هزارم آن را در خواب هم نمیدید .
خامنه ای ۱۲ سال ( حداقل ) زحمت کشید تا توانست رده های پایین را از آن خود کند ، رده های مدیریتی مثل بخشداری ها و ده داری و فرمانداری و..، حال چطور به یکباره قافیه را به اصلاح طلبان و باند هاشمی – جمارانی ها بسپارد ؟؟
می بینید که هاشمی می گوید اگر رهبر ازاو بخواهد وارد بازی انتخابات می شود ، ( برعکس بقیه که کاسه گدایی قدرت در دست گرفته اند او بازی را خوانده است و می گوید اگر رهبر از او بخواهد وارد میشود ) !!! یعنی چه ؟ یعنی اینکه نظر رهبر نظر نهایی است و صندوق های رای صندوق های نمایشی است و برای او فقط تعداد شرکت کنندگان مهم است تا به نظامش مشروعیت ببخشد . و ممکن نیست که بگذارد کسی که مریدش نباشد رای بیاورد .
مگر امکان دارد خامنه ای اجازه بدهد کسی رای بیاورد که هنوز دلش با خمینی است و اگر می بینید که همه کاندیداها می روند و ابراز محبت و مریدی نسبت به آقای خامنه ای می کنند ، میخواهند این اطمینان را به او بدهند که ما واقعا مریدت هستیم . مثل حداد عادل ، مثل قالیباف ، مثل رضایی ، یا ولایتی و…
همه می دانند که موقع سهم خواهی است و همه یک مطلب مهمتر را هم میدانند و آن چیزی نیست جز اینکه خامنه ای آنروز پس از انتخابات ۸۸ که گفت خواص تکلیفشان را با فتنه و سران فتنه روشن و شفاف کنند برای امروز روز بود و می بینیم که بقول خودشان ساکتین فتنه ، الان بلندگو در دست ندای محاکمه سران فتنه سر می دهند.
آری مردم حماسه سیاسی حماقت خواهند آفرید
و متاسفانه باز هم بازی خواهند خورد و با دست خودشان رای به مشایی خواهند داد تا از بغض خامنه ای بدامان اسفندیار بغلطند .
خامنه ای بوسیله مشایی دوست دارد نشاط ناصادقانه به جامعه تزریق کند و راهکار او دعوای حیدری- نعمتی است تا مردم حداقل بمدت ۸ سال از لج همدیگر سر صندوق های رای گیری حاضر شوند.
و در ثانی برای همیشه پرونده نیمه باز هاشمی و خاتمی و جمارانی ها را ببندد.
خواننده این متن ممکن است فکر کند که من دلم با خاتمی و هاشمی و …. باشد !!! خیر چنین نیست و بهترین عمل مردم را شرکت نکردن در این انتصابات میدانم ، چه این تحلیل درست باشد و نظر خامنه ای مشایی باشد چه هاشمی و چه کس دیگری . فرقی نمی کند زیرا نمایش ، نمایش انتصابات است و اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد ، شک نکنید که رای دادن را غیر شرعی می خواندند و آن را توطئه استکبار جهانی و اجازه رای دادن نمی دادند .
چند روز پیش یکی از اعضای بیت رهبر گفته بود که علی خامنه ای با شعار اسلام ایرانی مخالف نیست !! یعنی چراغ سبز ….
کات
و یک چیزی که ممکن است به موضوع ربط نداشته باشد ولی دوست دارم همینجا عنوان کنم این است که :
منتظریم که امریکا یا بالاخص اسراییل در مدت مانده به انتخابات یک تهدید جدی نظامی بکند !!!
یک تفسیری را از یک یهودی امریکایی تبار میخواندم که با دلیل و برهان میگفت که اسراییل و ایران دو روی یک سکه هستند !!
هر موقع اسراییل در مخمصه می افتد و گرفتار بحران می شود ، جمهوری اسلامی با تهدیدات خود او را یاری می نماید و باعث می شود که مشکلات داخلی و حتی بین المللی اسراییل تحت الشعاع قرار بگیرد و بالعکس هر موقع جمهوری اسلامی مشکل دارد اسراییل او را تهدید میکند .
و من دقت کرده ام که هر موقعی که درون ایران قرار است یک اتفاقی بیافتد ، همان موقع اسراییل برای جمهوری اسلامی شاخ و شانه کشیده است و باعث شده است که ملت متحد شوند . برای نمونه قبل انتخابات سال ۸۹ ملت ایران از لج اسراییل پای صندوق رای رفتند ( علی ر غم همه مشکلات و معضلات ) .
در روز اول فروردین امسال علی خامنه ای با یک مقدمه عنوان نمود که تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد !!! چرا ؟ میخواست به اسراییلی ها یاد آوری نماید که در بحبوحه انتخابات شما هم ما را یک تهدید جدی بنمایید و تا ملت همیشه در صحنه ( همیشه بازنده ) اینبار هم در صحنه مشروعیت برای نظام حاضر شوند و یک بار دیگر شرط بندی روی الاغ مرده نمایند.
بقول شجاعی نویسنده کتاب دموکراسی یا دموقراضه : دشمن چیز مفیدی است ، اگر ندارید برای خودتان درست کنید.
اگر این تحلیل ( مشایی مهره پنهان خامنه ای ) درست هم نباشد و همه ناشی از مغزی مالیخولیایی نشات گرفته باشد ، ولی نمیتوان نقش اسراییل در به صحنه کشاندن مردم را فراموش کرد .
نمی توان فراموش کرد که اسراییل باعث می شود که بازی جدید خامنه ای تحقق پیدا کند !! بازی ای است که در آن اسلام ایرانی با اسلام مثلا عربی در می افتد ( یه چیزی تو همین مایه ها ) و مردم را سر کار می گذارد و دعوای حیدری – نعمتی شکل میگیرد . دعوایی که درست در تقابل با دعوای اسلام امریکایی و اسلام انقلابی خمینی بود و هست . و با این سناریو مطمئن باشید که حکومت علی خامنه ای حداقل بمدت ۸ سال تضمین شده است و تا مردم بیایند و بفهمند که اینها بازی است یک بازی جدید دوباره طراحی میکنند .
لذا راه برون رفت و عبور از این مرحله ها و این سناریوها شرکت نکردن در نمایش انتصابات میباشد و باید برای خودمان تکرار کنیم که هر رای که در صندوق ریخته میشود ، حتی اگر فحش درون آن نوشته شود ، امضایی است برای قتل و غارت و چپاول مال و دارایی و ناموس ایران زمین.
——————–
بعد التحریر:
سلام آقای نوری زاد عزیز

امروز در خبرها داشتیم که محمود احمدی نزاد بار دیگر اخطار داد که کسی از زبان رهبر حرف نزند و خطاب به اصول گرایان و شورای نگهبان ، که اگر کاندیداها تایید صلاحیت نشوند ….
ظاهر قضیه اینچنین است که انتخابات پیش رو مثل یک کلاف سر در گم می باشد یا بقول امریکایی ها انتخابات پیچیده.
ولی هرگز اینچنین نیست و آقای خامنه ای اینطور وانمود می کند و اتفاقا سر این کلاف دست خودش می باشد و به شما قول می دهم که آقای خامنه ای کارناپخته ای انجام نداده اند که امسال را سال حماسه سیاسی نامیده اند.
این یک بازی است و سر کلاف دست خامنه ای است و شک نکنید که اطرافیان رهبر منجمله ، یزدی خوب متوجه شده اند که هدف آنها هستند وبزودی آنها هم حذف می شوند .
و اگر وضع به همین منوال پیش برود مطمئن باشید که مجتبی خامنه ای رهبر آینده ایران است و برای همین هم جبهه پایداری تشکیل شده است که همه مرید و پیرو خامنه ای می باشند و وظیفه این گروه همان شعبان بی مخ ها هستند برای حفظ دیگران
خواستم اگر ممکن است این نکات بالا را هم به مطلب اضافه کنید وگر نه که هیچ.
متشکر از حسن توجه شما محمد علی محمدیان

No responses yet

Apr 11 2013

آدم ها در نسبت با ولی فقیه چند قشر می شوند؟ پنجشنبه 22 فروردین1392

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

واژگون: اول : آدم هایی که هیچ نظری از خود ندارند : ابله ها

دوم : آدم هایی که خیلی صادقانه و از روی اعتقاد قلبی به ولی فقیه تفکر را تعطیل می کنند و مدام منتظرند ببینند تا رهبری چه می گوید تا به همان گفته اعتقاد داشته باشند : متحجرها

سوم : آدم هایی که نظری از خودشان دارند ولی به دلیل بادمجان دور قاب چین بودن وانمود می کنند نظرشان مطابق و هماهنگ با ولی فقیه است : چاپلوس ها

چهارم : آدم هایی که نظرشان در برخی موارد با ولی فقیه همخوانی دارد و در برخی موارد همخوانی ندارد ولی به دلیل اعتقاد به جمهوری اسلامی و التزام عملی در مواردی که با رهبری مخالف هستند نیز برخلاف نظر رهبر عمل نمی کنند ولی مخالفت شان را برملا نیز نمی کنند : حزبل محافظه کار

پنجم : آدم هایی که در اغلب موارد با نظر ولی فقیه مخالف اند و جمهوری اسلامی را نیز قبول ندارند ولی نه از حیث نظری مخالفتی می کنند و نه از حیث عملی اقدامی می کنند : قرتی های ترسو
ششم : آدم هایی که کلآ با جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه مخالف اند و هیچ التزام عملی هم بدان ندارند و هر اقدامی بتوانند بر علیه آن می کنند و حتی با بیگانه بر علیه نظام متحد می شوند : اصلاح طلب های خائن

هفتم : آدم هایی که انقلاب و نظام و ولایت فقیه را قبول دارند ولی در برخی موارد با نظرات و تصمیمات رهبری مخالف اند و مخالفت خود را اعلام می کنند اما التزام عملی کامل به امر رهبری دارند : آدم انقلابی عدالتخواه مثل دانشطلب که باید شش ماه برود زندان

اگر غیر از این هفت مورد نسبت دیگری هم می توان با ولایت فقیه داشت بیان فرمائید.

No responses yet

Apr 07 2013

نوشته‌ای برای آبدارچی‌های سابق و آینده آسد علی: ریاست جمهوری در نظام اسلامی(2)

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

آخوند محمد سروش محلاتی: پرسش اصلی این سلسله مقالات آن است که در نظام اسلامی، با توجه به مبنای ولایت فقیه، ریاست جمهوری چه جایگاهی دارد؟ برای این پرسش، بر اساس مبانی مختلف، پاسخ های متفاوتی می توان ارائه کرد:

پاسخ اول آن است که تصدی امور اجرائی نظام و مدیریت کلان کشور، از آن ولی فقیه است، از این رو همه مسولان عالی رتبه نظام، دست یاران و همکاران اویند و باید با نظر او تعیین گردند. لذا در حکومت اسلامی، سمتی به عنوان ریاست جمهوری که بالاصاله از سوی مردم انتخاب شود و در رأس قوه مجریه قرار گیرد، نمی تواند وجود داشته باشد.

در قسمت قبل توضیح دادیم که آیت الله منتظری در دهه اول جمهوری اسلامی، چنین تصویری از ولایت فقیه ارائه کرده و رئیس جمهور را کسی می داند که تحت نظر رهبری ـ که در رأس امور اجرائی است ـ با او همکاری دارد.

به اعتقاد طرفداران این دیدگاه، مردم اصالتا «حقی» برای انتخاب کارگزاران حکومت، چه در قوه مجریه، و چه در قوه مقنّنه ندارند و اگر حاکم اسلامی، به آنان اجازه «رأی دادن» می دهد، لطف و تفضّلی است که شهروندان را از آن بهره مند می کند، نه اینکه الزامی برای این کار داشته باشد و یا مردم ذی حق باشند. حداکثر این است که مردم ضمن شرط و قرار داد با حاکم، از حق رأی در انتخاب رئیس جمهور یا نماینده مجلس برخوردار شوند. ولی پذیرفتن این شرط از سوی حاکم، باز هم «تفضّل» است، والّا مردم وظیفه اطاعت دارند.

این دیدگاه، در دوره کنونی، از سوی آیت الله مؤمن قمی ـ باسابقه عضویت سی ساله در شورای نگهبان ـ تبیین و دفاع می‌شود و البته از دو جهت در مقایسه با دیدگاه آیت الله منتظری سخت گیرانه تر و در بی اعتبار دانستن رأی مردم صریح تر است.

یکی آنکه آقای منتظری حق «یک انتخاب» را برای مردم حفظ می کند، یعنی حق “انتخاب ولی فقیه”، ولی آقای مؤمن، همان یکی را نیز مشروط به رأی مردم نمی داند و دیگر آنکه آقای منتظری امکان “شرط گذاری” از طرف مردم را در هنگام انتخاب اول می‌پذیرد تا حق انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان را برای خود حفظ کنند، ولی آقای مؤمن که انتخاب اول را هم منکر است، با «شرط» هم حقی را برای مردم قابل اثبات نمی داند. ایشان فصل نهم از کتاب «الولایه الالهیه» را تحت این عنوان قرار داده است:«فی أنّ بید الولی الفقیه نصب مسؤولی الدوله»، یعنی نصب مسؤلان دولتی در اختیار ولی فقیه است.(ج3،ص549) مقصود وی از مسئولان دولتی، صرفا رئیس جمهور نیست، بلکه وی دائره نصب از سوی حاکم را بسیار گسترده دانسته و شامل رؤسای همه نهاد ها و ادارات می داند، بلکه نصب هرکس که کار حکومتی انجام می دهد:

«بیده نصب جمیع العمّال المحتاج الیهم فی هذه الادارات بل و نصب جمیع من یفوّض الیه امر من الدوله الاسلامیه»

آیت الله مؤمن برای اثبات این دیدگاه دو دلیل آورده است:

یکی آنکه لازمه ولایت ولی امر بر امّت آن است که وی از اختیار کامل برای تعیین کارگزاران خود برخوردار باشد و مردم هم باید بر طبق آنچه که او مصلحت می داند، اطاعت و تبعیت داشته باشند.

و دیگر آنکه امیرالمؤمنین که مالک اشتر را به امارت مصر گمارد، در عهدنامه، همه اختیارات اجرایی و قضایی و نظامی را به او سپرد، پس هر کس که دارای ولایت باشد، از کلیه آن اختیارات برخوردار است و از این نظر فرقی بین حاکم “معصوم” و حاکم “غیر معصوم” وجود ندارد و همان گونه که به شهادت موارد فراوانی از نهج البلاغه، امیرالمؤمنین، کارگزاران حکومت از ماموران جمع آوری مالیات، تا فرماندهان نظامی و فرمانداران را نصب می کرد، ولی فقیه نیز قطعا بدون هیچ گونه تفاوتی از این حق برخوردار است:

«ان علیا (ع) حین تصدیه لادارة امر الامه بعد بیعة الناس قد نصب عمّالا کثیرین لاغراض مختلفه من امراء البلاد و عمال جبایة الخراج و الزکاة و فی امراء الجیوش و غیرهم. فالمستفاد من جمیع هذه الموارد ثبوت حق هذا النصب شرعا فی الولایه الاسلامیه لولی الامر بلا فرق بین المعصوم و غیره قطعا، بداهة انّه المفهوم عرفا من هذه الموارد قطعا …»(همان، ص551)

این دو استدلال، کاملا قابل مناقشه است و آنچه را که ایشان با «قطعا، قطعا»، غیر قابل شک و تردید تلقی کرده است، با ابهامات جدی رو بروست که در ادامه به نقد آن خواهیم پرداخت و در اینجا به اجمال اشاره می شود که «ولایت»، به معنی سلب اختیار از مردم،و نادیده گرفتن درک و شعور و خواست آنها نیست و نصب ولیّ برای امّت، به معنی تفوّق عقل فرد بر «عقل جمع» و استیلاء «اراده فرد» بر «اراده جمع» نمی باشد، بلکه اساسا جعل ولیّ از سوی حق تعالی، صرفا به معنای مجاز بودن اِعمال ولایت او در محدوده «شیوه های عقلانی» ـ و نه فراتر از آن ـ و در قلمرو مصلحت جامعه است. چه اینکه «شیوه های» بسیط و ساده ای که در گذشته «کارآمد» بوده قابل تسریه و تعمیم به جوامع کنونی نمی باشد. از این رو سازمان و تشکیلاتی که در عهدنامه آمده است، یک الگوی دائمی برای ساختار حکومت در همه اعصار نیست و الّا باید گفت : چون مالک اشتر استاندار بوده و همه اختیارات نظامی و قضائی و اجرائی با او بوده است، پس امروزه هم مطلوب آن است که استانداران هر استان از کلیه آن اختیارات برخوردار باشند، و لذا عدم تفویض اختیار نصب و عزل قضات یا نصب و عزل فرماندهان نظامی، به استانداران خلاف شرع است!

شگفت آور است که یک فقیه به استناد عهدنامه مالک اشتر، اختیارات متمرکزی برای ولی فقیه اثبات می کند، و از سوی دیگر فقیهی می گوید چون امیرالمؤمنین اختیارات مطلق به نماینده خود مالک اشتر داد، پس در جمهوری اسلامی هم باید ولی امر، همان اختیارات مطلق را به رئیس جمهور بدهد! استدلال آیت الله مکارم شیرازی در هنگام تدوین قانون (1358) و در حالیکه با فرماندهی کل قوا برای رهبری مخالف بود، همین بود، وی می گفت وقتی رئیس جمهور منتخب مردم و مورد تأیید رهبری است پس باید فرمانده کل قوا باشد، همان طور که امیرالمؤمنین ملک اشتر را برای حکومت مصر انتخاب کرد و همه اختیارات مصر را به او سپرد:

«هنگامی که علی(ع) مالک اشتر را برای حکومت مصر انتخاب کرد «تمام اختیارات» مصر را به دست مالک سپرد نه اینکه تمام سرنخ ها را در دست خود نگه داشت!» (مشروح مذاکرات مجلس بررسی قانون اساسی، ص1115)

بنظر ما هیچ یک از این دو استناد قابل قبول نیست.

پاسخ دوم در جهت سازگاری ولایت فقیه و ریاست جمهوری ، ادغام کردن آنها در یکدیگر و سپردن این دو مسئولیت به یک نفر است. شخصی که هم واجد شرایط لازم برای رهبری بوده و از فقاهت و عدالت برخوردار باشد و هم واجد شرایط لازم برای ریاست جمهوری باشد مثل آن که با اکثریت آراء مردم، به قدرت رسیده باشد تا در رأس قوه مجریه قرار گیرد.

در هنگام تدوین قانون اساسی ، برخی از فقها، از چنین طرحی دفاع می کردند و در صدد آن بودند تا با گنجاندن «فقاهت» در شرایط رئیس جمهور، نظام جمهوری را از مزایای ولایت فقیه نیز برخوردار نمایند. در آن هنگام، آیت الله منتظری به همراه سید حسن آیت و سید محمد خامنه ای، پیشنهادی را بر این اساس ارائه نمودند.(مرداد ماه 1358)

این پیشنهاد، یک طرح جدید قانون اساسی بود که در اصل 114 آن، در ردیف شرایط رئیس جمهور، از «مجتهد جامع الشرایط بودن» و «اعلم بودن از فقه سیاسی» نام برده بودند. آقای منتظری در مجلس تدوین قانون اساسی و پیش از تصویب اصل ولایت فقیه از این نظر دفاع کرد ولی چون مورد تایید و تصویب اعضای مجلس قرار نگرفت، به وجود رئیس جمهور غیر فقیه، ولی با اختیارات محدود، رضایت داد تا اختیارات مهم و اساسی مانند فرماندهی کل قوا، به جای رئیس جمهور، در اختیار رهبری باشد. وی در تصویب اصل یکصد و دهم، بیشترین تلاش و جدیت را داشت. جنبه سلبی استدلال آن بود که از قدرت رئیس جمهور کاسته شود تا مبادا غول استبداد، بار دیگر وارد کشور شود. استدلال ایشان بسیار صریح و با همان ادبیات خاص خودشان بود:

«وقتی از شرایط رئیس جمهور بحث می شد، ما جرأت نکردیم بگوییم رئیس جمهور باید فقیه باشد… شما متأسفانه در شرایط رئیس جمهور شرط فقاهت را نگذاشتید … ما بیاییم قدرت قوای سه گانه مملکت را به دست یک آدم الدنگ بدهیم که از قدرتش سوء استفاده کند؟ خری را ببریم بالای بام که دیگر نتوانیم آن را پایین بیاوریم؟! آدم مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و جرأت نمی کند که قدرت مملکت را به دست کسی بسپارد که فقاهت ندارد.»(همان، ص1119)

نقطه قوت طرح تمرکز رهبری و ریاست جمهوری در یک شخص آن است که امور اجرائی کشور، از یک مرکز هدایت شده و اداره امور نظام، دچار اختلاف نظر و ناهماهنگی نمی گردد و قهرا زمینه ای برای آنکه یک نهاد، نهاد دیگر را مقصّر دانسته و هر کدام توپ را به زمین دیگری بیاندازد، وجود ندارد. در این وضع، نه رئیس جمهور می تواند محدود بودن اختیارات را بهانه ناتوانی های خود قرار دهد و خویش را مسلوب الاختیار معرفی کند و نه رهبری می تواند سوء تدبیرها در نظام اجرائی را از خود دور کرده و موقعیت رهبری را فراتر از مسئولیت اجرایی قلمداد کند.

علاوه بر این، چنین طرحی که از سوی برخی فقها ارائه شده و مورد تایید عده ای از آنان بود گویای آن است که از نظر موازین فقهی، محدودیت های ریاست جمهوری با ولایت فقیه، سازگار و قابل جمع است، مثلا:

الف) تصدی امور اجرائی کشور و مدیریت کلان جامعه توسط رهبری می تواند به شکل دوره ای و مدت دار باشد و با پایان دوره ای مثلا پنج ساله، فقیه دیگری در جایگاه تصدی امور قرار گیرد.

ب) تعیین رهبری با انتخاب مستقیم مردم و بر اساس رأی گیری شهروندان و اکثریت آراء آنان امکان پذیر است.

ج) مجلس شورای اسلامی می تواند بر ولی فقیه نظارت داشته، نمایندگان مجلس حق تحقیق و تفحّص از وی را دارند.

در همان طرح آیت الله منتظری اصولی درباره هریک از امور فوق ارائه شده و از آن جمله در اصل 123 تصریح شده که رئیس جمهور که همان ولی فقیه است، در برابر مجلس شورا، مسئول است و او حق انحلال مجلس را ندارد.(اصل131)

ولی با این همه، چه به لحاظ مبانی فقهی، و چه به لحاظ مصالح اجتماعی و سیاسی نمی توان این طرح را مورد تأیید قرار داد.

ایراد فقهی آن این است که به چه دلیل می توان سمت ریاست جمهوری را به فقها اختصاص داده و با آوردن شرط فقاهت برای کاندیداهای ریاست جمهوری، عموم شهروندان لایق و با صلاحیت را از «حق انتخاب شدن»، محروم کرد؟ با توجه به این که برای مسئولان عالی رتبه نظام ـ به جز مناصب قضائی ـ شرط اجتهاد وجود ندارد. از این رو انحصار این مقامات به مجتهدین، با موازین شرعی ناسازگار است و اگر در «ولایت» چنین شرطی به همراه شرایط دیگر شرعا معتبر است، نمی توان آن را برای ریاست جمهوری هم لازم شمرد.

و ایراد سیاسی آن این است که چنین تمرکزی در رأس قوه مجریه، توازن بین قوا را به هم زده و با سنگین کردن قوه مجریه به دلیل پشتوانه خاص ولایت دینی، قوه مقننه را به حاشیه می راند و بالمآل به تفوّق یک قوه بر دو قوه دیگر می انجامد.

و ایراد اجتماعی آن این است که با محصور کردن ریاست جمهوری در بین علمای دینی و مجتهدان، و از بین رفتن امکان رقابت انتخاباتی در میان نخبگان و رجال سیاسی، مشارکت عمومی کاهش یافته و پشتوانه مردمی نظام تضعیف می شود و در چنین وضعی، احتمالا دیگر حوزه ها، پایگاه تربیت عالمان دین محور نخواهد بود و به باشگاهی برای دست یابی به قدرت و بالا رفتن از نردبان ریاست تبدیل می گردد.

به علاوه که حضور انحصاری روحانیون در ریاست جمهوری که مرکز ثقل امور اجرائی و معضلات مدیریتی است، عوارض احیانا ناپسندی برای روحانیت داشته و جنبه های معنوی آنان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. به همین دلیل بود که حضرت امام خمینی و یاران نزدیک ایشان مانند شهید مطهری، با اینکه روحانیون تصدّی امور اجرایی را به عهده گیرند، مخالف بودند و چنین حضوری را صرفا در موارد ضرورت تجویز می نمودند. از این رو شرط اجتهاد برای رئیس جمهور در تضاد کامل با دیدگاه امام قرار داشت. زیرا ایشان در پاسخ به این سوال که: «آیا منظور شما از حکومت اسلامی این است که رهبران مذهبی حکومت را خود اداره کنند؟» بارها آن را فرموده بود:

«خیر، منظور این نیست که رهبران مذهبی خود حکومت را اداره کنند، لکن مردم را برای تأمین خواسته های اسلامی رهبری می کنند.» (صحیفه امام، ج3، ص467)

البته دیدگاه حضرت امام درباره نسبت ولایت فقیه و ریاست جمهوری را در آینده بررسی خواهیم کرد. انشاءالله.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .