اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آبان ۹۸'

Dec 03 2019

پیام یک شهروند از ماهشهر: ناجوانمردانه همکارانم را کشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: روایت ماهشهر

سلام
اسم من هرمز و محل کارم شهرستان ماهشهر است.

در درگیری‌های حدود ساعت ده – یازده صبح دوشنبه 26 آبان‌ماه دو تن از همکاران پتروشیمی هم در اثر رگبار شلیک تیربار دوشکا ماموران در شهرک چمران (جراحی) کشته شدند. «احمد چراغیان» متولد شهرستان جایزان از کارمندان بهره برداری پتروشیمی تندگویان ماهشهر و «سالم سنجری (سنجریان)» از کارمندان ترانسپورت حمل و نقل کارکنان پتروشیمی بندرامام از منزل به شرکت.

همان‌طور که در گزارش شما آمده، راه‌های منتهی به شرکت‌ها توسط مردم معترض بسته شده بود. امکان حمل و نقل نفرات از شرکت‌ها به خانه و برعکس وجود نداشت. آقای سنجری بر حسب وظیفه کاری‌اش که مسئول چک کردن راه‌ها و این‌که امکان حرکت سرویس‌ها هست یا نه، هر روز و قبل از زمان حرکت شیفتها بود.

شرکت‌های پتروشیمی علاوه بر نفرات روزکار، نفرات شیفت هم دارد که ساعت ۵:۳۰ و۱۳:۳۰ و ۲۱:۳۰ از ماه‌شهر و شهرک‌های بعثت و چمران و کوره‌ها و سربندر، به سمت پتروشیمی‌های منطقه ویژه حرکت می‌کنند. آقای سنجری مسیرها را بازرسی می‌کرد که در صورت امکان، نفرات جایگزین کارگرها و نفراتی که در شرکت مانده و از خانواده‌ها بی خبرهستند را مشخص کند. ولی وقتی به فلکه ورودی شهرک می‌رسد، ماموران به او شلیک کرده و او جان می بازد.

آقای چراغیان هم از نفراتی بود که در شرکت مانده بود و امکان برگشت به خانه را نداشت. او دارای سه فرزند بود. بعد از دو روز ماندن در شرکت، صبح اقدام به بازگشت به سمت خانه می‌کند. مقداری از مسیر را پیاده می‌رود و مقداری هم با ماشین تا نزدیکی شهرک جراحی و پادگان نزدیک شهرک که قبل از فلکه ورودی شهرک چمران است. او از آن‌جا پیاده یا شاید با موتور یکی از نفراتی که جاده را بسته بودند – چون شهرک چمران تقریبا همه یکدیگر را می‌شناسند و اکثر معترضان از دوستان هم و از خود مردم آنجا بودند – به سمت خانه می‌رود. ولی چون حرکت او همزمان با به رگبار بستن مردم معترض بوده و او هم جان باخته است.

این نکته ضروری را هم بگویم که مردم معترض ماه‌شهر و شهرک‌های اطراف، فقط ورودی خروجی شهر را بسته بودند. داخل شهر همه چیز عادی بود. کوچک‌ترین بی‌احترامی به هیچ‌کس نکردند. می‌توانم قاطعانه بگویم که حتی یک شیشه هم از بانک یا مغازه‌ای شکسته نشد. معترضان اصلا وارد شهر نشدند. فقط زمانی که بر اثر رگبار گلوله‌ها مجبور شدند برای در امان ماندن به داخل شهر بیایند.

فکر نمی‌کردند افرادی که پشت تویوتا و تیربار دوشکا نشسته‌اند، این‌قدر بی‌رحم باشند که برایشان داخل و بیرون شهر، مرد و زن و بچه و افراد مسن فرقی ندارد.

گویا خانواده کشته شدگان را تهدید کرده‌اند اگر حرفی بزنند، سرنوشت بدی در انتظارشان هست. حتا اجازه نوشتن در مورد عزیزان‌شان را نداده‌اند.

حتا خود ما هم تا در پیام یا تماس تلفنی جمله یا کلماتی در مورد اتفاقات می‌گوییم، خیلی سریع اس ام اس دریافت می‌کنیم که: «انتشار اخبار و…طبق ماده فلان و فلان مقدار جرم و حبس دارد. لطفا فریب گروهک‌های ضد نظام را نخورید و…»

ولی من دلم طاقت نیاورد تا در مورد این دو نفر اطلاعی ندهم. ناجوانمردانه این دو نفر را که کاملا بی‌گناه هستند، کشته‌اند ولی خون آنها پایمال نشده و نادیده گرفته نشود. هر چند که تمام معترضان بی‌گناه بودند و فقط از شرایط اقتصادی به تنگ آمده بودند.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Dec 03 2019

توییتر ظریف مملو از اعتراض به سرکوب خونین ایرانیان بی‌پناه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: پس از سه هفته غیبت «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به توییتر بازگشته و دو توییت در انتقاد از تحریم‌های امریکا نوشته است اما صفحه او مملو از اعتراض گسترده به سرکوب خونین مردم توسط جمهوری اسلامی ایران شده است.

پس از مدت‌ها غیبت در توییتر، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در دو پست دوگانه به زبان انگلیسی از تحریم‌های آمریکا انتقاد کرده که «با محروم کردن شهروندان بی‌گناه ایران از اقلام درمانی آن‌ها را می‌کشد» و در توییتی دیگر خطاب به سه چهار کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه، آلمان و سوئد گفته از شرکت تولیدکننده چسب زخم بیماران پروانه‌ای بخواهید این محصول را به «کودکان ایرانی بفروشند تا زخم‌های خود را بپوشانند.»

توییت وزیر خارجه ایران با سیلی از انتقادات روبه‌رو شده که تحریم‌های آمریکا بیشتر موجب مرگ شهروندان ایرانی می‌شود یا ضربات مستقیم گلوله. در هفته‌های اخیر به گفته سازمان عفو بین‌الملل دست‌کم از ۲۰۸ ایرانی توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جریان اعتراض به وضعیت معیشتی‌شان، کشته شده‌اند.

شهروندان ایرانی در زیر پست توییتری «محمدجواد ظریف» به اظهاراتی از اعضای کابینه ازجمله وزیر بهداشت اشاره کرده‌‌اند که در یک برنامه تلویزیونی گفته بود برای چند ماه زندگی بیشتر بیماران، هزینه درمانی به دولت تحمیل می‌شود که نالازم است.

تصاویری از حمله ماموران مسلح و نیروهای پلیس به اموال شهروندان ایرانی و افرادی که به ضرب گلوله به روی زمین افتاده‌‌اند در زیر این توییت منتشرشده و یک کاربر نظرخواهی به راه انداخته که پس از روزها قطعی اینترنت در ایران از سوی حکومت نباید دسترسی آیت‌الله «علی خامنه‌‌ای»، «حسن روحانی» و محمدجواد ظریف را به توییتر قطع کرد؟

@SecPompeo once again admits that US #EconomicTerrorism on Iran is designed to starve, and in the case of medical supplies, kill our innocent citizens.

— Javad Zarif (@JZarif) December 2, 2019

چنین وضعیتی خبر از خشم عمومی و تقلیل مشروعیت نظام حاکم می‌دهد. کاربرانی که تاکنون با زبان ملایمی از دولت و ناتوانی در رفع تحریم‌ها انتقاد می‌کردند اکنون سومدیریت کلان، ناتوانی در رفع فوری تحریم‌ها و نالایقی دولت در فراهم کردن یک زندگی عادی را برای ایرانیان در فضایی که در توییتر وزیر خارجه فراهم شده، فریاد می‌زنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران ازجمله آیت‌الله علی خامنه‌ای و حسن روحانی معترضان را «اشرار» و تعداد آن‌ها را «اندک» خوانده‌اند و چراغ سبز برای سرکوب آن‌ها نشان داده‌اند. کامنت‌های اولین توییت‌های محمدجواد ظریف پس از سرکوب تازه‌ترین اعتراضات، برای مقام‌ها می‌تواند نمونه‌‌ای ازآنچه باشد که در جامعه ایران جریان دارد. حسن روحانی در جریان انتخاب ریاست‌جمهوری و پیروزی‌‌اش، به کامنت‌های شهروندان ایرانی در رسانه‌های اجتماعی اشاره‌کرده و از مردم بابت آن تشکر کرده بود. به‌بیان‌دیگر او برای اظهارنظرهای مردم در شبکه‌های اجتماعی اصالت قائل است.

زمانی محمدجواد ظریف مردم را «صاحبان اصلی ایران» خوانده بود. بخشی از صاحبان اصلی ایران با پیدا شدن فضایی برای بیان، در حال ابراز نظرات و ارزیابی‌شان درباره جمهوری اسلامی ایران هستند بدون اینکه بشود آن‌ها را متهم به خرابکاری و اغتشاش در فضای توییتر کرد.

No responses yet

Dec 01 2019

۷۰ میلیون تومان حق تیر برای تحویل جان باخته اعتراضات در شیراز؛ مهدی جهانبازی، پدر دو فرزند ۳ و ۵ ساله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: مهدی جهانبازی، ۳۵ ساله، پدر دو فرزند خردسال ۵ ساله و ۳ ساله در شیراز، روز یکشنبه، ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در جریان سرکوب اعتراضات شیراز، در یک تجمع نزدیک محل کارش از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جان‌باخت.

آقای جهانبازی که اهل سپیدان یکی از شهرهای استان فارس بود، در بخش اداری شبکه بهداشت شیراز کار می‌کرد. مهدی جهانبازی که از ناحیه سر گلوله خورده بود، زخمی به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات، مداوایش کارساز نشد و همان روز جانش را از دست می‌دهد.

آن‌گونه که یکی از آشنایان آقای جهانبازی می‌گوید پیکر ایشان را ماموران امنیتی روز چهارشنبه ۲۹ آبان، در قبال پرداخت ۷۰ میلیون تومان حق تیر،تحویل خانواده داده‌اند و او را در روستای ممبلو از توابع سپیدار به خاک سپرده‌اند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید:info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید:www.ostanwire.com

No responses yet

Dec 01 2019

جزییات جدید از تعداد کشته‌شدگان اعتراضات‎؛ «پیکر ۱۵۶ نفر در بهشت زهرا دفن شد»‎

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی خبر داد که پیکر ۱۵۶ نفر از قربانیان اعتراضات اخیر ایران در بهشت زهرای تهران دفن شده و ۸۰ پیکر دیگر نیز به شهرستان‌های ایران فرستاده شده است.

این وبسایت روز شنبه ۹ آذر نوشت که «منابع موثق به نقل از مسئولین بهشت زهرا به کلمه گفته‌اند که پیکر ۱۵۶ نفر از هموطنان به غسال خانه این آرامستان انتقال داده شده و ۸۰ پیکر به شهرستان‌ها فرستاده شده است».

این وبسایت همچنین جزئیات دیگری از تعداد افراد کشته شده در شهرهای استان تهران را منتشر کرده است.

براساس این گزارش، در شهر شهریار حداقل ۵ نفر، در بخش کهنز ۱۷ یا ۲۰ نفر، بخش‌های فردوسیه امیریه و وحیدیه ۱۰ یا ۱۳نفر، بخش ملارد ۸ نفر، قلعه حسن خان ۸ یا ۱۰ نفر، یوسف آباد صیرفی ۶ نفر، جاده ساوه ۱۰ یا ۱۲ نفر، اسلام شهر ۸ یا ۱۰ نفر، حدفاصل ملارد و شهریار شامل روستاهای لم آباد، اسفند آباد و بکه حدود ۱۲ یا ۱۴ نفر، اکبرآباد و وجیه آباد بیش از ۲۰ نفر و در رودهن ۱۶ نفر کشته شده‌اند.

وب‌سایت کلمه تعداد افراد کشته شده در جریان اعترضات آبان را ۳۶۶ نفر اعلام کرده است.

عفو بین‌الملل نیز در آخرین آمار خود قربانیان را «دست‌کم ۱۶۱ نفر» تخمین زده است.

با این حال دادستان کل کشور آمار منتشر شده درباره شمار کشته‌ها و بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر در ایران را رد کرد. وی اما در عین حال هیچ آماری ارائه نداد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، محمد جعفر منتظری، دادستان کل کشور روز شنبه درباره تعداد افراد کشته و بازداشت‌شده در جریان اعتراضات گفت: «من آخرین آمار را ندارم.»

وی اضافه کرد: «خوشبختانه افرادی که خارج از کشور هستند هیچ دسترسی به اطلاعات و آمار ندارند؛ آمارهای مختلفی می‌دهند و هیچ کدام از آنها اعتبار ندارد.»

با این حال دادستان کل کشور بدون اشاره به فرد خاصی گفت: «هیچ مقامی مجاز نیست بدون داشتن آمار و اطلاعات دقیق، چنین اظهاراتی داشته باشد.»

جمال عرف، معاون سیاسی وزیر کشور، نیز ضمن «نامعتبر دانستن» آمار اعلام شده درباره کشته‌شدگان اعتراضات آبان وعده داد که دادستانی کل کشور بر اساس آمار دریافتی از پزشکی قانونی آمار را اعلام خواهد کرد.

روز شنبه همچنین سخنانی به نقل از معاون وزیر کشور منتشر شد که گفته بود حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، چند روز پیش از اجرای طرح افزایش قیمت بنزین از زمان اجرای آن مطلع بوده است.

آقای روحانی گفته بود که تعیین زمان اعلام افزایش قیمت بنزین را به وزارت کشور واگذار کرده و خود او صبح روز جمعه بیست و چهارم آبان از این موضوع مطلع شده است.

ساعاتی پس از انتشار سخنان آقای عرف، دفتر معاون سیاسی وزیر کشور سخنان منتشر شده را «مخدوش» خواند و اعلام کرد که تعیین زمان بندی دقیق اجرای این طرح در دولت مطرح نشده است.

​

No responses yet

Nov 30 2019

کمالشهر کرج ۲۶ آبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,بدون دسته بندی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

حالا درک می کنم چرا سرتیپ سالار آبنوش، فرمانده عملیات سازمان بسیج گفت جنگ جهانی تمام عیار بود آقا این فیلم را ببینید قبول می‌کنید که جنگ جهانی بود فقط یک فرمانده درست و حسابی نداشت تا پیروزی ازآن ما شود وگرنه جنگوهایی داشت که از رستم درس جنگاوری با اعراب را یاد گرفته بودند

No responses yet

Nov 29 2019

ادامه شناسایی و بازداشت ده‌ها تن از معترضان در تهران، اصفهان و شیراز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش


رادیوفردا: مقام های انتظامی و امنیتی ایران روز پنجشنبه هفتم آذر ماه از ادامه بازداشت دستکم ۵۰ نفر از شرکت‌کنندگان در اعتراض‌های اخیر در چند شهر ایران از جمله تهران، شیراز و اصفهان خبر داده‌اند.

فرمانده انتظامی غرب استان تهران می‌گوید، ۳۰ نفر از عوامل اصلی« اغتشاشات در ناآرامی های اخیر شهرستان‌های غرب استان دستگیر شده‌اند.

در پی تجمع‌ها و اعتراضات گسترده در ایران که به دنبال افزایش قیمت بنزین رخ داد، مقام‌های مسئول در کشور به پیروی از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی از این اعتراضات به عنوان «اغتشاش» و از معترضان به عنوان «اشرار» یاد می‌کنند.

محسن خانچرلی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران گفته است، «در ادامه شناسایی عناصر اصلی اغتشاش و اخلالگران حوادث اخیر که باعث تخریب اموال عمومی و بروز ناامنی درشهرستان‌های غرب استان تهران شده بودند، دستگیری عوامل اصلی ناامنی های اخیر همچنان در دستور کار پلیس قرار دارد.»

این مقام پلیس اضافه کرده است:« ماموران با کار اطلاعاتی گسترده، ۳۰ نفر از عوامل اصلی و محرک اغتشاشات شهرستان های استان را شناسایی و پس از هماهنگی قضائی، متهمان را در عملیات های جداگانه در مخفیگاهشان دستگیر کردند.»

محسن خانچرلی می گوید، افراد بازداشت دستگیر شده که «در تجمعات اخیر دست به خرابکاری و حمله به ماموران زده بودند»، پس از دستگیری به اتهامات خود اعتراف کردند.

به دنبال افزایش بهای بنزین در هفته گذشته، بسیاری از شهرهای ایران شاهد تظاهرات بی‌سابقه بود و طبق برآوردهای رادیو فردا و سازمان عفو بین‌الملل، پاسخ حکومت به اعتراض ناراضیان دست‌کم ۱۴۳ کشته و حدود پنج هزار بازداشتی به دنبال داشته است.

بازداشت ها در اصفهان

مهدی معصوم بیگی، فرمانده انتظامی استان اصفهان هم روز پنجشنبه از دستگیری هفت تن دیگر از رهبران و عاملان اصلی «اغتشاش‌های اخیر در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و پلیسی» توسط ماموران امنیتی خبر داد.

فرمانده انتظامی استان اصفهان گفته است:«در ادامه شناسایی عناصر اصلی اغتشاش و اخلالگران نظم عمومی که با سوءاستفاده وموج سواری بر اعتراضات مردم در خصوص طرح سهمیه بندی بنزین اقدام به تخریب و آتش زدن سازمان یافته اموال و اماکن عمومی و دولتی و تعرض به جان و مال مردم کردند، روز گذشته در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی و پلیسی هفت نفر دیگر از این افراد در مخفیگاه های خود شناسایی و دستگیر شدند.»

این مقام پلیس اصفهان هم می‌گوید، بازداشت شدگان به اتهامات خود «اقرار» و اعتراف کرده‌اند.

بازداشت ۹ تن در شیراز

رهام بخش حبیبی، فرمانده نیروی انتظامی استان فارس گفته است : «۹ نفر از عاملان اصلی ارتباط با شبکه‌های معاند و بیگانه و ۲ نفر از آشوبگر اصلی اغتشاشات و تخریب اموال عمومی ناآرامی‌های هفته پایانی آبان ۹۸ در شیراز دستگیر شدند. »

این مقام قضایی استان فارس هم گفته است که متهمان بازداشت شده به «جرایم» خود اعتراف کرده‌اند.

در حالی این مقام‌های قضایی از اعتراف متهمان خبر داده‌اند که مشخص نیست آیا بازداشت شدگان از حقوق اولیه‌ای مانند دسترسی به وکیل برخوردارند یا خیر.

اعتراف افراد علیه خود و دیگران یکی از روش‌های رایج در دستگاه های امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران است. پیش از این بسیاری نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر از نقض سیستماتیک متهمان بازداشت شده در ایران انتقاد کرده‌اند.

در همین زمینه، ابوالفضل بهرام‌پور، کارشناس امور دینی دعوت‌شده به صداوسیمای جمهوری اسلامی، در سخنانی در شبکه اول تلویزیون دولتی گفته معترضانی که «اکنون در زندان ما هستند» باید «زجرکش شوند».

او در ادامه مجازات‌های در نظرگرفته شده می‌گوید «باید به‌ دار آویخته شوند».

در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸ دست کم چهار تن از معترضان در بازداشتگاه کهریزک کشته شدند.
با استفاده از ایرنا و رادیو فردا؛خ

No responses yet

Nov 28 2019

گفت‌وگو با چند پزشک در ایران؛ دستور کشتن معترضان را داده بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ایران وایر: سرکوب در شهرهای اطراف تهران و کرج مثل شهریار، قلعه حسن‌خان و تمام شهرک‌های بین تهران و کرج بسیار شدید بوده است.

«در بیمارستان فیاض‌بخش پیرزنی را آورده بودند که از پنجره بیرون را تماشا می‌کرده است و تیر خورده بود به قلبش.»
این را یک پزشک می‌گوید در روزهایی که حکومت هیچ آمار رسمی از تعداد کشته‌ها و مجروحان اعتراضات خیابانی اخیر به گران شدن ناگهانی بهای بنزین ارایه نمی‌دهد. جمعی از پزشکانی که در بیمارستان‌های مختلف ایران مشغول به کار هستند و هویت‌ آن‌ها از سوی «ایران‌وایر» تایید شده است، از وضعیت بیمارستان‌های مختلف در روزهای اعتراضات گزارش می‌دهند.

آن‌ها که خود را با عنوان «پزشکان گم‌نام حقوق انسانی» معرفی می‌کنند، می‌گویند در جریان سرکوب این اعتراضات، هم از گلوله‌های جنگی و هم از گلوله‌های ساچمه‌ای استفاده شده است و بیشتر جمجمه و قلب معترضان هدف قرار گرفته‌اند.

یکی از آن‌ها می‌گوید: «انگار فقط به قصد کشت شلیک کرده بودند. حتی به آن‌هایی که از لب پنجره یا از روی پشت‌بام بیرون را نگاه می‌کردند هم شلیک شده بود؛ مثل پیرزنی که به بیمارستان فیاض‌بخش منتقل شد و تیر به قلبش خورد.»

تعدادی از این پزشکان که در بیمارستان‌های اطراف تهران کار می‌کنند، آماری را از کشته‌شدگان در بیمارستان‌های تامین اجتماعی در سه روز اول اعتراضات، یعنی تا روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ تهیه کرده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که در بیمارستان‌های وابسته به تامین اجتماعی در اطراف تهران، در سه روز نخست اعتراضات ۱۰۴ نفر جان باخته‌اند که جزییات آن به این صورت است: «بیمارستان تامین اجتماعی شهریار ۱۵ نفر، بیمارستان سجاد شهریار ۳۶ نفر و بیمارستان فیاض‌بخش ۱۴ نفر. در بیمارستان‌های اسلام‌شهر ۹ نفر، رباط کریم ۱۰ نفر و قلعه حسن‌خان نیز ۲۰ نفر کشته شده‌اند.»

یکی از این پزشکان که در بیمارستان کوچکی در شهر قدس کار می‌کند، می‌گوید: «در یک شیفت کاری، ۱۲ نفر کشته شده را خودم دیدم که از بین آن‌ها ۱۰ نفرشان با شلیک گلوله به سر جان داده بودند. یک نفر گلوله به قلبش اصابت کرده بود و یک نفر هم به گردنش.»

به گفته این پزشک، سرکوب در شهرهای اطراف تهران و کرج مثل شهریار، قلعه حسن‌خان و تمام شهرک‌های بین تهران و کرج بسیار شدید بوده است.

آمار کشته‌های بیمارستان‌های «طالقانی»، «امام رضا» و «امام خمینی» کرمانشاه نیز از سوی این پزشکان در سه روز نخست اعتراضات ۱۶ نفر اعلام شده است: «در کرمانشاه در بیمارستان طالقانی هشت نفر، بیمارستان امام رضا سه نفر و بیمارستان امام خمینی پنج نفر کشته شده‌اند. توجه کنید که این آمار شامل بیمارستان‌های ارتش، سپاه و نیروی انتظامی نمی‌شود.»

به گفته این پزشکان، بیمارستان‌های تابع «دانشگاه علوم پزشکی ایران» که برخی مناطق تهران و بیمارستان‌های «امام سجاد» شهریار و «مرکز درمانی حضرت فاطمه» رباط کریم را نیز در برمی‌گیرند، ۶۴ کشته و بیش از ۶۰۰ نفر زخمی را به عنوان آمار قطعی اعلام کرده‌اند.

یکی از پزشکان به «ایران‌وایر» می‌گوید: «تعداد زخمی‌هایی که گلوله‌های ساچمه‌ای به آن‌ها اصابت کرده بود، بسیار زیاد بودند. ما از اندام‌ها عکس می‌انداختیم و اگر گلوله به استخوان نرسیده بود، به آن‌ها می‌گفتیم بروند و خودشان بعدا برای در آوردن ساچمه به پزشک جراح مراجعه کنند. چون اگر ساچمه در بافت نرم باشد، فقط خطر عفونت بافت نرم را دارد که با آنتی بیوتیک مداوا می‌شود.»

به گفته این پزشکان، بیمارستان‌های جوانرود، بوکان و مریوان بیش از ۳۰ کشته داشته‌اند: «جوانرود ۱۵ نفر، مریوان حداقل ۱۰ نفر و بوکان حداقل هفت نفر کشته شده‌اند.»

یکی از پزشکان می‌گوید: «سرکوب، شدیدتر از آن‌چه دیدید و شنیدید، بود. این بار از روز اول دستور کشتن صادر شد؛ حکم تیر برای این که قلب و جمجه مردم معترض را هدف بگیرد.»

No responses yet

Nov 27 2019

نخسا؛ نظامیان گمنام شریک در سرکوب معترضان چه کسانی هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: در جریان سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های مردم به گران شدن نرخ بنزین در ایران، یک تشکیلات نظامی گمنام به نام «نخسا» که خود را «نیروهای خودجوش سرزمین‌های اسلامی» معرفی می‌کنند، حضور داشته‌ است.

حساب‌های این مجموعه نظامی در شبکه های اجتماعی تصاویری از حضور شبانه این نیرو‌های مسلح در دانشگاه‌های تهران و امیرکبیر برای سرکوب اعتراض دانشجویان منتشر کرده‌اند.

این نیرو همچنین اعلام کرده در سرکوب اعتراض‌های مردمی در شهرستان «ملارد» کرج نیز حضور داشته و تصاویر مذکور تنها بخشی از اقدامات آن‌ها در شهرهای مختلف ایران در سرکوب اعتراض‌ها بوده است.

درباره این تشکیلات مسلح ناشناس چه می‌دانیم؟ چه زمانی و با چه هدفی تشکیل شده است و چه فرد یا جریانی در شکل‌گیری آن نقش داشته است؟

این گروه مسلح اعلام کرده با هدف سرکوب اعتراض‌های خیابانی در سال ۱۳۸۸ راه‌اندازی شده تا «باعث تقویت و ثبات نظام» شود.

شاخه نظامی برون‌مرزی این تشکیلات پس از آغاز جنگ داخلی در سوریه از سوی «مصطفی صدرزاده» تشکیل شد.

صدرزاده، متولد ۱۹شهریور ۱۳۶۵ در شهرستان شوشتر استان خوزستان بود که پس از مهاجرت خانواده مذهبی‌اش به تهران به عضویت رسمی بسیج درآمد.

وی سال ۱۳۹۲ با نام جهادی «سید ابراهیم» فرمانده گردان «عمار» و جانشین تیپ «فاطمیون» در جنگ سوریه شد و عاقبت آبان ۱۳۹۴ در حومه شهر حلب کشته شد.

تیپ «فاطمیون» به اعضای یک نیروی نظامی گفته می‌شود که متشکل از افغان‌های مهاجر در ایران است و از سوی جمهوری اسلامی برای حمایت از بشار اسد در جنگ سوریه سازمان‌دهی شده‌اند. گفته می‌شود جمهوری اسلامی افغانستانی‌های شیعه مقیم ایران را با وعده پرداخت حقوق ماهیانه و صدور کارت اقامت برای همه افراد خانواده و استفاده از تبلیغات مذهبی شیعیان برای شرکت در جنگ سوریه تشویق می‌کند.

از صدرزاده فیلمی موجود است که خود را عضو تشکیلات «نخسا» معرفی می‌کند که برای جنگ خود را به سوریه رسانده‌اند.

«نخسا» هم با هدف متشکل کردن نیرو‌های مسلمان حاضر در جنگ سوریه همچون «تیپ فاطمیون»، تیپ «زینبیون» و گروه‌های بسیاری از گروه‌های شیعه مسلح عراقی فعالیت خود را آغاز کرده است.

موسسان آن می‌گویند که «نخسا یک سازمان و تشکیلات نیست یک تفکر و ایدئولوژیک است که راوی این مطلب است که اسلام مرز نمی‌شناسد و در تمام امور، مطیع بلاشرط ولایت مطلقه فقیه امام خامنه‌ای است.»

خبرگزاری «دانشجو» وابسته به سازمان بسیج هم درباره این گروه مسلح نوشته که «نخسا یا همان نیروهای خودمختار سپاه اسلام، آن دسته جوانان پرشور و عشق جنگ هستند که عاشقانه خود را فداییان «علی‌ خامنه‌ای» و سردار «قاسم سلیمانی» می‌دانند که مدعی هستند بدون وابستگی سازمانی و بدون هیچ دستمزد و چشم‌داشت با اختیار خود به سوریه رفته‌اند تا علیه تکفیری‌ها بجنگند.»

تریبون اصلی این نیروهای مسلح ناشناس چند کانال تلگرامی است ازجمله کانال‌هایی مثل «ناب جهادی» یا «حیفا را با موشک می‌زنیم» که بیش از ۳۰ هزار عضو دارند و «از بازوهای سایبری سپاه نیز محسوب می‌شود و اعضای آن به افشا و هک کردن کانال‌های مخالف جمهوری اسلامی و کانال‌های ضددینی نیز مشغول‌ هستند.»

ادمین کانال «نخسا» به نام «مقداد» درباره این گروه گفته «نخسا اولش قرار بود نیروهای خودمختار باشد، اما بعدا گفتیم ما ولی و رهبر داریم و خودمختاری معنا ندارد لذا اسمش را گذاشتیم نیروهای خودجوش سرزمین‌های اسلامی.»

مقداد، نخسایی‌ها را کسانی معرفی کرده که «وقتی از در [برای حضور در میدان جنگ کشور‌های اسلامی] راهشان ندادند و حالا از پنجره آمده‌اند. ما می‌خواهیم این تفکر مقاومت در بین همه جوانان فراگیر شود که فردا روز کشور متخاصمی کاری کرد قبل از اینکه نیروهای نظامی بخواهند عمل کنند و به‌صورت همه‌جانبه به آن‌ها جوابی بدهیم و عکس‌العملی نشان دهیم.»

وی همچنین افزوده که نیرو‌های نخسا «بین نیروهای حزب‌الله، کتائب‌های عراق، حشد‌الشعبی، دفاع وطنی سوریه یا فاطمیون» در جنگ سوریه و عراق حضور داشته‌اند.

مقداد اضافه کرده «ما خودمختار نیستیم، خودجوش هستیم. بالاخره تحت لوای این تشکیلات می‌جنگیم. سال‌ اول جنگ ‌خودمان می‌رفتیم سوریه. با کمی ارتباط‌گیری راحت می‌شد اسلحه گیر آورد و وارد جنگ شد.»

وی همچنین گفته «بچه‌های نخسا در تمام جبهه‌ها تحت لوای تشکیلات نظامی شناخته‌شده می‌جنگند. بچه‌ها خودشان را با پول خودشان می‌رساندند. مردم هم حقیقتا خیلی کمک کردند. ما سعی کردیم آن خودجوشی را حفظ کنیم.»

مقداد اشاره می‌کند که فعالیت حساب‌های این تشکیلات در شبکه‌های اجتماعی از زمان حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران شروع شد و شش مرتبه این حساب‌ها در مقاطع مختلف در ایران بسته شده است.

وی اضافه می‌کند که مدیریت این حساب‌ها را «اتحادیه ادمین‌های حیفا» اداره می‌‌کند که متشکل از «همه افرادی است که کانال جهادی دارند.»

«نخسا»، تشکیلات نظامی پنهانی است که حتی مقداد حاضر نیست به‌صراحت اعلام کند از سوی چه نهادی حمایت می‌شود و چگونه توانسته مسلح شود و در ناآرامی‌ها و اعتراض‌های در ایران و برخی دیگر از کشور‌های اسلامی حضور داشته باشد.

درباره این تشکیلات نظامی البته در میان گروهی از «مدافعان حرم» و نیرو‌های ارزشی اختلاف‌نظر وجود دارد و برخی منتقد این تشکیلات و رهبران آن هستند.

گروهی از «مدافعان حرم» این تشکیلات نظامی را «نیروهای خودسر یا خودساخته سرزمین‌های اسلامی» معرفی کرده‌اند.

منتقدان و مخالفان «نخسا» می‌گویند که «اسامی شهدای موردادعای نخسائیون در لیست تجهیزات و نیروی انسانی فاطمیون ثبت‌شده و اصلا در میدان نبرد چیزی به اسم نخسا وجود ندارد.»

نیروهای «نخسا» از «مصطفی صدرزاده، حسن قاسمی دانا، برادران بختی، جواد محمدی و جواد کوهساری» به‌عنوان «شهدای» خود در جنگ سوریه نام می‌برند، اما مخالفان آن‌ها می‌گویند که این افراد «با مدارک افغانستانی به سوریه سفر کردند و جز اعضای لشکر فاطمیون بوده‌اند.»

از یکی از فرماندهان ایرانی تیپ «فاطمیون» هم فیلمی در دسترس است که اعضای «نخسا» را گروهی «کلاهبردار» و «دروغ‌گو» معرفی کرده و انتقاد‌های تندی متوجه این تشکیلات می‌کند.

در این فیلم به موضوع دستگیری «ابوحر» یکی از اعضای ارشد «نخسا» در ایران هم اشاره می‌شود.

مرداد ۱۳۹۵ اعلام شده بود که معاون گردان‌های «امام علی»، شاخه نظامی جنبشِ حشدالشعبی (بسیج مردمی عراق)، ملقب به ابوحر و دوست «صمیمی» ابوعزراییل، به اتهام «کلاهبرداری»٬ «جعل» و «اخاذی» در مشهد بازداشت شده است.

روزنامه خراسان در آن زمان به نقل از «حسن حیدری»، معاون دادستان مشهد، از بازداشت وی به همراه سه نفر دیگر خبر داده بود.

این مقام قضایی اعلام کرده بود که ماموران سپاه پاسداران پس از شناسایی وب‌سایتی که به نام این نیروی نظامی اقدام به ثبت‌نام برای اعزام به سوریه و عراق می‌کرد موفق به شناسایی و بازداشت گردانندگان آن شده‌اند.

به گفته آقای حیدری، «جاعلان این سایت با گرفتن مشخصات کامل افراد و سواستفاده از این اطلاعات، اقدام به کلاهبرداری و اخاذی» می‌کرده‌اند.

مقام‌های قضایی در شرایطی اعضای «نخسا» را «کلاهبردار» و «جاعل» معرفی کرده‌اند که گزارش‌ها از ادامه فعالیت این تشکیلات نظامی در ایران حکایت دارد که معلوم نیست تحت حمایت چه سازمانی چنین امکانی پیدا کرده‌اند؟

یکی از حساب‌های کاربری «نخسا» در سرویس «آپارات» هم یک سال پس از برخورد قوه قضائیه با برخی اعضای این تشکیلات، فیلمی منتشر کرده که نشان می‌دهد اعضای آن در کنار پلیس و بسیج در سرکوب «دراویش گنابادی» در گلستان هفتم تهران هم دست داشته‌اند.

اعضای این گروه چه کسانی هستند؟ چرا هویت آن‌ها معلوم نیست؟ به چه دلیلی از انتشار عمومی تصاویر خود خودداری می‌کنند و همچون نیرو‌های سازمان‌های اطلاعاتی، امنیتی و نظامی در خفا عمل می‌کنند؟

«نخسا» برای میلیون‌ها نفر از مردم ایران گروهی ناشناخته، بی‌هویت و شاید مخوف باشد. گروهی که مسلح است، در سرکوب‌ها شرکت می‌کند و ردپای آن در دیگر کشور‌های اسلامی دیده می‌شود.

از «نخسا» باید به‌عنوان دومین تشکیلات مسلح غیررسمی در ایران پس از لباس شخصی‌ها نام برد که هیچ نهاد نظامی، اطلاعاتی، امنیتی و حاکمیتی مسوولیت آن‌ها را برعهده نمی‌گیرد اما درعین‌حال از توان آن‌ها برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برند.

No responses yet

Nov 27 2019

یک نماینده مجلس:‌ بیش از «هفت هزار نفر» در اعتراضات اخیر بازداشت شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

رادیوفردا: یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرد که در اعتراضات اخیر بیش از «هفت هزار نفر» بازداشت شده اند.

این نخستین بار است که آماری در زمینه تعداد بازداشت‌های یک هفته اعتراضات گسترده در ۲۷ استان ایران اعلام می‌شود.

بر اساس گزارش شماره روز سه‌شنبه پنجم آذر روزنامه «اعتماد»، حسین نقوی حسینی پيش از برگزاری نشست مشترك روز دوشنبه دو كميسيون امنيت ملی و سياست خارجي مجلس و شوراها و امور داخلی كشور با مسوولان سياسی و امنيتی، عدد و رقم بازداشتی‌های ناآرامی ايران را حدود «هفت هزار نفر» اعلام كرد.

وی در عین حال، «اعلام تعداد دقيق بازداشتی‌ها و همچنين ساير مباحث مربوط به موضوع بنزين و جنجال‌هايش را به اظهارنظر مقامات رسمی موكول كرد».

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز آماری درباره کشته‌شدگان اعتراض‌های اخیر اعلام نکرده‌اند.

وزیر کشور ایران به عنوان رئیس شورای امنیت کشور که مسئولیت سرکوب و قطع اینترنت را به عهده داشت، در مصاحبه سه‌شنبه خود با شبکه یک تلویزیون حکومتی ایران در این زمینه سکوت کرد. ولی بر اساس گزارش عفو بین‌الملل، دستکم ۱۴۳ تن در این اعتراض‌ها کشته شدند هرچند تعداد می‌تواند بیشتر از این باشد.

No responses yet

Nov 27 2019

اعتراض‌های ایران؛ ویدیوی ستارخان و لحظه ‘ثبت حقیقت’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

بی‌بی‌سی: یوسف لطیف پور روزنامه‌نگار سینمایی

سرکوب معترضان در خیابان ستارخان تهران از نمای نزدیک

تصاویر ثبت شده روی تلفن‌های همراه شهروندان ایرانی که در زمان قطع اینترنت در این کشور، مثل آب پشت سد یک هفته‌ای زمان مانده بودند، اکنون و با باز شدن تدریجی اینترنت به سوی ما سرازیر می‌شوند. یکی از آن‌ها، نمای پیوسته‌ای، نزدیک به چهل ثانیه، است که از درون ماشینی در حال حرکت در خیابان ستارخان تهران در روز جمعه گرفته شده است. این تصویر ویدئویی، به عنوان “سی و پنج ثانیه‌ای که وضعیت ایران را برای بیننده‌اش خلاصه می‌کند”، کاری بسی بیش از خلاصه‌سازی کرده است. چه چیزهایی در آن می‌بینیم و آن چه می‌بینیم چطور با دیگرچیزهایی که در حافظه بصری‌مان داریم ترکیب می‌شوند که به این تأثیر برسند؟ یوسف لطیف‌پور، روزنامه نگار یادداشتی در اینباره برای صفحه ناظران نوشته است.
ناظران

با این که دوربین در حال حاضر بزرگ‌ترین سلاح برای ثبت حقیقت است، واقعیت این است که این وسیلۀ ۱۲۵ ساله این روزها به ندرت این نقش را بازی می‌کند. معمولاً این تصادف و تقدیر است که به ثبت لحظه‌هایی مثل این می‌انجامد، چنان که گویی این خود حقیقت است که به سراغ لنز آمده است.

بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه پسر دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیر افتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)؛ نمایی از نگاه دلمردۀ دخترکی نوجوان به دوربین فیلمبردار نازی، قبل از بسته شده درِ واگن پر ازدحامی که او را به اردوگاه مرگ می‌برد.

درباره اعتراضات آبانماه در صفحه ناظران بخوانید:

اتفاقاتی که هفته پیش در ایران رخ داد، و تصاویری که از آن ضبط و پخش شد از یک نظر شبیه نمونه‌های ذکر شده در بالا است، اما تفاوتی اساسی هم دارد: هر دوی این نماها را کسانی ثبت کرده‌اند که خطری خود آن‌ها را تهدید نمی‌کرده است (فیلم محمدالدوره را فیلمبردار شبکۀ دوم تلویزیون فرانسه گرفته و فیلم مربوط به اردوگاه‌های مرگ را یک فیلمبردار اس اس که کارش گزارش‌های تصویری روزمره بوده است).
شیلی
Image caption از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد

در ایران اما، ثبت کنندۀ تصویر، به همان اندازه آدم‌های به مخاطره افتادۀ درون قاب، در معرض خطر قرار دارد. از این نظر زنان و مردان ایرانی با موبایل‌هایشان مثل آن فیلمبردار آرژانتینی، لئوناردو هندریکسن، هستند که لحظۀ شلیک گلوله توسط پلیس و مرگ خودش را در مستند “نبرد شیلی” (۱۹۷۵) ثبت کرده است. این مهم‌ترین لحظۀ حقیقت است، چون شلیک گلوله هم به فیلم‌بردار بوده و هم به خود دوربین و به همین دلیل شلیک به ما که تصویر را می‌بینیم. این نما، زیر یک قساوت تاریخی را امضاء می‌کند و راه انکار را می‌بندد.

یک وجه اشتراک مهم نمای مرگ فیلمبردار آرژانتینی در جریان کودتای شیلی و تصویر سی و پنج ثانیه‌ای از تهران این است که در هر دو، خشونت در هر فریم موج می‌زند، اما در عین حال به طور مشخص دیده نمی‌شود (مثلاً کسی در جلوی دوربین آسیب فیزیکی نمی‌بیند یا کشته نمی‌شود). برای همین بارها قابل تماشاست و هربار تماشا حقانیتش را مضاعف می‌کند. بهتر است هر کسی که تصویر اصل را روی موبایلش دارد از آن مثل گنج محافظت کند.

ژان لوک گدار، کارگردان فرانسوی/سوییسی می‌گوید: “تراولینگ [نمای متحرک] یک مسألۀ [یا قضاوت/موقعیت] اخلاقی است”، چون بدون تدوین و شکستن یک واقعه به نماهای متعدد، واقعیت را چنان که هست در زمان و مکان ثبت می‌کند. گدار نقش نمای بلند در نشان دادن تنش‌های سیاسی در جوامع را بیش از یک باز آزمود و احتمالاً بیش‌تر از هر نمای دیگری در کارنامۀ بلندش برای نمای پیوستۀ هفت دقیقه و چهل ثانیه‌ای از یک راهبندان در فیلم “آخر هفته” (۱۹۶۷) شناخته می‌شود که می‌توانست در یکی از خیابان‌های شهرهای ایران در هفته پیش گرفته شده باشد.
محمدالدوره حق نشر عکس AFP
Image caption بین هزاران تصویر مستند و غیرمستند، این نماها،و لحظه‌های گذرا و ثانیه‌های فرار بوده‌اند که سبعیت رژیم‌ها، قساوت غاصبان و قسی‌القلبی فاتحان را ثبت کرده‌اند: نمایی از محمد الدُرِّه دوازده ساله فلسطینی که زیر آغوش پدرش در میانه آتش سربازان اسرائیلی در سال ۲۰۰۰ گیرافتاده (و همان‌جا کشته می‌شود)

اما حتی گدار هم نمی‌تواند چندلایگی وقایع و تنوع کنش‌ها و واکنش‌ها را در یک نما و کمتر از چهل ثانیه تصویر کند. گسترۀ احساسات در این نمای منتشر شده از تهران به شکلی تکان‌دهنده غنی است و انگار بعد از صدها جلسه تمرین ثبت شده باشد:

ناباوری – مشاهده و گذاشتن دو دست روی سر مثل یک عزادار، ناباورانه به منظر توحش نگریستن.

فریادِ زنان – در حالی که تابوی دست نزدن به زنان معترض توسط پلیس‌های مرد دیگر شکسته شده و زنان امروز به همان اندازه قربانی سرکوب فیزیکی‌اند که مردان، هنوز منظرۀ زنی که تنها سلاحش برای آزادی دوست، مرد، همراه یا شهروندی دیگر از چنگال پلیس فریاد زدن است تأثیر خودش را از دست نداده. فردی (که شاید حتی مرد باشد)، این تنها و آخرین سلاح مقاومتش در مقابل گوش‌های ناشنوای مردی تفنگ به دست را می‌آزماید: فریاد.

تیز و بزها- در سرنبش و مقابل بانک پارسیان، جوان یا نوجوانی به چالاکی یک آهو از زیر چماق درمی‌رود. این نمایی است که کارگردان‌هایی مثل امیر نادری و مسعود کیمیایی همیشه آرزوی ساختش را داشته‌اند.

زن روسری سبز – او از ماشینش در مقابل یکی از پلیس‌های ضدشورش حمایت می‌کند. احتمالاً می‌خواهد آن را از پارک در بیارود. در میانۀ بلبشویی مثل این که شما احتمالاً نمی‌خواهید در شعاع چند کیلومتری حادثه باشید، به مدل ایرانی، مذاکره و چانیه ‌زنی ادامه دارد.

مهاجمان – وقتی نما به خیابان بغلی می‌رسد، دسته‌ای از پلیس‌ها را می‌بینیم که سرمازده و مغموم به نظر می‌رسند. یکی روی دوش دیگری می‌زند. او وقتی شب با نان سنگک تازه و پنیر به خانه می‌رود ممکن است سرکوچه‌ به یکی از همسایه‌ها بربخورد که امروز زیر باتومش رفته. و احتمالاً آن شب، همسایه، بدون نان سنگک تازه به خانه‌اش می‌رود.

بیشتر بخوانید:

میکلوش یانچو، کارگردان مجارستانی، که به عنوان یکی از بزرگترین استادان نماهای بلند شناخته می‌شود، نمای بلند را تنها راه ثبت تاریخ به عنوان رویدادی از حرکت‌های آرایش یافته مردمی و پیدا کردن رابطه آن با فضا و زمانی که مردم در آن سیر می‌کنند می‌دانست. نمای خیابان ستارخان فرضیۀ او را ثابت می کند، به خصوص وقتی آن را با انبوهی از نماهای گرفته شده از بالای بام‌ها و پل‌ها مقایسه کرد.

نماهای از بالا در شناساندن نقشه گسترده‌تر حرکت مردم اهمیت زیادی دارد. مثلاً پل معالی‌آباد شیراز را شهروندی در تصویری که بعد حماسی دارد ثبت کرده است. لایه‌های پل در آنی به میدان نبرد تبدیل می‌شوند. گلوله‌ها شلیک می‌شوند. مردم می‌گریزند. ماشین‌ها مثل اسب‌ها رم می‌کنند. زنی در کنار فیلمبردار با حیرت می‌پرسد: “چی شد؟!” ایکاش می‌دانستیم.

وقتی دوربین در خود خیابان است ناگهان همان آدم‌هایی که در نگاه از بالا سایه‌هایی متحرک بوده‌اند، به موجوداتی از گوشت و خون تبدیل می‌شوند. در ویدئویی که من نامش را “دختری به کوچه مرگ سرک می‌کشد” گذاشته‌ام، دختری یا زنی جوان، رو سری به سر، درِ حیاط یک خانه را باز می‌کند و با جسدی که هنوز از آن خون می‌رود در پیاده‌روی مجاور روبرو می‌شود؛ مردم در گریز از سمت چپ به راست قاب می‌گریزند. کسی از پشت سر زن این لحظه را فقط در چهار ثانیه ثبت کرده است.

وقتی چندباره نگاه می‌کنید، این احتمال بیشتر می‌شود که در واقع این یک شال قرمز است که که کنار سر مرد روی زمین افتاده، اما به هرحال او حرکت نمی‌کند. فقط یکی از چند رهگذری که در مقابل دوربین در حال گریزند نیم نگاهی به پیکر روی زمین افتاده می‌کنند.

این تصویر در چهار ثانیه دری را نشان می‌دهد که رو به خشونتی بیرحمانه و بی‌دلیل باز می‌شود. مرز بین سبعیت و حریم امن داخل فقط در چند سانتی‌متر شکاف در است و در چهار ثانیه طول تصویر؛ به عبارت دیگر، مرزی نیست.
برتو

بعضی ها از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از درون ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت”

اما در نمای خیابان ستارخان، این کش و قوس بدن‌ها و تلاطم آن‌هاست که داستان را بازگو می‌کند. در مقایسه با آن، فیلم‌های امروز سینمای ایران، خالی از روح و تکنیک‌اند. در فیلم‌های فیلم‌برداری شده از درون ماشین کارگردانان ایرانی، کارگردان داخل اتوموبیل را خلوت و حریم امن خود می‌کند. اما در تصاویر اتوموبیلی مردم ایران، دنیای درونی (حریم امن) و دنیای بیرونی (خیابان‌های بی‌ترحم) یکی ‌شده‌اند و هر لحظه جای یکی می‌تواند با دیگری عوض شود.

تصاویر گرفته شده از خیابان‌های ایران از درون اتوموبیل متحرک سابقه‌ای طولانی دارند و معمولاً برای کارکرد مشاهده بدون دخالت به کار می‌روند. ساموئل خاچیکیان و کارگردانان دیگری از دهۀ ۱۳۳۰ برای ثبت روح زندگی در شب‌های تهران از آن استفاده کردند و کارگردانانی دیگر، از فیلم‌های خیابانی دهه‌های پنجاه تا امروز، سردرگمی در همان خیابان‌ها را نشان دادند. بعضی کارگردان‌ها در ماشین فیلم می‌سازند چون جای بهتری برای رفتن ندارند. بعضی از داخل ماشین با ترس و فاصله به مردم نگاه می‌کنند، مثل برخورد برناردو برتولوچی از داخل ماشین متحرکش با فقر ترسناک مردم جنوب غرب ایران در مستند “مسیر نفت” (۱۹۶۷).

اما ثبت‌کنندۀ آن سی و پنج ثانیه در ستارخان داستان دیگری دارد: او هم می‌خواهد در آن زمان و مکان حضور داشته باشد و هم قدر امنیت اتوموبیلش را می‌داند؛ خوب می‌داند که از راستۀ شقاوت علیه شهروندان عبور خواهد کرد و نمای آخرش، که ماشین سرعت می‌گیرد و از غائله دور می‌شود، نوعی رهایی برای تصویر به ارمغان می‌آورد.

ما، تماشاگران تصویر در زمان و مکانی دیگر، قدر آن سرعت گرفتن و دور شدن از صحنه را می‌دانیم چون معنایش این است که ثبت کنندۀ لحظه به سلامت به خانه رسیده و حالا تصویرش را برای همه ما فرستاده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .