اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'بدون دسته بندی' Category

Dec 29 2025

دنیای خیالی آخون‌ها!!

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

در تویتی آخوند اژه‌ای می‌نویسد: با کسانی که معیشت مردم را هدف گرفته‌اند متناسب با شرایط روز باید برخورد شود. تعریف مفسد فی الارض در قانون مشخص است و حکمش هم اعدام…

در پاسخش نوشتم: واقعا بعضی‌ها در یک دنیای خیالی زندگی می‌کنند از آن جمله همین آخوند اژه‌ای گویا یادش رفته که همه ابزارهای اقتصادی سیاسی امنیتی حقوقی و غیر حقوقی زمینی و حتی آسمانی هم به گفته خود سیدعلی روضه خون در دستان توانای سیدعلی روضه خون هست در نتیجه اگر قرار است کسی اعدام شود اوست

واقعا بعضی‌ها در یک دنیای خیالی زندگی می‌کنند از آن جمله همین آخوند اژه‌ای گویا یادش رفته که همه ابزارهای اقتصادی سیاسی امنیتی حقوقی و غیر حقوقی زمینی و حتی آسمانی هم به گفته خود سیدعلی روضه خون در دستان توانای سیدعلی روضه خون هست در نتیجه اگر قرار است کسی اعدام شود اوست https://t.co/W7mM0ggktK

— Hasan Kachal (@HasanKachalo) December 29, 2025

یکی دیگر از کسانی که در دنیای خیالی زندگی می کند همین ایلان ماسک است با این تویترش و این قوانین مسخره اش و آن الگوریتم های تخمی است

یکی نیست به اینها بگه که بابا من یه الف آدم هستم که دارم با دست و خودم این واژه ها رو می نویسم اگه نمی خواید اصلا این اکنت فکسنی رو هم ببندید خیالمون رو راحت کنید pic.twitter.com/p2IQfGbUfe

— Hasan Kachal (@HasanKachalo) December 29, 2025

No responses yet

Dec 23 2025

آیا ایران در آستانهٔ ابرتورم‌، شبیه «آلمان ۱۹۲۳» است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

صف مردم در مقابل یک فروشگاه در دوران ابرتورم سال ۱۹۲۳ آلمان

رادیوفردا: ایران سال‌هاست که با تورم دو رقمی دست‌وپنجه نرم می‌کند و قیمت دلار در بازار آزاد طی سال‌های اخیر بارها جهش کرده است، تا جایی که نسبت به حدود ده سال پیش ۱۰۰ برابر شده.

وضعیت امروز ایران گرچه هنوز با ابرتورم کشورهایی چون ونزوئلا، آرژانتین یا «آلمان ۱۹۲۳» فاصله دارد، اما نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهد اگر سیاست‌های اقتصادی و جهت‌گیری سیاست خارجی کشور به‌سرعت تغییر نکند، وقوع ابرتورم در ایران دور ذهن نیست؛ وضعیتی که در آلمان سال ۱۹۲۳ باعث شد نرخ برابری مارک در برابر دلار، روزانه نه ده‌ها هزار بلکه میلیون‌ها، میلیاردها و حتی تریلیون‌ها سقوط کند.

حسین عبدهٔ تبریزی، اقتصاددان، اخیرا در یک سخنرانی با هشدار دربارهٔ وضعیت اقتصادی ایران گفته است: «اگر تورم ۶۰ درصدی امسال در سال آینده تکرار شود و بودجه در چارچوب اعلام‌شده نماند، بی‌اعتمادی به پول ملی شدت می‌گیرد و کشور وارد مرحلهٔ دلاریزه شدن می‌شود؛ مرحله‌ای که ممکن است تورم، ناگهان از ۶۰ درصد به ۳۰۰۰ درصد جهش کند».

وضعیتی که آقای عبدهٔ تبریزی توصیف می‌کند دقیقاً در آلمان ۱۹۲۳ رخ داد که شاید بتوان آن را در این دیالوگ یکی از رمان‌های ارنست همینگوی یافت. شخصیت رمان می‌گوید که «چطور ورشکسته شدی؟» و پاسخ می‌شنود: «دو راه. ابتدا تدریجی، و بعد ناگهانی». این‌گونه است که «اعتماد»، که خون هر اقتصادی است، از میان می‌رود؛ تدریجی و بعد ناگهانی.

در این میان نگاهی به وضعیت آلمان ۱۹۳۲ که شرایط تورم و ابرتورم هولناکی را پشت سر گذاشت، می‌تواند تجربه‌ٔ تاریخی مشابهی پیش روی همگان بگذارد، و این‌که سرانجام چگونه توانست از این گرداب بیرون بیاید؛ هرچند سال‌ها بعد به‌دلیل بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹، ایدئولوژی حزب ناسیو‌نال‌سوسیالیست کارگران آلمان، نازی، آن را بلعید و سپس در جنگ جهانی دوم ویران شد.

آلمان ۱۹۲۳؛ تجربه‌ای دهشتناک

آلمان ۱۹۲۳ یکی از بدترین سال‌ها در تاریخ جمهوری وایمار است که در آن، مردم با بحران‌های شدید اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و سیاست خارجی دست به‌گریبان شدند، تا جایی که تجربهٔ این بحران‌ها عمیقاً بر ذهنیت جمعی آلمانی‌ها نقش بست.

جمهوری وایمار در این سال به‌دلیل ناتوانی در پرداخت غرامت‌‌های تعیین‌شده از سوی دولت‌های پیروز در جنگ جهانی اول که پس از امضای پیمان ورسای اجرایی شد، شاهد اشغال درهٔ صنعتی روهر از سوی نیروهای فرانسوی و بلژیکی بود.

از سوی دیگر، نظام سیاسی کشور از یک سازوکار پارلمانی ازهم‌گسیخته رنج می‌برد که در آن، احزاب اکثریت نداشتند و در نتیجه، دولت‌های برآمده از ائتلاف با احزاب میانه‌رو و دست‌راستی مستعجل بودند. در واقع، بحران‌های کابینه و تغییر دولت‌ها بخشی از واقعیت روزمرهٔ وایمار بود.

سیاست «مقاومت منفی» این کشور در برابر اشغالگری فرانسه نیز ناکام ماند و در نهایت شکست خورد.

اما آنچه این سال را در تاریخ جمهوری وایمار از دیگر سال‌ها متمایز می‌کند، دست‌وپنجه نرم‌کردن روزانهٔ مردم با تورم هولناک و صفرهای زیادِ روی اسکناس‌های مارک بود، تا جایی که در پاییز این سال، مارک آلمان در برابر دلار آمریکا در ارقام وحشتناک میلیاردها و حتی تریلیون‌ها غرق شد.

گرچه بسیاری از محافل ملی‌گرا و دست‌راستی علت‌العلل این تورم را ناشی از موضوع غرامت‌ها می‌دانستند، اما قضیه ریشه‌دارتر از این بود و به زمانی بازمی‌گشت که آلمانِ درگیر جنگ جهانی اول هزینه جنگ را با انتشار هرچه بیشتر اوراق قرضهٔ داخلی تامین می‌کرد. فرض هم بر این بود که کشور در جنگ پیروز خواهد شد و دشمنان شکست‌خورده ناچار خواهند شد که بدهی‌های ناشی از این اوراق قرضه را به برلین پرداخت کنند. اما قضیه برعکس شد.

حمل پول یک شرکت کوچک با گونی در آلمان ۱۹۲۳ برای پرداخت دستمزد کارگران

آلمان شکست‌خورده مجبور به پرداخت غرامت شد، اما رایش‌بانک که راه دیگری برای جبران هزینه‌ها نداشت هرچه بیشتر به سیاست‌های انبساطی روی آورد و چاپ پول را شدت بخشید.

با اتخاذ این سیاست، حجم پولِ در گردش از ۲.۹ میلیارد مارک در اول اوت ۱۹۱۴ به ۱۸.۶ میلیارد مارک در اول دسامبر ۱۹۱۸ رسید و تا پایان جنگ، آلمان ۱۵۶ میلیارد مارک بدهی روی هم انباشته بود. فقط بهرهٔ این مبلغ هنگفت در سال پایانی جنگ، ۱۹۱۸، معادل ۹۰ درصد هزینه‌های عادی رایش بود. در عمل، ارزش مارک تقریباً به نصف ارزش پیش از جنگ سقوط کرده بود.

آلمان برای تحریک تولید، به افزایش لجام‌گسیختهٔ قیمت‌ها روی آورد که این افزایش‌ به بالا رفتن دستمزدها و در پیامد آن، از کنترل خارج شدن تورم منجر شد. دولت‌های پس از جنگ نیز به‌جای اصلاح پولی و مالی و مهار بودجهٔ ملی، به سیاست پول‌پاشی ادامه دادند که هدف از آن، جلوگیری از ناآرامی‌های انقلابی و رادیکال‌شدن طبقهٔ کارگر بود.

در واقع، در آلمانِ سال‌های نخست پس از جنگ، اجماعی در میان صاحبان قدرت وجود داشت که تورم را «امری مطلوب» می‌انگاشتند. گرچه تورم مزایایی برای اقتصاد این کشور به همراه داشت و به رشد صادرات کمک کرد، آن هم در زمانی که سایر کشورهای اروپایی به‌دلیل پیامدهای جنگ با رکود شدیدی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اما وقتی ارزش مارک میلیون‌ها، میلیاردها و تریلیون‌ها سقوط کرد، ابرتورم از راه رسید و مزایای رقابتی بخش تولید نیز به‌سرعت پایان یافت.

قیمت‌ها هر ماه بیش از ۵۰ درصد بالا می‌رفت و این باعث هجوم مردم به فروشگاه‌ها و مغازه‌ها برای خرید مایحتاج خود و انبار کردن خواروبار شد تا برای مدت کوتاهی هم که شده، پول بی‌ارزش را به کالایی باارزش تبدیل کنند. همین امر، کمبودها را تشدید کرد و به افزایش بیشتر قیمت‌ها دامن زد.

رایش‌بانک برای تقویت پول ملی اقدام به مداخله در بازار ارز کرد و توانست قیمت مارک را برای چند ماه در برابر دلار تثبیت کند. اما به‌دنبال کمبود ارز خارجی، دولت ناچار شد که به این سیاست پایان دهد و ناگهان فنر قیمت دلار در رفت.

وضعیت تا جایی پیش رفت که قیمت هر دلار که در ۱۸ آوریل ۱۹۲۳ به ۲۵ هزار مارک رسیده بود، در ماه بعد به ۱۱۴ هزار و در پایان ماه ژوئیه به یک میلیون مارک جهش کرد.

وقتی یک دیپلمات آلمانی پس از بازگشت از تعطیلات، در سالن انتظار ایستگاه راه‌آهن یک قهوه سفارش داد، «روی تابلوی قیمت، شش هزار مارک نوشته شده بود، اما همان‌طور که قهوه‌اش را می‌نوشید، آن قیمت ناپدید شد. وقتی موقع پرداخت رسید، پیشخدمت ۱۲ هزار مارک خواست. او اعتراض کرد و گفت قیمت روی تابلو شش هزار مارک بود. پیشخدمت گفت: “آها، شما هنوز در زمان قیمت قبلی این‌جا بودید؟ پس شش هزار مارک بپردازید”».

در اوایل اکتبر ۱۹۲۳، قیمت دلار نه ده‌ها میلیون بلکه هر روز صدها میلیون مارک افزایش می‌یافت. در ۹ اکتبر، ارزش یک دلار آمریکا برای نخستین بار از مرز یک میلیارد مارک گذشت. نرخ رسمی برابری مارک با دلار در ۳۱ اکتبر ۷۲ میلیارد، در اول نوامبر ۱۳۰ میلیارد، در دوم نوامبر ۳۲۰ میلیارد و در سوم نوامبر ۴۲۰ میلیارد بود. این نرخ به مدت سه روز ثابت ماند و سپس در هفتم نوامبر به ۶۳۰ میلیارد و در ۱۳ نوامبر به ۸۴۰ میلیارد مارک جهش کرد.

چاپخانه‌ها شبانه‌روز کار می‌کردند تا اسکناس‌هایی با مبالغ اسمی هرچه بزرگ‌تر تولید کنند. صدها چاپخانه، علاوه بر ضرابخانهٔ مرکزی در برلین، برای پاسخ‌گویی به تقاضا برای پول کاغذی به کار گرفته شده بودند.

این تورم افسارگسیخته، رفاه و منزلت اجتماعی بسیاری از اقشار را نابود کرد و هنجارهای اخلاقی جامعه را در سراشیبی سقوط قرار داد؛ فضیلت‌هایی مانند صرفه‌جویی، صداقت و همبستگی جمعی دیگر محلی از اعراب نداشتند و خودخواهی و بدبینی تلخ جای آن‌ها را گرفته بود. بسیاری از مردم آرزوی «دوران خوش قدیم» و روزگار سلطنت ویلهلمی را رویاپردازی می‌کردند، دورانی که یادآور ثبات و اطمینان به آینده بود.

تورم و ابرتورم اثرات شدیدی روی زندگی اقشار مختلف جامعه داشت و با درجات متفاوتی وضعیت معیشتی‌شان را درهم کوبید. بازنشستگان، سالمندان، کارگران و کارمندان که درآمد ثابت داشتند بیشترین زیان را متحمل شدند، زیرا پس‌اندازها، بیمه‌های عمر و مستمری‌هایشان به‌شدت بی‌ارزش شد. افراد طبقات متوسط نیز که از روی عِرق ملی اوراق قرضه خریده بودند، سرمایه‌هایشان دود شد و به هوا رفت.

افزایش قیمت مواد غذایی و مایحتاج روزانه، هرچه بیشتر از افزایش دستمزدها پیشی می‌گرفت، تا جایی که بسیاری از شرکت‌ها را وادار کرد تا حقوق کارگران را دو بار در هفته و در نهایت حتی روزانه پرداخت کنند.

یک روزنامه‌نگار روزنامهٔ برلینر ایلوستریرته تسایتونگ در ماه اوت ۱۹۲۳ نوشت:

اعصاب مردم هر روز از این ارقام جنون‌آمیز، آیندهٔ نامعلوم و این واقعیت که خودِ زنده ماندنِ امروز و فردا موضوعی موهوم شده است، درهم می‌ریزد. اپیدمی ترس، عریانی تمام‌عیار استیصال. صف‌ پر ازدحام مصرف‌کنندگان، که مدت‌ها بود دیگر نمی‌دیدیم، دوباره جلوی مغازه‌ها تشکیل شده… شهر، این شهر عظیم سنگی، بار دیگر از اجناس قابل خرید تهی می‌شود. نیم کیلو برنج که دیروز ۸۰ هزار مارک بود، امروز ۱۶۰ هزار مارک شده و احتمالاً فردا دو برابر می‌شود. پس‌فردا، مردِ پشت پیشخوان مغازه شانه بالا می‌اندازد و می‌گوید: «برنج تمام کردیم». خب، پس رشته فرنگی! «رشته فرنگی هم نداریم». خیلی خب، پس جو، بلغور، لوبیا، عدس؛ مهم این است که بشود خرید، خرید، خرید! آن تکه کاغذ، اسکناس تازه‌ای که هنوز از چاپ نمناک است و امروز صبح به‌عنوان دستمزد هفتگی پرداخت شده، همان‌طور که در راه بقالی است، دارد آب می‌رود. صفرها، باز هم صفرهای بیشتر. «صفر، صفر است؛ هیچ!» با هر دلار، نفرت، نومیدی و محرومیت افزایش می‌یابد.

صف مردم در مقابل بانک تازه‌تأسیس «رنتن‌بانک» پس از اصلاحات مالی و پولی در پاییز ۱۹۲۳
صف مردم در مقابل بانک تازه‌تأسیس «رنتن‌بانک» پس از اصلاحات مالی و پولی در پاییز ۱۹۲۳

بسیاری از افراد برای مقابله با تورم چند شغله شدند. زنان بیشتری به تن‌فروشی روی ‌آوردند و سن فحشا حتی به ۱۶ سال افت کرده بود. مردم هرچه بیشتر، یادگاری‌ها و اشیاء قیمتی خود را می‌فروختند. جرایم خُرد افزایش یافت. جیب‌بری بیداد می‌کرد. گروه‌های سرقت در برلین و دیگر شهرهای آلمان پرسه می‌زدند و هر چه را که محکم نشده بود، به یغما می‌بردند؛ از دستگیره‌های برنجی درها و لوح‌های برنزی روی سنگ قبرها گرفته تا آثار هنری در کلیساها و موزه‌ها. سارقان از نمای ساختمان‌ها بالا می‌رفتند و برای دزدیدن جواهرات، خز و ظروف نقره‌ای به آپارتمان‌ها دستبرد می‌زدند. سرقت‌های خرد عمدتاً بر اقلام مورد استفادهٔ روزمره متمرکز بود و در بسیاری از جاها، شهرنشینان مستأصل ناچار می‌شدند با غارت میوه‌فروشی‌ها، سبزی‌فروشی‌ها و نانوایی‌ها معاش خود را تأمین کنند.

به این لجام‌گسیختگی اقتصادی و اجتماعی تنها زمانی لگام زده شد که دولت گوستاو اشترزمَن که در رأس یک ائتلاف بزرگ، در همین سال صدراعظم آلمان شده بود، سیاست‌هایی چون تأسیس «رنتن‌بانک»، برای دوران گذار ارزی، را در پیش گرفت که مستقل از رایش‌بانک و دولت ملی بود. به تبع تأسیس این بانک، واحد پولی «رنتن‌مارک» ایجاد شد.

به موازات معرفی واحد پولی جدید، رایش‌بانک انتشار اوراق قرضه را متوقف ‌کرد و بدین‌ترتیب راه بر یکی از علل اصلی تورم ‌بسته ‌شد. دولت ائتلافی هم‌زمان به حل‌وفصل بحران غرامت‌ها از طریق مذاکره با قدرت‌های متفق، با میانجی‌گری آمریکا، اهتمام ورزید.

کابینهٔ بعدی به صدراعظمی ویلهلم مارکس سیاست‌های سلف پیشین خود را دنبال کرد و در نخستین اقدام، تعدیل نیروی انسانی در ساختار خدمات کشوری را که دولت سابق تصویب کرده بود، اجرایی کرد. در نتیجه چهارصد هزار کارمند دولتی، یقه‌سفید و یقه‌آبی مازاد اعلام شدند.

در کنار این‌ها، دستمزد کارکنان کاهش یافت و افزایش اضطراری مالیات‌ها در دستور قرار گرفت تا برای دولت درآمد فوری ایجاد کند. حمایت ملی از ایالت‌ها برای مقابله با تورم متوقف شد و جبران خسارت کسانی که از افزایش قیمت‌ها به‌شدت آسیب دیده بودند به سطحی بسیار محدود تقلیل یافت. در مجموع، آثار کاهش هزینه‌ها و افزایش مالیات‌ها بسیار سودمندتر از آنچه از کار در آمد که بسیاری از بدبینان پیش‌بینی ‌می‌کردند. تا بهار ۱۹۲۴، آلمان از نخستین مرحلهٔ حیاتی تثبیت‌سازی عبور کرده بود.

پس از آن با حل‌وفصل مسئله غرامت‌ها و رسیدن به توافقی عادلانه برای طرف‌های پیروز و شکست‌خورده، سرمایه‌های خارجی و بویژه از سوی آمریکا به آلمان سرازیر شد، که به بخش‌های مختلف اقتصاد این کشور رونق بخشید؛ هرچند بحران اقتصادی جهانی سال ۱۹۲۹، موسوم به «رکود بزرگ»، موجب تلاطم‌های شدیدی در این کشور و به‌راه افتادن موج دیگری از بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی شد.

وضعیت ایران و راه برون‌رفت

سقوط پیاپی ارزش پول ملی ایران در سال‌های گذشته، که در روزهای اخیر شدت گرفته است، منجر به کاهش قدرت خرید مردم شده است که در کنار افزایش هزینه‌های دولت و نهادهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، چاپ بی‌رویهٔ پول، سیاست خارجی تهاجمی و در نهایت بروز جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، استانداردهای زندگی جامعه را شدیداً تنزل داده است.

افزایش افسارگسیخته قیمت ارزهای خارجی و تشدید تورم، شماری از کارشناسان را به این باور رسانده که اقتصاد کشور در حال «دلاریزه شدن» است؛ یعنی وضعیتی که تمام امور تابعی از قیمت دلار خواهد شد و عملاً «ریال» را به عنوان واحد پول ملی از حیز انتفاع ساقط خواهد کرد.

اما راهکار برون‌رفت از این وضعیت چیست؟ چه سیاست‌ها و راهکارهایی باید در پیش گرفته شود تا کشور از این تورم مزمن و رشد اقتصادی منفی رهایی پیدا کند؟

به نظر می‌رسد اصلاح پولی و مالی، کاهش شدید هزینه‌های دولتی، تجدید ساختار اداری، فاصله گرفتن نهادهای نظامی از امور اقتصادی و سیاسی و از همه مهم‌تر، تغییر اساسی در جهت‌گیری سیاست خارجی، می‌تواند راهگشایی برای فرار از گرداب فرسایندهٔ فعلی ایران باشد که فاصله چندانی تا سقوط اقتصادی و رسیدن به جادهٔ ابرتورم ندارد.

No responses yet

Aug 26 2025

مقام حکومت جمهوری اسلامی پیمان استراتژیک با روسیه را «کشک» تعبیر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بدون دسته بندی,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

صدای آمریکا: محمد صدر که از مقامات ارشد وزارت خارجه جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر بوده و اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، می‌گوید پیمان استراتژیک جمهوری اسلامی با روسیه «کشک» است و روسیه در «روز مبادا، مثلا جنگ با آمریکا» به حکومت جمهوری اسلامی کمکی نمی‌کند.

او گفت روسیه از اولین کشورهایی‌ست که اسرائیل را به رسمیت شناخته است. او همچنین گفت: ترکیه عضو ناتو است و ناتو مقابل روسیه است. با این حال روسیه حاضر شد اس-۴۰۰ به ترکیه بدهد اما به ما که با او پیمان استراتژیک داریم نمی‌دهد. مدت‌هاست بحث خرید هواپیمای سوخو-۳۵ مطرح است و با وجودی که سوخو-۵۰ هم ساخته‌اند، همان سوخو-۳۵ را هم به ما نمی‌دهند.

محمد صدر، برادرزاده «امام موسی صدر» و پدر همسر یاسر خمینی، فرزند احمد خمینی است. او از زمان دولت خاتمی و تا دولت روحانی سمت‌هایی در وزارت خارجه داشت و اکنون مشاور عباس عراقچی است.

محمد صدر در گفتگو با برنامه اینترنتی «سینرژی» دو ادعای دیگر کرد. از جمله گفت: روزی که ابراهیم رییسی را زدند، گفتم این کار، کار اسرائیل بود.

وی در بخش دیگری از این مصاحبه درباره جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی مدعی شد، «اطلاعات مراکز پدافندی ما را روس‌ها به اسرائیل داده‌اند.»

جمهوری اسلامی که بیش از چهاردهه سیاست ضد آمریکا و غربی دارد، همواره مدعی نزدیکی به چین و روسیه است. این دو کشور در یک دهه گذشته حتی به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران رای مثبت داده‌اند.

No responses yet

Jul 26 2025

جایگزین سپاه برای بمب اتم؟ واشنگتن‌پست:حملات اسرائيل برنامه «پالس الکترومغناطیسی» ایران را متوقف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

ارونیوز: به گزارش واشنگتن‌پست، فرماندهان سپاه به دنبال توسعه برنامه تسلیحاتی «پالس الکترومغناطیسی» با منشا هسته‌‌ای بودند، زیرا استفاده از چنین سلاحی را ناقض فتوای علی خامنه‌ای علیه بمب اتم نمی‌دانستند و کشته‌شدن دانشمندان هسته‌ای در جریان حملات اسرائیل این برنامه را متوقف کرد. به گزارش واشنگتن‌پست به نقل از منابع اسرائيلی، دانشمندان ایرانی در حال مطالعه بر سلاح «پالس الکترومغناطیسی»

(EMP) بودند که می‌تواند زیرساخت‌های الکترونیکی اسرائیل را کاملا فلج کند. به گفته این منابع، جمهوری اسلامی ایران همچنین به دنبال ساخت بمب هیدروژنی، سلاحی به مراتب قوی‌تر و پیچیده‌تر از بمب هسته‌ای بوده است.

به گزارش این روزنامه آمریکایی این دو برنامه تسلیحاتی ایران در پی کشته‌شدن دانشمندان رده اول و دوم ایرانی در حملات اسرائيل متوقف شدند.

سلاح «پالس الکترومغناطیسی» چیست؟

در نتیجه انفجار یک بمب هسته‌ای در ارتفاع بالا، معمولا ده‌ها کیلومتر بالاتر از سطح زمین سه نوع پالس الکترومغناطیسی موسوم به E1، E2 و E3 تولید می‌شود که می‌توانند بدون ایجاد تلفات انسانی مستقیم، سامانه‌های ارتباطی و تجهیزات الکترونیکی را به‌طور گسترده مختل کنند.

پالس E1، که حاصل تابش اشعه گاما در لحظهٔ انفجار است، موجب آسیب فوری به تجهیزات الکترونیکی حساسی مانند آنتن‌های محلی، کابل‌های کوتاه، مدارهای مجتمع، حسگرها، سامانه‌های حفاظتی، سامانه‌های ارتباطی و رایانه‌ها می‌شود.

پالس E2، رفتاری مشابه رعد و برق دارد و عمدتاً بر دکل‌های آنتن عمودی، خطوط برق‌رسانی باز، و آنتن‌های در حال پرواز مانند هواپیماها اثر می‌گذارد.

پالس E3، با اثرگذاری آهسته‌تر اما گسترده‌تر، می‌تواند شبکه‌های برق تجاری، خطوط تلفن ثابت، کابل‌های زیرزمینی و کابل‌های ارتباطی زیرآبی را برای مدت طولانی مختل یا از کار بیندازد.

به گفته یک منبع اسرائيلی، فرماندهان سپاه پاسداران از تلاش برای ساخت این سلاح حمایت می‌کردند، زیرا معتقد بودند ناقض فتوای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی علیه تسلیحات هسته‌ای محسوب نمی‌شود.

با این حال، به گفته این مقام اسرائیلی، حرکت سریع به سوی ساخت سلاح هسته‌ای در هر صورت در جریان بود و تنها در انتظار چراغ سبز نهایی از سوی رهبر برای ساخت بمب باقی مانده بود.

واشنگتن‌پست، در این گزارش کشته‌شدن دانشمندان هسته‌ای ایران را «ویران‌گرترین» و همزمان «کم‌تر اهمیت داده شده‌ترین» بخش حملات اسرائیل توصیف کرده است.

به گزارش این روزنامه آمریکایی به نقل از یک منبع اسرائيلی، ایران دیگر «در آستانه دستیابی به بمب هسته‌ای» قرار ندارد و اکنون برای تولید یک سلاح هسته‌ای قابل استفاده، اگر بتواند برنامه هسته‌ای خود را از چشم جهانیان پنهان کند، به دست‌کم یک یا دو سال زمان نیاز دارد.

به گفتهٔ این منبع، تهران ممکن است تلاش کند در مدت زمان کوتاه‌تری یک وسیله هسته‌ای ابتدایی را به نمایش بگذارد، اما اسرائیل احتمالا متوجه انجام چنین آزمایشی خواهد شد و می‌تواند حمله‌ای فلج‌کننده برای جلوگیری از آن انجام دهد.

چنین روایتی، ادعای دولت دونالد ترامپ و اسرائیل مبنی بر این‌که این عملیات به اهداف خود دست یافته است را تقویت می‌کند. شواهد جدید نیز بر این ارزیابی مهر تایید می‌زند، اما برخی مسائل همچنان مبهم باقی مانده‌اند. بنابر این گزارش، ایران ممکن است همچنان سانتریفیوژها، ذخایر اورانیوم یا تسلیحاتی را که در این حملات نابود نشدند را پنهان کرده باشد. همچنین ممکن است با منابع محدود خود به‌سرعت در مسیر ساخت بمب حرکت کند و یا با انجام حملات تروریستی، تهدیدی جدی برای اسرائیل یا ایالات متحده ایجاد کند.

خامنه‌ای: اسرائيل به اهداف خود نرسید

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز جمعه در پیامی به مناسبت چهلمین روز کشته‌شدن فرماندهان ارشد و دانشمندان ایران در حملات اسرائيل مدعی شد که اسرائيل در این حملات به هدف خود نرسیده و خواستار شتاب در «حرکت نظامی و علمی» ایران شد و حفظ اتحاد ملی را وظیفه همگانی دانست.

بیشک فقدان فرماندهانی چون باقری و سلامی و رشید و حاجی‌زاده و شادمانی و… و دانشمندانی چون طهرانچی و عباسی و…، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله وکوته‌بین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهدداد که هردو حرکت نظامی و علمی شتابنده‌تر از گذشته به سمت افقهای بلند پیش خواهد رفت/۲

— KHAMENEI.IR | فارسی (@Khamenei_fa) July 25, 2025

علی خامنه‌ای در این پیام اسرائیل را «دشمن ابله و کوته‌بین» خواند و نوشت: «دشمن ابله و کوته‌بین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابنده‌تر از گذشته به سمت افق‌های بلند پیش خواهد رفت.»

آقای خامنه‌ای همچنین برای اقشار مختلف مردم وظایفی را در نظر گرفت و گفت: «حفظ اتحاد ملی وظیفه‌ یکایک ما است. شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همه‌ بخش‌ها وظیفه‌ نخبگان علمی است. حفظ عزت و آبروی کشور و ملت، تکلیف بی اغماض گویندگان و قلم‌زنان است.»

رهبر جمهوری اسلامی ایران افزود: «مجهز کردن روزافزون کشور با ابزارهای حراست از امنیت و استقلال ملی، وظیفه‌ فرماندهان نظامی است. جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور وظیفه‌ همه‌ دستگاههای مسئول اجرائی است. هدایت معنوی و نورانی‌ کردن دلها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی وظیفه‌ حضرات روحانی است و حفظ شور و شوق و شعور انقلابی وظیفه‌ یکایک ما و به‌ویژه جوانان است.»

No responses yet

Nov 03 2024

بازداشت یک دانشجوی علوم تحقیقات به‌دنبال «برهنه شدن»؛ عفو بین‌الملل خواهان آزادی فوری او شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,امنیتی,بدون دسته بندی,حجاب,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: در پی انتشار اخباری از بازداشت دختر دانشجویی که به نشانه اعتراض به خشونت حراست دانشگاه آزاد در رابطه با حجاب اجباری، «برهنه» شده بود، عفو بین‌الملل خواهان آزادی فوری او شد. عفو بین‌الملل شامگاه شنبه ۱۲ آبان با انتشار پیامی در شبکه ایکس اعلام کرد: «مقام‌های ایران باید فوراً و بدون قید و شرط دانشجویی را که در اعتراض به اجرای نادرست حجاب اجباری توسط حراست دانشگاه آزاد، با خشونت بازداشت شده است را آزاد کنند».

روز شنبه ویدئویی از یک دانشجوی دختر دانشگاه علوم تحقیقات تهران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که گفته می‌شود در پی آزار و اذیت ماموران حراست، لباس‌های خود را از تن درآورده و در محیط دانشگاه نشسته است.

ویدئویی که گفته می‌شود مربوط به یک دانشجوی #دختر دانشگاه #علوم_تحقیقات تهران است و در پی آزار و اذیت ماموران #حراست لباس‌های خود را از تن درآورده و در محیط دانشگاه نشسته است، در شبکه‌های اجتماعی پر بازدید شده است.
در پی انتشار این ویدئو خبرنامه امیرکبیر روز شنبه ۱۲ آبان از ضرب و… pic.twitter.com/fExpK57xrL

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) November 2, 2024

در پی انتشار این ویدئو، خبرنامه امیرکبیر از ضرب‌وشتم و ربوده شدن این دانشجوی دختر به‌دلیل عدم رعایت حجاب اجباری، از سوی حراست دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، خبر داد.

بنا بر گزارش‌ها، «اقدام ماموران حراست در پاره کردن لباس‌های این دختر دانشجو که مقنعه به سر نداشته است، موجب شد که او تمام لباس‌های خود را از تن درآورد».

براساس برخی گزارش‌ها، این دختر توسط «اطلاعات سپاه» دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود گفته است: «مقام‌های جمهوری اسلامی همچنین باید از او در برابر شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها در زمان بازداشت محافظت کنند و دسترسی او به خانواده و وکیل را تضمین کنند».

این بیانیه می‌افزاید: «اتهامات ضرب‌وشتم و خشونت جنسی علیه او در حین بازداشت نیاز به تحقیقات مستقل و بی‌طرف دارد و مسئولین باید پاسخگو باشند».

امیر محجوب، مدیرکل روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی، در واکنش به انتشار اخبار و تصاویر مربوط به این دانشجو و بازداشت او گفت که این دانشجو به «کلانتری» منتقل شد و همچنین مدعی شد که او «تحت فشار روحی شدید و دارای اختلالات روانی» است.

روزنامه فرهیختگان، وابسته به دانشگاه آزاد، نیز به نقل از آنچه «منابع رسمی و غیررسمی» نامید، ادعا کرد این دانشجو «اختلالات روانی و روحی شدید» دارد و در ادامه خبر داد که او «پس از تحویل به کلانتری توسط عوامل حراست دانشگاه، اکنون در یکی از بیمارستان‌های بیماران روانی بستری است».

این نخستین بار نیست که مقام‌ها و رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی مخالفان و معترضان به حکومت را به مواردی مانند «اختلال روانی» متهم و آن‌ها را به شکل اجباری و قهری در مراکز درمانی بستری می‌کنند.

نیروهای انتظامی و امنیتی ایران از شهریور سال ۱۴۰۱ و در پی جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد که باعث آغاز اعتراض‌های بی‌سابقه و گسترده و در ادامه نافرمانی زنان و دختران ایرانی از رعایت حجاب اجباری شد، سرکوب و برخورد با آنان را تشدید کرده‌اند.

برخورد با زنان و دختران ایران به جرم عدم رعایت حجاب اجباری در حالی است که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، چه در دوران مبارزات انتخابات و چه در نخستین کنفرانس خبری خود در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، وعده‌هایی داده بود.

او از جمله گفته بود: «با هرگونه زورگویی یا برخورد خشن با هر انسانی، چه رسد به زن مخالفم».

او در یکی از مناظره‌های انتخاباتی درباره حجاب اجباری گفت: «با قانون رفتار عوض نمی‌شود؛ همان‌طور که قبلا نتوانستند به زور حجاب را از سر زنان ایران بردارند، ما هم با زور نخواهیم توانست حجاب بر سرشان بنشانیم».

آقای پزشکیان البته در دوران مبارزات انتخاباتی مواضع متناقضی در زمینۀ حجاب اجباری اتخاذ می‌کرد. او از یک‌سو به برخورد گشت ارشاد با زنان و به‌ویژه جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد اعتراض داشت و از سوی دیگر تأکید می‌کرد زنان و دختران باید از سوی مردان جامعه و نهادهایی مثل روحانیت و مساجد و صداوسیما «تربیت شوند».

او همچنین در یک سخنرانی انتخاباتی برخوردهای پلیس برای اعمال حجاب اجباری با عنوان «طرح نور» را به «سیاهی» تشبیه کرد.

بعد از پیروزی او و معرفی کابینه‌اش نیز محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق ایران، خواستار حمایت از رئیس‌جمهور جدید شد و گفت وقتی پزشکیان «می‌گوید طرح نور طرح سياهى است، طبعاً جلوى آن خواهد ایستاد».

چند هفته بعد، مسعود پزشکیان در نخستین کنفرانس خبری خود وقتی در برابر صحبت‌های خبرنگار ماهنامه اندیشه پویا قرار گرفت که از حضور گشت‌های ارشاد در خیابان‌ها انتقاد کرد و اعلام کرد:‌ «من برای اینکه به اینجا برسم بسیار میان‌بر و کوچه پس‌کوچه رفتم که گیر گشت ارشاد نیافتم»، در واکنش به این جمله خندید و گفت: «باز هم اذیت می‌کنند؟ چون قرار نبود اذیت کنند. باز پیگیری می‌کنیم اذیت نکنند».

No responses yet

Sep 15 2024

جزئیات تازه درباره تجاوز گروهی به پناهجوی ۳۰ ساله ایرانی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

رادیوفردا: مرد پناهجوی ایرانی که مورد آزار جنسی گروهی از افراد در شهری در غرب آلمان قرار گرفت در یک گفت‌وگوی تازه به بیان جزئیات تازه‌ای از این پرونده پرداخته است.

بامداد اسماعیلی، خبرنگار آزاد در آلمان که با این پناهجوی ۳۰ ساله در خانه‌ای امن و تحت نظارت پلیس گفت‌وگو کرده، روز پنجشنبه ۲۲ شهریور به رادیو فردا گفت که «این پناهجو به او گفته که تجاوزی صورت نگرفته و رسانه‌ها به اشتباه می‌گویند که تجاوز انجام شده است».

با وجود این، به گفته آقای اسماعیلی، «تعریف قانون و دادستانی آلمان از تجاوز چیز دیگری است و الزاماً بر اساس انجام عمل دخول تعریف نمی‌شود. بر این اساس، دادستانی آلمان همچنان بر این باور است که در این پرونده تجاوز انجام گرفته است».

رسانه‌های آلمان می‌گویند یک پناهجوی ۳۰ ساله ایرانی ۱۷ شهریورماه در ساختمان متروکهٔ یک آبجوسازی سابق در شهر ایزلون در ایالت نوردراین-وستفالن قربانی تجاوز گروهی شده است.

دو روز بعد پلیس هاگن، شهر دیگری در این ایالت، در بیانیه‌ای از بازداشت چهار نفر از مظنونان این پرونده خبر داد و گفت که این افراد «ایرانی‌تبار» هستند.

پلیس شهر هاگِن همان‌روز در تماس رادیوفردا از ذکر جزئیات بیشتر خودداری کرد، اما بیانیه‌ای تازه در اختیار رادیوفردا گذاشت که در آن آمده بود، چهار متهم خود را ایرانی‌الاصل و شهروند دو کشور هلند و دانمارک معرفی کرده‌اند.

همزمان مقامات آلمان اعلام کردند به‌‌دلیل احتمال وجود انگیزه سیاسی، سازمان اطلاعات آلمان این پرونده را در دست گرفته است اما در مورد ماهیت انگیزه سیاسی احتمالی سخنی نگفتند.

بامداد اسماعیلی در مصاحبه خود با رادیو فردا گفت: «هرچند مشخص نیست که این اتفاق دقیقاً به چه دلیل افتاده و افراد این گروه به چه دلیل به پناهجوی ۳۰ ساله حمله‌ کرده‌اند، اما با توجه به این‌که این پناهجو گفته افرادی که به او حمله‌ کرده‌اند همگی اهل اهواز و جزو فعالان سیاسی و احزاب آن منطقه بوده‌اند، بنابراین حتماً انگیزه سیاسی وجود داشته است».

این پناهجو در گفت‌وگوی خود با آقای اسماعیلی در عین حال تاکید کرده است که «از سال ۲۰۱۸ از حزبی که در آن فعالیت داشته بیرون آمده و دیگر فعالیتی ندارد».

با وجود آن‌که هنوز پلیس آلمان جزئیات بیشتری درباره این پرونده منتشر نکرده اما پس از انتشار خبر تجاوز، نشریه اشپیگل چاپ آلمان در خبری این افراد را «حامی حکومت جمهوری اسلامی» معرفی کرد.

اشپیگل نوشته بود که «به اطلاعاتی دست یافته که نشان می‌دهد تجاوز گروهی به یک پناهجوی مرد ایرانی در شهری در غرب آلمان، با انگیزه سیاسی رخ داده و متهمان، حامی جمهوری اسلامی و قربانی، از مخالفان حکومت ایران بوده است».

خبر این تجاوز گروهی پس از آن فاش شد که شامگاه ۱۷ شهریور، حدود ساعت ۲۳:۳۰ به وقت محلی، گروهی از مردم از ساختمانی در خیابان «گرونر تال» شهر ایزلون در نزدیکی دورتموند، صدای فریاد شنیدند و پلیس را در جریان گذاشتند.

مأموران پلیس با حضور در محل یک جوان ۳۰ ساله مجروح را یافتند و او را به بیمارستان منتقل کردند.

پلیس همزمان با استفاده از بالگرد در جنگل‌های مجاور محل، به جست‌وجو پرداخت و موفق شد چهار مظنون را که بعدا ۲۴، ۳۴، ۴۲ و ۴۶ ساله معرفی شدند دستگیر کند، اما دو مظنون دیگر همچنان متواری هستند.

No responses yet

Jul 14 2024

تیراندازی به ترامپ در گردهمایی انتخاباتی؛ مهاجم شناسایی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بدون دسته بندی,تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده که در تجمعی انتخاباتی در ایالت پنسیلوانیا حضور یافته بود، هدف سوءقصد با گلوله قرار گرفت و زخمی شد.

بر اساس گزارش‌ها، فرد مهاجم و همچنین یک نفر دیگر که در گردهمایی حضور داشت در این واقعه کشته شدند، اما سازمان اطلاعات ایالات متحده و همچنین سخنگوی ستاد انتخاباتی آقای ترامپ اطمینان داده‌اند که حال رئیس جمهور سابق آمریکا خوب است.

در بیانیه‌ای که روز یکشنبه منتشر شد، پلیس فدرال آمریکا، فردی به نام «توماس متیو کروکس»، ۲۰ ساله و اهل بِثِل پارک در غرب ایالت پنسیلوانیا، را به عنوان «فرد دخیل در تلاش برای ترور دونالد ترامپ» شناسایی کرد.

به نوشته خبرگزاری رویترز، دفاتر ثبت نام انتخاباتی ایالت پنسیلوانیا نشان می‌دهد که «توماس متیو کروکس» به عنوان یکی از هواداران حزب جمهوری‌خواه ثبت نام شده است.

پلیس فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی، می‌گوید که تیراندازی در تجمع انتخاباتی دونالد ترامپ به عنوان یک «تلاش برای ترور» تلقی می‌شود.

کوین راجک، مأمور ویژه مسئول دفتر میدانی اف‌بی‌آی، در پیتسبورگ گفت که مقامات هنوز انگیزه این سوء قصد را شناسایی نکرده‌اند.

آقای راجک در یک نشست مطبوعاتی گفت که این اقدام یک «تلاش برای ترور» بود و افزود که «در این حادثه یک شرکت‌کننده در تجمع جان باخت و دو نفر به‌شدت مجروح شدند و فرد مظنون به تیراندازی نیز جان باخته است.»

تصاویر ویدیویی نشان می‌دهد رئیس جمهور سابق ایالات متحده با ابروهای درهم کشیده، دست راست خود را به سمت گوش راستش که پوشیده از خون بود، بالا می‌بُرد.

این ویدیوها همچنین حلقه نیروهای امنیتی در اطراف دونالد ترامپ را به تصویر می‌کشد که تلاش می‌کنند بر صحنه مسلط شوند.

آقای ترامپ سپس در حالی که مشت خود را به سوی جمعیت بلند کرده بود و فریاد می‌زد، همراه محافظان و نیروهای امنیتی به سمت یک خودروی شاسی‌بلند رفت و به این ترتیب از صحنه حادثه دور شد.

لحظه پایین آوردن دونالد ترامپ از سکوی سخنرانی
لحظه پایین آوردن دونالد ترامپ از سکوی سخنرانی

هنوز ابهامات بسیاری پیرامون این رخداد وجود دارد، اما دستگاه امنیتی ایالات متحده بلافاصله اعلام کرد که دونالد ترامپ در امان است و اقدامات حفاظتی پیرامون او انجام شده است.

سازمان اطلاعات ایالات متحده در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تحقیقات سرویس مخفی آغاز شده و به محض دریافت اطلاعات بیشتری پیرامون حادثه، آن را به اطلاع عموم خواهیم رساند.»

سرویس مخفی ایالات متحده گفت که فرد مسلح که توسط افراد سرویس مخفی کشته شد، از یک «موقعیت مرتفع خارج از محل تجمع»، با تفنگ «اِی‌آر» چندین گلوله به سمت صحنه شلیک کرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس می‌نویسد که بررسی‌های تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که جسد فرد مهاجم، با لباس استتاری خاکستری، روی پشت بام یک کارخانه، درست در شمال محوطه نمایشگاه مزرعه باتلر، جایی که تجمع ترامپ در آن برگزار می‌شد، افتاده است.

این محل کمتر از ۱۵۰ متر با محل برگزاری کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ فاصله داشت و به نوشته خبرگزاری‌ها، اکنون سرویس مخفی آمریکا در حال بررسی این موضوع است که چگونه مرد مسلحی توانسته با چنین سلاحی تا این حد به دونالد ترامپ نزدیک شود.

این واقعه در باتلر، واقع در ۳۰ مایلی شمال شهر پیتسبورگ ایالت پنسیلوانیا رخ داد.

رسانه‌های آمریکایی به نقل از استیون چونگ، سخنگوی ستاد انتخاباتی ترامپ، گزارش داده‌اند که حال رئیس‌جمهور سابق آمریکا خوب است و او در یک مرکز خدمات پزشکی محلی تحت بررسی و مراقبت قرار دارد.

استیون چونگ همچنین از قول دونالد ترامپ از مجریان قانون به دلیل واکنش سریع‌شان به این «اقدام شنیع» تشکر کرده است.

جوزف لاسورسا، مأمور سابق سرویس مخفی که در جلسات توجیهی ریاست جمهوری شرکت داشته به رویترز گفت که «این حمله به‌طور قطع منجر به بررسی وضعیت امنیتی ترامپ خواهد شد و به احتمال زیاد در آینده سطح محافظتی شبیه به رئیس‌جمهورِ فعلی برای او فراهم می‌شود.»

روایت ترامپ از حادثه تیراندازی

ساعاتی پس از آن، دونالد ترامپ نخستین روایت خود از این سوءقصد را منتشر کرد و در شبکه اجتماعی «تروث سوشیال» که آن را بنیان گذاشته است، نوشت: «گلوله‌ای به من شلیک شد که قسمت بالای گوش راستم را سوراخ کرد.»

وی افزود: «بلافاصله متوجه شدم که اتفاقی افتاده و همان دم صدایی شبیه وزوز و شلیک شنیدم و بلافاصله حس کردم که گلوله، پوستم را می‌شکافد.»

یکی از شاهدان عینی که در این گردهمایی حضور یافته بود به خبرگزاری فرانسه گفت: «یکدفعه دیدیم که کلی آدم از سکو پایین می‌آیند و گیج و دستپاچه به نظر می‌رسند. صدای چندین تیر را شنیدم. چیزی بین صدای ترقه یا اسلحه کالیبر کوچک بود.»

این آخرین گردهمایی انتخاباتی ترامپ پیش از کنوانسیون روز دوشنبه حزب جمهوری‌خواه محسوب می‌شد، کنوانسیونی که بر نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر امسال به‌طور رسمی صحه می‌گذارد.

No responses yet

Mar 14 2024

بیا ریزش کن

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

منبع تویتر توکا نیستانی

No responses yet

Dec 05 2023

هشدار امنیت سایبری در آمریکا درپی حملات هکری منتسب به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

رادیوفردا: به دنبال اعلام خبر حمله یک گروه هکری «مرتبط با ایران» به تجهیزات شبکه آبرسانی در چند ایالت آمریکا، مقامات امنیت سایبری ایالات متحده با اعلام هشدار، خواستار افزایش حفاظت سایبری در شرکت‌های خدمات زیربنایی این کشور، ازجمله بخش‌های برق،‌گاز و آب شدند.

در این مورد اریک گلدشتاین، دستیار مدیر اجرایی امنیت سایبری در آژانس امنیت سایبری و زیرساخت ایالات متحده، روز دوشنبه ۱۳ آذر به خبرنگاران گفت که «فعالیت‌های مخرب سایبری» این گروه ادامه دارد و شرکت‌ها باید به‌ویژه به حفاظت بیشتر از رمزهای عبور تجهیزات بپردازند.

در همین روز برِت لدرمن، رئیس بخش عملیات سایبری امنیت ملی در پلیس فدرال آمریکا، اف‌بی‌آی، نیز گفت که اف‌بی‌آی «به همکاری با شرکای داخلی و بین‌المللی خود برای شناسایی، جلوگیری از فعالیت و تحمیل هزینه به عوامل وابسته به ایران که در این اقدامات دست دارند، ادامه خواهد داد».

در روزهای اخیر مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی از تعرض سایبری گروهی «وابسته به سپاه پاسداران» به نام «سایبراونجرز» (CyberAv3ngers) به تجهیزات صنعتی اداره آب در منطقه‌ای در غرب ایالت پنسیلوانیا و دست‌کم چهار نهاد دیگر در چند ایالات آمریکا خبر دادند.

پس از آن، در روز دهم آذر، اف‌بی‌آی، آژانس‌های امنیت سایبری، امنیت ملی و حفاظت از محیط زیست ایالات متحده به همراه اداره امور سایبری اسرائیل هشدار مشترکی در این باره صادر کردند.

در این بیانیه مشترک آمده است که این گروه هکری «که از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حمایت می‌شود» عمداً محصولات شرکت اسرائیلی تجهیزات کنترل صنعتی آب و فاضلاب به نام «یونیترانیکس» (Unitronics) را هدف قرار داده و با این کار باعث رخنه به شبکه‌هایی شده که از تجهیزات این شرکت استفاده می‌کنند.

در تصویری که ظاهراً توسط این هکرها منتشر شده، شعاری علیه موجودیت کشور اسرائیل دیده می‌شود با این پیام که «همه تجهیزات ساخت اسرائیل هدفی مشروع برای سایبراونجرز است.»

یک مقام دولتی آمریکا پنج‌شنبه گذشته گفت که تعداد تأسیسات آسیب‌دیده کمتر از ۱۰ مورد بوده است. در میان این تأسیسات یک کارخانه آبجوسازی در شهر پیتسبورگ پنسیلوانیا و یک مجموعه آکواریومی نیز دیده می‌شود.

در حالی که بیش از ۸۰ درصد از زیرساخت‌های حیاتی آمریکا از سوی بخش خصوصی اداره می‌شود، دولت جو بایدن در تلاش است تا امنیت سایبری این زیرساخت‌ها را تقویت کند.

با استفاده از سایبراسکوپ، نکست‌گاو اف‌سی‌دبلیو و گزارش‌های رادیو فردا؛ پ.پ /م.ا.

No responses yet

Nov 13 2023

برگزاری مراسم سالگرد کیان پیرفلک یک هفته زودتر و در «فضایی امنیتی» در پرچستان ایذه

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی

رادیوفردا: مراسم سالگرد کیان پیرفلک، روز پنج‌شنبه، یک هفته زودتر، با حضور ماه‌منیر مولایی‌راد و میثم پیرفلک، مادر و پدر کیان، و در کنار آرامگاه او در روستای پرچستان شهر ایذه و در «فضایی به شدت امنیتی» برگزار شد.

میثم پیرفلک، پدر کیان پیرفلک، عصر پنج‌شنبه ۱۸ آبان ماه با انتشار یک ویدیو و یک پیام در صفحه اینستاگرام خود، از برگزاری مراسم سالگرد کیان خبر داد که سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری با شلیک نیروهای حکومتی در شهر ایذه کشته شد.

در ویدیوی منتشر شده در حساب اینستاگرام میثم پیرفلک، جمعی از مردم و بستگان این خانواده و همچنین ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر دادخواه کیان پیرفلک، در کنار آرامگاه کیان در حال سوگواری هستند و در بخش دیگری از این ویدیو نیز جمعی از مردم در حال ابراز همدردی با پدر کیان، میثم پیرفلک، مشاهده می‌شوند.

کیان پیرفلک، ۹ ساله، روز ۲۵ آبان در جریان اعتراضات ایذه و در پی شلیک نیروهای حکومتی به خودروی حامل او و خانواده‌اش کشته شد. در جریان این حمله پدر او، میثم پیرفلک، نیز به‌شدت آسیب دید و به دلیل شدت جراحات و مصدومیت‌ها حدود چهار ماه در بیمارستان بستری بود.

خانواده پیرفلک مراسم سالگرد کیان را روز پنج‌شنبه و هفت روز زودتر، در حالی برگزار کردند که گزارش‌ها حاکی از فضای امنیتی و ادامه فشارها بر این خانواده و خانواده‌های دیگر کشته‌شدگان ایذه است.
میثم پیرفلک، پدر کیان، طی پیامی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «به نام خدای رنگین کمان، مراسم یکمین سالگرد پسر عزیزم، نوگل پرپر شده، مهندس کوچک کیان پیرفلک، روز پنج‌شنبه ۱۸ آبان ماه برگزار شد.»

پدر کیان پیرفلک در ادامه افزود: «از همه عزیزانی که از بدو مصیبت تاکنون به هر نحوی با ما ابراز همدردی، همدلی و همراهی نموده‌اند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم.»

در همین حال فاطمه حیدری، خواهر جواد حیدری معترض کشته شده در قزوین، در شبکه اجتماعی ایکس، توییتر سابق، تاکید کرد که «آیین سالگرد کشته‌شدن کیان پیرفلک هفت روز زودتر و تحت‌شدیدترین فشارهای امنیتی» برگزار شده و همزمان «فضای شهر ایذه» نیز در روز پنج‌شنبه «بسیار امنیتی» بوده است.

خانم حیدری همزمان گزارش‌ها درباره تهدید خانواده دادخواه میلاد سعیدیان‌جو، یکی دیگر کشته شدگان به دست نیروهای حکومتی در ایذه، را در جریان بازگشت از مراسم سالگرد کیان تایید کرد و نوشت: «نیروهای امنیتی به مادر و‌ خواهران میلاد سعیدیان‌جو در مسیر بازگشت از مزار میلاد حمله کرده و آنها را با اسلحه تهدید کرده‌اند.»
به نوشته فاطمه حیدری، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنین «دو نفر از همراهان» خانواده میلاد سعیدیان‌جو را بازداشت کردند و خودروی آنها را نیز «توقیف» کردند.

به گفته فاطمه حیدری، این سومین باری است که خانواده میلاد سعیدیان‌جو «با اعمال خشونت شدید» تهدید شده‌اند.

شهر ایذه در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی شاهد رویدادهای متعددی بوده است که عمدتا از کشته شدن دست‌کم ۷ تن از مردم، کودکان و نوجوانان این شهر، شامل کیان پیرفلک ۹ ساله، آبتین رحمانی ۱۳ ساله، سپهر مقصودی ۱۴ ساله، و رضا شریعتی، اشرف نیک‌پور، علی مولایی، و میلاد سعیدیان‌جو، در شامگاه ۲۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک نیروهای امنیتی، تشدید شد و با بازداشت شماری از جوانان این شهر ادامه یافت.

پس از آن حسین سعیدی و محمود احمدی در روز ۲۰ آذر ۱۴۰۱ در اثر حمله ده‌ها نفر از نیروی امنیتی جمهوری اسلامی به روستای پرسوراخ شهر ایذه کشته شدند و یک جوان دیگر به نام «عباس کورکوری مشهور به «مجاهد کورکور» بازداشت شد.

ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان در روز خاکسپاری فرزندش تاکید کرد که فرزندش بر اثر شلیک نیروهای حکومتی کشته شده است و در ماه‌های بعد نیز خواستار مجازات عاملان واقعی کشته شدن فرزندش شد.

دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی تلاش کردند که کشته شدن کیان پیرفلک و شش تن دیگر در شامگاه ۲۵ آبان پارسال را به مجاهد کورکور منتسب کنند و خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۱۸ فروردین سال جاری اعلام کرد که «برای مجاهد کورکور، حکم اعدام» صادر شده است.

میثم پیرفلک، پدر کیان پیرفلک، مدتی پس از ترخیص از بیمارستان، روز سه‌شنبه ۲۲ فروردین در ویدئویی گفت: «من هیچ شکایتی از مجاهد کورکور و مردم ایذه نکرده و نخواهم کرد، چون‌که من و همسرم به چشم خود دیدیم نیروهای امنیتی، به فرماندهی عیدی علی‌پور [از فرماندهان ارشد سپاه خوزستان]، ماشین ما را به رگبار بستند، مرا زخمی کردند و پسرم را به قتل رساندند.»

دو ماه بعد، پویا مولایی‌راد، پسر عموی ماه‌منیر مولایی‌راد مادر کیان، ۲۱ خرداد ماه در عصر روز تولد کیان پیرفلک، در یکی از جاده‌های اطراف ایذه با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد و مقام‌های حکومتی عنوان کردند که در اثر برخورد خودروی او، به نیروهای ایست‌بازرسی در جاده روستای پرچستان ایذه، یک مامور انتظامی به نام «محمد قنبری» نیز کشته شده است.

از این روز به بعد فشارها بر خانواده‌های پیرفلک و مولایی‌راد که تشدید شد تا حدی که تمامی فعالیت‌های ماه‌منیر مولایی‌راد و میثم پیرفلک، مادر و پدر دادخواه کیان، متوقف شد و همزمان سجاد پیرفلک، عموی کیان، برای چندین هفته بازداشت شد.

در ماه‌های اخیر همچنین فشارها بر دیگر خانواده‌های دادخواه ایذه نیز از جمله زهرا سعیدیان‌جو، خواهر میلاد سعیدیان‌جو، نیز برای چندین هفته بازداشت شد.

فشار بر خانواده‌های دادخواه معترضان کشته شده طی ماه‌های اخیر در دیگر شهرهای ایران تشدید شده است و همچنان ادامه ادامه دارد.

دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی به ویژه طی مرداد و شهریور ماه سال جاری در آستانه سالگرد مهسا امینی و آغاز اعتراضات زن، زندگی، آزادی ده‌ها تن از اعضای خانواده‌های دادخواه در شهرهای مختلف ایران بازداشت و احضار کرده و در موارد متعددی آنها را برگزاری مراسم سالگرد «منع» کردند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .