اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'فقر'

Aug 16 2018

مرگ یک کودک کار به علت تصادف در ماهشهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر


یک کودک کار ۶ ساله به علت تصادف جاده‌ای فوت کرد.

عباس عطایی (رییس پزشک قانونی بندر ماهشهر) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، از فوت کودکی ۶ ساله به نام حیدر عسکراوی به علت تصادف جاده‌ای خبر داد.

این کودک که از اهالى شهرک طالقانى(کوره) بندر ماهشهر است؛ با دو برادرش درحال جمع آوری کارتن و پلاستیک بوده که بر اثر تصادف با اتوبوس در جاده ماهشهر جان خود را از دست داد.

No responses yet

Aug 08 2018

استاد حسین‌ بهزاد مینیاتوریست قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران را چگونه دید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,فقر

بالابلاگ: اوج قحطی در سال ۱۲۹۶ خورشیدی، به علت خشک‌سالی و کم‌بود مواد غذایی در طول سال‌های مشروطیت در گوشه و کنار کشور اتفاق افتاد در اواسط تابستان آن سال، به دلیل مناسب نبودن فصل کشاورزی و تاثیرات جنگ جهانی اول، زمینه مناسبی برای فعالیت محتكران و دلالان فراهم آورد و همین‌طور که ذکر گردید، اشغال نیروهای خارجی و ذخیره‌سازی و خرید مواد غذایی توسط آنان، در ایجاد شرایط بحرانی نقش داشت و تاثیر شگرفی در تبدیل کردن مسئله‌ای محدود و محلی به بحران عظیم ملی داشت. دولت برای رفع مشکل، ابتدا افرادی را به نواحی مختلف جهت توزیع سرانه ارزاق و نان فرستاد، سپس اقدام به تاسیس مجمع خیریه تهران و یک‌باب دارالمساکین نمود ولی با همه این‌ها قحطی و عوامل مختلف پیرامون آن حجم مشکلات و مصائب بسیار گسترده‌ای را ایجاد نمود و آثار مخرب زیادی را بر جای نهاد. در چنین اوضاع و احوالی، بزرگان اهل علم و هنر و ادب که این شرایط را از نزدیک لمس کرده بودند تجربه و احساس خود را در طی سال‌های مختلف به تصویر کشیده نگاشته و منعکس نموده‌اند.

فتوح‌السلطنه مصورسازی کتاب خمسه نظامی را به استاد حسين بهزاد مینیاتور سفارش داد، هر چند استاد بهزاد بابت این کار پول خوبی دریافت می‌کرد ولی درد و رنج و مرگ‌ و میر انسان‌ها او را بی‌طاقت می‌نمود و با توجه به شرایط بد اقتصادی و اجتماعی آن زمان، به دیدن اعضای خانواده‌های بی‌بضاعت می‌رفت، برای آن‌ها ارزاق و نان تهیه می‌کرد و به دست‌گیری و کمک به افراد محتاج می‌پرداخت. وی از آن دوران در کتاب شرح حال استاد حسین بهزاد و مختصری در تاریخ نقاشی ایران نوشته ابوالفضل میربها عنوان نموده است، در زمانی که در منزل فتوح‌السلطنه مستقر بوده تا طبق قرارداد منعقده کتاب خطی خمسه نظامی که فاقد تصویر بوده است را مصور نماید، شاهد مصائبی از قحطی بود که بسیار بر روی وی تاثیرگذار بوده است. او این اتفاقات را چنین تعریف می‌کند:

در زمانی که در منزل فتوح‌السلطنه مستقر بوده تا طبق قرارداد منعقده کتاب خطی خمسه نظامی که فاقد تصویر بوده است را مصور نماید، شاهد مصائبی از قحطی بود که بسیار بر روی وی تاثیرگذار بوده است. او این اتفاقات را چنین تعریف می‌کند: منزل فتوح‌السلطنه که بودم، گاهی شب‌های جمعه می‌آمدم بروم منزل مادرم، اون‌وقت سال قحطی بود و نان گیر نمی‌آمد، یک نان سنگک مثل این بود که به اندازه بیست نفر آدم قیمت داشته باشد و من هر دفعه که می‌رفتم خانه، یکی دو تا نان سنگک با خود می‌بردم اگر چه شوهرمادرم احتیاجی نداشت. من نان را می‌بردم که آن‌ها بدهند به مستحق‌ها که در همسایگی ما زیاد بود…آن طرف‌های خانه ما بیشتر خانه خرابه شده بود برای این که صاحب آن خانه‌ها حتی در و پنجره و تیرهای سقف را درآورده و فروخته بودند که نان بخرند و خانه‌ها را همان‌طور خرابه ول کرده بودند…

دختری هیجده‌ نوزده ساله را دیدم که با شیتیله روی خاک‌ها دراز کشیده و خوابیده بود، خیال کردم مرده، دست گذاشتم روی دستش دیدم مثل آتش می‌سوزد. دستش را تکان دادم، دختر چشمش را باز کرد، پرسیدم چته؟ چرا این‌جا خوابیدی؟ گفت گرسنه هستم، یکی از نان‌ها را دادم به او با آن حال تا نان را دید یک مرتبه از دست قاپید، پا شد، راست نشست، آن نان را با یک حال غریبی در عرض چند دقیقه بلعید و طاق باز افتاد روی خاک‌ها. با خود گفتم بهتر است این دختر را ببرم منزل، بعد یادم آمد که مادر و شوهرمادرم ممکن است با من مرافعه بکنند که این دختر است و چرا آورده‌ای منزل و اتفاقاً دختر از همسایه‌ها بود…گفتم چاره نیست پس برویم یک تشک از خانه بیاورم و این دختر بیچاره را بخوابانم روی آن تا ببینم فردا صبح چه‌کار می‌توانم بکنم. رفتم خانه و یک تشک آوردم پهن کردم روی خاک و دختر را کشیدم روی تشک چند دقیقه بالای سرش ایستادم دختر یک دفعه دست و پایش را با یک وضع ترسناکی به هم پیچید…بعد غلت زد از روی تشک افتاد باز روی خاک و یک مرتبه بی‌حرکت ماند، فهمیدم که مرد.

باز هم دو سه هفته بعد، یک روز صبح زود از خانه می‌رفتم منزل فتوح‌السلطنه، رسیدم سر قبرستان، دیدم یک پیرمردی یک چیزی مثل گوسفند بسته است به پشتش، دارد می‌آورد. رسید نزدیک من دیدم جسد زنی را به پشتش بسته و موهای زن روی زمین کشیده می‌شود. به مرد گفتم این چیست، پیرمرد مثل این‌که از حرف من یک مرتبه وا رفت، عقب رفت و رفت خورد زمین سر زن مرده، خورد به کنار سنگ یک قبر و شکست و خون سیاه لخته ریخت روی سنگ قبر، خون مرده بود. تمام بدنم لرزید، دست گذاشتم روی چشم‌هایم که آن منظره را نبینم. به پیرمرد گفتم: پاشو ببر این مرده را خاک بکن. گفت: ای آقا، به دادم برسید، این زن من است که از گرسنگی مرد. حالا بچه‌ام هم دارد در خانه می‌میرد. گفتم: مرده را بگذار این‌جا برگرد خانه و به بچه‌ات برس که نمیرد. چهارقران در جیبم بود، دادم به پیرمرد، گفتم: برو خانه، و زود برگرد حال بچه را به من بگو، من همین‌جا ایستاده‌ام.

پیرمرد رفت خانه، چند دقیقه بعد آمد، جسد بچه را هم بغل کرده بود می‌آورد، آن هم مرده بود، اما پیرمرد با یک دستش از جیبش کشمش در می‌آورد و می‌انداخت به دهانش که نمیرد. کشمش را تازه خریده بود از همان پول. دیگر نتوانستم بایستم رفتم منزل فتوح‌السلطنه، گفتم: آقا پول بده شاید بتوانیم یک مقدار گندمی، چیزی، بخریم و بدهیم به بیچاره‌ها که این‌طور نمیرند از گرسنگی. گفت: برو…در آن‌جا یک سرهنگی هست گندم دارد، ببین او را می‌توانی از طرف من راضی کنی، یکی دو خروار گندم بفروشد. فردا صبح زود رفتم آن‌جا دیدم شاید بیست‌وچهارپنج شتر دَمِ در خوابیده و همه بار گندم دارد. در زدم به نوکر گفتم به سرهنگ بگوید یک نفر با او کار دارد.

نوکر رفت و برگشت گفت: آقا می‌گوید من با هیچ کس کاری ندارم. ایستادم همان‌جا یک ساعت بعد، خود سرهنگ آمد بیرون. رفتم جلو گفتم: با شما کار دارم. از طرف فتوح‌السلطنه آمده‌ام. گفت: برو من کاری به کار کسی ندارم، چرا ولم نمی‌کنید. دیدم خیلی بی‌اعتنایی کرد و گندم‌ها را هم حاضر نیست به این ارزانی‌ها بفروشد. شاید آن وقت‌ها هر خروار گندم را این بی‌انصاف‌ها در حدود هزار تومان می‌فروختند و مردم دسته‌دسته از گرسنگی می‌مردند…

آن روزها که این اوضاع و احوال را می‌دیدم به خودم می‌گفتم: استغفرالله، اگر خدا هست، پس این‌ها چیست؟ حالا هم بعد از چهل‌پنجاه سال همین حرف را می‌گویم و تا دم مرگ هم خواهم گفت که این بی‌رحم‌ها که از درد و رنج و بدبختی دیگران بی‌خبرند، این‌ها که مال مردم را می‌چاپند، این‌ها مستحق بزرگ‌ترین عذاب الهی هستند، اما کو آن عذاب که به جانشان بیفتد…!

No responses yet

Jul 31 2018

نماینده مجلس: ۲۰۰ خانواده سرنوشت ایران را به گروگان گرفته‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم

دویچه‌وله: به گفته یک نماینده مجلس، برخی ایرانیان برای تأمین زندگی‌شان اعضای بدن خود را می‌فروشند. هدایت‌الله خادمی با اشاره به استیصال مردم در برابر فقر افزود، ۴۰ سال است که ۲۰۰ خانواده سرنوشت کشور را به گروگان گرفته‌اند.

هدایت‌الله خادمی، نماینده مجلس، گفت: ۴۰ سال است که ۲۰۰ خانواده سرنوشت کشور را به گروگان گرفته‌اند

هدایت‌الله خادمی، نماینده مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه (۷ مرداد/ ۲۹ ژوئیه) در نطق میان‌دستور جلسه علنی پارلمان ایران با انتقاد شدید از اوضاع وخیم اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم، از جمله گفت: «بی‌لیاقتی، ناکارآمدی و سستی دولت‌ها در این سال‌ها مانند رنج‌نامه‌ای است که هر روز بر مشکلات مردم افزوده است. وضعیتی ایجاد شده که مردم این دوران توان تحلیل آن را ندارند. هر روز شاهد بیشتر شدن مشکلات هستیم، اما نه اراده‌ای برای حل آن وجود دارد و نه توانی».

خادمی با اشاره به اینکه “کشور دچار اختلاس و فساد شده”، پرسیده است: «چرا کشورهای دیگر فساد را کنترل کرده‌اند، اما ما نمی‌توانیم؟» او سپس اذعان کرده است که: «فساد اقتصادی مانند موریانه به تار و پود این کشور و مسئولین زده است. پذیرفته‌ایم که کشوری فاسد و ناکارآمد هستیم.»

“مردم را بدبخت کرده‌اید”

نماینده ایذه و باغ‌ملک در مجلس با حمله تند به سیاست‌های اقتصادی و عمرانی دولت‌های مختلف جمهوری اسلامی، مسئولان دولتی را خطاب قرار داده و افزوده است: «مردم ایران را بدبخت کرده‌اید. احترام و اعتماد به نفس آنها را گرفته‌اید. از فقر و بیچارگی نمی‌دانند چه کنند. برای تامین هزینه زندگی به فروش اعضای بدن از جمله کلیه روی آورده‌اند. با کشوری که یک درصد جمعیت جهان و هشت درصد منابع جهان را دارد ببینید چه کرده‌اید».

این نماینده مجلس در ادامه با اشاره به سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که فساد اقتصادی را با یک “بیماری مسری” مقایسه کرده و گفته بود “اگر جلوی آن گرفته نشود گسترش پیدا می‌کند”، تصریح کرده است: «جلوی آن [فساد] را نگرفتیم و به همه زد.»

هدایت‌الله خادمی در بخش دیگری از اظهارات خود “اکثر دولتمردان ۳۰ سال گذشته” ایران را به “ظلم” به مردم، “خیانت” به اعتماد آنان و “نابود کردن جوانان” کشور متهم کرد و گفت که این دولتمردان “اگر ذره‌ای وجدان و غیرت داشتند، به دلیل این همه ناکارآمدی، ظلم و خیانت به جوانان خودشان را حلق‌آویز می‌کردند.”

خادمی سپس ضمن حمله به مسئولانی که به گفته او شعار “مرگ بر آمریکا سر می‌دهند”، اما فرزندان‌شان در آمریکا هستند، اتهامی سنگین را متوجه این دسته از مقام‌های جمهوری اسلامی کرد و گفت: «تاریخ گواه می‌دهد، شاید برخی دولتمردان ماموریت داشتند خلاف منافع ایران اقدام کنند.»

این نماینده مجلس با انتقاد از نحوه تشکیل دولت در ایران و تبدیل شدن مجلس به “حیات خلوت دولت”، تاریخ ۴۰ ساله دولت‌ها و مجلس‌های جمهوری اسلامی را زیر سؤال برد و گفت: «با این دولت و مجالسی که ساخته‌اید، هرگز توسعه و پیشرفت را نخواهید دید.»

خادمی ادامه داد: «در ۴۰ سال گذشته حدود ۲۰۰ خانواده سرنوشت این کشور را به گروگان گرفتند و از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌روند.»

نماینده ایذه و باغ‌ملک در مجلس راه برون‌رفت از معضلات اقتصادی ایران را “پرده‌برداری” از فساد و اختلاس دانست و نتیجه گرفت: «۵۰ نفر از اختلاس‌گران و دزدان دولتی را محاکمه و به اشد مجازات برسانیم. دولتمردانی که ظرف ۳۰ سال گذشته این کشور را به این روز انداخته‌اند برکنار شوند و اموال آنها که از کشور برداشته‌اند به خزانه بازگردانده شود.»

هدایت‌الله خادمی در نهایت با اشاره به اینکه “فرمایشات رهبر معظم انقلاب مورد توجه همه مسئولین قرار گیرد”، مسئولان جمهوری اسلامی را فراخوانده است که: «وطن‌پرست باشیم، دروغ نگوییم، سخت کار کنیم و دزدی نکنیم.»

این نماینده مجلس در حالی همه مسئولان دولتی به جزعلی خامنه‌ای را مورد حمله شدید قرار داده که از نگاه منتقدان حکومت و حتی برخی کارشناسان مستقل داخلی، دست‌کم یکی از دلایل اصلی رانت‌خواری، فساد، نبود رقابت سالم اقتصادی و امتناع شرکت‌های خارجی از سرمایه‌گذاری در ایران، امتیازات ویژه و پاسخگو نبودن دستگاه عریض و طویل تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی به مجلس یا نهادهای دولتی است.

کاهش شدید قدرت خرید مردم

در شرایطی که افزایش نرخ رسمی دلار در روزهای اخیر نتوانسته بود از التهاب بازار ارز بکاهد، روز گذشته پنج‌رقمی شدن دلار به تیتر گزارش بسیاری از رسانه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی تبدیل شد؛ عنوانی در واکنش به افزایش لگام‌گسیخته بهای دلار در بازار ارز ایران.

افزایش سرسام‌آور قیمت ارز در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، سقوط ارزش ریال و در پی آن کاهش شدید قدرت خرید مردم را به همراه داشته است. برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌های ایران از فروش دلار به قیمت ۱۲ هزار تومان در بازار آزاد ایران خبر داده‌اند.

قربانیان اصلی سقوط پول ملی در درجه اول مزدبگیران، کارگران و قشرهای کم‌درآمد هستند. خبرگزاری ایلنا روز دوشنبه (۸ مرداد) گزارش داده است که حداقل دستمزد کارگران در ایران “دست‌کم دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان” کمتر از “سبد معیشت” یعنی رقمی است که برای گذران زندگی به آن نیاز دارند.

علی خدایی، عضو کارگری شورای عالی کار، چند روز پیش از “کاهش بیش از ۴۸ درصدی قدرت خرید دستمزد” خبر داده و گفته بود: «کارفرمایان و دولتی‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند، اما برای حل این مشکل، هیچ راهکاری در چنته ندارند.»

در روزهای اخیر قیمت‌ها در ایران رشدی جهشی داشته و برای نمونه قیمت لوازم خانگی ایرانی ۴۰ درصد و قیمت گوشت قرمز بیش از ۸۰ درصد افزایش یافته است. خبرهایی که ایلنا از آن به عنوان “رگبار مصیبت” برای مزدبگیران نام می‌برد: «مصیبت بی‌امان فقر و استیصال؛ آن‌هم در دولتی که وعده داده بود از معیشت مردم صیانت می‌کند.»

فرامرز توفیقی، رئیس کمیته مزد کانون عالی شوراها، درباره وضع معیشتی کارگران گفته است: «بقای طبقه کارگر در خطر است؛ اوضاع از “نامساعد” و حتی “وخیم” هم رد شده؛ برای توصیفش هیچ واژه‌ای پیدا نمی‌کنم.»

این نماینده کارگری با اشاره به “کاهش ۷۲ درصدی قدرت خرید کارگران” گفته است: «اعلام می‌کنند ۳۲ درصد لبنیات گران شده؛ ۸۵ درصد افزایش قیمت گوشت قرمز داشته‌ایم؛ بیش از ۵۰ درصد افزایش قیمت گوشت مرغ؛ بیش از صد در صد افزایش نرخِ گوشت سفید ماهی؛ بیش از ۳۰ درصد افزایش قیمت میوه؛ در بخش مسکن بیش از ۱۴۰ درصد افزایش هزینه داشته‌ایم؛ در ارتباطات ۵۳ درصد افزایش داشته‌ایم؛ شما سر این طناب را بگیرید و همینطور جلو بروید…»

بانک مرکزی ایران روز گذشته طی اطلاعیه‌ای تحولات اخیر مرتبط با بازار ارز و سکه را “غیرعادی” و بی‌تناسب با “واقعیات اقتصادی و توان ارزی کشور”خوانده و آن را ناشی از “توطئه دشمنان کشور و در راستای ایجاد التهاب در اقتصاد و سلب آرامش روانی از مردم” دانسته بود.

No responses yet

Jul 08 2018

روایت شورش مشهد، ‌اسلام شهر و قزوین در دوران هاشمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی,شورش

ایران وایر: محله کوی طلاب به دلیل مجاورتش با بارگاه امام هشتم شیعیان از همان ابتدای پیروزی انقلاب و به دلیل تمایل شدید آیت‌الله واعظ طبسی برای توسعه حرم، محل مناقشه اهالی و مسئولان شهری مشهد قرار گرفت

«یادم نمی‌رود که آن شب وقتی من و پدر و برادرانم به سر کوچه رفتیم، تقریباً هرکسی را که می‌دیدیم، داشت کیسه برنجی یا تین روغن نباتی و یا حتی کامپیوتری را که از بانکی برداشته بود، به دوش می‌کشید. فردا صبح مرکز شهر چون شهری جنگ‌زده بود که از ساختمان‌هایش دود بلند می‌شد، روی آسفالت خیابانش پر از شیشه خرده بود و ماشین‌های سوخته در کنار خیابان‌هایش‌‌ رها شده بودند.»
تصویری که این چند خط می‌آفرینند، شاید شبیه سکانسی از یک فیلم سینمایی آخرالزمانی باشد اما واقعیت آن است که خرداد ۱۳۷۱ مشهد چنین وضعیتی را در صحنه واقعیت تجربه کرده بود؛ زمان استانداری «علی جنتی» و زمامداری آیت الله «عباس واعظ طبسی» به عنوان تولیت «آستان قدس رضوی»؛ دو چهره نزدیک و معتمد «اکبر هاشمی رفسنجانی».

همه چیز زیر سر «کوی طلاب» بود. کوی طلاب نام محله‌ای در شهر مشهد است؛ محله حاشیه‌ای و محروم در مجاورت حرم امام هشتم شیعیان. پس از انقلاب اسلامی، آیت الله عباس واعظ طبسی که تولیت آرامگاه امام هشتم شیعیان را به دست آورده بود و تصمیم داشت تا جای ممکن محدوده حرم را گسترش دهد، به کوی طلاب که به صورت سنتی، محل زندگی افراد کم درآمد بود، نظر خریدارانه پیدا کرد و استانداری نیز همیشه به بهانه ساخت و ساز غیرمجاز در این محله، تصمیم به تخریب سکونت گاه‌های فاقد جواز ساخت داشت. اما کم بضاعتی خانواده‌های ساکن در کوی طلاب و عدم وجود یک راه حل دولتی برای اسکان مجدد، این نزاع را همیشه به تعویق می‌انداخت.

۹ خرداد ۱۳۷۱، علی جنتی در مقام استاندار خراسان بولدوزر‌ها را برای تخریب مناطق حاشیه‌ای اطراف حرم می‌فرستد. بولدوزر‌ها به کوی طلاب که می‌رسند، با مقاومت مردم ساکن این محله مواجه می‌شوند. در این گیرودار، یک کودک با شلیک یک مامور نیروی انتظامی کشته می‌شود؛ هم‏چون جرقه آتشی در انبار کاه.
شورش اوج می‌گیرد. مردم دیگر مناطق به کوی طلاب می‌پیوندند. کلانتری‌های ۳ و ۴ مشهد تصرف و مردم مسلح می‌شوند. ساختمان شهرداری، سازمان تبلیغات اسلامی، چندین بانک و… به آتش کشیده می‌شوند و شهر از کنترل نیروهای دولتی خارج می‌شود.

خبر به پایتخت می‌رسد. نیروهای کمکی امنیتی – انتظامی راهی مشهد می‌شوند. سپاه پاسداران نیز به کمک دیگر نیروهای امنیتی می‌آید. پس از دو روز، شورش مشهد را سرکوب می‌کنند. در جریان این دو روز، شش مامور امنیتی و سه نفر از مردم عادی کشته شدند، بیش از 300 نفر بازداشت شدند و 10 میلیارد ریال خسارت به بار آمد.

این ناآرامی در روایت حکومت، به «ضدانقلاب» نسبت داده شد و دادگاه انقلاب مشهد چهار نفر را به اتهاماتی چون «ایجاد رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم و تخریب اموال دولتی» به اعدام محکومکرد و ۱۱ روز پس از شورش، این چهارنفر اعدام شدند.

این بحران بزرگ که در سایه دولت اول هاشمی رفسنجانی رخ داد و رسانه‌های بین المللی نیز آن رامنعکس کردند، نگرانی رییس جمهوری وقت را برانگیخت. در خاطرات هاشمی رفسنجانی به تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۷۱ این چنین آمده است: «به دفترم آمدم. اوضاع مشهد را پرسیدم. گفتند دیشب شرارت تا ساعت یک ونیم بعد از نیمه شب ادامه داشته و با دخالت سپاه تمام شده و جمعی را بازداشت کرده‌اند. خرابی‌های زیادی بار آورده‌اند. در جلسه هیأت دولت، وقت زیادی صرف مسأله مشهد و کیفیت برخورد با آن به منظور جلوگیری از تکرار این گونه حوادث شد. رهبری هم امروز با احضار وزرای مربوط، دستور سخت گیری داده‌اند.»

تحلیل‌هایی که از چرایی شورش خرداد ۷۱ در مشهد ارایه می‌شوند، جملگی در یک نکته کلی اشتراک نظر دارند و آن، این است که این شورش برخاسته از تبعات حاشیه نشینی و بی‌کفایتی دولت وقت در کنترل آن بوده است.

برخی از تحلیل گران این شورش را نشانه‌ای آشکار از «جدال حاشیه – مرکز» و «شورش حذف شدگان»می‌دانند. تحلیل‌های هم‎سان دیگر نیز عدم وجود سیاستی کارا در حوزه مسکن را ریشه ماجرا عنوان می کنند. آن‌ها یک دهه ناکارآمدی حکومت برخاسته از انقلاب اسلامی در تامین مسکن و عدم وجود سرمایه گذاری دولتی و خصوصی در بخش مسکن را عامل به حاشیه رانده شدن خانواده‌های کم بضاعت به حاشیه شهر‌ها می‌دانند که می‌تواند آفریننده پیامدهایی پیش بینی نشده باشد.

«اصغر کیوانی»، کار‌شناس رسمی دادگستری با سابقه فعالیت چندین ساله در نیروی انتظامی و حوزه امنیت عمومی، شورش خرداد ۷۱ در مشهد را تبعات ناشی از حاشیه نشینی می‌داند. او از مسوولان شهری که بدون در نظر گرفتن تبعات سوء برخورد قهری با این موضوع و ارایه امکانات اولیه جهت آسایش حاشیه نشینان و ایجاد بستر مناسب اقدام به تخریب خانه‌ها کردند، انتقاد می‌کند.

«سعید امامی»، معاون وقت وزیر اطلاعات در سخنرانی خود در سال ۱۳۷۵، در دانشگاه «بوعلی سینا» همدان و هنگام تحلیل شورش خرداد ۷۱ در مشهد می‌گوید: «کسی آمده، یک پولی داده، یک تکه زمینی را گرفته، یک دفعه می‌بیند آمدن بالا سرش تا زمین را خراب کنند. مطمئنا اعتراض خواهد کرد؛ یعنی بعضی از اعتراضات، اعتراضاتی است که ما باید بپذیریم.»

سه سال بعد، در فروردین ۱۳۷۴، اسلامشهر در جنوب غربی تهران و با فاصله 15 کیلومتری با آن، شاهد شورشی مردمی علیه سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی بود که در دوره دوم ریاست جمهوری خود به سر می‌برد.

شورش اسلامشهر در پانزدهم فروردین ۱۳۷۴ را ناشی از افزایش ۳۰ درصدی نرخ کرایه حمل و نقلمی‌دانند اما شاید آن را می‌توان بهانه‌ای دانست برای اعتراض به تورم موجود که روندی رو به رشد داشت.

بنابر آمار رسمی بانک مرکزی، تورم در سال ۱۳۷۳ به بیش از ۳۵ درصد و در سال ۱۳۷۴ به نزدیک ۵۰ درصد رسید که بالا‌ترین نرخ تورم رسمی و اعلام شده در ایران است.

به گفته «کاوه شیرزاد»، روزنامه نگار و شاهد عینی، جمعیت معترض به افزایش نرخ کرایه درعرض چند دقیقه به هزاران نفر رسید و شهرهای اطراف هم چون رباط کریم، سلطان آباد و صالح آباد را نیز درگیر اعتراض خود کرد.

این جمعیت بزرگ تلاش داشت خود را به تهران برساند و در این مسیر، اقدام به تخریب ساختمان‌های دولتی کرد. جاده تهران – ساوه مسدود شد. پس از چند ساعت، قرارگاه «ثارالله»، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در آن زمان مسوولیت امنیت تهران را برعهده داشت، وارد ماجرا شد و معترضان را در ورودی تهران سرکوب کرد و به گفته برخی شاهدان عینی، در جریان سرکوب معترضان حتی از هلیکوپترهای مجهز به تیربار نیز استفاده شد.

وب‎سایت «فارس نیوز»- نزدیک به سپاه پاسداران– نیز بعد‌ها در یک تحلیل امنیتی با عنوان «نقش سپاه در مبارزه با ضدانقلاب»، بر نقش سپاه پاسداران در دفع شورش اسلامشهر مهر تایید می‌گذارد.

آماری رسمی از تعداد جان باختگان و بازداشت شده‌های شورش اسلامشهر ارایه نشد. «داریوش فروهر»، وزیر کار دولت موقت و از چهره‌های وقت مخالف حکومت در مصاحبه با خبرنامه «ایران بریف» که در روزنامه «کیهان» لندن نیز منعکس شد، درباره ابعاد و پیامدهای شورش اسلامشهر گفته بود به موجب اطلاعاتى که از منابع «خودى» به دست آورده، ٣٠ تا ۴٠ هزار نفر در این شورش شرکت داشته اند و ۵٠ نفر کشته، صد‌ها تن مجروح و نزدیک به هزار نفر بازداشت شده‌اند.

«علی اکبر ناطق نوری»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی در کتاب خاطرات خود، در بخش مربوط به شورش دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به شورش اسلامشهر نیز گریزی زده و معترضان در چنین شورش‌هایی را «یک مشت آدم‌های عقده‌ای و اراذل و اوباش» نامیده بود.

شورش فروردین ۱۳۷۴ در اسلامشهر کم تر به طور مستقل مورد ارزیابی جدی تحلیلی قرار گرفته است. تحلیل گران از طیف‌های مختلف آن را نتیجه پیامدهای سیاست تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی رفسنجانیدانسته و از رفتار اقتصادی دولت هاشمی انتقاد کرده اند. در سرفصل‌های این سیاست اقتصادی که به طور کلی بر کاهش نقش دولت در اقتصاد می‌چرخد، آزادسازی نسبی قیمت‌ها و یا به عبارت دیگر، حذف سوبسیدهای دولتی نیز جای می‌گیرد.

اگر چه سیاست تعدیل اقتصادی در دولت دوم هاشمی رفسنجانی به سد سخت مخالفان داخلی برخورد و تا حد زیادی متوقف شد اما تاثیر آن بر حیات اقتصادی – اجتماعی جامعه غیرقابل انکار بود. از این رو است که برخی تحلیل گران، شورشی مانند شورش اسلامشهر را دارای زبان و منطقی کاملا اقتصادی می‌دانند.

آن‌ها معتقدند: «در آن مقطع، اجرای طرح تعدیل اقتصادی و افزایش ۵۰ درصدی تورم، جامعه‌ ایران را دچار شوکی کرد که نتیجه‌ آن شورش‌های اجتماعی خودانگیخته، تشکل‌نیافته و نامسنجم در بسیاری از نقاط کشور بود.»

جز تحلیل گران مستقل، حتی تیپ‌های اصول گرایی چون «علیرضا زاکانی»، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی نیز منتقد سیاست‌های تعدیل اقتصادی هستند و آن را زمینه ساز شورش‌هایی چون شورش اسلامشهر و و علت اصلی را حجم فشار روی مردم می‌دانند. برخی چهره های نزدیک به احمدی نژاد مانند «قاسم روانبخش» نیز چنین دیدگاهی دارند.

شورش دیگری که یادآوری آن هنوز کام مسوولان جمهوری اسلامی را تلخ می‌کند، شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳ است. ماجرا بر سر استان شدن قزوین بود. این شهر در آن زمان، جزیی از استان زنجان و به مرکزیت زنجان محسوب می‌شد. اما این احساس در مردم آن وجود داشت که حق آنان است استانی مستقل به مرکزیت خود قزوین داشته باشند و در این راه، توسعه یافتگی بیش تر قزوین نسبت به زنجان را شاهد می‌آوردند.

اما با وجود تمام امیدواری‌ها، لایحه استان شدن قزوین در مجلس چهارم رد می‌شود. با توجه به خواست عمومی مردم این شهر، در آن دوره برای تبدیل قزوین به یک استان، بسیاری از مسوولان محلی نیز پیشاپیش حدس می‌زدند که رد این لایحه تبعات خاص خود را خواهد داشت و همین گونه نیز شد. مردم در اعتراض به این مساله تجمع کردند و حتی حضور وزیر وقت کشور به نمایندگی از رییس جمهوری – هاشمی رفسنجانی – نیز معترضان را آرام نکرد و آن‌ها ضمن قطع سخنرانی «علی محمد بشارتی»، به اعتراض خود ادامه دادند.

بر خلاف شورش مشهد و تا حدی اسلامشهر، از این شورش که دو تا سه روز طول کشید، هیچ اطلاعات دقیق آماری مبنی بر تعداد جان باختگان یا مجروحان احتمالی وجود ندارد. حتی آماری مبنی بر تعداد بازداشت شدگان نیز در دسترس نیست. اما این را شاید بتوان با درجه اطمینان قریب به یقین گفت که هدف اصلی معترضان خشمگین، ساختمان‌های دولتی و ادارات و بانک‌ها بودند.

«عباس نیکویه»، فرماندار وقت قزوین با توجه به نوع اعتراض‌ها و حتی نوع انتخاب مکان‌هایی که مورد تخریب معترضان قرار می‌گرفتند، بر این باور است که اگرچه این شورش‌ به علت رد لایحه مزبور و استان نشدن قزوین شکل گرفت اما خواسته‌های معترضان فرا‌تر از این مساله بود.

نیکویه با رد سیاسی دیدن شورش قزوین می‌گوید: «برخی گروه‌ها وارد شدند و خراب کاری‌هایی کردند که معنی دار بود؛ مثلا عده‌ای شیشه‌های اداره دارایی را شکسته بودند، آن وقت کنارش اداره آموزش و پرورش هیچ آسیبی ندیده بود. یا اداره کار را آتش زده بودند ولی کسی با محیط زیست و… کاری نکرده بود. این‌ها نشان می‌داد این آشوب‌ها یک خاستگاه اجتماعی یا ناراحتی‌هایی داشت.»

به باور نیکویه، کسانی در آن مقطع می‌پنداشتند که این شورش ناشی از «تحرکات منافقین و گروه‌های سیاسی ضدانقلاب» است و قائل به برخورد نظامی بودند اما فرماندار وقت قزوین آن را رد می‌کرد و این شورش را ناشی از نارضایتی‌های اجتماعی می‌دانست.

بر خلاف دیدگاه فرماندار وقت قزوین، برخی نیروهای نظامی- امنیتی از شورش قزوین در مرداد ۱۳۷۳به عنوان «فتنه عظیم» نام می‌برند و «مقصر اصلی» را «مسوولان بی‌بصیرت» در شهر قزوین می‌دانند؛ از جمله «سردار علی فضلی»، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران درباره آن شورش می‌گوید: «من لشگر سیدالشهدا بودم که گستره جغرافیای ما تا قزوین بود و تیپ سوم ما مستقر بود. ما با رزمندگان ارتباط داشتیم اما من با بعضی مسوولان که اسم نمی‌برم، تماس گرفتم و گفتم مردم را به آرامش دعوت کنید. شما دعوت کردید بیایند تظاهرات کنند. اما در ‌‌نهایت از دست‎شان در رفته بود. اراذل و اوباش آمدند و سوار بر معرکه شدند؛ حادثه تلخ و دل‎خراشی که قریب به ۱۸۶ نقطه قزوین، ۵۵ بانک، تعدادی از فروشگاه‌ها، درخت‌ها و کیوسک‌های مسیر را تخریب کردند.»

در سال‌های ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، شهرهایی چون شیراز، اراک و زنجان نیز دستخوش ناآرامی‌های سیاسی – اجتماعی شدند. پرونده این ماجراها هنوز بازخوانی نشده و پر از ابهام و سوال هستند؛ مانند بسیاری از پرونده های سیاستمداری اکبر هاشمی رفسنجانی.


روزنامه خراسان در تاریخ ۲۱ خرداد همان سال و تنها ۱۱ روز پس از شورش به نقل از دادستانی مشهد از اعدام چهار نفر از افراد دستگیر‌شده خبر داد


عکسی از شورش اسلامشهر در ۱۳۷۴ که به دنبال افزایش قیمت کرایه‌های حمل و نقل رخ داد


تصویر روزنامه جمهوری اسلامی پس از شورش‌های شهری در اعتراض به گرانی گزارشی منتشر کرد

No responses yet

May 22 2018

خودسوزی یک کارگر در آبادان به دلیل «مشکلات معیشتی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,فقر

رادیوفردا: منابع کارگری در شهرداری آبادان از «خودسوزی» یکی از کارگران خدماتی این سازمان به دلیل «مشکلات معیشتی» خبر می‌دهند.

خبرگزاری ایلنا نیز با گزارش این مطلب به نقل از این منابع، نوشته که این کارگر، نه تنها «با مشکلات معیشتی بسیاری دست و پنجه نرم می‌کرده»، بلکه در زمان خودسوزی، «مشکلاتی» هم در کار داشته‌است.

این گزارش به «مشکلات» این فرد که هویت وی «ضامن آذربایجانی» اعلام شده، اشاره‌ای نکرده، اما از سوختگی «۸۰ درصدی» او و انتقالش به بیمارستان سوانح سوختگی اهواز خبر داده‌است.

آن‌طور که خبرگزاری کار ایران، ایلنا، نوشته، یکی از همکاران آقای آذربایجانی که در منطقه سه شهرداری آبادان مشغول به کار بوده و برای نجات جان وی، سعی در خاموش کردن آتش داشته نیز دچار «۳۵ درصد» سوختگی شده‌است.

آخرین روز از فروردین‌ماه سال جاری نیز یک کارگر اخراجی کارخانه «فراسو» در رباط کریم، خود را در محوطه کارخانه آتش زد و پس از دو روز در بیمارستان سوانح سوختگی تهران جان باخت.

کارگران این واحد تولیدی، دلیل اخراج همکار ۲۷ ساله‌شان را که یک فرزند ۶ ساله نیز داشته، وارد شدن اتهام «سرقت» در محیط کار از سوی کارفرما عنوان کرده و در عین حال گفته‌اند که «هیچ مدرکی مبنی بر تخلف قطعی او وجود نداشته‌است.»

مشکلات کارگران کارخانه‌های مختلف در ایران در سال‌های اخیر افزایش یافته و پرداخت نشدن دستمزد به یکی از بزرگترین مشکلات آنها تبدیل شده که اعتراض‌های صنفی کارگران مناطق مختلف کشور را به دنبال داشته‌است.

تقریباً هر هفته تجمعات کارگری در نقاط مختلف ایران، به ویژه مقابل ساختمان‌های دولتی همچون استانداری‌ها و فرمانداری‌ها برگزار می‌شود و کارگران سعی می‌کنند با برگزاری این نوع گردهمایی‌ها، شرایط دشوار اقتصادی خود را به گوش مقام‌های رسمی برسانند.

پاسخ حکومت ایران به این نوع اعتراض‌ها معمولاً ارعاب و بازداشت کارگران و برخورد جدی با هرگونه تجمعات کارگری است.

رهبر جمهوری اسلامی نیز همزمان با شدت‌یافتن تجمعات کارگری در ایران در اعتراض به عدم توجه به دستمزد آنها، گفته که «دشمنان» همواره تلاش کرده‌اند کارگران را تحریک کنند و «رکود» و «لنگی» در کارخانه‌ها به وجود آورند.

وی افزوده که «بارها این را در سخنرانی‌ها، خطاب به کارگران عزیزمان گفته‌ام که ضدانقلابِ کشور از اول چشمش به کارگرها بود بلکه بتواند جامعهٔ کارگری را به‌نحوی علیه جمهوری اسلامی تحریک کند.»

به گفته آیت‌الله علی خامنه‌ای، اما کارگران ایران، «با بصیرت ایستاده و دست دشمن را رد کرده‌اند.»

در تجمع روز جهانی کارگر سال جاری نیز که با فراخوان گروه اتحاد بازنشستگان و پنج تشکل مستقل کارگری برگزار شده بود و صدها تن در آن شرکت کرده بودند، نیروهای امنیتی و انتظامی با حمله به تجمع‌کنندگان، شماری را بازداشت کردند.

برخوردهای امنیتی و قضایی با کارگران و فعالان کارگری در ایران که در سال‌های اخیر شدت یافته، انتقاد سازمان‌های حقوق بشری و اتحادیه‌های کارگری در جهان را به دنبال داشته‌است.

هفته گذشته در یکی از بزرگ‌ترین تجمعات کارگری، کارگران کارخانه هپکو اراک، برای چند روز در اعتراض به مشکلات معیشتی و پاسخگو نبودن مسئولان مربوطه در این زمینه، راه‌آهن شمال به جنوب در ایران را مسدود کردند.

یکی از انتقادهای کارگران، خصوصی‌سازی یا اختصاصی‌سازی واحدهای تولیدی است که از زمان ریاست جمهوری حسن روحانی افزایش یافته‌است.

No responses yet

May 20 2018

بازخوانی وضعیت معیشتی لا‌به‌لای آگهی‌ها: کار در برابر غذا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایران: مریم طالشی
روزنامه نگار
«پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.»
این روزها هیچ چیزی را مجانی به آدم نمی‌دهند. خصوصاً خدمات که خب صدالبته نرخ خودش را دارد و خیلی وقت‌ها چندان کم هم نیست. برای نظافت چند ساعته منزل چیزی بین 40 تا 60 هزار تومان باید بپردازید. حالا اینکه کسی آگهی می‌گذارد در سایت و ادعا می‌کند به‌صورت رایگان چنین خدماتی انجام می‌دهد، واقعاً جای تعجب دارد. می‌شود با صاحب آگهی تماس گرفت و علت کارش را جویا شد: «نذر کرده‌ام به کسانی که نیاز به کمک دارند و توانایی پرداخت حق الزحمه را ندارند، کمک کنم. البته به افراد بالای 50 سال. توی آگهی هم عنوان کرده‌ام که فقط بالای 50 سال. نذرم هم محدود است؛ 5 نفر.»
این گفته‌های یکی از آگهی‌دهندگان است که نیتش آن‌طور که می‌گوید کار خیر است اما در تماس با بقیه آگهی دهندگان به نکات قبل تأمل‌تری می‌رسم: «برای مجالس خدمت می‌کنم. هر مراسمی باشد فرقی ندارد؛ عروسی، عزا، ولیمه، هرچه باشد. دستمزد نمی‌خواهم. همان اضافه مانده غذاها را بدهند ببرم بس است.»
این را مرد آن‌سوی خط می‌گوید. توی آگهی نوشته 28 ساله است. آگهی مال زابل است. یعنی قاعدتاً آگهی دهنده در محدوده همان شهر حاضر به خدمت مجانی است اما خودش می‌گوید تا زاهدان هم می‌آید.
از زابل تا زاهدان حدود 200 کیلومتر است. اینکه کسی این فاصله را در مسیر رفت و برگشت طی کند فقط به خاطر اینکه باقیمانده غذاهای جشن یا ولیمه را به‌خانه بیاورد، به‌نظر عجیب و باورنکردنی می‌رسد. صاحب آگهی اما آن‌طور که می‌گوید غذای چند روز را به‌خانه می‌برد و گرسنگی به‌نظرش این حرف‌ها سرش نمی‌شود: «کار نیست اما شکم باید سیر شود. این‌طوری خیلی هم استقبال می‌کنند اتفاقاً. از خدایشان است پول ندهند. غذاهای اضافه را بالاخره حساب کرده‌اند. دیگر پولش به جیبشان برنمی‌گردد.»
حرف‌هایش مثل دستی قدرتمند گلوی آدم را سفت می‌گیرد. می‌مانم چه بگویم. جمله‌اش در ذهنم می‌چرخد: «کار نیست اما شکم باید سیر شود.»
با خودم می‌گویم شاید حالا یک مورد اینجوری باشد، آن هم آن سر کشور؛ زابل. بالاخره منطقه محروم است. آگهی‌های مشابه اما این فرضیه را باطل می‌کند. نه زابل و نه زاهدان، همین تهران، بغل گوش خودمان. کسانی هستند که در سایت پربازدید آگهی رایگان می‌دهند تا کار رایگان کنند.
«می‌خواهی راستش را بدانی؟ سوء سابقه دارم. اعتیاد داشتم. کار بهم نمی‌دهند. اینجوری می‌روم سرکار. حالا می‌گویم رایگان اما یک چیزی بالاخره بهم می‌دهند، یک چیزی به اضافه لوازم اضافه. خودم یعنی می‌گویم که اگر لباس یا وسیله اضافه دارند، بهم بدهند. همان‌ها را می‌فروشم. نظافتچی هستم. کار دیگری هم بلد نیستم.» این را یکی دیگر از آگهی‌دهندگان می‌‌گوید، مرد میانسال. این را از صدایش می‌شود فهمید.
آگهی دهنده دیگر زن است. توی آگهی هم این را درج کرده و همین‌طور این نکته را که در ازای جای خواب، حاضر است رایگان کار کند. شاید یک جورهایی مثل سرایداری به‌نظر برسد. البته متفاوت از آن است چراکه سرایدار در ازای نگهداری از خانه و رتق و فتق امور، حقوق دریافت می‌کند اما این زن حاضر است بدون حقوق جایی کار کند که فقط جای خواب داشته باشد. جای خواب هم شامل سوئیت سرایدار یا اتاقی جداگانه نیست؛ یک دست رختخواب است گوشه‌ای از خانه و لابد زن باید خیلی هم خوشحال باشد که از سرگردانی نجات پیدا کرده، هرچند موقت. چراکه تجربه این کار را دارد و قبلاً به همین شکل در چند خانه کار کرده و بعد از مدتی بیرون آمده.
مشابه این آگهی باز هم هست. کسانی که در ازای اسکان و غذای مجانی برای شما کار می‌کنند. برعکسش هم دیده می‌شود. کسانی آگهی داده‌اند دنبال خانمی می‌گردند که کمکش کنند و محل اسکانش را تأمین کنند و در ظاهر امر به نظر می‌رسد کاری خیرخواهانه است اما در تماس با آگهی دهنده مشخص می‌شود که در ازای تأمین مسکن خانم، از او انتظار دارند امور نظافتی منزل و آشپزی را انجام دهد و همان‌طور که از جوانب امر معلوم است، حقوقی بابت کار پرداخت نمی‌کنند و همان جای‌خواب و غذا حکم حقوق را خواهد داشت.
یک پرس غذا قیمتش چقدر است؟ سؤال بهتر این است که یک پرس غذای خانگی چقدر تمام می‌شود؟ بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر به‌طور معمول در هر هفته دو سه روز غذای گوشتی در برنامه غذایی باشد، چیزی حدود 7، 8 هزار تومان برای هر وعده تمام می‌شود. البته با کمتر از این هم می‌شود سر کرد اما ما حد وسط پایین را درنظر می‌گیریم. با احتساب صبحانه، هر فرد چیزی بین 400 تا 500 هزار تومان در ماه هزینه غذا دارد. اگر جای خواب را شامل یک تخت در نظر بگیریم هم همین حدود در ماه پول کرایه‌اش می‌شود. گرفتن حداقل جا برای خوابیدن که می‌تواند در یک پانسیون متوسط رو به پایین یا اتاق اشتراکی در جنوب شهر باشد، همین‌قدر هزینه برمی‌دارد.
اینطوری می‌شود حدود یک میلیون تومان. یعنی یک آدم برای جای خواب و غذا یک میلیون تومان هزینه دارد. حالا این آدم برای اینکه یک میلیون تومان درآمد ندارد تا حداقل هزینه زندگی‌اش را بپردازد، می‌رود خانه یا دفترکار کسی برایش مجانی کار می‌کند تا بی‌جا و گرسنه نماند. حالا اگر این آدم بخواهد کار خدماتی بکند، بین یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 800 هزار تومان در ماه درآمد دارد اگر 30 روز ماه را کامل کار کند.
حساب و کتاب بعضی وقت‌ها دیگر به کار نمی‌آید. کسی که حاضر است رایگان کار کند و غذایی بگیرد و به خانه ببرد یا در ازای کار، جای خوابی داشته باشد، حتماً دستش آنقدر از همه جا کوتاه شده که راه دیگری پیش پایش نیست.
چند وقت پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که جوانی را نشان می‌داد که در ایستگاه متروی امام حسین تهران ایستاده بود و با قیافه زار از مردم می‌خواست به او کار نظافت راه پله منزلشان را بسپارند و در عوض غذایش بدهند. به چهره‌اش نمی‌خورد معتاد باشد اما مشخص بود گرسنه است. شکم گرسنه صبر نمی‌کند تا سر فرصت کار پیدا کنی و غذا بخری.
آگهی‌های کار رایگان اول آدم را متعجب می‌کند. فکر می‌کنی چیزی شبیه همان خدمات مدل رایگان برای آرایشگاه است که همیشه مرسوم بوده برای اینکه کارآموز آرایشگری دستش راه بیفتد و به کار وارد شود و حالا اگر کمی خرابکاری هم کرد، مدل رایگان دیگر حتماً صابونش را به تنش مالیده و خب وقتی دنبال خدمات رایگان هستی، اینها را هم باید قبول کنی. اما در مورد نظافتچی رایگان، پرستار رایگان یا راننده رایگان، چنین چیزی صدق نمی‌کند. جنس این خدمات چیز دیگری است. در این بین ممکن است کسانی فکر سوء‌استفاده هم باشند که البته همیشه و در هر موردی پایشان به امور مختلف باز می‌شود و باید شش دانگ حواس را جمع کرد که در دامشان نیفتاد. مثلاً از کجا معلوم کسی که آگهی کار رایگان می‌دهد، فکر سرقت از منزل را در سر نداشته باشد یا آنکه می‌خواهد راننده رایگان شود، دنبال هدف دیگری نیست؟! از آن طرف هم هست. کسی که ادعا می‌کند به یک خانم تنها جای خواب و غذا می‌دهد، آیا هدفش واقعاً دریافت خدمات نظافتی است؟! نمی‌دانم چرا دلم می‌خواهد فکر کنم تمام این آگهی‌ها دروغ و فریبکاری است. دوست دارم باور نکنم شرایط برای بعضی‌ها طوری شده که حاضرند رایگان برای کسی کار کنند تا غذاهای باقیمانده مراسمش را به خانه ببرند. این آگهی‌ها تن آدم را می‌لرزانند.

No responses yet

Apr 09 2018

راغفر: ۳۳ درصد جمعیت کشور در «فقرمطلق» هستند/ ۴میلیون تومان؛ «خط فقر» شهری‌ها در سال ۹۶

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,فقر

انتخاب: یک پژوهشگر و استاد دانشگاه خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرد و گفت: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سالهای اخیر، ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند.

یک پژوهشگر و استاد دانشگاه خط فقر مطلق برای یک خانواده چهار نفره شهری در سال ۹۶ را حدود چهار میلیون تومان اعلام کرد و گفت: بر اساس محاسبات صورت گرفته در سالهای اخیر، ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» هستند.

حسین راغفر در گفت‌وگو با ایسنا، افزود: مطالعات نشان می‌دهد خط فقر مطلق برای مناطق محروم ۵٠ درصد مناطق شهری و حدود دو میلیون تومان است.

وی با بیان اینکه منظور دولت از فقر مطلق برای یک خانواده پنج نفره ٧٠٠ هزار تومان است، افزود: این مبلغ برای یک خانواده پنج نفره حتی تامین کننده غذایشان نیست. درحال حاضر حتی اندازه خانواده در ایران تغییر کرده و کوچک تر شده است و به میانگین چهار نفر رسیده است. خط فقر همچنین بین نقاط مختلف کشور و حتی روستاهای مختلف، متفاوت است.

این استاد دانشگاه با تعریف سبد معیشتی خانوارها، افزود: آنچه ما به عنوان فقر مطلق تعریف می‌کنیم سبد مشخصی است که باید حداقل کالاهای اساسی را در بر داشته باشند به نحوی که اگر فردی به آنها دسترسی نداشته باشد، سلامت فیزیکی، جسمانی و روحی‌اش به خطر بیفتد، این کالاها در همه جای دنیا پذیرفته شده و شامل غذا، مسکن، خدمات سلامت، حمل نقل و… هستند.

وی با اشاره به اینکه در اندازه گیری فقر معمولا به مخارج کل خانوار توجه می‌شود، درآمد اعلامی برای تعیین فقر مطلق را دقیق نداست و اظهار کرد: معمولا در این روش به نحوه توزیع درآمد کمتر توجه می شود. اما نکته اینجاست که برخی این موارد را فقط با نگاه به مخارج کل خانوار در نظر می‌گیرند و متوجه نمی شوند که افزایش هزینه خانوار چه آسیب هایی به آنها زده است.

این پژوهشگر و اقتصاد دان در ادامه تصریح کرد: در این حالت شاید مخارج خانوار افزایش پیدا کرده باشد اما آنها فقیرتر شده باشد. اگر فقط هزینه های درمانی یک نفر بالا برود و آن را به کل مخارجش تقسیم کنیم شاید مخارجش بالاتر رفته باشد اما ممکن است این فرد، این مبلغ را با فروش فرش زیرپایش تامین کرده و دچار هزینه‌های کمرشکن درمان شده باشد.
سقوط ۷ درصد خانوارهای ایرانی به زیرخط فقر در سال ۹۱ بخاطر هزینه‌های درمان

راغفر در ادامه اظهار کرد: در سال ۹۱ وقتی هزینه‌های درمان خانوارها را محاسبه کردیم، دیدیم با محاسبه مخارج درمانی پرهزینه، ۷ درصد به خانوارهای فقیر اضافه شده است و آنها به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند. این افراد چون مخارج بالایی داشتند، فقیر نبودند اما با مخارج درمانی آنها ۷ درصد به فقرا افزوده شده بود.

این استاد دانشگاه نقش بیمه سلامت در کاهش فقر اقتصادی را موثر دانست و گفت: این طرح متعلق به سالهای اخیر است و در عین حال همه چیز مانند خدمات دارویی را هنوز پوشش نمی‌دهد اما تاثیر گذار بوده است. اما باید پرسید چه کسانی در این طرح برنده شدند؟ همزمان با اجرای این طرح ۲۰ درصد جمعیت با درآمد پایین و ۲۰ درصد افراد با درآمد بالای جمعیت وضعشان بهتر شده است و در عین حال دو گروه وسط وضعشان بدتر شده، چرا که هیچ ضابطه‌ای برای شناسایی کسانیکه قرار است از این خدمات استفاده کنند وجود ندارد و برای مردم تقاضای القایی به وجود آمده است.

راغفر با بیان اینکه فقر آموزشی نشان می دهد که نابرابری آموزشی افزایش یافته است، ادامه داد: مطالعات ما نشان می‌دهد که درآمد ۶ درصد از جمعیت کشور هزینه غذایشان را تامین نمی‌کند. اسم این مرحله خط گرسنگی است و به آن معناست که درآمد یک خانوار حتی نمی تواند هزینه حتی غذایش را تامین کند. ما می‌دانیم که خانوارها فقط با هزینه غذا خوردن رو به رو نیستند؛ بلکه هزینه های دیگر هم مانند هزینه حمل و نقل، پوشاک، مسکن و … را هم دارند.

این اقتصاددان در ادامه اظهار کرد: خانواری که کل مخارجش کمتر از سبد حداقل غذا است حتما با گرسنگی و با مشکلات آموزشی و دسترسی به خدمات سلامت روبه‌رو است. هرچند نهادهای دولتی این رقم را دو یا ۳ درصد (جامعه) اعلام می کنند اما تا جاییکه من به یاد می آورم وزارت بهداشت این رقم را ۱۰ درصد اعلام می‌کرد؛ این میزان به جز گروهی است که با مشکل سوء تغذیه رو به رو هستند.
فقر مطلق در ۳۳ درصد جمعیت کشور

وی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از مشکل سوء تغذیه به خاطر فقر نیست بلکه به خاطر تغذیه نامناسب ایجاد می شود، تصریح کرد: برای مثال این افراد به جای مصرف مواد ریزمغذی کافی، تنقلات مصرف می کنند. روش های مختلفی برای محاسبه فقر وجود دارد زیرا در محاسبه فقر برخی شاخص ها می‌تواند روی تعداد کسانیکه زیر خط فقر هستند تاثیر گذار باشد اما پایین ترین چیزی که در سالهای اخیر محاسبه کرده ایم ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار فقر مطلق هستند و ۶ درصد نیز دچار گرسنگی هستند که این تعداد نزدیک به ۵ میلیون نفر است.

راغفر با اشاره به اینکه تعیین شاخص میزان سبد غذایی برعهده انستیتو تغذیه است، توضیح داد: برای مثال هر فرد باید ۲۰۸۰ کیلو کالری در روز دریافت کند، اما این میزان فقط با خوردن نان تامین نمی شود بلکه ریز مغذی هایی هم دارد. این مبنایی است که ببینیم چه درصدی از کل مخارج خانوارها غذا بوده است؟. برای مثال اگر یک سوم آن غذا بوده، دو سوم دیگر آن سایر مخارج خانوار است. پس اگر سبد پایه غذا را تعیین کنیم از روی آن می توانیم حداقل درآمدها را برای سایر مخارج نیز تعیین کنیم.

این پژوهشگر با بیان اینکه اگر بگوییم ۳میلیون و ۲۰۰ هزار تومان خط فقر است، اطلاعاتی ناقص را ارائه کرده ایم، گفت: باید بگوییم این مبلغ برای کجا و برای چه نوع خانواری است؟. چراکه خانوارهای روستایی با خانوارهای شهری و خانوارهای شهرهای کوچک با خانوارهای شهرهای بزرگ در هزینه ها و ترکیب سبد مصرفیشان متفاوت هستند. بنابراین تورمی که حاصل می‌شود به گروه های مختلف خانوارها و به میزان متفاوتی آسیب می‌زند؛ اتفاقا گروه های پایین درآمدی نرخ تورم بالاتری از گروه های میانگین جامعه دارند.

راغفر در ادامه اظهار کرد: اگر بخواهیم درست برنامه ریزی کنیم باید بدانیم هرموقع تورم ایجاد می شود فاصله طبقاتی گروه‌های پایین و بالا بیشتر می شود، چراکه آنها قادر نیستند درآمدشان را به همان نسبت بهبود بدهند به همین دلیل همواره فاصله شان بیشتر شده و دچار مشکلات عدیده‌ای می شوند.
یارانه کمکی به کاهش فقر نکرد، تورم را افزایش داد

این استاد دانشگاه و پژوهشگر با اشاره به نقش یارانه‌ها در کاهش میزان فقر نیز توضیح داد: وقتی در دی ماه ۸۹ پرداخت یارانه شروع شد، به جز یکسال اخیر، سالیانه ۴۲هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان یارانه در کشور به همه مردم پرداخت شده است. به چند دلیل پرداخت یارانه به کاهش فقر کمک نکرده است: اول آنکه این حجم بزرگ نقدینگی که وارد کشور می شود خودش تورم زاست و در تورم گروه‌های پایین بیشتر آسیب می‌بینند؛ دوم آنکه شیوه درست برخورد و کاهش فقر، اشتغال زایی برای خانوارهاست.
به گفته راغفر افزایش تورم باعث می شود که بهانه‌ای برای گروه های قدرت و ثروت در جامعه فراهم شود تا نرخ ارز را در کشور افرایش دهند، همین امر سبب می‌شود که تولید در کشور آسیب ببیند چرا که تولید کننده بخش قابل توجهی از نهاده هاست که قادر نیستند با رقبای خارجی مثل ترک و چین رقابت کنند به همین دلیل در دولت های نهم و دهم ۱۴ هزار واحد تولیدی از صحنه فعالیت اقتصادی خارج شدند.
این اقتصاد دان با بیان اینکه بین سالهای ۸۵ تا ۹۰ ، ۴۱۵ هزار شغل در صنعت از بین رفت و بعد خود به خود با از بین رفتن شغل بیکاری تشدید شد، گفت: از طرف دیگر ما ورود جمعیت جوان به بازار کار را داریم که فشار بر بازار کار بیشتر شده و با افزایش بیکاری انواع و اقسام مشکلات مثل فقر ایجاد می شود؛ پیامدهای اجتماعی هم به وجود می آید که امروز با آنها مواجهیم.

راغفر با بیان اینکه در سال ۸۹ به یک خانوار ۵ نفره ۲۲۵ هزار تومان یارانه می دادیم که برحسب قیمت های ثابت و محاسبه تورم در دی ماه ۱۳۸۶ این ۲۲۵ هزار تومان، ۸۱۲ هزار تومان شده است، گفت: یعنی ۸۱۲ هزار تومان امسال معادل ۲۲۵ هزار تومان سال ۱۳۸۹ است؛ پس می بینید چرا خانوارهای فقیر، فقیرتر شده اند چرا که ظرفیت‌های جدیدی برای کسب درآمد نداشته‌اند این درحالیست که خیلی از خانوارهای محروم جامعه عمدتا با همان یارانه زندگی می‌کنند.

No responses yet

Mar 09 2018

مدیر امور برق ناحیه 2 مشهد در آتش خشم یک مشترک جان داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,فقر

ایسنا: مدیر امور برق ناحیه دو مشهد که چندی پیش در جریان حمله یک مشترک بدهکار دچار سوختگی شده بود؛ عصر امروز بر اثر شدت سوختگی جان داد.

مدیر روابط عمومی توزیع برق مشهد در گفت‌وگو با ایسنا- منطقه خراسان، اظهار کرد: متاسفانه جعفر حق‌گو رستمی مدیر برق ناحیه دوی مشهد که در پی حادثه چندی پیش امور برق ناحیه دو توسط مشترک بدهکار دچار سوختگی شده بود عصر امروز در بیمارستان امام رضا(ع) درگذشت.

علیرضا کاشی ادامه داد: سوختگی ایشان بسیار عمیق بود و از همان ابتدا در بخش مراقب‌های ویژه بستری شده بودند که امروز این خبر ناگوار به دست ما رسید.

وی افزود: همچنین مشترک بدهکار تحویل مراجع قانونی داده شده است و تمام مراحل قضایی آن نیز طی شده است.

چندی پیش مشترک بدهکار شرکت توزیع نیروی برق مشهد که به علت بدهی دو میلیون تومانی با قطع اشتراک مواجه شده بود؛ با در دست داشتن گالن بنزین به ساختمان امور برق ناحیه دو واقع در خیابان شیرودی رفته و اقدام به آتش زدن یکی از کارکنان و مدیر آن اداره کرد که متاسفانه مدیر آن اداره بر اثر جراحت سوختگی درگذشت.

کارمندی که در این حادثه آسیب دیده بود نیز پس از طی مراحل درمان از بیمارستان مرخص شده بود.

No responses yet

Mar 06 2018

افزایش ۵۰ درصدی مراجعه به کمیته امداد / پاسخ به شایعه هزینه صدقات مردم در لبنان و یمن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) از افزایش ۵۰ درصدی مراجعه به کمیته امداد در سال جاری خبر داد و گفت: ما موظف هستیم وضعیت افراد مراجعه‌کننده را تدقیق کنیم تا جامعه هدف بی‌علت توسعه پیدا نکند چراکه این مساله نه وجهه خوبی برای نظام دارد و نه ما از پس آن برمی‌آییم.

به گزارش ایسنا، پرویز فتاح که در گفت‌وگوی ویژه خبری صحبت می‌کرد، با اشاره به افزایش ۳۰ درصدی میزان انفاق مردم در ۱۱ ماه گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل افزود: کمیته امداد در سال جاری نزدیک به ۳۲۰ میلیارد تومان صدقه جمع‌آوری کرده است.

وی با بیان اینکه در حال حاضر 170 هزار یتیم تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند، اظهار کرد: برخی از این افراد نزدیک به پنج حامی دارند که ماهانه ۱۴۰ هزار تومان به حساب آنها واریز می‌شود.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) در پاسخ به سوالی مبنی بر وجود این ابهام که آیا صدقات مردم در لبنان و یمن هزینه می‌شود؟ تصریح کرد: تمام مبالغ جمع‌آوری شده از محل صدقات مردم به دقت توزیع شده و حتی یک ریال از آن در محلی غیر از آنچه شرع اجازه داده است، هزینه نمی‌شود. اگرچه برخی می‌گویند بخشی از این صدقات به خارج از کشور می‌رود اما ما مسئول هستیم و صددرصد صدقات در همان استانی که مردم آنها را در اختیار کمیته امداد قرار داده است و در همان محلی که آنها تعیین کرده‌اند هزینه می‌شود.

فتاح با بیان اینکه در حال حاضر جامعه هدف کمیته امداد گسترده است، ادامه داد: قصد داریم ابعاد جامعه هدف را کم کنیم تا به افراد باقی‌مانده سهم بیشتری برسد. در حال حاضر خیرانی هستند که تا یک میلیون تومان ماهیانه به یک یتیم کمک می‌کنند. اصلی‌ترین ماموریت کمیته امداد این است که جامعه هدف آن روی پای خود بایستد.

وی با بیان اینکه تنها ۲۲ روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته امداد تاسیس شده است، اضافه کرد: این مساله نشان می‌دهد که رسیدگی به حال محرومان و فقرزدایی تا چه حد برای امام خمینی (ره) اهمیت داشته است. عدالت اجتماعی جزو اصول اولیه امام بوده و ایشان همواره می‌فرمودند که یک موی کوخ‌نشینان را به کاخ‌نشینان نمی‌دهم.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با بیان اینکه براساس اعلام وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی حداقل دستمزد ۹۳۰ هزار تومان است و افرادی که کمتر از این رقم درآمد دارند، زیر خط فقر هستند، افزود: در حال حاضر حدود سه میلیون نفر تحت پوشش کمیته امداد هستند و دو میلیون نفر به شکل موردی خدمات دریافت می‌کنند. کمیته امداد تلاش می‌کند تا درآمد این افراد را به حداقل سطح دستمزد برساند.

فتاح در پاسخ به این سوال که آیا فقر در جامعه رشد بیشتری پیدا کرده یا با کمک فضای مجازی نمود بیشتری یافته است؟ گفت: این مساله به تعریف ما از فقر برمی‌گردد. ابتدای انقلاب تعریف فقر به مساله معیشت مربوط بود این در حالی است که در حال حاضر کمیته امداد بیش از ۱۸ خدمت متفاوت را به جامعه هدف خود ارائه می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت مسئولیت اجتماعی کمیته امداد بسط یافته است و حوزه‌هایی مانند بهداشت و درمان، بیمه درمانی و تکمیلی، حوادث، بیمه اجتماعی و … را در بر می‌گیرد.

وی با بیان اینکه تعریف خط فقر ابعاد اجتماعی و سیاسی مختلفی دارد، اظهار کرد: کمیته امداد تنها متولی تعیین خط فقر در جامعه نیست و نهادهایی مانند سازمان بهزیستی، تامین اجتماعی و … نیز این مسئولیت را برعهده دارند. رئیس‌جمهور وعده داده است که فقر مطلق را از بین ببرد و تبصره ۱۴ بودجه نیز به این امر اختصاص یافته است.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با بیان اینکه از ابتدای سال ۹۶ مستمری افراد تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی سه برابر شده است، تصریح کرد: این افزایش، طرحی بود که به تصویب مجلس رسید و دولت نیز آن را اجرایی کرد. این طرح نزدیک به چهار هزار میلیارد تومان هزینه در بر داشته است.

فتاح با بیان اینکه تا پیش از امسال درآمد خانواده‌های ۵ نفره در کمیته امداد شامل مستمری و یارانه آنها کمتر از ۴۰۰ هزار تومان در ماه بود، گفت: این مبلغ با افزایش یارانه آنها به نزدیک ۷۰۰ هزار تومان رسید که با احتساب سایر خدمات خانواده‌های تحت پوشش تا ۹۳۰ هزار تومان افزایش می‌یابد.

به گفته وی هزینه ۴ هزار میلیارد تومانی این افزایش برای سال آینده در تبصره ۱۴ به ۷ هزار میلیارد تومان رسیده است که براساس آن برای رفع فقر مطلق با سازمان مدیریت و وزارت رفاه توافق کرده‌ایم.

وی با بیان اینکه سال آینده ۱۰ درصد به یارانه افراد تحت پوشش از محل این ۷ هزار میلیارد تومان افزوده می‌شود، گفت: مابقی این مبلغ به افراد پشت نوبتی اختصاص خواهد یافت. همچنین بالاترین رشد بودجه نیز با ۷۵ درصد افزایش مربوط به ردیف بودجه نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد بوده که نشان می‌دهد دولت و مجلس تا چه حد با یکدیگر هماهنگ عمل می‌کنند.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با بیان اینکه در بهمن‌ماه یک میلیون و ۵۰۹ هزار خانوار نزدیک به ۲۴۷ میلیارد تومان مستمری دریافت کرده‌اند، تصریح کرد: این میزان در هر ماه تغییر می‌کند چراکه عده‌ای به کمیته امداد وارد شده و عده‌ای نیز از آن خارج می‌شوند. این میزان در برخی از ماه‌ها تا ۲۶۰ میلیارد تومان افزایش داشته است.

فتاح با بیان اینکه عیدی کمیته امداد به افراد تحت پوشش خود تا هفته آینده پرداخت می‌شود از افزایش سه برابری عیدی برای زلزله‌زدگان اخیر کشور خبر داد و گفت: امسال بیشترین وام تاریخ کمیته امداد با کمک دولت و مجلس برای ما ثبت شده است به طوری که تا به امروز ۱۶۰۰ میلیارد تومان از این مبلغ را دریافت کرده‌ایم و این میزان تا آخر سال به ۱۷۵۰ میلیارد تومان خواهد رسید.

وی با بیان اینکه ۵۰۰ میلیارد تومان از منابع کمیته امداد به متقاضیان وام پرداخت می‌شود، ادامه داد: این وام از ۵ میلیون تا ۲۰ میلیون تومان متغیر است و امسال به ۱۴۰ هزار نفر وام برای اجرای طرح‌های خوداشتغالی پرداخت شده است.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه طی یک سال و نیم نزدیک به ۱۵ درصد از افراد تحت پوشش کمیته امداد از این نهاد خارج شده‌اند، اظهار کرد: هدف ما این است که این افراد دیگر نیازی به حمایت نداشته باشند. به همین علت ما ابتدا مشکل و علت مراجعه این افراد به کمیته امداد را بررسی می‌کنیم. با این وجود برخی از افراد مبتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج و … از این سیستم خارج هستند و کمیته امداد تا پایان عمر در خدمت این عزیزان خواهد بود.

فتاح در ادامه با بیان اینکه طرح‌های معافیت سربازی برای مددجویان تا ۳۰ میلیون تومان و کمک‌هزینه مسکن نیز تا ۵۰ میلیون تومان هزینه در بر دارد، تصریح کرد: افرادی که از پوشش کمیته امداد خارج می‌شوند، در وهله اول مستمری‌شان قطع می‌شود و این به معنای قطع شدن خدمات دریافتی آنها نیست.

وی با بیان اینکه بخشی از این خدمات از محل کمک‌های مردم هزینه می‌شود، گفت: این‌گونه خدمات از محل بودجه دولت نیستند.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با اشاره به طرح اکرام و ایتام محسنین اظهار کرد: در این طرح نزدیک به ۹۰۰ هزار حامی وجود دارد. همچنین در حال حاضر نزدیک به ۱۷۰ هزار یتیم در کشور داریم که برای هر کدام از آنها پنج حامی وجود دارد و کمک به آنها تا سن ۱۸ سالگی ادامه دارد.

فتاح با بیان اینکه در ردیف اصلی بودجه کمیته امداد امام خمینی (ره) ۴۲۰۰ میلیارد تومان برای پرداخت مستمری و ارائه خدمات پیش‌بینی شده است، گفت: پیش‌بینی می‌کنیم تا پایان سال بیش از ۹۰ درصد از این بودجه از سازمان مدیریت پرداخت شود. با این وجود آقای نوبخت قول دادند تا همچون سال‌های گذشته تا پیش از پایان سال ۱۰۰ درصد این بودجه پرداخت شود.

وی در ادامه با بیان اینکه یکی از خدمات فنی کمیته امداد مربوط به بحث تامین اجتماعی است، تصریح کرد: در همین راستا کمیته امداد حق بیمه افراد تحت پوشش را پرداخت می‌کند و به همین ترتیب اگر فردی بالای ۶۰ سال سن و حداقل ۱۰ سال سابقه بیمه داشته باشد از پوشش کمیته امداد خارج شده و مانند یک بازنشسته تامین اجتماعی از یک‌سوم حداقل حقوق بهره‌مند می‌شوند.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با بیان اینکه انفاق به مردم به نیات آنها بستگی دارد، تصریح کرد: انفاق ممکن است در قالب جهیزیه، تامین مسکن، معیشت و … باشد یا اینکه مردم پولشان را به صندوق صدقات بیندازند. با این وجود امسال یک ردیف به محل مصرف صدقات مردم افزوده شده است تا بتوانیم از این طریق با استفاده از صدقات وام قرض‌الحسنه پرداخت کنیم.

فتاح در پاسخ به سوالی درباره آسیب به صندوق‌های صدقات و دزدی از آنها نیز توضیح داد: عمده آسیب‌های واردشده به صندوق‌های صدقات مربوط به استان تهران است و در ۹۵ درصد از شهرستان‌ها آسیبی به صندوق‌های صدقات وارد نمی‌شود. در تهران نیز این اتفاق بیشتر از سوی معتادان به وقوع می‌پیوندد با این وجود بیشترین درآمدهای ما از محل صندوق‌های صدقات خانگی است.

وی در ادامه با بیان اینکه در سال جاری ۱۴ درصد صدقه، ۲۶ درصد از محل طرح اکران و ۵۰ درصد در حوزه زکات با افزایش روبه‌رو بوده‌ایم، اظهار کرد: با همکاری دولت و مجلس در بودجه ۹۷، ۵۰ هزار واحد مسکن مهر بدون متقاضی در اختیار کمیته امداد قرار خواهد گرفت.

رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه معوقات بانکی مددجویان کمیته امداد زیر دو درصد است، گفت: سقف وام امسال نیز ۲۰ میلیون تومان است و برای پرداخت این وام به دو ضامن نیاز است.

فتاح با بیان اینکه بیش از ۸۰ درصد از افرادی که وام دریافت کرده‌اند توانسته‌اند به نتیجه مدنظرشان و توانمندی بیشتر برسند، گفت: صددرصد خانه‌های تخریب‌شده افراد تحت پوشش کمیته امداد در مناطق زلزله‌زده ساخته خواهد شد و حتی به این مددجویان قول داده‌ایم که منزل آنها را تجهیز کنیم. بنابراین این افراد بدون پرداخت هیچ‌گونه مبلغی به خانه‌هایشان خواهند رسید.

No responses yet

Jan 21 2018

انتقاد از بازداشت کودکان آب‌نبات فروش در بروجرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: انتشار تصاویر چند کودک کار در کانال روابط عمومی شهرداری بروجرد که به اتهام آب‌نبات فروشی دستگیر شده بودند، انتقادها واکنش‌های زیادی به همراه داشته است.

رضا بهنودفر، نایب رییس شورای شهر بروجرد، در پی واکنش ها به این اقدام با انتقاد از شهرداری این شهر به خبرگزاری تسنیم گفت: “مسئول سایت و روابط عمومی شهرداری بروجرد برای ارائه توضیحات فراخوانده شده اما به دلیل اینکه توضیحات ارائه داده‌شده برای اعضای شورا قانع‌کننده نبود با خاطیان این قضیه به‌صورت قانونی برخورد می‌شود.”

همزمان مهناز افشار، بازیگر سینما، که به عنوان سخنگوی پویش (کمپین) “بدسرپرست تنهاتر است” فعالیت می‌کند، در نامه‌ای سرگشاده به معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، از برخورد با این کودکان انتقاد کرده است.

در بخشی از نامه خانم افشار آمده است: “شهرداری بروجرد در یک رفتار غیرانسانی، کودکان قربانی فقر و خشونت و آسیب‌دیده از کار در خیابان را دستگیر کرده و از آن‌ها که به ردیف با سرهای پایین ایستاده‌اند، همچون مجرمان سابقه‌دار عکس گرفته و با افتخار در کانال رسمی‌اش منتشر کرده است، انگار نه انگار که فرد فرد ما به عنوان شهروندان جامعه به خاطر به وجود آمدن فاجعه کودکان کار و آسیب دیده مقصر و گناهکاریم. فاجعه‌تر آنکه بلافاصله بعد از انتشار این عکس و تقبیح آن از سوی رسانه‌ها نایب‌رئیس شورای شهر بروجرد، لابد برای حفظ آبرو مصاحبه‌ای کرده و گفته که با خاطیان که روابط عمومی شهرداری بروجرد باشد برخورد خواهد شد، البته نه به خاطر دستگیری کودکان، که به دلیل انتشار تصاویر آنان.”

درباره کودکان کار بیشتر بخوانید:

در همین حال جمعیت امام علی نیز در توییتر خود از برخورد صورت گرفته با این کودکان به شدت انتقاد کرد و خواهان عذرخواهی از این کودکان شده است. این تشکل از اصلی‌ترین نهادهای خیریه کمک به کودکان است.

این موضوع در میان دیگر کاربران توییتر نیز واکنش هایی داشته است.

زهرا کشوری خبرنگار در توییتی از کم‌توجهی سازمان‌های غیردولتی به این مساله انتقاد کرده است.

کاربر دیگری نیز در توییت خود این اقدام شهرداری بروجرد را مورد نقد قرار داد و نوشت: “شاید به جرم آقازاده نبودن ونداشتن ژن خوب ؟! بزرگترهم که بشوند احتمالا در زندان خودکشی می کنند!”

در ادامه همین واکنش‎‌ها کاربر دیگری در توییتر با اشاره به ناآرامی های اخیر در ایران و مشکلات معیشتی در ایران به این موضوع پرداخته و نوشته است: “بازداشت کودکان آبنبات فروش، قطع دست سارق گوسفند، بازداشتهای پیشگیرانه، خودکشی شدن در زندان، جسدهای رها شده، کارگران بدون حق و حقوق …”

طرح جمع‌آوری کودکان کار که امسال در قالب طرح جمع آوری متکدیان مطرح شده با مخالفت نمایندگان مجلس و فعالان حقوق کودک روبرو شد. پس از مدتی از اجرای این طرح اعلام شد این طرح از قالب طرح جمع آوری متکدیان خارج شده و قرار است مورد بررسی قرار بگیرد و به شکل دیگری اجرا شود.

این طرح با کمک شهرداری‌ها، بهزیستی و فرمانداری‌ها اجرا می‌شد.

به گفته فعالان حقوق کودک، برخورد قهری با کودکان کار راهکار کاهش تعداد کودکان کار نیست. این موضوع نیازمند ساماندهی معیشتی این کودکان و خانواده‌های آنها است.

براساس آمار رسمی حدود دو میلیون کودک کار در ایران زندگی می کنند، هر چند فعالان حقوق کودک می‌گویند آمار کودکان کار در ایران تا حدود هفت میلیون نفر هم می‌رسد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .