اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Aug 15 2013

هرانا؛ یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند/ به همراه سند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: زهرا پورساعی فرزند حسن و علی ساعی باشسیز فرزند حسن، در سال نود ویک، در شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی به ریاست آخوند امیری محاکمه و به اتهام زنای محصن و محصنه به مجازات رجم (سنگسار) محکوم شده‌اند.
نقی محمودی، فعال حقوق بشر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: ” طبق اطلاع ماخوذه از اجرای احکام دادگستری تبریز، وکلای متهمین به دادنامه‌ی صادره اعتراض کرده‌اند که رسیدگی به اعتراض‌شان به شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور به ریاست مرتضی فاضل و عزیزالله رزاقی (مستشار) پس از رسیدگی و بررسی اعتراض متهمین و وکلای آن‌ها، اعتراض را وارد ندانسته و مبادرت به صدور حکم کرده است.”

متن حکم دیوان عالی کشور به قرار زیر است: “با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان ومفاد اظهارات مطلعین و فیلم تهیه شده پیرامون رابطه‌ی متهمان و انعکاس واضح ارتکاب عمل زنا با میل و رغبت طرفین و تصریح اعضای دادگاه مبنی بر مشاهده‌ی فیلم و احراز شرایط احصان از سوی کلیه‌ی اعضای دادگاه و عدم ابراز دلیل کافی موجب نقض از سوی محکوم علیه ما و وکلای آنان، دادنامه‌ی شماره‌ی ۰۰۰۰۱۲۹- ۱۹/۴/۹۱ صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی حاوی محکومیت آقای علی ساعی و خانم زهرا پورساعی به رجم بابت ارتکاب زنای محصن و محصنه مطابق مقررات تشخیص و مستندا به بند الف ماده‌ی ۲۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری، تایید می‌گردد.”
این حکمِ قطعی، در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ به متهمین در زندان مرکزی تبریز ابلاغ شده است و لذا بیم آن می‌رود که اجرای احکام دادگستری تبریز به صورت مخفیانه درصدد اجرای این حکم غیرانسانی برآید.



No responses yet

Aug 14 2013

بازداشت دستکم سه نوکیش مسیحی در تبریز

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: منصور برجی، سخنگوی «کليساهای ايرانی همگام»، به راديو فردا می گويد طبق آخرین گزارش های رسیده، دستکم سه نفر از نوکيشان مسيحی در تبریز بازداشت شده اند.

به گفته آقای برجی، «گزارش‌ها همچنين از ضرب و شتم يکی از اين نوکيشان مسيحی در طول دوران بازجويی و بستری شدن او در بيمارستان زندان مرکزی تبريز حکايت دارد.»

در همین حال به گزارش سایت «محبت نيوز» که خبرهای مربوط به مسيحيان ايران را پوشش می دهد، سه تن از نوکيشان مسيحی ساکن تبريز، به نام های فرشيد مدرس اول، محمدرضا پيری و ياشار فرزين نو در تاريخ ۲۰ تيرماه سال جاری توسط ماموران امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.

آقای برجی در این رابطه می گوید «از اتهامات اين افراد که از ۲۰ تيرماه بازداشت شده‌اند اطلاعی در دست نيست. آقای ياشار فرزين پور و همسرش پيشتر نيز توسط ماموران امنيتی برای انکار ايمان مسيحی خود و بازگشت به اسلام تحت فشار و تهديد قرار گرفته اند.»

سخنگوی «کليساهای ايرانی همگام»می افزاید «از اواسط ارديبهشت ماه سال جاری تعداد قابل توجهی از نوکيشان مسيحی در شهرهای مختلف اهواز، تهران، شيراز،‌ رشت، اصفهان و تبريز با دستگيری و صدور احکام سنگين مواجه بوده‌اند.»

وی می گوید «تنها در اين مدت برای ۳۰ نفر از مسيحيان، مجموعا ۵۲ سال احکام زندان صادر شده است. تعداد نوکيشان مسيحی که بازداشت شده‌اند از موارد گزارش شده بيشتر بوده و از سرنوشت عده‌ای از آنها اطلاعی دقيقی در دست نيست.»

هفته گذشته نیز مصطفی بردبار، از نوکيشان مسيحی، توسط قاضی پيرعباس، رئيس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی، به ده سال حبس تعزيری محکوم شد.

در سال‌های اخير تعداد زيادی از افرادی که از اسلام به مسيحيت تغيير دين داده‌اند، دستگير و به حبس های طولانی محکوم شده‌اند.

همچنين در مواردی کليساهای مسيحيان تعطيل شده و از فعاليت‌های دينی آنها جلوگيری به عمل آمده است.

No responses yet

Aug 11 2013

وضعیت نگران‌کننده یک زندانی بهایی در رجایی‌شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: وضعیت جسمی سعید رضایی از مسئولان سابق جامعه بهاییان ایران وخیم گزارش می‌شود. وی که از پنچ سال پیش زندانی است، بلافاصله پس از عمل جراحی قلب در بیمارستان به زندان رجایی‌شهر بازگردانده شده است.

وبسایت “هرانا”، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از وضعیت نامطلوب جسمی یک زندانی بهایی در زندان رجایی‌شهر گزارش داده است.

سعید رضایی یکی از هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران است که ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ همراه با پنج نفر دیگر از اعضای این جامعه در یورش ماموران امنیتی به خانه‌هایشان دستگیر شد.

به نقل از “کمپین صلح فعالان در تبعید”، سعید رضایی در آغاز ماه مرداد به دلیل بیماری گوارشی به بیمارستان منتقل شده اما معاینات روشن ساخته‌اند که وی علاوه بر مشکلات گوارشی، به گرفتگی شدید عروق نیز مبتلاست و باید عمل شود.

کمپین یاد شده می‌نویسد که سعید رضایی با وجود تاکید پزشکان مبنی بر مراقبت‌های ویژه در محیطی آرام به مدت یک ماه، روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ دوباره به زندان رجایی شهر منتقل شده است.

سعید رضایی در پنج سال زندان خود، هیچگاه به مرخصی نرفته و از مدت‌ها پیش همراه برخی از زندانیان سیاسی مرد، از اوین و دیگر زندان‌های ایران به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شده است.

دادسرای امنیت تهران، در بهمن ماه ۱۳۸۷ برای سعید رضایی و شش عضو دیگر جامعه بهاییان ایران، به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” قرار مجرمیت صادر کرد. این گروه در ۱۳۸۹، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، هر یک به ۲۰ سال زندان محکوم شدند.
هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران، سعید رضایی (نشسته، سمت راست)

مجموعه فعالان حقوق بشر از سپری کردن دوران نقاهت سعید رضایی در زندان ابراز نگرانی کرده‌اند. زندانیان سیاسی در بند ۴ سالن ۱۲ رجایی‌شهر نگاهداری می‌شوند که به گفته آنها، شرایط بهداشتی مناسبی ندارد. این بند با تراکم بالای زندانی، در تابستان تنها با دو کولر آبی خنک می‌شود.

ده‌ها بهایی در زندان‌های ایران

به گزارش واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۲، دستکم ۶۳ بهایی در زندان‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها در بند بوده‌اند. ۱۵ نفر از این عده زنان بهایی هستند که شش نفرشان در بند زنان اوین به سر می‌برند. زندانیان بهایی در شهرهای تهران، کرج، سمنان، مشهد، شیراز، آمل و اردبیل نگاهداری می‌شوند.

بیشترین میزان حبس به مدیران پیشین جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان تعلق گرفته و میانگین احکام صادره علیه سایر زندانیان چهار الی پنج سال است.
DW.DE
مجلس آلمان خواستار آزادی فوری رهبران بهایی شد
آنجا که یک بهایی گوری برای تدفین ندارد
بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ تیغ

جامعه بهاییان ایران، شامل دو زن و پنج مرد، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را برعهده داشت. هفت مسئول دستگیرشده این جامعه اعضای “محفل غیررسمی بهاییان ایران” مشهور به “گروه یاران” بودند.

چند ماه پس از دستگیری این هفت نفر، اتهام تهدیدکننده “مفسد فی‌الارض” به پرونده آنها افزوده شد که خطر مرگ و اعدام برای آنها داشت. این اتهام بعدا از کیفرخواست آنها حذف شد. این هفت تن، فریبا کمال‌آبادی،جمال‌ الدین خانجانی، عفیف نعیمی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی و مهوش ثابت نام دارند.

وکلای پرونده این هفت نفر، شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند بودند که دو تن از آنها (شیرین عبادی و مهناز پراکند) از کشور خارج شده‌اند و عبدالفتاح سلطانی نیز خود به زندان افتاده است.

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد سرکوب و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.
خانه تخریب شده یک بهایی درآباده

دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند و در ادارات و شرکت‌ها نیز به آنها کار نمی‌دهند. بیشتر بهاییان ایران به مشاغل آزاد مشغول‌اند اما به محل کار آنها نیز همانند گورستان‌هایشان، حمله می‌شود.

هجوم و تخریب خانه‌های بهاییان، یکی از نمونه‌های رایج سرکوب و آزار این اقلیت دینی در ایران است. گروه‌های سازمان‌یافته فشار، به گور بهاییان نیز رحم نمی‌کنند و سنگ قبر آنها را می‌شکنند. در پاره‌ای موارد نیز، جنازه یک بهایی به دلیل صادر نکردن جواز دفن، روی دست بازماندگان او مانده است.

No responses yet

Aug 02 2013

انتقاد شدید کمیسیون آزادی مذاهب از فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای علیه بهاییان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: کمیسیون آزادی مذاهب جهان روز پنج‌شنبه، ۱۰ مرداد، فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، علیه بهاییان را به شدت مورد انتقاد قرار داد و از رهبران جهان خواست که در برابر این فتواها از جامعه بهاییان ایران حمایت کنند.

در بیانیه رابرت پی. جورج، رئیس این نهاد آمریکایی که وضعیت آزادی مذاهب در جهان را رصد می‌کند، آمده است که جامعه بهاییان ایران باید در انتظار آزار و اذیت بیشتر حکومت ایران در پی این فتواها باشد.

آیت‌الله خامنه‌ای در فتواهای اخیر خود که خبرگزاری تسنیم آنها را منتشر کرده است، بهاییت را «فرقه ضاله مضله» می‌خواند که اکثریت شیعیان جامعه باید از آنها «پرهیز» کنند.

این فتواها بهاییان را «محکوم به نجاست» می‌خواند و به مردم ایران هشدار می‌دهد که در صورت تماس با آنها باید «طهارت» بگیرند.

اما کمیسیون آزادی مذاهب جهان در برابر این فتواها می‌گوید که بهاییت «آیین جهانی صلح‌طلبانه و مستقلی»‌ست که از آغاز آن در حدود ۱۷۰ سال قبل تاکنون مورد «تهمت‌های روحانیون و حکومت ایران» قرار داشته است.

در بیانیه رئیس این کمیسیون آمده است، فتواهای رهبر جمهوری اسلامی که تنها چند روز قبل از آغاز به‌کار رئیس جمهور جدید ایران منتشر شده است به جامعه جهانی یادآوری می‌کند که دستور کار حکومت ایران از چه قرار است و چه کسی در این کشور حرف آخر را می‌زند.

رابرت پی. جورج در نهایت از رهبران جهان و تمام زنان و مردان خیراندیش جهان خواسته است که در حمایت از جامعه بهاییان ایران موضع‌گیری کنند.

از جامعه بهاییان ایران هم‌اکنون ده‌ها نفر در زندان‌ به‌سرمی‌برند. کمیسیون آزادی مذاهب می‌گوید که مقامات ایران از سال ۲۰۰۵ تاکنون بیش از ۶۵۰ بهایی را به‌صورت دلخواهانه بازداشت کرده‌اند و از اواسط بهمن سال گذشته نیز دست‌کم ۱۱۰ نفر از آنان در زندان بوده‌اند.

گزارش این کمیسیون همچنین می‌گوید که جامعه بهاییان ایران در سال‌های اخیر به شکل فزاینده‌ای در معرض تهدید و اذیت قرار گرفته‌ تا جایی که خانه‌ها و اموال شخصی بسیاری از آنها مورد حملات خشونت‌آمیز واقع شده‌ است. در عین حال که شمار بازداشت آنان نیز به نسبت سال ۲۰۱۱ حدود دو برابر شده است.

وضعیت بهاییان در ایران موجب اعتراض سازمان ملل متحد هم شده است. کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این نهاد بین‌المللی به تازگی آن‌چه را که «تبعیض فراگیر علیه بهاییان» در ایران خوانده محکوم کرده و از حکومت ایران خواسته است که حقوق پیروان این آیین را محترم بشمارد.

No responses yet

Aug 01 2013

روایت یک نوجوان افغان از هشت ماه تجاوز گروهی طالبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوزمانه: «وقتی شانزده سال داشتم به خاطر این که یک هزاره بودم ۴٢نفر از اعضای طالبان در مرز پاکستان هشت ماه به من و بیست جوان دیگر تجاوز کردند. آن‌ها پیش رویم سر پدرم را بریدند.»

آنچه خواندید بخشی از روایت محمد، نوجوان هفده‌ساله اهل کابل، پایتخت افغانستان است که پس از گریختن از مهلکه تجاوز گروهی و شکنجه‌های زجرآور اعضای طالبان در مرز پاکستان نخست به ایران و از آن جا به ترکیه می‌گریزد.

او اکنون نزدیک به پنج ماه است که در یکی از شهرهای ترکیه با ترس و افسردگی و بحران روانی زندگی می‌کند. تعدادی از ایرانیان ساکن ترکیه به او کمک می‌کنند تا دوران پناهجویی را سپری کند.

تجاوزهای روزانه و پی‌درپی اعضای طالبان به وی از سوی پزشکان سازمان ملل در آنکارا تائید شده است. محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است. او هر هفته ١۵٠ لیر از تمام دستمزد خود را به خواهرش می‌دهد که اکنون در شهر سیواس ترکیه همراه با فرزند و برادرشوهر بیمارش زندگی می‌کنند.

تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

در بهار سال ١٣٩١ خورشیدی، محمد، هنگامی که شانزده سال سن داشت همراه با پدرش در منطقه سالار ولایت وردک، شهری نزدیک کابل توسط نیروهای طالبان بازداشت می‌شوند؛ تنها به این دلیل که پدر راننده یک کامیون آمریکایی‌ بوده است. محمد می‌گوید: «ما در کابل یک خانه اجاره کرده بودیم که اجاره‌اش هر ماه ده هزار افغانی بود. هرماه هم نزدیک به همین مبلغ خرج خورد و خوراک ما بود. من همراه با پدرم که یک راننده تریلی بود کار می‌کردم. او برای آمریکایی‌ها کار می‌کرد.»

هنگامی که نیروهای طالبان به محمد و پدرش یورش بردند اعضای پلیس افغانستان در صدمتری آن‌ها قرار داشتند. با این وجود آن‌ها بدون هیچ واکنشی آن محل را ترک کردند: «هر دو ما را یک جا گرفتند و با ماشین‌های پلیس دولتی به شهری نزدیک مرز پاکستان انتقال دادند. اول، ازبک‌ها را کشتند.»

ما هم می‌خواهیم گردن‌شان را بزنیم

در همان روزها بود که در مقابل دیدگان محمد یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را با کارد از بدنش جدا می‌کند: «خون پدرم را حلال کردند».

در آن لحظه، محمد شانزده ساله، به خاطر شوک ناشی از مشاهده صحنه قتل پدرش بیهوش می‌شود. پس از ساعتی که دوباره به هوش می‌آید یکی از اعضای طالبان، سر پدرش را از ناحیه گردن در دیگ روغن داغ فرو می‌کند تا ریزش خون از گردن او قطع شود. اعضای طالبان در آن لحظه به محمد می‌گویند: «رقص مرده را ببین.»

در سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ میلادی، حزب وحدت اسلامی یکی از حزب‌های سیاسی قوم هزاره در افغانستان نیز همانند شماری دیگر از احزاب جهادی حاکم بر کابل، در جنگ‌های داخلی افغانستان شرکت می‌کند و جنایت‌های زیادی را مرتکب می‌شود. دیدبان حقوق بشر، برخی از عوامل حزب وحدت را در نقض حقوق بشر در افغانستان دخیل می‌داند.

یک روزنامه‌نگار ساکن افغانستان که خود را عبداللطیف معرفی می‌کند در این زمینه می‌گوید: «من از پدربزرگم شنیده‌ام در آن زمان که شهر کابل به دست سه گروه حزب وحدت اسلامی مربوط به هزاره‌ها، حزب اسلامی به رهبری گلبدالدین حکمت یار و حزب جمعیت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی بود، نیروهای یکی از این احزاب ازجمله حزب وحدت به رهبری عبدالعلی مزاری سر تعدادی از مردان را قطع و در روغن فرو ‌می‌کنند. آنها به این شیوه رقص مرده می‌گفتند. همچنین در قسمت دیگری از کابل، مردان مسلح، سینه‌های زنان را قطع می‌کردند و به عنوان تحفه برای گروه مقابل می‌‌فرستادند.»

محمد اکنون تنها با مصرف داروهای آرامبخش است که می‌تواند اندکی خاطرات آن‌همه شکنجه و زجر و تجاوز را از ذهن خود دور کند. با وجود تحمل همه این شرایط سخت و دردناک، این نوجوان زجرکشیده افغانستانی اکنون مجبور به انجام سخت‌ترین کارهای ساختمانی در ترکیه است.

نیروهای طالبان به تلافی کشتارهای سه گروه یاد شده به ویژه حزب وحدت اسلامی، حزب سیاسی هزاره‌ها، به شهادت ناظران بین‌المللی و گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر در هشتم آگوست ۱۹۹۸ وارد شهر مزارشریف شدند که جمعیت بسیاری از مردم هزاره را در خود داشت. یک هفته پس از این تاریخ، نظامیان طالبان دست کم دو هزار تن از مردم مزار شریف را به قتل رساندند که بیشتر آن‌ها غیر نظامی بودند.

محمد در ادامه سخنان خود اضافه می‌کند: «پس از کشتن پدرم آن‌ها خون هشت نفر دیگر را مثل پدرم حلال کردند که همگی از اهالی مزار شریف و بدخشان بودند. آنها می‌گفتند چون مردم هزاره در سر ما میخ هجده اینچ کوبیده‌اند ما هم می‌خواهیم گردنشان را بزنیم.

بعد چهل نفر از ازبک‌ها را کشتند. من و بیست جوان بیست تا ساله بیست و پنج ساله را با چشم‌های بسته در چاهی گود انداختند که بر اثر افتادن در آن چاه، دست راست من شکست. درآنجا، هشت روز به جز آب هیچ چیزی به ما ندادند.»

چه دختر خوبی! عروس داریم…

هزاره‌ها در افغانستان، سومین گروه قومی به شمار می‌روند که بیشتر شیعه دوازده امامی و برخی اسماعیلی هستند؛ اما این‌که هزاره‌ها در چه زمانی به تشیع روی آوردند به درستی مشخص نیست. در این مورد بسیاری معتقدند که هزاره‌ها در زمان صفوی به مذهب شیعه گرایش پیدا کردند. برخی معتقدند در زمان غازان خان مغول به تشیع گرویدند. برخی محققان نیز بر این باورند که این اتفاق در زمان خلافت علی بن ابیطالب، امام اول مسلمانان اهل تشیع رخ داده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار اهل افغانستان با بیان اینکه «طالبان در بیشتر شهرهایی که بودند به هر بهانه‌ای هزاره‌ها را بازداشت می‌کردند و آن‌ها را از بین می‌بردند»، می‌گوید: «طالبان با هزاره‌ها به دلیل این‌که شیعه هستند خصومت دارند، اما با ازبک‌ها از زمانی مشکل پیدا کردند که “دوستم” بیش از سه هزار طالب را در دشت لیلی در طی بیست چهار ساعت کشت. “جنرال عبدالرشید دوستم” رهبر جنبش ملی اسلامی در شمال افغانستان است و در حال حاضر رئیس ارکان کاخ ریاست جمهوری کرزای است و بیشتر در شمال افغانستان به سر می‌برد. اکنون یک پست تشریفاتی به او داده‌اند. او از کسانی که است که بیشترین تعداد طالبان را کشته است.»

عبدالرشید دوستم در فروپاشی رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ با نیروهای آمریکایی همکاری کرد. نیروهای تحت فرمان ژنرال دوستم، همراه با سایر شبه نظامیان مربوط به گروه‌های جهادی، نقش مهمی را در پیروزی حملات آمریکا با هدف سرنگونی رژیم طالبان در افغانستان بازی کردند.

به گفته محمد، پس از گذشت هشت روز آن‌ها را به اعضای طالبان پاکستان تحویل دادند. او به یاد می‌آورد که یکی از اعضای طالبان پاکستانی او را به همه نشان می‌دهد و می‌گوید: «چه دختر خوبی آورده‌اید. عروس داریم.»

نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

شکنجه های جسمی و روحی محمد شانزده ساله از همان روزهای نخست زندانی شدن‌اش آغاز می‌شود: «اول ناخن‌های مرا کشیدند، بعد با یک میله آهنی بر بدنم می‌زدند و به من و پدرم می‌گفتند: شما مسلمان نیستید، کافرید.»

هشت ماه تجاوز و شکنجه گروهی

در ماه سوم اسارت، نیروهای طالبان، محمد و دیگر جوانان زندانی را به یک کانتینر جاسازی شده در زیر زمین منتقل می‌کنند و روی آن را با خاک می پوشانند. او می‌گوید: «در آنجا ناخن‌های من و دیگر جوانان زندانی را کشیدند، پوست کمرهایمان را هم بریدند. مدام روی آن‌ها نمک می‌پاشیدند. پوست شانه‌های مرا می‌کندند و روی آن نمک می‌زدند. در شکنجه‌ها مرا وادار می‌کردند که از آمریکا بد بگویم و از مذهبم روی برگردانم. من به آن‌ها التماس می‌کردم که به من تجاوز نکنید. حتی می‌گفتم آماده هستم که مرا بکشید، ولی دست از مذهبم نمی‌کشم.»

در داخل آن کانتینر، تعداد ۴٢ تن از اعضای طالبان به مدت هشت ماه، هر روز به محمد و نزدیک به بیست جوان دیگر با خشونت و شدیدترین وضع، تجاوز می‌کنند. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا اینکه نیروهای آمریکایی به منطقه اقامت آنها حمله می‌کنند. در این شرایط، محمد و دیگر جوانان زندانی در آن کانتینر، از فرصت بمباران هوایی آمریکایی استفاده و از منطقه فرار می‌کنند.

محمد در مورد چگونگی فرار خود می‌گوید: «نیروهای آمریکایی مرا به افغانستان و از آنجا مستقیم به شفاخانه بکران کابل منتقل کرد. در آنجا سراغ مادرم را می‌گرفتم، اما بعد متوجه شدم که مادرم از غصه من و پدرم سکته کرده و مرده است.»

در شفاخانه بکران کابل، یک سرباز زن آمریکایی ماجرای مادر محمد را به وی می‌گوید. او وقتی از شرایط روحی و جسمی وخیم محمد آگاه می‌شود بسیار به او مهربانی می‌کند. محمدد می‌گوید: «آن سرباز زن بسیار بر من مهربان بود. وقتی موضوع مادرم را فهمید گریه کرد و مرا بغل کرد و گفت: “لعنت به این زندگی که شما دارید.”»

محمد پس از مرخصی از شفاخانه کابل مدتی در خانه خاله‌اش می‌ماند. او از آن روزها خاطرات خوبی به یاد دارد: «خاله‌ام زن مهربانی بود. او با کمک مردم به من مقداری پول داد تا خود را به ایران برسانم. »

سرانجام، محمد خود را به مرز ایران می‌رساند، اما این نوجوان افغانستانی پس از ورود به ایران نیز با برخورد شدید نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی مواجه می‌شود.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

وی شرایط ورود به ایران را اینگونه توصیف می‌کند:« در مرز بلوچستان، پلیس‌های ایران مرا خیلی لت کردند (کتک زدند). آن‌ها مرا به مرز افغانستان منتقل کردند. در افغانستان مجبور شدم به یک قاچاقچی میلیون تومان بدهم تا من و خواهر، خواهرزاده و برادر شوهرخواهرم را از مرز رازی به مرز وان ببرد. ما این مسیر هجده ساعته را پیاده طی کردیم.»

به گفته محمد، اعضای طالبان، هشت سال پیش، برادر و شوهرخواهرش را با خود برده بودند. از آن‌ها تا امروز هیچ خبری به خانواده محمد نرسیده است.

عبداللطیف، روزنامه‌نگار افغانستانی در ادامه می گوید:« من خودم یادم است سال ۱۳٧٨ در هرات پس از کشته شدن مولوی موسی، خطیب مسجد شیخ فیض که درهرات زندگی می کرد طی یک روز طالبان بیشتر از صد نفر از هزاره‌ها را به اتهام آشوب گرفتند و تاکنون کسی از آنها خبردار نشده است.»

در سال ۲۰۰۷ قبایل کوچی، با حمله به روستاهای هزارگی باعث آوره شدن هزاران تن از هزاره و کشته شدن ده‌ها تن شدند. سازمان‌های غیر دولتی با انتشار گزارشی بر بدتر شدن وضعیت حقوق شهروندی‌ها هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آن‌ها هشدار داده‌اند.

دخترکان دوشیزه، عروس ملاهای پیر و پولدار

در زمان حاکمیت گروه طالبان، دختران اجازه نداشتند به مکتب بروند. با این وجود، دسترسی دختران به آموزش در مناطق روستایی به دلیل مشکلات فرهنگی و کمبود امکانات آموزشی، محدود است.

محمد در مورد شرایط تحصیل در بین هزاره‌های افغانستان می‌گوید: «مسلمانان ما خیلی سخت‌گیری می‌کنند. آنها به دختران اجازه می‌دهند تا کلاس اول یا دوم درس بخوانند و بیشتر نمی‌شود. می‌گویند درس خواندن برای دخترها خوب نیست. من که خودم بی‌سوادم. همه پسرها مجبور هستند به جای درس خواندن کار کنند و خرجی خانواده را تامین کنند. پدرم آنقدر درامد نداشت که بتواند خرج درس و مدرسه مرا بدهد.»

او در مورد شرایط ازدواج در بین هزاره‌ها می‌گوید: «در بین هزاره‌ها دخترها و پسرها معمولاً در ۱۳ یا ١۴سالگی عروسی می‌کنند. تنها اگر کسی پولدار باشد حق دارد با یک دوشیزه عروسی کند، اما افراد فقیر، توان ازدواج با یک دختر دوشیزه را ندارند. آن‌ها مجبور هستند با زنان بیوه ازدواج کنند.»

به گفته محمد، ملاهای هزاره و افراد مسن پولدار برای ازدواج با دختران زیر ١۵ سال مبلغی نزدیک به ده لک معادل بیست هزار دلار به خانواده دختر پرداخت می‌کنند.

محمد در مورد ازدواج خواهر با شوهرخواهرش می‌گوید: «پدرم مثل بقیه دخترش را به یک پیرمرد نداد. شوهرخواهر من نه مادر داشت و نه پدر، وضع مالی خوبی هم نداشت. خواهر محمد هنگام ازدواج بیست ساله بود و زندگی خوبی با همسرش تجربه کرده بود.»

محمد در بخشی از روایت خود به ماجرای دختری ۱۳ ساله اشاره می‌کند که از خانه شوهر پیرش فرار کرده و به پدر محمد پناه آورده بود. آن دختر از پدر محمد خواسته بود که به او امان بدهند و برای نجات از مرگ، وی را به خانواده‌اش تحویل ندهند. آن زمان مادر محمد، طلاهای خود را می‌فروشد و به آن دختر می‌دهد. آن دختر نیز پس از مدتی به وسیله یک قاچاقچی به مرز پاکستان فرار می‌کند.

این نوجوان هفده ساله افغانستانی به ازدواج دخترانی اشاره کرد که در ۱۳سالگی شوهر می‌کنند: «خیلی از آنها قبل و بعضی بعد از زایمان می‌میرند. دختر خاله من در ١۵سالگی موقع زایمان مرد.»

سازمان ملل متحد در اکتبر سال ٢٠١٢ خواستار تلاش‌ بیشتر جامعه جهانی در زمینه حفاظت از دختران خردسال در افغانستان شده بود. در هر شش ازدواج، یکی از دختران در زیر سن پانزده سالگی قرار دارد. با وجود پیشرفت‌هایی که در ده سال گذشته در افغانستان صورت گرفته است، بنا براعلام نمایندگی ملل متحد درافغانستان، نرخ مرگ و میر مادران در زمان زایمان در این کشور همچنان بالاست. به طوری که در هر صد هزار زایمان، ۳٢٧ مادر جان خود را از دست می‌دهند.

No responses yet

Jul 31 2013

جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای: از معاشرت با بهاییان «اجتناب» شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: رهبر جمهوری اسلامی در فتاواهایی گفته است: معاشرت با بهاییان جایز نیست، ریش پرفسوری حرام است، رقص حرام است، ذکر ظلم بعضی از مسوولین در صورتی که موجب فتنه شود حرام است و..»

وب‌سایت «تسنیم» [2]، در یادداشتی مجموعه‌ای از جدیدترین فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای را گردآوری کرده که برخی از آنها جالب توجه است.

براساس یکی از این فتواها خامنه ای گفته است: «از هرگونه معاشرت با این فرقه‌ى ضالّه‌ى مضلّه، اجتناب شود.»

گفتنی است این فتوا در حالی است که هفته‌ی گذشته محمد نوری‌زاد با حضور در منزل یکی از بهاییان به پای‌بوسی کودک این خانواده پرداخت [3].

دیگر فتواهای جالب توجه خامنه‌ای بدین شرح است:

* گرفتن یا دادن هدیه به کفّار فى‌نفسه مانعى ندارد.

* گزارش دادن ظلم مسوولین به مراکز و مراجع مسئول براى پیگیرى و تعقیب، بعد از تحقیق و اطمینان نسبت به آن اشکال ندارد ولى بیان آن در برابر مردم وجهى ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامى‏ شود حرام است.

* تقلّب حرام است ولى اگر شخصى که تقلب کرده است تخصص و مهارت لازم را براى کارى که براى آن استخدام شده دارد و مقرّرات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

* واجب است از مشاهده فیلم‌هایى که به مقدسات جمهورى اسلامى اهانت مى‌‌کنند، اجتناب شود.

* استفاده از کلاه‌گیس براى حجاب مجزى نیست.

* ریش پرفسورى: تراشیدن مقدارى از ریش حکم تراشیدن تمام آن را دارد و بنا بر احتیاط حرام است.

* رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است.

* استفاده از ماهواره: «آنتن‌هاى ماهواره‌اى اگرچه حکم آلات مشترک را دارد ولى چون این وسیله براى کسى که آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامه‏‌هاى حرام را کاملاً فراهم مى‏‌کند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى کسى که به خودش مطمئن است که استفاده حرام از آن نمى‌‏کند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانه‏اش مفسده‏‌اى هم مترتّب نمى‏‌شود. لکن اگر در این مورد قانونى وجود داشته باشد باید مراعات گردد.»

* نصب و تعمیر آنتن‌هاى ماهواره‌اى‌: «اگر از آنتن ماهواره‌اى براى امور حرام استفاده شود که غالباً همین‌طور است و یا تعمیر کننده و یا نصب کننده علم داشته باشد به اینکه کسى که قصد تهیه آنتن ماهواره‏اى را دارد، براى امور حرام از آن استفاده مى‌‏کند، خرید و فروش و نصب قطعات و راه‏‌اندازى و تعمیر و فروش قطعات آن جایز نیست.»

* سرویس‌دهى کافى‌‌نت به مشتریان: «اگر کسى‌‌کافى‌‌نت داشته باشد با علم به اینکه مشترى از ابزارى که در اختیار او قرار داده مى‌شود استفاده حرام مى‌کند، جایز نیست آن را در اختیار آنها قرار دهد و کسب درآمد از این طریق نیز اشکال دارد ولى در صورت شک در اینکه مشترى از آن بصورت حرام استفاده مى‌کند، اشکال ندارد.»

No responses yet

Jul 21 2013

پدری دخترش را به خاطر «شماره‌ی ناشناس» موبایل کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: روز دوشنبه کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر، محکوم خواهد شد.» پدر زهرا هم باید دیه را ورثه، از جمله خودش پرداخت کند…

گزارشی از سوی یک هم‌استانی در شهر «نافچ» در استان چهارمحال و بختیاری به دستم رسیده است؛ روایتی از قتل فجیع و دردناک دختر به دست پدر، برخاسته از یک داوری نادرست و شتابزده و به دنبال آن، اقدامی جنون‌آمیز و به دور از فکر و اندیشه؛ من، با توجه به اینکه زادگاهم در استان چهارمحال و بختیاری است، شهر کوچک «نافچ» و وضعیت فرهنگی و مذهبی آن را به‌خوبی می‌شناسم و بارها به آنجا رفته‌ام؛ مردمانی پاک و ساده‌دل، بی‌ریا و…؛ اما به ناگاه، فردی ناآگاه، با نگاهی برخاسته از تعصب کور و ایدئولوژیک و نشأت‌گرفته از باورها و تلقین‌های سراسر نادرست، به نام غیرت، با دختر، خانواده، خود و احساسات پاک شهر خود چنین می‌کند؛ ای کاش جمهوری اسلامی این‌چنین مفاهیم را تهی از محتوا و دارای معنای منفی نمی‌کرد! ای کاش…!

بر اساس این گزارش، روز دوشنبه ۲۴ تیرماه سال ۹۲ شهر کوچک «نافچ» واقع در ۲۰ کیلومتری شهرکرد، مردی ۴۹ ساله، کارگر بسیجی و دارای ۴ فرزند به نام حسینعلی رئیسی، به خاطر آنکه دخترش شماره‌ای ناشناس در گوشی موبایلش داشت، آن‌قدر او را کتک زد تا دختر ۱۸ ساله تسلیم مرگ شد.

به گواهی یکی از همسایگان، ساعت ۲ بعدازظهر حسینعلی وارد خانه می‌شود و می‌بیند دخترش در حیاط خانه مشغول صحبت با مویایل است؛ او اصلاً برای فرزندانش موبایل نمی‌خرید، فقط این گوشی را در خانه گذاشته بود تا همه از آن استفاده کنند. او از دختر می‌پرسد:«با کی صحبت می‌کنی؟! دخترک جواب می‌دهد: فریبا یکی از همکلاسی‌هایم.»

بعد از آن، حسینعلی، گوشی را برداشته و با اندک سواد خود شماره آخر را می‌گیرد؛ پسری پشت خط جواب می‌دهد؛ مرد بدون لحظه‌ای تأمل، گوشی را به دیوار می‌زند و با چوب، به جان زهرا، دختر ۱۸ ساله خود، می‌افتد، به گفته پزشکی قانونی، ۵ ضربه محکم به صورت و سر زهرا وارد شده که باعث خونریزی مغزی و مرگ او بوده است. مادر زهرا و برادران کوچکش وقتی عصبانیت پدر و ضربات چوب را می‌بینند که به سر زهرا می‌خورد، شروع به فریاد و کمک‌خواهی از همسایگان می‌کنند؛ دقایقی نگذشته که همسایه وارد خانه شده و حسینعلی را از پیکر بیجان دختر دور می‌کند.

گوشی موبایل کمی آن‌طرف‌تر افتاده است، به خاطر اینکه به دار قالی برخورد کرده بود صدمه‌ای ندیده و مرتب زنگ می‌خورد. همه دور زهرا جمع شده‌اند و می‌بینند خون همه صورتش را گرفته؛ او را به بهداری شهر می‌رسانند، به محض رسیدن، به اتاق احیا برده می‌شود و پزشکان مرگ را ثبت می‌کنند.

او نمی‌دانست آخرین شماره گرفته شده مربوط به خانه برادرزنش بوده و نیم ساعت قبل از زهرا، همسر حسینعلی با برادرش تلفنی صحبت کرده بود. او نمی‌دانست این زهرا نبوده که به فریبا زنگ زده، بلکه فریبا بوده که به موبایل زنگ زده بود و با زهرا صحبت می‌کرد. در لحظه مرگ زهرا، دایی او مرتب به موبایل زنگ می‌زد تا بپرسد چه کسی شماره او را گرفته و سریعاً قطع کرده.

…

زهرا امشب در کنار خانواده‌اش نیست، مادر او هنوز بی‌هوش است و در بیمارستان با داروهای آرام‌بخش به خواب رفته است. پدر در بازداشت است و نمی‌دانم با خود چه می‌گوید.

No responses yet

Jul 16 2013

امام جمعه شهر «انار» در استان کرمان: مردانی که زنان آنها با آرایش بیرون می‌آیند «دیوث» هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر

استان بان: حسین ابراهیمی، امام جمعه «انار» در استان کرمان گفته مردانی که زنان آنها با «آرایش» از خانه بیرون می‌روند «حقشان» است که «دیوث» نامیده شوند.

به گزارش سایت محلی «انار پرس» آقای ابراهیمی این مطلب را در خطبه‌های نماز جمعه ۲۱ تیر این شهر بیان کرده است.

این سایت در اعتراض به این گفته نماینده علی خامنه‌ای در شهر «انار» نوشته «این سخن امام جمعه انار مستند به روایات اسلامی است»٬ اما بهتر بود وی از به کار بردن کلمه «دیوث» خودداری می‌کرد.

«انار پرس» نوشته بهتر بود امام جمعه «به جای کلمه دیوث به دلیل بار معنایی بسیار ناپسندی که دارد، از کلمه دیگری استفاده کند تا منظور را برساند٬ اما به این عریانی نباشد.»

این سایت در ادامه افزوده است: «در حال حاضر اکثر زنان جامعه، کم یا زیاد آرایش می‌کنند. آرایش جزوی از زیبایی زن تلقی می‌شود و حکومت جمهوری اسلامی نیز آرایش زنان را ممنوع نکرده است.»

No responses yet

Jul 13 2013

فتوائی جدید از بیات زنجانی پیرامون روزه: آب خوردن روزه را باطل نمی کند!!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بیات زنجانی: مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي بيات زنجاني(مدظله العالی) در فتوايي جديد ابراز داشتند:
“با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب “من يصح منه الصوم” آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.”

لازم به ذکر است نظر فقهی معظم له در رسالۀ عملیه به این شکل نبوده و این نظر فقهی جدید ایشان است./

————————————

مرجع عالیقدر به سؤال دیگری که در پی انتشار این فتوا برای دفتر ارسال شده است پاسخ دادند.

متن این استفتاء و پاسخ آن به شرح زیر است:

سؤال: ضمن عرض سلام؛ حضرتعالی در فتوائی فرموده اید:
با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب “من يصح منه الصوم” آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.
حال سؤال من اینجاست آیا فردی که در چنین شرایطی قرار گرفته، می تواند احتیاطاً و از روی استحباب روزۀ خود را قضا کند؟

پاسخ: “باسلام و تحیت؛ احتیاط همیشه امری پسندیده است ودر فرض سؤال نیز احتیاط مستحب آن است که فرد روزۀ خود را در وقت مقتضی، قضا کند.”

کپی فریز شده این صفحه

No responses yet

Jul 12 2013

امامی کاشانی: مصر بر اثر نبود ولایت به روز سیاه نشسته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: امامی کاشانی مدعی شده که کشور مصر به دلیل «نبود رهبری و ولایت به روز سیاه نشسته» است.

محمد امامی کاشانی، در سخنرانی نمازجمعه امروز تهران، درباره انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران گفت [2]: «این انتخابات از این نظر که به چه نحوی به بهترین شکل ممکن و کاملا آزاد برگزار شد، باید به صورت یک الگو در جهان مطرح شود.»

وی با ابراز خوشحالی از این که این انتخابات به مرحله دوم نرسید، گفت: «البته دعای مردم و مقام معظم رهبری نیز در این حرکت‌ها بسیار موثر است.»

امامی کاشانی همچنین به حسن روحانی تبریک گفت و به «سوابق حوزوی و دانشگاهی و انقلابی در قبل از پیروزی انقلاب» و همچنین «در بعد از انقلاب در بحث قانونگذاری و سیاسی و اجرایی» اشاره کرد.

وی درباره تنفیذ حکم روحانی توسط رهبر جمهوری اسلامی نیز گفت: «در اصل ۱۱۰ قانون اساسی نیز به این مسئله اشاره شده است که تنفیذ آراء مردم با مقام معظم رهبری است چرا که در جمهوری اسلامی، تنفیذ رای مردم برعهده ولی فقیه است که اسلامیت را تضمین می‌کند.»

همچنین سخنران امروز نماز جمعه تهران درباره تحولات اخیر مصر گفت: «مصر با کمال تاسف به روز سیاه نشسته است که این بر اثر نبود رهبری و ولایت است؛ نعمتی که ما از آن برخوردار هستیم.»

امام کاشانی به نبود «رهبری و ولایت» در مصر اشاره کرد و ادامه داد: «ملت مصر باید توجه کنند خداوند در قرآن کریم تهدیدی کرده است و امروز مخاطب این تهدید تمام ملت مصر هستند.»

اظهارات امامی کاشانی درباره مصر درحالی است که دولت مصر به تازگی ایران را متهم به دخالت در امور داخلی خود کرده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .