اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Feb 23 2015

علی خامنه ای درگذشت خواهرِ محمد خاتمی را به مادر او تسلیت گفت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در پیامی درگذشت خواهر محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران را به مادر او تسلیت گفته است.

در پیام رهبر جمهوری اسلامی اشاره ای به نام محمد خاتمی نشده است.

این در حالی است که حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز شنبه دوم اسفند پیام‌هایی را به همین مناسبت، خطاب به خود محمد خاتمی فرستاده بودند.

از سوی دیگر روز یکشنبه سوم اسفند نیز علی شمخانی،‌ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و همچنین محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در پیام‌هایی درگذشت خواهر سیدمحمد خاتمی را به شخص او تسلیت گفتند.

این پیام‌ها در چند خبرگزاری از جمله ایرنا، ‌ایسنا و ایلنا و همچنین چند روزنامه چاپ تهران بازتاب یافت و منتشر شد.

این پیام‌های تسلیت درحالی انتشار یافتند که پیش از این برخی مسئولین عالی‌رتبه قضایی ایران بر ممنوعیت انتشار مطالب و تصاویر محمد خاتمی در رسانه ها تاکید کرده بودند. ‌

به عنوان نمونه ابراهیم رئیسی روز شنبه دوم اسفند در حاشیه یک همایش در پاسخ به سوالی مبنی بر ممنوع‌التصویر شدن آقای خاتمی، گفته بود:«سخنگوی قوه قضائیه موضع دستگاه قضایی را در رابطه با این موضوع اعلام کرده است؛ توضیحی که آقای محسنی‌اژه‌ای در رابطه با این موضوع ارائه کردند، جای هیچ سوالی را باقی نمی‌گذارد.»

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، روز ۲۷ بهمن اعلام کرده بود که رسانه‌ها حق ندارند تصویر یا مطلبی از محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، منعکس کنند و با «رسانه‌های متخلف» برخورد خواهد شد.

​​​​​​

از سوی دیگر مراسم تشییع و تدفین فاطمه خاتمی، خواهر رئیس جمهور سابق ایران و همچنین فرزند آیت‌الله خاتمی، روز یکشنبه در شهر اردکان یزد برگزار شد.

در این مراسم علاوه بر محمدخاتمی و رضا خاتمی، جمع کثیری از مردم استان یزد نیز حضور داشتند. ضمنا خبرگزاری ایسنا بدون اینکه از شخص خاصی نام ببرد، از حضور برخی مسئولان کشوری و استانی هم در این مراسم خبر داد.

خواهر محمد خاتمی، رئیس جمهور ایران بین سال‌های ۷۶ تا ۸۴، روز شنبه دوم اسفندماه بر اثر بیماری در گذشت.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, محمد خاتمی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Feb 23 2015

رفسنجانی و رهبری خامنه ای

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

روز: نشریه رمز عبور در آخرین شماره اش که منجر به توقیف آن شد، مطلبی در خصوص چگونگی انتخاب سید علی خامنه ای به رهبری در مجلس خبرگان منتشر کرده است. هدف مطلب ابطال ادعای اکبر هاشمی رفسنجانی در خصوص نقش آفرینی ویژه در انتخاب خامنه ای به جانشینی آیت الله خمینی است. مدعای مطلب این است که رفسنجانی گرایش به انتخاب خامنه ای نداشته و مجبور به بیان خاطره در خصوص تمایل آیت الله خمینی به رهبری خامنه ای گشته است.

متولیان رمز عبور همسو با اصول گرایان افراطی هاشمی را محکوم کرده اند که علی رغم آگاهی از نظر آیت الله خمینی، بر شورایی بودن رهبری اصرار داشته است. البته این ادعا قابل قبول نیست چون خود خامنه ای نیز در موافقت با شورایی شدن ولی فقیه بعد از آیت الله خمینی و مخالفت با رهبری فردی در مجلس خبرگان صحبت کرد.

اما ادعای دوم قابل بررسی است. چه رفسنجانی این حرف را از سر اختیار و چه از سر اجبار زده باشد، دلیلی بر تایید این ادعا در مشروعیت رهبری خامنه ای نیست. حتی اگر ابهامات و تشکیک ها در این باره هم نادیده گرفته شود اقدام هاشمی در تعارض با وصیت نامه آیت الله خمینی بود. در وصیت نامه او که قبل از رای گیری خوانده شد، به صراحت از هر انتسابی به وی در صورتی که در زمان حیاتش به صورت رسمی از رسانه ملی و یا مکتوب در رسانه ها منتشر نشده باشد، پیشاپیش سلب اعتبار شده است. آیت الله خمینی در فرازی از وصیتنامه اش گفته بود:

“اکنون که من (خمینی) حاضرم، بعضی نسبتهای بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من بر حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده و یا می شود، مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط من و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.”

اما یک روز بعد از مرگ او و ساعاتی بعد از قرائت وصیتنامه اش، توصیه صریح وی زیرپا گذاشته شد.

آیت الله محسن مجتهد شبستری که در حال حاضر امام جمعه تبریز و نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی است می گوید: “بعد از ظهر جلسه تشکیل شد. ابتدا راجع به شورایی شــدن رهبری صحبت شد زیرا آن موقع در قانون اساسی، رهبر یا شورای رهبری قید شده بود. در آن جلسه چنین مطرح شد که اگر شــورای رهبری رأی بیاورد، کشور به واسطه شورا اداره شود. من بر اساس این صحبتها فهمیدم که کار به درازا میانجامد. لذا یادداشتی نوشته و به هیأت رئیسه فرستادم و نوشتم این بحث را کوتاه کنید و مطالبی را که امام در مورد آیت الله خامنه ای فرموده بودند، مطرح شود. من یادداشــت را به آقای طاهری خرم آبادی [منشی جلسه] فرستاده بودم و او هم نوشته مرا به آقای رفسنجانی داده بود. آقای رفسنجانی گفته بود فعلا صبر کنید بحث شورا به جایی برسد و اگر شورا رأی نیاورد و افراد مطرح شدند، این موضوع را مطرح میکنیم. من ساکت نشستم تا بحث شورا به اتمام برسد. شورا بالاخره رأی نیاورد. البته عده ای در اقلیت مایل به رهبری شــورا بودند اما من از همان ابتدا با رهبری شــورا موافق نبودم و با مخالفان بحث کردم و عوارض رهبری شورا را برایشان توضیح دادم که با اختلاف نظر بین شورا مملکت فلج می شود؛ پس بهتر است رهبری واحد حاکم باشد. پس از روشــن شدن تکلیف بحث شــورا افراد را مطرح کردند. عده ای آیت الله گلپایگانی را پیشــنهاد کردند و مــن دوباره از جا برخاستم و با صدای بلند به آقای هاشمی اعتراض کردم و گفتم من یادداشتی را به شما داده ام و الان وقت قرائت آن رسیده، پس آن را بخوانید. آقای رفسنجانی نوشته مرا خواندند و گفتند آقای شبستری می خواهد من که حضور داشتم و جز شهود بودم توصیه های امام را در مورد آیت الله خامنه ای نقل کنم.

من شــنیده بودم که وقتی آیت الله خامنه ای به کره رفته و آنجا سخنرانی کرده بودند، تلویزیون پخش میکرد و حاج احمدآقا نیز در خدمت امام بود. حاج احمدآقا گفته بود ماشاء الله آیت الله خامنه ای خوب صحبت میکند و جلســه را خوب قبضه کرده است. پس از این حرف حاج احمدآقا، امام فرموده بود آقای خامنه ای شایستگی رهبــری را دارد. علاوه بر این زمانی که آقای منتظری از قائم مقامی رهبری عزل شد، به امام گفته بودند حال که او را عزل کردید بعداً ما گرفتار خواهیم شد. امام در جواب این حرف فرموده بود: با وجود آقای خامنه ای شما غصه ای نداشته باشید. من این دو مورد را شنیده بودم و میدانستم که آقای رفسنجانی به همراه آقای موسوی اردبیلی جزو شاهدان است. لذا در آن یادداشت از آقای رفسنجانی خواستم. که شهادت بدهید امام چنین مطلبی را بیان کرده بودند. آقای رفســنجانی رو به اعضــای خبرگان کــرد و گفت آقای شبســتری از من میخواهند سخنان امام را به شما بگویم، آیا شما موافق هستید؟ همه اعضا گفتند بله بگویید، اگر الان نگویید، پس کی میخواهید بگویید! “آقای رفسنجانی موضوع را مطرح کردند و شــهادت دادند و گفتند که آن موقع آقای موســوی اردبیلی نیز شاهد بود. البته اگر شهادت آنها هم نبود و اگر توصیه امام هم نبود، خواه ناخواه ما نمیتوانستیم فردی اصلحتر از آیت الله خامنه ای پیدا کنیم، یعنی اگر توصیه امام هم مطرح نمی شد بالاخره آقای خامنه ای رأی میآورد منتها با مطرح کردن این امر، انتخاب ایشان به رهبری با سرعت و با رأی اکثریت قاطع اعضا انجام گرفت”.(۱)

آیت الله علی اصغر معصومی، نماینده استان خراسان در مجلس خبرگان نیز در تأييد این ماجرا خاطراتی را بیان کرده است: “دقايقي قبل از اين ماجرا [کفایت مذاکرات[، يك نفر ]آیت الله مجتهد شبستری[ آمد” و به من گفت: “داستاني هست، نقل قول موثقي از امام وجود دارد، چرا آقاي رفسنجاني آن را نميخواند؟” گفتم: “تو بنويس.” گفت: “نميخوانند.” گفتم: “تو بنويس، من اينجا هستم.” نامه را كه بردند دادند، باز هم آقاي رفســنجاني نخواند! من بلند شدم و گفتم: “مگر ما خبرگان مردم نيستيم؟ از اســتاني كه يك پنجم ايران است نماينده شده ايم. چرا اعتراض نامه مــا را نمي خوانيد؟ چرا نخوانديد؟ براي چــه؟” علنا كردم. در اسناد مجلس خبرگان هست. آقاي هاشمي هم گفتند كه آقاي خامنه ای به خواندن اين نامه راضي نيستند، چون امام در ماجراي اسقاط آيت الله منتظري مي خواستند با او برخورد تندتري بكنند، آگاهان از ماجرا خبر دارند، ايشان حتی نامه ۱/۶ را داده بودند به اخبار ســاعت ۲ بعدازظهر راديو كه اعلام شود. چند ساعت بعد ايشان را منصرف كردند. در گيرودار همين بحثها با امام رؤساي ســه قوه اصرار كردند كه آقا چه كســي را داريم؟ خود امام هم فرموده بود: مگر خامنه ای چه عيبي دارد؟ در ادامه جلسه آن روز گفتيم: ، در نقل اين قول رضايت آقا ملاك نيست، بالاخره اين جمع بايد از جميع جهات مطلع باشند تا بتوانند رأي درستي بدهند، بخوان و خواندند”.

آیت الله سیدعلی اکبر قرشی نیز در تایید این خاطره گفته است:

“بعدازظهر هم گفتوگوها شــروع شد و سخن بر سر شورای رهبری یا تک رهبری دور میزد که نظرخواهی کردند، تک رهبری رأی آورد و قرار شد یک نفر به عنوان رهبر انتخاب شود. در این حال خدا را شــاهد میگیرم که دفعتا و ناگهانی سخن ۶ ، ۵ سال پیش آقای جورکش از خاطرم گذشت که به نقل از حجت الاسلام سراج گفت: “امام فرمودند اگر من از دنیا بروم، آقای خامنه ای برای رهبری از همه بهتر و اصلح اســت.”… بلافاصله یادداشتی خطاب به آقای مشــکینی نوشتم و فرستادم که اگر امام درباره صالحیت رهبری برای نمایندگان آقای خامنه ای سخن گفته اند و شما میدانید، لطفا بگویید. “آقای مشکینی اصلاً به نوشته من جوابی نداد؛ یا اصلا نخواند یا صلاح ندانست که پاسخی بدهد. به هر حال من به آیت الله محسن شبستری، امام جمعه فعلی تبریز و نماینده مقام معظم رهبری در آذربایجان شــرقی که در طرف راست من نشسته بود، گفتم: من شــنیده ام که امام فرمودند اگر من از دنیا رفتم، بهترین کسی که میتواند جانشین من باشد، آقای خامنه ای است. آیا شما درباره آقای خامنهای چیزی شنیده اید؟” گفت: من نیز شنیده ام که امام گفته اگر من از دنیا رفتم، آقای خامنه ای بهترین کسی است که میتواند رهبر نظام باشــد. وقتی آقای شبستری این مطلب را گفت، من بیدرنگ به ایشــان گفتم: پس برخیزیم و با هم فریاد بکشــیم و این مطلب را به همه نمایندگان حاضر بگوییم! آن گاه بنده و آقای شبستری چنان فریاد کشیدیم که همه نمایندگان و رئیس مجلس خبرگان متوجه ما دو نفر شدند. ما گفتیم: آقایان! اگر امام درباره شایستگی رهبری آقای خامنه ای سخنی گفته اند، بگویید تا همه آقایان بدانند، بالاخره سخن امام برای ما خیلی مهم است.« ابتدا آقای طاهری خرم آبادی کمی صحبت کرد و اشاره نمود به نظر و سخن امام که درخصوص صلاحیت آیــت الله خامنه ای گفته بود. در این حال آقای هاشمی حرف را از دهان آقای طاهری خرمآبادی گرفت و گفت: “بله، من و آقای خامنه ای و آقای موســوی اردبیلی و آقای میرحسین موســوی یک روز در محضر امام بودیم و حاج احمدآقا هم حضور داشــت. سخن از رهبری می رفت و ما نگرانی خود را در محضر امام مطرح می کردیم. امام فرمود اگر من از دنیا رفتم، صلاح است آقای خامنه ای رهبر جامعه باشد.قریب به این مضمون بعد آقای هاشمی اضافه کرد روزی من تنها در محضر امام بودم. باز هم از رهبری آینده سؤال کردم، امام فرمود آقای خامنه ای از همه اصلح است”.(۳)

البته قرشی پیشتر در خاطره ای گفته بود: “وقتی قرار شد که رهبر جمهوری اسلامی مرجع نباشد، گفته شد چرا حاج احمد آقا فرزند امام رهبر نشود؟! پس از صحبتهای موافق و مخالف، رأی گرفتند، رأی نیاورد. بعد گفتند شورا باشد. شورایی پیشنهاد شده از ۳ نفر مشکینی و موسوی اردبیلی و خامنه ای. رأی گرفتند، رأی نیاورد. بعد گفتند دو نفر دیگر، رفسنجانی و احمد خمینی هم به آن سه نفر اضافه شود و شورا پنج نفری شود. این پیشنهاد نیز ۴۴ رأی بیشتر نیاورد و رد شد. بالاخره رهبری شخص آقای خامنه ای پیشنهاد شد و ۶۱ رأی آورد”.(۴)

بدینترتیب مدافعان ولایت مطلقه خامنه ای نتیجه می گیرند که نقل خاطره رفسنجانی که در انتهای جلسه خبرگان و قبل از رای گیری در مورد رهبری خامنه ای صورت گرفته بود نقش خاصی نداشته است. در واقع رهبری خامنه ای از قبل محرز شده و او رای لازم را در خبرگان داشته است. نقل قول مشابهی نیز از خود رهبری شایع است که البته در مجاری رسمی منتشر نشده است.

اما رفسنجانی مدعی است که بعد از بن بست ایجاد شده به خاطر رای نیاوردن آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی و همچنین مخالفت اکثریت با تلاش جمعی برای طرح دوباره آیت الله منتظری وی ابتکارعمل را در دست گرفته و با ذکر خاطره یاد شده و گرفتن تایید آیت الله موسوی اردبیلی و سید احمد خمینی زمینه را برای رهبری خامنه ای مساعد ساخته است.

داوری در خصوص اینکه رفسنجانی مجبور به اقدام فوق شده و یا خودش طراح این موضوع بوده است نیاز به اطلاعات بیشتر و انتشار کامل مفاد مذاکرات در جلسه مجلس خبرگان در انتخاب بعد از فوت آیت الله خمینی دارد. اما حتی اگر ادعای اصول گرایان افراطی که با هدف مشروعیت زدایی از رفسنجانی در نظام صورت می گیرد درست باشد باز موید نقش خاص رفسنجانی است. طبق ادعای انها افرادی که آغاز گر طرح رهبری خامنه ای بوده اند، رفسنجانی را مخاطب قرار داده اند. اگر وی با پیشنهاد آنها موافقت نمی کرد و خاطره مزبور را تایید نمی کرد معلوم نبود عبای ولایت فقیه بر دوش خامنه ای قرار می گرفت.

حضور رفسنجانی در هیات رئیسه و اداره جلسه نیز نمی تواند دلیل موقعیت محوری رفسنجانی در طرح خاطره فوق در مجلس خبرگان باشد. طبق ادعای افرادی که محرز بودن رهبری خامنه ای به خاطرات آنها مستند شده است، آیت الله مشکینی رئیس وقت مجلس خبرگان اعتنایی به درخواست آنها نکرده است. بنابراین اگر رفسنجانی موافقت نکرده بود هیات رئیسه اجازه طرح خاطره و خرج کردن از آیت الله خمینی برای تثبیت رهبری خامنه ای را نمی داد.

ممکن است گفته شود او جزو شهود بوده است. اولا او تنها شاهد روایت ادعایی نبوده است. چنان که موسوی اردبیلی و میرحسین موسوی که به ادعای هاشمی شاهد این گفته ها بوده اند تاکنون نظری نداده و تاییدی نیفزوده اند. به هر حال هاشمی می توانست شهادت ندهد. بخصوص که در روایت های ذکر شده نشانه ای دال بر نظر مستقیم و حمایت قطعی آیت الله خمینی بر جانشینی خامنه ای وجود ندارد.

هنوز چگونگی رهبر شدن خامنه ای در پرده ابهام است و اطلاعات محدود منتشر شده نیز غیر طبیعی بودن این اتفاق را تایید می کند. گسترش درگیری ها در درون بلوک قدرت می تواند به روشن شدن زوایای تاریک ماجرا کمک نماید.البته تا زمانی که رهبری خامنه ای ادامه دارد امکان انتشار اطلاعات کامل مربوطه وجود ندارد. تنها خروج کشکش ها از محدوده کنترل شده می تواند باعث افشای داده های جدیدی شود. در این میان واکنش رفسنجانی و فاش ساختن برخی اسرار ناگفته نقش مهمی دارد.

منابع:
۱- سایت رجانیوز، ۱۳۹۳/۹/۲۴، کد خبر: ۲
۲- سایت رجانیوز، ۱۳۹۱/۱۰/۸، کد خبر: ۱۴
۳- خاطرات آیت الله سیدعلی کبر قرشی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۶۱-۱۶۳
۴- روزنامه کیهان، تیر ماه ۱۳۶۸

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی, ولی فقیه

شما هم چیزی بگو

Feb 22 2015

دختر شناگری که رسانه‌های ایران و جهان را سر کار گذاشت

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی ::

ایران وایر: الهام‌السادات اصغری پاییز 1387 به شهرت رسید. او مدعی شد رکورد جدیدی برای آب‌های آزاد به ثبت رسانده اما مسئولین از ثبت رکوردش خودداری می‌کنند. بیش از پنج سال طول کشید تا اثبات شود چنین ادعایی به دور از واقعیت بوده.

از آبزرور تا دیلی تلگراف، گاردین، تایمز و شبکه عربی بین‌اسپورت، طی این مدت گزارش‌هایی درباره رکورد او و مشکلاتی که در جمهوری اسلامی برای یک شناگر زن پیش آمده، منتشر کردند.

پتیشن حامیانش بیش از 150 هزار امضا داشت. فضای مجازی کاملاً همسو بود با ویدئوهای دختری که در اتومبیل یا استخر، با بغض درباره ظلمی صحبت می‌کند که به او روا شده.

گرچه وقتی این تب فرو نشست و واقعیت افشا شد، فقط خبرگزاری‌های داخلی درباره‌اش نوشتند!

ورزشی‌نویسان ایرانی از جمله نگارنده این گزارش، از یکسو با هیاهوی پر دامنه الهام و هواخواهانش مواجه بودیم و از سمت دیگر، سکوت مسئولین وزارت ورزش درباره ادعاهایی که به تدریج مشخص می‌شد کذب بوده.

اعمال محدودیت‌های حراستی توسط مرضیه اکبرآبادی معاونت ورزش بانوان در دولت احمدی‌نژاد، منتقدان فراوانی داشت و همین موضوع، بر میزان استقبال از الهام می‌افزود.

جسارت و فن بیان الهام‌السادات اصغری هم جالب بود و به سختی می‌شد نظراتش را تحسین نکرد: “وقتی ساعت‌ها شنا می‌کنم و تسلیم امواج نمی‌شوم، مقابل مسئولان نیز تسلیم نخواهم شد. در حال پیگیری حق قانونی خودم هستم تا رکورد قانونی من را به ثبت برسانند. پوشش من به اندازه لباس یک فضانورد بود. اگر لباسی با همان حجم را به تن حسین رضازاده کنید و از او بخواهید وزنه بزند، همان لحظه از این رشته خداحافظی خواهد کرد.”

الهام‌ می‌گفت 18 کیلومتر با پوشش کامل اسلامی شنا کرده و ناظران قانونی هم حضور داشتند، اما مسئولین رکوردش را ثبت نمی‌کنند. چرا؟ خودش به خبرگزاری ایسنا پاسخ داد: به نظر آنها ثبت این رکورد، از لحاظ شرعی مشکل دارد.

دقیقاً مشخص نبود که او 12 ساعت شنا کرده یا پنج ساعت، 12 کیلومتر یا 18 کیلومتر. هربار، زمان و مسافت تغییر می‌کرد. اول آبان 87 به روزنامه اعتماد گفت: “تقاضای شنای 10 تا 15 كيلومتر را به فدراسيون اعلام كردم. فدراسيون استقبال كرد اما با داشتن شرايط خاص شنا تا 10 كيلومتر موافقت كردند.”

با فرو نشستن هیاهو، مشخص شد اصلاً آب‌های آزاد رکوردگیری ندارد! از طرفی، ناظرانی هم در کار نبوده‌اند. نه از فدراسیون شنا و نه از هیچ ارگان رسمی دیگری. فقط مسئول پلاژ بانوان شهرداری نوشهر آنجا حضور داشته. در هیچ یک از رشته‌های ورزشی، رکوردگیری که با حضور فقط یک نفر انجام شده باشد، به صورت غیر رسمی هم قابل ثبت نیست.

جنجال داغ رسانه‌ای چنان شدتی یافت که وزیر ورزش دولت احمدی‌نژاد از معاون امور بانوان وزارتخانه خواست تا به ماجرا فیصله دهد. تیر92 خانم اکبرآبادی به الهام وعده داد که اگر ارتباطش را با رسانه‌ها قطع کند و صفحه یوتوب و فیس‌بوکش را ببندد رکوردش ثبت خواهد شد.

به نوشته روزنامه ایران ورزشی، اصغری در عین تعجب خبرنگاران، شرایط را پذیرفت. دیگر خبری نشد از ویدئوها و مصاحبه‌هایش درباره حمایت از حقوق دختران ورزشکار.

ایران ورزشی 15 تیر 93 از “رکورد پوشالی” نوشت و دختری که “به دنیا دروغ گفت تا به شهرت برسد.”

الهام که می‌گفت با هماهنگی و حضور ناظران وزارت شنا رکورد شکسته، اظهاراتش را تغییر داد و در بیانیه‌ای جدید نوشت: “رکورد من به دلیل اینکه جزو مهارت‌های فردی است، در فدراسیون ورزش‌های همگانی به لطف خدا با رعایت حفظ شئونات و پوشش کامل اسلامی ‌به ثبت رسید و مدرکش را به زودی ارائه خواهم داد. این‌گونه افتخارآفرینی‌ها در حوزه فعالیت فدراسیون شنا و دیگر فدراسیون‌ها نبوده و نیست.”

الهام در اوج شهرت، نامه‌ای هم به ضرغامی نوشت: “ویدئویی در یوتیوب منتشر کردم. در شرایطی که جهان درگیر اخبار تحولات مصر است، روزنامه‌های بین‌المللی به موضوع من پرداخته‌اند. اما حیرت‌آور است با آقای مطهری ترجیح دادید درباره شکیرا و خانم تماشاگر والیبال که پیراهن آستین کوتاه داشت، با یکدیگر شوخی کنید.”

در ادامه نامه آمده بود: تا وقتی شما رئیس سازمان صداوسیما باشید، این رسانه اجازه ندارد هیچ اسمی از من ببرد. روزی که رکورد شنای آزاد جهان را بشکنم، اگر در شبکه‌های صداوسیما حتی یک خبر از من منتشر شود، به مراجع قانونی شکایت می‌کنم.

«ناظران رسمی» که الهام می‌گفت شاهد ثبت رکوردش بوده‌اند، فقط یک نفر بود. خانم پریسا فریدونی. او تیر 93 به خبرگزاری ایسنا گفت: “الهام مسافتی را شنا کرد اما با لباس غواصی و کلاه، نه شنل و مقنعه‌ای که به رسانه‌ها نشان داد دروغ بودن ادعایش را به اطلاع اکبرآبادی رساندم اما وزارت ورزش این موضوع را پنهان کرد.”

نایب رییس بانوان فدراسیون شنا نیز ادعای الهام را تکذیب کرد. شهربانو ورنوس گفت در شنای آب‌های آزاد هیچ رکوردی قابل ثبت نیست و فقط نفرات اول تا سوم معرفی می‌شوند.

خانم ورنوس تاکید کرد: در مسابقات آب‌های آزاد، الهام بعد از سه کیلومتر از آب بیرون آمد و نتوانست به خط پایان برسد. جلسه‌ای در وزارت ورزش ترتیب دادیم و قرار گذاشتیم اگر ادعایی دارد، با شناگران به رقابت بپردازد اما او در جلسه دوم شرکت نکرد.

نایب رییس بانوان فدراسیون شنا یادآور شد اصغری نه قهرمان، نه شناگر و نه عضو تیم ملی است. فقط ادعاهایی دارد که نمی‌دانم با چه هدفی مطرح می‌شود.

سادات منصوری رییس کمیته آب‌های آزاد فدراسیون شنا هم گفت: الهام درخواست کرد در دریا شنا کند. او در محل طرح دریایی بانوان در محدوده 100 متر شنا کرد و همان محدوده را دور زد.

در پی تکذیب‌های مکرر کارشناسان شنا، بیانیه‌ای جدید از الهام منتشر شد: عده‌ای معدود با اهدافی خاص، دروغ‌های کوچک و بزرگ‌شان را منتشر می‌کنند و با پیامک‌های تهدیدآمیز، با این روش کثیف سعی در اخاذی دارند.

الهام پاسخی در رد ادعای مسئولین نداشت. پریسا فریدونی مسئول پلاژ بانوان شهرداری نوشهر هم گفت از فدراسیون به او گفتند که این ورزشکار می‌خواهد رکورد شخصی خود را ثبت کند. از ساعت شش صبح شروع کردند. الهام هم مسافت مورد نظرش را شنا کرده اما بعداً برای “ثبت رکورد ملی” به فدراسیون رفته. این اتفاق، باعث احضار پریسا فریدونی به دفتر اکبرآبادی می‌شود.

او به ایسنا گفته: “الهام برای معروف شدن کلیپی در استخر درست کرد و به رسانه‌های خارجی فرستاد. آمدم ثواب کنم کباب شدم، آخر چطور می‌شود یک نفر با چنین پوششی هشت ساعت در آب باشد. اما خانم اکبرآبادی گزارشی علیه من رد کرد که تا مجلس هم رسید. ترکش‌های ماجرا ادامه دارد و امسال از کار بیکار شدم. تربیت بدنی نوشهر هم توبیخم کرد. گناه من چیست. چرا باید کارم را از دست بدهم. در حالی که همچنان از الهام در برنامه‌های مختلف تجلیل می‌شود!”

تنها ناظر شنای الهام، شاید تمام ابعاد ماجرا را هم نمی‌گوید. آیا او در آن هشت ساعت، لحظه‌ای چشم از شناگر برنداشته و تمام امور پلاژ را رها کرده؟ چرا باید چنین کند در حالی که این برنامه، رسمیت هم نداشته. محاسبه مسافت 18 کیلومتری در محدوده 100 متری، منوط به دقت کامل است. از طرفی، چرا یکسال سکوت؟

الهام گفته بود رضوانی سرپرست فدراسیون شنا هم در محل ثبت رکوردش حضور داشته در حالی که رضوانی آن زمان در ایران نبوده. گفته بود رییس فدراسیون رکوردش را ثبت کرده در حالی که فقط پریسا بوده و یک کرنومتر.

فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو به عنوان مرجع قانونی این رشته، تیر 93 در بیانیه‌اش نوشت: مسابقات آب‌های آزاد در مسافت پنج، 10، 15 و 25 کیلومتر برگزار می‌شود. هرگونه مسابقه خارج از مسافت‌های فوق و هرگونه رکوردگیری بدون مجوز فدراسیون فاقد اعتبار است. اصلاً در آب‌های آزاد به دلیل شرایط متغیر دریاها، فقط تعیین مقام صورت می‌گیرد و هیچ رکوردی ثبت نمی‌شود.

ایسنا نوشت: “حضور یک بانوی ایرانی در آب‌های آزاد به تنهایی ارزشمند است اما چه دردناک می‌شود وقتی ورزشکار برای به چشم آمدن، ماجرا را غیر واقعی نشان داده و مسئولان هم سکوت می‌کنند تا آب از آسیاب بیافتد. غافل از آنکه عده‌ای از آن ورزشکار اسطوره می‌سازند. جامعه‌ای پر از قهرمانان حبابی.”

سرانجام اینکه هنوز خبرهای دیگری از الهام و فعالیت‌های ورزشی و اجتماعی‌اش منتشر می‌شود. اما دیگر از بازتاب رسانه‌ای برخوردار نیست. شناگری که واقعاً شناگر است و توانایی فنی هم دارد، اما نه آنگونه که خودش را به جهان معرفی کرد.

برچسب‌ها: اجتماعی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, ورزش

شما هم چیزی بگو

Feb 22 2015

پیام تسلیت روحانی و هاشمی رفسنجانی به محمد خاتمی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: به رغم تاکید برخی مسئولین عالی‌رتبه قضایی ایران مبنی بر ممنوعیت انتشار مطالب و تصاویر محمد خاتمی در رسانه ها،‌ پیام های تسلیت حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی، خطاب به او در رسانه ها از جمله خبرگزاری دولتی ایران منتشر شده است.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، پیامش را با عنوان « حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای سیدمحمد خاتمی، دامت عزّه» خطاب به رئیس جمهور سابق ایران آغاز کرده و همچنین اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت ایران هم،‌ پیام تسلیت خود را با خطاب کردن محمد خاتمی با عنوان «رئیس دولت اصلاحات» شروع کرده است.

خواهر محمد خاتمی روز شنبه دوم اسفندماه بر اثر بیماری در گذشته است.

پیام آقای روحانی در پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری و نیز پیام آقای هاشمی هم در وب سایت شخصی او منتشر شده و سپس برخی خبرگزاری‌ها مانند ایرنا و ایلنا و ایسنا آن‌ها را بر روی خروجی خود قرار داده‌اند.

همه این‌ها درحالی است که در تازه‌ترین اظهار نظرها درباره ممنوعیت حضور رسانه‌ای محمد خاتمی،‌ دادستان کل ایران نیز بر این موضوع تاکید مجدد کرده است.

ابراهیم رئیسی روز شنبه دوم اسفند در حاشیه یک همایش در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که با توجه به ممنوع‌التصویر شدن آقای خاتمی، برخی در فضای مجازی اعلام کرده‌اند که ما رسانه این فرد هستیم، گفت: «سخنگوی قوه قضائیه موضع دستگاه قضایی را در رابطه با این موضوع اعلام کرده است؛ توضیحی که آقای محسنی‌اژه‌ای در رابطه با این موضوع ارائه کردند، جای هیچ سوالی را باقی نمی‌گذارد.»

غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، روز ۲۷ بهمن گفته بود که رسانه‌ها حق ندارند تصویر یا مطلبی از محمد خاتمی، رئیس جمهوری اسبق ایران، منعکس کنند و با «رسانه‌های متخلف» برخورد خواهد شد.

همچنین آقای اژه‌ای تاکید کرده بود: «در مورد کسانی که شورای عالی امنیت ملی در مورد آن‌ها تصمیم گرفته یا قوه قضاییه آن‌ها را به عنوان سران فتنه محسوب می‌کند، دستگاه قضا می‌تواند دستوراتی بدهد.»

در همین رابطه، چند روز پیش مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، ممنوع التصویر شدن محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران را «اقدامی نامتعارف، غیر قانونی و دارای جهت گیری‌های سیاسی» توصیف کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع مدرسین حوزه علمیه قم، اعضای شورای مرکزی این مجمع، اقدام قوه قضاییه را واکنش به اقبال عمومی جامعه به محمد خاتمی دانسته است.

همچنین در واکنش به سخنان سخنگوی قوه قضائیه، صفحاتی در فیس‌بوک با عنوان «رسانه خاتمی می‌شویم» ایجاد شده است. در روزهای گذشته همچنین تعدادی از کاربران فیس‌بوک عکس‌های پیشین خود با محمد خاتمی و یا عکس‌هایی از او را منتشر کرده‌اند.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 22 2015

«مرگ یک نفر در پی تیر‌اندازی دادستان پردیس»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

دیگربان: ابراهیم رئیسی٬ دادستان کل کشور گزارش‌ها درباره قتل یک مالک بنای «غیرمجاز» در شهرستان «پردیس» از سوی دادستانی این شهر را تکذیب نکرد٬ اما دادستان تهران گفته که این خبر را تکذیب می‌کند.

آقای رئیسی روز شنبه (دوم اسفند) در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره این حادثه گفته «اطلاعات من فقط در حد همین شنیده‌های شما است و چیز تأیید شده‌ای ندارم.»

وی افزوده صبح امروز دادستان تهران گزارشی درباره این حادثه به دادستانی کل کشور ارائه کرده که هنوز از جزئیات آن اطلاعی ندارد.

براساس برخی گزارش‌ها دادستان شهر پردیس صبح امروز مالک یک بنای «غیرمجاز» در این شهر که با دراز کشیدن مقابل بنا قصد داشت مانع از تخریب آن شود را با شلیک گلوله کشته است.

گزارش شده مقتول گفته بود باید «من را بکشید تا بتوانید» این بنا را خراب کنید که دادستان پردیس نیز با استفاده از سلاح خود این فرد را با شلیک چند گلوله کشته است.

غلامحسین اسماعیلی٬ دادستان تهران نیز در واکنش به این گزارش‌ها گفته چنین حادثه‌ای رخ نداده و گزارش‌ها در این خصوص را تکذیب می‌کند.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 22 2015

رئیس کانون وکلای مرکز گفت: محمدرضا رحیمی همچنان وکیل دادگستری است.

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

انصاف: علی نجفی توانا در گفتگو با خبرنگار مهر در پاسخ به اینکه آیا محمدرضا رحیمی بعنوان یکی از وکلای دادگستری زیر مجموعه کانون وکلای مرکز است تائید کرد و گفت: پروانه وکالت رحیمی برای این کانون است.

وی در پاسخ به اینکه با توجه به حکم صادره علیه رحیمی به جرم ارتشاء و فساد و زندانی شدن وی همچنان پروانه وکالت این متهم وجاهت قانونی دارد گفت: ابتدا باید حکم صادر شده به کانون ها ابلاغ شود. در این احکام یا محرومیت مستقل است و یا اینکه فرد از سوی دادگاه محرومیت هایی را به همراه دارد. وقتی حکم دادگاه به کانون ابلاغ شد دادگاه انتظامی کانون وکلا اگر تشخیص داد رفتار و جرم متهم بر خلاف شان وکالت بوده پروانه وکالت را ابطال می کند که هنوز دستور یا حکمی از سوی دادگاه انتظامی به کانون مرکز ارسال نشده است.

برچسب‌ها: چپاول, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی, محمدرضا رحیمی

شما هم چیزی بگو

Feb 22 2015

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی: روحانی را «کاملا» قبول دارم/ تمایلی به شرکت در خبرگان ندارم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

مهر: روحاني را به طور کامل قبول دارم. ما با ايشان از مجلس همكاري داشتيم و از لحاظ تفكر خيلي نزديك هستيم و هيچ شبهه‌اي درصلاحيتشان براي من نيست. كابينه‌اش را هم با توجه به شرايط كشور، نسبتاً خوب انتخاب کرد.

خبرگزاری مهر- گروه سیاست: کمتر سیاستمداری در دنیا را می توان پیدا کرد که گردش و جابجایی موافقان و مخالفانش به اندازه اکبر هاشمی رفسنجانی باشد. رییسِ امروزِ مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس جمهور دوران سازندگی اگر چه خود را متعلق به انقلاب، نهضت امام و پیرو رهبری می داند اما بارها مورد تمجید و یا انتقاد جریانهای سیاسی قرار گرفته است.

منتقدان سرسخت آیت الله که در نیمه دوم دهه ۷۰ لقب هایی چون عالیجناب خاکستری به او دادند و سدی در برابر اصلاحات قلمدادش کردند، اکنون او و جریانش را ناجی خود می دانند و در مقابل، اصولگرایانی که تمام قد در سالهای اول انقلاب تا انتخابات مجلس ششم از او دفاع کردند و با رای آنها به عنوان یکی از آخرین سهمیه های تهرانی ها به مجلس راه یافت و سپس انصراف داد، اکنون شدیدترین انتقادها را به او و مواضعش به ویژه در جریان فتنه ۸۸ دارند.

سیاستمدار ۸۰ ساله اما به نگاه پدرانه و جذب حداکثری تاکید می کند و خود را ورای جریان های سیاسی می داند و می گوید: «شما باید مرا خیلی خوب شناخته باشید! در داخل انقلاب، هیچ وقت از یک جریان در مقابل جریانات دیگر حمایت نمی‌کردم، چون همه را از احزاب داخل نظام می‌دانستم و با همه در مسایل مختلف همکاری داشتم.»

گفتگوی خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز با وی در محل کارش در ساختمان قدس یا همان کاخ مرمر انجام شد. یک ساعت پرسش و پاسخ از مسائل داخلی و بین المللی. از انقلاب و حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن گرفته تا انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری. از رابطه اش با نسخه شبیه به خود یا همان حسن روحانی تا ارتباط کاری و عاطفی با رهبر معظم انقلاب و از مذاکرات هسته ای و «توافق خوب» تا عربستان،عراق، بازار نفت و سیاست خارجی. دست آخر هم یک سوال حاشیه ای و کلیدی که او بین خانواده و انقلاب، کدام را انتخاب می کند.

در بخش اول این گفتگو به مسائل داخلی پرداخته ایم که از نظرتان می گذرد؛

هرساله در آستانه دهه فجر، تحلیل‌هایی از سوی رسانه های بیگانه می‌شود که مردم تحت فشار هستند، گرفتاری دارند، از نظام فاصله گرفتند و امسال مثلاً کمتر می‌آیند. ولی حضور مردم در این ۳۶ سال مستمر و هر سال پرشورتر بوده و نسل‌های جدید هم به راهپیمایی می‌آیند. سوال ما به طور مشخص این است که رمز این استمرار و حضور چیست و پیامش برای طرف‌های فرا مرزی ما چه می‌تواند باشد؟

بسم الله الرحمن الرحیم، به گواهی اخبار خبرنگاران داخلی و خارجی، حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن پرشور و معنادار است و امسال خود من هم لحظاتی که در مسیر خیابان آزادی همراه مردم شدم، دیدم که جمعیت، خیلی انبوه و دیدنی است. مسؤولین صداوسیما گفتند که یک برابر و نیم سال قبل است. این‌گونه احساس می‌کنم که اکثریت قاطع مردم ذاتاً از اینکه در ایران انقلاب اسلامی شده، راضی هستند. چون مردم مسلمان هستند و دلشان با اسلام است، به خصوص شیعیان که جایی نداشتند و الان مرکزی پیدا شده است.

مردم به اصل انقلاب دلبند هستند. نگرانی‌هایی پیش می‌آید که مبادا به خاطر شرایط و وجود بعضی از مشکلات و بعضی مواضع‌ و مشکلات سیاسی و اقتصادی، مردم دلزده شوند و دیگر در راهپیمایی‌ها نیایند. البته می‌دانم کسانی دلزده هستند و نمی‌آیند؛ ما که نمی‌گوییم همه‌ مردم آمدند! به نظر می‌رسد این نشان می‌دهد که مردم به اصل انقلاب با وجود بعضی اشکالاتش، علاقه‌مندند و دلشان می‌خواهد اشکالات برطرف شود و انقلاب بماند. تشخیص هم دادند که یکپارچگی ملی را به رخ خارجی‌ها کشیدن، یک اعتبار بزرگ است.

در دنیایی که به دموکراسی خیلی پای‌بند هستند، جمعیت، رأی و حضور مردم، مهم و یک اصل است. وقتی می‌بینند مردم ایران در هر شرایطی و در سرما، گرما، باران و آفتاب این‌گونه می‌آیند و هر سال هم این حضور تکرار می‌شود، طبعاً اثر مثبت دارد. یعنی احساس پایبندی مردم، آنها را به این نتیجه می‌رساند که نمی‌توان با این انقلاب حالت خصومت‌های تند گرفت.

نیکسون رئیس‌جمهور اسبق آمریکا می‌گفت که یکی از هنرهای کشورهای در حال توسعه این است که به راحتی مردم را به خیابان می‌کشانند. ولی در مورد جمهوری اسلامی این قضیه متفاوت است. بحث کشاندن نیست و مردم خودشان با میل و رغبت می‌آیند…

برای چنین برنامه‌هایی که ملی است، خیلی از مردم خودشان می‌آیند. البته برای چنین حضور انبوهی باید برنامه‌ریزی کرد. در غرب و یا خود آمریکا اگر روزی برای حضور مردم در خیابان‌ها باشد، برنامه‌ریزی نمی‌کنند؟ در ایران هم بخش‌هایی هستند که مردم را به گونه‌ای جمع می‌کنند. به نظرم تردیدی نیست که مردم ایران خودشان می‌آیند و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که مردم مثلاً با انگیزه‌های مادّی می‌آیند.

در آغاز سی و هفتمین سال انقلاب اسلامی هستیم. از روحانیت به عنوان ستون اصلی انقلاب یاد شده است، شما آینده روحانیت را در بحث انقلاب اسلامی و همچنین حفظ انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟

فکر می‌کنم اگر وضع کشور خوب اداره شود، روحانیت هم کاملاً همراه می‌شود که ذاتاً همراه است. اما وقتی اوضاع کشور با گرانی‌ها، دعواها، مجادلات سیاسی و فسادهایی که شکل گرفته، بد شود، خیلی‌ها از روحانیت زده می‌شوند و بی‌تفاوتی‌هایی در آنها پیدا می‌شود. واقعاً روحانیت یک قدرت جدی و مادر در کشور است. روحانیت در دوران پهلوی سرکوب شده بود اما قلب مردم با روحانیت بود که وقتی دوران پهلوی اول گذشت، کم کم خودش را نشان داد و تبدیل به این قدرت بزرگ شد. حوزه‌ها و حدود هفتاد، هشتاد هزار مسجد و همین مقدار حسینیه و هر روز یک مراسم برای تولد و شهادت ائمه(ع)، محرم و صفر و ماه رمضان و فاطمیه، برنامه‌های دینیِ روحانیت است که به عنوان یک قدرت به هم پیوسته در سراسر کشور جریان دارد. البته هر مقدار که مشکلات در کشور باشد، مردم با روحانیت مشکل پیدا می‌کنند. چون روحانیت را عامل این انقلاب می‌دانند. لذا با حل کردن مشکلات کشور، عزت روحانیت بیشتر می‌شود و آینده بهتری هم می‌تواند پیدا کند.

در انتخابات ۹۲ اتفاقاتي در كشور افتاد و دولت آقاي روحاني روي كارآمد كه هم تحليلگران داخلي و هم خود مردم اعتقاد دارند كه این دولت با مواضع جنابعالی همسو است و بخش عظيمي از افرادي كه الان مسئوليت‌هاي اجرايي دارند، قبلاً در دولت شما بودند. ارزيابي تان از اين دولت چيست؟ نقاط مثبت و منفي دولت تدبير و اميد را چه می دانید؟

—دكتر روحاني را به طور کامل قبول دارم. ما با ايشان از مجلس همكاري داشتيم و در جنگ خيلي همكاري داشتيم و بعد هم در مركز تحقيقات بوده اند. زماني كه من رياست جمهوري بودم، ايشان رئيس شوراي عالي امنيت ملی کشور بود. ما با ايشان از لحاظ تفكر خيلي نزديك هستيم و هيچ شبهه‌اي در صلاحيتشان براي من نيست. كابينه‌اش را هم با توجه به شرايط فعلي كشور، نسبتاً خوب انتخاب کرد، بالاخره مجلس هم در كابينه حق دارد و بايد رأي بدهد و مسئوليت دارد.

با توجه به شرايط، كابينه قابل قبولی است. همكاران ديگري را كه در مراحل پايين‌تر دارند خيلي نمي‌شناسم. از استاندارها، فرماندارها و بخشدارها بعضي‌ها شكايت دارند و مي‌گويند كه همه خوب انتخاب نشده‌اند. البته انصافاً نباید همه نیروها را يكباره بيرون ريخت و اين از كارهايي بود كه هميشه با آن مخالف بوديم. بالاخره همه مردم كه با هم بد نيستند، تفاوت‌هايي دارند که باید همدیگر را تحمل کنند.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

به نظرم آقاي روحاني كارش را خوب شروع كرده. موضوعات مورد توجه هم خوب انتخاب شده است. مهمترين آنها مسائل خارجي است. ما بايد مسائل خارجي‌مان را حل كنيم. رهبری هم مخالفتي با اين مساله ندارند، بلكه تشويق هم مي‌كنند. بالاخره ما مي‌خواهيم با دنيا تعامل كنيم.

ايران كشوري با منابع عظيم است كه ظرفيت تعامل با همه دنيا را دارد. الان هم نيروي انساني ما خيلي زياد و قوي است و هم در منابع طبيعي، به خصوص نفت و گاز غنی هستیم كه اگر در دنيا اول نباشيم، دوميم. جغرافياي ما كم نظير است. ما در نقطه‌اي هستيم كه بهترين راه خطوط هوايي از غرب به شرق و از شمال به جنوب جهان را در اختیار داریم. خطوط لوله گاز و نفت كه الان حرف اول را مي‌زند، بهترين راهشان ايران است. فيبر نوري كه مي‌خواستند از شانگ‌هاي تا برلين بكشند، نقطه مهمش ايران بود كه البته كوتاهي‌هایی شد و در بعضي جاها عوض و چيز ديگري شد. همه اينها قدرت تعامل است. ايران اگر بخواهد با دنيا تعامل داشته باشد، مي‌تواند هم به خيلي جاها كمك كند و هم استفاده‌هاي كلاني ببرد. معنايش اين است كه بايد سياست خارجي ما سياست تهاجمي نباشد و سياست تعاملي باشد که جزو عقايد هميشگي ما بوده است.

شرايط بعد از جنگ را به یاد آورید كه خيلي فرسوده شده بوديم. تعامل با دنيا را تجديد كرديم و همين باعث شد كه همه درها باز شد و به آساني توانستيم طرح‌هاي زيربنايي بسيار عظيم را آن هم با فاينانس خارجي‌ها اجرا كنيم، هزینه ها هم بعد از آن از درآمد خودش ‌پرداخته می شد و در اين میان در كشورمان شغل ايجاد مي‌شد و نيروهاي ما آموزش می دیدند. اين کار مي‌تواند همیشه و در همه جا ادامه داشته باشد. برعكسش هم مي‌شود؛ يعني الان مي‌توانيم اين كار را بكنيم و اگر وضع آن گونه شد، مي‌توانيم طرح‌هاي مهمي را در دنيا فاينانس كنيم و به آنجا برويم و طرح‌هايشان را انجام بدهيم. یعنی می‌توانیم همين كارهايي را كه ديگران مي‌كردند، بكنيم. چون بانك‌هاي دنيا معمولاً پولش را مي‌دهند و فقط اعتبار مي‌خواهند كه کشور و شرکت‌ها باید معتبر باشند.

به نظرم ما از تعامل عقب هستيم. البته همه وقت و کار دولت براي اين نيست. آقاي روحاني يك تيم را در وزارت خارجه گذاشتند و وظيفه طبيعي‌اش همین است و دارد انجام مي‌دهد.

مسئله مهمتر ايشان در داخل، مسئله تورم است كه تورم را پايين بياورند. بالاخره آنچه را كه مردم عادي مي‌فهمند، تورم را در غذا و لباس و چيزهاي مصرفي مي‌بينند. ضمناً توضيح داده نشده كه اگر مي‌گوييم تورم را پايين آورديم، یعنی رشدش را پايين آورديم. اگر قبلاً رشد آن ۴۳ درصد بوده، اينها مي‌گويند الان ۱۴ یا ۱۸ درصد شده است. يعني باز هم قیمت‌ها ۱۴ درصد رشد دارند. بنابراين كارهایي كردند منتها دستشان بسته و روابط خارجي ما بد بوده است. در این شرایط جنس گران وارد کشور مي‌شود و خيلي چيزهايي كه شما مي‌دانيد. اينها(دولت) در حدي كارشان را كرده اند.

از لحاظ فرهنگي ايشان مسائلي را وعده داده بودند كه همه به حق بود و بعضي‌ها را توانستند و اجرا كردند و برای اجرای بعضي‌ها هم مانع پيدا مي‌شود. بايد بپذيريم با توجه به شرايطي كه در كشورمان هست، قوه مجريه همه كاره نيست. براساس قانون اساسی بالاي سر همه ما رهبري و نظر ایشان حجت است که همه مسؤولین بايد آن را درنظر بگيرند. قوه قضائيه ميدان وسيعي دارد كه بايد با آن هم تعامل باشد. خيلي از كارهاي دولت مثل بودجه و كارهاي ديگر را بايد مجلس تأييد كند. آقاي روحاني قوه مجريه را با اين شرایط در اختيار گرفته است و نباید خيال كنيم كه دستش باز است و هر كاري را که بخواهد، می‌تواند انجام دهد.

به نظرم موفقيت‌هاي قابل قبولي دارند، ولي آن مقداري كه ما آرزو داشتيم هنوز محقق نشده است.

ارتباطي كه بين شما و روحانی از قبل، چه در مركز تحقيقات و چه جاهاي ديگر بود، هنوز هست؟

— بله ارتباط هست.

یعنی هنوز با هم مشورت می‌کنید؟

بله، با ایشان در فواصل مختلف جلسات می‌گذاریم و مسایل را بررسی می‌کنیم و اگر نظراتی لازم باشد، با هم تفاهم می‌کنیم. ایشان در حدی که وقت کنند، به مجمع می‌آیند. در مجموع رفاقت و مسایل عاطفی‌ سر جای خودش هست. با کابینه‌ ایشان هم همینطور است. با وزرا در حدّ کارهایی که به مجمع مربوط می‌شود، ارتباط داریم.

به نقاط مثبت اشاره کردید، آیا انتقادی هم دارید؟

اگر انتقاد داشته باشم، در جلسات می‌گویم. البته ایشان هنوز در اوایل کارش است و مشکلاتی که از دولت قبل برای ایشان باقی مانده، انصافاً از مشکلاتی که ما در جنگ تحویل گرفتیم، بدتر است. ما در جنگ خسارات و رکود و اوضاع بد سیاست خارجی را تحویل گرفتیم و الان مشکلات علاوه بر همه اینها فساد هم هست که خیلی دامنگیر شده و ممكن است بسياري از نيروهایي كه مشغول كارند با دولت همدل نباشند.

سال ۷۶ در آخرین جلسه و نشست خبری و مطبوعاتی که داشتید، در پاسخ به سوال یک خبرنگار ـ که فکر می‌کنم از رسانه آمریکایی بود ـ گفتید: هیچ اختلاف نظری با رهبری معظم انقلاب ندارم و حتی حاضرم برگه‌ سفید امضا به ایشان بدهم. الان هم آیا شرایط همین است و بر همان اعتقاد و در واقع عدم اختلاف سلیقه معتقد هستید؟

من هیچ‌وقت نگفتم اختلاف سلیقه نداریم. چون اختلاف سلیقه بین انسان‌ها طبیعی است. با رهبری نیز در کنار روابط خیلی صمیمانه و دوستانه‌ و کارهای فراوانی که داشتیم، طبیعی بود که اختلاف سلیقه داشته باشیم. اما با هم تفاهم و اختلافات را حل می‌کردیم. از آن زمان که ایشان رهبر شدند، وظیفه‌ام بود اطاعت کنم. تا زمانی که ایشان رهبر نبودند، ممکن بود در اختلاف سلیقه به نظر خودم عمل کنم، ولی وقتی ایشان رهبر شدند، حرف ایشان حجت شد. بحث‌هایمان را می‌کنیم و وقتی که نظر ایشان اعلام شود، تابع همان هستیم.

جلسات مستمری که از سابق و دوران ریاست جمهوری و بعدها بوده، به همان شکل ادامه دارد؟

جلسات ما بستگی به کارها دارد. اینکه همین جوری بنشینیم و حرف‌های جلسه‌ای بزنیم، نیست. همیشه با هم کار داشتیم. حتی پیش از انقلاب به خاطر کارهایی که داشتیم، می‌بایست جلسه داشته باشیم و هماهنگ باشیم. پس از پیروزی انقلاب جلسات ما به خاطر مسؤولیت‌ها بود که در دهه‌ اول زیاد بود. هفته‌ای دو، سه بار جلسات سران و جلسات دو نفری داشتیم. موقعی که رئیس‌جمهور شدم، حداقل هفته‌ای یک جلسه داشتیم. در فاصله دو جلسه ده، پانزده موضوع جمع می‌شد که در جلسه بعدی، مطرح و تمام می‌کردیم.

گاهی ایشان به دفتر من می‌آمدند و گاهی من به دفتر ایشان می‌رفتم. بعد از اینکه دیگر رئیس‌جمهور نبودم، آن مقدار کار نبود و من رئیس مجمع تشخیص مصلحت بودم که براساس قانون، مشاور ایشان است. چون در اینجا تصمیم مستقل نداریم.

ما مشاور هستیم و باید مسایلی را که ایشان قبول می‌کند در دستور باشد بررسی کنیم و نظرمان را بدهیم و به آنجا برود و ایشان نظر نهایی را می‌دهند و منتشر می‌شود و اعلان می‌کنند. لذا الان آن مقدار کار با ایشان نداریم. البته جلسات دوستانه به خاطر بُعد عاطفی هنوز باقی است که باعث می‌شود برای کارهای کوچک هم جلسه بگذاریم.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

الان در ماه یک بار همدیگر را می‌بینیم، مگر اینکه این فواصل چیزی پیش بیاید که باید بیشتر ببینیم و کافی هم هست. چون در آنجا همه حرف‌ها را می‌زنیم. البته الان کار ایشان از من بیشتر است و خیلی کار دارند. ایشان باید نیروهای مسلح و نهادهای فراوانی که زیر نظرشان هستند، مثل صداوسیما، بنیاد مستضعفان و خیلی نهادهای دیگر را اداره کند. روحانیت و اقشار مردم علاقه‌مندند ایشان را سالی یک بار ببینند. مثلاً حق ائمه جمعه که ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر می باشند است که سالی یک بار بیایند و ارشاد بگیرند. مسؤولین هم همینطور. دولت، قوه قضائیه، مجلس و دیگران هم علاقه‌مند هستند. من این چیزها را ندارم و می‌دانم کار ایشان سنگین است، به همین خاطر مراعات می‌کنم. اگر هم ملاقاتی بخواهم، فوری انجام می‌شود.

در آینده‌ نه چندان دور دو انتخابات مهم برای مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی داریم. برنامه‌ شما برای این دو مجلس چیست؟ آیا از حزب و لیست خاصی حمایت می‌کنید؟

شما باید مرا خیلی خوب شناخته باشید. در داخل انقلاب، هیچ وقت از یک جریان در مقابل جریانات دیگر حمایت نمی‌کردم، چون همه را از احزاب داخل نظام می‌دانستم و با همه در مسایل مختلف همکاری داشتم. البته نقطه ضعفی که پیش آمد، از انتخابات مجلس پنجم بود که من رئیس‌جمهور بودم. وقتی می‌خواستند نامزدها را تعیین کنند، جامعه روحانیت خیلی پیشتاز بود. جلساتی داشتیم و می‌گفتم که شما در جامعه روحانیت باید حالت پدری داشته باشید. چون این کار برای بقیه‌ جاها سرمشق می‌شود و این برای اتحاد کشور خیلی مهم است و تجزیه قدرت‌های انقلابی و رودرروی هم قرار گرفتن، بد است. لذا پذیرفتند که ۵ نفر از به اصطلاح الان «اصلاح ‌طلبان» را در لیست خود بیاورند. آن موقع هنوز این اسم‌ها نبود و اصطلاحاتی مثل چپ و راست یا محافظه‌کار و رادیکال و خط امامی و امثال اینها بود.

در حضور من پذیرفتند که ۵ نفر را بپذیرند. بعد بین گروه‌های خودشان مطرح کردند که آنها قبول نکردند و نپذیرفتند. من هم با آن حالت پدری که می‌خواستم داشته باشم به همه گفتم که با هم همکاری کنید. آن موقع حزبی نبود و اعضایی از هیأت دولت(کارگزاران) پیغام دادند که اگر این کار در جایی هماهنگی نشود، خودمان لیست می‌دهیم که آن اختلافات پیش آمد و نقطه آغاز یک دوره بود. یعنی کاملاً بر خلاف نظر من بود و خیلی تلاش کردم که نشود و مرحوم دکتر حبیبی هم تلاش کرد. اما آن‌گونه شد.

هنوز هم همان روحیه را دارم. یعنی فکر می‌کنم نیروهای داخل انقلاب و آنهایی که نسبت به انقلاب مخلص هستند، نباید با هم سرجنگ و دعوا داشته باشند. اختلاف سلیقه، در یک حزب هم هست که راه حل خودش را دارد.

لذا خودم تا به حال از حزبی حمایت نکردم. البته اگر برای انتخاب یک فرد باشد، مثل انتخابات اخیر، وقتی نتوانستم بیایم، از آقای روحانی حمایت کردم. همان موقع هم گفتم که آقای دکتر ولایتی هم فرد صالحی است، ولی من فعلاً از آقای دکتر روحانی حمایت می‌کنم. خودم هم سال‌هاست که تمایل ندارم وارد انتخابات شوم. قطعاً بنای من این بود که بعد از ریاست‌ جمهوری کاری این‌گونه انجام ندهم. چون کارهای زیادی در مجمع تشخیص مصلحت هست و به آنها و به کارهای علمی و فکری بپردازم. اما نشد. مثلاً در انتخابات هشت سال قبل خبرگان، نمی‌خواستم بیایم، اما رهبری گفتند که واجب است و باید بیایی. من گفتم که خودم واجب نمی‌دانم و مناسب من نیست در چنین انتخاباتی شرکت کنم و لازم هم نیست. اما ایشان اصلاحاتی در کار کردند و مرا قانع کردند که بیایم و آمدم. الان هم تمایل واقعی من این است که به یادداشت‌های فراوانی که دارم و باید تنظیم و کتاب شوند، بپردازم.

گفتگوی مهر با هاشمی رفسنجانی

شاخص شما برای حمایت از افراد چیست؟ چه معیارهایی برای حمایت از افراد دارید؟

گفتم که فعلاً حمایت نمی‌کنم. اگر شخص اصلحی ببینم، حمایت می‌کنم. شاخص‌اش افکار خودم است. آنچه الان خودم عقیده و تجربه دارم، میانه‌روی و اعتدال است که آن را یک اصل اسلامی می‌دانم. همکاری جهانی و تعامل را یک ضرورت برای اداره کشور و پرهیز از تندروی‌ها و سخت‌گیری‌ها و دوری کردن از بد اخلاقی‌ها را لازم می‌دانم. افکار من روشن است و در همه جا می‌توانید ببینید.

کسانی که شما را می‌شناسند چه طرفداران و چه منتقدان اذعان دارند که شما یاور دیرین انقلاب بوده اید و خدمات ارزنده ای در سالهای قبل و بعد از انقلاب داشته اید. اما این روزها بحث‌هایی در فضای جامعه و رسانه ها درباره خانواده تان وجود دارد و این پرسش که اگر آقای هاشمی بخواهد بین انقلاب و خانواده انتخاب کند، چه تصمیمی خواهد گرفت. دیدگاهتان در این باره چیست؟

کسانی این مسایل و این حرف را مطرح می‌کنند یا مغرض و یا نسبت به سابقه خانواده ما جاهل هستند. نمی‌گویم اصیل‌ترین خانواده‌ای که به این انقلاب پایبند باشد، خانواده‌ ماست، ولی بچه‌های من از روزی که چشمشان را باز کردند، پدر خانواده را در مبارزه و زندان و مادرشان را در تلاش برای آزادی پدر دیده‌اند. در جنگ، مهدي و ياسر هر دو مجروح شدند. يكي شيميايي شد و ديگري مجروح. خوشبختانه از لحاظ زندگی هم احتیاجی نداشتند و ندارند که دنبال کارهای مادی بروند. همه‌ انقلابی و در عین حال نسبت به بعضی از کارهایی که می‌بینند، منتقد هستند و همان انتقاداتشان باعث می‌شود که بعضی‌ها این حرف‌ها را بزنند. من فکر می‌کنم خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند و با انقلاب می‌میرد.

ادامه دارد…

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Feb 21 2015

صداهای ممنوع: وجه ناگفته‌ پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: مستند بلند “صداهای سانسورشده” یا “صداهای ممنوع” وجه پنهان پیروزی نظامی اسرائیل را در جنگ شش روزه‌اش با اعراب نشان می‌دهد.

این فیلم ۸۴ دقیقه‌ای به کارگردانی مور لوشی به تازگی در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۵ به نمایش در آمد.

فیلم برای نخستین بار از مجموعه‌ای از حلقه نوارهای صدا پرده برمی‌دارد که سالیان دراز دسترس به آنها ناممکن بوده است. این نوارها طی گفت‌وگو با گروهی از سربازان ارتش اسرائیل ضبط شده‌اند که در “جنگ شش روزه” سال ۱۹۶۷ شرکت کرده بودند.

تنها چند روز پس از پایان سومین جنگ اعراب و اسرائیل، آموس اوز، نویسنده نامی اسرائيلی، و ابراهام شاپیرا، روزنامه‌نگار، در چند کیبوتس (شهرک کار و زندگی اشتراکی) پای صحبت سربازان نشستند. هدف آنها ثبت برداشت و واکنش نظامیان اسرائیلی نسبت به پیروزی ای بود که ارتش کشورشان بدان دست یافت.

ارتش اسرائیل طی ۶ روز از ماه ژوئن سال ۱۹۶۷ ارتش‌های مصر و اردن و سوریه را شکست داد و شمار زیادی از سربازان سه کشور عربی را کشت یا اسیر کرد. در این جنگ اسرائیل بر صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و بلندی‌های جولان چیره شد و وسعت خاک خود را به سه برابر رساند.

در نخستین روزهای پس از جنگ در خیابان‌های اسرائیل غوغای شور و شادی برپا بود و مردم این کشور به قهرمانی و دلاوری سربازان افتخار می‌کردند. این تصویر تا امروز در اسرائیل رواج دارد و در رسانه‌های جمعی و کتاب‌های درسی این کشور تبلیغ می‌شود. گفته می‌شود که اسرائیل در دفاع از حق موجودیت خود دلاورانه جنگید و به پیروزی بزرگی دست یافت.
‘صداهای سانسورشده’ در جشنواره های سینمایی ساندنس و برلین به نمایش درآمده است

اما فیلم “صداهای ممنوع” تصویری متفاوت نشان می‌دهد و می‌گوید که برخلاف تصور، این جنگ برای اسرائیل تنها پیروزی و افتخار در بر نداشت، بلکه وجهی زشت و تاریک نیز داشت. برخی از سربازانی که تبلیغات دولتی از آنها به عنوان “قهرمان ملی” نام می‌برد، جنگ را “عملیات وحشیانه و کثیف” می‌خوانند که تا امروز از ضربه روحی آن رهایی نیافته‌اند.

این سربازان با وجدانی ناراحت و عذاب‌دیده به گذشته می‌نگرند. آنها می‌گویند که اسرائیل پس از جنگ به “نیرویی اشغالگر” بدل ‌شد، به سرکوب قوم “مغلوب” پرداخت و “مردم را از زادوبومشان بیرون راند، هرچند آنها هیچ نقشی در جنگ نداشتند و با مسالمت در زمین‌های خود کار و زندگی می‌کردند.”

برخی از سربازان که در فیلم صدای دیروز خود را می‌شنوند، گریه می کنند و می‌گویند که به ویژه پس از خاتمه عملیات نظامی بود که آنها به “سرشت وحشیانه و کثیف جنگ” پی بردند. یکی از سربازان می‌گوید که در جریان عملیات به او ثابت شد “هر گامی در جهت برتری و تسلط اسرائیل، در عمل، ظلمی در حق فلسطینی‌ها بوده است.”
بازیابی نوارهای فراموش‌شده

آموس اوز و ابراهام شاپیرا قصد داشتند نوارهایی را که از گفت‌وگو با سربازان فراهم کرده بودند، در کتابی به نام “روز هفتم” منتشر کنند، اما با مخالفت اداره سانسور ارتش روبرو شدند. نوارها توقیف شدند و تنها مقدار اندکی از آنها انتشار بیرونی پیدا کرد.

مور لوشی، مستندساز جوان اسرائیلی، با استفاده از دهها ساعت نوار و جلب همکاری تهیه‌کنندگان نوارها، فیلمی ساخته است که روایت اسرائیلی از جنگ را زیر سؤال می‌برد.
سربازان اسرائیلی پس از پیروزی در جنگ، در حالت استراحت پای دیوار ندبه

خانم لوشی پخش نوارهای صدا را با مجموعه ای از تصاویر جنگ شش روزه همراه کرده است که بسیاری از آنها از آرشیوهای بریتانیا و امریکا و اسرائیل به دست آمده و برای نخستین بار منتشر می‌شوند.

در فیلم‌های خبری و مستند صحنه‌هایی از عملیات نظامی ارتش اسرائیل به ویژه در برخورد خشن با شهروندان فلسطینی، حملات به روستاها و کشتار اسیران جنگی دیده می‌شود.

عکس‌هایی از مردم آواره در جاده‌ها و اجساد پراکنده بر زمین، تصویری واقعگرایانه تر از عملیات نظامی اسرائیل را نشان می‌دهند و به قول یکی از سربازان راوی در فیلم، یادآور “هولوکاست و تعقیب یهودیان به دست مأموران آلمان نازی” است.

سربازی می‌گوید اگر اعراب برنده این جنگ بودند، بی‌تردید آنها هم چنین قساوتی از خود نشان می‌دادند، اما این دیدگاه نمی‌تواند وجدان انسانی را آرام و “بی‌عدالتی” را توجیه کند.

پیامی که فیلم القا می‌کند، همان چیزی است که آموس اوز به صراحت به زبان آورده است: “رسیدن به پیروزی بر پایه بی‌عدالتی و ستم به دیگران دروغی بیش نیست. نزدیک نیم قرن پس از پایان جنگ، هنوز صلحی پایدار در منطقه برقرار نشده و تا زمانی که ظلم و بی‌عدالتی ادامه داشته باشد، برقرار نخواهد شد.”

برچسب‌ها: اسرائیل, جنگ شش روزه, حقوق بشر, خاورمیانه, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 20 2015

برخی گزارش ها حاکی از اعدام سامان نسیم است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: برخی گزارش ها حاکی است که سامان نسیم اعدام شده است. این درحالی است که گزارش های قبلی حاکی از عدم اجرای حکم او در روز پنج شنبه بود.

با این حال یکی از روزنامه نگاران کرد در ایران بنقل از برادر سامان نسیم به رادیو فردا گفت که از وزارت اطلاعات با خانواده او تماس گرفته و گفته شده است که حکم اعدام این زندانی امروز، جمعه، اجرا شده و آن ها باید روز شنبه برای تحویل گرفتن جسدش مراجعه کنند.

هنوز رسما خبری در این زمینه انتشار نیافته است.

بنابر گزارش ها، سامان نسیم که اکنون ۲۲ سال دارد، در ۱۷ سالگی به اتهام محاربه و عضویت در گروه پژاک بازداشت و در زندان ارومیه به اعدام محکوم شد.

سازمان های بین المللی حقوق بشری خواستار خودداری از اعدام سامان نسیم شده بودند و آمریکا نیز از مقام های ایران خواسته بود تا به «چارچوب‌های دادرسی عادلانه» پایبند باشند.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 20 2015

حکم اعدام یک محیط‌ بان منطقه حفاظت شده دنا، توسط دیوان عالی کشور نقض شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست ::

رادیوفردا: به گزارش وبسایت خبری دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران، حکم اعدام برای غلامحسین خالدی، محیط بان منطقه حفاظت شده دنا، که متهم به قتل یک شکارچی بود، بار دیگر توسط دیوان عالی کشور نقض شده و برای رسیدگی مجدد به شعبه دیگری فرستاده شده است.

تا کنون سه بار این حکم نقض شده بود و پس از بررسی مجدد توسط شعبه یکم دادگاه کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد ، بار دیگر این دادگاه حکم به اعدام داده بود.

وبسایت دیدبان محیط زیست و حیات وحش ایران با ضمیمه کردن نسخه ای از رای دیوان عالی کشور آورده است که بنا بر نظر این دیوان، متهم مامور دولت و در حال انجام وظیفه بوده است و از همین رو از حمایت قانونگذار برخوردار می شود. این رای می افزاید که استفاده از سلاح توسط متهم، با رعایت مقررات و موازین قانونی بوده است.

پیشتر گزارش شده بود که در جريان درگيری تيرماه سال ۸۹، که بين اين محيط‌ بان و چند شکارچی مسلح در ارتفاعات ۴۴۰۰ متری دنا روی داد، گلوله شليک‌شده از اسلحه او به قتل يکی از شکارچيان به نام محمد پايه‌گذار منجر شده است.

برچسب‌ها: اجتماعی, سیاسی, محیط زیست

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .