اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زندانی'

May 02 2015

دروغ گوبلزی ظریف و غرولندهای ستایش‌گران او

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سخنان اخیر محمدجواد ظریف مبنی بر اینکه هیچ روزنامه نگاری در ایران بخاطر ابراز عقیده و نظرش زندانی نیست شگفتی و واکنش گسترده طرفداران و ستایش‌گران دولت تدبیر و امید را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت.

به‌نظر می‌رسد آنچه جای شگفتی دارد نه سخنان ظریف بلکه همین شگفتی و حیرت دوستداران و شیفتگان او می‌باشد چرا که ممکن است در خصوص سرشت و چیستی جمهوری اسلامی‌ که ملغمه‌ای نامتجانس از خداسالاری و مردمسالاری است – اختلاف نظر وجود داشته باشد ولی پس از گذشت بیش از سه دهه از عملکرد آن، دیگر حتی خوش باورترین ناظران بی‌طرف هم در مورد عدم صداقت و گزافه‌گویی مقامات جمهوری اسلامی‌ اتفاق نظر دارند.

بر کسی پوشیده نیست جمهوری اسلامی‌ برپایه اصولی بنا شده که با هم‌گرایی منطقه‌ای و صلح جهانی سر ناسازگاری دارد. به دلیل دارا بودن همین اصول و ارزش‌های مغایر با نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی، جمهوری اسلامی‌ به‌جای بازی در چارچوب قواعد حفظ وضع موجود همواره به دنبال شکستن ساختار حاکم و تغییر وضع موجود بوده است. در خصوص اصول و ارزش‌هایی که مانع از هم‌گرایی و ادغام ایران با نظام بین الملل  می‌باشد  می‌توان به‌این موارد اشاره کرد:

یک- آرمان صدور انقلاب اسلامی‌ که لازمه آن توسل به توسعه‌طلبی، مداخلات منطقه‌ای، حمایت از خشونت و نا امنی و گسترش تروریسم می‌باشد؛

دو- ساختارشکنی و مبارزه با نظم مستقر بین‌المللی با رویکرد ایدئولوژیک دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان و استکبارستیزی؛

سه- عدم شناسایی کشور اسرائیل که توسط اکثر کشورها، سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی دیگر به عنوان کشوری دارای حاکمیت به رسمیت شناخته شده است؛

و چهار- خصومت با غرب و سر دادن شعار «مرگ» بر ضد آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته که از جمله نمودهای سیاست خارجی ستیزه جویانه جمهوری اسلامی‌ می‌باشد.

واکنش‌ها به سخنان ظریف و چند سوال

یکی از ابزارهای مورد استفاده در نظام‌های حکومتی تمامیت خواه، ماشین تبلیغات، گزافه‌گویی و دروغ‌پراکنی است بطوری‌که در دوره آلمان نازی که سودای سروری‌ نژاد به اصطلاح برتر آریایی بر دیگر نژادهای پست روی زمین را داشت جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات دولت هیتلر وظیفه تهییج احساسات مردمی‌ را برعهده داشت. او معتقد بود: «دروغ هر چه بزرگ‌تر باشد باور آن برای مردم راحت‌تر است.»

همین‌طور، وقتی در سال ۲۰۰۳ جرج بوش تصمیم به حمله به عراق گرفت در حالی‌که در روزهای پایانی هفته سوم این حمله، نیروهای آمریکایی در حال جنگ تن به تن در خیابان‌های بغداد بودند سعید‌الصحاف، رئیس دستگاه تبلیغاتی صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق خبر از زمین‌گیر شدن نیروهای آمریکایی در مرداب‌های جنوب این کشور  می‌داد.

آیت الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی‌ هم در استفاده از تبلیغات و گزافه گویی ید طولایی داشت ولی شاید تفاوت او با گوبلز و سعید‌الصحاف استفاده از دستاویز دینی و مذهبی از قبیل مخفی کاری و یا «تقیه» (بنا بر برخی روایت‌های اسلامی‌ ۹۰ درصد دین از تقیه تشکیل شده است)، دروغ گویی در قالب دروغ مصلحت آمیز شرعی و فریب کاری و نیرنگ در قالب آیه «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین» بود.

یک- با توجه به‌اینکه شالوده جمهوری اسلامی‌ بر پایه دروغ و ریا و تقیه بنا شده و وقتی بنیان‌گذار آن در پاریس وعده می‌دهد  در ایران ساختار دموکراتیکی مانند جمهوری لائیک فرانسه را تاسیس کند ولی بعد از قبضه قدرت در تهران زیر قول خود زده و یکی از سرکوب‌گرترین رژیم‌های حکومتی را پایه گذاری کرده و با قهقهه‌ای مستانه می‌گوید «خدعَه کردم!» چرا یک دروغ هر چند فاحش جواد ظریف، دوستان و دوست‌داران او را اینچنین برآشفته کرده است؟

دو- درست است که محمود احمدی‌نژاد رکوردار دروغ و تحریف در طول تاریخ معاصر کشور است ولی مطمئنا این نخستین بار نیست که دولت تدبیر و امید متوسل به دروغ‌های شاخدار  می‌شود. همین سال گذشته بود که رئیس جمهور در نیویورک گفت هیچ روزنامه نگاری به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای بازداشت نشده است و وقتی برخی به‌این سخنان روحانی اعتراض کردند خانم الهام امین زاده معاون حقوقی او همین ادعا را تکرار کرد. پس این همه واکنش و غرولند برای چیست؟

سه- هر چند همواره اصلاحات تدریجی را به تغییرات سریع و انقلاب‌های عمدتا ویران‌گر (از جمله انقلاب سال ۵۷ که حکم از چاله در آمدن و در چاه افتادن را داشت) ترجیح  می‌دهم ولی معتقدم جمهوری اسلامی‌ ساختاری اصلاح ناپذیر است چرا که همه کورسوهای امید برای اصلاحات تدریجی و آرام را بسته است. با این وجود، یکی از روزنامه نگاران سرشناس طرفدار اصلاحات و دولت تدبیر و امید [مسیح علی‌نژاد] از سخنان دروغ ظریف شوکه شده و در اعتراض به‌این سخنان، ویدیویی [2] منتشر کرده که در آن زار زار گریه  می‌کند. حال باید از ایشان پرسید بر چه پایه و اساسی به اصلاحات و وقوع تغییرات مثبت در ساختار جمهوری اسلامی‌ باور قلبی داشتند که شنیدن یک دروغ از رئیس دستگاه سیاست خارجی آن، چنین منقلب‌شان کرده است؟

چهار- فعالانی که تلاش  می‌کنند هر گونه مخالفتی با سیاست‌های دولت تدبیر و امید را بی‌اثر کنند تا به تعبیر خود دولت روحانی بتواند به وعده‌های خود جامه عمل بپوشاند باید توضیح دهند این دولت چه دستاورد بخصوصی در عرصه سیاست داخلی و خارجی خود داشته است. چرا که برخلاف تعریف و تمجیدهایی که از دولت کنونی صورت می‌گیرد بر طبق اظهارات سازمان‌های حقوق بشری، در این دوره تعداد اعدام‌ها و بویژه اعدام نوجوانان زیر سن قانونی در کشور رشد چشم گیری داشته و محدودیت‌ها بر روزنامه نگاران، روشن‌فکران و فعالان سیاسی و اجتماعی بیشتر شده است.

پنج- بهتر است کنش‌گرانی که ظریف را دیپلماتی بی‌نظیر و کارکشته دانسته و او را به امیرکبیر و مصدق زمان و برژینسکی و گورباچف ایران ملقب کرده‌اند توضیح دهند این خوش بینی و کیش شخصیت‌سازی از کجا سرچشمه می‌گیرد. آیا آنها هر گونه نشانه‌ای از دموکراسی خواهی و حقوق بشر محوری در کارنامه ظریف به عنوان یکی از کارگزاران امتحان پس داده نظام مشاهده کرده‌اند.

=====

توضیح خودنویس: ویدئوی گریه مسیح‌علی‌نژاد برای سخنان ظریف [3] پس از انتشار این مطلب بدون هیچ توضیحی از صفحه فیس‌بوک او [4]  حذف شد. لینک ویدئو در یوتیوب [5]

No responses yet

Apr 09 2015

نگرانی از افزایش فشار بر زندانیان سیاسی در پی توافق اتمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: خانواده‌های زندانیان سیاسی ایران نگران هستند که اقتدارگرایان انتقام موفقیت مذاکرات لوزان را از زندانیان بگیرند. دلیل این نگرانی به نوشته”کلمه” هجوم ماموران به بند ۳۵۰ اوین و به مرخصی نیامدن زندانیان سیاسی در سال نو است.
[زندان اوین]

زندان اوین

سایت اینترنتی “کلمه” می‌نویسد که از اولین روزهای سال ۱۳۹۴ فشارهای جدیدی بر زندانیان سیاسی ایران آغاز شده است.

یادداشت این پایگاه اینترنتی نزدیک به میرحسین موسوی دربرگیرنده مواردی است که نشانگر اعمال فشار بر زندانیان سیاسی در نخستین ماه سال ۱۳۹۴ است. به نوشته “کلمه”، خانواده‌های زندانیان سیاسی نگران‌اند که این فشارها با رسیدن دولت روحانی به توافق اتمی با گروه ۱+۵ و استقبال مردم از آن افزوده شود.

حمله به بند ۳۵۰ اوین

“کلمه” نخست به مورد حمله شمار زیادی از نیروهای گارد حفاظت زندان اوین به بند ۳۵۰ در روز یکشنبه گذشته (۱۶ فروردین / ۵ آوریل) اشاره می‌کند.

حدود ۴۰ تن از زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین حبس هستند. سربازانی که شمارشان بیش از زندانیان گزارش شده، اقدام به بازرسی، تفتیش محل اقامت و اموال و وسایل شخصی زندانیان و تخریب این اموال و وسایل کرده‌اند. “کلمه” اشاره می‌کند به این‌که این بازرسی و تخریب در آستانه سالروز “پنجشنبه سیاه بند ۳۵۰” انجام گرفته است.

روز پنجشنبه ۲۸ فروردین سال ۱۳۹۳ مامورانی از اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و بیش از صد نفر از سربازان گارد سازمان زندان‌ها به بند ۳۵۰ حمله کرده و زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. بیش از ۳۰ تن از زندانیان در آن واقعه مجروح و برخی به دلیل شکستگی‌ها و خونریزی شدید به بیمارستان‌های خارج زندان منتقل شدند. حدود ۳۲ نفر به انفرادی منتقل شدند، تعدادی از آن‌ها تبعید شدند یا برایشان پرونده‌های جدید تشکیل شد.

با آن‌که عده‌ای از مسئولان قضایی و نمایندگان مجلس و دیگر مسئولان قول پی‌گیری این واقعه را داده بودند، نشانی از معرفی و تعقیب آمران و عاملان ضرب و شتم در دست نیست.
[تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی در فروردین سال ۱۳۹۳ در برابر مجلس شورای اسلامی در اعتراض به اعمال خشونت علیه زندانیان در زندان]

تجمع خانواده‌های زندانیان سیاسی در فروردین سال ۱۳۹۳ در برابر مجلس شورای اسلامی در اعتراض به اعمال خشونت علیه زندانیان در زندان

عدم آزادی یا مرخصی به مناسبت عید

“کلمه” همچنین می‌نویسد که امسال (۱۳۹۴) برای اولین بار است که هیچ یک از زندانیان سیاسی در نوروز به مرخصی نیامده است. این سایت خبری اشاره می‌کند به این‌که تا پیش از انتخاب حسن روحانی در خرداد ۱۳۹۲ به عنوان رئیس جمهور، گروهی از زندانیان سیاسی هر ساله در عید فطر یا به مناسبت‌های دیگر آزاد می‌شدند و به شماری از زندانیان نیز در عید نوروز مرخصی داده می‌شد. اما از زمان انتخاب روحانی روند آزادی زندانیان سیاسی به مناسبت عیدهای مختلف متوقف شده است.

برای نمونه طبق اعلام مقامات قضایی در عید فطر سال ۱۳۹۰ یکصد و سی نفر و در سال ۹۱ یکصد نفر از زندانیان سیاسی آزاد شدند.

به نوشته “کلمه”، در سال ۱۳۹۲ تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری قرار بود که شماری از زندانیان سیاسی به مناسبت عید فطر آن سال آزاد شوند و دادستانی هم اعلام کرده بود که ۸۰ زندانی سیاسی آزاد می‌شوند، اما “پس از آزادی کمتر از ده تن از آن‌ها دستگاه قضایی رویکرد جدیدی پیش گرفت و همه آزادی‌ها و حتی مرخصی‌های متعارف هم متوقف شد و برخورد با زندانیان سیاسی شدت بی‌سابقه‌ای پیدا کرد”. اوج این خشونت هجوم به بند ۳۵۰ اوین در ۲۸ فروردین ۱۳۹۳ بود.

“انتقام‌گیری قوه قضائیه از دولت روحانی”

“کلمه” افزایش سخت‌گیری‌ها و اعمال فشار بر زندانیان سیاسی را نتیجه دشمنی مسئولان دستگاه قضایی با دولت روحانی می‌داند و اشاره می‌کند به این‌که هر گاه دولت روحانی موفقیتی به دست آورده و مورد توجه مردم قرار گرفته، قوه قضائيه فشار بر زندانیان سیاسی را افزایش داده است.

به نوشته “کلمه”، خانواده‌‌های زندانیان سیاسی با توجه به مشاهدات و تجربه خود نگران‌اند که “موفقیت دولت در توافق هسته‌ای و استقبال مردم از آن” نیز عامل جدیدی برای تشدید فشار بر عزیزانشان شود و “مسئولان قضایی کینه خود را از دولت بر سر این زندانیان خالی کنند”.

ماه گذشته نیز همین پایگاه اینترنتی از افزایش فشار بر فعالان سیاسی، احضارها و سختگیری‌های امنیتی و صدور احکام سنگین برای فعالان سیاسی توسط دادگاه انقلاب خبر داده بود. به نوشته “کلمه”، در اعمال فشار بر فعالان سیاسی افرادی از نهاد ریاست جمهوری نیز با اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضائیه همکاری می‌کنند.

No responses yet

Nov 28 2014

عروسی فرزند؛ مراسمی که غایب بزرگش مادر بود: نامه فریبا کمال آبادی به ترانه؛ عروس زیبایش

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

روز: فریبا کمال آبادی،از اعضای زندانی گروه یاران، که به علت بهایی بودن، بیست سال حکم گرفته است،اجازه شرکت در عروسی دخترش را نیافت؛مادری که ۷ سال است در زندان به سر می برد و یک بار هم به مرخصی نیامده. خانم کمال آبادی حتی تقاضا کرده بود با دستبند در مراسم عروسی فرزندش، ترانه، حاضر شود اما با تقاضای وی موافقت نشد.به این ترتیب حضور مادری در عروسی دخترش، منحصر به نامه ای شد که متن آن در اختیار روز قرار گرفته.وی در این نامه که در مراسم عروسی قرائت شد از رنج هایش گفته و پرسیده:از چه می ترسند که اجازه شرکت مادری در عروسی فرزندش را نمی دهند؟
متن نامه در پی می آید:

ترانه ی من عروس زیبایم

در این لحظه که قلم به دست گرفته ام و برایت می نویسم دریای سرور در من موج میزند و امواج شعف بر ساحل قلب می کوبد.
برخی چنین گمان کنند که درد و رنج همواره با حزن و اندوه ملازم است اما اینگونه نیست. چه که می توان در اوج درد و رنج در فضای بی کران سرور بال گشود و در آسمانهای رفیع شادمانی پرواز نمود. این درد چیست و این سرور کدام است؟
این درد، درد فراق است، درد هجر مادری است که سالیانی چند از کودکش دور گشته، بی مدد زبان برایش ترنمات عاشقانه سروده، با هیکل خیال تنگ در آغوشش فشرده و گرمایش بخشیده، بی چشم سر برآمدن و بالا کشیدنش را نگریسته و اکنون با چشم روح، او را آراسته و برازنده در لباس سفید عروسی نظاره می کند.
این درد، درد فراق است، درد هجر کودکی است که از مادر جدا گشته و بی آنکه سهمش را از حق مادری بستاند، رشد کرده و بالیده. در لحظات تلخ و شیرین کودکی، در اوقاتی که سخت نیازمند گرمای مادر بوده اورا در کنارش نداشته و اکنون نیز در زیباترین و با شکوه ترین لحظات حیاتش، در مراسم ازدواجش جای مادر را خالی می یابد.
این درد رایحه ای دلپذیر دارد زیرا آکنده از عطر خوش سرور است: این سرور، سرور مادری است که کودکش را جوانی برازنده می یابد، او را مصمم و استوار میبیند، کردارش را متین، انتخابش را فرید و آمالش را منیع مشاهده می کند و انتخابش را می ستاید.
این سرور، سرور کودکی است که معنای هجر مادر را در می یابد و با گام نهادن در مسیر خدمت این معنا را غنا می بخشد و اکنون دست در دست فرید مسیر خدمت را با قوت و سرعتی افزون تر از قبل می پیماید.
ترانه و فرید عزیزم

می دانم که مرا به خاطر تمامی قصورهایم خواهید بخشید. می دانم که عذر مرا از عدم حضورم در این شادترین اوقات حیاتتان خواهید پذیرفت. می دانید که با تار و پود جانم و با تمامی سلولهای وجودم در کنارتان هستم و دعایم در فضای مراسمتان آکنده است. می دانید که تمامی تلاشم را برای حضورم به کار گرفته ام: می دانید که برای شرکت در مراسم ازدواجتان درخواست مرخصی نموده ام و امروز پس از گذشت حدود 7 سال از در بند شدنم حتی در شرایطی چنین خاص با درخواستم موافقت نکرده اند. می دانید که پس از رد درخواست مرخصیم تقاضای اعزام چند ساعته ولو تحت الحفظ و با دستان بسته و با حضور مامور نموده ام. حتی هم بندی های مهربانم نیز طی ارسال مکتوبی به مسوولین، این درخواست را از جانب خود مطرح ساختند.

اگرچه موافقت اولیه با این درخواست، موجب امیدواری و شادی شما شد و سعی نمودید برنامه هایتان را تغییر و با شرایط جدید تطبیق دهید، اما پس از چند روز با آن نیز مخالفت گردید.
پس از اعلام این مخالفت به من، زمانی که از دفتر کارشان خارج شدم، خود به دنبالم فرستادند و قول انجام سومین درخواستم یعنی اجرای عقد در زندان اوین را دادند. قرار شد اتاقی در ساختمان اجرای احکام در اختیارمان گزارده و عقد با حضور حداکثر ده نفر برگزار گردد و من این قرار نهایی را تلفنی به اطلاعتان برسانم. اگر چه شما از مخالفت با اعزامم محزون شدید ولی با اعتماد به قول مسوولین به این آخرین امکان دل بستید و بار دیگر برنامه هایتان را تغییر و با شرایط جدید تطبیق دادید، اما سرانجام اعلام نمودند که با شق سوم نیز مخالفند و چنین شد که من امکان حضور در عزیز ترین لحظه ی حیاتمان را نیافتم.
می بینید با چه روشی با زندانی رفتار می شود؟ و چه شکنجه ی نامحسوسی به کار بسته می شود؟ گویی با سنگی و چوبی بی جان روبرویند که هر نوع به آن ضربه زنند با آن بازی کنند و پرتابش نمایند چیزی حس نکند.(اما سخت در اشتباهند زیرا در آن هنگام نه ما، که خودشان همچون آن سنگ و چوبند و از تمامی احساسات انسانیشان عاری چه که قادر به درک احساسات عمیق مادری و فرزندی نیستند.)
ترسشان از کیست و بیمشان از چه؟ از مادری است که فقط و فقط به جرم اعتفاد به دیانت بهایی باید بیست سال از ایام حیاتش را در زندان بگذراند و پس از گذشت حدود هفت سال حتی برای چند ساعت از شرکت در مراسم ازدواج فرزندش محروم باشد؟ جرم من زیباترین جرم عالم است. جرمی است که نه تنها من بلکه تمامی نسل های آینده ی من نیز به آن افتخار می کنند. جرمی است که در طی تاریخ، تمامی اولیا و انبیا به جهت داشتن آن متاعب عظیمه و مصائب شدیده دیده اند. جرم من پرستش خداوند یکتا و اذعان به حقانیت تمامی ادیان الهی است. جرم من کوشش به جهت تحقق آرمان وحدت عالم انسانی و صلح عمومی است. جرم من پروراندن آرزوی خدمت به عالم بشری در سر و عشق آدمی در دل است.جرم من تلاش در احیای کشور مقدسمان ایران و اعتلا و سرافرازی آن است.

بگذارید باز هم برایتان از سرور بگویم که با تابش و درخشش بی نظیرش تجلیات درد و رنج را بی رمق، بل محو می سازد.
ترانه ی گلم، اگر با جدایی من، به ظاهر از موهبت داشتن مادر محروم شد از موهبت بزرگ تر مادری مهربان تر بهره مند گردیدی و فریبای دیگری آغوش پر مهرش را بر تو گشود. همان طور که در طول حیاتت آغوش گرم مادران دیگری را نیز تجربه کرده ای: عالیه زرین کار، فیروزه اولادی، فریبا اشراقی و بسیاری از عزیزان دیگر و اینچا من با قلمی عاجز و بیانی نا توان، عشق و ایثارشان را ارج می نهم.
جلوه ی دیگر سرور و شادکامی نصیب من است: من نیز اگرچه از همراهی و زندگی در کنار دو دخترم محروم شده ام، اما به داشتن دختران عزیزی مفتخر گشته ام که علاوه بر من، ایران و ایرانیان به داشتن ایشان افتخار خواهند نمود.
کسانی که با کمالات و قابلیاتی بی نظیر بهای گزاف گذر عمر، استعداد و جوانی خود در زندان را در ازای کسب عزت و سربلندی ایران عزیز می پردازند. این است تحقق آرمان ما:جهان یک خانواده گردد و روابط آدمیان همانند روابط مادران و دختران ؛ پدران و پسران و خواهران و برادران، عاشقانه شود.
آذر ۱۳۹۳

زندان اوین

No responses yet

Nov 04 2014

غنچه قوامی «اعتصاب غذا» کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: برادر غنچه قوامی می‌گوید او اعتصاب غذا کرده است. این شهروند ایرانی-بریتانیایی که در پی تلاش برای تماشای مسابقات والیبال مردان در ورزشگاه آزادی و اعتراض به راه ندادن زنان بازداشت شد، اخیرا بنا بر گزارش‌ها به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال زندان محکوم شده است.

ایمان قوامی برادر خانم قوامی به خبرگزاری فرانسه گفته است «او از روز شنبه (۱۰ آبان) در اعتصاب غذا به سر می‌برد.»

وکیل دختر ۲۵ ساله ایرانی بریتانیایی، روز شنبه از صدور حکم زندان و نشان دادن آن از سوی رئیس دادگاه خبر داده بود، اما تاکیده کرده بود «حکم هنوز ابلاغ نشده است».

برادر غنچه قوامی ۱۲ آبان به خبرگزاری فرانسه گفت «او غذا نمی‌خورد و از نوشیدن مایعات هم خودداری کرده است».

او می‌گوید خواهرش، در زندان، در حالی‌که هیچ حکم رسمی برایش صادر نشده در «ناامیدی» به سر می‌برد.

ایمان قوامی افزوده که همه چیز تمام و پرونده بسته شده است؛ «من نمی‌فهمم چرا آنها نمی‌خواهند حکم را صادر کنند وقتی تصمیم گرفته شده است. این موضوع ما را کمی نگران می‌کند. آنها هیچ مبنای قانونی برای نگه داشتن او در بازداشت ندارند».

وزارت خارجه بريتانيا، ۱۱ آبان ماه، به گزارش‌های منتشر شده درمورد صدور حکم زندان برای خانم قوامی واکنش نشان داد و در این مورد ابراز نگرانی کرد.

این وزارت‌خانه در بیانیه‌ای گفته بود «ما نگران گزارش‌ها در خصوص صدور حکم ۱۲ ماه زندان برای غنچه قوامی به اتهام تبليغ عليه نظام هستيم.»

عفو بين‌الملل نيز با عنوان کردن این موضوع که او «زندانی اندیشه است» از صدور حکم زندان انتقاد کرده و خواهان آزادی فوری خانم قوامی شده است.

غنچه قوامی ۳۰ خرداد سال جاری برای تماشای مسابقات واليبال مردان به ورزشگاه آزادی تهران رفته بود. نیروهای امنیتی او را به دليل اعتراض به راه ندادن زنان به ورزشگاه دستگير، اما ساعاتی بعد آزاد کردند.

با این همه چند روز بعد که برای پس گرفتن لوازم شخصی خود اقدام کرد، دوباره بازداشت شد.

No responses yet

Oct 30 2014

جایزه “آزادی و مسئولیت علمی” برای امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: جایزه‌ی سال ۲۰۱۴ انجمن جهانی “پیشبرد علم” به امید کوکبی، فیزیک‌دان و زندانی سیاسی تعلق گرفت. مسئولان این انجمن ایستادگی کوکبی در دفاع از “آزادی علمی” و تن ندادن او به همکاری با آن‌چه به آن اعتقاد ندارد را ستودند.

جایزه‌ی “آزادی و مسئولیت علمی” متعلق به انجمن جهانی “پیشبرد علم” به امید کوکبی، فیزیک‌دان و زندانی سیاسی ایرانی، تعلق گرفت.

در بیانیه‌ی این انجمن جهانی علمی ضمن تقدیر از تلاش‌های کوکبی در دفاع از حق آزادی علمی محققان آمده است: «اتفاق رایجی نیست که یک دانشمند جوان در دفاع از حق آزادی آکادمیک و علمی، آزادی خویش را به خطر بیاندازد. امید کوکبی اما این خطر را کرد.»

بیانیه می‌گوید این جایزه به دلیل “شجاعت” کوکبی و “ایستادگی او در دفاع از حق آزادی علمی” و این‌که ترجیح داد حبس را تحمل کند اما از دانش خود در راهی که به آن باور ندارد استفاده نکند، به این محقق جوان تعلق می‌گیرد.

امید کوکبی کیست؟

امید کوکبی یکی از برگزیدگان المپیاد فیزیک و دانشجوی نخبه‌ی ایرانی است که در دانشگاه تگزاس آمریکا به عنوان محقق مهمان در رشته‌ی فیزیک اتمی با گرایش لیزر به تحقیق مشغول بود.

او در بهمن ماه ۱۳۸۹ هنگامی که بعد از سفری کوتاه به ایران قصد بازگشت به آمریکا را داشت در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد. کوکبی به اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” و ” کسب درآمد نامشروع” در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

دادگاه به این دلیل که دانشگاه آمریکایی هزینه‌ی سفرهای تحقیقاتی و مطالعاتی کوکبی به ایران را پرداخت می‌کرد، او را به “کسب درآمد نامشروع” متهم کرد. دلیل اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” نیز این است که کوکبی پیش از این حاضر نشده بود بورسیه جمهوری اسلامی شود و ترجیح داده بود با بورسیه دانشگاه آمریکایی برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور برود.

پرهیز کوکبی از همکاری با برنامه اتمی ایران

امید کوکبی در نامه‌ای که از زندان به بیرون فرستاد اعلام کرد که چندین بار از سوی مقامات امنیتی و نظامی ایران به دلیل تخصص‌اش به فعالیت در برنامه‌ی اتمی ایران دعوت شد و هربار این دعوت را رد کرد. او نوشت که او به “حق آزادی شخصی در انتخاب مسیر حرفه‌ای زندگی” باور دارد و تمایلی نداشته تا عضوی از برنامه‌ی اتمی چالش‌برانگیز ایران باشد.

گزارش‌ها از داخل بند ۳۵۰ زندان اوین حاکی از آن است که امید کوکبی در زندان به دیگر زندانیان علاقه‌مند، زبان انگلیسی و فیزیک درس می‌دهد.

در سپتامبر گذشته ۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل در نامه‌ی سرگشاده‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار آزادی کوکبی شدند. سعید خلیلی، وکیل مدافع کوکبی پیش از این اعلام کرد که با درخواست او برای برگزاری مجدد دادگاه مخالفت شده است.

No responses yet

Jul 26 2014

تظاهرات افغان‌ها برای حمایت از رضا شهابی و زندانیان سیاسی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: در تظاهرات جلال‌آباد افغانستان با مادران عزادار ایران هم ابراز هم‌دردی شد

شماری از شهروندان افغانستان برای حمایت از رضا شهابی، عضو زندانی هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد ایران و زندانیان سیاسی دیگر مقابل کنسولگری ایران در جلال‌آباد تجمع کردند.

معترضان از حکومت ایران خواستند کلیک رضا شهابی، فعال کارگری را هرچه سریع تر آزادکند.

این تظاهرات روز پنج‌شنبه ۲۴ ژوئیه، به دعوت حزب همبستگی افغانستان انجام شد.

در این تظاهرات با ‘مادران عزادار’ در ایران ابراز هم‌دردی شده است. مادران عزادار گروهی از زنان ایرانی هستند که فرزندانشان توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران کشته یا اعدام شده و همچنین گروهی که برای هم‌دردی با این زنان با آنان همراهی می‌کنند.

آقای شهابی که در اعتراض به انتقال خود از زندان اوین به زندان رجایی‌شهر و توقف درمان حدود ۵۰ روز در اعتصاب غذا بود، چند روز پیش اعتصاب غذا را شکست.

دادستانی تهران به او گفته در صورت شکستن اعتصاب با مرخصی پزشکی او موافقت می‌کند.

حزب همبستگی افغانستان روز چهارشنبه هم کلیک تظاهراتی برای حمایت از مردم غزه برگزار کرده بود.

No responses yet

Jul 03 2014

جمهوری اسلامی قتلگاه انسان: زندانی سیاسی حمزه ناروئی، هموطن بلوچ زیر شکنجه جانباخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ملیون: بنابه گزارش رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یکی از زندانیان سیاسی هموطن بلوچ در اثر شکنجه های وحشیانه در سلولهای انفرادی جان خویش را فدای راه آزادی مردم ایران نمود.

روز چهارشنبه ۴ تیر ماه زندانی سیاسی حمزه ناروئی ۲۳ ساله که ۴ ماه در سلولهای انفرادی بند قرنطینه زندان مرکزی زاهدان بدون ملاقات و ارتباط با خانواده اش در شرایط قرون وسطایی زندانی بود در اثر شکنجه های وحشیانه جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران نمود.

در هفته قوه قضاییه گروهی از مسئولان قوه قضاییه از این بند بازدید می کنند. جان باخته راه آزادی حمزه ناروئی نسبت به شرایط و وضعیت غیر انسانی خویش اعتراض می کند و همین باعث می شود که فردی به نام سرگل زای معاون مرزیه« دادستان استان سیستان و بلوچستان »دستور تنبیه وی که همانا شکنجه این زندانی سیاسی می باشد را می دهد.این زندانی در زیر شکنجه های وحشیانه بازجویان وزارت اطلاعات به قتل رسانده می شود.

زندانی سیاسی حمزه ناروئی ۷ ماه پیش در شهر زاهدان به خاطر فعالیتهای سیاسی دستگیر شد. ۳ماه را در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات زاهدان تحت بازجویی و شکنجه های غیر انسانی قرار داشت. سپس او را به سلولهای انفرادی بند قرنطینه زندان مرکزی زاهدان منتقل کردند و ۴ ماه در سلولهای انفرادی بدون داشتن امکان ملاقات با خانواده اش و حتی تماس تلفنی زندانی بود. پیش از این برادر او علی ناروئی توسط مامورین وزارت اطلاعات به خاطر فعالیتهای سیاسی به قتل رسانده شده بود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، به قتل رساندن این زندانی سیاسی در زیر شکنجه را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار اعزام یک هیئت تحقیق برای بررسی این جنایت و گزارش آن به مراجع بین المللی است تا آمران و عاملان این جنایت دستگیر و به مجازت برسند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۱ تیر۹۳ برابر با ۰۲ ژولای

No responses yet

Jun 26 2014

وضعیت وخیم سلامتی رضا شهابی در زندان، پس از ٢۵ روز اعتصاب غذا

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: داود رضوی عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد توضیح می دهد که نه فقط به نیازهای سلامتی رضا شهابی در زندان توجهی نشده بلکه اینک یک ماه است که او را – همراه شش زندانی سیاسی دیگر – از بند 350 زندان اوین به زندان رجائی شهر تبعید کرده اند. رضا شهابی پس از این تبعید است که دست به اعتصاب غذا زده است.
گفت‌و‌گو با داود رضوی عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد
گوش کنید (07:09)

در حالیکه امروز اعتصاب غذای رضا شهابی از رهبران سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی وارد بیست و پنجمین روز خود شد ، ناظران اگاه خبر می دهند که وضع سلامتی او به مخاطره افتاده است. گفته می شود مسئولان زندان رجائی شهر از وی خواسته اند دست از اعتصاب غذا بر دارد تا به خواسته هایش رسیدگی کنند. ولی او مخالفت کرده و شکستن اعتصاب خود را به پذیرفته شدن مطالباتش منوط کرده است.
در گفتگوئی با داود رضوی عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد وی درباره وضعیت همکار زندانی اش می گوید رضا شهابی که تا کنون پنج سال زندان را تحمل کرده است در کل از نظر جسمانی بسیار مشگل دارد. چرا که نوزده ماه در انفرادی بوده و در موقع بازداشت نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
بعقیده داود رضوی این شرایط ناگوار بر روی مهره های گردن و کمر او چنان تاثیراتی گذاشتند که مجبور شدند او را به بیمارستان منتقل کنند و یک جراحی شش ساعته روی گردن او انجام گرفت که البته عملی بسیار حساس بود. از این رو رضا شهابی باید پس از این عمل جراحی مدتی در منزل استراحت میکرد تا بهبودی کامل پیدا کند. ولی متاسفانه ماموران او را به زندان بازگرداندند و معالجه خیلی موثر واقع نشد.
بروایت داود رضوی وضعیت بد زندان باعث شد که بیماری شهابی تشدید شود بطوریکه سمت چپ بدنش بی حس می شد. او را دوباره به بیمارستان بردند و معلوم شد که مهره های کمرش هم نیاز به عمل جراحی فوری دارد. ولی این عمل هیچگاه انجام نشده است.
داود رضوی توضیح می دهد که نه فقط به نیاز های سلامتی شهابی توجهی نشده بلکه اینک یک ماه است که او را – همراه شش زندانی سیاسی دیگر – از بند 350 زندان اوین به زندان رجائی شهر تبعید کرده اند.
رضا شهابی پس از این تبعید است که دست به اعتصاب غذا زده است. او این بار علاوه بر خواست اساسی اش مبنی بر رسیدگی به وضعیت ناسالم جسمانی اش ، خواهان بازگشت به بند 350 زندان اوین است. علاوه بر این او نمی داند که چرا بر طبق قواعد زندان در کشور ، چرا او را که پنج سال از شش سال زندانش را گذرانده است ، بطور مشروط آزاد نمی کنند.
داود رضوی می گوید همکارش رضا شهابی در جریان 25 روز اعتصاب غذا حدود هفت و نیم کیلو از وزن بدنش کاسته شده و وضعیت وخیمی دارد.

No responses yet

Apr 28 2014

کانون نویسندگان ایران: زندانیان سیاسی آزادی بیان می‌خواهند، نه ضرب‌و‌شتم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: کانون نویسندگان ایران طی بیانیه‌ای که یک نسخه از آن در اختیار «خودنویس» قرار گرفته ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین این رفتار حاکمیت ایران را محکوم کرد.

متن کامل بیانیه که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:

روز پنج شنبه ۲٨ فروردین ۱٣۹٣، زندانیان بند ٣۵۰ در زندان اوین مورد ضرب وشتم شدید زندانبانان قرار گرفتند. به شهادت ۷۴ تن از زندانیان این بند، این ضرب وشتم توسط نیروهای لباس شخصیِ اطلاعات و حفاظت زندان انجام گرفته و در جریان آن شمار بسیاری از زندانیان سخت مجروح شده‌اند، به طوری که برخی از مجروحان را به بهداری زندان برده‌اند، اما به رغم نظر پزشکانِ آنجا مبنی بر ضرورت انتقال آنان به بیمارستانی در بیرونِ زندان از این کار جلوگیری شده است. ده‌ها تن از مضروبان را به سلول‌های انفرادی منتقل کرده‌اند و این زندانیان نیز در اعتراض به این یورش دست به اعتصاب غذا زده‌اند. بر اساس شهادت نامهٔ زندانیان، این ضرب و شتمِ بی‌سابقه در جریان بازرسیِ اتاق‌های بند نامبرده روی داده است، که زندانبانان اصرار داشته‌اند بازرسی بدون حضور زندانیان و حتا مسئولان اتاق‌ها یا نمایندگان زندانیان انجام گیرد.

به استناد بازرسی‌های پیشینِ این بند و بنا بر اظهارات زندانیان آزادشده، گفته می‌شود که این بازرسی از جمله به بهانهٔ یافتنِ وسایل ارتباطی انجام گرفته که استفاده از آن‌ها به نظر زندانبانان غیرقانونی است. این در حالی است که سال هاست تلفن عمومی بند ٣۵۰ قطع است و زندانیان این بند برای ارتباط با بیرون به ویژه تماس با خانواده‌هایشان هیچ وسیله‌ای در اختیار ندارند. اگر هدف زندانبانان درهم شکستن روحیهٔ زندانیان سیاسی از طریق ایجاد رعب و هراسِ برنامه ریزی شده نیست، و اگر مسئلهٔ آنان واقعاً این است که زندانیان از وسایل غیرقانونی برای ارتباط استفاده نکنند، راه جلوگیری از این کار نه ضرب وشتم زندانیان بلکه به رسمیت شناختن آزادی بیان آن‌ها و در اختیار گذاشتن وسیلهٔ قانونی و عمومی – بدون هیچ گونه محدودیت و شنود – برای ارتباط است.

زندانی، اعم از سیاسی و غیرسیاسی، به صرف زندانی شدن از هیچ یک از حقوق انسانی‌اش و از آن میان حق آزادی بیان محروم نمی‌شود. زندانیان می‌توانند نه تنها با خانواده‌های خود ارتباط داشته باشند، بلکه حق دارند دربارهٔ هر مسئله‌ای از جمله مسائل سیاسی اظهارنظر کنند و نظر خود را در رسانه‌ها منتشر کنند.

کانون نویسندگان ایران خواهان به رسمیت شناختن آزادی بیان برای تمام زندانیان است و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ٣۵۰ را محکوم می‌کند. ضرب و شتم و رعب آفرینی مشکل سرکوبگران را حل نمی‌کند، حتی اگر آن مشکل بر اثر اقدام «غیرقانونیِ» زندانیان مضروب به وجود آمده باشد.

کانون نویسندگان ایران

No responses yet

Apr 27 2014

برادر یاشار دارالشفاء، زندانی سیاسی دستگیر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: پس از دیدار پنج‌شنبه (۴ اردیبهشت) جمعی از فعالان مدنی با خانواده یاشار دارالشفاء، از زندانیان آسیب‌دیده بند ۳۵۰ اوین، برادر وی، کاوه نیز توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شد. طبق اخبار رسیده به «رادیو زمانه»، این اقدام جمعه شب، ۵ اردیبهشت، پس از بازرسی خانه‎ خانواده دارالشفاء صورت گرفته است.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی که خواست نامش فاش نشود، گفت: «مأموران وزارت اطلاعات در ساعات دیر وقت شب به خانه خانواده دارالشفاء رفته‌اند. به مدت چهار ساعت خانه را تفتیش و برادر وی، کاوه را نیز بازداشت کرده‌اند.»

این منبع در گفت‌وگو با «زمانه» تأکید کرد که مأموران وزارت اطلاعات موبایل، کامپیوتر و نوشته‌ها را نیز با خود برده‌اند.

همچنین او افزود که در روزهای اخیر مأموران وزارت اطلاعات در تماس با خانواده زندانیان سیاسی بند۳۵۰ نسبت به تجمع شنبه (پنجم اردیبهشت) در مقابل دادستانی تهران هشدار داده‌ بودند.

بر مبنای گزارش‌ها، یاشار دارالشفاء در جریان بازرسی و ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ توسط مأموران امنیتی، مجروح و به سلول انفرادی انتقال پیدا کرد.
جزئیات دیدار با خانواده دارالشفاء

روز پنج‌شنبه، یک هفته پس از حمله ماموران امنیتی به زندانیان بند ۳۵۰ اوین، و ضرب و شتم زندانیان سیاسی، گروهی از فعالان مدنی در تهران به دیدار خانواده او رفتند.

در این دیدار مادر و برادر یاشار دارالشفاء در باره آخرین وضعیت زندانیان آسیب‌دیده در اوین توضیح داده‌اند. آن‌ها همچنان نگران وضعیت زندانیانی هستند که هنوز با خانواده خود ملاقات نداشته‌اند.

مادر یاشار دارالشفاء گفته است که در ملاقات کابینی کوتاهی که با فرزندش داشته، وضعیت جسمی او را مساعد نیافته است، طوری که «دو مأمور زیر بغل یاشار را گرفته بودند تا بتواند برای ملاقات بیاید».

وی همچنین توضیح داده است که ابتدا از جانب مسئولان زندان اعلام شده بود که زندانیان اجازه ملاقات ندارند. به گفته وی با برخی از خانواده‌ها تماس گرفته‌ و خبر داده‌اند که تا سه هفته اجازه دیدار فرزندان شان را ندارند، اما در نتیجه اعتراض خانواده‌ها در سالن ملاقات زندان اوین، سرانجام ماموران ناگزیر شده‌اند که اجازه ملاقات به تعدادی از خانواده‌ها را بدهند.

در دیدار فعالان مدنی با خانواده دارالشفاء از قول زندانیان نقل شده که ضرب و شتم آن‌‌ها «بسیار شدید» و جراحت برخی از زندانیان بسیار زیاد بوده است.

دیدار فعالان مدنی با خانواده دارالشفاء
در ادامه این دیدار، تعدادی از فعالان نیز نگرانی خود را نسبت به وضعیت زندانیان ابراز داشتند و اعلام کردند که تداوم این وضعیت موجب گسترش اعتراض ها خواهد شد.
«خواست محاکمه عاملان و آمران»

در دیدار با خانواده دارالشفاء همچنین گفته شده است: «فارغ از عقاید و مواضع متفاوت، باید تلاش شود تا حقوق اولیه زندانیان سیاسی و مدنی مورد توجه قرار گیرد و محاکمه آمران و عاملان هجوم سرکوبگرانه خواسته مشترک همه فعالان است.»

یاشار دارالشفاء همراه با عبدالفتاح سلطانی و سروش ثابت از ۲۰ زندانی‌ای بودند که طی نامه‌ای گزارش صدا سیما را از وقایع زندان اوین کذب خواندند. این زندانیان اعلام کرده بودند که در اعتصاب غذا به سر می‌‌برند.

در اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، یاشار دارالشفاء به اتهام «اجتماع و تبانی، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رئیس‌جمهوری» بازداشت و به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد.

این فعال طیف چپ از آبان‌ماه سال ۱۳۹۱، برای گذراندن پنج سال و شش ماه حبس تعزیری به بند ۳۵۰ اوین منتقل شده بود.

در روز پنج‌شنبه، ۲۸ فروردین‌ماه، در حمله مأموران امنیتی و بیش از ۱۰۰ نفر از سربازان گارد سازمان زندان‌ها به بند ۳۵۰ آن زندان، بیش از ۳۰ زندانی سیاسی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و گروهی از آن‌ها نیز به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .