دویچهوله: میشل باچلت، کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر روز جمعه ۱۵ آذر (۶ دسامبر) از سرکوب خشن معترضان به افزایش بهای بنزین در ایران بشدت انتقاد کرد.
میشل باچلت، کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر روز جمعه ۱۵ آذر (۶ دسامبر) در ژنو از سرکوب خشن معترضان به افزایش بهای بنزین در ایران به شدت انتقاد کرد.
به گفته باچلت بیش از هفت هزار نفر بازداشت شدهاند و گزارشهایی از بدرفتاری برای گرفتن اعترافات اجباری بدست سازمان ملل رسیده است. دفتر حقوق بشر سازمان ملل قتل حداقل ۲۰۸ نفر را که در میان آنها ۱۲ کودک وجود دارند، تایید کرده است.
کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل میگوید حکومت ایران آمار و ارقام قربانیان را که توسط نهادهای حقوق بشری اعلام شده، قبول ندارد اما خود ایران نیز تاکنون از ارائه آمار دقیق تلفات یا دستگیریها در سرتاسر کشور خودداری کرده است.
در بیانیه میشل باچلت آمده است: «تجزیه و تحلیل ویدئوهای منتشر شده از اعتراضات نشان میدهند که برخی از ماموران امنیتی از پشت به سوی افراد غیر مسلح که در حال فرار بودهاند مستقیما شلیک کردهاند. برخی دیگر به صورت و یا اعضای مهم بدن تیراندازی کردهاند.»
باچلت با تاکید گفت: «به عبارت دیگر قصد آنها کشتار معترضان بوده است.»
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به این که نیروهای امنیت ایران معترضان را “مستقیماً” هدف قرار دادهاند، گفته است، چنین رفتاری “نقض جدی حقوق بشر است”.
کمیسر عالی سازمان ملل متحد از دولت جمهوری اسلامی ایران خواست افراد بازداشت شده را سریعا آزاد کرده و مسئولین نقض حقوق بشر را به پای میز محاکمه بکشاند.
کمیسر عالی حقوق بشر همچنین به “گزارشهای بسیاری مبنی بر بدرفتاری با افراد دستگیر شده” اشاره کرده که هدف آنها از جمله اخذ “اعترافات اجباری” از بازداشتشدگان است.
اعتراضهای ایرانیان در آخرین روزهای آبانماه که در بیش از ۷۰۰ شهر و نقطه ایران برگزار شد، به خونینترین شکل ممکن از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی سرکوب شد. این اعتراضها در پی اعلام ناگهانی سهبرابر شدن قیمت بنزین در ایران رخ داد.
طبق برآوردهای عفو بینالملل دستکم ۲۰۸ نفر در این اعتراضها جان خود را از دست دادهاند. مقامهای آمریکا روز گذشته (پنجشنبه ۵ دسامبر) اعلام کردند بنابر گزارشهایی که به دست آنها رسیده، بیش از یکهزار نفر از شهروندان ایران در اعتراضات آبانماه کشته شدهاند. برایان هوک، مسئول امور ایران در وزارت خارجه آمریکا گفت، چند هزار ایرانی زخمی شده و دستکم هفت هزار معترض دستگیر شدهاند. در میان کشتهها ۱۲ کودک دیده میشوند.
رادیوفردا: نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران میگوید نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی از زمان آغاز اعتراضها به افزایش قیمت بنزین، بیش از هزار نفر از معترضان را کشتهاند.
برایان هوک روز پنجشنبه ۱۴ آذر به خبرنگاران در وزارت خارجه آمریکا گفت: «با بیرون حقایق از داخل ایران، این طور بر میآید که رژیم از زمان آغاز اعتراضها بیش از هزار نفر از شهروندانش را به قتل رسانده است».
وی گفت یکی از ویدئوها از این اعتراضها نشان میدهد که بیش از صدنفر تیر خورده و کشته شدند.
نماینده ویژه آمریکا افزود که «هزاران ایرانی» نیز مجروح و دستکم هفت هزار نفر بازداشت شدهاند.
شورای امنیت کشور بامداد ۲۴ آبان تصمیم شورای هماهنگی سران سه قوه برای افزایش قیمت بنزین آزاد به سه برابر را بهطور ناگهانی اعلام کرد که این امر به بروز اعتراضها در بیش از ۲۰۰ شهر کشور انجامید.
این اعتراضات که حکومت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود، با دخالت نیروهای امنیتی به سرعت به خشونت کشیده شد تا جایی که عفو بینالملل میگوید دستکم ۲۰۸ نفر کشته شدهاند ولی به گفته این سازمان، رقم واقعی بیش از این تعداد است.
برآورد سایت «کلمه» نزدیک به میرحسین موسوی میگوید که دستکم ۳۶۶ نفر در این اعتراضها کشته شدهاند.
این خونینترین اعتراضها در ایران طی دستکم ۴۰ سال گذشته است.
برایان هوک در بخش دیگری از اظهاراتش، رفتار رژیم ایران با شهروندانش را «نفرتانگیز و غیرقابل قبول» خواند و گفت که این کشور در میانه «بدترین بحران سیاسی قرار دارد که رژیم [جمهوری اسلامی] در ۴۰ سال گذشته با آن روبرو بوده است».
وی گفت وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا تصاویر و ویدئوهایی از ۳۲ هزار نفر در ایران دریافت کرده و این اطلاعات به علاوه گزارشهای دریافتی از گروههای خارج از کشور، مبنای آمار ارائه شده درباره تعداد کشتهشدگان است.
نماینده ویژه آمریکا افزود: وزارت خارجه ویدئویی دریافت کرده که نشان میدهد نیروهای سپاه پاسداران یکصد نفر از معترضان را پس از تعقیب و به رگبار بستن آنها به قتل رسانده است.
به گفته آقای هوک، «اجساد کشتهشدگان سپس در کامیونها ریخته و منتقل شدهاند. اجساد هم تنها به خانوادههایی تحویل شده که تعهد دادهاند مراسم ختم برای آنها نگیرند».
وی از جامعه جهانی خواست برای فشار وارد آوردن به رژیم ایران برای شنیدن خواستههای معترضان در کنار ایالات متحده بایستند.
نماینده ویژه آمریکا در امور ایران تاکید کرد که «این رژیم هوادارانش را از دست داده و تنها متکی به تعدادی از روحانیون است. اتکای اصلیاش تنها به قوه قهریه است».
پیشتر مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده گفته بود که ۲۰ هزار پیام، ویدئو و عکس درباره آزار و اذیت حکومت ایران در جریان اعتراضها دریافت کردهایم.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران به رغم گذشت دو هفته از اعتراضها هنوز حاضر نشدهاند آماری درباره تعداد کشتهشدگان، مجروحان و بازداشتیها ارائه کنند و آمار منابع مستقل در این زمینه را رد کردهاند.
آیتالله علی خامنهای رهبر ایران در اولین واکنش خود، اعتراضها را «کار اشرار، کینهورزان و انسانهای ناباب» دانسته بود. ولی روز ۱۳ آذر در پاسخ به گزارش شورای عالی امنیت ملی گفته بود که به برخی خانواده «دیه» پرداخت و از آنها «دلجویی» شود.
حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی، نیز دستور داده که هیاتی برای بررسی نحوه «جبران خسارات شهروندانی که در حوادث هفته پایانی آبانماه دچار آسیب شدهاند»، تشکیل شود.
اعتراضهای ایران واکنش مقامات ایالات متحده را نیز به دنبال داشته است که از آن جمله دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هشدار داده که جهان نظارهگر آن است.
آقای ترامپ تاکید کرد که خبرنگاران و روزنامهنگاران باید بتوانند «به ایران بروند و ببینند که چه خبر است».
بر اساس گزارش خبرگزاریهای بینالمللی و سایت رادیو فردا/ ک.ر
بیبیسی: یک منبع آگاه به شرط فاش نشدن هویتش به بیبیسی فارسی اطلاع داده است که وزارت اطلاعات ایران در اوایل هفته جاری بیش از ١٠ عضو بسیج را بازداشت کرده است.
اعضای بسیج شبانه در خانههای خود در جنوب غرب استان تهران بازداشت شدهاند.
منبع آگاه به بیبیسی فارسی گفت افراد بازداشتی در سرکوب اعتراضات اخیر نقش داشتهاند و شنیدهها حاکی از آن است که بازداشتشان در همین رابطه است.
یک ساعت پس از انتشار خبر بیبیسی فارسی، خبرگزاری فارس به نقل از مقامهای قضایی و امنیتی این خبر را تکذیب کرد. خبرگزاری فارس نوشت که “از چهار مرجع قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و سازمان اطلاعات سپاه پیگیری لازم را به عمل آورد که هر چهار مرجع این خبر را تکذیب کردند.” فارس گفت سازمان بسیج مستضعفین هم این خبر را تکذیب کرده است.
وزارت اطلاعات ایران نیز متعاقبا با انتشار بیانیه ای خبر بازداشت این گروه از بسیجیان را تکذیب کرد.
اعتراضات گسترده به افزایش ناگهانی قیمت بنزین با سرکوب کمسابقهای روبرو شده و بنا به برآوردهای عفو بینالملل بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدهاند.
معمولا در برخورد با اعتراضات در ایران از نیروهای شبهنظامی بسیج در کنار نیروهای رسمی انتظامی و امنیتی استفاده میشوند.
چه کسی مسئول سرکوب اعتراضهای اخیر است؟
خشونت اعتراضات آبان ماه کمسابقه بود.
محمود واعظی، رئیس دفتر حسن روحانی درباره برخورد با معترضان گفته است: “این موضوع تنها کار دولت نیست و همه قوا هم در جمع شدن این مشکل تلاش کردند، هم نیروی انتظامی، هم سپاه و هم قوه قضائیه همه با هم تلاش کردند و به محض کامل شدن اطلاعات ارائه خواهد شد.”
آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، گفته است که آتش زدن بانکها و اقداماتی نظیر آن کار “اشرار” است. گروههای حقوق بشری چنین توصیفی را به “چراغ سبز” برای سختگیری علیه معترضان تعبیر کردهاند.
در ویدئوهای متعددی که از اعتراضات منتشرشده ماموران انتظامی و نظامی در لباسهای رسمی و در حال تیراندازی به سوی معترضان دیده میشوند.
در چند مورد از این ویدئوها، از جمله در شادگان و گرگان، به ماموران حمله شده، در برخی موارد هم معترضان به سوی آنها سنگ پرت میکنند یا چوب و امثال آن به دست دارند، اما در بسیاری از موارد هم معترضانی که هدف گلوله قرار میگیرند هیچ سلاح گرم یا سردی ندارند.
این در حالی است که گروههای حقوق بشری میگویند نیروهای امنیتی در برخورد با تجمعات خشونت آمیز به غیر از “شرایط دفاع مشروع و محافظت از افراد در مقابل خطر فوری مرگ یا جراحت خطرناک” نباید به اسلحه گرم متوسل شوند.
در شب گران شدن بنزین عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران، با استاندارها در تماس بود و مطابق اعلام حسن روحانی، رئیس جمهور، گرانی بنزین تصمیم شورای سران سه قوه بوده و اجرای آن به شورای امنیت کشور، به ریاست وزیر کشور واگذار شد.
در یک مورد ویدئویی از فرماندار شهر قدس منتشر شده که میگوید دستور داده در صورت ورود معترضان به فرمانداری به آنها شلیک شود.
مقامهای مختلف اجرایی، قضایی، امنیتی و نظامی در ایران، از جمله فرماندهان سپاه، دادستانها و همچنین وزیران بر برخورد با “ناامنی” و کسانی که در “تخریب” نقش داشتند تاکید کردهاند.
البته چند روز پس از فروکش کردن اعتراضات آیتالله خامنهای گفت با متهمان وقایع اخیر به ترتیبی برخورد شود که “به رافت اسلامی نزدیکتر است”.
نقش بسیج در خشونتهای سیاسی چیست؟
سازمان بسیج مستضعفین، یکی نیروی شبهنظامی وابسته به سپاه پاسداران است.
فرماندهان بسیج عضو رسمی سپاه هستند اما این سازمان اعضای داوطلب از میان شهروندان دارد که در محیطهای مختلف، مانند دانشگاه، کارخانه و ادارات حضور دارند.
در مواردی از بسیجیها برای مقابله با تجمعهای اعتراضی استفاده میشود.
گفته میشود که گاهی نیروهای بسیج در مقایسه با سربازان و نیروهای کادری نیروی انتظامی خشونت بیشتری به کار میبرند.
اعضای بسیج در مواردی نیز همچون حمله به سفارتخانههای کشورهای خارجی در تهران حضور داشتهاند.
ایران وایر: چند ساعت پس از این که «حسن روحانی» در بیست و ششمین «همایش ملی بیمه و توسعه» از پخش اعترافات دستگیرشدگان در اعتراضات خیابانی خبر داد، سایت «صبح توس» مشهد اولین قسمت از مستند اعترافات دستگیرشدگان ناآرامیهای این شهر را منتشر کرد.
رییس جمهوری ایران امروز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸ در همایش ملی بیمه و توسعه درباره اعتراضات مردمی به گرانی بنزین سخن گفت و از تعیین یک هیات سه نفره شامل معاون حقوقی ریاست جمهوری، وزیر دادگستری و وزیر کشور برای پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و کشته شدگان اعتراضات خبر داد.
او در بخشی از صحبتهایش گفت: «آنهایی که سازمان یافته آمدهاند و در اعترافاتشان در آینده میبینید، بیش از دو سال برنامهریزی کرده بودند. امسال هم بیشتر به فکر ایام اواخر دی و بهمن و آن ایام انتخابات بودند اما اربابهایشان از خارج گفتند الان وقتش است و با اینها باید برخورد شود.»
چند ساعت پس از انتشار سخنان روحانی، فیلم اعتراف یکی از دستگیرشدگان در مشهد به عنوان قسمت اول مستند «شبی در بزرگراه» منتشر شد. صورت فردی که صحبت میکند، شطرنجی شده اما صدایش جوان است. حرفهایش را با این جملات آغاز میکند: «به اصطلاح خودمان اعتراض میکردیم اما واقعا اغتشاش بود. جوگیر شده بودیم و نمیدانستیم چه کار بکنیم.»
او در این اعترافات میگوید که زنی با کت چرم قرمز، لیدر اعتراضات شهر مشهد بوده است: «چند تا خانم جلوی ماشینها را گرفتند. یک خانمی با کت چرم قرمز آنجا جلوی ماشینها را میگرفت. شعار اول را همیشه آن خانم میداد. دیدم آن وسط دارد رهبری میکند و نمیگذارد ماشین بیاید و آمبولانس بیاید.»
این اولین بار نیست که از دستگیرشدگان اعتراضات نسبت به گرانی بنزین اعتراف گرفته میشود و یک زن را به عنوان سرشاخه اصلی اعتراضات معرفی میکنند. در گزارشی که ۳۰ آبان ۱۳۹۸ تلویزیون ایران پخش کرد، زنان به عنوان عامل تحریک احساسات حاضران و لیدر اعتراضات معرفی شدند.
برنامه «۲۰:۳۰» به پخش اعترافات اجباری و ساخت برنامههایش برای بخشهای امنیتی نظام جمهوری اسلامی مشهور است. در این برنامه، «فاطمه دادوند»، لیدر اعتراضات شهر بوکان معرفی شد که توسط «سربازان گمنام امام زمان» دستگیر شده است.
سربازان گمنام امام زمان در ادبیات جمهوری اسلامی به نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات اطلاق میشود. با این حال، بررسیهای «ایرانوایر» نشان میدهند که فاطمه دادوند در خیابان مجروح و سپس توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده است.
فردی که راوی اعترضات مشهد در مستند شبی در بزرگراه است، در بخش دیگری از صحبتهایش میگوید که از طریق اینستاگرام متوجه مکان اعتراضات در مشهد شده است: «در اینستاگرام گفتند اعتراضات مشهد در بلوار وکیلآباد و ساعت هشت شب باشد. الان فکر میکنم چرا اعتراضات باید در شب و در یک مکان عمومی باشد؟ چون افرادی مثل من اسکل و جوگیر میشوند اما در دل تاریکی شب، خودشان فرار میکنند. فقط افرادی مثل من قربانی میشوند.»
او در طول اعترافاتش بارها از این که قربانی است و جوگیر شده، حرف میزند و روی این نکته که اعتراضات تبدیل به اغتشاش شده بودند، تاکید میکند؛ موضوعی که از روز اول اعتراضات خیابانی از سوی مسوولان جمهوری اسلامی عنوان شد. آیتالله «علی خامنهای» معترضان را «اشرار» نامید و دیگر مسوولان نظام به تاسی از او، آنها را اشرار یا «اغتشاشگران» خواندند.
او در بخش دیگری از اعترافاتش اعلام میکند که به قرص «ترامادول» اعتیاد دارد و آن شب که در اعتراضات شرکت کرده، مصرف بیش از اندازه داشته است: «سه سال است روزی یک دانه ترامادول مصرف میکنم. آن روز سه تا خورده بودم.»
مطرح کردن اعتیاد، مشکلات روانی و خانوادگی، موضوعاتی هستند که در سناریوهای اعترافات اجباری جمهوری اسلامی از دیرباز وجود داشتهاند. حکومت دوست دارد مخالفانش را افرادی معرفی کند که دچار بحرانهای عاطفی، روحی و روانی هستند.
گزارشهای منتشر شده از برخورد «گشت ارشاد» با افرادی که به اصطلاح جمهوری اسلامی «بدحجاب» هستند، نشان میدهد که آنها در بازداشتگاه باید به سوالاتی نظیر این که تا کنون مشروبات الکلی مصرف کردهاید یا نه؟ آیا بچه طلاق هستید؟ از مشکلات روانی رنج میبرید و … پاسخ دهند.
آخرین قسمت از این مستند با این جملات به پایان میرسد: «من در نگاه قانون واقعا متهم هستم و فکر نمیکردم به عنوان یک متهم با من این قدر با احترام رفتار شود!»
داستان اعترافات اجباری در جمهوری اسلامی، داستان تازهای نیست. اما چند ماه پیش که متهمان پرونده دروغین ترور هستهای دانشمندان درباره اعترافاتشان زیر شکنجه و اجبار با رسانهها گفتو گو کردند و جعلی بودن اعترافات آنها مشخص شد، توجه افکار عمومی را پیش از گذشته به این موضوع جلب کرد.
پس از پخش گفتوگوهای «مازیار ابراهیمی»، یکی از متهمان پرونده دروغین ترور دانشمندان هستهای، «محمود صادقی»، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی طرحی به مجلس ارایه کرد و از این طریق خواستار ممنوع کردن ضبط و پخش اعترافات شخصی شد.
با این حال، پس از اعتراضات آبان ماه امسال، مسوولان جمهوری اسلامی بارها از پخش اعترافات اجباری معترضان که در ادبیات آنها اغتشاشگر خوانده میشوند، سخن گفتهاند. سردار «علی فدوی»، جانشین فرمانده سپاه پاسداران گفته سپاه عدهای را که پس از اعتراضات اخیر قصد خروج از کشور را داشتهاند، دستگیر کرده است.
او خبر داده است اعترافات این افراد بهزودی از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش خواهد شد.
پیش از او، «عبدالرضا رحمانی فضلی»، وزیر کشور در یک برنامه تلویزیونی از گستردگی اعتراضات خبر داده و خواهان پخش اعترافات تلویزیونی بازداشت شدهها شده بود. امروزهم حسن روحانی تیزر تبلیغاتی اعتراف معترضان را در جلسه همایش ملی بیمه و توسعه، لابهلای سخنانش جا داده است.
او گفته در اعترافات افرادی که سازمان یافته در اعتراضات شرکت کرده بودند، میبینید که اربابانشان از خارج گفته بودند الان وقتش است!
دویچهوله: نماینده تهران با تاکید بر استیضاح وزیر کشور گفت معترضان تودههای فقیر بودند؛ نه هواداران سلطنت و مجاهدین. به عقیده او اگر مجلس در مسئله گرانی بنزین عقبنشینی نمیکرد، اوضاع بدتر میشد و تضادی در داخل به وجود میآمد.
علی مطهری، عضو فراکسیون امید، در نشستی با دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، به اعتراضات مردم، ترکیب معترضان، رفتار نیروهای امنیتی و انتظامی، عقبنشینی مجلس، طرح استیضاح وزیر کشور و بیانیه میرحسین موسوی پرداخته است.
او در باره ماهیت معترضان و حضور هواداران سلطنت و سازمان مجاهدین در تظاهرات گفته است: «گزارشی به ما دادند که میگوید اینطور نیست که نقش منافقین و سلطنتطلبان پر رنگ باشد. اینها عوام فقیر بودند. در تهران تعدادی بازداشت شدند که نمیدانستند اصلاحطلب، اصولگرا و منافق چیست.»
مطهری اذعان کرده که در برخورد با معترضان خیلی بد عمل شده اما حفظ نظام اولویت دارد و باید به شکلی “افتضاحی را که شده جمع کرد تا اصل نظام آسیب نبیند”: «آیا به این موضوع دامن بزنیم که اصل نظام به خطر بیفتد یا در حدی که لازم است انتقاد کنیم و وادار کنیم کسانی که مسئولیتی داشتند عذرخواهی کنند. میتوانند بگویند اشتباه کردیم و دل مردم را به دست بیاورند… البته مقصران باید پاسخگو باشند. فعلا به دنبال استیضاح وزیر کشور هستیم که هفته آینده انجام میگیرد.»
عضو فراکسیون امید در توضیح “عوام فقیر” گفته که منظورش تودههای مردم و قشر غیرتحصیلکردهای است که شبیه تیپ اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ نیست.
مطهری درباره فیلمهای موجود از حضور نیروهای انتظامی در سرکوب و تخریب نیز گفته است: «اگر اینها درست باشد آنها هم باید محاکمه شوند. مجلس هم پیشنهاد داده که گروه تحقیقی تشکیل شود و این مسائل بررسی شود. اگر اشتباهی شده باید تاوانش را بدهند.»
در جریان سرکوب خشونت آمیز اعتراضات اخیر ایران در ۲۷ استان، شمار زیادی کشته، مجروح و بازداشت شدهاند. سازمان عفو بینالملل در تازهترین آمار از کشته شدن دستکم ۲۰۸ نفر خبر داده اما مقامات رسمی ایران ضمن تکذیب این رقم از بیان تعداد واقعی جانباختگان و دستگیرشدگان طفره میروند. در این میان شماری از نمایندگان مجلس در صدد تشکیل یک کمیته حقیقت یاب برای پیگیری رویدادهای آبان ماه برآمدهاند.
توجیه عقبنشینی مجلس
نماینده مردم تهران میگوید طرح گرانی بنزین بد بود و بد اجرا شد اما اگر مجلس عقبنشینی نمیکرد اوضاع بدتر و تضادی در داخل ایجاد میشد. به اعتقاد او، عقبگرد مجلس ناشی از اطاعت صرف نمایندگان نبود: «بلکه خود نمایندگان هم حس کردند که نباید با این موضوع در بیفتند.»
او تصمیم خامنهای برای حمایت از افزایش قیمت بنزین را “جوانمردانه” دانسته و عاملان آتشزدن پمپ بنزینها را “اشرار” نامیده است: «اگر در سال ۵۷ هم این کار انجام میشد اشتباه بود. آن زمان بیشتر سینماها را آتش میزدند و این به خاطر فساد و فحشا بود اما به هر حال باید توضیح داده شود که چند نفر از کشته شدگان این حوادث توسط نیروی انتظامی کشته شدند. باید بررسی شود که آیا گرفتن پول در قبال تحویل جنازهها درست است یا غلط؟ حالا اینکه ما هم شلوغ کنیم و بساط دیگری راه بیندازیم آیا مشکلی را حل میکند؟»
این نماینده مجلس یادآوری کرده که مسئول اجرای طرح گرانی بنزین، روحانی است اما چون کشور شرایط عادی ندارد، استیضاح او صلاح نیست: «…لذا استیضاح وزیر کشور را به عنوان مسئول اجرای طرح پیگیری میکنیم که بسیار بد عمل کرد و مردم را قانع نکرد.»
مطهری در پایان سخنانش، از بیانیه اخیر میرحسین موسوی فاصله گرفته و گفته است: «کسی بیشتر از من از ایشان دفاع نکرده و از حصر حرف نزده است اما من این بیانیه را نپسندیدم.»
در بیانیه موسوی، سرکوب اعتراضات آبان ماه، با کشتار تظاهرکنندگان در ۱۷ شهریور ۵۷ در میدان ژاله تهران مقایسه شده است. او در این بیانیه تاکید کرد که آدمکشان سال ۵۷ نمایندگان یک رژیم غیر دینی بودند، و ماموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی: «آنجا فرمانده کل قوا شاه بود و امروز اینجا ولی فقیه با اختیارات مطلقه.»
ایران وایر: لیلا واثقی فرماندار شهر قدس روز گذشته در گفتو گو با روزنامه ایران اعلام کرده که در جریان اعتراضات آبان ماه دستور شلیک به معترضان را صادر کرده است.
لیلا واثقی ، فرماندار شهر قدس روز گذشته در گفتوگو با روزنامه ایران
اعلام کرده که در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دستور شلیک به معترضان را صادر کرده است درباره او که بهعنوان یک زن در کسوت فرمانداری شهر قدس نشسته چه میدانیم؟ در سوابق مدیریتی او کلکسیونی از سمتهای دولتی غیرمرتبط را میتوان یافت؛ از مدیریت یک انتشارات تا معاونت فنی طرح سرشماری در نکا او با پیگیریهای « معصومه ابتکار » ، معاون رییسجمهور در امور زنان و خانواده بهعنوان فرماندار منصوب شد تا دولت حسن روحانی تعداد فرمانداران زن بیشتری داشته باشد
«سینه سپر کرده بودند و میگفتند اگر میتوانید ما را بزنید. چون میدانستند دستور شلیک را از بالا به نیروی انتظامی ندادهاند اما ما داده بودیم، من گفته بودم هر که از در فرمانداری به داخل وارد شد را بزنید» لیلا واثقی، فرماندار شهرستان قدس روز گذشته در گفتوگو با روزنامه ایران با بیان این جملات اعلام کرده که در جریان سرکوب اعتراضات شهرستان قدس دستور شلیک به معترضان توسط او صادر شده است.
لیلا واثقی کیست؟
او که با سخنانش درباره صدور دستور سرکوب معترضان مشهور شده را میتوان از تیپ مدیران میانی جمهوری اسلامی دانست. مدیری که ارائه مقاله در نشریه خارجی و شرکت در سمينار بزرگداشت ولادت حضرت فاطمه دانشگاه مازندران را در زندگینامه بهعنوان یک ردیف ذکر میکند. او با استفاده از امکانات دولتی درس خوانده و با استفاده از مناسبات قدرت وارد ساختار شده و با هر دولتی نیز کار کرده است.
در سال ۱۳۵۱ متولد شده و در یک مصاحبه گفته که خانوادهاش به دلیل مذهبی بودن او را به مدرسه نفرستادند تا انقلاب شده و به همین دلیل یک سال دیر به مدرسه رفته است.
لیسانس اقتصاد گرفته و در دورهای که بهاصطلاح پشت کنکور بوده ازدواج کرده و سپس در رشته اقتصاد دانشگاه بابلسر پذیرفته شده است. از این دانشگاه فارغالتحصیل شده و سپس در دانشگاه آزاد فوقلیسانس گرفته است. بعدازآن در سازمان مدیریت و برنامهریزی مازندران استخدام شده است.
در حین تحصیل و پس از فوقلیسانس اولین و دومین فرزندش را به دنیا آورده است. سپس تصمیم گرفته که ادامه تحصیل دهد. ادامه تحصیلی که البته مانند بسیاری از کارکنان و مقامات دولت پروازی و تنها برای گرفتن مدرک بوده است. او از دانشگاه کشاورزی تاجیکستان دکترای اقتصاد گرفته است. او البته اخذ مدرک دکترا از دانشگاه دولتی کشاورزی روسیه را هم جزو سوابق خود ذکر کرده است.
گرفتن چنین مدارکی در میان مدیران جمهوری اسلامی البته مرسوم است و کمتر نهادی درباره نحوه گرفتن مدارک این چنینی تحقیق میکند. او مانند دیگر مدیران جمهوری اسلامی نیز ادعای ارائه مقاله در نشریه خارجی را دارد. ازجمله تدوین مقاله و چاپ در مجله علمی كشور فرانسه.
در سوابقش کلکسیونی از سمتهای دولتی غیرمرتبط را میتوان یافت. درحالیکه سال ۱۳۷۸ مدیر یک انتشارات در ساری بوده در سال ۱۳۸۵ معاون فنی طرح سرشماری در نکا در استان مازندران بوده است.
با این ویژگیها او همواره در تلاش برای تصدی سمتهای دولتی نیز بوده است. بهگونهای که پس از پیروزی «حسن روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری از او بهعنوان یکی از گزینههای ریاست سازمان برنامهوبودجه مازندران نام برده میشد.
لیلا واثقی درنهایت در دولت حسن روحانی بهعنوان مديركل هماهنگي جذب و حمایت از سرمایهگذاری استان مازندران منصوب شد. با انتصاب «انوشیروان محسنی بندپی»، نماینده سابق چالوس بهعنوان سرپرست سازمان تامین اجتماعی از لیلا واثقی بهعنوان یکی از مدیران احتمالی این وزارتخانه نام برده میشد.
درنهایت اما محسنی بندپی استاندار تهران شد و لیلا واثقی را بهعنوان معاون برنامهریزی فرمانداری شهریار منصوب کرد. او در خردادماه بهعنوان سرپرست فرمانداری شهریار منصوب شده بود و در این میان با پیگیریهای «معصومه ابتکار»، معاون رییسجمهور در امور زنان و خانواده بهعنوان فرماندار منصوب شد تا دولت حسن روحانی تعداد فرمانداران زن بیشتری داشته باشد.
برخی کاربران شبکههای اجتماعی این موضوع را بهاحتمال نامزدی «محمدعلی محسنی بندپی»، رییس انجمن فیزیوتراپی ایران و برادر انوشیروان محسنی بندپی در انتخابات مجلس یازدهم مرتبط میدانند. به گفته این کاربران محسنی بندپی تلاش کرده تا از نفوذ پدر لیلا واثقی برای تایید صلاحیت برادرش استفاده کند. هرچند برخی وبسایتهای محلی احتمال نامزدی محمدعلی محسنی بندپی در انتخابات را رد کردهاند.
رسانههای ایران از لیلا واثقی بهعنوان اولین زن فرماندار استان تهران نام میبرند اما او با سخنانش درباره صدور دستور شلیک گلوله به معترضان به یکی از مشهورترین چهرههای سرکوب اعتراضات مشهور شده است. بر اساس گزارشها در شهرستان قدس حدود ۱۰ نفر از معترضان کشته شدهاند.
به دلیل درصد پایین مدیران زن در جمهوری اسلامی و بهخصوص در سمتهای نظامی و امنیتی معدودی از مدیران زن به نقش داشتن در سرکوب معترضان متهم هستند که ازجمله شاخصترین چهرههای آنان «مرضیه حدیده دباغ»، از بنیانگذاران سپاه پاسداران و فرمانده سپاه همدان بوده است. حالا میتوان نام لیلا واثقی را کنار نام حدیدهچی قرار داد که بارها از سوی مسوولان جمهوری اسلامی مورد تقدیر قرار گرفت. لیلا واثقی هم در جریان سرکوب اعتراضات مورد تقدیر قرار گرفت. «عبدالرضا رحمانی فضلی»، وزیر کشور چند روز قبل، در یک برنامه تلویزیونی، از فرماندار شهر قدس و مدیریت او در صحنه در جریان اعتراضات مردم تمجید کرده بود.
اینک لیلا واثقی به مشهورترین زنی تبدیل شده که دستور سرکوب معترضان را صادر کرده است.
در درگیریهای حدود ساعت ده – یازده صبح دوشنبه 26 آبانماه دو تن از همکاران پتروشیمی هم در اثر رگبار شلیک تیربار دوشکا ماموران در شهرک چمران (جراحی) کشته شدند. «احمد چراغیان» متولد شهرستان جایزان از کارمندان بهره برداری پتروشیمی تندگویان ماهشهر و «سالم سنجری (سنجریان)» از کارمندان ترانسپورت حمل و نقل کارکنان پتروشیمی بندرامام از منزل به شرکت.
همانطور که در گزارش شما آمده، راههای منتهی به شرکتها توسط مردم معترض بسته شده بود. امکان حمل و نقل نفرات از شرکتها به خانه و برعکس وجود نداشت. آقای سنجری بر حسب وظیفه کاریاش که مسئول چک کردن راهها و اینکه امکان حرکت سرویسها هست یا نه، هر روز و قبل از زمان حرکت شیفتها بود.
شرکتهای پتروشیمی علاوه بر نفرات روزکار، نفرات شیفت هم دارد که ساعت ۵:۳۰ و۱۳:۳۰ و ۲۱:۳۰ از ماهشهر و شهرکهای بعثت و چمران و کورهها و سربندر، به سمت پتروشیمیهای منطقه ویژه حرکت میکنند. آقای سنجری مسیرها را بازرسی میکرد که در صورت امکان، نفرات جایگزین کارگرها و نفراتی که در شرکت مانده و از خانوادهها بی خبرهستند را مشخص کند. ولی وقتی به فلکه ورودی شهرک میرسد، ماموران به او شلیک کرده و او جان می بازد.
آقای چراغیان هم از نفراتی بود که در شرکت مانده بود و امکان برگشت به خانه را نداشت. او دارای سه فرزند بود. بعد از دو روز ماندن در شرکت، صبح اقدام به بازگشت به سمت خانه میکند. مقداری از مسیر را پیاده میرود و مقداری هم با ماشین تا نزدیکی شهرک جراحی و پادگان نزدیک شهرک که قبل از فلکه ورودی شهرک چمران است. او از آنجا پیاده یا شاید با موتور یکی از نفراتی که جاده را بسته بودند – چون شهرک چمران تقریبا همه یکدیگر را میشناسند و اکثر معترضان از دوستان هم و از خود مردم آنجا بودند – به سمت خانه میرود. ولی چون حرکت او همزمان با به رگبار بستن مردم معترض بوده و او هم جان باخته است.
این نکته ضروری را هم بگویم که مردم معترض ماهشهر و شهرکهای اطراف، فقط ورودی خروجی شهر را بسته بودند. داخل شهر همه چیز عادی بود. کوچکترین بیاحترامی به هیچکس نکردند. میتوانم قاطعانه بگویم که حتی یک شیشه هم از بانک یا مغازهای شکسته نشد. معترضان اصلا وارد شهر نشدند. فقط زمانی که بر اثر رگبار گلولهها مجبور شدند برای در امان ماندن به داخل شهر بیایند.
فکر نمیکردند افرادی که پشت تویوتا و تیربار دوشکا نشستهاند، اینقدر بیرحم باشند که برایشان داخل و بیرون شهر، مرد و زن و بچه و افراد مسن فرقی ندارد.
گویا خانواده کشته شدگان را تهدید کردهاند اگر حرفی بزنند، سرنوشت بدی در انتظارشان هست. حتا اجازه نوشتن در مورد عزیزانشان را ندادهاند.
حتا خود ما هم تا در پیام یا تماس تلفنی جمله یا کلماتی در مورد اتفاقات میگوییم، خیلی سریع اس ام اس دریافت میکنیم که: «انتشار اخبار و…طبق ماده فلان و فلان مقدار جرم و حبس دارد. لطفا فریب گروهکهای ضد نظام را نخورید و…»
ولی من دلم طاقت نیاورد تا در مورد این دو نفر اطلاعی ندهم. ناجوانمردانه این دو نفر را که کاملا بیگناه هستند، کشتهاند ولی خون آنها پایمال نشده و نادیده گرفته نشود. هر چند که تمام معترضان بیگناه بودند و فقط از شرایط اقتصادی به تنگ آمده بودند.
دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.
ایران وایر: پس از سه هفته غیبت «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به توییتر بازگشته و دو توییت در انتقاد از تحریمهای امریکا نوشته است اما صفحه او مملو از اعتراض گسترده به سرکوب خونین مردم توسط جمهوری اسلامی ایران شده است.
پس از مدتها غیبت در توییتر، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در دو پست دوگانه به زبان انگلیسی از تحریمهای آمریکا انتقاد کرده که «با محروم کردن شهروندان بیگناه ایران از اقلام درمانی آنها را میکشد» و در توییتی دیگر خطاب به سه چهار کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه، آلمان و سوئد گفته از شرکت تولیدکننده چسب زخم بیماران پروانهای بخواهید این محصول را به «کودکان ایرانی بفروشند تا زخمهای خود را بپوشانند.»
توییت وزیر خارجه ایران با سیلی از انتقادات روبهرو شده که تحریمهای آمریکا بیشتر موجب مرگ شهروندان ایرانی میشود یا ضربات مستقیم گلوله. در هفتههای اخیر به گفته سازمان عفو بینالملل دستکم از ۲۰۸ ایرانی توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جریان اعتراض به وضعیت معیشتیشان، کشته شدهاند.
شهروندان ایرانی در زیر پست توییتری «محمدجواد ظریف» به اظهاراتی از اعضای کابینه ازجمله وزیر بهداشت اشاره کردهاند که در یک برنامه تلویزیونی گفته بود برای چند ماه زندگی بیشتر بیماران، هزینه درمانی به دولت تحمیل میشود که نالازم است.
تصاویری از حمله ماموران مسلح و نیروهای پلیس به اموال شهروندان ایرانی و افرادی که به ضرب گلوله به روی زمین افتادهاند در زیر این توییت منتشرشده و یک کاربر نظرخواهی به راه انداخته که پس از روزها قطعی اینترنت در ایران از سوی حکومت نباید دسترسی آیتالله «علی خامنهای»، «حسن روحانی» و محمدجواد ظریف را به توییتر قطع کرد؟
@SecPompeo once again admits that US #EconomicTerrorism on Iran is designed to starve, and in the case of medical supplies, kill our innocent citizens.
چنین وضعیتی خبر از خشم عمومی و تقلیل مشروعیت نظام حاکم میدهد. کاربرانی که تاکنون با زبان ملایمی از دولت و ناتوانی در رفع تحریمها انتقاد میکردند اکنون سومدیریت کلان، ناتوانی در رفع فوری تحریمها و نالایقی دولت در فراهم کردن یک زندگی عادی را برای ایرانیان در فضایی که در توییتر وزیر خارجه فراهم شده، فریاد میزنند.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران ازجمله آیتالله علی خامنهای و حسن روحانی معترضان را «اشرار» و تعداد آنها را «اندک» خواندهاند و چراغ سبز برای سرکوب آنها نشان دادهاند. کامنتهای اولین توییتهای محمدجواد ظریف پس از سرکوب تازهترین اعتراضات، برای مقامها میتواند نمونهای ازآنچه باشد که در جامعه ایران جریان دارد. حسن روحانی در جریان انتخاب ریاستجمهوری و پیروزیاش، به کامنتهای شهروندان ایرانی در رسانههای اجتماعی اشارهکرده و از مردم بابت آن تشکر کرده بود. بهبیاندیگر او برای اظهارنظرهای مردم در شبکههای اجتماعی اصالت قائل است.
زمانی محمدجواد ظریف مردم را «صاحبان اصلی ایران» خوانده بود. بخشی از صاحبان اصلی ایران با پیدا شدن فضایی برای بیان، در حال ابراز نظرات و ارزیابیشان درباره جمهوری اسلامی ایران هستند بدون اینکه بشود آنها را متهم به خرابکاری و اغتشاش در فضای توییتر کرد.
رادیوفردا: بیانیه انتقادی گروهی از سینماگران و هنرمندان با نام «صدای_آبان٩٨»، در واکنش به اتفاقات و اعتراضهای اخیر در ایران با واکنشهای مختلفی روبهرو شده است.
این بیانیه، آشکارا به دنبال انتقادهای برآمده از شبکههای اجتماعی علیه بیتفاوتی گروهی که به نام «سلبریتی» نامیده میشوند، به سرکوبهای اخیر منتشر شد و البته همزمانی نسبی انتشارش با بیانیه ميرحسين موسوی، شائبه همراهی و تاثیرپذیری از آن را برانگیخت.
این بیانیه در کنار بیانیه چند هفته پیش سینماگران در انتقاد از نبود آزادی بیان و وجود محدودیت و موانع در کار فیلمسازی، جدیترین واکنش اعتراضی طبقهای از اجتماع در چهار دهه اخیر است که پس از انقلاب ۵۷، با عرضه آثاری مطابق قوانین و ساختارهای نظام جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته به نمادهایی فرهنگی از این نظام تبدیل شدهاند.
مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به دنبال موفقیتهای بینالمللی سینمای ایران شعار سفیر فرهنگی ایران را به سینمای ایران دادند و از آن به عنوان یکی از دستاوردهای فرهنگی نظام یاد میکردند. با آنکه تردیدهای جدی درباره محتوا و مضمون آثار فیلمسازان تقدیر شدهای چون عباس کیارستمی و اصغر فرهادی در همراهی با آموزهها و نگرشهای رسمی جمهوری اسلامی وجود دارد اما آثار آنها زیر یک نگاه کلی، منطبق با چارچوبهای تولید محصولات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی شد.
این وضعیت البته در سالهای اخیر با مقاومت چهرههایی چون جعفر پناهی و محمد رسولاف و خروج افرادی چون محسن مخملباف، بهمن قبادی، گلشیفته فراهانی و حالا مهناز افشار از ایران در حال تغییر است.
بیانیه اخیر سینماگران البته با واکنشهای مختلفی همراه شد. گروهی آن را به دلیل نقش هنرمندان در تشویق مردم به رأی دادن به حسن روحانی در سالهای ۹۲ و ۹۶ ناکافی دانستند و گروه دیگری آن را سیاهکاری و عوامفریبی خواندند.
مسئولیتپذیری از ارکان اصلی فرهنگ دموکراسی است و مسئولیتناپذیری نشانه خوی استبدادی کسانی که برای روحانی تبیلغ کردند،نه مردم عادی، نیز مسئولیت کارنامه او را بر عهده دارند هرچند در حد و سطح نازل بدل شدن به ابزار تبلیغ برای یک مستبد https://t.co/ahh8R7mrQt
از جمله کارن همایونفر، سازنده موسیقی متن فیلمهایی چون «خاک آشنا»، «جرم» و «بادیگارد» که با انتشار متنی در صفحه اینستاگرامش به شدت از بیانیه سینماگران انتقاد کرد. گرچه اندکی بعدتر این پست حذف شده و او در پست دیگری با اعلام اینکه پست قبلیاش «ریپورت و حذف» شده، از این ابزار تأسف کرد که «حرف حق را بر نمیتابند».
اتفاقات اخیر در صحنه سیاست و اجتماع ایران، دو راهی مهمی در مقابل بدنه اصلی سینمای ایران قرار داده است: همراهی با نظام یا فاصله گرفتن هرچه بیشتر از آن. قرار گرفتن در این دو راهی البته مطلوب این قشر جامعه نیست. گروهی که به روش آزمون و خطا و در سایه سیاست ممنوعیت ورود فیلم خارجی به کشور و نبود تلویزیون خصوصی به گروه مورد نیاز حاکمیت در تولید محصولات سرگرمی ساز (بویژه برای رادیو و تلویزیون حکومتی ایران) تبدیل شدهاند.
دو راهی که سینماگران و اهالی فرهنگ در برابر آن قرار دارند با نسبتی متفاوت در مقابل طبقه متوسط هم گشوده است. اینکه بخواهد به قیمت از دست دادن شرایط مهیا شده برایش با اعتراضها همراهی کند یا در ازای حفظ شرایط موجود از بیم نگرانی از بیثباتی چشم بر آن ببندد.
چنین دوگانهای البته برای تعدادی از نامهای مشهور جریان فرهنگ و سرگرمسازی و نیز بدنه اصلی تولید این محصولات، در حکم تصمیم سرنوشتساز زندگی است. تعدادی از این افراد در همراهی آشکاری با تفکرات ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی ایران، سازنده و آفریننده برخی محصولات فرهنگی و هنری موردنظر حاکمیت بودند و احتمال هرگونه تغییر در ساختار، میتواند ابهامهایی در مسیر فعالیت آنها ایجاد کند. بویژه که شاهد سرنوشت تلخ ستارههای سینمای قبل از انقلاب هم بودند.
آیا هنرمندان بعد از جنایت آبان ۹۸ که از جنایت میدان ژاله عمیقتر و وحشیانهتر است حاضر به استعفا و قطع همکاری با صداوسیما و وزارت ارشاد و تمام نهادهای حکومتی و شرکتهای وابسته هستند؟ https://t.co/VXrQFxOQQU
در شرایط فعلی حکومت با آگاهی از لزوم حفظ همراهی سینماگران و نیز به دلیل نیاز به همراهی این صنف در تولید محصولات فرهنگی برای استفاده از آن در رسانههایش، با حداکثر چشم پوشی با بیانیه جدید برخورد خواهد کرد. اعلام معافیت مالیاتی در ساعتهای بعد از انتشار بیانیه، نمونه آشکاری از اقدامات دلجویانه با پیامی روشن بود.
چالش جدی اما با اقدامات عملی آغاز میشود. اقداماتی مانند تحریم دوره پیش روی جشنواره فیلم فجر که اتفاقاً سازمان اوج و فیلمسازان نزدیک به حکومتی چون ابراهیم حاتمیکیا، مجید مجیدی و محمدحسین مهدویان با فیلمهای تازهشان حضور پر تعدادی در آن دارند. اینگونه اقدامات اگر با تحریم همکاری با صدا و سیما ادامه پیدا کند میتواند زمینههای بسیار جدی در ایجاد چالش با حکومت ایجاد کند.
با این همه رجوع به عملکرد معمول بخش زیادی از بدنه سینماگران ایران در سالهای گذشته نشان میدهد زمینه انجام اقدامات عملی دست کم در این مرحله اندک است. مگر آنکه تحولات مهمی در سطح جامعه روی دهد و هزینههای همراهی بیشتر با حاکمیت افزایش یابد.
استان وایر: مهدی جهانبازی، ۳۵ ساله، پدر دو فرزند خردسال ۵ ساله و ۳ ساله در شیراز، روز یکشنبه، ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در جریان سرکوب اعتراضات شیراز، در یک تجمع نزدیک محل کارش از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جانباخت.
آقای جهانبازی که اهل سپیدان یکی از شهرهای استان فارس بود، در بخش اداری شبکه بهداشت شیراز کار میکرد. مهدی جهانبازی که از ناحیه سر گلوله خورده بود، زخمی به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل شدت جراحات، مداوایش کارساز نشد و همان روز جانش را از دست میدهد.
آنگونه که یکی از آشنایان آقای جهانبازی میگوید پیکر ایشان را ماموران امنیتی روز چهارشنبه ۲۹ آبان، در قبال پرداخت ۷۰ میلیون تومان حق تیر،تحویل خانواده دادهاند و او را در روستای ممبلو از توابع سپیدار به خاک سپردهاند.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید:info@iranwire.com
اگر میخواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید:www.ostanwire.com