اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Aug 13 2020

نسرین ستوده برای اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: نسرین ستوده، وکیل دادگستری و از مدافعان حقوق بشر در ایران با ارسال نامه‌ای اعلام کرد که برای اعتراض به شرایط زندانیان سیاسی و بی جواب ماندن مکاتبات برای درخواست آزادی این زندانیان، دست به اعتصاب غذا می‌زند. وی که خود با هشت اتهام گوناگون به ٣٨ سال حبس محکوم گردیده، این نامه را در روز سه شنبه ٢١ مرداد/١١ اوت در بند زنان زندان اوین نوشته است. نسرین ستوده تاکید می‌کند که این اقدام برای اعتراض به خودداری مقامات از آزادی زندانیان سیاسی به هنگام شیوع ویروس کرونا صورت می‌گیرد.

نسرین ستوده که نامۀ خود را به «فعالان حقوق بشر» نگاشته تاکید می‌کند که «شرایط زندانیان سیاسی چنان سخت و دشوار شده است که ادامه‌ی حبس با این شرایط ظالمانه غیرممکن شده است».

این وکیل دادگستری یادآوری می‌کند که «پرونده‌ی محکومان سیاسی با اتهام‌های غیرقابل باور جاسوسی، افساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت کشور، فساد و فحشا و تشکیل گروه غیرقانونی کانال تلگرامی که می‌توانند تا ده سال حبس و یا حکم اعدام به همراه داشته باشد تشکیل می‌شود.» بسیاری از آنان، چنانکه نسرین ستوده یادآوری کرده «از بدو تشکیل پرونده تا پایان صدور حکم، از داشتن وکیل مستقل یا ارتباط آزادانه با وکیل خود محروم باقی می‌مانند». او می‌نویسد «قضات دادگاه انقلاب بی پروا و مکررا به متهمان سیاسی اظهار می‌دارند که صرفا برپایه‌ی گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکم صادر می‌کنند و بازجو در بدو دستگیری متهمان پیشاپیش حکم قضایی را به آنان می‌گوید».

نسرین ستوده در نامۀ خود یادآوری کرده است که وکلاء مورد غضب قضات دادگاه انقلاب «روانۀ زندان» می‌شوند و برای «متهمانی که ناباورانه با اتهام‌های سنگین روبرو شده‌اند، اشد مجازات و در مواردی نیز بیش از اشد مجازات، حکم صادر می‌شود».

این وکیل دادگستری تصریح می‌کند که در قانون جدید بر «آزادی مشروط، تعلیق مجازات، تعویق اجرای حکم» و صدور حداقل مجازات تاکید شده است، اما «در برخوردهایی فراقانونی استفاده از همه‌ی این حقوق قانونی به نظر بازجویان موکول می‌شود و آخرین درها به روی زندانیان سیاسی بسته می‌شود.»

نسرین ستوده در این نامه تاکید می‌کند که رفتار با زندانیان چنانست که گوئی «قانونی وجود ندارد و هیچیک از آنان حق برخورداری از هیچ روزنه‌ی قانونی را ندارد» و از آنجا که «مکاتبات زندانیان برای یافتن راه های قانونی تنفسی بی پاسخ مانده است»، او با تاکید بر درخواست آزادی زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا می‌زند.

نسرین ستوده، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی در دو پروندۀ مختلف با ٨ اتهام گوناگون از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر»، عضویت در لگام و شورای ملی صلح، در مجموع به ۳۸ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق برای محکوم گردیده است. وی پیش از آن نیز از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» در زندان اوین محبوس بود.

No responses yet

Aug 11 2020

شیوع کرونا در بند هشت زندان اوین؛ زندانیان سیاسی اعتصاب کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: به دنبال بروز “علائم کرونا” در بین شماری از زندانیان بند هشت زندان اوین و “انتقال” آنها به بیمارستان زندان، شماری از زندانیان سیاسی این بند در حیاط زندان اعتصاب کرده‌اند.

اطلس زندان‌های ایران با انتشار نام این زندانیان نوشته “در روزهای گذشته جواب تست ۱۲ زندانی این اندرزگاه مثبت اعلام شده است. مسئله‌ای که باعث نگرانی زندانیان و خانواده‌های آنها شده است”.

اطلس زندان‌های ایران که به طور اختصاصی اخبار مربوط به زندانیان را پوشش می‌دهد گزارش داد “در پی شیوع همه گیری و بروز علائم کرونا در بین زندانیان بند ٨ اوین، “۲۷ زندانی سیاسی با تحصن و بست نشینی در حیاط این زندان خواستار رسیدگی فوری به شرایط وخیم پیش آمده در این اندرزگاه شدند”.

همزمان کانال خبری امتداد، از رسانه‌های داخلی ایران، نوشته “بخشی وضعیت پیش آمده به پنهانکاری مسئولان زندان اوین باز می‌گردد. بر اساس اظهارات یکی از این زندانیان، هفته پیش تست کرونای آنها مثبت شده اما مسئولان زندان از بیان این مطلب امتناع کردند”.

بنابر این گزارش مسئولان پس از یک هفته که نشانه‌ها و علائم بیماری حادتر شده این موضوع را اعلام کرده و تست دوم را اخذ کردند و زندانیان مشکوک به ابتلا به کرونا را به بیمارستان زندان منتقل کردند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز با انتشار بیانیه‌ای تایید کرد که اسماعیل عبدی، معلم زندانی و جعفر عظیم‌زاده فعال کارگری از جمله ۱۲ نفری هستند که به کرونا مبتلا شده‌اند و در بیمارستان زندان به سر می‌برند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی همچنین گفت عدم مرخصی پزشکی برای اسماعیل عبدی و جعفر عظیم‌زاده برای درمان عوارض مهلک ویروس کرونا را قویا محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری‌شان برای درمان می‌باشد.

امیرسالار داوودی، مجید آذرپی، جعفر عظیم‌زاده، محسن قنبری و محمد علی مصیب‌زاده از دیگر زندانیانی هستند که در بیمارستان زندان بستری شده‌اند.

سایت امتداد همچنین گزارش داده که علی دیواندری مدیرعامل سابق بانک ملت و بانک پارسیان که “تا ساعت ۱۲ شب گذشته کنار سایران در بیمارستان اوین بستری بوده که به علت شدت علائم بیماری به صورت اورژانسی به یکی از بیمارستانهای تهران اعزام شده است”.

اخیرا سازمان عفو بین‌الملل چهار نامه از مقام‌های ایران به دست آورده بود که با استناد به آنها گزارش داد از زمان شیوع کرونا در ایران مقام‌های قضایی وضعیت “خطرناک” و “غیرانسانی” زندانیان را پنهان نگه داشته‌اند و درباره شرایط “بی‌رحمانه” زندانیان اطلاعات غلط داده‌اند.

بر اساس متن این نامه‌ها که به عفو بین‌الملل درز کرده، مقام‌های سازمان زندان‌ها در چهار نامه جداگانه به مقام‌های وزارت بهداشت هشدار داده اند که برای مقابله با بیماری کرونا در ساختمان‌های پرخطر و پرجمعیت زندان‌ها امکانات کافی ندارد. ظاهرا وزارت بهداشت ایران به هیچ کدام از این درخواست‌ها پاسخ نداده است.

در گزارش سازمان عفو بین الملل به نقل از سازمان های حقوق بشری آمده است که دست کم ۲۰ زندانی در استان های مختلف به دلیل ابتلا به کرونا جان داده اند که بیشترین تعداد مربوط به زندان ارومیه با ۸ قربانی است.

در هفتم اسفند ماه ۹۸، قوه قضاییه ایران برای خلوت کردن زندان‌ها دستور مرخصی بعضی از زندانیان را صادر کرد.

بر اساس گزارش سازمان زندان ها از هفتم اسفند پارسال تا خرداد ماه به خاطر شیوع کرونا ۱۲۸ هزار نفر به مرخصی فرستاده شدند؛ اما سازمان عفو بین الملل می گوید زندان ها هنوز بیش از ظرفیت استاندارد خود زندانی دارد و همچین این مرخصی شامل حال بیشتر زندانیان سیاسی و عقیدتی نشده است.

قوه قضائیه در آن زمان تنها به چند تن از زندانیان سیاسی ایران مرخصی کوتاه مدت داد.

در نامه‌ای که تاریخ آن مربوط به ششم فروردین امسال است، سازمان زندان‌ها گفته که زندانیان باردار و مادران شیرده، سالخوردگان، و افرادی که در زندان بیماری‌های پیش‌زمینه‌ای اعتیاد، ایدز، سوءتغذیه، کم‌خونی و بیماری‌های دیگر دارند، سیستم ایمنی‌شان ضعیف است و اگر کرونا در زندان شایع شود، “علاوه بر خطرات امنیتی، خسارات جبران‌ناپذیری برای جامعه” خواهد داشت.

سه روز بعد از تاریخی که این نامه نوشته شده، اخباری درباره شورش زندانیان در سقز کردستان در اعتراض به شیوع ویروس کرونا و کمبود امکانات مقابله با این بیماری منتشر شد. در آن زمان، در اعتراض به شرایط بهداشتی، شورش‌هایی در چند زندان دیگر ایران از جمله زندان اهواز منتشر شد.

No responses yet

Aug 07 2020

ادعا درباره نقش «ماهواره نور» سپاه در دستگیری جمشید شارمهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سپاه,سیاسی

ایندیپندنت: چند روز پیش بود که دستگیری یکی از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی به نام جمشید شارمهد رئیس گروه «تندر» وابسته به انجمن پادشاهی ایران از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، به دست نیروهای امنیتی ایران خبرساز شد.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌ای که روز شنبه منتشر شد اعلام کرد که جمشید شارمهد را در یک عملیات پیچیده دستگیر کرده است اما به جزئیات عملیات اشاره‌ای نکرده بود.

وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران درباره جمشید شارمهد گفته بود که رئیس «گروه تندر» در خاک ایران دستگیر شده است.

به گفته محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، جمشید شارمهد حدود «۲۷ اقدام تروریستی» متهم است. علوی پس از دستگیری او گفته بود که ا «وی مورد حمایت دو سرویس اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بود و بعید می‌دانستند که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بتواند از این دو پوشش حمایتی عبور کند و با یک برنامه پیچیده در داخل ایران او را در اختیار بگیرد.»

به گفته وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی «آمریکایی‌ها هنوز باور نمی‌کنند که او (شارمهد) در ایران و در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی ایران است. فکر می‌کنند که او در خارج از کشور است، اما در آینده نزدیک به همه چیز واقف می‌شوند.»

تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هم بخشی از «اعترافات» شارمهد را هم در حالی که چشم‌های او بسته بود پخش کرد.

وزارت اطلاعات او را مسئول انفجار حسینیه سیدالشهدای شیراز دانسته است که ۱۴ کشته و ۲۱۵ مجروح داشت. در فروردین ۱۳۸۷ و در آستانه سفر علی خامنه‌ای به شیراز، یک بمب در حسینیه سیدالشهدای شیراز منفجر شد.

با اینکه وزارت اطلاعات از دستگیری شارمهد در ایران سخن می‌گفت اما گمانه‌‌هایی مبنی بر دستگیری شارمهد در یکی از کشورهای همسایه ایران مطرح شد.

روزنامه «جوان» وابسته به سپاه پاسداران ادعا کرده بود که جمشید شارمهد، در تاجیکستان بازداشت و به ایران تحویل داده شده است.

ادعایی که باعث شد رمضان رحیم‌زاده، وزیر کشور تاجیکستان، اخبار منتشر شده مبنی بر بازداشت جمشید شارمهد، رهبر گروه «تندر» در این کشور توسط ایران را رد کند.

امروز، سه‌شنبه ۱۴ مرداد، خانواده جمشید شارمهد به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته‌اند که «جمشید در دبی از سوی نیروهای اطلاعات ایران بازداشت‌شده و بنابر اطلاعات مکان‌یاب موبایل‌اش، نخست به شهرهای راس‌العین و البریمی در جنوب امارات و سپس به عمان برده شده است».

آسویشتدپرس نوشته است که «جمشید شارمهد از هفتم مرداد به تماس‌های تلفن‌اش پاسخ نمی‌داده است و هشتم مرداد با هتل‌ محل اقامتش در دبی تسویه‌حساب و نهم مرداد در کشور عمان بوده است».

از سوی دیگر باشگاه خبرنگاران جوان، خبرگزاری نزدیک به صداوسیمای جمهوری اسلامی در ایران مدعی شده که جمشید شارمهد، لیدر جریان تندر، برای یک نشست سیاسی به ایران آمده‌بوده و پس‌از این‌که خطر را احساس کرده، قصد فرار داشته که در نزدیکی مرز ایران و پاکستان بازداشت شده است.

این خبرگزاری مدعی شده است که «کسانی با شارمهد در ارتباط بوده‌اند و او را به درون ایران کشانده بودند».

این گزارش ادعا کرده است که شارمهد در نشستی برای هماهنگی «حمله تروریستی به مانورهای رسول اعظم(ص)» شرکت کرده‌بوده و «ابزارهای الکترونیکی بسیار پیشرفته» به همراه داشته است.

در بخش دیگری از این گزارش خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان ادعا شده است که « ماهواره نورِ» سپاه پاسداران در شناسایی محل رفت‌وآمد جمشید شارمهد نقش مهمی داشته است.

هنوز هیچ‌یک از مقامات امنیتی جمهوری اسلامی نه به ماجرای بازداشت در دبی واکنشی نشان نداده‌اند و اصرار دارند که دستگیری در خاک ایران و در روز ۱۱ مردادماه اتفاق افتاده است.

No responses yet

Aug 07 2020

واکنش عفو بین الملل به اعدام مصطفی صالحی: مقامات جمهوری اسلامی به دنبال انتقامجویی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: عفو بین الملل، از سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر، اجرای حکم اعدام مصطفی صالحی را که در جریان اعتراضات سراسری دیماه 1396 بازداشت شده بود محکوم کرده است. این حکم در زندان اصفهان اجرا شد. تظاهرات دیماه 1396 در اعتراض به شرایط بد اقتصادی در مشهد آغاز شد و به سرعت به دهها شهر ایران گسترش یافت و سرکوب شدید نیروهای امنیتی و افراد وابسته به آنها و بازداشت تظاهرکنندگان را در پی آورد.

عفو بین الملل در بیانیه ای در این مورد گفته است که این حکم در حالی به اجرا گذاشته شد که در مورد روند دادرسی قضایی در جمهوری اسلامی ایران از جمله شکنجه و بدرفتاری با متهمان به منظور اخذ اعترافات غیرواقعی و استفاده از آن در رسیدگی قضایی و فقدان برخورداری متهمان از حق واقعی دفاع نگرانی جدی وجود دارد.

این سازمان گفته است: “اعدام مصطفی صالحی بار دیگر نشان داد که مقامات جمهوری اسلامی بیشتر به دنبال انتفامجویی هستند و نه اجرای عدالت.”

عفو بین الملل نسبت به سرنوشت پنج متهم دیگر شرکت در اعتراضات سال 1396 به نام های محمد بسطامی، هادی کیانی، عباس محمدی، مجید نظری و مهدی صالحی ابراز نگرانی عمیق کرده و از حکومت خواسته است “بی درنگ احکام اعدام آنان را لغو و امکان برخورداری آنان از دادرسی عادلانه را فراهم کند.”

در ایران اعدام متهمان پرونده های سیاسی رایج است و در مواردی اعتراض و انتقاد گسترده جهانی را در پی داشته است.

از جمله اواخر ماه گذشته و پس از اظهارات سخنگوی قوه قضاییه در مورد محکومیت سه تن از شرکت کنندگان در تظاهرات آبان سال گذشته، اعتراضات گسترده توییتری علیه این حکم به راه افتاد و ترند اول جهان شد.

علاوه بر کاربران عادی، شماری از شخصیت های فرهنگی و سیاسی ایران و جهان از جمله دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز در این مبارزه توییتری شرکت کردند.

بعضی از منتقدان حکومت ایران انگیزه کثرت اعدام ها در ایران را تلاش برای ارعاب جهت حفظ حکومت معرفی کرده اند.

No responses yet

Aug 03 2020

فشار امنیتی و پنهانکاری یک ماهه در تایید کرونا در ایران – BBC News فارسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: داده‌های پزشکی و فهرست‌هایی از موارد قطعی و مشکوک به کووید-۱۹ در ایران به بی‌بی‌سی فارسی رسیده که حاکی از پنهانکاری و لاپوشانی آغاز شیوع کرونا در ایران است.

بنا بر این اطلاعات اولین “تاریخ فوت” فهرستی که از درگذشتگان کرونا تهیه شده به ۲ بهمن برمی‌گردد که نزدیک یک ماه قبل از تایید رسمی اولین مورد کرونا در ایران است.

این اطلاعات هم‌جهت با برآوردهایی است که بی‌بی‌سی پیشتر بر اساس مطالعات همه‌گیرشناسان از زمان ورود احتمالی ویروس کرونا به ایران گزارش کرده بود.

پزشکان مطلع در ایران می‌گویند “فشارهای امنیتی” باعث شد تشخیص قطعی اولین مبتلایان کرونا و اعلام ورود این ویروس به ایران به تاخیر بیفتد.

رشته گزارش کرونا

Banner

اطلاعات فاش‌شده از روند شیوع کرونا در ایران چه می‌گوید؟

اعلام رسمی اولین مورد ابتلا در ایران در ۳۰ بهمن ۹۸ انجام شد، اما فهرست بیماران حاکی از آن است که بین ۲ بهمن تا ۳۰ بهمن ۵۲ مورد مرگ مشکوک به کرونا ثبت شده است.

یک ماه تاخیر در اعلام آغاز شیوع کرونا. .  .

علاوه بر این اطلاعات بیماران و مراجعان مراکز درمانی نشان می‌دهد که در بهمن ۲۴۸۲ نفر با علایم مربوط به کرونا به مراکز درمانی ایران مراجعه کرده‌اند.

به نظر می‌رسد ثبت متمرکز اطلاعات بیماران احتمالی کرونا، که مطابق اطلاعات‌ رسیده به بی‌بی‌سی فارسی اوایل اسفند آغاز شده، تا ۱ بهمن ۹۸ عقب می‌رود.

مطابق داده‌هایی که به بی‌بی‌سی رسیده در ۱ بهمن ۸۲ نفر در ارتباط با کرونا به مراکز درمانی ۱۴ استان مختلف ایران مراجعه کردند.

با این وجود مقام‌های وزارت بهداشت تا ۳۰ بهمن به تاکید هرگونه مورد ابتلا به کرونا را تکذیب می‌کردند.

این در حالی است که بنا به گفته‌های مقام‌های وزارت بهداشت ایران تا اواخر بهمن در ایران کیت تشخیصی کرونا وجود نداشت.

پزشکان در ایران می‌گویند که هنوز هم علاوه بر استفاده از کیت تشخیصی از علایم بالینی و سی‌تی‌اسکن ریه برای تشخیص کرونا استفاده می‌کنند.

شواهد دیگری برای شیوع زودتر وجود دارد؟

مقام‌های وزارت بهداشت ایران گفته‌اند که ویروس پیش از اعلام قبلی آنها وارد ایران شده بوده و احتمالا از اوایل بهمن در ایران وجود داشته است.

اما مطالعات همه‌گیرشناسان بر اساس روش‌های مختلف حاکی از آن است که ویروس هفته‌ها زودتر و احتمالا در دی ماه وارد ایران شده بود.

شیوع کرونا در ایران چه طور افشا شد؟

دکتر محمد مولایی و دکتر علی‌اصغر مولایی، دو پزشک اهل قم، با پافشاری بر آزمایش برادرشان نقش کلیدی در افشای آغاز شیوع در ایران داشتند.

به گفته پزشکان مطلع، سیاست وزارت بهداشت ایران تا اواخر بهمن این بود که تنها از کسانی تست کرونا گرفته شود که از چین به ایران سفر کرده‌اند و علایم این بیماری را دارند.

در بهمن ماه در بخش مراقبت‌های ویژه چند بیمارستان، از جمله بیمارستان کامکار قم چندین بیمار بستری شده بودند که علایم مشابه کرونا داشتند و درمان‌های رایج رویشان بی‌اثر بود.

اطلاعاتی که به بی‌بی‌سی فارسی رسیده نشان می‌دهد که تا پایان بهمن ماه ۲۴۲ بیمار مرتبط با کرونا در بیمارستان کامکار قم بستری شده یا به آن مراجعه کردند.

بیمارستان کامکار

توضیح تصویر،در کمبود کیت‌های تشخیص کرونا از سی‌تی‌اسکن ریه برای تشخیص آن استفاده می‌شود – عکس از بیمارستان کامکار قم

دکتر پولادی (نام مستعار)، پزشک مطلع در ایران، می‌گوید وزارت بهداشت ایران بیش از یک ماه بعد از شناسایی ویروس جدید کرونا “هنوز در مرحله انکار بود”.

او گفت: “وزارتخانه تا مرحله‌ای که کیت نداشت و تا مرحله‌ای هم ترجیح داد کیت تشخیصی به کار نبرد. نهادهای امنیتی هم نظرشان این بود که ویروس در ایران اعلام نشود.”

اما به گفته منابع درمانی هیچ یک از این بیماران با وجود علایم بالینی مشابه برای کرونا تست نشده بودند.

حسین مولایی، برادر دکتر محمد مولایی و دکتر علی‌اصغر مولایی با همین علایم در بیمارستان کامکار بستری شده بود و درگذشت.

برادران مولایی که خود پزشک بودند اصرار کردند که در مورد برادر درگذشته‌شان کیت تشخیصی کرونا استفاده شود.

دکتر پولادی درباره افشای شیوع گفت: “بدشانسی آوردند که یک فردی که نفوذی داشت و شریف هم بود، برادرش را از دست داد و ایستاد. دکتر مولایی دسترسی داشت به این آقایان و ول نکرد.”

دکتر محمد مولایی ویدئویی از برادرش در بستر بیماری را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد.

همزمان مقام‌های وزارت بهداشت بالاخره در ۳۰ بهمن شناسایی اولین بیمار مبتلا به کرونا را اعلام کردند.

دکتر پولادی معتقد است “اگر نهادهای امنیتی اجازه می‌دادند می‌شد زودتر اعلام کنند”.

بیانیه‌‌ای که دکتر مولایی منتشر کرد و مصاحبه‌های او به طور گسترده بازتاب یافت و به گفته دکتر پولادی “بعد هم پزشک‌ها و پرستارهای دیگر افشاگری زیادی کردند. دیگر نمی‌شد پنهانکاری کرد.”

دکتر اسفندیاری (نام مستعار)، پژوهشگر سلامت که با برخی سیاست‌گذاران مرتبط در تماس بوده به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “در نظام‌ تصمیم‌سازی مشاوره گرفتن و مشارکت باقی نهادها به حداقل رسیده و تصمیم‌‌گیری‌ها به حلقه‌ بسته‌ای از آدم‌های امنیتی خلاصه شده که بقیه را راه نمی‌دهند.”

“این حلقه‌های امنیتی سازوکاری برای استفاده از ظرفیت علمی کشور ندارند و بازسازی چنین وضعیتی وسط بحران ممکن نیست.”

دیگر شواهد برخورد امنیتی با کرونا چه بود؟

حتی پس از اعلام رسمی وزارت بهداشت، تلویزیون رسمی ایران انتشار اخبار مربوط به شیوع کرونا را “فضاسازی” خواند.

برنامه ۲۰:۳۰، که سابقه طولانی در پخش تبلیغات دستگاه‌های امنیتی ایران دارد و بارها اعترافات اجباری زندانیان سیاسی را پخش کرده، در ۱ اسفند ویدئوی دکتر مولایی و برادرش را پخش کرد و گفت: “حالا معلوم شده که این بیمار اصلا کرونا نداشته و فیلم قدیمی است”.

آنچه در ۲۰:۳۰ پخش شد می‎گفت اخبار شیوع کرونا برای تاثیر منفی روی مشارکت در انتخابات مجلس، در ۲ اسفند، پخش شده است.

همین مضمون را سه روز بعد آیت‌الله علی‌ خامنه‌ای، رهبر ایران، تکرار کرد و گفت پوشش رسانه‌ای کرونا در قم “بهانه خوبی” برای زیر سوال بردن شرکت در انتخابات شده است.

با شیوع کرونا چندین نفر به خاطر انتشار مطالبی در این رابطه بازداشت شدند، از جمله یکی از پرستاران بیمارستان کامکار قم که با همرسانی ویدئویی در اینستاگرام از مرگ چند بیمار در این بیمارستان خبر داده بود.

دکتر نورالدین پیرموذن، پزشک و نماینده سابق مجلس ایران که سابقه مدیریتی در وزارت بهداشت هم دارد، به بی‌بی‌سی فارسی گفت حکومت ایران درباره کرونا دچار “اضطراب و ترس از بیان حقیقت” بود.

روحانی و ضدعفونی

او با اشاره به اعتراضات آبان ۹۸ و سپس اعتراضات به سرنگونی هواپیمای مسافربری با موشک‌های سپاه گفت مقام‌های حکومت “نگران به خیابان ریختن بیکاران و گرسنگان هستند”.

آقای پیرموذن گفت از مجموعه شواهد برمی‌آید که وزارت بهداشت ایران قدرتی در تصمیم‌گیری برای مهار کرونا نداشته است.

او از جمله به شایعاتی که درباره استعفا یا ممنوع‌المصاحبه شدن سعید نمکی، وزیر بهداشت، مطرح بوده اشاره می‌کند یا چند نفر از مقام‌های وزارت بهداشت و پزشکان باسابقه که مجبور به تغییر صحبت‌های خود درباره کرونا و ضرورت قرنطینه شدند.

شایعه استعفای سعید نمکی بارها تکذیب شده، هرچند موارد دیگری بوده که استعفای وزیران باوجود تکذیب صحت داشته است.

در هر حال آقای نمکی پیش از این گفته پیش از شیوع کرونا در ایران خواهان توقف پروازها بین ایران و چین بود، خواسته‌ای که در نهایت عملی نشد.

دکتر پیرموذن می‌گوید برخوردی که با پزشکان بدون مرز شد هم نشانه امنیتی بودن مواجهه با کرونا بوده است.

او گفت: “چرا به پزشکان بدون مرز اجازه ندادند؟ ترسیدند از عمق کوتاهی‌ها و نارضایتی‌ها باخبر شویم. ترسیدند حقایق بیرون بزند. وگرنه در زلزله بم همین‌ها آمدند و کسی هم جلویشان را نگرفت، چون مساله امنیتی نبود.”

غسان ابوشعر، از مدیران پزشکان بدون مرز در پاریس، به بی‌بی‌سی فارسی گفت این سازمان همچنان در ایران مشغول به کار است و معمولا دولت ایران بسیار شفاف است و در صورت نیاز به آنها می‌گویند که می‌توانند از کمک پزشکان بدون مرز استفاده می‌کنند.

آقای ابوشعر گفت مقام‌های ایرانی به آنها گفتند که درباره کرونا به کمک آنها در اصفهان نیاز است و آنها با تجهیزاتی برای افزایش ظرفیت بیمارستان اصفهان رفتند، اما سپس گفته شد که دیگر به کمکشان نیازی نیست.

حسین شریعتمداری، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در روزنامه کیهان، ورود پزشکان بدون مرز را “بی‌احتیاطی خطرناک” خوانده بود.

چند روز قبل از آن خود آقای خامنه‌ای با طرح تئوری توطئه‌ای گفته بود ممکن است ویروس کرونا ساخت آمریکا و طراحی‌شده مطابق “ژنتیک ایرانی” باشد و پزشکان غیرایرانی بخواهند برای ارزیابی اثر این سلاح بیولوژیک احتمالی وارد ایران شوند.

No responses yet

Jul 31 2020

رویترز خطر کمبود و گرانی غذا و دارو در ایران را جدی خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: دولت ایران می کوشد پیش از گران شدن قیمت ها دارو و غذای مورد نیاز کشور را وارد کند اما با مانع تحریم ها روبرو است.
دولت ایران می کوشد پیش از گران شدن قیمت ها دارو و غذای مورد نیاز کشور را وارد کند اما با مانع تحریم ها روبرو است. ایرنا

رویترز در گزارشی نوشت که حکومت ایران که با تنگناهای تحریم ها و همه گیری ویروس کرونا روبرو است می کوشد پیش از وقوع بحران عرضه و افزایش قیمت ها، دارو و مواد غذایی مورد نیاز کشور را خریداری و وارد کند، اما، بانک ها و حکومت های خارجی از همکاری با ایران خودداری می ورزند، هر چند خرید دارو و مواد غذایی مشمول تحریم های آمریکا علیه ایران نمی شود.

رویترز افزوده است که پس از یک سال و نیم تلاش، دولت سوئیس عاقبت توانست در فوریه گذشته با موافقت آمریکا کانال ویژه ای را تحت عنوان “توافق تجاری بشردوستانۀ سوئیس” برای صدور دارو و غذا به ایران راه اندازی کند. اما، بانک مرکزی ایران تاکنون نتوانسته میلیاردها دلار دارایی نفتی مسدود شدۀ این کشور را به حساب توافق تجاری بشردوستانه سوئیس منتقل کند.

رویترز به نقل از پنج منبع آگاه افزوده است که این پول ها حاصل صادرات نفت ایران پس از امضای برجام در فاصلۀ سال های ٢٠١٦ و ٢٠١٨ است و عمدتاً در بانک های کشورهای آسیایی خریدار نفت ایران به ویژه کره جنوبی و ژاپن مسدود شده اند. برای نمونه، هفت میلیارد دلار از دارایی های حاصل از فروش نفت ایران در بانک های کره جنوبی مسدود شده و کلیه تلاش های تهران برای دستیابی به این منابع تاکنون بی نتیجه مانده اند.

رویترز افزوده است که این موارد پیچیدگی تحریم های آمریکا را نشان می دهد که در نتیجۀ آنها بانک ها و کشورها حاضر به همکاری مالی با ایران حتی برای خرید دارو و غذا نیستند، هر چند صدور این اقلام به ایران رسماً مشمول تحریم های آمریکا نمی شود.

رویترز به نقل از منابعی که نخواسته اند نام شان فاش شود نوشته است که کره جنوبی و ژاپن حاضر نیستند بدون اجازۀ صریح آمریکا دارایی های مسدود شدۀ ایران را از طریق بانک مرکزی این کشور به حساب “توافق تجاری بشردوستانۀ سوئیس” منتقل کنند.

وزارت امور خارجۀ کره جنوبی به رویترز گفته است که دولت آمریکا با انتقال پول نقد به دولت ایران تحت هر شکلی مخالف است.

در این حال، سخنگوی وزارت اقتصاد دولت سوئیس امروز پنجشنبه سی ام ژوئیه بار دیگر اعلام کرد که یک محمولۀ داروی مقابله با عوارض درمان سرطان از طریق کانال ارسال کالاهای بشردوستانه به ایران به این کشور ارسال شده است. این محموله در اوایل سال جاری و با موافقت آمریکا به ایران فرستاده شده است. با این حال، سخنگوی وزارت اقتصاد سوئیس دربارۀ تاریخ دقیق ارسال این محموله و حجم و ارزش آن توضیحی ارایه نداده است.

در ایران حسن روحانی می گوید که بر خلاف انتظار دولت آمریکا، تحریم های این کشور اقتصاد ایران را به زانو درنیاورده، بلکه بالعکس مثلاً تولید فولاد ایران دو برابر شده است، هر چند آمار رسمی تصریح می کند که صادرات غیرنفتی ایران در سه ماهۀ نخست سال جاری ٤٤ درصد کاهش یافته است. با این حال، برخی اقتصاددانان از جمله حسین راغفر هشدار داده اند که از این پس سهمیه بندی مایحتاج عمومی گریزناپذیر است و باید این سازوکار را تا دیر نشده به اجرا گذاشت.

No responses yet

Jul 28 2020

نرگس منصوری: گفتند به آقا توهین کرده‌اید، زنده نمی‌گذاریم‌تان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایران‌وایر: «نرگس منصوری» یکی از ۱۴ زن کنش‌گری بود که «بیانیه ۱۴ نفر» را امضا کرد؛ بیانیه‌‌ مشهوری که امضا کنندگان آن خواستار استعفای «علی خامنه‌‌ای»، گذار از جمهوری اسلامی و تدوین «قانون اساسی» جدید شده بودند.
او که عضو «سندیکای شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه» و فرزند یک جانباز شهید است، در شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «ایمان افشاری» به اتهام «اجتماع و تبانی برعلیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به شش سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب و گرو‌های سیاسی محکوم شد.
علاوه بر نرگس منصوری، افرادی هم‌چون «شهلا جهان‌بین»، «فرنگیس مظلوم»، «فاطمه سپهری»، «زهرا جمالی»، «گیتی پورفاضل»، «حوریه فرج زاده» و «شهلا انتصاری» نیز از جمله زنان امضا کننده این بیانیه بودند که بازداشت و دادگاهی شدند.
او به «ایران‌وایر» می‌گوید به متن بیانیه‌‌ای که امضا کرده، باورمند است و نه تنها جرمی مرتکب نشده بلکه از حق اعتراض شهروندی‌‌ خود استفاده کرده است.

اساسا چرا بیانیه ۱۴ نفر را امضا کردید؟

– متن بیانیه از طرف دوستان پیشنهاد شد. من هم تجربه فعالیت صنفی داشتم و هم در حوزه حقوق زنان تلاش کرده و به این نتیجه رسیده بودم که با وجود وضعیت اسفبار جامعه، مطالباتم نمی‌توانند صرفا صنفی یا محدود به حقوق زنان باشند. احساس کردم آن‌چه جامعه ما نیاز دارد، مطالبات ملی در حوزه حقوق انسانی و چیزی فراتر از حقوق صنفی و جنسیتی است. این بیانیه به صراحت اعلام می‌کرد که با توجه به شرایط فعلی، جامعه ما هیچ چاره دیگری جز گذار از وضعیت موجود ندارد.

نسبت به عواقب آن آگاه بودید؟
– بله؛ با علم و آگاهی امضا کردم و می‌دانستم برخورد حاکمیت خشونت‌بار خواهد بود. همه ما فکر می‌کردیم در قبال هم‌وطنان‌ خود یک وظیفه انسانی داریم؛ این که این همه ظلم کنار گوش‌مان دارد رخ می‌دهد و ما باید کاری انجام بدهیم. ما خودمان را باعکس و مشخصات معرفی و آشکارا اعتراض خود را با نام و نشان‌مان اعلام و فکر کردیم با این اعتراض علنی، رعب و وحشت مطالبه خواهی را از مردم بگیریم و بگوییم که ما نمی‌ترسیم.

چه مدت بعد از امضای بیانیه بازداشت شدید؟
– ۱۴مردادماه بود که کلیپ امضای بیانیه را منتشر کردیم و من بیستم مرداد، یعنی شش روز بعد بازداشت شدم. با توجه به این که عضو سندیکای شرکت واحد بودم و آدرس مشخص داشتم، از طریق حراست شرکت واحد و مدیریت عامل آن‌جا با اطلاعات سپاه هماهنگ کرده بودند و ماموران لباس شخصی بدون داشتن حکم و با ایجاد رعب و وحشت در حضور همکاران و در سرویس محل کار، در حالی که با دخترم در حال گفت‌وگوی تلفنی بودم، من را بازداشت و به محل نامشخصی که از خانه‌های امن سپاه بود، منتقل کردند.

آیا مجبور به اعتراف بر علیه خودتان شدید؟
– خیر؛ موبایل را ریکاوری کردند و همه اطلاعات قدیم و جدید را از موبایل‌های‌ ما بیرون کشیدند و بر مبنای آن پرونده‌سازی کردند. با رفتارهای خشونت‌آمیز به من گفتند که از خط قرمزهایشان عبور و به «آقا» توهین کرده‌ام. تهدید می‌کردند که ما را زنده نمی‌گذارند و تاوان سختی بابت این اقدام خواهیم داد.
من سه روز در یک خانه امن بودم و بعد از آن به بند «دو الف» سپاه پاسداران در «اوین» منتقل شدم و ۲۰ شب هم در انفرادی این بند بودم.

آن روزها خبر اعتصاب غذای شما در رسانه‌ها مطرح شده بود.
– من حین مکالمه با دخترم بازداشت شده بودم و او به شدت دچار واهمه و وحشت شده بود و چون اجازه تلفن و اطلاع‌رسانی نمی‌دادند، مجبور شدم اعتصاب غذا کنم با این هدف که صدای دخترم را بشنوم. اعتصاب غذایم ۲۰ روز طول کشید. آن‌ها تهدید به اعدام می‌کردند. می‌گفتند همکاری و ابراز ندامت نکرده‌‌اید. به من می‌گفتند دیگر مطمئن باشم که صدای فرزندم را نمی‌شنوم و حکم اعدام خواهم گرفت. آخرین روزی که در بند دو الف بودم، شروع کردم به شعار دادن به حدی که حمله قلبی به من دست داد و خون‌ریزی معده کردم. علی‌رغم آن که در وضعیت اعتصاب غذا بودم، با این حال شبانه و بدون این که مرا برای درمان به بهداری بفرستند، به زندان «قرچک» منتقل کردند. در طول مسیر بین اوین و قرچک بین نیزارها ماشین را نیم ساعتی نگه داشتند و وانمود کردند که قرار است مرا بکشند و هیچ کس هم متوجه نخواهد شد.

چه مدت در زندان قرچک ورامین بودید؟
– چند روزی بیشتر نشد. وقتی به زندان قرچک رسیدم، دست از فریاد زدن برنداشتم. با مرگ بر دیکتاتور وارد زندان شدم. دختران جوانی را در طول مسیر راهرو می‌دیدم که خوشحالی از چشم‌هایشان دیده می‌شد. بعدها به من گفتند حرف دل همه آن‌ها را می‌زدم و خوشحال بودند که یک نفر سکوت آزاردهنده آن فضا را شکسته و حرف دل‌شان را زده است.
دادگاه‌های آن‌جا بیدادگاه واقعی هستند. دختری را به زندان آورده بودند که به خاطر حجاب توسط یک مامور مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. در واقع این مامور بود که باید دادگاهی و زندان می‌شد و مورد بازخواست قرار می‌گرفت اما برای آزادی دخترک ۶۰ میلیون تومان مطالبه کرده بودند.

آیا در زندان قرچک اعتصاب غذایتان را شکستید؟
– در طول سه روز اقامتم در زندان قرچک، اعتصاب غذایم را حفظ کرده بودم. تصور می‌کنم از شرایط من ترسیده بودند چون مرا از زندان قرچک به دادسرا خواستند و بعد به بند «نسوان» اوین برگرداندند. وقتی به زندان اوین رسیدم، عملا تا یک هفته بی‌هوش بودم. تا حدود دو ماه بعد از آن هم در این زندان بودم تا در نهایت با قید وثیقه آزاد شدم.

در جریان دادگاه، اجازه دفاع داشتید؟
– کیفرخواست سنگینی علیه من صادر شده بود. در پرونده‌های سیاسی به نظر من قاضی تصمیم گیرنده نیست. تصمیم گیرنده اصلی در پرونده ما سپاه بود. قبل از این که به دادگاه بروم، خود بازجو از طریق زندانی‌ها برایم پیام می‌فرستاد که چون او پای مواضع خود ایستاده است، من گزارشی در پرونده‌‌اش خواهم نوشت که اگر اعدام نگیرد، حداقل ۲۰ سال حبس را بگیرد. جالب است که در جریان دادگاه هم همین تهدیدات را ادامه داد. بعدها نیز عنوان کرد من می‌روم اتهام جدید برایش دست و پا می‌کنم. شما می‌دانید که حضور بازجو و سربازجو در دادگاه، غیرقانونی است اما آن‌ها در دادگاه من حضور داشتند. متاسفانه اختیاراتی به سپاه اعطا شده است که نیروهای آن‌ خودشان را فراتر از قانون می‌دانند و هر جا که لازم باشد، مداخله می‌کنند.
آن‌ها تلاش می‌کردند نظر قاضی را برای تعیین قرار وثیقه تغییر بدهند و حتی وقتی قاضی قرار را صادر کرد، همان روز مرا آزاد نکردند و مقاومت کردند. در حالی که خانواده من پشت در زندان به مدت شش ساعت منتظرم بودند، به من خبر دادند که شما باید فردا بروید دادسرا چون از یک قرار آزاد شده‌اید ولی از قرار دیگر هنوز در بند هستید! وقتی پرسیدم جریان چیست، متوجه شدم همان تهدید بازجو برای ساخت و پاخت یک پرونده جدید عملی شده است و برایم یک پرونده جدید باز کرده‌‌اند تا نتوانم به راحتی با قرار وثیقه آزاد بشوم.

پرونده جدید بر پایه چه مصادیقی تشکیل شده بود؟
– برای پرونده جدید متوسل شده بودند به داد و فریادهای من. در زمانی که در بند دو الف بودم، می‌خواستند از ما ویدیو بگیرند و من معترض شده بودم که شما حق ندارید از ما کلیپ بگیرید. هنگامی که می‌خواستند مرا به بیمارستان منتقل کنند هم من در مقابل اجبار چادر سر کردن مقاومت کرده بودم. به دکترها سپرده بودند که به هیچ عنوان ننویسید که او به بیمارستان بیرون زندان نیاز دارد و زمان آزادی بابت همین پرونده دوم علاوه بر وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، یک برگه التزام ۵۰ میلیونی هم صادر کردند و گفتند به محض آن که فعالیت کنید، پرونده شما باز خواهد شد و می‌توانیم سریع بازداشتت کنیم. به هر حال، به سختی به قرار وثیقه من تن دادند و شرط کردند که کسی حق ندارد گل و شیرینی بیاورد، استقبال کننده نباید داشته باشید و فقط باید سوار ماشین بشوید و سریع از محل زندان دور بشوید!

آیا شما از ایران خارج شده‌اید؟
– نه، من کماکان داخل ایران هستم و حکم مجازات زندانم را نوعی انتقام‌جویی بی‌دلیل می‌دانم که صرفا چون اظهار ندامت نکرده‌‌ام، برایم صادر شده است.

آیا حکم شما به مرحله اجرا رسیده است؟
– حکم من بدون آن که احضاریه به دستم رسیده باشد، به اجرا گذاشته شده است و من در این شرایط بیماری ترجیح دادم به فکر درمانم باشم. با این که فشارها به شدت افزایش یافته‌اند و بعد از نامه‌نگاری اطلاعات سپاه به واحد اتوبوس‌رانی شرکت واحد مبنی بر این که من علیه نظام اقدام کرده‌‌ام، حقوق و مزایا و بیمه درمانم قطع شده است. از سوی دیگر، با فشار اطلاعات سپاه دارند موضوع اخراج رسمی مرا دنبال می‌کنند. از همه مهم‌تر این که به فکر ضبط وثیقه‌‌ام که آپارتمان مادرم است، هستند.
زمان جنگ، امثال پدر من در مقابل دشمنان این مرز و بوم ایستادند. در طول هشت سال و در آن شرایط بد، ما پدرمان را نمی‌دیدیم و بعد که جنگ به پایان رسید، پدرم جانباز شیمیایی بود و در مسیر عقیده و باورش در نهایت جانش را از دست داد. با این که به علت تبعیض‌های مابین خودشان، او را شهید اعلام نکردند اما ما خودمان شاهد بودیم که پدرمان از چه دردی درگذشت و او را جانباز شهید می‌دانیم.

با توجه به این که خانم «سپهری» همسر شهید بودند یا شما دختر شهید هستید، آیا این موارد را در جریان رسیدگی به پرونده در نظر نگرفتند؟
– برخورد این‌ها با ما که اتفاقا از بابت جنگ آسیب دیده بودیم، بسیار بدتر بود. این‌ها به هیچ کس رحم نمی‌کنند. نه فقط خانم سپهری که همسر شهید است بلکه آقای «کمال جعفری» هم برادر شهید و جانباز است. آقای «عبدالرسول مرتضوی» که جانباز است و آقای «مهدوی‌فر» نیز همین‌طور و آقای «محمد نوری‌زاد» و «خواستار» را هم که خودتان بهتر می‌شناسید. برخورد این‌ها با ما بسیار بدتر بود. برایشان بسیار سنگین بود که ما وارد عرصه انتقاد و اعتراض شده‌ایم. اما من فکر می‌کنم دنیا باید بداند که الزاما خانواده شهید و خانواده جانباز موافق هر ستمی که در جامعه رخ می‌دهد، نیست. به من گفتند از چنین پدری چرا چنین دختری رشد کرده و دست به چنین کاری زده است. گفتم اتفاقا من راه پدرم را رفته‌ام. پدرم از میهن خود در مقابل دشمن خارجی دفاع کرد و من هم از مردم خود در مقابل دشمن داخلی دفاع می‌کنم. ما به ملت‌مان و به خواسته‌هایشان خیانت نکرده‌ایم بلکه کسی که خیانت می‌کند، آن‌ها هستند که جوان‌هایشان را سرکوب می‌کنند.
من در دادسرای اوین و در مقابل بازپرس پرونده‌ام هم گفتم اگر یک درصد نسبت به امضای بیانه شک داشتم- که نداشتم- وقتی این اعمال غیر انسانی بازجو و بقیه عوامل رسیدگی کننده به پرونده‌ام را می بینم و اخبار اختلاس گران چند میلیاردی را می‌شنوم، ایمان می‌آورم که کارم درست بوده است و برای مبارزه‌‌ام مصمم‌تر می‌شوم.

No responses yet

Jul 26 2020

روحانی ایرانی-آمریکایی زرتشتی در کرمان کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: استان‌وایر ـ موبد «آرش کسروی»، روحانی زرتشتی در شهر ماهان کرمان به قتل رسید. سایت «امرداد» که اخبار مربوط به زرتشتیان ایران را پوشش می‌دهد، مرگ او و دو همراهش را تایید کرده است. در خبر قتل آقای کسروی تاکید شده، این روحانی ایرانی-آمریکایی برای شرکت در مراسم سالگرد فوت پدرش و پیگیری مسایل حقوقی مربوط به انحصار وراثت به ایران سفر کرده بود.

یکی از منابع نزدیک به خانواده کسروی که خواست نامش فاش نشود، دراین‌باره به ایران‌وایر می‌گوید: «او پیش‌تر هم تهدیدهایی دریافت کرده بود. منبع این تهدیدها نامشخص بود اما موضوع آن‌ها عمدتا به مسایل مالی مربوط می‌شد.»

به‌جز آقای کسروی، دو همراه او که غیرزرتشتی بوده‌اند نیز کشته شد‌ه‌اند. این منبع به ایران‌وایر می‌گوید: «به دلیل تهدیدهای جانی، آقای کسروی با یک «مراقب» سفر می‌کرد. به‌جز این، ‌یک پرستار برای نگهداری خانه و مراقبت همراه او بوده است. هردوی این افراد غیرزرتشتی بودند. آن‌ها نیز همراه با آقای کسروی کشته شده‌اند.»

منبع ایران‌وایر می‌گوید، آقای کسروی همراه این دو نفر از روز سه‌شنبه (۳۱ تیر) از کرمان به شهر ماهان رفته بود. بعد از بی‌خبری چند روزه،‌ نزدیکان این افراد شب پنجشنبه (۲ مرداد) به خانه آقای کسروی می‌روند. آن‌ها بعد از ورود به خانه متوجه می‌شوند که دوربین مداربسته خانه دزدیده شده و چراغ‌ها روشن هستند. پلیس آگاهی کرمان با حضور در محل و با توجه به شواهد، احتمال آدم‌ربایی را مطرح می‌کند.

بنا به اظهارات منبع ایران‌وایر، در روز جمعه (۳ مرداد) جسد آقای کسروی و دو همراهش (یک پرستار و یک مراقب) در پلیس آگاهی کرمان شناسایی می‌شود. زمان دقیق قتل و هویت قاتل مشخص نیست.

آرش کسروی، موبد ایرانی-آمریکایی در نیایشگاه زرتشتیان موسوم به «در مهر» در کالیفرنیای آمریکا فعالیت می‌کرد. او از ده سال پیش به آمریکا مهاجرت کرده بود. پیش از مهاجرت به آمریکا، آقای کسروی در هفته‌نامه امرداد در تهران به‌عنوان دبیر سرویس «مردم» فعالیت می‌کرد. آرش کسروی متولد ۱۳۴۶ خورشیدی، متاهل و دارای دو فرزند بود.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Jul 23 2020

نیروهای امنیتی برای اخذ اعتراف از ابوالفضل کریمی، بازداشتی‌ اعتراضات آبان‌ ماه، تهدید کرده‌اند دوست دختر او را در برابر وی مورد تجاوز قرار دهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: ابوالفضل کریمی، نوجوان کارگری که در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ بازداشت شد و اکنون دوران محکومیت ۲۷ ماهه خود در زندان تهران بزرگ را سپری می‌کند با انتشار «رنجنامه‌ای» از شکنجه، ضرب ‌و ‌شتم و تهدید نیروهای امنیتی به تجاوز به نزدیکانش سخن گفته است.

این جوان معترض در روز ۲۹ آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای اطلاعات سپاه در خیابان بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد موسوم به بند دو الف زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۳ بهمن ۹۸ با پایان مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد. او متولد ۶ آذر ۱۳۸۰ است و در زمان بازداشت کمتر از ۱۸ سال داشت.

در رنجنامه ابوالفضل کریمی که در سایت اینترنتی هرانا منتشر شده، پس از شرح چگونگی بازداشت آمده است: «دو روز در اوین بازجویی شدم. گفتند اگر حرف نزنی مادرت را می‌آوریم اینجا. گفتم آخر چه باید بکنم؟ گفتند این اسلحه را گردن بگیر. گفتم آخر بدبخت می‌شوم زندگی‌ام خراب می‌شود. بعد گفتند دوست دخترت را می‌آوریم اینجا ترتیبش را می‌دهیم (تجاوز). گریه کردم و به شدت شکنجه روحی شدم.»

کریمی ادامه داد: «نزدیک به ۵۰ روز در سلول انفرادی بند دو الف اطلاعات سپاه بودم. بعد از آن ۱۵ روز نیز بند عمومی بودم. در تمام این مدت تنها یکبار توانستم با خانواده‌ام تماس بگیرم و از لحاظ روحی در وضعیت بدی بودم. بعد از آن نیز به زندان تهران بزرگ منتقل شدم. اینجا روزهایم به سختی می‌گذرد.»

این زندانی سیاسی همچنین اضافه کرده است: «دلیل شرکت من در اعتراضات ۲۵ آبان ۹۸ افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی بود و با توجه به وضعیت اقتصادی ایران، دچار بحران شده بودم. خرج روزمره من بیشتر از درآمدم بود. بیماری مادر و پدرم و سایر مشکلات باعث رنجم شد و من هم به عنوان یک معترض به این وضعیت به اعتراضات پیوستم.»

کریمی نوشت: «اما به دلیل اینکه قاضی عسگر جهانگیری بازپرس شعبه ۱ بازپرسی انقلاب بهارستان اتهامات سنگینی چون فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و تخریب و تحریق اماکن عمومی و دولتی و اخلال در نظم عمومی به من وارد کرد و من هم اتهامات را قبول نداشته و قرار ۵۰ میلیون تومانی که بیش از توان اقتصادی من و خانواده‌ام بود، برایم صادر کرد.»

به گفته این زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۹ آبان ۹۸ به صورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ بسر ‌می‌برد، وضعیت مالی خانواده او مناسب نیست و مشکلات معیشتی باعث فروپاشی خانواده‌اش می‌شود. همچنین مادر بیمارش با این وضعیت «ممکن است جانش را از دست بدهد.»

او همچنین نوشت: «خواهش می‌کنم که به وضعیتم رسیدگی کنید. در محل سکونتمان اکثریت مردم از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند. من با توجه به شرایط سخت خودم و هم‌نوعانم پا به این اعتراضات گذاشتم. افرادی که در اعتراضات ۲۵ آبان ۹۸ برای گرانی بنزین و گرفتن حق خود با شوق به خیابان‌ها آمده بودند، اکنون در زندان تهران بزرگ با شرایطی سخت ازجمله مقابله با ویروس کرونا و در نبود امکانات کافی برای درمان و در امان ماندن از این ویروس مرگبار هستند.»

در پایان این نامه آمده است: «ما اکنون بسیاری از بازداشت شدگان این اعتراضات با فرا رسیدن نوروز ۹۹ دور از خانه و خانواده‌ام هستند و از لحاظ عاطفی و عصبی دچار مشکلات روحی هستند و چشم‌انتظار کمک هستند. تا امروز مسئولان کلی وعده به ما دادند و هیچکدام به حقیقت نپیوسته‌اند. ما به خاطر اعتراض و گرفتن حق خود به این مشکلات روحی در زندان دچار شده‌ایم. از شما مردم عزیز انتظار می‌رود که حامی ما هموطنان خود باشید و همیشه در مقابل ظلم پایداری کنید.»

به گزارش هرانا، ابوالفضل کریمی در دادگاه‌های انقلاب و کیفری به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام» و دیگر اتهام‌های سیاسی مجموعا به ۲۷ ماه زندان و ۱۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. این در حالی است که او در این پرونده با ۵ تن دیگر هم‌پرونده بود که همگی آزاد شده‌اند و از میان آنها ۴ نفر در زمان بازداشت زیر ۱۸ سال سن داشتند.

No responses yet

Jul 18 2020

بازجویی عمومی و اعتراف‌گیری اجباری از دو دانشجوی زندانی در دادسرای عمومی تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی


رادیوفردا: آیدا یونسی، خواهر علی یونسی، دانشجوی بازداشت‌شده گفته است برادرش و امیرحسین مرادی، دیگر دانشجوی بازداشت‌شده را «بدون حضور وکیل و خانواده‌ها به جلسه بازجویی عمومی» برده‌اند.

او در دو توییتی که روز پنج‌شنبه ۲۶ تیرماه منتشر کرده، با اشاره به گزارش‌های منتشر شده از این جلسه از مسئولان پرونده این دو دانشجو پرسیده است که «چه کردید که [این دانشجویان] نمی‌توانند درست و پشت سر هم صحبت کنند».

اشاره خانم یونسی به جلسه‌ای است که روز دوشنبه ۲۳ تیر در محل دادسرای عمومی تهران برگزار شده است.

بی عدالتی یعنی #علی_یونسی و #امیرحسین_مرادی رو که از شدت استرس حتی توانایی واضح حرف زدن رو از دست دادن و در اثر تهدیدها و شکنجه های روحی، نگران خانواده هاشونن رو بدون حضور وکیل و خانواده ها به جلسه بازجویی عمومی ببرید.

— Aida Younesi آیدا یونسی (@YounesiAida) July 16, 2020

در این جلسه که با حضور «کارشناس پرونده» این دو نفر که به روال معمول بازجوی تعیین شده از سوی دستگاه امنیتی است، برگزار شد، مقام‌های قضایی و امنیتی در روش‌ کم سابقه‌ای از اعتراف‌گیری اجباری اقدام به بازجویی و طرح سوال از دانشجویان زندانی در حضور افراد حاضر در جلسه کرده‌اند.

در این جلسه، علاوه بر دو دانشجوی بازداشت‌شده، چند نفر از مقام‌های دانشگاه صنعتی‌شریف و اعضای نهادهای دانشجویی مانند انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل، جامعه اسلامی، بسیج و شورای صنفی دانشگاه حضور داشته‌اند.

بر اساس روایت‌های متعددی که از سوی حاضران در این جلسه منتشر شده، در این جلسه مسئولان قضایی و امنیتی در تلاش بوده‌اند که این دو دانشجو برخی از اتهامات خود را بپذیرند که با واکنش منفی دانشجویان حاضر در جلسه مواجه شده‌اند.

انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف در گزارشی که از این جلسه منتشر کرده، نوشته است دانشجویان بازداشت شده از حق دیدار با خانواده خود محروم شده‌اند و حق دسترسی به وکیل انتخابی هم ندارند.

در این جلسه همچنین مسئولان قضایی فیلم‌هایی از چند اقدام «خرابکارانه» پخش کرده‌اند و مدعی شده‌اند که این اقدامات را علی یونسی و امیرحسین مرادی انجام داده‌اند.

بر اساس گزارش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، «در این فیلم چهره اشخاص مشخص نبود» و دو دانشجوی بازداشت شده که در جلسه حاضر بودند، «درباره فیلم‌ها تایید یا تکذیبی نکردند».

علی یونسی در این جلسه خواستار آزادی از زندان با قید وثیقه شده و دسترسی به وکیل شده است.

در بخشی از این جلسه پس از ادامه سوال‌ها و فشارهای یک مقام قضایی بر علی یونسی برای توضیح درباره اتهامات، دانشجویان گفته‌اند که «برای اعتراف‌گیری به اینجا نیامده‌ایم» و مانع از ادامه این روند شده‌اند.

علی یونسی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۹۵ و همچنین مدال طلای المپیاد جهانی نجوم در سال ۹۶، روز ۲۲ فروردین بدون اعلام دلیل دستگیری، «پس از ضرب‌وشتم شدید توسط ماموران» بازداشت شد.

در همان روز، ماموران امنیتی امیرحسین مرادی، فعال دانشجویی، را نیز بازداشت کردند. امیرحسین مرادی، دانشجوی فیزیک و برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۹۶ است.

پیش از این، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی این دانشجویان را متهم کرده که با گروه‌های «ضد انقلاب» و «به‌ویژه» سازمان مجاهدین خلق ارتباط گرفته بودند و «تحت تعلیمات» مجاهدین خلق «به دنبال انجام اقدامات خرابکارانه‌ای در کشور بودند».

خانواده علی یونسی با اشاره به سابقه قوه قضاییه در «شکنجه روحی و جسمی و اعتراف‌گیری اجباری و فشار به خانواده‌ها»، این اتهامات را «مسخره» و «داستان‌سازی» خوانده‌اند.
منبع: کانال تلگرام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، گزارش‌های رادیو فردا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .