اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آمریکا'

Aug 10 2015

تیراندازی مقابل ساختمان کنسولگری آمریکا در استانبول

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: بر اساس گزارش‌ها ار ترکیه دو فرد مسلح در مقابل ساختمان کنسولگری آمریکا در استانبول دست به تیراندازی زدند.

افراد مسلح پس از تیراندازی پلیس از صحنه گریختند. احتمال می‌رود که حمله‌کنندگان یک زن و یک مرد بوده‌اند.

بر اساس گزارش‍ها کسی در این حمله آسیبی ندیده است.

این تیراندازی چند ساعت پس از انفجار بمبی در پاسگاه پلیسی در استانبول رخ داده است. در پی انفجار بمب هفت نفر از جمله پنج مامور پلیس زخمی شدند.

با این حال هنوز مشخص نیست که این دو حمله ارتباطی با هم داشته باشند.

این حملات در پی بالاگرفتن تنش میان ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) و همچنین موضع‌گیری این کشور در مقابل گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) صورت گرفته است.

روز گذشته جمیل بیک، رهبر پ‌ک‌ک، ترکیه را متهم کرد که با حمله به اعضای این گروه، در واقع مشغول محافظت از گروه دولت اسلامی (داعش) است.

No responses yet

Aug 10 2015

باراک اوباما ‌از احتمال بهبود روابط بين آمريکا و ايران خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفردا: باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در گفت‌وگوی اختصاصی با شبکه خبری «سی‌ان‌ان،» از احتمال بهبود روابط بین ایالات متحده و ایران خبر داد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، رئیس جمهوری آمریکا در این مصاحبه که قرار است روز یکشنبه ۱۸ مرداد پخش شود، گفت که روابط سازنده با ایران می‌تواند دستاورد جانبی توافق اخیر باشد که هدف از آن محدود کردن برنامه هسته‌ای این کشور است.

باراک اوباما با این حال تصریح کرده است که چنین تحولی فوراً اتفاق نخواهد افتاد و شاید هم اصلاً چنین اتفاقی نیفتد.

وی گفت که حل مسئله هسته‌ای ایران، امکان مطرح شدن بحث‌های بیشتر بین دو کشور را فراهم خواهد کرد. باراک اوباما با این حال تصریح کرد: اما نخست باید به موضوع هسته‌ای پرداخته شود.

رئیس جمهوری آمریکا پرداختن به بحران سوریه را از جمله مسایل ممکن برای گفت‌وگو با ایران برشمرد.

آقای اوباما در مصاحبه با فرید زکریا، از شبکه سی‌ان‌ان، اضافه کرد که توافق اخیر برای حل مناقشه هسته‌ای ایران، از هر گزینه دیگری برای حل مسایل هسته‌ای بهتر است.

مسئله مداخله نتانیاهو

به نوشته روزنامه اسرائیلی هاآرتص، رئیس جمهوری آمریکا در بخش دیگری از مصاحبه خود به این پرسش خبرنگار سی‌ان‌ان پاسخ داد که «آیا شایسته است که رئیس دولت یک کشور خارجی در امور داخلی آمریکا دخالت کند؟»

آقای اوباما در پاسخ خود گفت که «بهتر است این سؤال را از آقای نتانیاهو [نخست‌وزیر اسرائیل] بپرسید. مورد مشابه دیگری یادم نیست.»

باراک اوباما در ادامه تأکید کرد که توافق اتمی با ایران «برای اسرائیل خیلی خوب است» و «نخست‌وزیر [اسرائیل] در این مورد اشتباه می‌کند … و می‌توانم نشان بدهم که مفروضات اولیه او در این باره نادرست است.»

او ادامه داد: «و اگر براستی استدلال من درست باشد – این استدلال که این بهترین راه جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح اتمی است – نتیجه‌اش این است که این توافق نه فقط برای ایالات متحده خوب است، بلکه برای اسرائیل هم خیلی خوب است.»

نامه ۲۹ دانشمند آمریکایی

۲۹دانشمند مشهور ايالات متحده آمريکا در نامه‌ای به باراک اوباما، رئيس جمهور اين کشور، حمايت خود را از توافق هسته‌ای با ايران اعلام کرده‌اند.

به گزارش روزنامه نيويورک تايمز، اين نامه روز شنبه ۱۷ مرداد علنی شده و امضاکنندگانش توافق اتمی به دست آمده را «مبتکرانه و دقيق» توصيف کرده‌اند.

۲۹ دانشمند مشهور آمريکايی گفته‌اند که ايران قبل از آغاز گفت‌وگوها با قدرت‌های جهانی «تنها چند هفته» با ساخت «سوخت لازم برای بمب‌های هسته‌ای» فاصله داشت.

بر اساس توافق هسته‌ای ميان ايران و قدرت‌های جهانی، جمهوری اسلامی ذخاير اورانيوم غنی‌شده خود را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد داد.

ريچارد ال گاروين، فريمن ديسان، سيدنی درل، راش دی هالت و فرانک فون هيپل، از امضاکنندگان اين نامه هستند.

اين نامه پس از آن منتشر شده که رئيس جمهور آمريکا از حاميانش خواست تا به فعاليت‌های خود برای جلب حمايت کنگره آمريکا از توافق با ايران بيفزايند.

کنگره ايالات متحده که اکثريت آن در اختيار جمهوری‌خواهان است، تا چند هفته ديگر بايد نظر نهايی خود را درباره توافق هسته‌ای با ايران اعلام کند.

آقای اوباما تهديد کرده که رای منفی کنگره به اين توافق را وتو خواهد کرد اما بر اساس قوانين ايالات متحده اگر دو سوم اعضای کنگره به قانونی رای بدهند، رئيس جمهور ديگر امکان وتوی آن را نخواهد داشت.

به جز جمهوری‌خواهان که به طور متحد با توافق اتمی مخالف‌اند، در روزهای اخير برخی از اعضای ارشد و دموکرات کنگره که هم‌حزبی‌های باراک اوباما به شمار می‌آيند نيز اعلام کرده‌اند که به اين توافق رای منفی می‌دهند.

No responses yet

Aug 07 2015

کاخ سفيد: احتیاج نداریم کنگره توافق ایران را تایید کند، فقط آن را بر هم نزند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی کاخ سفيد روز پنجشنبه ۱۵ مرداد با حمايت از اظهارات روز گذشته رييس جمهوری آمريکا، تاکيد کرد که تندروها در ايران و جمهوريخواهان در کنگره خواهان رد توافق هسته‌ای با تهران هستند.

جاش ارنست که در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران در واشينگتن صحبت می‌کرد، در پاسخ به پرسشی در خصوص اين که به چند رای در کنگره احتياج است تا توافق با ايران تاييد شود؟، گفت: «واقعیت این است که ما احتياج نداريم کنگره اين توافق را تاييد کند، ما فقط نیاز داریم کنگره آن را بر هم نزند».

وی اظهار داشت: «جمهوريخواهان حتی پيش از اين که توافق هسته‌ای حاصل شود، با آن مخالف بودند و اعلام کردند که اين توافق بد است و نبايد سر بگيرد».

سخنگوی کاخ سفید تاکيد کرد طنز ماجرا اينجاست که «تندروها در خيابان‌های ايران نيز خواهان رد اين توافق هستند».

جاش ارنست در ادامه کنفرانس خبری خود گفت: «جمهوريخواهان بهتر بود پيش از اعلام مخالفت با اين توافق ابتدا حرف‌های رييس‌جمهوری را گوش می‌دادند و بعد مخالفت می‌کردند».

وی همچنين در پاسخ به اين پرسش «آيا باراک اوباما از اين که تندروها در ايران را جمهوريخواهان مقايسه کرده است عذرخواهی خواهد کرد؟» گفت: «اين حرف مبتنی بر واقعيات است».

جاش ارنست تصريح کرد که رييس‌جمهوری آمريکا قصد ندارد در اين زمينه حرف خود را پس بگيرد.

ايران و شش قدرت جهانی در ۲۳ تيرماه امسال درباره برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به توافق دست يافتند. اکنون نمايندگان کنگره آمريکا بايد در خصوص رد يا تاييد اين توافق نظر دهند.

دولت باراک اوباما طی روزهای اخير تلاش‌های گسترده‌ای را برای حمايت از اين توافق در کنگره انجام داده است. جمهوريخواهان که اکثريت مجلس نمايندگان و سنای آمريکا را در اختيار دارند می‌گويند که این توافق را رد خواهند کرد.

سخنگوی کاخ سفید در ادامه سخنانش تصريح کرد: کسانی که امروز با توافق هسته‌ای با ايران مخالفند، همان‌هايی هستند که خواهان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ شدند.

باراک اوباما روز چهارشنبه هشدار داده بود که اگر کنگره توافق با ایران را رد کند، اعتبار آمريکا به عنوان رهبر ديپلماسی در جهان از بین خواهد رفت.

رييس‌جمهوری آمريکا گفته بود که با رد توافق هسته‌ای در کنگره، تنها گزينه‌ای که باقی می‌ماند جنگ است، و اضافه کرد: «با کلمات بازی نکنيم، تنها گزينه‌هايی که در نهايت با آن روبه‌رو هستيم، انتخاب بين ديپلماسی يا نوعی از جنگ است».

No responses yet

Aug 06 2015

چگونه صالحی و خامنه‌ای، تیم جلیلی را دور زدند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: علی‌اکبر صالحی توضیح می‌دهد که چگونه مذاکرات محرمانه با آمریکایی‌ها در دولت احمدی‌نژاد و با هدایت علی خامنه‌ای شروع شد.

علی‌اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، گفته است [2] که در زمان تصدی پست وزارت، به دلیل رابطه خوب ایران با عمان، این کشور میانجی مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا شد. وی گفت که این مذاکرات با اطلاع رهبر جمهوری اسلامی و بدون دخالت شورای عالی امنیت ملی، صورت گرفت.

صالحی گفت: «به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت شفاهی رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که این خواسته را رسمی مطرح کنید؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم».

وی در پاسخ به این سوال که آیا نامه دریافتی را به رییس دولت هم دادید، گفت: «خبر دریافت چنین نامه‌ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که به نظر نمی‌رسد مذاکره ایران با گروه ۱+۵ به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم. سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم».

نامه مذکور که از سوی پادشاه عمان امضا شده بود، توسط علی‌اکبر صالحی به علی خامنه‌ای تحویل شد و خامنه‌ای با ذکر این که مخالف مذاکره با آمریکا نیست، شروط خود را اعلام کرد.

به روایت علی‌اکبر صالحی، شرط‌های خامنه‌ای به این شرح بودند: «اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با ۱+۵ بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.»

صالحی گفت که رهبر جمهوری اسلامی با کلیات مذاکره موافقت کرد و به وی ماموریت داد که کار را پیش ببرد. صالحی گفت: «آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی‌خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم».
بنا بر گفته صالحی، شورای امنیت ملی نیز در این مذاکرات نقش نداشت و گفت‌وگوها با نظر شخص خامنه‌ای پیش می‌رفت. وی تاکید کرد: «آمریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم».
در وقفه‌ای که به دلیل انتخابات آمریکا ایجاد شده بود، تیم صالحی «از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی‌ها ردو بدل» می‌کرد که به صورت نامه‌نگاری رسمی نبود و non-paper محسوب می‌شد.

صالحی می‌گوید که در زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز، مدتی گفت‌وگوها متوقف شدند تا دولت جدید سر کار بیاید و مذاکرات ادامه یابد.

وی گفت: «بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت… نامه‌ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد».
بنا بر گفته صالحی، در دولت احمدی‌نژاد و در حالی که سعید جلیلی مشغول مذاکره با قدرت‌های غربی بود، بدون دخالت شورای امنیت ملی، مذاکره اصلی با آمریکا در جریان بود.

متن اصلی از سایت انتخاب:

صالحی: ما به مقصد رسیدیم/ مذاکره کنندگان ما با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

علی اکبر صالحی در گفت وگویی با اشاره به روند مذاکرات هسته ای از آغاز تاکنون گفت: بخش عمده راه طی شده، ما به مقصد رسیدیم و مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

«روزنامه ایران» در ویژه نامه ضمیمه خود با عنوان «از تولد تا توافق» امروز (سه شنبه) 13 مردادماه مصاحبه اختصاصی را از علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در مورد چگونگی روند مذاکرات هسته ای، منتشر کرده است که مشروح آن را در پی می خوانید:

کارنامه ای پر بار دارد؛ از نمایندگی دائمی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و مشاور وزیر امور خارجه در مسائل بین الملل دولت اصلاحات گرفته تا معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد. از سال 84 تا 88 هم از طرف سازمان کنفرانس اسلامی، معاونت این سازمان را برعهده داشته و در جده عربستان مستقر بوده است.

در دولت روحانی نیز به سمت معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد. استمرار حضور او در مناصب مهم سه دولت با دیدگاه های متفاوت و گاهی متضاد، بیانگر اعتماد نظام به این شخصیت و مواضع غیر جناحی اوست. سکانداری وزارت خارجه طی سال های 89 تا 92 که دیپلماسی ایران تحت شدیدترین فشارهای جهانی قرار گرفت و سپس انتصاب او به ریاست سازمان انرژی اتمی در کابینه یازدهم و سرانجام اضافه شدن او به تیم هسته ای ایران به عنوان کارشناس فنی تیم مذاکره کننده، موجب شده تا کوله باری از تجربه و حرف های ناگفته داشته باشد.

علی اکبر صالحی در گفت و گو با «ایران»، «جعبه سیاه» بخشی از تاریخ ایران را گشود: مذاکرات محرمانه ایران و امریکا که سال 90 آغاز شد و با برگزاری چندین نشست دیپلمات های دو کشور تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 ادامه داشت. وزیر خارجه آن زمان ایران، محتوای پیام ارسالی امریکا از کانال عمان، واکنش اولیه خود به این پیام، انتقال خواسته واشنگتن به رهبر معظم انقلاب، چند شرط ایشان برای آغاز مشروط مذاکرات و ناهمراهی برخی مقامات مسئول در اعزام دیپلمات های ایران به عمان، بحث های اولیه مذاکره کنندگان و افت و خیز مذاکرات و… را شرح داد.

ناگفته های او از مذاکرات فنی هسته ای، جدل هایش با وزیر انرژی امریکا، مناسبات شخصی اش با «مونیز» از دیگر سخنان ناشنیده رئیس سازمان انرژی اتمی است. صالحی، هنوز غبار خستگی مذاکرات فشرده توافق «وین» را از تن نزدوده بود و رفت و آمدهای مکرر مقامات به دفترش، از سر شلوغی اش حکایت داشت اما با دقت و حوصله پاسخگوی سؤالات مان شد.

– در دولت یازدهم مقامات بلندپایه دیپلماتیک ایران و امریکا بارها در چارچوب مذاکرات هسته ای به صورت دوجانبه دیدار کردند. این در حالی است که جرقه های اولیه دیدارهای دوجانبه که البته به صورت محرمانه انجام می شد، اواخر دولت دهم زده شد. شما آن هنگام مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار بودید و پیش تر در اشاره ای گذرا خبر داده بودید که مذاکره با امریکا سال 1390 آغاز شد. لطفاً درباره چرایی و چگونگی تمایل به مذاکره دو کشوری که 33 سال قطع رابطه دیپلماتیک داشتند توضیح دهید.

اینجانب از زمانی که پرونده ساختگی هسته ای ایجاد شد، در جریان همه جزئیات این چالش قرار داشتم و به عنوان کسی که قبلاً مسئولیت نمایندگی ایران در سازمان بین المللی انرژی اتمی را عهده دار بود، بر موضوع هسته ای متمرکز شده و به عنوان نمونه با رسانه های بین المللی زیادی درباره این موضوع مصاحبه داشته یا مقاله نوشتم؛ بعدها که به سازمان انرژی اتمی و پس از آن به وزارت خارجه رفتم با توجه به سوابق کاری متوجه شدم ظاهراً کشورهای عضو گروه 1+5 با شیوه ای که در پیش گرفته اند، خیلی دنبال دستیابی به نتیجه نیستند. هربار که تیم مذاکره کننده ایران در مذاکرات حضور می یافت، طرف مقابل، موانع جدیدی را برای ایران ایجاد می کرد و به جای برطرف شدن موانع، یک «مذاکره برای مذاکره» دیگر، به فهرست مطول مذاکرات قبلی، اضافه و کار مذاکره کنندگان ما سخت تر می شد.

– البته طرف مقابل مدعی بود که ایران خیلی در مذاکره جدی نیست و جلیلی را متهم می کردند که به جای مذاکره هسته ای، در نشست ها مسائل غیر مرتبط و شعاری مطرح می کند…
خیر. بنده در جریان بودم که ایران جدی بود. آقای جلیلی خودسرانه کار نمی کرد؛ کمیته های متعددی در شورای عالی امنیت ملی وجود داشت. نمایندگان نهادها و سازمان های مختلف از جمله سازمان انرژی اتمی و وزارت خارجه در این کمیته ها حضور داشتند و موضوعات را مورد بررسی قرار می دادند. آقای دکتر جلیلی در این چارچوب کار می کرد.

– پس معتقدید اراده لازم برای انجام و پیشبرد مذاکره در تیم ایرانی وجود داشت؟
بله. ایران به دنبال رسیدن به نتیجه بود اما در همان برهه به این نتیجه رسیدم که مذاکره همزمان با گروه 1+5 مشکل است، زیرا این گروه تحت ریاست یک کشور واحد، مذاکره نمی کرد. خانم اشتون به عنوان نماینده «اتحادیه اروپا» حضور داشت، اما سه کشور مذاکره کننده عضو «اتحادیه اروپا» شامل انگلیس، فرانسه و آلمان، (EU3) خود را مجموعه جدایی از گروه (E3) متشکل از امریکا، چین و روسیه می دانستند.

– با توصیف شما به نظر می رسد مذاکره با 1+5، دشوارتر از مذاکره با «تروئیکا» شده بود؟
بله، مذاکرات هسته ای نخستین بار در دوره مسئولیت جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با سه کشور عضو اتحادیه اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) آغاز شد و بعدها سه کشور دیگر امریکا، چین و روسیه هم به آن پیوستند. یعنی مذاکرات در قالب (EU3) + (E3) دنبال شد که هیچ کشوری، ریاست آنها را بر عهده نداشت و معلوم نبود چه کسی باید مذاکرات را از جانب آنها مدیریت کند. به همین دلیل، قرار شد شخصیتی مثل خانم اشتون یا قبل از آن آقای سولانا، مدیریت مذاکره از جانب آنان راعهده دار شود اما عملاً شاهد بودیم باز همان مشکلات سابق ادامه یافته است به عنوان مثال، وقتی خانم اشتون در فرایند مذاکره درصدد انعطاف و کوتاه آمدن درباره یک موضوع برمی آمد، کافی بود یک کشور مخالفت کند؛ در چنین موقعیتی قضیه پیچیده می شد. در واقع، هر دفعه، بنا به اراده و منویات کشور ها از یک جلسه تا جلسه بعدی به جای اینکه موانع گذشته رفع شود، موانع دیگر هم ایجاد می شد.

– یعنی در فاصله برگزاری دو نشست، نه تنها جمع بندی حاصل نمی شد بلکه مطالبات جدید هم افزوده می شد؟
بله، برداشت اینجانب این گونه بود. به همین دلیل به نتیجه رسیدم که ادامه مذاکره به آن شیوه، سرانجامی نخواهد داشت؛ اگرچه مذاکره کنندگان ایرانی در چارچوبی که نتیجه مفاهمه تعداد زیادی از نهادهای تصمیم ساز نظام بود، واقعاً زحمت می کشیدند اما در عمل، مذاکرات بی نتیجه می ماند.

– تیم مذاکره کننده هم جمع بندی ای مشابه شما داشتند؟
در واقع فرصتی برای بحث و گفت و گو پیرامون این موضوع با آقای جلیلی ایجاد نشد. ایشان بالاخره به عنوان مسئول مذاکره ناگزیر بودند با کشورهای عضو گروه 1+5 پیش بروند؛ آن موقع، راهکار جایگزین دیگری پیشنهاد نشده بود. همان زمان این فکر در ذهن بنده ایجاد شد که باید شیوه دیگری بیابیم. در همین زمان (بین 1390 و 1389) که بنده مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار شدم، معاون وقت وزارتخانه، آقای قشقاوی برای پیگیری وضعیت ایرانیان زندانی در خارج از کشور به عمان رفته بود. زیرا از عمان خواسته بودیم در ارتباط با آزادی ایرانیانی که در انگلیس یا امریکا زندانی بودند، مساعدت نمایند.

– چرا عمان به عنوان میانجی انتخاب شده بود؟
ما رابطه بسیار خوبی با عمان داریم. حضرت آقا، اخیراً فرمودند یکی از مسئولان محترم منطقه که البته منظور ایشان پادشاه عمان بود. این کشور مورد احترام طرف غربی هم هست مواردی از میانجیگری میان امریکا و ایران را نیز قبلاً انجام داده بود مانند قضیه کوهنوردان امریکایی بازداشت شده در ایران و نیز موضوع آزادی تعدادی از زندانیان ایرانی در بریتانیا و امریکا که عمان در حل و فصل آن موضوع، نقش مهمی ایفا کرد.

– بحث ورود عمان به مذاکره ایران و امریکا در آن مقطع چگونه شکل گرفت؟
نخست باید به این مسأله اشاره کنم که عمان سیاست منطقی و معقولی را در منطقه دنبال می کند؛ سیاستی که مبتنی بر احساسات نیست. به همین دلیل، ما با آنها در تماس بودیم و آنها هم به ما کمک می کردند. زمان حضور آقای قشقاوی در عمان، یکی از مدیران این کشور نامه ای به ایشان دادند که در آن، یکی از مدیران عمانی اعلام کرده بود که امریکایی ها آماده هستند مذاکراتی با ایران داشته باشند و خیلی علاقه مندند که چالش تهران و واشنگتن حل شود؛ ما هم در این میان آماده ایم تا به تسهیل فرآیند امور کمک کنیم. به نظر می رسد که فرصت خوبی فراهم شده است. آن موقع هنوز انتخابات امریکا شروع نشده بود اما اوباما تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده بود تا برای بار دوم راهی کاخ سفید شود. بحث پیام عمانی ها مربوط به زمانی بود که رقابت های انتخاباتی امریکا آغاز شده بود اما تا فرارسیدن روز برگزاری انتخابات مدتی باقیمانده بود. البته اینجانب در آن برهه زمانی، خیلی این نامه را جدی نگرفتم.

– چرا جدی نگرفتید؟ چون نامه از سوی یک مدیر میانی عمانی ارسال شده بود؟
بله، این نکته ذهن مرا به خود مشغول کرد که نامه ارسالی دستنویس است؛ آن هنگام ما آن مدیر را نمی شناختیم؛ مدتی بعد آقای سوری – که مدیر کشتیرانی یکی از شرکت های ما بود- به خاطر پیگیری مسائل مرتبط با حوزه کشتیرانی به عمان سفر کرد تا با مقامات عمانی صحبت کند.

– چند ماه بعد از نامه ارسالی اولیه بود؟
در حدود یک یا دو ماه از ارسال نامه اول گذشته بود ایشان نزد بنده آمد. گفت «آقای صالحی! من رفته بودم عمان تا راجع به مسائل کشتیرانی صحبت کنم؛ یکی از مسئولان عمانی خواسته ای داشت مبنی بر اینکه امریکایی ها این آمادگی را دارند با ایران وارد مذاکره محرمانه دو جانبه راجع به پرونده هسته ای شوند.» مشخص بود که به شکل گیری این مذاکرات علاقه مندند.

– مسئول عمانی که آقای سوری از او نقل قول کرد، دقیقاً چه سمتی داشت؟
شخصی به نام «اسماعیل» بود که زمانی به عنوان مشاور پادشاه عمان نیز منصوب شده بود؛ الان هم در وزارت خارجه عمان فعالیت می کند. به هرحال، رابطه خوبی با امریکایی ها داشت و مورد اعتماد مقامات عمانی بود. به آقای سوری گفتم که«ما مطمئن نیستیم امریکایی ها چقدر جدی هستند ولی من یادداشتی می دهم؛ بگو ما این مطالبات را داریم؛ دفعه بعدی که به عمان رفتید، یادداشت را به همراه داشته باشید.» اینجانب چهار مورد مشخص را در یک صفحه نوشتم. یکی از موارد، به رسمیت شناختن حق غنی سازی بود. بنده در این اندیشه بودم اگر امریکایی ها در طرح این پیشنهادها صادق هستند باید با پذیرش این چهار خواسته ما موافقت کنند. آقای سوری این نامه کوتاه را به واسطه داد و تأکید کرد که این موارد فهرست مطالبات ایران است. اگر امریکایی ها دنبال حل مسأله هستند،
بسم الله؛ این گوی و این میدان، وگرنه، پیگیری پیشنهادهای کاخ سفید به ایران، بی فایده و غیرقابل توجیه است.

– سه خواسته دیگر مرتبط با چالش های منطقه ای بود؟
همه خواسته های مطرح شده در نامه، مربوط به چالش هسته ای بود. مواردی که همیشه در گیر آنها بودیم از قبیل بسته شدن پرونده هسته ای، به رسمیت شناختن حق غنی سازی و حل و فصل موضوع فعالیت های پیشین ایران تحت عنوان «پی ام دی». امریکایی ها بعد از دریافت این نامه گفتند «ما با جدیت تمام آمادگی داریم و براحتی می توانیم مسائل مورد اشاره ایران را مورد حل و فصل قرار دهیم.»

– طرف امریکایی با چه کسی در ارتباط بود؟
آنها با مقامات عمانی از جمله شخصیت مورد نظر در ساختار حکومت در این کشور در ارتباط بودند. ایشان با وزیر خارجه امریکا دوست بود؛ آقای کری آن زمان هنوز وزیر خارجه نبود؛ بلکه به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنا فعالیت می کرد. به هر حال؛ پس از اینکه پیام و پاسخ مثبت امریکایی ها را دریافت کردم؛ به این جمع بندی رسیدم که امکان اقدام های بیشتر در این زمینه فراهم است. بنابراین، از عمانی ها خواهش کردیم نامه ای رسمی برای ایران ارسال کنند تا نامه رسمی آنان را به اطلاع مسئولان کشور برسانم. ارزیابی بنده این بود که فرصت خوبی فراهم شده و می توانیم از این فرصت، بهره برداری کنیم.

– تا این مرحله با کسی مشورت نکردید؟ فقط از اختیارات خودتان استفاده کرده بودید؟
بله. به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت «شفاهی» رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که «این خواسته را رسمی مطرح کنید»؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم.

– نامه دریافتی را به رئیس دولت هم دادید؟
خبر دریافت چنین نامه ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که«به نظر نمی رسد مذاکره ایران با گروه 1+5 به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم.» سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم.

– نامه دریافتی توسط کدام مقام عمانی امضا شده بود؟
پادشاه عمان امضا کرده بودند. خدمت رهبر معظم انقلاب گفتم «با توجه به اینکه سوابق همکاری واقعاً مثبتی با عمان داریم و این کشور همواره سعی کرده، در حد توان، همکاری خوبی با ما داشته باشد و برخی از موارد را هم تاکنون برای ما حل کرده – مثل آزادی ایرانیان بازداشتی در خارج از کشور – اگر اجازه دهید این موضوع را نیز با دوستان عمانی پیش ببریم.» مباحث زیادی در این زمینه مطرح شد. رهبر معظم انقلاب نکاتی را مورد اشاره قرار دادند که شامل این موارد بود «نمی توانیم به امریکایی ها اعتماد کنیم؛ با توجه به خلف وعده ای که می کنند، تجربه بدی از آنها داریم. آنها هیچ وقت پایبند به عهد و پیمان نبودند.»
اینجانب در ادامه عرض کردم «اگر اجازه دهید برای اتمام حجت در این زمینه اقدام کنیم، به هر حال چیزی را از دست نمی دهیم یا به نتیجه می رسیم یا نمی رسیم. این مذاکرات، محرمانه هم خواهد بود و سعی می کنیم آنها سوءاستفاده نکنند.» حضرت آقا در نهایت فرمودند که برای اتمام حجت، امر درستی است با این کار مخالفتی ندارم، اما چند شرط دارم. اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با 1+5 بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.» به هرحال، رهبری با کلیت انجام مذاکره موافقت کردند. بعد فرمودند بروید و کار را پیش ببرید. آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم.

– شورای امنیت ملی هم در این مذاکرات نقش داشت؟
نه، من اجازه پیگیری این مذاکرات را داشتم اما باید با سایر نهادها هماهنگ می کردم که همین نکته، باعث ایجاد مشکلاتی شده بود. سرانجام با کسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، هشت ماه بعد از اینکه هماهنگی های لازم با دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، نخستین نشست با امریکایی ها برگزار شد. از طرف ما آقای خاجی، معاون اروپا و امریکای وزارت خارجه به همراه چند نفر از مدیران کل، برای مذاکره به عمان اعزام شدند. امریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم!»

– هیأت امریکایی در چه سطحی اعزام شده بودند؟
ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه امریکا آمده بود. آنها گفتند «ما فقط آمده ایم ببینیم ایران واقعاً آماده مذاکره است؟» نماینده ما نیز پاسخ لازم را به آنها داده بود و سرانجام صحبت هایی پیرامون موضوع مطرح می شود؛ نتیجه اولیه حاصل و زمینه برای هماهنگی های بعدی آماده می شود.

– امریکایی ها چگونه مطمئن شدند دیپلمات های ایرانی اعزام شده؛ از اختیار لازم و کافی برخوردارند؟
در آن برهه زمانی ایران و امریکا مجاز نبودند سر میز مذاکره با یکدیگر بنشینند. همین که ایران دیپلماتی در سطح معاون وزیر خارجه را برای مذاکره اعزام کرده بود، گویای جدی بودن ایران برای مذاکره بود؛ امریکایی ها هم متوجه جدی بودن قضیه شده بودند. در این جلسه آقای خاجی به امریکایی ها فشار می آورد تا نقشه راهی برای ادامه مذاکرات تعیین شود و در نهایت صحبت درباره نقشه راه مذاکره به جلسه دوم موکول می شود. در جلسه دوم آقای خاجی به طرف امریکایی هشدار می دهد که «ما برای مذاکره طولانی مدت نیامده ایم. اگر شما جدی هستید باید غنی سازی ما را به رسمیت بشناسید در غیر این صورت نمی توانیم با هم وارد مذاکره شویم. اما اگر غنی سازی را به رسمیت بشناسید، ما هم جدی هستیم و آماده ایم نگرانی های هسته ای شما را در چارچوب مقررات بین المللی حل و فصل کنیم.»

– پشتوانه طرح این مطالبه، چه نهادی بود؟
وزارت امور خارجه، زیرا رهبر معظم انقلاب در رهنمودهایی که به بنده ارائه فرمودند بر این مسأله تأکید داشتند که «مطالبات مهم مثل به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی را همان ابتدا بگیرید.» ما این مسأله را ملاک قرار دادیم. با خود گفتیم اگر حق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناسند و به آخر موکول کنند، مشخص می شود که عزم شان جدی نیست و مذاکره به هیچ جا نخواهد رسید.

– وقتی جمع بندی جلسه اول به مقامات کشورمان ارائه شد مقامات منتقد مذاکره چه موضعی داشتند؟
می گفتند که این مذاکرات فایده ای ندارد و امریکایی ها در پیگیری این فرایند و به رسمیت شناختن حق ایران جدی نیستند.

– اشاره داشتید این مذاکرات در اواخر دوره اول ریاست جمهوری اوباما کلید خورد. این مسأله شما را مردد نکرد که ممکن است رقیب اوباما رئیس جمهوری شود و بازنگری اوباما در قبال ایران را کنار بگذارد و کاخ سفید به همان خصومت نامنعطف پیشین بازگردد؟
خیر برعکس، در آن زمان رقابت اوباما و رامنی خیلی نزدیک بود. گاهی در نظرسنجی ها حتی رامنی بالاتر از اوباما قرار می گرفت. امریکایی ها درصدد بودند با سرعت هر چه تمام تر در شرایط خیلی خوب مذاکره را پیش ببرند. واقعاً مجال خوبی برای مذاکره به وجود آمده بود. این در حالی بود که من در داخل کشور برای فرستادن نمایندگان مان به عمان دچار مشکل شده بودم زیرا نمی توانستم بدون ایجاد بعضی هماهنگی ها در میان نهادهای مختلف اقدامی انجام دهم. بالاخره در داخل کشور دوباره آنقدر موانعی ایجاد شد که روز انتخابات امریکا فرا رسید و تیم اعزامی امریکا برای مذاکره گفتند به دلیل انتخابات امریکا، ادامه مذاکرات را چند ماه عقب بیندازیم تا ببینیم نتیجه انتخابات چه می شود. به این ترتیب، ما آن فرصت را هم از دست دادیم. البته در وقفه ای که ایجاد شد ما از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی ها ردو بدل می کردیم که اسناد تمام این مکاتبات در وزارت خارجه وجود دارد. البته نامه نگاری رسمی نمی کردیم، بلکه تبادل اطلاعات به صورت غیر رسمی (non-paper) انجام می شد. میانجی عمانی پس از سفر به ایران و گفت و گو با ما می رفت با امریکایی ها صحبت می کرد و موضع آنان را به ما منتقل می کرد. پس ارتباط قطع نشده بود اما امکان مذاکره مستقیم و رو درروی طرفین با یکدیگر وجود نداشت.

– برداشت من درست است که معتقدید آن وقفه انتخاباتی در مذاکرات، باعث فرصت سوزی برای ایران شد؟
بله یک فرصت سوزی واقعی، زیرا امریکایی ها در آن برهه، واقعاً آمادگی واگذاری امتیازات خوبی به ایران داشتند. البته می گویم شاید تقدیر الهی باعث شد روند این گونه پیش برود و همین اتفاق که افتاد، به نفع ما بوده است. به هر حال، چند ماهی گذشت و انتخابات امریکا با پیروزی مجدد اوباما تمام شد. بنده در این اندیشه بودم که برخلاف دفعه اول، زمان را برای انجام هماهنگی ها از دست ندهم. بنابراین با پشتوانه رهبر معظم انقلاب و بر اساس تصمیم شخصی، نمایندگان مان را برای مذاکره با امریکایی ها به عمان اعزام کردم.

– دیدار مجددی با رهبری درباره روند و محتوای مذاکرات نداشتید؟
خیر، البته در این میانه با رهبر معظم انقلاب نامه نگاری کردم و به استحضار معظم له رساندم که چه مشکلاتی وجود دارد، ایشان فرمودند سعی کنید مسائل را حل کنید. ایشان همیشه حمایت می کردند، اما می گفتند در چارچوبی حرکت کنید که با هماهنگی های لازم باشد. در چنین شرایطی آقای خاجی را برای برگزاری جلسه دوم (اواخر سال 91) به عمان فرستادیم که نشست خیلی خوبی شد. طرفین دو سه روز در عمان ماندند و نتیجه آن شد که پادشاه عمان نامه ای برای آقای دکتر احمدی نژاد نوشت مبنی بر اینکه نماینده امریکا اعلام کرده حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. سلطان قابوس متن همین نامه را برای رئیس جمهوری امریکا هم ارسال کرد.
هنگامی که این نامه در اختیار آقای احمدی نژاد قرار گرفت، برخی دوستان اظهار نظر کردند که این اقدامات به سرانجامی نخواهد رسید؛ امریکایی ها پایبند به تعهدات نیستند. ما تا این مرحله پیش رفتیم. نامه ای از سلطان عمان دریافت کرده ایم که امریکایی ها متعهد شده اند حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. ما خود را آماده می کردیم تا برای اجرای نقشه راه و تعیین جزئیات تعهدات متقابل وارد جلسه سوم با امریکایی ها شویم. این فعل و انفعالات، مربوط به زمانی بود که کشورمان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته بود. در همین هنگام، از دفتر رهبر معظم انقلاب به ما اطلاع دادند که حسب صلاحدید معظم له، دیگر مذاکره را متوقف کنید؛ بگذارید بعد از تعیین تکلیف انتخابات، دولت بعدی مذاکرات را پیگیری کند.

– واکنش امریکایی ها به این تعویق چه بود؟
امریکایی ها پذیرفتند، به هر حال، ما هم تعویق مذاکرات به دلیل برگزاری انتخابات امریکا را پذیرفته بودیم. بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت. فاصله زمانی ای میان انتخاب ایشان تا تنفیذ ریاست جمهوری وجود داشت. آقای دکتر روحانی، کمیته های مختلف سیاسی، اجتماعی و… تشکیل دادند. آقای ظریف و آقای زمانی نیا هم در این کمیته ها حضور داشتند. آن هنگام آقای عراقچی به عنوان معاون وزارت امور خارجه به همراه آقای جلیلی در مذاکره با گروه 1+5 حضور داشت. من آقای عراقچی را به عنوان رابط و نماینده وزارت امور خارجه با کمیته های تشکیل شده مرتبط توسط آقای روحانی، تعیین کردم تا دوستان دولت یازدهم را در جریان مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 قرار دهد. آقای خاجی را هم مأمور گزارش دهی – همراه با مستندات و مدارک- درباره مذاکرات محرمانه ایران و امریکا کردم. خودم هم نامه ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد.

– چرا مقامات امریکایی پیغام خود را برای رئیس دولت ایران نفرستادند؟ به هر حال ایشان از نظر سطح سیاسی در جایگاه بالاتری قرار دارند و پیش فرض هم این است که می توانستند نقش تأثیرگذارتری ایفا کنند؟
آنها ترجیح دادند از طریق کانال خارجی (واسطه) وارد مذاکره با ایران شوند. در آن زمان ارتباط خوبی هم میان وزیران خارجه ایران و عمان برقرار بود که باعث شد این کشور پیام آور امریکایی ها برای شروع مذاکره با ایران باشد.

– فقط نگاه مثبت عمان به وزارت خارجه بود که باعث شد از این کانال وارد شوند؟
وزارت امورخارجه در دسترس ترین کانال ایرانی برای مقامات عمانی بود.

– به فشارهای زیادی که در آن دوره به شما وارد شد اشاره داشتید. با توجه به آن فضا و مخالفت هایی که گفتید، انگیزه اصلی شما از پیگیری جدی این قضیه چه بود؟
این مورد، سؤال همه دوستان نیز هست. بنده از ابتدای پرونده هسته ای که از حدود 12 سال پیش شروع شده است، حضور داشته ام و می دانستم که این چالش چگونه آغاز شد و چه مشکلات و مسائلی آفرید. در بخش های مختلف از جمله در سازمان انرژی اتمی، وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین در مأموریت های خارج از کشور، مسئولیت داشتم. شرایط مردم را می دیدم که بی دلیل در یک تنگنا و فشاری قرار گرفته بودند که غیر ضروری بود. بنده در این اندیشه بودم که در چنین شرایطی مأموریت وزیر امورخارجه چیست؟ مأموریتش این است که دشمنان ایران را دور بکند، دوستانش را زیاد کند، دشمنان را به دوست تبدیل کند تا آنجا که می تواند سعی کند شرایط بین المللی کشورش را به گونه ای فراهم کند که مردم دسترسی بهتری به جوامع و ارتباطات بین المللی داشته باشند. ما به سهم خود می خواستیم دفع شر کنیم و بتوانیم این پرونده را به هر وسیله ای حل و فصل کنیم.

– در واقع احساس مسئولیت ملی و شغلی تان به مصلحت سنجی فردی چربش پیدا کرد…
بله؛ و گرنه هیچ کس حاضر نبود تحت این فشارها کار را ادامه دهد. موضوع مذاکره با امریکا بحث بسیار حساسی بود. کار با وجود این اختلاف نظرها خیلی سخت تر هم شده بود ولی من تا آخرین لحظه آن را رها نکردم. الحمدلله الان هم خوشحالم و می توان گفت بخش عمده راه طی شده است و ما به مقصد رسیدیم. مردم خوشحال اند، آرامش بر فضای ذهنی افکار عمومی حاکم است، یکی دو سال طول می کشد تا آثار توافق بر زندگی مردم مشاهده شود ولی همین که مردم احساس خوشحالی و آرامش می کنند و احساس می کنند یک پرونده بزرگ حل شده برای ما خیلی ارزشمند است؛ یعنی یک مانع روانی رفع شده است. رفع این مانع روانی خیلی مهم است.

– در نخستین ملاقات شما با آقای روحانی بعد از انتصاب ایشان به عنوان رئیس جمهوری چه مسائلی مطرح شد؟
وقتی خدمت آقای دکترروحانی رسیدم گزارش مکتوب و شفاهی درباره مذاکرات را با انتخاب چند سند به صورت مکتوب به ایشان ارائه دادم. نحوه مذاکرات انجام شده را نیز شرح دادم و گفتم که رهبر معظم انقلاب فرمودند از این به بعد حضرتعالی عهده دار این مسئولیت باشید و کار در زمان استقرار وزیر جدید امور خارجه در وزارتخانه هرطور که مصلحت می دانید پیش رود. ایشان در ابتدا خیلی با تعجب برخورد کردند؛ برایشان باور نکردنی بود؛ به آقای دکترروحانی توصیه کردم که این مذاکرات را جدی بگیرید و به آن سرعت دهید که واقعاً هم ایشان همین کار را کردند.

– به نظر می رسد که دیدگاه تان درباره مذاکرات هسته ای با نگاه روحانی درخصوص نحوه پیگیری مذاکرات همجنس بود. در همان جلسه، رئیس جمهوری پیشنهاد جدیدی در رابطه با همکاری با دولت جدید به شما دادند؟
در آن جلسه که نه؛ اما جلسه بعد من را خواستند و سه مسئولیت را پیشنهاد دادند و اولویت دادند که بپذیرم. من علاقه ای به پذیرش مسئولیت نداشتم. اگر حمل بر
خود ستایی نباشد، باید بگویم که هیچ وقت دنبال مسئولیت نبودم و این لطف خدا بوده است که از بنده خواسته اند پذیرای مسئولیت باشم؛ حال چه زمان آقای دکتر احمدی نژاد، چه زمان آقای خاتمی، چه زمان آقای هاشمی و چه زمان ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب. یعنی من از ابتدای انقلاب تا به امروز یک مسئولیتی داشتم و هیچ گاه بدون مسئولیت نبودم. هیچ وقت هم من دنبال اینکه خودم را برای مسئولیتی عرضه کنم نبودم.

– سه پیشنهاد آقای روحانی به شما چه بود؟
در دولت نهم مقدماتی فراهم شده بود تا من به عنوان دبیر کل اپک گازی در قطر به این کشور بروم که الان آقای دکتر عادلی عهده دار این مسئولیت است؛ یک پیشنهاد هم از یک کشور عربی منطقه خلیج فارس داشتم تا به عنوان مشاور رئیس آن کشور، مسئولیت ساخت یک مجموعه علمی در آن کشور را به دست گیرم.

– این کشور، امارات بود؟
حالا دیگر اسم آن را نمی گویم؛ مقامات این کشور گفتند می خواهیم یک مجموعه علمی فراهم کنیم شما بیایید مسئولیت آن را با اختیار تام به عهده بگیرید. من از آقای دکتر روحانی اجازه خواستم که مسئولیتی را در دولت ایشان به من واگذار نکنند؛ دیگر خسته شده بودم. پیشنهادات آقای دکتر روحانی مربوط به سازمان انرژی اتمی و وزارت علوم بود و سومی هم ادامه خدمت در جایگاه دیگری بود.

– اولویت بندی به چه صورت بود؟می توانید بگویید ریاست سازمان انرژی اتمی اولویت چندم بود؟
سازمان انرژی اتمی اولویت سوم، وزارت علوم اولویت دوم و اولویت اول یک مورد دیگر. من گفتم «آقای دکتر اولویت اول اصلاً در حوزه تخصص من نیست؛ نه اینکه بخواهم شانه خالی کنم. نمی توانم عهده دار کاری که بلد نیستم شوم.»
هرچه ایشان محبت کرد و اصرار کرد گفتم من واقعاً شرمنده ام. پیشنهاد وزارت علوم هم از آن جهت به بنده داده شد که دو بار در سمت معاون وزیر علوم – یک بار اوایل انقلاب و یک بار بعد از جنگ- تجربه خوبی کسب کرده بودم که به بیشترین تغییرات سازنده در این وزارتخانه منتهی شده بود. درباره این پیشنهاد نیز به آقای دکتر روحانی گفتم که دیگر برای وزارت علوم شخصیت مناسبی نیستم و بهتر است فرد دیگری را برگزیند. نهایتاً تقدیر این گونه بود که به سازمان انرژی اتمی بیایم.*****

– شناخت قبلی شما از روحانی و ظریف در چه سطحی بود؟
زمانی که سال 2002 ماجرای پرونده هسته ای ایران شروع شد و جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئولیت مذاکرات هسته ای را به عهده گرفت، من نماینده ایران در آژانس بودم و در مذاکرات حضور داشتم. بعد هم وقتی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان (EU3) برای مذاکره به ایران آمدند جناب آقای دکتر ظریف هم در این مذاکرات حضور داشت لذا از آن زمان در حال تماس مستمر و دائم با یکدیگر هستیم.

– آیا در آن دوره ای که روحانی و ظریف به تعبیری حاشیه نشین شدند، ارتباط شما با آنان ادامه داشت؟
بله، در وزارت خارجه که بودیم از آقای ظریف خواهش کردیم برگردند اما خودشان را بازنشست کرده بودند و در دانشگاه وزارت امور خارجه به طور جدی مشغول تدریس بودند؛ ایشان در پاسخ به خواسته ما برای بازگشتشان به عرصه گفتند من بازنشست شده ام. جناب آقای دکتر روحانی را هم زمانی که وزارت خارجه بودم در شورای عالی امنیت ملی ملاقات می کردم و در ارتباط بودیم.

– موضعگیری امریکایی ها در نشست های اولیه ای که در دولت یازدهم میان ایران و گروه 1+5 برگزار شد، چگونه بود؟
بعد از آغاز به کار دولت یازدهم که همزمان با دور دوم ریاست جمهوری اوباما بود، مذاکرات جدید میان ایران و گروه 1+5 کلید خورد. این بار در امریکا آقای کری دیگر سناتور نبود بلکه به عنوان وزیر امور خارجه این کشور منصوب شده بود. کری پیش از آن هم به عنوان سناتور از جانب اوباما به عنوان مسئول پیگیری پرونده هسته ای گماشته شده بود که بعدها به مقام وزارت خارجه می رسد. پیش از آن، رابط عمانی که رابطه نزدیکی با کری داشت به ما می گفت که کری بزودی وزیر خارجه می شود. در زمانی که مذاکرات محرمانه با امریکایی ها در عمان جریان داشت، شرایط برای گرفتن امتیاز از امریکا، مساعدتر بود. بعدها که دولت یازدهم و دولت امریکا مستقر شدند و آقای کری وزیر امور خارجه شد امریکایی ها از موضع محکم تری صحبت می کردند. دیگر به آن صورت شوق و اشتیاقی برای پیگیری مذاکره نداشتند. مواضع آنها سخت تر شده بود و آستانه مطالباتشان بالاتر رفته بود اما در سمت ایران هم شرایط متحول شده بود و هیأت مذاکره کننده ای بسیار حرفه ای مسئولیت مذاکره با کشورهای 1+5 را برعهده گرفته بود. نکته مثبت دیگر آن بود که جناب آقای دکتر روحانی بر پرونده اشراف داشتند. حدود و ثغور پرونده را می دانست و در نتیجه می توانست استراتژی خوبی برای پیشبرد پرونده هسته ای طراحی کند. آقای روحانی در عین حال مسئولیت همه امور را هم پذیرفت. ممکن است خیلی ها عقب نشینی کنند و بگویند چرا خود را در معرض خطر قرار بدهم اما مسئولیت پذیری آقای دکتر روحانی خیلی بالا بود. اما بعضی ها که از جنبه سیاسی نگاه می کنند می گویند خطر پذیری ایشان بالا بود و ریسک زیادی را به جان خرید. زیرا اگر نتیجه نمی گرفت به گونه ای و اگر بهترین نتایج را هم می گرفت باز به گونه ای دیگر آماج انتقادات قرار می گرفت. به هر حال ایشان پذیرفت که عهده دار این مسئولیت باشد و الحمدلله خداوند هم کمک کرد و ایشان سربلند بیرون آمد.

– آیا ایشان سخنانی هم داشتند که مایه قوت قلب شما در برابر منتقدان باشد؟
انتقادات از دو حالت خارج نیست؛ یکسری انتقادات صادقانه و خالصانه در جهت بهتر شدن کار مطرح می شود که با طیب خاطر مورد پذیرش قرار می گیرد. اما برخی انتقادات در واقع بیان کننده موضع سیاسی و خواسته های شخصی است که طی آن مواردی مطرح می شود که موجب ایجاد نگرانی در افکار عمومی می شود، گویی که کار خلافی در تفاهم هسته ای اتفاق افتاده است. در صورتی که این طور نیست و برخی حتی از نظر علمی مسائل نادرستی را مطرح می کنند، برای اینکه افکار عمومی فرصت این را ندارد که به جزئیات فنی و علمی بپردازد. اگر کسی یک عنوان دانشمند برای خود قائل باشد، آن وقت براحتی هر مطلبی را تحت عنوان نقد برای افکار عمومی مطرح می کند. الان هم که سیل دانشمند هسته ای راه افتاده است. این دانشمندان هسته ای بیایند بگویند مقالات شان کجا است؟ چند فارغ التحصیل آنان، الان عهده دار مسئولیت های سنگین در سازمان انرژی اتمی هستند؟ چه ابداعی داشته اند؟ این دسته از افراد با اطلاعات نادرست، نتایج کاملاً اشتباهی درباره مسائل و برنامه های هسته ای کشور به مردم ارائه می دهند. مثل معروفی است که می گوید «برخورداری از علم و دانش ناقص و عدم تسلط کافی بر علم مورد ادعا، خطرناک تر از جهل و بی علمی است» زیرا کسی که جاهل است چیزی نمی داند اما کسی که نصف علم را دارد ناگهان خطاهایی می کند چون فکر می کند می داند و در نتیجه حرف هایی می زند که همه چیز را به هم می ریزد. آقای روحانی در جریان مذاکرات هسته ای بر سر رعایت خطوط قرمز خیلی حساس بودند. خودشان اخیراً گفتند که چند بار به مذاکره کنندگان گفتم میز را ترک کنید. ایشان یک بار در مورد آستانه خط قرمزهای رهبری به تیم مذاکره کننده گفتند که این مطالبات را به دست می آورید در غیر این صورت اصلاً کل توافق را نمی خواهیم.

– می توانید بگویید چه مواردی؟
بله چند مورد بود. برخی تصور می کنند که تیم مذاکره کننده درباره مسائل هسته ای شخصاً تصمیم گیری می کند در حالی که این طور نیست. در این باره با نهادهای مختلف و مرتبط با این موضوع مشورت انجام می شود؛ رهبر معظم انقلاب در جریان کلیات و جزئیات قرار می گیرند؛ آقای دکتر روحانی درباره جزئیات بحث می کند و به این ترتیب حدود و اختیارات تیم مذاکره کننده مشخص می شود و در مرحله بعد تیم مذاکره کننده سعی می کند به گونه ای عمل کند که نسبت به آن چارچوبی که تعیین شده حداکثر امتیازات را به دست آورد. کف را تعیین می کنند، اما به این معنی نیست که شما بروید و به حداقل اکتفا کنید. حالا در مواقعی از زمان های مذاکره موضوعاتی طرح می شود که پیش بینی نشده است و اینجا تجربه آقای ظریف به عنوان یک دیپلمات بسیار با سابقه به کار می آید. آقای دکتر ظریف با توجه به سوابق دیپلماتیک خود، هم به مسائل روابط بین الملل بخوبی اشراف دارد و هم در جریان جزئیات پرونده هسته ای از ابتدا تا به امروز بوده است. لذا وقتی در جریان مذاکره با پیشنهادات غیر قابل پیش بینی روی میز رو به رو می شود، آنقدر اشراف دارد که در حیطه کاری خودش بتواند به جمع بندی مطلوب مورد نظر ایران برسد.
– خب، اگر موضوعی مطرح می شد که تیم مذاکره کننده به تنهایی نمی توانستند تصمیم گیری کنند، چه روندی برای تصمیم گیری طی می شد؟
مواقعی پیش می آمد که با ایران تماس می گرفتیم. یکی از مسئولیت های سنگین آقای حسین فریدون همین مسأله بود. به ایشان می گفتیم شما از رئیس جمهوری بپرسید ما این کار را انجام دهیم یا نه. مثلاً به خاطر دارم که درباره فردو بحث تعداد ماشین مطرح شد. به آقای فریدون گفتیم از تهران بپرسید چه تعدادی مد نظر است. درباره مسائلی اینچنینی مشورت می کردیم. از آنجایی که من از ابتدای کار پرونده هسته ای حضور داشتم مسائل فنی را می شناختم؛ ابعاد سیاسی آن و مواضع و چارچوب های کشور را می دانستم. لذا می توانستم تصمیم بگیرم. ببینید کارشناس نمی تواند تصمیم بگیرد. کارشناسان در حال چالش مستمر با یکدیگر بودند و هیچ وقت نمی توانستند تصمیم نهایی را بگیرند که این هم طبیعی است.

– درباره حضور شما در مذاکرات هسته ای دو دیدگاه مطرح است؛ یک دیدگاه معتقد است که مذاکرات از نظر سیاسی حل و فصل شده بود و حضور شما برای حل مسائل فنی باقی مانده ضرورت پیدا کرد و نگاه دیگر بر این باور است که به بن بست رسیدن مذاکرات در مسائل فنی نیاز به مشارکت شما در مذاکرات را ضروری کرد؛ خب چه شد که شما به مذاکرات ملحق شدید؟
بنده تا بهمن ماه سال گذشته در مذاکرات حضور نداشتم. یک روز در یکی از جلسات شورای هسته ای که آقای ظریف هم بعد از بازگشت از کنفرانس مونیخ در این جلسه حضور داشتند، اعلام شد که ایران و کشورهای عضو 1+5 در مسائل فنی به بن بست کامل رسیده اند. زیرا تا مسائل فنی حل نشود، مسائل حقوقی و سیاسی هم به تبع آن حل نمی شود.

– یعنی گره اصلی، فنی بود؟
بله؛ باید مسائل فنی را حل می کردیم تا ببینیم چه راهکارهایی برای مسائل سیاسی پیدا می شود.

– خب، اگر گره های اصلی در مذاکرات فنی بود، چرا شما دیرهنگام به مذاکرات ملحق شدید؟
اینجانب پس از اوج گرفتن این مسائل ورود پیدا کردم. اواخر بهمن ماه بود که بنده را برای حضور در شورا خواستند. آقای دکتر ظریف گزارشی را ارائه دادند و گفتند کارها پیش نمی رود. آقای دکتر لاریجانی گفتند آقای صالحی شما خودتان باید بروید. چون پاسخ مثبت ندادم دوباره آقای دکتر لاریجانی و دوستان خیلی اصرار کردند که من باید بروم. فکر کردم اگر بخواهم بیش از این مخالفت کنم تصور می کنند از سر خودخواهی یا عدم همکاری است. گفتم اجازه دهید فکر کنم؛ 48 ساعت مانده بود تا اجلاس بعدی و فرصت زیادی برای فکر کردن نبود؛ ایام فاطمیه هم بود؛ با دوستانم در سازمان مشورت کردم که چکار کنم؟ گره ای که باعث شده بود مذاکرات به بن بست برسد درباره نطنز بود که رهبر معظم انقلاب مخالفت کرده بودند. من باید پیشنهادی که روی میز بود و منجر به بن بست رسیدن مذاکره شده بود را کنار می گذاشتم و طرح تازه ای را ارائه می کردم اما به قول خارجی ها مأموریت غیر ممکنی بود. گفتم به سه شرط حاضرم بروم؛ یکی اینکه همتای امریکایی من هم به مذاکرات بپیوندد.

– پس پیوستن مونیز در واقع پیشنهاد شما بود؟
بله؛ شرط دیگر این بود که اگر خواسته اولی محقق نشد، از سازمان انرژی اتمی استعفا دهم و به عنوان مشاور علمی آقای ظریف در مذاکرات حاضر شوم؛ شرط سوم هم اینکه کارشناسان امریکایی به ایران بیایند و با من صحبت کنند. گفتم من به عنوان معاون رئیس جمهوری وارد بحث با کارشناسان آنها نخواهم شد. زیرا از لحاظ پروتکل برداشت بدی به وجود می آمد و می گفتند ایران به هر شرایطی تن داده است. این مسأله به سود کشور نبود اما حاضر بودم استعفا بدهم و نه به عنوان معاون رئیس جمهوری بلکه به عنوان مشاور علمی وزیر خارجه بروم. آقای لاریجانی گفت حرف ایشان درست است. روز بعد آقای فریدون ما را خواستند و ما به دفتر ایشان رفتیم. ایشان از من پرسیدند این همتای شما کیست؟ گفتم (Department of Energy) آقای فریدون هم زنگ زد به آقای عراقچی گفت به خانم شرمن بگویید صالحی به مذاکرات می آید مشروط به اینکه وزیر انرژی امریکا هم به جمع مذاکره کنندگان اضافه شود. آقای عراقچی و خانم شرمن حلقه ارتباط ایران و امریکا بودند. آقای عراقچی در این تماس به آقای فریدون می گوید در این فرصت کوتاه بعید است وزیر انرژی شان را اعزام کنند. من هم مکالمه را می شنیدم. خلاصه، آقای فریدون خواستند و آقای عراقچی هم با شرمن تماس گرفتند و بعد ازچند ساعت خبر رسید که آنها از پیشنهاد ایران استقبال کرده اند.

– واقعاً، به فاصله چند ساعت پاسخ مثبت دادند؟
بله؛ خیلی طول نکشید؛ غروب بود من پیش آقای فریدون رفتم، فردای همان روز جواب دادند. چون اختلاف ساعت هم داشتیم.

– تلقی عمومی این بود که چون مونیز به جمع مذاکره کنندگان پیوست، شما هم به تیم ایرانی اضافه شدید؟
باعث آمدن آقای مونیز بنده بودم. به هرحال، اوایل اسفند ماه رفتیم و الحمدلله کار با مونیز پیش رفت.

– با مونیز همکلاس هم بودید؟
مونیز مرا بیشتر می شناخت تا من مونیز را؛ من آقای مونیز را از دور در اجلاس سالانه آژانس بین المللی انرژی اتمی دیده بودم. زمانی که در MIT دانشجوی دکترا بودم ایشان تازه به عنوان هیأت علمی پذیرفته شده بود. ایشان 5 سال از من بزرگ تر است.

– واحد درسی با ایشان گذراندید؟
خیر. اما علتی که ایشان مرا می شناخت این بود که استاد راهنمای من در دوره دکتری، نزدیک ترین دوست آقای مونیز و دست راست ایشان در حوزه های علمی است. و هنوز هم مجری خیلی از طرح های علمی آقای مونیز است. تعدادی از همکلاسی های من، الان از کارشناسان آقای مونیز هستند. یکی از آنها آقای مجیر کاظمی بودند که فلسطینی الاصل هستند. ایشان چندی پیش دارفانی را وداع گفتند. دو سال از من جلوتر بود اما ما در دانشگاه با هم رفیق بودیم. ایشان پس از فارغ التحصیلی، رئیس دانشگاه هسته ای MITو آدم برجسته ای شد و خیلی از طرح ها را با آقای مونیز انجام می داد.

– نخستین برخورد مونیز با شما چطور بود؟
چون شناخت قبلی داشتند احساس می کردند سال هاست با ما آشناست و برخورد بسیار خوبی بود. نخستین برخورد، برخورد جمعی بود.

– وقتی خبر آمدن مونیز را شنیدید، چه احساسی داشتید؟
خیلی خوشحال شدم؛خیالم راحت شد گفتم اعتبار جمهوری اسلامی سر جایش می ماند یک مقام ایرانی با کارشناسان امریکایی حرف نمی زند بلکه با یک مقام بلندپایه امریکایی مذاکره می کند. این خیلی مهم بود. دوم اینکه پیش خود گفتم او می تواند تصمیم بگیرد. کارشناس که نمی تواند تصمیم بگیرد. نشست جمعی داشتیم خیلی جالب بود. کارشناسان امریکایی هم کسانی بودند که خلع سلاح را با اتحاد جماهیر شوروی پیگیری کرده بودند.
گفتم پیشنهادی که شما دادید را به این دلایل قبول نداریم. یکی از متخصصین امریکایی گفت ما پیش فرض محاسبه شما را قبول نداریم. گفتم پیش فرض محاسبه را شما بدهید ما با همان پیش فرض شما محاسبه کنیم. گفت ما نمی توانیم بدهیم. به آنها گفتم که شما پیش فرض ما را قبول ندارید، پس پیش فرض خود را توضیح دهید می گویید نمی توانیم چون موجب انتقال فناوری است. اگر محاسبات را نشان دهیم شما از رمز و رموز کار ما آگاه می شوید. گفتم خب، می فرمایید الان ما آمده ایم اینجا چه کار کنیم؟ جلسه مقداری با سکون روبه رو شد. بعد فکر کردم و به نظرم رسید که نکته ای را بگویم. گفتم آقای مونیز من از طرف کشورم با اختیار کامل آمده ام، هر امضایی بکنم مورد قبول کشورم است آیا شما هم با اختیار کامل آمده اید؟یا به هر نتیجه ای برسیم شما باید مرتب از مقامات دیگر کشورها سؤال و کسب تکلیف کنید؟ گفت نه اختیار کامل دارم.

– اختیار کامل داشتید؟
بله؛ در مباحث علمی، کف مطالبات و اینها را می دانستم چیست. گفتم آقای مونیز پیشنهادی به ایران دادید و ایران آن را رد می کند. من می خواهم که یک سؤال بکنم. اگر این سؤال را پاسخ دهید من با پیشنهاد شما مشکلی ندارم. بعد ادامه دادم که یک جای دنیا را به من نشان دهید که به شیوه ای که شما از ما خواسته اید غنی ساز ی کنیم، غنی سازی می کند. اگر توانستید حتی یک نمونه بیاورید، من همان موقع امضا می کنم تا دومین کشوری باشیم که به این شیوه غنی سازی می کند… نگاهی کرد و گفت ختم جلسه را اعلام و با هم صحبت کنیم. سپس برای دو سه ساعت، نخستین نشست یک به یک را با هم برگزار کردیم. آنجا گفت آقای صالحی وقتی به من گفتند بیا، آقای اوباما مرا خواست و صحبت هایی با من کرد من هم الان در خدمت شما هستم، صحبتی که کردید را قبول دارم، شیوه پیشنهادی ما، مشکلات اجرایی و عملیاتی دارد.

– گفتم قبول دارید؟ پس این پیشنهاد را کنار می گذاریم. سرانجام درباره این موضوع هم تفاهم کردیم.
گفتم بحث را از اول شروع می کنیم. باید کتاب خاطرات این چالش دیپلماتیک منتشر شود تا همگان دریابند چطور به شش هزار سانتریفیوژ رسیدیم. داستان شیرینی دارد.

– پس شیرین ترین لحظه مذاکرات تان، نتیجه این هماوردی با مونیز بود. خب، سخت ترین و تلخ ترین لحظات کدام بود؟
تلخ ترین لحظه، جلسه ای بود در لوزان. نشست آخر بود که اگر اشتباه نکنم تا صبح طول کشید. آنجا من خیلی ناراحت شدم. موضوع، بحث تحقیق و توسعه بود. به یک جمع بندی رسیدیم و من گفتم آقای مونیز جمع بندی ما این است؟ اطمینان داشته باشم؟

– مگر جمع بندی ها مکتوب نمی شد؟
با آقای مونیز در آن نشست به جمع بندی هایی می رسیدیم، ایشان برای مشورت می رفت و بازمی گشت و می گفت آقای صالحی، اروپایی ها نظراتی دارند. گفتم قرار نیست ما دوبار مذاکره کنیم یک بار با شما یک بار با اروپایی ها. از اول قرار بود با شما مذاکره کنیم، کاری نداریم اروپایی ها می پذیرند یا نه. سه بار این اتفاق افتاد، توافق می کردیم، اما پس از توافق، تشکیک می کردند.

– موضع اروپایی ها واحد بود؟
شما می دانید که ما در نشست های درون گروهی آنها حضور نداشتیم. بار آخر گفتم آقای مونیز من از دست شما شاکی هستم با همه احترامی که برای شما قائلم این شیوه مذاکره نیست؛ شیوه توافق مرسوم و معقول این گونه نیست. پسندیده نیست شما هر بار بروید، بیایید و نکاتی را که درباره آنها توافق کرده ایم، زیر سؤال ببرید و دوباره به موضوع مذاکره تبدیل کنید. با این شیوه به جایی نمی رسیم. آموخته ایم باید آن قدر قوی شویم که هیچ کس مقابل ما احساس نکند دست برتر دارد؛ اگر به ایران برگردم به جوانان مان می گویم بروید و قوی شوید، قوی تر از الان، علم و فناوری را آنقدر ارتقا دهید تا هیچ کس نتواند به خود اجازه دهد که مقابل شما احساس کند دست برتر را دارد. آقای مونیز هم عذرخواهی کرد و مسأله حل شد.

– چگونه حل شد؟
نامه ای نوشتم و ایشان پاسخی دادند در این گیرو دار مسأله به نفع ما حل شد.

– روی میز آوردن موضوع توافق ها برای بحث دوباره، دیگر تکرار نشد؟
نه. گفتم این گونه نمی شود مذاکره کرد. پشت پرده ها داستان زیاد است؛واقعاً این را در سخنرانی ها گفتم طرف مقابل با لشکری از متخصصان و کارشناسان می آمد نه فقط امریکا، بلکه اروپا، چین و روسیه هم بودند. اما دراین میان مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

– در آغاز بحث گفتید به عنوان وزیر خارجه، احساس کردید گیر مذاکرات این است که طرف مقابل موضع واحدی ندارد و باید با امریکا صحبت کرد. بعد از مدتی با سمت رئیس سازمان انرژی اتمی به تیم مذاکره ملحق شدید و از نزدیک روند حاکم بر مذاکرات را لمس کردید. برداشت ذهنی اولیه تان با واقعیت چقدر انطباق داشت؟ آیا طرف مذاکره شدن با امریکا، مشکلات را کمتر کرده بود یا نه؟
اگر مذاکره با حضور طرف امریکایی انجام نمی شد، واقعیت آن است که به نتیجه نمی رسیدیم. هیچ کشوری حاضر نبود 16 روز وزیر خارجه اش و تمام کارشناسان و وزیر انرژی اش بنشیند با ما مذاکره کنند؛ کدام یک از دیگر کشورهای درگیر در این موضوع حاضر بودند این قدر وقت و انرژی بگذارند؟

– می توان این نتیجه را گرفت علاوه بر تغییر دولت، تغییر تاکتیک مذاکره یکی از کلید های گشودن قفل گفت و گو و رسیدن به توافق نهایی بود؟
بدون تردید همین گونه است. اگر «مسیر دوم» تعبیه نشده بود، معلوم نبود آقای ظریف چگونه می خواست با 1+5 مذاکره کند؟ مگر امکانپذیر بود؟ هر یک از وزرای خارجه حاضر در مذاکره با ذوق و سلیقه خودش موضع می گرفت و کار قفل شده بود. «مسیر اول» سر جایش بود؛ آقای دکتر روحانی به مسیر دوم اعتقاد داشت؛ نه فقط اعتقاد بلکه عملاً ثابت شد اگر این مسیر دوم نبود، سال ها باید با بقیه مذاکره می کردیم و جلو نمی رفتیم.

– بعد از مذاکرات لوزان ظاهراً تیم مذاکره کننده کشورمان به این نتیجه رسید که طولانی شدن مذاکره و تمدید آن عملاً به نفع ایران نیست به نظر می رسید امریکا هم خواهان این بود که هر چه سریع تر مذاکره را به پایان برساند… آیا دو طرف عزم کرده بودند در همین دور به مذاکرات خاتمه دهند؟
خیر؛ طرف ایرانی خودش را مقید به زمان نکرده بود. تا آخرین لحظه هم خودمان را مقید به زمان نکردیم. یعنی زمان را به عنوان یک عامل در نظر نگرفتیم. اهداف خودمان را به عنوان عامل اصلی در نظر داشتیم. اما آن لحظات آخر، شرایط خیلی خوب جلو رفت. درست در 48 ساعت آخر در وین که سد شکسته شد دیگر کسی نتوانست جلوی روند موفقیت را بگیرد. طرف مقابل دید که ایران جدی است و روی اصولش ایستاده است. مقید به زمان هم نیست و به روند امور تسلط دارد. در نهایت شاهد بودیم که این رویکرد ایران نتیجه بخش بود و توافق خوبی حاصل شد که آغازگر فصل تازه ای از مناسبات ایران با جهان خواهد بود.

– خاطره ای از همتای امریکایی خود در مذاکرات دارید؟ شنیدیم آقای مونیز به مناسبت تولد نوه تان هدیه ای به شما دادند.
اگر بخواهید دقیق بگویم اول بنده به آقای مونیز هدیه دادم. نخستین بار مقداری عسل خوب به همراه آجیل را به آقای مونیز دادم. از طرف دیگر نوه من 12 اسفند ماه به دنیا آمد یعنی زمانی که من در مذاکرات حضور داشتم. صبح که برای ادامه مذاکرات رفتیم، نمی دانم چه کسی به امریکایی ها اطلاع داده بود. تبریک گفتند و پرسیدند اسم این نوزاد چیست؟ گفتم سارا. یکی از اعضای هیأت امریکایی گفت اسم دختر من هم سارا است. جلسه بعد آقای مونیز لباس کوچک بچگانه با یک عروسک که آرم دانشگاه «MIT» را داشت به من داد و گفت طوری تربیتش کن که وارد دانشگاه «MIT» شود. گفتم ان شاءالله. خب می دانید MIT یکی از دانشگاه های خوب امریکا است یعنی جزو دانشگاه های برتر این کشور است و ورود به این دانشگاه خیلی مشکل و برای خارجی ها عملاً خیلی سخت است، مخصوصاً اگر بخواهی بورس هم بگیری یک کار عجیب و غریب است زیرا بسیار پرهزینه است. آن زمان 43 سال پیش که من در این دانشگاه دانشجوی دکترا بودم (سال 1972) شهریه 5000 دلار بود (اکنون این شهریه سالانه 60 تا 70 هزار دلار است) که آن موقع هم پول زیادی بود. البته من از طریق کار روی یک طرح زیر نظر (ERDA) امریکا بورسیه دانشگاه «MIT» شدم.

No responses yet

Aug 06 2015

نقش انجمن روانشناسان آمریکا در ابداع روش‌های جدید شکنجه سیا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: انتشار گزارش جدیدی در مورد روش‌های شکنجه سازمان سیا اتهامات سنگینی را متوجه انجمن روانشناسی آمریکا کرده است. بر مبنای این گزارش، اعضای برجسته این انجمن در ابداع روش‌های تازه شکنجه همکاری موثری با دولت بوش داشتند.

نخستین اتهامات مبنی بر همکاری روانشناسان آمریکایی در به کار‌گیری روش‌های جدید شکنجه مظنونان به فعالیت‌های تروریستی توسط سازمان سیا و ارتش آمریکا سال ۲۰۰۷ میلادی مطرح شدند. اما حال گزارش تاز‌ه‌ای در مورد همکاری موثر کارشناسان این انجمن با طرح “مبارزه با ترور” در دولت بوش منتشر شده است.

این گزارش که پس از بررسی اسناد داخلی و ایمیل‌های رد و بدل شده میان اعضای انجمن روانشناسی آمریکا، سازمان‌های اطلاعاتی و ارتش آمریکا تهیه شده، نشان می‌د‌هد که اعضای این انجمن سال‌ها با پنتاگون همکاری داشتند.

اعضای این انجمن بر اساس این نظریه که توانایی انسان برای کنترل خود هنگام ترس شدید دچار اختلال می‌شود، نه تنها روش‌های جدید شکنجه مانند “واتر بوردینگ” یا “القا احساس خفگی با آب” را ابداع کردند، بلکه هنگام اجرای آن نیز حضور داشتند؛ به عنوان مثال در زندان‌های گوانتانامو یا ابوغریب.

صدمه شدید به اعتبار انجمن

نادین کاسلو یکی از اعضای انجمن روانشناسان آمریکا می‌گوید تمامی اعضای هیئت مدیره انجمن که حال همگی از کار برکنار شده‌اند، از همه چیز اطلاع داشتند و همکاری خود با پنتاگون را تا سال‌های مخفی نگاه داشته بودند.

او معتقد است که این انجمن بایست خیلی زودتر در برابر اخبار منتشر شده در این زمینه واکنش نشان می‌داد و اعتبار آن حال آنقدر آسیب دیده که جبران به زمانی طولانی نیاز دارد.

انجمن روانشناسان آمریکا سال ۱۸۹۲ با هدف “رفاه جامعه و تک تک‌شهروندان” تأسیس شد.

این انجمن که ۱۳۰ هزار عضو و سالانه ۱۰۰ میلیون دلار بودجه‌ دارد ابتدا گزارش‌های منتشر شده در مورد همکاری با پنتاگون برای شکنجه زندانیان را تکذیب می‌کرد، اما سرانجام با افزایش فشار افکار عمومی در سال ۲۰۱۴ خود کمیته‌ای را مسئول بررسی این اتهامات کرد.

نتیجه بررسی این کمیته حاکی از صحت تمامی اتهامات مطرح شده بود.

“تکنیک‌های بازجویی پیشرفته”

نخستین اتهامات در سال ۲۰۰۷ با انتشار گزارش یک بازرس تحقیق پنتاگون با نام شلتون آر یانگ مطرح شدند. این گزارش نشان می‌داد‌، پنتاگون تعدادی از این روانشناسان را استخدام کرده تا مظنونان به اقدامات تروریستی را با روش‌های تازه به حرف آورند.

دو تن از آنها با نام‌های جیمز میتچل و بروس جسن در ازای همکاری خود با پنتناگون ۸۰ میلیون دلار دریافت کردند. این دو هیچ تجربه‌ای در بازجویی از افراد نداشتند و اطلاعات آنها برگرفته از کتاب‌های تخصصی بوده است.

آنها چند روش جدید با عنوان “تکنیک‌های برای بازجویی پیشرفته ” از جمله بی‌خوابی، واتروردینگ، استفاده از حشرات و صحنه ‌سازی اعدام ‌را ابداع کردند.

انتشار گزارش تازه در مورد همکاری موثر انجمن روانشناسان آمریکا با ارتش برای شکنجه مظنونان به اقدامات تروریستی به عقیده نمایندگان دمکرات مجلس سنای آمریکا نشانگر آن است که دولت آمریکا نباید اشتباهات پس از حمله یازدهم سپتامبر را تکرار کند.

بیشتر بخوانید: موضع‌گیری رئیس سیا در باره شکنجه متهمان عملیات تروریستی

در مقابل بسیاری از نمایندگان جمهوری‌خواه با حمایت از اقدامات سازمان سیا انتشار چنین گزارشی را سیاه‌نمایی دولت جورج بوش دوم می‌دانند. ‌

این درحالی است که کمیته‌ی اطلاعاتی سنا پیشتر با انتشار گزارشی تأکید کرده بود که این شیوه‌های وحشیانه در بسیاری موارد نتیجه‌بخش هم نبوده و منجر به این نشده که ماموران سیا “اطلاعاتی را که می‌خواهند” به دست آورند.

بر اساس جمع‌بندی کمیته اطلاعاتی سنا میزان موفقیت در جلوگیری از اقدامات تروریستی، کشف گروه‌های تروریستی یا کسب اطلاعات با این شیوه‌های خشن ناچیز بوده است.

No responses yet

Aug 06 2015

هشدار وزارت خارجه آمریکا در مورد سفر آمریکایی‌ها به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزارت امور خارجه آمریکا به شهروندان ایالات متحده درباره سفر به ایران هشدار داده و اعلام کرده است که توافق هسته‌ای اخیر مخاطرات مسافرت به ایران را برای آمریکایی‌ها برطرف نکرده است.

این وزارتخانه روز چهارشنبه (۵ اوت) با انتشار بیانیه‌ای از آمریکایی‌ها خواست که پیش از سفر به ایران، “به دقت” مخاطرات این کار را بررسی کنند.

وزارت امور خارجه آمریکا گفته است افرادی که از تابعیت دوگانه ایران و آمریکا برخوردارند احتمال دارد که در خروج از ایران با مشکل مواجه شوند.

در بیانیه این وزارتخانه آمده است: “عناصری در ایران همچنان با ایالات متحده خصومت دارند. در نتیجه امکان دارد که شهروندان آمریکا که به ایران سفر می کنند یا در این کشور مقیم هستند مورد آزار و اذیت قرار بگیرند یا بازداشت شوند.”

مقامات آمریکایی می گویند در سال‌های اخیر مقامات ایرانی “به طور ناعادلانه” برخی از شهروندان آمریکا را بنا بر اتهاماتی نظیر جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت کرده اند.

یکی از این افراد مورد نظر آنها جیسون رضائیان، خبرنگار ایرانی‌-آمریکایی روزنامه واشنگتن ‌پست است که حدود یک سال پیش دستگیر و محاکمه غیرعلنی وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در اواخر ماه مه آغاز شد.

روزنامه واشنگتن‌پست اواخر فروردین به نقل از وکیل جیسون رضائیان، اعلام کرده بود که وی به جاسوسی، همکاری با دولت‌های متخاصم و تبلیغ علیه نظام متهم شده است. وکیل آقای رضائیان گفته است دادستان هیچگونه شاهد و مدرکی ارائه نداده‌اند که موید جاسوسی موکلش باشد.

وزارت امور خارجه آمریکا روز چهارشنبه در بیانیه خود تاکید کرد که مقامات ایرانی به سفارت سوئیس در تهران که به عنوان حافظ منافع آمریکا در ایران عمل می کند اجازه ملاقات با افرادی که از تابعیت دوگانه ایرانی‌آمریکایی برخوردارند را نمی دهند زیرا این افراد را فقط شهروند ایران می دانند.

رابطه دیپلماتیک آمریکا و ایران کوتاه مدتی پس از انقلاب و چند ماه بعد از گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران قطع شد و تا ملاقات وزیران امور خارجه دو کشور در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۳، تماس رسمی در سطوح مقامات بالاتر دو کشور صورت نگرفته بود. این در حالیست که برخی منابع ملاقات وزیران خارجه دو کشور را نشانه تمایل دوجانبه برای بهبود روابط یا دست کم کاهش تنش دوجانبه تعبیر کرده‌اند.

وزارت امور خارجه آمریکا همچنین حکومت ایران را به ادامه سرکوب اقلیت‌های دینی و قومی از جمله مسیحیان، بهائیان، عرب ها، کردها و آذری‌ها متهم کرده و به شهروندان آمریکا هشدار داده اند برخی نواحی مرزی ایران که اقلیت‌ها در آن سکونت دارند از جمله سیستان و بلوچستان یا کردستان می تواند برای مسافرت ناامن باشد.

No responses yet

Aug 04 2015

توضیحات رئیس اتاق بازرگانی ایران در مورد ‘اتاق بازرگانی مشترک ایران و آمریکا’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: محسن جلال پور رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفت اگر آمریکایی ها “اتاق بازرگانی مشترک آمریکا – ایران” را رسما به ثبت برسانند، ایران هم طبق قانون موظف خواهد بود “به فاصله دو ماه، اتاق بازرگانی مشترک ایران- آمریکا را تشکیل بدهد”.

آقای جلال پور سه شنبه ۱۳ مرداد در گفتگو با خبرگزاری مهر افزود: “آمریکایی‌ها اکنون اقدامات لازم را برای راه‌اندازی اتاق بازرگانی مشترک آمریکا- ایران انجام داده‌اند.”

در پی توافق جامع هسته ای ایران و گروه ۱+۵ در وین، برخی رسانه ها از انجام شدن مقدمات تشکیل اتاق بازرگانی مشترک ایران و آمریکا خبر دادند. پیش از اعلام توافق هسته ای نیز اخباری در مورد مقدمه چینی برای تشکیل این اتاق منتشر شده بود، اما به نظر می رسد که در پی توافق وین، تلاش ها در این ارتباط شتاب بیشتری گرفته است.

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران گفت که ‘اگر قرار باشد که ایران پیش از اتاق بازرگانی امریکا، اتاق مشترک را راه‌اندازی کند’ به مجوز دولتی نیاز خواهد بود، اما اگر آمریکایی ها زودتر این کار را انجام بدهند، ایران ‘طبق قانون مکلف است که به فاصله دو ماه، اتاق مشترک را راه اندازی کند’

رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، در پاسخ به سوال مهر در مورد ضرورت “اجازه دولت” برای تشکیل اتاق بازرگانی ایران و آمریکا گفت که “اگر قرار باشد که ایران پیش از اتاق بازرگانی امریکا، اتاق مشترک را راه‌اندازی کند” چنین اجازه ای لازم است، اما اگر آمریکایی ها زودتر این کار را انجام بدهند، ایران “طبق قانون مکلف است که به فاصله دو ماه، اتاق مشترک را راه اندازی کند”.

وی افزود: “بنابراین اگر این کار ابتدا از سوی اتاق بازرگانی آمریکا صورت گیرد، حتما اتاق [بازرگانی ایران] با سیاست ها و قوانین موجود، اتاق مشترک ایران- امریکا را راه‌اندازی خواهد کرد.”

محسن جلال پور همچنین از پیشنهاد اتاق بازرگانی به دولت برای سفر هیئتی از تجار و فعالان اقتصادی به نیویورک به همراه رئیس جمهور در ماه مهر خبر داد.

مهرماه آینده، زمان برگزاری نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک است و انتظار می رود حسن روحانی نیز در این نشست حضور یابد.

اظهارات رئیس اتاق بازرگانی در حالی عنوان شده که بیژن زنگنه وزیر نفت ایران، شنبه شب در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که در فضای بعد از توافق جامع هسته ای، ایران در حوزه نفت و گاز “برای همکاری با آمریکایی‌ها محدودیتی ندارد”.

یک روز بعد از توافق جامع هسته ای ایران و گروه ۱+۵، اطلاعیه ای با امضای هادی صادقی “مدیر عامل اتاق بازرگانی ایران و آمریکا” منتشر شد که در رسانه های ایران بازتاب گسترده ای داشت.

اظهارات رئیس اتاق بازرگانی در حالی عنوان شده که بیژن زنگنه وزیر نفت، شنبه شب در یک برنامه تلویزیونی گفته بود که در فضای بعد از توافق جامع هسته ای، ایران در حوزه نفت و گاز ‘برای همکاری با آمریکایی‌ها محدودیتی ندارد’

در این بیانیه، ضمن انتقاد از تاثیر تحریم های اقتصادی بر”ارتباط آزاد و شرکت ها و بازرگانان دو کشور” آمده بود: “روابط دو کشور در حال حاضر که دولت ها تمایل به تنش زدایی دارند در مرحله حساسی قرار دارد و اقدامات مدبرانه در این برهه تاریخی می تواند آینده بهتری را به همراه داشته باشد.”

بعد از امضای توافق هسته ای، همچنین فعالیت وبسایت “اتاق بازرگانی آمریکا و ایران” در ایالات متحده نیز خبرساز شد که بازرگانان و صاحبان صنایع این کشور را برای ورود به بازار ایران تشویق می کرد.

در این وبسایت، توضیحاتی راجع به وضعیت بازار مصرفی، کیفیت نیروی انسانی و شرایط کسب و کار در ایران درج شده است.

No responses yet

Aug 04 2015

تکذیب حضور فرزند ظریف در مراسم ازدواج فرزند وزیر خارجه آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: خبرگزاری دولتی ایرنا، به نقل از «یک مقام مسئول» در وزارت خارجه ایران، گزارش‌های منتشر شده دربارهٔ حضور فرزند محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در مراسم ازدواج فرزند وزیر خارجه آمریکا را «خبرسازی محض» دانست.

این «مقام مسئول» که در این گزارش اشاره‌ای به نام او نشده، روز یک‌شنبه ۱۱ مرداد، تأکید کرد که این گزارش توسط «برخی محافل خبری غیرمعتبر» و «با اغراض خاص» از جمله برای «جلب مخاطب» منتشر شده‌است.

وی اضافه کرد: «مناسب است رسانه‌های داخلی در بازنشر خبرها اعتبار منابع خود را مورد توجه قراردهند.»

پیش از این برخی از وب‌سایت‌های آمریکایی از جمله وب‌سایت “AllenWest” ضمن انتشار تصاویری از عروسی وانسا کری، دختر جان کری با بهروز والا ناهید، پزشک ایرانی-آمریکایی در سال ۲۰۰۹، نوشته بودند که مهدی ظریف، پسر محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در این عروسی حضور داشته‌است.

این گزارش در برخی از رسانه‌های ایران از جمله روزنامه هفت صبح بازنشر شده‌است.

پیش از این سایت «بیزینس اینسایدر» نوشته بود که مهدی ظریف بیش از یک دهه در آمریکا زندگی کرده و در شرکت‌های مخابراتی مشغول به کار بوده اما در سال ۲۰۱۳ به ایران بازگشته‌است.

وب سایت “AllenWest” در گزارش خود همچنین نوشته بود که محمد جواد ظریف و جان کری همدیگر را «برای نخستین بار» بیش از یک دهه قبل و در جریان میهمانی شامی در منتهن و به میزبانی جرج سوروس دیده بودند.

هنگام معرفی محمد جواد ظریف، برای تصدی سمت وزارت خارجه برخی از رسانه‌های اصول‌گرا آقای ظریف را به ارتباط با جرج سوروس متهم کرده بودند.

جرج سوروس سرمایه‌دار آمریکایی و از سرشناس‌ترین چهره‌های بین‌المللی در زمینه مبارزه با «نظام‌های دیکتاتوری» است.

No responses yet

Aug 03 2015

ورود مک دونالد به ایران؛ نظر پدر عروس آقا

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سیاسی

ایران پرس نیوز: از سوی مشاور علی خامنه‌ای صورت گرفت: ابراز نگرانی از سفرهای غربی‌ها به تهران

مشاور علی خامنه‌ای با حمله به آمريکا و منتقدان «دلواپسان»، نسبت به تغيير سياست‌های کلان اقتصادی جمهوری اسلامی در پی سفر هيات‌های خارجی هشدار داد.

به گزارش دیگربان، حداد عادل گفته پس از امضای توافق‌‌نامه هسته‌ای٬ نگرانی‌هايی در مورد تغيير سياست‌‌های کلان اقتصادی و کنار گذاشته شدن سياست «اقتصاد مقاومتی» به وجود آمده است.

وی اين سخنان را در رابطه با سفر‌های اقتصادی برخی هيات‌های اروپايی به تهران بيان کرده و پرسيده «آيا بايد از صف کشيدن شرکت‎‌های اروپايی برای آمدن به ايران افتخار کرد؟»

اين نماينده مجلس در سخنان خود به آمريکا و اروپا نيز تاخته و از عملکرد برخی جريان‌ها و رسانه‌ها در رابطه با اين کشور‌ها انتقاد کرده است.

حداد عادل از شماری از رسانه‌ها به خاطر تلاش برای «دوقطبی» کردن جامعه و تشويق مردم به سوی غرب اانتقاد کرد و گفته «مک دونالد» نماد «فرهنگ آمريکايی» است.

No responses yet

Aug 02 2015

وزیر نفت ایران: برای همکاری با آمریکایی‌ها هیچ محدودیتی نداریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: وزیر نفت ایران با ذکر این‌که «برای همکاری با آمریکایی‌ها محدودیتی نداریم» تأکید کرد که ایران برای همکاری با شرکت‌های نفتی خارجی هیچ محدودیتی برای هیچ کشوری از جمله آمریکا قائل نیست.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت ایران، شنبه شب با حضور در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که برای هیچ کشور و شرکتی محدودیت‌هایی نداریم و آمریکایی‌ها از سوی دولتشان در زمینه همکاری اقتصادی منع شدند.

وی گفت که ایجاد رقابت به سود ملت ما خواهد بود و منعی برای حضور شرکت‌های آمریکایی نداریم.

بر اساس قوانین آمریکا، شرکت‌های این کشور از سال ۱۹۹۵ اجازه مشارکت در پروژه‌های نفت و گاز ایران را ندارند.

اظهارات زنگنه در حالی بیان می‌شود که در چند ماه گذشته، به‌ویژه پس از توافق جامع هسته‌ای، برخی شرکت‌های بزرگ غربی از جمله توتال فرانسه، انی ایتالیا، بریتیش پترولیوم، شرکت هلندی-بریتانیایی رویال داچ شل و غیره اظهار امیدواری کرده‌اند که تحریم‌های غرب علیه ایران برچیده شود تا موضوع ورود دوباره به پروژه‌های ایران را بررسی کنند.

ایران می‌گوید که در ۵ سال آینده میادین نفت و گاز کشور نیاز به ۱۸۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری دارد.

زنگنه دربارهٔ حضور شرکت‌های بزرگ دنیا در عرصه نفت ایران تأکید کرد که مدیران شرکت‌های بزرگ خارجی برای همکاری با ایران در زمینه نفت صحبت می‌کنند و ما نیز در مقابل به این کشورها اعلام می‌کنیم شرایط فرق کرده و باید سرمایه‌گذاری کنید.

وزیر نفت تأکید کرد که اصل حضور شرکت‌های درجه یک در ایران برای تقویت فناوری ملی است و پول، مراحل بعد است.

«توان» افزایش نیم میلیون بشکه‌ای تولید نفت در یک هفته

زنگنه در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که «می‌توانیم ظرفیت تولید نفت را در کمتر از یک هفته ۵۰۰ هزار بشکه افزایش دهیم». وی گفت که «این رقم در یک ماه بعد، به بیش از یک میلیون بشکه افزایش خواهد یافت».

وزیر نفت تصریح کرد که تولید ایران، قبل تحریم‌ها حدود ۳٫۹ میلیون بشکه بوده‌است و بعد تحریم‌ها بیش از یک میلیون بشکه از میزان تولید ما در نفت خام کم شد.

ایران از سال ۲۰۰۷ تاکنون قادر به راه‌اندازی هیچ میدان نفتی جدید مهمی نبوده‌است، در حالی که بنا به ارزیابی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، اکثر میادین نفتی فعال ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و سالانه ۸ تا ۱۳ درصد از بازدهی آنها کم می‌شود.

ایران هم اکنون روزانه کمی بیش از ۲٫۸ میلیون بشکه تولید نفت خام دارد.

زنگنه می‌گوید که «با فرایند پیش‌بینی شده، اواخر آبان یا آذر شاهد رفع همه تحریم‌ها هستیم. بخشی از تحریم‌های تأثیرگذار در صنعت نفت، در زمینه‌های فروش، کمیت فروش، حمل و نقل و بیمه‌ها و جابه‌جایی و تصرف ما بر پول بوده‌است».

وزیر نفت همچنین دربارهٔ ذخیره منابع نفتی ایران روی دریا و افزایش صادرات در اسرع وقت توضیح داد: «ذخیره نفت خام نداریم اما میعانات گازی داریم. می‌توان دریچه تولید نفت خام را بست اما درباره میعانات گازی این شرایط وجود ندارد.»

بر اساس برآوردهای نهادهای بین‌المللی ایران هم اکنون ۳۵ تا ۴۵ میلیون بشکه نفت ذخیره روی آب دارد. آمارهای گمرکی نیز حاکی است که صادرات میعانات گازی ایران (نوعی نفت خام فوق سبک که از میادین گازی تولید می‌شود) طی چهار ماه گذشته تا ۴۰ درصد کاهش یافته‌است.

پول‌های بلوکه شده

وزیر نفت درباره پول‌های بلوکه شده ایران از بابت فروش نفت در خارج گفت که «پول‌های بلوکه شده چند دسته هستند. بخشی از این حساب‌ها مربوط به بانک مرکزی است که از فروش نفت حاصل شده‌است و در ژاپن و کره جنوبی و مقداری در هند از این حساب‌ها داریم.»

زنگنه اضافه کرد: «بخش دیگری از این حساب‌ها به حساب‌های بانک مرکزی واریز نشده‌است. مانند حساب شش میلیارد دلار در حساب‌های یورویی در هند است و با رفع تحریم به خزانه واریز می‌شود.»

وی تأکید کرد که بخشی از پول‌ها، مربوط به شرکت نفت است که نزدیک به دو و نیم میلیارد دلار می‌شود و بقیه آمارهای مورد نظر را نیز بانک مرکزی می‌داند.

با مطرح کردن «بابک زنجانی دوم» می‌خواهند «قبح کار را پایین بیاورند»

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وزیر نفت ایران همچنین دربارهٔ انتشار اخباری پیرامون «ظهور بابک زنجانی دوم با بدهی دو برابر وی» گفت که ۵ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلاری که بحثش مطرح بود و برخی با بیان حرف‌های بی ربط، این ماجرا را به مثابه بابک زنجانی دوم دانستند کاملاً بی اساس بود و در این دو هفته اخیر برخی به دنبال بابک زنجانی سازی بودند تا قبح کار را پایین آورند.

زنگنه یادآور شد: این پول در حساب یک شرکت اماراتی است و مشخص و مبرهن است که این پول متعلق به ما است و با رفع تحریم‌ها این پول به تصرف بانک مرکزی درمی‌آید. در هند نیز پول‌های ما در حساب یک شرکت پالایشگاهی است و حساب یاد شده نیز در نزد شرکتی پالایشگاهی در امارات است.

وی گفت که «پیش از حضور من در وزارت نفت به این شرکت میعانات فروخته شده و از ابتدای سال ۹۳ این مسئله رفع و پول خود را وصول کردیم».

بپزن نامدار زنگنه عنوان کرد که برخی پول‌ها متعلق به بانک مرکزی است اما پول‌های بلوک شده در هند که حدود شش میلیارد دلار می‌شود متعلق به دولت است.

به گفته زنگنه «در کشورهای اروپایی مانند ایتالیا، یونان، انگلستان پول داریم و مجموع این ارقام نزدیک به دو و نیم میلیارد دلار می‌شود. برخی شرکت‌ها مانند شل آمادگی دارند که با رفع تحریم‌ها، پول‌های بلوک شده را برگردانند و ممکن است برخی با تأخیر این کار را انجام دهند.»

شرکت شل هفته گذشته اعلام کرد که آماده‌است ۲ میلیارد بدهی نفتی ایران را بعد از لغو تحریم‌ها واریز کند.

ماجرای «گم شدن» دکل نفتی

زنگنه دربارهٔ اخبار منتشر شده دربارهٔ «گم شدن یک دکل نفتی» در دوران محمود احمدی‌نژاد گفت که دکلی به مبلغ ۸۸ میلیون دلار توسط شرکت تأسیسات دریایی خریداری می‌شود که این شرکت متعلق به صندوق بازنشستگی نفت و تعاونی بازنشستگان ناجا است و بخشی از سهم این شرکت نیز متعلق به پرسنل است.

وزیر نفت یادآور شد که ۲۰ روز از عمر این دکل می‌گذشته‌است و چند روز قبل از خرید این دکل، شرکتی آرژانتینی همین دکل را ۶۶ میلیون دلار خریداری می‌کند و به این شرکت (تأسیسات دریایی) با مبلغ ۸۸ میلیون دلار فروخته می‌شود.

به گفته وزیر نفت ایران، «همان روز طبق اسناد، مدیریت شرکت تأسیسات دریایی، سند تحویل دکل را امضاء می‌کند اما دکلی تحویل گرفته نمی‌شود. ۲۰ درصد اول پیش‌پرداخت داده می‌شود و پس از مدتی شرکت صاحب دکل قرارداد را فسخ می‌کند زیرا هزینه از سوی شرکت طرف قرارداد با شرکت تأسیسات دریایی، پرداخت نمی‌شود اما هزینه ۸۸ میلیون دلار همچنان پرداخت می‌شود و این پول به حساب‌هایی ریخته می‌شود و کل هزینه دکل به شرکت طرف قرارداد با شرکت تأسیسات دریایی پرداخت می‌شود».

وی اضافه کرد که مالک اصلی دکل نیز به دلیل عدم دریافت اصل هزینه، دکل خود را می‌برد و به عبارتی کل مبلغ دکل پرداخت شده اما دکلی تحویل داده نمی‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .