اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Feb 23 2018

نیروی انتظامی برای تشویق به بی‌حجابی یک تا ۱۰ سال حبس تعیین کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: به‌رغم جو فشار در ایران مخالفت با حجاب از سوی زنان گسترش می‌یابد. مسئولان حکومتی برای مقابله با این موج تازه دست به تدابیر تازه‌ای می‌زنند. آن‌ها تشویق به کنار گذاشتن حجاب را معادل تشویق «فساد و فحشا» دانسته و برای آن زندان تعیین کرده‌اند.
ویدا موحد نخستین زنی بود که با بر سر چوب زدن روسری خود به حجاب اجباری اعتراض کرد و در پی آن موجی از این حرکت به‌راه افتاد.

نیروی انتظامی تهران، جمعه ۴ اسفند اعلام کرد که تشویق زنان به نداشتن حجاب مشمول بند دوم ماده ۶۳۹ قانون تعزیرات خواهد بود که یک تا ۱۰ سال حبس دارد و قابل تبدیل به مجازات جایگزین حبس نیست.

بر اساس ماده ۶۳۹ قانون تعزیرات «کسی که مرکز فساد یا فحشا دایر یا اداره کند» و یا «کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید»، به حبس از یک تا ۱۰ سال محکوم می‌شود.

بدین ترتیب نیروی انتظامی مبارزه با حجاب اجباری که در ایران حاکم است را معادل «فساد و فحشا» دانسته است.

نیروی انتظامی این اقدام را از «جرائم مشهود» دانسته و گفته است «پلیس موظف است با جرم برخورد نماید و شکستن قانون در همه جای دنیا مواجهه پلیس را در پی دارد و اگر در نیروی انتظامی با جرم مشهود مقابله نکند خود مرتکب جرم و تخلف شده و قابل پیگرد قانونی است.»

از این بخش از اطلاعیه پلیس چنین برمی‌آید که اگر یک مأمور انتظامی با تشویق به بی‌حجابی مقابله نکند خود نیز مورد پیگرد قرار خواهد گرفت.

در اطلاعیه نیروی انتظامی همچنین آمده است که «تردد و حاضر شدن در معابر و انظار عمومی بدون حجاب شرعی مشمول تبصره ماده ۶۳۸ قانون تعزیرات است که تا دو ماه حبس داشته و قابل تبدیل به مجازات جایگزین حبس بوده و حبس اعمال نمی‌گردد.»

در تبصره ماده ۶۳۸ قانون تعزیرات آمده است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه و یا از ۵۰ هزار تا ۵۰۰ هزار ریال جزای‌ نقدی محکوم خواهند شد.»

در هفته‌های گذشته چندین زن با بر سر چوب زدن روسری و شال خود بر بلندی‌ها ایستاده و به حجاب اجباری اعتراض کرده‌اند. این حرکت نخست با اعتراض ویدا موحد در خیابان انقلاب تهران آغاز شد و پس از آن چندین نفر با الهام از حرکت او، اعتراض‌های مشابهی را انجام دادند و به دختران خیابان انقلاب مشهور شدند. پلیس تاکنون علاوه بر ویدا موحد، نرگس حسینی و اعظم جنگروی، شارپک شجری‌زاده را که به این شکل اعتراض کرده بودند، دستگیر کرده است. نرگس حسینی و ویدا موحد اکنون با قرار وثیقه آزاد شده‌اند اما اعظم جنگروی و شاپرک شجری‌زاده هنوز زندانی هستند.

روز گذشته، پنج‌شنبه ۳ اسفند نیز زن دیگری در تهران باز هم از جعبه مخابراتی بالا رفت و شال سفید خود را تکان داد. این زن با برخورد خشن پلیس از بالای سکو به زمین پرتاب و سپس دستگیر شد. برخی شاهدان حاضر در صحنه گفته‌اند که پای او آسیب دیده است.

علاوه بر این ۲۹ نفر هم به اتهام ارتباط با کمپین چهارشنبه‌های سفید و کشف حجاب بازداشت شده‌اند.

همچنین در سطح شهرهای بزرگ دیده شده که زنان و دخترانی در خیابان‌ها و در امکان عمومی عملاً روسری‌های خود را کنار می‌گذارند و در یک اقدام اعتراضیِ آرام با حجاب اجباری مخالفت می‌کنند.

روز پنج‌شنبه در شبکه‌های اجتماعی تصاویری منتشر شد که نشان می‌داد مأموران امنیتی جعبه مخابرات واقع در خیابان انقلاب تقاطع وصال را به شکلی تغییر داده‌اند که کسی نتواند روی آن بایستد. این جعبه مخابرات مکانی است که نخستین بار ویدا موحد، زن معترض به حجاب اجباری با تکه چوبی که شال خود را بر آن آویخته بود، رویش ایستاد و به مکانی نمادین تبدیل شد.

پیش از این مسئولان حکومتی چنان وانمود می‌کردند که حرکت اعتراضی زنان اهمیتی ندارد و آن را مخالفان جمهوری اسلامی بزرگ می‌کنند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه به فعالان معترض به حجاب اجباری اتهاماتی زد و گفت: «افرادی هستند که با استعمال مواد صنعتی و با یک کار تشکیلاتی و نوعاً برنامه‌ریزی شده از بیرون دست به این کار می‌زنند که اگر ثابت شود که با تشکیلات خاصی ارتباط دارند برای آن‌ها پرونده سنگین تشکیل می‌شود و برای خودشان و خانواده‌های آن‌ها مشکل ایجاد می‌شود.»

No responses yet

Feb 22 2018

بازداشت یکی دیگر از دختران خیابان انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Feb 22 2018

زهرا می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن سبز ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


یورونیوز: ورود زنان و دختران ايرانی به استاديوم طبق قانونی نانوشته ممنوع است و درهای استاديوم‌های ورزشی به‌ویژه فوتبال، همچنان به روی زنان بسته است. عليرغم شعارهای فراوان مسولين و به ويژه مقامات در دولت حسن روحانی برای پيگيری و تحقق حضور زنان كنار آقايان در استاديوم‌های ورزشی، با مخالفت صريح برخی مراجع دينی و مقامات پرونده اين موضوع را فعلا بسته شده بايد تصور كرد.

علاقه به فوتبال در ميان برخی از زنان و دختران جوان ايرانی بر كسی پوشيده نيست. در اين بين كسانی حاضرند با روش‌های عجيب، رنج و دشواری به دوش بكشند تا رويای حضور در استاديوم فوتبال وسردادن فرياد شادی و هيجان برای تيم محبوبشان را محقق سازند.

«زهرا خوش نواز» يكی از اين دختران ايرانی است. چندی پیش عكسی از چهره گريم شده او در ميان تماشاچيان فوتبال در استاديوم آزادی تهران بر روی سایت ها و جلد مجلات و روزنامه های ورزشی و اجتماعی قرار گرفت. در عكس چهره مردی با ريش و سبيل قهوه‌ای و كلاهی بر سر نمایان است اما در پس اين چهره مردانه، دختری جوان بود كه می کوشید يكی از روياهای زندگی‌اش را محقق سازد.

با آمدن زلزله در تهران این فکر به ذهن زهرا خطور کرد که شاید دیگر فرصتی وجود نداشته باشد، همین امر او رابرای محقق ساختن تصمیمش مصمم‌تر ساخت.

زهرا خوش نواز در گفت و گوی اختصاصی با یورونیوز به مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود اشاره می‌کند. مراحلی که از او چهره مردانه‌ای می سازد تا زیر سایه آن بتواند از حصارها بگذرد و برای تماشای تیم محبوبش، پرسپولیس، پا بر سکوهای استادیوم آزادی بگذارد. ورزشگاهی که به‌خاطر آن باید قید گیسوهای بلند دخترانه‌اش را می‌زد، آن‌ها را کوتاه می‌کرد و با ریش و سبیل مردانه وارد آن می‌شد.

زهرا می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن سبز ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»

او می‌گوید که وقتی بازیکنان پرسپولیس به زمین برای گرم کردن خود آمده بودند هم بار دیگر گریه کرد.

زهرا برای ورود به ورزشگاه پوشش مناسبی برای خود انتخاب کرده بود. این دختر ۲۶ ساله که از قضا، فارغ التحصیل رشته حقوق است، تاکید دارد که ورود به استادیوم جرم نیست و او و سایر دخترانی که به این شکل وارد استادیوم‌ها شده اند، عمل مجرمانه‌ای انجام نداده‌اند، بلکه این کار نمایش نوعی اعتراض به وضعیت حاضر و ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه‌ها است.

او می گوید: «تنها هدفم من ورود به استادیوم و دیدن فوتبال نبود، دوست داشتم این موضوعی راهی برای آزادی ورود زنان به ورزشگاه شود.»

مسابقه فوتبال بین پرسپولیس و تراکتورسازی تبری تنها باری نبود که زهرا به استادیوم آزادی رفت، او می گوید که بعد از آن یکبار دیگر و با گریمی متفاوت به تماشای تیم محبوبش در مقابل تیم گسترش فولاد تبریز رفته است اما به دلیل ترس از واکنش خانواده اش تنها به دیدن یک نیمه از بازی اکتفا کرده است و به همه گفته که به استادیوم نرفته است.

No responses yet

Feb 19 2018

زنانِ مرده و مردانِ تحریک شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: وقتی سال گذشته تصویر سنگ قبرزنی واقع در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری، در فضای مجازی منتشر شد حیرت بسیاری از کاربران را برانگیخت. سنگی از مرمر سفید که به خط سبز درشتی به جای نام متوفی این جمله حک شده بود: «همسر آقای امیرسلیمانی»

زنی که به نظر می رسید نه تاریخ تولدی داشته، نه تاریخ مرگ و نه نامی و ظاهرا تنها نکته ای که به او موجودیت می بخشیده، همسر مردی بودن به نام «آقای امیر سلیمانی» بود و دیگر هیچ.

پس از آن بود که دیگران هم  تصاویری مشابه از همین دست را با بقیه همخوان کردند. این تصاویر پراکنده به این بحث دامن زد که نگاه تبعیض آمیز و جنسیت زده به زنان، در بسیاری از خانواده ها و نقاط کشور، نه تنها در زمان حیاتشان برقرار است و زنان را از متن زندگی حذف می کند بلکه تا روز حشر هم این موقعیت دوگانه ادامه می یابد.

با نگاهی به آگهی های منتشر شده در مجلات و رسانه های چاپی، با انبوهی آگهی ترمیم مواجه می شویم که نام و نشان ندارند و صرفا منتسب شده به همسر یا فرزندان و حتی برادر بزرگترند.

اخیرا به اعتبار گسترش فضای مجازی و کانال های تلگرامی خبرهایی منتشر می شود که حکایت از اعمال فشار بر خانواده زنان متوفی از سوی متولیان اداره گورستان‌ها‌ست. فشار برای وادار کردن بازماندگانِ بانوان درگذشته برای به کارگذاری سنگ هایی که حتی الامکان فاقد هرگونه تصویر واضح یا حتی ناواضح از زنی باشند که جسم بی جانش، زیر خاک آرام گرفته است.

به عبارتی اگر پیش از این، حذف نام و نشان زنان از سنگ قبرهایشان به شکل اختیاری و از سوی برخی خانواده های فرد متوفی انجام می گرفت، حالا با دستور العمل هایی رسمی، بازماندگان زنی که درگذشته، کمترین حقی برای نصب تصویری از فرد ازدست داده‌شان را بر سنگ مزارش  ندارند.

سایت خبری«راسخون»، وب سایت مذهبی متعلق به سازمان امور اوقاف و خیریه، انتشار تصاویر زنان روی سنگ قبرها را نشانه بی غیرتی می داند: «این روزها وقتی از قبرستان گذر می کنیم، شاهد تصاویری به دور از هر گونه غیرتی می شویم که بیشتر نمایانگر تجمل گرایی، چشم و هم چشمی هستند تا بیانگر فلسفه مرگ و اینکه ما از خاک آمدیم و به سوی خاک باز می گردیم. با کمی قدم زدن در فضای قطعات بهشت زهرای تهران شاهد سنگ های قبر عجیب و غریب و حتی هنری خواهید بود که برخی از این سنگ ها به نحوی حکاکی و طراحی شده که شهروندان گاهی با آن عکس سلفی می گیرند.»

یک پاراگراف بعد از عکس هایی که در این گزارش به عنوان شاهد مثال آمده معلوم می شود که منظور این پایگاه خبری از جمله ” تصاویری به دور از هرگونه غیرت” ، تصاویر زنانی است که اگرچه حجاب کاملی هم در تصویر بالای مزارشان دارند اما در زمان حیات چهره های زیبایی داشته اند.

با این حال از شواهد برمی آید که این گونه ممنوعیت‌ها درباره سنگ قبر زنان متوفی، محدود به شهرستان های دور یا الزاما زنان جوان نیست.

«مسعود حکیمی»، شهروند اصفهانی که در جریان درگذشت اخیر مادرش، تجربه مشابهی را از سرگذرانده  در این باره به ما می گوید: « با اینکه هنوز داغدارم و یادآوری ماجرا برایم دردناک است ولی احساس خوبی دارم از اینکه با بیان اتفاقی که برای ما رخ داده، دیگران را متوجه چیزی کنم که در کشور دارد اجرا می شود و چه بسا خیلی ها از ان مطلع نباشند. من ساکن اصفهان هستم و تا جایی که شاهد بوده ام روی مزار خانم ها عکسی گذاشته نمی شود، حتی متن اعلامیه ها هم عکس خانم ها را ندارد و اگر هم باشد، عکس هایی است که با لیرز روی سنگ سیاه حکاکی شده و آن چنان مبهم است که با آن مشکل زیادی ندارند. چون واضح نیست.»

این شهروند داغدار، سپس درباره درگذشت مادرش و مشکلاتی که در آن حال افسردگی و اندوه عمیق خود و خانواده‌اش می بایست با آن روبرو شوند، می گوید :«مادرم پنجاه و پنج ساله بود و از عفونت ریه که وارد خونش شده بود و مغزش را متاثر کرد، درگذشت. ما عکس مان را انتخاب کرده بودیم. کارهای نهایی را انجام داده بودیم، سنگ قبر هم حکاکی و آماده شده بود. ولی موقع نصب، یکی از ماموران قبرستان که در محل بود از آن ایراد گرفت. وقتی پدرم برای گفتگو در مورد این مسئله به مسئول قبرستان مراجعه کرد، عکس مادرم را که قرار بود بر مزارش نصب شود و آن موقع روی صفحه موبایلش دخیره شده بوده را می گیرد جلوی صورت مسئول قبرستان و می پرسد که شما به من بگویید که دقیقا کجای این عکس ایراد دارد؟ اما  طرف حتی سرش را هم بلند نکرده بود که عکس مادر درگذشته‌ام را ببیند. مثلا به زعم خودش نخواسته بود که با نگاه به یک زن  متوفی مرتکب گناه شود. با اینحال وقتی ما دست برنداشتیم و پیگیر شدیم که مشکل شما با این عکس چیست؟ گفته بودند شاید دیگران به گناه بیفتند، و وقتی آنها به گناه بیفتند، روح آن عزیز وفات کرده شما هم ناآرام خواهد بود. بعد به ما توصیه کردند که اگر اصرار دارید که  این موضوع را حل کنید، بهتر است به به دفتر امام جمعه شهر مراجعه کنید. سرانجام تسلیم شدیم و تصمیم گرفتیم با وجود اینکه هزینه سنگ قبر را هم داده بودیم اما باز هم عکس دیگری سفارش بدهیم که زیبایی کمتری داشته باشد.»

این شهروند در عین حال با تاکید بر اینکه مسوولان گورستان در تمام این مدت به هیچ بخشنامه یا مصوبه قانونی خاصی استناد نکردند می افزاید: «عکس مادرم هیچ موردی نداشت. نه به لحاظ حجاب نه به لحاظ لباس. هیچ موردی نداشت . فقط احتمالا این که، مادرم زن زیبایی بود، همین، به همین سادگی. به هر حال ما ناچار شدیم از هزینه یک سنگ قبر بگذریم چون آنها موکدا گفتند عکسی که چهره مادرم در آن به وضوح مشخص باشد، حتی اگر حجاب کامل داشته باشد ممکن است بقیه را تحریک کند و به گناه بیندازد.» در چنین مواردی ظاهرا نیازی هم به بخشنامه یا مصوبه قانونی احساس نمی شود.

دو سال پیش ، آقای توکلی مدیرعامل بهشت زهرا در گفت و گویی با خبرگزاری مهر گفته بود: «گشت های ما تمام قطعات را بازرسی می کنند و اگر تصویری نامتعارف باشد، اول با خانواده تماس گرفته و مهلت می دهند و بعد برای اصلاح اقدام می کنیم.» ظاهرا منظور از واژه “اصلاح”، همان کندن عکس شخصِ متوفی از بالای گور او بدون حتی داشتن  اجازه از سوی خانواده است.

اخیرا هم کاربران توئیتر تصویر یک بنر نصب شده بر دیوار دفتر قبرستان امامزاده حسن سبزوار را منتشر کردند که در آن قید شده «افرادی که سنگ مزار عزیزان شان عکس خانم است در اسرع وقت نسبت به برداشتن عکس اقدام کنند، در غیر این صورت سنگ مزار آنها برداشته می شود.»

در استفتائاتی که در این باره از چند روحانی بلند پایه شیعه در قم و نجف  و از جمله دفتر آیت الله سیستانی و علی خامنه ای صورت گرفته، جملگی نظراتی نسبتا مشابه دارند. بر اساس دیدگاه های این اشخاص نه تنها درج تصاویر زنان بر سنگ قبر آنان می تواند مفسده ایجاد کند بلکه چاپ عکس آنان در اگهی های ترحیم نیز در صورت «تولید مفسده » جائز نیست.

No responses yet

Feb 18 2018

وزیر بی کفایت کشور عنوان کرد: نبود نشاط اجتماعی خانواده‌ها را به انزوا کشانده/نظام به دنبال قلع و قمع فضای مجازی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: وزیر کشور به موضوع نشاط اجتماعی اشاره کرد و گفت: نبود نشاط اجتماعی یکی از موضوعاتی است که خانواده‌های ما را به انزوا و بیماری کشانده است. همه دست به دست هم داده‌ایم و جامعه را افسرده کرده‌ایم. بنابراین باید به روش‌های مختلف بر روی نشاط اجتماعی کار کنیم و امیدبخشی موضوعی است که باید در جامعه به وجود آید.

به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در نود و هفتمین جلسه شورای اجتماعی کشور که صبح امروز در محل وزارت کشور برگزار شد، اظهار کرد: گزارش‌های ثبت احوال در خصوص موضوع طلاق باید ادامه دار و تحلیلی باشد و سازمان اجتماعی وزارت کشور موظف است از این گزارش‌ها در برنامه ریزی‌های خود استفاده کند و باید با قضات جلسات مفصلی گذاشته شود تا راه حلی اصولی به دست آید.

وی با بیان اینکه کسانی که در حوزه آموزش فعالیت دارند باید اثربخشی کار خود را ارزیابی کنند و این ارزیابی با شاخص‌های خاصی تهیه شود، گفت: این امر برای این است تا مربیان بدانند زحمات‌شان قابل ارزش‌گذاری در حوزه مقابله با آسیب‌ها است.

وزیر کشور ادامه داد: باید نظریه‌ها و پژوهش‌ها کاربردی باشد و نظریه‌ها مبتنی بر نیاز مسائل جامعه ارائه شود و نتیجه و راه حل داشته باشد. گاهی اوقات حدود 100 میلیون تومان برای یک نظرسنجی هزینه می‌شود اما نتیجه مناسبی ندارد. همچنین باید دسترسی به خدمات مشاوره‌ای تسهیل شود و ارتباط حضوری و غیر حضوری حتی از طریق کتاب و فضای مجازی و … بین مشاوران و مردم وجود داشته باشد تا اثربخشی داشته باشد.

نظام به دنبال قلع و قمع کردن و بستن فضای مجازی نیست

وی همچنین درباره فضای مجازی گفت: نظام به دنبال قلع و قمع کردن و بستن فضای مجازی نیست. در حقیقت با فضای مجازی جز ساماندهی آن نمی‌توانیم کار دیگری کنیم و در جلسه‌ای که با مقام معظم رهبری نیز داشتیم، بیشترین تأکید ایشان در خصوص ساماندهی فضای مجازی بود.

رحمانی فضلی در ادامه درباره مددکاران و مربیان گفت: آموزش مددکاران باید به طور دقیق و پیوسته انجام شود و اگر مربی و مددکار انگیزه داشته باشد در کارش موفق خواهد بود. بنابراین بایستی به نیروها انگیزه دهیم و آنها را تشویق کنیم.

به گفته وی، صدا و سیما نهادی موثر است و من 10 سال از عمرم را در آنجا بودم و با زیر و بم و اثرگذاری آن آشنا هستم و می‌دانم این نهاد از هر کجا در زمینه فرهنگسازی وارد شود ، موفق است.

رحمانی فضلی افزود: مسئله شناسی در برنامه ریزی مهمترین موضوع است و ما در فرهنگ عمومی با مسائل تخصصی سر و کار داریم و باید این موارد را به طور دقیق مد نظر قرار دهیم.

وی همچنین ادامه داد: 500 نوع موسیقی فاخر بدون اشکال شرعی داریم که می‌توانیم از آنها استفاده کنیم و همچنین در زمینه موسیقی مکلف به اجرای نظرات مقام معظم رهبری هستیم.

وزیر کشور با بیان اینکه اگر قرار باشد مشکلات را مدام اعلام کنیم مردم با آن همزادپنداری می‌کنند، گفت: به عنوان حکومت موظف نیستیم درد و غم مردم را زیاد کنیم. کشور ما در شرایط کنونی موفق کار می‌کند و در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیت و … موفق هستیم و همچنین در حوزه‌های فرهنگی و هنری نیز جایگاه خوبی داریم اما ما استاد خراب کردن یکدیگر هستیم.

رحمانی فضلی در پایان اظهار کرد: بایستی در روش‌ها و شیوه‌ها بازنگری شود زیرا یکی از اصول برنامه ریزی فیدبک گرفتن است و خوب است هر دستگاهی خود را ارزیابی کند و نقاط قوت و ضعف خود را مشخص کند. همچنین استانداران نیز باید ماهی یکبار جلسه اجتماعی بگذارند و گزارش‌هایی نیز ارائه کنند. ضمن اینکه بایستی گزارش‌های کارگروه ملی آماده شود تا بتوانیم خدمت مقام معظم رهبری و سران قوا ارائه دهیم.

No responses yet

Feb 17 2018

وایت زن جوانی که از اصلاح‌طلبان ناامید و دختر خیابان انقلاب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


صدای آمریکا: اعظم جنگروی تازه ترین زن جوانی است که به یکی از چهره های مشهور کارزار مبارزه با حجاب اجباری در ایران تبدیل شده است.

در ادامه اعتراض های نمادین به حجاب اجباری، روز پنجشنبه هفته گذشته فیلم جدید دیگری در فضای مجازی منتشر شد که دختری روی پست برق به اعتراض روسری از سر بر داشت. مردم زیادی دور او جمع بودند اما ناگهان دستی او را می کشد و به زمین می زند و بعد بازداشت می شود.

برای ثبت تاریخ شرمندگی این ملت!
و ما مردمی که ایستادیم و تماشا کردیم…#اعظم_جنگروی #دختران_انقلاب pic.twitter.com/oBYO7pSFIm

— ماسیمو ⚐ (@ma30mo) February 15, 2018

خیلی زود هویت او مشخص شد. «اعظم جنگروی» در توئیتر خود را «فوق ليسانس هوش مصنوعي و رباتيك» معرفی کرده است. او پیش از اقدام خود، توضیح داد که با امید به اصلاحات فعالیت سیاسی خود را در حزب مجمع زنان اصلاح‌طلب و حزب کارگزاران آغاز کرد اما وقتی اقدامی نداد، خود دست به کار شد. او نوشت: «خسته شدم. باید عمل کرد. شعار بس است. این کار را انجام دادم برای آزادی، برای اتمام تمام قوانین و مقرراتی که علیه ما زنان است و تمام عواقبش را هم می‌پذیرم.»

پست اینستاگرام دختر انقلاب امروز.
خسته شدم … من به عنوان یک‌ فرد حق انتخاب دارم#اعظم_جنگروی pic.twitter.com/A3PvG8qXou

— مریم عبدی (@Marii_Abdi) February 15, 2018

اعتراض او بعد از آن است که ویدا موحد اولین بار در دیماه گذشته نمادین روسری خود را بر چوب کرد. تاکنون دهها زن چنین اعتراضی کرده اند.

او نان داشت ؛ اما آزادی نداشت .
صد ها بار تاریخ نشان داده است که ارزش آزادی بیش از نان است …#اعظم_جنگروی pic.twitter.com/EyU614B4mo

— Hesam Fatemi (@HesamFatemi) February 16, 2018

جمهوری اسلامی ایران با اینکه مبنای دینی محکمی برای اجبار در دین اسلام نیست، از ابتدای انقلاب حجاب زنان را اجباری کرد.

ایالات متحده و نهادهای بین المللی از سالها پیش به اجباری بودن حجاب در ایران معترضند.

خیلی از کاربران فضای مجازی با هشتگ #اعظم_جنگروی به اقدام او و برخورد با او واکنش نشان دادند.

با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه زن بود یه #زن#دختران_خیابان_انقلاب #دختران_انقلاب #اعظم_جنگروی pic.twitter.com/GRtgR97og2

— امير تنها (@amirtanhass) February 15, 2018

با صدای بی صدا
مثل یه کوه بلند
مثل یه خواب کوتاه
یه زن بود یه #زن#دختران_خیابان_انقلاب #دختران_انقلاب #اعظم_جنگروی pic.twitter.com/GRtgR97og2

— امير تنها (@amirtanhass) February 15, 2018

#اعظم_جنگروی نمونه از جوانان سرخورده این روزها هستن که از شعار دادن خسته شدن و تصمیم گرفتن عمل کنن
کاش تماشاچی نباشیم و ازشون حمایت کنیم#تماشاچي_نباش pic.twitter.com/I7nqvqRgqj

— نیما

No responses yet

Feb 14 2018

گفت‌گو با دومین دختر خیابان انقلاب: می‌خواستم کار قشنگ ویدا موحد ادامه پیدا کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


ایران امروز: نرگس حسینی: «روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ویدا موحد انجام داد.»
امتداد – شهرزاد همتی

نرگس حسینی ۳۲ ساله است و از همان دوشنبه‌ای که روی جعبه برق خیابان انقلاب ایستاد به عنوان دومین زن معترض به حجاب اجباری دستگیر شد. نرگس از زندان قرچک ورامین در تماسی تلفنی درباره نحوه بازداشتش و و دلایل کاری که انجام داده می‌گوید.

او در گفت و گو با امتداد می‌گوید روز دوشنبه را انتخاب کرده چرا که دوشنبه برای او همان دوشنبه‌های سبز است.

او در این گفت و گو می‌گوید که روبان سبز را به دستش بسته که بگوید هیچ وابستگی به هیچ کس ندارد و اگر به چیزی وابسته باشد همان جنبش سبز است: «می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود.»

مشروح گفت‌وگوی امتداد با نرگس حسینی را با هم می‌خوانیم:

نرگس چند سال داری؟

۳۲ سال دارم. علوم اجتماعی خوانده‌ام و قرار بود ورودی بهمن کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه رشت باشم که الان دانشجوی زندان قرچک هستم.

درباره نحوه بازداشتت می‌گویی؟

من ده دقیقه بالای جعبه برق ایستاده بودم، بعد از‌ آگاهی ۱۴۸ انقلاب گفتند که پایین بیایم و من گوش کردم و من را به آگاهی بردند. آنجا نیم ساعت بودم، از دادسرای ارشاد به سراغم آمدند و من را به آن‌جا بردند. در دادسرای ارشاد قاضی اتهام و وثیقه‌ام را گفت. از آن‌جا من را به بازداشتگاه وزرا بردند و از وزرا به زندان قرچک بردند. یعنی من اصلا بازداشت نبودم. مستقیم از ‌آگاهی و ارشاد به زندان فرستاده شدم. حوالی ساعات ۱۹ تا ۲۰ وارد زندان قرچک شدم.

قاضی چه گفت؟

گفت اگر بگویی پشیمانم اتهام و وثیقه‌ات را کم می‌کنیم. اما من گفتم کاری نکردم که پشیمان باشم. گفت خلاف قانون عمل کردی، گفتم من این قانون را قبول ندارم که خلافش عمل کرده باشم. درواقع خلاف قانونی عمل کرده‌ام که قبولش ندارم. تاکید کرد که پس پشیمان نیستی؟ و من گفتم که نه! پشیمان نیستم. دیگر مستقیم به زندان قرچک رفتم.

چرا روز دوشنبه را برای این حرکت اعتراضی انتخاب کردی؟

چون من نمی‌خواستم چهارشنبه این کار را بکنم. می‌خواستم کاملا از حرکت خانم (مسیح)علی نژاد جدا باشم. برای این دوشنبه را انتخاب کردم که دوشنبه برای من هنوز که هنوز است دوشنبه‌های سبز است. جنبش سبز یک جنبش عاری از خشونت بود و این حرکت ویدا موحد نیز برای من عاری از خشونت بود. روبان سبز را هم به دستم بستم که بگویم هیچ وابستگی به هیچ کس ندارم و اگر به چیزی وابسته باشم همان جنبش سبز است. می‌خواستم به هر نحوی این دو حرکت را به هم پیوند بزنم. اعتراض مسالمت‌آمیز جنبش سبز و این اعتراضی که ادامه دادم برایم حرکت بسیار قشنگی بود که ویدا موحد انجام داد و من نمی‌خواستم بگذارم این حرکت خاموش شود. هرچقدر هم که قاضی در دادگاه به من گفت ویدا موحد دیوانه بوده، من گفتم کاری به موقعیت این خانم ندارم و از نظر من زیباترین حرکت بود و می‌خواهم ادامه‌اش بدهم. نمی‌خواستم این حرکت خاموش شود.

از روز دادگاه بگو.

روز دادگاه هم نماینده دادستانی پرونده ویدا موحد را آورد که به من اثبات کند این خانم دیوانه است. گفت پدرش و مادرش شهادت می‌دهند او دیوانه است و من گفتم شما به عنوان دادستان خجالت نمی‌کشید پرونده یک نفر دیگر را می‌آورید و به من نشان می‌دهید تا حرکتم را زیر سئوال ببرید؟ اصلا شما هرچقدر بگویید خانم موحد مشکل داشته، من کاری به این ندارم، حرکت او برای من یک حرکت زیبا و سمبلیک بود و از نظر من نباید خاموش می‌شد و ادامه‌اش دادم و حالا هر کس اگر می‌خواهد ادامه‌اش بدهد بدهد. من اصلا از حرکتم پشیمان نیستم. قاضی گفت یعنی اگر از اینجا بیرون بروی باز هم این حرکت را انجامش می‌دهی؟ گفتم به احتمال قوی انجام نمی‌دهم، اما قطعی نیست و شاید باز هم این‌کار را کردم. ولی از حرکتم به هیچ عنوان پشیمان نیستم. در دادگاه به شدت اضطراب داشتم و قاضی مدام درباره اضطرابم صحبت می‌کرد و من می‌گفتم خب طبیعی است، اولین بار است که بازداشت شده‌ام. اما این به معنای ترس نیست که جلوی شما هستم و از حرکتم اصلا پشیمان نیستم. به او گفتم من با تحقیقات کامل دست به این کار زدم، می‌دانستم حکمم چیست. به او گفتم (براساس مجازات تعیین شده در قانون) تا دو ماه حکم می‌گیرم، شلاق دارم و او گفت: می‌دانی من می‌توانم ۱۰ سال به تو حکم بدهم و وثیقه‌ات را بالا ببرم؟ گفتم همه این‌‌ها را می‌دانستم. می‌دانم دو ماه را هم می‌توانید ۲۰ سال بکنید، چون بالاخره قدرت دست شماست و شما قضاوت می‌کنید. من هم به عنوان قانون‌شکن تابع قوانین شما هستم. اگر به چشم شما من قانون‌شکنم می‌توانید حکم بدهید و برخلاف حکم قانونی‌تان به من بیشتر از دو ماه حکم بدهید. من همه هزینه‌ها را می‌دانستم. هزینه آینده و تحصیلم را می‌دانستم و زندان کمترین هزینه‌ای است که قرار است بپردازم.

خانواده‌ات چه می‌گویند؟

هر چه من بگویم. یعنی بر خلاف تصورم خیلی رفتار بزرگوارانه‌ای داشتند. بالاخره من اهل کاشانم. اهل راوند کاشان هستم و کاری که من کردم، کار من فراتر از حرکت هنجارشکنانه در آن شهر کوچک بود. آن‌جا همه من را می‌شناسند و به خاطر همین منتظر بازتاب خشن‌تری از آن‌ها بودم، اما رفتارشان خیلی خوب بود. خواهرانم که همفکر خودم هستند و مادرم هم پشتم ایستاد. همه ترسم از پدرم بود که او هم آرام برخورد کرد. الان همه نگرانی‌ام مادر و پدرم است. بالاخره اینجا(زندان) بودن سخت است ولی برای من آنقدر سخت نیست که بی‌خبری از مادر و پدرم سخت است. یعنی همه چیز را تحمل می‌کنم غیر از بی‌خبری از آن‌ها.

چه فعالیت‌هایی داشتی؟

من در ستاد مهندس موسوی در کاشان فعال بودم. بعد از انتخابات و شلوغی‌ها از کارم اخراج شدم. بعد از ‌آن دیگر هیچ فعالیت عملی نداشتم.

چرا؟

کلا آدم آرامی هستم و با گروه‌ها هم به خاطر روحیه‌ام ارتباط برقرار نمی‌کنم. به خاطر همین هم محکم می‌گویم با هیچ کس ارتباطی نداشتم و تصمیمم مستقل بود. من خودم بودم و خودم. اما اعتراضاتم را در توییترم و اینستاگرامم می‌نوشتم. یعنی به تنها چیزی که ایمان داشتم حرکت خودم بود. اتفاقی و جوزدگی و ناشی از شست‌وشوی مغزی نبود. جرقه‌اش با حرکت ویدا موحد بود که احساس کردم آن حرکت باید بماند.

نتیجه این اتفاقات را چطور می‌بینی؟

نمی‌دانم چه بگویم. ولی انتظاری هم ندارم که از حرکت من به جایی برسد.

به آینده امیدواری؟

بله خیلی. همین که بعد از من دو نفر هم اینکار را کرده باشند کافی است. من به قاضی هم گفتم، گفتم درد شما اگر حجاب است که باید بگویم دیگر حجابی در جامعه وجود ندارد. گفتم اتفاقا درد من این است که حجاب در جامعه نیست ولی اسمش را می‌گذارید حجاب و می‌گویید این حجاب اختیاری است و زنان ایران خودشان تمایل به حجاب دارند. در صورتی که این حجاب انتخابی نیست. من می‌خواهم حجابم را خودم انتخاب کنم و کسی به من نگوید چه بپوش. نمی‌خواهم آن پوشش به قول خودتان فجیع و بی‌بند و بار را به اسم حجاب به خورد ملت بدهیم. من آن را نمی‌خواهم به عنوان پوشش انتخاب کنم. می‌خواهم اگر قرار است چادر یا روسری سر کنم به انتخاب خودم باشد. من خیلی تاکید کردم که نه با حکومت مشکل دارم، نه با نظام مشکل دارم، اما حقم را می‌خواهم و حق انتخاب پوشش کوچکترین حق من است. و بقیه حقوقم را وقتی که بتوانم حق انتخاب داشته باشم بگیرم.

واکنش‌ها در زندان قرچک چگونه است؟

اینجا همه می‌گویند دمت گرم… اما بالاخره زمان می‌برد. من به ۱۰ سال دیگر هم امید ندارم، اما اگر ۳۰ سال دیگر هم درست بشود من راضی هستم.

وضعیت زندان قرچک چگونه است؟ رفتار ماموران با تو چگونه است؟ وضعیت کلی زندان و زندانیان را چطور می‌بینی؟

پرسنل زندان دو گروه هستند. اکثر پرسنل رفتاری بسیار خوب و مهربانانه دارند و تا جایی که توانستند کمک کردند. اما نمی‌دانم برخی از پرسنل زندانی را چه می‌بینند که با‌ آن‌ها این برخورد را می‌کنند؟ برخوردشان خوب نیست، خیلی مقابلشان ایستاده‌ام و باز هم توهین می‌کنند. خیلی به حجابم گیر می‌دهند و رفتارشان توهین آمیز است.

شرایط زندان چگونه است؟

برای من خیلی سخت نیست. غذایش که بالاخره غذای خانه نیست ولی خب هیچ‌کدام مشکل نیست. تنها مشکل من اینجا این است که جدا از قانون‌های کلی یک سری بی‌قانونی‌ها اینجا مرسوم است. هرج و مرج‌هایی وجود دارد. اما با هیچ کدام از زندانی‌ها هیچ مشکلی ندارم.

به درددل زن‌های زندانی گوش کردی؟

تنها کاری که می‌کنم همین است…

فکر می‌کنی بتوانی صدای زنان زندان قرچک بشوی؟

حقیقتا اولین کاری که در بیرون می‌کنم رسیدگی به وضعیت خودم نیست. می‌خواهم برای این‌ها کاری بکنم. چیزهایی اینجا را دیدم و فهمیدم که در بیرون کسی نمی‌تواند بفهمد. هرچه بگویم باز هم درکش سخت است. خیلی‌هایشان به اینکه اینجا هستند افتخار می‌کنند، در صورتی که سنی ندارند. شرایط زن‌ها اینجا بد است… از یک زن ۶۰ ساله را در سالن می‌بینم تا دختر ۱۹ ساله و می‌خواهم برایشان کاری بکنم. یک دختر ۱۹ ساله اینجا خیلی زود تحت تاثیر قرار می‌گیرد و باید کاری کرد.

***

نرگس حسینی وثیقه برای آزادی خود را نپذیرفت

نسرین ستوده وکیل نرگس حسینی: «موکلم با خانواده‌اش تماس گرفته و گفته وثیقه ۶۰ میلیون‌ تومانی را نمی‌پذیرد. چون جرمی نکرده‌ام که چنین وثیقه‌ای برایش تعیین شود.»

No responses yet

Feb 08 2018

دانشگاه مریلند یا ″شعبه جمهوری اسلامی″؛ واکنش کاربران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: گزارش ما از نظرسنجی دانشگاه مریلند درباره “میزان رضایت مردم از جمهوری اسلامی”، با واکنش‌های زیادی روبرو شد. گوشه‌ای از این واکنش‌ها را بخوانید که در آنها از نظرسنجی عمدتا با بدبینی یاد شده است.

روز گذشته (سه‌شنبه، ۶ فوریه/ ۱۷ بهمن) گزارشی در دویچه‌وله منتشر شد که به نتایج نظرسنجی “ایران پل” و دانشگاه مریلند پرداخته بود. ما تلاش کردیم این نظرسنجی را تا آن‌جا که داده‌های نظرسنجی اجازه می‌دهد، بررسی کنیم.

با توجه به واکنش‌های بسیاری که کاربران در شبکه‌های اجتماعی نشان دادند، تصمیم گرفتیم گوشه‌ای از آن‌ها را در این‌جا بازتاب دهیم.

اکثر مخاطبان به شدت از آن‌چه در این نظرسنجی به عنوان “نظر مردم” منتشر شده، انتقاد کرده و گفته‌اند که نتایج منتشرشده کاملا “خلاف واقعیت” است. گروهی چنین نظرسنجی‌هایی را از بیخ و بن قبول ندارند و می‌گویند روش و پایه و اساس درستی ندارد. گروه دیگری به دانشگاه مریلند تاخته‌اند و به طنز نوشته‌اند «دانشگاه مریلند احتمالا رفته پاسگاه‌های بسیج و سپاه نظرسنجی کرده». البته چند مورد نادر واکنش مثبت هم به این نظرسنجی دیده شد. بخشی از واکنش‌ها را در پی می‌خوانید:

تردید درباره منشاء نظرسنجی

«واقعا مایه شرمساری و‌ وقاحت است این چنین نظرسنجی کردن. آیا برای نظرسنجی نباید جامعه آماری آن مشخص باشد؟ چه کسانی در این نظرسنجی شرکت کردن که برخورد با جوانانی که در اعتراض به تباه شدن سرمایه‌های کشورش برخاسته را مجاز می‌داند؟»
«این نظرسنجی حتماً با دخالت و توسط عامل دستگاه حکومت دیکتاتوری در ایران تهیه شده و فاقد اعتبار می‌باشد. اگر پژوهشگری که در ایران زندگی می‌کند و به میان مردم ایران در تمام شهرها رفته و سئوالاتی که این عامل وابسته طرح و آماری بطرفیت از حاکمیت تنظیم و به دانشگاه مریلند ارائه نموده است را انجام دهد، قطعاً جواب‌هایی برخلاف آنچه منتشر شده را بدست خواهد آورد.»

«دانشگاه مریلند احتمالا شعبه‌ای از جمهوری اسلامی است وگرنه ما که در ایران زندگی کردیم بیش از ۹۰ درصد مردم از شرایط موجود ناراضی هستند و در جو اختناق نتیجه هیچ آماری درست نیست حکومت با اعمال زور و استبداد تمام موئلفه‌های آزادی و حقوق بشر رو له کرده و اجازه تنفس به جامعه نمی‌دهد»
«خوب باید ببینم از کیا نظرسنجی کردن مثلا رفتن حوزه علمیه. اما به نظر من بهترین نظرسنجی همون انتخابات هست».
در تضاد با آن‌چه در ایران مشاهده می‌شود

بسیاری از کاربران به مشاهدات خود و عدم انطباق آن با آن‌چه در نظرسنجی آمده، اشاره کرده‌اند. چند نمونه از این دست:
«این نظر سنجی برای کسی که در ایران زندگی می‌کند به هیچ وجه با مشاهدات عینی و تجربیات ملموس همخوانی ندارد. به نظر می‌رسد جامعه آماری از میان طرفداران نظام و اعضا بسیج انتخاب شده باشند. و موسسه مورد نظر نیز با نظام نزدیکی منافع داشته باشند. اینکه عنوان دانشگاه مریلند پشت این نظرسنجی باشد نیز نمی‌تواند دلیل بر صحت آن باشد».
«در مورد نظرسنجی دانشگاه مریلند باید بگم که این نظرسنجی هم طبق روال گذشته به دست عوامل نظام انجام انجام شده و هیچ صحتی ندارد. من در این جامعه زندگی می‌کنم و می‌دانم که این آمار به هیچ وجه درست نیست».
«خواستم در مورد نظرسنجی دانشگاه مریلند نظرم رو اعلام کنم. من یک دانشجو ساکن شهر شیراز هستم و با ‌توجه به برخورد‌های اجتماعی من در سطح اجتماع و حتی با افرادی در شهرهای دیگر می‌توانم با اطمینان بگم که بر اساس تجربه من حداقل نود درصد مردم مخالف سیاست‌های اسلامی جمهوری اسلامی در داخل کشور و دخالت‌های منطقه‌ای آن هستند».
راه و رسم نظرسنجی

روش نظرسنجی هم مورد انتقاد بسیاری از کاربران قرار گرفته و گاه دستمایه طنز برخی از آنها شده است:
«حتما دوستانی که رفته بودن این سوال ها را پرسیدند با چهار تا مامور رفته بودن

No responses yet

Feb 08 2018

۷۵ درصد جمعیت نظرسنجی از وضع موجود در کشور ناراضی‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفردا: نتایج یک نظرسنجی در ایران که با توجه به اعتراضات سراسری دی ماه انجام شده است، نشان می‌دهد ۴۱ درصد افرادی که از وضعیت موجود کشور ناراضی هستند، گفته‌اند که تمایل دارند در تجمعات اعتراضی شرکت کنند. این نظرسنجی همچنین میران جمعیت ناراضی را نزدیک ۷۵ درصد برآورد کرده است.

این نظرسنجی را مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) انجام داده که نتایج آن موضوع نشستی در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری با حضور مشاور رئیس جمهور و جمعی از اقتصاددانان و جامعه‌شناسان بوده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، محمد آقاسی رئیس ایسپا در توصیف بخشی از داده‌های این نظرسنجی گفت ۷۴.۸ درصد از افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده‌اند از شرایط کشور ناراضی هستند که از این میان ۴۱ درصد افراد می‌گویند که در صورت مسالمت‌آمیز و قانونی برگزار شدن اعتراضات در آن تجمعات مشارکت خواهند داشت. در مقابل ۴۸ درصد آنها هم اعلام کرده‌اند که در هیچ شرایطی در تجمعات شرکت نمی کنند.

اعتراضات اخیر در ایران روز هفتم دی از مشهد با شعارهای اقتصادی شروع شد، اما به سرعت به دیگر شهرهای کشور نیز سرایت پیدا کرد و در نهایت حدود ۱۰۰ شهر در سراسر ایران را متاثر از خود ساخت. همچنین شعارهای معترضان نیز در ادامه متوجه رهبری جمهوری اسلامی و کل نظام شد.

رئیس ایسپا می‌گوید حدود ۸۰ درصد از مشارکت‌کنندگان در نظرسنجی این نهاد، مشکلات اقتصادی را مهم‌ترین دلایل نارضایتی از شرایط فعلی عنوان کرده‌اند. همچنین ‌۳۱ درصد از مشارکت‌کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که به نظرشان تجمعات خودجوش و به خاطر شرایط نامساعد کشور بوده است. ۲۶.۴ درصد معتقد بودند که این تجمعات ریشه خارجی داشته و ۲۳.۷ درصد نیز بر این باور بودند که تجمعات را برخی نیروهای داخلی ساماندهی کرده‌اند.

مقامات جمهوری اسلامی عموما کشورهای خارجی از جمله عربستان سعودی، آمریکا و اسرائیل را به دست داشتن در اعتراضات اخیر متهم کرده‌اند. نخست وزیر اسرائیل چنین اتهامی را «خنده‌دار» خوانده و آمریکا نیز «بی‌عدالتی‌ها» و «سرکوب‌های گسترده» را دلیل اعتراضات دانسته است.‌ در این حال شماری از اصلاح‌طلبان نیز با انتشار بیانیه‌ای نسبت دادن این اعتراضات به کشورهای خارجی را توهین به مردم نامیده‌اند.

محمد آقاسی رئیس ایسپا می‌گوید که ۶۰ درصد از پاسخ دهندگان به این نظرسنجی اعلام کرده‌اند که وضع موجود در کشور را با انجام برخی اقدامات قابل اصلاح می‌دانند در حالی نظرسنجی این مرکز در سال ۹۳ نشان می‌داد ۶۳.۴ درصد با این گزاره موافق بوده‌اند.

معترضان در برخی از شعارهای خود اصلاح‌طلبان را نیز هدف قرار داده‌اند که شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» از مشهورترین آنهاست.

گزارش خبرگزاری ایسنا می‌گوید که حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس جمهور ایران و رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک در این نشست با توجه به داده‌های نظرسنجی ایسپا هشدار داده است که در صورت ادامه وضع موجود احتمالا همه بازنده خواهند بود.

وی همچنین عنوان کرده است: « مردم ظاهرا صدا ندارند، اما آن زمان که صدای آنها به سیاستمداران می‌رسد معمولا دیگر زمان برای اصلاحات دیر شده است.»

به گفته وی، «۶۰ درصد جامعه ایرانی هنوز به اصلاح پذیر بودن شرایط کشور اعتقاد دارند، اما از سویی دیگر ۳۱ درصد این اعتقاد خود را از دست داده‌اند و اصلاح را تنها از طریق تغییرات اساسی امکانپذیر می‌دانند».

آقای آشنا در ادامه اظهار داشت: «بر اساس نتایج نظرسنجی [ایسپا] ۳۷.۵ درصد از مردم فکر می‌کنند که اعتراضات ادامه خواهد یافت و این به معنی کاهش امنیت روانی مردم و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری در کشور خواهد بود.»

وی در نهایت گفت: «باید باور کنیم که این اعتراضات یک هشدار جدی برای تصمیم‌گیران بود؛ معلوم نیست که چه تعداد از این هشدارهای جدی دیگر خواهیم داشت اما آنچه که معلوم است این است که اگر این هشدارها را جدی نگیریم با فاجعه مواجه خواهیم شد.»

ایسنا در ادامه گزارش خود اظهارات احمد توکلی از چهره‌های اصول‌گرا را نیز بازتاب داده که گفته است از ویژگی‌های اعتراضات اخیر این بود که حکومت ایران برای نخستین بار به طور صریح حق اعتراض مردم را مشروع دانسته است.

وی اضافه کرد: «یکی از دلایلی که باعث شد حوادث دی ماه ۹۶ راحت‌تر پایان بیابد، هماهنگی میان تحلیل سران کشور درباره تجمعات و علل برگزاری آنها بود. در این زمینه رهبری، رئیس‌جمهوری، وزیر کشور و سایر مسئولان همه مانند یکدیگر حرف میزدند و به همین دلیل ماجرا راحت‌تر پایان یافت.»

این اظهارات در حالی است که بنا به اعلام مقامات جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر دست‌کم ۲۵ نفر کشته شدند.

یک نماینده مجلس در ۱۴ بهمن گفته بود که «پنج هزار نفر» در جریان اعتراضات در شهرهای ایران، بازداشت شده و «۵۰۰ نفر» همچنان در بازداشت هستند.

بر اساس گزارش ایسنا؛ س.ن

No responses yet

Feb 06 2018

«۴۹ درصد» از مردم ایران حجاب اجباری نمی‌خواهند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک مرکز وابسته به دولت جمهوری اسلامی در وب‌سایت خود گزارشی از تغییر جدی نظر مردم ایران نسبت به حجاب در سال‌های اخیر، منتشر کرده و اعلام کرده‌است که بازنشر این گزارش را «همزمان با پدیده دختر خیابان انقلاب» انجام داده است.

این گزارش می‌نویسد در حالی که در سال ۸۵ خورشیدی «نزدیک به ۳۴ درصد» از مردم با اجباری بودن حجاب مخالفت داشتند، هشت سال بعد از آن تعداد مخالفان حجاب اجباری در ایران «به ۴۹ درصد» رسیده است.

این مطالعه تحقیقی از سوی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری انجام شده است.

این بررسی که در سال ۹۳ و تحت عنوان نشست راهبردی «حجاب: آسیب‌شناسی سیاست‌های گذشته، نگاه به آینده» تنظیم شده، یک‌شنبه هفته جاری بار دیگر در وب‌سایت مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری منتشر شده‌است.

این بررسی نشان می‌دهد در دهه اخیر نظر شهروندان ایرانی نسبت به مقوله حجاب اجباری به‌طور جدی دچار تغییر شده و حدود نیمی از مردم ایران معتقدند حجاب، موضوعی «خصوصی» است.

در هفته‌های اخیر و در اعتراض به حجاب اجباری، زن جوانی که در شبکه‌های اجتماعی «ویدا موحد» معرفی شد، در خیابان انقلاب تهران، بر روی یک سکو ایستاد، روسری خود را از سر برداشت و با بستن آن به یک چوب، مثل یک پرچم تکانش داد.

پس از آن که در روزهای بعد، زنان دیگری نیز در تأسی از خانم موحد که به «دختر خیابان انقلاب» شهرت یافت، برای نشان دادن اعتراض خود به حجاب اجباری، همان اقدام را انجام دادند، و پلیس ایران از بازداشت دست‌کم ۲۹ زن در ارتباط با این موضوع خبر داد.

داده‌های این تحقیق که نتایج نظرسنجی‌های مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در سال‌های ۸۵، ۸۶، ۸۹ و ۹۳ را دربرمی‌گیرد، نشان می‌دهد نظر مساعد بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به محدودیت‌های پوشش برای زنان که یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌ها پس از انقلاب اسلامی بود، تغییر یافته‌است.

بر اساس این مطالعه، در سال ۸۵ نزدیک به ۳۴ درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی این مرکز، با «دیکته» نوع پوشش زنان از سوی حاکمیت مخالف بودند. این آمار در سال ۹۳ به ۴۹ درصد رسیده بود.

در زمینه نوع پوشش، از جمله چادر، نیز در سال ۸۵ خورشیدی، ۵۴ درصد پرسش‌شوندگان با این پوشش موافق بودند، اما این رقم در سال ۹۳ به ۳۵ درصد کاهش یافته‌است.

علاوه بر این، در حالی که نیمی از جامعه آماری شرکت‌کننده در این نظرسنجی در سال ۸۵ معتقد به ضرورت برخورد قضایی با افراد بی‌اعتنا به حجاب بودند، این آمار در سال ۹۳ به ۳۹ درصد کاهش یافته‌است.

یافته‌های آماری این نظرسنجی در حالی بیشتر حائز اهمیت می‌شود که بدانیم بر اساس گزارش نشست مرکز استراتژیک ریاست جمهوری، سال ۵۳ یعنی تنها چهار سال قبل از انقلاب اسلامی، سه چهارم مردان یعنی ۷۵ درصد از آنها ترجیح می‌دادند همسرشان حجاب داشته باشد و تنها هفت درصد تمایل به داشتن زن بی‌حجاب داشتند.

دقت این نظرسنجی و میزان علمی بودن روش انجام آن از سوی مؤسسات مستقل آماری تأیید نشده است.

یک بررسی دیگر در مورد درصد موافقان حجاب اختیاری

بررسی داده‌های حاصل از سومین موج از «پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان» که در شهریور و مهر سال ۹۴ در دفتر طرح‌های ملیِ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهیه شده نیز آمارهای متفاوتی در این خصوص دربر دارد.

محسن مالجو، دانش‌آموخته اقتصاد سیاسی و پژوهشگر در همین رابطه، در مقاله‌ای تازه با عنوان «ایرانیان کجا ایستاده‌اند: له یا علیهِ دختران خیابان انقلاب؟» به بررسی تغییر افکار عمومی نسبت به مقوله حجاب در ایران بر اساس داده‌های دفتر طرح‌های ملیِ وزارت فرهنگ پرداخته‌است.

این پژوهشگر با آنچه خود «تفسیرها و فرض‌ها و محاسبه‌های غیرخودسرانه» در نتایج این پژوهش نامیده، به بررسی توزیع درصدیِ نظر پاسخ‌گویان دربارهٔ موافقت با حجاب اختیاری یا موافقت با حجاب اجباری بر حسب وضع تأهل پرداخته‌است.

به نوشته وی، در نموداری که برای ارائه این آمار طراحی شده، «به‌موازاتِ حرکت روی طیفی که با مجرد شروع می‌شود و با متأهل ادامه می‌یابد و با سایر به انتها می‌رسد، درصد موافقت با حجاب اختیاری نیز کم‌تر می‌شود.»

به نوشته مالجو، در هر سه گروهی که بر حسب وضع تأهل از هم متمایز شده‌اند، «اکثریت با موافقان حجاب اختیاری است: در میان مجردها ۸۳٫۳ درصد با حجاب اختیاری موافق‌اند، در میان متأهل‌ها ۷۶٫۷ درصد، و در میان «سایرین» نیز ۷۱٫۳ درصد.»

توزیع درصدیِ نظر پاسخ‌گویان دربارهٔ موافقت با حجاب اختیاری یا موافقت با حجاب اجباری بر حسب جنس نیز بدین صورت است که درصد زنانی که موافق حجاب اختیاری‌اند کمی از درصد مردانِ موافق حجاب اختیاری کم‌تر است.

با این حال، هم میان زنان و هم میان مردان اصولاً اکثریت با موافقان حجاب اختیاری است: مردان ۷۹ درصد و زنان ۷۷٫۶ درصد.

پنج استانی که بیش‌ترین درصد موافق با حجاب اختیاری را دارند نیز به‌ترتیب عبارت‌اند از: البرز (۹۱٫۷)، فارس (۹۰٫۹)، گیلان (۸۸٫۷)، آذربایجان غربی (۸۵٫۸)، و تهران (۸۴٫۸).

هم‌چنین، پنج استانی که بیش‌ترین درصد موافق با حجاب اجباری را دارند به‌ترتیب عبارت‌اند از: خراسان جنوبی (۵۱٫۶)، سیستان و بلوچستان (۴۱٫۵)، کهگیلویه و بویراحمد (۳۴٫۴)، خراسان شمالی (۳۲٫۹)، و چهارمحال و بختیاری (۳۲٫۷).

به نوشته مالجو، بااین‌حال، موافقان حجاب اختیاری در همه استان‌های ایران به غیر از استان خراسان جنوبی «در اکثریت هستند… در استان خراسان جنوبی نیز موافقان حجاب اجباری فقط اکثریتی شکننده دارند.»

در حالی که بر اساس پژوهش‌های مراکز رسمی در ایران، تمایل به خصوصی بودن موضوع حجاب در میان مردم ایران به صورت قابل توجهی افزایش یافته‌است، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، زنان معترض به حجاب اجباری را به مصرف «مواد صنعتی» متهم کرده‌است.

محسنی اژه‌ای بدنبال بازداشت دست‌کم ۲۹ زن که در اعتراض به حجاب اجباری روسری‌های خود را در خیابان‌ها برداشته‌اند، گفه که آنها یا «بی‌اطلاع بوده و اظهار پشیمانی» کرده‌اند، یا افرادی هستند که «مواد صنعتی مصرف کردند» و گروهی نیز «هدایت شده» اقدام کرده‌اند.

پیش از وی نیز شماری از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران، این افراد را «فریب‌خوردگان کمپین آزادی‌های یواشکی» نامیده بودند.

کمپین آزادی‌های یواشکی را مسیح علی‌نژاد، خبرنگار ساکن آمریکا، برای مبارزه با حجاب اجباری در ایران در سال‌های اخیر به راه انداخته که شمار زیادی از زنان ایرانی در داخل و خارج کشور از آن استقبال کرده‌اند.

این کارزار چند ماه است که در قالبی با عنوان «چهارشنبه‌های سفید» از همراهان خود می‌خواهد هر چهارشنبه با روسری‌های سفید به خیابان‌ها آمده، نسبت به حجاب اجباری اعتراض کرده و سپس تصاویر این اعتراض خود را برای این کمپین ارسال کنند.

بازتاب اقدامات ویدا موحد و زنان دیگر در برداشتن روسری‌های خود در خیابان‌ها به اندازه‌ای وسیع بود که هشتگ «دختران_خیابان_انقلاب» به یکی از ترندهای اصلی در توئیتر تبدیل شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .