اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Feb 26 2014

دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار عذرخواهی نماینده روحانی شد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: دبیر شورای نظارت راجع به اظهارات دیروز مشاور رئیس جمهور در این مورد که صدا و سیما “معادل بودجه یک سال” خود از دولت بودجه اضافی خواسته توضیحی نداده است

بیژن نوباوه دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار برکناری حسام الدین آشنا از سمت نمایندگی دولت در شورای نظارت و عذرخواهی او به خاطر اظهاراتش در انتقاد از این نهاد شد.

به گزارش سایت شورای نظارت بر صدا و سیما، آقای نوباوه سه شنبه ۶ اسفند (۲۵ فوریه) افزود که اعضای شورا طی نامه ای به رئیس جمهور اعتراض خود را به اظهارات آقای آشنا اعلام خواهند کرد.

حسام الدین آشنا در واکنش به اظهارات امروز بیژن نوباوه، در مصاحبه با سایت تدبیر گفت منظور او از سخنان روز پیش تاکید بر این نکته بوده که “امکانات نظارتی از شورای نظارت گرفته شده است”.

آقای آشنا، مشاور رئیس جمهور و نماینده دولت در شورای نظارت بر صدا وسیما، دیروز با انتقاد شدید از رادیو – تلویزیون سراسری ایران گفته بود که این شورا به وظایف نظارتی خود عمل نمی کند.

وی افزوده بود وضعیت شورا به گونه ای شده که “گویی این شورای نظارت برصداوسیما نیست، بلکه شورایی از طرف صدا و سیما برای نظارت بر ریاست جمهوری است”.

بیژن نوباوه در واکنش به این انتقادات گفته است: “متأسفانه آقای آشنا از حداقل اطلاعات درخصوص عملکرد صد درصد موفق شورای نظارت در تحلیل محتوا و اجرا در عملکرد سازمان صداوسیما که طی ده ها مجلد کارشناسی منتشر شده بی اطلاع است.”

بحث بر سر ‘مشروح مذاکرات’ شورا

آقای نوباوه با ذکر اینکه “به نظر می رسد اعتراض غیر مسئولانه مشاور رئیس جمهور به دلیل عدم تحقق برخی از مطالبات وی از شورای نظارت صورت گرفته”، تاکید کرده که آقای آشنا “دائما اصرار دارد که مشروح مذکرات شورای نظارت در اختیار وی قرار گیرد تا بتواند از آن در جهت اهداف خود استفاده کند”.

انتقاد از “اصرار دائمی” آقای آشنا برای در اختیار داشتن مشروح مذاکرات شورای نظارت بر صدا و سیما، ظاهرا به آن معنی است که نماینده دولت حسن روحانی، امکان دسترسی به متن مذاکرات این شورا را ندارد.

حسام الدین آشنا و بیژن نوباوه، به ترتیب به نمایندگی از دولت و مجلس ایران در شورای نظارت بر صدا و سیما عضویت دارند.

آقای آشنا در بخشی از انتقادات دیروز خود گفته بود که صدا و سیما “علاوه بر بودجه رسمی این سازمان”، مبلغ سنگینی از دولت بودجه اضافی خواسته و برای تامین آن مهلتی دو ماهه تعیین کرده است.

او افزوده بود که مبلغ درخواستی، “معادل بودجه یک سال صداوسیما” بوده و عزت الله ضرغامی رئیس رادیو – تلویزیون سراسری ایران، در نامه ای به رئیس جمهور خواستار تامین آن شده است.

مشاور رئیس جمهور ایران توضیح بیشتری در مورد ماهیت این بودجه “غیر رسمی” و علت مطالبه آن نداده بود. بیژن نوباوه نیز در سخنان امروز خود، اشاره ای به این قسمت از اظهارات حسام الدین آشنا نکرده است.

شورای نظارت بر صداوسیما، مسئول ارائه گزارش عملکرد رادیو – تلویزیون سراسری ایران به رهبر جمهوری اسلامی است.

در این شورای شش نفره، هر یک از قوای مقننه، مجریه و قضاییه دارای دو عضو هستند و اکثر اعضای فعلی آن را محافظه کاران تشکیل می‌دهند.

برچسب‌ها: آزادی بیان, اقتصادی, درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سانسور, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 26 2014

ورود داريوش اقبالی به دور جديد درگيری‌های دايی و مايلی کهن

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی ::

رادیوفردا: بامداد سه‌شنبه ششم اسفندماه، بينندگان برنامه تلويزيونی ۹۰ نام داريوش خواننده سرشناس ايرانی مقيم آمريکا را شنيدند. محمد مايلی کهن که روی خط برنامه آمده بود گفت که اهل جانماز آب کشيدن نيست، قبل از انقلاب و پس از آن، داريوش را دوست داشته است.

نام داريوش، در دل دور جديد درگيری‌های لفظی علی دايی و محمد مايلی کهن مطرح شد. علی دايی قبل از بازی با صبا گفته بود: «مايلی کهن قبل و بعد از انقلاب تيپ و قيافه‌اش را تغيير داد، خوب است من هم تی‎شرت باشگاه فوتبال کاليفرنيا که روی آن نوشته USA بر تن کنم؟»

مايلی کهن هم در برنامه ۹۰ گفت: «آن عکس من برای ۳۷ سال پيش است که با مرحوم صفر ايرانپاک، خلعتبری. حاج رحيمی‌پور و جمشيدی هستيم. روی پيراهنم هم نوشته: دانشگاه کاليفرنيای آمريکا. چه اشکالی دارد؟ نظام شاهنشاهی بوده و زير بليت آمريکا بوده‌ايم. اما حالا که انقلاب شده چطور؟ دايی وقتی سرمربی تيم ملی بود، بازی تيم ملی مقابل ازبکستان را لغو کرد تا برود آمريکا و تابعيت آمريکا را بگيرد.»

درگيری اين دو به سال‌ها قبل و دوران سرمربيگری مايلی کهن در تيم ملیبرمی‌گردد . وقتی مایلی کهن برای اولين و آخرين بار، دايی را در يک بازی روی نيمکت نشاند و اتفاقاً در همان بازی نيز به ميدان فرستاد؛ ديدار با سوريه. او در دقيقه ۴۳ با بيرون کشيدن محسن گروسی، دايی را در ترکيب قرار داد. جرقه‌های آغازين اختلاف، از همان مسابقه زده شد.

تنش بين دايی و مايلی کهن، چند مرتبه به دادگاه و صدور رای در مراجع قضايی کشيده شده است. بارها در نشست‌های خبری قبل و بعد از بازی‌ها به هم حمله کرده‌اند و حتی در ديدار رو در روی تيم‌هايشان نيز درگير شده‌اند. مايلی کهن در ابتدای فصل از گزينه‌های سرمربيگری پرسپوليس بود، نيمکت سرخپوشان اما برای دومين بار نصيب دايی شد تا آتش اختلافات که مدتی فرونشسته بود، باردیگر شعله‌ور شود.

دايی در بخشی از اظهاراتش پيرامون مشکلات مالی پرسپوليس گفته بود، برخی که استعداد دارند مثل ليونل مسی می‌شوند و عده‌ای هم کارگر شهرداری. مايلی کهن در واکنش به اين مصاحبه، در بازی ملوان و استقلال با لباس رفتگران وارد ورزشگاه ‌شد.

او در اين باره گفت: «دستمزد اين افراد حتی حقوق يک ثانيه از ما نيست ولی متاسفانه دچار تکبر شده‌ايم که حتی به اين عزيزان بی‌احترامی کرديم. اگر من و امثال من به جايی رسيديم به خاطر پول نخورده اين زحمتکشان است، ولی برای آنها گردن کلفتی می‌کنيم.»

دايی هم پاسخ داد: متاسفانه درباره صحبتم در خصوص کارگران شهرداری حرکت عوام فريبانه صورت گرفته. فاصله طبقاتی عين واقعيت است. يک نفر ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گيرد و يک نفر هم بالای ۱۰۰ ميليون. من به هيچکس توهين نکردم.

دايی همچنين گفت مايلی کهن برای مربيگری در ماهشهر ۸۰۰ ميليون تومان خواسته بوده است. مايلی کهن هم با تکذيب اين موضوع، خواستار روی خط آمدن مسئولانی شد که قبلاً با آنها کار کرده است. محمد مایلی کهن همچنين گفت: «چطور است من برای پولی که نگرفته‌ام بايد مواخذه شوم اما ايشان که تا همين حالا يک ميليارد و ۴۶۵ ميليون تومان دريافت کرده، می‌گويد پول نگرفته‌ايم؟»

مايلی کهن در ادامه گفت: «آيا اين عادلانه است که مبلغ دريافتی کريم باقری در پرسپوليس با پولی که برادر علی دايی دريافت می‌کند يکسان باشد؟»

عادل فردوسی‌پور هم وعده داد که با توجه به اتمام وقت برنامه، در يک برنامه حضوری شنونده صحبت‌های دو طرف باشد. مايلی کهن هم گفت من نمی‌گويم حق با من است، قضاوت را به مردم می‌سپريم.

علی دايی درباره مايلی کهن گفته بود: «کسی که باعث سقوط پنج تيم پيکان، شهرداری، سايپا، و فولاد شده بايد تنديس‌ پنجه طلايی بگيرد. هر تيم ليگ برتری حدود ۱۷ ميليارد تومان ارزش دارد اما هر تيم ليگ يکی دو و نيم ميليارد. برای برنامه‌ای که مصاحبه ايشان را پخش می‌کند متاسفم؛ زيرا ۹۰ درصد حرف‌هايش کذب است. همه ما در يک قايق هستيم. نمی‌شود يک نفر بگويد سهم خودم را می‌خواهم. اما بعضی‌ها واقعاً می‌خواهند قايق را سوراخ کنند.»

محمد مايلی کهن هم گفته است: «خود شما وقت نمی‌گذاری، هميشه با فرزندت سر تمرين می‌آيی، هرگز در دقايق نخست تمرين کنار تيم نيستی، در حين تمرينات به روزنامه‌خوانی مشغول می‌شوی، از رانت خانوادگی استفاده می‌کنی، کسی را سر کار می‌آوری که قبلاً برای آمدن به باشگاه پرسپوليس بايد پول می‌داد اما امروز پول می‌گيرد و در رزومه‌اش هم می‌نويسد مربی پرسپوليس.»

برچسب‌ها: درگیری جناحی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

Feb 26 2014

پناهندگی یک خبرنگار ورزشی در پی اتهام جاسوسی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

دویچه‌وله: مسیب سروندی روزنامه‌نگار و مفسر ورزشی پس از صدور قرار تامین و آزادی موقت از زندان اوین، از ایران خارج شده و درخواست پناهندگی کرده است.

این خبرنگار ورزشی به عنوان کارشناس با برنامه ورزش از نگاه ۲ و شبکه جام جم همکاری می‌کرد. سروندی همچنین مجری رادیو جوان بود. معاونت سردبیری روزنامه هدف و دبیر سرویس ورزشی سایت موج، در سوابق او دیده می‌شود.
سروندی که همراه تیم‌های ورزشی ایران به عنوان خبرنگار به کشورهای مختلف اعزام شده، طی یک و نیم سال گذشته در شبکه فیزیک TV که از امارات پخش می‌شود، به عنوان تهیه کننده و مجری فعالیت می‌کرد.

او با اشاره به دوران حبس در زندان اوین و سپس خروجش از ایران می‌گوید اجرای برنامه او در یک شبکه ماهواره‌ای، ابعادی کاملاً ورزشی داشت. مسیب سروندی با توجه به قوانین روادید، ناگزیر بوده دو ماه در امارات به سر ببرد و یک ماه در ایران. اما مجریگری در آن شبکه و همچنین رفت و آمد مکرر بین تهران و دبی، باعث ایجاد شائبه جاسوسی شد که به اعتقاد او “کاملا غلط و غیر منطقی است.”

اتهام جاسوسی به خبرنگار ورزشی

سروندی درباره ماجرای بازداشت خود گفت که اواخر آذر ۱۳۹۱ با حضور ماموران وزارت اطلاعات در منزل‌ دستگیر شده و اسناد رسمی پیرامون این ماجرا را تسلیم مقامات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل کرده است.

سروندی در مصاحبه اختصاصی با دویچه وله افزود: «تا یک هفته حتی به خانواده‌ام نیز خبر ندادند که در کدام زندان یا بازداشتگاه هستم و اصلاً ماجرا از چه قرار است. در انفرادی زندان اوین بودم و توسط افراد مختلف بازجویی شدم. وقتی مرا برای صدور حکم نزد قاضی بردند، خواهر و برادر یک مدیر شبکه تلویزیونی دیگر هم بودند که با وثیقه ۵۰۰ میلیونی آزاد شدند. می‌گفتند پدرشان همچنان زندانی است. متاسفانه این رویه غیر انسانی رایج شده که برای تحت فشار قرار دادن خبرنگاران، خانواده‌هایشان را آزار می‌دهند.»

سروندی تاکید کرد: «در آن روزهای پر عذاب، هربار یک موضوع جدید را به جرم‌های مرتکب نشده‌ام، اضافه می‌کردند که اگر بخواهم به دو مورد اصلی از اتهامات اشاره کنم، اول گفتند فساد اخلاقی را ترویج کرده‌ام و سپس متهم به جاسوسی شدم و اصرار بر اینکه با چه کسانی در ارتباط هستم.»

سروندی در باره واکنش ورزشکاران که با وی سال‌ها در ارتباط بوده‌اند، گفت: «خانواده‌ام که به من دسترسی نداشتند به همین ورزشکاران متوسل شدند. خوشبختانه در آن روزها ورزشکاران بزرگی مانند حمید سوریان، مجید خدایی، حسن رنگرز و چند چهره دیگر در دادسرای شهید مقدس اوین حاضر شدند تا وساطت کنند. حضورشان بسیار موثر بود و قاضی پرونده با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی دستور آزادی موقت را صادر کرد.»

خروج غیر قانونی از ایران

این گزارشگر ورزشی گفت که ورزشکاران یاد شده به هیچ وجه در جریان مفاد پرونده نبودند. به گفته وی این قهرمانان فارغ از این‌که موضوع و موارد اتهام چیست، برای هر خبرنگار دیگری هم که به مشکل می‌افتاد، پا پیش می‌گذاشتند. وی افزود: «از آنها سپاسگزارم که اگر نبودند، من حالا همچنان در اوین بودم.»

سروندی درباره روزهای پس از آزادی تصریح کرد که دیگر به امارات بازنگشته و ناگزیر فقط منتظر برگزاری دادگاه بوده. با این تصور که به زعم او مراجع قضایی و امنیتی، به اشتباه خود درباره بی‌اساس بودن اتهام جاسوسی پی برده‌اند.
اما در عمل، اتفاق دیگری رخ داد: «دوم اسفند نامه آمد و خواستند به دادسرای اوین مراجعه کنم. به محض حضور، مجدداً بازداشت شدم. گفتند با خانه تماس بگیرم تا گذرنامه‌ام را بیاورند. فردای همان روز آزاد شدم. این ماجرا همزمان بود با دستگیری گروهی از خبرنگاران که در داخل ایران فعالیت می‌کردند و هیچ جرمی هم مرتکب نشده بودند.»

او با اشاره به دریافت احضاریه ۲۵ اسفند برای حضور در دادسرای اوین، درباره چگونگی خروجش از ایران به دویچه وله فارسی گفت: «حکم رسمی ممنوع‌الخروجی را دریافت کرده بودم اما تفاوتی هم نداشت. چون گذرنامه نداشتم که بخواهم از کشور خارج شوم. وقتی دیدم سوابق مشخص من در صداوسیما و رسانه‌های مکتوب باعث خلاصی من نخواهد شد و حتی پادرمیانی مطرح‌ترین چهره‌های ورزشی نیز بی‌فایده است، به صورت غیر قانونی از ایران خارج شدم.»

برچسب‌ها: آزادی بیان, امنیتی, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, مسیب سروندی, ورزشی

شما هم چیزی بگو

Feb 26 2014

10 نکته درباره لغو کنسرت احسان خواجه امیری: قدرت نمایی و قانون شکنی “فعالان فرهنگی”(!) همچنان ادامه دارد… آیا دولت همچنان سکوت می کند؟

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر ::

عصرایران: جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد.خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست. درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند.
عصر ایران؛ سروش بامداد- « کنسرت احسان خواجه امیری که قرار بود هفتم و هشتم اسفندماه در سالن نمایشگاه منطقه آزاد اروند برگزار شود به دلیل رعایت نکردن روال قانونی در گرفتن مجوز و همچنین بی توجهی به جایگاه رفیع شهرهای شهیدپرور آبادان و خرمشهر در آستانه آغاز حرکت عظیم فرهنگی کاروان های راهیان نور با اعتراض متدینین و فعالان فرهنگی آبادان مواجه و با رایزنی با مدیریت سازمان منطقه آزاد اروند اجرای این کنسرت لغو شد.»

این جملات برگرفته از خبری است که دیروز خبرگزاری فارس منتشر کرد. در ادامه هم به نقل از یک «فعال فرهنگی» اضافه شده است:

«ما مخالف شادی و ایجاد فضای نشاط در منطقه نیستیم ولی اجازه نمی دهیم برخی افراد بخواهند با سوء استفاده از موضوع نشاط در منطقه برای دستیابی به امیال مادی خود قانون را دور زده و باعث جریحه دار کردن خاطر مومنین و متدینین منطقه شوند.»

به این بهانه چند نکته را می توان یادآور شد:

1- متولی صدور مجوز برگزاری کنسرت موسیقی کیست؟ آیا به صرف اعتراض کسانی که از آنان با عنوان «متدینین و فعالان فرهنگی» یاد می شود می توان مجوز صادره از سوی دستگاه های مسوول مانند اداره کل ارشاد، نیروی انتظامی و نهادهای دیگر را نادیده گرفت؟ اگر روال قانونی در گرفتن مجوز طی نشده چرا همان دستگاه های مسوول واکنش نشان ندادند و موضوع به جمعی که به لحاظ حقوقی مبهم هستند نسبت داده می شود؟

2- اگر برگزاری کنسرت موسیقی بی توجهی به «جایگاه رفیع شهرهای شهید پرور» باشد این گزاره به آبادان و خرمشهر منحصر نیست و هر شهر دیگر ایران را نیز دربر می گیرد. مگر تهران و تبریز و اصفهان و دیگر شهرهای ایران چنین نیستند؟
با این حساب در هیچ جای این سرزمین نباید کنسرت موسیقی برگزار شود!

3 – با مهاجرت خوانندگانی چون شادمهر عقیلی و حمید طالب زاده و خیلی های دیگر که از دخالت های مکرر افراد غیرمسوول و انتظار فرساینده برای برگزاری کنسرت و مجوز فروش و عرضه آلبوم خسته شده بودند تصور می شد این رویه ها اصلاح می شود. اما به نظر می رسد کسانی که با تغییر دولت مناصب خود را از دست داده اند با عنوانی دیگر مانع می شوند. آنان قدرت دارند و این قدرت را یک روز از پشت میز و با عنوان مامور دولت احمدی نژاد اعمال می کنند و روز دیگر این طرف میز و با پشت گرمی به برخی دستگاه ها. بی آن که مشخص شود دقیقا که هستند.

4- هدف از تشکیل سازمان های مناطق آزاد این است که در حیطه خود اختیار کامل داشته باشند و از این رو گاه برای جذب مخاطب اقدام به برگزاری برنامه های متنوع می کنند. به عنوان مثال سازمان منطقه آزاد انزلی در شمال کشور از جمله سازمان هایی است که همه ساله به صورت رایگان حتی در ایام پرمسافر نوروز برنامه های متعددی به اجرا می گذارد و شور و تحرکی در منطقه ایجاد کرده است. سازمان منطقه آزاد اروند در جنوب نیز احتمالا چنین انگیزه ای داشته و نه درآمد زایی. آیا می توان یک سازمان اقتصادی در این سطح را از برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری منع کرد؟ معلوم است که با «رایزنی»! از نوع با فضاسازی رسانه ای مدیریت سازمان از کرده خود پشیمان می شود و سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندد.

5- بر هم زنندگان، احتمالا نگران استقبال فراوان جوانان منطقه از این برنامه بوده اند و آن را در تعارض با برنامه فرهنگی مورد حمایت خودشان – کاروان عظیم فرهنگی راهیان نور- می دانند. اما آیا آنان که از شرکت در کنسرت خواجه امیری محروم شده اند از برنامه مورد نظر «فعالان فرهنگی» استقبال می کنند یا در خانه پای برنامه های شبکه های ماهواره ای می نشینند که به راحتی در شهرهای مرزی قابل دریافت است؟ در این گونه شهرها از پارازیتی که مردم تهران را رها نمی کند هم خبری نیست. اگر آنها را از شنیدن صدای خواننده فارسی زبان ایرانی محروم کنیم به شنیدن صدای کدام خواننده و از کدام کشورها سوق می دهیم؟ ضمن این که مگر نمی توان از هر دو برنامه استفاده کرد؟

6- این خاطره را چند تن از بزرگان انقلاب نقل کرده اند که روزی در خانه امام صدای تلویزیون شنیده می شده که در میان برنامه موسیقی های معمول پخش می کرده است. از امام می پرسند اشکال ندارد؟ امام پاسخ می دهند: در تلویزیون طاغوت شنیدن برنامه های خبری هم اشکال داشت چه رسد به موسیقی های آن اما این تلویزیون جمهوری اسلامی است و شما صدایی را که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد می شنیدید. (قریب به مضمون). اکنون هم می توان گفت برخی ظاهرا فراموش کرده اند که این برنامه ها با مجوز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برگزار می شود و این موسیقی نسبتی با آنچه در اذهان با این عنوان ثبت شده ندارد.

7- زندگی از عرصه های متعدد تشکیل می شود. وجود یک مقوله الزاما در غیاب عدم دیگری نیست. مگر نمی توان هم کاروان راهیان نور داشت و هم یک برنامه متعارف موسیقی و البته در دو جای مختلف و دو روز متفاوت؟ مگر سیمای جمهوری اسلامی از همین خوانندگان در برنامه های مختلف استفاده نمی کند و در عین حال برنامه های مورد نظر «فعالان فرهنگی آبادان و خرمشهر» را تبلیغ نمی کند؟

8- جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد. خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست و اتفاقا یکی از راه های یادکرد حماسه ها موسیقی است. از منظر شور و شوق زندگی نیز می دانیم که مردمان خرمشهر و آبادان قرن ها با شادی و مسالمت زندگی کرده اند.

درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند. تمام شادی آنها شده تیم های فوتبال شان که یک سال در لیگ برتر هستند و سال دیگر نه و بیشتر دغدغه سقوط شان مطرح است تا لذت تماشای فوتبال.
[با منطق مورد نظر «فعالان» بازی فوتبال هم یک کار لغو است. یک عده پول می گیرند تا دنبال توپ بدوند و یک عده دیگر هم این کار را تماشا می کنند. کجای این کار فرهنگی است؟!]

9- با کپی برداری غیرمجاز و دانلود از اینترنت، چهره های موسیقی نه فقط در ایران که در جاهای دیگر دنیا نیز نمی توانند روی درآمد حاصل از فروش آلبوم حساب کنند چون آوازها و برنامه ها به سرعت تکثیر می شود بی آن که به سرمایه گذار و تهیه کننده اصلی سهمی برسد. بر این اساس مهم ترین منبع درآمد برگزاری کنسرت است. ادامه این روند به این معنی است که به چهره های موسیقی بگوییم کار کنید اما درآمد نداشته باشید.

10- جوانان شهرستانی همواره احساس تبعیض کرده اند و گمان می کنند از برخی برنامه ها که در تهران اجرا می شود محروم اند. ادامه رفتارهایی از این دست برگزاری کنسرت ها را محدود به کلان شهرها می کند و در عمل به تبعیض دامن می زند. احتمالا به این خاطر که «فعالان فرهنگی» در تهران و کلان شهرها دغدغه های مهم تری دارند.

این گفتار نمی خواهد صبغه سیاسی داشته باشد و گرنه باید به رییس جمهور یادآور می شد گاهی اعتراضات سیاسی در قالب های دیگر خود را ابراز می کند. بر هم زدن یک برنامه مصوب رسمی هنری به این معنی است که کسانی بی اعتنا به جابه جایی ها این پیام را انتقال می دهند که همچنان از قدرت برخوردارند. چرا که در تعریف مشهور «ماکس وبر» قدرت، تحمیل اراده به دیگری است و به میزانی قدرت داری که می توانی تحمیل کنی و مردم ناظر نیز قدرت یک شخص یا یک دستگاه را به اندازه ای که می تواند اراده اش را تحمیل کند و تحقق بخشد ارزیابی می کنند.

این موضوع البته به گفتاری دیگر نیاز دارد و در اینجا فارغ از این سخنان پیچیده تنها می خواهیم بگوییم زندگی تنها دغدغه تامین معاش و گرفتار شدن در چنبره مادیات اختراع بشر نیست که گاه به بلای جان او بدل شده است.

روح هم غذا می خواهد و هنر غذای روح است و موسیقی یکی از این غذاها و تشخیص مشروع بودن و قانونی بودن یا نبودن آن نیز با افراد و دستگاه هایی است که در این زمینه حجیت و مسوولیت دارند. همین…

برچسب‌ها: آزادی بیان, احسان خواجه‌امیری, تحجر, حقوق بشر, سانسور, سیاسی, هنر, هنری

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

چند نکته پیرامون توقیف آسمان

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی ::

مرثیه‌های خاک: روزنامه آسمان تنها پس از انتشار شش شماره و به بهانه انتشار عبارت “لایحه غیرانسانی قصاص” توقیف شد تا اولین روزنامه دوران اعتدال – آن‌گونه که محمد قوچانی مایل بود این روزنامه را توصیف کند – سرنوشتی مانند تمام نشریاتی داشته باشد که تلاش می‌کنند اندکی خارج از اراده حاکمیت حرکت کنند. درباره توقیف این روزنامه٬ به نظرم توجه به چند نکته٬ شاید بد نباشد. نکاتی که احتمالا و طی سال‌های آینده به کار خواهد آمد:

۱. در چند سال اخیر٬ چندین بار پیش آمده که نشریات٬ مطلبی را منتشر کرده‌اند و بعد از فشارهای اصول‌گرایان٬ بابت انتشار آن٬‌دست به عذرخواهی زده‌اند یا توضیحاتی ارائه کرده‌اند. تقریبا – تقریبا عرض کردم٬ چون الان موردی در خاطر ندارم – در هیچ‌کدام از موارد٬ این عذرخواهی باعث تبرئه نشریه یا لااقل کم شدن جریمه نشده و اکثریت قریب به اتفاق این نشریات٬ توقیف شده‌اند.
مدیران/ مسوولان این نشریات احتمالا متوجه این مساله نیستند که با عذرخواهی بابت – اغلب – مسایلی که در هیچ‌جای دنیا و در میان هیچ گروهی٬ به جز اصول‌گرایان ایرانی٬ اشتباه نیست٬ خود را در موضع ضعف قرار می‌دهند. آن‌ها در واقع با این عذرخواهی در مقام فرودست قرار می‌گیرند٬‌ می‌پذیرند که اشتباهی مرتکب شده‌اند و «قانون» را زیر پا گذاشته‌اند. همین مساله اتفاقا بیشتر اسباب توقیف و تعطیلی آن‌ها را فراهم می‌کند. وقتی فاعل٬ خود اعتراف می‌کند که دست به کار اشتباهی زده٬ دیگر چه نیازی است به استدلال‌های حقوقی؟ اقرار العقلا علی انفسهم جائز!

۲. مساله‌ی دیگری که به نوعی با همین قضیه در ارتباط است٬ واکنش برخی مخاطبان به اتفاق رخ داده است. در واقع بسیاری از ما خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش می‌کنیم انگشت اشاره را به سمت طرف ضعیف‌تر برده و او را متهم کنیم. نشریه‌ای اقدام به انتشار خاطره‌ای از واقعه‌ای کرده که سی سال پیش رخ داده٬ می‌گوییم چرا این کار را کرد. روزنامه‌ای مقاله‌ای از یک اندیشمند دینی درباره یک مساله دینی – سیاسی منتشر می‌کند٬ می‌گوییم چرا. روزنامه‌ای با یک شاعر هم‌جنس‌گرا مصاحبه می‌کند٬ می‌پرسیم چرا. این پرسیدن «چرا»٬ این‌که تصور می‌کنیم نشریه «به دلیل مزخرفی» توقیف شده٬ این‌که از عدم دقت سردبیر و بخش فنی و مسوول صفحه سخن می‌گوییم٬ نشان‌دهنده آن است که ما در ناخودآگاه خود به سانسور٬ به سیستمی که سانسور می‌کند و به خط قرمزها تن داده‌ایم و تمام این مسایل در واقع درونی ما شده‌اند.
نفس پرسیدن این سوال که چرا فلان چیز را منتشر کردید که باعث توقیف شده٬ به نظرم اشتباه است. نوک پیکان سوال‌های ما اتفاقا باید به سمت کسانی باشد که دست به توقیف یک نشریه می‌زنند یا خواستار توقیف آن می‌شوند. اساسا کار رسانه چیزی جز اطلاع‌رسانی نیست. لازمه اطلاع‌رسانی صحیح آن است که نظر افراد و گروه‌های گوناگون منعکس شود.
از سوی دیگر٬ چطور می‌توان انتظار داشت یک رسانه اقدام به نقل تاریخ کند – درباره حکم ارتداد جبهه ملی – یا حکمی سیاسی – دینی را که هر روز توسط حکومت بیان می‌شود٬ منتشر کند – درباره روزنامه بهار – و هیچ اشاره‌ای به نظرات مقابل نکند؟ مگر می‌توان تاریخ را یک‌سویه نقل کرد یا بدون مطلع شدن از نقدها و نظرها٬ تئوری سیاسی را پذیرفت؟
ما با سوال پرسیدن از نشریه بابت انتشار یک مطلب٬ خود آن‌ها را دعوت می‌کنیم که اصول اولیه‌ی اطلاع‌رسانی را زیر پا بگذارند و تنها به یک سوی قضیه٬‌ که طرف قوی‌تر داستان است٬ بپردازند.

۳. نکته‌ی دیگر – که در داستان روزنامه آسمان٬ و پیش از این در قضیه روزنامه بهار – به خوبی به چشم آمد٬ ضعف خبرگزاری‌ها٬ نشریات و سایت‌های اصلاح‌طلب و تحول‌خواه در جریان‌سازی است. اصول‌گرایان در سال‌های گذشته برای آن‌که نشریه‌ای را به محاق توقیف ببرند٬ از الگویی ثابت بهره برده‌اند: حمله به نشریه و جوسازی تا مسوولان را به سوی عذرخواهی سوق دهند٬ پس از عذرخواهی مسوولان فضا را به سمتی می‌برند که ثابت کنند این عذرخواهی کافی نیست و باید برخوردی جدی‌تر صورت بگیرد. این الگو در تمام سال‌های گذشته٬ با تغییراتی در جزییات٬ اما ثابت در شکل کلی٬‌تکرار شده است. در این میان رسانه‌های اصلاح‌طلب٬ تحول‌خواه و دموکراسی‌خواه چه کرده‌اند؟ عموما سکوت٬ یا پرداختن به حمله‌ها در حد یک گزارش. بعد از آن خبری دست چندم درباره توقیف.در تمام سال‌های گذشته چند بار در خاطر دارید که توقیف یک نشریه٬ تیتر اول رسانه‌ها شده باشد یا چند روز به این موضوع پرداخته شود؟ در واقع ار مواضع اصول‌گرایان یا اخباری که از قوه‌قضاییه می‌رسد نباشد٬ روزنامه‌ها و نشریات توضیح چند خطی درباره توقیف می‌دهند و خلاص! گویا برای همه عادت شده است که نشریات و روزنامه‌ها منتشر می‌شوند که توقیف شود. و به جای موضع‌گیری علیه نهاد/نهادهایی که مسبب این توقیف بوده‌اند٬ به جای پرداختن هر چه بیشتر به موضوع برای پرهزینه کردن توقیف٬ به جای تهیه گزارش و خبر و … انگشت اتهام ما به سوی قربانی دراز شده که چرا این کار را کردی!

۴. و در نهایت توقیف روزنامه آسمان – که به نوشته قوچانی٬ قرار بود در عصر پایان اپوزیسیون٬ روزنامه دوران اعتدال باشد – و اتفاق‌های چند ماه اخیر در حوزه فرهنگ و سیاست و ازادی‌ها٬ نشان می‌دهد که این حوزه برای دولت روحانی٬ واجد کمترین اهمیت است. به نظرم تمام آنانی که روی حمایت دولت روحانی از نشریه/سایت/ رسانه‌شان حساب باز کرده بودند٬ بهتر است عجالتا این فکر را رها کنند. در قبری که روی آن گریه می‌کنیم٬ مُرده‌ای نیست!

برچسب‌ها: آزادی بیان, آسمان, توقیف, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

ضرب و شتم محمد نوری زاد توسط ماموران وزارت اطلاعات

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

توانا: محمد نوری زاد ، صبح روز گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد ضرب و جرح قرار گرفت و برای لحظاتی بازداشت شد.

نوری زاد قرار است روز چهار شنبه به شعبه 6 دادگاه انقلاب مراجعه نماید.

وی چندی است در چهارچوب «سفر صلح و دوستی» به استان‌های مختلف کشور از درد و رنج مردم گزارش منتشر می‌کند که این امر خشم وزارت اطلاعات را برانگیخته است.

روایت محمد نوری‌زاد را از این ماجرا بخوانید:

اولین خون

دوشنبه پنج اسفند – روز چهل و دوم

من همیشه برای قدم زدن، لباس راحت می پوشم. اما دیروز تیپ زده بودم چه جور. با کت و شلوار مشکی و کفش چرمی و رخت و لباس مرتب و خلاصه به قول جوانها: توپ. شاید به این دلیل که من چند تا از فیلم های جشنواره را از همانجا و با لباس و کفش راحت رفته و دیده بودم. بعدش که نشستم و اوضاع را ورانداز کردم به خود گفتم: شاید پسندیده نبود. این شد که دیروز کت وشلوار پوشیدم و نو نوار ترین رخت و لباسهایم را به تن کردم.

صورتِ من چسبیده بود به زمین. تعدادی از سنگریزه ها تمایلشان به این بود که از سطح پوست گذرکنند و به قسمت های زیرین داخل شوند. این شدنی نبود مگر این که نازکیِ پوست را بدرند. خوب، دریدند. به همین سادگی. و من با صورتی که یک پرسش کوچک با پوست دریده اش آمیخته بود به اوین برده شدم. پرسشم چه بود؟ این که: من مگر چه می خواهم از شما خوش انصاف ها؟

صبح یکی زنگ زد. همسرم گوشی را برداشت. شما؟ من ” بلند بالا ” هستم. کمی صحبت کرد و به توجیه قضایای دیروزش پرداخت. همسرم کمی که به او گوش کرد گفت: ببیند آقای بلند بالا، من نه وسایلم را می خواهم، ونه می خواهم ممنوع الخروجی ام برطرف شود. اگر راست می گویید که صداقت دارید وسایل مرا و گذرنامه ام را بیاوید دمِ در تحویل دهید. همانگونه که برده اید و می برید.

چهل و پنج دقیقه از قدم زدن های من می گذشت که ” بلند بالا ” آمد و دمِ در ورودی ایستاد و مثل همیشه به من اشاره کرد که به آنجا بروم. با تکانِ دست به او فهماندم که بین ما و شما حرفی نیست. خودش آمد. که بله هیچ دروغی و زد و بندی درکار نبوده و فلان وفلان. گفتم: بنیان اینجا با دروع بالا رفته و اینجور کارها بخشی از طبیعتِ وزارت اطلاعات است. گفت: حکم جلب جدید گرفته اند بیا برویم. گفتم: از رییس قوه ی قضاییه هم حکم گرفته باشند هیچ اعتنایی بدان نخواهم کرد. وگفتم: شماها مگر جنازه ی مرا ازاینجا بردارید و ببرید. برو بگو با گونی بیایند. بگو دوازده نفره بیایند. چون من با پای خودم سوار ماشینشان نخواهم شد.

من، سپید پوش و پرچم به دوش قدم می زدم و اطلاعاتی ها در اطراف من پرسه می زدند و فیلم می گرفتند. آرامش پیش از توفان بود. مراقب اطراف بودم که از پس و پهلو غافلگیرم نکنند. اتومبیل شاسی بلندشان را هم آوردند و خلاصه جنس شان جورشد. بلند بالا پشت در ایستاده بود و از شبکه های ریزِ در، چشم به راه تماشای یک فیلم کوتاهِ پر ازهیجان اما تکراری بود.

رَجَزِ دوازده نفره ی من کارگر نیفتاد. سه نفرآمدند طرف من. که یعنی اندازه ی این پیرمرد همین سه نفر است و نه بیشتر. نخست سرتیمشان که همیشه سربه زیر اما قُدّ است حمله آورد. خود را کشاندم سمت بزرگراه. همانجا مرا زمین زدند و خوابیدند روی سینه ام و دست و پایم را گرفتند. یکی شان رفت تا اتومبیل های بزرگراه را به سمتی دیگر هدایت کند. یکی هم رفت تا دستبند بیاورد. من ماندم و سرتیمِ سربه زیر که روی من افتاده بود و تلاش داشت مرا مهار کنند. تقلایی کردم و دست به گلویش بردم. فریاد کشید و مجتبی را به کمک طلبید. که بیا و پاهایش را بگیر.

سه نفری زور زدند و مرا برگرداند. صورتم برآسفالت بزرگراه نشست. سربه زیر زانویش را بر پسِ کله ام نهاد. سنگ ریزه ها بالای ابرویم را شکافتند و خون بیرون زد. بینی ام نیز با همین مشکل مواجه بود. گرچه تقلای من بیهوده می نمود اما تلاش کردم از ورود سنگریزه ها به آن سوی پوست صورتم جلوگیری کنم. زانویی که سربه زیر برسرم نشانده بود کار را دشوار می کرد. عینکم زیر صورتم مانده بود و هرآن ممکن بود بشکند و صورتم را بشکافد. راننده داد زد: همین را می خواستی روانی؟ با دهانی که به آسفالت خیابان چسبیده بود گفتم: من فردا باز همینجایم.

دستنبد آمد. اتومبیل آمد. جنازه ی سپید پوش را ازجا بلند کردند و به صورت هُل دادند برصندلی عقب. اتومبیل از بزرگراه بیرون رفت و درجایی ایستاد. کمی که هماهنگی کردند، مرا نشاندند. داخل خیابان مجاورِ اطلاعات بودیم. همسایه ها حساس شده بودند. همه را راندند. سربه زیرجلو نشست و فیلمبردار کنار من و آنکه مرا روانی خطاب کرده بود رفت پشت فرمان. اتومبیل به حرکت درآمد و از دمِ درِ شمالی وزارت به بزرگراه پیوست. به سربازنگهبان دمِ در لبخندی زدم و به اطلاعاتی های داخل اتومبیل گفتم: من فردا اینجایم.

سرتیمِ سربه زیرگفت: ما کاری به خواسته های تو نداریم ما طبق قانون عمل می کنیم. گفتم: حرف قانون را نزن که حالم به هم می خورد. مگر خود تو نبودی که با یک حکم جلب، که تنها برای یکبار جلب اعتبار دارد، سه بار مرا به اوین بردی؟ حرفی برای گفتن نداشت. چه بگوید؟ قانونش جریحه دار شده بود.

از بزرگراه حقانی می گذشتیم که تلفنِ سرتیمِ سربه زیر زنگ خورد. به مِنّ و مِنّ افتاد که: چیزی نشده حاجی فقط کمی … و با دست به پیشانی و بالای ابروانش اشاره کرد. بلند گفتم: بله، به ش بگو چیزی نشده چند تا خراش جزیی است. ظاهراً آنکه پشت خط بود صدای مرا شنید. سربه زیر تلفنش را که خاموش کرد به پهلو چرخید و شمرده شمرده اما محکم به من گفت: تو یاد نگرفته ای تا وقتی از تو سئوالی نشده جواب ندهی؟ و تأکید کرد: این تربیت را به تو یاد نداده اند؟ داد زدم: به تو مربوط نیست که من حرف می زنم یا نمی زنم. تو کارت را انجام داده ای جایزه ات هم در راه است. وگفتم: با همه ی هیاهویت آنقدر شهامت نداری که بگویی ابرویش شکافته خون بیرون زده و بینی اش آسیب دیده و چند جای بدنش خراشیده و پارچه ی سفیدش هم خونی است.

سربه زیر ساکت شد و دم نزد و راننده رادیو را روشن کرد. اینها محکوم به این هستند که یا رادیو قرآن را روشن کنند یا رادیو معارف را. جناب حجة الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای نقوی دامت افاضاته داشت صحبت می کرد. چه می گفت؟ با سوزی که اینجور مواقع به لحن شان می افزایند می گفت: ای مردم، گاهی می بینید یک نگاه حرام یک لقمه ی شبهه ناک بیست سال بعد آثارش ظهور کرده و دودمان یکی را به باد داده. و با سوزی بیشتر ادامه داد: به همین امام هشتم حضرت ثامن الحجج قسم ای مردم همینطور است که می گویم. مراقب نگاهها و لقمه هایتان باشید. صحبت نقوی که تمام شد گفتم: به دزدی های تریلیاردی آقایان هیچ اشاره نکرد که!

رفتیم اوین. عینکم خش برداشته بود و قابل استفاده نبود. با صورت خاک آلود و خونین و پارچه ی سپیدی که به تن داشتم و چند جایش خونی بود به راهروی طبقه ی بالا داخل شدیم. مرا مقابل درِ شعبه ی شش نشاندند. نگاه حاضرینِ در راهرو به هیبت من بود. هم به نوشته های خاک آلود پارچه ی سفید و هم به صورت خونینم. کمی بعد سربازی آمد و خبرآورد که گفته اند برویم پایین. برافروختم و گفتم: قاضیِ شعبه ی شش حکم جلب مرا داده من ازاینجا تکان نمی خورم. اطلاعاتی ها به احتجاج افتادند. قیل و قالشان برایم مهم نبود. سرباز به التماس درآمد که برای من بد می شود اگر ممکن است برویم پایین. به احترام همو رفتیم پایین. وهمان داستان مسخره ی همیشگی تکرار شد.

اطلاعاتی ها نرم و خزنده رفتند و من ماندم با سربازانی که مقابلم نشسته بودند. سه ربعِ بعد برخاستم و به سربازِ پشت میز گفتم: اینها اجازه ندارند مرا اینجا نگه دارند تا شب شود و آزادم کنند. ظاهراً من نباید از جا برمی خاستم اما برخاسته بودم. دو سرباز برای مهار من پیش دویدند. درهمان حال لگدی به یکی از درها که باز بود زدم و داد زدم این کارشان غیرقانونی است. آن دری که با لگد بازش کردم، اتاق کسی بود که نمی دانم مسئولیتش چه بود اما سربازان با هربار عبور او برایش بپا می خاستند و احترامش می کردند. لگد های بعدی را به درهای دیگر و به میز سربازان کوفتم.

از اتاقِ لگد خورده مردی بیرون آمد و به من گفت: خبردادم الآن می آیند. سربازی که مسئول نگه داری من بود از من قول گرفت که تکان نخورم تا برود و اوضاع را به دفتر شعبه ی شش بگوید. کمی بعد با مسئول دفتر شبعه ی شش که همیشه دمپایی به پا و لخ لخ کنان در رفت و آمد است، پایین آمد. که برویم بالا. رفتیم بالا. به اتاقی که قاضی شمالیِ شعبه ی شش درآن بود. عده ای نیز مهمانش بودند.

قاضیِ شمالی به صورت من نگاه کرد و با تعجب و افسوسی تصنعی گفت: اوه اوه چه کسی شما را به این روز انداخته؟ گفتم: من معمولاَ به پرسش های بی دلیل پاسخ نمی دهم. وگفتم: تقصیر شماست که درجایگاه قانونی نشسته اید و رفتارغیرقانونی انجام می دهید. به کنایه و با همان لهجه ی شیرین شمالی اش گفت: همه تقصیرها با من است شما راست می گویید. گفتم: برای چه دست به دست اطلاعاتی ها داده اید؟ مگرنه این که شما باید مستقل باشید؟ چرا از یک حکم جلبِ مستعمل چند باره استفاده کردید و مرا به اینجا کشاندید؟ این کار شما غیرقانونی هست یا نیست؟ گفت: هست . بله غیرقانونی است.

گفتم: من می توانم از شما شکایت کنم. خیالش از بیهودگیِ شکایت من راحت بود. گفت: برای شکایت باید بروید دادگاه انتظامی قضات. گفتم: آن حکم جلبِ تقلبی را به من بدهید تا از شما شکایت کنم. چهره اش را به تعجب آلود و گفت: من مدرک به شما بدهم علیه خودِ من ازش استفاده کنید؟ گفتم: اگر درکارتان درستی بود حتماً اینکار را می کردید. گفت: کجاست آدم درست؟ گفتم: شما چرا خود را ذلیل این اطلاعاتی ها کرده اید؟ مگر نه این که شما باید مستقل باشید؟ گفت: اگر قاضی مستقل پیدا کردی سلام مرا به او برسان. من قاضیِ دادسرا هستم. یک قاضیِ دادسرا مگر می تواند مستقل باشد؟

حرف زدن با او بیهوده بود. او، مأمور کاری بود که باید انجام می شد. گفت: فردا بیا تا من تکلیف شما را یک سره کنم. گفتم: همین حالا یکسره کنید. گفت: نه، باید با یکی دو نفر مشورت کنم. قرار شد امروز سه شنبه بین ساعت نه و ده پیشش بروم تا تکلیفم را روشن کند.

پارچه ی سفید را از تن درآوردم و زدم بیرون و با یک اتومبیل کرایه رفتم طرفِ قدمگاه. هنوز تا غروب کلی راه بود. در آینه ی راننده به صورت خود نگریستم. عجب مخوف اما خنده دار شده بودم: خاک و خون و زخم و ژولیدگی. مقابل درشمالیِ اطلاعات از اتومبیل پیاده شدم. سفید پوشیدم و پرچم به دوش رفتم به سرنگهبانِ متعجب گفتم: به اینها بگو تلفن و عینک مرا بیاورند. رفت تا خبر بدهد. ومن، شروع کردم به قدم زدن. با صورتی که خونی بود و پارچه ی سفیدی که به خاک و لکه های خون آغشته بود.

یکی از مأموران حفاظت فیزیکی از پژوی 206 پیاده شد و آمد درکنارمسیرمن ایستاد و به صورت من نگاه کرد. اعتنایی به او نکردم. احتمالاً از او خواسته بودند میزان آسیب صورت مرا رصد کند. همو رفت کمی آنسوتر و گزارش داد. که یعنی این بابا صورتش ازاینجاها خونی است و با همین شکل و شمایل دارد قدم می زند. رهگذران حالا علاوه برنوشته های پارچه ی سفید، به صورتم نیز نگاه می کردند. آنچنان با استحکام قدم می زدم که گویا هر قدمم، کلنگی است بر بیخ قلعه یِ بظاهر محکم اما پوک تباهی.

غروب شد. خورشید رفت و نورش را از ما دریغ کرد. تلفن را آوردند اما عینک توی ماشینشان بود قرار شد امروز تحویلم بدهند. پارچه ی سفید را از تن درآوردم و کت وشلوار خاکی ام را تکاندم. اصلاً صلاح نبود با آن شکل و شمایل به افتتاحیه ی تئاتر آقای محمد رحمانیان بروم. از چند روز پیش مرا به حضور در آن افتتاحیه دعوت کرده بود. به ایشان و به همسر خوبشان سرکار خانم مهتاب نصیرپور ارادت ویژه ای دارم. دو زوج خوبِ هنری. بی هیچ حاشیه و قیل و قالی. چه خوب که آن دو مرا با آن شکل و شمایل نمی دیدند. همانجا رو به تالار وحدت ایستادم و دست برسینه نهادم و سلامشان گفتم و پوزش خواستم.

محمد نوری زاد

ششم اسفند نود و دو – تهران

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, محمد نوری‌زاد

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

جهانگیری: تعداد یارانه‌بگیران بیش از جمعیت کشور است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی,یارانه ::

دویچه‌وله: معاون اول دولت حسن روحانی می‌گوید تعداد افرادی که یارانه دریافت می‌کنند در حدود ۱۷۴ هزار نفر بیشتر از جمعیت کشور است. وی همچنین تصریح کرد که دریافت کنندگان یارانه نقدی مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرند.

اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت شامگاه یکشنبه چهارم اسفند (۲۳فوریه) به تلویزیون دولتی ایران گفت که در بهمن ماه سال خورشیدی جاری به ۷۷ میلیون و ۳۷۴ هزار نفر یارانه نقدی پرداخت شده ست.

به گفته جهانگیری بر اساس آخرین آمار جمعیت کشور در حدود ۷۷ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر برآورد شده است. وی تصریح کرد که با توجه به این تفاوت آمار، باید ثبت نام جدید صورت بگیرد.

معاون اول حسن روحانی همچنین از تعیین حداقل درآمد برای دریافت کنندگان یارانه‌ها خبر داد تا کمک‌های نقدی تنها در اختیار افراد نیازمند قرار بگیرد.

وی با بیان اینکه رقم‌های متفاوتی در زمینه تعیین سطح حقوق ارائه شده، افزود که این مسئله همچنان در حال بررسی است.

جهانگیری با انتقاد از شیوه‌ی اجرای قانون حذف یارانه‌ها در دولت محمود احمدی‌نژاد گفت: «از دی ۸۹ که هدفمندی شروع شد، کل درآمد افزایش حامل‌های انرژی ۹۶ هزار میلیارد تومان بود که برحسب قانون باید مبلغ ۴۸ هزار میلیارد تومان بین خانوار‌ها تقسیم می‌شد.»

به گفته معاون اول دولت حسن روحانی با وجود این، رقمی که تا به حال تقسیم شده ۱۳۷ هزار میلیارد تومان است که مابه التفاوت این مبلغ از محل بودجه کل کشور پرداخت شده است.

رشد اقتصادی منفی و اقتصادی مقاومتی

اسحاق جهانگیری در بخشی دیگر از سخنان خود شرایط اقتصادی را دشوار خواند و گفت: «ما در سال ۹۱ با رکود تورمی، تورم ۴۰ درصدی و رشد اقتصادی منفی ۵ و هشت دهم درصد روبرو بودیم.»

وی افزود: «در کنار این موضوع‌ها، با بیکاری به ویژه در قشرهای جوان تحصیلکرده روبرو هستیم و بهره وری بسیار پایین است.»

معاون اول دولت با بیان اینکه اقتصاد ایران در طی ۳۵ سال گذشته رشد پایداری نداشته افزود: «در وضعیت کنونی ما با رکود در تولید کشور مواجه هستیم به گونه‌ای که بسیاری از بنگاههای صنعتی مشکل دارند و برخی از آن‌ها با ظرفیت‌های بسیار پایین کار می‌کنند، تولید بخش کشاورزی هم نیاز به توجه جدی دارد.»

جهانگیری در بخش دیگری از سخنان‌اش با اشاره به اینکه “اقتصاد مقاومتی” با “اقتصاد ریاضتی” متفاوت است، تصریح کرد: «اقتصاد مقاومتی منجر به اقتصاد پایدار خواهد شد و درون‌زا بودن آن به معنی نگاه ما برای توسعه کشور به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های داخل کشور باشد.»

وی همچنین تصریح کرد بهبود اقتصاد ایران نیازمند “تعاملی آگاهانه و مفید” با اقتصاد جهانی است.

برچسب‌ها: اقتصادی, سیاسی, یارانه

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

تهران برای جبران کسری بودجه باید مالیات بیشتری بپردازد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,سیاسی ::

دویچه‌وله: استان تهران به دلیل کسری درآمدهای مالیاتی مجبور به پرداخت مالیات بیشتر می‌شود. الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس، اصلاح مصوبه درآمدهای مالیاتی را اجحاف در حق اصناف و مالیات‌دهنگان استان تهران خواند.
الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی

الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی

بنا بر تصمیم مجلس شورای اسلامی قرار است که کسری درآمد مالیاتی دولت در ۱۵ استان از طریق افزایش مالیات‌ها در تهران جبران شود.

غلامعلی جعفرزاده، عضو کمیسیون برنامه بودجه و محاسبات کشور با اشاره به نشست غیرعلنی مجلس در روز سه‌شنبه (۶ اسفند/۲۵ فوریه) گفت: «در این نشست مقرر شد تا با توجه به اختلافی که میان مجلس و دولت بر سر محاسبه مالیات و کسب درآمد مالیاتی دولت در زمان رسیدگی به لایحه بوجه وجود داشت، اخذ مالیات پنجاه درصد از استان‌های کشور (۱۵ استان) کاهش یابد.»

نماینده رشت در مجلس افزود که جبران کسری درآمدها از طریق شهروندان تهرانی بدین دلیل صورت می‌گیرد که با توجه به گستردگی این استان بیشترین فرار مالیاتی در تهران است.

به گفته طرفداران این برنامه، نحوه محاسبه مالیات در لایحه بودجه، بر مردم ۱۵ استان کشور فشار می‌آورد و نمایندگان مجلس برای این استان‌ها میانگین درآمد میالیاتی سال آخر را محاسبه کرده و آن را مبنای کار برای اخذ مالیات در سال آینده قرار داده‌اند.

اعتراض نماینده تهران

الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس با اعلام تذکر آئین‌نامه به روند تصویب جداول مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی استان تهران اعتراض کرد.

نادران گفت: « بر اساس جدول بودجه درآمدهای مالیاتی تعدادی از استان‌ها کاهش یافته و به جای آن درآمد مالیاتی استان تهران افزایش یافته که این امر اجحاف به شهرستان‌های استان تهران واصناف و بازرگانان است.»

به گفته نادران جمعی متشکل از ۶ نفر از اعضای هیئت رئیسه‌ی مجلس و ۴ نفر از اعضای کمیسیون تلفیق قرار بوده که در تنظیم جداول مشارکت داشته باشند و تنها در صورت اتفاق آراء این جدول‌ها را تصویب کنند.

وی ضمن تشریح روند کار این جمع ۱۰ نفره تاکید کرد که تصویب این فرایند بر خلاف رویه قانونی بوده است.

به گفته نادران “اصناف و بازرگانان تهران مجبور می‌شوند با فشار سازمان مالیاتی، مالیات بپردازند که ظلمی مضاعف است و در پایان به دلیل اینکه دولت نمی‌تواند سقف مالیاتی کشور را تأمین کند، از درآمدهای استان‌ها کم خواهد کرد که این ظلم به همه استان‌ها است.”

نماینده تهران تصریح کرد: «از لحاظ محتوایی با تصویب این جدول درآمدهای مالیاتی تعدادی از استان‌ها کاهش یافته و روی استان تهران گذاشته شده که این عمل اجحاف به شهرستان‌های استان تهران است، چون نمی‌تواند این سقف درآمدی را تأمین کرده و خسارت می‌بینند.»
برای رفع کسری بودجه، اصناف و کسبه تهران مجبور به پرداخت مالیات بیشتر می‌شوند

برای رفع کسری بودجه، اصناف و کسبه تهران مجبور به پرداخت مالیات بیشتر می‌شوند

جلوگیری از سخنرانی مخالفان در مجلس

نادران تاکید کرد که در جلسه غیرعلنی مجلس نظر کارشناسی دولت قرائت نشده و ریاست مجلس به مخالفان اجازه صحبت نداده است.

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به تذکرات نادران درباره رویه غیرقانونی گفت: «شما خودتان تصمیم گرفتید که این موضوع را هیئت رئیسه بررسی کند، ما بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم. اگر شما اعتماد کنید، مجلس روی دست‌انداز نمی‌افتد.»

رئیس مجلس در مقابل اعتراض نمایندگان تصریح کرد: « از نظر ما مسیر قانونی طی شده و اشکالی بر آن وارد نیست و این مکانیزم به نفع استان‌هاست.»

تغییرات در نحوه اخذ درآمدهای مالیاتی پس از آن ضروری شد که شورای نگهبان در جریان بررسی لایحه بودجه ایراداتی را مشاهده کرده بود و از مجلس خواسته بود که این ایرادات را رفع کنند.

برچسب‌ها: اقتصادی, تهران, سیاسی, مالیات

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

نگرانی وزارت خارجه آمریکا از ‘مبادلات اسلحه میان ایران و عراق’

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: وزارت امور خارجه آمریکا گزارش های منتشر شده مربوط به امضای قرارداد فروش تسلیحات ایران به عراق را شدیدا نگران کننده خواند و گفت در صورت واقعی بودن این گزارش ها قطعنامه سازمان ملل متحد در ممنوعیت تبادل تسلیحاتی با ایران نقض شده است.

روز دوشنبه خبرگزاری رویترز از بغداد گزارش داد بر اساس اسنادی که به دست آورده عراق قرار داد خرید ۱۹۵ میلیون دلار اسلحه را با ایران امضا کرده است.

رویترز می گوید این قرارداد به امضای وزرای دفاع ایران و عراق رسیده است و به حدود ۴ ماه پیش برمی گردد.

با این همه چندی پیش خبرگزاری فارس ایران به نقل از حسن دانایی فر سفیر ایران در عراق نوشته بود عراق تاکنون درخواست خرید هیچگونه سلاح یا تجهیزات نظامی “برای مبارزه با گروه‌های تروریستی” از جمهوری اسلامی ایران نکرده و قصد امضاء هیچگونه قراردادی برای مسلح کردن نیروهای نظامی عراق با ایران را ندارد.

جن ساکی سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته است از دولت عراق خواسته شده در خصوص این گزارش ها توضیح دهد.

خبرگزاری رویترز که می گوید اسناد رسمی مربوط به این قراردادها را به دست آورده خبرداده که شش قرارداد از هشت قرارداد امضا شده با سازمان صنایع دفاعی ایران بسته شده است و براساس آن ایران متعهد شده اسلحه سبک و نیمه سبک، خمپاره انداز، مهمات تانک و توپخانه به عراق بفروشد.

رویترز همچنین به نقل از یک دیپلمات شورای امنیت بدون ذکر نام نوشته است شورای امنیت سازمان ملل متحد از این قرارداد باخبر بوده و از آن ابراز نگرانی کرده است.

براساس گزارش این خبرگزاری دو قرار داد دیگر با صنایع الکترونیک ایران، جهت تامین دوربین های دید شب، تجهیزات ارتباطی و نیز لباس های مقاوم دربرابر مواد شیمیایی امضا شده است.

رویترز نوشته است در قراردادها تاریخ تحویل این تسلیحات مشخص نشده است.

عراق بخش عمده تسلیحات خود را از آمریکا دریافت می کند.

در پی بالاگرفتن خشونت ها در عراق، آمریکا به بغداد وعده داد که فروش تسلیحات به این کشور را سرعت می بخشد.

واشنگتن در ماه های گذشته موشک هلفایر و هواپیماهای تجسسی بدون سرنشین در اختیار عراق گذاشته است و در مراحل تحویل جنگنده های اف ۱۶ به این کشور است که مدت ها به دلیل نگرانی های کنگره از عملکرد دولت نوری المالکی به تاخیر افتاده است.

رویترز به نقل از محمد مرندی، استاد دانشگاه در تهران نوشته است ایران مشکلی با ایده فروش تسلیحات ندارد چرا که ” تحریم ها را مشروع نمی داند و در عین حال به کشورهای زیادی اسلحه می فروشد”.

برچسب‌ها: امنیتی, ایران, تسلیحات, خاورمیانه, سیاسی, عراق, نظامی

شما هم چیزی بگو

Feb 25 2014

کارشناسان بریتانیایی ‘به شناسایی تک‌تیراندازان تظاهرات اوکراین کمک می‌کنند’

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی ::

بی‌بی‌سی: گروهی از کارشناسان بریتانیایی در تلاش برای شناسایی تک تیراندازان در حریان تظاهرات ضد دولتی در اوکراین به آن کشور سفرکرده‌اند.

کارشناسان بریتانیایی کشف جرایم در مصاحبه با برنامه نیوزنایت شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی گفته‌اند که به منظور مشارکت در تحقیقات جنایی برای تعیین مسئولان “کشتار” معترضان در حریان تظاهرات روز پنجشنبه گذشته در کیف، پایتخت اوکراین، در این شهر به سر می‌برند.

ماموریت آنان گردآوری و بررسی شواهد و آثار باقی مانده از محل وقوع این حادثه است و احتمال دارد نتیجه تلاش آنان در پیگیری قضایی تک تیراندازانی که مرتکب قتل تظاهرکنندگان شده‌اند به کار گرفته شود.

به گزارش بی‌بی‌سی، کارشناسان بریتانیایی در حال حاضر مشغول بررسی خیابان‌های منتهی به میدان استقلال کیف هستند که آثار اصابت گلوله به نقاط مختلف آن همچنان مشهود است.

این کارشناسان تا کنون چهار نقطه را شناسایی کرده‌اند که احتمال می‌رود تک تیراندازان از آنها، تظاهرکنندگان را هدف قرار داده باشند.

وزارت خارجه بریتانیا از تایید یا تکذیب خبر اعزام کارشناسان کشف جرم به اوکراین خودداری ورزیده و کارشناسان اعزامی هم حاضر نشده‌اند اعلام کنند که از سوی چه نهادی برای انجام ماموریت به کیف رفته‌اند.
پوستر یانوکوویچ به عنوان فراری تحت تعقیب

دستور بازداشت و پیگرد قانونی یانووکویچ صادر شده است

همزمان، هنادی موسکال، نماینده پارلمان اوکراین، به خبرنگار بی‌بی‌سی گفته است که شواهدی در دست است که نشان می‌دهد دستور تیراندازی مستقیم به سوی تظاهرکنندگان از سوی “عالی‌ترین سطوح دولت” صادر شده بود.

در روزهای اخیر تصاویری از تظاهرکنندگان دولتی انتشار یافته که افرادی را به عنوان تک تیراندازان پلیس دستگیر کرده و برای تنبه، به محل کشته شدن قربانیان تظاهرات روز پنجشنبه برده‌اند. در عین حال، تصاویری هم در دست است که برخی از نظاهرکنندگان را در حال حمل اسلحه نشان می‌دهد.
اتهام علیه رئیس جمهوری مخلوع

روز شنبه این هفته، نمایندگان پارلمان اوکراین با انتقاد از واکنش خشونت آمیز ماموران دولتی نسبت به تظاهرات اعتراضی در کیف، به خلع ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهوری، از این سمت رای دادند و رئیس مجلس را تا زمان برگزاری انتخابات جدید، به کفالت ریاست جمهوری منصوب کردند.

روز پنجشنبه هفته گذشته، در حالیکه تظاهرکنندگان مخالف ویکتور یانووکویچ با عبور از صف ماموران پلیس ضد شورش در صدد اشغال برخی ساختمان‌های دولتی بودند، افرادی به سوی تظاهرکنندگان آتش گشودند که در نتیجه آن، دست کم دوازده نفر جان خود را از دست دادند.

در پی این واقعه، معترضان گفتند که دست کم دو تک تیرانداز پلیس را با تفنگ دوربین‌دار در حال تیراندازی مستقیم به سوی مردم غیرمسلح مشاهده کردند. گزارش‌هایی از حضور تک تیراندازان در چند نقطه دیگر نیز انتشار یافت که مخالفان آنان را هم ماموران دولتی دانسته‌اند.
خانه دادستان کل سابق

تعدادی از مقامات دولت سابق به سرکوب مردم و فساد مالی متهم هستند

پزشکانی که در صحنه حضور یافتند به گزارشگران گفتند که تیراندازی توسط افراد کاملا حرفه‌ای صورت گرفته بود که ناحیه سر، گردن و سینه تظاهرکنندگان را به دقت هدف قرار داده‌ بودند.

قتل تظاهرکنندگان باعث بروز واکنش تند مخالفان آقای یانوکوویچ و تصمیم پارلمان به برکناری او شد. روز گذشته به نقل از منابع دولتی اوکراین گزارش شد که دادستانی این کشور دادخواستی را علیه رئیس جمهوری برکنار شده صادر کرده و خواستار بازداشت و محاکمه او شده است. از محل کنونی اقای یانوکوویچ اطلاعی در دست نیست.

علاوه بر رئیس جمهوری برکنار شده، دستور توقیف دارایی و پیگرد چند تن دیگر از مقامات سابق اوکراین به جرم سرکوب مردم و فساد مالی صادر شده است. مخالفان آقای یانوکوویچ او را به فساد مالی متهم کرده و ارتباط با متحدان ثروتمند رئیس جمهوری روسیه را نیز یکی از انگیزه‌های او در حمایت از ارتباط نزدیکتر با روسیه دانسته بودند.

تظاهرات ضد دولتی اوکراین در ماه نوامبر و در واکنش به تصمیم ویکتور یانوکوویچ در انصراف از همکاری اقتصادی نزدیکتر با اتحادیه اروپا و تصمیم به تحکیم ارتباط تجاری با روسیه آغاز شد. در هفته های بعد این تظاهرات به اعتراضات سیاسی علیه گرایش رئیس جمهوری به دولت روسیه منجر شد.

به گفته برخی ناظران، این تظاهرات نشانه اختلاف موجود در جامعه اوکراین بر سر ادامه روابط سنتی با روسیه یا گرایش به اروپای غربی است.

روز سه شنبه، ۶ اسفند (۲۵ فوریه)، برخی منابع خبری از برگزاری تظاهرات پراکنده طرفداران اتحاد با روسیه در برخی نقاط اوکراین و درگیری بین آنان و مخالفان ویکتور یانوکوویچ خبر دادند اما در مورد دامنه این تظاهرات و درگیری بین دو طرف هنوز گزارش مستقلی در دست نیست.

بحران سیاسی اوکراین باعث موضعگیری متفاوت روسیه و قدرت‌های غربی و بروز اختلاف بین آنها نیز شده و به این مساله ابعاد بین المللی بخشیده است. روسیه با تکرار موضعگیری اقای یانوکوویچ، برکناری او را کودتا خوانده است و کشورهای غربی روسیه را از دخالت در امور داخلی اوکراین برحذر داشته‌اند.

برچسب‌ها: اوکراین, سیاسی

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .