اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jun 21 2013

هرانا؛ ارسال اس‌ام‌اس تهدید آمیز از سوی وزارت اطلاعات

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خبرگزاری هرانا: ستاد خبری وزارت اطلاعات با ارسال اس‌ام‌اس، فعالین سیاسی و مردم عادی را تهدید نمود.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی چند روز گذشته ستاد خبری وزارت اطلاعات با ارسال اس‌ام‌اس هایی به فعالین سیاسی و مردم عادی ایشان را تهدید کرده است.

در این اس‌ام‌اس ها که غالبا به دست مشترکین تهرانی رسیده است نوشته شده: “رفتار هنجارشکنانه شما رصد شد. تکرار آن موجب برخورد قانونی خواهد شد.”

No responses yet

Jun 21 2013

دموکراسی؛ آرزویی دست‌نیافتنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ژانت آفاری و راجر فریدلند مدرس در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا

عملکرد جوانان ایرانی در رای‌دادن به یک روحانی دیوان‌سالار[ حسن روحانی] که تقریبا هیچ وجه مشترکی با آنان ندارد شگفت‌انگیز است. به احتمال زیاد رای به او برای پیشگیری از یک رویارویی خطرناک با جهان غرب و شاید هم حذف تحریم‌های فلج کننده آمریکا بوده است.

جوانان ایرانی به روحانی رای دادند چرا که خواستار دموکراسی بودند. به این دلیل این حرف را می‌زنیم که ما سال گذشته یک کلیک پرسشنامه بی‌نام را در فضای مجازی اینترنت فارسی منتشر کردیم و در آن نظر این جوانان را در خصوص مذهب، جنسیت و سیاست پرسیدیم.

بیش از دو هزار ایرانی که در ایران به‌دنیا آمده‌اند و در حال حاضر نیز ساکن ایران هستند، دست کم به بخش‌هایی از این پرسشنامه، پاسخ دادند؛ پرسشنامه‌ای که ما زیر نظر مرکز تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا آماده کرده‌بودیم. اغلب پاسخ‌دهندگان جوانانی با تحصیلات عالی بودند. هشتاد درصد آنها زیر سی‌سال یودند و نود درصد‌شان تحصیلات دانشگاهی داشتند و به وضوح به‌وسیله اینترنت با جهان پیرامون خود در ارتباط بودند.

آنها شدیدا معتقد به جدایی دین از سیاست بودند. درست است که دو سوم آنان عقیده داشتند «قرآن کلام الهی است» اما وقتی از آنان پرسیدیم اگر بین قانون شریعت و قوانین مصوبه توسط قانون‌‌گذارانی که به شیوه دمکراتیک انتخاب شده‌اند، تضادی وجود داشته باشند چه می‌کنند؟ سه چهارم آنها از قانون دمکرات جانب‌داری کردند. تنها کمتر از چهاردرصد پاسخ دهندگان عقیده داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای متشکل از روحانیون حل شود؛ وضعیتی که در حال حاضر در ایران حاکم است.

از زمان سرنگونی شاه پس از انقلاب ۵۷، بیش از سی سال گذشته و ایرانی‌ها از آن زمان زیر نظر یک حکومت دینی زندگی می‌کنند. پاسخ ایرانیان به پرسش‌نامه ما با پاسخ‌های ساکنان ترکیه، تونس و مصر- به همان سوالات- بسیار متفاوت بود؛ کشورهایی که احزاب‌ اسلام‌گرا تازه در آنها به قدرت رسیده‌اند.

در ترکیه تنها کمی بیش از نیمی از پاسخ‌ دهندگان ( پنجاه و هشت درصد) خواهان برتری قانون دمکراتیک بر قانون اسلامی بودند. در تونس این رقم به بیست و شش درصد کاهش می‌یافت. در مصر، که اخوان‌المسلمین تازه در آن به قدرت رسیده‌، تنها ده درصد پاسخ‌دهندگان خواستار برتری دمکراسی بر مذهب بودند. در واقع یک سوم جوانان مصری باور داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای از روحانیون مذهبی حل و فصل شود؛ یعن همان مدلی که در حال حاضر در ایران اجرا می‌شود و پاسخ‌دهندگان ایرانی به شدت آن را رد کرده‌بودند.

پس از زندگی زیر لوای روحانیت و قوانین اسلامی برای چند دهه، حالا دیگر ایرانی‌ها به برتری قوانین دمکراتیک بر قوانین اسلامی، بسیار بیشتر از همتایان خویش در کشورهای دیگر خاورمیانه معتقدند. وقتی اسلام‌گرایان یک حکومت نظامی تمامیت‌‌خواه را سرنگون می‌کردند، در واقع حمایت گسترده‌ای برای خود جلب کردند.

اما با گذشت زمان جوانان ایرانی متوجه شدند که قیمتی که آنها باید برای اسلام‌گرایی والدین خود بپردازند بسیار گزاف است. تغییر در ایران می‌تواند از داخل شروع شود، از شهروندان جوانی که تحصیل‌کرده‌ترین بخش جمعیت هم هستند. برای اینکه صدای آنان شنیده شود ایران احتیاج دارد که واقعا به یک جمهوری – نه تنها در اسم- تبدیل شود.

این مقاله برای اولین بار در کلیک روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است.

No responses yet

Jun 21 2013

«شاه‌کلید» در کنار اعضای ستاد «کلید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: حضور «شاه‌کلید» قتل‌های زنجیره‌ای در کنار حسن روحانی، در مراسم تقدیر از فعالان ستاد انتخاباتی رئیس جمهوری منتخب، از جمله نکات بارز برنامه دیروز بود.

وقتی حسن روحانی برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری با حجت‌الاسلام یونسی هم‌راه شد، کمتر کسی انتظار داشت در مراسم شادباش بعد از انتخابات، وزیر اطلاعات دوران هاشمی رفسنجانی نیز را در کنار رهبر جنبش «کلید» ببیند.

حسن روحانی که به عنوان یکی از قدیمی‌ترین مسوولان امنیتی کشور شناخته می‌شود، از دهه ۶۰ با وزرای اطلاعات کابینه‌های مختلف همکاری نزدیکی داشته است. با این حال، تا پیش از روز انتخابات، سخنی از رابطه روحانی با علی فلاحیان که به عنوان وزیر اطلاعات متهم به عاملیت و آمریت قتل ده‌ها منتقد نظام در داخل و خارج از کشور بوده، به میان نیاورده است.

با این حال، طرح نام حسن روحانی به عنوان یکی از کسانی که از او به عنوان عضو کمیته‌ تصمیم‌گیری انفجار مرکز یهودیان آرژانتین نام برده شده، می‌تواند رابطه او و علی فلاحیان را معنی‌دار کند.

لازم به ذکر است که حسین فریدون، برادر حسن روحانی سال‌ها همکار فلاحیان بوده است.

No responses yet

Jun 21 2013

ملیجکِ هاشمی رفسنجانی و خمره رنگ رزی اصلاح طلبان حکومتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: در روزهای آینده اصلاح‌طلبان حکومتی به همراهی بوق‌های تبلیغاتی رسانه‌های استعماری سعی خواهند کرد سطح خواسته‌های مردم را کاهش دهند و ضمن پاک کردن حافظه تاریخی مردم از وقایع سالیان گذشته جنایت‌کاری به نام علی خامنه‌ای و تفکر پوسیده ولایت فقیه را از زیر ضرب خارج کنند.

اعلامیه سبز: با درود و هزارن درود بر شیر زنان و دلاور مردانی که به ننگ و خفتِ بازیچه شدن در دستگاه اهریمنی ضحاک زمان، کاوه وار «نه» گفتند و پرچم شرف و غرور ملی را در اهتزار نگاه داشتند.

نمایش حکومتی خرداد ۹۲ با بیرون کشیدن یک چهره امنیتی و اطلاعاتی از «صندوق تجمیع آرا» به پایان رسید. حسن روحانی نماینده روضه خوان علی خامنه‌ای در شورای عالی امنیت رژیم ولایت فقیه از سال ۱۳۶۸، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۷۹، نماینده مجلس به اصطلاح خبرگان رهبری از سال ۱۳۷۸، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک نظام اهریمنی از سال ۱۳۷۱، معاون فرمانده شش سال کشورگشایی و «تهاجم مقدس» به خاک عراق، یکی از عوامل سرکوب قیام دانشجویی سال ۷۸، توهین کننده به جنبش سبز و قیام آفرینان عاشورای ۸۸ و ۲۵ بهمن ۸۹ و یکی از سینه چاکانِ سرسپرده در درگاه فرعون زمان، پس از زد و بندهای پشت پرده در یکی دیگر از خیمه شب بازیهای رژیم منحوس ولایت فقیه از «اتاق تجمیع آرا» بیرون کشیده شد و در پست «تدارکات‌چی» ولی فقیه منصوب گشت.

در این شعبده بازی جدید، ملیجکِ دست پرورده هاشمی رفسنجانی طی چند روز در خمره رنگ‌رزی اصلاح‌طلبان حکومتی به عنوان «اصلاح‌طلب» رنگ گردید و با زور و ضرب بوق‌های تبلیغاتی استعماری و ماله کشان حرفه‌ای به عنوان ناجی جدید به ملت قالب گردید تا شاید از برکت این حرکت جان نثارانه در «حفظ نظام شیطانی» تکه استخوانی از خوان گسترده چپاول و غارت نصیب اصلاح‌طلبان حکومتی گردد و چراغ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی تحت لوای نام اصلاح طلبی روشن بماند.

مهندسی آرا این بار به طرز مضحکی علاوه بر کاهش پنج میلیونی تعداد واجدین شرایط از پنجاه و پنج میلیون به پنجاه میلیون، تعداد کل شرکت کنندگان را رقم هفتاد و دو درصد از واجدین شرایط و رای نفر پیروز را در مرز پنجاه درصد و حدود هیجده میلیون اعلام کرده است. از طرفی رای پنج نامزد دیگر نیز در همین اندازه توزیع شده است. رژیم منحوس ولایت فقیه به طرز آشکاری چند هدف عمده را از این عدد سازیها دنبال می‌کند:

۱- نمایش به اصطلاح دقت در سیستم رای گیری در نظام جمهوری ولایت فقیه تا آنجا که رژیم قادر به جابجایی حتی چهارصد هزار رای برای کشاندن این نمایش مسخره به دور دوم نیز نبوده است.

۲- رد هرگونه تقلب در انتصابات ۸۸ و زیر سوال بردن ادعای پایه ای در شکل گیری جنبش سبز.

۳- نشان دادن و جا انداختن پایه اجتماعی ۵۰ درصدی انصار ولایت منحوس فقیه تحت عنوان اصول گرایی.

۴- سرمایه گذاری برای انجام مهندسی‌های آتی با توجه به پایه اجتماعی ذکر شده.

از پس از اعلام نتایج مهندسی شده آرا، جریان ورشکسته فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی، خروج این عنصر امنیتی معلوم الحال از ءاتاق تجمیع آرأ را پیروزی خویش تلقی می‌کند و شادی و هلهله سر داده است که توانستیم بار دیگر وظیفه «حفظ نظام» را به انجام برسانیم، کارایی خویش را در بارگاه ولایت نشان دهیم و دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی شانزده ساله تحت لوای نام اصلاح طلبی را حفظ کنیم! آری! آنجا که پای منافع و سهم از خوان چپاول و غارت است به مانند مور و ملخ از سوراخهای خود به بیرون می خزند و متحد و همصدا سهم خویش را طلب می کنند ولی آنگاه که زمان دفاع از حقوق ملتی مظلوم است هیچ اثر و نشانه‌ای از ایشان نیست و این است ماهیت جریان منحطی که سر در آخور رژیم شیطانی دارد.

خبر بد برای ورشکستگان فکری و سیاسی اصلاح‌طلب حکومتی آن است که این هلهله و شادی نیست! این سوگواری شما بر سر گور اصلاح‌طلبی حکومتی است. با این خودفرشی که با وقاحت تمام به انجام رساندید و خود را بازیچه‌ی کثیف‌ترین و منفعت‌طلب ترین فرد این نظام شیطانی کردید، همان تتمه آبروی خود را نیز بر باد دادید. این چگونه پیروزی است که برای آن موسوی و کروبی را به فروش رساندید و ءراه سبز امیدٔ را در پیش پای «راه سبز رفسنجان» ذبح نمودید؟ اکنون چه تفاوت است میان شما و دیگر باندهای مافیایی چپاول و غارت در نظام شیطانی که برای دریدن ملت ایران دندان تیز کرده‌اند؟

حسن روحانی، این چهره امنیتی و ملیجکِ هاشمی رفسنجانی و سرسپرده دستگاه جهل و جنایت، برای شما چه می خواهد بکند؟ دیر نیست که ماهیت ذاتی نظام شیطانی خود را در عمل تحمیل خواهد کرد و آنگاه تشخیص سره از ناسره به مانند روز بر همگان آسان خواهد بود. به قماری ابلهانه دست زدید که نتیجه آن از هم اکنون آشکار است. برنده این قمار ابلهانه، هاشمی رفسنجانی از کثیف ترین و منفعت‌طلب ترین معماران این بنای شیطانی و روضه‌خوان علی خامنه‌ای کارگردان سیرک جمهوری اسلامی خواهد بود. هاشمی رفسنجانی همان کسی است که تنها پس از گذشت ساعاتی از اعلام نتایج نمایش مسخره خرداد ۹۲ آن را نمونه ای از «دموکرات ترین انتخابات دنیا» معرفی می کند. راستی چه خوب شد که از ملیجکِ هاشمی رفسنجانی حمایت کردید تا معنی و مفهوم انتخابات آزاد از دید حضرات کاملاً مشخص گردد! پس انتخابات آزاد یعنی انتخاباتی که تنها سهم شما در آن رعایت شود. به راستی بهتر از این نمی توانستید نقاب های تزویر را بدرید. آفرین!

همرزمان و همراهان!

شرکت بخشی از جامعه ما در نمایش خرداد ۹۲ یک اشتباه تاریخی دیگر همانند اشتباه تاریخی خرداد 76 بود. بار دیگر بدون بررسی و تحقیق و در یک فرآیند احساسی که با صحنه گردانی اصلاح طلبان حکومتی و رسانه های استعماری به انجام رسید یک عنصر معلوم الحال امنیتی با خرج از کیسه مردم ایران به سمت تدارکاتچی رژیم اهریمنی منصوب گردید.

تفاوت عمده در شرایط کنونی نسبت به خرداد ۷۶ جامعه‌ای آگاه تر و روشن تر و همچنین برخورداری جنبش آزادیخواهی از تجربه شانزده ساله ی فریب و دروغی به نام اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی است.

اگر در جریان پروژه اصلاح‌طلبی قلابی و حکومتی حدود شش تا هفت سال طول کشید تا جنبش آزادی‌خواهی مسیر مستقل خویش را پیدا نموده و از زیر سایه سنگین اصلاح‌طلبان حکومتی خارج شود خوشبختانه در شرایط کنونی تنها پس از گذشت ساعاتی این امر محقق شده است. این موجی است که در روزهای آتی و با خارج شدن وضعیت از شرایط احساسی کنونی تقویت خواهد شد در تحلیل ما در صورت هشیاری جنبش آزادیخواهی و پس از فروکش کردن موج احساسی کنونی تنها چند ماه کافی خواهد بود تا واقعیات ذاتی رژیم ولایت فقیه در عمل تحمیل شود و دکان ورشکسته اصلاح‌طلبان حکومتی که با شعبده بازی جدید، رونق کاذبی گرفته است به صورت کامل تعطیل گردد.

اعلامیه سبز، خروج عنصر معلوم الحال امنیتی به نام حسن روحانی از اتاق تجمیع آرا را حرکتی از سوی رژیم ولایت فقیه برای کاهش فشارهای داخلی و خارجی ارزیابی می‌کند و در شرایط کنونی تمامی هم‌رزمان در این حرکت عظیم را به آگاهی رسانی گسترده در مورد گذشته تاریک این تدارکاتچی جدید نظام اهریمنی و همدستی رسانه های استعماری در تحقق شرایط کنونی فرا می خواند و مجدداً بر این نکته پای می فشارد که در جنگ گرگ‌ها در نظام منحوس ولایت فقیه و در کوران حوادث پیش رو شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» قطب نمای حرکتی ماست.

در روزهای آینده اصلاح‌طلبان حکومتی به همراهی بوق های تبلیغاتی رسانه‌های استعماری سعی خواهند کرد سطح خواسته‌های مردم را کاهش دهند و ضمن پاک کردن حافظه تاریخی مردم از وقایع سالیان گذشته جنایتکاری به نام علی خامنه ای و تفکر پوسیده ولایت فقیه را از زیر ضرب خارج کنند.

در شرایط حساس کنونی وظیفه ملی و میهنی تمامی همرزمان در این حرکت عظیم است که فارق از دیدگاههای مختلف، ضمن احترام به ماهیت رنگارنگ جنبش آزادی‌خواهی به صورت مشترک با هدف قرار دادن چوپان گله گرگها ضمن بازگرداندن انسجام به جنبش آزادی‌خواهی، ابتکار عمل را از دست فرصت طلبان خارج کنند. بار دیگر تاکید می‌گردد که به علت همراهی بوق‌های تبلیغاتی رسانه‌های استعماری با ورشکستگان فکری و سیاسی اصلاح‌طلب حکومتی انجام این مهم همراهی و عزم ملی را طلب می‌کند.

رژیم منحوس ولایت فقیه، غوطه‌ور در بحران‌های مرگ‌بار، ظرفیت باز کردن فضای سیاسی را ندارد و به زودی بر همگان مشخص خواهد شد که خیانت کاران حرفه‌ای این‌بار چگونه برای حفظ دکان عافیت طلبی و منفعت طلبی خویش بار دیگر بر جنبش آزادیخواهی خنجر زده اند.

به امید ایرانی آباد، آزاد و سربلند و برای تمامی ایرانیان

No responses yet

Jun 20 2013

غیبت معنی دار در دو شب جشن ملی: نیروهای خودسر، ناخودسرند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عصرایران: نیروهای خودسر قبلاً همه جا بودند. از کنسرت شجریان تا درِ خانه هاشمی. ولی در این چند روز گذشته، اثری از نیروهای خودسر نبود که نبود. اگر قبلاً محرک‌هایی وجود داشت که نیروهای خودسر را تحریک می‌کرد …
عصر ایران؛ اهورا جهانیان – ایران در هفته جاری، یکی از شادترین کشورهای جهان بود. پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی، شادی بی‌نظیری به جامعه ایران تزریق کرد.

دو بار حضور خودجوش و طولانی‌مدت مردم در خیابان‌های شهرهای گوناگون، بویژه تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور، از زوایای گوناگونی قابل بررسی است. مثلاً از منظر کمبود شادی در جامعه ایران؛ و یا از منظر فقدان خشونت در شادی‌های خودجوش مردم ایران. برخلاف بسیاری از کشورهای دنیا، در ایران وقتی که مردم به خیابان‌ها می‌ریزند تا پیروزی‌ای ملی را جشن بگیرند، کارشان به خشونت و درگیری نمی کشد.

اما در این یادداشت کوتاه، به نکته دیگری می‌پردازیم که جنبه سیاسی دارد. شنبه شب و سه‌شنبه شب که شهر تهران آکنده از حضور شاد و آزاد مردم بود، هیچ اثری از نیروهای خودسر نبود. انبوهی از ایرانیان به خیابان‌ها آمدند و فریاد شوق کشیدند و خواندند و زدند و رقصیدند و آخر سر بی‌دردسر به خانه‌هایشان بازگشتند.

شادی توام با رقص و آواز ایرانیان در این “شب‌های روشن”، چندان در دایره خطوط قرمز رسمی تعریف شده برای رفتارهای اجتماعی، نمی‌گنجید ولی با این حال، هیچ کجا هیچ خبر و هیچ اثری از نیروهای خودسر نبود.

پیشترها، نیروهای خودسر به کنسرت شجریان هم رحم نمی‌کردند! اواسط دهه هفتاد بود که محمدرضا شجریان در نمایشگاه بین‌المللی تهران چند شب کنسرت داشت و هر شب نیروهای ظاهراً خودسر با حضور تهدیدآمیزشان در اطراف محل کنسرت جمع می‌شدند، به مردم چشم‌غره می‌رفتند و اواخر کنسرت نیز که شجریان یکی دو تصنیف درخواستی مردم را برایشان می‌خواند، درها را باز می‌کردند و جلوی در ورودی سالن کنسرت می‌ایستادند که یعنی زودتر تمامش کنید! آن قدر این رفتارها را تکرار کردند که استاد را آزرده‌خاطر کردند و او هم اجرای شب آخر را لغو کرد.

پس از آن، در دوران هشت ساله خاتمی، همه جا سر و کله نیروهای خودسر پیدا بود. در انواع و اقسام تجمعات سیاسی مجوزدار، مردمی که به خاتمی رای داده بودند، باید طعم حضور تهدیدآمیز نیروهای خودسر و گاهی نیز طعم مشت و لگد آنها را می‌چشیدند. میتینگ بدون چک و لگد که میتینگ نبود و هیجانی نداشت! وزرای خاتمی نیز توسط همین نیروهای خودسر گوشمالی داده شدند. متفکران دگراندیش و خیلی‌های دیگر نیز هم.

در دوران احمدی‌نژاد، نیروهای خودسر پیشرفت بیشتری کردند و کارشان بالا گرفت. آنها دیگر به لغو کنسرت‌های مجوزدار شهرهایی مثل مشهد راضی نبودند. سخنرانی نوه امام را هم در حرم امام به هم می‌زدند. حتی وقتی که با احمدی‌نژاد هم چپ افتادند، سخنرانی رئیس‌جمهورشان را نیز خراب کردند. صابونشان به تن ناطق نوری هم خورد؛ ناطقی که روزگاری برای پیروزی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری، چه کارها که علیه خاتمی نکردند. به در خانه هاشمی رفسنجانی هم رفتند و هاشمی و خانواده‌اش را به دشنام‌های آبدار میهمان کردند. قصه فائزه هاشمی و جوان ارزشی شهر ری هم که زبانزد عام و خاص شد و صدای مخالفان هاشمی را هم درآورد که آخر این‌جا دیگر کجاست و این دیگر چه رسمی است؟! آخر سر به سراغ علی لاریجانی هم رفتند و حرم حضرت معصومه (س) را با غوغاکده‌‌ی سیاسی خود اشتباه گرفتند. در کش‌رفتن مجسمه‌های تهران هم ظاهراً دستی داشتند!

آری، نیروهای خودسر همه جا بودند. از کنسرت شجریان تا درِ خانه هاشمی. ولی در این چند روز گذشته، اثری از نیروهای خودسر نبود که نبود. اگر قبلاً محرک‌هایی وجود داشت که نیروهای خودسر را تحریک می‌کرد به خودسری، همه این محرک‌ها در این “شب‌های روشن” نیز وجود داشت. از شعار مردم تا اطوار مردم. از پوشش مردم تا جوشش مردم. اینکه نیروهای خودسر این دو شب را بی‌خیال شدند و به شادی و آزادی مردم رحم کردند، به خوبی نشان می‌دهد که گام نهادن آنها در میدان خودسری، دلیل و منشاء دیگری دارد.
نوع پوشش و طرز رفتار و اندکی شعار مردم نیست که زمینه‌ساز تاخت و تاز خودسرانه آنها می‌شود. مشکل چیز دیگری‌ست و در جای دیگری‌ و نیروهای موسوم به خودسر ، نه خودسر که ناخودسرند و تا دستور نرسد ، نمی تازند. اگر این نیروهای به ظاهر خودسر ، شأنی بیشتر از سایرین برای خود قائل نباشند دیگر هیچ کنسرت و هیچ میتینگ سیاسی‌ای به هم نمی‌خورد. هیچ دگراندیش و سیاستمداری کتک نمی‌خورد. همه چیز بر مدار قانون پیش خواهد رفت. متخلفین احتمالی میتینگ‌ها و تجمعات نه به چوب و چماق نیروهای خودسر، که به چوبدستی قانون و عدالت تادیب می‌شوند. کار ممکلت بر چرخ قانون می‌چرخد و روزگارِ خوشِ نورسیده‌ی ایرانیان، خوشتر می‌شود و رفتارها و روندهای عقلانی و قانونی در جامعه ایران، نهادینه می‌شود.

No responses yet

Jun 20 2013

تایمز لندن:پس از شکست گروه هشت در قانع کردن روسیه، غرب در سوریه به دنبال کودتا از طریق نزدیکان اسد است:

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

العربیه: روزنامه بریتانیایی “تایمز” روز پنج شنبه 20-6-2013 در گزارشی از یک طرح غربی برای کودتا علیه بشار اسد توسط نظامیان نزدیک وی جهت پایان دادن به بحران در این کشور خبر داد.

به گزارش تایمز دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا روز گذشته از نزدیکان بشار اسد خواسته است به رژیم سوریه پایان دهند و نقش مؤثری در آینده سوریه داشته باشند.

بر اساس این طرح در صورتی که نزدیکان اسد از طریق کودتا به رژیم سوریه پایان دهند از پیگرد قانونی علیه آنها جلوگیری خواهد شد .

برخی گزارش های رسانه ای فاش کرد که پس از شکست “گروه هشت” در قانع کردن روسیه در برکناری اسد ، کشورهای غربی ، دیگر راههای پایان دادن به رژیم سوریه از جمله کودتا علیه رئیس جمهور این کشور را بررسی می کنند.

روزنامه تایمز ضمن پرداختن به جزئیاتی از این طرح نوشته است :” رهبران کشورهای گروه هشت در اجلاس خود در ایرلند شمالی بر این باورند که می توان به برخی از نزدیکان اسد فرصت داد تا از طریق کودتا علیه رئیس جمهور سوریه ، در آینده این کشور نقش داشته باشند.”

رهبران گروه هشت به افسران و شخصیت های امنیتی نزدیک به اسد تضمین داده اند در صورت سرنگونی اسد از پیگرد قانونی علیه آنها جلوگیری خواهد شد.

No responses yet

Jun 20 2013

حماس: مناسبات با ايران از لحاظ سياسی و مالی آسيب ديده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,خاورمیانه,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سازمان فلسطينی حماس می‌گويد مناسباتش با جمهوری اسلامی ايران به خاطر اختلاف نظرهای عميق بر سر سوريه آسيب ديده است و ايران پول کمتری در اختيار حماس می‌گذارد.

به گزارش خبرگزاری رويترز، سران حماس تاييد می‌کنند که حمايت آنها از معارضين سوری، در حالی که جمهوری اسلامی ايران پشتيبان حکومت بشار اسد است، موجب تعميق اختلاف‌های آنها با رهبران ايران شده است.

غازی حمد، معاون نخست وزير حماس در غزه روز چهارشنبه، بيست و نهم خرداد، گفت «مناسبات حماس و ايران، چه در سطح سياسی و چه در سطح کمک‌های مالی ايران به حماس، آسيب ديده است».

وی در پاسخ به پرسش رويترز که ميزان پولی که ايران به حماس می‌دهد چقدر کاهش يافته است، گفت «بدون وارد شدن به جزييات، تنها می‌توان گفت که هنوز به سطح تحريم حماس نرسيده است».

با وجود اين، مقام ارشد حماس گفت که اين جنبش فلسطينی «همچنان در کنار ملت سوريه می‌ايستد».

رويترز به نقل از «يک مقام ديپلماتيک منطقه» نوشته است که جمهوری اسلامی ايران تا پيش از اين، ماهيانه بيست ميليون دلار به حماس هديه می‌کرد که حماس از جمله با آن، بخشی از حقوق هر ماه پنجاه هزار کارمند دولت اسماعيل هنيه در غزه را می‌پرداخت.

رويترز نوشته که معلوم نيست منبع تامين حقوق کارمندان دولت حماس در ماه‌های گذشته کدام کشور است.

سران حماس به تازگی مناسبات گسترده‌تری با امير قطر برقرار کرده‌اند و خالد مشعل و برخی ديگر از سران حماس پس از ترک هميشگی سوريه، در دوحه و ترکيه زندگی می‌کنند.

رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه اين هفته با خالد مشعل و اسماعيل هنيه مقامات ارشد حماس که به آنکارا دعوت شده بودند، ديدار کرد.

حماس از آغاز برپايی خود در اواخر دهه هشتاد ميلادی مناسبات بسيار نزديکی با حاکميت ايران داشته و يکی از دلايل متهم شدن جمهوری اسلامی به حمايت از تروريسم، پشتيبانی از سازمان حماس است.

آمريکا حماس را در فهرست سازمان‌های تروريستی قرار داده است و باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا ماه مارس امسال از اتحاديه اروپا خواست رويه مشابهی را در قبال حماس در پيش گيرد.

حماس هر چند از بستر اخوان المسلمين برخاسته و سنی است اما از بدو تشکيل خود به عنوان يکی از بازوهای جمهوری اسلامی در منطقه شناخته شده است.

آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بهمن ماه گذشته گفت: «درارتباط با مقاومت عليه رژيم صهيونيستی، ايران از بيان حمايت خود از سازمان‌های مختلف باکی ندارد و هر گروهی در هر جای جهان که در برابر اين رژيم بايستد، مورد حمايت ايران بوده و خواهد بود».

در آغاز بحران داخلی سوريه، سران حماس از موضع گيری روشن در اين باره خودداری می‌کردند اما با ادامه اين جنگ داخلی، از خيزش مردم سوريه حمايت کرده و در ماه‌های گذشته نيز آشکارا در کنار معارضين قرار گرفته و به آموزش آنها اقدام کرده‌اند.

حماس اين هفته حزب الله را نيز فرا خواند که شبه نظاميان خود را از سوريه بيرون برد تا تفرقه مذهبی در منطقه عميق‌تر نشود.

اين فراخوانی در حالی بود که حماس تا چندی پيش در کنار حزب الله، محور قوی همپيمانی با ايران را در منطقه تشکيل می‌داد.

حسن نصرالله دبيرکل حزب الله طی هفته‌های گذشته تاکيد کرد که حضور نيروهايش در سوريه برای کمک به بشار اسد، امر پنهانی نيست.

غازی حمد، معاون نخست وزير حماس در مصاحبه با رويترز گفت: «در ارتباط با مقاومت حزب‌الله عليه اسرائيل، حماس در کنار حزب الله بوده ولی مخالف موضع حزب الله در مورد سوريه است».

حسن روحانی رييس جمهوری منتخب ايران روز دوشنبه بيست و هفتم خرداد در کنفرانس خبری تهران از حمايت آشکار از بشار اسد خودداری کرد و گفت سرنوشت ملت سوريه را مردم سوريه رقم می زنند، که اين سخنان او با کف زدن‌های شماری از خبرنگاران ايرانی و عرب حاضر در اين نشست روبرو شد.

آقای روحانی در آن همايش خبری، اشاره ای به ارتباط‌های ايران با حزب الله و حماس نکرد اما بر تلاش برای بهبود مناسبات ايران با عربستان سعودی و همه کشورهای منطقه تاکيد کرد.

هنوز معلوم نيست که رييس جمهوری منتخب ايران درمورد حماس و حزب الله رويه گذشته ايران را ادامه خواهد داد يا نه.

بسياری از رای دهندگان به حسن روحانی، در شعارهای روزهای گذشته در خيابان‌های شهرهای ايران تکرار کردند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ايران».

رهبران ميانه روی فلسطينی اميدوارند که ايران تعميق مناسبات با آنها و حکومت خودگردان فلسطينی را بر ادامه نزديکی ايران با حماس، ترجيح دهد.

محمود عباس رهبر تشکيلات خودگردانی در ميان نخستين رهبران جهانی بود که پيروزی آقای روحانی را به او شادباش گفت اما سران حماس نيز که هميشه مناسبات نزديک تری با سپاه پاسداران و اصولگرايان در حاکميت ايران داشتند، برای رييس جمهوری منتخب اعتدالگرای ايران، پيام شادباش فرستادند.

No responses yet

Jun 20 2013

پاسخی به ده نمکی که نه چماقدار است، نه خشونت طلب، بلکه بی ام سوار است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

آینده: در شادی مردم شریک باش. نمی بینی سواره و پیاده همه از شادی لبریزند و ایران جان گرفته است؟ تو چرا این مواقع این همه داغانی؟ عمو عزت که جوابت نکرده است. آن چماق پربرکت از چاه نفت غیمتی ترشد. اگر ما پرچم بالا می گیریم، تو چماقت را بالا بگیر که هرچه مردم بخواهند، همان خواهد شد. تهمت به این و آن هم نزن که من انقلابیم و دیگری ضد انقلاب است. در انقلابی گری و روش های نادانانه همه ما، کسانی از نظام جدا شدند که باید عذر به درگاه ملت بیاوریم .

آینده آنلاین: علی آستانه، روزنامه نگار در یادداشتی به نوشته جدید مسعود ده نمکی، کارگزدان پاسخ داده است.
ابتدا نوشته ده نمکی و سپس پاسخ علی آستانه را بخوانید.

مسعود ده نمکی :آقای هاشمی!می دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی زند؟!

پیام آقای هاشمی بعد از انتخابات اخیر مبنی بر سلامت کامل انتخابات برای کسانی که چهار سال پش با پیام همسر مکرمه ایشان و همفکرانشان قاعده بازی مردم سالاری را به هم زدند و به جای تبریک به رقیب به آتش افروزی پرداختند شگفت انگیز است.
نه فقط حضرت ایشان بلکه عموم کسانی که پرچم مدارا و تسامح و تساهل و دموکراسی و تحمل مخالف و روشنفکری را مانند چماق بر سر منتقدین خود می کوبند تعریف دوگانه ای از دموکراسی دارند. در منظر این دوستان اگر نامزد پیروز فرد مورد نظر آنها باشد ایران بهترین شکل دموکراسی را دارد و اگر نامزد پیروز رقیب یا مخالف آنها باشد تقلب و مهندسی آرا نام می گیرد.

اساسا این گروه همه چیزشان شبیه هم است در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و حوزه اندیشه هم اینگونه رفتار می کنند مثلا در همین سینما اگر فیلم مد نظر آنها بفروشد می گویند مخاطب اندیشمند و فرهیخته ولی اگر فیلم از آن فرد هم فکر آنها نباشد می گویند فیلم عوام پسند است و مردم ساده پسندند.

اگر در مطالب و ابراز نظرشان توهین و فحش باشد می گویند آزادی بیان است ولی اگر جواب بدهی می گویند هوچیگری و نقد ناپذیری.

اگر سوال کنند اسمش آزادی اندیشه است ولی اگر سوال کنی می گویند تفتیش عقاید است.

اگر سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.

در یک کلام حوزه سیاست و فرهنگ و مدیریت فقط باید در انحصار آنها باشد و از منظر آنها مخالف خوب مخالف مرده است.

انگار غربی ها هم این منش را دارند نمی دانم کدام یک از هم آموخته اند. القاعده خوب القاعده ای است که شیعه بکشد القائده بد القائده ای است که انسان غربی را بکشد. دیکتاتور خوب دیکتاتوری است که در بحرین شیعه بکشد.

علیرضا آستانه: آقای ده نمکی هاشمی رفسنجانی از تو خیلی مردتر است

برادرم مسعود خان! ما چند سالست هم را ندیده ایم. آخرین بار که دیدمت در حوالی میدان فلسطین بود. من داروی بچه را گرفته بودم و سوار پرایدم با تلخی به خانه می رفتم. تو سوار یک ماشین بی ام و شاسی بلند یا چیزی عجیبتر بودی و داشتی دی جی گوش می کردی. درترافیک به هم رسیدیم. داد زدم مسعود و توخودت را به کوچه علی چپ زدی. اشاره کردم شیشه را پایین تر بکش. سرت را که نزدیک آوردی پرسیدم: مسعود! پس تو هم عوض شدی ؟! با دستپاچگی جواب دادی: مال خودم نیست. تلخند زدم و گفتم، پس شوفرشان شدی! گاز ماشینت را گرفتی و به ناکجا رفتی.

اما مسعود جان! من آن شب همه خاطرات را زنده کردم. من همان شب از «هاشمی زنی» توبه کردم. هاشمی قبل از انقلاب هم داشت. اگر انقلابی نبود ، حالا پنجاه برابر همین که الان دارد را به طور طبیعی داشت. اما تو چه داشتی مسعود؟
میلیاردها تومان پول را در بالش یتیمان می گذاری شبها؟ بخشی را به لرستان می فرستی برای چاپ معذرتنامه از خانواده شریف ابراهیم نژاد که جوان و امیدش را ازدست داد در شب کوی؟ بخشی را به جوانان دم بخت محله اتابک می دهی؟
نه. تو سوراخ دعا را پیدا کرده ای. هرجا که کسانی به مخالفت با هاشمی پول خرج کنند ، جنابعالی هستی. به نظرم او مردتر است. گندم نمایی و جو فروشی نمی کند. اراده اش دست خودش است . اراده کرد و سمت مردم و شادیشان آمد. نگفت که مردم با من شادید. گفت من با شادی مردم شادم.

بگذریم. من آدم هاشمی نیستم. کسی که در روزنامه نوشت، باید منتقد قدرت باشد. نه برای شکستنش، برای دیدن چیزهایی که او از آن بالا نمی بیند. اما بعد.
چه کسی تو را اولین بار به یک روزنامه اصلاح طلب معروف برد؟ یادت هست؟ ماه رمضان بود . هی داد می زدی که من می خواهم عدالت و ظلم را نشان دهم. فیلمم درباره فلان و بهمان است. چقدر با دکتر بهزادی، سردبیر اعتماد حرف زدم که تو تیتر یک بشوی! که بیایی صفحه اول روزنامه اصلاحات حرفت را بزنی. که بر گذشته صلوات و تو هم به هنری آغشته ای و حق داری حرفت را بزنی. یادت هست؟

گفتی که وزیر ارشاد وقت همان لید شما را درباره فیلم به کاربرد. بعدها گنده شدی. وزیر فعلی ارشاد گفت که همه فیلم های تو مقدسند. احتمالا جوک های 18+ تو هم مقدس شدند.
یادت می آید دکمه ضبط را موقعی که اسم هاشمی آمد خاموش می کردی؟ تو چرا این همه از هاشمی می ترسی؟ از انتخاب شدنش. از محبوبیتش. از رفاقتش با رهبری. از اینکه مردم او را دلسوز نظام بدانند.

راستی این چیست که نوشته ای؟ اصلاح طلبان با تو بد کردند؟ من یک اصلاح طلب بودم. از جنگ و از ترکش بمباران رسته بودم. روزی که خبر مجروحیت برادرانم را می آوردند، سردر خانه پرچم شهید می زدیم که آماده جان دادن برای انقلاب باشیم. تو اما Business Man جنگ شدی. هنوز است را با ط می نویسی و روزنامه نگار شدی در دوران اصلاحات! زور نامه می نوشتی و روزنامه نگار می خواندیمت. به عنوان یک حقوقدان می گویم، اکثر نوشته هایت مملو از تغلیظ باطل بود. برای معروف شدن به همه معروف ها می پریدی.قا نون مطبوعات هم پشت جلدت بود. آنها را در ساندویچ عکس شهدا می پیچاندی که مسعود به چشم بیاید و لو نرود. حالا که شهره شهری و همه تو را می شناسند، بازهم در باطل خود مصری؟

اما تو آن شب در بی ام و یا هرماشین دیگری بود، لو رفتی.ما دستت را خواندیم آقای جنس بدلی. تو و امثال تو به شهدا بد کردید. هر که دلی داشت و جراتی، جنازه اش در اروند گم شد، چون باکری . یا بر ولیچر افتاد . یا دست قلم کرد. اما تو با آن کاپشن چرمت ماندی که پا بیندازی روی هم برای اهل هنر زیبارو که عاشق مرد «قدرتمند پولدار» بودند.

تو حتی عقبه ات را سوزاندی . من این فکر از سرم نمی افتد که تو اگر فکری داشتی، چرا نشریه ات صبح دوکوهه دو شماره نفروخت و دیدی ضرر است و جمعش کردی؟ پول که داشتی. اما دیگر عقیده ای نداشتی. حالا بر پولهایت غلت بزن برادر. خدا به ما سرمایه قلم داده . تا باشد از این پولدارها که نقدش کنیم .

از هاشمی هم نترس. در خط اعتدالی او میانه میدان فراخ می شود که بچه پولدارهایی مثل تو هم امنیت سرمایه گذاری داشته باشند. اما به عنوان جامعه هنری چابک سوار حرفت را بزن، نه جامعه ارزشی ها . چون مردم به صداقت آدمها نگاه می کنند، نه شعارهایشان. به قول ده، پانزده سال پیش مولا بنز و ویلا نداشت. تو که پول صد تا بنز درب وداغان شهید مطهری و هاشمی را داری. اگر پراید هم سوار بشوی، من سایه بنزهایی را خواهم دید که اسکورتت می کنند. دیگر خالی بندی هم نفرما . ما ترجیح می دهیم بافراستهایی چون هاشمی و خاتمی و روحانی به شرط صدق در کنار رهبری برای ایران و جوانانمان باشند تا ناپخته هایی که برای بریان کردن کبابشان ، لقمه دهان مردم را می سوزانند.

در شادی مردم شریک باش. نمی بینی سواره و پیاده همه از شادی لبریزند و ایران جان گرفته است؟ تو چرا این مواقع این همه داغانی؟ عمو عزت که جوابت نکرده است. آن چماق پربرکت از چاه نفت غیمتی ترشد. اگر ما پرچم بالا می گیریم، تو چماقت را بالا بگیر که هرچه مردم بخواهند، همان خواهد شد. تهمت به این و آن هم نزن که من انقلابیم و دیگری ضد انقلاب است. در انقلابی گری و روش های نادانانه همه ما، کسانی از نظام جدا شدند که باید عذر به درگاه ملت بیاوریم .

یک جمله هم برای تیترت اضافه کنم. که انشاء الله تو با چماقت زنده باشی و مردم با گلهای در دستشان. اما امثال تو سنت بزن بزن را راه انداختند و در طرف مقابل نیروی افراط را پروراندی که آتش بزنند. حالا برای در امان ماندن از گاز اشک آور یا هرچیز دیگر. خداوند این صبح گاه، گلستان آشتی را از دل آتش ها به پیروان مکتب ابراهیم داده و نگاه رحمتگر پیامبر گونه در همه ایران درحال جان گرفتن است. بت درونمان را ابراهیم وار بشکنیم تا عاقبت نمرود را خداوند در عاقبتمان ننویسد.
امثال من هم در این چهارسال نوشتند که مردم صاحبان این کشور و نظامند و حتی سطل آشغال هم سرمایه مملکت است . خدا را شکر که کسی دیگر مردم را آشغال و خس و خاشاک نمی داند و جواب هم نمی شنود. کمی فکر کن که تو بجای فکر کردن به موقعیت های استثنایی و رانت های طلایی ، بهتر است بنشینی و هنر بپرورانی و در این گلستان، فیلمی دیگر از آشتی و مودت بسازی. نترس ایران ، اعتدال و اصلاحات و گسترده شدن چتررهبری برای زعامت ملت برای همه ما جا دارد. حتی شما برادر عزیز.

No responses yet

Jun 20 2013

مادر رئیس جمهور منتخب درباره فرزندش چه می گوید؟ + عکس

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آینده: * عروسم، خواهرزاده ام هم هست. پسرم وقتی ۲۰ ساله بود با عروسم که آن موقع ۱۴ سالش بود ازدواج کرد.

مادر دکترحسن روحانی می گوید فرزندش هرروز با او تماس تلفنی می گیرد. حتی در روزهای شلوغ تبلیغات انتخاباتی.

به گزارش مجله مهر، خانم «سکینه پیوندی» ۸۶ ساله مادر حجت الاسلام والمسلمین دکترحسن روحانی رئیس جمهور منتخب است. او اهل سرخه و ساکن این شهر است. اما به واسطه کهولت سن، بیشتر در کنار دختران و دامادهایش در کوی «فلسطین» شهر سمنان زندگی می کند. به بهانه انتخاب دکتر حسن روحانی، سراغ مادر رئیس جمهور منتخب رفتیم تا از فرزندش برایمان بگوید. آن چه می خوانید گزیده ای از خواندنی ترین حرف های مادر رئیس جمهور منتخب دولت یازدهم است:

* ۵ فرزند دارم که حسن فرزند اول من است وبعد از او صدیقه، طوبا، حسین و آمنه هستند.

* «حسن» با همه کارهایی که دارد هروز از طریق تلفن جویای حال من است وبا من صحبت می کند هر چند کوتاه. حتی در زمان تبلیغات انتخاباتی که خیلی هم مشغول بود، به من زنگ می زد و چندکلام هم که شده با من حال و احوال می کرد.

* آخرین باری که پسرم را از نزدیک دیدم، عید نوروز بود. می خواستم بعد از انتخابات هم به دیدنش بروم .اما وضعیت جسمانی به من اجازه نداد وتلفنی به فرزندم تبریک گفتم.

* عروسم، خواهرزاده ام هم هست. پسرم وقتی ۲۰ ساله بود با عروسم که آن موقع ۱۴ سالش بود ازدواج کرد.

* حسن، بیشتر کودکی اش را با مطالعه و قرآن خواندن می گذراند. درسش هم آن قدر خوب بود که چند سالی را هم جهشی درس خواند. از همان کودکی شیطنت خاصی نداشته وآرام بود.

* خطبه عقدازدواج تمام فرزندان و وابستگان نزدیک را دکتر روحانی می خواند.

* هر وقت حاج حسن پیش ما می آید همه خانواده در خانه پدری جمع می شوند.

* حسن بین همه ورزشها به کوهپیمایی و شنا علاقه بیشتری دارد.

No responses yet

Jun 20 2013

جنجال درباره سکوت خاتمی نسبت به پیروزی روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: در حالی که چند روز از انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهور جدید ایران می‌گذرد، رسانه‌های خبری ایران درباره سکوت محمد خاتمی نسبت به این انتخاب سخن می‌گویند.

روزنامه کیهان، نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، در شماره امروز خود، درباره سکوت موسوی خوئینی‌ها و خاتمی نسبت به پیروزی روحانی نوشت: «با سپری شدن 5 روز از اعلام نتیجه نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی، دبیرکل و رئیس‌شورای مرکزی مجمع روحانیون دراین‌باره سکوت کرده و حاضر نیستند پیام تبریک خطاب به رئیس‌جمهور منتخب صادر کنند.»

این روزنامه اضافه کرده: «موسوی خوئینی‌ها پیش از انتخابات علناً خواستار تحریم این جشن‌ ملی شد و سکوت او طبیعی است اما خاتمی که از عارف حمایت می‌کرد، سرانجام مجبور شده بود به اعتبار آرای پایین نامزد اصلاح‌طلبان در نظرسنجی‌ها و با توصیه مشاوران خود از روحانی اعلام حمایت کند. با این حال اکنون که 5 روز از اعلام نتیجه انتخابات می‌گذرد، محمد خاتمی حاضر نشده پیروزی حسن روحانی را به وی تبریک بگوید. این در حالی است که همه رقبای انتخاباتی روحانی، پیروزی وی در انتخابات و جلب اعتماد اکثریت مردم را تبریک گفتند.»

این مطلب روزنامه کیهان در حالی است که سایت “انتخاب”- نزدیک به هاشمی رفسنجانی، نوشته است که «پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، سید محمد خاتمی یکی از اولین افرادی بوده که به صورت تلفنی به روحانی تبریک گفته است.»

با این حال، سایت “مشرق”- نزدیک به نیروهای امنیتی، مثل کیهان مدعی شده که تاکنون با گذشت چند روز از انتخاب روحانی محمد خاتمی هنوز به رئیس جمهور منتخب تبریک نگفته است.

سایت “جهان نیوز”- نزدیک به اصولگرایان، نیز نوشته است: این عدم تبریک در نوع خود جای تأمل دارد، چرا که محمدرضا عارف با نظر محمد خاتمی به نفع روحانی کنار کشید و موجبات بالا رفتن رأی روحانی را به وجود آورد و انتظار می رفت که وی به عنوان اولین نفر به رئیس جمهور منتخب تبریک بگوید.

این سایت اضافه کرده: ریشه این عدم تبریک‌ها را می‌توان در مواردی مختلفی جستجو کرد؛ مواردی نظیر عدم اعلام صریح موضع اصلاح طلبی از سوی رئیس جمهور منتخب و اعتراض گروهی از اصلاح طلبان به این مسأله. البته در همین راستا اخباری نیز وجود داشت که تعدادی از اصلاح طلبان در جلسه نهایی برای معرفی کاندیدا با انتخاب دکتر روحانی شدیداً مخالف بودند.

جهان نیوز نوشته: خاتمی اکنون انگار به این نتیجه رسیده است که این کار قبل از اینکه به سود اصلاح طلبان تمام شود به سود هاشمی رفسنجانی تمام شده است. زیرا تاکنون حسن روحانی هیچ جا اعلام نکرده است که یک اصلاح طلب است. وی خود را میانه رو و اعتدال گرا می نامند.

سایت رسمی محمد خاتمی نیز تا کنون پیغامی مبنی بر تبریک رییس جمهور پیشین ایران به رییس جمهور منتخب منتشر نکرده است.

این سایت، اطلاعیه شماره پنج شورای مشورتی اصلاح طلبان درباره پیروزی حسن روحانی را منتشر کرده که در آن به نقش مؤثر خاتمی در پیروزی روحانی در انتخابات اشاره شده است.

این در حالی است که حسن روحانی در پیام خود پس از انتخابات که از تلویزیونی پخش شد، از هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی تشکر کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .