Sep 28 2014
Tag Archive 'آمریکا'
Sep 23 2014
حمله جداگانه هواپیماهای آمریکا به «گروه خراسان» در سوریه
رادیوفردا: ارتش آمریکا میگوید هواپیماهای جنگی این کشور در کنار حملههای خود به مواضع «حکومت اسلامی» در سوریه، حمله جداگانهای نیز به یک گروه که خطر جدی تری برای آمریکا و غرب بهشمار میرود انجام دادهاست.
در حالی که بنا بر گزارشها، حملات هوایی آمریکا و همپیمانانش در سوریه علیه گروه «حکومت اسلامی» و جبهه النصره بامداد سهشنبه نیز ادامه یافته، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد که هواپیماهای جنگنده آمریکایی به طور جداگانه گروهی موسوم به «خراسان» را نیز در سوریه هدف قرار دادهاند.
به گزارش روز سهشنبه یکم مهر خبرگزاری آسوشیتدپرس، ستاد فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده اعلام کرد که هواپیماهای جنگی آمریکا هشت حمله هوایی به مواضع گروه «خراسان» انجام دادهاند.
در بیانیه این ستاد آمدهاست که این هشت حمله «به منظور جلوگیری از طرح حمله قریبالوقوع علیه ایالات متحده و منافع غرب توسط شبکهای از اعضای قدیمی و باتجربه القاعده که با نام گروه خراسان هم شناخته میشوند» صورت گرفته است.
بیانیه این ستاد مینویسد «گروه خراسان» با مستقر شدن در سوریه پایگاهی برای حمله به بیرون از این کشور ایجاد کرده و برای انجام عملیات خود به ساخت و آزمایش بمبهای کنارجادهای و جذب افراد از کشورهای غربی مشغول بودهاست.
این بیانیه جزئیات دیگری در مورد طرح «حمله قریبالوقوع» این گروه به منافع غرب منتشر نکردهاست.
ستاد فرماندهی مرکزی ارتش اعلام کرد که هواپیماهای آمریکایی پس از هدف قرار دادن مواضع «گروه خراسان» همگی به سلامت به پایگاههای خود بازگشتهاند.
روزنامه نیویورک تایمز روز شنبه ۲۹ شهریور طی گزارشی نوشت که گروه موسوم به «خراسان» گروهی است که توسط محسن الفضلی، یکی از افراد نزدیک به اسامه بن لادن، رهبر کشتهشده القاعده، تشکیل شده و در سوریه مستقر شدهاست.
به نوشته این روزنامه مقامات آمریکایی میگویند که «گروه خراسان» طی سالهای اخیر به عنوان یک هسته تروریستی در سوریه شکل گرفته و از اهداف اصلی آن حمله تروریستی به خاک آمریکا یا تأسیسات آمریکایی در دیگر نقاط است.
بنا بر این گزارش، وزارت خارجه آمریکا میگوید محسن الفضلی «آنقدر به بن لادن نزدیک بود که جزو معدود کسانی بود که پیش از یازده سپتامبر از آن طرح باخبر بود.»
به نوشته نیویورک تایمز، آژانسهای اطلاعاتی آمریکا از حدود یک دهه پیش محسن الفضلی ۳۳ ساله که شهروند کویت است را زیر نظر داشتهاند.
به گفته وزارت خارجه آمریکا، الفضلی پیش از ورود به سوریه به همراه گروه کوچکی از اعضای القاعده در ایران زندگی میکردهاست.
این گروه پس از حملات یازده سپتامبر از افغانستان به ایران گریخته بودو به گفته دولت ایران اعضای آن در ایران در حبس خانگی بهسر میبردند.
افراد این گروه بعدها از ایران به پاکستان و سوریه رفتهاند.
به نوشته نیویورک تایمز در مورد «گروه خراسان» اطلاعات منتشرشده کمی وجود دارد اما مقامات اطلاعاتی، نظامی، و انتظامی آمریکا میگویند که این گروه با جبهه النصره مرتبط است و اعضای آن از عوامل القاعده از سراسر خاورمیانه، جنوب آسیا، و شمال آفریقا تشکیل شدهاند.
جیمز آر. کلَپر، مدیر آژانس اطلاعات ملی آمریکا به تازگی گفتهاست که «تهدید گروه خراسان برای خاک آمریکا به بزرگی تهدید داعش است.»
نیویورک تایمز مینویسد که وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۲ محسن الفضلی را به عنوان «رهبر القاعده در ایران» شناسایی کرد و گفت که وی «جریان پول و افراد» در ایران را مدیریت کردهاست.
به گفته وزارت خارجه آمریکا، الفضلی با یک فرد ثروتمند کویتی «که از تأمینکنندگان مالی جهادگراها است» همکاری میکرده تا اینکه اعلام پاداش ۷ میلیون دلاری برای دستگیری او باعث بازداشت او شد.
جرج بوش، رئیس جمهوری اسبق آمریکا، در سال ۲۰۰۵ در یکی از سخنرانیهای خود به محسن الفضلی اشاره کرد و از کشورهای اروپایی به خاطر کمکهایشان در جلوگیری از عملیات وی تشکر کرد.
به گفته جرج بوش، محسن الفضلی به تروریستهایی که در سال ۲۰۰۲ یک نفتکش فرانسوی را در نزدیکی ساحل یمن منفجر کردند کمک کردهبود. آن انفجار یک کشته برجای گذاشت و وسعت زیادی از ساحل را با نشت ۵۰ هزار بشکه نفت آلوده کرد.
Sep 22 2014
روحانی در نیویورک؛ در میانه تهدید و تشویق برای دیدار با اوباما
دویچهوله: برخی نمایندگان مجلس تهدید کردهاند که اگر روحانی در نیویورک با اوباما دیدار کند، طرح عدم کفایتش را خواهند داد. در مقابل گروهی گفتهاند واهمهای از صلح و تفاهم ندارند و میدانند روحانی دنبال ماجراجویی نیست.
حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران روز دوشنبه (۲۲ سپتامبر، ۳۱ شهریور) عازم نیویورک شد تا در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند. وی چند روز پیش از این سفر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی انبیسی آمریکا در پاسخ به سوالی درباره احتمال ملاقات با اوباما، رئیس جمهوری آمریکا گفته بود: «فعلا در برنامه من چيزی به عنوان ملاقات با رئيسجمهور اوباما وجود ندارد اما در دنيای سياست همهچيز امكانپذير است. اراده دولت من بر اين است كه سطح تخاصم و تنش را پايين بياوريم».
این جملات اما نه تنها آتش نگرانی کسانی را که مخالف هرگونه ارتباط ایران و امریکا هستند، خاموش نکرد بلکه آن را تندتر هم کرد. حساس شدن مذاکرات ایران و گروه پنج به علاوه یک بر سر برنامه اتمی ایران واجماع جهانی برای مبارزه با گروه تروریستی “دولت اسلامی” و امکان مشارکت ایران در این اجماع، “دلواپسان” را بیش از پیش نگران دیدار احتمالی روحانی و اوباما کرده است.
این “دلواپسی” البته سابقهای یک ساله دارد؛ زمانی که سال گذشته در همین روزها حسن روحانی و باراک اوباما در آخرین روز اقامت روحانی در نیویورک به مدت ۱۵ دقیقه با یکدیگر تلفنی صحبت کردند.
در همان روزها، “کمیته صیانت از منافع مردم ایران” ظاهرا در فرودگاه مهرآباد و با پرتاب کردن یک لنگه کفش به طرف رئیس جمهور هنگامی که از نیویورک وارد تهران شده بود، شکل گرفت.
این کمیته هفت ماه بعد بانی برگزاری سمیناری شد با عنوان “ما دلواپسیم”؛ نشستی که بیشتر اعضای آن را هواداران احمدینژاد، اعضای جبهه پایداری و برخی چهرههای تیم مذاکرهکننده اتمی ایران در دوران احمدینژاد تشکیل میدادند.
کمیته صیانت از منافع ایران، در آستانه سفر امسال رئیس جمهور به آمریکا مجددا فعال شد و به مجلس پیشنهاد کرد که در صورت ملاقات روحانی و اوباما، طرح عدم کفایت ریاست جمهوری را به جریان اندازد.
نمایندگان تندروی مجلس نیز با اشارههایی کتبی و شفاهی نشان دادهاند که نسبت به این پیشنهاد بیمیل نیستند. از جمله حمید رسایی، چهره شاخص جبهه پایداری در یادداشتی که در سایت رجانیوز نوشته از رئیس جمهور خواسته تا “مواضع خود را در قبال آمریکاییها اصلاح کند”.
وی که از مخالفان تماس تفلنی روحانی و اوباما بود، نسبت به اینکه روحانی اوباما را “مودب و باهوش” خوانده نیز اعتراض کرده و از او خواسته بود تا “این جمله غیرواقعی خود درباره اوباما را اصلاح کند”.
علیرضا زاکانی دیگر نماینده تندروی مجلس نیز که تماس تلفنی سال گذشته روحانی و اوباما را “تحقیر رئیس جمهور، ملت و کشور” دانسته بود در نطق میان دستور خود در مجلس، یک روز پیش از سفر روحانی به نیویورک گفت: «ما ضمن هشدار به رعايت مصالح انقلاب اسلامی و منافع ملی، مجدانه از رياست جمهوری خواستاريم احساسات شخصی خود را دخيل در مراودات دستگاه ديپلماسی كشور به نمايندگی از مردم رشيد و انقلابی كشورمان ننمايند.»
او در پایان نطق خود تصریح کرد: «در پايان به صراحت بيان میداريم كه مجلس شورای اسلامی در راستای صيانت از حقوق مردم و دستاوردهای انقلاب اسلامی با هر كژی مخالف مصالح انقلاب اسلامی برخورد خواهد كرد و از ظرفيتهای قانونی خود در اين راستا بهره خواهد برد».
“ظرفیت قانونی” مجلس برای برخورد با رئیس جمهور چیزی نیست جز همان طرح عدم کفایت که کمیته صیانت از منافع ایران پیشنهادش را به مجلس داده است.
دیدار با خامنهای هم کافی نبوده
ظاهرا دیدار روحانی با آیتالله خامنهای یک روز پیش از سفرش به نیویورک نیز، نگرانیهای “دلواپسان” را برطرف نکرده است. هرچند جزئیاتی از این دیدار منتشر نشده و رسانهها تنها به این بسنده کردهاند که خامنهای برای روحانی آرزوی موفقیت کرده است، اما میتوان حدس زد که این ملاقات به منظور گرفتن چراغ سبزی برای دیدار یا گفت وگوی احتمالی روسای جمهوری ایران و آمریکا صورت گرفته است.
محمدرضا خباز، معاون امور مجلس رياستجمهوری گفته است: «اگر نظر رهبر انقلاب برای انجام ديدار آقای روحانی با رئيسجمهور امريكا جلب شد طبيعتا اين مذاكرات انجام خواهد شد در غير اين صورت قطعا برگزاری چنين مذاكراتی به صورت رودررو اتفاق نخواهد افتاد چراكه ما تابع مقررات هستيم».
“ما اما دلهایمان آرام است”
روزنامه اعتماد در یادداشتی که همزمان با سفر روحانی به نیویورک در روز دوشنبه منتشر شده، از کسانی که به سیاست خارجی روحانی اطمینان دارند با لفظ “دلآرام” یاد کرده و نوشته است: «سياستهای دولت يازدهم همانقدر كه عدهای را “دلواپس” كرده، عده ديگری را هم “دلارام” نگه داشته است. روحانی در حالی راهی نيويورك میشود كه يك جمله او هواداران و منتقدانش را به تكاپو انداخته “در دنيای سياست هيچ چيز بعيد نيست و قرار نيست تا قيامت دو كشور روابطشان در سطح فعلی باشد”. همين جمله كافی است تا وجود هر احتمالی در سفر نيويورك رئيسجمهور باقی باشد، مخصوصا احتمال ديدار با باراك اوباما.»
روحالله بيگی اينانلو، نماينده مجلس ظاهرا یکی از همین “دلآرامان” است. او به خبرگزاری آريا گفته است: «آقای روحانی با حضور در نيويورك اقتدار و پيروزی جمهوری اسلامی را ثابت میكند و به رخ دنيا میكشد بنابراين ما واهمهای از صلح، مذاكره و تفاهم نداريم به شرط آنكه اين مساله مورد رعايت طرفين باشد.»
تشویق به مذاکره
در میان طیف “دلآرامان” کسانی هم هستند که تنها به ذکر درایت رئیسجمهور و درستی هر راهی که او برگزیند بسنده نمیکنند و مستقیما به او توصیه میکنند که یخ روابط ایران و آمریکا را بشکند.
صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی یکی از این افراد است. او در نامهی سرگشادهای که خطاب به روحانی نوشته، صریحا از او خواسته تا سیاستهای آمریکاستیزانه و غربستیزانه را کنار بگذارد و روابط ایران با آمریکا را به سمت عادی شدن پیش ببرد.
زیباکلام رای ۱۹ میلیونی به حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در مقابل چهار میلیون رای به سعید جلیلی رقیب انتخاباتی او را نشانهای از میل مردم ایران به تغییر سیاست خارجی دانسته و نوشته است: «آیا مردم این حق را دارند از مسئولین بپرسند که آمریکاستیزی و اصرار بر پیشبرد آن ظرف ۳۵ سال گذشته چه نفعی برای منافع ملی کشور در برداشته؟ مردمسالاری دینی را هر طور که تعریف کنیم آیا مردم در این نظام حق ندارند از مسئولین آن بپرسند که این همه هزینههای سنگین که ایران از محل منافع ملیاش برای آمریکاستیزی میپردازد آنان در کجا و چه زمانی به آن رضایت دادهاند؟»
صادق زیباکلام در پایان نامهاش اطمینان داده که کسر قابل توجهی از مردم ایران “از تداوم سیاست آمریکاستیزی بیهدف و ویرانکننده منافع ملی کشور به ستوه آمده و هیچ همراهی با آن ندارند”.
وی به روحانی این یقین را داده که اکثر ۱۹ میلیون نفری که به او رای دادهاند خواهان توقف دشمنی با آمریکا هستند و از هرگونه تلاش رئیسجمهوری برای تنشزدایی با آمریکا و غرب استقبال میکنند.
حالا روحانی مانده و این طیف گوناگون که از حامیان استیضاح و عدم کفایت رئیسجمهور به دلیل دیدار با اوباما تا مشوقان عادیسازی رابطه با آمریکا را در بر میگیرد.
مکالمه تلفنی ۱۵ دقیقهای روحانی و اوباما در پایان سفر سال گذشته او به نیویورک، منجر به پرتاب کفش از سوی تندرویان در فرودگاه تهران به سمت رئیس جمهور ایران شد. باید دید اگر امسال دیداری بین روسای جمهور ایران و آمریکا صورت بگیرد، چه چیزی در تهران منتظر روحانی خواهد بود.
Sep 22 2014
مقام دولتی آمریکا: گفتوگوی کری و ظریف در مورد «حکومت اسلامی»
رادیوفردا: خبرگزاریها از قول یک مقام دولتی ایالات متحده میگویند که جان کری، وزیر خارجه آن کشور، در دیداری که با محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در نیویورک داشته است، مستقیما موضوع تهدیدهای ناشی از گروه حکومت اسلامی را به میان آورده است.
خبرگزاری فرانسه از قول یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا نقل کرده است که در این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامیده آقای کری گفته است که ایران، در حالی که آمریکا در پی ایجاد یک ائتلاف بینالمللی علیه جهادیون است، در حل بحران عراق نقشی برای ایفا کردن دارد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از قول مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفته است آنها در کنار مذاکرات اتمی، در مورد تهدیدهای ناشی از «داعش» (حکومت اسلامی) گفتوگو کردهاند.
به گفته این خبرگزاری، افراطیون سنیمذهب برای هر دو کشور «دشمن مشترک» به شمار میروند، اما بیاعتمادی ریشهدار در گذشته، سبب شده که آنها، عیان و عمومی، دوشادوش یکدیگر علیه این گروه مبارزه نکنند.
با این همه هر دو کشور مشخصا از نیروهای دولتی و پیشمرگههای کرد که در حال انجام نبردهای زمینی علیه «حکومت اسلامی» هستند، حمایت کردهاند؛ آمریکا دست به حملاتی هوایی علیه مواضع و ادوات این گروه در عراق زده و ایران نیز، بنا بر گزارشها، در برنامهریزی حملات، به نیروهای هوادار دولت کمک کرده و تسلیحات در اختیار آنها گذاشته است.
هفته گذشته آیتالله خامنهای، رهبر ایران، گفته بود سفیر آمریکا در بغداد از همتای ایرانی خود خواسته بود که دو کشور جلسهای برای گفتوگو و هماهنگی علیه «حکومت اسلامی» داشته باشند. اما او افزوده بود «برخی مسئولان هم با این جلسه مخالفتی نداشتند، اما من مخالفت کردم و گفتم که در این قضیه ما با آمریکاییها همراهی نمیکنیم زیرا آنها نیت و دست آلودهای دارند».
هر دو کشور پیشتر همکاری با یکدیگر را علیه افراطیونی که بخشهایی از سوریه و عراق را در کنترل گرفتهاند، رد کردهاند.
جان کری، وزیر خارجه آمریکا، حضور ایران در نشست ائتلاف علیه گروه حکومت اسلامی در پاریس را نامناسب دانسته بود. ایران در آن نشست حضور نداشت.
اما او روز جمعه در جلسه شورای امنیت سازمان ملل گفت ایران هم میتواند در اقدام جهانی علیه «داعش» (حکومت اسلامی) نقش داشته باشد.
خبرگزاری رویترز دو روز پس از آن، از قول مقامهای ارشد ایرانی گزارش داده بود که تهران برای کمک به ائتلاف تشکیل شده به رهبری آمریکا، خواهان نشان دادن «نرمش» از سوی مذاکرهکنندگان در گفتوگوهای هستهای شده است.
کری و ظریف، روز یکشنبه ۳۰ شهریور ماه، با یکدیگر دیدار کردند.
محور اصلی این دیدار اختلافات بر سر مذاکرات و برنامه اتمی تهران عنوان شده است.
تازهترین دور از مذاکرات اتمی میان ایران و کشورهای گروه ۵+۱، در نیویورک و از روز جمعه آغاز شده است.
Sep 21 2014
رویترز: ایران خواستار معامله هستهای بر سر کمک علیه داعش است
رادیوفردا: همزمان با آغاز دور پایانی از مذاکرات هستهای ایران و قدرتهای جهانی در نیویورک، خبرگزاری رویترز در یک گزارش «اختصاصی» نوشته است، ایران برای کمک به ائتلاف تشکیل شده به رهبری آمریکا در مقابله با پیکارجویان «حکومت اسلامی»، خواهان نشان دادن «نرمش» از سوی مذاکرهکنندگان با خود در گفتوگوهای هستهای شده است.
رویترز گزارش خود را یکشنبه سیام شهریور با استناد به «مصاحبه رویترز با مقامات ارشد ایرانی که نخواستهاند نامشان برده شود»، منتشر کرده است.
دور هفتم و نهایی از مذاکرات هستهای ایران و گروه کشورهای ۱+۵ از جمعه گذشته، بیست و هشتم شهریور، در نیویورک آغاز شده است.
رویترز مدعی است که یکی از «مقامات ارشد ایرانی حاضر در مذاکرات نیویورک» به این خبرگزاری گفته است، «کمک، یک جاده دو طرفه است؛ در مقابل چیزی که میدهید، باید چیزی بگیرید».
این مقام ایرانی به رویترز یادآور شده است که «داعش تهدیدی برای امنیت همه جهان است… و ایران با نفوذ بسیاری که در منطقه دارد، میتواند در مقابله با این تروریستها کمک کند».
جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، جمعه گذشته گفته بود، «ایران میتواند در شکست داعش نقش مهمی ایفاء کند»؛ این درحالی است که آقای کری در کنفرانس دو هفته پیش پاریس گفته بود حضور ایران در ائتلاف برای مقابله با گروه «حکومت اسلامی» («داعش» پیشین) «مناسب نیست».
«گزارش اختصاصی» رویترز در خصوص «آمادگی ایران برای همکاری در مقابله با حکومت اسلامی به شرط نرمش غرب در برنامه هستهای ایران» در حالی انتشار یافته است که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، دوشنبه گذشته گفت، او دستور داده است که ایران به ائتلاف آمریکا در مبارزه با «داعش» نپیوندد.
آیت الله خامنهای گفته بود، در هفت روزی که در بیمارستان بستری بود، یکی از خبرهایی که «مایه تفریح» او شد، سخنان مقامات وزارت خارجه آمریکا در این خصوص بود که آمریکا حضور ایران در ائتلاف در برابر «داعش» را «مناسب نمیداند» در حالی که این او بود که دستور داده بود درخواستهای آمریکا برای پیوستن ایران به این ائتلاف، رد شود.
حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، نیز در روزهای گذشته در مصاحبه با رسانههای آمریکایی احتمال کمک به آمریکا در مقابله با «حکومت اسلامی» را رد کرده بود.
همچنین محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، که در نیویورک بسر میبرد، در رشته مصاحبههایی با رسانههای آمریکایی، گفته است که ایران به این قطعیت نرسیده است که آمریکا در مبارزه با «داعش» جدی است.
گزارش رویترز در خصوص اعلام آمادگی مشروط ایران در مبارزه با «خلافت اسلامی» در برابر نرمش غرب در باره غنیسازی در برنامه اتمی ایران در حالی است که نیویورک تایمز و خبرگزاری آسوشیتدپرس شنبه بیست و نهم شهریور نوشته بودند آمریکا به ایران پیشنهاد تازهای را برای معامله «برد- برد» ارائه کرده است.
وزیر خارجه ایران نیز در مصاحبهای در آمریکا گفته است «اگر باراک اوباما وعدهای بدهد، ایران قول او را میپذیرد و محترم میشمارد».
در این میان، برخی ناظران نیز میگویند از آنجا که ۲۱ نفر از سناتورهای آمریکا از هم اکنون علیه طرح ذکر شده در گزارش نیویورک تایمز موضعگیری کردهاند، احتمال ارائه چنین پیشنهادی از سوی آمریکا به ایران را جدی میکند.
براساس گزارش نیویورک تایمز و آسوشیتدپرس، آمریکا پیشنهاد کرده اتصالهای میان آبشارهای سانتریفیوژهای ایران قطع شود و اورانیوم غنی شده به آنها تزریق نگردد تا هم غرب بتواند بگوید که فاصله زمانی ایران تا دستیابی احتمالی به بمب اتمی ایران را طولانیتر کرده و هم ایران بتواند بگوید که ۱۹ هزار سانتریفیوژ خود را حفظ کرده است.
آیت الله خامنهای با کاهش شمار سانتریفیوژهای ایران در مذاکرات هستهای مخالفت کرده و از اینرو، طرحی که نیویورک تایمز آن را منتشر کرده است، میتواند این درخواست را نیز برآورده کند.
ایران و قدرتهای جهانی تا سوم آذر، ۲۴ نوامبر، برای دستیابی به توافق جامع هستهای مهلت دارند.
مذاکرات هستهای در حالی در نیویورک دنبال میشود که حسن روحانی نیز این هفته برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به این شهر میرسد.
Sep 19 2014
تنفر، انتظارات بیجا و قدرناشناسی جمهوری اسلامی حد و اندازهای ندارد
خودنویس: روحانی در مصاحبه با NBC عینا مواضع جمهوریخواهانی را که اسلامگرایان شیعه آنان را جنگ طلب میخوانند منعکس میکند
از ویژگیهای مقامات جمهوری اسلامی قدرناشناسی آنهاست. آنها بدون ذرهای قدرشناسی کسانی را که یک عمر با رژیم پهلوی مبارزه کرده بودند بلافاصله بعد از انقلاب نه تنها از قدرت بلکه از حیات خلع کردند. در برابر مردمی هم که امروز دارند منابع آنها را غارت و تاراج میکنند ذرهای قدرشناسی ندارند چون منابع عمومی را ملک امام زمان و خود را نائب وی تلقی میکنند. در برابر کشورهای دیگر نیز همین ویژگی را از آنها می توان مشاهده کرد. ایالات متحده با ۲/۴ تریلیون هزینه با یک خطای استراتژیک آنها را از شر رژیمهای طالبان و صدام (دو دشمن اصلی آنها در منطقه) رهایی بخشید اما نه تنها قدرشناسیای از آنها مشاهده نشده بلکه طلبکار هم هستند و انتظارات بیجا هم دارند و همانند گروههای چپ ژست صلحطلبی هم میگیرند.
ناسازگاری مسئلهای نیست
حسن روحانی در مصاحبه با شبکهی ان بی سی قبل از سفر به نیویورک در سپتامبر ۲۰۱۴ مواضعی را در بارهی نحوهی برخورد ایالات متحده با داعش بیان کرده است که نه تنها با مواضع ۳۶ سالهی جمهوری اسلامی و خامنهای بلکه با سخنان خود وی در همین مصاحبه همخوانی ندارد. لبّ سخن روحانی یا انتظار وی از ایالات متحده آن است که این کشور چند صد هزار نیروی زمینی به عراق و سوریه آورده و جمهوری اسلامی و بشار را از شر داعش خلاص کند.
ظاهرا براندازی طالبان و صدام از قدرت، بدون تر شدن پای مقامات جمهوری اسلامی و لشکرهای بسیجی آنان و رفتن یک دلار از کیسه شان به مذاق آنها بسیار خوش آمده است که امروز حسن روحانی حملهی هوایی به داعش توسط ایالات متحده را کافی نمیداند.
دعوت ضمنی از ایالات متحده به مداخلهی زمینی
روحانی در این مصاحبه به طور ضمنی خواهان حملهی زمینی ایالات متحده به داعش شده است البته با کسب اجازه از رژیم بشار: «اولا چرا اینقدر دیر آمریکا به فکر افتاده است که با گروههای تروریستی مبارزه کند. ثانیا چطور فقط بمباران هوایی انجام میدهد، آمریکاییها میترسند در عراق کشته بدهند؟ از اینکه سربازان آنها در مبارزه ای که ادعا میکنند میخواهند با تروریسم انجام دهند، کشته شوند میترسند و به همین علت میخواهند هواپیما باشد و حتی الامکان هم هواپیما بیخلبان باشد، آنها نمیخواهند در این نبرد هیچ فردی از آنها صدمه ببیند. مگر میشود بدون زحمت و بدون فداکاری به هدف بزرگی رسید. (واحد مرکزی خبر ۲۷ شهریور ۱۳۹۳) روحانی عینا سخن جمهوریخواهان ایالات متحده را تکرار میکند: «از ارتفاع ده هزار پایی یا پانزده هزار پایی با هواپیمای با خلبان یا بی خلبان هدف قرار دادن یک هدف یا بمباران آن به درستی یا به اشتباه، نمیتواند حل مشکل باشد. در افغانستان و پاکستان و دیگر مناطق ما این مساله را تجربه کردهایم ما دیدهایم که این حملات هوایی مشکل را حل نکرده است.» (همانجا)
این یعنی قرار دادن سربازان امریکایی در خدمت جمهوری اسلامی و دولت بشار. البته با رفتارهایی که دولت بوش و اوباما در این سالها داشتهاند انتظار میرود که چنین خواستههایی از سوی مقامات جمهوری اسلامی بیان شود. چرا باید امریکاییها بدون توجه به هزینهی انسانی و مالی نیروهایشان را در عراق و سوریه پیاده کنند و رژیم بشار و جمهوری اسلامی را از شر داعش خلاص کنند و جنایتکاران بعثی سوریه و همپیمانانشان را از مشکلاتی که دارند نجات دهند؟
چهار تناقض
تحلیل روحانی از عدم کفایت حملهی هوایی برای حذف داعش و نیاز به پیاده کردن نیروی زمینی توسط ایالات متحده با چهار موضع جمهوری اسلامی در تناقض است:
۱. مشکلات منطقهای و راه حلهای بین المللی
مقامهای جمهوری اسلامی همواره خواهان خروج نیروهای امریکایی از منطقه بودهاند و مشکل را نه از تنازعات منطقهای و جاهطلبیهای اسلامگرایان بلکه مداخلهی دول غربی میدانند. به همین دلیل هم به راه حلهای منطقهای باور دارند: «در منطقه ما اگر مشکلی وجود دارد مردم این منطقه و دولتهای این منطقه خیلی بیشتر از دیگرانی که هزاران کیلومتر از منطقه ما فاصله دارند، مشکل را حس میکنند و ریشه های آن را میبینند و تجربه سالهای اخیر نشان داده است آنها در جنگ علیه تروریسم ناموفق بودهاند.»(همانجا) با این تصور چگونه میتوان از ایالات متحده خواست که مشکل داعش را با حملهی زمینی حل کند؟ داعش به عنوان یک ارتش اشغالگر یک مشکل منطقهای است و بنا به مواضع همیشگی جمهوری اسلامی خود مردم منطقه باید این مشکل را حل کنند.
۲. اتهامات بیجا و نتایجش
مقامهای نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی در سه ماه گذشته با صدایی بلند داعش را برساختهی ایالات متحده معرفی کردهاند. روحانی چگونه انتظار دارد که کشوری که خود داعش را ساخته (و به زعم مقامات جمهوری اسلامی بدان نیاز دارد) آن را نابود کند؟ مقامات جمهوری اسلامی هنگامی که تنفر خود را نسبت به ایالات متحده ابراز می کنند فراموش میکنند که در مواقعی به این کشور ممکن است نیاز پیدا کنند. با همین تنفر است که ائتلاف ضد داعش اول توسط خامنهای و بعد توسط روحانی به تمسخر گرفته میشود. ایالات متحده در مجموع در قرن بیستم قدرت خیر بوده است: در سقوط فاشیسم و کمونیسم، در مبارزه با انواع بیماریها و در بسط رفاه و ابزارهای زندگی سعادتمندانه در سرتاسر عالم. همین امروز بدون کمک ایالات متحده مبارزه با ایبولا در آفریقا غیر ممکن است.
۳. جهان وطنی
رئیس دولتی که روزنامهی بیانگر مواضع رهبرش کشته شدن کودکان سه سالهی اسرائیلی به واسطهی بمب گذاری فلسطینیها را «هلاکت صهیونیستها» مینامد از امریکاییها میخواهد که دیدی جهان وطن داشته و به همهی ابنای بشر به عنوان شهروند خود نگاه کنند: «فقط پس از آنکه اتباع آمریکایی سر بریده شدند، آنها به فکر جنگ با تروریسم افتادند، اگر آنها واقعا میخواهند با تروریسم بجنگند راهش این است که برای همه مردم جهان و همه آنهایی که بی گناه هستند و بدون اینکه جرمی مرتکب شوند، هدف حمله قرار میگیرند، باید برای آنها نیز همانند اتباع خودمان دلسوزی کنیم. از نظر ما یک تبعه ایرانی یا عراقی یا سوری یا فلسطینی یا لبنانی ، اگر هدف حمله تروریستها قرار گرفت، مثل این است که یک تبعه ایران مورد حمله قرار بگیرد.» (همانجا) لابد با همین منطق است که جمهوری اسلامی ۳۶ سال است به ترور مخالفان خود پرداخته یا شهروندان را با محاکمههای سرپایی به بالای دار میفرستند. یا با همین منطق است که جمهوری اسلامی از رژیمی که موجب کشتار نزدیک به ۲۰۰ هزار سوری شده حمایت میکند.
۴. همصدایی با «جنگطلبان»
پس از اعلام راهبرد اوباما در باب عدم ارسال نیروی زمینی به عراق و سوریه سناتور گراهام و سناتور مککین و برخی دیگر از جمهوریخواهان با این راهبرد مخالفت کردند. آنها که در ادبیات اسلامگرایان و گروههای چپ، جنگطلب خوانده میشوند معتقدند که بدون نیروی زمینی نمیتوان داعش را حذف کرد. روحانی در مصاحبه با NBC عینا همین مواضع جمهوریخواهان را در این حوزه منعکس میکند.
ــــــــ
کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس
Sep 13 2014
شمخانی: آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم دنبال نقض حاکمیت کشورهاست
رادیوفردا: یک روز پس از موضع منفی آمريکا در مورد حضور ايران در ائتلاف مبارزه با خلافت اسلامی، علی شمخانی، دبير شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی، آمریکا را متهم کرد که «به بهانه مبارزه با تروريسم به دنبال نقض حاکميت کشورها است».
به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، آقای شمخانی، در جلسه شورای عالی جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفته است که «اقدام آمريکا [تشکيل ائتلاف بينالمللی عليه خلافت اسلامی] در مسير منحرف کردن افکار عمومی جهانی نسبت به نقش محوری اين کشور و حاميان آن در ايجاد، تجهيز و توسعه گروههای تروريستی به بهانه سرنگونی حکومت قانونی سوريه است».
پيش از آقای شمخانی، مرضيه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، نيز با سخنان مشابهی، به شکلگيری ائتلاف عليه بينالمللی برای مبارزه با گروه خلافت اسلامی واکنش نشان داده بود.
خانم افخم گفته بود که «برخی کشورهای درون اين ائتلاف در شمار حاميان مالی و امنيتی تروريستها در عراق و سوريه بودهاند و برخی ديگر به اميد ايجاد تغييرات سياسی مطلوب خود در عراق و سوريه در عمل به مسئوليت بينالمللی خود کوتاهی کردهاند.»
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران افزوده بود که اين ائتلاف دارای «ابهامات جدی» است و «در جديت آن برای مبارزه ريشهای و صادقانه با تروريسم ترديد اساسی وجود دارد».
ايالات متحده آمريکا در هفته گذشته رهبری شکلگيری ائتلافی بينالمللی برای نبرد با گروه حکومت اسلامی در عراق و سوريه را بر عهده گرفته است.
تاکنون دستکم ۱۰ کشور عضو سازمان پيمان آتلانتيک شمالی (ناتو) و ۱۰ کشور عربی، آمادگی خود را برای پيوستن به اين ائتلاف برای نابودی خلافت اسلامی اعلام کردهاند.
انتقادات مسئولان جمهوری اسلامی از اين ائتلاف در حالی بيان میشود که حسن روحانی، رئيس جمهور ايران، خواستار «اتحاد جهان برای مبارزه با تروريسم» شده است.
از سوی ديگر، در حالی که فرانسه ابراز تمايل کرده تا از ايران برای حضور در اجلاس تشکيل ائتلاف عليه خلافت اسلامی که قرار است در پاريس برگزار شود، دعوت به عمل بيايد، جان کری، وزير امور خارجه آمريکا، روز جمعه گفت که مخالف حضور جمهوری اسلامی در اين اجلاس است.
آقای کری ابراز اطمينان کرده است که «ائتلافی عظيم» برای نبرد با خلافت اسلامی شکل میگيرد، اما گفته که چون جمهوری اسلامی از حکومت بشار اسد در سوريه حمايت میکند، حضورش در اين ائتلاف مناسب نيست.
مسعود جزايری، معاون ستادکل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی، نيز ايران را «در مقابل» و آمريکا را «ايجادکننده» گروه خلافت اسلامی توصيف کرده و بر اين اساس گفته است که همکاری دو کشور عليه اين گروه «به هيچ عنوان امکانپذير نيست».
Sep 09 2014
تاجزاده: آقای خامنهای! به فکر حقوق ملت باشید، نه دلواپسیهای کاسبان تحریم
الف: سید مصطفی تاجزاده در نامه ای سرگشاده به رهبری، از او خواست رضایت عموم مردم را فدای نارضایتی اقلیتی نکند که دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروت اند. وی همچنین تصریح کرد: انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت سخت و طاقت فرسای اقتصادی مردم و وضعیت گرانی و تورم و بیکاری و فساد، خاطرنشان کرد: زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند.
وی خطاب به آیت الله خامنه ای نوشت: اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند.
تاجزاده از رهبری خواست به عنوان رهبر، فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهد و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیت نکند. وی تاکید کرد: ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.
متن این نامه را در ادامه بخوانید:
رهبر محترم جمهوری اسلامی
با سلام و احترام
در دیدار با سفرای کشورمان فرمودید: « عده ای این جور وانمود می کردند که اگر با آمریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود. البته ما می دانستیم این جور نیست… در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر به خاطر مسائل حساس هسته ای بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس ها، نشست ها و مذاکراتی داشته باشند. اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و در تریبون های عمومی بیان کردند. آمریکایی ها نه تنها دشمنی را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند… کاری که دکتر ظریف و دوستانش شروع کردند و تا امروز هم پیش رفتند دنبال می شود …]مذاکره با آمریکایی ها[ ما را در افکار عمومی ملت ها و دولت ها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دوگانگی جلوه می دهند.» (اطلاعات ۲۳/۵/۱۳۹۳)
در نقد اظهارات فوق موارد زیر را به استحضار می رساند:
یکم)
۱- برخلاف نظر جناب عالی درباره آمریکا شناسی اصلاح طلبان، آنان چون با سازوکار شورای امنیت و نقش منحصر به فرد آمریکا در آن آشنا بودند در زمانی که مسئولیت داشتند، کوشیدند با سه کشور اروپایی به توافق برسند تا پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ارسال نشود و آمریکا نتواند حرف آخرش را در این زمینه بزند.
۲- پس از آن که حکومت در سال ۱۳۸۴ یک دست شد و قطار انقلاب به گفته جنابعالی به ریل خود بازگشت، منسوبان شما با شعار نگاه به شرق و قطع مذاکرات با اروپایی ها فرصتی استثنایی برای واشنگتن فراهم آوردند تا پرونده ما را از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل بفرستند و قطع نامه های متعددی را البته با آرای مثبت روسیه و چین علیه ایران به تصویب برسانند و سپس به استناد مصوبات آن شورا، تحریم های گسترده ای را به همراهی متحدانش به ما تحمیل کنند.
۳- جناب عالی که می دانستید دور میز نشستن با آمریکایی ها بی فایده است و حتی مذاکرات نیز مانع افزایش تحریم ها نخواهد شد چرا گذاشتید پرونده ما به شورای امنیت برود و جمهوری اسلامی عملا گروگان آمریکا شود؟ آیا نمی دانستید که آمریکا در شورای حکام آژانس فقط یک عضو محسوب می شود و اختیارات قانونی ویژه ای ندارد اما در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است و لغو و حتی کاهش تحریم ها الزاما در گرو توافق با آن کشور است؟ آیا نمی دانستید کاخ سفید با اتکاء به قطع نامه های آن شورا می تواند به رغم مخالفت چین و روسیه نه فقط نفت بلکه بانک مرکزی ما را تحریم و پول های ایران را بلوکه کند؟ آیا نمی دانستید قطع نامه های شورای امنیت برای همه کشورهای عضو سازمان ملل الزام آور است و به همین دلیل دفتر لندن بانک ملی ایران پس از تعطیلی اولیه برای آن که بتواند فعالیت های خود را از سر گیرد، ثابت کرد که به تمام قطع نامه های شورای امنیت ملی علیه جمهوری اسلامی ایران پایبند بوده و تمام تحریم های صورت گرفته را علیه ایران به مرحله اجرا درآورده است؟ خفت از این بیشتر می شود؟ به هر رو اگر می دانستید چرا زمانی که فرصت داشتید اقدام خاصی علیه این روند انجام ندادید و اگر نمی دانستید چرا اکنون به جای تصحیح اشتباهات خود و منسوبانتان باز هم به تخفیف و تحقیر منتقدانی می پردازید که این روزها را پیش بینی می کردند و به موقع هشدارهای لازم را به جنابعالی و سایر مقامات وقت دادند؟ آنان سزاوار قدردانی هستند نه زندان! البته از لطف شما که این بار منتقدان را مرعوب (بزدل عربی) یا ناآگاه و ناآشنا با الفبای سیاست نخواندید و به هماهنگی و هم سویی با دشمنان متهمشان نکردید، سپاسگزارم.
۴- آقای خاتمی ۱۱ سال پیش از دستاوردهای دانشمندان ایرانی در دانش و صنایع هسته ای رونمایی کرده برای این که بهتر معلوم شود دیدگاه کدام طرف از دو جناح واقع بینانه بوده است می پرسم که آیا اصلاح طلبان در طول این سال ها هشدار ندادند که با دیپلماسی جدید هسته ای الف) پرونده ایران به شورای امنیت خواهد رفت. ب) آن شورا قطع نامه علیه کشورمان صادر خواهد کرد. پ) صدور قطع نامه را آخرین اقدام شورا علیه ما ارزیابی نکردند؟ ت) فشار و زیان تحریم ها را بر ایران و ایرانی به مراتب بیش از تنگنا و ضرری نخواندند که بر اقتصاد آمریکا و هم پیمانانش وارد خواهد شد؟ ث) تهدیدهای کاخ سفید را درباره تحریم های نفتی و بانکی باید جدی گرفت و مانع تصویب و یا دست کم اجرای آن ها شد؟ چ) با آزاد و رقابتی برگزار کردن انتخابات مجلس پنجم از شروع تحریم های نفتی و بانکی جلوگیری کرد.
۵- در سال ۱۳۹۰ اوباما در فکر تحمیل سهمناک ترین تحریم ها به ملت ما بود و برای آغاز آن برنامه ریزی می کرد. جنابعالی نیز در همان سال شرایط را برای حذف اصلاح طلبان از حکومت و تشکیل مجلس یک دست آماده می کردید. دغدغه ای که مرحوم عسگراولادی آن را چنین فرمول بندی کرد: « مقام معظم رهبری به دنبال یک مجلس اصولگرا با سلایق مختلف هستند» (قدس ۲۱/۱۲/۱۳۹۰) به این ترتیب پرونده جمهوری اسلامی با دو بال پرواز به اتوبوسی با یک راننده استحاله یافت و بر ایران و ایرانی رفت آن چه همگان در دو سال آخر دولت احمدی نژاد دیدند. تک جناحی شدن حکومت با سقوط ۷۰ درصدی ارزش پول ملی، سه برابر شدن بهای دلار، گرانی و تورم ۴۰ درصدی، بیکاری گسترده، فساد بی سابقه حکومتی و رشد منفی اقتصادی مقارن شد.
۶- فرض کنیم هیچ راهی برای جلوگیری از تحریم ها وجود نداشت و شما هم می دانستید که حتی مذاکرات نیز قادر نخواهد بود رهبران کاخ سفید را از خر شیطان پایین آورد و مانع افزایش تحریم ها شود. پس چرا از هدر رفتن ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی کشور در طول سال هایی که قطع نامه های تحریم یکی پس از دیگری علیه ما به تصویب می رسید جلوگیری نکردید و چرا آن سرمایه افسانه ای را در جهت تأمین مایحتاج ضروری مردم، رونق تولید، افزایش اشتغال و کاهش فقر به جریان نینداختید و به ذخیره سازی مناسب ارز و کالای اساسی نپرداختید تا تحریم های جدید، داروهای مورد نیاز مردم را کمیاب یا حتی نایاب نکند؟ آمریکا این جوری نبود شما چرا گذاشتید «ثروت ملی ما آن هم در آن شرایط سخت آن جوری به باد رود؟» سریال یوسف پیامبر را در این سال ها ساختند اما دریغ از اندکی درایت و مدیریت یوسفی در مواجهه با تنگناها و کمبودها!
دوم)
۱- فرمودید که در یک سال اخیر «لحن آمریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری در جلسات مذاکرات و تریبون های عمومی بیان کردند.» من از توقعات فزاینده کاخ سفید در جلسات بی خبرم اما بعید نمی دانم که هر دو طرف بر مبنای به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن طرف مقابل در آغاز مذاکرات سقف درخواست های خود را مطرح کرده باشند تا در فرجام به کف مطالبات خود دست یابند. احتمالا تیم ایرانی نیز از لزوم داشتن صد هزار سانتریفیوژ شروع کرده است. به هر حال در آینده نزدیک معلوم خواهد شد که کف و سقف مطالبات طرفین چه بوده است. اما آن چه در رسانه ها دیدیم و شنیدیم و خواندیم ادعای دیگرتان را تأیید نمی کند. اظهارات و حتی رفتار آمریکایی ها در قیاس با آن چه در دولت قبل بیان کردند و انجام دادند، تندتر و اهانت آمیزتر نیست. حتما فراموش نکرده اید که رئیس دانشگاه کلمبیا در چه فضا و با چه دکوری از هیأت ایرانی استقبال کرد و در برابر چشم میلیون ها انسان که شاهد پخش زنده مراسم بودند، آقای احمدی نژاد را «دیکتاتور کوتوله» نامید. رئیس انقلابی دولت نهم اما در اعتراض به این اهانت آشکار نه جلسه را ترک کرد و نه پاسخی درخور به آن داد. تنها برای فرار از انتقادهای داخلی آن را فتح الفتوح خواند. از جناب عالی نیز نشنیدم که هرگز درباره آن توهین بی سابقه و آزار دهنده کلامی گفته باشید.
۲- ادبیات جناب عالی و به طور کلی جناح رهبری را علیه آمریکا در این یک سال اگر تندتر از گذشته نخوانیم قطعا نرم تر نبوده است.
۳- تیم ایرانی طبق دستور جنابعالی تنها در موضوع هسته ای مجاز به مذاکره با آمریکاست. با وجود این گله می فرمایید که چرا مواضع مقامات آن کشور در دیگر زمینه ها تغییر نکرده و حرف های سابق خود را تکرار می کنند. مگر مسئولان ایرانی و از جمله جناب عالی جز این در ماه های اخیر عمل کرده اید؟
۴- چنان چه به دولت مجوز یا مأموریت دهید که در تمام موارد اختلافی با دولت آمریکا به مذاکره بپردازد آن گاه می توان انتظار داشت که به موازات پیشرفت مذاکرات طرفین رفتار و گفتار خود را تغییر دهند و مواضع خصمانه خویش را تعدیل کنند.
۵- از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مقامات آمریکایی ادعاها، اتهامات و حتی اهانت هایی را متوجه حکومت و گاه ملت ما کرده اند. پاسخ دولت مردان ایرانی نیز ایرادها و حتی اهانت هایی علیه دولت آمریکا و سمبل های ملی آن کشور بوده است. فرق دولت آقایان خاتمی و روحانی با دوره آقای احمدی نژاد در این است که در دوره یک دست شدن حکومت هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را. هم تهمت شنیدم و تحریم شدیم و هم کشور به قهقرا رفت. شگفت آن که جناب عالی سیاست خارجی دوره اصلاحات را که اجازه نداد بوش جنگ طلب و سرمست از پیروزی در افغانستان و عراق، ایران را تحریم و پول هایش را توقیف کند و دیپلماسی کشور را در خدمت پیشرفت آن قرار داد، شکست خورده می دانید ولی عصر چوب و پیاز و عقب گرد احمدی نژاد را موفق می نامید!
سوم)
۱- جناب عالی تعامل با همه دولت ها را به استثنای دو کشور تأیید فرمودید. تکلیف جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل روشن است و آن رژیم را به رسمیت نمی شناسد اما در مورد آمریکا حتی اگر نظر شما درست باشد و گفتگو با آن دولت تذبذب، انفعال و سردرگمی جمهوری اسلامی را در اذهان جهانیان متبادر سازد اما حتما توجه دارید که این سخن زمانی قابل طرح است که مذاکره ای درکار نباشد نه اکنون که مقامات دو کشور در حد وزرای خارجه گفتگوهای متعدد انجام می دهند. به نظر می رسد که شما خود به این نقیضه التفات داشته اید که علت برگزاری نشست های هسته ای را حساسیت آن خواندید و به این ترتیب مذاکره تنها درباره مسائل غیرحساس ممنوع می شود که فکر نمی کنم خود شما نیز حاضر به دفاع از این گزاره باشید.
۲- جناب عالی ماجراجویی نظامی آمریکا را علیه ایران و از جمله چالش هسته ای مؤکدا نفی کرده اید. بفرمایید حساسیت پرونده هسته ای جز تحریم به چه چیز برمی گردد که مذاکره را موجه ساخته است؟ بویژه آن که شما تأکید دارید باب مذاکرات هسته ای را به علت تحریم باز نفرموده اید. موجب امتنان است توضیح دهید به چه دلیل این مسیر را گشودید و چرا نباید و نمی توان آن را به موضوعات دیگر تعمیم داد؟
۳- در دوره اصلاحات جلوگیری از اجماع کشورهای قدرتمند دنیا علیه جمهوری اسلامی را پیروزی بزرگ نامیدید ولی در دولت آقای احمدی نژاد نظرتان را تغییر داده دیپلماسی هسته ای عصر اصلاحات به مسئولیت دکتر روحانی را عقب نشینی خواندید. بعد از آشکار شدن آثار مخرب و رو به تزاید تحریم ها و توسعه نارضایتی علیه راهبرد هسته ای حتی میان اصول گراها در فرودین ۹۲ اجازه گفتگو با آمریکا را صادر کردید. این بار نیز یک سال از نشست و برخاست طرفین نگذشته مذاکرات را بی فایده بلکه مضر می خوانید و در کمال تعجب ادامه آن را توصیه می فرمایید. فکر نمی کنید آن چه افکار عمومی را در داخل و خارج سردرگم می سازد بیش از تبلیغات غرب، مواضع متناقض جناب عالی باشد؟
۴- هنگامی که هم زمان با صدور مجوز مذاکرات، از نرمش قهرمانانه در سیاست داخلی و خارجی دم زدید به این ذهنیت دامن زدید که روابط دو کشور دیر یا زود تغییر خواهد یافت. نفی مطلق مذاکره در دیدار با سفرا نه با آن اجازه سازگار است و نه با این تعبیر نسبتی دارد.
۵- در همین سخنرانی صلح امام حسن را مصداق بارز نرمش قهرمانانه خواندید که هم درست است و هم زیبا ولی توجه دارید که اگر ایشان مسیر پدر بزرگوارشان را ادامه می دادند و به دلیل تغییر اوضاع و احوال و مقتضیات زمان با معاویه صلح نمی کردند آن تعبیر را در مورد تصمیم امام مجتبی به کار نمی بردید هم چنان که قیام برادر ارجمندشان بزرگ شهیدان تاریخ را نرمش قهرمانانه نمی نامیدید. به هر رو اگر قرار بر پیمودن همان مسیر پیشین است چرا از صلح امام حسن سخن می گویید و چنان چه به هر دلیل تغییر را مصلحت یا لازم می بینید چرا با تذبذب و تزلزل خاطر طی طریق می کنید؟
چهارم)
۱- فرض کنیم جنابعالی قصد حل معضل هسته ای را با مذاکره داشتید. اما مشاهده کردید که آمریکایی ها به موازات مذاکرات به جای آن که از اتهامات، اهانت ها، طلب کاری ها، دشمنی ها و تحریم های خود بکاهند، بر آن هم می افزایند. نتیجه منطقی مدعیات شما علیه مذاکرات به ویژه اگر تعهدات طرف ایرانی را نیز در تعدیل غنی سازی اورانیوم به آن اضافه کنیم، مغبون شدن جمهوری اسلامی از هر دو سوست. پس چرا تفاهم ژنو را موفقیت خواندید؟ چرا با تمدید مذاکرات بی فایده و در حقیقت زیانمند موافقت فرمودید؟ چرا ادامه گفتگوها را به کم کردن اهانت ها، اتهام ها، دشمنی ها و تحریم ها توسط آمریکایی ها مشروط نکردید و چرا اعلام فرمودید کار تیم مذاکره کننده ایرانی تا امروز خوب پیش رفته است؟ روشن نیست این ظریف عزیز پس از این چگونه می تواند از مذاکرات و دستاوردهایش دفاع کند اما به ضدیت با ولایت فقیه متهم نشود و ابتدای سخنش انتهای آن را نقض نکند.
۲- رژیم اسرائیل، ارتجاع عرب و جناح جنگ طلب آمریکا مخالفان بزرگ مذاکرات و تفاهم ژنو هستند در میان ایرانیان نیز هیچ مجموعه ای به اندازه فرقه تروریست رجوی و مارکسیست های استالینیست به مخالفت با گفتگوها برنخاستند. بنابر این یا حکم همیشگی خود را ابطال فرمایید و اعتراف کنید موضع یک سان دو یا چند گروه له یا علیه موضوعی الزاما به معنای یک سانی عقیده یا انگیزه یا هدف یا منافع آنان نیست و بر هماهنگی و همکاری آنان دلالت نمی کند. در غیر این صورت موضع خود را تغییر دهید و قاطعانه و بدون لکنت زبان از مذاکرات پشتیبانی کنید.
۳- ادعای شما در باب خسارت بار بودن مذاکرات با توصیه بعدی آن جناب در مورد تداوم آن چنان متضاد است که رسانه های اصول گرا نیز نتوانستند آن را نادیده انگارند و برای رفع یا پوشاندن این تضاد به تکاپو افتادند اما ناکام بودند. زیرا تعارض مزبور تنها در صورتی حل می شود که بپذیریم قسمت نخست سخن شما مصرف داخلی داشت و بخش دوم آن مربوط به خارج بود.
پنجم)
۱- آمریکا و شرکای اروپایی اش در سال ۹۲ تصمیم داشتند صادرات نفت ایران را که طی دو سال قبل از آن به نصف تقلیل داده بودند به یک چهارم کاهش دهند و سپس آن را به صفر برسانند. عنایت دارید که وقتی صادرات نفت مان به یک دوم رسید، ریال دو سوم ارزش خود را از دست داد و بهای دلار بیش از سه برابر افزایش یافت اکنون بفرمایید اگر مذاکرات آغاز نمی شد و به تفاهم ژنو ختم نمی شد آیا طرح مزبور اجرا نمی گردید؟ آن گاه با کاهش صادرات نفتمان به یک چهارم ارزش پول ملی چقدر سقوط می کرد؟ ارز خارجی چند برابر می شد و صعود جهشی قیمت کالاها چه بر سر مردم به ویژه اقشار کم در آمد و محروم می آورد و در تداوم تحریم اگر صادرات نفت ایران به سمت صفر میل می کرد، بر سر اقتصاد کشور چه می آمد؟ آیا به همین زودی فراموش کردید که دولت جدید تحت چه شرایطی به مذاکره با آمریکا پرداخت و چه مخاطراتی را از سر میهن و مردم دور کرد؟
۲- به گفته سخنگوی هیأت ایرانی، آمریکایی ها معتقدند چنان که شرکتی تحریم های موجود را نقض کند آنان می توانند نامش را به فهرست تحریم شدگان اضافه کنند و آن را تحریم جدید نمی دانند. تیم ایرانی تفسیر مزبور را قبول ندارد و حتی یک بار در اعتراض به تحریم چند شرکت به دلیل فوق، مذاکرات را نیمه کاره رها کرده به ایران بازگشت. البته که خوب و به جا بود اگر تکلیف این مسئله را نیز به صراحت در تفاهم ژنو مشخص می کردند اما آیا از این اختلاف برداشت می توان بی فایده بودن مذاکرات را نتیجه گرفت و از بیشتر شدن تحریم ها به گونه ای سخن گفت که گویی اگر تفاهم ژنو نبود افزایش تحریم ها تفاوت چندانی با وضع کنونی پیدا نمی کرد؟
۳- چنانچه تحریم ها در این یک سال افزایش یافته بود به نظر شما ارزش دلار ۵ هزار ریال کاهش می یافت و قیمت آن تثبیت می شد و ما شاهد آرامش روحی و روانی در اقتصاد کشور می بودیم؟
۴- منظورتان را از بیشتر شدن دشمنی واشنگتن روشن بیان نفرمودید تا نقد دقیق آن ممکن باشد. اما آیا می توان منکر شد که یکی از دستاوردهای دیپلماسی دولت تدبیر و امید از جمله مذاکره با آمریکا افزون بر توقف تحریم ها، ارتقاء جایگاه میهن و کاستن از ایران هراسی در منطقه و جهان بوده است؟ آیا افزایش چشمگیر مراودات نمایندگان تقریبا تمام دولت ها را با مقامات ایرانی ملاحظه نمی فرمایید؟ پس چرا این واقعیات و پیشرفت ها را مسکوت می گذارید؟
ششم)
۱- اصولگرایان افراطی به آن دلیل در آرزوی شکست مذاکرات هستند که دست یابی به توافق جامع را پیروزی دولت جدید و نشانه نادرستی یا ناکارآمدی دیپلماسی دولت نهم و دهم ارزیابی می کنند که می تواند زمینه ساز گشایش اقتصادی میهن و مردم شود و مسئله حقوق بشر را برجسته و استمرار فضای پلیسی و امنیتی را دشوار سازد. هم چنین احتمال موفقیت حامیان دولت را در سال آتی بالا می برد. ناگفته پیداست که توافق جامع کاسبی تحریم را تعطیل و ضربه بزرگی بر بازار سیاه اقتصاد و سیاست کشور وارد خواهد کرد. بنابراین انگیزه و هدف آنان از مخالفت با توافق جامع روشن است. اگرچه برای جلب حمایت شما دلیل اقدام ها و بلکه کارشکنی های خود را نگرانی از افت جایگاه ولایت فقیه جلوه می دهند. به هر حال آنان دلواپس حذف خود از کانون های قدرت و ثروتند. انتظار آن است که رفتار و گفتار رهبری تضعیف گر این جریان و اقدام هایش باشد نه تقویت کننده آن.
۲- در مناظره سوم انتخاباتی همه نامزدها از دیپلماسی جاری هسته ای انتقاد کردند. گذشته از آنان آقای احمدی نژاد که در ۶ سال اول ریاستش بر دولت تهدیدهای غرب را با تحریک دولت ها و افکار عمومی شان پاسخ می داد و با دشمن تراشی بی نظیرش تمام قدرت های صاحب حق وتو را به رغم اختلاف های مهم شان علیه جمهوری اسلامی به اشتراک نظر رساند و بین دیپلماسی و تبلیغات انتخاباتی فرق نمی گذاشت، بالاخره در سال ۹۰ پی به وخامت اوضاع برد و تغییر دیپلماسی هسته ای و مذاکره مستقیم با آمریکا را پیشنهاد داد که مدعی است که با مخالفت شما مواجه شده است. به همین دلیل چند بار اعلام کرد که دیگر در مسئله هسته ای دخالت ندارد تا مسئولیت امر را، در دو سال آخر دولت خویش، و آغاز تحریم های نفتی و بانکی را مستقیما متوجه جناب عالی کند.
۳- نود و دو درصد مردم در رفراندوم هسته ای ۲۴ خرداد ۹۲ (۴۶ میلیون نفر از ۵۰ میلیون ایرانی واجد شرایط) به دیپلماسی جلیلی یعنی بیانیه خوانی واعلام مواضع به جای مذاکرات جدی و صریح رأی منفی دادند. بعید می دانم حتی ۱ درصد از ۲۷ درصد هم وطنی که در انتخابات شرکت نکردند و از ۳۶ درصدی که به دکتر روحانی رأی دادند و و از ۲۸ درصدی که چهار نامزد دیگر را برگزیدند، از نظر خود برگشته باشند اما احتمال زیاد می دهم که درصدی از رأی دهندگان به آقای جلیلی امروز به این نتیجه رسیده باشند که روش کنونی به مراتب بهتر است.
۴- اگر تا آذرماه سال جاری مذاکرات به نتیجه نرسد، دو راه بیشتر متصور نیست. نخست آن که به وضعیت بعدی برگردیم. ایران سانتریفیوژهای بیشتری نصب کند و غرب بر تحریم های نفتی و بانکی ما بیفزاید که معلوم است در آن حالت کدام طرف فشار بیشتری متحمل خواهد شد و گزینه دوم تمدید دوباره مذاکرات و استمرار آتش بس کنونی است که البته از انتخاب اول خیلی بهتر است اما مشکل را حل نمی کند و فرصت را از ما می گیرد.
۵- آقای اوباما نیز به اندازه دولت ما به این توافق نیاز دارد. با توجه به این که اوضاع منطقه پیچیده تر و شکننده تر از آن است که بتوان روند حوادث را دقیقا حدس زد یا پیش بینی کرد. عقل سلیم حکم می کند که حل چالش هسته ای را به تعویق نیاندازیم.
هفتم)
۱- به تجربه دریافته ایم هر زمان که جناب عالی نطق شدیداللحنی علیه آمریکا ایراد می فرمایید باید منتظر توبیخ روزنامه ای، فیلترینگ سایتی، ممانعت از چاپ کتابی، لغو مجوز نشری، جلوگیری از اکران فیلمی، کنسل شدن کنسرتی، توقیف تئاتری، تعطیلی انجمنی، بستن خانه صنفی ای، ممنوعیت کار هنرمندی، جمع آوری ماهواره از محله یا شهری، بازنشستگی اجباری استادی، محدودیت تحصیلی دانشجویی، حذف رشته ای از علوم انسانی، مخالفت با استفاده از فناوری تازه ارتباطی، منع ورود زنان به مکان عمومی ای، گسترش تفکیک جنسیتی در دانشگاهی، برای زنان ممنوعیت جدید استخدامی ای، دستگیری منتقدی، بازداشت خبرنگاری، ابطال پروانه وکیلی، منتفی شدن سخنرانی و برهم خوردن مراسمی، انحلال حزبی و … توسط یکی از نهادهای وابسته به رهبری باشیم.
آرزو به دل مانده ایم که خطابه های آتشین شما علیه دشمن با گشایش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در میهن همراه شود. سخنرانی انقلابی اخیرتان نیز با همت ولایتمداران آزادی ستیز با استیضاح وزیر شایسته و وارسته علوم و تحقیقات مقارن شد. جرائم نابخشودنی دکتر فرجی دانا عبارت بودند از افشای بورسیه افراد فاقد صلاحیت علمی و مخالفت با استخدام آن ها، دفاع از حق ادامه تحصیل دانشجویان ستاره دار و اخراجی و سرانجام نظرخواهی از اعضای هیأت علمی برای ریاست دانشگاه. لابد الان سردار مشفق در جایی مشغول شرح عملیات ستاد مشهور است که چگونه یکی از خطرناک ترین طرح های آمریکا را با عزل قاطع و به موقع یکی از نیروهای دشمن خنثی کرده اند و با وارد آوردن ضربه کاری به ستون پنجم خصم ستاد متخاصمان را از دانشگاه ها برچیدند. به نظر می رسد نام رمز راهبرد ضد حقوق و آزادی های اساسی شهروندان در دوره جدید دل نگرانی از کند شدن حرکت پرشتاب علمی کشور است.
۲- دکتر جلیلی پس از هر نشست با ۵+۱ از مواضع انقلابی و براهین محکم هیأت ایرانی که مدعی بود بهت طرف مقابل را برانگیخته سخن می گفت. صدا و سیما نیز دائم از پیروزی و پیشرفت ایران دم می زد. البته آن چه ملت می دید و با گوشت و پوست خود حس می کرد با اندکی تفاوت با ادعاهای مزبور، افزایش مستمر تحریم ها و تهدیدها و تنگناها بود. با وجود این جناب عالی هرگز آن مذاکرات را حتی زمانی که تحریم ها به بانک و نفت و و طلا و بیمه و کشتیرانی کشید، مضر نخواندید و بر عکس بر جدید نبودن تحریم ها تأکید می نمودید و این که ما از بدو پیروزی انقلاب تاکنون به این تحریم ها عادت کرده ایم اما اکنون که تحریم های نفتی و بانکی متوقف شده و بخشی از ارزهای ایران که توقیف آن ها از دولت قبل شروع شده بود، در حال واریز شدن به حساب بانک مرکزی است، گفتگوها را بی فایده می نامید. آن هم به دلیل تحریم چند شرکت ایرانی در حالی که به اعتراف آقای حدادعادل «تحریم های جدید آن چنان تحریم هایی نبود که در کار ما خلل وارد کند و تأثیری داشته باشد.» (رسالت ۱۲/۶/۱۳۹۳)
۳- اصلاح طلبان پیشگیری را کم هزینه تر، مطمئن تر و کارآمدتر از درمان می دانستند و از عواقب قطع نامه های لازم الاجرای شورای امنیت و سوء استفاده های بعدی آمریکا از آن و نیز مسیر و مراحل دشوار لغو تحریم ها آگاه بودند. به همین دلیل می کوشیدند پرونده به شورای امنیت ارجاع نشود. خشنودیم از این که اصول گرایان نیز یکی پس از دیگری به همین نتیجه رسیده یا می رسند. حتی آقای احمدی نژاد، که ظاهرا از ۱۰۰ دلار شدن بهای نفت در هر بشکه سرمست بود و می گفت هرقدر می خواهید قطع نامه صادر کنید زیرا قطع نامه دان خودتان آسیب می بیند، نیز سرانجام پس از ۶ سال مدافع مذاکره و حصول تفاهم با آمریکا شد تا از شروع تحریم های نفتی و بانکی کشور جلوگیری کند که با مخالفت جناب عالی مواجه شد. چنان چه اجازه داده بودید در همان سال ۹۰ مذاکره با واشنگتن آغاز شود یعنی در شرایطی که نفت ایران به طور کامل صادر می شد، ارزهایمان بلوکه نشده و اوضاع اقتصادی میهن هنوز به هم نریخته بود، ما می توانستیم در جریان گفتگوها امتیازات به مراتب بیشتری از ۵+۱ بگیریم و از موضع بهتر و قوی تری لغو کامل تحریم ها را پیگیری کنیم. ما در آن سال قادر بودیم که در ازای تعلیق غنی سازی ۲۰ درصدی خواهان تعلیق بخش قابل توجهی از تحریم ها شویم نه آن که مثل سال ۹۲ که بزرگترین امتیاز اخذ شده این است که در ازای تعلیق مزبور ماهانه نیم میلیارد دلار از پول های خودمان را به خودمان تحویل دهند. آن هم در حالی که صادرات نفتمان به نصف تقلیل یافته و تازه نمی دانم که آیا در آمد حاصل از فروش همین میزان نفت نیز به طور کامل در اختیار ایران قرار می گیرد یا خیر؟ به هر حال مسئولیت از دست رفتن آن فرصت گرانبها در درجه نخست به عهده شماست. به خصوص که دکتر صالحی وزیر امورخارجه وقت نیز پیش از آغاز تحریم های نفتی و بانکی با ارسال نامه ای پیامدهای آن را برای مقامات عالی تبیین کرده بود. آیا منصفانه است که پیامدهای اجتناب ناپذیر آن فرصت سوزی بزرگ را متوجه دولت جدید می کنید؟
مقام محترم رهبری
وضعیت اقتصادی مردم سخت و طاقت فرسا شده است و گرانی و تورم و بیکاری و فساد بیداد می کند. زمانی بنا داشتیم انقلابمان را صادر کنیم و اینک سال هاست که شاهد فرار سرمایه ها و مغزها هستیم. اخیرا کار از فروش کلیه گذشته و به صادرات اعضای بدن هم وطنان من و شما به کشورهای همسایه عرب رسیده است. در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت. شما نیز به مذاکره کنندگان اختیار تام دهید و با پشتیبانی قاطع خود بر اعتماد به نفسشان بیفزایید تا با دلگرمی و روحیه عالی به استیفای حقوق ملت ایران بپردازند و به تحریم های ظالمانه پایان دهند. جناب عالی به عنوان رهبر فرمان امیرالمؤمنین را سرلوحه اقدام خویش در این زمینه قرار دهید و رضایت عامه را فدای نارضایتی اقلیتی نکنید. ما خود حرام خواران سیاسی و اقتصادی تحریم را سر جای خود خواهیم نشاند، به یاری خداوند و با پشتیبانی ملت.
توفیق شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم.
سید مصطفی تاجزاده
شهریورماه ۱۳۹۳
Sep 08 2014
دوکلام هم از مادر عروس بشنوید!: اوباما: ایران مشکل کشورهای سنی منطقه نیست
رادیوفردا: باراک اوباما،رييس جمهوری آمريکا، با اشاره به شکل گیری ائتلاف منطقه ای و بین المللی علیه گروه خلافت اسلامی گفته است برای نخستین بار ایران مشکل پیش روی کشورهای سنی منطقه نیست.
به گزارش خبرگزاری رويتزر، رييس جمهوری آمريکا در مصاحبه ای که روز يکشنبه هفتم سپتامبر از شبکه «ان بی سی» پخش شد، در خصوص اقدامات گروه خلافت اسلامی در منطقه تصريح کرده است: فکر می کنم شايد برای نخستين بار به طور کاملا واضح مشکل پيش روی کشورهای سنی در منطقه که شماری از آنها متحد ما هستند، ايران نيست. اين مساله شيعه و سنی نيست.
باراک اوباما همچنین در خصوص راهبر آمریکا در قبال گروه «خلافت اسلامی» تصریح کرده است که هم اکنون ائتلاف جهانی و منطقه ای برای مقابله با این گروه شکل گرفته است.
وی با اين حال هرگونه اعزام نيرو به عراق و سوريه را رد کرده و گفته است: اين راهبرد «معادل جنگ عراق نخواهد بود.»
به گفته باراک اوباما اقدامات آمريکا شبيه به اقدامات ضدتروريستی اين کشور طی پنج، شش و هفت سال گذشته خواهد بود.
رييس جمهوری آمريکا تصريح کرده است: ما بخشی از ائتلاف جهانی خواهيم بود که حملات هوايی در حمايت از عمليات زمينی نيروهای عراقی و کردها انجام خواهد داد.
باراک اوباما اضافه کرده است که ۹ کشور پذيرفته اند که محور اصلی اين ائتلاف باشند.
در همین حال،رییس جمهوری آمریکا گفته است که برنامه دولت خود را برای مقابله با گروه «خلافت اسلامی» برای شهروندان و قانونگذاران اين کشور در هفته جاری بيان خواهد کرد.
وی همچنین در خصوص راهبرد آمریکا گفته است: می خواهم مردم آمريکا متوجه ماهيت اين تهديد شوند، بدانند که نحوه رويارويی ما با آن چگونه خواهد بود و اين که مطمئن باشند که ما می توانيم با آن برخورد کنيم.
گروه خلافت اسلامی، (که پيشتر خود را دولت اسلامی عراق و شام، داعش، می خواند) هم اکنون بخش هايی از عراق و سوريه را درکنترل خود دارد. ابوبکر البغدادی پس از تصرف موصل، در شمال عراق، در خطبه های نماز جمعه اين شهر خود را خليفه مسلمان دانست.
باراک اوباما گفته است که روز سه شنبه با شماری از اعضای کنگره ديدار کرده و روز چهارشنبه نيز برای مردم آمريکا سخنرانی خواهد و برنامه خود را برای مقابله با گروه «خلافت اسلامی» تشريح خواهد کرد.
رييس جمهوری آمريکا همچنين تاکيد کرده است: مرحله تازه آغاز شده و اکنون زمان اقدام عملی است.
سخنرانی باراک اوباما در روز چهارشنبه در ۱۰ سپتامبر يعنی يک روز پيش از سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر به نيويورک و پنتاگون خواهد بود. در حملات اعضای گروه القاعده توسط هواپيماهای ربوده شده، به برج های دوقلو تجارت جهانی در نيويورک و ساختمان وزارت دفاع آمريکا،پنتاگون، در حدود سه هزار نفر کشته شدند.
با اين حال، رييس جمهوری آمريکا تصريح کرده است که اطلاعاتی در خصوص تهديد حملات قريب الوقوع گروه خلافت اسلامی در خاک امريکا در دست نيست.
در حالی باراک اوباما قرار است راهبردهای تازه آمریکا برای مقابله با گروه خلافت اسلامی را تشریح کند که این کشور نخستين حمله هوايی خود را عليه مواضع گروه «خلافت اسلامی» در نزدیکی سد حدیثه در استان سنینشین انبار عراق انجام داده است.
به گزارش يکشنبه ۱۶ شهريور خبرگزاری فرانسه، فرماندهی مرکزی نيروهای مسلح آمريکا اعلام کرده است که اين حمله هوايی به درخواست دولت عراق و با هدف حمايت از نيروهای امنيتی اين کشور و قبايل سنی که از سد حديثه حفاظت میکنند، صورت گرفته است.
سد حديثه بر روی رودخانه فرات و در استان سنینشين انبار قرار دارد و از بزرگترين سدهای عراق است
Sep 06 2014
توقف چندساعته هواپیمای اجارهای نیروهای تحترهبری آمریکا در ایران
بیبیسی: دولت آمریکا تایید کرده یک هواپیمای اماراتی که در اجاره نیروهای ائتلاف بینالمللی تحترهبری این کشور در افغانستان بوده، بر خلاف برنامه در بندرعباس فرود آمد و ساعاتی بعد پروازش را از سر گرفت و به دوبی رفت.
طبق گزارشها حدود یکصد آمریکایی و احتمالا دو شهروند کانادا سوار این هواپیما بودهاند.
نخستین خبرها در این باره حوالی نیمهشب به وقت تهران منتشر شد و حدود چهار ساعت بعد، وزارت خارجه آمریکا از عزیمت این هواپیما به سوی مقصد اولیهاش و فرود در دوبی خبر داد.
هواپیما از شرکت اماراتی فلایدوبی بوده و از پایگاه بگرام که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در افغانستان است، عازم دوبی در امارات عربی متحده بوده است.
خبرگزاری رویترز از قول یک مقام آمریکایی در این باره نوشت این هواپیما با چند ساعت تاخیر پروازش را از بگرام آغاز کرده ولی چون برنامه پروازیاش را بهروز نکرده بود، مسئولان مراقبت پرواز در ایران انتظار نداشتند آن را در آسمان ببینند و به همین خاطر از آن خواستند راهی را که آمده باز گردد و به افغانستان برود اما چون سوخت کافی برای بازگشت نداشت، در بندرعباس فرود آمد.
در اولین گزارشها، واشنگتنپست از قول یک مقام آمریکایی نوشت که ایران این هواپیما را وادار به فرود کرده و جتهای جنگنده ایران این هواپیما را “همراهی” کردهاند.
هرچند طبق همین گزارش، برخی دیگر از مقامهایی آمریکایی گفتهاند که هواپیما به اختیار خود در بندرعباس به زمین نشسته است.
پس از انتشار این خبر، یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفت که این یک “مشکل اداری” بوده و هواپیما “وادار” به فرود نشده بلکه مسیرش را از دوبی به بندرعباس تغییر داده است.
این مقام آمریکایی که نامش نیامده، ابراز امیدواری کرد که مسئله بهزودی حل شود و هواپیما پرواز خود را از سر بگیرد.
شرکت هواپیمایی فلایدوبی هم تایید کرد که این پرواز به شماره FZ ۴۳۵۹ “تغییر مسیر” داده است.
ساعاتی بعد این شرکت خبر داد که هواپیما به مقصد دوبی پرواز کرده و پس از آن سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که هواپیما در دوبی نشسته است.
ماری هرف از همه طرفین بابت تلاشهایشان در سالم بهمقصدرسیدن مسافران هواپیما تشکر کرد.
ایران هنوز واکنش رسمی به این خبر نشان نداده است اما خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، از قول یک مقام که نامش پوشیده مانده، اصل خبر “فرود اضطراری” را تایید کرد ولی جزئیات بیشتری ارائه نداده است.
آسمان مناقشه
در موارد مشابهی از مناقشه بر سر پروازهای عبوری از آسمان ایران، از جمله شش سال پیش یک پرواز عازم افغانستان در ایران فرود آمد که برخی منابع ایرانی ابتدا گزارش داده بودند حامل نیروهای نظامی آمریکا بوده و “حریم هوایی ایران را نقض کرده بود”.
آنزمان خبرگزاری نیمهرسمی فارس کلیک گزارش داد که یک فروند هواپیمای آمریکایی، پس از نقض حریم هوایی ایران وادار به فرود شده است.
قرارگاه مرکزی آمریکا در خاورمیانه و آسیای مرکزی (سنتکام) این گزارش را رد کرد.
پس از آن یک مقام نیروهای مسلح ایران کلیک گفت که آن هواپیما یک فروند جت فالکون بوده و قصد داشته با اسم پرواز نظامی، از آسمان ایران عبور کند.
او گفت که سرنشینان این هواپیما، آمریکایی نبودهاند و “پس از آن که عدم سوء نیت آنان به اثبات رسید”، ایران به هواپیما اجازه داد پروازش را از سر بگیرد و از آسمان ایران خارج شود.
ایران و آمریکا بیش از سه دهه است که رابطهشان را قطع کردهاند اما در یک سال گذشته، دیدارها و تماسهایی بین مقامهای تهران و واشنگتن از سر گرفته شده است.
در هفتههای گذشته و با بالاگرفتن تهدید گروه “دولت اسلامی” (داعش) در عراق و سوریه، سخن از احتمال کلیک همکاری ایران و آمریکا در این باره به میان آمده است اما هر دو طرف آن را کلیک تکذیب کردهاند.