No responses yet

Jun 11 2017

اجرای حکم شلاق و جزای نقدی ۲۰ نفر در قزوین «به دلیل روزه‌خواری»

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دادستان عمومی و انقلاب قزوین از صدور و اجرای حکم «شلاق» و «جزای نقدی» برای ۲۰ نفر به اتهام «روزه‌خواری» خبر داد.

اسماعیل صادقی نیارکی روز یک‌شنبه (۲۱ خرداد) به خبرگزاری مهر گفت حکم این افراد پس از بازداشت، صادر و به اجرا گذاشته شده است.

صادقی نیارکی افزود این افراد جزء ۹۰ نفری هستند که در ارتباط با «روزه‌خواری» در استان قزوین برای آنها پرونده تشکیل شده است.

این مقام قضایی، مرجع تشکیل پرونده برای ۹۰ نفر را «شعبه‌ای ویژه» مستقر در دادسرا معرفی کرده است.

صادقی نیارکی همچنین ادعا کرده که «مؤمنان و شهروندان قزوین» از این «اقدام بی‌نظیر» دادستانی این استان استقبال کرده‌اند.

وی همچنین هشدار داده «افرادی که در ملاءعام روزه‌خواری کنند، دستگیر و در صورت احراز عامدیت در این کار، مجازات خواهند شد.»

مرداد ماه سال ۱۳۹۳ نیز دادستان عمومی و انقلاب قزوین از اجرای حکم شلاق ۲۰۰ نفر در استان قزوین به خاطر «روزه‌خواری علنی» خبر داده بود.

دادستان قزوین در آن زمان نیز اجرای حکم شلاق برای این ۲۰۰ نفر را اقدامی «بی‌نظیر» دانسته که «مؤمنان نیز از این کار استقبال کرده» بودند.

۹ تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم یک مقام قضایی شهر شیراز از دستگیری ۵۰۰ نفر در این شهر به اتهام «روزه‌خواری» در ماه رمضان خبر داده و گفته بود که بیش از ۲۵۰۰ نفر از شهروندان شیرازی نیز در این خصوص تذکر شفاهی گرفته‌اند.

سوم تیر ماه سال ۱۳۹۴ هم ۴۱ دختر و ۵۱ پسر در کافی‌شاپ هتل «شهریار» تبریز هنگامی که مشغول صرف غذا و نوشیدنی بودند، بازداشت شده بودند.

۲۲ تیر ماه سال ۱۳۹۳ نیز فرمانده نیروی انتظامی استان فارس از اجرای دو مورد حکم ۸۰ ضربه شلاق به اتهام «تظاهر به روزه‌خواری» در شهر شیراز خبر داده بود.

هر ساله پیش از آغاز ماه رمضان در ایران، مقام‌های نیروی انتظامی و قضایی هشدار می‌دهند که با افرادی که در مکان‌های عمومی اقدام به «روزه‌خواری» کنند، برخورد خواهد شد.

برخی از مقام‌های قضایی در استان‌های ایران نیز از تشکیل شعبه‌های ویژه برای پرونده‌های «روزه‌خواری» خبر داده‌اند.

در سال‌های گذشته همچنین برخی افراد در استان‌های ایران به اتهام «روزه‌خواری» شلاق خورده‌اند.

این برخوردها در حالی است که در قانون مجازات اسلامی به مجازات روزه‌خواری در ملأ عام اشاره نشده است، و بر اساس گزارش‌ها، قضات در احکام خود به این بخش از قانون مجازات اسلامی استناد می‌کنند که «تظاهر به هر عمل حرامی در انظار عمومی جرم است».

براساس قانون مجازات اسلامی، هر کس به طور علنی مرتکب عمل «حرامی» شود به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود.

ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مشمول افراد غیرمسلمان هم می‌شود و این افراد مجاز به روزه‌خواری در ملاءعام نیستند.

No responses yet

Jun 10 2017

آتش به اختیار

نوشته: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.
عصر ایران – مقام معظم رهبری در دیدار اخیر دانشجویان با ایشان جملاتی را بیان داشته اند که بازتاب رسانه ای گسترده ای داشته است: « در دانشگاه خیلی می شود کار کرد، اتفاقاً در دانشگاه باید کار کرد. چه کسی باید در دانشگاه کار بکند؟ شما. شما تشکّلها هستید که در دانشگاه باید کار بکنید. البته خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتباً می گویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌ قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار… . »

ایشان در تبیین مصداق های این موضوع افزودند: « اهتمام به تخاطب واقعی؛ فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحث های دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است؛ این‌جور با مخاطبین تان بنشینید؛ و مانند این کارها. »

در پی این بیانات، برخی افراد در دو سوی مخالف یکدیگر، تحلیل هایی را مطرح کرده اند:

– برخی نیروهای انقلابی، با تفسیر نادرست از این بیانات دچار این سوء فهم شده اند که رهبری فتوایی داده و طی آن، دست این نیروها را برای هر اقدامی باز گذاشته اند و آنها از این پس می توانند فارغ از قوانین جمهوری اسلامی ایران، دست به هر اقدامی بزنند و در توجیه آن بگویند که رهبری فرمودند خودتان تصمیم بگیرید و عمل کنید، آتش به اختیارید.

– در مقابل، برخی افراد خارج از نظام، تفسیری تندروانه از آن سو دارند و مدعی هستند که با این آتش به اختیاری، باید منتظر اقدامات خطرناکی مانند آنچه در قتل های زنجیره ای و حمله به سفارت عربستان و انگلیس رخ داده باشیم!

واقعیت این است که هر دو گروه، این سخن رهبری را بدون توجه به منظومه سخنان ایشان تفسیر کرده اند*. رهبر انقلاب همواره بر رعایت قانون تأکید کرده و حتی رویدادهایی مانند حمله به سفارت عربستان را “بسیار بد و به ضرر اسلام و ایران” دانسته اند.

از این رو، نمی توان “آتش به اختیار”ی که رهبر انقلاب گفته اند را مترادف با خودسری و اقدامات فراقانونی دانست چه آن که نه فقط رهبر انقلاب، که هیچ مقامی در هیچ جای دنیا، حکم به اقدامات غیرقانونی در کشور تحت اداره خود نمی دهد.

جالب اینجاست که هر دو گروه، در “تفسیر به رأی” های خود از این عبارت، دنباله جمله رهبری را نخوانده اند که مصداق هایی از این آتش به اختیاری را بیان می کنند: “اهتمام به تخاطب واقعی، میزگرد، سخنرانی، نشریه، بحثهای دونفره و سه‌نفره و جلسات تحلیل.”

قطعاً از این سخنان، مجوز قانون شکنی و آن گونه که برخی ها می خواهند القا کنند مجوز خودسری و قانون شکنی استخراج نمی شود و کسانی که در دو سوی مخالف یکدیگر، می خواهند سوء استفاده کنند، صرفاً در حال بیان دیدگاه های سیاسی خویش هستند، نه تحلیل منصفانه بیانات رهبری؛ چه آن که رهبر انقلاب آتش به اختیاری را در عرصه “مخاطبه” توضیح داده اند نه اقدامات غیر قانونی.
نزدیک ترین مثال به این قضیه، امر به معروف و نهی از منکر است که در وجه زبانی اش، نیازی به اجازه گرفتن از حکومت نیست ولی کسی حق ندارد به این بهانه، مثلاً افراد را مورد ضرب و شتم قرار دهد.

نکته مهم و راهبردی این است که بعد از سخن رهبری در خصوص “آتش به اختیار”، نیروهای انقلابی نه تنها باید تلاش خود برای دعوت مردم به گفتمان انقلاب را از طرق مدنی که رهبر انقلاب بدان اشاره کرده اند (میزگرد، سخنرانی،بحث و…) را بیشتر کنند، بلکه مراقبت بیشتری بر حفظ قانون داشته باشند چه آن که دشمنان نظام و رهبری منتظرند تا کاری خودسرانه و فراقانونی انجام شود و فوراً آن را به این سخن رهبری نسبت دهند و سوء استفاده و صید سیاسی کنند.

پی نوشت:
* مخالفت با قوانين و مقررات و دستورات دولت اسلامی که به‌طور مستقيم توسط مجلس شورای اسلامی وضع شده و مورد تأييد شورای نگهبان قرار گرفته‏اند و يا با استناد به اجازه قانونی نهادهای مربوطه وضع شده‏اند، برای هيچکس جايز نيست و در صورت تحقّق مخالفت توسط فردی در اين خصوص، بر ديگران تذکر و راهنمايی و نهی از منکر لازم است (البته با وجود شرايط نهی از منکر).

No responses yet

Jun 07 2017

بازداشت ۹۰ دختر و پسر به اتهام آب‌بازی در سپیدان فارس

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دبیر قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان،‌ در استان فارس،گفته است، ۹۰ دختر و پسر جوان درقالب تور مختلط تفریحی وگردشگری در ارتفاعات روستای ارشیری سپیدان بازداشت شده اند.

به گزارش «باشگاه خبرنگاران جوان»، سرهنگ روح الله رستمی، دبیر قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان گفته است: در پی کسب اخبار و اطلاعاتی مبنی بر اینکه تعداد ۹۰ دختر و پسر جوان در قالب تور مختلط تفریحی وگردشگری در ارتفاعات روستای ارشیری سپیدان مشغول به تفریح هستند با اخذ مجوزهای قانونی با هماهنگی نیروی انتظامی به منطقه مذکور اعزام» شدند.

این مقام سپاه اضافه کرده است: «بسیجیان قرارگاه امربه معروف و نهی از منکر سپاه سپیدان با هماهنگی مراجع قضایی و طی مراحل قانونی به ارتفاعات روستای اردشیری این شهرستان مراجعه کرده و افراد را که در آب مشغول تفریح و آب بازی بودند را بازداشت کردند.»

سرهنگ روح الله رستمی این دختران و پسران را به «هنجار شکنی» در ماه رمضان متهم کرده است.

وی همچنین از کشف «مشروبات الکی» از این تورخبر داده است.

در ماه‌های گذشته فرماندهان انتظامی در برخی از استان‌های ایران در موارد متعدد از سرکشی به باغ‌ها و باغ‌تالارهایی که به گفته آنان احتمال برگزاری جشن مختلط در آنها وجود دارد، خبر داده‌اند.

همچنین در ماه‌های گذشته انتشار گزارش‌های مبنی بر بازداشت شهروندان استان‌های مختلف، به اتهام شرکت در «‌پارتی‌های مختلط»افزایش یافته است.

در برخی از موارد حاضران در این پارتی‌ها به شلاق محکوم شده اند که واکنش هایی در پی داشته است.

در خردادماه سال گذشته نیز اجرای حکم شلاق برای ۳۵ دانشجو به دلیل شرکت در یک «پارتی مختلط شبانه» در قزوین با اعتراض‌ها و انتقادهای زیادی در ایران مواجه شد.

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در واکنش و شلاق خوردن این دختران و پسران را به عنوان اقدامی «انزجار برانگیز» محکوم کرد.

کمیساریای عالی حقوق بشر در بخشی از بیانیه خود گفته بود: «به کارگیری این روش مجازات بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیر آمیز که می‌تواند مصداق شکنجه تلقی شود از سوی نهادهای مسئول در ایران مطلقا نامتناسب و شنیع است».

No responses yet

Jun 03 2017

خالی بندی مقام عظمای جغرافیای ایران: گردشگری ایران، جاذبه‌های بی‌بدیل

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

روزنامه دنیای اقتصاد پرویز کردوانی
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.
گردشگری ایران، جاذبه های بی بدیل
پرویز کردوانی*
ایران، از نظر جاذبه توریستی رتبه دوم را دارد و از این نظر بعد از آمریکا قرار دارد. من به تمام دنیا سفر کرده‌ام و فقط به آمریکای جنوبی نرفته ام. اشتباه می کنند که می گویند ایران رتبه دهم جاذبه‌های گردشگری است و از نظر گردشگری طبیعی رتبه پنجم را دارد.

به هر حال، ما اینهمه امکانات داریم ولی درآمد ما از محل گردشگری ناچیز است. آمریکا 50 ایالت دارد. آمریکا، آلاسکا را دارد تا فلوریدا. یعنی زمستان در آلاسکا دمای هوا منهای 80 تا 90 درجه زیر صفر است و در فلوریدا هم می توانند شنا کنند. ما هم، همین طور است. یعنی شرایط طبیعی ایران، در طول دوران تکامل کره زمین به گونه ای شده است که اینهمه ارتفاعات و کوه را داریم. مثلا دمای هوا در قله دماوند در زمستان به منهای 80 یا 90 درجه زیر صفر می رسد و در همان ساعت می توانیم در چابهار به دریا برویم و شنا کنیم. تازه اصلا چابهار ما با فلوریدای آمریکا قابل مقایسه نیست و ما وضع بهتری داریم.
برای این که در سال گذشته فلوریدا یخبندان شد و خرمای آنجا دچار سرمازدگی شد ولی در چابهار، هیچوقت دمای هوا پایین تر از 15 درجه نمی رود. به همین دلیل، ایران در همه جنبه ها استعداد دارد. از نظر داشتن کوه، ایرانی مناطق کوهستانی زیادی دارد و در کوهستان ها، ابشارهای زیادی داریم و جنگل ها و مرتع زیادی داریم و زراعت دیم زیادی نیز داریم. میوه های سردسیری زیادی هم وجود دارد. در کوهستان ها نیز بارندگی اتفاق می افتد و آب به دشت ها سرازیر می شود و دشت های مثل تهران و کرج را داریم.

هر توریستی در هر فصلی به ایران بیاید این امکانات متنوع برای او وجود دارد. دو تا کویر و بیابان هم داریم که از لحاظ اقتصادی هم قابل توجه است. من نظریه جدیدی به سازمان ملل داده ام و آن را پذیرفته است که این کویرها نعمت بسیار بزرگی از لحاظ اشتغال و از لحاظ درآمد است. کویر یعنی نمکزار. بزرگترین دنیا در ایران قرار دارد؛ همین کویری که از شرق ورامین شروع می شود تا جنوب گرمسار و بعد سمنان و دامغان و شاهرود و سبزوار و جنوب این کویر به یزد و استان اصفهان می خورد.
این بزرگترین کویر دنیا است و بعد از ما، بولیوی بزرگترین کویر را دارد. این کویر، انواع زیبایی ها را دارد. کویرها نیز انواع مختلفی دارند و به کویرهای گیاه دار و کویرهای فاقد گیاه تقسیم می شوند. از کویرهای که گیاه دار هستند در زمینه های مختلف اقتصادی می توان استفاده کرد. به عنوان چراگاه شتر. بهترین چراگاه برای شتر، کویر است و خار شتر است. بعد هم می توان برای چراگاه حیات وحش از آن استفاده کرد. بیشتر گیاهان کویری و شاید تا 90 درصد آن، صنعتی و دارویی هستند. سومین جنبه هم، زیبایی کویرهایی است که گیاه دارند. وقتی بهار می شود کویری که گیاه دارد، انواع درخت گز دارد و گزها انواع گل های بنفش دارند. انواع گیاهان سبز رنگ و سفید رنگ در کویر وجود دارد و خصوصا اگر در آن حیات وحش باشد جذابیت های آن بیشتر می شود.
به هر استانی که می روم و سخنرانی می کنم می گویم استان شما استثنا است. اما به من می گویند آقای دکتر شما به همه جا استثنا می گویید و من می گویم برای این که هر استان با استان دیگر فرق می کند. مثلا به استان کرمانشاه می روید که منطقه سردسیری دارد و در طرف غرب استان کرمانشاه، منطقه گرمسیری دارد و خرما دارد. کسانی که باید برای رونق گردشگری کاری انجام بدهند فعالیت چندانی انجام نداده اند و بیشتر، سراغ تحقیق رفته اند. اعتقاد دارم که ما حتی باید به مناطق روستایی برویم و گردشگری را توسعه بدهیم. در جنوب دشت کویر و در نزدیکی منطقه جندق، روستاهای فرحزاد و مصر و عروسان قرار دارد. در آنجا خانواده طباطبایی آمده اند خانه اجدادی خود را در روستای فرحزاد جندق، خیلی خوب مرمت کرده اند و خارجی ها خیلی به آنجا می روند و توالت های تمیزی دارد. غذاهای ایرانی هم در آنجا درست می کند.
بنابراین، خیلی جاها هست که می تواند موجب رونق گردشگری شود. باید مردم روستاها را تشویق کنند که در این زمینه فعال شوند. یعنی استانداران به فرمانداران بگویند و فرمانداران هم به بخشداران بگویند و بخشداران به دهیارها بگویند و جلسه بگذارند و بگویند خودتان، خانه خود را آماده کنید یا امکانات خود را آماده کنید. میوه ای دارید یا محصولی دارید نشان دهید. اگر پنج تا اتاق دارید خودتان از دو تا اتقاق استفاده کنید و سه تا اتاق را برای توریست ها خالی کنید. باید این کارها را انجام دهند ولی باید به آنها امکانات بدهند. باید برای روستاها جاده بکشند.
الان می گویند در شهرهای بزرگ مثل اصفهان و مشهد دارند هتل هفت ستاره م

ی سازند. در حالی که در دنیا هتل هفت ستاره وجود ندارد و بیشتر پنج ستاره است. باید استعدادهای مناطق مختلف کشور را شناسایی کنند و از روستاها نیز باید شروع کنند و بعد بیایند به بخش و شهر و بعد شهرهایی مثل اصفهان و تهران که جای خود را دارند. تا الان دستگاه ها بودجه خود را صرف تحقیقات کرده اند. واقعا دیگر تحقیقات کافی است. الان باید امکانات بدهند.
فرض کنید همین کویری که گرمسار دارد و آن همه ظرفیت دارد یا بیابان لوت که گرمترین نقطه کره زمین است و تمام دانشمندان دنیا آرزو دارند به اینجا بیایند و چقدر منبع درآمد عظیمی است ولی امکانات کافی برای اقامت در آنجا وجود ندارد. مردم برای کویرنوردی به کرمان و شهداد سفر می کنند ولی یکسره باید به بیابان لوت بروند و برگردند. نه غذایی در آنجا هست و نه ماشینی دارد و نه امکاناتی دارد. در حالی که هر منطقه اقلا باید هتل وجود داشته باشد. در شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان، دریاچه نمک و کاروانسرای مرنجاب وجود دارد. فرماندار آن شهرستان از من دعوت کرد و به آنجا رفتم. گفتم شما باید در اینجا مرکزی درست کنید و هتل و ماشین و امکانات داشته باشد و رستوان بسازید و بیایید تور گردشگری ببرید و برای مثال، امروز صبح، گردشگران را از این مسیر ببرید و غذا هم در آنجا به آنها بدهند و شب برگردید و فردا هم مسیر دیگری ببرید.
خلاصه این که، ایران استعداد زیادی دارد. از نظر جاذبه توریستی و به خصوص جاذبه طبیعی بعد از آمریکا، ما هستیم. یعنی هیچ کشوری بیشتر از آمریکا و ایران، بیشترین زیبایی را از لحاظ زیبایی و ظرفیت ندارد. وقتی به طور طبیعی ما اینهمه استعداد داریم هزینه زیادی نخواهیم داشت. جاده و ماشین و امکانات می خواهد که گردشگران به این مناطق بروند. بنابراین باید به این مسائل رسیدگی شود. کشوری مثل اسپانیا، درآمد نفتی ندارد ولی میلیاردها دلار درآمد توریستی دارد. فرانسه هم همین طور است. ما هم در شب ها، کویر و بیابان مان زیبا است.
شب ها کسی به کنار دریا نمی رود یا شب ها کسی به جنگل نمی رود. بنابراین، باید در بیابان محلی درست کنند و ساختمان بسازند و ایوان بزرگ باید داشته باشد. تا صبح نسیم خنک کویر و بیابان را استشمام می کنند و ستاره ها را تا صبح می بینند. خنکی شب، گرمای روز را جبران می کند و بعد هم تا صبح باید بیدار بمانند مثل «گرند کنیون» آمریکا. میلیون ها توریست به آریزونای آمریکا می روند.
در آریزونا، رود کلرادو در طول میلیون ها سال دره عمیقی درست کرده است که آن را دره گرند کنیون نامیده اند. میلیون ها مسافر به آنجا می روند و تا صبح در آنجا بیدار می مانند. ما هم باید این نوع کارها را انجام دهیم. گردشگران گرمای روز را تحمل می کنند ولی در شب، نسیم خنک در بیابان می وزد و ستاره ها را می بینند و تا صبح بیدار می مانند. وقتی صبح، آفتاب می زند در آن زمان باید در کویر و بیابان عکس بگیرند.
بنابراین، ما همه چیز داریم. جنگل داریم. دریا داریم و می تواند توریست آبی به ایران بیاید. توریست اسکی می تواند بیاید. توریست آب می تواند بیاید. ما همه چیز در این مملکت داریم و هر زمان هم که توریست بیاید کشور ما برای او جاذبه گردشگری زیادی دارد.

No responses yet

Jun 02 2017

ردپای داورزنی در سامانه 3090 و درآمدهای غیرشفاف

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

خُسن اقا: چپاول و غارت واژه های ضعیفی هستند برای اینگونه دزدی ها!
ایران وایر:مینا لباف، شهروند خبرنگار

اگر هوادار استقلال یا پرسپولیس هستید و تا امروز یک بار (فقط یک بار) عدد ۶ یا ۴ را برای سامانه‌های هواداری این دو باشگاه پیامک کرده باشید، حتماً مجبور به ضرب و تقسیم اعداد شده و حساب‌وکتاب کرده‌اید که مثلاً از جمع هواداران پرسپولیس، چند نفر در سال چنین عددی را برای سامانه «۳۰۹۰» ارسال می‌کنند؟
اول باید ۳۰۹۰ را شناخت. فکر راه‌اندازی این سامانه را اول بار «حسین نصر»، یکی از مدیران «آی تی» شرکت «همراه اول» مطرح کرد. فقط قرار بود یک سامانه هواداری از سوی شرکت همراه اول برای کسب درآمد و همین‌طور سرشماری هواداران والیبال در کشور راه اندازی شود. سال ۹۲ این شرکت از هواداران تیم ملی والیبال خواست برای حمایت از تیم، عددی را به این سامانه پیامک کنند. میزان مشارکت حیرت‌انگیز بود. همراه اول انتظار بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار پیامک را داشت اما این رقم به بیش از یک و نیم میلیون رسید.
خیلی زود اتاق فکری با حضور «حسین نصر» و «وحید صدوقی»، مدیرعامل همراه اول شکل ‌گرفت و مقرر ‌شد پیش از آغاز جام جهانی، سامانه 3۰۹۰ برای هواداران تیم ملی طراحی شود. هدف مشخص بود؛ کسب درآمد و البته سرشماری جدید از هواداران ورزشی.
پس از جام جهانی، سودای درآمدزایی بیش تر ‌شد. همراه اول نه تنها یک سامانه جدید با نام ۳۰۹۰ را از سال ۹۳ طراحی کرد که حتی از سال ۹۴ خورشیدی با عقد قراردادی با «ایرانسل»، پای این اپراتور را هم به مشارکت و درآمدزایی باز کرد.

هر پیامک اعتبار ماهیانه داشت؛ یعنی اگر به‌عنوان هوادار استقلال، عدد 4 را وارد می‌کردید، شش هزار تومان در ماه از حساب شما کسر می‌شد. صداوسیما از چنین درآمد هنگفتی سهم می‌خواست. برای همین، از ابتدای لیگ ۹5-۹4 پخش تیزرهای تبلیغاتی ۳۰۹۰ را قطع ‌کرد.

«یدالله سیفی» مدیرعامل بازرگانی صداوسیما اردیبهشت سال ۹۵ گفت که سهم صداوسیما از درآمد خالص ۳۵ میلیارد تومانی این سامانه در سال ۹۴ فقط 10 درصد بوده است. اما یک ماه بعد حسین نصر در گفت‌وگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت: «ما ۹۰ درصد درآمد را به باشگاه‌ها پرداخت می‌کنیم و 10 درصد در اختیار همراه اول قرار می‌گیرد.»
مساله فقط گم شدن 10 درصد صداوسیما در حساب‌وکتاب سامانه هواداری نبود؛ اعداد در این بازی سامانه‌ای گم شده اند.
همراه اول یک شرکت موازی را هم کنار ۳۰۹۰ با همان مدیران حاضر در این سامانه تأسیس کرد به نام «۳۰۶۰». استدلال‎شان هم این بود که اگر قرار است در این بازار دست تازه‌ای وارد شود، به دو دست اول بازار نرسد.
هیچ تناسب و صداقتی در اعداد ارایه‌ شده وجود ندارد. مدیر بازرگانی صداوسیما از ۳۵ میلیارد تومان حرف زده است؛ رقمی که به شدت غیرقابل‌باور به نظر می‌رسد.

خبرگزاری «میزان» اردیبهشت‌ماه یک سال بعد درآمد یک ساله این سامانه را ۱۲۰ میلیارد تومان گزارش کرد. سایت «طرفداری» نیز فروردین سال قبل مجموع درآمد این سامانه را طی سال‌های ۹۴ و ۹۵ خورشیدی بیش از ۲۱۰ میلیارد تومان اعلام کرد.

خبرگزاری «تسنیم» آبان ماه سال گذشته به بررسی بخشی از تناقض‌ها میان گفته‌های حسین نصر پرداخت و نوشت: «با مبنا قراردادن همان ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار کاربر که آقای نصر مدعی ثبت‌نام و ارسال پیامک به این سامانه برای باشگاه پرسپولیس است و با کسر حدود ۱۵ درصد، پرسپولیس باید ماهیانه نزدیک به دو میلیارد و سالیانه ۲۴ میلیارد تومان درآمد مستقیم تنها از همراه اول داشته باشد.»
اما پرسپولیس دقیقاً تا همین امروز بیش از 12 میلیارد تومان از قرارداد خود طی دو سال اخیر از این سامانه طلب‎کار است. این رقم طی ماه‌های اخیر، پنج میلیارد، هفت میلیارد و 11 میلیارد هم اعلام شده بود.
حالا اگر از آن جمعیت 30 میلیون نفری که کنفدراسیون فوتبال آسیا از هواداران این باشگاه تخمین زده و اعلام کرده است، فقط یک میلیون نفر (میانگین تعداد نفراتی که در حمایت از باشگاه پرسپولیس به برنامه تلویزیونی«90» هر هفته پیامک می‌زنند، عضو این سامانه شده باشند، درآمد این سامانه هرماه شش میلیارد تومان خواهد بود؛ یعنی سالی 72 میلیارد تومان.
از این مبلغ، دو درصد برای صداوسیما و همراه اول را که کسر کنیم، عدد 57 میلیارد و 600 میلیون تومان باقی می‌ماند. پرسپولیس و استقلال امروز برای مطالبات ۱۰ میلیاردی خود با سامانه ۳۰۹۰ دچار چالش جدی شده‌اند.
خبرگزاری میزان سال گذشته در گزارش خود نوشته بود: «هواداران تیم‌های استقلال، تراکتورسازی و ملوان هم به عضویت این سامانه درآمده بودند که نکته مهم، پرداختِ تنها ۱۷ میلیارد تومان به باشگاه استقلال است. تاکنون نه مدیران شرکت اسپانسر و نه مسوولان دو باشگاه بزرگ پایتخت دراین‌باره شفاف‌سازی نکرده‌اند.»

این خبرگزاری به مبلغ واریزی سامانه «هواداری» به باشگاه پرسپولیس اشاره کرده و نوشته است: «نکته مهم این جا است که تنها رقمی در حدود ۳۰ میلیارد تومان به باشگاه پرسپولیس پرداخت شده و مشخص نیست مابقی این مبلغ کجا رفته و به چه کسی رسیده است.»
این‌که باقی مبلغ کجا رفته است را باید در تلاش‌های چند هفته اخیر شخصیت‌های سیاسی و ورزشی جست‌وجو کرد. این روزها یک مرد در ساختمان وزارت ورزش و جوانان به‌شدت خبرساز شده است؛ «محمدرضا داورزنی».

بیوگرافی محمدرضا داورزنی را می‌توان در گذشته‌ای مانند فرماندهی سپاه پاسداران (از جنگ ایران و عراق تا امروز به‌عنوان سردار)، مسوولیت آموزش‌های رزمی سربازان سپاه در لشگر ۲۷، مسوول تربیت‌بدنی سپاه کشور و همین‌طور ریاست بر فدراسیون‌های سوارکاری و چوگان، والیبال و حالا معاونت وزارت ورزش و جوانان دید.
سودای بزرگ او، ریاست بر باشگاه پرسپولیس بوده و هست. از نهم بهمن‌ماه که با حکم «مسعود سلطانی فر»، به‌عنوان معاون اول ورزش قهرمانی در وزارت ورزش و جوانان جای «نصرالله سجادی» را گرفت تا امروز، این خواسته را به خوبی نشان داده است. برای نمونه، فروردین‌ماه به «علی‌اکبر طاهرِی» دستور می‌دهد که برای پرسپولیس هیچ بازیکن داخلی و خارجی جذب نکند. تیمی که قهرمان لیگ شد و باید در لیگ قهرمانان آسیا امسال و سال بعد بجنگد و البته مدعی قهرمانی فصل بعد هم باشد، به دستور معاون وزیر از حضور در بازار نقل و انتقالات منع شده است.
اردیبهشت‌ماه امسال گفته بود پس از انتخابات، تغییراتی در هیات‌مدیره دو باشگاه استقلال و پرسپولیس (تیم‌های نایب‌قهرمان و قهرمان لیگ) به وجود خواهد آمد. این ادعایش را وزیر ورزش و جوانان رد کرد. بعد خودش دو روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری گفت که وزیر ورزش خواستار ثبات در هر دو باشگاه است. یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری هم به «فارس» گفت که به زودی تغییرات گسترده‌ای در اتاق مدیران استقلال و پرسپولیس شاهد خواهیم بود. او مهم‌ترین مخالف برای تمدید مجوز فعالیت علی‌اکبر طاهری از سوی هیات دولت هم هست. وزارت ورزش و جوانان به دلیل بازنشسته بودن طاهری، باید برای او مجوز مدیریت در باشگاه پرسپولیس را بگیرد که البته درخواست برای این مجوز از زمان حضور داورزنی در وزارت ورزش به تعویق افتاده است.

این بازی خاص داورزنی است؛ مردی که از مشاوران رسمی حسین نصر، مدیرعامل سامانه ۳۰۹۰ برای راه‌اندازی این شبکه تبلیغاتی و هواداری بوده است. حسین نصر در زمینهٔ راه‌اندازی این سامانه به دنیای اقتصاد واقعیت را گفت اما نه همه حقیقت را. بخشی از حقیقت این است که طرح سامانه کمک هواداران به فدراسیون والیبال را محمدرضا داورزنی به یار و همراه قدیمی خود در سپاه پاسداران (حسین نصر) ارایه کرده بود. درست وقتی‌که خودش رییس فدراسیون والیبال بود.
پس از آن، محمدرضا داورزنی تبدیل به مشاور نصر در سامانه ۳۰۹۰ می‌شود.
حالا اخبار را مرور کنیم؛ علی اکبر طاهری، سرپرست باشگاه پرسپولیس به دلیل بدهی‌های انباشته ‌شده سامانه ۳۰۹۰ و همین طور مشکل پرداخت مطالبات «مانوئل ژوزه» قصد تغییر اسپانسر خود را داشت. مذاکرات اولیه هم با چند شرکت، از جمله ایرانسل انجام شد اما دستور محمدرضا داورزنی، معاون وزارت ورزش مانع از لغو قرارداد اسپانسری ۳۰۹۰ با این باشگاه می‌شود.
خبرگزاری میزان دو هفته قبل خبر داد که علی اکبر طاهری به دلیل عدم پرداخت مطالبات باشگاه و مخالفت وزارت ورزش و جوانان از قرارداد جدید با اسپانسری دیگر، از حضور در باشگاه ممانعت کرده و به نشانه قهر در جلسات شرکت نمی‌کند.
میزان مطالبه باشگاه پرسپولیس از رقم نجومی و البته مخفی مانده سامانه ۳۰۹۰ را 12 میلیارد تومان گزارش کرد. اما محمدرضا داورزنی به‌عنوان معاون وزیر، در نقش وکیل مدافع شرکت ۳۰۹۰ بر آمد و دیروز (چهارشنبه) به «ورزش سه» گفت: «۳۰۹۰ سامانه‌ای است که با همکاری همراه اول اعداد قابل توجهی را به پرسپولیس و استقلال، تراکتورسازی و سایر باشگاه‌ها پرداخت کرده و طبعاً خواستار ادامه همکاری است.»
«پژمان راهبر»، سردبیر ورزش سه که با داورزنی مصاحبه کرده، در توییتر خود نوشته است: «شخصاً با آقای داورزنی مصاحبه کردم. در حرف‌های او عدم تمایل به ادامه مدیریت طاهری قابل حس کردن بود.»

نشانه‌های این عدم تمایل را در این جمله‌ داورزنی می توان یافت: «ما اختلاف‌نظری نداریم اما ممکن است سلیقه‌های متفاوتی داشته باشیم و هر کس روش خودش را بپسندد.»

او جای دیگری گفته است: «کاری که وزارت ورزش انجام می‌دهد این است که برنامه بخواهد. ما متولی این دو باشگاه هستیم و طبعاً مثبت و منفی عملکرد هر دو باشگاه تأثیر مستقیمی روی وزارت خانه خواهد داشت.»

چند سطر بعد هم کاملاً از سامانه ۳۰۹۰ حمایت کرده و حتی با این کلمات، به مدیریت باشگاه پرسپولیس راه‌حل جدید ارایه داده است: «نظر من این است که اگر اختلافی هست، قطعاً در قرارداد پیش‌بینی‌شده. اگر عدم تعهد و تخلفی هست، وکلایشان بیایند و کنار هم بنشینند و موضوع را حل کنند.»
یعنی اختلافات باید حل شود نه این که اسپانسر تغییر کند. وزارت ورزش (یا بهتر است دقیق تر گفت که شخص معاون وزیر) از این سامانه منتفع می‌شود. دست کم به‌عنوان یک مشاور و طراح اولیه سامانه در فدراسیون والیبال. اما داورزنی حتی تاریخ را تحریف می‌کند. او در همین مصاحبه به ورزش سه گفته است که طاهری تمایلی به ماندن ندارد و آقای وزیر با جدایی ایشان مخالفت کرده است.
نکته اول این است که براساس اعلام رسمی سرپرست باشگاه پرسپولیس، او تا امروز سه بار برای تمدید مجوز هیات دولت به وزارت ورزش نامه‌نگاری کرده که هر سه مورد بی‌جواب مانده است. طاهری برای فصل بعد اقدام به جذب بازیکن جدید (منشأ و خلیل زاده) کرد که با دستور معاون وزارت ورزش از ادامه نقل و انتقالات منع شد. شاید مهم‌ترین فردی که در وزارت ورزش خواهان پایان همکاری با طاهری است، شخص داورزنی باشد؛ مردی که هم‌اکنون هم بازنشسته سپاه است، هم سرپرست فدراسیون والیبال و هم معاون ورزش قهرمانی.

No responses yet

May 30 2017

بازداشت 15 زن و مرد در یک پارتی در گرگان

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: دادستان گرگان از دستگیری ۱۵ زن و مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد وگفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

به گزارش میزان؛ دادستان گرگان از دستگیری ۱۵ زن و مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد وگفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

حجت الاسلام والمسلمین سید مصطفی حقی از دستگیری ۸ زن و ۷ مرد در پارتی سفره خانه سنتی در اطراف این شهرستان خبرداد و گفت: تست الکل ۵ نفر از این افراد مثبت بوده است.

وی گفت: در پی رصد‌های انجام گرفته از سوی پلیس، شب گذشته مکان برپایی پارتی در یکی از سفره خانه‌های سنتی اطراف شهرستان گرگان مورد شناسایی قرار گرفت و با صدور حکم قضائی، پلیس ۱۵ زن و مرد حاضر در پارتی را که در حال مصرف مشروبات الکلی و رقص وپایکوبی به صورت مختلط بودند، دستگیر کرد.

No responses yet

May 29 2017

گفت‌وگو با یک قاتل؛ همین روزها آزاد می شوم

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «کسانی این جا هستند به اسم “آدم‎خوار”. پرونده آن ها رنگارنگ است. هر کاری که فکرش را بکنی، کرده اند. همین الان که داخل‎ زندان هستند هم از هیچ کاری واهمه ندارند؛ از قتل بگیر تا هر کاری که ذهن آدم بتواند تصورش را بکند. خط قرمز ندارند. خود مرا می بینی؟ روی بازویم خال‏کوبی کرده ام “نو کیدز، نو وومن”(نه بچه ها نه زن‎ها). توی قاموس من ضعیف کشی نیست ولی آن ها به امثال من می خندند.»

از او خواسته بودیم با یک نفر که مرتکب قتل شده ولی ذاتا شرور نیست حرف بزنیم که قصه زندگی خودش را گفت در همین چند سطری که اول گزارش خواندید. از آدم های بی رحم هم گفت؛ آدم های بی رحمی که کنار او زندگی می کنند: «یک نفر این جا هست به اسم “کامی کامیون” که خیلی منفور بقیه زندانی ها است. نه کسی با او معامله می کند، نه کسی هم‎خرجش می شود. راننده کامیون بوده اما بعد از این که یک مهاجر به خواهرش تجاوز کرده، کینه به دل می گیرد و چند کارگر غیرایرانی را به یک بهانه می کشاند داخل کامیون گوشت. در را بسته، یخچال کامیون را روشن کرده و وسط بیابان رهایشان کرده است.»

شروع می کنیم به جست وجو در اینترنت درباره کامی کامیون. هیچ اطلاعاتی در مورد او نیست. می گوید قاتل خودش گفته هیچ کس از جریان کارش خبر ندارد. آن ها عمدا نگذاشته اند رسانه ای بشود چون نمی خواهند جو دشمنی با کشور همسایه را دامن بزنند.

قرار می گذاریم ساعت سه نیمه شب به وقت ایران زنگ بزنیم. اندرزگاه 2 زندان «قزل حصار» روزها ساکت است. زندانی ها تمام روز را می خوابند و شب که می شود، تا صبح بیدار می مانند. با این روش، بدون نظارت زندان‎بان روزگارشان بهتر می گذرد. دور هم جمع می شوند و دمی به دود می دهند. همه چیز هم یافت می شود؛ حتی «جرم» و «کراتم» و «مسکالین» که بیرونی ها هم به آن ها دسترسی ندارند.

زنگ که می زنیم، صدای ولوله می آید. آدم های آن سوی خط با هم حرف می زنند. تق تق قاشق و صدای شستن ظرف و ظروف به گوشم می رسد و یک نفر وسط آن هیاهو داد می زند: «حسن تشت لباس شویی زیر تختم را برگردان تا چپ و راستت نکرده ام!»

با وجود آن همه هیاهو، آقا مرتضی اما راحت و آسوده حرف می زند. هیچ احساس غمی لابه لای کلماتش نیست. مابین حرف هایش، با بی خیالی و لاابالی گری شروع می کند با این و آن حرف زدن و سوال و جواب کردن. می گوید همیشه این طور نبودم. روزهایی بود که از احساس گناه و ترس داشتم به جنون می رسیدم. هر جا می رفتم، خیال آن مرحوم با من بود.

یک زن مسیر زندگی او را تغییر داده بود. آن ها ساکن «مهدی آباد» کرج بودند؛ خودش و هفت خواهر و برادرش. جایی که همه جور خلاف کاری توی کوچه هایش وول می خورد؛ آدم هایی که روزهای ملاقات زندان قزل حصار، روز شادمانی آن ها است. وسط کوچه دور هم جمع می شوند و با ملاقات پدر و برادر و فرزندشان، یک کارناوال شادی راه می اندازند: «جزو اولین ساکنان مهدی آباد بودیم. محله لرها می نشستیم چون پدرم خرم آبادی بود. آن موقع جمعیت این جا هزار نفر هم نمی شد. حالا برای خودش شهری شده. خانواده زندانی های اعدامی و ابدی این جا زندگی می کنند تا به زندان نزدیک باشند.»

پدرش خرید و فروش مواد می کرده است: «معتاد به شیره و تریاک بود و هر روز بساط منقل و وافور راه می انداخت جلوی من و پنج برادر کوچک تر و یک دانه خواهرم. 12 سال پیش به جرم حمل مقدار قابل توجهی مواد مخدر دستگیرش کردند. تا مدت ها سایه اعدام بالای سرش بود اما مادرم می رفت خانه های مردم توی «کیان‎مهر» کلفتی. با پول کلفتی برای پدرم وکیل گرفت و با تلاش وکیل، اعدام پدرم شد حبس ابد. او هم همین جا است؛ سالن شش اندرزگاه افغان هایی که بیش ترشان مرتکب قتل شده اند و منتظر حکم اعدام هستند.»

«مرتضی» می گوید می خواست درس بخواند و به سرنوشت پدرش دچار نشود. صبح ها می رفته کارگری و عصرها مدرسه شبانه. او تنها فرزند پدرش بود که گاهی به ملاقاتش می رفت. یک بار حین همین رفت و آمدها، پدرش یک پاکت نامه می دهد و می گوید آقا «رسول»، هم‎بندی اش التماس دعا دارد که این نامه را برسانند دست خانواده. آدرس هم لای جوف نامه بوده. پرسان پرسان می رود تا خانه آقا رسول را پیدا کند: «همان جا بود که با “مرضیه” آشنا شدم؛ دختر آقا رسول. زیبا بود و کاری. این جا توی مهدی آباد رسم است که زندان باعث و بانی وصلت خیلی ها شده. این جا همه آدم هایش یک نقطه مشترک دارند و آن هم زندان است. من عاشقش شدم. هم پدرم به این وصلت راضی بود چون آقا رسول قلدر سالن شش بود و می توانست هوای پدرم را داشته باشد، هم خودم دل‎باخته شده بودم.»

مرضیه همه زندگی اش بوده. بعد از پا گذاشتن این دختر به زندگی او، همه چیز برایش معنا پیدا کرده است. می گوید همه کاری می کرده است برای رضایت خاطر آن زن ولی ناگهان فکر می کند مرضیه به او خیانت می کند: «شبانه روز نشسته بود به مردک پارچه فروش پیام می داد. ما وضع مالی خوبی نداشتیم. تازه یک مغازه کوچک خریده بودم؛ همان جا توی مهدی آباد. دم‎پایی پلاستیکی می فروختم. چه طورمی شود با ماهی 500 هزار تومان هی بروی طاقه طاقه پارچه ابرایشم بگیری و بیاوری؟ از این جا بود که فهمیدم این ها یک سر و سری با هم دارند. عاشق چشم و ابرویش نبود که پارچه گران قیمتش را در راه خدا بدهد به آن زن.»

مرتضی اشتباه می کرده. دادگاه بعد از تحقیقات مفصل متوجه شده که اصلا خیانتی در کار نبوده. حتی یک پیام کوتاه بین مرضیه و مقتول رد و بدل نشده بوده. مرضیه ماه به ماه و قسطی پول پارچه ها را می داده. مرتضی اما ول کن نبوده. پارچه فروش بی گناه را با 18 ضربه چاقو کشته بوده و بعد خواسته مرضیه را بکشد. زن چابک بوده و از دستش فرار کرده. شبانه بین خرابه های مهدی آباد دنبالش کرده. مرضیه کفش نداشته. تمام پاهایش خونی بوده و آخرش توی قبرستان همان حوالی، پلیس سر می رسد و نجاتش می دهد.

مرتضی دوست ندارد این بخش از داستان را بشنود. قبول ندارد این روایت را. می گوید دادگاه اشتباه می کند، مرضیه به من خیانت کرد: «از یک سال قبل که ماجرا را فهمیدم، شروع کردم به نزدیک شدن به پارچه فروش. اولش از سلام و علیک شروع شد ولی کم کم اعتمادش به من جلب شده بود. به بهانه این که برادرم چند قواره پارچه کشمیری از بندرعباس وارد کرده، او را کشاندم خانه. قبلش مرضیه را بسته بودم به یک صندلی توی زیر زمین. می خواستم شاهد مرگ عشقش باشد. بعدش هم می خواستم کار او را یک سره کنم. مردک التماس می کرد. می گفت اشتباه می کنم. جلوی چشم های مرضیه کاردآجینش کردم. وقتی رفتم سراغ مرضیه، او فرار کرده بود. مردک پارچه فروش نیمه جان بود که ولش کردم و دویدم دنبال مرضیه اما من را وسط قبرستان دستگیر کردند.»

حکم مرتضی قصاص است. می گوید بعد از قتل، زندگی او برای همیشه نابود شد. حتی یک شب نیست که سر راحت زمین بگذارد. مدام کابوس می بیند. همیشه قیافه مقتول جلوی نظرش است؛ وقت خواب، زمانی که حمام می کند، وقتی که تلویزیون می بیند: «زنم رفته دنبال رضایت خانواده شاکی. گفته هر جور شده رضایت شان را می گیرم. بعد از این ماجرا پشت سرم ماند. وکیل گرفت؛ درست مثل مادرم. حاضر نشد طلاق بگیرد. گفت طلاقم هم بدهی، من منتظرت می مانم تا برگردی. همین امروز و فردا است که بیایم بیرون. من که 10 سال عمرم سوخت اما شما برای خواننده هایتان بنویسید قتل جرمی است که برگشت ندارد. به هیچ قیمتی جان کسی را نگیرید. انگار که جان خودتان را گرفته اید. برای همیشه خودتان را می کشید. راه نجات هم ندارید. گیرم که مرضیه هم مرا از این دیوارها نجات بدهد، هیچ کس من را از کابوس آن مرد مرده نجات نمی دهد.»

رویای مرتضی برای آزادی شاید درست نباشد. یکی از زندانیان که واسطه تماس «ایران‎وایر» و مرتضی بود، می گوید: «آزادی کجا بود؟ زنش گفت دنبال رضایت شاکی ام و نیاز به پول دارم. مرتضی سند مغازه اش را کرد به نام مرضیه که برود و بفروشد و مثلا بدهد برای رضایت اما مرضیه همه چیز را فروخته و قاچاقی از مسیر کردستان از ایران خارج شده. نامه اجرای احکامش هم آمده. سه بار هم او را برده اند قرنطینه پیش از اعدام و برگردانده اند شاید رضایت بگیرد. همین روزها است که حکم آقا مرتضی را اجرا کنند.»

نخواستیم این بخش ماجرا را از آقامرتضی بپرسیم. نتوانستیم هم پی گیری کنیم از بس که پر از درد و زخم بود.

No responses yet

« Prev - Next »