اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Jul 27 2013

ورود مجلس به ماجرای حمله به دو زن بسیجی: داستان کتک خوردن خانم “شمس سی ساله” به زبان خودش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی ::

روز: در حالی که دمای هوای تهران به بالای ۴۵ درجه رسیده و شرایط برای زنانی که محکوم به پوشش اجباری هستند، بیش از مردان غیر قابل تحمل شده، مزاحمت دو زن بسیجی برای دو خانم در سطح شهر به بهانه “امر به معروف” با واکنش تند آنها مواجه شد و در ادامه با دخالت مردم، منجر به زد و خورد بین “ناهیان از منکر” و مردم عاصی از گرما شد. سالهاست که مداخله مکرر پلیس و عوامل بسیج و لباس شخصی در حریم خصوصی مردم و آزار واذیت سازمان یافته زنان و دختران به بهانه مبارزه با بدحجابی و گسترش فرهنگ “عفاف و حجاب”، به یکی از وظایف اصلی پلیس و عوامل حکومتی در سطح شهر تبدیل شده و هر از گاهی هم منجر به بروز واکنش هایی از سوی مردم می شود. به ویژه در این روزها از سال که دمای هوا با احتساب پوشش اجباری برای زنان به بیش از ۵۰ درصد می رسد و سلامتی جسمی و روحی آنان را شدیدا تهدید می کند. در آخرین نمونه از واکنش مردم، آنطور که رسانه های حکومت مدعی شده اند، یک زن بسیجی در حوالی پونک به خانمی که به تشخیص او حجاب مناسبی نداشته، توهین و تعرض زبانی می کند. این خانم که به گفته شاهدان پوشش نامناسبی هم نداشته، با ابراز کلافگی از دمای هوا و پوشش اجباری با بسیجی مزبور درگیر می شود وعاقبت به وی حمله می کند و آنطور که شاهدان گفته اند، “درس خوبی به او می دهد”. در همان روز، در حادثه ای مشابه در محله خانی آباد، دو زن چادری با ایجاد مزاحمت برای زن دیگری، به اصطلاح خود به او “تذکر لسانی” می دهند؛ اقدامی که خشم وی را در پی داشته و پس از حضور اهالی محل، موجب گوشمالی ناهیان می شود. براساس گزارش ها در نهایت با حمله نیروهای بسیج به مردم، پیکر دو زن چادری که کتک مفصلی هم خورده بودند، از زیر دست و پای مردم بیرون کشیده می شود.

این دو حادثه، در مجلس با واکنش طیف موسوم به پایداری و شخص روح الله حسینیان و در سطح رسانه ای دو سایت رجانیوز و فارس رو به رو شده است. فارس در اینباره با زن چادری مورد اول گفت و گو و ضمن معرفی او به نام “خانم شمس-سی ساله” ماجرا را از زبان او اینچنین تعریف کرده است: “مسیر برگشت من از محل کار به سمت منزل از محدوده میدان صادقیه تا میدان پونک است. ساعت حول و حوش ۵ بعدازظهر بود که نزدیک مرکز خرید پونک رسیدم. معمولاً هم اطراف مرکز خریدها و پاساژها پاتوق زنان و دختران بدحجاب است با یکی از این زنان بدحجاب مواجه شدم و مثل همیشه که بر حسب تکلیف دینی، با یک جمله به آرامی، امر به معروف می‌کردم به این خانم تنها یک جمله گفتم و آن این بود که «می‌شود حجابت را رعایت کنی». فقط و فقط همین یک جمله را گفتم که هنوز به نقطه آخر آن نرسیده بودم به یک باره، به سمت من حمله کرد و گلوی من را فشار داد و با دست دیگر شروع به چنگ انداختن به صورت من کرد. من هم که روزه بودم و هوا هم گرم بود احساس خفگی می کردم اما به هر طریقی که بود تلاش کردم بدن خودم را از دست‌های او جدا کنم. در حین حمله ور شدن به سمت من، فحاشی می‌کرد و می‌گفت که «آدمت می‌کنم، بی‌جا می‌کنی که به من حرف می‌زنی، کاری می‌کنم که دیگر جرأت نکنی به کسی بگویی حجابت را رعایت کن و… » بعد از اینکه خودم را از دست‌هایش جدا کردم به او پیشنهاد کردم که کانکس کلانتری آن سمت خیابان است، بیا برویم تو به خاطر حرف من از من شکایت کن و من هم از اینکه شما کتکم زدی شکایت می‌کنم هنوز جمله را به پایان نبرده بودم این بار بدتر از دفعه قبل به سمتم حمله ور شد و تلاش کرد چادر و روسری‌ام را از سرم بکشد هر چقدر او تلاش می‌کرد من هم مقاومت بیشتری می‌کردم حین این کار، بلند بلند فحاشی می‌کرد و می‌گفت «این تو هستی که باید حجابتو برداری، اینجا دیگه جای شماها نیست، این شماها هستید که باید از اینجا بروید، شماها چند نفری بیشتر نیستید، بمانید خودم چادر از سرتان می‌کشم و… » در این زمان دیگر صدای من هم بلند شده بود و تلاش می‌کردم که چادرم را روی سرم حفظ کنم و به لطف خدا هم این خانم نتوانست به هدفش برسد”.

“خانم شمسی سی ساله” افزوده است: “مردم هم بودند، حتی کانکس کلانتری هم در آنجا بود. اما مردم بیشتر رد می‌شدند و می‌رفتند تا اینکه وقتی زمان کشیده شدن چادر من شد و من صدایم بالا رفت یک آقایی از رهگذران آمد و آن خانم را از من جدا کرد و نجاتم داد. بعد از آن حدود بیست نفر دور ما جمع شده بودند که بیشتر آنها هم آقایان بودند. بعضی‌ها در همان حین، به جای اینکه نسبت به وضع فاجعه بار ظاهر آن خانم، معترض باشند به من یادآوری می‌کردند که دوره امر به معروف گذشته است و نباید به این خانم‌های با این ظاهر حتی نزدیک شد، خانمی به من می‌گفت “به تو چه ربطی داشته، هر کسی را در گور خود می‌خوابانند” آقایی می‌گفت “این زن اوضاعش معلوم است”. با اینکه چند روز از ماجرا گذشته اما هنوز آثار کوفتگی آن در سر و گردنم وجود دارد. در تعجبم که نیروهای پلیس در آنجا پس چه نقشی دارند، مگر نه اینکه امنیت منطقه را باید تأمین کنند؟ آن روز پلیس که از موضوع، مطلع نبود اما شلوغی بیست نفری در خیابان را که می‌دید می‌توانست حداقل عکس العملی نشان دهد. این خانم به حدی رفتاری عجیب و غیرطبیعی داشت که حتی اگر یک سوزن در اختیارش بود چشمان من را درمی‌آورد چه برسد به اینکه وسیله دیگری برای حمله داشت معلوم نیست چه اتفاقی می‌افتاد. این خانم حتی زمانی هم که از دستش نجات پیدا کرده بودم فریاد می زد که “اگر یک بار دیگر ببینمت می کشمت، مگر یک بار دیگر نبینمت، زنده نمی‌گذارمت و… “.

او افزوده است: “تعدادی از مردم برای اینکه خطری دوباره از طرف آن خانم برای من نباشد من را تا منزل همراهی کردند ولی وقتی رسیدم خانه، خانواده به من گفتند که باید به سراغ کلانتری می‌رفتم و شکایت می‌کردم برای همین دوباره با خانواده به سمت محل اتفاق برگشتیم و سراغ کانکس کلانتری رفتم موضوع را توضیح دادم و از اینکه عکس‌العملی نشان نداده بودند گله کردم، آنها به من گفتند که حالا که این خانم رفته از چه کسی می‌خواهم شکایت کنم اما گفتم من شکایتم از مسئولان است نه از این خانم. پرسیدم گشت ارشادی که قبلاً روبروی این مرکز خرید می‌ایستاد کجاست؟ جوابم را این طور دادند که «دیگر گشت ارشاد جمع شده»؛ در حالیکه گشت ارشاد نقش بازدارندگی داشت. سربازی که در کانکس بود به من گفت که «ما فقط وظیفه داریم اینجا مراقب باشیم که دزدی انجام نشود!» بدحجاب‌ها وقیح شده‌اند باید کار فرهنگی بیشتری در جامعه صورت بگیرد. نباید به جایی برسیم که حکمی به نام امر به معروف و نهی از منکر را فراموش شده بدانیم تا هر کسی هر طوری که می‌خواهد در جامعه اسلامی عمل کند”.

بسیجی زن حادثه خانی آباد نیز که فارس او را “معصومه فراهانی” معرفی کرده به فارس گفته: “من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند ۳ ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً ۱۰ شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه دو نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم «به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند. اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند. من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود”.

او افزوده است: “با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود. من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند. فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد”.

این دو حادثه که بازتاب گسترده ای در شبکه های اجتماعی داشته، به روح الله حسینیان، نماینده افراطی مجلس گران آمده به طوری که به گزارش ایرنا، وی در تذکری به رئیس جلسه گفته است: “وقتی به یک زن مسلمان هتاکی می شود عده ای برای پیگیری این موضوع کمیته تشکیل می دهند اما انگار برخی نسبت به اهانت به یک زن محجبه بی توجه هستند. طبق اصل ۶۷ قانون اساسی نمایندگان به قرآن سوگند خوردند که از حریم اسلام حمایت کنند. شاید شنیده باشید خبری را که برخی رسانه ها در روزهای گذشته منتشر کردند مبنی بر اینکه یک خانم محجبه در خیابان های تهران به یک خانم لاابالی و مبتذل تذکر داده و با این خانم محجبه برخورد شده است به وی مشت و لگد زده و چادر او را کشیده اند. چرا یک زن چادری در ماه رمضان در حال انجام وظیفه اش مورد گستاخی قرار می گیرد؟ اگر یک خانم مسلمان در یک کشور دیگر مورد هتاکی واقع می شد برخی یک کمیته تشکیل می دادند اما الان به یک خانم محجبه توهین شده است اما این افراد بی توجه هستند”.

محمد رضا باهنر هم در پاسخ به او گفته است: “از کمیسیون فرهنگی و کمیسیون امنیت ملی می خواهم تا پیگیر موضوع اهانت به خانم محجبه ای شوند که درپی امر به معروف و نهی از منکر به وی اهانت شده است. خود آقای حسینیان هم که عضو کمیسیون اصل ۹۰ هستند می توانند پیگیر این موضوع باشند. این موضوع بسیار مهم است و باید گزارش آن در صحن علنی داشته باشیم تا دیگر این نوع حرمت شکنی ها ادامه پیدا نکند. حتما باید یک برخورد جدی و قاطعانه با این موضوع انجام شود”.

حسینیان که خود به خاطر رابطه نامشروع با زن شوهرداری در دادسرای تهران پرونده دارد، یک چهره افراطی و امنیتی است که پیش از این نام او بارها در پرونده قتل های زنجیره ای تکرار شده است.

همزمان با سخنان حسینیان در مجلس، سایت تسنیم، نزدیک به نیروهای امنیتی هم به نقل از سید علی طاهری سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس از بازداشت دو نفر در این ارتباط خبر داده و نوشته: “متاسفانه، ناجا یکی از ضاربان را با قید وثیقه‌ای که فقط یک قبض تلفن بود، آزاد کرده است. نیروی انتظامی در پیگیری مورد اول که در میدان پونک رخ داد، پیگیری چندان پررنگی نداشت اما در بازداشت ضارب خانم محجبه که آمر به معروف هم بود، خوب عمل کرد و توانست آن ضارب را دستگیر کند البته ضارب با رضایت خانم محجبه آزاد شد. در منطقه خانی‌آباد نیز یک خانم محجبه که به یک خانم بی‌حجاب امر به معروف کرده بود، مورد اهانت واقع و مورد ضرب و شتم قرار گرفت که ضارب پس از دستگیری توسط نیروی انتظامی و شکایت آن خانم محجبه، کلانتری با گرفتن یک «قبض تلفن» به عنوان وثیقه، فرد ضارب را آزاد کرد. عملکرد نیروی انتظامی در مورد اول بد نبود اما باید این موضوع رسانه‌ای می‌شد که نیروی انتظامی در حمایت از این خانم محجبه اقداماتی را انجام داده و ضارب را دستگیر کرده اما عملکرد نیروی انتظامی در مورد دوم اصلا درست نبود و نباید با یک قبض تلفن فرد ضارب آزاد می‌شد. قاطبه نمایندگان مجلس انتظار دارند که نیروی انتظامی با قاطعیت این موضوعات را پیگیری و با این گونه افراد برخورد قاطع داشته باشد نه اینکه آنها را با یک قبض تلفن آزاد کند. همچنین پیگیری‌های نیروی انتظامی نیز باید بدون ذکر نام متهم و مجرم رسیدگی شود، تا جامعه متوجه شود که نیروی انتظامی در دفاع از آمران به معروف قاطع و جدی است”.

وی افزوده است: “جمعی از نمایندگان مجلس درباره عملکرد نیروی انتظامی در دفاع از آمران به معروف به وزیر کشور تذکر داده‌اند تا پیگیری‌ها و اقدامات نیروی انتظامی در این زمینه جدی‌تر شود”.

سایت رجانیوز هم که به جریان پایداری و حسینیان وابسته است، در مطلبی درباره حوادث مذکور نوشته: “كار فرهنگي، فرهنگ سازي و همه توجيهاتي كه زياد شنيده‌ايم به كنار، اما آيا نقش نيروي انتظامي در حفظ امنيت جاني ناهيان از منكر در همين حد است؟ از دور نگاه كردن و گرفتن قبض تلفن؟!قرار نيست همه خدمات نيروي انتظامي را زير سئوال ببريم و يا هجمه‌هاي صورت گرفته به اين نيرو براي اجراي طرح امنيت اخلاقي را فراموش كنيم اما وقتي كار به اينجا مي‌رسد كه دو زن چادري فقط بخاطر نهي از منكر مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرند، از مسئول حفظ امنيت جامعه انتظار مي‌رود كه نقشي فراتر از يك تماشاچي بازي كند. به نظر مي‌رسد اين خواسته بحقي باشد كه از فرمانده نيروي انتظامي بخواهيم ورود جدي به مسئله داشته و يكبار براي هميشه مشكل بي‌توجهي بخشي از نيروهاي تحت امرش نسبت به اين موارد را برطرف كند. حال كه اين دو نمونه تاسف آور رسانه‌اي شده و قلب عموم مردم روزه‌دار و متدين جامعه را جريحه‌دار كرده است، اين انتظار وجود دارد كه فرمانده نيروي انتظامي نسبت به عملكرد سوال برانگيز نيروهايش پاسخي درخور بدهد. نيروي انتظامي را مخاطب قرار داديم چون، به ديگران خيلي اميدي نيست. چه انتظاري مي‌توان داشت از افرادي كه فقط هنگام وقوع چنين حوادثي يادشان مي‌افتد كه بايد كار فرهنگي كرد؟ افرادي كه با افتادن آبها از آسياب مي‌روند دنبال كار و كاسبي‌شان و دوباره با ماجراي بعدي دم از كار فرهنگي مي‌زنند. دو اتفاق دردآور پونك و خاني‌آباد چيزي فراتر از معضل بدحجابي و راه حل كار فرهنگي است. و حال كه كار به اينجا كشيده است اين نيروي انتظامي است كه بايد امنيت را تامين و با متخلفان وقيح شده برخورد كند”.

برچسب‌ها: اجتماعی, امربه معروف, حجاب, حقوق بشر, زن, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 27 2013

احمدی‌مقدم: رهبر با استعفایم به خاطر کهریزک مخالف بود

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی ::

بی‌بی‌سی: اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده پلیس ایران، گفته که آیت‌الله علی‌ خامنه‌ای، رهبر ایران، با کناره‌گیری او از فرماندهی پلیس به دلیل کشته شدن بازداشت‌شدگان کهریزک مخالفت کرده بود.

آقای احمدی‌مقدم، که عصر امروز در برنامه شناسنامه، در شبکه ۳ تلویزیون دولتی ایران، حاضر بود، گفت در تابستان ۸۸ در نامه‌ای خطاب به رهبر ایران “نوشتم که مطمئن باشید بنده هرگز از جنابعالی دلگیر نخواهم شد. من که نباید می‌گفتم، من گفتم مرا برکنار کنید و ایشان نپذیرفتند.”

فرمانده پلیس ایران گفته این نامه از جمله اسنادی بوده که به احمد توکلی، نماینده مجلس، نشان داده تا او را در جریان امور مرتبط با بازداشتگاه کهریزک بگذارد.

آقای احمدی‌مقدم در نامه خود به رهبر ایران نوشته بوده: “دوستان ما طوری از موضوع کهریزک متاثر شده‌اند که اصلا دارند اصل داستان را فراموش می‌کنند. یعنی کسانی که فتنه را به راه انداخته‌اند تبدیل به مطالبه‌گر شده‌اند و ما بدهکار شده‌ایم.”

پس از تظاهرات معترضان در ۱۸ تیر ۸۸ شماری از بازداشت‌شدگان به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند و دست کم ۳ نفر در این بازداشتگاه کشته شدند. انتشار خبر کشته شدن بازداشت‌شدگان در کهریزک جنجال‌برانگیز شد و حتی رهبر ایران را به واکنش واداشت.

کمی بعدتر هم رامین پوراندرجانی، پزشک این بازداشتگاه به شکل مشکوکی درگذشت.

آقای احمدی‌مقدم گفت در همان مقطع با خانواده قربانیان کهریزک دیدار کرده است. او گفته رهبر ایران در این باره اظهارنظر کرده که “کار خوبی کردی، اما ای کاش زودتر این کار را انجام می‌دادی.”

او گفت در اعتراضات ۸۸ سعی می‌کرده به ترتیبی عمل کند که “فراجناحی” باشد. آقای احمدی‌مقدم گفت: “در روزهایی که در خیابان ها تظاهرات بود، وقتی جلسه‌ای داشتیم هیچ وقت نمی‌رفتم مسیر را دور بزنم و راه را دور کنم بلکه از میان جمعیت مسیرمان را طی می کردیم و همه هم دست تکان می‌دانند.”

برچسب‌ها: اسماعیل احمدی‌مقدم, جنایات رژیم, حقوق بشر, درگیری جناحی, سیاسی, سیدعلی خامنه‌ای, کهریزک

شما هم چیزی بگو

Jul 27 2013

«۷۵ نفر» در درگیری‌های خیابان نصر در قاهره کشته شده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفردا: به گزارش خبرگزاری رسمی مصر، در پی تظاهراتی که از روز جمعه هواداران و مخالفان محمد مرسی، رئیس‌جمهوری سرنگون شده مصر در آن کشور برگزار کردند، دست‌کم ۷۵ نفر در خیابان نصر در قاهره کشته شده و صدها نفر زخمی شدند.

بنا بر گزارش‌ها این درگیری عمدتا میان نیروهای امنیتی و هواداران محمد مرسی رخ داده است. پیشتر منطقه نصر به عنوان محل اصلی تجمع هواداران محمد مرسی عنوان شده بود.

شمار زخمی‌شدگان بیش از هزار نفر عنوان شده است.

خبرگزاری رسمی مصر آمار خود را با استناد به گفته‌های «پزشکانی در محل» که کشته‌ها و زخمی‌ها را تحویل گرفته‌اند، اعلام کرده است.

خبرگزاری‌ها می‌گویند بخشی از خشونت‌های مرگبار نیز در شهر اسکندریه رخ داده است، جایی‌که بین تظاهرکنندگان و کسانی که از روی سقف خانه‌ها به سوی آنها سنگ پرتاب می‌کرده‌اند درگیری رخ داده است.

خبرنگار رویترز شاهد درگیری و تیراندازی میان نیروهای ارتش و هواداران اخوان‌المسلمین در ساعات اولیه روز شنبه در قاهره بوده است.

هنوز آمار رسمی از کل کشته‌شدگان تظاهراتی که از روز جمعه آغاز شد، منتشر نشده است.

رویترز به نقل از صفحه فیس‌بوک اخوان‌المسلمین می‌گوید این گروه ارتش را به حمله به آنها و اعمال خشونت متهم کرده است. یک مقام نظامی آن کشور در گفت‌وگو با این خبرگزاری چنین چیزی را رد کرده و گفته است درگیری در نزدیکی محل تجمع نشسته اخوان‌المسلمین رخ داد. این مقام نظامی گفته بود ارتش قصد ندارد طی شب به تجمعات نشسته گروه‌ها حمله کند.

تصاویری که بر شبکه‌های اجتماعی مانند یوتیوب منتشر شده‌ نشانگر درگیری میان نیروهای پلیس و هواداران اخوان‌المسلمین و محمد مرسی‌اند.

تظاهرات روز چهارم مرداد ماه در میان نگرانی‌ها از درگیری میان گروه‌های رقیب در صحنه سیاسی برگزار شد.

در قاهره، پایتخت، راهپیمایان از یک سو به دعوت عبدالفتاح سیسی، فرمانده ارتش و از سوی دیگر به دعوت اخوان‌المسلمین به خیابان‌ها آمدند.

رویترز شمار هواداران ارتش را در قاهره صدها هزار نفر عنوان کرده است. روزنامه اهرام مصر می‌گوید میلیون‌ها نفر از آنها به خیابان‌های قاهره و شهرهای دیگر آمده‌اند.

فرمانده ارتش مصر پیشتر از شهروندان آن کشور خواسته بود روز جمعه دست به تظاهرات سراسری بزنند و از این طریق به او «اختیار مقابله با خشونت و تروریسم» را بدهند. اخوان‌المسلمین این فراخوان را «اعلام جنگ» ارتش نامیده و فراخوانی برای تظاهرات حمایتی از مرسی منتشر کردند.

طی سه هفته گذشته و پس از سرنگونی مرسی، بحران سیاسی و اجتماعی در مصر شدت گرفته و ده‌ها نفر نیز در این بین کشته شده‌اند.

هواداران محمد مرسی، سرنگونی او را کودتا نامیده و خواهان بازگشت او به قدرت هستند. مخالفان مرسی، او را به تمامیت‌خواهی متهم کرده و از ارتش پس از سرنگونی مرسی حمایت کرده‌اند.

محمد مرسی در حال حاضر در بازداشت به‌سر می‌برد. قاضی تحقیق پرونده محمد مرسی، روز جمعه و در آستانه تظاهرات مخالفان و حامیان رئیس جمهور برکنار شده مصر، حکم به تمدید ۱۵ روزه بازداشت او داد.

بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی مصر، منا، این قاضی اتهام آقای مرسی را «همکاری با حماس» در جریان انقلاب سال ۲۰۱۱ علیه حکومت حسنی مبارک عنوان کرده است.

برچسب‌ها: خاورمیانه, سیاسی, مصر

شما هم چیزی بگو

Jul 26 2013

نیویورک تایمز: ایران خواستار گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا شده است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,سیاسی ::

رادیوفردا: نشریه نیویورک ‌تایمز به نقل از مقامات غربی نوشت که نوری المالکی، نخست وزیر عراق، به دولت باراک اوباما گفته که ایران به انجام گفت‌وگوی مستقیم و بدون واسطه با ایالات متحده در رابطه با برنامه اتمی خود تمایل دارد و دولت عراق نیز مقدمات این مذاکره را فراهم می‌آورد.

بر اساس این گزارش که روز جمعه، چهارم مرداد منتشر شد، آقای مالکی در جلسه‌ای که اواسط تیر ماه با سفیر ایالات متحده در بغداد داشته به او گفته که حامل پیامی از مقامات ایران است و ادعا کرده که حسن روحانی، رئیس جمهور منتخب ایران، امکان هر مذاکره‌ای با آمریکا را جدی خواهد گرفت.

نیویورک تایمز می‌نویسد که اگرچه نوری المالکی می‌گوید با نزدیکان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در ارتباط است، اما او نگفته که دقیقا چه کسی از طرف ایران چنین پیامی داده است.

در عین حال مقامات غرب «اطمینان ندارند» که رهبران ایران تمایلی به واسطه‌گری عراق داشته باشند و این که چنین پیشنهادی به ابتکار نوری المالکی بوده است یا نه.

آیت‌الله خامنه‌ای در یکی از آخرین اظهار نظرات خود درباره مذاکره با ایالات متحده گفته است که نسبت به این مسئله «خوش‌بین نیست» و آمریکایی‌ها «غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی» هستند.

اما در نقطه مقابل، ۱۳۰ عضو مجلس نمایندگان آمریکا در نامه‌ای خطاب به باراک اوباما از مذاکره با تهران حمایت کرده‌ و پیروزی حسن روحانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران را فرصتی مناسب برای «حل اختلافات موجود میان دو کشور» دانسته‌اند.

گزارش نیویورک تایمز می‌گوید که مقامات وزارت امور خارجه آمریکا حاضر نشدند به‌طور خاص درباره اظهارات منتسب به نوری المالکی صحبت کنند.

پاتریک ونترال، یکی از سخنگویان این وزارتخانه تنها اظهار داشت: «عراق شریک ایالات متحده است و ما گفت‌وگوهای مداومی با مقامات عراق درباره مسائل مورد علاقه دو طرف از قبیل ایران داریم.»

او در نهایت گفت: «ما بارها تاکید کرده‌ایم که نسبت به انجام گفت‌وگوی مستقیم با ایران مانعی نداریم تا از طریق گفت‌وگو، دغدغه‌های جامعه جهانی درباره برنامه هسته‌ای ایران رفع شود.»

ایران به خاطر برنامه هسته‌ای خود تحت تحریم‌های شدید بین‌المللی قرار دارد، تحریم‌هایی که اقتصاد کشور را رو به تحلیل می‌برد.

حسن روحانی، رئیس جمهور جمهور منتخب ایران، بر حل این مناقشه تاکید کرده و وعده شفاف‌سازی بیشتر در رابطه با برنامه اتمی تهران را داده است.

برچسب‌ها: آمریکا, سیاسی, مذاکره

شما هم چیزی بگو

Jul 26 2013

پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اعلام کرد: شنود دفتر مطهری کار تیم احمدی‌نژاد نیست

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: مرکز روابط عمومی و رسانه دفتر محمود احمدی‌نژاد با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد تیم احمدی‌نژاد «نقشی» در نصب دستگاه شنود و فیلمبرداری در دفتر علی مطهری نداشته است.

این اطلاعیه روز پنجشنبه (سوم امرداد) در واکنش به انتشار خبری مبنی بر دست داشتن «حلقه انحرافی» در نصب دستگاه شنود در دفتر علی مطهری صادر شده است.

این اطلاعیه با «تکذیب قاطع این دست جعلیات، نسبت به نهادینه شدن روند افسار گسیخته اتهام افکنی و انتشار فزاینده اخبار دروغ بی‌هیچ نگرانی از رسیدگی‌های قانونی» به همه هشدار داده است.

دفتر ریاست جمهوری همچنین از قوه قضائیه خواسته «ضمن ورود هوشمندانه به اینگونه ماجراهای کذب و سخیف، عوامل این داستان پرداز‌ی‌های وهم آلود را معرفی و مجازات نماید.»

هفته‌نامه «پنجره» وابسته به «جمعیت ایثارگران» و علیرضا زاکانی٬ نماینده مجلس نخستین نشریه‌ای بود که از احتمال دست داشتن تیم احمدی‌نژاد در نصب دستگاه شنود در دفتر مطهری خبر داد.

این هفته‌نامه نوشته بود: «احتمال دخیل بودن احمدی‌نژاد و حلقه انحرافی در صورتی قابل طرح است که شنود را به عنوان یک گروکشی در راستای شنود از برادر لاریجانی تحلیل کنیم.»

علی مطهری روز شنبه (۲۲ تیر) در سایت شخصی خود از کشف دستگاه شنود و فیلمبرداری در دفترش خبر داد و وزارت اطلاعات را مسئول این اقدام «غیر قانونی» معرفی کرد.

حیدر مصلحی٬ وزیر اطلاعات نیز چند روز بعد بی‌آنکه کشف دستگاه شنود را تکذیب کند٬ گفت: «این ماجرایی مهم و از جنبه‌های مختلف سؤال‌برانگیز است.»

۲۸ اردیبهشت امسال نیز محمد مطهری برادر علی مطهری گفت از «شرم‌آور‌ترین نشانه‌های سقوط اخلاقی در عالم سیاست ما {جمهوری اسلامی} پخش اخباری است که جز از طریق شنود حاصل نمی‌شود» و در دوران شاه هم چنین اتفاقی نمی‌افتاد.

وی افزوده بود اخبار شنود شده «به برخی روزنامه‌ها و سایت‌ها راه می‌یابد…. و کسی به خاطر ندارد که حتی در زمان طاغوت در روزنامه‌ها چنین مطالبی چاپ شده باشد که دیروز در فلان جلسه مطهری به منتظری چنین گفت و بهشتی به هاشمی چنان.»

برچسب‌ها: امنیتی, درگیری جناحی, سیاسی, شنود

شما هم چیزی بگو

Jul 26 2013

هرانا؛ محکومیت ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان گناوه برای یکی از کاربران فیسبوک

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::

خبرگزاری هرانا: محمد (کوروش) نصیری به جرم فعالیت در یک صفحه فیسبوکی بنام “کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان” به ۱۱ سال حبس در تبعید به زندان بندر گناوه محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود، به اتهام “توهین به مقدسات، افساد فی الارض، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه برانداز” به این حکم سنگین محکوم شده است.

محمد نصیری در نیمه شب چهارشنبه ۳ خرداد ماه ۱۳۹۱ با هجوم ماموران امنیتی به منزل مسکونیش بازداشت شده است.

یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: “مامورین امنیتی بدون نشان دادن کارت شناسایی و حکم قضایی بداخل منزل ریخته و همه ساکنان منزل از جمله برادر کوروش و همسر برادرش را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. مامورین هنگام ورود به منزل، کوروش را با چوب و دیلم کتک زدند. سپس کیسه برسرش کشیدند و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل نمودند. با وجودی که کوروش از ناحیه‌ی پاها و بیضه‌ها بشدت آسیب دیده بود، پزشک ۲۰۹ حاضر به مستند کردن آثار ضرب و شتم نمی‌شود. وی یکبار هم در هواخوری بند ۲۰۹ توسط یکی از مامورین این بند به نام (مظفر تهرانی) مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است. کوروش که پس از ۲ روز تفهیم اتهام شده بود، در بازجویی ها برای کسب اقرار مورد ضرب و شتم قرار گرفت و حتی وی را تهدید کردند که خواهرش را مورد تجاوز قرار می‌دهند. مامورین کوروش را ۳۱ روز در سلول انفرادی نگهداشته و وی را فریب دادند که در صورتی که مصاحبه تلویزیونی انجام دهد آزاد خواهد شد.”

برچسب‌ها: آزادی بیان, اینترنت, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی, فیس‌بوک, محمد (کوروش) نصیری

شما هم چیزی بگو

Jul 26 2013

‘عقاب را به زیر خاک نکشانید’؛ همه داستان سه کوهنورد ایرانی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی ::

بی‌بی‌سی: “می‌خواهیم توانستن را معنی کنیم، می‌خواهیم تغییر را زندگی کنیم، می‌خواهیم خواستن را بفهمیم، خواستن را بخواهیم.

ما از آن بالا شما را پایین خواهیم کشید، ما از آن بالا ترانهٔ زندگی را برای کوهنوردی‌مان خواهیم خواند، دست در دست هم، غرق شادی، غرق غرور، غرق افتخار.”

نامه ای که آیدین بزرگی برای انتشار در رسانه ها بعد از صعود نوشته، شاید به خوبی نشانه روحیه کسانی باشد که مسیری را به نام ایران در راه رسیدن به قله ۸۰۴۷ متری بروُد یا K3 در هیمالیا به ثبت رساندند.

حرفه‌ای‌ها بازگشایی و ثبت مسیر در چنین ارتفاعی آن هم در هیمالیا را کاری می دانند کارستان و نامه آیدین بزرگی بخوبی نشان می‌دهد چه روحیه‌ای می تواند کاری کند کارستان.

در این نامه جز اشاره مکرر به جزم بودن عزم و تلاش و خواستن و توانستن دو نکته اصلی جلب نظر می کند: اعتماد به نفس غریب آیدین از فتح قله از مسیر جدید، و گلایه از نامهربانی‌ها و کم توجهی‌ها.

لحن نامه گاهی از شکایت و درد دل به خشم نزدیک می‌شود، خشمی که نشان می‌دهد تیمی که برودپیک را فتح کرد در واقع داشت دو قله را فتح می کرد، قله‌ای که کوهنوردان مستقل ایرانی اول باید در داخل ایران و قبل از رسیدن پای کوه فتح کنند، و قله فقدان امکانات مالی و عدم حمایت. بعد از آن شاید پایشان به قله های سر به فلک کشیده نپال و پاکستان برسد.

کار بزرگ این کوهنوردان تحت الشعاع دعوای قدیمی کوهنوردان مستقل و فدراسیون کوهنوردی قرار گرفته، داستانی که هر بار کوهنوردی مستقل پای یکی از صعب العبورترین قله‌های دنیا جان می‌بازد از نو تازه می‌شود بی آنکه گشایشی حاصل شود.

آنچه آیدین بزرگی نوشته نشانه ای است از عمق ماجرا؛ او در این نامه سعی در اثبات توانمندی کوهنوردان مستقل ایرانی دارد. پرچمی را که آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی بر بالای برودپیک نصب کردند، باربران ارتفاع پیدا کرده‌اند، مدرکی غیرقابل تردید در اینکه کوهنوردان مستقل ایرانی چه می‌توانند بکنند.

اسکات پوری؛ کوهنورد آمریکایی که تیم ایرانی را در اسلام آباد دیده و با آنها چند روز را در کمپ اصلی گذرانده؛ این کوهنوردان را دارای “بالاترین سطح توانایی” و “غول” توصیف کرده است. این کوهنوردان با اینکه در بالاترین سطح حرفه ای بوده اند از فدراسیون دل چرکینی داشته‌اند.

فدراسیون کوهنوردی در بیانیه‌ای گفته با اینکه این تیم مجوز صعود نداشته اما فدراسیون از هیچ تلاشی برای نجات آنها فروگذار نکرده است.

مسیر ایران (رنگ قرمز) و مسیر سبز(مسیر استاندارد) که مسیر برگشت سه کوهنورد ایرانی بوده

محمود شعاعی، رئیس فدراسیون کوهنوردی ایران گفته: “ملاک عمل کوهنو‌ردان، تنها برافراشته شدن پرچم ایران بر فراز قلل نیست؛ باید دید چه هزینه‌ای در این راه پرداخته شده است و آیا نتیجه این حوادث جز این است که افراد به ظرفیت‌های واقعی خود شناخت نداشته و در این راه علاوه بر داغدارکردن خانواده‌ها، رشته کوهنو‌ردی را دچار آسیب‌های فراوان کرده‌اند؟”

این گفته یادآور جمله‌ای است که آیدین بزرگی در نامه‌اش نوشته: “می‌گویند بروید چند ماه دیگر جواب نامه‌تان را می‌دهیم، می‌گویند مگر بچه بازیست، مگر به این آسانی است! می‌گویند آنجا هیمالیاست، توچال نیست.”

محمود شعاعی می‌گوید: “فرهنگ کوهنوردی و رسیدن به قله باید بازنگری شود و صعود به هر قیمتی را باید کنار گذاشت.”

“در شرایطی که روی یک قله ۵ هزاری یا ۶ هزاری برای بازگشایی مسیر تلاش نکرده‌ایم، قصد صعود ۸ هزار متری‌ها از مسیر جدید تا حدودی غیر متعارف است.”

آیا اتفاقی که افتاد تاییدی است بر این گفته که “افراد به ظرفیت‌های واقعی خود شناخت نداشته” یا تاییدی است بر اینکه با حمایت و امکانات بیشتر، کوهنوردان ایرانی تا کجا جای پیشرفت دارند؟
داستان صعود

باشگاه کوهنوردی آرش از مدتها پیش در صدد فتح برودپیک از راه تازه بوده و به گفته باشگاه پیش از این سه بار برای این کار اقدام کرده که به نتیجه نرسیده بوده است- از جمله در سال ۲۰۰۹ کوهنوردان ایرانی برای ثبت مسیر جدید به برودپیک اقدام کردند اما ناموفق بودند و به دلیل نامناسب بودن وضعیت جسمانی مجبور به بازگشت شدند.

ع. حاج سعید کوهنورد و از اعضای قدیمی باشگاه آرش می گوید “فدراسیون کوهنوردی بویژه در زمان ریاست صادق آقاجانی صعودهای متعددی به قله‌های بالای هشت هزار متری هیمالیا داشته است اما تمام آنها از مسیرهای استاندارد بوده است.”

“اما تا چند سال پیش باز کردن راهی تازه در ارتفاع بالای هشت هزار در هیمالیا حتی در ذهن کسی نمی‌گنجید.”

توماس لامل بعد از یکی از پروازهای تجسسی

با وجود ناموفق بودن تلاش‌های اولیه، میل و علاقه به ثبت این مسیر جدید در میان کوهنوردان ایرانی بخصوص کوهنوردان باشگاه آرش نه تنها فروکش نکرده بود بلکه شعله ورتر هم شده بود. حتی گفته می شود بین کوهنوردان ایرانی رقابت و شتابی برای ثبت مسیر جدید در گرفته بوده است. آیا این کوهنوردان شتابزده بودند؟ یا بی‌تاب این بودند که نشان دهند بدون حمایت فدراسیون می‌توانند کاری کنند که فدراسیون هم قادر به انجام آن نیست؟ نامه آیدین بزرگی این فرض را تقویت می‌کند.

کیومرث بابازاده، کوهنورد پرسابقه و مدیر برنامه صعود، گفته بود زمان صعود را ۳۰ روز در نظر گرفته‌اند که فقط کفاف یک بار تلاش بر روی این قله را به تیم می‌دهد زیرا در ازای هر روز تلاش اضافه باید ۹۰ دلار بپردازند.

بعد از رسیدن گروه پنج نفره به کمپ سوم، آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی صعود را ادامه می دهند و افشین سعدی و رامین شجاعی در کمپ سوم می‌مانند.

آنچه تا بحال از صعود به قله می‌دانیم این است که ظاهرا هیچ مشکلی در کار نبوده است. صعود از مسیر جدید با موفقیت انجام می‌شود و هر چند در روز دوم پیشروی فقط در حد صد متر بوده اما مسیر به نام ایران ثبت می شود.

به نوشته لیندزی گریفین در کلیک سایت فدراسیون کوهنوردی بریتانیا “آنها از یک پلهٔ سنگی سست و ناپایدار به ارتفاع ۳۰ متر و شیب یخی ۷۵ درجه صعود کردند و در این صعود ۱۶۰۰ متر طناب ثابت نصب کردند. کوهنوردان ایرانی در سه ارتفاع ۷۳۵۰، ۷۴۵۰ و نزدیک ۸۰۰۰ متر شب را به روز رساندند.”

سه کوهنورد در ابتدای روز سه شنبه ۲۵ تیر به قله می‌رسند و قاعدتا وقت کافی داشتند در پایان روز خود را از مسیر استاندارد به کمپ سوم برسانند. اما چنین نمی شود.

تصویری که توماس لامل از محل تقریبی کوهنوردان ایرانی تهیه کرده

توماس لامل کوهنورد سرشناسی که با هلی کوپتر به جستجوی تیم ایرانی رفت می‌گوید: “آنها جایی بسیار دور از مسیر نرمال و در ارتفاعی حداقل ۷۵۰۰ متری قرار دارند” و “۵۰۰ متر زیر قله و خارج از مسیر نرمال هستند.”

“نظر می رسد که آنها از روی قله سنگی یال اشتباه را پایین آمده اند.”

رضا زارعی هیمالیانورد نوشته: “حدود دوماه پیش از سفر، تیم در پی یافتن GPS مسیر بازگشت از قله بود” و در نهایت فقط “GPS مسیر کمپ اصلی تا کمپ ۳” را بدست می آورد.

ع. حاج سعید کوهنورد و از اعضای قدیمی باشگاه آرش می گوید این سه کوهنورد چون از مسیر دیگری صعود کرده بودند راه برگشت برایشان نا آشنا بوده و کمی زودتر از آنچه که باید به سمت چپ پیچیده اند و در نتیجه خود را پای دیواره ای یافته اند که شیب ۸۰ درجه داشته است.”

گزارش‌های بعدی بر اساس GPS تلفن ماهواره ای هم حاکی از آن است که آنها گردنه مابین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله فرعی اشتباه گرفته بودند.

پاکستان از نظر امکانات برای هیمالیانوردان در حد نپال نیست

مشکل نداشتن GPS برگشت بوده یا خستگی؟

به گفته آقای حاج سعید، “حوادث کوهنوردی اکثرا در راه برگشت اتفاق می افتند، شیب رو به پایین است و عوارض خستگی، کمبود اکسیژن و بی‌خوابی بسرعت بدن کوهنورد را خسته می‌کنند، ذهن توان خود را از دست می‌دهد و حتی می‌گویند توان ذهنی یک فرد بالغ بحد یک بچه ۸ ساله افت می‌کند.”

مایک فریس، کوهنورد آمریکایی، که سال ۲۰۰۴ در کنار کوهنوردان ایرانی اقدام به صعود به برودپیک کرده به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “اگر دو روز طول کشیده باشد که کوهنوردان ایرانی از قله به گردنه برسند یعنی آنها بی اندازه کند حرکت می کرده اند چون در شرایط عادی طی این مسیر فقط چند ساعت طول می کشد. در ستیغ بین قله اصلی و قله فرعی خطر بهمن وجود دارد و شاید همین سرعت آنها را کند کرده باشد.”

شیب پایین گردنه تند و یخزده است. در برگشت از مسیر عرضی (تراورس) به سمت کمپ سوم، شکافهای عمیق و خطر بهمن هست. البته ممکن است یک یا دو کوهنورد دچار ارتفاع گرفتگی شده باشند و این سرعت آنها را کند کرده است.”

آیدین در تلفن هایی که زده صحبتی از بهمن نکرده اما اشاره کرده حال یکی از هم‌نوردانش خوب نیست. دلیل ارتفاع گرفتگی بوده یا چیز دیگر روشن نیست.

سوال دیگر این است که چرا آیدین دو روز بعد از زمان مقرر برای فرود از قله تماس تلفنی می گیرد؟ در این دو روز چه گذشته؟ چرا او زودتر تماس نگرفته؟ روشن است که تلفن او کار می کرده و باتری هم داشته.

آقای حاج سعید می‌گوید اینکه بعد از دو روز تماس گرفته شده او را متعجب نمی کند: “مثلا اگر مسیری را می‌توان در شش ساعت طی کرد، وخامت وضع هوا -که در آن ارتفاع اتفاقی عادی است- چند روز می تواند کوهنوردان را زمین گیر کند. کوهنوردان هم بلافاصله احساس بحران نمی‌کنند مگر آنکه وضعیت نامطلوب طولانی شود یا مسائلی مثل شکستن دیرک چادر یا پاره شدن آن یا اتمام آب و غذا شرایط را بحرانی کند.”

“بعلاوه استفاده از تلفن در آن ارتفاع کار راحتی نیست. سرما باتری تلفن را سریع تخلیه می‌کند، بنابراین تلفن را باید چسبیده به بدن نگه داشت تا گرمای بدن آن را حفظ کند؛ بنابراین تماس‌ها معمولا با قرار قبلی و بصورت محدود انجام می‌شود.”

آیدین بزرگی در اولین تماس بعد از صعود خبر می‌دهد حال یکی از اعضای تیم خوب نیست و چادر هم پاره شده و آب و غذا و امداد لازم دارند.

بهر حال دو روز ماندن اضافی در ارتفاع بالای ۷۵۰۰ متر پس از صعود کاری است بسیار طاقت فرسا. آیدین گفته آنها به آب و غذا احتیاج دارند. تدارکات کافی نبوده و آنها مجبور شده‌اند برای این که صعود را آسان‌تر کنند بار سبکتری ببرند؟ آیا دو روز اضافی باعث تمام شدن ذخیره آب و غذا شده؟

نمایی از قله از کمپ سوم

هیمالیا نوردی کار بسیار پرخطری با احتمال مرگ حتی برای کوهنوردان ورزیده و با امکانات و تدارکات کامل بسیار زیاد است. این اتفاقات برای هر کسی می تواند بیفتد.

تلاش برای امداد رسانی آغاز می شود. گفته شد دو باربر ارتفاع سعی کردند خود را به کوهنوردان ایرانی برسانند و ساعت ۷ صبح به گردنه رسیده اند. “ظاهرا برای این که دید بهتری نسبت به منطقه داشته باشند گردنه را طی و مقداری از مسیر قله فرعی را صعود کرده اند که در مقدار کمی خارج از مسیر یک جسد دیده اند که تنها و چیزی و یا کسی دور و بر او نبوده است. به احتمال زیاد این جسد مربوط به کوهنورد لهستانی ماسیچ بربکا می‌باشد که از زمستان آنجا مانده و هنوز پیدا نشده است.”

آقای حاج سعید می‌گوید “هر کوهنورد کار آزموده و هیمالیا دیده می‌دانست که بعد از آخرین تماس آیدین بزرگی (شنبه ۲۹ تیر)، در آن ارتفاع، بدون آب و غذا و کپسول اکسیژن حداکثر فقط یک روز شانس زنده ماندن وجود داشته است.”

اقدامهای مختلف امداد و تجسس به نتیجه نمی رسد. توماس لامل، سیمون مورو و دنیس اوربکو کوهنوردان خبره همگی گفته‌اند امیدی به زنده ماندن یا حتی یافتن آنها وجود ندارد. پزشکان هم عقیده دارند امکان زنده ماندن آنها در آن ارتفاع بعد از این همه روز وجود ندارد.

امروز (سوم مرداد) خانواده‌های بزرگی، جراحی،کیوان و هیات مدیره باشگاه آرش موافقت خود را با پایان عملیات جستجو اعلام کردند.
اشکال کار کجا بود؟

پاکستان برای کوهنوردان ایرانی بر نپال ارجحیت دارد، دسترسی سریع‌تر است و ارزانتر. اما پاکستان برای تجسس در ارتفاع‌های بالا نه خلبان ورزیده دارد نه هلی کوپتری که بتواند به ارتفاعات بالای ۶۰۰۰ متر برسد. به خلبانان خارجی هم اجازه پرواز نمی‌دهد. گفته می‌شود این امکانات در نپال وجود دارند.

بنابراین شاید صعود از پاکستان برای سه کوهنورد ایرانی گران تمام شد. تجسس باید هرچه سریعتر انجام شود اما پاکستان از این نظر دچار محدودیت و فقر امکانات است.

آقای حاج سعید می گوید حضور یک عضو باتجربه در کمپ اصلی اهمیتی انکارناپذیر دارد. در زمان ریاست صادق آقاجانی با وجود مشکلاتی که مدیریت او داشت اما خودش در تمام صعودهای بالای هفت یا هشت هزار در هیمالیا در کمپ اصلی حضور داشت و تیم را هدایت می کرد به همین دلیل صعودها با کمترین حادثه به پایان می‌رسید. یکبار که آقای آقاجانی نتوانسته بود در کمپ اصلی باشد محمد اراز جان خود را از دست داد و این اهمیت موضوع را نشان می‌دهد.”

فتح قله‌های بالای هشت‌هزار در هیمالیا همواره آبستن اتفاقات غیرمنتظره ونیروی قاهره طبیعت است

کیومرث بابازاده کوهنورد قدیمی و مدیر این پروژه نتوانسته با تیم سفر کند چون این پول صرف پرداخت وثیقه سربازی یکی از اعضای تیم شده و او مجبور شده از سفر با تیم صرف نظر کند و بجای هدایت تیم از کمپ اصلی از تهران این کار را انجام دهد.

در زمانی هم او باید برای تجسس و امداد فعالیت می‌کرده ظاهرا تماس‌های پرشماری که با او از همه سو گرفته می‌شده دردسر شده بوده است.

رامین شجاعی هم که در کمپ اصلی هدایت تیم را برعهده داشته بعلت بیماری ارتفاع مجبور به پایین آمدن شده و به گفته آقای حاج سعید این نشان می‌دهد که “برای پروژه ای با این عظمت تیم پنج نفره تیم کوچکی بوده و منابع مالی و حمایتهای که تیم لازم داشته کافی نبوده است.”

در ده سال گذشته که هیمالیانوردی و فتح قله‌های بالای هشت هزار متر در ایران بطور جدی شکل گرفته، هشت کوهنورد در هشت حادثه جداگانه جان خود را از دست داده‌اند اما این بدترین حادثه کوهنوردی ایران بوده که سه نفر با هم جان باخته‌اند.

آقای حاج سعید می‌گوید دنبال مقصر گشتن دردی را دوا نمی‌کند:”هیمالیا و ارتفاعات بالای هشت هزار متر حتی برای ماهرترین کوهنوردها و کاملترین امکانات و تدارکات خطرناک است و همچنان قربانی می گیرد.”

“باشگاه آرش همیشه در مقابل فدراسیون بوده و حالا این نگرانی وجود دارد فدراسیون با طرح این مسئله که این صعود بدون مجوز بوده به نوعی قصد انتقام‌گیری از باشگاه آرش را دارد.”

آقای حاج سعید به نقل از دوستانش می‌گوید پدر پویا کیوان درباره این که جنازه فرزندش بر بالای کوهها مانده گفته است خود پویا خواسته بوده اگر چنین اتفاقی افتاد “عقاب را از بلندا به زیر خاک نکشانید.”

این سه کوهنورد هم توان کوهنوردی مستقل ایران را اثبات کردند هم ضعف امکانات و تدارکات، عدم حمایت و تقابل فدراسیون و باشگاه‌های مستقل.

اگر فدراسیون خود را متولی انحصاری کوهستان و صعود نداند و کوهنوردان مستقل را مایه اعتلای این ورزش تلقی کند، اگر با ضوابط و قواعد دست و پا گیر و غیر متعارف بر دشواری‌های فتح کوه اضافه نکند و اگر باشگاه‌های مستقل هم بدانند همکاری با فدراسیون کارهایی عظیم‌تر از این را میسر می‌کند شاید دیگر عقاب از بلندا به زیر خاک کشیده نشود.

برچسب‌ها: اجتماعی, کوهنوردی

شما هم چیزی بگو

Jul 26 2013

ضرب‌الاجل ارتش مصر به اخوان‌المسلیمن در آستانه تظاهرات روز جمعه

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: خاورمیانه,سیاسی ::

رادیوفردا: در حالی‌که مخالفان محمد مرسی، رئیس‌جمهوری سرنگون شده مصر و هوادران او از دیگر سو، خود را برای برپایی راه‌پیمایی روز جمعه، ۴ مرداد، آماده می‌کنند، ارتش آن کشور به اخوان‌المسلمین ضرب‌الاجل داد.

ارتش مصر به اخوان‌المسلیمن و هواداران محمد مرسی، ۴۸ ساعت فرصت داد تا «همبستگی» را پذیرفته و به روند گذار سیاسی مصر برای برگزاری انتخابات بپیوندند.

این ضرب‌الاجل سوم تیر ماه صادر شده و تا روز شنبه به پایان می‌رسد.

پیشتر و در پی ضرب‌الاجلی ۴۸ ساعته به مخالفان محمد مرسی و از سوی دیگر مرسی و دولت او، برای پایان دادن به اختلاف‌ها، ارتش آن کشور رئیس‌جمهوری را در ۱۲ تیرماه سرنگون کرد.

از آن زمان در این کشور بر شدت بحران سیاسی و اجتماعی افزوده شده؛ بحران خونباری که طی سه هفته گذشته ده‌ها کشته برجا گذاشته است.

در ضرب‌الاجل تازه ارتش که طبق روال روزهای گذشته بر صفحه فیس‌بوک این نهاد نظامی منتشر شده، آمده است «ارتش مصر آماده است در برابر هرگونه کنش خشونت‌آمیز یا حرکت تروریستی، واکنشی جدی نشان دهد».

یک مقام نظامی مصر نیز روز گذشته به خبرگزاری رویترز گفت ارتش آن کشور «هیچ قدم (اولیه‌ای) بر نمی‌دارد، اما شدیدا در برابر هرگونه دعوت به خشونت‌ یا تروریسم سیاه از سوی رهبران اخوان‌المسلمین یا هوادارانش می‌ایستد».

در عین حال ژنرال عبدالفتاح سیسی، فرمانده ارتش، که به یکی از مهم‌ترین بازیگران صحنه سیاسی مصر تبدیل شده است، دوم مرداد ماه در سخنانی خواستار برپایی تظاهراتی در روز جمعه شد تا «به این نهاد نظامی «اجازه و اختیار» مقابله با خشونت‌ها را بدهد.

فراخوان این تظاهرات که برای امروز درخواست شده است با واکنش هواداران مرسی روبه‌رو شد. اخوان‌المسلمین آن را به مثابه «اعلام جنگ داخلی» دانسته‌اند.

اخوان‌المسلمین خود فراخوانی برای برپایی تظاهراتی پس از نماز جمعه چهارم مرداد ماه داده است.

محمد عبدالعزیز، یکی از سخنگویان جنبش «تمرد» (شورش) مصر که از مهم‌ترین کنش‌های سیاسی اجتماعی جوانان آن کشور علیه محمد مرسی به شمار می‌رود نیز گفته است جمعه «مصر را پاکیزه خواهیم کرد».

عبدالعزیز به رویترز گفته است «اجازه نمی‌دهیم انقلاب نابود شود».

آنچه مخالفان مرسی «انقلابی» تازه در مصر می‌نامند، هواداران رئیس‌جمهوری سرنگون شده «کودتا» نامیده‌اند.

مخالفان مرسی او را به تمامیت‌خواهی متهم کرده‌اند و هواداران او انتخابش را در روندی دمکراتیک مشروع و سرنگونیش را نامشروع می‌دانند.

طی ناآرامی‌های روزهای گذشته، برخورد هواداران و مخالفان مرسی به درگیری‌هایی انجامیده که با تلفاتی همرا بوده است.

در تازه‌ترین دور این خشونت‌های مرگبار، در پایان تیرماه و آغاز مرداد ماه، بیش از ۱۵ نفر کشته شدند. در عین حال دست‌کم دو انفجار نیز در کنار مقر نیروهای امنیتی رخ داده که بر نگرانی‌ها افزوده است.

دور تازه از خشونت‌ها نیز عمدتا بین هواداران و مخالفان مرسی رخ داده است.

اخوان‌المسلمین نیروهای امنیتی را متهم کرده است که به «کشتار تظاهرکنندگان در راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز ادامه می‌دهند».

ارتش مصر و هوادارن این نهاد نیز اخوان‌المسلمین و طرفداران محمد مرسی را در خیابان‌ها، مسبب خشونت‌ها می‌دانند.

کاخ سفید واشینگتن روز گذشته و پس از انتشار فراخوان‌ها، از نیروهای امنیتی مصر خواست تا حداکثر امنیت را برای طرف‌ها تامین کرده و جلوی درگیری بین رقبای بحران مصر را بگیرد.

در مصر دولتی انتقالی تشکیل شده است تا مقدمات برگزاری تصویب قانون اساسی و انتخاباتی جدید را فراهم کند؛ اخوان‌المسلمین از پیوستن به این روند سرباز زده است.

برچسب‌ها: خاورمیانه, رویارویی, سیاسی, مصر

شما هم چیزی بگو

Jul 25 2013

صادق لاریجانی: اصحاب فتنه ۸۸ همچون افعی گرما خورده سر برآورده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

رادیوفردا: صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه ایران می‌گوید که معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دوباره همچون «افعی که جانشان گرما خورده و به جنبش افتاده‌اند» سر بر آورده‌اند.

به نظر می‌رسد سخنان آملی لاریجانی در واکنش به فعالیت‌های اخیر اصلاح‌طلبان ایراد می‌شود که پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران، شدت یافته است. وی در سخنان خود صریحا از دوران «اصلاحات» یاد کرده است.

حسن روحانی که با شعار «اعتدال» پا به عرصه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران گذاشت، از حمایت اصلاح‌طلبان برخوردار شد. برخی گمانه زنی‌ها هم از احتمال حضور برخی از چهره‌های اصلاح طلب در دولت روحانی حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آملی لاریجانی که چهارشنبه ۲ مرداد در جلسه مسئولان عالی قضایی سخن می‌گفت، اظهار داشته است: «در این مدت اخیر کسانی که اهل فتنه سال ۸۸ و در جریان اصلاحات قائل به سکولاریزه شدن کشور و سیاست بودند و راه امام را بر نمی‌تافتند دوباره سر برآورده‌اند و گویی افعی جانشان گرما خورده است و به جنبش افتاده‌اند اما اشتباه می‌کنند چرا که امت تفکرات این گروه را برنمی‌تابد و تعرّب بعد از هجرت در ایران اسلامی ما جایی ندارد.»

«فتنه» اصطلاحی است که آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران و اصولگرایان، در توصیف اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به کار می‌برند. بخش بزرگی از اصلاح‌طلبان که می‌گفتند در این انتخابات «تقلب گسترده و سازماندهی شده» روی داده است، دست به اعتراض زدند.

آملی لاریجانی در ادامه گفته است: «برخی گروه‌ها در سال‌های گذشته در عین زیرکی هم مدعی انقلاب بودند و هم تمام تلاششان را برای جدا کردن انقلاب از مسیر و جهت اصلی و دوری از ولایت فقیه به عنوان آموزه اصلی حضرت امام به کار بستند.»

او افزوده است که این گروه‌ها «دخالت قرآن و سنت را در همه شئون بشری نمی‌پذیرفتند.»

رئیس دستگاه قضایی ایران ادامه داده است: «تمام کسانی که به تفکر سکولار اعتقاد دارند و می‌خواهند دموکراسی غربی را جانشین فهم قرآنی قرار دهند باید بدانند که حضرت امام شاخص انقلاب است و به اندازه کافی بینات و محکمات ایشان و سخنانشان در دسترس است و اینگونه افراد و گروه‌ها راه به جایی نخواهند برد و وضع سیاسی کشور به گونه‌ای نیست که مجال فعالیت‌های مدیریتی برای آنها باشد.»

در روزهای اخیر، برخی شخصیت‌ها و رسانه‌های اصولگرا، پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری را «پیروزی گفتمان اصولگرایی» توصیف کرده‌اند. روزنامه کیهان که آن را نماینده رهبر جمهوری اسلامی مدیریت می‌کند، از آن جمله رسانه‌ها است.

محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران که از حامیان حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بود، اخیرا در سحنانی، خواستار رفع حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد شد.

خاتمی در این باره گفته است: «در صورت بروز این اتفاق مبارک بسیاری از کدورت‌هایی که در گذشته بوده از بین برود و یا کمتر شود و دل‌ها به هم پیوند بیشتری بخورد به سوی آینده نگاه کنیم. البته هیچ وقت گذشته را نمی‌شود فراموش کرد ولی فاجعه این است که در گذشته بمانیم.»

موسوی و کروبی دو نامزد معترض به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، حدود ۳۰ ماه است که در حصر خانگی به سر می‌برند. زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی هم به همراه همسرش در حصر است.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Jul 24 2013

در نشست فراکسیون اصول‌گرایان مطرح شد: گلایه حداد عادل از لاریجانی در پی حذف کدخدایی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی ::

دیگربان: غلامعلی حداد عادل نزدیک‌ترین نماینده مجلس به علی خامنه‌ای از علی لاریجانی به خاطر رای نیاوردن عباسعلی کدخدایی در مجلس برای ادامه حضور در شورای نگهبان «گلایه» کرده است.

هادی حسینی یکی از نمایندگان مجلس این مطلب را به نقل از حداد عادل در گفتگو با خبرگزاری «تسنیم» بیان کرده است.

حسینی گفته آقای حداد عادل در جلسه فراکسیون اصول‌گرایان مجلس که روز سه‌شنبه (اول امرداد) برگزار شد٬ اعلام کرد به خاطر رای ندادن مجلس به کدخدایی٬ نزد لاریجانی «گله» کرده است.

آن‌طور که این نماینده مجلس گفته٬ آقای لاریجانی هم در واکنش به این انتقاد حداد عادل چنین اظهار کرده که «هیچ توافقی برای انتخاب نشدن کدخدایی میان فراکسیون رهروان ولایت نبوده است.»

عباسعلی کدخدایی هفته گذشته از سوی صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه برای عضویت در شورای نگهبان به مجلس معرفی شده بود که با مخالفت نمایندگان از ادامه حضور در این شورا بازماند.

حذف این عضو شورای نگهبان بازتاب‌های قابل توجهی در میان محافظه‌کاران داشته به طوری که گروهی از نمایندگان محافظه‌کار از این مسئله اظهار تاسف کرده‌اند.

یک هفته پس از حذف کدخدایی٬ گزارش‌هایی از نقش فراکسیون رهروان ولایت (که زیر نظر علی لاریجانی اداره می‌شود) در این تصمیم مجلس منتشر شده است.

آقای حسینی گفته گروهی از اعضای فراکسیون اصول‌گرایان (که زیر نظر غلامعلی حداد عادل اداره می‌شود) معتقدند فراکسیون «رهروان ولایت» در اقدامی سازمان یافته مانع از ادامه حضور کدخدایی از شورای نگهبان شده‌اند.

وی با رد این موضوع گفته که کدخدایی به خاطر «دفاع بدی» که از وی در مجلس شد و همچنین به خاطر نداشتن رابطه خوب با نمایندگان از ادامه حضور در شورای نگهبان بازمانده است.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, عباسعلی کدخدایی, علی لاریجانی, غلامعلی حدادعادل

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .