اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آیت‌الله منتظری'

Apr 15 2025

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

بی‌بی‌سی فارسی به‌تازگی به یک فایل صوتی دست یافته است که در آن آیت‌الله حسینعلی منتظری برای دومین بار با سه عضو هیئت متصدی اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ ملقب به «هیئت مرگ» صحبت می‌کند.

این نخستین بار است که وجود این فایل و محتوای آن فاش می‌شود. در این فایل قائم مقام رهبر ایران، در جلسه‎‌ای، سه ماه پیش از برکناری‌اش، با انتقاد شدید از اعدام زندانیان سیاسی می‌گوید که ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است.

در این فایل صوتی جزئیاتی از اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ مطرح می‌شود که در ۳۶ سال گذشته در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

این جلسه ۹ دی ماه ۱۳۶۷ در بیت‌ آیت‌الله منتظری در قم برگزار شد.

فایل صوتی کامل را اینجا بشنوید:

علاوه بر آیت‌الله منتظری، دیگر حاضران این جلسه مسئولان قضائی وقت هستند: حسینعلی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و ابراهیم رئیسی (معاون دادستان). جان‌به‌دربردگان و خانواده زندانیان سیاسی دهه شصت از این افراد با عنوان «هیئت مرگ» یاد می‌کنند.

در جریان جلسه، نام مسئولان ارشد حکومت و همچنین نقش و موضع آنها درباره اعدام‌های تابستان در سال ۱۳۶۷ مطرح می‌شود: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، احمد خمینی، مسئول بیت رهبر وقت و عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضائی.

مرداد و شهریور ۱۳۶۷، با فرمان آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، هزاران زندانی سیاسی دسته‌جمعی و مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی دفن شدند. در موج اول اعدام‌ها در اوایل مرداد، ابتدا اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اعدام شدند. در موج دوم، که از اوایل شهریور آغاز شد، زندانیان چپ‌ و کمونیست‌ به دار آویخته شدند.

آیت‌الله منتظری اولین بار با اعضای «هیئت مرگ» در ۲۴ مردادماه ۱۳۶۷ ملاقات کرده بود.

برخلاف جلسه مرداد آیت‌الله منتظری با «هیئت مرگ»، مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات، در جلسه دی‌ماه ۶۷ حاضر نیست.

در آن زمان اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ هنوز آغاز نشده بود، اما اعدام هزاران نفر به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق آغاز شده بود.

جمهوری اسلامی اجساد هزاران اعدامی تابستان ۶۷ را هنوز به خانواده‌هایشان تحویل نداده است.

واکنش علی خامنه‌ای به حکم خمینی درباره اعدام چپ‌ها

توضیح تصویر، علی خامنه‌ای رئیس‌جمهور، در کنار آیت‌الله حسینعلی منتظری در انتظار ورود آیت‌الله خمینی به مسجد جماران در۱۰ اسفند ۱۳۶۰/ عکاس: کاوه کاظمی

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی جلسه دی‌ماه می‌گوید که علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، به او گفته است که بر سر اعدام‌ها با حسینعلی نیری «دعوا کردم.»

آقای منتظری می‌گوید آیت‌الله خامنه‌ای «به خیالش» بعد از آن‌که حسینعلی نیری نوشته‌ای به آیت‌الله خمینی فرستاده بود، او حکم اعدام زندانیان سیاسی چپ را صادر کرد.

بر اساس فایل صوتی، حسینعلی نیری، که در جلسه دی‌ماه حاضر است، اظهارات آیت‌الله منتظری درباره نقش خود در اعدام چپ‌ها را رد نمی‌کند.

آقای منتظری در بخشی از خاطرات خود، که شفاهی هم ضبط شده است تصریح می‌کند که «از آیت‌الله خمینی حکم جداگانه‌ای برای کمونیست‌ها گرفته‌ بودند.» به گفته آقای منتظری حکم اعدام برای زندانیان سیاسی چپ با این توجیه از آیت‌الله خمینی گرفته‌ شده بود که «مذهبی‌ها اعدام شده‌اند، پس کمونیست‌ها چه می‌شوند؟»

آیت‌الله منتظری هنگام نگارش مکتوب خاطرات خود درباره میزان اطلاع آیت‌الله خامنه‌ای از اعدام‌ها ابراز تردید می‌کند: «حالا من نمی‌دانم ایشان [آیت‌الله خامنه‌ای] خبر نداشت یا پیش من این صحبت‌ها را می‌کرد.»

آیت‌الله خمینی در اوایل مرداد ماه سال ۱۳۶۷ و پس از حمله «فروغ جاویدان» سازمان مجاهدین خلق، در فرمانی خواستار برخورد قاطع با زندانیان سیاسی این سازمان می‌شود و می‌نویسد: «رحم بر محاربان ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند.»

او در این حکم حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و یک نماینده‌ از وزارت اطلاعات را به عنوان اعضای اصلی هیئت اعدام‌ها می‌گمارد.

آیت‌الله منتظری، قائم مقام آیت‌الله خمینی، در دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ (۲ محرم ۱۴۰۹ قمری) با هیئت اعدام‌ استان تهران از آنان خواست که دست‌کم در «دهه محرم» اعدام‌ها را متوقف کنند.

به نظر می‌رسد پس از روز عاشورای آن سال (اوایل شهریور)، اعدام‌ زندانیان سیاسی از سر گرفته می‌شود، این‌بار اما نوبت زندانیان مارکسیست‌ است.

تاکنون تنها فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان مجاهد منتشر شده بود که در آن اعضا و هواداران سازمان مجاهدین را محارب خوانده بود.

اما در فایل جدید دیدار با عاملان اعدام‌های سال ۱۳۶۷، آیت‌الله منتظری از حکم دیگری می‌گوید که آیت‌الله خمینی در پاسخ به نوشته‌ای از «حسینعلی نیری» صادر کرده است.

زندانیان سیاسی چپ که از اعدام‌های آن سال جان سالم به در برده‌اند، شهادت داده‌اند که هیئت مرگ حکم اعدام را بر اساس «ارتداد» صادر می‌کرد. این هیئت سه پرسش اصلی از زندانیان چپ و مارکسیست طرح می‌کرد: «مسلمانی؟ نماز می‌خوانی؟ از سازمانی که در آن عضو بودی برائت می‌جویی؟»

سه ماه پس از جلسه دی‌ماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با سه عضو «هیئت مرگ»، او از قائم مقامی برکنار می‌شود. آیت‌الله خمینی ششم فروردین ۱۳۶۸، پس از درز نامه اعتراض‌‌آمیز آیت‌الله منتظری در مخالفت با اعدام‌ها، در نامه‌‌ای شدید‌الحن و بدون جلسه مجلس خبرگان، او را عزل کرد.

شش ماه بعد، در خرداد ۱۳۶۸، علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید حکومت جمهوری اسلامی انتخاب شد.

آیت‌الله خامنه‌ای بعدها در کتاب خاطراتش از فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ دفاع کرد و ضمن «محارب» خواندن زندانیان سیاسی، نوشت: «از لحاظ فقهی و همچنین از لحاظ تشخیص امام و عملکرد امام و نظر امام جای هیچ دغدغه‌ای وجود ندارد.»

میرحسین موسوی، که در زمان اعدام‌ها نخست‌وزیر بود، در یک فایل صوتی در سال ۱۳۸۸ گفته بود که در جلسه‌ای بین سران قوا، نظر آیت‌الله خامنه‌ای درباره اعدام‌ها چنین بود: «این مثل آب سیاهی است که بر سر نظام ریخته می‌شود و همه ما را سیاه می‌کند.»

انتقاد به هاشمی رفسنجانی و مسئولان

توضیح تصویر، آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی (نفر دوم از چپ)، در حال گفتگو با یکی از نمایندگان در جریان یک نشست علنی در ساختمان مجلس در سال ۱۳۶۷

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی برای نخستین بار منتشر می‌کند، آقای منتظری از اینکه هیچ‌کس در حکومت مسئولیت اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را بر عهده نمی‌گیرد، ابراز ناراحتی شدید می‌کند: «آقایان یک کاری کردند که هیچ کدام جرئت ندارند بگویند ما کردیم. همه می‌گویند آقای خمینی نوشته است. آقای هاشمی می‌گوید نخیر چنین چیزی نیست. همه دنیا می‌داند، پس این‌ها چیست که ما می‌گوییم؟»

به گفته آیت‌الله منتظری، حکومت زندانیانی را اعدام کرده که با موافقت آیت‌الله خمینی، وزارت اطلاعات، دادستانی و شورای عالی قضائی عفو شده بودند: «کسی که مستحق عفو بوده را می‌شود اعدام کرد؟ آنها با حکم آقای خمینی هم عفو شده بودند، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق … چرا احکام‌شان را تقلیل داده بودید؟ رفته بودند خوشحال بودند … اَه.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، در اواسط زمستان ۱۳۶۷ در مجلس ایران می‌گوید: «عده زندانیان اعدام‌شده در چند ماه گذشته کم‌تر از هزار نفر بوده است.»

جفری رابرتسون، حقوقدان، در گزارش خود درباره اعدام‌های ۱۳۶۷ می‌گوید این تنها آمار رسمی است که حکومت ایران به آن اذعان کرده است اما آقای هاشمی رفسنجانی این رقم را به‌گونه‌ای مطرح کرده که گویی «تحسین‌برانگیز و پایین» بوده است.

بعد از این نطق هاشمی رفسنجانی در مجلس، رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در نخستین گزارش خود این رقم را بیش از هزار نفر دانست. این رقم بعدها با ذکر نام زندانیان به چند برابر افزایش یافت.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی دی‌ماه با هیئت اعدام‌ها به صراحت می‌گوید «سه هزار نفر رو کشتید» و مدتی بعد رقم زندانیان سیاسی کشته را بیش از ۳۸۰۰ نفر بیان می‌کند.

آیت‌الله منتظری در زمستان ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی به دست آورده است قائم مقام وقت رهبری ایران با انتقاد تند از اعدام‌ها می‌گوید: «ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده، مردم از این‌ها ذله شده‌اند.»

او بار دیگر با تکرار اظهاراتش در جلسه مردادماه با هیئت اعدام‌ها، می‌گوید: «من همه تقصیر را گردن اطلاعات و احمد آقا [خمینی] می‌دانم. گفتم تو [احمد خمینی] خودت به من گفتی که این منافقین، ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوان‌هایش، همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی.»

آقای منتظری در ادامه انتقادهایش می‌گوید احمد خمینی، فرزند آیت‌الله خمینی و اطلاعات «دست در دست هم دادند» تا آیت‌الله خمینی را قانع کنند فرمان اعدام‌ها را صادر کند. او می‌گوید که «مردم گفتند ولایت فقیه. نگفتند ولایت احمدآقا» و ادامه می‌دهد که «تو [احمد خمینی] رو کسی قبول ندارد.»

آیت‌الله منتظری در فایل نخست هم گفته بود که وزارت اطلاعات و احمد خمینی از دو سه سال پیش از تابستان ۱۳۶۷ دنبال بهانه‌ای برای اعدام مخالفان سیاسی بودند.

در سال‌های منتهی به کشتار بزرگ زندانیان سیاسی، بارها از زندانیان در قالب پرسش‌نامه نظر و مواضع‌ سیاسی آنها سوال شده بود و زندانیان را بر اساس سر موضع بودن یا نبودن در بندهای مختلف مجزا کرده بودند.

بعدتر در جریان اعدام‌ها از جمله در زندان اوین، از بندهایی که صدها زندانی سر موضع محبوس بودند، عده انگشت‌شماری زنده بیرون آمدند. «سر موضع» به زندانیانی اطلاق می‌شد که حاضر به برائت از نظرات سیاسی‌ خود نبودند.

در بخشی از فایل دوم، آیت‌الله منتظری می‌گوید: «این‌هایی که سر موضع شدند، توی زندان سر موضع شدند. در اثر برخوردهای اونجا سرموضع شدند.»

سپس یکی از اعضای هیئت با تایید اظهارات آیت‌الله منتظری می‌گوید: «بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده.»

آیت‌الله منتظری در تابستان ۱۳۶۷ در اعتراض به اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی چند نامه به آیت‌الله خمینی می‌نویسد.

سرانجام در نامه‌ای که امضای احمد خمینی در پای آن است، مسئول بیت رهبر وقت ایران می‌نویسد که آیت‌الله خمینی گفته است «مسئولیت شرعی اعدام‌ها با من است.»

متن پیاده شده جلسه نهم دیماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و ابراهیم رئیسی:

آیت‌الله منتظری: وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (سوره آل عمران، آیه ۱۸۶)

ترجمه: (و خودتان. و قطعاً از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنها داده شده، و از کسانی که شرک می‌ورزند، سخنان ناپسند فراوانی خواهید شنید. و اگر صبر کنید و از خدا بترسید، این از کارهای [شایسته] عزم و اراده است.)

قال امیرالمومنین: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله. یجب علینا العمل بالواجبات و لو کنا قلیلی

ترجمه: (در راه هدایت، به خاطر کم بودن افراد، احساس تنهایی نکن. ما باید وظایف خود را انجام دهیم، حتی اگر عده‌مان کم باشد)

قال رسول‌الله: والمؤمن وحده جماعة

ترجمه: (مؤمن به تنهایی یک گروه است)

و قال الله تعالی: إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمه قَنتا (سوره نحل، آیه ۱۲۰)

(ترجمه: به راستی که ابراهیم امتی فرمانبردار بود.)

ابراهیم به واسطه کانَ امه قانتا، ولا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله.

آیت‌الله منتظری: یک روایتی داریم من اصلا توی کتاب نوشتم اونجا، پیش حضرت علی یه کسی رو آوردند، حضرت می‌فرمایند (حدیث به عربی نامفهوم) حضرت فرمود تو دزدی کردی؟ اگرم می‌خوای بگو نه، تازه از قصد بهش می‌گه، یعنی اجبار به اقرار نباشه، این خیلی حرف است ها! یه وقتی آقای شریعتی می‌گفت که شریعتمداری میگه در آلمان من دنبال آقای ورامین رسیدم، چند شبی رفتم توی بلواری، میدونی این‌ها، بعد به ما سوء ظن پیدا کرد پلیس، من رو گرفت، من رو گرفتن در آلمان بردن اونجا بازجویی کنند توی اون آگاهی شهری که بود، بعد گفتن ما یه سوالاتی از شما می‌کنیم، ولی شما اجباری نداری جواب بدی. خواستی جواب بده، خواستی جواب نده. این روش امیرالمومنین رو اون‌ها عمل می‌کنن، ما هر چی می‌گذره … حتی مثلا نسبت به اهداف، اهداف اونجا … میاد پیش امیرالمومنین می‌گه حضرت دستش رو برمی‌داره می‌گه که اگر چنانچه می‌پوشوندی نمی‌گفتی بهتر بود، در سه مرتبه اقرار کرده، حضرت فرمود برو دیگه. دیگه وقتی رفتی دیگه نمیایم سراغت، ولی ما می‌زنیم طرف رو تا بگه بله من مثلا فرض کن زنا کردم؛ لواط کردم یا مثلا چی کردم. حالا یه زنی در شیراز چی، محکوم به رجمش کردند. بعد در حالی که سنگ هم بهش خورده فرار کرده. گرفتنش. خب این دسترسی به اقرار باشه دیگه … حق نداری بگیریش … حالا گرفتنش … میگن بله… خب پیغمبر اکرم در همون قضیه مالک بن مالک فرار کرده بود بعد زبیر این‌ها زدن کشتنش. پیغمبر دیه‌اش رو از بیت‌المال داد … وقتی فرار کرد دیگه حق نداری بری بگیری ….

من بارها گفتم آقا انقلابمون پیروز شد، از توش اقلا هزارتا قاضی مجتهد عادل و بالاتر از این‌ها عاقل لازم داریم، ده‌ تاشم نداریم.

این قضیه مرصاد … ۳۰۰ تا دختر گرفتن … ۳۰۰ تا دختر ………..

آیت‌الله منتظری: وقتی که در اصفهان بودی دادستان بودی، این مرحوم کازرونی رو که ترور کردن، اون قسمت کسی تحقیق نکرد؟

عضو هیات: چرا!

آیت‌الله منتظری: خب؟

عضو هیات: تحقیق کردیم

آیت‌الله منتظری: چیزیم معلوم نشد؟

عضو هیات: اصلا … پرونده … پرونده تشکیل شد به این اتهام

آیت‌الله منتظری: چی بود اتهام؟

عضو هیات: نشد دیگه گرفتن … همین پیگیری بود که … نشد … اومدیم خدمتتون بعد دیگه نتونستیم …

آیت‌الله منتظری: چطور نتونستی؟

عضو هیات: بعد دیگه شهید باهنر اومدن اصفهان گفت بین کمیته و سپاه اختلاف هست

آیت‌الله منتظری: نه از کجا می‌دونستی؟ شما حدس می‌زنی از کجا می‌دونستی؟

عضو هیات: عرض کنم که حدس اینکه خب …. من حدس‌اش رو می‌زنم

آیت‌الله منتظری: یعنی شاید حکمی صادر کردند؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی گناهش چی بود کازرونی؟ یعنی با حکم کشته شده باشند؟

عضو هیات: احتمال می‌دم، چون … دو مرتبه پرونده میره به … صحبتی شده بود که حکم صادر شده بود صحبتش شده بود …

آیت‌الله منتظری: …….… خب تحقیق می‌کردی، برای اینکه کازرونی از [عباسقلی حشمت] حشمت قطعا اهمیتش زیادتر نبود که…. آدم فاسدی بود می‌گفتن اما کازرونی بالاخره آدم مذهبی بود حالا پول‌دار بود ….

عضو هیات: … مثلا به اون سری پرونده هم [اختلاس] کردیم از یکی از اون افراد من تحقیق کردم صحبتی شد که خب … منطقه بعدی چیزه ما هم نتونستیم

آیت‌الله منتظری: یعنی دادگاه امید مثلا حکم صادر کرد؟

عضو هیات: نه معلوم نشد

آیت‌الله منتظری: معلوم نشد؟ هیچی حدسم نزدید چی بود؟

عضو هیات: نه، ولی اینکه خب …

آیت‌الله منتظری: پرونده‌اش کجا هست؟ از بین بردند یا هست؟ …

عضو هیات: پرونده‌اش نه هست، پرونده‌اش یه قسمتیش هست، یه قمستیش دست خود آقای امید بود برداشته بود

آیت‌الله منتظری: چرا برداشته بود؟

عضو هیات: برداشته بود خب … اونجا ….

آیت‌الله منتظری: پس قبل از امید بود؟

عضو هیات: نه

آیت‌الله منتظری: نه، پرونده قبل از امید بود؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی قبل از اینکه امید بیاد اصفهان؟

عضو هیات: خیر … موضوع قبل از امید بود، پرونده بعد که امید اومد

آیت‌الله منتظری: ببینم موضوع پس قبل از امید بوده، یعنی قتلش؟

عضو هیات: قتلش بله

آیت‌الله منتظری: در زمان شاه بود یا در زمان انقلاب بود؟

عضو هیات: حکایت هستش

آیت‌الله منتظری: اما امید می‌گفت من رو بذارید

عضو هیات: نمی‌دونم

آیت‌الله منتظری: حکم چی داشت؟ قاضی حکم زیاد بوده. بعد این‌ها تحقیق نکردن راجع به قتلش تحقیق بشه؟

عضو هیات: تحقیق بشه، توی دادسرای عمومی بود … رفته بود اونجا. بعد که من مستقیما دنبال کردم، از اونجا پرونده رو گرفتن، بعد تو تحقیقات که شروع کردیم یکی از اون‌ها تیم تحقیق، من خودم شب اونجا بودم، به من برخوردهای بسیار … … احتمال داره که اونم حکم داشت…. تا این حد برای من صحبت شد که ما دیگه بعد از اون روز نشد تحقیقات کنیم

آیت‌الله منتظری: بله. یه چیزایی آدم می‌خواد بدونه، آقای قاضی اومده اینجا میگه یه ژاندارم، یه ژاندارم از یه، یکی از این سربازها، یه سرباز نیروی دریایی … فرستاده، سه ماه بهش مهلت داده که برو سه ماه دیگه بیا، بعد دیگه اینجا آزادی، بیچاره‌ رو محاکمه کردند محکوم کردند، به ۷۰ ضربه شلاق، دو سال زندان، انفصال دائم از خدمت، واسه یه تومن، اون‌وقت گاهی اوقات یه چیزهای کلانی می‌بینی ماست‌مالی میشه. بایستی توجیه‌کننده کار آقایون باشه، دائما اینجور می‌کنند راجع به اعدام‌ها این چیزها، آدم واقعا بعضی‌هاشم متاثر می‌شه …

چقدر این رادیوهای خارج می‌دونی چقدر برای ما معرکه گرفتند. آقای خلخالی همین‌جا نشسته بود اینجا، کارهایی ما می‌کنیم بی‌عقلیه اصلا، آقای خلخالی همین‌جا نشست گفت ۳۰۰ تا دختر رو آوردند مثلا مرصاد هستن، مرصاد تو باختران، و دو تاشونم دختر فرانسوی بودند، اتفاقا خلخالی گفت من اونجا بودم، گفتم حالا همه رو اعدام کنین این دو تا دختر رو اعدام نکنین فرانسوین این‌ها، از همه این‌ها … گفتن نه اعدام، شما همین مدت دیدی چقدر دولت فرانسه و تو رادیوها و این‌ها تازه یه چیزیم در … خوندم که بله یه ستادی در فرانسه تشکیل شده برای تحقیق نمی‌دونم دختر فرانسوی تو زندان اوین، یه دختر پرستاری بوده. اونجا در فرانسه، بعد از اینکه یه منافقی این رو مسلمون کرده به اصطلاح، بعد این رو گرفتدش، خب اون دختر فرانسوی مسیحی که مسلمون شده اون … اسلام همونه، اون چه می‌دونست که مثلا حالا اسلام و حکم و غیره، بعدم شوهرش اومده بیاد تو عراق زنشم با خودش آورده، اون‌وقت این زنه اینجا اسیر شده تو مرصاد زدن تَق، همین دیگه، ما اصلا این دو تا دختر رو داشتیم می‌دونستید با فرانسه چقدر میشه مبادله کرد؟ با زندانیان با نمی‌دونم چی چی … این کارهای ما چیه؟

آیت‌الله منتظری: آقای خامنه‌ای همین‌جا بوده، من اصلا نمی‌دونم کشور اصلا، آقای خامنه‌ای شب اینجا بوده بعد صحبت که بله من با آقای نیری دعوا کردم و نمی‌دونم چطور این اتفاق افتاد و این‌ها، گفتم که امام خودش علیه … گفت کی؟ اصلا آقای خامنه‌ای نمی‌دونسته که آقای خمینی یه چیزی نوشته، رئیس‌جمهور کشور خبر نداشته که آقای خمینی یه نامه نوشته و دست اطلاعات هست و تحصیل کرده فهمیده، اون فقط به خیالش بعد آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلا چپی‌ها و این‌ها اون‌وقت، اونجا من دعوا کردم ایشون رو، گفتم آقا! گفت اِاِ مگه چیز دیگه‌اس؟ گفتم بابا جون اون نامه امام اصل کاری بوده بعد این‌ها دنبال چیز دیگه بودن.

آیت‌الله منتظری: یه شب اسلامی اومد اینجا یه، اسلامی شیراز، یه پرونده آورد یه دختری تهران … وصیت‌نامه‌اش رو آورد، به قدری من متاثر شدم. خود اسلامی هم متاثر شده بود راستش، گفتم آقای اسلامی ببینید این دختره نوشته توی وصیت‌نامه‌اش به پدر و مادرش که ناراحت نباشید؛ دنیا در گذره، نمی دونم چطور مثلا به قرآن نهج‌البلاغه و نمی‌دونم چی این‌ها، بهش گفتم این دختر سابقه مثلا قتلی، جوری؟ گفت نه، این همین‌جوری هواداری چیزی نبوده، بعدش از سر تا پا وصیت‌نامه نور می‌بارید، اون‌وقت گفتم خب حالا ببین آقای اسلامی شما . در شرع اسلام می‌گوید که دختر، زن اگر که چنانه خدا رو قبول ندارد، پیغمبر رو قبول ندارد، قرآن رو قبول ندارد، هیچکی رو قبول نداره، مرتد شده دیگه، این رو نمیشه بکشی، حالا این دختر خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره، همه چیز رو قبول داره، میگه نوشته من اول به جمهوری اسلامی اعتقاد داشتم بعد دیدم خواسته‌های ما انجام نشد ناراحت شدم، تو وصیت‌نامه‌اش اینجوری به پدر و مادرش نوشته، امیدواریم انشالا امام زمان بیاد و … گفتم ببینید این دختری که خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره همه چی رو قبول داره، فقط میگه من این جمهوری اسلامی مطابق سلیقه من نیست این رو میشه اعدام کرد؟ اصلا تو بگو نه قتلی داره نه توی ترور رفته نه محاربه. این رو میشه اعدام کرد؟ اما اونی که نه خدا رو قبول داره نه پیغمبر، چجوری میشه اعدام کرد؟ آخه این شد فقه؟

من به اون مردک گفتم شما از اول اگر چنانه حالا آخوند … من یه گله‌ام از شما دارم، چیزیم نیست، من هر چی اینجا برای شما گفته بودم رفته بودی به امام گفته بودی. احمدآقا [خمینی] اومد … گفتن، احمد گفت آقا اینجوری گفته که نمی‌دونم، اسم شما را از تو … احمدآقا و اطلاعات. گفتم بله تمام این‌ها رو من گفتم، حالا چی؟ می‌خوای چی کار کنی؟ خب به احمدآقا تمام رو نقل کرده

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: حالا دلیلی نداشت که شما من هر چی اینجا به شما گفتم که برید نقل کنید. ولی خب رفته بودید نقل کردید.

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: احمد به رخ من می‌کشید، من گفتم تمام این‌ها رو من گفتم. یه خرده‌ام بالاترین از این.

[بگو مگو]

آیت‌الله منتظری: گفت این‌ها اومدن گفتن حتی همین که اسم شما رو هم، این رو به من گفت …. شما … اینکه احمد آقا با اطلاعات با هم دست به دست هم داده این‌ها. گفتم بله من همه این‌ها رو من گفتم حالا چی؟ این رو نقل کرد احمد، گفتم آره من تمام این‌ها رو گفتم حالا چی؟

عضو هیات: …

آیت‌الله منتظری: مثل یک روز دیگه که آمد که بله شما به آقای … گفتی که مردم گفتن ولایت فقیه نگفتن ولایت احمد آقا، گفتم آره گفتم، مگه مردم ولایت تو گفتن؟ تو رو کسی قبول نداره … [صدای خنده] …

حالا قضیه این است که اون کار اگر چنانچه آقای خمینی براش یه جوی درست کردن، راه عاقلانه همین است که من اون روز به شما گفتم، اما … آبروی ما رو در دنیا بردند، اونقدر جامعه بین‌المللی ما رو محکوم کردند، خانواده‌ها همه داغدار شدند، ناراحت شدند، راه کار همین بود که من اون روز گفتم. اون‌هایی که تو زندان‌ها تشکیلات داشتند، یا با اون‌ها مراوده داشتند، اشراقی میومد محاکمه می‌کرد، محکوم می‌کردند، فرض کن ۱۰۰ نفر، بعد اون ۱۰۰ نفر رو هم اعدام می‌کردن، محکوم به اعدام می‌شد و بعد هم اعلام هم می‌کردیم که بله این‌ها این کار را کردند، دیگران هم بالاخره به … اما الان یه کاری کردیم که با هیچ شرع و با منطق جور نیست، بگو چرا؟ برای اینکه آمدید یه زن یا یه مرد، فرض کنید، هیئت عفو یه کسانی تو در زندان معیین کردند مثل خلخالی، مثل نمی‌دونم کی این‌ها، که او‌ن‌ها بروند بررسی کنند، بعد این‌ها رفتند یه کسانی رو بررسی کردند گفتن این‌ها مستحق تقلیل‌ است یا عفو است، اطلاعات نظر داده، رئیس زندان نظر داده، دادستان نظر داده، با نظر این‌ها، هیئت عفو نوشتند به ما بله این‌ها مستحق مثلا ۱۵ سال بودند حالا تقلیل داده شد به پنج سال، گوش میدی؟ ۳۰ درصد بودن اون‌هایی که … کردید، شد پنج سال، بعدم ما نوشته بودیم از طرف رهبر انقلاب امام خمینی مدظله عالی با نظر آقایان موافقت می‌شود، یعنی مثلا ۱۵ سالش می‌شه چی پنج سال، بهش هم ابلاغ کردند، بدون اینکه کاری تازه کرده باشه رفتند این را اعدامش کردند. اینی که مستحق عفو بوده حالا مستحق بوده یا نبوده بالاخر عفو شده، از طرف آقای خمینی هم عفو شده، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق! این کلمه درستی نیست. فرض کن مستحق اعدام هم بوده، حالا عفوش کردن. کسی که مستحق عفو بوده می‌شه اعدام کرد؟ [صدای یکی که واضح شنیده نمی‌شود] … پس چرا حکم رو تقلیل داده بودید؟ نمی‌دونم خب رفته بوده خوشحال بوده بهش گفته بودن، حالا اعدام! گفت به من هم اشراقی اطلاع داد، ما از اون‌جوری اطلاع …. آقایان یه کاری کردند الان هیچ کدوم جرات ندارن بیان بگن آقا … آقای خمینی نوشته. همون‌طوری که آقای هاشمی میگه نخیر همچین چیزی نیست و چرا گفتید، خب دنیا همه می‌دونن هست پس این‌ها چیه ما داریم می‌گیم؟ …

عضو هیأت: آقا ما امسال به خدا ۶۵۰ نفر رو آزاد کردیم.

آیت‌الله منتظری: خب این که جواب اون‌ها را نمی‌ده. این‌ها جواب اون‌ها را نمی‌ده.

عضو هیأت: ببینید از گروه‌های مختلف

آیت‌الله منتظری: نه این جواب اون‌ها رو نمی‌ده برین ببینید تو خانواده‌ها چه خبره، همون‌هایی که به انقلاب و آقای خمینی و به همه چیز عقیده داشتند همه مسئله‌دار شدند، این‌ها درست نیست، این‌ها مسئله‌دار شدند.

من به احمدآقا گفتم، گفتم همه گناهان رو گردن تو و اطلاعات می‌دونم. گفتم آقا خمینی اونجا نشسته، شما می‌رید جو درست می‌کنید این‌جور درست نیست … من همه را تقصیر اطلاعات و احمد آقا می‌دونم. گفتم تو خودت به من گفتی که این منافقین ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوانش تا همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی، … هرچی شما بگی …

بله

عضو هیئت: امیدوارم خیر خدا پیش بیاد، امیدوارم اون فراز و نشیب‌هایی که

آیت‌الله منتظری: نه شما نیستین آخه تو جامعه ببینی چی گرفتاری‌ای، نمی‌دونم رادیوهای خارج را گوش می‌دی؟ که ببینی در این مدت چقدر جو علیه ما درست کردند و تو دنیا ما رو محکوم کردند، در وقتی که ما سر قضیه قطعنامه اون‌جور شد، حالا تازه اونجوری، اون‌وقت میان میگن تازه حالا رفتند خودشون اعدام کردند، صدام داشت … ولو دروغم میگه، کرده بود اما چون بها می‌داد به مردم و نمی‌دونم چطور اعلام عفو می‌کرد، ما هم اینجا اعدام. اصلا من برای زنان و دختران شبهه هم دارم، ابن ادریس ادعای شبهه‌ام می‌کنه به اینکه زن محارب رو نمی‌شه اعدام کرد. بعد این‌ها خیلی‌هاشون محارب نبودند، محارب کسی است که بیاد اسلحه برداره بیاره، واقعیتش اینکه این‌ها یک اعلامیه خوانده بوده، بعد اومده تو زندان، برخورد امام، برخوردی بوده، زن بوده، ضعیف بوده، یه برخوردی یه بازجو کرده که به حساب اسلام و آقای خمینی بوده، از همه چی سرخورده، یعنی این‌هایی که سر موضع شدند توی زندان سر موضع شدند. بابا اون روز میگه من برادر خودم، خودم بردم تحویل دادم، گفتن دو ساعت دیگه یا دو روز دیگه آزاد میشه … بعدش هم … آقایان اعدامش کردند. این سر موضع شدنشون یه سری در اثر برخوردهای اونجا بوده، وگرنه کسی سر موضع نبوده.

عضو هیات: برنامه‌ریزی نبوده، بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده

آیت‌الله منتظری:خب دیگه بعد آقای خمینی که می‌نویسن که سر موضع، بیاری ببینن این چجوری سر موضع شدن این‌ها خبر ندارین که، این‌ها می‌رفتن شورای عالی قضایی می‌رفتین معرکه می‌گرفتین … من به موسوی اردبیلی هم گفتم، گفتم تو فقط تنها هنری که داشتی رفتی که به آقا خمینی می‌گید که آقا حالا کسی که محکوم به اعدام است با …[قابل شنیدن نیست] اعدامش کنیم یا ببریمش در مرکز استان؟ … ما ببین به امام گفتیم آقا این‌ها همه سر موضع این‌ها بعضی‌هاشون به جهاتی سر موضع شدند، همیشه نیستن و این‌ها، بالاخره یه کاری کشف می‌کردید و این‌ها. راه عقلایی‌اش همینی است که من عرض می‌کردم، کسانی که تشکیلات داشتند، با اون‌ها رابطه داشتند دوباره محاکمه می‌شدند، محکوم به اعدام می‌شد، این دیگه کسی هم نمی‌تونست چیزی بگه، محکوم به اعدام شده. اما کسی که زیر پرونده‌اش از طرف امام خمینی نوشته شده مثلا ۱۰ سالش ۵ سال شده، مستحق تقلیل شده، حالا بدون محاکمه اعدام شده، این جواب نداریم که. آقای انصاری میومد از طرف امام میومد تو زندان، آقای انصاری البته خب … داره. اما محض اینکه میومد با یک یک این‌ها صحبت می‌کرد که مثلا به حساب آقای خمینی این‌ها نگذارید، به حساب انقلاب نگذارید، تندی شده از دلشون در میاورد، آقای انصاری میومد …. دادگاه … اگر چنانچه فشار موسوی اردبیلی نبود آقای فلاحیان اونجا می‌خواست برای ایشان پرونده درست کند و نگهش هم داره. اینجوری باشد که اون دوره بهتر بود …

[صدا شنیده نمی‌شود]

… معلومه که این‌ها تو جمع نیست … …

عضو هیات: مال مردم خوره

دیگر عضو هیات: نه نه

آیت‌الله منتظری: … که هفتاد تا رو می‌گم …. ولی بالاخره به زندانی که برخورد می‌کرد اون رو خوش‌بین می‌کرد به جمهوری اسلامی نه بدبینش بکنه، خودتون می‌بینید دیگه، بعد می‌خواستن بگن آقای انصاری تو دیگه حق نداری بیای تو زندان، آخه این درست نیست …. بعد تو سرش می‌زنند و …. بنده در زمان شاه، حالا شاه ظالم … ظالم … بنده زندانی شاه بودم، خیلیم رو ما حساس بودن یعنی ما رو از سران خرابکارها به اصطلاح می‌دونستن، یه کتابخونه ما داشتیم اونجا باز تاسیس کردن تو مراسم چهارم آبان رفته بودن روز روشن کاشی‌هایی که به اسم ما بود شکسته بودن و کاشی‌هایی درست کرده بودن نوشته بودن در … اعلی‌حضرت رضا شاه پهلوی، محمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهر کتابخانه تعطیل شد، و در حقیقت کتابخانه من رو دزدیده بودن به اسم شاه کرده بودن، بنده در زندان قصر شکایت کردم به چند جا از جمله به بازرسی شاهنشاهی، ببینید بازرسی شاهنشاهی، منم زندانی، یه نفر سرهنگ پا میشد از تهرون می‌فرستن … روز روشن اونجا به مردم می‌گه که بیاید این قضیه کتابخونه رو … بعد این صحبت می‌کنه واسه مردم میگه آقای منتظری زندانی شده جای خود، اما اگر حقی تضییع شده باید حقی از سوی هر کسی، هر کی اطلاع داره بیاد مطمئنم باشه کاریش نداریم، مردم میان شهادت میدن اون یادداشت می‌کنه، رئیس سازمان اصفهان بوده، رئیس سازمان … رئیس سازمان اوقاف اصفهان بوده ظاهرا، رئیس شهرداری اصفهان توش بوده رئیس شهربانی نجف‌آباد بوده، فرماندار نجف‌آباد هم اون ناطقی …. این‌ها همه تو این جریان بودن که کتابخانه رو آوردن اون کار کردن، حالا می‌دونی چیه؟ فرح اومده یه کتابخونه بسازه این‌ها پول رو و می‌خواستن رو بخورن این کتاب‎‌ها آقا این کتابخانه نداره اسمی سنگ مفت پول مفت، …. یه همچنین چیزی بود جریان، …. کاری نکردن، روز هفتم عید ما تو زندان قصر بودیم یه وقتی اومدن گفتن که شما رو خواستن از بازرسی ارتش، تیمسار فرشیدی که کشتندش، ژیان فرشیدی، کشتندش، آوردن پیش من، یه مرده هم اونجا نشسته بود، تازه اون کی بود من نفهمیدم، من حدس زدم اونی که از همه … اونی هست که از دستش شکایت شده … شاید دو ساعت این به من التماس می‌کرد، حالا زندانیم، گفت آقای منتظری این کار این حق شما را تضییع کرده، و جرم هست، این‌ها همه … و شما بذار بازرسی شاهنشاهی چیکار کرده … از طرف بازرسی به من دستور دادن که من ولی خودش کار … اونجا کاشی اعلی‌حضرت رو و گفت کاشی که به اسم اعلی‌حضرت ما بکنیم این خیلی …. شما بیا هرچی می‌خوای پول می‌خوای هرچی می‌خوای که بیا مثلا شما شکایت رو شما پس بگیر، ما تو کشور این همه دزدی دیدیم، کتاب‌خانه دزدی ندیده بودیم، حالا اینم اعلی‌حضرت کتابخانه بخواد درسته کنه خب خودشون پول دارن قدرت دارن می‌تونن، چرا کتابخانه من رو اینطور کردن؟ اینقدر به من اصرار کرد التماس کرد که آقای منتظری شما چقدر از زندانتون مونده؟ گفتم 27 روز، گفت شما همین جایی که هستی بگو تشریف ببرید منزل من می‌گم حالا شما را ببرند منزل‌تون، گفتم نه آقا … بوده 27 روزشم مونده، بعد از این ببینید در زمان این داستان بالاخره من زندانی شکایت کردم … برسم حالا … ما اینجا … اینقدر مردم شکایت دارن، دائما … بیاد آقای خمینی یه هیات درست کنه بگه آقا من فردا یه هیات هشت نفره …. چی چی بود؟ هشت مواد، هشت ماده‌ای

(صدا در صدا)

آیت‌الله منتظری: … بیاد یک همچنین هیاتی درست کنه … روزنامه بخونه، … گفت نه همونطور خوب بود، گفتم نه اون نمیشه آقای خمینی بنویسه، بعد یک هیات … چرا مردم چی‌چی … شکایت قضایی … من می‌گم رسیدگی بکنن بالاخره یه اموری برای مردم درست کنیم، میان اینجا به من میگن هرجا رفتم نه شورای عالی قضایی جواب میده نه نمی‌دونم هیج‌جا جواب نمیدن، این که نشد باباجون، اون زمان شاه بالاخره من زندانی رو بازرسی شاهنشاهی به … گفتن برو فلانی رو رضایتش رو تحصیل کنید، بعد این …. آخه اینجوری … خب آخه این نظام … نظام هم .. حقانیتش افتاده اینجا … والا … کمک بکنید تعجب … هیچکی به هیچکی نیست.

آیت‌الله منتظری: قبول ندارین؟ تا یه چیزی میشه …. مسئولین ما گاهی اوقات می‌خوان توجیه کنن دروغ می‌گن، یه دروغی که مردم باورشون نمیشه، مثل نخست‌وزیر شاه … دهن بسته … اونجا … گفتم که بهتون نامه نوشته‌ به آقای خامنه‌ای استعفا نوشتی؟ این نامه رو خودشم نوشته بود، برای منم فرستاده بود با امضای خودشم بود، بعد این تکثیر شده دست رادیو لندن هم رسیده رادیو لندن خونده، با امضای خودتونه، برای چی تکذیب می‌کنید؟ اون‌وقت نمی‌گن آخه این‌ها، مسلمون‌ها چیزی می‌نویسن بعد تکذیب می‌کنند؟ خب این‌ها رو بگو شجاعتشم داشته باش … چرا تکذیب کردی؟

آیت‌الله منتظری: یه روز به احمد آقا گفتم احمد آقا من دلم برای آقای خمینی می‌سوزه، حالا الان جرات ندارم بگم، پنجاه سال دیگه همین نامه‌ای که آقای خمینی نوشته، همین نامه‌ای که نوشته شما … این شد تاریخ علیه آقای خمینی.

عضو هیات: (صدا نامفهوم)

آیت‌الله منتظری: بله سه هزار نفر رو مثلا با این کشتید، گفتم من دلم می‌خواست که چهره ولایت فقیه محترم بمونه با اون قداستی که اول آقای خمینی آمدند در ایران و مایه امید همه بودند، اصلا همه عشق می‌ورزیدند، ما دلمون می‌خواست ایشان همین‌جوری بمونه، ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده مردم ذله شدن از این‌ها، این‌ها هیچ … همون گه کاری که … آقای خمینی اونجا نشسته خبر که نداره بعد می‌رن یه جوی درست می‌کنن بعد می‌گن آقا، حالا حضرت عباسی از شما می‌پرسم، بعد از عملیات مرصاد به عقیده من شکست بزرگی به منافقین خورد برای اینکه این‌ها رفته بودن، با همین این کاری کردین ما این‌ها رو دوباره تو دنیا داد و هوار راه می‌ندازن، برامون معرکه گرفتن تو سازمان‌های جهانی، دوباره این‌ها رو زنده کردیم، همین عمل زنده‌شون کرد نه اینکه این‌ها رو کشته بود، … گفتم بابا جریان است این‌ها … که نیست که، این جریان همون خانواده‌هایی که الان ما کشتیم همه الان میگن که اِاِ پس منافقین راست می‌گفتن که، حالا بیا درستش کن، حکومت‌شون حکومت دینی است دیگه، … … … ما اگر چنانچه با وفق و مدارا و محبت و این‌جور چیزها جذب می‌کردیم کم می‌شدن، اما ما هی داریم زیادشون می‌کنیم.

فایل صوتی کامل را اینجا ببینید.

No responses yet

Aug 15 2016

گفتگو با احمد منتظری پس از احضار به دادگاه؛ هنوز اسناد منتشر‌نشده زیادی وجود دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

زیتون: ارش بهمنی: حدود یک هفته پیش وب‌سایت و کانال تلگرام آیت‌الله منتظری، فایل صوتی جلسه‌ای از قائم‌مقام وقت رهبری با برخی مسئولان قضایی منتشر کرد. در این دیدار آیت‌الله منتظری در ملاقات با مصطفی پورمحمدی، ابراهیم رئیسی، حسین‌علی نیری و مرتضی اشراقی از اعدام‌ زندانیان سیاسی در سال ۶۷ انتقاد و آن‌ را «جنایت» توصیف کرد.

انتشار این فایل صوتی واکنش‌های مختلفی در داخل و خارج کشور برانگیخت. عده‌ای آن را کمک به احیای سازمان مجاهدین خلق توصیف کردند، برخی انتشار این فایل صوتی را سند حقانیت آیت‌الله خمینی مبنی بر «نفوذ منافقین و لیبرال‌ها در بیت» آیت‌الله منتظری توصیف کردند و برخی نیز ضمن استقبال از انتشار این فایل، خواستار عذرخواهی حاکمیت یا محاکمه عاملان این حادثه شدند.

احمد منتظری، فرزند حسین‌علی منتظری، پس از انتشار این فایل با فشار دادگاه ویژه روحانیت و اداره اطلاعات شهر قم مجبور به حذف این فایل صوتی شد و برای پاسخ‌گویی در این زمینه به دادسرای ویژه روحانیت هم احضار شد. زیتون با او درباره احضار به دادسرای ویژه روحانیت، حواشی انتشار این فایل و اسناد دیگر این چنینی گفت‌وگو کرده است.

آقای منتظری، بعد از انتشار فایل صوتی جلسه آیت‌الله منتظری با برخی مسئولان قضایی، شما به دادسرای ویژه روحانیت احضار شدید. چه بحث‌هایی در این جلسه مطرح شد؟
دومساله اصلی را مطرح کردند. اول این‌که گفتند انتشار این فایل، در واقع انتشار اسرار نظام بوده. دلیلی هم که آوردند این بود که آیت‌الله منتظری آن زمان قائم‌مقام امام خمینی بوده و این جلسه هم به همین دلیل برگزار شده است. به آن‌ها گفتم که چیز جدیدی در این فایل صوتی وجود ندارد و همه موارد مربوط به آن پیش از این در کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری منتشر شده است، در نتیجه درباره این فایل صوتی بحث «افشای اسرار نظام» وجود ندارد، اما بر این مساله تاکید داشتند.

ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

یکی هم چیزی که همیشه می‌گویند همراهی با – به قول آن‌ها – «منافقین» است؛ زمانی که عربستان سعودی با آن‌‌ها متحد شدند. من در جواب گفتم اولا اتحاد این دو به دلیل حمله بعضی افراد به سفارت عربستان است که متاسفانه هنوز مجازات نشده‌اند و باز هم متاسفانه این حمله به اسم نظام نوشته شد. اگر این‌ها مجازات می‌شدند، نظام می‌توانست حساب خود را جدا کند، اما این کار را نکردند. اتحاد این دو به دلیل آن اتفاق بوده و کاری به ما ندارد. ما در بیست و هشتمین سالگرد آن کشتار خواستیم کاری تاریخی کنیم که برای آیندگان هم بماند و همه از آن درس بگیریم. کسانی که الان هم سر کار هستند بدانند کارهایی که انجام می‌دهند مخفی نمی‌ماند و بالاخره افشا می‌شود.

و نتیجه این جلسه چه شد؟
در نهایت ادامه گفت‌وگوها به هفتم شهریور موکول شد. قرار گذاشتند ۹ صبح روز هفتم شهریور مجددا به دادگاه ویژه روحانیت بروم، اما نمی‌دانم چه گفت‌وگوهایی قرار است انجام شود.

زمانی که تصمیم به انتشار این فایل گرفتید، تصور می‌کردید که با چنین واکنشی از سوی مقام‌های حکومتی مواجه شوید؟
واکنش به این شدت، خیر. حتی انعکاس به این شدت هم فکر نمی‌کردم رخ دهد که همه خبرگزاری‌ها انعکاس دهند و حتی تبدیل به خبر اول برخی شود. مثلا نامه‌ای آیت‌الله منتظری به امام خمینی نوشتند، خب این‌جا از رو خوانده‌ و مستند کرده‌اند. من فکر نمی‌کردم این‌طور بازتاب گسترده داشته باشد و این آقایان ناراحت شوند و چنین واکنش‌هایی نشان بدهند.

مورد یا موارد دیگری از این دست فایل‌های صوتی از جلسه‌های آقای منتظری در اختیار شما هست که امکان انتشار آن‌ها در آینده وجود داشته باشد؟
کلا جلساتی که آیت‌الله منتظری داشتند، شفاف بود. برخی می‌پرسند همین جلسه‌ای که فایل صوتی آن پخش شد، آیا میکروفون مخفی بوده؟ خیر، ضبط بود و همه اعضای حاضر در جلسه هم می‌دانستند که جلسه ضبط می‌شود. عمده جلسه‌های آیت‌الله منتظری – چه جلسه‌های تدریس، چه جلسه‌های سیاسی و چه جلسه‌های تصمیم‌گیری – ضبط می‌شدند. امیدوارم بتوانیم زمانی آن‌ها برای درس‌گیری و عبرت منتشر کنیم. برای این‌که خساراتی که یک نسلی آمدند و متحمل شدند، مجددا تکرار نشود. این مساله بسیار درس‌آموز است اما متاسفانه برخی ناراحت شدند. می‌گویند اگر اتفاقی افتاده، درباره آن حتی حرف هم نباید زد. برای آن‌ها زشتی چنین اعمالی کمتر از زشتی یادآوری است، این‌که بپرسیم چرا این اتفاق رخ داد، چرا پیگیری نشد، چرا خطای چند نفر را به عنوان خطای یک جمع بزرگ و یک نظام و حکومت نشان می‌دهید.

. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد

الان مواردی هست که برخورد نمی‌شود، برای مثال آقای ستار بهشتی. ایشان به دلیل ضربه‌های فردی کشته شده و آن‌طور که خانواده‌اش می‌گویند به قصد کشتن هم او را زده‌اند. اگر با این فرد مماشات نشود، فرد خاطی، مانند همه دنیا، مجازات می‌شود. ولی وقتی با چنین افرادی مماشات می‌شود، بدان معناست که حکومت آن خطا را به گردن می‌گیرد. موارد از این دست زیاد است.

یعنی اسناد منتشرنشده دیگری مربوط به جلسه‌ها و ملاقات‌های آیت‌الله منتظری در اختیار شما هست؟
بله موارد زیاد است. همان‌طور که در مقدمه خاطرات هم نوشتیم این خاطرات فقط بخشی از اتفاق‌هاست. مواردی بوده که ایشان نمی‌خواستند پخش شوند. مثلا برای حفظ حقوق افراد مایل نبودند در مواردی نام بیاورند. بخشی از خاطرات گفته شده، اما چیزهایی که محفوظ است، علاوه بر خاطرات، زیاد دارند.

با توجه به اتفاق‌های اخیر، قصد انتشار آن‌ها را هم دارید یا خیر؟
بله. حتی خود حاکمیت باید این کار را بکند. بعضی افراد هستند که به عنوان اپوزیسیون و مخالف مطرح می‌شوند اما بهترین نظر را می‌دهند. مثلا نوشته آقای تاج‌زاده را دیدم که نوشته بودند حکومت عذرخواهی کند، خانواده‌های قربانیان می‌بخشند و کینه‌‌ها تمام می‌شود. حاکمیت ایران باید جایزه صلح جمهوری‌اسلامی را به ایشان بدهد که چنین فضایی را پیشنهاد می دهد. پیشنهاد آقای تاج‌زاده بسیار بزرگ و عملی است که اگر رخ دهد به نفع همه مردم ایران است.

از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده

شما این آمادگی را در بخش‌های مختلف حاکمیت برای انجام این کار می‌بینید؟
اگر پیگیری و حمایت از طرف دوستان و گروه‌های مختلف وجود داشته باشد، مسلما در داخل حاکمیت هم افرادی هستند که واقعیات را می‌بینند. با افراد متخصص، با جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، مشورت کنند و ببینند آیا این کار صلاح هست یا خیر. من بعید نمی‌دانم و امیدوارم.

یکی از نگرانی‌هایی که در این سال‌ها وجود داشته، حفظ این اسناد و جلوگیری از ضبط یا از بین رفتن آن‌هاست. بعد از انتشار فایل صوتی و واکنش‌ها هم در این‌باره صحبت‌هایی شد. شما برای حفظ این فایل‌‌ها، پیش‌بینی و اقدام پیشگیرانه‌ای داشته‌اید؟
هیچ فایلی منحصر به یک مکان نیست. اگر بخواهند جست‌وجو و پیدا کنند نه تنها ایران، بلکه باید همه جهان را بگردند که این کار به نظرم منطقی نیست.

آقای منتظری، زمان انتشار فایل تصور می‌کردید وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی هم چنین واکنشی نشان دهد و خواستار حذف فایل شوند؟
از وزارت اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که باید فایل حذف شود. پاسخ من این بود که چنین کاری منطقی نیست، چون این فایل همه جا پخش شده. اما آقایی که تماس گرفته بودند، گفتند که وزارت اطلاعات تاکید دارد این فایل حذف شود. ما هم به آن‌ها اعتماد کردیم و برای این‌که کار خلاف قانون انجام نداده باشیم، فایل را حذف کردیم. اما متوجه نشدیم که چرا و به چه دلیلی وزارت اطلاعات چنین برخوردی کرد.

در این مدت که از انتشار فایل صوتی می‌گذرد، آیا واکنش هم‌دلانه یا موافقی با انتشار این فایل از سوی افرادی که در حاکمیت هستند، وجود داشت یا خیر؟
خیر، موردی نداشتیم یا حداقل من چیزی در این‌باره نشنیدم.

No responses yet

Aug 12 2016

گزارش کذب اعضای هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایرج مصداقی: آیت‌الله منتظری در نوار منتشر شده آن‌چه در زندان‌های کشور در جریان کشتار ۶۷ گذشته را «بزرگ‌ترین جنایت در جمهوری اسلامی از اول انقلاب» خوانده و تأکید می‌کند نام اعضای هیأت «در آینده و در تاریخ جزو جنایتکاران نوشته خواهد شد».

اعضای هیئت در این دیدار به منظور فریب ایت‌الله منتظری به ایشان گزارش می‌کنند:

«مواردی که تا به حال اجرا کرده‌ایم، تماما مواردی بوده که {تصمیم‌گیری} به اتفاق آرا بوده {سه امضا} … و حتی در برخی از موارد جناب حاج آقا اشراقی احتیاط می‌کردند و با برخی از برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند. الان موارد متعددی داریم که دو امضا دارند و ما اصلا اجرا نکردیم … و از این بالاتر حدود ۴۰ مورد داریم که به اتفاق آرا امضا کرده‌ایم و فقط به لحاظ این‌که این‌ها یا تنها فرزند خانه بودند، یا پسری بوده که خواهرش اعدام شده یا برادرش اعدام شده {اجرا نکرده‌ایم} و حدود ۲۶ نفر هم داریم که این‌ها وقتی آمدند زندان حدود ۱۶، ۱۷ سال‌شان بوده و الان حدود ۲۳، ۲۴ سال‌شان شده »

اسامی خواهران و برادران اعدام شده

این گزارش کذب محض است. تا روز ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ خواهران و برادران زیر برخلاف ادعای اعضای هیأت اعدام شده بودند. این‌ها به جز زنان، کسانی هستند که من از نزدیک می‌شناسم و سال‌ها با آن‌ها هم بند و هم سلول بوده‌ام.

حسین و مصطفی میرزایی، (یک‌ خواهرشان در همدان و همسر برادرشان نیز در تهران در جریان قتل‌عام اعدام شد)، جواد و بهرام ناظری، سعید و مجید ملکی انارکی. سعید و ارفع جبرئیلی، احمد و مهشید (حسین) رزاقی، اکبر و مرتضی ملاعبدالحسینی، علیرضا و محمدرضا بوئینی، اصغر و حمید خضری، مسعود و منصور خسروآبادی (یک خواهرشان در سال ۶۰ خواهرشان اعدام شده بود) محسن و محمد سید‌احمدی، جمشید و حسن کیوانفر، اردلان و اردکان دارآفرین ( قبلا برادرشان اعدام شده‌ بود) رضا و مسعود ثابت‌رفتار، مجید و امیر عبداللهی، امیر و محسن رشیدی، رضا و مریم محمدی بهمن‌آبادی، فرنگیس و سهیلا محمد‌رحیمی،(یک برادر و یک خواهرزاده‌شان قبلاً اعدام شده بودند و برادر دیگرشان بعد از آزادی از زندان ربوده شده و به قتل رسید) محمود و محمدعلی بهکیش (قبلا برادران و خواهر آنها اعدام شده بودند) مریم‌گل‌زاده غفوری و همسرش علیرضا حاج‌صمدی (دو برادر مریم فرزندان آیت‌الله گلزاده غفوری قبلا اعدام شده بودند). معصومه ( شورانگیز) و مهری کریمیان، حمید و ناهید تحصیلی(یک برادر و یک خواهرشان قبلا اعدام شده بودند)، منصور و محسن حریری( دو برادرشان قبلا اعدام شده بودند) بهروز عطارزاده (قبلاً ۳ برادرش اعدام شده بودند) علی و شهباز (عباسعلی) شهبازی پدر و پسر از تهران به رشت منتقل و در آن‌جا اعدام شدند. بهروز رضایی جهرمی (سه برادرش قبلاً اعدام شده بودند). عباس فتحی (قبلا دو برادرش اعدام شده بودند). جلال کزازی(قبلا تنها خواهرش اعدام شده بود).

در شهرستان‌ها نیز اعدام خواهران و برادران در دستور کار بود. برای مثال در شیراز عصمت، فاطمه و حسین ادب‌آواز اعدام شدند. فرهاد اتراک در تهران اعدام شد می‌دانم برادرش در اصفهان اعدام شده بود.

غلامحسین مشهدی ابراهیم تنها فرزند مادرش بود که ۹ روز قبل از این گزارش اعدام شده بود. وی از بیماری قلبی شدید هم رنج می‌برد. سعید و ارفع جبرئیلی تنها فرزندان مادرشان بودند. وی از پدرشان جدا شده بود.

اعضای هیأت همچنین تأکید می‌کنند که حدود ۲۶ نفر را که در زمان دستگیری ۱۶، ۱۷ ساله بودند اعدام نکرده‌اند. این هم کذب محض است تا همان تاریخ افراد زیر که من غالب آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم و با تعدادی از آن‌ها همسلول بوده‌ام، اعدام کرده بودند. این افراد در هنگام دستگیری بین ۱۵ سال تا ۱۷ سال سن داشتند.

اسامی زندانیان اعدام شده بین ۱۵ تا ۱۷ سال

اصغر ابوتراب، محمدرضا علیرضا نیا، سهیل دانیالی، مرتضی یزدی، افشین معماران، محمدرضا مجیدی، عامل باقری، احمدرضا غلامی، اردلان دارآفرین، بهروز عطار‌زاده، عباس پورساحلی لنگرودی، علی‌رضا فضل‌علی، حمیدرضا معیری، سید حمید خضری، غلامعلی استادحسن، خسرو امین، باقر قندهاری علویجه، محمد حسن لاری لواسانی، روح‌الله هداوند میرزایی، محمدشیرخان بیک، جعفر هوشمند، مهران صمدی، همایون سلیمانی روزبهانی، احمد صالحی، علی طاهری، ناصر ابراهیمی، کورش رشیدی، کمال کلانکی، فرحناز مصلی ، شیرین فیضی شندی، زهرا عسگری شاهی، سهیلا حمیدی، فاطمه رضا سلطانی ، پروین صالحی،

آمار واقعی کسانی که در تهران اعدام شدند، بسیار بیشتر از موارد فوق است.

اعضای هیأت تأکید می‌کنند «ما به این هم اکتفا می‌کردیم که اگر این می‌نوشت که چون سازمان منافقین دارد با این نظام مبارزه می‌کند و اینجانب اگر چه اعتقاد به این نظام ندارم (این را هم به او می‌گفتیم که بنویسد)، ولی چون اعتقاد به مبارزه با نظام هم ندارم، لذا … از سازمان جدا شدم. به این هم ما اکتفا می‌کردیم».

و همچنین اضافه می‌کنند:

«ما تک‌تک این‌ها را آوردیم توی اتاق. مورد داشتیم که چهار بار با او صحبت کردیم. کرارا داشتیم که سه بار با او صحبت کردیم.»

روند کار هیئت کشتار زندانیان سیاسی

ادعای مطرح شده از سوی اعضای هیئت گوشه‌ای از واقعیت است. در ابتدا اگر کسی چنین چیزی یا حتی همچون من تعهد می‌داد که فعالیت سیاسی نمی‌کند، اعدام نمی‌شد.
من جزو کسانی بودم که دیرتر نزد هیأت برده شدم و در جریان جزئیات کشتار قرار گرفته بودم و می‌توانستم تصمیم‌گیری کنم. اما به تعهد و یا حتی بیشتر از آن اکتفا نمی‌کردند. در مرحله بعد زندانی را دوباره به دادگاه برده و از او می‌خواستند انزجارنامه مطلوب خودشان را بنویسد. در مرحله بعد دوباره زندانی را فراخوانده و از او می‌خواستند در مصاحبه تلویزیونی و … شرکت کند.
سر آخر از زندانی می‌خواستند همکاری اطلاعاتی کند. بین ۱۵ تا ۲۰ نفر از زندانیان بند ما (بند ۲ گوهردشت) در مقابل عدم پاسخ به این سؤال که در روز عید قربان و عید غدیر که مصادف با ۳ و ۱۱ مرداد ۱۳۶۷ بود چه کسی در بند شما در جشنی که به مناسبت این روز گرفته بودید، شربت داد، اعدام شدند.

برخلاف ادعای اعضای هیأت، تلاش می‌شد زندانی را فریب داده و حکم اعدام او را صادر کنند. آن‌ها خودشان را اعضای «هیأت عفو امام» معرفی کرده و از زندانی می‌پرسیدند آیا تقاضای عفو می‌کند یا نه؟

از بین ۷۵ زندانی مجاهد «ملی کش» که بین چند روز تا ۷ سال از پایان حکم‌شان گذشته بود و مقامات قضایی از آزاد کردن آن‌ها سرباز می‌زدند، ۷۲ نفر اعدام شدند. از آن‌ها پرسیده شده بود آیا شرایط دادستانی برای آزادی از زندان را می‌پذیرید یا نه؟ این افراد در سال‌های گذشته بارها به این پرسش پاسخ داده بودند و به همین خاطر در زندان باقی مانده بودند. آن‌ها مطلقا نمی‌دانستند پاسخ «نه» با اعدام همراه خواهد بود.

بیش از ۳۰ نفر از زندانیان «بند ۱ کنار جهاد» گوهردشت که تصور می‌کردند قرار است بندشان را عوض کنند و نمی‌خواستند در بند سابق‌شان باقی بمانند، به پرسش‌ هیأت «نه» گفتند و اعدام شدند. آن‌ها هنگامی که به محل اعدام برده می‌شدند تصور می‌کردند به بند جدیدشان منتقل می‌شوند.
اکثریت زندانیانی که بعد از ۱۵ مرداد اعدام شدند انزجارنامه نوشته و یا اعلام «برائت» کرده بودند اما با این حال اعدام شدند.
در روزهای اول هیچ‌یک از زندانیان، مطلقا اطلاعی از ماهیت هیئت و مأموریت آن نداشتند. سؤالات مطرح شده متناوباً در سال‌های قبل از زندانیان پرسیده شده بود.

هربار که می‌خواستند عده‌ای را اعدام کنند با خواندن اسامی آن‌ها به متصدی امر می‌گفتند این افراد را به «بندشان» منتقل کنید. این جمله به مفهوم آن بود که آن‌ها را به محل اعدام منتقل کنید.

گوشه‌هایی از بیرحمی اعضای هیأت کشتار

اعضای هیأت همچنین به آیت‌الله منتظری می‌گویند اگر کسان دیگری به جای آن‌ها بودند و مأمور اجرای فرمان خمینی بودند، اعدام‌های بیشتری صورت می‌گرفت و آن‌ها نهایت احتیاط را در این رابطه کرده‌اند. این ادعا ماهیت جنایتکارانه رژیم خمینی و دست‌اندرکاران آن را می‌رساند که افراد فوق در مقام «فرشته» نجات ظاهر می‌شوند.

اعضای هیأت دو روز قبل از این دیدار، حکم به اعدام کاوه نصاری دادند که در اثر ضربه مغزی حافظه‌اش را از دست داده بود، بیماری صرع پیشرفته داشت و یک پایش در اثر سیاتیک پیشرفته فلج شده بود. او پیش از اعدام دچار حمله صرع شد و برای رفتن به جوخه‌ی اعدام قلمدوش ظفر جعفری افشار شد، من شخصاً‌ شاهد این صحنه در راهروی مرگ بودم.

۹ روز قبل از این جلسه در ۱۵ مردادماه، اعضای هیأت، حکم اعدام ناصر منصوری را دادند که فلج قطع نخاعی بود و بیات مسئول بهداری گوهردشت که او را از بهداری به نزد هیأت برده بود، شخصاً‌ حوالی ساعت ۳ بعد از ظهر با برانکارد به محل اعدام برد. در همان روز ساعت ۵ بعدازظهر محسن محمدباقر که از دو پا فلج بود و با پاهای آهنی و عصا راه می‌رفت به دار آویخته شد.
عباس افغان (روز ۱۲ مرداد در گوهردشت) و مسعود رشتچیان (در اوین) که از بیماری شدید روانی رنج می‌بردند اعدام شدند.
هرکس را که فکر می‌کردند آثار شکنجه‌ روی بندش هست به منظور پاک کردن آثار جرم، اعدام می‌کردند. اولین سؤالی که از «م –ش» کردند این بود که آیا دستت خوب شده است یا نه؟ او با زرنگی بلافاصله دست سالم‌اش را نشان داد و گفت: بله حاج‌آقا. دست او در اثر شکنجه با دستبند قپانی عضلاتش از بین رفته بود.

هر دسته‌ای از زندانیان را که اعدام می‌کردند اعضای هیأت بین خودشان شیرینی و نان خامه‌ای تقسیم می‌کردند و جشن می‌گرفتند. آن‌ها گاه برای فشار بیشتر روی زندانیانی که در راهرو مرگ بودیم نیز نان خامه‌ای و شیرینی تعارف می‌کردند.
ناصریان (شیخ محمد مقیسه) از خوشحالی در راهروی مرگ به شکل بالرین‌ها می‌رقصید. اعدام بلافاصله پس از صدور حکم هیئت اجرا می‌شد و گاه فرصت تصحیح اشتباهشان را نداشتند. مواردی بود که نام فرد اعدام شده را دوباره برای رفتن نزد هیأت می‌خواندند.

در خاطرات رفسنجانی آمده است که حکام شرع اوین برخلاف نظر وزارت اطلاعات در مهرماه ۱۳۶۷ خواستار ادامه اعدام‌ها بودند. این اعدام‌ها در ۱۳ شهریور پایان یافته بود و خمینی برای تعیین تکلیف موضوع را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده و آن‌ها نظر «کارشناسی» وزارت اطلاعات را می‌پذیرند.

اکثریت ۲۰۰ نفری که اعضای هیأت مدعی هستند برای رسیدگی مجدد پرونده‌هایشان در سلول‌های انفرادی به سر می‌برند، در اوین و گوهردشت در شهریورماه اعدام شدند. من جزو زندانیانی بودم که زنده ماندم.

برای مثال هادی بیگی برادرزاده‌ی آیت‌الله مفید(پسر وی جان به در برد) رئیس بعدی دیوان عالی کشور، داوود زرگر برادرزاده‌ی احمد زرگر معاون دادستان انقلاب اسلامی تهران، حمید جلالی برادر زاده سرهنگ محمد‌حسین جلالی فرمانده سابق هوانیروز و وزیر دفاع دولت موسوی، جزو همین ۲۰۰ نفر بودند که اعدام شدند.

ادامه‌ی کشتار پس از دیدار با آیت‌الله منتظری

بعد از این دیدار برخلاف توصیه‌ی آیت‌الله منتظری در ماه محرم با حکم جدید خمینی در روز ۵ شهریورماه هیأت برای کشتار زندانیان مارکسیست شروع به کار کرد.
از فحوای گفتگو بر می‌آید که ابتدا قرار بر اعدام زندانیان سیاسی چپ نبوده است چون صحبت از آن است که شوشتری رئیس سازمان‌ زندان‌های وقت و وزیر دادگستری دولت‌های رفسنجانی و خاتمی ترتیب ملاقات زندانیان را بدهد. اما به جای برآورده کردن وعده‌های داده شده در این گفتگو خمینی حکم جدیدی برای قتل‌عام زندانیان چپ می‌دهد و کشتار آن‌ها نیز آغاز می‌شود.

آن‌ها زندانیان مارکسیست را با این حربه که آیا نماز می‌خوانند یا نه، اعدام کردند. اکثریت قریب به اتفاق زندانیان سیاسی چپ اطلاعی نداشتند که در صورت پاسخ منفی به اعدام محکوم خواهند شد و حکم صادره بلافاصله اجرا خواهد شد.

اعضای هیأت اعتراف می‌کنند:
«حتی در برخی از موارد جناب حاج آقا اشراقی احتیاط می‌کردند و با برخی از برادران دیگری که در زندان بودند مشورت می‌کردند»

در خاطرات زندانم تأکید کرده‌‌ام که مرتضی اشراقی ترمز هیأت بود و به همین خاطر پس از کشتار ۶۷ برخلاف دیگر اعضای هیأت کشتار، ترفیع مقام نگرفت. اما همین جنایتکار، در گفتگو با یکی از زنان میهن‌مان که با او تماس گرفته و در مورد کشتارها پرس و جو کرده و از او پرسیده بود بر اساس کدام قانون زندانیان را اعدام کردید؟ گفته بود:

فرمان امام، حکم اولویت فرمان پلیس به چراغ قرمز راهنمایی را دارد و از کشتار زندانیان دفاع کرده بود.

نکته‌ی بعد، نظرخواهی از «برادران دیگر» است. در زندان‌ گوهردشت ناصریان (شیخ محمد مقیسه)، حمید عباسی (نوری)، داوود لشکری (تقی عادلی)، مهدی نادری فرد و فاتح و در زندان اوین مجتبی حلوایی عسگر، قاضی حداد، حسین حسین زاده، زمانی (موسی واعظی)، ناصریان، سیدحسین مرتضوی، اسماعیل شوشتری، مسئولان وزارت اطلاعات و … به اعضای هیئت کمک می‌کردند.

برنامه‌ریزی کشتار از سال ها قبل

نکته‌ی مهم دیگر ادعای غیرواقعی دست‌اندرکاران کشتار ۶۷ است که گویا این قتل‌عام به خاطر عملیات فروغ جاویدان مجاهدین و یا به خاطر واکنش‌های هواداران مجاهدین در زندان صورت گرفته است. آیت‌الله منتظری در این جلسه تأکید می‌کنند که این کشتار از سال‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود:‌

«اطلاعات رویش نظر داشت و سرمایه‌گذاری کرد و شخص احمد آقا هم از سه چهار سال پیش می‌گفت که مجاهدین از روزنامه‌خوان، مجله‌خوان و اعلامیه‌خوان، همه باید اعدام شوند. این‌ها چنین فکری می‌کردند و حالا فرصت را معتنم شمردند. »

امروز که به گذشته نگاه می‌کنیم بایستی اذعان کرد چنانچه آیت‌الله منتظری منافع «اسلام» و «نظام اسلامی» را در نظر نمی‌گرفتند و اعتراض به‌حق‌شان را علنی مطرح می‌کردند، چه بسا می‌توانست مانع خونریزی بیشتر شده و لااقل خمینی از صدور فرمان جدید برای قتل‌عام زندانیان سیاسی مارکسیست اجتناب کند. چه بسا تأکید مؤکد ایشان در این گفتگو که «زن مرتده» اعدام نمی‌شود باعث نجات جان زنان مارکسیست در جریان کشتار ۶۷ مشده و دست جانیان برای به قتل رساندن آن‌ها بسته می‌شود.

با این حال آیت‌الله منتظری با دفاع از ارزش‌هایی که به آن‌ها پای‌بند بود و به ویژه تأکید روی جان مخالفان‌شان علیرغم تمامی توصیه‌هایی که به ایشان می‌شد و فشارهایی که متحمل می‌شدند، درس بزرگی به همه‌ی ما داد. تاریخ از آیت‌الله منتظری با وجود همه‌ی اشتباهاتی که داشت، به نیکی یاد خواهد کرد. او همانطور که به خامنه‌ای گفته بود: «با خمینی تا دم جهنم می‌آیم اما داخل جهنم نمی‌شوم» پای‌بند ماند و به خاطر این جنایت حسابش را از خمینی جدا کرد.

فراموش نمی‌کنم آیت‌الله منتظری نقش بزرگی در برکناری لاجوردی از دادستانی انقلاب اسلامی و بهبود وضعیت زندان‌ها بین سال‌های ۶۴ تا ۶۶ داشت. او در این دیدار نیز با جمله‌ی «گردنش بشکند لاجوردی» از این جنایتکار بعدها که خاتمی او را «سرباز اسلام» خواند یاد می‌کند.

در این‌جا لازم است یادی کنم از «زنده یاد» حجت‌الاسلام حسینعلی انصاری نجف‌آبادی نماینده‌ی ایشان در زندان‌ها.
وی پس از درگذشت آیت‌الله منتظری در یک تصادف رانندگی در اسفندماه ۱۳۸۹ در قم کشته شد.

http://www.rahesabz.net/story/34119

به نظرم مرگ وی در اثر تصادف، می‌تواند توطئه‌‌ی دستگاه امنیتی باشد، چرا که ایشان نقش مهمی در انتقال وضعیت زندان‌ها به آیت‌الله منتظری داشت و به این ترتیب از او انتقام گرفتند. (۱)

ایرج مصداقی ۲۰ مرداد ۱۳۹۵

www.Irajmesdaghi.com
irajmesdaghi@gmail.com

۱- در جریان دیداری که در مهرماه ۱۳۶۳ با آقای انصاری نجف‌آبادی داشتم، به توصیه و اصرار وی یک گزارش ۴۰ صفحه‌ای از آن‌چه بر سر خودم آمده بود و یا در زندان شاهدش بودم برای آیت‌الله منتظری نوشته و توسط وی به دست ایشان رساندم. همین گزارش بعدها باعث شد من را به عنوان کسی که آیت‌الله منتظری را فریب داده معرفی کنند.

http://www.rouzshomar.ir/%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF/

منبع:پژواک ایران

No responses yet

Aug 09 2016

انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری در مورد اعدام‌های سال ۱۳۶۷

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سایت آیت‌الله حسینعلی منتظری، مرجع تقلید شیعه که در سال ۱۳۸۸ درگذشت، فایل صوتی اظهارات این مرجع تقلید در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ را منتشر کرده که در آن، به تندی به اعدام دستجمعی اعضای سازمان مجاهدین خلق انتقاد می کند.

او پس از اطلاع یافتن از این اعدام‌ها دو نامه به آیت الله خمینی، رهبر وقت جمهوری اسلامی نوشت و سپس در دیداری به تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حضور حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) به آنها در مورد قضاوت تاریخ در مورد این اعدام ها و خلاف شرع بودن عملکرد آنها هشدار داد که اکنون فایل صوتی مربوط به این جلسه منتشر شده است.

اینجا بشنویدآقای منتظری در این جلسه اعدام های سال ۱۳۶۷ را “بزرگترین جنایتی که از اول انقلاب تا حالا” انجام شده می خواند و به حاضران هشدار می دهد که “تاریخ ما را محکوم می کند و نام شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند”.

او علت مخالفت خود با این اعدام ها را نگرانی از “آینده اسلام و انقلاب” معرفی می کند و می گوید: “می خواهم ۵۰ سال دیگر برای آقای خمینی قضاوت نکنند و بگویند آقای خمینی یک چهره خونریز، سفاک و فتاک بود”.

آیت الله منتظری در این جلسه می گوید که احمد خمینی، فرزند و رئیس دفتر آیت الله خمینی از چند سال پیش در پی اعدام تمام هواداران سازمان مجاهدین خلق بود و حالا او و همفکرانش در حکومت از حمله مجاهدین به ایران در قالب عملیات فروغ جاویدان استفاده کرده اند و نظر خود را به آیت الله خمینی قبولانده اند و از او دست خط گرفته اند.

مضامین مطرح شده در این جلسه قبلا در خاطرات آیت الله منتظری و بعضی مصاحبه های او منتشر شده بود، اما لحن او و بعضی جزئیات گفت و گوها تازگی دارد.

احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی در پاسخ به این سئوال که چرا این فایل اکنون منتشر می‌شود، گفت: “چون دیدیم با توجه به شبکه‌های اجتماعی زمینه‌اش اکنون وجود دارد و دیدیم که موقعیت مناسبی است که این حقایق منتشر شود. این فایل در واقع مهر تأییدی بر کتاب خاطرات آقای منتظری است. چون بسیاری با تحریف تاریخ قصد داشتند چهره دیگری از او به تصویر بکشند و این انتشار این فایل خط بطلانی است بر روی این تحریف‌ها”.

آیت‌الله منتظری در خاطرات خود نوشته بود: “اول محرم شد من آقای نیری که قاضی شرع اوین و آقای اشراقی که دادستان بود و آقای رئیسی معاون دادستان و آقای پورمحمدی که نماینده اطلاعات بود را خواستم و گفتم الان محرم است حداقل در محرم از اعدام‌ها دست نگه دارید، آقای نیری گفت: “ما تا الان هفتصد و پنجاه نفر را در تهران اعدام کرده ایم، دویست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید”.

این گفته‌ها در انتهای این فایل صوتی هم شنیده می‌شود.

مصطفی پورمحمدی، وزیر فعلی دادگستری ایران تکذیب کرده بود که به عنوان نماینده وزارت اطلاعات در هیئت سه نفره بوده است.

اما در این فایل شنیده می‌شود که آقای منتظری خطاب به مصطفی پورمحمدی با ذکر نام او سخنانی را می‌گوید.

_______

برنامه فردای نوبت شمای تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی به همین موضوع اختصاص دارد. در این برنامه از شما می پرسیم که تأثیر اعدام‌های سال ۱۳۶۷ بر چهره حکومت جمهوری اسلامی و شخص آیت الله خمینی چه بوده و آیت الله منتظری در آگاه کردن افکار عمومی از این اعدام ها چه نقشی داشته است؟ سئوال دیگر این است که اگر آقای منتظری در آن زمان اعتراض نمی کرد، آیا جمهوری اسلامی پس از درگذشت آیت الله خمینی مسیر متفاوتی در پیش می گرفت؟

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .