اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'احمد زیدآبادی'

Sep 18 2018

چهار احتمال و ختم کلام | احمد زیدآبادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

انصاف نیوز: احمد زیدآبادی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چهار احتمال و ختم کلام….» نوشت:

«من در دنیای توئیتر حضور ندارم؛ اما همان مقداری که برخی دوستان، عکس صفحاتی از آن را برای‌ام ارسال می‌کنند؛ به نظرم تعبیر هانا آرنت در مورد “عادی شدن شرارت” مصداق تمام و کمالش را در آنجا پیدا می‌کند.

تخریب و بددهنی و هتاکی و اتهام‌پراکنی البته در بین محافل سیاسی معاصر ایران کم و بیش رایج بوده است؛ اما ابتذال کلامی در سال‌های اخیر را تا آنجا که من به خاطر دارم؛ سایت بالاترین بنا نهاد و رواج داد. از حق نباید گذشت که برخی اعضای این سایت کوشیدند تا مانع این کار شوند؛ اما در عمل کاری از پیش نبردند. کار این سایت امروزه به جایی رسیده که حتی مطلبی در دفاع از یزید در قتل‌عام خاندان حسین، بدون رأی منفی داغ می‌شود و بالا می‌رود!

توئیتر اما ظاهراً داستان دیگری است. کارش از چاله‌میدان گذشته و به دیوانه‌خانه رسیده است. بسیاری از افراد با گرایش‌های مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هیچکس در آنجا احساس امنیت نمی‌کند و خود را هر لحظه از تهاجمی بی دلیل و ناگهانی در امان نمی‌بیند.

چرا این اتفاق افتاده است؟ در این مورد می‌توان فرض‌هایی را به شرح زیر مطرح کرد:

۱٫ هرزه‌ درایی و خشونت کلامی در توئیتر برای بخشی از ایرانیان، نوعی تفنن و سرگرمی و بازی و تفریح است. گویی در پشت این همه خشم و خشونت، نوعی خونسردی و انبساط خاطر است که مردمانی بی‌نصیب، شبِ خود را با آن به روز می‌رسانند و از این طریق تفریح می‌کنند. این شاید تا اندازه‌ای برای جامعه‌ای تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفریح از طریق آزارگری و بازی با حیثیت و آبرو و اعصاب دیگران؛ از یک انسان طبیعی برنمی‌آید!

۲٫ نوعی تخلیۀ روانی از سوی افراد سرخورده و افسرده و نادیده گرفته شده است که قدرت تأثیرگذاری عملی بر محیط اطراف خود را ندارند و از این رو، با پرخاش و یاوه‌گویی، ناکامی خود را در این زمینه جبران می‌کنند. با این رفتار هم می‌توان قدری همدلی نشان داد؛ اما ای کاش این افراد کینۀ خود را بر سر افراد معدودی چون من خالی می‌کردند! به هر حال امثال من، توهین و تحقیر و فحش و ناسزا را در شرایطی بسیار سخت‌تر از حد تصور، بی واسطه تجربه کرده‌ایم و خم به ابرو نیاوده‌ایم و اکنون نیز از فحش و تهمت چند حساب توئیتری بدون هویت مشخص که خدا می‌داند از کدام نقطۀ دنیا آن هم در دنیای مجازی به سوی‌مان روانه می‌شود؛ چندان آزرده خاطر نمی‌شویم. در این میان اما دوستانی بخصوص با سن و سال کمتر، از این هتاکی‌ها به جد دل شکسته و اندوهگین می‌شوند. از این رو، تخلیۀ روانی به قیمت آزار و اذیت همنوع و هموطنی که تنها گناهش نظر متفاوتی است؛ جای هیچگونه توجیه ندارد.

۳٫ برخی گمان می‌کنند که با هتک و حرمت‌شکنی هر کس که دم دست‌شان برسد، واقعاً در حال براندازی حکومت‌اند و به همین علت نیز آن را پیگیرانه در دستور کار خود قرار داده‍اند! این دسته افراد باید بدانند که هیچ حکومتی در جهان تاکنون از راه فحش و هتاکی چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر کار براندازی و سرنگونی به این راحتی بود که تمام حکومت‌ها در سطح جهان یک شب هم دوام نمی‌آوردند!

۴٫ گفته می‌شود که دستِ پنهانی پشت این غوغای زشت و نفرت‌انگیز است. هر کس به فراخور حال خود از جایی اسم می‌برد. برخی سازمان مجاهدین خلق را، برخی شماری از هواخواهان رضا پهلوی را، برخی حزب کمونیست کارگری را، برخی موساد را و برخی نیز سازمان‌های امنیتی را به عنوان مدیر و سازمان دهندۀ این رسوایی کلامی معرفی می‌کنند. من چون در این زمینه اطلاعی ندارم، طبعاً داوری هم نمی‌کنم. اما اگر رشتۀ کار به دست هر یک از آنها باشد؛ این وضع ادامه می‌یابد مگر آنکه کاربران حقیقی در حرکتی دسته جمعی، تغییر رویه دهند و یا آنجا را ترک کنند.

در این میان اما برخی نیز متأسفانه از دکتر سعید قاسمی‌نژاد و برخی دوستانش به عنوان خط دهندۀ این غائله نام می‌برند. من سعید را هنگام حضورش در ایران می‌دیدم و می‌شناختم. او در همان نگاه نخست، جوانی مستعد، متین، آرام و بخصوص مؤدب و مأخوذ به حیاء به نظر همگان می‌رسید. من گمان ندارم که او به دلیل جلای وطن و یا تغییر خط مشی سیاسی خود؛ ویژگی‌های فردی و شخصی‌اش را هم از دست داده باشد. از این رو این اتهام علیه او را باور نمی‌کنم. اما اگر خدای ناخواسته سعید در این رسوایی نقشی داشته باشد؛ از او می‌خواهم که به این فضای نفرت‌پراکنی و فرهنگ‌سوزی و ادب‌ستیزی خاتمه دهد. با ترویج بازار تهمت و افتراء و هتک و اهانت و خشونت تا کنون کسی خیری به خود یا جامعه‌اش نرسانده است. این شیوه جز اینکه اخلاق همه را آلوده و تباه کند و از قضا برای خط مشی خاص شما، نقض‌غرض باشد؛ هیچ حاصل دیگری ندارد. به هر حال، واکنش من به این پدیده، همان دو مطلب قبلی بود و این هم ختم کلامم. دیگر خود دانید!»

انتهای پیام

No responses yet

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Jun 07 2015

تهدید احمد زیدآبادی در گناباد: کوچک‌ترین خبطی بکنید، منتظر قانون نخواهیم ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

گزارشگران: «مهدیه محمدی» همسر «احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار تبعیدی، در صفحه فیس‌بوکی خود از یک تهدید امنیتی درباره این روزنامه‌نگار خبر داده است. اشاره «مهدیه محمدی» به نامه سرگشاده منسوب به یک جوان گنابادی به زیدآبادی در این تبعیدگاه است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، به دنبال انتشار مطلبی از پایگاه خبری تحلیلی «ندای گناباد» با عنوان “نامه سرگشاده یک جوان گنابادی به احمد زیدآبادی”، همسر این روزنامه‌نگار که به تازگی به شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی تبعید شده در برگه فیس بوک خود، خبر از تهدید امنیتی داده و نوشته: “یعنی به غیر از زندان و تبعید، امنیت جانی هم نباید داشته باشیم؟”

در این نامه سرگشاده آمده است: “آقای زیدآبادی گیریم شما هنوز در راه باطل و ننگ‌آور خود هنوز استوار و پایداری، باش و بمان، اما بدان گناباد شهری نیست که خیانت‌های تو را نسبت به نظام اسلامی تحمل کند.”

در بخش دیگری از این نامه که به امضای فردی به نام «سعید مقدم» در سایت «گناباد شورا» منتشر شده آمده: “امیدوارم توصیه‌های یک جوان گنابادی را گوش فراداده که در این پنج سالی که در گناباد اقامت داری، تداعی‌کننده روزهای تلخ شش سال زندانی که در تهران برایت سپری شده است نباشد.”

این شخص که گفته شده نزدیک به جریان محافظه‌کاران شهر گناباد است در جای دیگری از این نامه تهدیدآمیز نوشته: “شما مطمئن باش که نیروهای انقلاب در گناباد اگر احساس کنند که کوچک‌ترین خبطی از جانب شما صورت گرفته است، منتظر اقدامات قانونی دستگاه‌های امنیتی و قانونی نخواهند ماند.”

نویسنده نامه در پایان خطاب به این روزنامه‌نگار هشدار داده و نوشته: “جوانان انقلابی در گناباد یک لحظه تحمل فعالیت‌های پنهانی شما را نخواهند کرد و شاید کابوس شب‌های شش سال زندانت، به خواب آرامت در گناباد دوباره برگردد.”

«احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) است .

او پس از حوادث انتخابات ۱۳۸۸، از سوی ماموران امنیتی بازداشت و در آذرماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال زندان و ۵ سال تبعید به گناباد در استان خراسان رضوی و ممنوعیت مادام‌العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث محکوم شد.

این دانش‌آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران در مقطع دکترا و حامی «مهدی کروبی»، به دنبال انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و در اولین دستگیری‌های فعالان سیاسی و روشنفکران بازداشت شد.

No responses yet

Jun 05 2015

احمد زیدآبادی در تبعید هم “تهدید” شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: یک جوان گنابادی طی نامه ای سرگشاده، خطاب به احمد زیدآبادی، روزنامه نگاری که به تازگی به این شهر تبعید شده است، طی توصیه هایی تهدید آمیز، وی را از هر گونه فعالیت سیاسی در این شهر بر حذر داشته است.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی که پس از آزادی از زندان به شهر گناباد تبعید شده است، از سوی یک جوان گنابادی مورد تهدید قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، جوان گنابادی در نامه ای سرگشاده خطاب به احمد زیدآبادی، با توصیه های تهدیدآمیز، او را از انجام هرگونه فعالیت سیاسی برحذر داشت.

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم شده‌است.

احمدزیدآبادی پس از پایان دوران حبس، بلافاصله برای گذراندن دوران تبعید، به شهر گناباد وارد شد.

No responses yet

May 19 2015

احمدزیدآبادی با پایان دوران زندان به تبعید فرستاده می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مطابق گزارش های رسیده از ایران، به خانواده احمد زیدآبادی روزنامه نگار زندانی گفته شده که وی پس از پایان دوران حبس، برای گذراندان دوران تبعید خود مستقیم به گناباد فرستاده خواهد شد.

محکومیت زندان آقای زیدآبادی، روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به پایان خواهد رسید.

آقای زیدآبادی، روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازداشت شد.

او در دادگاه انقلاب به “شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی” محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید شد.

آقای زیدآبادی در سال ۱۳۹۰ و در حالی که همچنان دوران محکومیت خود را می گذراند، برنده جایزه آزادی مطبوعات جهانی ۲۰۱۱ یونسکو موسوم به “گیلرموکانو” شد.

این روزنامه نگار پیش از این نیز در سال ۱۳۷۹ به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی بازداشت و ۱۳ ماه را در زندان گذرانده بود.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .