اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اخلاق'

Nov 30 2016

چرا با هم همکاری نمی کنیم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمی‌کنند.
دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهیدبهشتی در جدیدترین نوشته خود به موضوع همکاری با یکدیگر پرداخت.

به گزارش عصرایران؛ دکتر سریع‌القلم در یادداشتی با عنوان «چرا با هم همکاری نمی‌کنیم؟» نوشت:

تابحال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی می‌کنید، ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی می‌کند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده می‌کند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل می‌گیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک، قانون را رعایت کنم و دیگری این کار را نمی‌کنند؟ بحران‌ها در یک جامعه انباشته می‌شود زمانی که عده‌ای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.

چرا با هم همکاری نمی کنیم؟

شاید سوال دقیق تر این باشد که: اصلاً برای چه باید همکاری کنیم؟

چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد.

طی سه ساعت بازدید پیاده، او همچنان با شوق و اشتیاق و علاقمندی و وابستگی و دلبستگی به دانشگاه، طرح‌های آن، کتابخانه آن، اهداف آن، ساختمان‌ها و نماهای آن و همکاران و بخش‌های اداری و مدیرتی دانشگاه سخن می‌گفت که مرا بیش از اهمیت خود دانشگاه تحت تأثیر قرار داد.

در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او علل شوق و اشتیاق را جویا شدم. گفت: محیط، خدمه، مدیریت و فضای آموزشی-پژوهشی این دانشگاه به من آرامش می‌دهد؛ همه به من احترام می‌گذارند؛ با آنکه ایرانی‌ الاصل هستم، دانشکده و دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده‌اند تا مشارکت کنم؛ دانشجو و استاد عموماً می‌خواهند بیاموزند؛ اغراق نکرده باشم اینجا خانه اصلی من است. محبت می‌کنم، محبت می‌‌بینم. راست می‌گویم، راست می‌گویند. بدی فردی را نمی‌خواهم، بدی مرا نمی‌خواهند. از دیگران انتظار نامعقول ندارم، از من انتظار نامعقول ندارند.

وظایفم را انجام می‌دهم، وظایفشان را انجام می‌دهند. مشورت می‌کنم، مشورت می‌کنند. خیانت نمی‌کنم، خیانت نمی‌کنند. منظم هستم، منظم هستند. بدگویی نمی‌کنم، بدگویی نمی‌کنند. حذف نمی‌کنم، حذف نمی‌کنند. همکاری می‌کنم، همکاری می‌کنند.

تلقی و حسی که از این گفت‌وگو پیدا کردم این بود: چقدر این انسان حالت نرمال دارد. فرد نرمال، خوبی ببیند، خوبی می‌کند. اما اگر همین فرد نرمال حذف شود، بعد احتیاط می‌کند. وقتی به او خیانت شد، فاصله می‌گیرد. وقتی دروغ گفتند، بدبین می‌شود. وقتی فحاشی کردند، خود را منزوی می‌کند. وقتی از او سوء استفاده کردند، در محبت کردن تردید می‌کند. اگر شخصی در قبال محبت کردن، احترام گذاشتن، خوبی کردن، وظیفه شناس بودن، راستگو بودن، منصف بودن، واکنش‌های منفی و مخرب ببیند، چه روحیه‌ای برای همکاری خواهد داشت؟

وقتی از این سفر علمی به تهران برمی‌گشتم، عناوین روزنامه‌های فارسی را در هواپیما مطالعه می‌کردم. در یک عنوان گفته شده بود: ایرانی‌ها را تهدید نکنید. چند ستون آن طرف‌تر، چندین تهدید نسبت به کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان مطرح شده بود. هر کنشی واکنشی دارد، هر حرف ناپسندی پی‌آمدی دارد.

در جهان فعلی عموماً سخن و عمل ناشایستی، بدون پاسخ نمی‌ماند. در چه شرایطی، شهروندان یک جامعه با هم همکاری می‌کنند؟ وقتی همکاری آن‌ها، جبران شود. همکاری و یا عدم همکاری هر دو نرمال هستند زیرا در مقام عکس‌العمل به رفتار دیگران انجام می‌پذیرد.

بخاطر فطرتی که دارد، انسان نرمال تمایل به خوبی دارد ولی وقتی در ساختاری قرار می‌گیرد که واکنش‌ها عموماً با احترام، محبت، خویشتنداری و قانون آمیخته نشده‌اند، حداقل اینست که فاصله می‌گیرد، محتاط می‌شود و در یک دایرۀ محدودی، خود را تعریف می‌کند. تابحال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی می‌کنید، ناگهان اتوموبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی می‌کند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده می‌کند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل می‌گیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک، قانون را رعایت کنم و دیگری این کار را نمی‌کند؟ بحران‌ها در یک جامعه انباشته می‌شود زمانی که عده‌ای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.

زمانی از یک پیرمرد ایرانی که انبوهی از علم و تجربه بود پرسیدم: مهم‌ترین مشکل ما در توسعه کشور چیست؟ اول باید کدام مسئله را حل کنیم تا بقیه تسلسلی حل شوند؟ کانون کجاست؟ او در پاسخ گفت: عموماً ماها غرق در خود، خواسته‌ها، منافع و آرزوهای خود هستیم. (Self-Absorption) این خصلت خودشیفتگی اجازه نمی‌دهد، سیستم درست کنیم، ساختار درست کنیم، تقسیم کار کنیم، از هم بیاموزیم و همکاری کنیم. سخن این فرد مرا یاد سئوال اوریانا فالاچی، روزنامه نگار ایتالیایی در اوایل ۱۳۵۰ از شاه انداخت: بسیاری کشورها شاه دارند، شما چرا خود را شاه شاهان خطاب می‌کنید؟ شاه در پاسخ گفت: اینجا همه شاه هستند، من شاه همۀ آن‌ها هستم.

افراد نرمال وقتی همکاری می‌کنند که از جانب دیگران همکاری ببینند. این محتاج یک سیستم است. این سیستم به نوبۀ خود نیازمند قانون‌گرایی و شایسته سالاری است که هر شهروندی بنا به دانش، تجربه، و اهتمام خود در جایگاه شایسته، قرار می‌گیرد. در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمی‌کنند. در این قالب، شهروندان به تدریج مدارهای اعتماد خود را محدود کرده و در جزایر خودساخته زندگی می‌کنند که جامعه شناسان به آن، ذره‌ای شدن جامعه می‌گویند. (Atomization of Society)

همکاری کردن نیاز به پاداش معنوی، کلامی و عملی دارد. افراد در برابر کارهای بدی که انجام می‌دهند نباید مصونیت داشته باشند. برای انجام هر کار مثبتی باید سیستم درست کرد: کار خوب را پاداش و کار بد را مجازات.

علامت پارکینگی در آلمان اینگونه بود: این پارکینگ به هموطنان مسن ما اختصاص دارد. متخلف: حداقل ۱۵۰ یورو. حکمرانی خوب یعنی سیستم درست کردن: از نحوۀ پارک کردن تا امنیت آب‌های ایران در خلیج‌فارس. این روش نیاز به سخنرانی و جلسه را به یک صدم می‌رساند. بدون سیستم و قاعده‌مندی، هیچ امری اصلاح نمی‌شود. استاد ایرانی‌الاصل دانشگاه نروژی، همکاری می‌کند چون در یک سیستم قابل پیش‌بینی کار می‌کند. دروغ، ابهام، حذف و تبعیض در آن تعطیل است. طی نیم روزی که با او بودم به گونه‌ای رفتار نکرد که تصور کنم او مرکز ثقل جهان است، ادعایی نداشت، دائم سئوال می‌کرد و نظر می‌پرسید.

او جزئیات بازدید نیم‌روزه را از دو ماه قبل با من هماهنگ کرده بود. طبق توافق عمل کرد. نه پیچاند، نه حذف کرد، نه حرف خود را تغییر داد، نه بدگویی کرد، نه بدقولی کرد. در صورت و سیرتش، صدق و انسانیت موج می‌زد. او می‌گفت: در این جامعه، به ندرت افراد دروغ می‌گویند چون به دوستی و مسائل زندگی، دراز مدت نگاه می‌کنند. همکاری خود را با او ادامه خواهم داد.

No responses yet

May 11 2016

“دیوث‌های سیاسی” به روایت آیت‌الله جوادی آملی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: داستان از آنجا آغاز شد که سایت رجانیوز در ۱۹ اردیبهشت ۹۵ متن سخنان آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با محمدرضا عارف را با تیتر “کسی که به بیگانه راه می‌دهد دیوث سیاسی است” منتشر کرد. پس از واکنش شبکه‌های اجتماعی به این سخنان، رجانیوز به سرعت گزارش را از صفحه خود حذف کرد. اما پس از توضیحات دفتر آیت‌الله جوادی آملی، همان گزارش را دوباره با تیتر “آیت‌الله جوادی آملی خطاب به محمد رضا عارف: کسانی که راه نفوذ بیگانه را در فضای اقتصادی و سیاسی به روی کشور می‌گشایند دیوث هستند” منتشر کرد.

در گزارش جدید همچنان این سخنان وجود دارد: “در غیرت باید سه عنصر جمع شود تا آن را بسازند؛ عنصر اول غیرزدایی است به این معنا که اجازه ندهیم بیگانه نفوذ کند و خودمان هم در کار دیگران تجسس نکنیم. دیاثت یا اخلاقی است و یا سیاسی. کسی که بیگانه را راه می‌دهد دیوث سیاسی است بیگانه را در حریم خود راه دادن و وارد حریم غیر شدن با غیرت سازگار نیست”.

مشکل یا مسئله چیست؟ چه امر اخلاقاً ناروایی وجود داشت که شبکه‌های اجتماعی به آن واکنش نشان داده و ایشان هم مجبور به توضیح شد؟
دیدار محمدرضا عارف با آیت الله جوادی آملی. در این دیدار بود که آیت الله به یاد مبحث فقهیی”دیاثت” افتاد

دیدار محمدرضا عارف با آیت‌الله جوادی آملی. در این دیدار بود که آیت‌الله به یاد مبحث فقهی”دیاثت” افتاد

یکم- اخلاقی: آیت‌الله جوادی آملی “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود. از افراد معمولی هم انتظار نمی‌رود که در گفتارشان از الفاظ رکیک استفاده کنند و دشنام‌هایی را نثار دیگران کنند که رکیک‌ترین هتاکی‌ها به شمار می‌روند.

آیا فردی با چنین جایگاهی که برای او می‌سازند و ساخته‌اند، حق دارد از چنین زبانی استفاده کند؟ آیا این زبان کوچکترین تناسبی با جایگاهی که برای او می‌سازند، دارد؟ شبکه‌های اجتماعی آیت‌الله جوادی آملی را مجبور به دفاع از خود کردند تا بلکه نشان دهد که گویی در حال ارائه بحثی کاملاً تخصصی و بلند مرتبه بوده و هیچ گونه اهانتی نکرده‌اند.

این ترفند در چه شکلی عرضه شده است؟ روشن است که واژه معنایی جز کاربرد ندارد (ویتگنشتاین). واژه‌ها نیز در زبان عرفی و زبان تخصصی علوم ممکن است به معانی گوناگونی به کار روند. آیت‌الله جوادی آملی برای تبرئه خود به همین تمایز استناد کرده و مدعی است که معنای “دیوث” در زبان عرفی با معنای آن در زبان تخصصی فقه و اخلاق تفاوت داشته و فقیهان و اخلاقیون این واژه را در معنای متفاوتی از معنای عرفی آن به کار می‌برند.

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر فقیهان بلند پایه از زبان بسیار هتاکانه استفاده کرده و می‌کنند، آیا از نمایندگان مجلس و مسئولان نظامی و امنیتی انتظار دیگری باید داشت؟

توضیحات دفتر ایشان در ۲۰ اردیبهشت در تمامی رسانه‌ها- از جمله رجانیوز- تحت عنوان “توضیح دفتر آیت‌الله جوادی آملی درباره واژه دیاثت” منتشر شد. به توضیحان ایشان بنگرید:

«یکی از واژه‌ها و مفاهیمی که در فقه کاربرد رسمی دارد واژه «دیاثت» است آنچه در فهم درست رهنمودهای حضرت استاد حائز اهمیت است، کاربرد اصطلاح «دیاثت» در دانش فقه و اخلاق است که با کاربرد عرفی آن، تفاوت زیادی دارد. توضیح این که فقیهان شیعه، در ابواب قضاء، حدود و شهادات، بر اساس روایات معتبر امامان معصوم (علیهم السلام) احکام متعددی برای «دیوث» و «دیاثت» مطرح کرده‌اند. همان طور که در کتاب شریف مجمع البحرین آمده در اصطلاح ایشان، «دیوث» به مرد بى غیرتی گفته می‌شود که مردان بیگانه را بر همسرش وارد مى‌کند. دیاثت از گناهان کبیره است به گونه‌ای که در روایتی از وجود مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که دیوث بوى بهشت را استشمام نمى‌کند. امام صادق (علیه السلام ) نیز مى‌فرماید: «بهشت بر دیوث حرام است». از این رو شهادت دیوث نیز در محاکم شرعی پذیرفته نیست.»

آیا فقیهان دیوث را به معنای متفاوتی از عرف به کار برده اند؟ کافی است به معنای عرفی دیوث در سه فرهنگ مشهور فارسی رجوع کنیم:

فرهنگ معین دیوث را “بی غیرت” معنا کرده است. فرهنگ دهخدا در معنای آن نوشته: «قواد. دیبوب. آن که مردان را بر زن خود وارد کند. آن که بر زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد.” فرهنگ عمید: “مرد بی غیرت؛ مردی که درباره زن خود غیرت و تعصب نداشته باشد.»

بدین ترتیب، مطابق توضیحات دفتر آیت‌الله جوادی آملی، فقیهان این واژه را در معنای متفاوتی از معنای عرفی به کار نگرفته‌اند و این توضیحات رفع مشکل و حل مسئله نکرده است. این واژه یکی از الفاظ بسیار رکیک است.
آیت الله جوادی آملی . او “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود.

آیت الله جوادی آملی . او “مفسر قرآن”، “فیلسوف”، “عارف”، “متکلم”، “مرجع تقلید”، “استاد اخلاق”، “علامه” و به عناوین بزرگ دیگری نامیده می‌شود.

دوم- مخاطب سخنان کیست: تیتر گزارش سایت اصول گرای افراطی رجانیوز، مخاطب را محمد رضا عارف به شمار آورده است. یعنی منتخب اول تهران در مجلس شورای اسلامی و نامزد ریاست مجلس آینده.

اما تقلیل و فروکاستن مخاطب به محمد رضا عارف- به دلایل زیر- ناموجه است :

الف- در توضیح دفتر آیت‌الله جوادی آملی آمده است: “در دیدار روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت دکتر عارف نماینده منتخب مردم تهران و جمع دیگری از نمایندگان منتخب مجلس شورای اسلامی با حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی (دام ظله )، مطالب ارزشمندی در سه محور کلی نقش مردم در جامعه، وظایف مسئولان و جایگاه رهبری مطرح گردید.”

پس مخاطب این “مطالب ارزشمند” جمع دیگری از نمایندگان مجلس هم بوده‌اند.

ب- در اصل سخنرانی نیامده است که فقط حاضران مخاطب این سخنان‌اند. بلکه گفته شده است، هر کس راه گشای ورود اقتصادی و سیاسی بیگانگان باشد، “دیوث سیاسی” است. در توضیحات بعدی دفتر هم به روشنی آمده است:

«کسانی که راه نفوذ بیگانگان را درفضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور می‌گشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند.»

پ- در واقع مخاطب سخنان ایشان مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی هستند. برای این که ایشان به صراحت به حاضران می‌گوید که مردم با انتخابات وظیفه خودشان را انجام دادند (“مردم کارشان تمام شد“) و سپس به انتقاد شدید از واردات و قاچاق کالا پرداخته و از مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی می‌خواهد که جلوی واردات و قاچاق کالا به کشور را بگیرند، وگرنه “دیوث سیاسی” هستند. بدین ترتیب، در میان مسئولان و زمامداران جمهوری اسلامی، هر کس که راهگشای فرهنگ، اقتصاد، سیاست، زبان، و…بیگانگان باشد، فاقد غیرت بوده و “دیوث سیاسی” است.

در تاریخ ۳۷ ساله جمهوری اسلامی کدام شخصیت‌های سیاسی مدافع و عامل ورود اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیگانگان بوده‌اند؟ اینک چه کسانی مدافع این ورود هستند؟ درباره هر نکته‌ای بتوان تردید کرد، در این باره نمی‌توان تردید کرد که مخاطب اصلی این سخنان کدام جناح جمهوری اسلامی است.

ت- توافق هسته‌ای مهمترین نماد ورود بیگانگان به سری‌ترین طرح جمهوری اسلامی است. یعنی جمهوری اسلامی با کنترل و نظارت‌هایی بسیار فراتر از نظارت‌های آژانس بین المللی انرژی هسته‌ای موافقت کرد. این توافق به تصویب شورای عالی امنیت ملی رسید و پس از تأیید آیت‌الله خامنه‌ای به اجرأ در آمد. بدین ترتیب، آیت الله خامنه‌ای و شورای عالی امنیت ملی هم مخاطب آیت‌الله جوادی آملی هستند.

سوم- تفسیر به سود آیت‌الله جوادی آملی: ممکن است افرادی این اشکال را وارد آورند که مخاطب این سخنان فقط و فقط زمامداران جمهوری اسلامی نیستند، بلکه مردم هم شامل این حکم‌اند.

تفسیر ما به سود آیت‌الله جوادی آملی بود. چون هتاکی او را فقط و فقط به بخشی از دستگاه حاکمه جمهوری اسلامی منحصر می‌کرد. اما اگر مردم هم شامل این سخنان شوند، هتاکی ایشان گریبان مردم را هم خواهد گرفت.

وقتی آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر فقیهان بلندپایه از زبان بسیار هتاکانه استفاده کرده و می‌کنند، آیا از نمایندگان مجلس و مسئولان نظامی و امنیتی انتظار دیگری باید داشت؟ ساده‌ترین راه قبول مسئولیت و اعتراف به اشتباه بود. اما مگر مراجع تقلید حاضر به پذیرش هتاکی و عذرخواهی بوده و هستند؟ وقتی آنان برای ستمگری حاضر به پوزش خواهی زبانی نیستند، چرا برای هتاکی باید عذرخواهی کنند؟

No responses yet

Jul 29 2015

بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

خودنویس: امير شبيرى؛ متخصص مغز، اعصاب و روانپزشكى، هانور آلمان

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

وقتى خبر دستگيرى خانم دكتر فروغ رزمجويى [2] را در صفحات اپوزيسون خواندم فكر كردم بايد مواظب باشم خبر اشتباه را پخش نكنم. شرايط و رفتار بازپرس به نظرم غيرطبيعى و كمدى مى‌آمد. بين ما پزشكان و جامعه ايران چه اتفاقى افتاده است؟

كامنت‌هاى زير خبر قتل دكتر اصغر پيرزاده [3] من را سخت متعجب كرد. برخى نوشته بودند انتقام ما را گرفت. بعضی ديگر نوشته بودند اين‌همه از ما كشتيد حالا نوبت شماست. اين چه جامعه بيماری است؟ علت بحران چيست؟ تبليغات دولتى؟ القاپذيرى مردم ما؟ حسادت اجتماعى؟ رفتار پول‌دوستانه و به دور از اخلاق حرفه‌ای بعضى پزشكان؟

خودم البته پزشكان باشرفى را مى‌شناسم كه از سيستم بيمار ايران زجر كشيدند و چند نفرشان هم اواخر دل‌سوخته و دل‌خسته از ايران خارج شدند. پزشكانى كه از بى‌اخلاقى حرفه‌اى بعضى همكارانشان هم با تاسف ياد مى‌كردند و سعى مى‌كردند بيمارانشان را از عمل‌هاى جراحى غيرلازم نجات دهند. ولى وقتى كسى مى‌نويسد عزيزان ما را شما كشتيد، آيا اين یک واكنش روانى نوروتیک و فرافكنى نيست؟

ايرانيان يكى از غيرسالم‌ترين خُلق‌ها بعد از بيافرا [4]، هم از پرخورى و نمک و فشار خون و اضافه وزن رنج مى‌برند و هم كمبود مواد لازم. خورشيد و ويتامين D را هم كه با غبار و دود و حجاب و بى اطلاعى از خودشان دريغ مى‌كنند. ورزش هم نمى‌كنند. سيگار هم مى‌كشند. فكر هم مى‌كنند آب ترب بخورند هزار جور خواص داره و آلودگى هوا با بنزن و سرب سرطان‌زا را جبران مى كند. دكتر هم كه مى‌روند به دكتر زور مى‌گويند كه آنتى بيوتیک و كورتيزون براى يک سرماخوردگى ساده بده. پزشک تحقير و بى‌اخلاق شده هم مى‌گويد اگر ننويسم مى‌رود پيش يک دكتر ديگر!

نهايتا اگر دخترخاله‌اش به او بگويد بابا اينها چيه؟ همه‌اش زهر است. يا عسل بخور با بيا ببرمت طب سنتى، دستور پزشک فراموش مى‌شود؛ دخترخاله‌هاى بيماران من در آلمان از ايران برايشان واليوم / دياسپام معتادكننده مى‌فرستند، چه رسد به ايران! مقدار اطلاعات ايرانى‌ها از سير بيماری، دلايل و تشخيص و پيش‌آگاهى آن، يعنى سرنوشت بيمار، كم است. ولى به جايش قيمت جديدترين گوشى را فورا مى‌داند.

وقتى بيمار سيگارى چاق فشارخونى كم‌تحرک ولى پراسترس ما كه هواى شهرهاى بزرگ مثل تهران را هر لحظه به درون شش‌هايش مى‌كشد، درگذشت، قاتل كيست؟ پزشک يا خدا؟ يا گرفتگى يک رگ حياتى؟ اصلا چرا قاتل، امام رضا نيست؟ مگر نذر نكرده بودند؟ پول را گرفته، سرويس را تحويل نداده است. ولى واقعا چه شد كه بحران اعتماد و اعتبار پزشک به اينجا رسيد؟

تبليغات دولتى؟ مردم تلقين‌پذير؟ پس چرا تلقين اسلام و حجاب نتيجه نمى‌دهند؟ رفتار متكبرانه پزشكان؟ اخلاق پزشكى. پول زيرميزى؟ كه اتفاقا در يونان فعلى هم رسمى قديمى است با همه مشكلات مشابه آن‌ها. زيرميزى براى پزشكان بد است؟ زيرا سوگند خورده‌اند؟ معلمى كه به طمع تدريس خصوصى شاگرد را تجديد مى كند چى؟ پليس رشوه‌گير؟ قاضى و نماينده مجلس چى؟ آنها كه قدرت دارند و جاى خوبى نشسته‌اند، رشوه مى‌گيرند. آنهايى كه پول ما دست آن‌هاست و بیش‌تر مى‌خواهند، بيش‌تر رشوه مى‌دهند. مردم را تشويق مى‌كنند به شكايت از پزشک متخلف. كار صحيحى است. ولى در كشورى كه قوانينش نه انسانى بلكه اسلامى است. كشورى كه قواى مقننه، قضاييه و مجريه‌اش خودشان از توليدكنندگان اصلى ظلم هستند.

من اواخر متوجه كمى از شرايط دانشجويان پزشكى و پزشكان در ايران شده‌ام. من فكر مى‌كردم خودم در آلمان سختى كشيده‌ام. وقتى شرايط فشار كارى و بيگارى و مناطق بد آب و هوا و حقوق نگرفتن در دوران تخصص گرفتن را خواندم، متوجه عمق ظلم شدم. كشورى افرادش را به زور و با گرو گرفتن مداركشان به مناطق بد آب و هوا و بى امكانات مى‌فرستد كه حقوق انسانى و شهروندى نداشته باشد.

بيشتر كار بيمارستان بر گردن كسانى است كه در حال گرفتن تخصص هستند. از آنها بيگارى كشيدن ظلم است. آنها بايد حداقل به اندازه پزشكان عمومى حقوق بگيرند. انتظار اضافه‌كارى بى‌حد، غيرانسانى است، و اين رفتار را پزشكان مافوق با زيردستان‌شان مى‌كنند. كبر و غرور، بدترين زهر براى شخصيت هر فردى است. از كسانى كه از دوران مدرسه مورد ظلم و مغزشويى و بدفرهنگى بوده‌اند، حتما عده‌ای هم انسان‌هاى مهربان و دل‌رحم و اخلاقی نخواهند بود.

ولى همين اخلاق پزشكان را با اخلاق بقيه جامعه مقايسه كنيم. صحيح است كه مسووليت پزشک بسيار بالاست؛ ولى مسووليت اخلاق حرفه‌اى بقيه چى؟ كارخانه‌هاى اتوبوس‌سازى كه اتوبوس با تقص فنى توليد مى‌كنند، هواپيماى اوكراينى كه موتورهايش در ايران داغ مى‌كنند، اتوموبيل‌هايى كه سيستم ايمنى آن‌ها از بقيه دنيا ۳۰ سال عقب است، كسانى كه به اين وسايل اجازه كار و پرواز مى‌دهند چه؟ سم ممنوعه در پرورش ماهى، در غذا، در آرد، در شير؟ ۲۰ هزار كشته در جاده‌ها كه ۹۶ درصدشان خطاى انسانى هستند؛ يعنى بى‌شعورى و بى‌مسووليتى انسانى. با اين حساب، پزشكان باوجدان ما گل سرسبد اين جامعه بيمار هستند.

در آلمان ما هم مقدارى از تحريكات سياسى بر ضد پزشكان را تجربه كرده‌ام. پزشكان آلمان ۳۰ سال پيش فكر مى‌كنم دو سه برابر الان درآمد داشتند. البته من آن موقع مشغول ماشين‌بپايى و شستن بیماران در بيمارستان بودم و اطلاع دقيق از درآمد پزشكان ندارم. زمانى احزاب آلمان شروع كردند به درآمد پزشكان توجه نشان دهند. يک قشر مرفه ولى كم‌جمعيت كه خوب مى‌شود به آنها حمله كرد.

برعكس مديران و منيجرهاى شركت‌هاى بزرگ كه كارگران تماسى با آنها ندارند، بيماران، پزشكان‌شان را مى‌شناسند. شايد همسايه‌شان باشند يا بچه‌هايشان با هم به مدرسه بروند. با اين حال، تبليغات انتخاباتى بر عليه درآمد پزشكان موفقيت‌آميز بود. هر چند كه همچنان در نظرسنجی‌ها پزشكان آلمان بهترين حس احترام را در ميان مشاغل مختلف دريافت مى‌كنند. درآمد پزشكان را در چند مرحله آن‌قدر كم كردند و شرايط كارى را سخت، كه به زودى مهاجرت پزشكان شروع شد. امريكا، بريتانيا، هلند، دانمارک، سویيس و كشورهاى اسكانديناوى مورد علاقه پزشكان خسته و كارزده و دل‌زده آلمانى هستند.

نتيجه اينكه وقتى تحصيل من تمام شد، ۱۰ هزار پزشک بيكار بودند و الان در به در دنبال پزشک مى‌گردند. پزشكان چندى هم از ايران به آلمان آمده‌اند. هنوز هم عوام‌فريب‌ها دست از سر ما بر نمى‌دارند. حزب سوسيال دمكرات یک متخصص بهداشت عامه و پزشكى دارد كه خودش پست مهمى در يكى از كنسرن‌هاى بيمارستانى بزرگ دارد. همه علاقه‌اش هم اين است كه پزشکان مطب‌دار مستقل بيايند كارمند شركت‌هاى بزرگ شوند، مثل شركت خودش؛ در یک مصاحبه تلوزيونى مى‌گفت چند هزار يورو براى پزشكان بس است. مجرى پرسيد چرا براى منيجرها و مديران هر حقوقى بدون كنترل، ممكن و خوب است ولى براى پزشكان كه مسووليتى مهم و تحصيلى طولانى دارند خير. جوابش را يادم نمى‌آيد.

خوشبختانه پزشكان آلمان متحد هستند، حالا كه بسيارى، فكر مى‌كنم یک‌سوم، پزشكان از آلمان رفته‌اند و كمبود پزشک داريم، اعتصاب‌هاى قانونى پزشكان نتيجه بهتر مى‌دهند. اى كاش پزشكان ايران نیز متحد با هم در اعاده احترام اجتماعى و تمرين و كنترل اخلاق پزشكى مى‌كوشيدند و از طرف ديگر، در شرايط كمى اميدبخش فعلى خواسته‌هاى صنفى خود را محكم‌تر از هميشه بيان مى كردند.

اگر احساس دائمى مظلوم بودن نباشد شايد پايبندى به اخلاق پزشكى يا اخلاق مالى راحت‌تر باشد. بعضى مى‌گويند علت مشكل جامعه پزشكى ورود هر بى سروپابى با سهميه به دانشگاه است. من فکر نمى‌كنم بتوانيم مشكل جامعه پزشكى را به سهميه‌ای‌ها محدود كنيم و همه را بى سروپا بخوانيم. سهميه‌اى‌ها هم زير دست استادان قبلى تعليم ديدند. شايد ديدند روحيه ظلم‌پذيرى و ترس استادانشان را و فرصت رشد پيدا نكردند.

انحطاط رژيم و فرهنگ مذهبى فاشيستى و فشارهاى همه اين سال‌هاى بد را انكار نمى‌كنم، ولى انگار ما آماده اين نوع رفتار بوديم. هنوز درصد بالايى از مظلوميت! ارثى فرهنگى در خون‌مان بود. اى كاش جامعه پزشكى به عنوان گل سرسبد جامعه، ظلم سيستم به پزشک و ظلم بالادست به پايين‌دست را محكوم مى‌كردند. از احترام بيهوده به بزرگترها! دست مى‌كشيدند و به همه افراد جامعه حتى یک معتاد كارتن‌خواب هم احترامى مشابه به وزير و رهبر مى‌گذاشتند.

من از فرهنگ جامعه بيش از ۳۰ سال است كه دور هستم. گاهى كه صحنه‌هاى مكالمه پزشكان و فرودستان را مى‌بينم از لحن ارباب‌رعيتى آنها تعجب مى‌كنم. البته نوعى صميميت لابد در آن مستتر است، ولى لحن صحبت كمى سخت و سر خرمنى مى‌شود؛ «كجات درد مى‌كند مادر؟»؛

كشور ما دچار عميق‌ترين بحران‌هاى فرهنگى، مذهبى، سياسى و اقتصادى است. آخرين ريزش، فروريزى اخلاقيات است. من در اين نوشتار بيشتر به اخلاقيات پزشكى توجه كردم بدون اينكه اميدى داشته باشم بتوانيم به وجدان كسانى كه از مرگ یک پزشک شادى مى‌كنند دسترسى داشته باشيم. من به خودم اجازه گمانه‌زنى‌هايى دادم بدون اينكه از شرايط پيچيده ايران مطلع باشم. ولى گاهى هم فردى كه خارج از يک سيستم پيچيده است و كمى هم بى‌اطلاع و ساده‌انگار است، ممكن است به ديدگاهى دست پيدا كند كه براى كسانى كه در غرقآب دست و پا مى‌زنند منظرى جديد باشد.

من فكر مى‌كنم بزرگ‌ترين لطمه جمهورى اسلامى و عقب‌ماندگى اسلامى/ شيعى، آسيب جدى به همه ابعاد اخلاقيت ايرانيان بوده است. فكر مى‌كنم بايد از اينجا پاكسازى ايران را شروع كنيم؛ و از آنجايى كه اخلاق مطلق نداريم، بهتر است زودتر بحث را شروع كنيم. نمونه مذاهب و جمهورى اسلامى نشان مى‌دهند كه اخلاقى كه از بالا اجبار شود، مسووليت فرد براى اخلاق شخصى را كاهش مى‌دهد. بايد شروع كنيم اخلاقيات فردى خودمان زير سوال ببريم، و تا وقتى جواب سوال را نمى‌دانيم به فرزندانمان ياد ندهيم كه «اگر مى‌خواهى خورده نشوى بايد گرگ باشى!»

No responses yet

Jul 05 2014

انتقاد جنتی از محافظه‌کاران: شما نگران ساپورت هستید، ما نگران سقوط اخلاقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، خطاب به منتقدان محافظه‌کار دولت حسن روحانی گفت، تمام نگرانی شما این است که چرا یک خانم جوراب ساپورت پوشیده است، اما دولت نگرانی‌های عمیق‌تری دارد و آن سقوط اخلاقی جامعه است.

سخنان آقای جنتی روز پنج‌شنبه، ۱۲ تیر، در همایشی با عنوان «دل‌آرامیم» بیان شده است، همایشی که از نام آن برمی‌آید در واکنش به نشست اردیبهشت‌ماه گروهی از محافظه‌کاران در نقد سیاست‌های هسته‌ای دولت روحانی با عنوان «دل‌واپسیم» برگزار شده است.

گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، از این همایش حکایت از انتقادات شدید علی جنتی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشور دارد و سیاست‌های کلان حکومت ایران در این عرصه‌ها را ناکام توصیف می‌کند.

وی اظهار داشت: «ما نگران سقوط اخلاقی جامعه هستیم. پس از ۳۵ سال به عنوان یک حکومت دینی تلاش کرده‌ایم ۵۰ شبکه تلویزیونی و ده‌ها روزنامه و نشریه داشته باشیم و بیش از هر کس دیگری از اخلاق دم می‌زنیم، اما جامعه ما دچار دروغ و جوسازی‌های بی‌جهت شده است و این‌ها مایه نگرانی است. هرکسی می‌تواند از ما سوال کند که پس از ۳۵ سال چه کار کرده‌ایم.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سپس خطاب به منتقدان دولت ایران گفت: «ما هم نگرانیم، اما نگرانی ما با شما متفاوت است. تمام نگرانی شما این است که چرا یک خانم ساپورت پوشیده و بعد وزیر را به مجلس می‌کشانید و رای عدم اقناع می‌دهید اما ما معتقدیم که باید با روش‌های صحیحی در حوزه فرهنگ عمل کنیم. ما نگرانی‌های عمیق‌تری داریم. نگران آینده کشور،‌ وضع اقتصاد، و نگران میلیون‌ها جوان بی‌کار هستیم که نمی‌توانند ازدواج کنند و مسکن بخرند. همه این‌ها ام‌الفساد است.»

آقای جنتی سپس تاکید کرد که در جامعه ایران «سرقت در حال افزایش است،‌ فساد اخلاقی زیاد شده، سن روسپی‌گری پایین آمده و بنیان خانواده دچار آسیب شده است»، به‌طوری که «۲۵ درصد ازدواج‌ها» در کشور به طلاق ختم می‌شود.

مجلس شورای اسلامی ایران به تازگی وزیر کشور را به خاطر رواج جوراب‌های ساپورت در سطح جامعه احضار کرده و از توضیحات او درباره آن‌ چه وزارت کشور برای اجرای «قانون حجاب و عفاف» انجام داده، قانع نشده است.

وزیر کشور گفته بود که تلاش وزارتخانه تحت مدیریت او این است که «امر به معروف و نهی از منکر» را را از طریق انجمن‌ها و سازمان‌های مردمی و خیریه‌ها به خود مردم واگذار کند، اما مجلس در نهایت به او «کارت زرد» و اخطار داد.

اکنون نیز وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید می‌کند که اساسا یکی از مشکلات دولت حسن روحانی «حاشیه‌سازی‌ها در حوزه فرهنگ» است.

وی اظهار داشت: «در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی همه خود را صاحب‌نظر نمی‌دانند، اما در حوزه فرهنگ همه اظهارنظر می‌کنند و راجع به هر مسئله حوزه فرهنگی حاشیه می‌سازند. مثلا خانم لیلا حاتمی که به عنوان یک داور به یک جشنواره بین‌المللی دعوت می‌شود و با یک پوشش مناسب در آنجا حضور می‌یابد، به ناگاه یک مرد ۸۴ ساله با او روبوسی می‌کند و آن وقت از من می‌پرسند چرا این‌ها روبوسی کرده‌اند. از یک مسئله کوچک یک حاشیه بزرگ می‌سازند.»

ماجرای روبوسی لیلا حاتمی، داور جشنواره فیلم کن، با ژیل ژاکوب، دبیر این جشنواره، واکنش شدید محافظه‌کارانی را به دنبال داشت که معتقد بودند وزارت ارشاد باید با او برخورد کند. این ماجرا اما با عذرخواهی خانم حاتمی پایان یافت.

در این حال علی جنتی می‌گوید: «در طول هشت سال ریاست‌ جمهوری آقای احمدی‌نژاد، ما نمی‌دیدیم کسانی که امروز می‌گویند نگرانیم، اظهار نگرانی کنند، همان‌هایی که در طول هشت سال مرتبا سیاست‌های او و همه نابه‌سامانی‌ها و مشکلات اقتصادی کشور را توجیه می‌کردند و امروز از سیاست خارجی و سیاست‌های فرهنگی کشور اظهار نگرانی می‌کنند،. ظاهرا این فرار رو به جلو است که خود را به عنوان مدعی مطرح می‌کنند.»

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .