اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'افراطی'

Dec 26 2016

چرا راست افراطی از ‘اعدام’ محصوران می‌گوید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: با نزدیک شدن به سالروز تظاهرات حکومتی «۹ دی»، موج جدیدی از حمله به رهبران محصور جنبش سبز آغاز شده است. تریبون‌های نمازجمعه که از بازوهای تبلیغاتی همسو با هسته اصلی قدرت و منصوبان شخص اول نظام هستند، در این تهدیدهای جدید پیشگام شده‌اند.

با نزدیک شدن به سالروز تظاهرات حکومتی «۹ دی»، موج جدیدی از حمله به رهبران محصور جنبش سبز آغاز شده است. تریبون‌های نمازجمعه که از بازوهای تبلیغاتی همسو با هسته اصلی قدرت و منصوبان شخص اول نظام هستند، در این تهدیدهای جدید پیشگام شده‌اند.

سخنرانان درحالی موسوی، کروبی و رهنورد را هدف اتهام و تهدید ـ تا سقف اعدام ـ قرار می‌دهند که محصورشدگان افزون بر ۲۱۳۷ روز است در بازداشت خانگی بدون محاکمه بسر می‌برند و از امکان هرگونه پاسخ‌گویی محروم‌اند، و رسانه‌های داخل کشور نیز از یادکرد ایشان و درج هر مطلبی در دفاع از حقوق اساسی آنان منع شده‌اند.

مجتبی ذوالنور، نماینده تندرو مجلس که پیش از این جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بوده و درباره مداخله وی و نیروهای امنیتی همسو با وی در انتخابات ۱۳۸۸ شائبه کم نیست، در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه پایتخت به حکمی «کمتر از اعدام» در قبال رهبران جنبش سبز رضایت نداده است.

امام جمعه منصوب رهبر جمهوری اسلامی در تهران نیز بار دیگر فهرست مطولی از «اتهام‌های سنگین» را برای موسوی و کروبی و رهنورد برشمرده و به تحریف حقیقت درباره رویدادهای خونین پس از انتخابات پرمسئله و ابهام ۱۳۸۸ پرداخته است.

تهدید رهبران جنبش سبز به «اعدام» امر جدیدی نیست؛ چهره‌های برجسته اردوگاه راست افراطی در تمام ۷۱ ماه سپری شده از حصر، بارها چنین تهدیدی را ابراز کرده‌اند.

در موضعی مشابه، امام جمعه اصفهان نیز بی‌آنکه به سرکوب خونین معترضان پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم اشاره‌ای کند مدعی شده که رهبران جنبش سبز «در سال ۸۸ دست به جنایات بزرگی زدند که خون بسیاری از بیگناهان ریخته شد.» او نیز حداقل حکم قضایی علیه محصوران را «اعدام» دانسته است.

سخنان مشابهی از سوی برخی ائمه جمعه در کشور ابراز شده؛ چنان‌که امام جمعه قم هم تصریح کرده که «فتنه از آدمکشی بالاتر است» و «برای ریشه کن کردن فتنه و فتنه‌گران باید آن‌ها را کشت.»

این مواضع، آشکارا نشان از انجام وظیفه در قبال رأس هرم نظام سیاسی و نیز ادای تکلیف و پیگیری تحقق پروژه طراحی شده توسط «شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور» است.

پروژه‌هایی که از سوی تندروهای مستقر در کانون مرکزی قدرت، و به‌ویژه امنیتی‌های حاکم بر سپاه طراحی و تعقیب می‌شود؛ برگزاری برنامه‌هایی به بهانه سالروز تظاهرات حکومتی «۹دی» در شهرهای مختلف کشور از آن‌جمله است. شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی در تهران اعلام کرده که ابراهیم رییسی سخنران مراسمش خواهد بود.

رییسی، دادستان ویژه منصوب رهبر جمهوری اسلامی در دادگاه ویژه روحانیت و نیز تولیت آستان قدس رضوی است. نام وی به‌عنوان یکی از متهمان اصلی کشتار گروهی مخالفان در سال ۱۳۶۷ پس از انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری در دیدار با هیأت مسئول اعدام‌ها، بیش از پیش مطرح شده است. ضمن این‌که وی ازجمله گزینه‌های مطلوب راست افراطی برای جانشینی رهبر جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

تهدید رهبران جنبش سبز به «اعدام» امر جدیدی نیست؛ چهره‌های برجسته اردوگاه راست افراطی در تمام ۷۱ ماه سپری شده از حصر، بارها چنین تهدیدی را ابراز کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان تصریح کرده که «اگر بنا به محاکمه این‌ها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جز حکم اعدام برای آن‌ها صادر نمی‌کرد.»

دیدگاه‌های مصباح یزدی که دموکراسی را «ارمغان شوم» می‌خواند، منزلت انتخاب حاکمان توسط مردم را به پرسش می‌کشد، «اعتبار قانون اساسی» را به «تأیید و امضای ولی فقیه» مرتبط می‌کند، و مخالفت با ولایت فقیه را «در حد شرک به خدا» می‌داند، جوهر رویکرد سیاسی ـ امنیتی راست افراطی است.

انگیزه‌ها و اهداف مطالبه «اعدام» رهبران جنبش سبز

یک پرسش مهم در حاشیه این اتهام‌ها و اظهارنظرها و اقدام‌های تبلیغاتی ـ سیاسی تندروانه این است که چرا «راست افراطی» در جمهوری اسلامی بر طبل اعدام رهبران جنبش سبز می‌کوبد؟

نخست؛ با اطمینان می‌توان گفت که مهم‌ترین دلیل، به خاستگاه و مبانی اندیشه سیاسی راست افراطی بازمی‌گردد. آن‌جایی که نه تنها لوازم و استانداردهای دموکراسی، به‌ویژه آزادی منتقدان و مخالفان و مطبوعات و عقاید مورد احترام نیست بلکه سرکوب دگراندیشان و مخالفان و نیز تحقق زمامداری برمبنای خودکامگی و اقتدارگرایی و تکوین حکومتی ایدئولوژیک مفروض است.

دیدگاه‌های مصباح یزدی که دموکراسی را «ارمغان شوم» می‌خواند، منزلت انتخاب حاکمان توسط مردم را به پرسش می‌کشد، «اعتبار قانون اساسی» را به «تأیید و امضای ولی فقیه» مرتبط می‌کند، و مخالفت با ولایت فقیه را «در حد شرک به خدا» می‌داند، جوهر رویکرد سیاسی ـ امنیتی مزبور است.

مصباح خود جزو کسانی محسوب می‌شود که برای رهبران جنبش سبز حکم اعدام صادر کرده است.

دیگر؛ راست افراطی به‌مثابه تندروترین لایه اقتدارگرایان و منتهی‌الیه طیف سیاسی اصول‌گرایان، «گفت‌وگوگریز» و «صلح‌ستیز» است؛ این‌چنین، نه تنها دلیلی برای تغییر وضع رهبران جنبش سبز و آزادی ایشان و تحقق مصالحه و آشتی ملی نمی‌بیند، بلکه آن‌را در راستای مطلوب‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک خود می‌داند.

راست افراطی به اقتدار و مشروعیت دموکراتیک باوری ندارد؛ این‌چنین، برای تداوم حضور خود در ساختار سیاسی قدرت و نیز امتیازگیری از شرایط سیاسی و اجتماعی، بر خشونت و حذف مخالف و ارعاب و تحریف حقیقت تکیه می‌کند و نسبت به تکیه به این مقوله‌ها برای جولان سیاسی، بی‌پروایی نشان می‌دهد.

تندروهای جاخوش کرده در برخی نهادهای نظامی و امنیتی و قضایی موثر رژیم، با تمسک به این ابزار و رویکرد، می‌کوشند جامعه را همچنان تحت کنترل خود قرار دهند یا تا حد امکان، مانع از بروز چالش و بحران برای پروژه‌های داخلی و منطقه‌ای خود شوند.

سوم؛ تندروهای مستقر در نهادهای امنیتی و نظامی و قضایی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی به‌خوبی از درخواست رهبران جنبش سبز برای «محاکمه علنی» خود خبر دارند. فروردین‌ سال‌جاری، مهدی کروبی در نامه‌ای سرگشاده به رییس‌جمهور از وی خواست «براساس تکلیفی که قانون‌ اساسی و مردم» برعهده‌ وی گذاشته‌، از «حاکمیت مستبد» بخواهد تا «دادگاه علنی» وی «مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی، ولو با ترکیب موردنظر ارباب قدرت را تشکیل دهد.»

راست افراطی به جهت فقدان مشروعیت دموکراتیک خود و بی‌پشتوانگی اجتماعی‌اش، نیک می‌داند که محاکمه علنی رهبران جنبش سبز به چه میزان برای اقتدارگرایی مسلط پرهزینه خواهد بود. جریان مزبور درباره نتیجه داوری افکار عمومی از محاکمه محتمل نیز ارزیابی واقع‌بینانه‌ای دارد؛ این‌گونه با تکیه بر مجازات اعدام و جنجال درباره آن، هم می‌کوشد از فشار حقوق بشری و پرسش در خصوص «حبس بی‌محاکمه» رهبران جنبش سبز بکاهد و هم مدعی تخفیف در مجازات موسوی و کروبی و رهنورد شود.

افزون بر اینها؛ راست افراطی در هنگامه‌ای که کشور درگیر بحران اقتصادی است و بخش بسیارمهمی از جامعه در کشاکش با مصائب معیشتی و آسیب‌های اجتماعی، می‌کوشد با کوبیدن بر طبل مخاصمه و خشونت و ارعاب، افزون بر منفعل‌کردن کنشگران سیاسی و مدنی، اعتدال‌گرایان و مصلحت‌جویان حاضر در ساختار سیاسی قدرت را نیز مورد حمله و هجمه سیاسی قرار دهد.

دوقطبی‌سازی با کلیدواژه «فتنه» همچنین به عزم اثرگذاری بر روند و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آتی (۱۳۹۶) متحقق می‌شود. رویکردی که در انتخابات مجلس گذشته (زمستان ۱۳۹۴) و حتی در رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی روحانی نیز اتخاذ، و با تکیه بر نهادها و امکان‌های دراختیار (از جمله شورای نگهبان و سازمان اطلاعات سپاه) پی گرفته شد.

دوقطبی‌سازی مزبور اما بیش از آنکه به کام راست افراطی شود به سود نیروهای سیاسی مقابل تمام خواهد شد. این ارزیابی و ادعا، مبتنی است بر داوری از رویکردها و سوگیری‌های عمومی اکثریت مردم ایران که خود را در بزنگاه‌های انتخاباتی متبلور کرده است. چنان‌که حتی بخش مهمی از آرای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ به‌خاطر امید طیفی از سبزها به ایفای نقش و وعده‌های روحانی برای «رفع‌حصر» بود.

بخش مهمی از آرای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ به‌خاطر امید طیفی از سبزها به ایفای نقش و وعده‌های روحانی برای «رفع‌حصر» بود.

پنجم؛ راست افراطی با کوبیدن بر طبل اعدام رهبران جنبش سبز، می‌کوشد آنان را همچنان در حصر خانگی محبوس بدارد. سوگیری هدفمندی که مبتنی است بر اطلاع تندروها از پشتوانه اجتماعی و محبوبیت رهبران جنبش سبز، و نیز هراس اقتدارگرایان از «جامعه جنبشی» و نیز اعتراض‌های سیاسی و اجتماعی خفته زیر پوست جامعه.

تندروهای جاخوش کرده در برخی نهادهای نظامی و امنیتی و قضایی موثر رژیم، با تمسک به این ابزار و رویکرد، می‌کوشند جامعه را همچنان تحت کنترل خود قرار دهند یا تا حد امکان، مانع از بروز چالش و بحران برای پروژه‌های داخلی و منطقه‌ای خود شوند.

و آخر؛ اگر راست افراطی ایران در حوزه مناسبات خارجی، «مذاکره و مصالحه» با آمریکا را به تابویی تبدیل کرده و تداوم نظام مبتنی شده بر ولایت فقیه و اقتدارگرایی مسلط را به نوعی به نفی آن (کلیدواژه محبوب رهبری: «دشمن») گره زده است؛ در حوزه سیاست داخلی نیز می‌کوشد با تأکید بر «فتنه»، ادامه حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز و تهدید پیوسته آنان، نیروهای سیاسی داخل کشور را بیش از پیش به خودسانسوری و محافظه‌کاری و احتیاط در کنشگری وادار کند.

گرچه راهبرد مزبور بی‌حاصل نبوده، اما توفیق آن نیز به‌خاطر مولفه‌های متعدد، زیر پرسش بوده است. جسارت و شهامت افرادی چون علی مطهری یا محمود صادقی؛ کنشگری شجاعانه برخی فعالان در جامعه مدنی (از جمله آنچه در مراسم «روز دانشجو» در دانشگاه‌های کشور رخ داد)؛ مصلحت‌اندیشی سیاسی و خردورزی طیفی از بازیگران سیاسی واقع‌گرا؛ و نیز امکانی که تکنولوژی ارتباطات فراهم آورده و بازیگری موثر شبکه‌های اجتماعی آنلاین (همچون تلگرام)، کامیابی پروژه امنیتی و راهبرد راست افراطی را به میزان قابل توجهی، منتفی کرده است.

No responses yet

Mar 31 2016

ایدئولوگ «روسیه بزرگ» در قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: «بی‌نهایت خوشحالم که به مقر اصلی مبارزه با مدرنیته آمده‌ام. من زندگی خودم را وقف این مبارزه کرده‌ام زیرا برای من مدرنیته یعنی شیطان».

این را الکساندر دوگین گفته؛ کسی که او را برخی در سال‌های گذشته «ایدئولوگ» و «مغز متفکر» ولادیمیر پوتین توصیف کرده‌اند؛ در دیدار با آیت‌الله محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی در قم.

الکساندر گلیویچ دوگین، هفتم ژانویه ۱۹۶۲ در روسیه متولد شد. او اکنون در ۵۴ سالگی، بانفوذترین و مطرح‌ترین ایدئولوگ ناسیونالیسم افراطی در میان روس‌هاست.

دوگین اگرچه در شهر مذهبی قم در ایران، از مدرنیته به عنوان «شیطان» نام برده اما خود او کسی است که برخی از رسانه‌ها و صاحبنظران جهان غرب، دیدگاه‌هایش را «شیطانی» و «فاشیستی» توصیف می‌کنند.

الکساندر دوگین از غرب، دموکراسی، مدرنیته، لیبرالیسم و حتی کمونیسم، یهودیان و جهانی‌سازی نفرت دارد و این نفرت خود را علنا ابراز می‌دارد. مدل جایگزین او، احیای سنت‌ها و امپراتوری روسیه در قالبی نئوناسیونالیستی و جدید است؛ چیزی که او نام آن را «اوراسیا» گذاشته است.

دوگین شیمی و فیزیک را «علومی شیطانی» می‌داند و خواستار تعطیلی کامل اینترنت است؛ هرچند خود دیدگاه‌هایش را در سایتی به نام «تئوری سیاسی چهارم» منتشر می‌کند.

این دیدگاه‌ها و سابقه باعث شده تا او در دیدار با آیت‌الله میرباقری، جمهوری اسلامی را به خاطر «دفاع از سنت و جنگ با مدرنیته» تحسین کند.

وقتی رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم که یکی از رهبران اسلامی‌سازی علوم در ایران است، از الکساندر دوگین پرسید که «دین رسمی آقای پوتین چیست؟»، پاسخ ایدئولوگ ناسیونالیست‌های افراطی روسیه این بود: «ارتدوکس روسی».

دوگین، رئیس جمهور روسیه را «تحت تاثیر روحانیون بسیار محافظه‌کار و سنت‌گرای» این کشور توصیف می‌کند اما می‌گوید که «در ایران، بازگشت به سنت، بسیار دقیق‌تر و تعریف‌شده‌تر است. این بازگشت، در صحنه سیاست، کاملا پذیرفته شده است. بنابراین جامعه مسیحیان ارتدوکس روسیه که من نماینده آنها هستم، با دنبال کردن مسیر ایران و انقلاب اسلامی این کشور، می‌تواند به سوی موفقیت گام بردارد. شما از ما جلوتر هستید و می‌توانید الگویی باشید که ما باید از آن پیروی کنیم»

ایدئولوگ روس از این منظر به سوریه هم نقبی می‌زند: «هدف ما این است که معنویت را بالاتر از مادی‌گرایی قرار دهیم و در دفاع از سنت خودمان و برای نابودی مدرنیته بجنگیم. بنابراین باید به این نکته توجه داشته باشیم که ما و شما داریم در یک جبهه واحد در سوریه می‌جنگیم».

الکساندر دوگین می‌گوید که «این اولین بار است که روسیه با ایرانی‌ها و عراقی‌ها و شیعیان متحد شده است»: «آنچه من از این مقطع تاریخی می‌فهمم این است که ما باید همکاری‌هایمان را یک گام جلوتر ببریم و این اتحاد تاکتیکی را بر اساس اشتراکات ارزشی و سنتی، به یک اتحاد استراتژیک تبدیل کنیم».

​​

در نگاه این فیلسوف ضد مدرنیته روسیه، ایران در پروژه «اوراسیا» نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

او معتقد است که «پس از انقلاب اسلامی و موضع استراتژیک جدید ایران، تهران در داخل معادله‌ای قرار گرفت که درصدد ایجاد فضای مستقل اوراسیایی است».

الکساندر دوگین رهبر و بنیانگذار «حزب اوراسیا» در روسیه به شمار می‌آید؛ حزبی برای افراطی‌ترین ناسیونالیست‌های روس.

مبنای ایده این حزب در این است که مسکو، برلین و پاریس، یک محور طبیعی ژئوپلیتیک محسوب می‌شوند و امپراتوری روسیه باید از شرق دور تا فرانسه و شمال اروپا تشکیل شود تا روسیه و دیگر سرزمین‌های اوراسیا، محل انقلاب جدید ضد بورژوازی و ضد آمریکایی باشند.

او این سخنان را بی‌پشتوانه بیان نمی‌کند. آنچه نظریات الکساندر دوگین را بااهمیت می‌سازد، نزدیکی او به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و نفوذش در کرملین است؛ جایی که سیاست‌ها و نقشه‌های دولت روسیه درباره منطقه و جهان تبیین و اخذ می‌شود.

دوگین جریانی پرنفوذ به نام «جناح جنگ» را درون کرملین رهبری می‌کند.

برخی او را ایدئولوگ اصلی ولادیمیر پوتین در جدایی شبه جزیره کریمه از اوکراین به عنوان گامی برای تشکیل امپراتوری اوراسیا دانسته‌اند.

نیما قاسمی، دکترای فلسفه غرب در تهران، از الکساندر دوگین به عنوان بنیانگذار ایدئولوژی «سنت‌گرایی مسلح» نام می‌برد و می‌گوید که سنت‌گرایی او «اصالتا روسی است و بنابراین محتوایش را الهیات مسیحیت ارتدوکس و عقاید عرفانی و آخر زمانی از همان نوع که در تشیع دیده می‌شود و ایرانیان عصر حاضر، نمونه‌ ایرانی آن را در قالب افکار و اعمال سیاسی دولت محمود احمدی‌نژاد دیدند، تشکیل می‌دهد».

آقای قاسمی به رادیو فردا می‌گوید: «جهان در دیدگاه الکساندر دوگین عرصه نبرد نیروهای کیهانی خیر و شر است. روس‌ها رهبر نیروهای خیرند و در طرف مقابل، آمریکا شر مطلق است و فرهنگ اروپای مدرن، تماما گمراهی و پلیدی‌ است».

این پژوهشگر فلسفه تاکید می‌کند که دوگین «با این سمت‌گیری‌های فکری و سیاسی، طبیعتا دولتی مانند دولت جمهوری اسلامی را متحد طبیعی و استراتژیک خود می‌داند».

​​

در سال ۲۰۱۴ کارزاری علیه الکساندر دوگین در روسیه به راه افتاد که در نهایت، منجر به برکناری او از ریاست دپارتمان جامعه‌شناسی روابط بین‌الملل در دانشگاه دولتی مسکو شد.

دلیل این مسئله آن بود که او در یک مصاحبه صراحتا خواهان قتل عام اوکراینی‌های مخالف روسیه شده بود.

اما به نظر نمی‌آید از نفوذ او در کرملین یا لااقل در میان ناسیونالیست‌های افراطی روس کاسته شده باشد.

سایت مشرق که مشروح گفتگوی الکساندر دوگین با آیت‌الله میرباقری را منتشر کرده، به نقل از رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم نوشته که او «تقریبا با تمام» دیدگاه‌های ایدئولوگ روس موافق بود.

در این دیدار که بهمن ماه ۱۳۹۴ انجام شد، نادر طالب‌زاده هم حضور داشت؛ فیلمساز و نویسنده ایرانی – آمریکایی اما ضد آمریکایی.

آقای طالب‌زاده قبلا از الکساندر دوگین در یکی از برنامه‌های تلویزیونی خود میزبانی کرده و به او فرصت داده بود تا دیدگاه‌هایش را بی‌واسطه برای ایرانیان تشریح کند.

هرچند دولت‌های ایران و روسیه از همکاری و شراکت استراتژیک خود می‌گویند اما نیما قاسمی معتقد است که «اتحاد روس‌ها با جمهوری اسلامی از اساس عجیب است».

این پژوهشگر فلسفه می‌گوید: «روس‌ها به علل ژئوپلیتیک همواره رقیب منطقه‌ای ما بوده‌اند و چنانکه تاریخ ما از عصر قاجارها تا امروز شاهد است، گاهی هم خیلی عریان خصم سیاسی و نظامی ما بوده‌اند. در تاریخ معاصر، به سختی بتوان گفت که هیچ کشوری به اندازه‌ روسیه به ما صدمه زده باشد. دولت‌هایی که مبتنی بر منافع ملی رفتار کرده‌اند، معمولا سعی کرده‌اند با ابرقدرت‌های جهانی و فرامنطقه‌ای ائتلاف کنند تا بتوانند این رقیب منطقه‌ای را آرام و مهارشده نگه ‌دارند».

اما آقای قاسمی می‌گوید دولت‌هایی که اولویت‌شان منافع ملی نیست، هیچ متحدی را بهتر از روسیه برای خود نمی‌یابند: «پرواضح است که این اتحاد، برای ملت ایران گران تمام می‌شود. چون روسیه برای پشتیبانی از هیئت حاکمه‌ ایران در منازعات دیپلماتیک با غرب، امتیازهای کلان طلب می‌کند. سفر دوگین به ایران بیش از پیش نشان می‌دهد که عده‌ای در روسیه با افکاری ایدئولوژیک، بی‌پرواتر از گذشته، منافع روسیه را دنبال می‌کنند و در این راستا از جذابیت فریبنده‌ ایدئولوژی‌های مذهبی بهره می‌برند».

این دیدگاه به جز صاحبنظرانی مانند نیما قاسمی در میان شخصیت‌های سیاسی ایران هم طرفدار دارد.

ابراهیم اصغرزاده از چهره‌های اصلاح‌طلب پیشتر با اشاره مستقیم به الکساندر دوگین گفته بود که «بازسازی هویت جدید روس تحت عنوان هویت اوراسیا و تلاش دولت پوتین برای تشکیل اتحادیه اوراسیا بر پایه‌های فکری – فلسفی افرادی نظیر الکساندر دوگین مبنی بر ملی‌گرایی روس، یهودستیزی، آیین کلیسای ارتدوکس و احیای امپراتوری روس را برخلاف مصالح و منافع ملی خودمان می‌بینم».

اما الکساندر دوگین این اعتقاد را ندارد.

او در سایت خود نوشته است: «اگر درگذشته بین روسیه و ایران درگیری وجود داشته است و آنها تلاش کردند تا مشکل خود را از طریق جنگ حل نمایند اما امروز فقط به راه حل مسالمت‌آمیز و استراتژیک برای حل مشکلات‌شان با یکدیگر می‌اندیشند».

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .