اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'براندازی'

Oct 12 2021

قالیباف: همه در ۴۰ سال گذشته به دنبال براندازی جمهوری اسلامی بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سانسور,سیاسی

صدای‌آمریکا: رئیس مجلس شورای اسلامی می‌گوید جمهوری اسلامی درگیر جنگ نابرابر رسانه‌ای و اقتصادی است و در ۴۰ سال گذشته «همه به دنبال براندازی جمهوری اسلامی ایران بودند.»

به گزارش رسانه‌ها، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران روز سه‌شنبه ۲۰ مهر گفت جمهوری اسلامی به طور هم‌زمان درگیر «دو جنگ اقتصادی و رسانه‌ای» است که به گفته او جنگی «نابرابر» و «ناروا» است.

قوه قضائیه و نهادهای امنیتی ایران در چهار دهه گذشته بسیاری از منتقدان و مخالفان را به اتهام براندازی و یا تبلیغ رسانه ای علیه نظام جمهوری اسلامی مجازات کرده اند.

ادعای رئیس مجلس شورای اسلامی در مورد «جنگ نابرابر رسانه‌ای» در حالی است که ده ها رسانه بزرگ و کوچک در ایران با بودجه عمومی به تبلیغ دیدگاه های حکومت می‌پردازند.

همچنین، در سال ۱۳۹۶ سازمان گزارشگران بدون مرز، نهاد بین‌المللی ناظر بر آزادی مطبوعات، در گزارش خود نوشت جمهوری اسلامی ایران برای اعمال نفوذ بر بخش‌های خبری رسانه‌های خارجی فارسی زبان، به خانواده روزنامه‌نگاران این رسانه‌ها در ایران فشار وارد می‌کند.

از سویی، در سال‌های گذشته نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی و سپاه در شبکه‌های اجتماعی نیروهایی را برای پیش بردن پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران سازمان‌دهی کرده‌اند که ارتش سایبری نامیده می‌شود.

روز دوشنبه ۱۹ مهر، شبکه اجتماعی فیس‌بوک اعلام کرد ده‌ها حساب کاربری، صفحه، گروه، و حساب اینستاگرامی داخل ایران را که توسط افراد مرتبط با سپاه پاسداران اداره می‌شدند و سعی داشتند بر مخاطبان در آن کشور اثر بگذارند، حذف کرده است.

No responses yet

Mar 11 2021

حمایت صدها فعال سیاسی و مدنی، هنرمند، ورزشکار، نویسنده و پژوهشگر از کارزار «نه به جمهوری اسلامی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

ایران اینترنشنال: ۶۴۰ کنشگر سیاسی و مدنی، هنرمند، ورزشکار، نویسنده و پژوهشگر در بیانیه‌ای با حمایت از کارزار «نه به جمهوری اسلامی» خواستار آن شدند که این مطالبه محور «همبستگی ملی» قرار گیرد.

نویسندگان این بیانیه تاکید کردند که «فریاد نه به جمهوری اسلامی در جای‌جای ایران طنین‌افکن شده است» و «این صدای مردمی است که عزم جزم کرده‌اند تا بساط جمهوری اسلامی، این مانع اصلی دستیابی به آزادی، رفاه، دموکراسی، پیشرفت و حقوق بشر را برچینند».

در این بیانیه تاکید شده که « گسترش کارزار «نه به جمهوری اسلامی» در پیوند با دیگر حرکت‌های سیاسی و مدنی، نویدبخش همسویی و همگرایی بیشتر مبارزات آزادیخواهانه و عدالت‌جویانه مردم ایران برای رهایی از حکومتی ضدبشری است.»

در انتهای این بیانیه خطاب به مردم ایران آمده است: «بیاییم خواست «نه به جمهوری اسلامی» را محور همبستگی ملی قرار دهیم تا با برپایی جنبشی بزرگ و فراگیر، خاک ایران‌زمین را برای همیشه از فقر و نکبت این رژیم سیاه و فاسد، پاک کنیم.»

بر اساس این بیانیه، جمع‌آوری امضاها ادامه دارد. در میان امضاکنندگان نام شاهزاده رضا پهلوی، بیژن کیان، زرتشت احمدی راغب و داریوش اقبالی به چشم می‌خورد.

در روزهای اخیر، گروهی از شهروندان در ایران با انتشار ویدیوهایی از نصب پوسترهایی با شعار «نه به جمهوری اسلامی» در اماکن عمومی، از این کارزار حمایت کردند.

در ویدیوهایی که به دست ایران اینترنشنال رسیده گروهی از شهروندان با انتشار ویدیوهایی اعتراضی، به جمهوری اسلامی « نه» می‌گویند. pic.twitter.com/GdCONfhPNP

— ايران اينترنشنال (@IranIntl) March 7, 2021

متن کامل بیانیه و اسامی امضاکنندگان را ببینید.

طنین فریاد “نه به جمهوری اسلامی” را رساتر کنیم!

هم‌میهن!

فریاد “نه به جمهوری اسلامی” در جای‌جای ایران طنین‌افکن شده است.

این صدای مردمی است که عزم جزم کرده‌اند تا بساط جمهوری اسلامی، این مانع اصلی دستیابی به آزادی، رفاه، دموکراسی، پیشرفت و حقوق بشر را برچینند. گسترش کارزار “نه به جمهوری اسلامی” در پیوند با دیگر حرکت‌های سیاسی و مدنی، نویدبخش همسویی و همگرایی بیشتر مبارزات آزادیخواهانه و عدالت‌جویانه مردم ایران برای رهایی از حکومتی ضدبشری است.

هموطنان میهن‌دوستی که قلب و ذهن‌تان سرشار از آرزوی آزادی و آبادی ایران است:

بیاییم خواست “نه به جمهوری اسلامی” را محور همبستگی ملی قرار دهیم تا با برپایی جنبشی بزرگ و فراگیر، خاک ایران‌زمین را برای همیشه از فقر و نکبت این رژیم سیاه و فاسد، پاک کنیم.

امضاکنندگان:

آ

شهرام آذر (خواننده و آهنگساز – سندی) بهرام آتش‌بند (کنشگر سیاسی) پتکین آذرمهر (مستندساز) شایان آریا (کنشگر سیاسی) کوروش آریانا (کنشگر سیاسی) شهلا آریانا (نقاش) رادان آزاد (کنشگر سیاسی) عباس آزادیان (روان‌پزشک) مهدی آقازمانی (روزنامه‌نگار و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) حمید آقایی (کنشگر سیاسی) تقی آل رضا (کنشگر سیاسی) ابراهیم آهنیان (کنشگر سیاسی) شهریار آهی (کنشگر سیاسی) امیریحیی آیت‌اللهی (پژوهشگر فلسفه)

الف

داریوش اقبالی (خواننده) فرامرز اصلانی (خواننده و آهنگساز) بهنام ابراهیم‌زاده (کنشگر سیاسی) احمد ابطحی (کنشگر سیاسی) عباس ابطحی (کنشگر سیاسی) محمود ابطحی (کنشگر سیاسی) ناصر ابهت (ناوبان یکم نیروی دریایی ارتش، کنشگر سیاسی) ژاله ابیض (کنشگر سیاسی) تورج اتابکی (پژوهشگر و استاد دانشگاه) ایرج احرابی‌فرد (مربی پیشین تیم‌های ملی شنای ایران، مدرس و متخصص علوم ورزشی) عبدالرضا احمدی (زندانی سیاسی پیشین) فریدون احمدی (کنشگر سیاسی) صابر احمدی (کنشگر سیاسی) کیوان احمدی (گرافیست) زرتشت احمدی راغب (امضاکننده بیانیه ۱۴نفر) شهلا اردلان (کنشگر سیاسی) روشنک استرکی (روزنامه‌نگار) آرش اسحاقی (کنشگر سیاسی) سیاوش اسدپور (کنشگر حقوق بشر) مازیار اسدی (کنشگر سیاسی) هوشنگ اسدی-هو‌آس (کنشگر سیاسی و حقوق زنان، متخصص سیستم آی‌تی) مهدی اسکندری (کنشگر سیاسی) رضا اسماعیلی (نقاش) کیوان اسوار (کنشگر سیاسی) آرماند اش-رف‌زاده (متخصص برق و الکترونیک، علوم کامپیوتر، بیوپزشکی و استاد مهندسی سیستم و تفکر هوشمندانه) علی اشتیاق (روزنامه‌نگار) امیرحسین اعتمادی (کنشگر سیاسی، زندانی سیاسی پیشین) رشید اعلم (کارآفرین) محمد افشار (ستوان خلبان ارتش ایران) نادر افشار (کنشگر حقوق بشر) فرید افشار (کوشنده سیاسی) افشین افشین‌جم (کنشگر حقوق بشر و تحلیلگر سیاسی) حسین افصحی (کارگردان و بازیگر تئاتر) کاظم افضلی (کنشگر سیاسی) نسرین الماسی (روزنامه‌نگار) صدرالدین الهی (روزنامه‌نگار و نویسنده) عترت الهی (نویسنده) حسن امانت‌بری (کنشگر سیاسی) فریبا امان‌زاده (کنشگر سیاسی) امید امیدوار (برنامه‌ساز تلویزیون) امیررضا امیربختیار (کنشگر سیاسی) بهمن امیرحسینی (کنشگر سیاسی) آرزو امیری (کنشگر سیاسی) آرین امیری (کنشگر سیاسی) ملیکا امیری (کنشگر سیاسی) ایرج امیری (کنشگر سیاسی) چنگیز امیری (کنشگر سیاسی) بابک امینی (آهنگساز و گیتاریست) محمدتقی امینی (افسر ارتش) شادی امینی (خواننده پاپ) رضا امینی (ستوان خلبان ارتش) سعید امینی (کنشگر مدنی) شهلا انتصاری (امضاکننده بیانیه ۱۴نفر) نیره انصاری (حقوقدان و نویسنده، کنشگر حقوق بشر) نازنین انصاری (روزنامه‌نگار) علی معراج انصاری (عضو پیشین تیم ملی جوجیتسو ایران و قهرمان آسیا) محمدرضا انصاری (کارآفرین) ماریانوش انصاری (کنشگر مدنی) علی انصاری (کنشگر سیاسی) مهران انصاری (متخصص آموزش و توسعه سازمانی) یزدان انصاف‌منش (کنشگر سیاسی) ناصر انقطاع (نویسنده و پژوهشگر تاریخ ایران) نیکروز اولاداعظمی (نویسنده) جلال ایجادی (جامعه‌شناس، استاد دانشگاه) رویا ایرانی (کنشگر جنبش زنان) محمد ایزدی (کنشگر سیاسی) فهیمه ایلغمی (کنشگر سیاسی)

ب

افشین بابازاده (شاعر) نادر بابایی (زندانی سیاسی پیشین) مصطفی باباییان (سروان خلبان ارتش) میترا بابک (روانکاو) اردشیر بابکان (کنشگر سیاسی) شمس‌الدین بابویه دارابی (کنشگر سیاسی) ناهید بارور (کنشگر سیاسی) لیلی بازرگان (خبرنگار و کارآفرین) احمد باطبی (روزنامه‌نگار، عکاس و فیلم‌ساز) حسین باقرزاده (کنشگر سیاسی و حقوق بشری) احمد باقری (کنشگر حقوق بشر) خیرالله باقری (کنشگر سیاسی) ساناز باقری (هنرمند کارتونیست) گشتاسب باوند (کنشگر سیاسی) رودی بختیار (روزنامه‌نگار) سیاوش بختیاری (کنشگر سیاسی) وحید بدیعی (روزنامه‌نگار و برنامه‌ساز رادیویی) مهران براتی (کنشگر سیاسی و تحلیلگر روابط بین‌الملل) مرتضی برجسته (هنرمند، خواننده) میثم برنابار (کنشگر مدنی) حیدر برومند (پزشک و کنشگر سیاسی) فرخ برومند (کنشگر حقوق بشر) تیمور بزرگی (کنشگر سیاسی) شیما بزرگی (متخصص سیاستگذاری عمومی و حقوق بین‌الملل) فرزین بستجانی (کنشگر سیاسی) پری بسترآهنگ (کنشگر سیاسی) سعید بشیرتاش (کنشگر سیاسی) نامدار بقایی یزدی (استاد دانشگاه) پروین بقایی یزدی (کنشگر مدنی) الاهه بقراط (روزنامه‌نگار) فرشید بلدی (کنشگر سیاسی) امین بلغزند (سروان خلبان ارتش) شاهین بمبوری (کنشگر حقوق بشر) علی بنی‌فاطمه (کنشگر سیاسی) امیرحسین بهارلو (کنشگر سیاسی) رضا بهروز (پزشک متخصص مغز و اعصاب) نسیم بهروز (کنشگر سیاسی) بابک بهزادی (کنشگر سیاسی) نصرت بهشتی (کنشگر حقوق زنان) حمید بی‌آزار (کنشگر سیاسی) خسرو بیت‌الهی (سروان خلبان ارتش) بهرام بیگلری (کنشگر سیاسی) ب بی‌نیاز (داریوش، پژوهشگر و مترجم)

پ

رضا پهلوی، بهمن پارسی (کنشگر سیاسی) فواد پاشایی (کنشگر سیاسی) ناهید پرسون سروستانی (فیلم‌ساز و مستندساز، کنشگر سیاسی و حقوق زنان) مهدی پزشکی (کنشگر سیاسی) مهشید پگاهی (کنشگر حقوق بشر و زنان، کارشناس شیمی) ناصر پل (کنشگر سیاسی) هاله پناهی (کنشگر مدنی) عباس پهلوان (روزنامه‌نگار) عسل پهلوان (روزنامه‌نگار و برنامه‌ساز تلویزیون) سپیده پورآقایی (کنشگر مدنی) فریده پورعبدالله (کنشگر حقوق بشر) سعید پورعبدالله (کنشگر سیاسی) ژاله پورهنگ (نقاش، استاد پیشین دانشکده هنرهای زیبا) آوا پوری (کنشگر جنبش زنان) شهلا پویان (کنشگر جنبش زنان) عماد پیر بویری (کنشگر سیاسی) احسان پیرولی (کنشگر سیاسی) افشین پیروی (کنشگر سیاسی) مصطفی پیمان‌نژاد (کنشگر مدنی)

ت/ث

محمود تجلی‌مهر (کنشگر سیاسی، کارشناس و پژوهشگر اینترنت و مخابرات) محمد ترابی (کنشگر سیاسی) مهدی ترابیان (کنشگر سیاسی) ترانه ترک (کنشگر سیاسی) گارن ترهوسپیانس (کنشگر سیاسی) رضا تقی‌زاده (نویسنده، مترجم و تحلیلگر روابط بین‌الملل) لاله تنگسیری (کنشگر حقوق زنان، پزشک) هایده توكلی (کنشگر سیاسی) کیانوش توکلی (روزنامه‌نگار و برنامه‌ساز) محمد توکلی (کنشگر سیاسی) سهیل ثابت راسخ (کنشگر سیاسی)

ج/چ

حمید جاذب (کنشگر سیاسی) حمیدرضا جاودان (بازیگر) سعید جباری (کنشگر سیاسی) میترا جشنی (هنرمند و کنشگر سیاسی) دانیال جعفری (پزشک) محسن جعفری (کنشگر سیاسی) پروین جعفری (کنشگر سیاسی) حسین جعفری (کنشگر سیاسی) قدرت‌الله جعفری (کنشگر سیاسی) پویا جگروند (کنشگر مدنی) حسن جلالی (سرهنگ خلبان ارتش) ساتگین جلالی (کنشگر سیاسی) کوروش جلیل (کنشگر سیاسی) مهدی جمالی (کنشگر سیاسی) داوود جمشیدنژاد (سرگرد خلبان ارتش) جمال جمیلی (سروان خلبان هوانیروز ارتش، کنشگر سیاسی)، گلنار جهانبانی (کنشگر سیاسی) آرش جهانشاهی (کنشگر سیاسی) غلامرضا جهانفر (کنشگر سیاسی) امیر جهرمی (کنشگر حقوق کارگران) ایرج جوادی (کنشگر سیاسی) هوشنگ جوان (کنشگر سیاسی) رامش جوانمرد (کنشگر سیاسی) جواد جواهری (نویسنده) هادی جواهری لنگرودی (کنشگر سیاسی) سعید جوربکی (کنشگر سیاسی) اصغر جیلو (کنشگر سیاسی) نیلوفر چمن‌زار (کنشگر حقوق بشر) سعید چوبک (ناشر)

ح/خ

محمدرضا حاج‌‌رستمبگلو (شاعر) علیرضا حاجی طرخانی (کنشگر سیاسی) مهدی حاذق‌اعظم (کنشگر سیاسی) اکبر حجاریان (کنشگر سیاسی) بینا حجازی (کنشگر سیاسی) سپیده حجامی (کنشگر سیاسی) اسفندیار هژبرافکن (کنشگر سیاسی) آرزو حسین‌آبادی (کنشگر سیاسی) علی حسین‌نژاد (مترجم و روزنامه‌نگار، کنشگر حقوق بشر) ناهید حسینی (پژوهشگر امور زنان و آموزش) محمود حسینی (روانپزشک) عباس حقیقی (کنشگر حقوق بشر) جمشید حیدری (کنشگر سیاسی) مجید حیدری (هنرمند و کنشگر سیاسی) سهیل خاتمی‌نژاد (شهروند) زهرا خانی (کنشگر سیاسی) ویکتوریا خبیر (شهروند) غلام خدابنده (کنشگر حقوق کارگران) امیر خردنیک (کنشگر سیاسی) ابی خطایی (کنشگر مدنی و حقوق بشر) دنیا خلف‌زاده (کنشگر سیاسی) علی خلف‌زاده (کنشگر سیاسی) فرید خلیفی (برنامه‌ساز) سودابه خلیلی (کنشگر حقوق بشر) بیژن خلیلی (ناشر و کنشگر حقوق بشر) مجید خندان (مربی و داور ورزشهای رزمی، عضو پیشین تیم ملی ایران) اسماعیل خوئی (شاعر و نویسنده) کامران خوانساری‌نیا (کنشگر حقوق بشر) مراد خورشیدی (کنشگر سیاسی) آریا خوشخو (متخصص علوم ایمنی نرم‌افزار)

د/ذ

آرامش دوستدار (نویسنده) ازیز دادیار (کنشگر سیاسی) ناصر دارابی (سرگرد خلبان ارتش) مهدی داوری (سروان خلبان ارتش) فریبا داوودی مهاجر (کنشگر حقوق بشر و حقوق زنان) سینا دبستانی (کنشگر سیاسی) آراد دختری (کنشگر سیاسی) حسین دربندی (کنشگر سیاسی) مهدی دربهانی (کنشگر سیاسی) علی دربهانی (کنشگر سیاسی) سعید درخشندی (کنشگر سیاسی و زندانی سیاسی سابق) پرهام درمیانی (کنشگر سیاسی) لی‌لی دفتری (شهروند) جمیله دنیوی (کنشگر حقوق زنان) عارف دنیوی (کنشگر حقوق زنان) امیر دها (کنشگر سیاسی) امیر دهداری (عضو پیشین تیم ملی واترپلو ایران و قهرمان آسیا) مهرزاد دوست‌پور (ستوان خلبان ارتش) مارتین دیبا (کنشگر سیاسی) مسعود دیوانی‌فر (کنشگر سیاسی) مهدی ذوالفقاری (کنشگر سیاسی)

ر

کاوه راد (پزشک متخصص دردهای مزمن و چندجانبه) علی رادبوی (نویسنده) رامتین رادمان (کنشگر سیاسی) سالار رادمان (کنشگر سیاسی) رضا رازی (کنشگر سیاسی) آرش رازی (کنشگر سیاسی) نیما راشدان (کنشگر سیاسی) نگین راغ (کنشگر سیاسی و حقوق زنان) احمد رافت (روزنامه‌نگار) دایون ربیعی (مربی بین‌المللی بدنسازی) سام رجبی (قهرمان جوجیتسو جهان و عضو سابق تیم ملی جودو ایران) جواد رجبیان (سرهنگ خلبان ارتش) حمید رحمان‌پناه (سروان لشکر زرهی ارتش، کنشگر سیاسی) حمیدرضا رحیمی (شاعر و خوش‌نویس) حمید رحیمی (کنشگر سیاسی) عباس رحیمیان (کنشگر سیاسی) کژال رحیمیان کردستانی (کنشگر سیاسی نستور رخشانی (نقاش و طراح) شهپر رزمزن (کنشگر سیاسی و کارآفرین) محمدرضا رستگاری (کنشگر سیاسی) حوریه رستمی (کنشگر سیاسی) کوروش رستمی (کنشگر سیاسی) جهانشاه رشیدیان (تحلیلگر سیاسی) سیمین رضایی (کنشگر حقوق زنان) فریده رضایی (کنشگر سیاسی) داریوش رضایی (کنشگر سیاسی) سیاوش رضایی (کنشگر سیاسی) کیوان رضایی (کنشگر سیاسی) مینو رضوی (پژوهشگر علوم انسانی) شهره رفیعی (کنشگر جنبش زنان) فیروزه رمضان‌زاده (روزنامه‌نگار) محمدرضا رنجبران (نقاش و گرافیست) مهرداد رهبر (هنرمند) حسن رهنوردی (قهرمان و مدال‌آور وزنه‌برداری آسیا و جهان) وانشا رودبارکی (هنرمند نقاش) هایده روش (کنشگر مدنی)

ز

مهرزاد زارعی (پدر آراد زارعی، مسافر جان‌باخته پرواز ۷۵۲) محمدرضا زارع (کنشگر سیاسی) جواد زاهدی (کنشگر سیاسی) نادر زاهدی (کنشگر سیاسی) حسن زرهی (روزنامه‌نگار) محمد زمانی (کنشگر سیاسی) فریدخت زمرو (کنشگر حقوق زنان) فرخ زندی (اقتصاددان و متخصص امور تجاری و مالی بین‌المللی)

س

حسن ستار (خواننده) آرش سبحانی (خواننده، آهنگساز و ترانه‌سرا) مهدی سازش (کنشگر سیاسی) بابک ساسانی (کنشگر سیاسی) میلاد سالاری‌فر (کنشگر سیاسی) رضا سبکی (ستوان خلبان ارتش) مسعود سپند (شاعر) حامد سرو (کنشگر مدنی) پریوش سعادتی (کنشگر سیاسی) احمد سعیدپور (کنشگر سیاسی) اوین سلطان‌زاده (کنشگر حقوق زنان) ماه‌منیر سلیم‌آبادی (کنشگر حقوق زنان) رضا سلیمانی (عضو پیشین تیم ملی واترپلو ایران) ماشالله سلیمی (کنشگر سیاسی) مهگان سهرابی (کنشگر سیاسی) مریم سودآور (کنشگر سیاسی) امین سوفیامهر (پژوهشگر فلسفه سیاسی، دانشگاه ایندیانا) فرزانه سیدسعیدی (خبرنگار و فیلم‌ساز) مهرداد سیدعسگری (کنشگر سیاسی)

ش

کریم شامبیاتی (سروان توپخانه ارتش، کنشگر سیاسی) مریم شامبیاتی (کنشگر سیاسی) صابر شاهد (عضو پیشین تیم ملی جوانان کشتی فرنگی ایران) امیر شاه‌مرادی (کنشگر سیاسی) حبیب شاهی (کنشگر مدنی) ناصر شاهین‌پر (نویسنده و پژوهشگر) شایان (خواننده) شهبال شب‌پره (آهنگساز و تهیه‌کننده موسیقی) فائزه شجاعی (کنشگر حقوق زنان) حسین شجاعی (کنشگر سیاسی) شاپرک شجری‌زاده (کنشگر حقوق زنان) شبنم شجری‌زاده (کنشگر حقوق بشر) گلاله شرفکندی (کنشگر حقوق زنان) مریم شریعتمداری (کنشگر حقوق بشر) مهین شفایی (کنشگر سیاسی) محمد شکری (کنشگر سیاسی) سعید شکیبا (کنشگر سیاسی) مجید شمس (کنشگر سیاسی) کتی شمیرانی (کنشگر حقوق زنان) پروین شمیرانی (کنشگر حقوق بشر) عبدالله شمیرانی (کنشگر سیاسی) ونداد شمیرانی (کنشگر سیاسی) الکساندرا شمیرانی (کنشگر سیاسی) شهاب شهابی (کنشگر سیاسی) ماهرخ شهپرست (کنشگر سیاسی) علیرضا شهرخانی تهرانی (کنشگر سیاسی) مهران شهرخانی تهرانی (کنشگر سیاسی) کاوه شهروز (حقوقدان) احمد شهیم (کنشگر سیاسی) جمیل شوشتری (کنشگر حقوق کارگران) عبدالحمید شیبانی (کارآفرین) لادن شیبانی (کنشگر حقوق بشر) لیدا شیبانی (کنشگر حقوق بشر) مینو شیبانی (کنشگر حقوق بشر) حامد شیبانی‌راد (پژوهشگر در سازمان ملی تحقیقات علمی) الهه شیخان (کنشگر سیاسی) فرشته شیرازی (روانپزشک) رضا شیرازی (کنشگر سیاسی و فعال حقوق کارگران) مهناز شیرالی (جامعه‌شناس سیاسی و مدرس علوم سیاسی) رضا شیرزاد (کنشگر سیاسی) کاوه شیرزاد (کنشگر مدنی)

ص/ض/ط/ظ

فرد صابری (تحلیلگر سیاسی) طاهره صادقی (کنشگر حقوق زنان) فرید صالح (کنشگر حقوق بشر) مریم صالحی (کنشگر سیاسی) شهرزاد صالحی (کنشگر سیاسی) خسرو صبازاده (کنشگر سیاسی) سیمین صبری (کنشگر حقوق زنان) میلاد صبوری (کنشگر سیاسی) سیما صدر (دندانپزشک) امیر صدری (کنشگر سیاسی) فرشید صدری (کنشگر سیاسی) مسعود صدیق (مهندس ارتباطات) نادر صدیقی (روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی) ناصر صدیقی (کنشگر سیاسی) فریبا صفرنژاد (شاعر) رضا صیادی‌فر (کنشگر سیاسی) حمید طالب‌زاده (خواننده) محسن طاولی (آهنگساز) وحید طایفه قلعه‌بیگی (کنشگر سیاسی) آرمیتا طبیب (کنشگر سیاسی) شیرین طبیب‌زاده (کنشگر سیاسی) سیمین طبیب‌نیا ۰کنشگر سیاسی) پری طهماسبی (کنشگر حقوق بشر و زنان) حمیدرضا ظریفی‌نیا (روزنامه‌نگار) مهریار ظفرمهر (پژوهشگر علوم انسانی)

ع/غ

محمود عاشوری (کنشگر سیاسی و نویسنده) امید عالی‌نیا (مددکار اجتماعی، کنشگر برابری‌خواه) حسین عباسپور (کنشگر مدنی) سعید عباسپور (کنشگر مدنی) ثریا عباسی (کنشگر جنبش زنان) فاطمه عباسی (کنشگر حقوق بشر) هنگامه عباسی سیرچی (روزنامه‌نگار) سیاوش عبقری (استاد دانشگاه) شهلا عبقری (کنشگر سیاسی و حقوق بشر و زنان، متخصص میکروبیولوژی) مصطفی عرب (كاپیتان سابق تیم ملی فوتبال) مهدی عربشاهی (کنشگر و تحلیگر سیاسی) بهمن عزیزپور (قهرمان بوکس آسیا) پری عسگری (برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) اردشیر عسگری (قهرمان اسبق کشتی ایران و کنشگر سیاسی) اکبر عسگری (کنشگر سیاسی) احمد عشقیار (کنشگر سیاسی) مرتضی عشقی‌پور (سرهنگ دوم ارتش ایران) نوشا عشقی‌پور (مدرس) سهیل عطشانی (کنشگر سیاسی) زیبا علاسوند (کنشگر سیاسی) داوود علاسوند (کنشگر سیاسی) ندا علاسوند (کنشگر سیاسی) آٰریا علاسوند (کنشگر سیاسی) حسین علوی (روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی) جلال علوی‌نیا (نویسنده و مترجم) فرحناز عمادی (کنشگر سیاسی) گلناز غبرائی (منتقد ادبی و مترجم) رخند غروی (کارگردان و تدوینگر) حمید غضنفری (کنشگر سیاسی) فیروزه غفارپور (کنشگر سیاسی مدنی) ایرج غفاری (سرگرد ارتش ایران) بابک غفاری (کنشگر سیاسی)

ف

سپیده فارسی (سینماگر) محمد فارسی (ناخدای نیروی دریایی ارتش) حسین فاطمی (روزنامه‌نگار) پرستو فاطمی (کارشناس ارشد حقوق بشر و کنشگر حقوق زنان) شهلا فاطمی (کنشگر جنبش زنان) فرح فتاحی (گرافیست) محمد فخار (سروان خلبان ارتش) ناصر فخیمی (کنشگر سیاسی) آریا فخیمی (کنشگر سیاسی) اشکان فخیمی (کنشگر سیاسی) مریم فر (کنشگر حقوق زنان) فرزاد فراهانی (کنشگر سیاسی) حسین فرجی (روزنامه‌نگار و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) فریدون فرح‌اندوز (گوینده رادیو و تلویزیون، هنرمند) خورشید فرخ (کنشگر سیاسی) رضا فرد (کنشگر سیاسی) شهین فرزین (کنشگر مدنی) فرشته فرنژاد (کنشگر جنبش زنان) بیژن فرهودی (خبرنگار و برنامه‌ساز تلویزیون) فریدون فرهی (کنشگر سیاسی) فرداد فروزان (متخصص الکتروشیمی و سیستم‌های تولید انرژی برق) بهرام فروزانفر (کنشگر سیاسی) ادریس فروغی (موزیسین) شروان فشندی (کنشگر سیاسی) مجید فلاح (کاپیتان پیشین تیم‌های ملی موی‌تای و کیک‌بوکس ایران و قهرمان چند دوره جهان) هادی فولادی (کنشگر سیاسی) امیر فیروز (کنشگر سیاسی و کارگری) سارا فیروزی (کنشگر حقوق کودکان) روژان فیض (خواننده کُرد و کنشگر حقوق بشر) زمان فیلی (روزنامه‌نگار)

ق

مانی قائمی (کنشگر سیاسی) سعید قادرپناه (کنشگر سیاسی) علی قاسم‌خانی (کنشگر سیاسی) ناصر قاضی‌زاده (هنرمند نقاش) مسعود قرارپور (سروان خلبان ارتش) مهتاب قربانی (شاعر و کنشگر حقوق بشر) ندا قربانی، احد قربانی دهناری (کنشگر سیاسی و نویسنده) عبدالله قره‌گزلو (روزنامه‌نگار) مهناز قزللو (کنشگر حقوق زنان و کوئیر، مشاور حقوق بشر، کارشناس ارشد مدیریت) بابک قطبی (کنشگر سیاسی) رحیم قلعه‌دار (کنشگر سیاسی) هادی قلی‌زاده (کنشگر سیاسی) فرزاد قنبری (کنشگر سیاسی) اسماعیل قوامی (کنشگر سیاسی)

ک

مهزاد کاظم‌زاده (کنشگر سیاسی و حقوق زنان) حسین کاظمی (کنشگر سیاسی) داوود کاظمیه (کنشگر سیاسی) مهنور کاویان (کنشگر جنبش زنان) فرزام کرباسی (خبرنگار و برنامه‌ساز تلویزیون) زیبا کرباسی (شاعر) محسن کردی (کنشگر سیاسی و نویسنده) سام کرمانیان (کنشگر مدنی) وحید کرمی (کنشگر سیاسی) آزاده کریمی (روزنامه‌نگار) علیرضا کریمی (کنشگر سیاسی) نبی‌الله کریمی (کنشگر سیاسی) شاهین کریمی تفرشی (کنشگر سیاسی) ناصر کسمایی (ستوان خلبان ارتش) فرامرز کلانتری (کنشگر سیاسی) ساسان کمالی (برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) مریم کمالی (کنشگر سیاسی) الهیار کنگرلو (فیزیکدان و پژوهشگر علوم اعصاب و روان، کنشگر سیاسی) برندن کهن (کنشگر حقوق بشر) اسماعیل کهن (کنشگر سیاسی) شنن کهن (کنشگر سیاسی) شارلین کهن (کنشگر سیاسی) براین کهن (کنشگر سیاسی) بردلی کهن (کنشگر سیاسی) کامران کهنلو (کنشگر سیاسی) الی کُهَنیم، سعید کوچکپور (کنشگر سیاسی) بیژن کیان (کنشگر) نرگس کیانی (پزشک) نسترن کیانی (کنشگر حقوق بشر) علیرضا کیانی (کنشگر سیاسی) هومن کیانی (کنشگر سیاسی) بهرام گلزاری (کنشگر سیاسی)

گ/ل

کوروش گلنام (کنشگر سیاسی و نویسنده) سعید گنجی (کنشگر سیاسی، متخصص نانو) هوشنگ لاهوتی (پژوهشگر زیست‌شناسی سلولی و مولکولی و علوم پایه ژنتیک) مصطفی لطفی‌کیان (کنشگر سیاسی) جواد لعل‌محمدی (امضاکننده بیانیه ۱۴نفر) احمد لنگرودی (شاعر) جلیل لنگرودی انصاری (کنشگر سیاسی)

م

حسن ماسالی (کنشگر سیاسی) شکرالله متحمل (کنشگر سیاسی) وحید متین‌احمدی (کنشگر سیاسی) اکبر محبت‌زاده (کنشگر سیاسی) نوید محبی (کنشگر دموکراسی‌خواه) علی محسنی (متخصص بیولوژی و میکروب‌شناسی و علوم تغذیه) ابوالفضل محققی (کنشگر سیاسی و نویسنده) سعید محمدی (خواننده و کنشگر سیاسی) حامد محمدی (روزنامه‌نگار) بهنام محمدی (کارتونیست) علی محمدی (کنشگر سیاسی) مجید محمدی (نویسنده) زرین محی‌الدین (کنشگر سیاسی و حقوق بشری) افشار مختاری (کنشگر سیاسی) احمد مداح (کنشگر سیاسی) محبوبه مرادی (گرداننده برنامه تلویزیونی) محمد مرادی (کنشگر سیاسی) مهرنگ مرادی (کنشگر سیاسی) اسماعیل مرادی (کنشگر سیاسی) علیرضا مروتی (کنشگر سیاسی) رضا مریدی (فیزیکدان و سیاستمدار، نماینده سابق پارلمان انتاریو کانادا) محمد مستوفی (کنشگر سیاسی) کاترین مسعودی (کنشگر سیاسی) مرتضی مشتاقی (کارگران و بازیگر تئاتر) سیاوش مشفق همدانی (فیزیکدان و متخصص نورشناسی و لیزر) شاهرخ مشکین‌قلم (محقق و هنرمند در هنرهای دراماتیک) سجاد مشهدی همت‌آبادی (کنشگر سیاسی) امیرساسان مصطفوی (کنشگر سیاسی) مهدی مصلحی (کارشناس نفت و گاز) کامران مصلحی (کنشگر سیاسی) احمد مظاهری (کنشگر سیاسی) مهیار مظلومی (شاعر) ابراهیم مظهرسلوک (کنشگر سیاسی) اکبر معارفی (نویسنده و پژوهشگر) ژوبین معزی (کارآفرین) رامین معلم (کنشگر سیاسی) دانش معلم (کنشگر سیاسی) مراد معلم (کنشگر سیاسی) مریم معمارصادقی (کنشگر سیاسی) هایده مغیثی (استاد دانشگاه) حبیب مفتاح بوشهری (موزیسین) مهدی مفخمی (کنشگر سیاسی) اردوان مفید (هنرمند و کنشگر سیاسی) طهمورث مقدم (کنشگر سیاسی) زری مقدم (کنشگر سیاسی) کوروش مقدم (کنشگر سیاسی) کیمیا مقدم (کنشگر سیاسی) کتی مقدم (کنشگر سیاسی) محمود مقدم (کنشگر سیاسی) احمد مقدم (کنشگر سیاسی) شاهرخ مقدم (کنشگر سیاسی) منوچهر مقصودنیا (کنشگر سیاسی) سیاوش مکفی (سرهنگ خلبان ارتش ایران) کارمل ملامد (روزنامه‌نگار و مدافع حقوق اقلیت‌های مذهبی) بابک ملک (حقوقدان) حسن ملکزاده (کنشگر سیاسی) مرتضی ملک‌محمدی (کنشگر سیاسی) سیروس ملکوتی (گیتاریست و آهنگساز) علی منجزی (نقاش و کنشگر سیاسی) زویی مندیچ (کنشگر حقوق زنان، مهندس مخابرات و تکنولوژی) حسن منصور (اقتصاددان و استاد دانشگاه) اسفندیار منفردزاده (آهنگساز) میترا مهاجر (کنشگر سیاسی) مریم مهدیانی (کنشگر حقوق بشر) رضا مهدیانی (کنشگر سیاسی) حمید مهدیانی (کنشگر سیاسی) حمید مهدی‌پور (ناشر و کنشگر سیاسی) منوچهر مهدیزاده (کنشگر سیاسی) بیژن مهر (کنشگر سیاسی) علی مهرآسا (دکتر داروساز و کنشگر سیاسی) بهجت مهرآسا (کنشگر جنبش زنان) افشین مهرآسا (هنرمند و کنشگر سیاسی) بهزاد مهرانی (کنشگر سیاسی و پژوهشگر) غلام مهرپور (سروان خلبان ارتش ایران) محمدحسین مهرمند (سپهبد خلبان ارتش ایران) پرستو مهینی (کنشگر سیاسی و حقوق زنان) خسرو موریم (کنشگر سیاسی) کاوه موسوی (حقوقدان) احمد موسوی (کنشگر سیاسی) علی موسوی (کنشگر سیاسی) بهزاد موسوی بزاز (کنشگر سیاسی) علیرضا میبدی (برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، شاعر سجاد میثمی آموزگار مهسا میرحسینی نقاش و پژوهشگر هنر محمد میرزاخلیلی کنشگر مدنی و حقوق کارگران) شکوه میرزادگی (شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی) حامد میرزایی (کنشگر سیاسی) علی میرفطروس (پژوهشگر تاریخ) زهره میزراحی (حقوقدان و کنشگر مدنی) شاهین میلانی (کنشگر حقوق بشر) بابک مینا (دانشجوی دکترای فلسفه مدرسه مطالعات عالی علوم اجتماعی) نسرین مینا (شهروند)

ن

شاهین نجفی (هنرمند و پژوهشگر فلسفه هنر) علیرضا نادر (پژوهشگر ارشد امور ایران) غلامرضا ناصر (کنشگر سیاسی) پویا ناصری (کارشناس حوزه سرمایه‌گذاری خارجی) منیژه ناظم (کنشگر سیاسی و حقوق بشری) پوریا نایب (کنشگر سیاسی) سهراب نبوی (کنشگر سیاسی) محسن نجاتی (کنشگر حقوق بشر) یوحنا نجدی (کنشگر سیاسی) مجید نجفی (کنشگر سیاسی) مجتبی نجفی اصفهانی (مستندساز) نیلوفر نجفی سبحانی (کنشگر سیاسی) ثریا ندیم‌پور (کارشناس محیط زیست، کنشگر سیاسی و حقوق زنان) اصغر نصرتی (پژوهشگر و منتقد تئاتر) فرهاد نصیرخانی (سرگرد خلبان ارتش ایران) شهره نظر (روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی) نوید نظر (کنشگر سیاسی) تینوش نظم‌جو (کارگردان تئاتر و سینما، ناشر، نویسنده و مترجم) شهرزاد نعلینی (کنشگر سیاسی) لیلا نعمتی (کنشگر مدنی) مرتضی نقدی (کنشگر سیاسی) مسعود نقره‌ کار (پزشک، نویسنده) امید نقره‌ کار (مهندس کامپیوتر) آریو نهرام (کنشگر سیاسی) سیاوش نوابی (کنشگر حقوق کارگران) رضا نورمحمدی (کنشگر سیاسی) ناصر نورهانی (کنشگر سیاسی) امید نوروزیان (کنشگر سیاسی) پاندورا نوری (کنشگر سیاسی) رعنا نوری خلیچی (کنشگر سیاسی) محمد نوری‌زاد (زندان سیاسی، امضاکننده بیانیه ۱۴ نفر) پرتو نوری‌علا (شاعر و نویسنده) اسماعیل نوری‌علا (کنشگر سیاسی، شاعر و منتقد ادبی و کارگردان) نوش‌آفرین (خواننده) زهرا نوشین‌فر (کنشگر حقوق زنان) نسرین نیرومند (کنشگر سیاسی) علی نیری (استاد دانشگاه) مهدی نیکخواه (سروان خلبان ارتش ایران) پریسیما نیلسون (پرستار، کنشگر سیاسی و حقوق مدنی)

ه/و

صادق هاتفی (نویسنده، کارگردان و بازیگر سینما و تئاتر) جرج هارونیان (کنشگر حقوق بشر) کاوه هامونی (کنشگر سیاسی) نادر هدایتی (کنشگر سیاسی) آرش همپای (کنشگر حقوق بشر و پناهندگان) مهناز همدانیان (کنشگر سیاسی و نویسنده) عطا هودشتیان (استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم سیاسی) عباس واحدیان شاهرودی (امضاکننده بیانیه ۱۴نفر) داریوش وثوق (کنشگر سیاسی) احمد وحدانی (کنشگر سیاسی) شیده ورزگر (پرستار- زندانی سیاسی پیشین) گیلدا وزیردفتری (کنشگر حقوق زنان) ایرج وزیری (کنشگر سیاسی) هوشنگ وزین (سرهنگ ارتش)

ی

اسماعیل وفا یغمایی (شاعر و نویسنده) منصور ولدی (سرتیپ یگان ویژه هوابرد ارتش ایران، کنشگر سیاسی) تونیا ولی‌اوغلی (قهرمان و رکورددار پیشین شنای ایران، کارشناس ورزش، کنشگر حقوق زنان) عزت ولی‌زاده (کنشگر سیاسی) پویان ویستا (کنشگر سیاسی) محسن یاسینی (سروان خلبان ارتش ایران) مژگان یاوری (کنشگر سیاسی) رضا یخی (کنشگر سیاسی) محمدرضا یزدان‌پناه (روزنامه‌نگار) افسانه یزدانی (خبرنگار) منوچهر یزدی (کنشگر سیاسی) فتحیه یزدی (کنشگر سیاسی و کنشگر حقوق زنان) مریم یعقوبی (پرستار- زندانی سیاسی پیشین) حمید یوسف‌زادگان (کنشگر سیاسی)

جمع‌آوری امضا ادامه دارد…

No responses yet

Dec 29 2019

آیا پنجم دی شکست اپوزسیون بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

شراگیم زند: فراخوان پنجم دی به مناسبت بزرگداشت چهلم کشته شده های اعتراضات آبان ماه از سوی گروهها، افراد و جریانهای مختلفی مورد حمایت قرار گرفت و درمورد آن اطلاع‌رسانی شد. روز پنجم دی اما در عمل خیابانهای شهر در تصرف نیروهای امنیتی بود. معدود تجمعاتی هم که تشکیل شد با برخورد نیروهای امنیتی فرصت و مجال چندانی برای دوام و به هم پیوستن پیدا نکرد. همین مساله دستاویزی شد تا برخی بگویند مردم برای فراخوانهای مخالفین جمهوری اسلامی و اپوزسیون دیگر به اصطلاح تره هم خُرد نخواهند کرد و پنجم دی هم سندی‌ست بر این مدعا.

اما در این میان چند نکته وجود دارد که به عمد مغفول مانده است. اول اینکه فراخوان پنجم دی، فراخوانی نبود که صرفا از طرف اپوزسیون خارج نشین، طراحی و پیشنهاد شده باشد. طرح موضوع به چنین شکلی آدرس غلط دادن است. خانواده کشته شده های آبان‌ماه و به خصوص پدر و مادر پویا بختیاری اولین پیشنهاد دهندگان چنین فراخوانی در روز چهلم عزیزانشان بودند. در چنان شرایطی بدیهی بود همه آنها که در خارج از ایران رسانه در اختیار دارند و مخالف جمهوری اسلامی هستند، صدای آنها را پژواک داده و در مورد این فراخوان به صورت حداکثری اطلاع رسانی کنند. آنها که امروز به اپوزسیون به خاطر دعوت به پیوستن حداکثری به چنان فراخوانی طعنه می‌زنند؛ عمدتا یا وابستگان خود حکومت هستند و یا دلبستگان اصلاحات.
این دو گروه به هر نحوی سعی می‌کنند جریانهای بیرون از خود را جریانهایی ورشکسته و فاقد پایگاه مردمی نشان بدهند و واژه «براندازی» را صرفا لقلقه زبان عده ای خارج نشین کراواتی معرفی کنند که در انزوای چهل ساله خود فسیل شده اند.

اما واقعیت این است که حالا سال ۹۸ است و زمانه دیگر شده است. حالا شعارهای براندازانه را ما نه فقط از مجری های کراواتی شبکه های ماهواره، که از کف خیابان های ایران می‌شنویم. و همین برای کسانی که هویتشان تنها در جمهوری اسلامی تعریف می‌شود و یا معاششان به این حکومت گره خورده است ترسناک است. برای همین هم بعد از پنجم دی که عملا تجمعی امکان تشکیل پیدا نکرد، این دو گروه یعنی اصلاح طلبان و ولایت معاشان هر دو نفس راحتی کشیدند و تحلیل کردند که بله دیگر حنای اپوزسیون برای ملت ایران رنگ ندارد و نشان به آن نشان که پنجم دی هم آمد و آب از آب تکان نخورد و خیابانها خلوت بود.

خیر. خیابانها خلوت نبود. خیابانها مملو از نیروهای امنیتی بود که به سلاح های جنگی مجهز بودند. همانها که قبلا هم نشان داده بودند که در چکاندن ماشه به روی مردم لحظه ای تردید نمی‌کنند. همانها که چهل روز قبل به معنای واقعی کلمه «قتل عام» به راه انداختند و از شلیک به زنان و کودکان نیز ابایی نداشتند. همان ها که در ماهشهر با تانک و دوشکا به استقبال معترضین رفته بودند.

اینکه چرا بسیاری از مردم بعد از اعتراضات آبان به فراخوان پنجم دی واکنش نشان ندادند و در خانه ها ماندند یک پاسخ ساده و روشن دارد. « ترس از کشته شدن در خیابان».

عجیب و تاسف بار اینکه همان اصلاح طلبانی که در جریان هشتاد و هشت سرکوب خونین و در نهایت خانه نشینی جنبش سبز را بدون کوچکترین دستاوردی دیده و تجربه کرده بودند، حالا خلوتی خیابانها در دی ماه ۹۸ را اسباب طعنه و تحقیر جریانهای برانداز قرار دادند. آدم های جدی ترشان هم تحلیل کردند که بله پنج دی نشان داد اپوزسیون و براندازان در ایران، پایگاه مردمی ندارند و فراخوان هایشان عقیم می‌ماند.

اما صرف نظر از این مسائل واقعیت این است حکومتی که از نیروی مرگبار علیه مردمش آن هم به این شدت و در این حجم و با این گستردگی استفاده کند، درست است که دیگرهمه چیز را باخته اما فاتح خیابانهاست. حکومتی نظامی که تنها می‌تواند بر خیابانها حکومت کند!

پینوشه در شیلی بعد از سرنگون کردن یکی از مردمی ترین چهره های تاریخ آن کشور، سالهای سال با زور سرنیزه بر مسند قدرت ماند. چرا مردم شیلی به خیابانها نریختند و پینوشه ای را که به آن شکل، سمبل اراده ملی کشورشان را به قتل رسانده بود از قدرت به زیر نکشیدند؟ آیا سالوادور آلنده و کسانی که مردم را دعوت به مقاومت می‌کردند پایگاه مردمی نداشتند؟ جواب ماشین کشتار پینوشه بود. وقتی ارتش مسلح به خیابان گسیل کنیم و فرمان کشتار بدهیم، مردم معترض حتی اگر در اکثریت مطلق باشند جایی برای عرض اندام نخواهند داشت. مثالها و نمونه های زیادی در این مورد وجود دارد.

عدم حضور مردم در خیابانها در پنجم دیماه نمی‌تواند نشانه شکست اپوزسیون و یا پیروزی حکومت باشد. این روزها مردم بیشتر از همیشه با بدنه حکومت و طیفها و جریانهای سیاسی که در چهارچوب جمهوری اسلامی تعریف شده و فعالیت می‌کنند، فاصله گرفته اند. آینده نشان خواهد داد جمهوری اسلامی که بعد از آبان ۹۸ در مسیری بدون بازگشت افتاده است چگونه ساقط می‌شود و این برگ سیاه و خونین تاریخ ایران به چه شکل ورق خواهد خورد.

اما در این میان اپوزسیون و مخالفان جمهوری اسلامی با اینکه حالا دیگر در هدف خود که براندازی ست، همدلی و همراهی اکثریت مردم ایران را دارند، نیاز به تغییر تاکتیک نیز دارند. راه سرنگونی جمهوری اسلامی این روزها دیگر از تجمعات خیابانی نمی‌گذرد. تابوی کشتار زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودکان در این رژیم دیگر شکسته و در صورت اعتراضات سراسری بزرگ در آینده، باز هم با همین کشتار و بدتر از آن روبرو خواهیم بود. پس چه باید کرد؟ باید مردم ایران را ساکنین موصل اشغال شده فرض کنیم که زیر پرچم حکومت خودخوانده داعش زندگی می‌کنند؟ شرایط موصل تحت اشغال داعش شبیه شرایط این روزهای بسیاری از شهرهای ایران است. در موصل چند هزار نفر چند صد هزار نفر را آواره کردند و یا به گروگان گرفتند. مخالفین جمهوری اسلامی که در خارج از ایران فعالیت می‌کنند باید از خود بپرسند اگر نماینده آن مردم و مورد اعتماد ایشان بودند آیا فراخوان به شرکت در تجمع خیابانی علیه داعش می‌دادند؟ قطعا خیر! چرا که داعش برای کشتار همه ابزارها را در اختیار دارد و به هیچ قاعده و قانون اخلاقی و انسانی نیز پایبند نیست. درست مانند برادر بزرگترش جمهوری اسلامی که در ماه آبان نشان داد که حتی با دوشکا هم معترضین را می‌تواند هدف قرار دهد.
اما جمهوری اسلامی فرجامی بهتر از داعش نخواهد داشت. این حکومت غافل است از اینکه بر سرنیزه مدتی می‌توان تکیه کرد، اما بر آن نمی‌توان نشست!

No responses yet

Sep 27 2019

از تصور تا توهم عبدالستار دوشوکی: (نقدی گذرا به شورای مدیریت گذار)

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

عبدالستار دوشوکی: شورای مدیریت گذار بعد از بیش از یک سال جلسات خصوصی قرار است آخر این هفته بعنوان پروژه جدید بخشی از اپوزیسیون در لندن “برآیش” شود.  وقت زیادی صرف کردم تا معنی “برآیش” را پیدا کنم. ظاهرا برایش یعنی مرحله پایانی تکوین و تکامل یا فرگشت با ویژگی فنوتیپی موروثی! در دعوت نامه حسن شریعتمداری (دبیر کل شورای مدیریت گذار) که برای نگارنده نیز ارسال شده است سخن از “ائتلاف وسیع  ملی و هماهنگی گسترده همه تلاشگران اپوزیسیون و اینکه شورای مدیریت گذار، چتری است فراگیر برای همه ایرانیان”، آمده است.

در طی چند سال اخیر  ائتلافات سیاسی و پروژه های متعددی توسط طیف های مختلف اپوزیسیون ارائه شده است که هر کدام بنوبهء خود چند صباحی سر و صدای فراوانی ایجاد کردند و به تدریج به حاشیه فراموشی سپرده شدند. آیا علیرغم قاعده چهل ساله، فرجام شورای مدیریت گذار یک استثنا  خواهد بود؟ در این مقاله با نگاهی نقدگرایانه بصورت سریع (گذرا)، صریح و منصفانه در جستجوی پاسخ به این سوال خواهم بود. وقتی از برگزار کنندگان این “برآیش” یا رونمایی (اعلام موجودیت) پرسیدم هدف از دعوت امثال بنده چیست؟ زیرا هیچگونه سند یا اطلاعاتی در دست نیست، و قرار است من در آنجا چه کار کنم؟ جواب قانع کننده ای نیافتم جز اینکه حضور امثال بنده و بقیه فعالان اپوزیسیون باعث مشروعیت بخشیدن به پروژه ای می شود که ما از اهداف، برنامه، نقشه راه، اسناد، اساسنامه و مرامنامه آن کاملا بی اطلاع هستیم. قاعدتا یک پروژه یا ائتلاف وسیع ملی و فراگیر باید با یک فراخوان ملی و شفاف و گفتمان عمومی آغاز شود و نه در جلسات بسته یک “محافل خصوصی”.

ظاهرا این پروژه با جهشی موروثی (mutation) از “اتحاد برای دمکراسی در ایران” آغاز شد که آخرین کنفرانس خود را حدود ١٧ ماه پیش تحت عنوان “مدیریت گذار از جمهوری اسلامی” در لندن برگزار کرد. در آن کنفرانس بنده نیز یکی از سخنرانان بودم و از همگرایی و ائتلاف نحله های مختلف اپوزیسیون با تمام وجود استقبال کردم، و در مورد ضرورت مبرم آن سخن گفتم. اما جالب اینجاست حسن شریعتمداری که در آغاز بخشی از مجموعه “اتحاد برای دمکراسی در ایران” بود، یکه و تنها آن کنفرانس را بایکوت کرد و از شرکت در آن امتناع ورزید و راه جدید و انتزاعی خود را منحصرا آغاز کرد. بعدها اتفاق نادری رخ داد که بنده از درک آن تا به امروز عاجز هستم. و آن اینکه اکثر اعضای فعال “اتحاد برای دمکراسی در ایران” آن مجموعه را رها کردند و از ره ارادت سالاری به پروژه موازی و هماوردانه در حال تکوین حسن شریعتمداری روی آوردند. علیرغم اینکه آقای شریعتمداری در کنفرانس لندن آنها را بایکوت کرده بود.

اینکه جناب آقای شریعتمداری توانسته است باعث فروپاشی عملی یک مجموعه با سابقه و نامدار، و جذب اکثر اعضای آن به زیر چتر سیاسی خود بشود، از منظر کشش و کمالات مدیریتی و کاریزماتیک شخصیتی قابل تحسین و ستودنی است. ایشان در طی حدود ١٧ ماه گذشته در یک رهنورد تاریخی (odyssey)، اما از نظر رقابتی “هماوردگر” علمدار مبارزه بر علیه “رهبری فردی” تحت هر عنوانی بودند. و به همین دلیل پافشاری و تاکید بر روی “شورا” بود و نه رهبری فردی. حال چه اتفاقی رخ داد که ذاتا با نقض غرض و پارادکس متناقض ایشان قبل از رونمایی در لندن به “رهبریت” تحت عنوان “دبیرکل” این مجموع منتخب یا منتصب شدند (از شیوه انتخاب یا انتصاب اطلاعی در دست نیست). باید اعتراف کنم که قدرت مجاب و متقاعد کننده ایشان قابل تحسین است. بر اساس دانشنامه آزاد ویکی پدیا سید حسن شریعتمداری فرزند ارشد آیت الله العظمی  شریعتمداری (از مؤثرترین مراجع تقلید شیعه در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی و یکی از بانیان نظام جمهوری اسلامی) می باشد که تحصیلات حوزوی (در قم) نیز دارد. و اینکه اپوزیسیون سکولار بعد از ٤٠ سال حکومت آیت الله ها در ایران تصمیم گرفته است تا فرزند یک آیت الله (اگرچه سکولار و غیر مذهبی، و بجای خود محترم) را بعنوان “رهبر” و دبیر کل خود انتخاب کنند، سندی است غیرقابل انکار بر توانایی های قابل ستایش جناب حسن شریعتمداری در مجاب نمودن دیگران!  زیرا همین رفقا اگر بحث رضا پهلوی ی دمکرات و سکولار که ٩٥ درصد آرزوهای خود را در یک جمهوری دمکراتیک می بیند مطرح بشود، از “ژن” او گذشت نخواهند کرد. اگرچه از نظر نگارنده “آقازاده گی” و “ژن” در دنیای مدرن و مناسبات سیاسی موضوعات بی ربطی هستند، و هر کس باید بدون در نظر گرفتن “ژن خوب و بد” بر اساس شایستگی های شخصی مورد قضاوت قرار بگیرد. طبیعتا همانگونه که به کرات در این مقاله تاکید کرده ام، آقای شریعتمداری شایستگی های فردی قابل ستایش را دارند. غرض از ذکر این مطلب رفتار و قضاوت دوگانه برخی از دوستان است. معهذا، رفقا باید این ثنویت در دوگانه ‌انگاری گزینشی خویش را برطرف کنند.

انتقاد دیگر در باب ساده انگاری و تصور خوشبینانه (اگر نگویم توهم) در مورد عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی با جایگزینی واژه ها است. آقای شریعتمداری که دبیر کل و شارح کل این جریان هستند در این مورد می فرمایند “باید از واژه “براندازی نظام” پرهیز نمود. زیرا واژه براندازی عکس العمل نظام را بسیار غضبناک و خشن تر خواهد کرد. اما واژه “گذار مسالمت آمیز” برای رژیم جمهوری اسلامی قابل هضم تر خواهد بود”. یعنی جایگزینی اصطلاح “گذار” بجای “براندازی” یا “سرنگونی”؛  کلیدواژه و رمز موفقیت این طرح برخلاف طرح های ناکام پیشین است. تو گویی جمهوری اسلامی با سرنگونی خود مشکلی نخواهد داشت بشرطی که اسم آن “گذار” باشد و نه “براندازی”. و اینگونه می توان با پنبه سر جمهوری اسلامی را بُرید! عجب کشفی؟ با اندک ملغمه ای از حس حسرت و حسادت به خودم گفتم: “ای دل غافل!  چرا فکر این اکتشاف ناب به نیمچه ذهن من نرسیده بود تا همانند ارشمیدس از وان حمان بیرون بپرم و فریاد بزنم یافتم ! یافتم!”

آقای  شریعتمداری در سخنرانی دو هفته پیش خود در همایش سالیانه همبستگی جمهوری‌خواهان ایران تاکید کرد: “انقلاب توده‌ای نظیر سال ۵۷ احتمال تکرارش در حال حاضر بدلایل مختلف از جمله ذهنیت منفی نسبت به آن قابل تکرار نیست” و ادامه می دهد که ” استراتژی ما ایجاد گذری امن برای گذار است”. اما توضیح نمی دهد این “گذر امن” در عمل چگونه اتفاق خواهد افتاد. تناقض در آنجا آشکار می شود که چند دقیقه بعد ایشان می گویند: ” وظیفه اصلی مدیریت دوران گذار “انتگره کردن” آستانه‌های کوچک تغییر به آن آستانه بزرگ و نهایی تغییر، یعنی اعتراض و اعتصاب همگانی و فلج کننده و گذار مسالمت آمیز از این نظام است”. خوب! باید گفت این دقیقا تکرار همان انقلاب سال ۵۷ است. یعنی بر اساس “تئوری گذار مسالمت آمیز” جمهوری اسلامی خشونت بسیار کمتری را در مقایسه با خشونت ماه های آخر حکومت شاه اعمال خواهد کرد؟ حال باید سرگردان در لابلای این واژه های سردرگم بگردیم تا پرتقال فروش پیدا کنیم. وی سپس با تکیه مفهومی به تئوری دیالکتیکی هگل در مورد تضاد و اجتناب ناپذیر بودن “جبر تاریخ” می گوید: “پس در انتظار پدید آمدن نقطه واحد (آستانه تغییر) بعنوان پدیده‌ای ناشی از تغییرات ناگزیر تاریخی و ترانسفورماسیون اجتماع (تحول طلبی) عملا ناشی از جبرگرایی تاریخی و تعلیق به محال نمودن امر سیاسی گذار که در درجه اول ناشی از عمل و تاثیر آگاهانه و مسوولانه عناصر فعال و آگاه و با اراده اجتماعی است میباشد”. سوال اینجاست که جبر ناگریز تاریخی چرا در مورد جمهوری های موروثی و دیکتاتوری های کهن تر از جمهوری اسلامی نظیر چین، کره شمالی، کوبا و یا سوریه و غیره عملی نشده است؟  مشکل اساسی اینجاست که ایشان در سخنرانی دو هفته پیش خویش با نفی “قیام عمومی” آن را پوپولیستی، نگران کننده و ماجراجویانه می نامند و به زعم ایشان “باید از چنین رویکرد‌های نگران‌ کننده و رهبران ماجراجویش فاصله بگیریم”. نگارنده به قیام عمومی ملت برای سرنگونی (ببخشید ! گذار ازجمهوری اسلامی) اعتقاد دارم؛ و جز این راه دیگری را پیشنهاد نمی کنم. مغالطه و عوام‌فریبی برای “فروش روغن مار” نیز این حقیقت تلخ را تغییر نخواهد داد.

انتقاد اساسی دیگر به دبیر کل و برخی از مسئولین شورای مدیریت گذار به نحوه برخورد ناصواب و رقابت جویانه آنها  با بیانیه تکمیلی ١٤ نفره بود که قریب به هزار فعال مدنی در خارج و داخل کشور امضای خود را زیر بیانیه حمایت از آن ١٤ تن گذاشتند. آن بیانیه به تعبیر دکتر مسعود نقره کار “آینه‌ای در برابر اپوزیسیون” بود.  اما شوربختانه دبیر کل و برخی از مسئولین شورای مدیریت گذار از گذاشتن امضای خود در کنار امضای دیگران امتناع ورزیدند؛ که سخت باعث تاسف می باشد. یعنی کسی که سودای جایگاه “نفر اول” را در سر می پروراند، نمی تواند بپذیرد که “نفر پانزدهم”  باشد. حال در عرض کمتر از چند هفته از همان فعالان انتظار دارند در مراسم صحه گذاری و رونمایی آلترناتیو خودشان در لندن شرکت کنند. باید صریح و شفاف گفت که این نوع شیوه برخورد تمامیت خواه و خودمحورانه به مصداق “همه با هم” نیست. بلکه نمونه بارز انحصارطلبانه “همه با من” می باشد. اتفاقا دکتر مسعود نقره کار نقش تبلیغ سیاسی در توهم آفرینی را در یک مقاله علمی خوب بنام “توهم سیاسی” بصورت گویا توضیح داده است که می گوید توهم آفرینی سیاسی همراه با طرح نابهنگام و ناکارآمد راه‌کارها و راهبردهای متوهمانه به همراه دارد. کنش گری منفی و آفت توهم آفرینی سیاسی برانگیزانندهء نومیدی و سرخوردگی، و سبب از خود بیگانگی می شود”. در این مورد می توان به مصادره به مطلوب جنبش ها و قیام عمومی داخل کشور آنگونه که در بیانیه مشترک “هژمونی طلبانه” حسن شریعتمداری و حشمت‌الله طبرزدی بتاریخ ۲۱ مهرماه ۱۳۹۷ آمده بود، اشاره کرد. در آن بیانیه با اعتماد به نفس شگفت انگیزی آمده بود: “اینک در آستانه تشکیل و اعلام عمومی “شورای مدیریت دوران گذار”، اعتصاب گسترده شما هم میهنان گرامی و بویژه اصناف عزیز نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مدنی  ملت ایران است..”.

انتقاد نهایی اینکه این پروژه نه تنها از علنیت و شفافیت حداقلی برخوردار نیست؛ بلکه از مخفی کاری ی وسواس مندانه و مزمن رنج می برد. به همین دلیل بنده ماه ها پیش پیشنهاد شرکت در “کارگروه اتنیکی” ی “مدیریت شورای گذار” را رد کردم. آخه! من با کدام “رو” و بر اساس کدام “فتوای شرعی” یا منطق و برهان، و یا بر طبق کدام حکم مردمی و اختیارنامه (mandate) به ملت داخل کشور و بخصوص مبارزانی نظیر ١٤ نفر که در زندان های جمهوری اسلامی شکنجه و پرپر می شوند مژده بدهم که خوشا بحالتان که بنده در لندن و آلمان مدیر خودگماشته مبارزات شما شده ام. مضاف بر اینکه اندیشه زایی تک محوری و آغازش چیدمان این شورا، بصورت جناحی، گزینشی، تحکمی و تصنعی بوده که از بالا به پائین دیکته شده است. فرایند تکوینی آن نیز در نهان و در محفل های خصوصی بدون هیچگونه فراخوان و یا گفتمان ملی صورت گرفته است. فقط میهمانان گزینشی در مباحث آن شرکت داشتند. وانگهی حتی بسیاری از همان افراد و جریانات دعوت شده در “مذاکرات یک جانبه” بتدریج از آن جدا شدند و انتقادات جدی را نسبت به فرایند و اهداف کار شورای مدیریت گذار مطرح کردند؛ که شرح آن بنوبه خود مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد. بعنوان مثال اکنون فقط بخش کمی از نیروهای چپ سنتی از نسل قدیم، بخشی از جمهوریخواهان، کنگره ملیت های ایران فدرال، و اصلاح طلبان و ملی مذهبی های بریده از حکومت در این مجموعه باقی مانده اند. از طیف مشروطه خواهان ظاهرا فقط یک نفر حضور دارد و بس! انحصارطلبی به حدی است که حسن شریعتمداری در گفتگو با کیهان لندن می گوید: “کار کردن آقای رضا پهلوی بر فراز ساختارها و تماس مستقیم با مردم اشکال دارد”؛ و از ایشان دعوت می کند “بجای تماس مستقیم با مردم بیاید و در جمع مدیران شورای گذار (به دبیر کلی او) کار بکند”. شاید به همین دلیل، علیرغم تعارفات ظاهری، برخی اسم این شورا را “شورای گذار از مشروطه” نام نهاده اند. بقیه گروه ها و ائتلاف هایی که در طی سال های اخیر اعلام موجودیت کرده اند، از پیوستن به شورای مدیریت گذار اجتناب ورزیده اند. در نتیجه بزرگ نمایی و معرفی آن بعنوان یک ائتلاف وسیع  ملی و گسترده، با واقعیت همخوانی ندارد.

اما در پایان باید تاکید کرد علیرغم نقد و سنجشگری به حق و مناسب در راستای پرهیز از مبالغه و اغراق گویی، از همسوئی و ائتلاف بخشی از یک جناح اپوزیسیون با یکدیگر باید استقبال کرد و آن را بفال نیک گرفت. زیرا حق هر محفل و گروهی است که با دوستان و همفکران خود ائتلاف و شورا تشکیل بدهند.  اگر این دوستان گرامی می خواهند مورد وثوق و باورپذیری دیگر طیف های اپوزیسیون (چه برسد به ملت ایران) قرار بگیرند، باید بدون اغراق گویی و مبالغه یا بزرگنمایی تبلیغاتی یا گردوئی را گنبد کردن، حقیقت وجودی کرانمند خود را در کنار “پذیرش مساوی” دیگر جریانات موجود تصدیق و اذعان کنند. زیرا در فرهنگ ایرانی سنگ بزرگ علامت نزدن است.

دوشنبه ١ مهر 1398

No responses yet

Jun 04 2018

خط قرمز یا خط زرد؟ حسن بهگر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

ایران لیبرال: چندی پیش آقای فلاحتی به اطلاع همه رساند که برنامه ای به نام خط قرمز در رادیو آمریکا تدارک دیده که موضوعش منحصراً گفتگو با سازمان ها و شخصیت هایی است که قصد براندازی حکومت اسلامی را دارند و خلاصه دیگر مدعیان مبارزه، از جمله اصلاح طلبان، در آن جایی نخواهند داشت. خبر برای کسانی که جداً دنبال براندازی هستند و طرفدارانشان هم بین مردم کم نیستند، بسیار شاد کننده بود. چون تا به حال، رسانه های بزرگ عملاً هیچگونه تریبونی در اختیار طرفداران راه اخیر قرار نداده اند و حتی خبررسانی هم نکرده اند. شاهد بودیم که حتی بعد از اعتراضات دی ماه که نتیجهُ روشنش پس زدن اصلاح طلبان و گرایش به براندازی بود، باز همان پانسیونرهای اصلاح طلب را برای تفسیر فراخواندند، گوی نه خانی آمده و نه خانی رفته.
از آنجا که مدت هاست روشن شده که این حکومت اصلاح پذیر نیست و تنها راه آزادی ملت، برانداختن نظام است. این برنامه می توانست با دعوت از آزادیخواهان و گفتگو با آنها به روند مبارزه و فرهنگ دموکراسی در ایران یاری برساند.
البته این را هم بگویم که این وسط، سخنان وزیر خارجه ی آمریکا، که برای عموم مردم نوعی سردرگمی و برای امیدواران به یاوری آمریکا، نوعی ناامیدی ایجاد کرد، خلاف خط این برنامه بود و ایجاد ابهام کرد. چون به هر صورت بودجه ی رسانه از وزارت خارجه می آید. تضاد مزبور، به این فکر رایج دامن زد که کارهای آمریکا بی حساب و کتاب است و یا شاید نمی خواهد دستش را کامل رو کند. پس تضاد را زیر سبیلی رد کردیم و گفتیم فلاحتی سابقه ی چپ دارد و و خواسته کاری بکند. از او که چند سال برنامه موفقی مانند صفحه ی آخر را اداره کرده، انتظاری نمی رفت جز این که مسأله ی براندازی را جدی بگیرد.
متأسفانه اولین برنامه با رضا پیرزاده توی ذوق همه زد. شورای ملی ایرانیان دستگاهی بود که رضا پهلوی برای ابراز حضور سازمانی در اپوزیسیون ایجاد کرد، با این برنامه که باید مبارزات مدنی کرد و انتخابات آزاد خواست. شورا غیر از ترتیب یک انتخابات داخلی پر جنجال که باعث خروج عده ای شد و پخش یک برنامه ی تلویزیونی در یکی از رسانه های لوس آنجلسی، کاری نکرد و با خروج رضا پهلوی هم که فقط اسم سخنگوی شورا را روی خود گذاشته بود تا به هیچوجه مسئولیتی رسمی در قبال آن بر عهده نگیرد، عملاً تعطیل شد. شعارش هم که از اول سست و بی رمق بود، با تحول اوضاع به کلی بی معنی شد. به هر صورت شورا از اول برانداز نبود و پیرزاده هم صریحاً گفت که هنوز هم نیست. این از قدم اول!
پس از آن بجز مصاحبه با بنی صدر که در حقیقت امتداد جمهوری اسلامی می تواند باشد، تمامی برنامه رفت به سوی تجزیه طلب ها. تازه یک هفته هم، لابد به علت پیدا نکردن مهمان مناسب در آن وقفه افتاد. خلاصه که مصاحبه ها همه سمت و سوی تجزیه طلبی گرفت و از «نمایندگان» جریان های کرد و عرب جدایی طلب دعوت بعمل آمد که اصلاً مشخص نیست کیستند و چه کسانی را غیر از پشتیبانان خارجی شان، نمایندگی می کنند. بخصوص که اینها را هم با هیچ زوری نمی شود برانداز خواند، چون فقط می خواهند تکه ای از مملکت را بکنند و ببرند و اصلاً با بقیه اش کاری ندارند. خلاصه کنم، بدین ترتیب کوه موش زایید و خط قرمز تبدیل به خط زرد شد.
سؤالی که باقی مانده این است که اصلاً قصد از راه انداختن چنین برنامه ای چه بوده است و چه اصراری بوده تا در این وانفسا اسم براندازی را به میان بکشند.
آیا قصد خراب کردن براندازان بوده که به هیچ کجا راه ندارند و حالا این افراد معلوم الحال را تحت عنوان برانداز به ملت ایران عرضه نموده اند تا آبروی مبارزان جدی را ببرند؟
آیا مقصود همان تبلیغ تجزیه طلبی بوده، ولی تحت عنوانی جدید تا بشود مردم را به این بهانه جلوی تلویزیون کشید؟
آیا فقط میخواسته اند برنامه ی جدید با همان سبک و سیاق دیگر برنامه ها راه بیاندازند و خواسته اند برایش مضمون هیجان انگیز انتخاب کنند؟
خلاصه انگیزه ی اولیه هر چه که بوده، محتوای برنامه ها اینیست که همه دیده اند و به هیچوجه قابل قبول نیست.
در نهایت، می بایست به آقای فلاحتی از یک بابت تبریک گفت. اینکه با به لجن کشیدن براندازی، استحقاق مدال خدمت به جمهوری اسلامی را پیدا کرده است. هیچکس نمی توانست چنین ساده و آسان و از توی دل یک رسانه ی بزرگ، براندازی را اینطور به لجن بکشد که او کشید. چه خدمتی بزرگتر از این می شد به جمهوری اسلامی کرد که جدی ترین مخالفانش را مشتی آدم سرگردان یا تجزیه طلب و بی هویت معرفی کنیم؟ موفقیتی است برای خودش، دست مریزاد.
12 خرداد 1393- 2 juni 2018

No responses yet

Jul 28 2017

جنتی : مهمترین مشغلۀ رهبر نگرانی از براندازی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: احمد جنتی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، در نشست مشترک هیئت رئیسه و کمیسیون های داخلی این مجلس گفت : مجلس خبرگان رهبری بالاترین نهاد در قیاس با مهمترین ارکان نظام جمهوری اسلامی یعنی مجلس شورای اسلامی، قوۀ قضاییه و حتا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

احمد جنتی علت این امر را “ارتباط مجلس خبرگان با قلب نظام و مسئلۀ ولایت فقیه” خواند و افزود : “اگر این قلب درست کار بکند همه چیز رو به راه می شود و اگر اینجا مشکلی به وجود بیاید همه چیز به هم می خورد.” آیت الله احمد جنتی به همین دلیل اعضای مجلس خبرگان را به هوشیاری فراخواند و گفت : “باید مراقب اوضاع باشیم و اتفاقاتی را که می افتد ببینیم.”

او گفت خبرگان باید انقلابی عمل کند و معیار انقلابی عمل کردن، پیروی از “حساسیت رهبر جمهوری اسلامی و انتقال آن به جامعه است.” احمد جنتی گفت که مهمترین حساسیت رهبر جمهوری اسلامی “فتنه” است و رهبر “بیش از صد بار راجع به فتنه سخنرانی کرده است” و به همین خاطر “وظیفۀ ما است که روی فتنه فکر کنیم، فتنه و فتنه گر را بشناسیم و ببینیم فتنه گران در کدام مقام ها هستند و کجا جذب می شوند و چگونه از وجودشان در پست های مختلف استفاده می شود.”

آیت الله احمد جنتی سپس اضافه کرد : فتنه یعنی براندازی، و “مهمترین مسئلۀ فتنه براندازی است و براندازی مسئله ای نیست که در برهه ای از زمان مطرح بشود و بعد رهایش بکنیم و سراغ مسائل دیگر برویم.” به این ترتیب، آیت الله جنتی تلویحاً اعتراف کرد که مهمترین مشغلۀ ذهنی و “حساسیت رهبر جمهوری اسلامی” براندازی (فتنه) است. او در ادمه افزود : دشمن در فکر براندازی است و “می خواهد این براندازی را از داخل شروع کند چرا که از خارج نتوانست به نتیجه برسد.” رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره تلویحی به جنبش سبز گفت که رهبران این جنبش معتقد بودند که نظام اسلامی به چهل سالگی نخواهد رسید و به همین خاطر می خواستند طی سه چهار سال “فاتحۀ نظام را بخوانند.”

دبیر شورای نگهبان در جای دیگری از سخنانش به تحریم های آمریکا علیه سپاه پاسداران نیز اشاره کرد و گفت که هدف از این تحریم ها به طور غیرمستقیم رهبر جمهوری اسلامی است، چون سپاه پاسداران بازو و تکیه گاه رهبر است.

No responses yet

Sep 26 2013

فرمانده نیروی «قدس» سپاه خطاب به باراک اوباما: فکر براندازی نظام باید از سیاست خارجی آمریکا محو شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه گفته فکر «براندازی» نظام جمهوری اسلامی باید از سیاست خارجی آمریکا «محو» شود.

به گزارش روز پنجشنبه (چهارم مهر) خبرگزاری فارس٬ آقای سلیمانی این مطلب را در کنگره شهدای استان کرمان بیان کرده است.

وی گفته اظهارات اوباما مبنی بر اینکه آمریکا در فکر «براندازی» جمهوری اسلامی نیست «وقتی قابل قبول است که آثار این حرف اوباما از سیاست آمریکا محو شود.»

باراک اوباما٬ رئیس جمهوری آمریکا دو روز پیش در سخنرانی خود در مقر سازمان ملل اعلام کرد ایالات متحده قصد تغییر نظام جمهوری اسلامی را ندارد.

فرمانده نیروی «قدس» در واکنش به این اظهارات٬ خطاب به رئیس جمهوری آمریکا گفته که «این سخن شما اظهار لطف نیست بلکه اعلام ناتوانی است.»

سلیمانی افزوده است: «شما {آمریکا} نتوانسته و نمی‌توانید در پی براندازی نظام جمهوری برآیید.»

ا‍ظهارات این فرمانده سپاه در شرایطی بیان شده که دولت حسن روحانی تلاش‌ها برای بهبود رابطه ایران با جهان به خصوص غرب و آمریکا را آغاز کرده است.

فرماندهان سپاه و گروهی از محافظه‌کاران نزدیک به علی خامنه‌ای به طور تلویحی از این تلاش‌ها تنها برای لغو تحریم‌های بین‌المللی حمایت کرده و هشدار‌هایی نیز در این زمینه به روحانی داده‌اند.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .