Oct 09 2019

آمار وزارت کار نشان می‌دهد: ۳۰ درصد جوانان ایرانی نه کار می‌کنند، نه درس می‌خوانند

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایلنا: ۳۰ درصد جوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال در ایران نه درس می‌خوانند و نه کار می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نتیجه ارزیابی شاخص NEET را منتشر کرد.

شاخص NEET بیانگر سهم جوانان ۱۵-۲۴ ساله‌ای غیرشاغلی است که نه در حال تحصیل هستند و نه به کسب مهارت مشغولند.

بیکاران، جوانانی که مسئولیت خانوادگی مثل نگهداری از سالمندان یا کودکان، آنها را از ورود به بازار کار و تحصیل بازداشته است، جوانان بیمار، افرادی که فاقد مشکل مالی هستند، اما در دنبال شغلی خاص می‌گردند،NEET های داوطلب و بی‌قید و بند‌ها افرادی هستند که در زمره جوانان بیکاری که درس هم نمی‌خوانند طبقه‌بندی می‌شوند.

گزارش حاضر با توجه به نتایج طرح نیروی کار مرکز آمار ایران به محاسبه شاخص NEET برای جوانان در گروه سنی ۱۵-۲۴ ساله طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ پرداخته است و محاسبات بدون در نظر گرفتن آمار جمعیت مهارت آموزان است. بررسی‌ها حاکی از آن است که طی سال‌های مورد بررسی حدود ۳۰ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال کشور، شاغل نبوده و در حال تحصیل یا کسب مهارت هم نیستند.

این گزارش می‌افزاید: نرخ NEET برای جوانان ۲۴-۱۵ ساله طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ از ثبات نسبی برخوردار بوده و نوسان شدیدی ندارد، به طوری که نرخ مذکور در سال ۱۳۹۳ حدود ۳۱.۶ درصد بوده که در سال ۱۳۹۷ به ۲۹.۷ درصد کاهش یافته است. طی سال‌های مورد بررسی این شاخص در مردان و زنان به ترتیب ۰.۴و ۳.۴ درصد کاهش داشته است. هچنین می‌توان گفت سهم زنان غیرشاغل که در حال تحصیل و مهارت‌آموزی هستنداز سهم کل و سهم مردان بیشتر است.

No responses yet

Feb 22 2019

چرا سال 98 سخت خواهد بود و چه باید کرد؟

نوشته: در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی,شورش

عصرایران: باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود.

عصر ايران – سال 1398، احتمالاً یکی از سال‌های سخت در حیات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به دلایل زیر:

1 – با خروج آمریکا از برجام‌، ایران به دوران قبل از برجام برگشته است اما با یک تفاوت بزرگ: این بار نه اوبامای نسبتاً متسامح که ترامپ سخت‌گیر رییس جمهوری آمریکاست.

اگر اوباما نیز ایران را تحریم کرده بوده ولی منافذی برای تنفس باز گذارده بود ولی ترامپ عزم خود را جزم کرده است تا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران اعمال و اقتصاد ملی‌مان را فلج کند.

2 – فروش نفت ایران امسال سیر نزولی خود را آغاز کرد و هنوز برخی کشورها از معافیت های موقت آمریکا برای خرید ایران استفاده می کنند. این معافیت‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و احتمال کاهش بیشتر فروش نفت ایران بیش از پیش است.

اگر نفت ما را نخرند، ما نمی توانیم چاه های نفت مان را ببندیم و آنها را برای دوران بعد از تحریم نگه داریم. ویژگی طبیعی چاه نفت این است که بعد از حفاری، نفت به طور مستمر از آن بیرون می آید و امکان ذخیره اش نیست. بنابر این باید نفت آن به طور مداوم استخراج شود.

وقتی نفت استخراج شده را نخرند باید آنها را انبار کرد. انبارها که پر شد باید سراغ مخازن کشتی‌های نفتکش رفت و از آنها به عنوان انبار استفاده کرد. اما بعد از پر شدن نفت‌کش‌ها چه؟

در چنان وضعیتی چاره ای جز فروش نفت در بازارهای غیر رسمی -که خارج از رصد آمریکایی ها باشد- نیست اما به قیمتی بسیار پایین تر از بهای روز و با درصد بالای احتمالات فساد مالی، مانند آنچه در پرونده بابک زنجانی رخ می‌داد!

نتیجه این پروسه، چیزی جز کاهش فاحش درآمدهای نفتی ایران و غیر شفاف شدن آن نیست.

3 – در دوران برجام زمینه های اقتصادی بسیار مناسبی برای حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران و نیز صادرات ایران به خارج ایجاد شده بود. تتمه آن مزایا رو به پایان است و احتمالاً برای سال آینده چیز خاصی باقی نخواهد ماند.

4 – افزایش حقوق و دستمزدها در سال آینده، کارآفرینان و مدیران کارگاه‌ها و کارخانه‌های فعال و نیمه فعال کنونی را تحت فشار اقتصادی قرار خواهد داد و احتمالاً آنها ناگزیر خواهند بود برای تنطیم دخل و خرج و ادامۀ حیات واحدهای اقتصادی ، بخشی از نیروهای کار را اخراج کنند. نیروهای اخراج شده عمدتاً کار جدیدی نخواهند یافت چون بقیۀ واحدهای اقتصادی نیز کما بیش وضعیت مشابهی دارند.

انبوه بیکاران کنونی به علاوه لشکر بیکاران جدید با مطالبات اقتصادی اولیه، می توانند مشکلات اجتماعی و سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که جریان های اپوزیسیون خارج نشین و دولت های مخالف جمهوری اسلامی روی آن حساب ویژه ای باز کرده اند، تزاید بیکاران و استفاده سیاسی از مطالبات اقتصادی آنهاست. عدم افزایش دستمزدها نیز باعث فقیرتر شدن کارگران می شود و تبعات مشابه خواهد داشت.

5 – عدم تدبیر یا فقدان امکانات لازم برای مهار بحران های جاری باعث انباشت آنها بر روی هم شده است و در سال آینده نیز ممکن است مشکلات عدیده ای ایجاد شود؛ مانند بحران کم آبی و بی آب در نواحی مرکزی ایران، عدم اصلاح بنیادین نظام بانکی و پولی و صندوق های بازنشستگی و … .

6 – کشورهایی مانند آمریکا، عربستان، امارات و … در دشمنی آشکار با ایران، از یک سو در صدد بسیج کشورهای جهان برای منزوی کردن ایران هستند (و یکی از اهداف سفر اخیر بن سلمان به پاکستان، هند و چین نیز می تواند همین موضوع باشد) و از دیگر سو با اقداماتی مانند تقویت گروه های تروریستی و تولید برنامه های هدفمند ماهواره ای در صدد اثر گذاری در داخل اند.

چه باید کرد؟

الف) به نظر می رسد مهم ترین رویکرد مسؤولان باید این باشد که با درک درست اوضاع، مقوله وحدت ملی را جدی بگیرند. وحدت ملی یعنی “وحدت همه با یکدیگر” نه این که گروهی بگوید “شما بیایید با ما وحدت کنید”.

تا گروه هایی خود را مالک نظام و میهن و انقلاب و اسلام بدانند و بقیه را درجه 2 محسوب کنند و از موضع بالا سخن بگویند، وحدت ملی که لازمه عبور عزتمندانه از بحران است، شکل نخواهد گرفت.

ب) نهادهای قدرت باید منعطف تر از همیشه عمل کنند و افزایش آزادی های سیاسی و اجتماعی باید بتواند تا حدی جبران کننده نقائص اقتصادی باشد.

ج) در سطح بین‌المللی باید کوشید اجماع مد نظر آمریکا و اسرائیل و عربستان علیه ایران شکل نگیرد. نباید بهانه به دست آنها داد. مثلاً با تصویب “پالرمو” کار بر جریان ضد ایرانی سخت می شود.

د) باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود. همان گونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند و حتی با نثار جان‌شان نیز در کنار نظام ماندند. مردم باید با تمام وجود و با تمام احساس و با تمام منطق و واقعیت های موجود، همچنان نظام را متعلق به خود بدانند.
با این رویکردهای راهبردی، قطعاً سال سخت 98 نیز با با عزت و اقتدار طی خواهد شد. علاقه‌مندان به نظام این پیشنهادها را جدی بگیرند.

No responses yet

Feb 10 2019

نشریۀ اقتصادی فرانسه: تهران چهلمین سالگرد انقلاب را با اقتصادی ورشکسته جشن می‌گیرد

نوشته: در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: نشریۀ اقتصادی له‌زه‌کو چاپ پاریس نوشته است که حکومت اسلامی تهران چهلمین سالگرد یک انقلاب فرسوده و از نفس افتاده را جشن می گیرد.

در آستانۀ چهلمین سالگرد تأسیس حکومت مذهبی روحانیون در ایران، نشریۀ اقتصادی له‌زه‌کو چاپ پاریس نوشته است که حکومت اسلامی تهران چهلمین سالگرد یک انقلاب فرسوده و از نفس افتاده را جشن می گیرد و حتا سخنرانی اخیر رهبر حکومت اسلامی ایران در جمع نظامیان این کشور نتوانست حسّ وضعیت فاجعه بار کشور را پنهان کند.

نشریۀ اقتصادی له‌زه‌کو نوشته است که تنها متحد جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر روسیه است، هر چند خود مقامات روسیه تصریح می کنند که تهران متحد مسکو نیست. به نوشتۀ له‌زه‌کو سیاست ها و اقدام های ماجراجویانۀ جمهوری اسلامی ایران در سوریه، یمن و لبنان منشاء نگرانی است، در حالی که برای ۸۱ میلیون ایرانی نیز وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورشان نگران‌کننده‌تر از گذشته است. له‌زه‌کو اضافه کرده است که دو سوم جمعیت امروز ایران بعد از تأسیس حکومت اسلامی به دنیا آمده‌اند و از دو سال پیش به این سو اعتصاب ها و اعتراض های پراکندۀ خیابانی که طی آن مردم برای نخستین بار صریحاً خواستار پایان یافتن حکومت اسلامی هستند، به ثابت زندگی روزمرۀ مردم ایران بدل شده است.

به نوشتۀ له‌زه‌کو رویگردانی عمومی از ایدئولوژی حکومت اسلامی در ایران عمیق و گسترده است و فرار مغزها و اعتراض روزمرۀ زنان علیه حجاب اجباری از بارزترین مصادیق این رویگردانی است. به نوشتۀ له‌زه‌کو شکست رژیم اسلامی ایران چهل سال پس از تأسیس آن خود را بیش از هر جا در شکست اقتصادی نمودار می کند. له‌زه‌کو می نویسد : درست است که درآمد متوسط ایرانیان از سال ١٣۵۷ دوبرابر شده است، اما در مابقی جهان این درآمد به قیمت دلار ثابت شش برابر افزایش یافته و فقط طی سی سال حکومت شاه درآمد متوسط ایرانیان سه برابر افزایش یافته بود.

له‌زه‌کو وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را با سه کشور مشابه دیگر مقایسه کرده که در آستانۀ انقلاب اسلامی در ایران در مسیر صنعتی شدن قرار گرفته بودند. نشریۀ اقتصادی فرانسوی نوشته است : نتایج تحقیقات نشان می دهد که این کشورها در چهار دهۀ اخیر به صنایع و پیشرفت های فنی متنوع دست یافته اند، در حالی که نیمی از تولید ناخالص ملی ایران بر درآمدهای نفتی متکی است. چهل سال پس از تأسیس حکومت اسلامی ایران، اقتصاد این کشور دو و نیم برابر کوچکتر از اقتصاد ترکیه شده است که در آستانۀ انقلاب ۱٣۵۷ بیست و شش درصد کوچکتر از اقتصاد ایران بود. در آستانۀ تأسیس حکومت اسلامی ایران درآمد سرانۀ ایران ۵٠ درصد بیش از درآمد سرانۀ کره جنوبی بود، امروز اما، درآمد سرانۀ ایران شش برابر کمتر از درآمد سرانۀ کره جنوبی است.

روزنامۀ لیبراسیون نیز در مورد وضعیت اقتصادی امروز ایران با اقتصاددان فرانسوی تیئری کوویل مصاحبه کرده که گفته است خروج آمریکا از توافق اتمی با ایران به منزلۀ شوک اقتصادی بسیار خشونت باری برای این کشور بوده است. تیئری کوویل گفته است که نرخ رشد اقتصادی ایران در سال جدید میلادی به منفی ٤ درصد سقوط کرده، در حالی که پس از امضای توافق اتمی و تعلیق تحریم های آمریکا علیه ایران رشد اقتصادی این کشور ناگهان به ١٣٫۴ درصد رسید و حتا تا سال ۲٠١٧ به ٦ درصد بالغ شد. به گفتۀ تیئری کوویل دونالد ترامپ اقتصاد ایران را خفه کرده است. نفت ۸٠ درصد درآمدهای صادراتی ایران و بیش از ٤۰ درصد درآمدهای مالیاتی این کشور را تشکیل می دهد و بازگشت تحریم های آمریکا علیه نفت و نظام بانکی ایران بودجۀ سالانۀ این کشور را از ۲٠ درصد منابع خود محروم ساخته است.

به گفتۀ اقتصاددان فرانسوی در نتیجۀ این تحریم ها ایران دیگر قادر به واردات کالا نیست و تقریباً هیچ شرکت ایرانی نمی تواند بدون واردات به ویژه واردات مواد اولیه به حیات و فعالیت اقتصادی خود ادامه بدهد. به همین دلیل صنعت خودروسازی ایران که بعد از صنعت نفت بیشترین نیروی کار صنعتی کشور را تشکیل می دهد از رمق افتاده است. از اینها گذشته، به گفتۀ تیئری کوویل چگونه می توان اقتصاد کشوری را به تحّرک واداشت در حالی که کلیه بانک های آن در قرنطینه و تحریم هستند.

لوموند دیگر روزنامۀ معتبر فرانسوی در مطلبی که به قلم فرستاده اش به شهر قم منتشر کرده، نوشته است که تحریم های آمریکا اقتصاد بیمار ایران را بی ثبات کرده است. کاهش هفتاد درصدی ارزش ریال ناگهان بخش بزرگی از طبقۀ متوسط ایران را نیز در فقر فرو برده است. گزارشگر لوموند همچنین نوشته است که با تعمیق بحران های اقتصادی و اجتماعی کشور، روحانیان میانه رو نیز می کوشند بیش از پیش از حکومتی که منشاء مشروعیت آن به شمار رفته اند، فاصله بگیرند و با دخالت های قدرت در امور خاص خود مخالفت کنند.

No responses yet

Nov 12 2018

جهانگیری: بیکاری و کاهش قدرت خرید کشور را تهدید می‌کند

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

دویچه‌وله: معاون اول رئیس جمهوری ایران گفت که در شرایط تحریم “دو خطر” بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم، کشور را تهدید می‌کند. به گفته اسحاق جهانگیری، به دستور رئیس جمهور ایران بنگاه‌های اقتصادی دولتی تا پایان سال ۹۸ واگذار می‌شوند.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه ۲۱ آبان (۱۲ نوامبر) گفت: «در شرایط تحریم دو خطر از جمله بیکاری و کاهش قدرت خرید کشور را تهدید می‌کند.»

به گزارش ایرنا، معاون اول رئیس جمهوری ایران که در مراسم “تکریم از علی ربیعی” و معارفه محمد شریعتمداری، وزیران پیشین و جدید تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سخن می‌گفت، سپس افزود: «اگر خوب دقت نکرده و ایستادگی نکنیم و سیاست‌گذاری مناسبی نداشته باشیم، ممکن است سال آینده بگوییم قدرت خرید مردم شدیدا کاهش یافته است.»

اسحاق جهانگیری که هم‌زمان “فرمانده ستاد اقتصاد مقاومتی” است، در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «رئیس جمهوری دستور داده است که تا پایان سال آینده بنگاه‌های اقتصادی واگذار شوند و در حال حاضر نکته منفی اداره بنگاه‌ها این است که میلیاردها تومان منابع کشور با بازده اندک اداره می‌شوند.»

جهانگیری با یادآوری واگذاری زیرمجموعه بزرگی از بنگاه‌های اقتصادی زیر نظر وزارت کار تا پایان سال ۹۸ به بخش خصوصی تصریح کرد: «امروز هزاران میلیارد تومان از منابع کشور در اختیار این بنگاه‌ها قرار دارد، اما بازدهی آنها بسیار پایین است.»

معاون اول حسن روحانی با بیان اینکه “بنگاه‌های کشور بد اداره می‌شوند و این در بنیادها، آستان‌ها و شرکت‌های دولتی هم مشهود است”، افزود: «با وجود سرمایه کشور در این بنگاه‌ها که توقع داریم از چند ۱۰ میلیارد دلار سرمایه‌ای که در آنها وجود دارد دولت از سود آن بهره ببرد، در آخر دیده می‌شود که کمک دولتی نباشد از پرداخت حقوق خود عاجز هستند.»

جهانگیری همچنین با اشاره به توسعه صنعتی شرق آسیا و آمریکای لاتین، برخلاف ایران، از جمله گفت: «در کشور ما گاهی وقتی دولتی عوض می‌شود سیاست دولت قبلی را کنار می‌گذارند یا وزیری که عوض می‌شود سیاست‌های وزیر قبلی را تغییر می‌دهد و همین سبب شده توسعه در کشور عقب بماند.»

اسحاق جهانگیری در بخش دیگری از سخنان‌اش بیکاری را “مساله‌ای جدی” خواند و با اشاره به اینکه اشتغال “باید به عنوان اصلی‌ترین مساله در دستور کار قرار گیرد”، گفت: «اگر به مساله بیکاری دقت نکنیم از دست دادن برخی نیروهای فعلی تشدید می‌شود و از عوارض دوره تحریم این است که که بنگاه‌های تولیدی با رکود کار روبرو شوند و از طرفی هنر دولت و صاحبان بنگاه‌ها و مدیران اقتصادی این است که بنگاه‌های اقتصادی وارد دوره رکود شوند.»

بحران‌های خطرناک که مسئولان دولتی ایران از آن به عنوان “ابرچالش” یاد می‌کنند، کم نیستند. علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، سال گذشته (۱۳۹۶) از ۱۰ تا ۱۵ “چالش خیلی بزرگ کشور” با ابعاد اقتصادی و سیاسی سخن گفته بود که چنانچه در برخورد با آنها “تأخیر” شود، “مشکلات بزرگ‌تری” به‌وجود می‌آید. مقام‌های دولتی ایران بحران منابع آب، مسائل زیست‌محیطی، صندوق بازنشستگی، بودجه دولت، نظام بانکی و بیکاری را شش ابرچالش اقتصاد ایران می‌دانند.

جهانگیری در حالی بر “دو خطر” بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم “در شرایط تحریم” تأکید می‌کند که بسیاری از کارشناسان و حتی مسئولان دولتی ایران “ساختار اقتصاد” ایران را عامل به‌وجود آورنده “ابرچالش‌ها” می‌دانند. مسعود نیلی، دستیار روحانی در امور اقتصادی، پیشتر در همین رابطه تأکید کرده بود: «این مشکلات را کسی از بیرون به ما تحمیل نکرده، بلکه حاصل تصمیمات غلط خود ما در سال‌های گذشته بوده است.»

مخالفان یا منتقدان دولت از آمار “واقعی” تا ۱۵ میلیون “بیکار پنهان” در ایران خبر می‌دهند. مرکز پژوهش‌های مجلس پیش‌بینی کرده بود که نرخ بیکاری در سال ۱۴۰۰ در “سناریوی خوش‌بینانه” به حدود ۱۶ درصد و در “سناریوی بدبینانه” به حدود ۲۶ درصد خواهد رسید. قرار گرفتن صندوق‌های بازنشستگی در آستانه ورشکستگی، ناتوانی دولت بدهکار در پرداخت مخارج جاری، وجود ۱۲ میلیون نفر زیر خط فقر و ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر زیر “خط نسبی فقر”، از جمله جلوه‌های ابرچالش‌ها در ایران هستند.

اشاره اسحاق جهانگیری به واگذاری بنگاه‌های اقتصادی دولتی به بخش خصوصی تا پایان سال آینده نیز در ادامه برنامه “خصوصی‌سازی” مطرح می‌شود. گرچه علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۸۵، یعنی ۱۲ سال پیش، فرمان ضرورت تسریع روند خصوصی‌سازی را صادر کرده است، اما همچنان بسیاری از نهادهای دولتی، حکومتی و نظامی در ایران در فعالیت‌های عظیم اقتصادی سهیم‌اند.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، اول تیرماه ۹۶ از روند اجرای “سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی” و نحوه خصوصی‌سازی در سال‌های گذشته انتقاد کرده و گفته بود که پیش از او (در دولت محمود احمدی‌نژاد) بخشی از اقتصاد کشور به نام خصوصی‌سازی به نهادهای نظامی و امنیتی واگذار شده است. روحانی این نهادها را “دولت با تفنگ” خوانده و گفته بود: «[بخش خصوصی] از آن دولتی که تفنگ نداشت، می‌ترسید چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند.»

کارشناسان در کنار سیاست‌های کلان منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی، حضور و نقش تعیین‌کننده نهادهای نظامی و حکومتی، از جمله سپاه پاسداران و دستگاه‌های زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، در فعالیت‌های اقتصادی را مانع اصلی رقابت داخلی، سد راه جذب سرمایه خارجی و جدی‌ترین مانع بر سر راه شکل‌گیری اقتصاد بازاربنیاد در ایران می‌دانند.

No responses yet

Nov 08 2018

تازه‌ترین آمار بیکاران در ۳۱ استان ایران اعلام شد

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

استان‌وایر: جمعیت بیکار در ۳۱ استان ایران در تابستان سال جاری به ۳.۳ میلیون نفر رسیده و جمعیت بیکار در برخی از استان‌ها دو برابر شده است.

براساس آخرین آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران، در تابستان سال جاری استان کرمانشاه به ۱۶.۴ درصد٬ بیشترین نرخ بیکاری در میان تمامی استان‌ها را به خود اختصاص داده است.

استان‌های خوزستان نیز با ۱۵.۶ درصد، کهگیلویه و بویر احمد با ۱۵.۵ درصد، سیستان و بلوچستان با ۱۵.۳ درصد و اصفهان با ۱۵ درصد در صدر استان‌های دارای بیشترین جمعیت بیکار قرار گرفته‌اند.

براساس این آمار٬ درصد بیکاری نسبت به تابستان سال گذشته در استان کهگیلویه و بویراحمد ۴.۹ درصد و در استان سیستان و بلوچستان ۴.۷ درصد افزایش یافته است.

همچنین در رده‌های بعدی استان‌های آذربایجان غربی با ۱۴.۸ درصد، یزد با ۱۴.۱ درصد، چهارمحال و بختیاری با ۱۳.۹ درصد و البرز با ۱۳.۸ درصد قرار دارند.

نرخ بیکاری در استان آذربایجان غربی تابستان سال گذشته ۱۱.۴ درصد و یزد ۱۲ درصد بوده است.

در رتبه‌های بعدی استان لرستان با ۱۲.۹ درصد، گیلان ۱۲.۶ درصد، هرمزگان با ۱۲.۵ درصد، کرمان با ۱۲.۴ درصد و قم با ۱۲.۱ درصد نیز در رده‌های بعدی دارای بیشترین بیکار قرار گرفته‌اند.

در این میان کمترین درصد بیکاری نیز متعلق به همدان با ۶.۵ درصد، زنجان و سمنان با ۷.۱ درصد است.

No responses yet

May 20 2018

بازخوانی وضعیت معیشتی لا‌به‌لای آگهی‌ها: کار در برابر غذا

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایران: مریم طالشی
روزنامه نگار
«پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.»
این روزها هیچ چیزی را مجانی به آدم نمی‌دهند. خصوصاً خدمات که خب صدالبته نرخ خودش را دارد و خیلی وقت‌ها چندان کم هم نیست. برای نظافت چند ساعته منزل چیزی بین 40 تا 60 هزار تومان باید بپردازید. حالا اینکه کسی آگهی می‌گذارد در سایت و ادعا می‌کند به‌صورت رایگان چنین خدماتی انجام می‌دهد، واقعاً جای تعجب دارد. می‌شود با صاحب آگهی تماس گرفت و علت کارش را جویا شد: «نذر کرده‌ام به کسانی که نیاز به کمک دارند و توانایی پرداخت حق الزحمه را ندارند، کمک کنم. البته به افراد بالای 50 سال. توی آگهی هم عنوان کرده‌ام که فقط بالای 50 سال. نذرم هم محدود است؛ 5 نفر.»
این گفته‌های یکی از آگهی‌دهندگان است که نیتش آن‌طور که می‌گوید کار خیر است اما در تماس با بقیه آگهی دهندگان به نکات قبل تأمل‌تری می‌رسم: «برای مجالس خدمت می‌کنم. هر مراسمی باشد فرقی ندارد؛ عروسی، عزا، ولیمه، هرچه باشد. دستمزد نمی‌خواهم. همان اضافه مانده غذاها را بدهند ببرم بس است.»
این را مرد آن‌سوی خط می‌گوید. توی آگهی نوشته 28 ساله است. آگهی مال زابل است. یعنی قاعدتاً آگهی دهنده در محدوده همان شهر حاضر به خدمت مجانی است اما خودش می‌گوید تا زاهدان هم می‌آید.
از زابل تا زاهدان حدود 200 کیلومتر است. اینکه کسی این فاصله را در مسیر رفت و برگشت طی کند فقط به خاطر اینکه باقیمانده غذاهای جشن یا ولیمه را به‌خانه بیاورد، به‌نظر عجیب و باورنکردنی می‌رسد. صاحب آگهی اما آن‌طور که می‌گوید غذای چند روز را به‌خانه می‌برد و گرسنگی به‌نظرش این حرف‌ها سرش نمی‌شود: «کار نیست اما شکم باید سیر شود. این‌طوری خیلی هم استقبال می‌کنند اتفاقاً. از خدایشان است پول ندهند. غذاهای اضافه را بالاخره حساب کرده‌اند. دیگر پولش به جیبشان برنمی‌گردد.»
حرف‌هایش مثل دستی قدرتمند گلوی آدم را سفت می‌گیرد. می‌مانم چه بگویم. جمله‌اش در ذهنم می‌چرخد: «کار نیست اما شکم باید سیر شود.»
با خودم می‌گویم شاید حالا یک مورد اینجوری باشد، آن هم آن سر کشور؛ زابل. بالاخره منطقه محروم است. آگهی‌های مشابه اما این فرضیه را باطل می‌کند. نه زابل و نه زاهدان، همین تهران، بغل گوش خودمان. کسانی هستند که در سایت پربازدید آگهی رایگان می‌دهند تا کار رایگان کنند.
«می‌خواهی راستش را بدانی؟ سوء سابقه دارم. اعتیاد داشتم. کار بهم نمی‌دهند. اینجوری می‌روم سرکار. حالا می‌گویم رایگان اما یک چیزی بالاخره بهم می‌دهند، یک چیزی به اضافه لوازم اضافه. خودم یعنی می‌گویم که اگر لباس یا وسیله اضافه دارند، بهم بدهند. همان‌ها را می‌فروشم. نظافتچی هستم. کار دیگری هم بلد نیستم.» این را یکی دیگر از آگهی‌دهندگان می‌‌گوید، مرد میانسال. این را از صدایش می‌شود فهمید.
آگهی دهنده دیگر زن است. توی آگهی هم این را درج کرده و همین‌طور این نکته را که در ازای جای خواب، حاضر است رایگان کار کند. شاید یک جورهایی مثل سرایداری به‌نظر برسد. البته متفاوت از آن است چراکه سرایدار در ازای نگهداری از خانه و رتق و فتق امور، حقوق دریافت می‌کند اما این زن حاضر است بدون حقوق جایی کار کند که فقط جای خواب داشته باشد. جای خواب هم شامل سوئیت سرایدار یا اتاقی جداگانه نیست؛ یک دست رختخواب است گوشه‌ای از خانه و لابد زن باید خیلی هم خوشحال باشد که از سرگردانی نجات پیدا کرده، هرچند موقت. چراکه تجربه این کار را دارد و قبلاً به همین شکل در چند خانه کار کرده و بعد از مدتی بیرون آمده.
مشابه این آگهی باز هم هست. کسانی که در ازای اسکان و غذای مجانی برای شما کار می‌کنند. برعکسش هم دیده می‌شود. کسانی آگهی داده‌اند دنبال خانمی می‌گردند که کمکش کنند و محل اسکانش را تأمین کنند و در ظاهر امر به نظر می‌رسد کاری خیرخواهانه است اما در تماس با آگهی دهنده مشخص می‌شود که در ازای تأمین مسکن خانم، از او انتظار دارند امور نظافتی منزل و آشپزی را انجام دهد و همان‌طور که از جوانب امر معلوم است، حقوقی بابت کار پرداخت نمی‌کنند و همان جای‌خواب و غذا حکم حقوق را خواهد داشت.
یک پرس غذا قیمتش چقدر است؟ سؤال بهتر این است که یک پرس غذای خانگی چقدر تمام می‌شود؟ بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر به‌طور معمول در هر هفته دو سه روز غذای گوشتی در برنامه غذایی باشد، چیزی حدود 7، 8 هزار تومان برای هر وعده تمام می‌شود. البته با کمتر از این هم می‌شود سر کرد اما ما حد وسط پایین را درنظر می‌گیریم. با احتساب صبحانه، هر فرد چیزی بین 400 تا 500 هزار تومان در ماه هزینه غذا دارد. اگر جای خواب را شامل یک تخت در نظر بگیریم هم همین حدود در ماه پول کرایه‌اش می‌شود. گرفتن حداقل جا برای خوابیدن که می‌تواند در یک پانسیون متوسط رو به پایین یا اتاق اشتراکی در جنوب شهر باشد، همین‌قدر هزینه برمی‌دارد.
اینطوری می‌شود حدود یک میلیون تومان. یعنی یک آدم برای جای خواب و غذا یک میلیون تومان هزینه دارد. حالا این آدم برای اینکه یک میلیون تومان درآمد ندارد تا حداقل هزینه زندگی‌اش را بپردازد، می‌رود خانه یا دفترکار کسی برایش مجانی کار می‌کند تا بی‌جا و گرسنه نماند. حالا اگر این آدم بخواهد کار خدماتی بکند، بین یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 800 هزار تومان در ماه درآمد دارد اگر 30 روز ماه را کامل کار کند.
حساب و کتاب بعضی وقت‌ها دیگر به کار نمی‌آید. کسی که حاضر است رایگان کار کند و غذایی بگیرد و به خانه ببرد یا در ازای کار، جای خوابی داشته باشد، حتماً دستش آنقدر از همه جا کوتاه شده که راه دیگری پیش پایش نیست.
چند وقت پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که جوانی را نشان می‌داد که در ایستگاه متروی امام حسین تهران ایستاده بود و با قیافه زار از مردم می‌خواست به او کار نظافت راه پله منزلشان را بسپارند و در عوض غذایش بدهند. به چهره‌اش نمی‌خورد معتاد باشد اما مشخص بود گرسنه است. شکم گرسنه صبر نمی‌کند تا سر فرصت کار پیدا کنی و غذا بخری.
آگهی‌های کار رایگان اول آدم را متعجب می‌کند. فکر می‌کنی چیزی شبیه همان خدمات مدل رایگان برای آرایشگاه است که همیشه مرسوم بوده برای اینکه کارآموز آرایشگری دستش راه بیفتد و به کار وارد شود و حالا اگر کمی خرابکاری هم کرد، مدل رایگان دیگر حتماً صابونش را به تنش مالیده و خب وقتی دنبال خدمات رایگان هستی، اینها را هم باید قبول کنی. اما در مورد نظافتچی رایگان، پرستار رایگان یا راننده رایگان، چنین چیزی صدق نمی‌کند. جنس این خدمات چیز دیگری است. در این بین ممکن است کسانی فکر سوء‌استفاده هم باشند که البته همیشه و در هر موردی پایشان به امور مختلف باز می‌شود و باید شش دانگ حواس را جمع کرد که در دامشان نیفتاد. مثلاً از کجا معلوم کسی که آگهی کار رایگان می‌دهد، فکر سرقت از منزل را در سر نداشته باشد یا آنکه می‌خواهد راننده رایگان شود، دنبال هدف دیگری نیست؟! از آن طرف هم هست. کسی که ادعا می‌کند به یک خانم تنها جای خواب و غذا می‌دهد، آیا هدفش واقعاً دریافت خدمات نظافتی است؟! نمی‌دانم چرا دلم می‌خواهد فکر کنم تمام این آگهی‌ها دروغ و فریبکاری است. دوست دارم باور نکنم شرایط برای بعضی‌ها طوری شده که حاضرند رایگان برای کسی کار کنند تا غذاهای باقیمانده مراسمش را به خانه ببرند. این آگهی‌ها تن آدم را می‌لرزانند.

No responses yet

Mar 06 2018

بیکاران مطلق در ایران ۳ میلیون و ۲۲۶ هزار نفر

نوشته: در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

مهر: رئیس مرکز آمار ایران گفت: در حال حاضر مجموعه بیکاران مطلق کشور ۳ میلیون و ۲۲۶ هزار نفر است، ضمن اینکه در نه ماهه ابتدای سال جاری، تعداد شاغلان ۳.۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشت.

به گزارش خبرنگار مهر، امیدعلی پارسا در نشست خبری امروز خود با خبرنگاران در تشریح آمارهای اشتغال و بیکاری با تاکید بر ضرورت تعمیق اعتماد نسبت به نظام آماری کشور گفت: مقایسه آمار متوسط نه ماهه امسال با سال گذشته، حکایت از افزایش نرخ مشارکت به میزان یک درصد و کاهش نرخ بیکاری به میزان ۰.۳ درصد دارد؛ ضمن اینکه ۸۳۶ هزار نفر به طور خالص، به جمعیت فعال بازار کار کشور اضافه شده است.

وی افزود: مجموعه بیکاران مطلق کشور، اکنون ۳ میلیون و ۲۲۶ هزار نفر است؛ ضمن اینکه شاغلان در بخش کشاورزی ۹۲ هزار نفر، صنعت ساخت ۲۳۵ هزار نفر، ساختمان ۶۳ هزار نفر و خدمات ۴۲۸ هزار نفر افزایش یافته اند، ضمن اینکه مقایسه این اعداد با سال‌ گذشته و حتی قبل از پیروزی انقلاب، می گوید که روند اشتغال در نه ماهه امسال وضعیت بهتری نسبت به سال قبل داشته است؛ ولی با وضعیت مطلوب فاصله داریم.

به گفته پارسا، سالانه شاغلان دو درصد افزایش یافته اند که این روند تا سال ۷۵ ادامه داشته است، اما تا سال ۹۵ این رشد ۲.۵ درصد بوده و در سال ۹۵ مشخصا رشد تعداد شاغلان ۲.۸ درصد بوده است؛ ضمن اینکه مقایسه نه ماهه سال جاری با سال قبل حکایت از افزایش ۳.۶ درصدی تعداد شاغلان کشور دارد؛ اگرچه نیاز کشور سالانه ۴ درصد افزایش تعداد شاغلان است.

وی اظهار داشت: بازار کار موضوع ساده‌ای نیست و انواع و اقسام اشتغال در آن به چشم می‌خورد که شامل بی‌مزد، با مزد، مشاغل روستایی، کارگران ساختمانی و مواردی از این دست است؛ بنابراین باید دید که چطور می‌توان این آمار را تحلیل کرد که بتوان آمار دقیقی ارایه کرد.

پارسا ادامه داد: طرح آمارگیری باید در تناظر کامل با حساب‌های ملی باشد و هر آنچه که ارزش کالا و خدمات در GDP مشاهده می‌شود، همان هم باید در آمار اشتغال و بیکاری لحاظ شود. اعلام آمار اشتغال و بیکاری کار بسیار سختی است.

وی افزود: در دنیا فرآیند کار بسیار پیچیده است؛ کار سفارشی هم در این زمینه نمی توان انجام داد، بنابراین 60 هزار پرسشنامه در هر فصل، تعداد کمی نداریم. چیزی به اسم سفارش برای آمارسازی یا «دستور از بالا» نداریم.

No responses yet

Next »