اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جدایی طلب'

Oct 23 2019

دستور برای سکوت مقابل جدایی‌طلبی در فوتبال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: مانی فرشچی – شهروندخبرنگار

آن‌ها تقریبا هم‌زمان برای یک گفت‌وگوی ساده دعوت شدند. ابتدا خیلی محترمانه، دوستانه و با ادله «ارائه پاره‌ای از توضیحات»؛ هرکدام به یکی از ساختمان‌های متفرقه وزارت اطلاعات. با بعضی هم فردای همان روز، تلفنی مکالمه شده بود؛ خیلی مختصر و خیلی هم مفید.

تمام آن‌ها خبرنگار و البته با گرایش‌های شدید ورزشی بودند. گفتند که قرار است در مورد «بعضی از سوتفاهم‌ها» توضیحاتی بدهند و جواب‌هایی بگیرند. آن‌قدر دعوت دوستانه بود که کسی حتی شک نکند ممکن است صدای کسی بلند شود. سناریو اما از لحظه نشستن روی صندلی و روبروی کسی که خودش را «بازجو» نمی‌دانست شروع شد.

«یک دسته برگه و پرینت‌های رنگی جلویش بود و یک لپ‌تاپ که مدام روی چند صفحه توییتر و اینستاگرام بالا و پایین می‌رفت. اسمم را پرسید، این‌که الان کجا کار می‌کنم، با کدام خبرنگارهای داخل و خارج از ایران بیشتر در ارتباط هستم. از گرایش‌های سیاسی‌ام سوال کرد. همه پرسش‌ها کوتاه بود. باید کوتاه هم جواب می‌دادم. دقیقه‌های اول سرش را بالا نمی‌آورد؛ مثلا وقتی در مورد ارتباطاتم پرسید و خواستم کمی توضیح بدهم، کلامم را قطع کرد. معلوم بود توضیح اضافه نمی‌خواهد. یا می‌خواست ثابت کند که خودش می‌داند یا این‌که قرار است بعدتر بیشتر پرسد. تا این‌که یکی از برگه‌های پرینت شده را برگرداند جلوی من.»

– این چیه؟

صفحه توییتر من.

– می‌دونم. درست جواب بده. این چیه؟

هیچی. یه توییت. در مورد فوتبال و …

– درست جواب بده. منظورت از این توییت چی بوده؟

خواستم بگم فضای فوتبال آلوده شده. می‌بینید که؛ یه جور انتقاد از وضعیت ورزشگاه‌ها.

– به تو چه؟ سر پیازی؟ ته پیازی؟ به تو چه؟

خب من خبرنگارم. این اتفاقاتی که داره می‌افته جدایی‌طلبانه‌ست. وضعیت خوبی نیست. خودتون که دارین می‌بینین.

– ما خودمون داریم می‌بینیم. از تو نظر خواستیم؟ محتاج اینیم که تو به ما خبر بدی؟

نباید بنویسم که توی ورزشگاه‌های ایران پرچم ترکیه و آذربایجان می‌آرن؟ شعار جدایی‌طلبی می‌دن؟

– کی بهت گفت بنویسی؟

هیچ‌کس.

– کی بهت خط می‌ده؟ از کجا دستور می‌گیری؟

آقا این یه پست ورزشیه در مورد ورزشگاه‌ها.

مکالمه با همین روال پیش رفت. حداقل هفت نفر در یک روز با چنین سوالاتی روبرو شدند. سرچشمه هم به اتفاقاتی برمی‌گشت که در آخرین ماه‌های لیگ برتر فصل گذشته فوتبال ایران رقم خورد.

سالی که بر فوتبال ایران گذشت، نخستین تجربه ورزشگاه‌های ایران برای پذیرایی از شعارهای نژادپرستانه و جدایی‌طلبانه نبود. در حقیقت آنچه طی فصل پیش در ورزشگاه‌های ایران رخ داد، شباهتی به فضای سال‌های پیش‌تر یا جو حاکم دو دهه قبل بر ورزشگاه‌های فوتبال ایران نداشت؛ فضایی آکنده از تنش، زدوخوردهای شفاهی و فیزیکی، درگیری با ماموران نیروی انتظامی، ناهنجاری و قانون‌شکنی و گاهی هم شعارهایی که رنگ و بوی ورزشی نداشت.

ابتدا باید از این زاویه به ورزشگاه‌های ایران نگاه کرد که حضور در این اماکن ایران تقریبا تنها فرصت برای گردهمایی چند ده‌هزارنفری ایرانیان است. با توجه به محدود شدن مجوزهای وزارت کشور برای راه‌پیمایی‌ها یا تجمعات اعتراضی، گروه‌های مختلف به‌ندرت فرصت قرار گرفتن در کنار هم را پیدا می‌کنند. پس ورزشگاه می‌تواند ایده‌آل‌ترین گزینه سال‌های اخیر برای هم‌صدایی باشد. به همین دلیل، طی دو دهه اخیر نظارت دستگاه‌‌های امنیتی روی ورزشگاه‌های کشور و همین‌طور لیدرهای هواداری به‌شدت افزایش یافته بود.

اسفند سال ۱۳۹۱، گروهی از تماشاگران تیم «تراکتورسازی» تبریز که به ادعای باشگاه استقلال، با اهداف غیرورزشی وارد ورزشگاه شده بودند، شعارهای قومیتی سر ‌دادند. آذر سال ۱۳۹۴، همین شعارها با فریادهایی مانند «خلیج عربی» هم همراه شد.

گروهی از پیروان «پان‎ترکیسم» در آذربایجان، ورزشگاه «یادگار امام» تبریز و بازی‌های تراکتورسازی را فرصتی برای ایستادن مقابل حکومت مرکزی ایران دیده بودند. «علی دایی» که خود زاده اردبیل است، سال ۱۳۹۲ به این اتفاقات واکنش نشان داد.

طی سه هفته نخست لیگ برتر فصل ۹۸-۹۷، یعنی از مرداد سال ۱۳۹۷، جو ورزشگاه‌های ایران به شکلی غیرمترقبه متشنج شد. هفته دوم، هواداران پرسپولیس در زمان خروج از ورزشگاه، با شعار «مرگ بر دیکتاتور» برای نخستین‌ بار، اعتراضات مدنی را از خیابان‌ به ورزشگاه‌ کشیدند.

یک هفته بعد، همین شعار به سکوهای ورزشگاه «تختی» اهواز هم رسید. پس‌ازآن، «غلامحسین زمان‌آبادی»، مشاور فرهنگی فدراسیون فوتبال در کانال تلگرام خود نوشت: «منافقین قصد دارند با ایجاد درگیری ساختگی و طبق طرح هنسون، مردم را در خیابان‌ها و اماکن عمومی به قتل برسانند.»

اما این شعارها باز رنگ باخت و جایش را به فریادهای قومیتی داد. در تبریز و رشت هرآن‌چه ممکن بود به چشم آمد؛ از ورود پرچم ترکیه و آذربایجان تا شعار مرگ بر فارس و خلیج عربی تا شعارهای توهین‌آمیز نژادی.

کار به‌جایی رسید که «جلال حسینی» و «مسعود شجاعی» کاپیتان‌های دو تیم پرسپولیس و تراکتورسازی، در پست‌هایی اینستاگرامی و هماهنگ، هواداران خود را تهدید کردند که در صورت تکرار شعارهای نژادپرستانه روی سکوها، بازی را قطع خواهد کرد.

تا این‌که فروردین‌ امسال، بازی دو تیم تراکتورسازی و پیکان در تبریز به صحنه‌ای از نبرد هواداران تیم تراکتورسازی با بازیکنان این تیم و نیروهای یگان ویژه بدل شد؛ هر آنچه محال بود، ناگهان رخ داد.

برخی از کاربران به فضای شکل‌گرفته در فوتبال ایران اعتراض کردند، برخی از بی‌تدبیری فدراسیون فوتبال نوشتند. گروهی هم سوال کردند که چرا مقابل این حجم از جدایی‌طلبی در برخی از شهرها سکوت می‌شود؛ اما این سوالات یک جواب مشخص داشت.

– از کجا دستور گرفتی؟

من دستور نگرفتم. چیزی که دیدم رو نوشتم.

– یعنی خودت تصمیم گرفتی بنویسی؟ تصمیم گرفتی برای دستگاه اطلاعات تعیین تکلیف کنی. ما از شما نظر خواستیم؟ خبرنگار ورزشی باید در مورد جدایی‌طلبی بنویسه؟ ما که نگفتیم، در شرح وظایف خبرنگار ورزشی هم که نیست در مورد مسئله امنیتی چیزی بنویسه. پس حتما یکی بهت خط داده. بگو کی؟

خطی نبوده. شما که همه زندگی ما رو می‌دونین.

– این چیه؟ پست اینستاگرامت. اگر خط نگرفتی چرا باید در مورد پان‌ترک‌ها این‌قدر دقیق اطلاعات داشته باشی؟

فقط در مورد شعارهایی که دادن نوشتم.

– دیگه ننویس. به تو مربوط نیست. هیچ اتفاقی در مورد این تیم‌ها به تو مربوط نیست. خب؟ مگر این‌که بخوای بیای اینجا دوباره توضیح بدی… این تعهدنامه رو امضا کن و پاشو برو.

ماجرای «مهدی ببری»، بازیکن تراکتورسازی و پست اینستاگرامی‌اش در حمایت از ارتش ترکیه برای حمله به کُردهای سوریه تقریبا در سکوت ماند. خبرنگاران نباید در مواردی که به آن‌ها مربوط نیست دخالت کنند.

No responses yet

Nov 26 2018

جناب دوشوکی گرامی! آیا مطمئن اید نوشته مرا دقیق خوانده اید؟!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی

گویانیوز: چند روز پیش شاهد گفت و گویی بودیم در تلویزیون «کانال یک»ِ آقای شهرام همایون، که در آن چهار نفر از کنشگران سیاسی در باره ی مساله ی تمامیت ارضی ایران و موضوعاتی مانند فدرالیسم و غیره صحبت می کردند.

شرکت کنندگان در این گفت و گو عبارت بودند از:
دکتر بهیه جیلانی، دکتر عبدالستار دوشوکی، جناب بستیجانی، آقای کاوه آهنگری.

آقای کاوه آهنگری به گفته ی خودشان «عضو» حزب دمکرات کردستان است.

جناب شهرام همایون، مدیریت گفت و گو را بر عهده داشتند و طبیعتا از اظهار نظر شخصی خودداری می کردند.

گفت و گو با وجود طرح مسائل حاد، با مدیریت ایشان، در آرامش کامل برگزار شد.

در قسمتی از این گفت و گو، آقای کاوه آهنگری، در مورد عبارت «تمامیت ارضی» نظر نهایی خودشان را بیان کردند و گفتند:
«…اگر روزی ما به توافق نرسیم تعهد در مقابل تمامیت ارضی اصولا «بی معنا»ست…»

در همینجا، ایشان، با بیان این جملات که «خیلی خیلی واضح بگم» «ما» در راه خودمختاری ۵۰۰۰ شهید داده ایم و هنوز هم در حال شهید دادن هستیم، با زبانی که من آن را «تهدید آمیز» ارزیابی کردم، گفتند که:
«مطمئن باشید این جرات را هم داریم که برای استقلال کردستان باز هم شهید بدیم».

بعد از شنیدن این گفت و گو، من مطلبی نوشتم با عنوانِ «نکاتی در باره بحث فراخوان ده حزب تجزیه طلب در تلویزیون «کانال یک»» که در پایان آن گفتم:
«…خدمت جناب ایشان خیلی صریح و روشن می گویم، هر کس بخواهد یک وجب از خاک کشور ما جدا کند، دست و پایش را با نهایت قدرت قلم می کنیم. به هر دلیلی که می خواهد باشد. من نمی دانم آهنگری تا حالا خودش تفنگ دست گرفته یا نه، ولی من خیلی خوب معنی تفنگ را می دانم و معنی دشمن ی که در مقابل تفنگ قرار می گیرد. بنابراین آقای آهنگری و ده حزب و هر کس دیگری، هر طور می خواهد حرف بزند و نظر بدهد، اما مراقب باشد کار را به تهدید عملی نکشاند.
ایران نمرده است که دشمن بخواهد آن را تکه پاره کند.»

چنان که ملاحظه می شود، این جملات در مقابل سخنِ «تهدیدگون» آقای آهنگری گفته شده است. صحبت از شهید دادن برای استقلال کردستان است و طبیعتا، انسان،،،،، «شهید» را در گفت و گو نمی دهد؛ در جنگ واقعی می دهد.

من بعد از ۴۰ سال نوشتن، خصوصا در مورد مسائل مهم و حساس، این قدر یاد گرفته ام که کلمات و جملات ام را «در نهایت دقت» بنویسم، طوری که نتوان آن را بد فهمید یا دچار سوء تعبیر شد یا موردِ سوءاستفاده قرار داد.

در یادداشت ام، عبارتی که نوشته ام این است:
«هر کس بخواهد یک وجب از خاک کشور ما جدا کند…».

و مگر غیر از این است که «هر کس» بخواهد یک وجب از خاک کشور ما جدا کند، ما ایرانیان، دست و پای او را قلم خواهیم کرد؟!

مگر در مقابل این «هر کسان» ما غیر از مقابله، کار دیگری می توانیم انجام دهیم؟!

آیا در برخورد با این «هر کسان» که می خواهند یک وجب از خاک کشور ما جدا کنند، باید بنشینیم و گفت و گو کنیم؟! چه کسی این کار را می کند که ما بکنیم؟!

*****

دوست گرامی، جناب دکتر دوشوکی، امروز در نقدِ یادداشت من، مطلبی منتشر کرده اند با عنوانِ «سخنی با ف. م. سخن در باره تجزیه ایران» که مخلص کلام شان در این مطلب این است که، ف. م. سخن! «تفنگ ات را زمین بگذار» چرا که خطاب به آقای کاوه آهنگری نوشته ام:
«من خیلی خوب معنی تفنگ را می دانم و معنی دشمن ی که در مقابل تفنگ قرار می گیرد…».

بر اساس همین کلماتِ تفنگ و دشمن، ،جناب دوشوکی فرموده اند که من «افشای راز کرده ام» و «علاوه بر “قدرت قلم کردن پا”، با زبان تفنگ نیز سخن گفته ام».

این افشای راز نیست که من با زبان تفنگ آشنا هستم. اگر جناب دوشوکی و دیگرانی که مایل به شناخت بیشتر من است به صفحه ی فیس بوک من، و مقالات و مطالب قبلی ام مراجعه کنند، خواهند دید که من در زمان جنگ ایران و عراق، مدت ۲۰ ماه در خط مقدم جبهه بوده ام و با وجود این که من و همرزمان ام در آن سال، می خواستیم سر به تن حکومت اسلامی نباشد، در راه «کشورم» و این که یک وجب از خاک آن به دشمن داده نشود جنگیده ام. این نه تنها راز نیست بلکه یکی از افتخارات من بوده و هست و بعد از این هم خواهد بود.

بنابراین به عنوان یک «کهنه سرباز» گفته ام که «تهدید»ِ این گونه، با کلمه شهید و غیره، کارساز نیست، و در همان مطلب صریحا نوشته ام که:
«…بنابراین آقای آهنگری و ده حزب و هر کس دیگری، هر طور می خواهد حرف بزند و نظر بدهد، اما مراقب باشد کار را به تهدید عملی نکشاند. ایران نمرده است که دشمن بخواهد آن را تکه پاره کند.»

*****

جناب دوشوکی در مطلب شان بسیار مرا مورد لطف قرار داده اند، و تعریف هایی از قلم من کرده اند که امیدوارم شایسته ی آن باشم.

اما خدمت ایشان باید عرض کنم که رعایت امانت و دقت، در نقل نوشته ی من نکرده اند. این که یک کلمه ی تفنگ را بگیریم، و آن را به ابتدای انقلاب نکبت بار اسلامی ببریم و آن را به خلخالی و کشتار او در کردستان بچسبانیم و از نویسنده، خواسته یا ناخواسته، دیوی تفنگ به دست بسازیم، کار درستی نیست.

به همین خاطر، تصور من این است که جناب دکتر دوشوکی، که بسیار برایشان احترام قائل ام، نوشته ی مرا کامل، یا درست و دقیق مطالعه نکرده اند، و به دقتی که در انتخاب کلمات و نوشتن جملات داشته ام، توجه ننموده اند.

به هر حال، این خوانندگان و مخاطبان، این گفتار آقای کاوه ی آهنگری، این نوشته ی من، و این هم نقد جناب دکتر دوشوکی.

تصور می کنم همین مقدار، مطلب و گفتار، برای روشن کردن این که «کی» چه می گوید و «کی» چه می خواهد بکند کافی باشد.

No responses yet

Nov 07 2018

بازداشت سه عضو گروه «الاحواز»‌ در دانمارک

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

رادیوفردا: پلیس دانمارک خبر داد که سه نفر از اعضای گروه موسوم به «جنبش الاحواز» را به خاطر «ستایش» حمله شهریورماه شهر اهواز بازداشت کرده‌است.

در جریان حمله به رژه نظامی روز ۳۱ شهریور شهر اهواز دست‌کم ۲۴ نفر کشته و بیش از ۶۰ نفر زخمی شدند. در حالی که گروه داعش رسماً مسئولیت این حمله را به عهده گرفت ولی مقام‌های ایران انگشت اتهام در این زمینه را به سوی گروه «جنبش الاحواز» نشانه رفتند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، بیورکه کیرکه‌گارد، سخنگوی پلیس دانمارک، روز چهارشنبه گفت که ستایش یا اعلام حمایت از چنین اقدامی بر اساس قوانین دانمارک جرم محسوب می‌شود و سه فرد بازداشت‌شده که هر سه عضو گروه جدایی‌طلب «الاحواز» هستند ممکن است به دو سال زندان محکوم شوند.

گروه «جنبش الاحواز» دست داشتن در حمله اهواز را تکذیب کرده و این حمله را محکوم کرده است. دانمارک روز هشتم آبان وزارت اطلاعات ایران را متهم کرد که در صدد ترور فعالان گروه «الاحواز» در خاک دانمارک بوده است. ایران این اتهام را رد کرده است.

No responses yet

Sep 22 2018

جنبش الاحواز چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ایران وایر: یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» بود

یعقوب حر التسطری، سخنگوی، «جنبش الاحواز»، امروز در گفتگو با تلویزیون ایران اینترنشنال گفته است «مقاومت ملی اهواز» حمله ترورستی امروز صبح در اهواز را انجام داده است. او گفته هدف این حمله شهروندان عادی نبوده‌اند.

در جریان حمله امروز که در زمان برگزاری رژه نظامی انجام شد، ۲۴ نفر کشته و بیش از۳۰نفر زخمی شده‌اند که حداقل یک نفر از کشته‌شدگان غیرنظامی بوده است.. رسانه‌های داخلی ایران گزارش داده‌اند احتمال افزایش تلفات وجود دارد.

مقام‌های سپاه پاسداران که حمله امروز را تروریستی اعلام کرده‌اند گفته‌اند مهاجمان ۴نفر بوده‌اند و در درگیری ۳نفر از آنها کشته شده و یک نفرشان بازداشت شده است.

گروه الاحواز که نام اختصاری آن «حزم» است، از خط مشی مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی دفاع می‌کند. شاخه نظامی این گروه، «گردان‌های محی الدین آل ناصر» نام دارد ولی به گفته یعقوب حر التسطری سخنگوی، «جنبش الاحواز»، هنوز بیانیه‌ای از سوی آنها مبنی بر قبول مسئولیت انجام این حمله صادر نشده است.

گروه الاحواز از سال ۷۶ فعالیت‌های خود را شروع و همواره از سوی دولت ایران متهم به فعالیت‌های تروریستی شده است. اوج فعالیت‌های این گروه در سال ۸۴ بود که منجر به چند بمب‌گذاری در نقاط مختلف استان خوزستان شد. دولت ایران سال ۸۵، ۱۱ نفر را در اهواز با اتهام‌هایی چون ارتباط با بمب‌گذاری اعدام کردند و تلاش کردند با برخورد شدید با فعالیت‌های گروه الاحواز، هشدارهای جدی به آنها بدهند. با این حال، درگیری‌ها بین این گروه و نیروهای نظامی ایران ادامه یافت و حدفاصل سال۹۰ تا ۹۱ به اوج رسید و ۵ بمب‌گذاری در شهرستان‌های شوش،‌ اهواز و دزفول، نشان‌دهنده فعالیت جدی دوباره این گروه بود. مقام‌های وزارت اطلاعات ایران گفته‌اند در جریان حملات این گروه حدفاصل سال‌های ۸۴ تا ۹۱، ۳۹ نفر از ماموران نظامی و امنیتی ایران کشته‌ شده‌اند. بر اساس گزارش‌های سازمان حقوق بشری، دولت ایران نیز در این مدت، حداقل ۴۴ نفر شهروندان ساکن خوزستان را با اتهام‌هایی چون جدایی طلبی، مشارکت در بمب‌گذاری و اقدام علیه امنیت ملی اعدام کرده یا زیر شکنجه کشته است.

یک حمله پرتلفات دیگر این گروه فروردین ۹۴ رخ داد که در جریان حمله به پاسگاه نیروی انتظامی، ۳ مامور کشته شدند. پس از این حمله‌، مقام‌های امنیتی ایران، از بازداشت ۷ نفر مرتبط با این پرونده خبر دادند و فروردین ۹۵ اعلام شد که ۳ نفر از این افراد، اعدام شده‌اند. گروه الاحواز در آن سال، هدف حمله خود را پایگاه سپاه اعلام کرده بود و گفته بود این مرکز، محل آموزش نیروهای حشدالعشبی (شبه نظامیان عراقی که از حمایت سپاه قدس برخوردار هستند) بوده است. حمله به پاسگاه انتظامی در اردیبهشت ۹۶ هم تکرار و منجر به کشته‌شدن دو مامور شد که باز هم ایران انگشت اتهام را متوجه الاحواز کرد.

یک حادثه مهم دیگر اما کشته شدن احمد مولا ابوناهض مشهور به «احمد نیسی» در هلند بود. از او که ۱۷آبان ۹۶ در محل زندگی‌اش در شهر لاهه هلند به ضرب گلوله کشته شد، به عنوان مؤسس «جنبش آزادی‌بخش الاحواز» نام برده شد. نزدیکان احمد نیسی از جمهوری اسلامی به عنوان طراح و عامل این قتل نام می‌برند. این اتهام زمانی تقویت شد که ۱۷خردادماه امسال، سازمان اطلاعات و امنیت هلند تایید کرد که دو نفر از کارمندان سفارت ایران در هلند اخراج شده‌اند. مشخص نیست اخراج این افراد به دلیل ارتباط با پرونده ترور احمد نیسی بوده ولی چنین خبرهایی می‌تواند شواهد قوی‌تری برای مدافعان جنبش الاحواز فراهم کند.

حبیب جبر، رهبر جنبش الاحواز، فروردین ۹۵ در گفتگو با روزنامه الشرق الاوسط با توصیف جمهوری اسلامی به عنوان «دولت فارس»، این حکومت را متهم به دشمنی با «امت عرب» کرده و خوزستان را یک سرزمین اشغال شده خواند. این گروه که با دولت‌های عربی مثل عربستان در ارتباط است، گفته است برای آزادی استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و جزایر خلیج فارس در حال جنگ با جمهوری اسلامی است. این گروه، این استان‌ها را «الاحواز اشغال‌شده» می‌داند و خواهان استقلال این مناطق است.

فعالیت‌های سازمان یافته جدایی طلبانه در استان خوزستان، سابقه‌ای حدودا ۶۰ساله دارد. نخستین ریشه‌های این فعالیت‌ها به سال۱۳۴۰ و تشکیل «جبهه التحریر» باز می‌گردد که در خوزستان و عراق فعالیت داشتند. در اوایل دهه۶۰، «جبهه العربیه لتحریر الاحواز» با حمایت دولت عراق تشکیل و فعالیت‌های این گروه را به طور منسجم‌تر در داخل ایران پیگیری کرد. در طول جنگ ایران و عراق، سازماندهی گروه‌های نظامی، شبه‌نظامی و سیاسی از سوی دو کشور، به یک دستورکار مهم تبدیل شده بود. با این حال، سال ۸۱ و پس از حمله آمریکا به عراق دامنه فعالیت‌های این گروه محدود و به موازات آن،‌ فعالیت‌های جنبش الاحواز رشد کرد. گروهی که اکنون به مهم‌تری مخالف مسلح حکومت جمهوری اسلامی در جنوب غرب ایران شده است.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .