اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جمعیت'

Sep 07 2020

کاهش رشد جمعیت؛ نگرانی‌های رهبر نظام و بی‌اعتنایی مردم کشور

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: چهارمین سال متوالی است که رشد جمعیت کشور منفی شده و نرخ زاد و ولد به پایین‌ترین میزان خود طی نیم قرن اخیر رسیده است.

«علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، در ۳۰اردیبهشت۱۳۹۳ سیاست‌های کلی جمعیتی را اعلام کرد که تشویق به فرزندآوری بخشی از آن بود. اما به نظر می‌رسد گوش مردم بدهکار توصیه‌های رهبر جمهوری اسلامی نبوده است.

«شاید اگر جای دیگری غیر از ایران بودم، هم ازدواج می‌کردم و هم بچه‌دار می‌شدم. من هم مانند خیلی از دخترهای دیگر تمایل به مادر شدن دارم. اما متاسفانه شرایط بد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی کشور طوری است که به آینده خودم نیز چندان امیدوار نیستم؛ چه برسد به بچه‌ای که قرار است به دنیا بیاورم.»

این‌ها حرف‌های «زهرا» است که حدود ۴۰ سال سن دارد و به عنوان عضو هیئت علمی در یکی از دانشگاه‌های ایران تدریس می‌کند.

او که به دلیل شغلش با شمار زیادی از دختران و پسران جوان سر و کار دارد، می‌گوید: «اغلب این جوان‌ها وقتی اوضاع و احوال اقتصادی کشور را می‌بینند که روز به روز بدتر و هر سال زندگی‌شان سخت‌تر از سال قبل می‌شود، تمایلی به ازدواج کردن و بچه‌دار شدن از خود نشان نمی‌دهند، در این میان اگر کسی هم ازدواج کند، اغلب تا جایی که امکان داشته باشد موضوع بچه‌دار شدن را به تاخیر می‌اندازد تا به قول خودشان از بحران‌های مالی چند سال اول زندگی عبور کنند و بار اقساط وام‌های بانکی که برای شروع زندگی گرفته‌اند، سبک‌تر شود.»

به گفته زهرا «این یک روی سکه است و روایت کسانی است که قصد دارند در کشور بمانند، روی دیگر سکه تعداد زیادی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست که از آینده شغلی‌‌ در کشور ناامید هستند و در فکر مهاجرت به خارج از کشور به هر شکل ممکن، حتی پناهندگی و پذیرفتن انواع و اقسام ریسک‌های این داستان پرماجرا هستند. به همین دلیل است که روز به روز شاهد کمتر شدن میل نسل جوان به بچه‌دار شدن و حتی پیش‌تر از آن، ازدواج کردن هستیم.»

طبق آمارهایی که «امیرحسین بانکی‌پور»، نماینده اصفهان در «مجلس شورای اسلامی»، اعلام کرده، با وجود ثابت بودن «جمعیت آماده به ازدواج» در شش سال گذشته، نرخ ازدواج ۴۰ درصد نسبت به پیش از سال ۱۳۹۳، کمتر شده است.

نگاهی گذرا به آمارهای جمعیت کشور نشان می‌دهد که در نیمه دهه ۱۳۶۰ میانگین سنی جمعیت کشور حدود ۲۲ سال بود. این عدد در سرشماری سال ۱۳۸۵ به حدود ۲۸ سال و در ۱۳۹۰ به حدود ۳۰ سال رسید.

حتی معتقدان به «روزی‌رسانی خدا» هم نگرانند

سال گذشته گروهی از دانشجویان که گفته می‌شد دانشجویان بسیجی و سایر تشکل‌های مذهبی «دانشگاه صنعتی شریف» هستند، «کمپین مادران شریف» را راه انداختند. آن‌ها هدف خود را این اعلام کردند که هر کدام‌شان ۱۰ فرزند به دنیا بیاورند و دیگران را با این هدف خود همراه کنند. البته این کارزار با انتقادهای زیادی از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه و دستمایه طنز خیلی‌ها شد.

«نصیر» ۳۵ ساله است و در یک خانواده شش‌نفره با پدر و مادر و سه خواهر و برادر دیگرش در یکی از محله‌های پایین شهر مشهد زندگی می‌کند. او که شغل پدر را دنبال کرده و در میدان تره‌بار، میوه فروش است، می‌گوید: «من هم مثل خیلی از جوان‌های دیگر آرزو دارم ازدواج کنم و بچه‌دار شوم، اما با کدام پول و سرمایه؟ با درآمد دومیلیون‌وپانصدهزار تومانی که من دارم، چه‌طور می‌توانم خانه اجاره کنم و از پس مخارج بچه برآیم؟»

او حکایت بچه‌دار شدن یکی از دوستانش را تعریف کرده و می‌گوید: «از زمانی که همسرش را برای زایمان به بیمارستان برد تا وقتی به خانه آورد، حدود ۱۰ میلیون تومان هزینه کرد. این ۱۰ میلیون را از ماه‌ها قبل پس‌انداز کرده بود، زیرا او هم مثل من کارگر است. او از حالا نگران ماه‌ها و سال‌های بعد است، نگران روزهایی که اجاره‌خانه‌هایشان بیشتر می‌شود و تورم هم بالاتر می‌رود و هزینه‌های بچه هم به سایر هزینه‌‌هایش افزوده می‌شود.»

نصیر می‌افزاید: «با این که دوستش یک پسر مذهبی است و اعتقاد دارد خدا روزی‌رسان است، اما شرایط جامعه طوری نیست که اعتقادات مذهبی هم از نگرانی‌هایش کم کند و باعث شود به فردای نامعلوم همین یک بچه نیندیشد و به فکر بچه دیگر بیفتد.»

سیاست‌های ناکام دولت در تشویق فرزندآوری

«اسحاق جهانگیری»، معاون اول رییس‌جمهوری، چندی پیش از «سازمان برنامه و بودجه» خواست تا در برنامه هفتم توسعه به سیاست‌های کلی جمعیت که از سوی رهبر جمهوری اسلامی ابلاغ شده است، توجه جدی داشته باشد.

دولت اقدامات بهداشتی و پزشکی را نیز در همین رابطه برای خود تعریف کرده است که از جمله آن می‌‌توان به تلاش برای کاهش نرخ مرگ‌ومیر، مراقبت‌های قبل و پس از زایمان، آموزش و مشاوره‌های قبل، حین و پس از ازدواج، ایجاد کلینیک‌های ناباروری و پوشش بیمه‌ای برای داروها و درمان ناباروری اشاره کرد.

اما به گفته مقامات بهداشتی کشور، این‌ها تنها ۲۰ درصد عوامل موثر بر فرزندآوری را شامل می‌شود و ۸۰ درصد بقیه به مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بر می‌گردد.

«شقایق»، کارشناس جامعه‌شناسی، در این رابطه معتقد است: «ترس از فرزندآوری به معنی تامین معیشت، امکانات و هر آن چه مورد نیاز تربیت یک فرزند است باعث شده است تا خانواده‌ها عمدتا به سمت تک‌فرزندی و حتی بی‌فرزندی پیش بروند و رغبتی به تداوم زاد و ولد از خود نشان ندهند. این در حالی‌ست که مشوق‌های بچه‌دار شدن در ایران چندان قابل توجه نیست و نمی‌تواند انگیزه برای ازدواج و فرزندآوری ایجاد کند.»

او می‌گوید: «این مشوق‌ها می‌تواند شامل معافیت یا کاهش مالیات، بیمه خانواده‌ها، کمک‌هزینه اولاد و غیره باشد که در بسیاری از کشورهایی که با کاهش نرخ موالید مواجه هستند، پرداخت می‌شود. برعکس در ایران مسئولان گاه حرف از پرداخت نکردن یارانه به نوزادانی که بعد از این متولد می‌شوند، می‌زنند؛ موضوعی که برای خیلی از خانواده‌های کم‌درآمد حائز اهمیت است.»

«تئوری توطئه» برخی مسئولان

در سیاست جمهوری اسلامی ایران، جمعیت به عنوان یکی از مولفه‌های مهم اقتدار تعریف شده است.

اما در موضوع کاهش نرخ موالید، مسئله‌ای که بیش از پیر شدن جمعیت باعث دغدغه برخی مسئولان نظام جمهوری اسلامی شده، کمتر بودن نرخ زاد و ولد در میان خانواده‌های شیعه نسبت به اهل سنت است.

برخی مسئولان و کارشناسان مذهبی شیعه در رسانه‌ها و منابر خود، این موضوع را دسیسه کشورهای دیگر، از جمله عربستان، قلمداد می‌کنند. آن‌ها مدعی‌اند که برخی خانواده‌های سنی برای افزایش جمعیت در برابر شیعیان تشویق می‌شوند.

«کژال » که سنی و اهل یکی از شهرهای کردنشین غرب کشور است، این موضوع را رد می‌کند. او که خود یک فرزند دارد، می‌گوید: « این موضوع هیچ ربطی به مذهب ندارد و کسی به ما توصیه نمی‌کند حتما پنج یا شش فرزند داشته باشیم. اما وقتی دختری در یک خانواده فقیر در سیستان‌وبلوچستان در ۱۳ سالگی وادار به ازدواج می‌شود و تمام عمرش هم در همان روستا باقی می‌ماند و حتی تجربه معاشرت با بقیه هم‌مذهبان خود در سایر نقاط کشور را ندارد، چه‌طور می‌توان انتظار داشت برای خانواده خود برنامه داشته باشد و تعداد فرزندانش را خودش تعیین کند و به آینده آن‌ها بیاندیشد؟ او معمولا همه چیز را ناشی از تقدیر و مشیت الهی می‌داند و تن به قضا و قدر می‌‌دهد.»

دلایل کاهش نرخ موالید و میل به بچه‌دار شدن از نگاه مسئولان هر چه که باشد، طبقات مختلف جامعه برای تصمیم به فرزندآوری، به نگرانی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود می‌اندیشند.

No responses yet

May 22 2018

ایران صد میلیونی: جا برای زندگی نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: ایران این روزها دچار بحران‌های فزاینده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی است. مشکلات زیادی گریبان جامعه ایرانی را گرفته که بعضی‌شان غیرقابل حل به نظر می‌رسند. ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بیش از همیشه شکننده به نظر می‌رسد. آستانه تحمل جامعه ایرانی پایین و عرصه بر ایرانیان تنگ است.

طی ۵۰ سال گذشته جمعیت ایران ۲/۷ برابر شده، در حالی که ظرفیت‌‌های زیستی کمتر شده‌اند. جمعیت ایران در آستانه ۸۲ میلیون نفر است و روند افزایش جمعیت حداقل تا ۳۰ سال دیگر ادامه دارد. این در حالی است که برای جمعیت فعلی هم جا وجود ندارد.

صرف نظر از دلایل معمولی که در اغلب تحلیل‌ها می‌شوند، به نظر می‌رسد، بیش از هر چیز موقعیت سرزمینی و زیستی ایران در معرض خطر قرار دارد.

طی ۵۰ سال گذشته جمعیت ایران ۲/۷ برابر شده، در حالی که ظرفیت‌‌های زیستی کمتر شده‌اند. جمعیت ایران در آستانه ۸۲ میلیون نفر است و روند افزایش جمعیت حداقل تا ۳۰ سال دیگر ادامه دارد. این در حالی است که برای جمعیت فعلی هم جا وجود ندارد.

پیمانه شهرهای ایران همه پر شده‌اند. حتی در حاشیه‌ها و سکونت‌گاه‌های غیررسمی هم جای سوزن انداختن نیست. آب کم است یا به تعبیری نیست. نشانه‌های دعوای آب و غذا در ایران پدیدار شده‌، چرخ کشاورزی نه برای تامین غذا که از سر تعارف می‌چرخد، بلکه بحران را به عقب‌ بیندازد. اقتصاد ایران بیش از همیشه وابسته به نفت و تاثیر پول نفت کمتر از همیشه است.

از این منظر می‌توان گفت علاوه بر عوامل متداولی که تحلیل‌ها مطرح می‌شود، عامل اصلی اغلب بحران‌های بزرگ، لبریز شدن پیمانه سرزمین ایران است. سرزمینی ایده‌آل برای برای جمعیت ۳۰ میلیونی که می‌توانست الگوی توسعه پایدار در یک جغرافیای نیمه‌خشک باشد، اما در حال پیش‌روی به مرزهای ۱۰۰ میلیونی، سابقه زیستی آن در معرض تهدید قرار گرفته است.

این مقاله سعی در ترسیم وضعیت جمعیتی ایران در آینده نزدیک دارد. این تصویر می‌تواند درک واقعیت‌‌های پیش رو را آسان‌تر کند.

دستور رهبر ایران برای دو برابر شدن جمعیت، به جایی نرسیده و نخواهد رسید. حتی روی کاغذ نیز احتمال تحقق آن متصور نیست و گشاده‌دست‌ترین فرض‌های آماری هم با چشم‌انداز ترسیم شده، فاصله زیادی دارد.
ایران ۱۴۳۰

مرکز آمار ایران اخیرا خلاصه گزارش چشم‌انداز جمعیتی ایران را منتشر کرده است. در این گزارش گفته شده تا سال ۱۴۳۰، جمعیت ایران بین ۹۵ تا ۱۱۲ میلیون نفر خواهد بود.

این گزارش بر اساس ۴ سناریو پیش رفته است. سناریوی اول بر اساس نرخ باروری ۲/۶ فرزند (۳۰درصد بیشتر از وضع فعلی) طراحی شده که در این صورت جمعیت ایران در ۱۴۳۰ از ۱۱۲ میلیون نفر فراتر می‌رود. این در حالی است که در حال حاضر نرخ باروری در ایرن ۲/۰۱ فرزند است. نرخ باروری متوسط تعداد فرزندانی است که زنان ۱۵ تا ۴۹ ساله در سال به دنیا می‌آورند.

سناریوی دوم بر اساس افزایش ۵درصدی نرخ باروری شده در حدود ۲/۱۱ فرزند طراحی شده است. در صورت تحقق این سناریو جمعیت ایران ۱۴۳۰ به ۱۰۴ میلیون نفر خواهد رسید. فرض سناریوی سوم کاهش ملایم نرخ باروری در حد ۱/۹۵ فرزند است که در این صورت جمعیت ایران کمی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر خواهد شد. دست آخر اگر سناریوی چهارم که بر اساس کاهش شدید نرخ باروری تا ۱/۵ فرزند طراحی شده، در عالم واقع اتفاق بیفتد، آنگاه ۳۳ سال بعد، روند کاهش جمعیت، پس از ثبت رکورد ۹۵ میلیونی به طور آهسته آغاز می‌شود.

در این میان سناریوی اول، با توجه به رفتارهای جمعیتی اخیر، غیرواقعی به نظر می‌رسد و احتمالا برای خوشایند طرفداران افزایش جمعیت در این گزارش گنجانده شده است. نباید فراموش کرد که رهبر ایران طرفدار افزایش جمعیت است. آیت‌الله خامنه‌ای ۵ سال پیش اعلام کرد جمعیت ایران باید به ۱۵۰ میلیون نفر برسد. در آن زمان جمعیت ایران حدود ۷۷ میلیون نفر بود.

از آن روز جمعیت ایران حدود ۴ میلیون نفر افزایش پیدا کرده، اما روند کاهش نرخ رشد جمعیت ادامه داشته است. این نشان می‌دهد دستور رهبر ایران برای دو برابر شدن جمعیت، به جایی نرسیده و نخواهد رسید. حتی روی کاغذ نیز احتمال تحقق آن متصور نیست و گشاده‌دست‌ترین فرض‌های آماری هم با چشم‌انداز ترسیم شده، فاصله زیادی دارد.

در ۳ سناریوی دیگر مرکز آمار شیب نرخ رشد جمعیت در ایران رو به کاهش است. این به معنی است که بالاخره در آینده‌ای نه‌چندان دور، روند افزایش جمعیت ایران متوقف خواهد شد. تفاوت این چهار سناریو در پیش‌بینی زمانی این آینده است که در نزدیک‌ترین و محتمل‌ترین‌ حالت حوالی سال ۱۴۳۰ خورشیدی اتفاق می‌افتد. یعنی جمعیت ایران حدود ۳۰ سال دیگر به اوج خود می‌رسد و از آن زمان نرخ کاهش جمعیت ایران آغاز می‌شود.
ایران ۲۰۵۰

سناریوی چهارم مرکز آمار ایران، بسیار نزدیک به فرض متوسط پیش بینی سازمان ملل از چشم‌انداز جمعیتی ایران تا سال ۲۱۰۰ است.

بر اساس برآوردهای جمعیتی کارشناسان این سازمان جمعیت ایران، در سال ۲۰۵۰ میلادی (۹-۱۴۲۸ خورشیدی) به نقطه اوج می‌رسد و بعد از رد کردن رکورد ۹۳/۵ میلیون نفری، سیر نزولی جمعیت آغاز می‌شود.

پیش‌بینی سازمان ملل از جمعیت ایران تا سال ۲۱۰۰

جدول بالا که بر اساس داده‌های پیش‌بینی سازمان ملل تهیه شده، نشان می‌دهد، روند کاهش جمعیت جوان (صفر تا ۲۴ سال) از همین حالا شروع شده و در حدود ۲۰۵۰ (حوالی ۱۴۳۰ خورشیدی)، جمعیت جوان ایران دست‌کم ۸ میلیون نفر کمتر از امروز خواهد بود.

اما روند کاهش جمعیت ۲۵ تا ۶۴ سال، تقریبا از ۲۰۴۰ ( حدود ۱۴۲۰خورشیدی) شروع می‌شود، وقتی که جمعیت ایران نزدیک ۹۲ میلیون نفر است که ۵۴ میلیون نفرشان بین ۲۵ تا ۶۴ سال سن دارند.

اما وضعیت طیف سنی بالای ۶۵ سال به کلی متفاوت است. سیر افزایش جمعیت این گروه، دست کم تا سال ۲۰۶۰ ( تقریبا ۱۴۴۰ خورشیدی) و بعد ادامه دارد. در واقع روند افزایش جمعیت بالای ۶۵ سال تا پایان شوک جمعیتی متولدین دهه ۱۳۶۰ ادامه دارد. نسلی که محصول سیاست‌های جمعیتی شتاب‌زده و غیرمسئولانه جمهوری اسلامی در سال‌های اولیه پس از انقلاب است. این نسل در تمام عمر خود را در نوک هرم جمعیتی ایران و در حال رقابت برای بهره‌مندی از امکانات محدود و مسابقه و مبارزه بقا گذرانده و خواهد گذراند.

منابع طبیعی و فضایی ایران بر اساس برخی محاسبات، جوابگوی زندگی مرفه ۳۰ میلیون نفر خواهد بود. مازاد بر این هزینه‌های فراوان سرزمینی به دنبال دارد. چنانکه همین الان هم مدیریت ۸۰ میلیون ایرانی تنها با اتکا به دست‌آندازی به منابع نفتی و دست‌درازی در سرمایه‌های طبیعی نسل‌های بعدی ممکن شده است.

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

سال ۱۴۳۰ نقطه عزیمت جمعیتی در ایران است. در این سال سرزمین ایران، بیشترین جمعیت تاریخ را به چشم می‌بیند. ۲۳ درصد این جمعیت بالای ۶۵ سال سن دارند. همین حدود ۲۴ ساله یا جوان‌ترند و کمی بیش از نیمی از جمعیت در محدوده ۲۵ تا ۶۴ سال قرار دارند. به تعبیری ۳۲ سال بعد از هر ۴ ایرانی یکی جوان و یکی سال‌خورده است و ۲ نفر در محدوده سن فعال است.

چنین ترکیب جمعیتی قاعدتا برای کسانی که نگران پیر شدن جمعیت ایران هستند، خوشایند نیست. ساده‌انگارانه است اگر بحران جمعیتی ایران محدود به ترکیب جمعیتی انگار شود. شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند، پیش و بیش از آنکه پیر شدن جمعیت ایران، خواب از سر سیاست‌مداران و برنامه‌ریزان بپراند، نگرانی‌های بزرگ‌تری وجود دارد که در مقیاسی بزرگ‌تر از اقتصاد و سیاست، ظرفیت‌های زیستی سرزمین ایران را در معرض خطر قرار می‌دهد.

منابع طبیعی و فضایی ایران بر اساس برخی محاسبات، جوابگوی زندگی مرفه ۳۰ میلیون نفر خواهد بود. مازاد بر این هزینه‌های فراوان سرزمینی به دنبال دارد. چنانکه همین الان هم مدیریت ۸۰ میلیون ایرانی تنها با اتکا به دست‌اندازی به منابع نفتی و دست‌درازی در سرمایه‌های طبیعی نسل‌های بعدی ممکن شده است.

اگرچه اغلب تحلیل‌ها مدیریت نادرست در حوزه سیاست، اقتصاد و محیط زیست را عامل بروز بحران‌ها و تنش‌های سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی می‌دانند، اما برخی مطالعات نشان می‌دهند حتی اگر مدیریت ایده‌آل هم در ایران وجود داشت، باز هم بروز بحران‌های زیست‌محیطی به دلیل افزایش جمعیت ناگزیر بود.

۱- بحران فضایی

احتمالا تا پایان سال ۹۷، جمعیت ایران از مرز ۸۲ میلیون نفر خواهد گذشت. اگر این عدد را در مساحت ایران تقسیم کنیم، تراکم جمعیتی ایران نزدیک به ۵۰ نفر در هر کیلومتر مربع است. در سال ۱۳۳۰، اگر جمعیت ایران به مرز ۹۵ میلیون نفر نزدیک شده باشد، تراکم جمعیت در ایران حدود ۵۸ نفر در هر کیلومتر مربع خواهد رسید.

این البته نقل تراکم جمعیت است، اما اگر بخواهیم تصویر واقع‌تری داشته باشیم، باید تراکم زیستی را محاسبه کنیم و ببینیم در هر کیلومتر مربع، زمین قابل زیست چند ایرانی زندگی کرده و می‌کنند.

مساحت مناطق قابل زیست در ایران حدود ۱۰ درصد کل مساحت ایران برآورد می‌شود. اطلاعات فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) هم تایید کننده این ادعا است، چنانکه سطح قابل کشت در ایران در سال ۲۰۰۵، برابر ۱۰/۴ درصد کل مساحت ایران بوده است.

با این حساب، اگر بر اساس مساحت مفید قابل زیست تراکم زیستی را حساب کنیم آن وقت باید تراکم واقعی جمعیت را ۱۰ برابر بزرگ‌تر محاسبه کنیم.

اگر فرض کنیم فضاهای قابل زیست ایران به نسبت سال ۲۰۰۵ میلادی تغییری نکرده باشد، تراکم زیستی حال حاضر نزدیک به ۵۰۰ نفر در هر کیومتر مربع است. اگر جمعیت ایران تا ۳۰ سال دیگر به ۹۵ میلیون نفر برسد، آن وقت باید جا برای ۱۰۰ نفر دیگر باز شود.

این به معنی افزایش ۲۰ درصدی جمعیت در هر واحد زیستی است.

بر اساس داده‌های آخرین سرشماری، ۲۴ میلیون خانواده ایرانی با جمعیت متوسط ۳/۳ نفر در هر خانواده در حدود ۲۳ میلیون واحد مسکونی زندگی می‌کنند.

اگر فرض کنیم در سال ۱۴۳۰ متوسط افراد خانوار اگر بین ۲/۵ تا ۳ نفر باشد، آن وقت تعداد خانوارهای ایرانی بین ۳۸ تا ۳۲ میلیون نفر خواهد شد. یعنی دست کم باید ۱۰ میلیون واحد مسکونی دیگر در ایران ساخته شود تا جمعیت ۹۵ میلیونی ایران سقفی بالای سر داشته باشند.

این در حالی است که شهرهای ایران حتی بر اساس فرض‌‌های خوشبینانه هم ظرفیت محیطی و فیزیکی شهرهای ایران تکمیل است.

برای اینکه بتوان تصویر ملموس‌تری به دست آورد، فرض کنید در یک آپارتمان ۷۰ متری در یک ساختمان ۱۰ طبقه ۶۰ واحدی زندگی می‌کنید. جمعیت ساختمان شما اگر مطابق متوسط ایران باشد، نزدیک ۲۰۰ نفر است. ۳۰ سال دیگر همین ساختمان باید برای ۲۴۰ نفر و حدود ۸۵ واحد جا داشته باشد. مساحت خانه شما هم ۲۰ متر کمتر خواهد شد به حدود ۵۰ متر خواهد رسید.

۲- بحران اقتصادی

داده‌های بانک جهانی نشان می‌دهد، سرانه تولید ناخالص ملی ایران در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵)، به قیمت ثابت ۳۰ درصد کمتر از سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵) است. این یعنی طی ۴۰ سال گذشته رشد جمعیت بیش از رشد اقتصادی بوده است. از سوی دیگر افت‌وخیزهای پرشمار اقتصاد ایران چه پیش و چه پس از انقلاب نشان می‌دهد، حتی در صورت تداوم روند موجود، وضعیت اقتصادی ایرانیان در سال ۱۴۳۰ بدتر از امروز خواهد بود.

این در حالی است که با توجه به بالا گرفتن بحران‌های سیاسی و امنیتی احتمال سقوط ایران، چندان کم نیست.

از سوی دیگر شاخص‌های داخلی اقتصادی و اجتماعی نیز، وضعیت مناسبی ندارند. بحران بیکاری روز به روز عمیق‌تر می‌شود. برآوردها نشان می‌دهد، تعداد بیکاران (با احتساب شغل ناقص) بیش از ۵ میلیون‌ نفر است. حتی اگر فرض کنیم کارنامه دولت در زمینه ایجاد شغل مثل سال‌های ۹۴ و ۹۵ موفق باشد (که بعید است)، این جمعیت تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۱۰ میلیون نفر خواهد شد.

چنین وضعیتی نه‌تنها تاثیر اقتصادی بلکه منشاء تاثیرات مخرب اجتماعی خواهد بود.

۳- بحران آب و محیط زیست

اگرچه اغلب تحلیل‌ها مدیریت نادرست در حوزه سیاست، اقتصاد و محیط زیست را عامل بروز بحران‌ها و تنش‌های سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی می‌دانند، اما برخی مطالعات نشان می‌دهند حتی اگر مدیریت ایده‌آل هم در ایران وجود داشت، باز هم بروز بحران‌های زیست‌محیطی به دلیل افزایش جمعیت ناگزیر بود.

به گفته برخی مقامات در ایران این عدد در سال گذشته (سال آبی ۶-۹۵) به ۱۴۰۰ مترمکعب بوده. این عدد حاصل تقسیم منابع آبی تجدیدپذیر بر جمعیت است. اگر فرض کنیم از حجم منابع آبی تجدیدپذیر تا ۳۰ سال دیگر ثابت بماند، آن وقت در ایران ۹۵ میلیون نفری سال ۱۴۳۰، سهم هر ایرانی از آب شیرین تجدیدپذیر کمتر از ۱۲۰۰ متر مکعب خواهد شد.

شوربختانه وضع از این هم بدتر است. چنانکه بر اساس مطالعات مرکز تحقیقات استراتژیک، با احتساب کاهش روزافزون منابع، سرانه آبی ایران تا سال ۲۰۵۰، کمتر از هزار متر مکعب خواهد بود. ۳۰ درصد کمتر از امروز و ۷۰۰ مترمکعب کمتر از یکی از تعریف‌های استاندارد “تنش آبی”.

۴- بحران‌های سیاسی و امنیتی

بالا رفتن تراکم جمعیتی در شهرهای ایران روی کیفیت زیستی زندگی ایرانیان اثر ملموسی دارد. تشدید بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، آستانه تحمل جامعه ایرانی را پایین می‌آورد و در چنین شرایطی کشور مستعحد مواجهه با بحران‌های سیاسی و امنیتی می‌شود.

کافی است بحران‌های سیاسی و امنیتی یک سال اخیر را در ذهن مرور کنیم و ببینیم اکثر این بحران‌ها دلایل زیستی و اقتصادی داشته‌اند و سپس تبدیل به مناقشه‌های سیاسی شده‌اند. نارضایتی اصلی جامعه ایرانی در نتیجه کمبود و نبود امکانات از یکسو و کلافگی از سخت‌تر شدن وضعیت زندگی است.

با این حساب این شکنندگی سیاسی -حتی به فرض تغییر نظام سیاسی حاکم- مادام که حرکت منحنی جمعیتی ایران رو به بالا است، همچنان تداوم خواهد داشت.

نارضایتی اصلی جامعه ایرانی در نتیجه کمبود و نبود امکانات از یکسو و کلافگی از سخت‌تر شدن وضعیت زندگی است

No responses yet

Mar 27 2017

پنج نکته اساسی در خصوص دگرگونی ساختار جمعیت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

رادیوفردا: در آخرین روزهای سال جاری خورشیدی «گزیده نتایج سرشمار عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵» از سوی مرکز آمار ایران منتشر شد. هر چند هنوز همه آمار نتایج سرشمار عمومی نفوس و مسکن منتشر نشده اما همین گزیده آماری نیز دارای نکات قابل توجهی است و روندهای بلند مدت ساختار جمعیتی ایران -که تاثیر به‌سزائی بر عرصه اقتصادی و سیاسی دارد- را به تصویر می‌کشد. برای مثال دگرگونی‌های جمعیتی دارای پیامدهای مهمی برای بازار کار ایران یا بازار مسکن و بازار آموزش خواهد بود. عرصه فرهنگی و سیاسی نیز طبیعتا از این دگرگونی جمعیتی تاثیر خواهد پذیرفت چه سبک زندگی و خواسته‌های سیاسی با توجه به ساختار جمعیت و متغیرهایی از جمله افزایش نسبت شهرنشینی و گسترش سواد دگرگون خواهد شد.

رشد جمعیتی و دگرگون‌شدن ساختار آن از قابل‌مشاهده‌ترین نمودهای اجتماعی در تاریخ تحول اجتماعی قرن اخیر ایران است. جمعیت ایران كه در سال‌های میانی دهه ۳۰ خورشیدی، حدود ۱۳ میلیون نفر بود، اما ۶۵ سال بعد به حدود ۸۰ میلیون نفر افزایش یافته است. افزایش و تغییر ساختار آن كه خود معلول عوامل گوناگون و بسیاری بود، و همچنین دارای پیامدهای بسیار پر اهمیتی خواهد بود. چه، در جوامعی همچون جامعه ایران ـ كه رشد اقتصادی معمولا كند و برون‌زاست ـ افزایش جمعیت مي‌تواند- در شرایط خاصی- به‌عنوان انگیزه افزایش تولید، كاركرد مثبتی داشته باشد. اما اگر امكانات اجتماعی و اقتصادی همگام با فزونی جمعیت افزایش نیابد، سرانه رفاه عمومی كاهش می‌یابد. به همین دلیل افزایش جمعیت به معنی شرایط و چالش‌های جدیدی است. افزایش جمعیت در شرایط خاص ایران به معنی مشكلات تازه‌ای بود، چرا كه اگر جمعیت جوان نتواند به وسیله آموزش و پرورش و اشتغال به نیروی كار مولد تبدیل شود زمینه‌ساز عدم تعادل‌های اقتصادی همچون كاهش درآمد سرانه، كاهش اشتغال، شكاف طبقاتی و فقر خواهد بود. عوارض چنین مشكلاتی در عرصه روابط اجتماعی بسیار بغرنج و پیچیده است.

نخستین نکته کلیدی این آمار کاهش نرخ افزایش جمعیت است. دومین نکته کلیدی این آمار جمعیت نشان از کاهش اندازه خانوار-کاهش شمار اعضای خانوار- دارد. میزان شهرنشینی سومین نکته کلیدی است که بیان دگرگونی آرام ولی عمیق جامعه ایران است. نرخ باسوادی جمعیت نزدیک ۹۴ درصد است. افزایش میانگین سن جمعیت نیز نکته کلیدی دیگری است که نشان از دگرگونی ساختار جمعیتی ایران دارد.

نخستین نکته کلیدی این آمار کاهش نرخ افزایش جمعیت است. توضیح این که علیرغم کوشش حاکمیت برای افزایش نرخ جمعیت، نرخ جمعیت پنج سال اخیر(۱۳۹۱-۱۳۹۵) نسبت به پنج سال پیش از آن(۱۳۸۵-۱۳۹۰) کاهش یافته است. به زبان دیگر علیرغم سیاست‌های عوامگرایانه حاکمیت در ده سال گذشته، نرخ رشد جمعیت ایران به کمترین میزان آن در ۶۰ سال اخیر رسیده است. چنین روندی محصول عواملی مانند دگرگونی سبک زندگی، دگرگونی مناسبات اقتصادی، شهرنشینی و افزایش سواد و عوامل دیگری است.

دومین نکته کلیدی این آمار جمعیت نشان از کاهش اندازه خانوار-کاهش شمار اعضای خانوار- دارد. به گونه‌ای که میانگین اندازه خانوار در سال جاری خورشیدی به ۳.۳ نفر رسید، حال آنکه میانگین اندازه خانوار در سال ۱۳۵۵ خورشیدی ۵ نفر بود. كاهش حجم خانواده دارای پیامدهای قابل‌توجهی خواهد بود. ازجمله این‌كه فعالیت‌های درون خانه زنان كاهش یافته، کار بیرون از خانه افزایش و اوقات فراغت نیز اعضای خانواده بیشتر میشود. دگرگونی اندازه خانوار-که خود معلول دگرگونی سبک زندگی است- به دگرگونی فرهنگی را دامن خواهد زد.

میزان شهرنشینی سومین نکته کلیدی است که بیان دگرگونی آرام ولی عمیق جامعه ایران است. نسبت شهرنشینی در سال ۱۳۵۵ خورشیدی نزدیک به ۳۱ درصد بود، در سال‌های پایانی حکومت پیشین به ۴۷ درصد و اینک به ۷۴ درصد رسیده است. افزایش تعداد شهرها (از ۲۰۱ شهر در سال ۱۳۳۵ به ۱۲۴۵ شهر در سال ۱۳۹۵) و هم چنین تراكم جمعیت در شهرهای قدیمی، موجب گسترش دامنه شهرنشینی شده است. گسترش شهرنشینی دارای تاثیرات قابل توجهی بر ساختار خانواده و همچنین توزیع نقش‌های اعضای آن خواهد بود. غلبه شهرنشینی بر ساخت جمعیت و خانوار به این معنی است كه خانواده – به عنوان یک واحد اجتماعی- كه در جامعه‌ی سنتی ـ كشاورزی، واحد تولید و مصرف بود، به واحدی مصرف كننده تبدیل می‌شود. بدین ترتیب اعضای خانواده در سازمان‌های تولیدی خارج از خانواده، نقش جدیدی را به عهده می‌گیرند. در نتیجه كار پنهان و غیر دست‌مزدی گذشته زنان در خانه، رفته رفته جای خود را به كار دستمزدی بیرون از خانواده خواهد داد. در چنین شرایطی نیروی کار زنان اگر تا دیروز در چارچوب نظام خانواده نقش آفرین بود، به تدریج بخش رسمی جامعه را که بخش آشکار جامعه است، تحت الشعاع قرار می‌دهد.

دگرگونی اجتماعی در یك نقطه معین جغرافیایی مي‌تواند به دیگر نقاط منتقل شود. تأثیر یكپارچگی جغرافیایی ـ جمعیتی بر اموری همچون زبان، فرهنگ، رسوم و عادات و وجدان و رفتار جمعی انكارناپذیر است.

تا صدسال پیش، نقاط گوناگون جغرافیای ایران اغلب به شكل جوامع و جزایری جدا و تک افتاده از یكدیگر بودند. با افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تراكم جمعیتی و به دنبال آن افزایش و گسترش شهرها، به‌تدریج بر یكپارچگی جغرافیایی افزوده شد. استفاده از وسایل جدید ارتباطی بر این فرایند، تأثیر مثبتی داشت. به‌گونه‌ای‌كه بر یكپارچگی اجتماعی افزوده شد. در چنین شرایطی دگرگونی اجتماعی در یك نقطه معین جغرافیایی مي‌تواند به دیگر نقاط منتقل شود. تأثیر یكپارچگی جغرافیایی ـ جمعیتی بر اموری همچون زبان، فرهنگ، رسوم و عادات و وجدان و رفتار جمعی انكارناپذیر است.

افزایش نرخ باسوادان در سال ۱۳۵۵ نرخ باسوادی جمعیت (شش سال و بیش از آن) کمی بیش از ۶۵ درصد بود که در سال جاری خورشیدی به بیش از ۸۷ درصد رسیده است. نرخ باسوادی جمعیت( ۴۹-۱۰) اما از این هم بیشتر است و نزدیک ۹۴ درصد است.

افزایش میانگین سن جمعیت نیز نکته کلیدی دیگری است که نشان از دگرگونی ساختار جمعیتی ایران دارد. با افزایش سن جمعیت و تغییر هرم سنی جمعیت به سمت میان‌سالی و سالمندی، تغییرات قابل توجهی در بازار کار و همچنین سایر متغیرهای اقتصادی مانند هزینه‌های درمانی جامعه و هزینه بیمه‌های اجتماعی به وقوع خواهد پیوست. کاهش شمار نیروی کار و افزایش وابستگی سالمندان به بیمه‌های اجتماعی از جمله پیامدهای افزایش میانگین سن جمعیت جامعه خواهد بود. همچنین به دنبال سالمند شدن جمعیت برخی از چالش‌های اجتماعی مانند شکاف بین نسلی افزایش خواهد یافت.

نتیجه‌گیری

تازه‌ترین آمار جمعیتی ایران به‌طور میانگین نشان از کاهش نرخ افزایش جمعیت، کوچک شدن اندازه خانواده (کاهش شمار اعضای آن)، افزایش شهرنشینی و تعداد شهرها، و سطح سواد و افزایش میانگین سن جمعیت است. با دگرگونی ساختار جمعیت ایران، دگرگونی در مناسبات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی اجتنتاب‌ناپذیر خواهد بود. این پیامدها، به اعتبار ساختاری بودن دگرگونی‌هایی که از آن یاد شد، البته خود را در عرصه‌های گوناگون، به تدریج نشان خواهد داد.

—————————————————————

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Nov 25 2016

سقط جنین غیر قانونی ۲۸ برابر قانونی(۳۵۰ هزار سقط غیر قانونی)!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

آرمان – نگین باقری: نامه نگاری میان ۱۲۰ پزشک و وزارت بهداشت ادامه دارد؛ چنان‌که روز گذشته ۱۲۰ پزشکی که پیش از این نامه‌ای به وزیر بهداشت نوشته و نسبت به آمار تکان دهنده سقط جنین در ایران هشدار داده بودند، بار دیگر و در جواب نامه وزارت بهداشت به آنها نامه تازه‌ای نوشتند. در این نامه جدید بار دیگر نسبت به شیوع سقط جنین غیر قانونی در ایران هشدار داده شده و این مساله مورد سوال قرار گرفته است که اگر واقعا نظارت‌ها صحیح و برخوردها قاطع بود، آیا اساسا این امکان به وجود می آمد که تعداد سقط غیرقانونی ۲۸ برابر سقط قانونی شود؟

سقط جنین قانونی با سه شرط انجام می شود. اول اینکه ادامه بارداری خطر جانی برای مادر داشته باشد. دوم اینکه اگر سن بارداری مادر از زمان لقاح زیر چهار ماه باشد و مادر هم مبتلا به بیماری‌هایی باشد و تولد بچه موجب حرج مادر شود و سوم اینکه در صورتی که ناهنجاری‌هایی در جنین محرز شده باشد. در این موارد افراد واجد شرایط به صورت قانونی اقدام به سقط جنین می کنند، ولی از بعد دیگر گاهی اوقات سقط جنین محصول آسیب‌های اجتماعی است که در پاره ای موارد به صورت پنهانی و غیر قانونی شکل می گیرد. چند روز پیش آسیه جعفری، کارشناس امور معاینات بالینی سازمان پزشکی قانونی کشور گفت: بر اساس آمارهای موجود در سازمان پزشکی قانونی کشور آمار مراجعان و تعداد مجوزهای صادر شده با افزایش مواجه بوده است؛ به نحوی که در شش ماهه امسال ۵۷۲۰ نفر برای دریافت مجوز سقط درمانی به مراکز پزشکی قانونی مراجعه کردند که برای ۴۰۱۹ نفر از آنان مجوز صادر شد. آمار مراجعان سقط درمانی در نیمه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل با رشد ۹/۱۷ درصدی و تعداد مجوزهای صادر شده ۳/۱۴ درصد رشد داشته است. همچنین بر اساس آمار پزشکی قانونی تعداد کل مراجعه‌کنندگان به مراکز سقط جنین از سال ۸۵ تا سال ۹۴ برابر با۵۴هزار و ۹۹۶ مورد بوده است. این در حالی است که با رشد سقط جنین جامعه پزشکان ابراز نگرانی کرده و چندی پیش ۱۲۰ پزشک به وزارت بهداشت نامه نوشته و نسبت به این مساله هشدار داده اند. در این نامه آمده است که آمار سقط جنین غیرقانونی سالانه تا ۳۵۰ هزار مورد برآورد شده و آسیب‌های بی شمار جسمی و روحی این مساله متوجه زنان است. در پایان این نامه هم پزشکان ۱۰ راهکار را برای کاهش آمار سقط جنین ارائه دادند.

پاسخ وزارت بهداشت به نامه ۱۲۰ پزشک

در پی انتشار نامه ۱۲۰ پزشک به وزیر بهداشت مبنی بر افزایش سقط جنین غیر قانونی در رسانه‌ها، روابط عمومی وزارت بهداشت در این زمینه توضیحاتی ارائه داد. در توضیحات وزارت بهداشت آمده است: بر اساس بررسی‌های انجام شده بر مبنای مدل‌های ریاضی برآورد می شود که سالانه حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار سقط در کشور (قانونی و غیرقانونی) رخ می دهد و وزارت بهداشت اقدام به اطلاع رسانی و توانمند سازی کارکنان حوزه سلامت با هدف آموزش مادران باردار در کارگاه‌هایی که در بیش از ۵۰ دانشگاه علوم پزشکی برگزار شد، کرده است. در این آموزش‌ها به راهکارهای افزایش باروری کلی و پیشگیری و مدیریت عوامل تهدید کننده سلامت از جمله سقط پرداخته شده است. در همین زمینه دستور العملی به منظور کاهش موارد سقط و افزایش باروری برای کارشناسان ستادی دانشگاه‌های علوم پزشکی تدوین و ابلاغ شده است. دستور عمل ویژه به‌ورزان، مراقبان سلامت و ماماهای شاغل در حوزه بهداشت به صورت جداگانه در دستور کار قرار داده شده است.

عدم تشکیل کارگاه با موضوع سقط جنین

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در فاصله‌ای اندک پس از انتشار نامه پزشکان به وزیر بهداشت در مورد معضل سقط جنین، جوابیه ای صادر کرده است که این ۱۲۰ پزشک درباره جوابیه منتشر شده وزارت بهداشت نامه‌ای صادر کردند. در این نامه پزشکان متذکر شده اند که ما در مراکز بهداشتی درمانی استان‌های مختلف کشور، تاکنون شاهد برگزاری کارگاه آموزشی در موضوع «سقط جنین» برای پزشک، ماما، پرستار و یا مراقبین سلامت نبوده ایم و مسئولان محترم وزارتخانه می توانند برای اثبات این ادعا اسناد و شواهد برگزاری این کارگاه‌ها را در اختیار رسانه‌ها قرار دهند. همچنین ما جمع پزشکان در فاصله انتشار جوابیه وزارت بهداشت تاکنون، هرچه در دستورالعمل‌های ارسالی وزارتخانه کنکاش و جست‌و‌جو کردیم، هیچ اثری از «دستورالعمل ویژه برای کاهش سقط جنین» نیافتیم، اما اینکه در جوابیه آمده است دستور العملی برای کاهش آمار سقط جنین غیرقانونی در حال تهیه است، خبری مسرت بخش است که آن را به فال نیک گرفته و امیدواریم هرچه زودتر آماده و ابلاغ گردد. در نامه تازه پزشکان آمده است: در سال گذشته ۷۱۲۵ مورد سقط قانونی صورت گرفته و به اذعان وزارتخانه لااقل ۲۰۰ هزار مورد سقط غیرقانونی صورت گرفته است. حال اگر واقعا نظارت‌ها صحیح و برخوردها قاطع بود، آیا اساسا این امکان به وجود می آمد که تعداد سقط غیرقانونی بیست و هشت برابر سقط قانونی شود؟ خوب است که دکتر میردهقان به منظور تنویر افکار عمومی بگویند که در سال گذشته، پرونده تخلف چند پزشک، ماما یا پرستار متخلف را به دلیل ارتکاب به جنایت سقط جنین به محاکم قضائی ارسال کرده اند؟

نمی‌توان برای کاهش سقط جنین دستورالعملی صادر کرد

یک عضو کمیسیون بهداشت در مورد سقط جنین غیرقانونی در گفت‌وگو با «آرمان» می گوید: سقط جنین نه تنها یک عمل غیر اخلاقی است، بلکه جرم هم محسوب می‌شود. سیامک مره صدق می افزاید: پزشکی که این عمل را انجام می دهد، فردی که بیمار را به پزشک معرفی می کند و افرادی که اسباب این عمل مجرمانه را ایجاد می‌کنند بر اساس قانون مجرم هستند. او بیان می کند: این عمل به صورت غیر استاندارد و غیر حرفه ای صورت می گیرد و به نحوی قتل به حساب می آید و مخاطرات جانی هم برای مادر به همراه دارد. مره صدق اظهار می کند: خیلی مواقع افرادی که این کار را انجام می دهند نه تنها پزشک نیستند، بلکه مهارت ابتدایی هم برای انجام سقط جنین ندارند و در شرایطی این عمل را انجام می دهند که امکانات بسیار ناکافی است. او توضیح می دهد: در صورت محرز شدن این جرم باید نیروی انتظامی و قوه قضائیه با افراد خاطی برخورد کنند، وگرنه وزارت بهداشت مسئول کشف این جرم نیست. او درباره پاسخ وزارت بهداشت به نامه ۱۲۰ پزشک در مورد سقط جنین اظهار می کند: وزارت بهداشت نمی‌تواند برای کاهش سقط جنین دستورالعملی صادر کند؛مگر می توان برای مجرم دستور العملی صادر کرد؟ خلافکار کار خود را انجام می دهد. این توقع بی مورد از وزارت بهداشت فقط منجر به پاک کردن صورت مساله می شود. او در مورد کاهش آمار سقط جنین غیر قانونی می گوید: برخورد با این قضیه راهکارهای دیگری دارد که باید به صورت علمی انجام شود. وزارت بهداشت تنها می‌تواند آموزش‌هایی را در مورد بارداری‌های ناخواسته بدهد تا به تبع آن آمار سقط جنین غیر قانونی کاهش یابد. او ادامه می دهد: باید فرهنگسازی و آموزش توسط رسانه‌ها، وزارت بهداشت، وزارت علوم و حتی وزارت آموزش و پرورش صورت بگیرد و مخاطرات سقط جنین مطرح شود. مره صدق خاطرنشان می کند: افرادی که از نظر فرهنگی در جامعه نفوذ دارند، باید حرام بودن و جرم بودن سقط جنین را به اطلاع مردم برسانند.

No responses yet

Apr 04 2014

جمعیت کشور از ۷۷ میلیون نفر گذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

تابناک: بر اساس آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران، جمعیت کشور به ۷۷ میلیون و ۳۳۶ هزار و ۹۸۰ نفر رسیده است. در این شرایط، حرفه‌آموزی و تحصیلات عالی جوانان در راستای توسعه اقتصادی بیش از پیش ضرورت یافته است.

به گزارش فارس؛ براساس ساعت‌شمار مرکز آمار ایران، جمعیت ایران در روز جاری به ۷۷ میلیون و ۳۳۶ هزار و ۹۸۰ نفر رسیده است.

بر این اساس و با توجه به بعد ۳٫۵۵نفری خانوار، تعداد ۲۱ میلیون و ۷۸۵هزار و ۶۴ خانوار در ایران زندگی می‌کنند.

براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس مسکن ایران بعد خانوار در ایران ۳٫۵۵ نفر و نرخ رشد جمعیت ۱٫۲۹ درصد بوده که بعد خانوار نسبت به سرماری سال ۸۵ حدود ۰٫۴۸نفر و نرخ رشد جمعیت هم کاهش یافته است که این کاهش نرخ رشد نگران‌کننده بوده است.

در حالی که نرخ رشد جمعیت به صورت سالانه در دهه ۱۳۶۰ به بالای ۲ درصد هم رسیده بود، این میزان در سرشماری ۹۰ به ۱٫۲۹ درصد کاهش یافته است که این امر نگرانی برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران اقتصادی را برانگیخته است.

جمعیت جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله مرد از ۲۵نفر سال ۸۵ به ۱۹٫۹نفر در سال ۹۰ و جمعیت جوان زن از ۲۵٫۴نفر به ۲۰٫۱نفر کاهش یافت.

جمعیت جوان ۱۵ تا ۲۹ ساله مرد از ۳۵٫۲نفر به ۳۱٫۴ نفر و جمعیت جوان زن از ۳۵٫۷نفر به ۳۱٫۷ نفر کاهش یافت.

امید به زندگی در مردان از ۷۱٫۱ سال در سرشماری ۸۵ به ۷۲٫۱ سال در سال ۹۰ و امید به زندگی زنان از ۷۳٫۱ سال به ۷۴٫۶ سال در سرشماری ۹۰ افزایش یافت.

افزایش امید به زندگی گرچه از نظر شاخص رفاه و بهداشت خوب است، ولی از نظر شاخص اقتصادی و جوان بودن جمعیت -به عنوان مهمترین منبع رشد اقتصادی- خوب نیست و جمعیت رو به پیری و فرسودگی و تحمیل هزینه اجتماعی ناشی از سالخوردگی نهاده است.

همان طور که اقتصادانان معتقدند که توسعه اقتصادی همان توسعه انسانی است، عنصر جمعیت در رشد اقتصادی نقش اساسی دارد، اما صرف وجود جمعیت، رشد اقتصادی ایجاد نمی‌کند، بلکه باید جمعیت جوان، آموزش دیده ، تحصیل کرده و دارای حرفه و مهارت باشد.

بر این اساس سیاست کنترل جمعیت که در دهه ۶۰، ۷۰ و ۸۰ اعمال می‌شد و مرتب از رسانه‌ها به مردم گوش‌زد می‌شد که یک یا دو بچه بیشتر نیاورند، اما پس از اعلام نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سال ۹۰ و کاهش نرخ رشد جمعیت، زنگ خطر کاهش جمعیت به صدا درآمد و در این سیاست‌ها تجدیدنظر شده و قرار بر این شد از بیت‌المال مسلمین هیچ ریالی برای تحدید نسل و کنترل جمعیت استفاده نشود.

در این زمینه یارانه خرید و عرضه محصولات پیشگیری از زاد و ولد برداشته شد و به جای آن سیاست تشویق به زادآوری فرزند در خانوارها و حتی قول اعطای یک میلیون تومان کمک بلا عوض در قبال تولد هر نوزاد به مردم داده شد و سیاست تشویق فرزند آوری در پیش گرفته شد.

پس از این سیاست اعلام شد، جمعیت کشور در افق ۱۴۰۴ باید ۱۰۰ میلیون نفر برسد و در یک افق ۵۰ ساله جمعیت کشور باید به ۱۵۰ میلیون نفر برسد.

نکته قابل توجه در مورد جمعیت ایران این است که جمعیت جوان که در گذشته اکثریت جمعیت را تشکیل می‌داد، باکاهش نرخ جمعیت، کاهش یافته و جمعیت کشور در سال‌های آینده پا به روند پیری خواهد نهاد.

اما اگر نرخ رشد جمعیت بهبود یابد و جمعیت جوان افزایش یابد، می‌توان پیری جمعیت را کاهش داده و هزینه اجتماعی ناشی از سالمندی جامعه را در آینده کاهش داد.

شرط لازم برای دسترسی به توسعه اقتصادی از محل جمعیت این است که بتوان جمعیت جوان کشور را از طریق آموزش عالی و افزایش حرفه و فن به عوامل تولیدکننده و مولد تبدیل کرد که منشأ توسعه اقتصادی خواهند شد.

در حال حاضر حدود ۵ میلیون دانش‌آموخته و دانشجوی دانشگاه‌ها در کشور وجود دارد که پتانسیل مهمی برای رشد و توسعه اقتصادی ایجاد کرده‌ اما شرط کافی نیست، بلکه برای استفاده از این جمعیت باید دوره‌های کارورزی تخصصی و عملی و آموزش عملی حرفه‌ای به آنها داده شود، تا بتوانند از سواد دانشگاهی خود برای تنظیم پیشرفت کشور استفاده کنند.

در واقع زیرساخت‌های توسعه جمعیت در کشور ایجاد شده، اما مرحله فرآوری و آموزش حرفه‌ای جمعیت تحصیل کرده در کشور باقی مانده که با اندک سرمایه‌گذاری می‌توان جمعیت مدرک دار را به جمعیت حرفه‌دار،مهارت دار و دارای شغل که تولیدکننده است، تبدیل کرد.

No responses yet

Apr 04 2014

نامه هشدار آمیز وزیر نیرو به روحانی: برای همین جمعیت هم آب نیست(منظورش اینه که خامنه‌ای خفه)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

روز: درحالی که هنوز شهروندان در حال و هوای عید به سر می برند، و همزمان با اصرار اصولگرایان به افزایش جمعیت کشور، هشدارهای پیاپی و متعددی درباره “بحران آب” در کشور از سوی نهادهای رسمی و حتی چهره های سیاسی معتبر منتشر می شود.

این بحران تا حدی جدی به نظر می رسد که پای محمد خاتمی را هم به میان کشیده و موجب شده تا او او نیز در اولین سخنان خود در سال ۹۳، به جای تاکید بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر، بر “بحران آب” تاکید کند.

دو هفته قبل حمید چیت چیان در نشست شورای مدیران آب وزارت نیرو، در سخنانی هشدار آمیز از بحران آب در کشور خبر داده و آنطور که فارس نوشته، گفته بود: “با توجه به وضعیت نابسامان منابع آبی و بارش ها در کشور، باید با تخصیص اعتباری ویژه، ۱۰ تا ۱۵ درصد بارش ناشی از بارورسازی ابرها حاصل شود. باید با جابه جایی اعتبارها یا اخذ یک مجوز ویژه و یا با استفاده از اعتبار خشکسالی، بارورسازی ابرها از سر گرفته شود و ساختار اجرایی در شرکت منابع آب ایران برای این کار دیده شود. ارتفاع آب از تراز ایمنی موردنیاز در شمار قابل توجهی از سدها پایین آمده است و بنابراین باید نامه ای خدمت رییس جمهوری تهیه و اعلام خطر شود. پایین آمدن آب از سطح ایمنی در پایداری سدها اشکال ایجاد می کند و مشکلاتی را برای پایین دست سدها به وجود می آورد و باید اعتباری برای این کار تخصیص یابد. ایران جزو کشورهایی است که تامین آب آن از گذشته متکی بر منابع آب زیرزمینی بوده است و با توجه به تغییر اقلیم، بالا رفتن درجه حرارت و تبخیر اتکا بر ذخیره آب سطحی کاهش می یابد. در زمان کنونی میزان قابل توجهی از بارش ها در مناطق مختلف ایران ازطریق گسل ها از سرزمین ما خارج می شود زیرا گسل ها هم آب را به کشور آورده و هم آب را خارج می کنند”.

سخنان او اما خطاب به شهروندان نبود. او با مدیران آبی در کشور گفت و گو می کرد تا اینکه روز گذشته شهروندان تهرانی مخاطب مستقیم مدیران آب شدند و آنطور که مهر گزارش داده، خسرو ارتقایی مدیرعامل شرکت آب منطقه ای تهران با هشدار نسبت به افت شدید ذخیره آب در سدهای لار و لتیان گفته است: “سد لتیان در حال حاضر تنها ۲۰ میلیون متر مکعب آب دارد. این میزان در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته یک سوم است”.

او افزوده است:”هم اکنون در شرق تهران و از مجموع سدهای لتیان و لار فقط ۳۵ میلیون متر مکعب آب قابل برداشت است. اگر مردم استان صرفه جویی را جدی نگیرند با مشکل مواجه خواهیم شد. میانگین مصرف آب در شهر تهران روزانه ۳ میلیون متر مکعب است. در سامانه غرب شامل سدهای امیرکبیر و طالقان وضع کمی بهتر و در مجموع ۱۲۰ میلیون متر مکعب آب قابل برداشت است. اگر مردم در مصرف آب صرفه جویی جدی نکنند مجبور خواهیم بود فشار آب را کاهش دهیم. همچنین قطع آب مشترکان پُرمصرف در دستور کار قرار دارد. به دستور استاندار تهران قطع آب مشترکان دولتی پُرمصرف نیز در دستور کار است و تبعیضی میان مشترکان دولتی و غیردولتی وجود نخواهد داشت”.

محمد باقر قالیباف، شهردار تهران نیز روز گذشته در یک مراسم دولتی گفته است: “بی آبی امسال شهر تهران موضوعی جدی است و به طور حتم ما می توانیم با ۲۰ درصد صرفه جویی در مصرف آب از قطعی آن و حفر چاههای بی رویه جلوگیری کنیم. ما نمی گوییم که باید کم مصرف کنیم بلکه باید از امکاناتی که خداوند برای ما مهیا کرده به خوبی استفاده کنیم و اسراف نداشته باشیم”.

به نوشته مهر، قالیباف در پاسخ به این پرسش که شهرداری تهران چه اقداماتی در راستای اقتصاد مقاوتی در پیش خواهد گرفت نیزگفته است: “این کار نیازمند فرهنگ سازی است و باید دانست که ما در کشورمان زیاد اسراف می کنیم به طوری که بیش از ۲.۵ برابر دنیا سرانه مصرف آب داریم. بنده فکر نمی کنم هیچ کشوری به اندازه کشور ما در حوزه انرژی مصرف داشته باشد”.

بحران کم آبی اما منحصر به تهران نیست و استان یزد نیز شدیدا در معرض بی آبی قرار دارد. از همین رو، محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات در سفر به این استان، در سخنانی که “بهارنیوز” آن را بازتاب داده، گفته است: “یزد مثل خیلی از مناطق کویری کشور دچار مشکلات فراوانی بخصوص مشکل آب است. گرچه در این سالها بخصوص با همت نماینده اردکان شاهد پیشرفت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بوده ایم که هم چهره اردکان را تغییر داده و هم زیربناهای زندگی را در آن تقویت کرده است، ولی هنوز هم مشکلات فراوانی وجود دارد”.

گفتنیست، در دی ماه گذشته بحران آب و برداشت از ذخایر آبی در منطقه یزد، منجر به درگییری های شدیدی بین مردم یزد و اردکان شد تا حدی که شورای تاین استان مجبور شد بری جلوگیری از افزایش تنش، نیروهای یگان ویژه را به این منطقه اعزام کند.

درگیری ها در حدی بود که یک تن جان خود را از دست داد و به نظر می رسد با حجم خشکسالی و کم بارانی در سال جدید، این بحران ها تشدید شود.

علاوه بر تهران و یزد، وضع آب در ارومیه نیز بحرانی ست به طوری که حسن عباس‌نژاد مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان آذربایجان غربی، از کاهش ۴۰ درصدی ارتفاع دریاچه ارومیه نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داده است.

او به ایسنا گفته است: “با کاهش میزان بارندگی و افزایش دمای هوا، دریاچه ارومیه در حال طی کردن سیر قهقهرایی خود است. در ماه‌های آینده «شعاع تاثیرگذاری منفی خشکی» دریاچه ارومیه، در جوامع محلی افزایش پیدا می‌کند”.

دریاچه ارومیه که تا چند سال پیش، بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه آب شور جهان بوده، هم‌اکنون بخش زیادی از مساحت و آب‌های خود را از دست داده است. اختصاص منابع آبی منطقه به کشاورزی، کاهش بارندگی و گرم شدن هوا، از اصلی‌ترین دلایل خشک شدن تدریجی این دریاچه به شمار می‌آیند.

در آخرین مورد از هشدار‌ها نسبت به شرایط دریاچه ارومیه، مزدک میررمضانی، کار‌شناس ارشد کشاورزی و محیط زیست به خبرگزاری تسنیم گفته که وضعیت این دریاچه “بسیار بحرانی است و به زودی تبدیل به شوره‌زار می‌شود.”

این در حالی است که پرویز کردوانی، جغرافی‌دان ایرانی معتقد است که دریاچه ارومیه «سرطان پیش‌رونده» گرفته و باید هرچه زود‌تر آن را خشکاند

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .