اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حبیب‌الله عسگر اولادی'

Nov 05 2013

حبیب الله عسگر اولادی؛ بازاری سیاستمدار به جهنم سفلی پیوست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: حبیب الله عسگر اولادی از چهره‌های شاخص محافظه کاران و عضو موسس حزب موتلفه اسلامی در پی یک دوره بیماری صبح روز سه شنبه ۱۴ آبان در ۸۱ سالگی در تهران درگذشت.

حبیب الله عسگراولادی مسلمان در سال ۱۳۱۱ از خانواده ای دماوندی در محله امامزاده یحیی در تهران به دنیا آمد. گفته می شد او از خاندانی یهودی بوده که بعدها به اسلام تغییر مذهب داده به همین دلیل پسوند مسلمان را در پی نام خانوادگی خود دارد.

اما او خود ضمن رد این شایعه گفته بود که فقط او در میان خواهران و برادرانش این پسوند را دارد: “من علت این موضوع را از پدرم پرسیدم که ایشان گفت به دلیل اینکه در امام‌زاده یحیی به دنیا آمدی، ثبت در آنجا دو قسمت بوده، یکی برای نوزادهای مسلمان و قسمت دیگر برای نوزادهای یهودی. مسئول ثبت که داشته مشخصات را در شناسنامه ثبت می‌کرده، به جای اینکه در قسمت مربوط به دین و مذهب بنویسد مسلمان، این کلمه را در آخر نام خانوادگی من نوشته است.”

او کار خود را در بازار تهران با برنج فروشی و سپس آهن فروشی آغاز کرد و هم زمان با کار به تحصیل حوزوی نیز مشغول شد. شاید به همین دلیل است که او در دهه های گذشته همواره پلی میان بازار و روحانیت محسوب می شد.

نام حبیب الله عسگراولادی با حزب موتلفه و بازاریان حامی آیت الله خمینی پیوند خورده است. بیش از نیم قرن در رهبری و هدایت این گروه راستگرای مذهبی که از ائتلاف سه هیئت مذهبی در تهران تشکیل شده نقش داشت.
از موید تا موتلفه

او از شناخته شده ترین چهره های محافظه کار جمهوری اسلامی بود و رابط میان روحانیون محافظه کار به ویژه جامعه روحانیت مبارز و طیف بازار محسوب می شد. آقای عسگراولادی در طول بیش از سه دهه عمر جمهوری اسلامی برای بسیاری از گروه های کوچکتر محافظه کار نوعی “رهبر معنوی” محسوب می شد.

حبیب الله عسگر اولادی از پایه گذاران هیئت موید بود که هسته اولیه تشکیل هیئت موتلفه شد. او خود درباره هئیت موید گفته است: “ما به این نتیجه رسیدیم که در این مساجد یا هیئت‌ها نمی‌توانیم اقناع شویم، پس بیائیم خودمان یک هیئت درست کنیم. دور هم نشستیم و یک هیئت تاسیس کردیم که قاری و مداح از خودمان بود و گوینده هم از خودمان. اسمش موید بود.”

حبیب الله عسگراولادی در رابطه با قتل حسنعلی منصور زندانی شد

اعضای اولیه هیئت موتلفه که رابطه نزدیکی با فدائیان اسلام داشتتند با حمایت آیت الله خمینی این هیئت را پایه گذاشتند. فعالیت سیاسی و ضد سلطنتی این گروه پس از دستگیری آیت الله خمینی در جریان حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تبعید او اوج گرفت، اما در پی ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت ایران در سال ۱۳۴۳ به دلیل زندانی بودن چهره های اصلی آن تا انقلاب ۱۳۵۷ فعالیتی غیر متمرکز داشت.

موتلفه‌ای‌ها در دو مورد وجه اشتراک داشتند، بازاری و کاسب بودند و از نخستین مقلدان آیت الله خمینی که به تازگی به مرجعیت ارتقا پیدا کرده بود، به شمار می رفتند.

زمانی که حسنعلی منصور به قتل رسید، نام هیئت موتلفه بیش از گذشته بر سر زبان ها افتاد.

صادق امانی از اعضای شاخص موتلفه به عنوان یکی از طراحان اصلی ترور منصور همراه با محمد بخارایی، ضارب منصور و رضا صفار هرندی و مرتضی نیک نژاد دستگیر و به تیرباران محکوم شد.

مهدی عراقی، اسدالله لاجوردی – که بعد از انقلاب از ریاست دادگاه انقلاب تهران و سازمان زندان ها را بر عهده گرفت – و حبیب الله عسگر اولادی نیز از اعضای اصلی موتلفه بودند که پس از ترور منصور بازداشت شدند.

عسگر اولادی در گفت وگویی درباره اتهامات خود در مورد ترور منصور گفته است: “اتهام بنده در پرونده اعدام انقلابی حسنعلی منصور سه مورد بود. مورد اول نمایندگی وجوهات آیت الله خمینی بود. اتهام دوم این بود که شهید صادق امانی و یارانش از من خواسته بودند که از امام فتوا بگیرم و امام فتوا ندادند و با اعدام حسن علی منصور موافقت نکردند؛ چون از آیت الله میلانی، آیت الله مطهری و آیت الله فومنی فتوای اعدام را گرفته بودند، باز هم من را نزد امام فرستادند تا از ایشان بخواهم نهی خودشان را از این کار بردارند. اما امام باز فرمودند که این کار مفید نیست. اتهام سوم هم این بود که چمدان حاوی اسلحه و نارنجک را به امانت از شهید امانی و شهید عراقی گرفته بودم که به منزل خواهرم فرستاده بودم. این سه اتهام باعث شد که برای من درخواست اعدام کنند و در نهایت به حبس ابد محکوم شوم.”

او سال ها در زندان ماند و ارتباط نزدیکتری با روحانیون حامی آیت الله خمینی و مخالف حکومت شاه پیدا کرد.

او و تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در اواخر سال ۱۳۵۵ در جشنی به اسم “جشن سپاس” در زندان شرکت کردند و بعد آزاد شدند.
وزیر مخالف اقتصاد دولتی

با وقوع انقلاب ایران، حزب موتلفه که پایگاه اجتماعی مناسبی در بازار و میان کاسبکاران سنتی و روحانیون (جامعه روحانیت مبارز) داشت، توانست جایگاه بالایی در حکومت پیدا کند و تعدادی از اعضای ارشد آن و در راس آنها حبیب الله عسگر اولادی موقعیت خوبی در دولت، نیروهای انتظامی و دستگاه قضایی پیدا کردند.

در کنار محمد خاتمی در کابینه میرحسین موسوی

عسگر اولادی از ابتدای انقلاب عضو حزب جمهوری اسلامی شد و از سوی این حزب به نخستین دوره مجلس پس از انقلاب راه یافت.

با این حال این گروه که از حمایت چهره های با نفوذی مانند محمد حسینی بهشتی و محمدرضا مهدوی کنی برخوردار بود با روی کار آمدن میرحسین موسوی و چپگرایان جمهوری اسلامی، دچار اختلاف عمده با دولت شدند.

حبیب الله عسگر اولادی که از دولت محمدعلی رجایی وزیر بازرگانی بود و این سمت را در دولت های بعدی هم بر عهده داشت، از مدافعان اقتصاد باز و حضور بازار در اقتصاد کلان بود؛ نظریه ای که با سیاست های اقتصادی دولت میر موسوی و “بسیج اقتصادی” بشدت در تضاد بود.

نهایتا او همراه با وزیران محافظه کار دیگر کابینه میرحسین موسوی از جمله علی اکبر ناطق نوری (کشور) علی اکبر پرورش (آموزش و پرورش)، علی اکبر ولایتی (امورخارجه)، محسن رفیق دوست (سپاه)، مرتضی نبوی (پست و تلگراف) و احمد توکلی (کار) در نامه ای اعتراض آمیز خطاب به آیت الله خمینی از سیاست های میرحسین موسوی شکایت کردند و از وزارت استعفا دادند.

در بخشی از این نامه آمده بود: “عده ای در دولت به دنبال دولتی کردن مردم هستند و عده ای به دنبال مردمی کردن دولت. اگر بخواهیم از این بن بستی که دچار آن شده ایم، بیرون بیاییم و قفل اقتصاد کشور باز شود، باید به دنبال مردمی کردن اقتصاد باشیم.”

با این حال میرحسین موسوی که از سوی آیت الله خمینی حمایت می شد، به سیاست های خود ادامه داد و حبیب الله عسگر اولادی و احمد توکلی در اعتراض از استعفا خود را پس نگرفتند.

حبیب الله عسگراولادی در سه دوره عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام بود

احمد توکلی در خصوص استعفای خود و آقای عسگراولادی گفته است: “امام جواب این نامه را ندادند تا اینکه آقای ناطق نوری خدمت امام رسیدند. امام در این دیدار فرموده بودند که این دو گروه باید با هم تفاهم کند. آقای ناطق هم استدلال های خودشان در مورد اینکه چرا تفاهم امکان پذیر نیست را برای امام بیان کرده بودند و در نهایت امام فرمودند در زمان جنگ استعفای هفت نفر از کابینه کار صحیحی نیست.”

“در نهایت و بعد از این دیدار، ما هفت نفر به این نتیجه رسیدیم که بنده و آقای عسگر اولادی که وزیر بازرگانی بود و در شورای اقتصاد جلوی برخی طرح ها مقاومت می کردیم، استعفا دهیم”

وزارت بازرگانی آخرین شغل دولتی حبیب الله عسگر اولادی بود. فعالیت او پس از آن بیشتر در هیئت موتلفه که بعدها به حزب موتلفه تغییر نام داد و کمیته امداد امام خمینی متمرکز شد. او سرانجام در سال ۱۳۸۳ از دبیرکلی حزب موتلفه کناره گیری کرد و جای خود را به محمدنبی حبیبی داد.

با این حال پس از آن همواره یکی از ستون های اصلی گروه های سیاسی راستگرا محسوب می شد و دبیر کلی جبهه پیروان خط امام و رهبری را بر عهده گرفت که حزب موتلفه از زیر مجموعه های آن بود.

در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ آقای عسگر اولادی و حزب موتلفه از حامیان اصلی علی اکبر ناطق نوری بودند. در سال ۱۳۸۴ آقای عسگر اولادی که این بار دبیرکلی جبهه پیروان خط امام و رهبری، متشکل از ۱۴ گروه و حزب راست سنتی را بر عهده داشت در دور اول از علی لاریجانی حمایت کرد و در دور دوم گفت که اعضای این تشکل شخصا، نامزد مورد نظر خود را انتخاب می کنند.

در سال ۱۳۸۸ این جبهه از محمود احمدی نژاد حمایت کرد، هر چند در دولت دهم آقای عسگر اولادی و بسیاری دیگر از چهره های راست سنتی به منتقدان دولت آقای احمدی نژاد تبدیل شدند.

آقای عسگر اولادی، سال گذشته از چهره های خبرساز بود. او بارها گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی را “سران فتنه” نمی داند. اظهار نظری که با واکنش بسیاری از اصولگرایان رو به رو شد.

او در واکنش اظهارات مخالفان سخنانش گفته بود: “من به عنوان یک عضو هیات منصفه می‌گویم که من موسوی و کروبی را در فتنه ۸۸ مجرم نمی‌شناسم و آیا نباید این را بگویم چون به من انتقاد می‌کنند؟ آقایانی که بر مرکب احساس سوارند در آن دنیا نمی‌توانند جواب من را بدهند.”

او از دور سوم (۱۳۷۵) تا پایان عمر عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدتی هم از اعضای هئیت منصفه دادگاه مطبوعات بود.

No responses yet

Jan 20 2013

ایستادگی «حبیب» خوش تیپ از نظر اسهال طلبان خوش تیپ تر!!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی


بهار: «حبیب‌الله» دیگر«حبیب»نیست. دست‌کم حبیب همه اصولگرایان؛ یاران قدیمی و شاگردان همیشگی. هم آنان که «استاد»، استاد از زبانشان نمی‌افتاد. جلوی پایش بلند می‌شدند که هیچ، تا «استاد» ننشسته بود، نمی‌نشستند. به اشاره ابروهایش نگاه می‌کردند که فلان فکر به ذهنشان مجال آمدن بیابد یا نه. هم آنان که تلاش می‌کردند شانه بیشتری به شانه «استاد» بمالانند. با «استاد» بودن و دری برای «استاد» باز کردن و پای درس سیاست «استاد»نشستن و پشت سر«استاد» به نماز ایستادن افتخاری بود برایشان. حالا استاد«حبیب‌الله عسگر اولادی» تعارفی زده که اگر مواضعش در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» به مذاق هم حزبی‌هایش در«حزب موتلفه اسلامی» خوش نمی‌آید، می‌رود. برخی هم شتابان در باز کرده‌اند که: «برو؛ راه بازوجاده دراز.» انگار برخی اصولگرایان مدت‌هاست دنبال فرصتی باشند تا برنامه‌ای بگذارند که«استاد» از موتلفه برود. خطای عسگراولادی از دیدشان این است که «آب» بر «آتش» ریخته. آب اما آتش را تا الان خاموش نکرده که هیچ بر شدت‌اش هم افزوده است. این خصلت آب است. هم خاموش می‌کند هم شعله ور. تند روی آتش ریخته شود همین می‌شود دیگر. آتش «گر» می گیرد. به‌خصوص آن‌که عده‌ای نخواهند این آتش بخوابد. نزدیک انتخابات ریاست‌جمهوری است و برخی از «گر» آتش کارشان گرم می‌شود و جایشان نرم. حبیب‌الله عسگراولادی در یک ماه گذشته از هر ابزاری استفاده کرد تا نظرش را راجع به وقایع پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم بگوید. سخنرانی کرد. مقاله نوشت. پاسخ نامه هم داد.
پله به پله بالا رفت تا رسید به نقطه بحرانی اصولگرایان. در جمع دبیران حزب موتلفه اسلامی، «میرحسین موسوی»و «مهدی کروبی»، دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 که الان در «حصر» روزگار می‌گذرانند را «برادر» خطاب کرد و با احترام از آنان یاد کرد. گفت این دو تن «فتنه‌گر» و «فتنه‌ساز» نیستند و آنان را «مجرم» نمی‌داند. پاسخی هم به نامه اصلاح‌طلبان داد. مفصل. همین خودش این روزها خطای بزرگی است. آن هم نامه کسانی که برخی از آنان حتی در وقایع پس از انتخابات بازداشت هم شده‌اند یا رسانه شان توقیف شده. در همین نامه، دبیرکل حزب «منحل» اعلام شده مشارکت را «محترم» خطاب کرد. موضع جدید «استاد» این است که «جریان اصلاحات یک جریان مشروع در انقلاب است»، «دوستان خوبی را از دست دادیم»، «ما در هیچ حالتی نباید باب گفت‌وگو را بسته بدانیم» و «دوباره می‌توانیم برادرانه همدیگر را در آغوش بگیریم» و «باید براساس خردجمعی مردمسالاری دینی را نهادینه کنیم»؛ حرف‌هایی که اگر برای مردم بدیهی است و توضیح واضحات، برای اصولگرایان عبور از خط‌های قرمز است و ریختن آب به آسیاب. هفت اصلاح‌طلب تا موضع متفاوت «استاد» اصولگرایان را دیدند نامه نوشتند «شرایط گفت‌وگو خاصه گفت‌وگوی سیاسی از نیروهای فعال انقلابی گرفته شده است» و آن را بدترین اتفاق سال‌های اخیر دانستند؛ حبیب‌الله عسگر اولادی هم پاسخ داد«این حرف درستی است». آنان از «استبداد سیاسی و خودکامگی و خطر آن در نهضت ملی صد ساله اخیر نوشتند و این‌که باید فرهنگ مردمسالاری و تعامل حزبی نهادینه شود»؛ دبیرکل سابق حزب موتلفه هم جواب داد «این هم سخن حقی است». اصلاح‌طلبان نوشتند«ساکتین انقلاب چنان بر طبل خشونت، افراط و تندروی و ظاهر فریبی کوبیده‌اند که انقلابیون واقعی را از همراهی با انقلاب باز دارند»؛ «دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری» هم پاسخ داد«صمیمانه عرض می‌کنم انقلابیون نباید صحنه را خالی کنند و اسیر تندروی‌ها شوند». اصلاح‌طلبان از«میانداری اهل افراط بی‌ریشه و بی‌تعهد به منافع ملی» سخن گفتند و «مشاور مقام معظم رهبری» پاسخ داد «جانا سخن از دل همه ما می‌گویید». اصلاح‌طلبان نوشتند«باید پاسخگوی تندروی‌ها و ندانم کاری‌هایی باشیم که اعتدال و فضیلت را به حاشیه راند»؛ این بار هم عسگر اولادی جواب داد«این حرف درستی است». هر چند عسگر اولادی نقدهایش را هم به آنان نوشته؛ که چه نباید می‌کردند و چه باید. اما هرچه آنان گلایه کردند عسگر اولادی با مهر تایید شد بدرقه کرد. لابد اصولگرایان وقتی پاسخ های«استاد» به نامه رقیبان اصلاح‌طلبشان که به نمایندگی از اصلاح‌طلبانی که می‌توانند و اصلاح‌طلبانی که مجال نمی‌یابند نامه نوشتند را خواندند، مدام به خودشان امیدواری می‌دانند که این نامه تکذیب می‌شود. شاید برخی از آنان انتظار این حرف‌ها را هم داشتند. مواضع قبلی و برادر برادر کردن عسگر اولادی آنان را سِر کرده است. عسگر اولادی «مواضع بردارانه‌اش» را هر جا و هر بار اعلام کرد این را هم گفت که این‌ها «موضع شخصی» اوست. اما مگر می‌شود کسی قرنی در اردوگاهی باشد و مواضعش شخصی پذیرفته شود. لابد عسگر اولادی از زمانی که تصمیم گرفت بر موضع جدید بنشیند خودش هم می‌دانست باید منتظر رو کج کردن‌های زیادی باشد. شاید برای همین پیش از بیان این دیدگاه‌ها از موتلفه یک سالی مرخصی خواسته تا راحت حرفش را بزند. یک سالی که شاید سال آخر باشد. خودش گفته در سن و سالی است که باید«توشه» برای «سرای باقی» برگیرد و تاکید کرده «ما و شما بزودی به ملاقات خدا خواهیم رفت.» عسگراولادی باتجربه‌تر از این است که نداند «موضع جدید» چه تبعاتی برایش دارد. موضع متفاوت و موعظه جدید«استاد» در مورد «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» و اصلاح‌طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در چه صورت‌هایی که خون ندوانده و چه زبان‌هایی را که به روی استاد- حالا پشت سر یا جلوی سر- به سرخی نکشانده. چه صداهایی که بلند نکرده و چه ابروهایی که به نشانه اخم در هم گره نکرده. حالا لابد اصولگرایان با خودشان می‌گویند استاد آفتاب لب بام است اما ما که هستیم و همچنان مشتاق اعمال مدیریت تمام اصولگرایانه بر کشور. موضع جدید استاد هرچه هست «میل» برخی از اصولگرایان را به او کم کرده. میلی که شاید حفظ آن با هر آفتابی که از لب بام می‌گذرد اهمیتش برای حبیب‌الله عسگراولادی کمتر می‌شود. رفتن در 80 سالگی میل به «میل» را از بین نبرد، حتما کم می‌کند؛ حالا می‌خواهد آن فرد«استاد» اصولگرایان باشد یا هرکس دیگری.

No responses yet

Jan 19 2013

ابراز نگرانی احمد خاتمی از اظهارات عسگراولادی درباره موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد خاتمی از اظهارات اخیر حبیب‌الله عسگراولادی درباره میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتقاد کرده و گفته است به «احترام بزرگی» او، به این سخنان واکنش نشان نداده است.

به گزارش ایسنا، این خطیب نماز جمعه تهران در ۲۹ دی ماه گفته است «تطهیر سران فتنه» و «تخفیف جرم» آنها دارد به یک جریان تبدیل شود.

احمد خاتمی گفته است در حالی که هنوز سه سال از اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نگذشته است، «این خیلی گزنده است که کسی بگوید آنها سران فتنه نبودند.»

آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و اغلب اصولگرایان، اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ را «فتنه» می‌خوانند. شماری از این چهره‌ها نیز نامزدهای معترض به آن انتخابات و همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی را «سران فتنه» خوانده‌اند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به نحوه برگزاری و نتایج این انتخابات اعتراض کردند. آنان از بهمن ماه ۱۳۸۹ بدون محاکمه در حبس خانگی بوده‌اند.

احمد خاتمی در دهه گذشته همواره مواضعی علیه اصلاح‌طلبان داشته است، بدون اشاره مستقیم به سخنان اخیر حبیب‌الله عسگراولادی گفته است: «چه بسا شخصیتی حرفی بزند که ما حرفش را قبول نداشته باشیم ولی بزرگی‌اش را قبول داریم و چه بسا واکنش ما برای این باشد که بزرگی‌اش محفوظ بماند. اما اینکه کسی بگوید سران فتنه افراد نجیب، شریف، مومن و متدینی بودند حرف بسیار نادرستی است.»

آقای عسگراولادی، از چهره‌های عمده اصول‌گرا و عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی، در هفته‌های گذشته در اظهارات متعددی گفته است میرحسین موسوی و مهدی کربوی را «سران فتنه» نمی‌شمرد.

در آخرین اظهارنظر، حبیب‌الله عسگراولادی در ۲۶ دی ماه میرحسین موسوی و مهدی کروبی را «برادر» خود خواند و گفت که آنها مجرم نیستند.

این چهره سیاسی کهنه‌کار ایرانی از «آفتاب عمرش لب بام است» و تصریح کرد که او برای خوشامد کسی حرف نمی‌زند.

او یادآوری کرد که در دادگاه‌های ایران، عضو هیات منصفه بوده است و در این جایگاه نظرش این است که آقایان موسوی و کروبی مجرم نیستند.

حبیب الله عسگراولادی در حال حاضر دبیرکل «جبهه پیروان خط امام و رهبری» است که بزرگترین ائتلاف اصول‌گرایان ایران است.

به گفته آقای عسگراولادی، این دو نامزد معترض انتخابات ۸۸ «فتنه‌ساز نیست، اما راهی باز شده، باید از فتنه تبری بجویند. من باز می‌گویم که فتنه‌گر آمریکا، اسرائیل و انگلیس‌اند و باید از اینها تبری بجویند.»

هم‌زمان مرتضی نبوی، مدیرمسئول روزنامه رسالت و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به ایلنا گفت: «برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند.»

او در عین حال با اشاره به اظهارات اخیر آقای عسگراولادی درباره مهدی کروبی و میرحسین موسوی گفت: «نظر او در رابطه با موسوی و کروبی نظر شخصی بوده و رسانه‌های ما باید توجه کنند که نظر شخصی افراد نظر کل اصولگرایان نیست.»

احمد خاتمی در نمازجمعه تهران همچنین با شااره به ادعای اصلاح‌طلبان درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و اتهام تجاوز به معترضان بازداشت‌شده، این دو موضوع را دروغ خواند و بار دیگر اظهارات رهبر جمهوری اسلامی را یادآوری کرد که اخیرا گفته است انتخابات در ایران، آزاد است.

انتخابات سال ۸۸ که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد انجامید، اعتراض میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح‌طلب انتخابات را در پی داشت که این نتیجه را نپذیرفتند و آن را حاصل «تقلب» و «مهندسی آرا» دانستند. این نتایج، اعتراض‌های گسترده‌ای در ایران بر انگیخت. در جریان سرکوب این اعتراض‌ها که تا بهمن سال ۸۹ ادامه پیدا کرد، عده‌ای از معترضان کشته شدند و صدها نفر نیز بازداشت شدند.

شماری از فعالان سیاسی و مدنی و روزنامه‌نگاران پس از این اعتراض‌ها بازداشت و محاکمه شدند و گروهی از آنان همچنان در زندان هستند.

اصلاح‌طلبان و معترضان به حمایت علنی گروهی از اعضای شورای نگهبان که مسئولیت نظارت بر انتخابات را دارد، اشاره کرده‌اند و بی‌طرفی این نهاد را در این باره زیر سئوال برده‌اند.

رفتار شورای نگهبان اعتراض اصولگرایان و از جمله محسن رضایی و نزدیکانش که دیگر نامزد اصولگرای این انتخابات بود را برانگیخت. علی مطهری و علی لاریجانی نیز از این «جانب‌داری‌ها» انتقاد کرده‌اند.

همچنین طبق گزارش‌ها، داود دانش‌جعفری در جلسه دیدار نمایندگان نامزدها با رهبر جمهوری اسلامی پس از برگزاری انتخابات و راهپیمایی بزرگ معترضان در تهران، آیت‌الله خامنه‌ای را به جانب‌داری از محمود احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های نزدیک به انتخابات متهم کرد.

درباره نحوه برگزاری انتخابات و آمار اعلام‌شده نیز ستاد هر سه نامزد و از جمله ستاد محسن رضایی مدعی شدند که آمار اعلام‌شده، مخدوش است. این ستادها از جمله به رُند بودن شمار آرا در شمار زیادی از صندوق‌ها، پیشی‌گرفتن آرا بر تعداد رای‌دهندگان در شماری از مناطق ایران و همین‌طور تاخیر اولیه در اعلام آرای باطله و تغییر نسبت آرا در چند مقطع زمانی اشاره کرده‌اند.

همچنین در روز برگزاری انتخابات، نیروهای لباس‌شخصی در ستادهای اصلی انتخاباتی میرحسین موسوی و مهدی کروبی ریختند و دسترسی گروهی که این دو نامزد به عنوان «ستاد صیانت از آرا» تشکیل داده بودند، به شماره‌های تلفن و امکانات ارتباطی دیگر قطع شد.

در آذرماه سال ۸۸ اظهارات یک مقام امنیتی که با عنوان «سخنان معاون وزیر اطلاعات در جمع روحانیون مشهد» و به نام «سردار مشفق» معرفی شده است، منتشر شد که در این سخنان به تحلیل صحنه سیاسی ایران و وظایف سپاه در این باره پرداخت و به‌صراحت از فعالیت‌های سپاه درباره انتخابات و در برخورد با اصلاح‌طلبان سخن گفت.

در مرداد ماه ۸۹، هفت فعال سیاسی اصلاح‌طلب در شکایت‌نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه و نیز رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، برخی از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران به دخالت‌های «غیرقانونی» در روند انتخابات متهم و درباره آنان اعلام جرم کردند.

این نامه به امضای محسن امین‌زاده، مصطفی تاجزاده، عبدالله رمضان‌زاده، فیض‌الله عرب‌سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهزاد نبوی منتشر شد که هر هفت نفر، در جریان محاکمه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۸۸ به تحمل حبس‌های طویل‌المدت محکوم شدند.

اصلاح‌طلبان معترض و دیگر منتقدان و از جمله برخی از چهره‌های اصولگرا، در سه سال اخیر همواره از نحوه برگزاری انتخابات خرداد ۸۸ و سرکوب اعتراض‌های پس از آن انتقاد کرده و خواستار فرصت‌دادن به معترضان برای مطرح‌کردن اعتراض خود در رسانه‌های کشور و همچنین در دادگاه‌ها شده‌اند.

No responses yet

Jan 16 2013

ماجرای خواب عسگراولادی و حمایت مجدد وی از موسوی و کروبی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: حبیب‌الله عسگر اولادی در تازه‌ترین سخنان خود بار دیگر بر مواضع اخیرش در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی تاکید کرد و با اعلام اینکه «آقای موسوی و کروبی را برادر خود می‌دانم» گفته است که این افراد «مجرم» نیستند.

ماجرا از آنجا آغاز شد که چند روز پیش حبیب‌الله عسگر اولادی، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو هیات موتلفه در سخنانی گفت که میرحسین موسوی و مهدی کروبی «راس فتنه» نبوده‌اند و آنها «یاران انقلاب» بوده‌اند.

این سخنان واکنش‌ها و انتقادهای زیادی را به دنبال داشت تا در نهایت «انتخاب» نوشت که عسگر اولادی در این زمینه خواب خمینی را دیده است و خمینی به او گفته از شرایطی که برای کروبی پیش آمده ناراحت است.

انتخاب افزوده بود که عسگر اولادی این خواب را با خامنه‌ای در میان می‌گذارد و در نهایت خامنه‌ای هم به این عضو هیات موتلفه اجازه می‌دهد هر طور دوست دارد موضع بگیرد.

با افزایش انتقادها، حبیب‌الله عسگراولادی بار دیگر به میدان آمد و این بار با «برادر» خواندن میرحسین و کروبی؛ و اینکه این افراد مجرم نیستند گفت: «برخی خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده‌اند که در موردشان بی‌ربط می‌گویند.»

وی همچنین ماجرای خواب دیدن خود را هم تکذیب کرد؛ اما باز هم به حمایت صریح از هاشمی رفسنجانی؛ میرحسین موسوی و مهدی کروبی پرداخت.

در واکنش به این سخنان هم امروز سایت «شبکه ایران» وابسته به دولت انتشار سلسله گزارش‌هایی درباره ارتباط برخی اعضای حزب موتلفه اسلامی با بریتانیا را آغاز کرد که در نخستین بخش این گزارش به برخی روابط سیاسی و تجاری اسدالله عسگراولادی با سفارت بریتانیا و برخی فعالیت‌های وی در لندن اشاره شده است.

در همین حال امروز مرتضی نبوی٬ عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در موضع‌گیری همسو با آقای عسگراولادی گفت: ‌«برداشت من این است که موسوی و کروبی جزو افرادی هستند که در فتنه دخیل بودند اما سران فتنه نیستند. سراغ سران فتنه را باید از آمریکا و اسرائیل گرفت.»

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .