اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'خشکسالی'

Dec 25 2023

مشکل جدی کم‌آبی در سال ۱۴۰۳؛ یک تحلیلگر حوزه آب: مهاجرت گسترده روستائیان باعث بی‌ثباتی سیاسی می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,شورش,محیط زیست

بحران خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان

صدای آمریکا: رئیس سازمان هواشناسی ایران روز یکشنبه سوم دی اعلام کرد «تابستان سال آینده با مشکل جدی کم‌آبی مواجه می‌شویم» و هشدار داد «شرایط منابع آبی در بسیاری از شهر‌ها پایدار نخواهد بود.»

به گزارش وبسایت «دیده بان ایران» به نقل از سحر تاجبخش مسلمان، در مهر امسال بارندگی بیشتر از نرمال بود، اما در ماه‌های آبان و آذر بارش‌ها کمتر از نرمال بود.

او با اشاره به افزایش زیاد دمای هوا که تبخیر و تعرق ذخیره آبی را افزایش می‌دهد، افزود: اگر این وضعیت ادامه یابد و در زمستان هم ذخایر برف کافی نداشته باشیم، قطعاً در تابستان سال آینده با مشکل جدی آب مواجه خواهیم شد.

وب‌سایت «تجارت نیوز» پیشتر در ۲۴ آذر ماه نوشته بود، آمارهای مدیریت منابع آب ایران نشان می‌دهد بارش‌ها در ایران از ابتدای سال آبی جاری تا روز هجدهم آذر ماه، به ۳۴ میلیمتر رسیده است، که کاهش ۲۷ درصدی را نشان می‌دهد.

نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست ساکن واشینگتن، به صدای آمریکا می گوید: «بر خلاف انتظار برخی از مدیران، پاییز امسال میزان بارندگی بسیار کمتر از متوسط بارش در یک چهارم سال آبی جدید بود. افزایش نسبی گرمای هوا و تغییر الگوی بارش نیز باعث شده انتظار کشاورزان در مناطق مختلف برآورده نشود.»

او با تاکید بر این نکته که «برداشت بیش از حد از سفره‌های آب زیرزمینی باعث کاهش شدید آب در اکثر دشت‌های کشور شده است،» می افزاید: «فقدان مدیریت آبخوان‌ها باعث نشست زمین و مرگ دشت‌ها، و در نهایت مهاجرت گسترده روستائیان شده است، که خود عاملی برای تشدید بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و بی‌ثباتی سیاسی خواهد بود.»

به گفته آقای کوثر، در صورتی که در ماه‌های زمستان برف کافی در ارتفاعات، به‌ویژه در البرز و زاگرس نبارد، سرشاخه‌های رودهای بزرگ خشک‌تر خواهند شد و کم‌آب شدن رودخانه‌های بزرگ ایران، می‌تواند به دشوارتر شدن شرایط در بهار و تابستان آینده منتهی شود.

این تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست افزود: در شرایط اقلیمی گرم‌تر، با توجه به احتمال بروز باران‌های سیل‌آسا به جای برف، مدیران حوزه آب و خاک می‌توانند با استفاده از روش‌های آبخیزداری، با مهار سیلاب، هم قدرت تخریبی سیل را بگیرند و هم در چارچوب آبخوانداری، به تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و تامین آب برای حال و آینده اقدام کنند.

مجموع داده‌های وزارت نیرو و هواشناسی ایران نشان می‌دهد روند بارش‌ها طی ۵۰ سال اخیر در کشور نزولی بوده و تداوم این روند، آینده ایران در بخش‌های مختلف را، از جمله پراکندگی جمعیتی، در معرض بحران قرار داده است.

کاهش بارندگی ناشی از تغییرات اقلیمی در کنار سوء مدیریت در حوزه آب، موجب ایجاد بحران و تنش آبی در مناطق مختلف ایران شده است.

No responses yet

Apr 07 2022

کاهش گاومیش‌های خوزستان و راهکار دامپزشک عراقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,فقر,محیط زیست


ارونیوز: بسیاری از گاومیش‌های ایران که زیستگاه اصلی آنها در خورها و رودخانه‌های استان خوزستان است، در سال ۱۴۰۰ به دلیل خشکسالی و کم‌آبی به بیماری دچار گشته و تلف شدند.

تابستان سال گذشته در شبکه‌های اجتماعی تصاویر دردناکی از گاومیش‌ها در تالاب‌های خشک شده و کم آب خوزستان به ویژه در آتش‌سوزی نیزارهای هورالعظیم همرسان شد که در آن، این حیوانات با پوستی آفتاب‌سوخته و در حال تقلا برای زنده ماندن دیده می‌شدند.

گاومیش به دلیل مقاومت بدنی بالا، قدرت تطبیق با شرایط سخت زیست‌محیطی و خوراک کم‌هزینه در برابر شیردهی و کار سخت، دام ارزشمندی در ایران به حساب می‌آید. اما جمعیت این حیوان بومی ایران در چند دهه اخیر به دلیل افزایش جمعیت انسانی و گسترش شهرنشینی از یک سو و بی‌آبی و کاهش نزولات آسمانی از سوی دیگر، بسیار کم‌شمارتر شده است.

در حالی که جمعیت این گونه حیوانی در ایران در دهه ۴۰ بیش از یک میلیون رأس بود، در سال ۱۴۰۰ تقریبا به یک چهارم کاهش یافت و به حدود ۲۲۵ هزار رأس رسید. گاومیش به جز خوزستان در برخی استان‌های دیگر ایران از جمله گیلان نیز یافت می‌شود.
راهکار دامپزشک عراقی

گاومیش‌ها در جلگه‌های عراق نیز که شرایطی مشابه خوزستان دارند، در شرایط سختی به سر می‌برند و در صورت بیماری، صاحبان‌شان به دلیل فقر و کمبود امکانات، نمی‌توانند آنها را نزد دامپزشک ببرند.

در عراق، یک دامپزشک با قایقی موتوری شبیه قایق‌های گردشگری در باتلاق‌های جنوب این کشور به کمک دامداران می‌رود تا گاومیش‌هایشان را از بیماری و مرگ نجات دهد.

دکتر کرار ابراهیم هندی به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «این آمبولانس دامپزشکی نخستین و تنها نمونه در نوع خود در باتلاق‌های عراق است».

او که با این قایق در میان گاومیش‌ها حرکت می‌کند، می‌گوید ویژگی این «آمبولانس» شناور آن است که دامپزشک را نزد حیوانات می‌برد، نه برعکس.

باتلاق‌های جنوب عراق در میان دو رودخانه‌ دجله و فرات، یکی از بزرگترین دلتاهای داخلی جهان قرار دارند. این منطقه به دلیل تنوع زیستی و غنای تاریخی در سال ۲۰۱۶ به عنوان میراث جهانی ثبت شد. این همان جایی است که به گفته برخی، باغ عدن نام دارد، یعنی جایی که آدم و حوا در آن زندگی می‌کردند.

در این باتلاق‌ها حدود ۳۰۰ هزار رأس گاومیش وجود دارد و هرکدام از دامداران بین ۵ تا ۱۰۰ رأس از این حیوان دارند.

شیر گاومیش که با معده‌های حساس هم سازگار است، در سراسر عراق مصرف می‌شود و پنیر و خامه آن در صبحانه عراقی‌ها جای ویژه دارد.

مختار محمد سعید، مدیر یک سازمان غیردولتی عراقی به نام «اقلیم سبز» است که این پروژه را تأمین مالی می‌کند. او به خبرگزاری فرانسه می‌گوید که وقتی گاومیشی بیمار می‌شود، دامدار نمی‌تواند آن را به شهر منتقل کند و خطر تشخیص اشتباه نیز وجود دارد.


گاومیش‌های سوخته در هورالعظیم خوزستان خبرگزاری مهر
«دامپزشکان بدون مرز» نیز که یک سازمان مردم‌نهاد فرانسوی است به «اقلیم سبز» در تأمین مالی پروژه کمک می‌کند. این نهاد فرانسوی به دامپزشکان عراقی نیز آموزش می‌دهد.

دکتر هندی می‌گوید: «بعضی از دامداران فقط یک یا دو گاومیش دارند اما پول ندارند. آنها نمی‌دانند چگونه حیوان خود را درمان کنند. بنابراین گاومیش‌ها بیمار می‌شوند، ظرف دو سه روز حال‌شان بدتر می‌شود و در نهایت می‌میرند.»

دامداران امروزه علاوه بر آسیب‌های معمولی گاومیش‌ها، از پیامد آسیب‌های دیگر مانند آلودگی و تغییرات آب و هوایی بر روی این جانوران بیم دارند. عراق نیز مانند ایران خشکسالی‌های طولانی و مکرر فزاینده‌ای را تجربه کرده است.

بر اساس گزارش سازمان ملل، عراق پنجمین کشور آسیب‌پذیر جهان در برابر تغییرات اقلیمی است و میزان آسیب‌پذیری ایران نیز از میانگین جهانی بیشتر است.

No responses yet

Mar 19 2019

تالاب‌های هامون در مرز ایران و افغانستان چرا می‌خشکند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: یحیی حازم اسپندیار کارشناس آب‌های مرزی

تالاب‌ها نزدیک به شش درصد از کره زمین را در برگرفته‌اند و همواره سفره‌خانه مهمان‌نوازی برای انسان‌ها بوده‌اند. تالاب‌ها با قابلیت زادآوری، نقش مهمی در بقای گونه‌های بی‌شماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود را ایفا کرده و ذخیره‌گاه مهمی برای انبوه پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی‌مهرگان بوده‌اند. ارزش اکولوژیک تالاب‌ها ۱۰ برابر جنگل‌ها و ۲۰۰ برابر زمین‌های کشاورزی است. اما متأسفانه علیرغم اهمیت بالا، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

دریاچه‌های هامون در مرز میان افغانستان و ایران و در محدوده ۶۰ درجه و ۳۹ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۳۵ دقیقه طول شرقی و ۳۱ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی واقع شده است. این دریاچه‌های تالابی از سه بخش عمده به نام‌های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هیرمند تشکیل شده است. اکثر مساحت هامون پوزک و بخشی از هامون سابوری در افغانستان و متباقی هامون‌های پوزک و سابوری و همچنین هامون هیرمند به‌طور کامل در خاک ایران واقع شده است.

این تالاب‌ها در زمان پرآبی با هم متصل گشته و به‌صورت یکپارچه درمی‌آیند و وسیع‌ترین دریاچه آب شیرین در ایران و افغانستان را زیر نام تالاب‌های هامون می‌سازند. البته گود زره که کاملا در افغانستان موقعیت دارد نیز بخشی از همین چرخه آب است و در زمان پرآبی، آب سرریز هامون هیرمند از طریق رود شیله وارد گود زره در خاک افغانستان می‌شود. وسعت دریاچه هامون در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه متعلق به افغانستان است.


رودخانه هیرمند بعد از سالها خشکسالی به ایران نیز رسیده است

در این تالاب‌ها وجود ۲۵ گونه ماهی گزارش شده است که ۱۵ گونه آن بومی و ۱۰ گونه آن توسط دولت ایران وارد این تالاب‌ها شده‌اند. میزان تولیدات ماهی این تالاب‌ها در محدوده خاک ایران در زمان ترسالی ۱۳۸۷۲ تن، در سال میان‌آبی معادل ۳۱۰۰ تن و در سال کم‌آبی ۲۸۵۰ تن برآورد شده است. درباره میزان تولیدات ماهی در جانب افغانستان مطالعه‌ای انجام نشده است. اما، باتوجه به اینکه آب رودهای واقع در افغانستان منبع اصلی هامون‌ها هستند و این رودها نخست بر قسمت افغانستانی تالاب‌های هامون می‌ریزند و در عین حال تالاب پوزک که ۹۰درصد آن در خاک افغانستان واقع شده است نیز غنی‌ترین اکوسیستم را دارد، می شود تخمین زد که حداقل ۶۰درصد تولیدات ماهی تالاب‌های هامون در خاک افغانستان می‌شود.

با این تخمین مجموع تولیدات ماهی این تالاب‌ها ۳۴۶۸۰ تن در سال پرآبی، ۷۷۵۰ تن در سال میان‌آبی، و در سال کم‌آبی ۷۱۲۵ تن است. در گذشته ۲۳ گونه پستانداران در این اکوسیستم وجود داشته است، که اکنون به ۸ گونه کاهش یافته است. هامون‌ها به عنوان بانک‌ژن پایه های اصلی تنوع زیستی را در عرصه طبیعی منطقه بنا نهاده‌اند. بررسی‌ها نشان داده است که در زمان پرآبی تالاب هامون ۱۸۱ گونه پرنده (خشکزی و آبزی)، ۲۳ گونه پستاندار، ۳۷ گونه خزنده و ۲۵ گونه ماهی در آن می زیسته‌اند، ولی در سال‌های اخیر به دلیل خشکسالی کامل، ۴۹ گونه پرنده، ۸ گونه پستاندار، ۲ گونه خزنده، ۴ گونه دو زیست و ۵ گونه ماهی در آن مشاهد شده است. آمار به دست آماده از پستاندارانی مثل شغال، روباه، خرگوش، خارپشت، خفاش و … نشاندهنده تنوع زیستی و غنامندی اکولوژیک این تالاب‌ها است.

همچنین در این تالاب‌ها وجود ۱۸۲ گونه پرنده آبزی و خشکزی گزارش شده است، انواع دو زیستان و سایر گونه‌های جانوری در این تالاب‌ها زندگی داشته‌اند که اکنون دیگر به علت خشکسالی‌ها طبیعی و بی مهری‌های انسانی وجود ندارد. پوشش گیاهی هامون منبع غذایی غنی برای پرورش گاو و گوسفند می‌باشد.

سیر تدوین رژیم حقوقی رود هیرمند
دولت‌های مستقل ایران و افغانستان بر اساس معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ میلادی شکل گرفتند و پس از آن افسرهای هند بریتانیایی برای تثبیت خطوط مرزی میان دو کشور دست به‌کار شدند و اولین بار رژیم حقوقی هیرمند نیز توسط یکی از همین افسرها به نام گلداسمیت در سال ۱۸۷۲ میلادی میان افغانستان و ایران در ذیل تثبت خطوط مرزی میان این دو کشور، تدوین شد.

اما، اختلاف میان دو کشور همچنان باقی ماند تا مک ماهون وارد قضیه شد و حکمیت او نیز مورد توافق طرفین قرار نگرفت. در سال ۱۳۱۷ خورشیدی معاهده‌ای به نام قرارداد موقت بین دوکشور تا مرحله امضاء شدن رفت، اما اختلاف برسر ضمیمه آن، باعث شد این قرارداد نیز منعقد نگردد. بر اساس شکایت مصطفی عدل نماینده ایران در سازمان ملل متحد به شورای امنیت در سال ۱۳۲۶ خورشیدی درباره توسعه زیرساخت‌های آبی در طرف افغانستان، دولت آمریکا به موضوع مداخله کرد و وابسته‌ کشاورزی سفارت آمریکا در تهران فردی به نام پولستر را برای تهیه یک گزارش دقیق از وضعیت سیستان و آب هیرمند به منطقه اعزام کرد.

برمبنای همین گزارش، دولت آمریکا کمیسیونی بی‌طرف برای را حل این معضله پیشنهاد کرد. در ماه مارچ/مارس ۱۹۵۰ میلادی سه تن را برای عضویت در کمیسیون انتخاب کردند. کمیسیون متشکل از سه کارشناس با نام‌های فرانسیسکو دومین گوئز از شیلی، رابرت لوری از آمریکا و کریستوفر نی وب از کاندا بود. نتیجه مطالعات این کمیسیون در سال ۱۹۵۱ میلادی حقابه سیستان ایران را ۶۴۰ میلیون مترمکعب در سال یعنی به طور متوسط ۲۲ متر مکعب در ثانیه تعیین کرد.

دولت افغانستان گزارش کمیسیون بی‌طرف هیرمند را پذیرفت و دولت ایران آن را به نفعش ندانست. در مذاکرات بعدی دولت افغانستان مبنای کار را بر گزارش کمیسیون می‌دانست و دولت ایران به این گزارش بی‌اعتنا بود. بعد از کش و گیرهای فراوان سرانجام در ۲۲ اسفند/حوت ۱۳۵۱ معاهده دوازه ماده‌ای و دو پرتکل بین امیر عباس هویدا، نخست وزیر ایران و موسی شفیق، نخست وزیر افغانستان به امضا رسید. براساس این معاهده مقدار آبی ‌که از رود هیرمند در سال نرمال و مافوق نرمال از طرف افغانستان به ایران تحویل داده می‌شود، به طور متوسط ۲۲ مترمکعب در ثانیه است و ۴ مترمکعب در ثانیه منحیث حسن نیت و علایق برادرانه از طرف افغانستان به ایران به‌گونه اضافه تحویل داده می‌شود که مجموعاً ۲۶ مترمکعب در ثانیه حقابه ایران از رود هیرمند می‌شود.


تالاب هامون ظرفیت آبی هشت تا ۱۰ میلیارد متر مکعب دارد

ماده اول بند ‘ج ‘ معاهده هیرمند در باره سال نرمال آبی چنین می‌گوید: یک سال نرمال آبی عبارت از سالی است که مجموع جریان آب از اول اکتبر تا ختم سپتامبر سال مابعد در موضع دستگاه آب شناسی دهراوود بر رود هلمند (هیرمند) بالاتر از مدخل بندکجکی ۵۵۶۱ میلیون مترمکعب) اندازگیری و محاسبه شده است.

ماده پنجم این پیمان متباقی آب را حقابه افغانستان دانسته و برای افغانستان اجازه داده تا هرگونه که می‌خواهد از این آب استفاده کند: افغانستان موافقت دارد اقدامی نکند که ایران را از حقابه آن از آب رود هلمند که مطابق احکام مندرج مواد دوم و سوم و چهارم این معاهده تثبیت و محدود شده است بعضاً و کلا محروم سازد. افغانستان با حفظ تمام حقوق بر باقی آب رودهلمند هر طوری که خواسته باشد از آن استفاده می‌نماید و آنرا به مصرف می‌رساند. ایران هیچ گونه ادعایی برآب هلمند بیشتر از مقادیری که طبق این معاهده تثبیت شده است ندارد. حتی اگر مقادیر آب بیشتر در دلتای سفلای هلمند میسر هم باشد و مورد استفاده ایران هم بتواند قرار گیرد.

عوامل خشکیدن تالاب‌های هامون

۱-توسعه زیرساخت‌های آبی در افغانستان: پس از تخریب سیستان تاریخی به ویژه شهرهای بُست و زرنج در دوره گورکانیان هرات این منطقه وضعیت نامناسبی به لحاظ کشاورزی و اقتصادی داشت. اولین اقدام توسعه‌ای در زمان امیر حبیب الله خان با کشیدن نهر سراج در ولایت هلمند آغاز شد و بعداً توسعه در این وادی منحیث “پروژه انکشاف وادی هلمند” در زمان محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان به اصلی‌ترین هدف دولت مبدل گشت. در توسعه زیرساخت‌های آبی وادی هیرمند نخست جاپان/ژاپن، سپس آلمان و سرانجام دولت آمریکا، افغانستان را کمک مالی و تخصصی کردند. اجزای پروژه توسعه وادی هیرمند شامل: بند کجکی، بند دهله، کانال شمالی ارغنداب، کانال جنوبی، توسعه نهر شمالان، اصلاح کانال سراج و حفر کانال جدید درویشان می‌شد.

۲-توسعه زیرساخت‌هادر جانبایران: همزمان با شروع توسعه زیرساخت‌های آبی در طرف افغانستان، جانب ایران نیز آغاز به ساخت و توسعه زیرساخت‌های آبی در سیستان کرد. در حالی که حقابه ایران از رود هیرمند به نسبت توسعه زیرساخت های آبی‌اش بسیار ناچیز است و نیازی به این همه زیرساخت ندارد. اجزای توسعه‌ زیرساخت‌های آبی در ایران شامل:

سد مخزنی چاه نیمه ۱،۲،۳، سد مخزنی چاه نیمه ۴، سد انحرافی سیستان، سد انحرافی کهک، سد انحرافی زهک، سد سرشیله، سد تغذیه ای گلگ، سد تغذیه باغ سنگی، سد براکوه، سد بندان، سد چهار فرسخ، سد سیدان، سد مشوکی، سد نوزاد، سد وک، سد سیاهو، سد زولسک سربیشه، نهر گلمیر۱، نهرگلمیر۲، نهر نیاتیکه نهر شیردل و نهر جریکه می‌شود.

به طور نمونه ظرفیت ذخیره آبی چهار چاه نیمه ایران ۱۴۸۰ میلیون مترمکعب است چیزی برابر با یک و نیم برابر حقابه ایران در یک سال پر آب.

۳-خشکسالی: آمار تاریخی افغانستان بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ میانگین آب ورودی به ایران را در حدود ۴۳۹۶ میلیون مترمکعب نشان می‌دهد. اما، آمار بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶ خورشیدی میانگین آب ورودی به جانب ایران را ۲۵۳۴ میلیون مترمکعب در سال نشان می‌دهد. با توجه به اینکه بین این سال‌ها هیچگونه توسعه‌‌ای در طرف افغانستان اتفاق نیافتده، این آمار کاهش ۴۲ درصد از جریان هیدرولوژیکی را نشان می‌دهد.

برداشت ایران از رود هیرمند در سال‌های ۱۳۹۰ – ۱۳۹۶ (میلیون مترمکعب)

اضافه برداشت جانب ایران
آمار وزارت انرژی و آب افغانستان نشان می‌دهد که ایران به طور متوسط بین سال‌های ۱۳۹۰ – ۱۳۹۶ حدود یک میلیارد مترمکعب آب را به‌صورت “غیرقانونی” از رود هیرمند برداشت کرده است، این در حالی است که در همه این سال‌ها حوزه آبریز رود هیرمند در خشکسالی بوده است. اگر در این سال‌های خشکسالی، حقابه ایران را به حد اعظمی آن یعنی ۸۲۰ میلیون در نظر بگیریم، با آنهم این کشور حدود یک میلیارد متر مکعب سالانه آب اضافی و خلاف مواد معاهده هیرمند از این رودخانه برداشت کرده است.

چنان که دیده می‌شود بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶ خورشیدی به طور میانگین ۶۸۵ میلیون متر مکعب آب از رود هیرمند وارد تالاب پوزک شده است. در حالی که نیاز آبی زیست محیطی هر سه تالاب پوزک، سابوری و هیرمند بین ۳ – ۷ میلیارد مترمکعب است. در عین حال افغانستان در اکنون بر روی آب فراه رود، هاروت رود، خاسپوس رود و خاشرود هیچ بند/سد ذخیره‌ای به بهره‌برداری نسپرده و آب این رودخانه‌ها کمافی‌السابق وارد هامون‌ها می‌شوند.

افزایش بهره‌وری/موثریت آبیاری در جانب افغانستان، مدیریت تقاضا و مصرف در جانب ایران، پابندی ایران به ماده پنج معاهده هیرمند و تغییر رویکر مدیریت سازه‌ای به رویکرد مدیریت جامع و مشترک در دو کشور می تواند تالاب های هامون را دوباره به حداقل حیات شان برگرداند.

No responses yet

Oct 28 2018

رصد خشکسالی در کشور با ماهواره، وضعیت ۱۷ سال گذشته اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

مهرنیوز: معاون سازمان فضایی ایران با اشاره به پایش وضعیت خشکسالی کشور بر مبنای تصاویر ماهواره ای گفت: طی ۱۷ سال گذشته شرایط نسبتاً نرمالی از نظر خشکسالی در کشور وجود داشته است.

علی صادقی نائینی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه پایش خشکسالی یک روند بلند مدت است که تصاویر قابل دریافتی از ماهواره در موقعیت های مختلف جغرافیایی را ممکن می کند، گفت: حتی اگر هوا ابری باشد و یا مشکلات جوی داشته باشیم هم امکان پایش خشکسالی از طریق تصاویر ماهواره ای ممکن است.

وی افزود: خشکسالی از نظر پوشش گیاهی و یا وجود آب در منطقه در بلندمدت مورد بررسی قرار می گیرد. بر این اساس هم اکنون اطلاعات ماهواره ای از وضعیت خشکسالی در کشور را به صورت ماهانه می توانیم اعلام کنیم. به این معنی که داده های ماهواره ای به ما می گویند که هر استان ماهانه چه وضعیتی از نظر خشکسالی دارد.

معاون سازمان فضایی ایران با اشاره به آخرین گزارش دریافتی از اطلاعات ماهواره ای که مربوط به پایان خرداد است، گفت: بر مبنای این داده ها، وضعیت خشکسالی کشور را در ۱۷ سال گذشته مورد بررسی قرار داده ایم. بر این اساس مشخص شد هر استان در مقایسه با خرداد سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۶ چه وضعیتی داشته است.

صادقی نائینی اضافه کرد: بر مبنای این اطلاعات ماهواره ای، استان فارس وضعیت خوبی ندارد و نسبت به این بازه زمانی (۱۷ سال گذشته) خشکسالی شدیدتری را شاهد بوده است.

وی یادآور شد: اطلاعات ماهواره ای نشان می دهد که در بخش عمده ای از استان فارس، امسال نسبت به ۱۷ سال گذشته، وضعیت بدتری را در زمینه خشکسالی شاهد بودیم. به علاوه آن بخش هایی از استان اصفهان نیز وضعیت خوبی ندارند.

معاون سازمان فضایی ایران گفت: اما در کل کشور، اطلاعات ماهواره ای حاکی از آن است که نسبت به ۱۷ سال گذشته شرایط نرمال است و برای مثال در استان های شمال غربی کشور، میزان خشکسالی تغییر نکرده است.

صادقی نائینی با بیان اینکه تصاویری که از طریق اطلاعات ماهواره ای به دست می آوریم با داده های سازمان هواشناسی متفاوت است، تصریح کرد: سازمان هواشناسی، ایستگاه های مختلف را به صورت دقیق پایش می کند اما اطلاعات ماهواره ای، اطلاعاتی پیوسته است و به صورت یکپارچه گزارش می شود.

وی تأکید کرد: برای کل کشور نیازمند نقشه پیوسته از اطلاعات ماهواره ای هستیم البته دقت اطلاعاتی هم که از این حیث به دست می آید، از ایستگاه های زمینی کمتر، اما پیوسته است.

No responses yet

Sep 09 2018

آب از افغانستان برای نجات سیستان، قیمت چند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: فرزانه بذرپور پژوهشگر در دانشگاه تروندهیم نروژ

فرزانه بذرپور؛ پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران با نگاهی به تعرفه های بین المللی و موافقتنامه های خرید و فروش آب در آسیا، قیمت آب قابل مذاکره بین ایران و افغانستان را برآورد کرده و در یک ارزیابی اقتصادی بین خرید آب با گزینه های دیگر ایران برای تامین آب، هزینه و فایده ها را بررسی کرده است.

آیا قیمت گذاری آب راه حل مسئله هیرمند است؟ بسیاری از افغان ها باور دارند که آب هم مثل نفت ذی قیمت است ولی نمیدانند چقدر می ارزد. اختلافات آبی بر سر رودخانه ی هیرمند و تشنگی هامون، امروز در صدر موضوعات سیاست خارجی ایران و افغانستان است و به رغم جلسات متعدد و تفاهمنامه مشترک، همچنان آبی به سیستان نمیرسد.

مدیریت جامع منابع آب، یکی از راههای همگرایی و مشارکت پایدار اقتصادی در یک حوضه ی آبخیز را، قیمت گذاری آب تعریف می کند. تجربه های خرید و فروش آب در سطح بین الملل اگرچه انگشت شمار است اما می تواند ما را در یافتن قیمت پایه راهنمایی کند. گاهی در افکار عمومی افغانستان از ۱.۵ دلار در هر متر مکعب به عنوان تعرفه ی بین المللی آب یاد می شود، اما این قیمت گذاری در مورد آبهای افغانستان درست نیست.

یونسکو در سال ۱۹۸۵ هزینه های انتقال آبِ تصفیه شده با تانکر را بین ۱.۵ دلار تا ۳.۵۰ دلار براساس فاصله و حجم تانکر ارزش گذاری کرد. ترکیه درسالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در قراردادهای جداگانه به قبرس شمالی و اسرائیل آب می فروخت. قیمت آب به اضافه ی هزینه ی انتقال با تانکر در بعد مسافت برای قبرس شمالی ۰.۷۹ دلار و برای اسرائیل ۰.۵۰ دلار در هر متر مکعب محاسبه و مذاکره شد. موسسه واشنگتن نیز سال ۲۰۰۳ در ارزیابی خود قیمت صادراتِ آب از ترکیه به کشورهای پیرامونی را ۰.۸۵ دلارتخمین زده است.

اما خرید آب هیرمند یا هریرود با الگوی ترکیه محاسبه نمی شود. الگوهای مناسب و کاربردی، قراردادهای بین مالزی و سنگاپور بر سر رودخانه های “تبرو اسکودای” و “جوهور” یا قراردادهای بین چین و هنگ کنگ و خرید آب رودخانه “جیانگ دانگ” می تواند باشد.
تجربه های خرید و فروش آب در شرق آسیا

سنگاپور از سال ۱۹۶۱ از مالزی آب می خرد. براساس این توافق، سنگاپور حق برداشت روزانه ۸۶ میلیون گالن آب معادل ۳۹۰ هزار متر مکعب از رودخانه “تبرواسکودای” را دارد. سنگاپور آب را به قیمت ۰.۵۰ دلار به ازای هر ۱۰۰۰ گالن پرداخت می کند. یعنی ۲۲ سنت در هر مترمکعب. دولت مالزی اگرچه در بازنگری های جدید همچنان به فروش آب ادامه داده است ولی اخیرا خواهان افزایش قیمت شده و ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی، خردادماه، قیمت پایین صادرات آب را به ضرر منافع ملی کشورش دانسته است.

بیشتر بخوانید:

قیمت پیشنهادی مالزی ۶۰ سنت به ازای هر ۱۰۰۰ گالن است، یعنی ۲۷ سنت در هر مترمکعب. مالایی ها در مذاکرات به قرارداد چین با هنک کنگ استناد میکنند اما مقامات سنگاپور این مقایسه را غیرکاربردی می دانند زیرا چین علاوه بر تامین آب، هزینه های نگهداری و مخزن را پرداخته است. این درحالی ست که در موضوع سنگاپور-مالزی، سنگاپور علاوه بر هزینه ی تاسیسات و عملیات اجرایی، همه ی هزینه های نگهداری و تجهیزات را هم می پردازد. بنابراین قیمت تعیین شده در قرارداد سنگاپور- مالزی نمی تواند با قرارداد هنگ کنگ-چین یکسان در نظر گرفته شود.
شریان حیات هنک کنگ در دستان سرزمین مادری

هنک کنگ از سال ۱۹۶۵ حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از نیاز آبی اش را از رودخانه شرقی یا “دانگ جیانگ” چین و از فاصله ی هشتاد کیلومتری تامین میکند. در اقدام جالبی برداشت آب از رودخانه، متناسب با وضعیت بارندگی به صورت ماهانه تنظیم شده تا از تهیه مازاد آب برای شهر در ماههای پربارش جلوگیری شود. حداکثر برداشت آب ۸۲۰ میلیون متر مکعب است و باوجود تمام مراقبتها و تنظیمات، سال گذشته این شهر ۲۵ میلیون متر مکعب هدررفت آب داشته است.

سال ۲۰۰۷ قیمت آب واراداتی ۴۲ سنت تعیین شده بود ولی در بازنگری سال ۲۰۱۶ ، رقم خرید آب به ۰.۸۶ دلار افزایش یافت. نیاز آبی هنک کنگ در سال گذشته ۹۸۷ میلیون متر مکعب بوده و با توجه به افزایش قیمت آب، دولت ترجیح داد نیاز اضافی آب را از طریق شیرین سازی تامین کند.

برخی منتقدان میگویند قدرت چانه زنی هنک کنگ در مذاکرات با چین، به دلیل وابستگی شدید آبی، بسیار ضعیف و شکننده است ولی مقامات هنک کنگ صراحتا می گویند انتظار برای خودکفایی در هنک کنگ، یک رویکرد غیرواقع بینانه است. هنک کنگ با ارزیابی هزینه- فایده گزینه های دیگر تامین آب، همچنان اولویت را به واردات آب از چین می دهد. قیمت شیرین سازی آب در هنک کنگ حداقل ۲ دلار است.
قیمت قابل مذاکره آب بین ایران و افغانستان چه می تواند باشد؟

براساس الگوی آسیای شرقی، می توان قیمتی بین ۰.۲۵ تا ۰.۵۰ دلار را به عنوان بهای تقریبی قابل مذاکره به بحث گذاشت. با توجه به اینکه ایران خود هزینه تاسیسات و نگهداری را متقبل می شود توافق بر سر قیمتی بالاتر از ۰.۵۰ دلار بسیار بعید به نظر می رسد. از آنجا که قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند، ورود ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب را تضمین میکند و دو کشور همواره خود را متعهد به اجرای کامل قرارداد هیرمند اعلام کردند، مذاکرات درباره خرید آب شامل نیاز اضافی آب منطقه است. اگر نیاز آبی منطقه سیستان را یک میلیارد و چهارصد میلیون متر مکعب در نظر بگیریم، خرید سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب می تواند موضوع مذاکرات باشد. اگر حداکثر قیمت یعنی ۵۰ سنت را برای هر متر مکعب فرض کنیم، افغانستان سالانه ۳۰۰ میلیون دلار عایدی از فروش آب به ایران خواهد داشت. با فرض قیمت گذاری آب همچنین میتوان از طریق تهاتر انرژی مبادلات آبی-نفتی داشت.
حق نشر عکس Mehr
Image caption سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است
آیا خرید آب برای ایران صرفه اقتصادی دارد؟

سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است. در چنین شرایطی که تهیه آب اولویت نخست است، دو گزینه پیش روی سیاستمداران است: ۱) شیرین سازی آب و انتقال از دریای عمان به سیستان و خراسان، ۲) استخراج آب ژرف.

مجلس ایران ماه گذشته کلیات طرح انتقال آب از دریای عمان به سیستان را به رغمِ ابهامات کارشناسی تصویب کرد. جزئیات روشنی درباره هزینه تمام شده شیرین سازی و انتقال آب دریا توسط مقامات ایرانی منتشر نشده است. اما در این یادداشت سعی شده با مقایسه الگوهای اجرا شده و انجام فرضیاتی، قیمت تمام شده آب در هر مترمکعب را برآورد کرد.

هزینه های شیرین سازی شامل هزینه های تکنولوژی و دستگاه های شیرین سازی به علاوه هزینه انرژی، نگهداری، هزینه های توزیع و اثرات جانبی محیط زیستی ست. عمان در سال ۲۰۱۴ با بهره مندی از پیشرفت های تکنولوژیک و قیمت پایین تر انرژی، توانست هزینه شیرین سازی آب و انتقال آن تا مسیر ۱۰۰ کیلومتری را به ۰.۶۰$ در هر مترمکعب کاهش دهد.

در ایران پیش بینی میشود که هزینه شیرین سازی هر مترمکعب آب به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر انتقال آب معادل ۵۰۰۰ تومان می باشد که با دلار ۴۲۰۰ میشود ۱.۱۹ دلار .

فاصله تقریبی زاهدان با دریای عمان بیش از ۴۵۰ کیلومتر است، زابل که در شمال زاهدان است با این شهر حدود ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد. هزینه انتقال آب جدا از شیرین سازی هزینه قابل توجه ای ست چراکه بنابر میزان اختلاف سطح، انرژی بیشتری برای پمپاژ آب مورد نیاز است. مثلا در منطقه سیستان گفته میشود هزینه شیرین سازی و انتقال ۷ هزار تومان در هر مترمکعب است. یعنی ۱.۶۶ دلار.

این قیمت در خراسان جنوبی ۹ هزار تومان (۲.۱۴$ ) و در مشهد ۱۲ هزار تومان (۲.۸۵$) برآورد شده است.

ایران اعلام کرده که ۱.۵ میلیارد دلار در پروژه های انتقال آب از دریای عمان به مناطق خشک جنوب و مرکز کشور هزینه خواهد کرد. در پروژه انتقال آب دریای عمان به استان کرمان سرمایه گذاری به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار انجام شده و از سال ۹۲ تا کنون در دست اجراست. به گفته مسئولان پروژه، فاز صفر پروژه شیرین سازی با حجم سرمایه گذاری ۲ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان برای ۶۰۰ هزار مترمکعب در نظر گرفته شده است. خط انتقالی در حدود ۷۰۰ کیلومتر و پمپاژ حداقل سه هزار متر برای عبور از ارتفاعات زاگرس نیاز دارد.

در استان کرمان گفته شده هزینه ی تمام شده شیرین سازی در هر متر مکعب معادل ۱۹۵۰۰ تومان در دستور کار قرار گرفته است. اگر ۱۹۵۰۰ تومان را با دلار ۴۲۰۰ دولتی محاسبه کنیم یعنی قیمت هر مترمکعب آب شیرین سازی و انتقال آن تا مسافت ۷۰۰ کیلومتری معادل ۴.۶۴ دلار خواهد بود. این قیمت گران فقط در مصرف صنعتی قابل توجیه است.

مسئولان گفته اند در حال حاضر نیاز آبی سیستان برای مصرف شرب ۷۵ میلیون متر مکعب و به همین میزان برای خراسان جنوبی و نیاز آبی خراسان رضوی بالغ بر ۱۱۵ میلیون مترمکعب است.

اگر برای تامین آب مورد نیاز اقدام به خرید آب از افغانستان با قیمت حداکثری ۵۰ سنت کنیم. برای تامین ۲۶۵ میلیون متر مکعب حداکثر ۱۳۲ میلیون دلار به افغاستان خواهیم پرداخت. این هزینه را مقایسه کنید با هزینه میلیارد دلاری پروژه های شیرین سازی و انتقال آب یا استخراج آب ژرف در کشور، فارغ از مدت زمان طولانی اجرای این پروژه ها، قیمت نهایی نیز صرفه ی اقتصادی برای ایران ندارد.
قیمت آب ژرف در مقایسه با خرید آب

برای استخراج آب های ژرف، ایران ۲۵۰ میلیون دلار از روسیه قرض گرفته است. فارغ از اینکه آب های ژرف، آبهای فسیلی و تجدیدناپذیر هستند و استخراج آنها میتواند اثرات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد کند. کارشناسان قیمت استخراج هر مترمکعب آب ژرف را ۲۰ هزار تومان تخمین زده اند که با دلار ۴۲۰۰ میشود به عبارتی ۴.۷۶ دلار. رضا مکنون، معاون مرکز مطالعات علم و فناوری و عضو هیات علمی دانشگاه امیرکبیر چنین برآوردی را کرده و معتقد است این هزینه کلان انجام می شود بی اینکه مطمئن باشیم چقدر آب به دست خواهیم آورد. مسئولین پروژه استخراج آب ژرف اما استدلال میکنند استخراج آب ژرف به مراتب ارزان تر از شیرین سازی آب دریای عمان برای فواصل طولانی مثلا طبس است.

مدیریت جامع منابع آب به ما میگوید باید آلترناتیوهای متنوع تولید و تامین آب را در نظر گرفت و براساس برآورد هزینه-فایده اقتصادی و اجتماعی به مورد اجرا گذاشت. مسلما شیرین سازی آب دریا برای جزایر ساحل جنوب و چابهار بهترین گزینه ست درحالیکه برای نیاز آشامیدنی شهرهای زابل یا زاهدان، خرید آب شاید به صرفه تر می نماید. استخراج آب های ژرف همواره میتواند به عنوان گزینه در دسترس باشد ولی با توجه به تغییر اقلیم معلوم نیست در آینده افغانستان همچنان فروشنده آب بماند.

خرید آب از افغانستان امکان نظارت بهتر و جدی تر بر اجرای کامل معاهده هیرمند را فراهم می کند. ضمن اینکه رفاه و توسعه افغانستان به امنیت و ثبات بیشتر این کشور می انجامد که وضعیت مطلوب ایران نیز محسوب میشود.

هر چه هست، تخمین قیمت ها و گزاره های مطرح شده در این نوشتار، دقیق و بر پایه مطالعات میدانی نیست اما می تواند محلی برای بحث و آغازی برای رویکرد اقتصادی به موضوع آب و تعیین قیمتهای منصفانه و به صرفه دو کشور ایران و افغانستان باشد.

No responses yet

Aug 26 2018

انتشار عکس‌های تکان‌دهنده از فروچاله عظیم دشت کبودرآهنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان

رسانه‌های ایران عکس‌هایی از یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان منتشر کرده‌ و تأکید کرده‌اند که این فاجعه زیست‌محیطی بر اثر برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی ایجاد شده است.

خبرگزاری مهر در این زمینه نوشت که فروچاله‌ دشت کبودرآهنگ نشان‌دهنده این است که تا عمق ۶۰ متری زمین هیچ‌گونه رطوبتی در خاک دشت وجود ندارد.

فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

عادل عربی مدیرکل محیط‌زیست استان همدان نیز گفته که ریزش زمین تا عمق ۶۰ متر در کوتاه‌مدت و میان‌مدت اصلاً برگشت‌پذیر نیست و احیای زمین در بلندمدت نیاز به بیش از نیم‌قرن کار و تلاش دارد.

فروچاله اخیر در دشت کبودتر آهنگ بیست و پنجمین فروچاله‌ای است که در این منطقه به وجود آمده است.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

پیش از این ۱۳ فروچاله در دشت کبودرآهنگ و ۱۱ فروچاله دیگر در دشت رزن- قهاوند و روستا‌های این منطقه ایجاد شده بود.

اگر روند ایجاد فروچاله‌ها ادامه یابد، بسیاری از مناطق مسکونی و تاسیسات می توانند در فروچاله های بعدی فرو روند و تلفات و خسارات زیادی را به بار آورند.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان

No responses yet

Jul 05 2018

شایعه انتقال آب به عراق؛ کارشناسان خوزستانی چه می‌گویند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

ایران وایر: با یک محاسبه ساده؛ حجم آب منتقل شده در قیاس با میزان آب مورد نیاز مردم ساکن منطقه که درگیر کمبودند و میزان آبی که مصرف می شود، به لحاظ اعداد و ارقام ناهمخوانی دارد.

موضوع انتقال آب ایران به عراق درگیر روایت های متفاوتی است. در حالی که برخی مسوولان دولتی این توافق و انتقال آب را قویا انکار کرده و انتشار آن را شیطنت سایت های خبری بیرون از ایران و دشمنان می دانند، تعداد دیگری از نمایندگان مجلس و فعالان حوزه محیط زیست از شواهد روشنی می گویند که انتقال آب کارون به عراق را از طریق پروژه آبرسانی غدیر و با پیمانکاری قرارگاه خاتم الانبیا تایید می کند. در بخش اول این گزارش، به سابقه بازتاب های رسانه ای این ماجرا پرداختیم. در بخش دوم، با چند کارشناس محیط زیست استان خوزستان درباره این پرونده گفتگو کرده ایم.
یوسف فرهادی بابادی؛ عضو کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان: انتقال آب صحت دارد
در قضیه فروش آب به عراق به اشکال متفاوت چه از طریق تانکر، چه از طریق کشتی و چه از طریق لوله، بدون هیچ گونه مصوبه قانونی این مساله انجام شده است. به صورت مشخص بر طبق مستنداتی که وجود دارد، طی توافقی که بین ایران و عراق انجام می گیرد، مقرر می شود که در قراردادی فاقد سقف زمانی هر دو روز یک بار حدود ۶۵۰ هزار لیتر آب شرب از طریق کشتی به شهر بندی فاو در عراق منتقل شود. واقعیت این است که هم جامعه مدنی عراق و هم جامعه مدنی ایران از کم و کیف فروش آب شرب به دولت عراق بی اطلاع است. بر طبق مستندات کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان که در کانال صدای پای آب منتشر شده، وقتی که نوری المالکی که از او در عراق به عنوان واسطه انتقال آب به عراق یاد می شود، پرسیده می شود پیمانکار این پروژه کیست به صراحت اعلام می کند که نمی توانم نام پیمانکار ایرانی را اعلام کنم. نکته جالبی که طی این چند روز جلب توجه می کند این است که یک جریان سلبریتی محیط زیستی بدون آنکه کمترین اطلاعی از کم و کیف موضوع داشته باشد با قاطعیت انتقال آب ایران به کویت و یا عراق را رد می کند. حال با چه مستنداتی؟ باید از خودشان پرسید. طنز ماجرا اینجاست که «شلتاح عبود»، استاندار بصره در گفتگو با روزنامه عراقی الزمان که در شهریورماه ۸۸ انجام شده و اتفاقا در رسانه های ایران بازتاب یافته، به صراحت می گوید اگر ایران نبود از تشنگی می مردیم . همان روزها یک رسانه عراقی به محرمانه بودن مفاد قرارداد انتقال آب ایران به بصره و عدم اعلام رقم مورد قرارداد اظهار نارضایتی می کند. برخی نمایندگان مجلس به صراحت انتقال آب به کویت را تایید می کنند اما عده ایی از این جماعت که گویی از جایی ماموریت پیدا کرده باشند به صورت همزمان انتقال آب به عراق را تکذیب می کنند. وقتی من انکار برخی از این سلبریتی های آب و محیط زیست را با صحبت های مسئولان وزارت نیرو مقایسه می کنم، مشاهده می کنم که حتی مسئولان وزارت نیرو به خود اجازه نمی دهند با قاطعیت این مساله را رد کنند، اما این آقایان بدون هیچ مستندی با صراحت تکذیب می کنند. آخر کسی نیست به این ها بگوید شما سخنگوی وزارت نیرو یا کشور و یا امور خارجه هستید که با قاطعیت موضوعی با این اهمیت را رد می کنید؟ صحبت ما هم این است که چه مسئولان و چه تکذیب کنندگان محیط زیستی اگر تکذیب می کنید، بکنید، اما مستندات خود را هم ارائه کنید. در فضایی که ریاکاری سیاسی در بین فعالان اجتماعی موج می زند، انتظار راست گویی از مقامات دولتی ندارم اما به تلاش های نیروهای صادق درون و بیرون کشور برای اصلاح روند حاکم بر کشور امیدوارم.

مسعود قدک پور، مدیرمسوول هفته نامه جلگه جنوبی: توافقاتی بوده اما عملی نشده
علیرغم اینکه آقایان اصرار دارند که هیچ گونه مذاکره و توافقی در این زمینه صورت نگرفته اما در این مورد مذاکرات و توافقاتی وجود داشته اما من تصور نمی کنم از طریق خطوط لوله و یا کانال ها، تا کنون آبی به بصره یا کویت منتقل شده باشد. از این بابت می گویم توافقاتی انجام شده که در ویدیوی منتشر شده از سوی شبکه بلادیه عراق آقای محمد جواد ظریف در حال امضای قراردادی انتقال آب کارون به بصره است. مجری این شبکه خبری از مسوولان و مقامات ایرانی تشکر می کند و مردم بصره هم برای انتقال آب کارون برای احشام و کشاورزی و آب شرب به استان بصره از دولت جمهوری اسلامی قدردانی می کنند. ولی خیلی شگفت آور است که چرا هرهفته و یا هرماه یک خبری منتشر می شود، آن چنان که فعالان محیط زیست ومقامات کشور هر دو می توانند به تائید وتکذیب آن مشغول شوند ومردم هم در بهت و ناباوری، ندانند که تکذیب کننده دروغ می گوید، یا افشا کننده خبر؟! درحالی که مباحث وگزارشات متعدد وغیرقابل انکاری وجود دارد که دقیقاً چگونگی و علت های شوری وآلودگی آب خرمشهر و آبادان؛ بحران پیش آمده برای تالاب های هورالعظیم و شادگان، دلایل شکل گیری پدیده ریزگردها در خوزستان و… را به نحوی با مستندات علمی توضیح و ارائه می کنند که هیچ سازمان، نهاد ویا مقامی تا کنون قادر به تکذیب آنها نمی باشند، ولی چرا چنین گزارشاتی با مهارت و زیرکی، عامدانه در بایکوت خبری قرار می گیرند.»
اعظم بهرامی، کارشناس ارشد فیزیک محیط زیست: شواهد غیرقابل انکاری برای انتقال آب وجود دارد
ما با عراق مرز خاکی زیادی داریم و کارون در سطوح وسیعی از اراضی ما با عراق هم مرز است. به همین دلیل هم پروژه انتقال آب به همسایگان به لحاظ منطقی، شدنی است و دور از ذهن نیست. ما بیش از سیزده پروژه داریم که آب کارون را به بهانه کشاورزی یا مصارف خانگی به سایر استان ها یا مناطقی همچون دشت آزادگان منتقل می کنند. با یک محاسبه ساده؛ حجم آب منتقل شده در قیاس با میزان آب مورد نیاز مردم ساکن منطقه که درگیر کمبودند و میزان آبی که مصرف می شود، به لحاظ اعداد و ارقام ناهمخوانی دارد. با نگاهی به اعداد و ارقام اعلام شده که مثلا این میزان برای مصرف خانگی صرف می شود و با عنایت به اینکه کشاورزی هم عملا در منطقه حوالی کارون به حداقل ظرفیت ممکن رسیده است، نوعی ناهماهنگی مشهود است. انتقال آب کارون گر چه با توجیه مصرف خانگی انجام می شود اما در عمل به مصرف صنعتی می رسد. مجموعه اعداد و رقم دبی آب کارون با آنچه در منطقه مصرف می شود یک نکته مبهم و تاریک دارد و به باور من یک عدد گمشده در این میان وجود دارد که روشن نیست. از آن جایی که خوزستان مامن اقلیت های قومی و مذهبی متفاوتی است، از اهالی تسنن بگیرید تا عرب ها و لرها و بختیاری ها ، آنها تلاش می کنند بحران آب را کنترل کنند و گاها مردم را از آن می ترسانند که این مسئله بهانه تجزیه و تفرقه می شود. اما به نظرم خلاف این ماجرا در حال جریان است. اطلاعات میدانی نشان می دهد که کشاورزان و قبایل عرب و لر در کنار هم نگران برون رفت آب کارون هستند و جریان همین انتقال آب را همین بچه های عرب منطقه رو کردند. اگر قرار بود مسئله را به منطق تجزیه طلبی ربط بدهیم باید بگویم صادرات آب به کشورهای عربی قاعدتا می بایست مورد پذیرش فعالان محیط زیست عرب بود و چندان هم پیگیرش نمی شدند. پس چرا آنها نگران انتقال آب به یک کشور عربی دیگر هستند؟ قدرت در خوزستان در دست کسی است که کنترل آب را در دست دارد و مافیای آب از این مسئله برای کنترل مردم و همچنین نمایندگان مجلس منطقه بهره می برد. چه کسی از پروژه های آب منطقه بهره می برد؟ سود مجموعه عظیمی از پروژه های آب به جیب قرارگاه خاتم و سپاه سرازیر می شود. مافیای آب زیر چتر سپاه کنترل می شود. آنها خط قرمز ایجاد می کنند که فعالان محیط زیست و رسانه های داخلی از واهمه انگ جاسوسی وارد تجسس در این مورد نشوند . آنها هزینه آشکارسازی را بالا برده اند. سپاه نه برای مصوبه های دولت و توصیه های وزرا بهایی قائل است نه خودش را در موضع توضیح و شفاف سازی می داند. بنابر این به باور من این احتمال وجود دارد که سپاه برای منفعت طلبی بیشتر چنین پروژه ای را هدایت کرده باشد و حالا هیچ دلیلی هم برای شفاف سازی نمی بیند. مدارکی وجود دارد که فعالان محیط زیست خوزستان منتشر کرده اند، از اخبار و گزارش های منتشر شده در سایت های عراقی که اتقافا نزدیک به جمهوری اسلامی هم هستند تا پژوهشی که یک محقق عراقی در دانشگاه موصل انجام داده و در این مورد کتابی منتشر کرده و موضوع تحقیقش را هم به پروژه های انتقال آب از ایران به کویت و عراق و قطر اختصاص داده است. مجموعه این شواهد نشان می دهد چنین مسئله ایی دور از ذهن نیست و رخ داده است. من هم مطلبی نوشتم در مورد انتقالات آب از کارون و آسیب های اقلیمی که به آن وارد شده که امیدوارم به زودی منتشر شود. کارهای تحقیقاتی که در مورد ظرفیت کارون وجود دارد در کنار شفاف سازی پروژه های عمرانی و انتقال در حوزه کارون، می تواند در آینده نزدیک نقاط مبهم بسیاری را روشن کند.
بخش اول را اینجا بخوانید

No responses yet

Jun 28 2018

دو نماینده مجلس زنگ خطر را در باره بحران آب و فروپاشی به صدا درآوردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

رادیوفرانسه: عبدالحمید خدیری نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی در مورد وضعیت کم‌آبی در شهرها و روستاهای این استان گفت استان بوشهر وارد ماه‌های کم‌آبی و بحران آب‌ شده است و آنچه در باره جنگ آب شنیده ایم، حال با چشم خود مشاهده می کنیم. در همین رابطه، مسعود رضایی، نماینده مردم شیراز گفته است: مسئله خشکسالی و آب به بحران تبدیل شده و اگر این روال ادامه یابد در برخی قسمت‌ها با مسائل و چالش‌های اجتماعی مواجه خواهیم شد.

موضوع آب در استان های جنوبی کشور در حالی به بحرانی گسترده تبدیل شده که ایران می تواند با ایجاد واحدهای شیرین کننده آب دریا در حاشیه خلیج فارس و پمپاژ و انتقال آب به مناطق خشک استان های جنوبی کشور این بحران را بر طرف کند. مسعود رضایی می گوید که سرمایه گذارانی از بخش خصوصی برای اجرای این پروژه اعلام آمادگی کرده اند و در صورت تضمین خرید آب از طرف وزارت نیرو، این پروژه می تواند پا بگیرد.

عبدالحمید خدیری به اعتمادآنلاین گفت: «ما قبلاً درباره جنگ آب چیزهایی شنیده بودیم، اما حالا کم‌کم داریم آن را با چشم خودمان می‌بینیم. مردم هر منطقه برای مقدار کمی آب به مردم منطقه‌ای دیگر توهین می‌کنند و کینه به دل می‌گیرند؛ چون آب چیزی نیست که مردم بتوانند از آن بگذرند. هر کس به فکر شهر، روستا و خانواده خودش است.»

نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی گفت: «استان بوشهر وارد ماه‌های کم‌آبی و بحران آب‌ شده است. وضع در شهرها و روستاهای جنوبی به‌ مراتب بدتر است. مناطقی مانند دشستان به معنای واقعی کلمه آب ندارند. چطور باید بگوییم که مردم آب ندارند؟»

عبدالحمید خدیری همچنین گفت: «واقعاً جای تأسف دارد که کشورهای عربی با اقلیمی به مراتب خشک‌تر از استان‌های ما، سال‌ها است که موضوع آب را مدیریت کرده‌اند و از آب‌شیرین‌کن‌ها استفاده می‌کنند؛ در حالی که ما در کنار خلیج‌ فارس با مشکل آب دست‌وپنجه نرم می‌کنیم و جامعه‌مان در معرض فروپاشی قرار گرفته است.»

در همین حال، مسعود رضایی، نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری کار ایران “ایلنا” گفته است: آب بحران کلی کشور است بالاخص در برخی استان‌ها از جمله فارس که یک استان نیمه خشک است. وی با بیان اینکه متاسفانه در خشکسالی‌های طولانی که در چند ماه اخیر گریبانگیر کشور شده، استان فارس آسیب بیشتری دیده است، تصریح کرده اسن که به رغم بارندگی های خوب، همچنان در بسیاری از مناطق روستایی استان مردم حتی آب خوردن ندارند.

نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی در این گفتگو همچنین تصریح کرد: مسئله خشکسالی آب به بحران تبدیل شده که اگر این روال ادامه یابد در برخی قسمت‌ها با مسائل و چالش‌های اجتماعی مواجه خواهیم بود که ضرورت دارد دولت تمهیدات لازم را بیاندیشد.

وی گفت: مجمع نمایندگان استان فارس در جلسه‌ای با وزیر نیرو درباره راهکارهای برون‌رفت از این بحران جلسه خواهد داشت و تاکید ما بر این است که آب از خلیج فارس به این استان آورده شود که در مسیر انتقال، آب مناطق بوشهر و جنوب کشور هم تامین شود.

مسعود رضایی یادآور شد: ما به صورت جدی پیگیر این موضوع هستیم و از وزیر نیرو می‌خواهیم با توجه به اینکه سرمایه گذارانی از بخش خصوصی برای ورود به این پروژه‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند، وزارت نیرو نسبت به خرید تضمینی آب از آنان تضمین لازم را بدهد تا کار عملیاتی شود و سرمایه گذار هم به صورت فاینانس سود حاصل را در مدت زمان مشابهی که در قرارداد مشخص می‌شود، دریافت کند.

No responses yet

Jun 25 2018

بستن اتوبان شیراز – بوشهر توسط مردم به جان آمده از بی‌آبی وحدتیه – کلیپ + عکس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی,محیط زیست

ایران کارگر: روز شنبه ۲ تیرماه مردم به جان آمده وحدتیه در اعتراض به قطعی آب به مدت طولانی و عدم رسیدگی و پاسخگویی، اقدام به بستن اتوبان شیراز – بوشهر در سه راهی وحدتیه دشتستان کردند معترضین که بسیاری از آنان را زنان تشکیل می دادند به بی عملی مسئولین اعتراض کرده و خواهان پاسخگویی و رسیدگی شدند. یکی از زنان معترض می گوید:

هیچ مسئولی احساس مسئولیت نمی کند

No responses yet

Mar 27 2018

ایران برای حل مشکل بی آبی به کمک اسراییل نیاز دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,محیط زیست

ایران وایر: نازی معینیان کاندیدای دکترای علوم سیاسی در «دانشگاه سنت آندروز»

مشکل کم‌آبی در ایران ماجرای جدیدی نیست. این مشکل به چند دهه پیش برمی‌گردد؛ پیش تر از زمانی‌که محمدرضا پهلوی از دانشمندان اسراییلی کمک خواست. فن‏آوری که اسراییلی ها در همان زمان به ایران عرضه کردند، هم‏چنان استفاده می‌شوند. سیستم‌هایی هم که مورد استفاده قرار گرفتند، امروز فرسوده شده‌اند بدون آن‌که جایگزینی برای آن ها وجود داشته باشد. یکی از راه های نجات ایران از نابودی و خشک‎سالی، همکاری دوباره با اسراییل است.

بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۰۷ خود اعلام کرد که کاهش سالانه منابع داخلی آب شیرین در ایران ۶/۳ برابر شاخص‌های جهانی است و کشاورزی عامل ۹۱ درصد کاهش سالانه منابع آب شیرین در ایران است. از طرف دیگر، قنات‌های مورد استفاده ایران خشک شده‌اند و بارش باران دیگر کفاف این قنات‌ها را نمی‌دهد. برای همین، بزرگ‌ترین تهدید امروز ایران، کمبود آب است.

قنات‌های ایران با فن‏آوری هزاران سال پیش، روی شیب‌ها ساخته شده اند تا با کمک جاذبه زمین، آب را به مزرعه‌های پایین خود بفرستند. اما ایران به دلیل افزایش جمعیت، مدرنیزه شدن و تغییر شرایط اقتصادی، به فن‏آوری جدیدتری نیاز پیدا کرده بود. محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۶۰ از این مساله آگاه بود و برای همین در همان سال به سازمان ملل رفت تا درخواست کمک کند. در نتیجه این سفر، «آری ایسار»، پروفسور اسراییلی به ایران دعوت شد تا با سفر به سرتاسر کشور، ایران را از خشک‎سالی آتی نجات دهد.

در آن زمان، دانشمندان ایرانی فهم و علم نجات ایران از معضل آب را داشتند اما فن‎‎آوری آن را نه. برای همین همکاری عمیقی بین دو کشور ایجاد شد و در گام اول، ۱۲ دانشمند اسراییلی در ایران مستقر شدند تا دانشمندان ایرانی را با سیستم‌های آب و آبیاری جدیدتری آشنا کنند. سیستم آبیاری قطره‌ای که توسط «سیمخا بلاس» اختراع شده بود، همان زمان به ایران وارد شد و نه تنها در مزرعه‌های ایران به کار افتاد بلکه دانشمندان اسراییلی توانستند در همکاری با مزرعه‌داران، به آن‌ها آموزش دهند که چه محصولاتی بنا بر میزان مصرف آب می‌تواند در ایران تولید بهتر و موثرتری داشته باشد. در آن‌زمان تولید محصول در مزرعه‌های ایران دو تا چهار برابر بیش تر شد.

سیمخا بلاس که در اوایل دهه ۱۹۳۰ متوجه خشک‎سالی اسراییل شده بود، سیستم آبیاری قطره‌ای را برای حل معضل کم آبی اختراع کرد. امروزه ۱۵۰ کشور دنیا از این سیستم بهره می‌گیرند. در این سیستم، بدون انتظار باران یا باز کردن ناگهانی آب در مزارع، گیاهان یاد می‌گیرند که انرژی خود را به جای انتظار آب، در محصول به کار گیرند. ثابت شده است محصول ‌مزارعی که از این سیستم استفاده می‌کنند، دو تا چهار برابر بیش تر می‌شود. پس اگر جمهوری اسلامی بخواهد، می‌تواند در همکاری با اسراییل، چنین سیستمی را در ایران هم پیاده کند.

سال ۱۹۶۲ هنوز دانشمندان اسراییلی در ایران بودند که زلزله «بویین‌زهرا» قزوین را لرزاند و در کنار بیش از ۲۰ هزار انسان که جان باختند، نهرها و سیستم‌های قدیمی آبیاری هم از بین رفتند. مزرعه‌داران بسیاری در اثر این زلزله صدمه خوردند. همین دانشمندان اسراییلی اما توانستند کمک کنند و سیستم جدیدی برای قزوین بسازند که الگوی بقیه شهرها شد. محمدرضا پهلوی از آن سیستم در بسیاری از شهرستان‌های دیگر ایران هم استفاده کرد. حضور و همکاری دانشمندان اسراییلی در ایران تا سال ۱۹۷۹ و تا انقلاب همان سال ادامه داشت.

این همکاری‌ها به جز در زمینه آب، در نجات حیوانات رو به انقراض هم جریان داشت. «رونن برگمان» در کتاب «جنگ‌ محرمانه با ایران» که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، از همکاری میان اسراییلی‌ها و مقامات ایران پرده برداشته است که چه طور یک گونه گوزن در حال انقراض را نجات دادند.

به نوشته برگمان،  رییس «سازمان پارک‌های ملی اسراییل»، ژنرال «آوراهام یوفه» همیشه این رویا را در سر داشته است تا حیواناتی که از آن ها در «تورات» نام برده شده بود را به اسراییل بازگرداند. ولی مشکل این‌جا بود که گونه بسیاری از این حیوانات منقرض شده بودند. ژنرال یوفه در جست وجوی خود برای پیدا کردن گوزن زرد، با دو زیست‌گاه طبیعی در ایران آشنا شد که جمعیت گوزن‌ها در آن‌ها در حال کم شدن بود.

برنامه آوراهام یوفه برای وارد کردن حیوانات به اسراییل، با پروژه حیات‌وحش دربار سلطنتی ایران هم‌مسیر شد و به این ترتیب قراردادی بین دولت «مناخم بگین» و برادرمحمدرضا پهلوی برای بازگرداندن دو جفت گوزن به اسراییل به امضا رسید. در آن زمان، روابط دیپلماتیک ایران و اسراییل در موقعیت بسیار خوبی قرارداشت و نزدیک به یک هزار و ۷۰۰ اسراییلی در ایران با آرامش و در امنیت زندگی می‌کردند. اما انقلاب روزگار دیگری برای روابط میان دو کشور رقم زده بود. معترضان که سالن‌های سینما، رستوران‌ها و بانک‌ها را به آتش می کشیدند حتی به حیات وحش سلطنتی هم قدم گذاشتند و ببرها و نیز شیر آن جا را که نماد سلطنت بود، کشتند.

در نهایت با تلاش اسراییلی‌ها، دو جفت گوزن با شرکت هواپیمایی «ال عال» به حیات وحش «یوت‌واتا» تل‌آویو رسیدند. به مسافران این پرواز گفته شده بود بار کمی با خود ببرند تا مسافران چهارپا جا داشته باشند. گوزن‌ها به شکل معجزه‌آسایی توانستند نجات یابند و در حال‌حاضر آزادانه در اسراییل زندگی می‌کنند. گمان می‌رود که جمعیت آن‌ها اکنون بالغ بر ۶۵۰ راس باشد. ماجرای این گوزن‌ها نشان می‌دهد که اسراییل چه مهارت کم‌نظیری در پیش‌بینی آینده و ارایه راه‌حل‌های کارآمد برای پیش‌گیری از مشکلات طبیعی دارد.

اسراییل در حال حاضر در تمام دنیا مقام اول را در محافظت از محیط زیست دارد. بسیاری از کشورهای دنیا با یک شرکت اسراییلی به نام «نتافیم» (Netafim) قرارداد دارند که دانشمندان آن هر روز در تلاش‌ هستند تا روش‌های بهتری برای محافظت از منابع طبیعی ابداع کنند. امروزه اسراییل ۴۵۰ میلیون مترمکعب آب آشامیدنی در سال تولید می‌کند. ممکن است برخی از این کشورهای طرف قرارداد با اسراییل اختلاف‌ ایدئولوژیک هم داشته باشند اما بهبود شرایط زندگی مردم و حفاظت از منابع طبیعی‌ چنان دارای اهمیت است که این اختلاف‌ها را کنار گذاشته‌اند.

در سال ۲۰۰۷، دانشمندی ایرانی که نامش هنوز فاش نشده است، در نشست همه‌گانی دانشمندان، «فردی لوکیک»، دانشمند اسراییلی را به کناری کشید و به او گفت که ایران هنوز از اقدامات دانشمندان اسراییلی در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۹ بهره می‌گیرد اما سیستم‌های آبیاری فرسوده شده‌اند و ایران قطعات آن ها را نمی‌تواند تهیه کند. صحبت این دو دانشمند در همین‌جا پایان می‌یابد؛ مثل همکاری‌های دو دولت که بعد از انقلاب ۵۷ متوقف شد.

ایران هیچ رابطه دیپلماتیکی با اسراییل ندارد و هم‏چنان به شعار «مرگ بر اسراییل» خود ادامه می‌دهد. ایران کشوری است که به دلیل افزایش درجه حرارت، با بی‌ثباتی‌های سیاسی هم روبه‌رو شده است.  در واقع، به دلیل کمبود بارندگی در ایران، زمین‌های قابل‌ کشت و زراعت کوچک‌تر می‌شوند و در نتیجه کشاورزان بیش از پیش تحت فشار قرار می‌گیرند تا برای امرار معاش، راه‌های دیگری را در پیش بگیرند. این کمبود آب و سوءمدیریت منابع آبی یکی از دلایل خشم این قشر محروم از حکومت شده است.

در زمستان سال ۱۳۹۶ مردم بسیاری قدم به خیابان‌های ایران گذاشتند تا اعتراض خود را از وضعیت نامناسب اقتصادی به گوش مقامات مسوول برسانند. این خشم حامیان سنتی جمهوری اسلامی، یعنی روستاییان و کشاورزان برای حکومت ایران خبر خوبی نیست. اما جمهوری اسلامی به جای حل مشکل، بر معضلات خود می‌افزاید. در ماه‌های گذشته به جای توجه بیش تر به مسایل محیط زیستی، دانشمندان و متخصصان این حوزه دستگیر شدند و حتی «کاووس سیدامامی»، بنیان‌گذار و مدیرعامل «موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان» در زندان جان سپرد. این در حالی‌ است که زندگی بخش بزرگی از مردم ایران هم‏چنان از کشاورزی و زراعت سپری می‌شود.

بسیاری از دانشمندان اسراییلی که با آن ها گفت‌وگو کرده ام، در صحبت‌هایشان به سال‌هایی برمی‌گردند که در ایران زندگی می‌کردند یا به آن سفر کرده بودند. به گفته آن‌ها، همه گروه‌ها و اقشار مردمی ایران همواره به آن‌ها خوش‌آمد می‌گفتند و میهمان‌نواز بودند؛ به جز روحانیون سنتی. حتی زمانی ‌که مهندسان اسراییلی به همراه خانواده‌های‌ خود در قزوین زندگی می‌کردند، شهروندان ایرانی، اعم از معلم‌ها و مغازه‌داران این شهر زبان عبری یاد گرفته بودند. اما تنها روحانیون سنتی در ایران بودند که از همان سال‌ها در را بر روی پیشرفت و همکاری با یهودیان بسته بودند. برای همین، تا وقتی این گروه بر ایران حکومت می‌کند، آینده‌ای را نمی‌توان برای همکاری میان دو کشور متصور بود. مگر آن‌ که مسئولین جمهوری اسلامی ایران متوجه شوند که تخاصم با اسراییل به ضرر آن‌ها است. چرا که آینده کشور صرفا به نفت وابسته نیست و اسراییل می‌تواند و می‌خواهد که به نجات ایران کمک کند. منابع آب است که پایداری را تضمین می‌کند. اگر وضعیت محیط زیست به همین شکل پیش برود، گرمایش زمین افزایش یابد و مقامات هم هیچ اقدامی نکنند، ایران صدمه خواهد خورد.  و این مردم ایران هستند که در تنگنا قرار می‌گیرند. اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد به حکومت خود ادامه دهد، به کمک اسراییل نیاز دارد و باید این اختلاف ایدئولوژیک را کنار بگذارد

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .