اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ساختمان پلاسکو'

Feb 07 2017

آیه الکرسی خواندن و فوت کردن ابوالفضل قناعتی عضو شورای شهر برآتش پلاسکو+فیلم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

آپارات: «ابوالفضل قناعتی» در جلسه روز یکشنبه شورای شهر تهران: ساعت حدود 11 آتش در حال فروکش کردن بود که به آقای شریف زاده گفتم دست شما درد نکند، من روز یکشنبه به صورت ویژه از شما تشکر خواهم کرد. یک آیه الکرسی هم به ساختمان پلاسکو خواندم و فوت کردم و به سمت ساختمان شورا راه افتادم که خبر رسید ساختمان پلاسکو فرو ریخت.

No responses yet

Feb 06 2017

پدر بزرگ من، حبيب القانيان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: مازیار بهاری و رولاند الیوت بران

صبح ۱۹ ژانویه، «شهرزاد القانیان» روی موبایلش ایمیلی از سردبیر «سی ان ان» دریافت می کند. سردبیر از او خواسته است مطلبی درباره ریزش ساختمان ۱۷ طبقه ای «پلاسکو» در تهران بنویسد.

القانیان می گوید: «من هم مثل بقیه، شوکه شده بودم. بلافاصله رفتم پای کامپیوترم و ویدیوها را دیدم. وقتی ساختمان داشت فرو می ریخت، به مردمی فکر می کردم که داخل ساختمان بودند.»

سردبیر از روی یادداشت هایی که القانیان درباره پدربزرگ خود در روزنامه ها منتشر کرده بود، می دانست که ساختمان پلاسکو توسط خانواده او بنا شده بود.

پلاسکو را سال ۱۹۶۲، «حبیب القانیان»، پدربزرگ شهرزاد القانیان، سرمایه دار یهودی ساخت. او ۹ می ۱۹۷۹، در همان نخستین ماه های استقرار حکومت جمهوری اسلامیِ روح الله خمینی اعدام شد. اعدام او جامعه یهودیان ایران را در بهت و حیرت فرو برد و در واقع، یکی از دلایلی بود که ده ها هزار یهودی در سال های بعد ایران را ترک کردند.

شهرزاد القانیان هیچ خاطره ای از ساختمان پلاسکو ندارد؛ خانواده او ایران را در سال ۱۹۷۹، یعنی وقتی شهرزاد پنج ساله بود ترک کردند. با این حال، تأکید می کند که ساختمان برای خانواده او از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار بود: «همین که این ساختمان آن جا بود، یعنی میراثی از ما مانده بود؛ نمادی که هنوز آن جا حاضر بود.»

تجارت خانواگی

حبیب القانیان یکی از مشهورترین صاحبان صنایع در ایران بود. او از خانواده ای یهودی می آمد که قدمت شان به سال ۵۸۶ قبل از میلاد می رسید. تا چند سال پیش از انقلاب اسلامی، جمعیت یهودیان ایران بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بود.

القانیان در سال ۱۹۱۲ [۱۲۹۱شمسی] در خانواده ای با هشت فرزند، شامل هفت برادر و یک خواهر متولد شد. او به همراهی برادران خود، در سال ۱۹۳۶ «شرکت سهامی الگا» را تأسیس کردند؛ شرکتی که از امریکا و سوییس کالا به ایران وارد می کرد.

در سال ۱۹۴۸، برادران القانیان سرمایه خود را در صنعت پلاستیک سازی به کار بردند و شرکت «پلاسکوکار» را تأسیس کردند. بعدها نام ساختمان پلاسکو را از روی نام این شرکت گذاشتند.

با این که نوه القانیان تاکنون موفق نشده است مدارک و اسناد چندانی درباره ساختمان پلاسکو پیدا کند ولی این را به یقین می داند کسی که اولین بار ایده ساخت برجی در تهران را مطرح کرده بود، «نورالله القانیان» بود؛ یکی از برادران حبیب که همیشه مقیمِ نیویورک بوده و همان جا هم درگذشته است.

به گفته شهرزاد القانیان، نورالله در نیویورک روی پروژه های عمرانی و سازندگی کار می کرد و می خواست ساختمانی مرتفع شامل یک مرکز خرید و دفاتر اداری در ایران بسازد.

از میان هفت برادر، حبیب بیش از همه به ایران دلبستگی داشت و ترجیح می داد بیش تر اوقاتش را در ایران بگذراند. از میان برادرها، حبیب در ایران از همه شناخته شده تر نیز بود. او را رهبر جامعه یهودیان ایران می دانستند.

حبیب به میراث یهودی ایران دلبستگی عمیقی داشت. شهرزاد می گوید: «می گفت یهودیان سال های سال در ایران به حیات خود ادامه داده اند و بنابراین، برایش مهم بود که سنت ها را حفظ کند. ولی در عین حال، خیلی خیلی زیاد ایرانی بود. می توانست هر جا دلش می خواست، برود ولی تصمیم گرفت در ایران بماند.»

خانواده نیز برایش اهمیت داشت. بااین که پدر شهرزاد، «کارمل» در امریکا بزرگ شده بود، شهرزاد به یاد می آورد که پدرش همیشه از کار با حبیب و اوقاتی را که پس از اتمام دانشگاه با هم در تهران گذراندند، حرف می زد.

القانیان با اشاره به مغازه های وابسته به شرکت پلاسکو در شهر، می گوید: «پدرم می گفت پدرش درس های زیادی درباره تجارت به او یاد داده است. پدربزرگم بعضی وقت ها می آمد دنبالش و می رفتند با هم نهار می خوردند. خیلی آن لحظات را دوست داشت و برایش مهم بودند.»

ساختمان پلاسکو به یکی از ساختمان های متفاوت و خاص تهران و نیز به نمادی از رشد و توسعه شهر بدل شد. شهرزاد القانیان می گوید: «همه می خواستند بروند آن جا؛ به ویژه برای یهودیان اهمیت خاصی داشت. خیلی به آن افتخار می کردند.»

حسادت تلخ

ولی این طور هم نبود که همه با ساختمان پلاسکو رابطه خوبی داشته باشند. وقتی پلاسکو ساخته شد، القانیان از جانب پرنفوذترین روحانیون ایران آماج حملات قرار گرفت. در سال ۱۹۶۲، به فاصله کمی پس از ساخت پلاسکو، آیت الله «محمود طالقانی» اظهار داشت که پلاسکو را نه مسلمان ها که یهودیان ساخته اند.

در آن سال ها، ایران با اسراییل هم روابط دیپلماتیک داشت و هم همکاری ها اقتصادی و نظامی کرد. القانیان خود هم در پروژه های تجاری فعالیت داشت و هم در کارهای خیریه شرکت می کرد. برج «شیمشون» که بخشی از ساختمان بورس اسراییل در شهر «رمت گن» است، توسط القانیان ساخته شده است. پروژه ساخت این برج در سال ۱۹۶۸ به پایان رسید. او در تأسیس یک مهدکودک و بیمارستان نیز مشارکت کرد و خانه «احمد قوام»، نخست وزیر سابق ایران را در تهران خرید و برای فعالیت های دیپلماتیک اسراییل در اختیار این کشور گذاشت.

«آریه لوین»، ایران شناس و دیپلمات اسراییلی که در سال ۱۹۳۰ در تهران متولد شد و در اوایل سال های دهه ۱۹۷۰ از دیپلمات های اسراییل در ایران بود، القانیان را از سال های دهه ۱۹۶۰ می شناخت. می گوید: «بیزینس‎من مقتدر و پرنفوذی بود که در واقع یک امپراتوری درست کرد. به نظر من، واقعاً نماینده جامعه یهودیانی بود که در دوران پهلوی داشت از دل فضایی تنگ و محصور و زیر فشارها و آزارهای مختلف، شکل می گرفت و رشد می کرد.»

لوین می گوید: «در آن سال ها، روابط میان ایران و اسراییل روابط خوب و مثبتی بود. حبیب و برادرهاش بیش تر می خواستند به ساخت و توسعه بیمارستان ها و دیگر نهادهای رفاه عمومی کمک کنند. هدف اصلی آن ها این نبود که در بیزینس های کلان فعالیت کنند.»

اما لوین به این نکته اشاره می کند که گرچه ایران و اسراییل با هم روابط تجاری داشتند اما مقامات می دانستند که رابطه دو کشور موضوعی حساسیت برانگیز است: «شاه نمی خواست این رابطه را علنی کند با این که با هم روابط نزدیکی در امور نظامی و استراتژیک داشتند. بخش عمده ای از آن علیه مصر و بعضی از دیگر کشورهای عربی بود.»

روابط میان اسراییل و مصر پس از جنگ سال ۱۹۷۳ تا حدی رو به تیرگی گذاشت.
لوین می گوید: «انور سادات، رییس جمهوری مصر، شاه را خیلی دوست داشت و در عین حال، منتقد اسراییل بود. تنش ها و آشوب هایی هم در خیابان ها علیه اسراییل دیده می شد. البته حکومت به ما اطمینان داد که اجازه هیچ زاویه و اختلافی را با اسراییل نخواهد داد. روابط با اسراییل تا رفتن شاه و آمدن خمینی به قوت خود ادامه داشت.»

اتهام دشمنی با دوستان خدا

در سال ۱۹۷۷، خانواده شهرزاد القانیان دوباره به امریکا بازگشتند. در نوامبر سال ۱۹۷۸، حبیب القانیان برای دیدار خانواده اش، سفری به نیویورک کرد و این آخری باری بود که نوه اش را دید.

در آن روزها، ایران در فضایی انقلابی بود و راهپیمایی ها و اعتراضاتی پس از کشتار معترضان در ماجرای ۱۷ شهریور توسط نیروهای شاه در جریان بود. آن طور که القانیان می گوید، خانواده از حبیب می خواهد که فعلاً در این اوضاع خطرناک به ایران برنگردد: «همه از او خواهش کردند برنگردد. گفتند بهتر است فعلاً صبر کنی تا اوضاع کمی بهتر شود چون هیچ کس نمی داند قرار است چه اتفاقی بیفتد. ولی هیچ کدام از این حرف ها در او تأثیری نداشتند. می خواست برگردد سر خانه و زندگی و کارش.»

هم پسر بزرگش هنوز در تهران بود و هم نسبت به جامعه یهودی احساس مسوولیت می کرد. می گفت: «اگر کسی در خطر باشد، من که نباید خودم را جایی پنهان کنم و اجازه دهم هر بلایی سر آن ها بیاید. اگر شرایط خطرناک است، من هم می روم تا در این شرایط در کنار مردمم باشم.»

در ۱۵ مارس ۱۹۷۹، تنها دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، القانیان در یکی از ساختمان های تجاریِ خانواده، یعنی ساختمان «آلومینیوم»، در تهران بازداشت شد.

او را به زندان «قصر» می برند و اجازه دیدار خانواده و حق داشتن وکیل را به او نمی دهند. اعضای خانواده تنها می توانستند از طریق کارکنان زندان، یادداشت هایی را به حبیب برسانند. به جز این، هیچ راهی برای خبر گرفتن از حال او نداشتند.

روز ۸ ماه می، حبیب القانیان را به اتهام های مختلفی، از جمله «همکاری با رژیم طاغوت»، «جاسوسی به نفع دولت غاصب صهیونستی اسراییل» و «دوستی با دشمنان خدا و دشمنی با دوستان خدا»، در دادگاهی که بیش از ۲۰ دقیقه طول نکشید، محاکمه کردند. در دادگاه، القانیان تقاضای عفو و بخشش می کند و موضعی منفی علیه شاه و اسراییل می گیرد. در آن سال ها، شکنجه های فیزیکی در زندان های ایران امر شایعی بود و صدها زندانی را به ضربِ شکنجه، مجبور به اعتراف علیه خود می کردند.

شهرزاد القانیان می گوید هیچ اطلاعاتی درباره آن چه بر پدربزرگش در زندان گذشته، در اختیار ندارد ولی تصدیق می کند که احتملاً برای این که طلب عفو کند، او را شکنجه کرده باشند.

روز بعد او را تیرباران کردند. تصویری از پیکر خونین او در روزنامه های ایران چاپ شد. اعدام القانیان در مهاجرتِ گسترده یهودیان ایران تأثیر بسیار زیادی داشت. پسر ارشد القانیان، «فریدون» و خانواده اش نیز در میان این مهاجرین بودند.

اعدام القانیان به صدر اخبار اسراییل نیز درآمد. لوین می گوید: «ظاهراً خمینی می خواست ضرب شست خود را به مردم نشان بدهد و آن ها را تحت تأثیر خود قرار دهد. القانیان نمادی بود از موفقیت یهودی ها و الگویی شده بود برای پیشرفت اقتصادی.»

به گفته لوین، با این که در دوران انقلاب، تاجرها و سرمایه داران غیریهودی نیز مورد حملات و آزار و اذیت های انقلابیون قرار گرفتند، اعدام القانیان به دلیل پیش زمینه نژادی او، تأثیر خاصی از خود به جای گذاشت: «در اسراییل، واکنش ها [به اعدام القانیان] قوی بود هر چند دوام چندانی نداشت. تلاش های زیادی برای حفظ جان او انجام شد. بعضی حتی به خودِ خمینی متوسل شدند ولی تأثیری روی او نگذاشت.»

زمانی نگذشت که تنها چیزی که از خانواده القانیان در ایران باقی ماند، ساختمان هایشان بود. گویی ساختمان ها یادگارهایی از دورانی بودند که با اقلیت های مذهبی با تساهل و رواداریِ بیش تری برخورد می شد.

شهرزاد القانیان در مطلبی که برای «سی ان ان» نوشت، از این گفت که نیروهای انقلابی که ساختمان پلاسکو را مالک شدند، توجهی به آن نشان ندادند و اجازه دادند روز به روز ناامن تر و شکننده تر شود. او نوشت: «مقامات جمهوری اسلامی همیشه از این ساختمان که به دست خانواده من بنا شده بود، بی‏زار بودند.»

ریزش ساختمان پلاسکو آخرین صحنه از تاریخچه دردآور یک ملت است و نیز آخرین صفحه از داستان دردآور یک خانواده:«آن ساختمان، بخشی از داستان خانواده ما بود. از میان رفت چون مراقبتی از آن نکردند.»

شهرزاد القانیان در حال حاضر مشغول نوشتن زندگی نامه پدربزرگ خود است.

No responses yet

Feb 02 2017

نگاهی دقیق‌تر به فاجعه آتش‌سوزی و انفجار ساختمان پلاسکو

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

آمدنیوز: برنامه صفحه آخر هشتم بهمن ماه ۱۳۹۵ خورشیدی و بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۷ میلادی به فاجعه آتش‌سوزی و انفجار ساختمان پلاسکو اختصاص داشت.

آیت‌الله خمینی وقتی روی کار آمد با صراحت گفت معنای انقلاب از نظر او تصرفِ بلاد کفر و غنائم کافران به دستِ لشکر اسلام است. آنچه را که به نام «غنایم کافران» تصرف کردند، دادند به بنیاد مستضعفان؛ و بسیاری از صاحبان آن اموال و املاک را هم اعدام کردند.

حبیب‌الله القانیان، رئیس انجمن کلیمیان تهران، سازنده ساختمان‌های پلاسکو و آلومینویم و کارخانه پلاستیک ملامین – که در نوع خودش در خاورمیانه بی تردید نمونه بود – اولین اعدامی ِکلیمی بعد از انقلاب بود. یک دادگاه ۲۰ دقیقه‌ای با حکم نماینده امام خمینی یعنی حضرت آیت الله خلخالی برپا شد و حکم اعدام برای القانیان صادر، و اجرا شد.
Plasco-Amadnewsساختمان پلاسکو یکی از غنائمی بود که به دست «لشکر اسلام» افتاد. بنیاد مستضعفان الان ۱۵۰ شرکت و هولدینگ و مؤسسه دارد؛ یکی از بزرگترین ملاکان ایران است؛ و حساب و کتابش را – اگر اصولا حساب و کتابی در کار باشد – فقط تحویل رهبر معظم می‌دهد. شرکت‌های زمزم ایران، نفت بهران، آب معدنی دماوند، برق و انرژی صبا، کاشی ایرانا، تأمین آب و برق ایران، سیمان نهاوند، … و نزدیک به ۱۵۰ شرکت دیگر از این دست، تقریبا همه‌ به نفع حکومت مستضعفان مصادره شده‌اند؛ و البته می‌بینیم چه بهشتی درست کرده‌اند برای مستضعفان!

بنیاد مستضعفان ملک را غصب کرد، و مالکیت تک‌تک مغازه‌ها را به صورت خصوصی به کاسبان و دلال‌هایی داد که آنها را سرقفلی یا خرید و فروش می‌کنند. اجاره واحدها را خود بنیاد به عنوان مالک ساختمان پلاسکو می‌گرفت. سرقفلی هر مغازه، که بنیاد مستضعفان می‌گرفت به ۴ تا ۵ میلیارد تومان می‌رسید و اجاره بهای برخی از آن‌ها نزدیک ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه بود.

در ۶۰۰ باب مغازه و واحد تولیدی این ساختمان، چهار هزار نفر کار می‌کردند. چقدر جنس سوخت؟ این چهار هزار نفر، چکار باید بکنند؟ فقط حدود ۲۵ درصد ساختمان پلاسکو بیمه بود. هیأت دولت روز چهارشنبه جلسه گذاشت و تصمیم گرفت به کسانی که بیمه نبودند، چهار ماه حقوق بدهند: از دی تا فروردین. چقدر؟ حداقل دستمزد، یعنی ۸۱۲ هزار تومان! کسی که زندگی‌اش به یکباره دود شده و به هوا رفته، با این پول چکار می‌تواند بکند؟ و بعد از فروردین، وضعش چه خواهد بود؟!
Plasco-Amadnewsآقای قالیباف می‌گوید ساختمان پلاسکو باید تعمیر می شد. وی در حدود سه سال پیش روز هفتم اردیبهشت ۹۳، در جلسه شورای شهر تهران به این موضوع اشاره کرد.

قالیباف امروز می‌گوید در سه سال گذشته بیش از ۳۰ بار به هیأت مدیره ساختمان پلاسکو تذکر داده شده – البته قاعدتا باید به مالک ساختمان که بنیاد مستضعفان است، تذکر داده باشند – ولی کسی اهمیت نداده. اگر همه این حرف‌ها صادقانه و از سرِ دلسوزی باشد؛ چرا ساختمان را پلمپ نکردند؟ در اردیبهشتِ همین امسال، ساختمان وزارت صنعت فقط به خاطرِ بدهی به شهرداری، خرداد ماه ساختمان باشگاه استقلال، و در مهرماه، ساختمان هنرمندان پیشکسوت پلمب شد. دلیل پلمپ هم در همه این موارد “تخطی از قانون و مقررات شهرداری” عنوان شده. پس چرا پلاسکو را پلمپ نکردند؟

نابود شدنِ ساختمان پلاسکو به نفعِ چه کسی تمام شد؟

راستی، آقای سردار قالیباف! چرا هیچ‌وقت زور شما به سپاه یا بنیادها نمی‌رسد؟! چون زیر عبای رهبر معظم قرار دارد. پیش از پرداختن به موضوع اصلی برنامه، یعنی انفجار ساختمان پلاسکو، اشاره کوتاهی داریم به امکانات و بودجه آتش‌نشانی. آتش‌نشانی نه در تهران و نه در هیچیک از شهرستانها تجهیزات کافی مثل تشک نجات برای جلوگیری از مرگِ افرادی که از پنجره ساختمان پرتاب شده‌اند را دارد، نه هلیکوپتر و دیگر امکانات. یادمان نرفته که وقتی در تیرماه ۹۲، ساختمانی در خیابان جمهوری آتش گرفت، دو زن کارگر برای فرار از آتش خود را از پنجره پائین انداختند و جان سپردند.

۱۵ بهمن ۹۲ در گزارش کمیسیون سلامت شورای شهر تهران آمده بود: «در سازمان آتش‌نشانی تهران هلیکوپتر نجات و یا اطفای حریق وجود ندارد و در کشورهای پیشرفته در امر نجات هوائی هلیکوپترهای مخصوص بنام یوروکوپتر وجود دارد که تهیه آن به دلیل تحریم فروش و انجام خدمات بعدی، فعلاً امکان پذیر نشده است و در صورت وجود هلی کوپتر نیز مجوز پرواز در برخی از مناطق مرکزی شهر تهران به هیچ عنوان داده نمی شود.» چرا؟ چون محدوده بیتِ رهبر است و پرنده نباید پر بزند!
Plasco-Amadnewsنکته مهم دیگر بودجه آتش‌نشانی است. در همین گزارش رسمی نوشته شده: «تشک نجات که نداریم، به کنار، لوله‌های شلنگ آتش نشانی هم سوراخ است.»

اما می بینیم که موسسه «جامعه المصطفی العالمیه» که کارش تربیت آخوندِ خارجی است، بودجه‌ای ۱۲ برابر آتش‌نشانی دارد؛ سازمان بسیج ۵۱ برابر آتش‌نشانی تهران بودجه دارد. بودجه آتش‌نشانی تقریبا برابر بودجهء تنها یکی از واحدهای بسیج، یعنی بسیج دانش آموزی است! خمینی می‌گفت ایران را آباد می‌کنیم!

چرا خیلی‌ها فاجعه ساختمان پلاسکو را عمدی و از چشم حکومت می‌ببینند؟ چون اگر حکومت ریگی به کفشش نبود، اینقدر دروغ نمی‌گفت. یکی یکی دروغ‌ها را با هم بررسی می‌کنیم: مسئولان، از جمله سردار قالیباف، گفتند دو طبقه بالایی ساختمان پلاسکو، تولیدی بوده، و کارگران در آن ۲۴ ساعته کار می کردند. نتیجه تحقیقات فراکسیون اصلاح طلبان شورای شهر حاکی است: «بنا به گفته هیأت مدیره ساختمان، در ساختمان پلاسکو حتی یک کارگاه تولیدی نبوده و همه واحدها فروشگاه بوده است. همچنین به هیچ وجه کارگر شب‌خواب نداشته و تنها یک سرایدار و دو نظافت‌چی در آنجا مستقر بودند. هیچ منبع گازوئیلی در طبقات نبوده و گازوئیل فقط در موتورخانه و زیرزمین بوده است، و هنوز موجود است. این افراد مدعی شدند که فقط در برخی از مغازه‌ها کپسول گاز و پیک‌نیک برای پخت و پز موجود بوده است (که همه راسالم، با وانت از محل خارج کردند). هیات مدیره در عرض بیست و پنج ماه گذشته فقط یک تذکر کتبی از آتش‌نشانی دریافت کرده‌، یک مرتبه مانور آتش‌نشانی برگزار شده ،و سازمان آتش‌نشانی تنها تذکری که به هیات مدیره پلاسکو داده، نبود راه‌پله فرار بوده است.»

پس دلیل انفجار چه بود؟ حکومت هیچ خبر روشنی در این باره نمی‌دهد – نه درباره علت، نه تعداد کشتگان و مجروحین و نه حتی درباره زمان شروع آتش‌سوزی – اول گفتند ۷ و ۱۰ دقیقه صبح بوده، و بعد گفتند ۷ و ۵۹ دقیقه.
Jalal-Maleki-Amadnewsیکی از فرماندهان عملیات آتش‌نشانی با اشاره به این مسأله گفت چهار نفر در زیرزمین ساختمان بودند و یکی از آن‌ها گفته بود پایم شکسته.

آقای قالیباف هم مثل سخنگوی آتش‌نشانی می‌گوید این حرف که آدمی در زیرزمین و موتورخانه زنده مانده بود، کذب است. آیا او در جنگ هم، این طور با جان هم‌قطاران و همکاراش معامله میکرده؟! آنقدر تکذیب کردند تا آن‌هایی که گیر افتاده بودند، جان باختند.

در رابطه با شباهت انفجار ساختمان پلاسکو با انفجارهای عمدی و مهندسی شده که برای تخریب عمدی و مهندسی شده ساختمان‌های بزرگ انجام می‌گیرد، بابک داد روزنامه‌نگار در پاریس اشاره می‌کند که اسکلت ساختمان پلاسکو فولادی بود و ۵۴ سال پیش که ساخته شد، برای یک عمر ۲۰۰ ساله ساخته شد. پی و فونداسیون آن بسیار محکم بود؛ و کلاف‌کشی دور تا دور اسکلت، از سرِ محکم کاری بیشتر انجام شده بود. فرو ریختن ساختمانی با این استحکام، به این شکل، مایه تعجب بسیاری از مهندسین شد چرا که واکنش سازه فلزی در برابر حرارت بالا، به شکل دیگری است – سیمان و بتون و دیگر مصالح فرومی‌ریزد ولی اسکلت فلزی سرِپا می ماند.

وی می‌افزاید: «از تعدادی کارشناس درباره آتش‌سوزی و فروریختن اسکلت فلزی برج۱۴، ۱۵ طبقه پلاسکو پرسیدم. بعضی از واحدها هنگام انفجار خالی بودند. کسی که قصد انفجار را داشته، قطعا وقت و برنامه ریزی زیادی برای زمان و نحوه انفجار داشته و کارش را هم به موقع انجام داده. این نوع انفجارها با دستگاه کنترل از راه دور انجام می‌شود و صدای آن انفجار را هم همه شنیده‌اند. صدا آنقدر بلند بود که مسئولان به گزارش‌های متناقض رو آوردند. ابتدا گفتند گازکشی ساختمان عامل انفجار بوده؛ ولی بعد اداره گاز اعلام کرد این ساختمان اصلا گازکشی نشده. بعد اعلام کردند انفجار گازوئیل بوده – در صورتی که گازوئیل انفجار به بار نمی آورد، فقط با اشتعال زیاد همراه است. و آقای مسجد جامعی عضو شورای شهر گفت در طبقات بالا اصلا گازوئیل وجود ندارد. بعد هم اظهار کردند که اتصال سیم‌های برق عامل اولیه آتش‌ سوزی در طبقات بالا بوده.»
Plasco-Amadnewsفرض را بر این می‌گذاریم که کل این ماجرا توسط سرویس‌های تروریستی خارج از کشور برنامه‌ریزی شده. چرا مسئولان از این زاویه به ماجرا نگاه نمی‌کنند؟ و چرا در برابر هر پرسشی در این باره، «گارد می‌گیرند؟» چرا دور ساختمان گونی کشیده‌اند و بعد از هفت روز از انفجار، هنوز اجازه نمی‌دهند هیچ عکاس و خبرنگاری پایش به داخل ساختمان برسد؟ چرا لباس نسوز آتش‌نشانانی پیدا می‌شود که متأسفانه پیکرش سوخته و کاملاً خاکستر شده؟ اول باید پاسخ این پرسش‌ها را داد و بعد به دنبال «تئوری توطئه» رفت.

آقای داد در پاسخ به این پرسش که «چرا باید حکومت چنین اقدامی بکند؟» گفت: حکومت بجای این که در برابر سؤآلات مردم و خبرنگاران گارد بگیرد، چرا نمی‌آید در کنار مردم بایستد و درباره علل و عوامل این انفجار تحقیق کند؟ زمین ساختمان پلاسکو متعلق به بنیاد مستضعفان بود و نمی‌توانست از کسبه، که واحدها را به صورت سرقفلی در اختیار داشتند، پس بگیرد. هر واحد بین دو تا چهار، پنج میلیارد تومان قیمت داشت، و بنیاد مستضعفان برای پس گرفتن این ساختمان با کسبه دعوا داشت و دچار اشکال شده بود. از حدود۶۰۰ واحد، نزدیک به ۵۷۰ تای آن فعال بودند. چهار هزار نفر در آن ساختمان در کار تولید پوشاک بودند، و نماد پوشاک داخل کشور بود. فروریختن آن معنی اش این است که شبِ عید، بازار ایران پر از کالای بنجل قاچاق خواهد شد که کسان خاصی وارد کشور می‌کنند. این، جبهه گیری دولت است که ذهن را به طرف دست داشتن حکومت در این ماجرا سوق می‌دهد؛ والا ذهن، بیمار نیست که در هر پیشامدی دولت را محکوم کند.»

بابک داد ادامه می‌دهد: مایلم اشاره‌ای هم به ماجرای آقای هاشمی رفسنجانی بکنم: «وقتی آقای رفسنجانی را – به فاصله دو ساعت – از زنده سرحال به مرده در تابوت تبدیل کنید، همه اذهان عمومی جامعه از شما سؤآل دارد؛ و این سؤآل را هر طور که بپرسند، شما جواب نمی‌دهید. چهره یا تصویری از آقای رفسنجانی نشان نمی‌دهید که آیا واقعاً خفه شده، آیا سرش را زیر آب کرده‌اند؟ یا به مرگ طبیعی مرده؟ و چرا بیمارستان گواهی دفن داده؟ چطور شد که در بیمارستان به هیچکس اجازه ندادند که از چند و چون مرگ دومین شخصیت نظام جمهوری اسلامی سؤآل کند؟ وقتی درِ اطلاعاتی را به روی مردم می‌بندید، و بعد، اتفاقی مثل پلاسکو می‌افتد، همه اذهان به سمت چیزی به می رود که از زمانِ بشر اولیه وجود داشته، و آن جنگ روانی است. حکومت ایران آتشی را به راه انداخت و عده‌ای از آن به سودهایی خواهند رسید، اما این جنگ روانی به این خاطر بود که آن قتل بزرگ فراموش بشود و متعاقب آن فراموش بشود که آقای خانه‌ای در همین شلوغی، دارد ارثیه آقای رفسنجانی را – مثل دانشگاه آزاد، و مجمع تشخیص مصلحت نظام – بین خودی‌هایش تقسیم می‌کند. وقتی این قضایا را کنار هم می‌گذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که این آتش‌سوزی یا اقدام تروریستی بوده – که خب، آقایان می‌توانند بیایند و بررسی کنند؛ ولی با شعور مردم بازی نکنند. در پایان این قضیه اگر واقعاً توان مدیریتی شما در این حد بود که بعداز یک هفته توانستید اجساد ۱۵، ۱۶ آتشنشان را از زیر آوار بیرون بیاورید، چرا برای تمام دنیا شاخ و شانه می‌کشید؟ و چرا اقرار نمی‌کنید به ناتوانی‌ مدیریتی‌تان؟

مهدی فلاحتی مجری برنامه نیز در پایان می‌گوید: نکته آخر این که اگر صحبت از این است که این کار اگر انفجار عمدی بوده باشد – چنان که شواهد لااقل در این فیلمها که دیدید نشان می دهد – برای پوشاندن ماجرای قتل احتمالی آقای رفسنجانی بوده است، به این معنی نیست که آقای هاشمی رفسنجانی خدا بود و خامنه‌ای شیطان است. هاشمی رفسنجانی در تمام جنایتهای خامنه ای دست داشت. مهم، روشن کردن قضیه است.

No responses yet

Jan 26 2017

احمد مسجدجامعی در گفت‌وگو با ایلنا: در برنامه‌هایمان شکست‌ خورده‌ایم/ می‌خواهند مردم را مقصر حادثه پلاسکو جلوه دهند/ رسانه‌های رسمی غرض‌ورزی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حوادث,سیاسی

ایلنا: یک عضو شورای شهر گفت: باوجود سخنرانی‌های پرهیجانی که انجام می‌دهیم ظرفیت آتش‌نشانی ما در این حد است که منجر به از دست دادن حدود 20نفر از بهترین نیروهای این سازمان شده و تعدادی از شهروندان نیز جان خود را از دست دا‌ده‌اند.

احمد مسجدجامعی در گفتگو با خبرنگار ایلنا؛ درباره حادثه فروریختن ساختمان پلاسکو به حادثه آتش‌سوزی یک کارگاه تولیدی واقع در خیابان جمهوری طی سال‌های گذشته اشاره کرد و گفت: براساس پیگیری‌هایی که آن زمان در شورای شهر انجام شد؛ سندی درباره وضع آتش‌نشانی تنظیم کرده و به دولت فرستادیم که به نتیجه رسید.

وی ادامه داد: تصورم این است که اگر در طول این مدت شورا با روال گذشته موضوع را پیگیری می‌کرد؛ شاهد وضعیت امروز و جان‌باختن و شهادت بیش از 20 نفر از افراد شریف و فداکار آ‌تش‌نشان و غیرآتش‌نشان نبودیم.

مسجدجامعی با بیان اینکه در جلسه روز سه‌شنبه شورای شهر؛ پیشنهاد تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب را داده‌ام؛ خاطرنشان کرد: با برخورد عاطفی؛ این مشکلات حل نمی‌شود.

این عضو شورای شهر با اشاره به اینکه در حادثه ساختمان پلاسکو ظرفیت کل تهران به کار گرفته شد که این نشان می‌دهد ما در برنامه‌هایمان شکست‌خورده هستیم، اظهار کرد: با وجود سخنرانی‌های پرهیجانی که انجام می‌دهیم؛ ظرفیت آتش‌نشانی ما در این حد است که منجر به از دست دادن حدود 20 نفر از بهترین نیروهای این سازمان شده و تعدادی از شهروندان نیز جان خود را از دست دا‌ده‌اند.

به لحاظ ساختاری فلج هستیم

وی با تاکید براینکه در حال حاضر تمامی دستگاه‌ها در حال کمک به حل این حادثه هستند آنهم در شرایطی که آتش‌سوزی تنها در یک قسمت اتفاق افتاده و در این ماجرا نه بیمارستان‌ها آسیب‌ دیده‌اند و نه خیابان‌ها، بیان کرد: شرایط موجود نشان می‌دهد ما به لحاظ ساختاری فلج بوده و مشکل داریم. به هر حال زمانی می‌توانیم میزان کمک خود را ارزیابی کنیم که اتفاقی رخ داده باشد. سخنرانی و آمار و جوابیه دادن که کار نیست.

مسجدجامعی با اشاره به جلسه روز سه‌شنبه هیات امنای ساختمان پلاسکو اظهار کرد: در این جلسه‌ هیات امنا عنوان کردند که سازمان آتش‌نشانی یکبار ساختمان پلاسکو را بازرسی و اعلام کرده است که تاسیسات ساختمان برای مقابله با بحران قابل قبول است اما پلکان آتش‌نشانی ندارد که وجود آن ضروری است، اما از آنجا که هزینه ساخت این پلکان برعهده مستاجران نیست و برعهده مالک یعنی بنیاد مستضعفان است؛ اخطاریه آتش‌نشانی را در اختیار بنیاد مستضعفان قرار دادیم.

وی اضافه کرد: همچنین هیات امنا اعلام کردند در بالای ساختمان منبع آب آتش‌نشانی و آب شرب وجود داشته نه منبع گازوئیل‌ زیرا این منبع در طبقه زیرزمین است که هنوز هم سالم مانده است. به نظر می‌رسد اینکه در خبرها می‌گویند در قسمت بالایی ساختمان منبع گازوئیل وجود داشته برای آن است که بگویند اهالی ساختمان بی‌احتیاطی کرده و طبق معمول تقصیر را به گردن مردم بیندازند.

مسجدجامعی با اشاره به حادثه خیابان جمهوری یادآور شد: در آن حادثه نیز اعلام کردند که اگر خانم متوفی صبر می‌کرد؛ ماشین‌ها می‌رسیدند و او را نجات می‌دادند. لذا من نیز فکر می‌کنم این امکان وجود دارد که دوباره تقصیرها را متوجه کسانی کنند که در این حادثه جان و سرمایه خود را از دست دادند.

وی با تاکید بر لزوم بررسی ابعاد این مساله عنوان کرد: اطلاعاتی که شبکه‌های رسمی با هیجان ارایه می‌دهند خیلی قابل اطمینان نیست زیرا این موارد توسط یک مقام مسئول در یک شبکه رسمی بیان شده که البته مشخص است رسانه رسمی؛ بازتابی از دغدغه‌های یک گروه خاص را ارایه می‌دهد که کاملا قابل مشاهده است.

شلنگ آتش‌نشانی تا طبقه دهم ساختمان بالا آمد

مسجدجامعی با بیان اینکه این افراد برخلاف برخی مدیران که درباره همه‌چیز صحبت می‌کنند، ادب اظهارنظر را نگاه داشتند؛ اضافه کرد: آنها در این جلسه مطالبی را گفتند که درخصوص آن هیچ اجماعی نبود. به‌عنوان مثال آنها نقل می‌کردند که شلنگ آتش‌نشانی تا طبقه دهم بیشتر بالا نیامد در عین حال برخی می‌گفتند ما اطلاعات فنی و کارشناسی نداریم لذا در این زمینه اجماع نداشتند.

وی با تاکید براینکه به عنوان نماینده مردم تهران؛ باید این مساله را جدی تلقی کنیم، تصریح کرد: در جلسه شورای شهر انتظار بیشتری داشتم. مثلا می‌توانستند رونمایی از سامانه جامع مصوبات شورای شهر را روز دیگری انجام دهند. از ما نمایندگان مردم انتظار می‌رفت به این مساله که هم به شهرداری مرتبط می‌شود و هم مردم در تب وتاب آن هستند؛ بیشتر پرداخته شود.

No responses yet

Jan 24 2017

عذرخواهی مدیر بنیاد مستضعفان(شما بخوانید بنیاد چپاولگران) در مورد حادثه پلاسکو تکذیب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: بنیاد مستضعفان، مالک ساختمان پلاسکو، روز سه‌شنبه، پنجم بهمن، در نامه‌ای رسمی «اظهارات منتسب به ریاست این بنیاد مبنی بر عذرخواهی و قبول مسئولیت در حادثه ساختمان پلاسکو» را تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، روابط عمومی بنیاد مستضعفان در این نامه نوشت: «آن چه همواره مورد تاکید ریاست بنیاد بوده مسئولیت دستگاه‌های مختلف و مسئولیت بنیاد در راستای کمک و مساعدت به خسارت‌دیدگان، ساخت مجدد و منطبق با استاندارد ساختمان پلاسکو و واگذاری منطبق بر ضوابط خاص است.»

پیش از این، به گزارش خبرگزاری فارس، رضایی کوچی، رئیس کمیسیون عمران مجلس، روز دوشنبه گفته بود: «رئیس بنیاد مستضعفان، به سهم خود در خصوص حادثه ساختمان پلاسکو ضمن عذرخواهی و قبول کردن مسئولیت، قول داد در اولین فرصت ساختمان جدیدی احداث شود و به کسبه پلاسکو واگذار شود.»

به گفته او، محمد سعیدی کیا این موضوع را در نشست کمیسیون عمران مجلس در روز دوشنبه ابراز داشته بود.

همچنین به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، صدیف بدری، سخنگوی کمیسیون عمران مجلس، روز دوشنبه گفت که «رئیس بنیاد مستضعفان به سهم خود درباره حادثه ساختمان پلاسکو ضمن عذرخواهی و قبول کردن مسئولیت، قول داد به زودی ساختمان جدیدی ساخته و به کسبه پلاسکو داده شود».

پیش از این برخی از رسانه ها و اعضای شورای شهر تهران با اشاره به این که ساختمان پلاسکو در مالکیت بنیاد مستضعفان قرار داشته است، از بی‌توجهی این بنیاد به اصول ایمنی و نیز اخطارهای داده شده انتقاد کرده بودند.

از جمله روزنامه شرق روز دوشنبه به نقل از کسبه پلاسکو نوشت: «آتش‌نشانی تا همین چند ماه قبل یک مانور در ساختمان و طبقات پلاسکو داشت و در آخرین بازدید هم اعلام کرد این مجموعه نیاز به پله فرار دارد. مسئله این است که نصب پله فرار هر چقدر هم که لازم باشد، نیاز به تأیید و پرداخت پول از سوی مالک دارد و مالک هم موافق نبود و در نهایت اجرایی نشد.»

ساختمان پلاسکو پس از آتش‌سوزی در روز سی‌ام دی‌ماه فرو ریخت و بر اساس گزارش‌های رسمی تاکنون هفت تن در این حادثه جان خود را از دست داده و حدود ۲۰۰ تن نیز مصدوم شده اند.

در این میان، آمارهای متفاوتی در مورد مفقودشدگان وجود دارد اما اکثر این آمار بین ۲۰ تا ۳۰ تن است.

به نوشته ایرنا، ۱۲۰۰ واحد در پلاسکو وجود داشت که بر اساس آمارها ۵۶۰ واحد از آن فعال بودند.

بر اساس این گزارش، ۱۵ هزار میلیارد ریال خسارت به این واحدها وارد شده است و سه هزار کارگر نیز بیکار شده اند.

به گفته خبرگزاری ایسنا به نقل از تقی نوربخش، رئیس سازمان تامین اجتماعی، تنها نیمی از این کارگران بیمه هستند.

پیشتر علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، گفته بود که تنها کارگران بیمه شده می توانند از بیمه بیکاری برخوردار شوند.

درگیری لفظی در شورای شهر تهران

در همین حال، به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، نشست روز سه شنبه شورای شهر تهران شاهد درگیری لفظی شدید بین اعضای این شورا بود.

از جمله در پی تذکری از سوی محسن پیرهادی در مورد رعایت نوبت برای سخنرانی، عباس جدیدی به او گفت: «حواست باشد چه جوری با من حرف می‌زنی. مگر تو کی هستی که این طور با من حرف می‌زنی؟ دور برت داشته است؟ نمی‌دانم این صندلی داغ چه حکایتی دارد که هرکس رویش می‌نشیند جوگیر می‌شود؟»

به نوشته ایلنا، عباس جدیدی در سخنرانی خود با اشاره به ناامن بودن شهر تهران گفت: «در میدان مین زندگی می‌کنیم.»

این عضو شورای شهر تهران در بخش دیگری از سخنانش در واکنش به توئیت یکی از بازیگران سینما که از اعضای ورزشکار شورا انتقاد کرده بود گفت:‌ «شما که ادعا می کنید هنرمند هستی و حتی نمی توانی در سناریوهایت دو تا شاخ بز را از هم جدا کنی! چرا در مورد مدیریت شهری نظر می دهی و دخالت می کنی؟»

رحمت الله حافظی هم با اعلام این که «روز پنج‌شنبه در تشییع شهدای آتش‌نشان، محاکمه مسببان را خواهیم خواست» گفت: «قوه قضائیه باید بدون ملاحظات سیاسی وارد بررسی حادثه پلاسکو شود.»

وی ضمن درخواست برای شکسته شدن انحصار خبررسانی پلاسکو افزود: «بر چه اساسی خبرنگاران و عکاسان را از محوطه خارج می‌کنند؟ امکان دارد عکاسان برای برخی ملاحظات، بهتر باشد که حضور نداشته باشند. این قابل قبول است، اما برای چه خبرنگاران را بیرون می‌برید؟»

این عضو شورای شهر تهران در ادامه با انتقاد از عملکرد شهرداری تهران گفت: «چرا شهرداری بودجه ۳۱ میلیاردی را به آتش‌نشانی نداد؟ از ردیف بودجه آتش‌نشانی ۶۶ میلیارد محقق شد اما فقط ۳۲ میلیارد آن داده شد.»

وی در این ارتباط برخی اظهارنظرها در مورد اختصاص یافتن ۴۵ میلیارد تومان به آتش‌نشانی تهران را «دروغ» توصیف کرد.

به گزارش ایرنا، احمد مسجدجامعی نیز گفت: «بر اساس اظهارات هیئت امنای ساختمان پلاسکو، کارشناسان آتش‌نشانی در بازدیدهای خود از این ساختمان، تنها یک بار به هیئت امنا در خصوص ضرورت ایجاد پله فرار اخطاریه داده بودند که همان زمان نیز به نماینده مالک (بنیاد مستضعفان) تحویل شده است.»

همچنین محسن سرخو، رئیس کمیته حمل و نقل شورای شهر تهران، روز سه‌شنبه خواستار استعفای محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، از سمت خود در پی حادثه پلاسکو شد.

به گزارش ایسنا، آقای سرخو در تذکر پیش از دستور خود اشاره کرد که در جلسه غیرعلنی روز یک‌شنبه شورای شهر، فیلمی منتشر شد که در رسانه‌های مختلف نیز انعکاس یافت و افزود: «فیلم طوری منتشر شده که انگار شهردار به شورای شهر در مورد ایمنی پلاسکو هشدار داده و شورای شهر نیز اقدامی نکرده است.»

رئیس کمیته حمل و نقل شورای شهر تهران با اعلام این که شهرداری اخطاریه‌های ایمنی خود را به مستاجران و نه به بنیاد مستضعفان داده است، گفت: «اخطاریه‌ها نباید برای مستاجران و مالکان سرقفلی ارسال شود، بلکه باید برای مالک اصلی ساختمان پلاسکو که همان بنیاد مستضعفان است ارسال می‌شد.»

انتقادها از شهردار تهران در حالی مطرح می شود که برخی از چهره ها و رسانه‌های اصول گرا از محمدباقر قالیباف حمایت کرده و در مقابل، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را در حادثه پلاسکو مسئول می دانند.

No responses yet

Jan 24 2017

دست خیر مردم زیر سر پلاسکو

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

ایران وایر: حاج ابراهیم از قدیمی های بازار کویتی هاست. خودش پشت دخل نیست اما به امور مغازه سرکشی می کند. او وارد کننده کتانی و کفش های ورزشی است. حاج ابراهیم اخیرا در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی استخدام داده و نوشته نیازمند دو بازاریاب و یک آبدارچی است، آنهم فقط از بیکارشدگان پلاسکو.

او می گوید خدا کند توجه مردم و دولت به کسبه بیچاره پلاسکو که شب سال نو کمرشان شکسته، برنگردد و محدود به همین روزهای بحران نباشد: «از روزی که این فاجعه به بار آمده، بعد از آتش نشان ها که جانشان را دادند، من هم مثل هر انسان دیگری نگران کسبه آنجا هستم که کمرشان شکسته.»

حاج ابراهیم تاکید می کند من و شما نمی توانیم درک کنیم میزان فاجعه چقدر بوده. به شماره نمی آید. خیال کنید ششصد واحد تولیدی، چندهزار انسان بیکار شده آنهم شب عید، میلیون میلیون چک برگشتی، زندان، خانواده هایی که منتظر نانند، دخترهایی که شب عید می خواسته اند بروند خانه بخت، جنس هایی که انبار شده اند با هزار امید و حالا خاکستر شده اند و از همه مهم تر عزیزانی که از دست رفته اند و جای خالیشان قابل جبران نیست: «فقط خدا می تواند کمر شکسته پلاسکویی ها را راست کند.»

او قصد استخدام آبدارچی نداشته و تمام این سال ها خودش یا فروشنده مغازه اش، کار آبدارچی را انجام می داده اند: «برو بیای زیادی نداشتیم. مشتری هم که چای خور نیست. خودم یا فروشنده مغازه، رتق و فتق می کردیم اما با بروز این پیشامد می خواهم حداقل به اندازه وسعم زیر دست و بال یک کارگر آسیب دیده را بگیرم.»

کسبه بازار کویتی ها می گویند رقمی بالاتر از چهار هزار کارگر در ساختمان مجاور کار می کرده اند، حالا غم همه چهار راه استانبول را گرفته. صبح که آیند آن حوالی ، غم عجیبی به جانشان می افتد: « به دوستانم گفتم شاید باید یک صندوق راه بیاندازیم و تلاش کنیم برای کارگران بیکار شده مقداری وجه مالی جمع کنیم. انتظار می رود کسبه در این امر خیر همراهی کنند.»

اما فقط کسبه بازار کویتی ها نگران نیستند. در طول چند روزی که گذشته آگهی استخدام و دعوت به همکاری زیادی در رسانه های مجازی و بخش نیازمندی های روزنامه های پایتخت منتشر می شود که بر صدر آگهی نوشته شده: « استخدام فقط جهت کارکنان محترم ساختمان پلاسکو»

آگهی دهندگان، صاحبان تولیدی پوشاک یا مزون های فعال در تهرانند و متقاضی همکاری با کارگر تولیدی، آشپز، پیک موتوری، دوزنده، بازاریاب، حسابدار، نگهبان و کارمند اداری هستند.

خبرگزاری تسنیم بدون اشاره به نام بزرگترین فروشگاه اینترنتی کشور، از قول مسوولان این فروشگاه نوشت: « ما مرکز فروش گسترده و توان مناسبی برای عرضه و فروش کالا داریم، اعلام آمادگی کرده ایم اقلام تولید شده توسط آسیب دیدگان ساختمان پلاسکو را بدون دریافت هرگونه سودی، به فروش برسانیم» بر اساس همین خبر، عوامل این فروشگاه در روزهای نخست فاجعه، مابین نیروهای امدادی و عملیاتی حاضر شده در منطقه به توزیع ماسک پرداخته بودند.

کسبه محل همچنین از حضور دانش آموزان مدارس می گویند. دانش آموزانی که شاخه گل به دست و با پلاکارهایی با عناوین «خدا قوت قهرمان» یا «خدا قوت ناجی آسیب دیدگان» حوالی چهار راه استانبول حاضر شده و از راه دور شاهد فعالیت امدادگران و تیم نجاتند.

در مورد حضور دانش آموزان از حاج ابراهیم می پرسم: « مردم ما نقره نیستند. طلا هستند. آنها مردم با جنمی هستند که مصیبت دیدگان را تنها نمی گذارند. آنها همان روز اولی که محل فاجعه بسته نشده بود آمدند با آب میوه و شیرینی و گل از امدادگرها پذیرایی کردند. زنی آمده بود که یک پایش می لنگید. می گفت ساکن خیابان میرهادی هستم. توی کیفش نان و پنیر و خرما بسته بندی کرده بود و می داد به بچه های آتشنشانی.»

علاوه بر این، به نوشته رسانه ها، افراد داوطلب ساکن تهران یا حاشیه شهر که صاحب امکانات سنگینی همچون جرثقیل مگنتی یا دستگاه برشکاری بودند یا در این مورد تخصص داشتند، با وسایل شان در محل حاضر شده و داوطلبانه اعلام همکاری کردند. صحنه خون دادن مردم در همان لحظات اولیه وقوع حادثه پلاسکو را هم خیلی از رسانه ها ضبط کردند، مانند تصویر شمع روشن کردن و ادای احترام شان در سراسر ایران.

No responses yet

Jan 24 2017

تراژدی پلاسکو: منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

کیهان لندن: – یک شهروند: از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود چون پلاسکو در منطقه‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری بود!
– سه سال پیش وقتی یک ساختمان پنج طبقه‌ در خیابان جمهوری آتش گرفت و دو زن کارگر به خاطر بازنشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات، فراموش شدند و…
– یک شهروند: اگر هزینه‌ی این بیلبوردهای ضد آمریکایی را حساب کنیم، سالانه رقمی می‌شود بیش از آنچه برای نوسازی امکانات مستهلک آتش‌نشانی نیاز است.
– یک خبرنگار: در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.

۳ بهمن ۱۳۹۵

فیروزه رمضان زاده- هنوز از انتشار خبر کشته شدن ۳۲ مسافر در حادثه برخورد قطار تبریزـ مشهد، مدت زمان زیادی نگذشته بود که خبر آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان ۵۶ ساله پلاسکوی تهران ظرف چند ساعت در فضای رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به یک تراژدی ملی تبدیل شد.

روز پنج‌شنبه ۳۰ دی ماه درساعت ۷:۵۹ صبح ابتدا طبقات نهم به بالای این ساختمان ۱۷ طبقه دچار حریق شد و حدود چهار ساعت بعد در ساعت ۱۱:۱۵ در حالی‌که عده‌ای از آتش‌نشانان درون آن بودند به طور عمودی فروریخت.

خبرها در مورد زیرآوارماندگان ضد و نقیض است. برخی رسانه‌های خارجی تعداد کشته‌شدگان این حادثه را ۵۰ تن اعلام کرده‌اند. جلال ملکی سخنگوی اورژانس کشورگفته است۳۰ تا ۵۰ نفر زیر آوار هستند. سازمان آتش‌نشانی هم اعلام کرده که دست‌کم ۲۰ آتش‌نشان زیر آوار مانده‌اند. خبرگزاری کار ایران(ایلنا) هم نوشته است، گفته می‌شود دست کم ۳۰۰ نفر از جمله کسبه و آتش‌نشان‌ها هنگام فروریختن ساختمان، داخل آن بوده‌اند.
نمایی از ساختمان پلاسکو قبل از انقلاب

اما در نهایت پس از چند روز اطلاع‌رسانی قطره چکانی درباره کشف اجساد زیرآوار مانده، خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از کشف اجساد دو آتش‌نشان از زیر آوار پلاسکو خبرداد. البته اجساد ۱۳ تن از آتش‌نشان‌ها هنوز از زیر آوار خارج نشده است. همچنین اعلام شده حدود ۱۰ تن دیگر از شهروندان در زیر آوار مانده‌اند.

فاجعه‌ی پلاسکو، در حالی وارد چهارمین روز خود شده است که از سرنوشت و تعداد دقیق آتش‌نشانان و کسبه‌ای که در آتش سوختند یا زیر آوار آهن‌ها و قطعه‌های بتُنی عظیم گرفتار شدند خبر دقیقی در دست نیست. در این میان، نه تنها احتمال زنده ماندن زیر آوارماندگان به دلیل حرارت ۲۰۰ تا ۶۰۰ درجه در برخی نقاط زیرین ساختمان پلاسکو، حجم بالای آوار‌ها، فراوانی آتش و دود و کمبود اکسیژن زیاد نیست بلکه وجود منابع گازوییل در پلاسکو احتمال شعله‌ور ماندن زبانه‌های آتش را بیشتر و روند آواربرداری را دشوارتر و کندتر می‌کند.

اما عمق این تراژدی را می‌توان در موج گسترده‌ اعتراض‌ها و اظهار نظرهای مختلف کاربران شبکه‌های اجتماعی و هشتگ‌های #پلاسکو # قالیباف # #استعفا# آتش نشان و #تسلیت در توییتر و فیس‌بوک مشاهده کرد.

در دو شب اخیر، شماری از شهروندان ایرانی در برخی از خیابان‌های تهران و برخی شهرهای دیگر نظیر شیراز و اردبیل به مقابل برخی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی رفته و با برافروختن شمع و گذاشتن گل به آتش‌نشان‌ها و قربانیان حادثه پلاسکو ادای احترام کردند.

در این گزارش به سراغ تعدادی از شهروندان از قشرهای اجتماعی و گروه‌های سنی مختلف رفته‌ایم که از نزدیک شاهد حادثه پلاسکو بوده‌اند.

مردم بی اعتماد به رسانه‌ها

با وجود تقاضاهای مکرر ماموران نیروی انتظامی، ازدحام شدید مردم در اطراف پلاسکو، کار آتش‌نشان‌ها و نیروهای امدادی را با مشکلات زیادی روبرو کرد.
گروهی از شهروندان برای تماشا و عکس برداری به روی سقف ماشین‌های آتش نشانی رفتند

دانشجوی ۳۶ ساله‌ای که از نزدیک تمام اخبار و اتفاقات مربوط به حادثه پلاسکو را پیگیری کرده از کنجکاوی و ازدحام مردم در حال تماشا انتقاد می‌کند و می‌گوید: «در منطقه بودم اما نزدیک نرفتم. مردم بی اعتماد به رسانه، خودشان شده بودند «شهروندخبرنگار». این اتفاق از سال ۸۸ شروع شد که مردم دیدند صدا و سیما اتفاقات را واروونه جلوه می‌دهد، خودشان دست به کار مستندسازی شدند و این وظیفه خیلی زود تبدیل به رفتار تنفرآمیزی شد. هفته پیش برای هاشمی رفسنجانی، همین دوربین‌ها شمار جمعیت را نشان داد و صدا و سیما سانسور کرد. این اتفاق، میوه‌ی بذر سانسوری است که حکومت کاشته.»

مردمی که جدی گرفته نمی‌شوند

خبرنگار یکی از نشریات هفتگی در تهران با بیان این که به نظر او کمک به خانواده‌های آتش‌نشان‌ها باید در اولویت قرار بگیرد به کیهان لندن می‌گوید: «امروز از خیابان بهارستان برمی‌گشتم، قیامت بود. دیدم جمعیت دارند می‌دوند، پلیس و نیروهای امدادی می‌گفتند آقا نرو، خانم نرو، اما مردم هیجان‌زده گوشی‌ها را از جیب بیرون کشیده و به سوی چهارراه جمهوری می‌دویدند که از نزدیک‌ترین جای ممکن، فیلم و عکس بگیرند. خواستند رسانه‌ها را ببندند که دردسر نشود، ولی ما مردم افراطی از این ور بام افتادیم و حالا همه شدند خبرنگار! منِ خبرنگار اما ایستاده بودم و مبهوت این هیجان وصف‌نشدنی عجیب بودم. فکر کنید، وقتی بم زلزله شد خبرنگارها چه جوری دویدند به همان شکل هیجان داشتند که برسند، صدا و سیما هم مشتری شده بود که فیلم‌های آنها را نشان بدهد. عقده‌های روانی و مشترک مردمی که دیده و جدی گرفته نمی‌شوند، این جور موقع‌ها خودش را نشان می‌دهد.»

این خبرنگار می‌افزاید: «در حالی که امدادگران و پلیس از مردم تقاضای فاصله گرفتن از محل حادثه داشتند، تلویزیون بدون مخاطب ایران برای جذب مخاطب، از شهروندان تقاضای ارسال فیلم داشت که همین عامل افراد را به ماندن در محل تشویق می‌کرد و مردم ما هم که کمبود دیده شدن دارند.»

بودجه قالیباف و تملق شوهرخاله‌اش

از همان ساعت‌های اولیه که پلاسکو آتش گرفت و فروریخت، موضوعاتی نظیر سوء مدیریت و بی کفایتی مدیران شهری به ویژه محمدباقر قالیباف شهردار تهران و نیز «کامل نبودن تجهیزات آتش نشانی» پایتخت به مباحث روزانه شهروندان ایران تبدیل شد.

یک مغازه‌دار ساکن در خیابان جمهوری با لحنی عصبانی این‌گونه به کیهان لندن توضیح می‌دهد: «شهرداری منطقه ۱۲ مقصر ۱۰۰درصد است به خاطر ساختمانی که هنوز گازکشی نداشته و مغازه‌هایش فاقد کپسول آتش‌نشانی است و می‌بایست طبق قانون شهرداری آنجا را پلمب می‌کرد اما با رشوه و زیرمیزی ادامه دادند و این شد نتیجه؛ دو سال پیش هم به خاطر نبود نردبان در آتش‌سوزی در همین خیابان جمهوری دو زن خود را پرت کرده و کشته شدند. قرار شد شهرداری تجهیزات ایمنی را ارتقا دهد که دیدیم در این حادثه ارتقا نداده بود. قالیباف، بودجه شهرداری را خرج تملق شوهرخاله‌اش، خامنه‌ای می‌کند. هزینه بیلبوردهای تبلیغ رهبری در شهر تهران از مجموع هر کالای دیگری بیشتر است. اگر هزینه‌ی این بیلبوردها را که نگران جامعه آمریکاست سالانه حساب کنیم رقمی می‌شود بیش از آنچه نیاز است تا امکانات مستهلک آتش‌نشانی بهینه بشود.»

او شایعه‌ی عمدی بودن آتش‌سوزی پلاسکو را رد می‌کند و می‌گوید: «آنجا گازکشی نداشت و خیلی‌ها از بخاری برقی استفاده می‌کردند. خیلی‌ها بیمه نبودند. فشار به جعبه تقسیم برق آمده آنجا جرقه زده و سیم های کهنه آتش گرفته.»

یک شهروند که ویدئوی سقوط دو زن کارگر کارگاه تولید پوشاک در خیابان جمهوری را دیده است می‌گوید: «آتش‌نشان‌ها خیلی شجاع و فداکارانه رفتند اما تجهیزات کم و مردم در بین دست و پا… پیرارسال که آن ساختمان پنج طبقه در خیابان جمهوری آتش گرفت وقتی می‌خواستند یک ماشین را بیاورند جلوتر و خواستند برایش راه باز کنند نزدیک ۲۰ دقیقه طول کشید تا مردم همیشه در صحنه را از روی ماشین بیاورند پایین و از آنها راه بگیرند!»

در آن آتش‌سوزی در سه سال پیش، دو زن کارگر به دلیل باز نشدن نردبان هیدرولیک کشته شدند، شورای شهر تهران مصوبات متعددی در مورد تامین تجهیزات مدرن و هلی‌کوپتر تصویب کرد اما همه آن مصوبات فراموش شدند حتی گلایه‌های چهارماه پیش مدیرعامل آتش‌نشانی از نبود هلی‌کوپترهای آتش‌نشان و بالابر.

پلاسکو در محدوده‌ی پرواز ممنوع بیت رهبری

امنیتی بودن فضای تهران عامل دیگری است که برخی از شهروندان بر آن تاکید دارند.

یک کارمند اداره دولتی در این زمینه به کیهان لندن می‌گوید: «امنیتی بودن فضای تهران و نداشتن هلی‌کوپتر امداد و نجات و بدتر از همه نداشتن اجازه‌ی پرواز در منطقه‌ای که پرواز ممنوع و در محدوده‌ی بیت رهبری محسوب می‌شود کار آتش‌نشان‌ها را سخت‌تر کرد. از صبح آتش‌سوزی شروع شده بود ولی در ساعت یک بعد از ظهر هنوز قرارگاه ثارالله اجازه پرواز به هلی‌کوپتر امداد نداده بود.»

او تاکید می‌کند: «طبقات بالایی را می‌شد با هلی‌کوپتر خاموش کرد، اما اجازه پرواز نداشت. این منطقه در اختیار قرارگاه ثارالله است؛ این مملکت کلاً امنیتی است، آن وقت منت می‌گذارند و می‌گویند کشور امن است! امن جایی است که همه جور مردمی در آن ببینی نه فقط خودمان را! چهل سال است که دور کشور را بسته اند…»

زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌ها

یک خانم معلم بازنشسته با بغض می‌گوید: «من نمی‌‌گویم که مقصر اصلی این حادثه و کمبود تجهیزات، فقط و فقط شخص قالیباف شهردار تهران است. اما چون از تاکسی و اتوبوس استفاده می‌کنم می‌بینم که مردم وقتی در مورد این حادثه صحبت می‌کنند، از بی‌کفایتی قالیباف صحبت می‌کنند. اینکه به فکر انتخابات و رئیس جمهور شدن است. به خصوص اینکه در زمان حادثه در قم بوده و برای دیدار با مراجع به این شهر رفته بوده.»

او می‌افزاید: «دراین دو روز، بحث زلزله تهران هم زیاد مطرح شده. اینکه اگر زلزله‌ای در تهران اتفاق بیافتد چه بلایی سر مردم می‌آید. دخترم به شوخی می‌گفت زلزله تهران، عروسی موش‌ها و کلاغ‌هاست.»

حالا از تنها ساختمان بلندی که تا انتهای خیابان جمهوری می‌شد از هر طرف آن را دید تنها تلی از خاکستر و ویرانه باقی مانده است. واقعیت تلخ پلاسکو در پایتخت ایران بارها تکرار شده است و هیچ بعید نیست در آینده نه فقط آتش‌سوزی بلکه حوادثی نظیر زلزله در بسیاری از مناطق دارای تراکم جمعیتی بالا و ساختمان‌های با کیفیت نازل رخ بدهد. درآن زمان، شیوه‌ی مدیریت بحران با این حوادث چگونه خواهد بود؟ به اعتراف رییس سازمان مدیریت بحران «اگر در تهران حادثه‌ای رخ دهد، فقط ۲۰درصد را می‌توانیم پوشش دهیم». آن هم حتما در صورتی که در حول و حوش بیت رهبری و مناطق پروازممنوع نباشد و ده‌ها شرط و شروط دیگر از جمله همکاری خردمندانه مردم و امکانات امدادگران در حد کافی باشد.

No responses yet

Jan 23 2017

سخنان تأمل‌برانگیز آتش‌نشان‌ها: تهدید شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,حوادث,سیاسی

پویش: یکی از آتش‌نشان‌ها می‌گوید: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند، به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌رو شدند.

روزنامه «ایران» آورده است: نگاهشان به خرابه‌ها دوخته‌ شده بود. خسته و بی‌رمق اما برای نجات جان همقطارانشان لحظه‌شماری می‌کردند تا برای چندمین‌بار وارد میدان عملیات شوند. برخی از ابتدای حادثه شاهد ماجرا بودند و با چشمان بهت‌زده‌شان، پرپر شدن همکارانشان را دیده بودند و عده‌ای هم با‌ وجود اینکه شیفت کاری‌شان نبود راهی ساختمان «پلاسکو»یی شدند که از هر گوشه‌اش، آتش زبانه می‌کشید؛ پس حضور هر آتش‌نشان می‌توانست کمکی در عملیات بزرگ امداد و نجات باشد.

نفس‌هایشان را در سینه حبس کرده و در نگاهشان حسرت و انتظار موج می‌زد. درد دلشان زیاد بود و نمی‌توانستند داغ سنگین از دست دادن همکارانشان را باور کنند. ولی تنها یک امید، قوت را به پاهایشان بازمی‌گرداند: «امید به نجات یک رفیق».

آتش‌سوزی و ویرانی ساختمان عظیم پلاسکو در چشم برهم زدنی همه را شوکه کرده بود اما ناپدید و گرفتار شدن افرادی که برای نجات جان همنوعانشان دل به آتش زده بودند، دل ملت را آزرد و این فداکاری اشک همه را در آورد.

من زنده ماندم ولی…

بغض رهایش نمی‌کند. خسته و درمانده روی سنگفرش‌های سرد خیابان جمهوری نشسته و با نگاهی حسرت بار، به خرابه‌های ساختمانی خیره مانده که در چند لحظه در مقابل چشمانش با خاک یکسان شد.

فتاح آقا محمدرضا از مأموران سختکوش ایستگاه ۳۱ آتش‌نشانی تهران است که زمان آتش‌سوزی به محل حادثه اعزام شده و تمام این مدت در صحنه بوده است.

مرد جوان با لباس‌های سوخته و صورت سیاه شده‌اش، جرعه‌ای آب نوشید و با فروخوردن بغض تلخش به تشریح جزئیات ماجرا برای خبرنگار حوادث روزنامه ایران پرداخت و گفت: صبح روز پنجشنبه ۳۰ دی ماه وقتی به ما اعلام کردند که طبقه نهم ساختمان پلاسکو طعمه حریق شده است آژیرکشان راهی محل حادثه شدیم.گرچه هجوم مردم و شلوغی‌ها کمی کار را سخت می‌کرد ولی خیلی سریع به اطفای شعله‌های سرکش پرداختیم.اما آتش خیلی سریع به طبقه دهم سرایت کرد. همان لحظه من پایین آمدم تا با کمک دستگاه‌های دیگر آتش را خاموش کنم اما دقایقی نگذشت که صدای انفجار از طبقه دهم به گوش رسید. لحظات تلخ و وحشتناکی بود. حدود ۶ نفر از همکارانم در طبقه دهم بودند که با این انفجار در طبقه نهم محبوس شدند. راه پله‌ها بسته بود و به سختی می‌توانستیم راهی برای ورود و خروج پیدا کنیم.

ساعت ۱۰ و نیم صبح اعلام کردند که ساختمان در حال ریزش است و باید آنجا را تخلیه کنیم ولی هنوز عده‌ای از مردم عادی در ساختمان بودند و همکارانم برای نجات آنها در ساختمان حضور داشتند. راه پله‌ها ریزش کرده بود و امکان خروج وجود نداشت. بعضی از دوستانم به سمت پنجره آمدند و از طریق نردبان خارج شدند اما پس از شنیدن صدایی مهیب، در کمال ناباوری ساختمان ۱۷ طبقه جلوی دیدگانمان با خاک یکسان شد و دیگر اثری ازهمکاران گرفتار به دستمان نرسید. آتش‌نشان فداکار که با یاد‌آوری روز حادثه اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد:«۷سال است که استخدام شده‌ام و برای کمک به همنوعانم تلاش می‌کنم. بارها چنین حوادثی رخ داده بود ولی مصیبت به این بزرگی کمر همه ما را خم کرده و غم از دست دادن رفیقان و همکارانمان که هنوز هیچ ردی از آنها نداریم برایمان سخت و سنگین است.»

به خاطر چشم‌انتظاری خانواده همکارم اینجا هستم

فتاح آقا محمدرضا، در ادامه ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های همکارانش که چشم انتظار خبری از آتش‌نشان‌ها هستند گفت: من هم متأهلم و در روز حادثه در صحنه بودم.تمام این مدت اینجا حضور دارم .همسرم هم هر روز اشک می‌ریزد ودعا می کند.امروز همسرم خواست تا به خاطر دختر کوچولویمان چند ساعتی کنارشان باشم.اما در حالی که بسیاری از فرزندان و خانواده‌های همکاران‌مان چشم انتظار خبری از عزیزان‌شان هستند نمی‌توانیم اینجا را ترک کنیم.

دردسر لباس‌های کهنه آتش‌نشانان

کنار جدول روبه‌روی ساختمان نشسته و به لودرهایی که در حال خاکبرداری هستند چشم دوخته. شاید در زیر این آوارها ردی از همکارانش به‌دست بیاید.

حسین فریدون‌نسب، از ایستگاه ۵۸ در حالی که منتظر است تا پس از مرحله خاکبرداری بار دیگر وارد خرابه‌ها شود و به خاموش کردن آتش‌های زیرخاکستر بپردازد به خبرنگار ماگفت: «همه ما شوکه هستیم. خانواده‌ها چشم انتظارند و می‌خواهند تا خبری از عزیزانشان به آنها بدهیم. حجم این آوار ناامیدمان می‌کند ولی تنها امیدمان به خداست.»

این آتش‌نشان فداکار که آستین‌های لباس آتش‌نشانی‌اش پاره شده وبخشی ازلباس‌هایش هم سوخته، ادامه داد: ما ۵ هزار نیروی عملیاتی هستیم اما با هزار لباس آتش‌نشانی. متأسفانه به خاطر بی‌توجهی‌های مدیران‌مان ومسئولان شهری با کمبود امکانات روبه‌روهستیم که کار را برای ما سخت کرده است. اگر کیفیت لباس‌های ما بهتر شود به طورقطع راحت‌تر می‌توان دل به آتش زد ولی گاهی همین ابتدایی‌ترین مسائل مشکل‌ها را برایمان دو چندان می‌کند.

سختی کار آتش‌نشان در رده آخر

یکی دیگر از همکاران این آتش‌نشان در حالی که از مسئولان گلایه داشت، گفت: متأسفانه هیچ وقت آتش‌نشانان جدی گرفته نشدند و همیشه به سادگی از کنارشان گذشتند.حتی حالا با وجود این حادثه غم انگیز وبزرگ و از دست دادن همکارانمان، بنیاد شهید آنها را شهید نمی‌داند. تنها شهدای جنگ را شهید عنوان می‌کنند.مگر این نیست که آنها با گلوله به جنگ رفتند تا هموطنانشان را نجات دهند. ما هم بواسطه آتش تن به آتش می‌زنیم تا عزیزانمان را نجات دهیم. آنها برای حفظ کشور، ناموس وجان ومال مردم قدم در راه گذاشتند و ما آتش‌نشان‌ها هم از جانمان می گذریم تا گرفتاران را نجات دهیم. ولی افسوس که هیچ گاه صدایمان به جایی نرسید و از درجه‌بندی سختی کارهم در رده سوم قرار گرفتیم. ما هم خانواده داریم و عزیزانی که چشم به راهمان هستند.در این حادثه ما نجات پیدا کردیم ولی به قیمت از خودگذشتگی همکاران آتش‌نشانمان. ای کاش حداقل کیفیت ابزاری که در دسترسمان هست بالا برود و تجهیزات بیشتری در اختیارمان قرار بگیرد. گرچه مدتی است لباس‌های با کیفیت خوب در دسترسمان هست ولی هنوز برخی از آتش‌نشانان با لباس‌هایی که جنس خوبی ندارند و در آتش و حرارت آسیب می‌بینند دل به آتش می‌زنند. ای کاش لباس‌های کهنه ما از رده خارج شود و کمی هم امنیت و جان ما درعملیات‌های مختلف که با جان‌مان سروکاردارد در نظر گرفته شود.

جایی برای اعتراض نداریم

یکی دیگر از این قهرمانان فداکار نیز همسو با همکارش به خبرنگار «ایران» گفت: متأسفانه ما جایی برای اعتراض نداریم و حتی پارسال وقتی عده‌ای از همکارانمان برای شکایت به شهرداری رفتند و اعتراض کردند به‌شدت با آنها برخورد شد و با تهدید و ارعاب هم روبه‌روشدند؛ اما این رسم برخورد با جانفشان‌ها نیست.

یادی از خانواده آتش‌نشانان شهید

یکی از آتش‌نشانان ایستگاه ۴۰ نیز در حالی که در غم از دست دادن همکارش اشک می ریخت، گفت: ما بارها در امدادرسانی‌ها همکارانمان را از دست دادیم. اما این سازه‌ها و بافت‌های فرسوده کار را برای ما سخت‌تر می‌کند.ای کاش در این شرایط به فکر خانواده همکارانمان باشیم که چشم انتظار خبری از عزیزانشان هستند. ای کاش این لحظات پردلهره را فراموش نکنیم نه تنها این حادثه دیدگان پلاسکو بلکه شهیدان دیگر که در عملیات‌های همین امسال و سالهای گذشته جانشان را از دست دادند تا دیگران زنده بمانند. برادرم شهید شده و می‌دانم این خانواده‌ها چه می‌کشند. ای کاش مسئولان درتمام بخش‌ها به فکرشان باشند تا گوشه‌ای از آلام‌شان التیام بخشیده شود.

بی‌مسئولیتی به چه قیمت؟

آتش‌نشان دیگری که در صحنه ویرانی و خاکبرداری «پلاسکو» به لودرها خیره شده بود با تأسف گفت: می‌دانید این صاحبان ساختمان درآمدشان چقدر بود؟ حداقل ۲۰۰ میلیون تومان در ماه؟ یعنی اینها پول نصب یک دستگاه اطفای حریق نداشتند؟ مگر هزینه‌اش چقدر می‌شد؟ به طور قطع هر قدر هم هزینه می‌کردند همیشه برایشان این دستگاه و امکانات می‌ماند. ولی حالا مگر آتش‌نشان‌های ما زنده می‌شوند و میلیاردها تومان خسارت بازمی‌گردد.آیا ایمنی این قبیل ساختمان‌ها ارزش نداشت که به چنین فاجعه‌ای بینجامد.متأسفانه همه ما فکر می‌کنیم مرگ برای همسایه است. اما روز پنجشنبه، همکارانم و کسانی که در عملیات‌های مختلف با هم بودیم در یک چشم به هم زدن زیر صدها تن آوار و آتش ماندند.آنها مظلومانه رفتند تا مردم زنده بمانند؛ اما افسوس که …

بهترین‌هایمان را از دست دادیم

یکی دیگر از آتش‌نشانان در حالی که خستگی در چهره‌اش موج می‌زد و تازه از میدان عملیات بازگشته و برای لحظاتی کنار زمین نشسته بود تا کمی نفس بگیرد تا بازهم به محل عملیات بازگردد، سرش را تکان داد و گفت: باور کنید هنوز هم باور نمی‌کنیم این صحنه‌ها واقعی باشد.ما و خانواده نمی‌توانیم این فاجعه را باور کنیم. تا زمانی هم که رد و نشانی از آنها به‌ دست نیاوریم آرام و قرار نمی‌گیریم و باید تا آخر به عملیات ادامه دهیم. وی ادامه داد: ما ۲۰ نفر از بهترین‌ها و نخستین‌ها را از دست دادیم. آنها بهترین بودند که برای نجات جان و مال مردم با وجودی‌که می‌دانستند مرگ از شاهرگ هم به آنها نزدیک است دست از عملیات و امدادرسانی برنداشتند.باور کنید بهترین‌هایمان پر کشیدند و نمی‌دانیم چه انفاقی می‌افتد.

در میان همه این آتش‌نشانان فداکار و خسته که دیگر رمقی برایشان نمانده، عده‌ای از همکارانشان از اقصی نقاط شهر برای کمک به صورت خودجوش آنجا آمده بودند تا کمکی به آنها کنند. جلال رحمان‌زاده یکی از این آتش‌نشانان است که به‌عنوان نیروی کمکی از ایستگاه گلستان در شهرری به اینجا آمده تا پا به پای همکارانش تلاش کند. آتش‌نشان‌هایی از سایر شهرها نیز آمده‌اند و …

‌تجهیز بی‌سیم شخصی به کلاه‌های حریق

یکی از آتش‌نشانان دیگر هم بیان کرد: ای‌کاش کلاه‌های آتش‌نشانی به بی‌سیم‌های شخصی مجهز شود، گرچه این امکانات وجود دارد ولی متأسفانه همچنان ما با مشکلات اساسی در این زمینه روبه‌رو هستیم. اگر همین امکانات اولیه برای ما فراهم شود قطعاً در زمان حوادث امنیت ما بیشتر می‌شود.

No responses yet

Jan 22 2017

محمود علوی٬ وزیر اطلاعات: نشانه‌ای از تروریستی بودن حادثه پلاسکو در دست نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حوادث,سیاسی

دیگربان: محمود علوی٬ وزیر اطلاعات گفته که «در حال حاضر هیچ نشانه و علامتی از تروریستی بودن ساختمان پلاسکو در دست نیست.»

علوی افزوده «اگر شواهد موجود نشان دهد که اراده تروریستی در این میان بوده٬ قطعاً تدبیر اندیشیده خود را اجرا خواهیم کرد.»

وی اضافه کرده «در حال حاضر وزارت اطلاعات اشراف اطلاعاتی کاملی در این ماجرا دارد و تاکنون به نشانه‌ای مبنی بر اینکه وقوع این حادثه به دنبال اهداف خاص بوده در دست نیست.»

وزیر اطلاعات همچنین گفته «اجازه نخواهیم داد یکسری افراد فرصت‌طلب بهره‌برداری سیاسی نامعقول از این ماجرا داشته باشند.»

علوی در پاسخ به پرسشی درباره مشکوک بودن یا نبودن انفجارهای رخ داده در ساختمان پلاسکو، دقایقی قبل از فرو ریختن هم گفته «در این خصوص نمی‌توانیم اظهارنظری کنیم.»

No responses yet

Jan 20 2017

سه نکته درباره فاجعه “پلاسکو” : بمب غول پیکر بعدی کی و کجا منفجر خواهد شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی

عصرایران:دی ماه 1395 پایان تلخی داشت و دهها نفر که اغلب شان آتش نشانان فداکار بودند، در فاجعه آتش سوزی و فروریختن ساختمان معروف پلاسکو، جان باختند یا مجروح شدند.
در این باره می توان به سه نکته اشاره کرد که فراتر از حادثه کنونی است:

1 – مقامات شهرداری می گویند بارها و بارها به مالکان ساختمان پلاسکو هشدار داده اند که این ساختمان ایمن نیست و اتفاقاً در نامه های مکتوبی که داده اند، درباره وقوع آتش سوزی هم تذکر داده اند ؛ پلاسکوی 54 ساله، آنقدر ناامن بود که شرکت گاز حاضر نشده بود انشعاب گاز به آن بدهد.

سوال اینجاست که آیا به کسانی که در مرکز شهر، بمبی به عظمت پلاسکو را آماده انفجار کرده بودند، فقط باید هشدار و نامه داده می شد یا این که مسؤولان شهر، وظایف دیگری هم داشته اند؟

سه نکته درباره فاجعه

وقتی مسؤولان به این جمع بندی می رسند که فلان ساختمان شهری، ناامن است، آیا باید فقط نامه نگاری کننند یا این که ضرب الاجلی بدهند و بعد حکم تخلیه و تخریب این بمب های غول پیکر را بگیرند و اجرا کنند؟

شاید گفته شود که در این ساختمان ها ، هزاران نفر مشغول کارند و نمی شود آنها را جابجا کرد ولی آیا تعطیلی این ساختمان ها هزینه بیشتری دارد یا فاجعه ای نظیر آنچه در پلاسکو رخ داد و دهها تن کشته و مجروح شدند و صدها میلیارد تومان نیز دود شد و به هوا رفت؟!

مسؤولان می گویند در این ساختمان، انبارهای گازوئیل وجود داشته است و احتراق و انفجار همین انبارها، باعث فرو ریختن ساختمان و قربانی شدن ده ها نفر شده است. چرا مسؤولان در برابر این وضعیت خطرناک کاری نکردند و فقط به نامه نگاری بسنده کردند؟ در کجای دنیا، در برج 17 طبقه، آن هم وسط شهر و یک منطقه پرجمعیت اجازه می دهند انبارهای متعدد گازوئیل درست کنند که نتیجه اش هم بشود این؟!

راستی چند بمب دیگر مانند پلاسکو در تهران و شهرهای دیگر، منتظر یک جرقه اند که منفجر و بر روی مردم بی گناه آوار شوند؟

قطعاً مسؤولان شهری خواهد گفت که تعطیل، الزام به بازسازی یا تخریب این بناها، روندی طولانی دارد؛ حق شاید با آنها باشد ولی با فاجعه ای که رخ داد، باید ساز و کاری فوری اندیشیده شود و به کمک دستگاه قضایی، همه ساختمان های خطرآفرین، در یک برنامه زمان بندی شده، تخلیه و بازسازی شوند.

عصر امروز، خبر رسید که دادستانی تهران مجوزهای لازم را داده است تا در صورت نیاز هرگونه تخریبی در ساختمان های اطراف پلاسکو صورت گیرد تا کمک به مصدومان تسریع شود. این نشان می دهد که فضا برای اقدام مهیاست و شهرداری ها می توانند با بهره گیری صحیح از بستر مهیا شده، اقدامات عملی علیه ساختمان های نا امن را آغاز کنند و به پشتوانه دستگاه قضایی، این بمب ها غول آسا را خنثی کنند. هیچ بهانه ای مسموع نخواهد بود.

2 – تصاویر منتشره از نحوه اطفای حریق، حیرت آور و تأثر انگیز است و یاد آور مثل “آب دادن به فیل با قاشق چایخوری” است.
آتش نشانی ها در ایران، از قافله نوسازی و مدرنیزاسیون بسیار عقب مانده اند و اگر هنوز سرپا هستند، به لطف ایثارگری های آتش نشانانی که با کمترین امکانات کار می کنند.

سه نکته درباره فاجعه

واقعاً چرا در شهری مانند تهران که پر است از برج های بلند، امکانات اطفای حریق اینقدر باید ناچیز و ناکارآمد باشند؟ آیا مسؤولان شهری، از اتفاقات قبلی، مانند آنچه در دی ماه 93 در همین خیابان جمهوری رخ داد و کمبود امکانات خود را نشان داد، درس نگرفته اند؟
واقعاً چه سهمی از درآمدهای شهری برای تجهیز آتش نشانی به امکانات مدرن، مانند هلی کوپترهای اطفای حریق در نظر گرفته شده است؟ چرا باید شهرهای ما در برابر حوادث شناخته شده و پرتکراری مانند آتش سوزی اینقدر بی دفاع باشند؟ مدیریت شهری که فقط فروختن تراکم و جمع کردن زباله ها و گلکاری نیست.

3 – در روز حادثه، در دو جا، ازدحام جمعیت بود، یکی در اطراف ساختمان پلاسکو و دیگری در مراکز انتقال خون.
اولی ها – به جز نیروهای پلیس و امدادی و خبرنگاران – عمدتاً افرادی بودند که آمده بودند تا حس کنجکاوی خود را ارضا کنند و عکس و فیلم بگیرند؛ آنها با تجمع خود مانع از امدادرسانی به موقع شدند. در همان ساعات نخستین حادثه، ویدئوی کوتاهی منتشر شد که آمبولانس گرفتار در جمعیت را نشان می داد و راننده اش از مردم خواهش می کرد که راه را باز کنند. همین فیلم چند ثانیه ای گویای وضعیت فرهنگی بخش مهمی از جامعه بود و چه تأسف آور!

سه نکته درباره فاجعه

اما گروه دوم کسانی بودند که از سر انساندوستی به مراکز انتقال خون رفته بودند تا خون شان را اهدا کنند و زندگی مصدومان حادثه را نجات دهند.

مختصر بگویم: تا زمانی که دسته اول در کشور ما اکثریت دارند، نه فقط کار امدادرسانی در حوادث، که همه امور کشور با اختلال و وقفه مواجه خواهد بود.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .