اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'صادق زیبا کلام'

May 10 2018

ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» و بی‌اخلاقی «ایران‌وایر»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی,شورش

ایران وایر: من هیچ گلایه‌ای نه از خانم شیما شهرابی که با ایشان گفتگو با ایران‌وایر را انجام داده‌ام دارم و نه از هیچ‌یک از همکارانشان که اساساً به‌جز خانم شهرابی هیچ‌کدامشان را نمی‌شناسم. مشارالیها هم نزدیک به دو سالی است که از آمریکا تماس می‌گیرند و راجع به مسائل ایران مصاحبه می‌کنند و بعداً هم در ایران‌وایر منعکس می‌کنند. یکی دو بار هم گفته‌اند که در ایران دانشجوی بنده بوده‌اند. فی‌الواقع نمی‌توانم هم گلایه‌ای از ایشان یا ایران‌وایر داشته باشم چون حسب ظاهرش مرتکب خطایی نشده‌اند؛ اما این یک روی سکه ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» است. روی دیگرش آن است که آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده. از قریب به نیم ساعت گفتگو پیرامون اهدای جایزه «آزادی بیان دویچه‌وله»، چند ثانیه از دل آن را بدون رعایت صدر و ذیلش تیتر مصاحبه کرده‌اند، به‌گونه‌ای که هر کس که به آن مصاحبه به روایت ایران‌وایر نگاه می‌کند، تنها تصوری که می‌کند آن است که محور و موضوع آن گفتگو این بوده که من از چه نوع اسلحه‌ای برای رویارویی با مردم به‌منظور حفظ و حراست از نظام استفاده خواهم کرد! زهی بی‌اخلاقی حرفه‌ای.

آن‌ها دروغ ننوشته‌اند اما آنچه نوشته‌اند یا درست‌تر گفته باشم تنظیم کرده‌اند، در نهایت بی‌اخلاقی حرفه‌ای و بدون رعایت کوچک‌ترین احترامی برای معیارهای حرفه‌ای خبرنگاری بوده.

آیا به‌راستی نیازی به تأکید وجود دارد که من که کارم جز پژوهش و نوشتن نیست هرگز و در هیچ شرایطی اسلحه را راه‌حل ندانسته‌ام، چه رسد به آنکه خود بخواهم آن را به دست بگیرم؟ آنچه در آن مصاحبه گفته‌ام چیزی جز این نبود که در شرایط کنونی ایران و منطقه، به گمان من به‌عنوان یک استاد علوم سیاسی، فروپاشی نظام سیاسی مستقر به فروپاشی کشور و میهن ما خواهد انجامید. همه استدلال من این بود و هست که بگویم برای حفظ استقلال و یکپارچگی ایران، حتی گاه باید به سخت‌ترین انتخاب‌ها تن داد و آن مثال اسلحه است. قبلش می‌گویم که چقدر از تفنگ و فشنگ یا به‌عبارت‌دیگر خشونت، متنفرم. منتهی مثالم برای نشان دادن میزان دشواری این انتخاب و تصمیم‌گیری بود، نه اینکه آن‌طور که ایران‌وایر سهواً یا تعمداً خواسته نشان دهد و برخی از مخالفین یا منتقدینم هم فرصت را برای بهره‌برداری سیاسی علیه‌ام مناسب دیده‌اند. من در مصاحبه با دویچه‌وله که اسباب شکایت علیه‌ام در دادگاه و محکومیتم شده صراحتاً گفته‌ام که نظام در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت از حمایت ۳۰درصد از مردم برخوردار است. آن‌وقت چگونه ممکن است که خواسته باشم جلوی آن ۷۰درصد با اسلحه بایستم و به آنان شلیک نمایم؟ عقل هم چیز شریفی است. بازهم تأکید می‌کنم که فروپاشی نظام راه را برای خطر فروپاشی و تجزیه کشور فراهم می‌آورد. یک نگاه سطحی به وضعیت اقلیت‌ها حکایت از عمق و گستردگی نارضایتی‌های قومیتی و دینی گسترده می‌نماید و آوردن استعاره تفنگ همان‌طور که گفتم به معنای آن است که مسئله حفظ تمامیت ارضی کشور آن‌قدر اهمیت دارد که لیبرالی مثل من که از تفنگ متنفر است و در تمام عمرش با آن سر کار نداشته ممکن است به آن متوسل شود. والا به‌عنوان یک معتقد به لیبرالیسم معتقدم که حتی مقدس‌ترین نظام‌ها را هم نمی‌توانیم وقتی اکثریت آن را نمی‌خواهند به‌زور حفظ نماییم. ایضاً هیچ قوم، ملیت و اقلیتی را به‌زور نمی‌توانیم وادار به تن دادن به حاکمیت اکثریت نماییم.

بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد.

من اصل گفتگو را جهت قضاوت عزیزان آورده‌ام و مشخص است که موضوع گفتگو اساساً در چه خصوصی است. حتی قرائت چند سطر از مصاحبه هم برای مخاطب روشن می‌سازد که اساس و بنیان آن مصاحبه در خصوص موضوع دموکراسی و آزادی بیان در ایران است. همه دغدغه‌ام آن است که اگر نظام فعلی به هر دلیلی سقوط نماید همین مختصر دموکراسی و فضای بازی که در کشور وجود دارد هم دست‌کم در کوتاه‌مدت از میان خواهد رفت. حتی یک نگاه سطحی به مصاحبه روشن می‌سازد که اصرارم برای حفظ نظام به‌هیچ‌روی به‌واسطه آن نیست که مدافع آن بوده و آن را بی‌عیب و نقص می‌دانم. بلکه به‌واسطه آن است که معتقدم هر آسیبی که به نظام وارد شود نهایتاً باعث تنگ‌تر شدن عرصه بر آزادی‌های مدنی، خراب‌تر شدن وضعیت حقوق بشر و محدودتر شدن آزادی بیان می‌شود. در جایی از گفتگو اشاره می‌کنم که بغض و کینه‌ای که در دهه هفتادی‌ها در ناآرامی‌های دی‌ماه گذشته ظاهر شد، دارد به‌تدریج به دهه هشتادی‌ها هم می‌رسد. می‌گویم بغض، سرخوردگی و ناامیدی‌های نسل‌های جوان همچون آتشی به زیر خاکستر تلنبار شده و اگر روزی فوران کند معلوم نیست که چه بر سر تمامیت ارضی کشور خواهد آمد؛ و در مصاحبه اصرار می‌ورزم که به‌جز اصلاحات و تغییرات ولو اندک گزینه دیگری نداریم. ایران‌وایر بجای انعکاس این مطالب، آن را به‌گونه‌ای منعکس نموده کانه موضوع مصاحبه بر سر حفظ و حراست نظام از سوی بنده با اسلحه است.

دیدگاه نویسنده الزاما بیانگر نظر ایران وایر نیست. ایران وایر در بخش وبلاگ ها، از انتشار همه دیدگاه ها استقبال می کند.

No responses yet

Mar 21 2017

زیباکلام: اصول گرایان در تعطیلات نوروز، مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.
در دو هفته تعطیلات نوروزی اصولگرایان مقدمات آتش سنگین بر روی آقای روحانی را تدارک خواهند دید. البته هجمه‌های سنگین اصولگرایان از آغاز سال جدید بر دولت آقای روحانی کاملا قابل درک است. اصولگرایان می‌دانند هیچ شانسی برای پیروزی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ندارند.

به گزارش عصر ایران، صادق زیباکلام با این مقدمه در روزنامه «آرمان» می‌افزاید: برای آنها (اصولگرایان) مهم نیست که چه کسی نهایتاً نامزدشان خواهد شد. فرقی هم ندارد که مهندس ضرغامی، حجت‌الاسلام رئیسی، آقای قالیباف، آقای سعید جلیلی یا فرد دیگری کاندیدای نهایی اصولگریان شود. مهم آن ‌است که اصولگرایان این واقعیت تلخ را دریافته‌اند که هیچ بخت و اقبالی در صندوق‌های رأی ندارند.

انتخابات مجلس در اسفند ۹۴ به اصولگرایان نشان داد که آنها هیچ بدنه اجتماعی میان جوانان، دانشجویان طبقه متوسط، بازاریان ندارند و بعید است بتوانند بیش از جلیلی رأی به دست آوردند. فرضاً اگر سعید جلیلی نامزد آنها شود نهایتاً می‌تواند همان چهار میلیون رأی ۹۲ را بیاورد. بنابراین آنچه برای اصولگریان می‌تواند «پیروزی» در انتخابات محسوب شود، آن است که تلاش کنند که رأی روحانی ریزش کند. به عبارت دیگر رأی روحانی نه‌تنها به ۱۹ میلیون سال ۹۲ نرسد، بلکه به کمتر از آن میزان یعنی حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون شود.

کاهش رأی روحانی برای اصولگریان پیروزی محسوب می‌شود، زیرا آنها می‌توانند به ایشان اعلام کنند اگر ما اصولگرایان محبوبیت نداریم، اما شما نیز فاقد محبوبیت هستید و خطاب به آقای روحانی بگویند مردم از سیاست‌های شما استقبال نکردند. بنابراین همه امید آنها این است که رأی جامعه دچار ریزش شده و مردم از رفتن پای صندوق استقبال نکنند. زیرا بسیاری از رأی‌دهندگان بالقوه آقای روحانی با این وسوسه روبه‌رو هستند که کارنامه آقای روحانی در چهار سالی که گذشت چندان درخشان نیست.

اصولگرایان امیدوار هستند امواج عدم شرکت در انتخابات گسترده شود تا روحانی نتواند رأی بالایی بیاورد. این مسأله موجب می‌شود که طرفداران آقای روحانی و اصلاح‌طلبان تلاش کنند مردم را پای صندوق‌های رأی بیاورند، درست در خلاف جهت اصولگریان که می‌خواهند آمار شرکت در انتخابات پایین آید. طرفداران اصلاحات باید تلاش‌کنند و مردم را تشویق و ترغیب کنند که پای صندوق‌های رای بیایند و در این مسیر، اصلاح‌طلبان به مردم اعلام کنند که درست است که آقای روحانی نتوانسته برای بیکاری و رکود گام‌های بلند و ملموسی بردارد، اما از نظر مهار تورم، کاهش تناوبات ارزی، افزایش رشد اقتصادی آن هم در اندازه‌ای که شاید کارشناسان نیز باور نداشتند در سال۹۵ به این میزان رشد اقتصادی برسیم، موفق عمل کرده است.

بنابراین اصلاح‌طلبان باید به رأی‌دهندگان بالقوه اعلام کنند که با نرفتن پای صندوق در حقیقت، آب به آسیاب تندروها می‌ریزند. این مهم را خود دکتر روحانی نیز باید انجام دهد و به‌جای رسیدگی به مصاحبه‌های نمایشی با خبرنگاران و مجریان برجسته صداوسیما که کسی هم غالباً آنها را خیلی قبول ندارد، در مصاحبه‌های انتخاباتی با مردم بی پرده سخن بگوید. روحانی صراحتاً اعلام کند، درست است که دولت وی نتوانسته اقتصاد را از رکود کامل خارج و اشتغال ایجاد کند، اما مردم باید اطلاع پیدا کنند چه میزان از اقتصاد ایران زیر نظر قوه مجریه و چه میزان از آن خارج از قوه مجریه زیر نظر بنیادها و سازمان‌هاست که نه‌تنها زیر نظر دولت قرار ندارند، بلکه زیر نظر مجلس هم نیستند و به فعالیت اقتصادی کلان مشغولند.

آقای روحانی باید این واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذارد. روحانی باید خطاب به مردم اعلام کند که به خاطر سیاسیت‌های پوپولیستی دولت قبل، ۴۰ میلیارد تومان یارانه ‌می‌پردازیم، در حالی که کل بودجه عمرانی کشور به ۱۵ هزار میلیارد تومان هم نمی‌رسد. آقای روحانی باید به مردم اعلام کند چه کسانی موجب شدند این میزان یارانه به مردم پرداخت شود، در حالی که یک شغل هم از پرداخت این یارانه‌ها ایجاد نمی‌شود.

اگر آقای روحانی محافظه‌کاری را کنار بگذارد و با مردم صادقانه سخن بگوید، آنگاه همین مردم متوجه خواهند شد مشکلات کلان اقتصادی ایران از کجاست و خواهند فهمید این اقتصاد ناکارآمد ایران است که از یک‌سو موجب رکود و از سوی دیگر موجب بیکاری گسترده به خصوص بین لایه‌های تحصیلکرده جامعه می‌شود.

No responses yet

Mar 04 2016

نامه ی صادق زیبا کلام به حسین شریعتمداری: پریدن با بال شکسته هنرماست

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

وکیل ملت: صادق زیبا کلام در نامه ای به حسین شریعتمداری با اشاره به نتیجه انتخابات مجلس نوشت:پریدن با بال شکسته هنرماست.

بسمه‌تعالی
سرور عزیز و مکرم جناب آقای حاج حسین شریعتمداری
مدیرمسئول روزنامه وزین کیهان

با سلام و تحیات، انتظار می‌رفت که نتایج انتخابات اخیر بالأخص آنچه در تهران اتفاق افتاد دست‌کم لختی جنابعالی را در فکر فرومی‌بُرد؛ اما ظاهراً نه شما و نه همفکرانتان نمی‌خواهید این نتایج را ببینید. یقین بدانید ضرر نمی‌کردید اگر دست‌کم در خلوت و محافل خصوصی‌تان لختی از آن عوالم، خیالات و تصویر و تصوراتی که سال‌هاست برای خودتان ساخته‌اید می‌توانستید اندکی بیرون می‌آمدید و با واقعیات عریانِ جامعه‌تان مواجه می‌شدید. البته کار دشواری است و اصحاب قدرت در این‌گونه موارد سعی می‌کنند با سرهم کردن یکسری توجیهات و استدلال‌ها برای خودشان از مواجهه با واقعیات بگریزند. روش مرسوم در جامعه ما فروافتادن در باتلاقی از تئوری‌های توطئه و فرضیه‌های دایی جان ناپلئونی در توجیه واقعیت‌های سیاسی که باب میلمان نمی‌باشند بوده است. این بارهم پای بی‌بی‌سی و توطئه‌های انگلستان در تفسیر رأی مردم تهران به میان آمده.

اما جناب شریعتمداری عزیز، خیلی نیازی به تحلیل‌ها و تئوری‌های پیچیده دایی جان ناپلئونی نیست. دومیلیونی که در تهران به‌پای صندوق‌های رأی رفتند بخشی از همان «خس و خاشاک» سال88 هستند. در طی این 6سال یک‌بار نخواستید ببینید که حرفشان و دردشان و بغضشان در سال88 چه بود. در عوض هرچه به دهانتان رسید نثارشان کردید. فتنه‌گرشان خواندید و متهمشان کردید که با کمک جورج سورس، آمریکا، اسراییل و سفارت انگلستان می‌خواسته‌اند انقلاب مخملی به راه بیندازند. با زنان و مردانی که صادق‌ترین، متعهدترین، متدین‌ترین و پاک دست‌ترین فرزندان نظام بودند، هر طور که دلتان خواست رفتار کردید. غیرقانونی بازداشت کردید، غیرقانونی محاکمه کردید، غیرقانونی حبس کردید، غیرقانونی در حصر نگه داشتید، غیرقانونی از ادامه‌ کار و تحصیلشان جلوگیری کردید، غیرقانونی ستاره‌دارشان کردید و دست‌آخر هم غیرقانونی رد صلاحیتشان کردید. آیا تنبیه و مجازاتی بود که خواستید علیه آنان به اجرا درآورید اما گفتید که «حیف که قانون دست‌وبال ما را بسته و نمی‌توانیم». در پایان هم «حماسه 9دی» را علم کردید. سه میلیون نفر معترض در 25خرداد را ندیدید اما دویست هزار جمعیت «گردآوری‌شده» در 9دی را «حماسه» خواندید. به ندای «آشتی ملی» که آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تاریخی تیر88 سر دادند از روی غرور و کبر پوزخند زدید و شاخه‌ی زیتونی را که به طرفتان گرفته بود به زیر پا له کردید.

از همه این‌ها بدتر آن شد که به‌جای آنکه مردم «داستان فتنه» و «حماسه 9دی» را باور کنند، خودتان خیلی بیشتر از مردم آن‌ها را باور کردید. خودتان بریدید، خودتان دوختید و دست‌آخر هم به‌عنوان «فتنه» آن را بر تن منتقدینتان کردید. 6سال از صداوسیما، تریبون‌های نمازجمعه، مجالس مطیع و گوش‌به‌فرمان هشتم و نهم، مطبوعات و رسانه‌های حکومتی شبانه‌روز علیه «فتنه» و «فتنه‌گران» تبلیغات کردید. دریغ از آنکه در طی این 6سال حتی 6دقیقه هم به «فتنه گران» اجازه دهید که در صداوسیما از خودشان و اتهاماتی که شما به آن‌ها وارد کرده‌اید دفاع کنند. حتی یک‌بار نخواستید در طی این 6سال یک نظرسنجی ساده به عمل بیاورید که چند درصد از اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده کشور «داستان فتنه» و «حماسه 9دی» را باور کرده‌اند؟ شاید اگر یک‌بار به دیگران هم توجه می‌داشتید و برای دیگران هم حق‌وحقوقی قائل می‌شدید، شاید اگر یک‌بار هم صدای مخالفتان را حاضر بودید بشنوید، امروز این‌قدر بهت‌زده و غافلگیر نمی‌شدید. حق‌دارید البته. ما خودمان هم در خواب نمی‌دیدیم که مردم تهران این‌گونه به ندای رهبری اصلاحات پاسخ دهند؛ اما دادند. خود ما را هم بهت‌زده کردند تا چه رسد به شما که یک‌بار نخواسته‌اید غیر خودتان را بشنوید.

جناب آقای شریعتمداری عزیز هنوز هم دیر نشده، به خاطر خدا، برای یک‌بار هم که شده از پشت پنجره آن برج عاج غرور، قدرت و شوکتتان نگاهی هم به بیرون بیندازید و سعی کنید مملکت و ملت را در ورای دنیایی که سال‌هاست برای خودتان ساخته‌وپرداخته‌اید ببینید.
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
سیزدهم اسفند یک هزار و سیصد ونودوچهار

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .