اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'لهستان'

Jan 18 2019

«لهستانی‌ها قدردان فرهنگ و جامعه ایران هستند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: تاریخ گاهی ناگهان در می‌زند. داستان حضور پناهنده‌های لهستانی در ایران در زمان جنگ جهانی دوم برای بسیاری آشنا است اما در روزهای گذشته به تیتر اخبار ایران و منطقه و حتی دنیا بدل شده است. این پس از آن است که دولت امریکا اعلام کرد می‌خواهد ماه آینده کنفرانسی در ورشو، پایتخت لهستان ترتیب دهد که موضوعش برخورد با جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
مقامات ایرانی اعتراض شدیدی به لهستان کرده، سفیر این کشور را فراخوانده اند و حتی هفته فیلم لهستان در تهران لغو شده است. در این میان، بسیاری از مقامات ایرانی به سال‌های جنگ جهانی دوم و حضور مهاجرین لهستانی اشاره کرده‌اند؛ مثلا شهردار اصفهان عکس تمبری را که در لهستان به یاد کودکان لهستانی مقیم این شهر ایرانی منتشر شده بود و نیز «عباس عراقچی»، معاون وزیر امور خارجه ایران عکس آرامگاه لهستانی‌ها در تهران را به اشتراک گذاشتند.
عراقچی نوشته بود: «بیش از یک صدهزار لهستانی پس از آزادی از اردوگاه‌های کار اجباری استالین از راه ایران بازگشتند.»

دکتر «لیور استرنفلد» در پاسخ به عراقچی، در توییتر خود نوشته که رقم واقعی لهستانی‌ها در ایران بسیار بیش‌تر بوده و حتی شاید به ۴۰۰ هزار نفر می‌رسیده است.

استرنفلد تاریخ دانی است که مدت‌ها در مورد حضور لهستانی‌ها در ایران تحقیق کرده است. مقاله او با عنوان «تا ما زنده‌ایم، لهستان از میان نرفته: پیدایش ایرانِ لهستانی، ۴۵-۱۹۴۱» سال گذشته در ژورنال دانشگاهی «مطالعات اجتماعی یهودیان» در امریکا منتشر شد. موضوع اصلی پژوهش لیور، تاریخ یهودیان در ایران قرن بیستم بوده و کتابش در این مورد با عنوان «بین ایران و صهیون» چند ماه پیش توسط انتشارات «دانشگاه استنفورد» منتشر شده است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید هنگام تحقیق در نشریات ایرانی، آگهی‌های متعددی توجه او را جلب کرده که از کلاس‌های زبان، باله و ارکسترهای لهستانی در تهران خبر می‌دادند: «این ماجرا باعث شد از زاویه‌ای غیراروپایی به جنگ جهانی دوم بیاندیشم؛ چیزی که مدت‌ها دنبالش بودم.»

او درباره پاسخی که برای عباس عراقچی نوشته است، می‌گوید: «پیدا کردن رقم‌های دقیق تقریبا غیرممکن است. نهادهای بسیاری بودند که با لهستانی‌ها همکاری می‌کردند و در نتیجه باید تمام منابع را جمع کنیم و ببینیم کجا با هم تلاقی دارند و کجا می‌توانیم اطلاعات بیش تری اضافه کنیم. تخمین محافظه‌کارانه من این است که از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ حدود ۲۵۰ هزار پناهنده لهستانی در ایران بودند.»

اما توضیح می‌دهد که رقم واقعی شاید تا ۴۰۰ هزار نفر هم بوده باشد: «بر اساس منابع صلیب سرخ، کمیته امداد یهودیان امریکایی، ارتش بریتانیا و منابع ایرانی، می‌دانیم که تنها در عرض دو هفته در مارس ۱۹۴۲، بیش از ۱۰۰ هزار لهستانی از خاک شوروی به ایران آمده اند. در ضمن، آمار حمل و نقل از طریق دریای خزر، قطار و کامیون نشان می‌دهد که تنها در همان ماه مارس، ۱۲۵ هزار پناهنده لهستانی در ایران سکنی گزیده اند.»

آیا واقعا آن‌طور که می‌گویند، برخورد ایرانی‌ها با لهستانی‌ها در آن‌ هنگام خوب و میهمان‌نوازانه بوده است؟ او در پاسخ به این سوال می‌گوید: «عموما همین‌طور بوده. ایران در آن سال‌ها روزهای سختی را از سر می‌گذراند. کمبود غذا و قحطی و شورش نان در کار بود اما ایرانیان عموما خشم خودشان را متوجه لهستانی‌ها نکردند. بیش تر لهستانی‌ها بارها از میهمان‌نوازی ایرانیان در زمان جنگ گفته‌اند. به نظرم خیلی از ایرانی‌ها از حضور لهستانی‌ها استفاده کردند و لهستانی‌ها هم قدردان آن‌‌چه از ایران و جامعه و فرهنگ ایران به دست می‌آوردند، بودند. بین لهستانی‌ها این میراثِ قدردانی از ایرانیان پایدار شده است. البته باید اضافه کنیم که راست‌ افراطی در ایران و گروه‌های محافظه‌کار مذهبی می‌کوشیدند لهستانی‌ها را بی‌اخلاق جلوه دهند و بگویند آن‌ها دارند وجهه ملی ایران را فاسد می‌کنند. اما این صداها حضور چشم گیری نداشتند؛ به ویژه با توجه به استقبال عمومی از پناه جویان.»

پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایران در شرایط بسیار دشواری بود. با این وجود، لیور می‌گوید حدود ۱۰ درصد از لهستانی‌ها تمایل داشتند در ایران بمانند. اکثریت البته می‌خواستند بروند چون هم ایران ثبات نداشت و هم پیشنهاد مهاجرت به کشورهای مطلوب‌تری هم چون امریکا، کانادا، استرالیا و نیوزلند را داشتند. لیور توضیح می‌دهد که ایران از آغاز به عنوان مامن موقتی به آن‌ها معرفی شده بود. با این حال، بسیاری از آن‌ها حتی پس از ترک ایران نیز هم چنان خود را مرتبط با این کشور می‌دانستند.»

بعضی از آن لهستانی‌ها که از ایران به کشورشان رفتند، از سوژه های اصلی فیلمی بودند که «خسرو سینایی» با نام «مرثیه گم شده» ساخت. سینایی سال گذشته در نشست «بنیاد لاجوردی» تهران با حضور کاردار لهستان درباره ماجرای ساختن این فیلم صحبت کرد. او گفت: «در سال ۱۳۵۳ آقای “ایرج گرگین” [از مدیران مشهور تلویزیون] مرا صدا کرد و گفت شاه و ملکه به زلاندنو [نیوزلند] رفتند و در بدو ورود با چند کودک لهستانی مواجه شدند که سرود‌[احتمالا به فارسی] می‌خواندند. اگر بخواهی، می‌توانی به زلاندنو بروی و درباره لهستانی‌ها فیلم بسازی.»
سینایی می‌گوید وقتی به نیوزلند رفته، شاهد محبت بسیار لهستانی‌ها بوده است.

لیور توضیح می‌دهد که لهستانی‌ها تاثیر قابل توجه و ماندگاری بر فرهنگ ایران گذاشتند. او از کلیساها و کنیسه لهستانی‌ها می‌گوید و از ثبت حضور آن‌ها در آثار نویسندگانی هم چون «سیمین دانشور». این تاریخ دان در ضمن از تاثیر لهستانی‌ها بر خیابان «لاله‌زار» و فرهنگ اطراف آن حرف می زند که در «پروژه دیجیتال لاله‌زار» به مدیریت دکتر «آیدا مفتاحی»، استاد دانشگاه مریلند ثبت شده است. این پروژه توسط یکی از نهادهای مستقر در این دانشگاه به نام «پژوهش‌سرای روشن در علوم انسانی دیجیتال» اداره می‌شود.

سال گذشته که هفتاد و پنجمین سالگرد ورود لهستانی‌ها به ایران بود، اقدامات بسیاری با همکاری تهران و ورشو انجام شد. سفارت لهستان در تهران در همکاری با وزارت فرهنگ آن کشور و موسسه «آدام میشکویچ» از یک سو و کاخ «سعدآباد» در تهران، شهرداری اصفهان و موزه هنرهای معاصر این شهر از سوی دیگر رویدادهایی در تهران و اصفهان برگزار کردند که نشستِ بنیاد لاجوردی یک نمونه‌اش بود. نمونه‌های دیگر، نمایشگاه‌های عکس در نگارخانه کاخ سعدآباد و موزه هنرهای معاصر اصفهان بود.

دکتر استرنفلد امیدوار است که پس از خوابیدن هیاهوی روزهای اخیر درباره لهستانی‌ها، علاقه به این موضوع از میان نرود و پژوهش‌های بیش تری در مورد لهستانی‌های ایران انجام شود.

No responses yet

Mar 08 2014

اطلاع‌رسانی از که باید آموخت؟ از وزیر خارجه لهستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: اگر لقمان حکیم امروز زنده می‌بود، به طور قطع در وبلاگش یا در فیس‌بوک، به اقدام صریح و ضدسانسوری وزیر خارجه لهستان اشاره می‌کرد. اقدامی که حتی بعضی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور هم چندان مایل به انتشار خبرش هم نبودند. من هرچه گشتم، در بی‌بی‌سی اثری نیافتم. کار وزیر خارجه لهستان از آن جهت قابل تامل است که در خانه میزبان، بسیاری از معاملات و منفعت‌طلبی‌ها را کنار گذاشت و به نقض آزادی بیان و حقوق بشر اعتراض کرد. کار بزرگ‌تر آنکه بعد از سانسور توسط رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی، وزیر خارجه خود اقدام به انتشار ویدئو با زیر نویس کرد.

اما سوال بزرگ‌تر من این است که مگر خبرنگاران رسانه‌های بین‌المللی در جلسه مطبوعاتی حاضر نبودند؟ چرا من نوعی باید خبر چنین اقدامی را در حساب توئیتر وزیر خارجه پیدا کنم؟ مگر خبرنگاران خارجی برای چه به ایران رفته‌اند؟

چندی پیش، مجید محمدی در باره محافظه‌کار شدن خبرنگاران بنگاه‌های خبری خارجی در تهران مطلبی در خودنویس نوشت [1]. بسیاری از خبرنگاران که کارشان انتقال واقعیت‌ها است، طوری خبرها را تنظیم می‌کنند که مجوز فعالیت‌شان در تهران تمدید شود. بزرگ‌ترین بهره را هم دولت و نظام می‌برند که حتی رسانه‌های مستقل از نیروهای سیاسی در ایران، مجبورند تابع قواعد سانسور و خودسانسوری باشند.

وقتی به سابقه بعضی از خبرنگاران سابقا فعال در ایران نگاه می‌کنید، ممکن است به موارد متعدد «نرمش‌های قهرمانانه» برای بقا برخورده باشید. قابل درک است که یک خبرنگار ایرانی دو ملیتی کارکردی بسیار بیشتر در ایران داشته باشد تا در اروپا و یا آمریکای شمالی. رفتن از ایران به معنی از دست دادن دسترسی به بسیاری از منابع است و در رسانه‌های معتبر هم خبرنگاری تلفنی چندان با معنا نیست. دیگر فایده ندارد خبرنگار حوزه ایران در واشینگتن پشت میزش باشد…

جمهوری اسلامی هم این واقعیت را می‌داند. احتمالا تا چند سال دیگر، خواندن و یا شنیدن و تماشای این رسانه‌ها، بی‌نتیجه است، اگر بخواهیم همه خبرها در باره زندانیان بی‌نام و نشان و یا سرکوب اقلیت‌ها و … بخوانیم و بدانیم

اقدام وزیر خارجه لهستان را حتی نمی‌توان از بسیاری از دیپلمات‌های قدرت‌های ۵+۱ انتظار داشت. وقتی همه به مساله هسته‌ای توجه می‌کنند، و دولت ایران نیز این مساله را به خوبی می‌داند، سخنان و گزارش‌های بخش‌های بررسی نقض حقوق بشر در وزارت‌خانه‌های امور خارجه این دولت‌ها کار چندانی از پیش نخواهند برد، چرا که معاونت‌های دیپلماسی، نمی‌خواهند ذره‌بین روی نقض سیستماتیک حقوق بشر متمرکز شود. برای آنها، نتیجه‌گیری احتمالا مهم‌تر از درست بودن یک اقدام است. جمهوری اسلامی هم از این مساله به خوبی آگاه است و بلد است بازی را به کجا بکشاند.

بیش از ۷ ماه از آغاز کار دولت روحانی می‌گذرد، اما وضعیت حقوق بشر به کجا کشیده است؟ ممکن است ماله‌کشان باز حرف بیهوده «تفکیک قوا» را مطرح کنند، اما آیا تا الان، در طی این ۷ ماه و خرده‌ای که از رفتن حسن روحانی به ساختمان سفید ریاست جمهوری می‌گذرد، سخنی از او در محکومیت اعدام‌های پی در پی شنیده‌اید؟ از او در باب نقض حقوق اقلیت‌های دینی و قومی چند خط خوانده‌اید؟ آیا انتظار دارید کسی که نام خانوادگی‌اش طوری تغییر یافته که با بهایی‌های منطقه «اشتباه» گرفته نشود، حواسش به مصادره ناحق اموال بهایی‌های سمنان و دیگر نقاط باشد؟

فکر می‌کنید روحانی نگران برخورد با دراویش است؟ هر وقت آرشیو دستورات شورای‌عالی امنیت ملی در باره نحوه برخورد با دراویش منتشر شد، می‌توان فهمید که روحانی از چه جنسی است.

از همه مهم‌تر، آیا انتظار دارید خبرنگاران ساکن ایران، از او سوالی جدی بپرسند که خوشش نیاید؟ پس مجوز کار در ایران چه می‌شود؟

من یکی که چشمم آب نمی‌خورد! بعید هم نیست پس‌فردا یکی از خبرنگاران ایرانی دو ملیتی برود و فیلمی در باره اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور هم بسازد و با چند نفر از توابین هم گفتگویی کند…حداقل تا زمان انتخابات ۱۳۹۶ مجوزش سر جایش است…اما اگر آن زمان خطایی مرتکب شد، دیگر کارش با کرام‌الکاتبین است!

No responses yet

Mar 06 2014

وزیر خارجه لهستان، ظریف را له کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

خودنویس: وزیر خارجه لهستان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با ظریف، به فیلترینگ و سانسور اینترنت، نبود آزادی بیان، افزایش اعدام‌ها و سرکوب در ایران اعتراض کرد؛ رسانه‌های داخلی و رسمی ایران، این سخنان را سانسور کردند.

رادسلاو سیکورسکی، وزیر امور خارجه لهستان، که روز جمعه، نهم اسفندماه، به ایران سفر کرده بود، یک روز بعد در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با جواد ظریف، در اعتراض به فیلترینگ اینترنت، وضعیت آزادی بیان، اعدام‌ها و حقوق بشر، گفت:

«می‌خواهم این مطلب را اضافه و به وزیر (جواد ظریف) یادآوری کنم که دیروز در اصفهان سعی کردم به وب‌سایت یکی از روزنامه‌های مهم لهستانی دسترسی پیدا کنم که متأسفانه نتوانستم. به من پیغام داده شد که این وب‌سایت به دلیل سانسور مسدود شده است. برای ما که از کشوری می‌آییم كه به خاطر آزادی بیان مبارزه کردیم، این شوکه‌کننده است. من هم‌چنین به وزیر (ظریف) اعلام کردم که ما باید به گفتگو در زمینه حقوق بشر در ایران نیز بپردازیم و جهان متوجه شده است که اخیرا تعداد اعدام‌ها در ایران بسیار افزایش یافته است.»

اما این سخنان با سانسور رسانه‌های داخلی ایران مواجه شد؛ به عنوان مثال، خبرگزاری امنیتی تسنیم در گزارش خود از کنفرانس مطبوعاتی ظریف و سیکورسکی، تنها این سخنان را از قول وزیر خارجه لهستان منتشر ساخت:

«وزیر خارجه لهستان نیز با اشاره به سفر ۱۰ سال گذشته خود به ایران در مقام معاون نخست وزیر لهستان، اظهار داشت: از مهمان‌نوازی کشور ایران متشکرم. وی افزود ایران کشور مهمی در منطقه است و امیداورم روابط ایران و اتحادیه اروپا گسترش یابد. وی افزود در این دیدار در مورد برخی موضوعات توافقات اولیه‌ای بین دو طرف صورت گرفته است. وزیر خارجه لهستان ابراز امیدواری کرد که ایران بتواند جامعه بین‌المللی را در مورد ماهیت صلح‌آمیز هسته‌ای خود متقاعد کند. وی با اشاره به موضوع بحران سوریه تصریح کرد که تمامی طرف‌ها باید در روند صلح این کشور مشارکت کنند.»

اما وزارت خارجه لهستان در وب‌سایت رسمی خود و نیز یوتیوب متن و ویدیوی سخنان سیکورسکی را منتشر ساخت.

لازم به توضیح است که وزیر امور خارجه لهستان، سفر سه روزه‌اش به ایران را به خاطر اتفاقات اخیر در اوکراین ناتمام گذاشت و به کشور خود بازگشت. سیکورسکی به همراه ۲۰ نفر از سرمایه‌گذاران و صاحبان صنایع لهستان به ایران سفر کرده بود. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی ایران، قرار بود سیکورسکی با حسن روحانی نیز ملاقات کند.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .