اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ناسیونالیسم'

Feb 20 2017

جنبش‌های هویت‌طلب و خطر زایش ناسیونالیسم تهاجمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی بی سی: جنبش‌های هویت‌طلب و قوم‌گرای ایران در آستانه زایش نوعی از “ناسیونالیسم تهاجمی” قرار دارند. این نوع از ناسیونالیسم، هم هویت و ماهیت و هم بقای خود را در نفی “دیگری” می‌داند و بنابراین از همان گام اول به دنبال ساختن دشمنی عینی است تا زمینه اتحاد ملی‌قومی فراهم شود. در چنین نگرشی، عدم تحمل چنان رشد می‌کند که تفاوت افکار و گوناگونی روش‌های مبارزه در میان ملت خود را نیز تحمل نخواهد کرد و هر تفاوتی، به تقابل تعبیر شده و موجب ارتداد خواهد شد. کافی است به ادبیات این جریان‌ها توجه شود تا گستردگی حیرت‌انگیز دیگری‌سازی و دشمن‌تراشی آشکار شود. این نوع از ناسیونالیسم برای بقای خود به نفی هرگونه نقد درونی پرداخته و از برخاستن صدای متفاوت نگران است. یک نشانه از این زایش ترسناک، آنجاست که جنبش‌های هویت‌طلب در یک توافق نانوشته، از نقد آشکار اقوام و ملت‌های هم‌زبان خودداری می‌کنند و اخبار سرکوب‌های گسترده در میان آن ملت‌ها واکنشی برنمی‌انگیزد و مسکوت می‌ماند.

در روزهای گذشته دادگاه مربوط به حادثه “نارداران” در باکو تشکیل شد و تعدادی از متهمان مذهبی در این دادگاه، احکام زندان طولانی مدت (از ۲۰سال تا ۱۰ سال) دریافت کردند. در همین دادگاه، معاون حزب جبهه خلق آذربایجان-از احزاب سکولار اپوزیسیون- نیز به ده سال زندان محکوم شد. البته تنها مخالفان مذهبی و یا احزاب متشکل اپوزیسیون نیستند که در آذربایجان سرکوب می‌شوند. چندی پیش دو دانشجوی جوان، که بر روی مجسمه حیدر علی‌اف شعار نوشته بودند، در دادگاهی مشابه به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. آنها در روز تولد حیدر علی‌اف (پدر رییس جمهور کنونی آذربایجان) بر روی مجسمه او نوشته بودند: “روز بردگی مبارک باد”.

در ترکیه نیز تصفیه‌های گسترده ماه‌های گذشته به دستگیری، بیکاری و اخراج صدها تن از کارمندان دولت، معلمان، استادان دانشگاه و قضات و برخی فرماندهان و اعضای ارتش و همچنین دستگیری نمایندگان مجلس و روزنامه‌نگاران انجامید. در کنار آن، سرکوب در مناطق کردنشین ادامه داشت و رجب طیب اردوغان نیز به دنبال تغییر قانون اساسی و قبضه کامل قدرت رفت.

بجز آذربایجان، در ترکیه نیز تصفیه‌های گسترده ماه‌های گذشته به دستگیری، بیکاری و اخراج صدها تن از کارمندان دولت، معلمان، استادان دانشگاه و قضات و برخی فرماندهان و اعضای ارتش و همچنین دستگیری نمایندگان مجلس و روزنامه‌نگاران انجامید. در کنار آن، سرکوب در مناطق کردنشین ادامه داشت و رجب طیب اردوغان نیز به دنبال تغییر قانون اساسی و قبضه کامل قدرت رفت. در مقابل این حوادث، اعتراض یا نقدی جدی در میان جنبش هویت‌طلب ترک‌های ایران شنیده نشد و می‌توان گفت که گاه حمایت ضمنی هم وجود داشت.

در سوی دیگر، مشابه این سرکوب‌ها در اقلیم کردستان نیز جریان دارد. تنها در یک نمونه، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در روزهای اخیر گزارش داد که در حدود ۱۸۳ کودک بازداشتی در کردستان عراق توسط سازمان اطلاعاتی این اقلیم شکنجه شده‌اند. به گفته این سازمان، سن کودکان مزبور بین ۱۱ تا ۱۷ سال بوده و ماموران سازمان امنیتی اقلیم آنها را “با سیگار سوزانده، با مشت و لگد ضرب و شتم کرده، با کابل و لوله‌های پلاستیکی مضروب کرده و به ایشان شک الکتریکی وارد کرده‌اند.” سازمان دیده‌بان حقوق‌بشر چندی پیش نیز فاش کرد که “گروه‌های مسلح وابسته به حزب کارگران کردستان در عراق، از میان پسران و دختران نوجوان نیرو گرفته‌اند و در دو مورد، گروه‌های مسلح آن کودکانی را که تلاش کردند از آنها جدا شوند را ربوده یا بطور جدی مورد آزار و اذیت قرار داده‌اند.” گزارش‌های مربوط به ویران کردن خانه اعراب توسط نیروهای کرد نیز از دیگر اخباری است که در ماه‌های اخیر منتشر شد. این اخبار نیز در میان جنبش هویت‌طلب کرد مسکوت ماند و نقد یا اعتراضی جدی برنیانگیخت.

در مجموع به نظر می‌رسد که فعالان مدنی و هویت‌طلب یا قومگرای ایران، نقض گسترده حقوق بشر در مناطق همزبان خود را نادیده می‌گیرند و حتی گاه به توجیه آن نیز می‌پردازند. به این ترتیب، مهمترین شاخصه نیروهای هویت‌طلب را باید استانداردهای دوگانه آنها در مواجهه با امر سیاسی دانست.

برخی فعالان ترک، از یک طرف سرکوب نیروهای مذهبی در آذربایجان را حمایت می‌کنند، و از سوی دیگر شیوه حکمرانی نیروهای مذهبی در ترکیه را ستایش می‌کنند. یا در حالی که از حق تعیین سرنوشت ملت آذربایجان در ایران دفاع می‌کنند، درباره سرنوشت ملت کرد در ترکیه سخنی نمی‌گویند. نیروهای هویت‌طلب کرد نیز در حالی که از خشونت دولتی بی‌پایان در مناطق کردنشین ترکیه سخن می‌گویند، اقدامات مسلحانه چریکهای کرد در شهرهای این کشور و علیه مردم بیگناه را مسکوت گذاشته‌اند. یا در حالی که از سرکوب امنیتی کردستان در ایران خشمگین هستند، درباره سرکوب گسترده مردم عرب در اقلیم کردستان حرفی نمی‌زنند.

گویا که اولویت جنبش‌های قومی ایران، نه دموکراسی و حقوق برابر همه انسان‌ها، بلکه کوشش برای زایش نوعی از ناسیونالیسم تهاجمی شده است. این برخورد گزینشی با سرکوب و خشونت، و اعمال استانداردهای دوگانه در مواجهه با آن، علاوه بر آنکه موجب بی‌اعتمادی به نیروهای تحول‌خواه منطقه شده، تصویر آینده این منطقه را نیز تاریک کرده است. قبیله‌گرایی‌های مذهبی یا قومی، موجب شده است که زشتی استبداد و سرکوب، نه در واقعیت آن، بلکه تنها در چهره حاکم مستبد و سرکوب‌گر خلاصه شود. ظاهرا هدف نهایی این کشمکش‌ها و مبارزات نیز آن است که مستبدی را کنار زده و مستبد دیگری را جایگزین کنند: از قبیله شما نباشد، بلکه از قبیله ما باشد.

ارومیه؛ قدرت گرفتن هویت طلبان تُرک یا تشدید شکاف‌های مذهبی؟

اقلیم کردستان؛ از دولت مستقل تا اعتراضات خیابانی

جنبش روشنایی و نگاه قوم مدارانه

اردوغان در بن بست؟ از صلح با پ‌ک‌ک تا جنگ با حزب دموکراتیک خلق‌ها

خاورمیانه و موقعیت خطرناک اقلیت‌ها

هویت طلبی؛ مطالبات هویتی، فدرالیسم سیاسی یا جدایی طلبی؟

اما جنبش‌های مدنی و هویت‌طلب در میان اقلیت‌ها، اگر بخواهند که کوشش‌های آنان، منجر به زایش استبدادی جدید نشود، و هیولای هولناک جدیدی سر برنیاورد، چاره‌ای ندارند جز آنکه “انسان” و حقوق او را بر هر مفهوم ذهنی دیگری اولویت دهند. خطر اصلی آنجا است که تلاش برای خروج از بیراهه اسلام سیاسی، منجر به حرکت در کج‌راهه ناسیونالیسم تهاجمی شود. این نقد البته می‌تواند شامل کلیت جنبش‌های سیاسی در ایران نیز باشد. مدعای این نوشته آن نیست که تهاجمی بودن ناسیونالیسم برای جریان‌های هویت‌طلب نادرست و برای دیگران بی‌اشکال است. بی‌تردید این پدیده در هر سوی که باشد نتایجی خطرناک دارد. همان اندازه که ناسیونالیسم تهاجمی ایرانشهرگرایانه باید نقد شود، ناسیونالیسم تهاجمی اقوام و ملت‌ها نیز قابل نقد است. خطری که این نوع از ناسیونالیسم می‌تواند در آینده به دنبال آورد، آنقدر بزرگ هست که ما را مجاب کند تا از همین امروز به نقد آن بپردازیم.

علت استانداردهای دوگانه جریان‌های هویت‌طلب ایران نیز به ماهیت ایدئولوژی ناسیونالیسم تهاجمی بازمی‌گردد. مشابه این وضعیت را در بخشی از اپوزیسیون فراگیرتر سیاسی نیز می‌توان مشاهده کرد. زایش ناسیونالیسم تهاجمی و اولویت یافتن ایده ذهنی ملیت، موجب خواهد شد که پایمالی هر حقی در برابر آن نادیده گرفته شود. چنانچه در نیروهایی مذهبی نیز اولویت ایده ذهنی دین به همین نتیجه منجر شد. مساله کنونی ایران، سرکوب گسترده مذهبی است، و مشکلات تاریخی ناسیونالیسم تهاجمی دیده نمی‌شود. اما نباید فراموش کرد که برساختن هر امر ذهنی که بالاتر از واقعیت انضمامی انسان قرار گیرد، در نهایت به پایمالی حق او منجر می‌شود.

مساله آذربایجان و تاجیکستان و ترکمنستان و افغانستان و کردستان و ترکیه، مساله ما هم هست و نمی‌توان سرکوب و استبداد و ستمگری در آن سرزمین‌ها را به بهانه‌های واهی نادیده گرفت.

فعالان مدنی یا هویت‌طلب، با حفظ مواضع خود و همزمان با پیگیری حقوق اقلیت‌ها، می‌توانند و “باید” که از ناسیونالیسم تهاجمی دوری کنند. در چنین صورتی است که حاکم مستبد و سرکوبگر، اگر هم‌زبان هم باشد، محکوم خواهد بود و قربانیان اگر از رقیبان و دشمنان هم باشند، همدردی ما را برمی‌انگیزند. و در چنین صورتی است که صدور احکام ظالمانه زندان‌های طولانی، حتی برای مخالفان نیز ناروا تلقی شده و انفجار بمب در میان بیگناهان و یا صدور حکم اعدام برای مخالفان سیاسی در هر حالتی محکوم می‌شود. به این ترتیب، هم اعتماد به این جریان‌ها، افزایش یافته و صدای آنها شنیده می‌شود و هم تصویر آینده از احتمال قدرت‌گرفتن آنان و متحدانشان، تصویری هولناک‌تر از امروز نخواهد بود.

بحران در منطقه ما، همچون بحران در ایران، نقطه مرکزی مشترکی دارد که استبداد است. در اینجا، گسترش جنبش‌های افراطی مذهبی و یا جنبش‌های ناسیونالیستی تهاجمی که همچون دور باطلی از یکی به دیگری در حال چرخش بوده، زمینه‌ای جز استبداد ندارند. وضعیت خونبار حاکم در منطقه، که در این سال‌ها بصورت فزاینده‌ای گسترش یافت، ضرورت دانستن و آموختن و چاره‌جویی مشترک ملت‌ها برای بحران استبداد را آشکار می‌کند. بن‌بستی که دیکتاتوری برساخته، زمینه همان آتشی است که اکنون در منطقه زبانه می‌کشد و از آنجا که این فاجعه، تمامی منطقه را در برگرفته، نتایج آن دامن همه ما را خواهد گرفت و چاره‌ای جز توجه به مسائل مشترک و آموختن از یکدیگر نداریم.

از این جهت است که مساله آذربایجان و تاجیکستان و ترکمنستان و افغانستان و کردستان و ترکیه، مساله ما هم هست و نمی‌توان سرکوب و استبداد و ستمگری در آن سرزمین‌ها را به بهانه‌های واهی نادیده گرفت. هم داستان تجربه استبداد دینی باید در منطقه برملا شود تا “توهم بهشت آینده مذهبی” که در برخی از این کشورها وجود دارد، کم‌رنگ شود و هم تجربه حکومت‌های شبه‌سکولار مبتنی بر ناسیونالیسم تهاجمی یادآوری شود، تا از یک چاه به چاهی دیگر سقوط نکنیم.

برای گشودن راهی جدید، می‌توان هم از بیراهه اسلام سیاسی و هم از کج‌راهه ناسیونالیسم تهاجمی دوری کرد، تا راه اعمال قدرت برای “مردم” فراهم شود. اولویت دادن به هر نوع ایدئولوژی که بر مبنای تبعیض و برتری‌جویی بنا شود، بحران ما را عمیق‌تر کرده و راه آینده را پیچیده‌تر خواهد کرد. از این جهت است که باید در عمل نشان داد، اولویت ما پیش از دین و بیش از قومیت و ملیت و خاک، همانا “انسان” است. حرمت به “عینیت انسان”، می‌تواند ورای مرزهای قراردادی و فراتر از ایده ذهنی دین یا ملت قرار گیرد

No responses yet

Jun 20 2016

روزنامه المسلم چاپ مصر: امپراتوری بزرگ ایران پس از ۲۵۵۰ سال، لشکر کوروش به حرکت در آمده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی

ملیون ایران: روزنامه المسلم چاپ مصر در اظهار نظری جالب نوشت:. ..امپراتوری بزرگ ایران پس از ۲۵۵۰ سال، لشکر کوروش به حرکت در آمده است.

ایرانی‌ها در راه بازگشتی تاریخی به دوران شکوه و اقتدار جهانی، منتها نه با موشک با نام‌های ایرانی. سپس در تحلیلی که براساس آمار رسمی ثبت احوال ایران ارائه شده به این مطلب اشاره کرد که در سال ۹۴، در مدت دوازده ماه ۱۷۵۸۴۹ نفر جهت تعویض نام خود به ثبت احوال مراجعه کرده که جز ۶۴ مورد همگی خواستار برگزیدن نامی اصالتا پارسی بوده‌اند.

این روزنامه افزود که این آمار در مقایسه با سال قبل(۴۲۳۱ مورد) بسیار قابل تامل بوده و به منزله زنگ خطری برای جهان اسلام است. محمد الوفوقی سردبیر روزنامه افزود این در حالیست که تقریبا بیش از ۷۶ درصد از نوزادان ایرانی در سال ۹۴ نام ایرانی برخود گرفته‌اند ولی تغییر یک نام عربی و جایگزین شدن آن با نامی پارسی به مراتب توهین آمیزتر و هشدار دهنده‌تر است.

به نظر میرسد درحالیکه نیروهای نظامی ایرانی درسالهای اخیر با پیشرفتهای چشمگیر درحال شکل دهی یک امپراتوری نظامی جدید هستند مردم ایران به موازات این حرکت و بطور چراغ خاموش امپراتوری به مراتب مخوف‌تر و گسترده تری را با برگزیدن نام‌های اصیل پارسی بنیان نهاده‌اند که پیش بینی می‌شود کمتر از ده سال آینده تمامی معادلات جهانی و دست کم جهان اسلام را در هم بشکند

No responses yet

Mar 31 2016

ایدئولوگ «روسیه بزرگ» در قم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: «بی‌نهایت خوشحالم که به مقر اصلی مبارزه با مدرنیته آمده‌ام. من زندگی خودم را وقف این مبارزه کرده‌ام زیرا برای من مدرنیته یعنی شیطان».

این را الکساندر دوگین گفته؛ کسی که او را برخی در سال‌های گذشته «ایدئولوگ» و «مغز متفکر» ولادیمیر پوتین توصیف کرده‌اند؛ در دیدار با آیت‌الله محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی در قم.

الکساندر گلیویچ دوگین، هفتم ژانویه ۱۹۶۲ در روسیه متولد شد. او اکنون در ۵۴ سالگی، بانفوذترین و مطرح‌ترین ایدئولوگ ناسیونالیسم افراطی در میان روس‌هاست.

دوگین اگرچه در شهر مذهبی قم در ایران، از مدرنیته به عنوان «شیطان» نام برده اما خود او کسی است که برخی از رسانه‌ها و صاحبنظران جهان غرب، دیدگاه‌هایش را «شیطانی» و «فاشیستی» توصیف می‌کنند.

الکساندر دوگین از غرب، دموکراسی، مدرنیته، لیبرالیسم و حتی کمونیسم، یهودیان و جهانی‌سازی نفرت دارد و این نفرت خود را علنا ابراز می‌دارد. مدل جایگزین او، احیای سنت‌ها و امپراتوری روسیه در قالبی نئوناسیونالیستی و جدید است؛ چیزی که او نام آن را «اوراسیا» گذاشته است.

دوگین شیمی و فیزیک را «علومی شیطانی» می‌داند و خواستار تعطیلی کامل اینترنت است؛ هرچند خود دیدگاه‌هایش را در سایتی به نام «تئوری سیاسی چهارم» منتشر می‌کند.

این دیدگاه‌ها و سابقه باعث شده تا او در دیدار با آیت‌الله میرباقری، جمهوری اسلامی را به خاطر «دفاع از سنت و جنگ با مدرنیته» تحسین کند.

وقتی رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم که یکی از رهبران اسلامی‌سازی علوم در ایران است، از الکساندر دوگین پرسید که «دین رسمی آقای پوتین چیست؟»، پاسخ ایدئولوگ ناسیونالیست‌های افراطی روسیه این بود: «ارتدوکس روسی».

دوگین، رئیس جمهور روسیه را «تحت تاثیر روحانیون بسیار محافظه‌کار و سنت‌گرای» این کشور توصیف می‌کند اما می‌گوید که «در ایران، بازگشت به سنت، بسیار دقیق‌تر و تعریف‌شده‌تر است. این بازگشت، در صحنه سیاست، کاملا پذیرفته شده است. بنابراین جامعه مسیحیان ارتدوکس روسیه که من نماینده آنها هستم، با دنبال کردن مسیر ایران و انقلاب اسلامی این کشور، می‌تواند به سوی موفقیت گام بردارد. شما از ما جلوتر هستید و می‌توانید الگویی باشید که ما باید از آن پیروی کنیم»

ایدئولوگ روس از این منظر به سوریه هم نقبی می‌زند: «هدف ما این است که معنویت را بالاتر از مادی‌گرایی قرار دهیم و در دفاع از سنت خودمان و برای نابودی مدرنیته بجنگیم. بنابراین باید به این نکته توجه داشته باشیم که ما و شما داریم در یک جبهه واحد در سوریه می‌جنگیم».

الکساندر دوگین می‌گوید که «این اولین بار است که روسیه با ایرانی‌ها و عراقی‌ها و شیعیان متحد شده است»: «آنچه من از این مقطع تاریخی می‌فهمم این است که ما باید همکاری‌هایمان را یک گام جلوتر ببریم و این اتحاد تاکتیکی را بر اساس اشتراکات ارزشی و سنتی، به یک اتحاد استراتژیک تبدیل کنیم».

​​

در نگاه این فیلسوف ضد مدرنیته روسیه، ایران در پروژه «اوراسیا» نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

او معتقد است که «پس از انقلاب اسلامی و موضع استراتژیک جدید ایران، تهران در داخل معادله‌ای قرار گرفت که درصدد ایجاد فضای مستقل اوراسیایی است».

الکساندر دوگین رهبر و بنیانگذار «حزب اوراسیا» در روسیه به شمار می‌آید؛ حزبی برای افراطی‌ترین ناسیونالیست‌های روس.

مبنای ایده این حزب در این است که مسکو، برلین و پاریس، یک محور طبیعی ژئوپلیتیک محسوب می‌شوند و امپراتوری روسیه باید از شرق دور تا فرانسه و شمال اروپا تشکیل شود تا روسیه و دیگر سرزمین‌های اوراسیا، محل انقلاب جدید ضد بورژوازی و ضد آمریکایی باشند.

او این سخنان را بی‌پشتوانه بیان نمی‌کند. آنچه نظریات الکساندر دوگین را بااهمیت می‌سازد، نزدیکی او به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و نفوذش در کرملین است؛ جایی که سیاست‌ها و نقشه‌های دولت روسیه درباره منطقه و جهان تبیین و اخذ می‌شود.

دوگین جریانی پرنفوذ به نام «جناح جنگ» را درون کرملین رهبری می‌کند.

برخی او را ایدئولوگ اصلی ولادیمیر پوتین در جدایی شبه جزیره کریمه از اوکراین به عنوان گامی برای تشکیل امپراتوری اوراسیا دانسته‌اند.

نیما قاسمی، دکترای فلسفه غرب در تهران، از الکساندر دوگین به عنوان بنیانگذار ایدئولوژی «سنت‌گرایی مسلح» نام می‌برد و می‌گوید که سنت‌گرایی او «اصالتا روسی است و بنابراین محتوایش را الهیات مسیحیت ارتدوکس و عقاید عرفانی و آخر زمانی از همان نوع که در تشیع دیده می‌شود و ایرانیان عصر حاضر، نمونه‌ ایرانی آن را در قالب افکار و اعمال سیاسی دولت محمود احمدی‌نژاد دیدند، تشکیل می‌دهد».

آقای قاسمی به رادیو فردا می‌گوید: «جهان در دیدگاه الکساندر دوگین عرصه نبرد نیروهای کیهانی خیر و شر است. روس‌ها رهبر نیروهای خیرند و در طرف مقابل، آمریکا شر مطلق است و فرهنگ اروپای مدرن، تماما گمراهی و پلیدی‌ است».

این پژوهشگر فلسفه تاکید می‌کند که دوگین «با این سمت‌گیری‌های فکری و سیاسی، طبیعتا دولتی مانند دولت جمهوری اسلامی را متحد طبیعی و استراتژیک خود می‌داند».

​​

در سال ۲۰۱۴ کارزاری علیه الکساندر دوگین در روسیه به راه افتاد که در نهایت، منجر به برکناری او از ریاست دپارتمان جامعه‌شناسی روابط بین‌الملل در دانشگاه دولتی مسکو شد.

دلیل این مسئله آن بود که او در یک مصاحبه صراحتا خواهان قتل عام اوکراینی‌های مخالف روسیه شده بود.

اما به نظر نمی‌آید از نفوذ او در کرملین یا لااقل در میان ناسیونالیست‌های افراطی روس کاسته شده باشد.

سایت مشرق که مشروح گفتگوی الکساندر دوگین با آیت‌الله میرباقری را منتشر کرده، به نقل از رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم نوشته که او «تقریبا با تمام» دیدگاه‌های ایدئولوگ روس موافق بود.

در این دیدار که بهمن ماه ۱۳۹۴ انجام شد، نادر طالب‌زاده هم حضور داشت؛ فیلمساز و نویسنده ایرانی – آمریکایی اما ضد آمریکایی.

آقای طالب‌زاده قبلا از الکساندر دوگین در یکی از برنامه‌های تلویزیونی خود میزبانی کرده و به او فرصت داده بود تا دیدگاه‌هایش را بی‌واسطه برای ایرانیان تشریح کند.

هرچند دولت‌های ایران و روسیه از همکاری و شراکت استراتژیک خود می‌گویند اما نیما قاسمی معتقد است که «اتحاد روس‌ها با جمهوری اسلامی از اساس عجیب است».

این پژوهشگر فلسفه می‌گوید: «روس‌ها به علل ژئوپلیتیک همواره رقیب منطقه‌ای ما بوده‌اند و چنانکه تاریخ ما از عصر قاجارها تا امروز شاهد است، گاهی هم خیلی عریان خصم سیاسی و نظامی ما بوده‌اند. در تاریخ معاصر، به سختی بتوان گفت که هیچ کشوری به اندازه‌ روسیه به ما صدمه زده باشد. دولت‌هایی که مبتنی بر منافع ملی رفتار کرده‌اند، معمولا سعی کرده‌اند با ابرقدرت‌های جهانی و فرامنطقه‌ای ائتلاف کنند تا بتوانند این رقیب منطقه‌ای را آرام و مهارشده نگه ‌دارند».

اما آقای قاسمی می‌گوید دولت‌هایی که اولویت‌شان منافع ملی نیست، هیچ متحدی را بهتر از روسیه برای خود نمی‌یابند: «پرواضح است که این اتحاد، برای ملت ایران گران تمام می‌شود. چون روسیه برای پشتیبانی از هیئت حاکمه‌ ایران در منازعات دیپلماتیک با غرب، امتیازهای کلان طلب می‌کند. سفر دوگین به ایران بیش از پیش نشان می‌دهد که عده‌ای در روسیه با افکاری ایدئولوژیک، بی‌پرواتر از گذشته، منافع روسیه را دنبال می‌کنند و در این راستا از جذابیت فریبنده‌ ایدئولوژی‌های مذهبی بهره می‌برند».

این دیدگاه به جز صاحبنظرانی مانند نیما قاسمی در میان شخصیت‌های سیاسی ایران هم طرفدار دارد.

ابراهیم اصغرزاده از چهره‌های اصلاح‌طلب پیشتر با اشاره مستقیم به الکساندر دوگین گفته بود که «بازسازی هویت جدید روس تحت عنوان هویت اوراسیا و تلاش دولت پوتین برای تشکیل اتحادیه اوراسیا بر پایه‌های فکری – فلسفی افرادی نظیر الکساندر دوگین مبنی بر ملی‌گرایی روس، یهودستیزی، آیین کلیسای ارتدوکس و احیای امپراتوری روس را برخلاف مصالح و منافع ملی خودمان می‌بینم».

اما الکساندر دوگین این اعتقاد را ندارد.

او در سایت خود نوشته است: «اگر درگذشته بین روسیه و ایران درگیری وجود داشته است و آنها تلاش کردند تا مشکل خود را از طریق جنگ حل نمایند اما امروز فقط به راه حل مسالمت‌آمیز و استراتژیک برای حل مشکلات‌شان با یکدیگر می‌اندیشند».

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .