اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Aug 27 2020

خلع پرچم از چهار تانکر به اتهام حمل غیرقانونی نفت خام ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی

دویچه‌وله: چهار تانکر نفتی پس از نقض تحریم‌های آمریکا در ارتباط با حمل غیرقانونی و مخفیانه نفت خام ایران خلع پرچم شدند. شبکه “ان‌بی‌سی” با انتشار تصاویر ماهواره‌ای، از انتقال نفت توسط تانکرهای ایرانی به این تانکرها خبر داده است.

بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی شبکه خبری “ان‌‌بی‌سی”، چهار نفتکش به اتهام حمل غیرقانونی نفت ایران، خلع پرچم شده‌اند. بر اساس تحریم‌های نفتی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا، همکاری با جمهوری اسلامی ایران برای حمل نفت خام این کشور ممنوع و مشمول تحریم شده است.

تصاویر منتشر شده از سوی شرکت “تانکر ترکرز” حکایت از ورود مخفیانه این تانکرها به آب‌های ایران و انتقال نفت از طریق تانکرهای متعلق به دولت جمهوری اسلامی به این تانکرها دارد. “تانکر ترکرز” حرکت نفتکش‌ها در آب‌های جهان را رصد می‌کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

شرکت “تانکر ترکرز” در گزارش خود نوشته است که تعامل پیچیده بین تانکرهای ایرانی و این نفتکش‌های خارجی برای پنهان کردن رد حمل نفت ایران صورت گرفته است. بر اساس گزارش این شرکت، هدف از این اقدامات، دور زدن تحریم‌های نفتی ایران بوده است.

اطلاعات بیشتر درباره حمل نفت ایران

موضوع به گزارشی مربوط می‌شود که حدود چهار هفته پیش، توسط شبکه خبری “ان‌بی‌سی” منتشر شده بود. در آن گزارش آمده بود که چهار تانکر متعلق به دولت سنت کیتس و نویس در حمل غیرقانونی نفت خام ایران مشارکت داشته‌اند.

کشور کوچک و جزیره‌ای سنت کیتس و نویس در حوزه دریای کارائیب قرار دارد. شبکه خبری یاد شده در گزارشی که در روز ۳۱ ژوئیه منتشر کرده مدعی شده بود که ۱۵ کشتی، از جمله چهار نفتکش کشور یاد شده در حمل غیرقانونی نفت ایران مشارکت داشته‌اند.

نام این تانکرها در گزارش “ان‌بی‌سی” گیسل، اکاترینا، لرآکس و آمفیتریتی اعلام شده است. اکنون گفته می‌شود که پنج روز پس از انتشار تصاویر ماهواره‌ای و گزارش شرکت “تانکر ترکرز”، دولت سنت کیتس و نویس از این چهار تانکر خلع پرچم کرده است.

بر اساس قوانین دریانوردی هر کشتی در حال حرکت در آب‌های بین‌المللی موظف به حمل پرچم کشوری مشخص است. بدون پرچم کشوری مشخص، این کشتی‌ها قادر به پهلو گرفتن در بنادر یا بهره گرفتن از بیمه‌های دریایی نخواهند بود.

سازمان ثبت بین‌المللی کشتی‌های کشور یاد شده اعلام کرده است که با هرگونه فعالیتی که با هدف نقض تحریم‌ها صورت بگیرد، قاطعانه برخورد خواهد کرد.

در گزارش این سازمان آمده است که تانکر گیسل به اتهام ورود غیرقانونی به آب‌‌های ایران خلع پرچم شده است. سخنگوی سازمان ثبت‌بین‌المللی کشتی‌ها همچنین اعلام کرده است که از سایر نفتکش‌های خاطی نیز خلع پرچم شده است.

شبکه خبری “ان‌بی‌سی” همچنین اعلام کرده است که سه تانکر از چهار تانکر یاد شده تحت قرارداد با شرکتی هندی به نام “فلورتا شیپ منیجمنت” بوده‌اند. تانکر چهارم نیز تحت قرارداد با شرکت هندی “راول شیپ منیجمنت” بوده است.

امتناع از اعلام موضع

تماس خبرنگار “ان‌بی‌سی”، راف سانچز، با مسئولین دو شرکت هندی نام برده برای تایید این خبر، بی پاسخ مانده است. از سوی دیگر، مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز به درخواست این خبرنگار پاسخ مثبت نداده‌اند.

همین گزارش در ادامه می‌افزاید که جمهوری اسلامی حمل و فروش غیرقانونی نفت خام خود را پنهان و تکذیب نمی‌کند.

“ان‌بی‌سی” در همین رابطه به اظهارات غلامرضا انصاری، معاون وزارت امور خارجه ایران اشاره کرده است.

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

گزارش یاد شده به نقل از غلامرضا انصاری چنین نوشته است: «چین تنها کشوری است که رسما از ایران نفت خریداری می‌کند. گرچه ما راه‌های خودمان را برای برای صدور نفت به دیگر کشورها داریم.»

“تانکر ترکرز” از حمل غیرقانونی میلیون‌ها بشکه نفت خام توسط ایران خبر داده است. فروش نفت ایران بر روی آب، یکی از شیوه‌هایی است که جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم‌ها دنبال می‌کند.

No responses yet

Aug 27 2020

نیوزویک: پس از یک سال ناآرامی رژیم و نظامیان ایران در صدد کنترل اینترنت هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: نشریه آمریکایی نیوزویک نوشته است که گروهی از نمایندگان مجلس ایران در تلاش هستند تا کنترل اینترنت را در دست کمیته ای متشکل از عناصر قدرتمند رژیم از جمله سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دهند.

این نشریه با اشاره به طرح ارائه شده توسط چهل نماینده مجلس شورای اسلامی، نوشته است که با تصویب این طرح، حکومت ایران اپ های پیام رسان خارجی را ممنوع کرده و نسخه های داخلی را جهت تجسس موثرتر به جای آنها قرار خواهد داد.

اپ پیام رسان داخلی به معنی آن است که بیش از نیمی از سهام آن باید در اختیار ایرانیان باشد، در ایران مستقر شود و فعالیتش طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد.

به نوشته نیوزویک، ایران در حال حاضر هم بسیاری از پلاتفورم های شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک، توییتر و یوتیوب را ممنوع کرده و اگرچه اینستاگرم همچنان فعال است اما نمایندگان مجلس در صدد مسدود کردن آن هم هستند. این نشریه می افزاید: “در عین حال این ممنوعیت مانع از آن نشده که رهبران رژیم از اپ های خارجی استفاده کنند و به عنوان مثال، آیت الله علی خامنه ای تعداد زیادی پروفایل توییتر به زبان های مختلف دارد و حسن روحانی، رئیس جمهوری، و جواد ظریف، وزیر خاجه نیز همین امکانات را به کار می برند.”

نیوزویک به نقل از وزارت خارجه آمریکا می نویسد که “در جریان تظاهرات اعتراضی سال گذشته در ایران یکهزار و پانصد تن از معترضان به دست نیروهای رژیم کشته شدند و ایرانیان بار دیگر پس از اصابت تصادفی موشک به یک هواپیمای مسافربری به خیابان ها ریختند و اوایل ماه جاری هم رژیم مجبور شد برای برخورد با اعتصابات کارگران نفت و پتروشیمی که به وضعیت ناگوار کاری و عدم دریافت دستمزد وارد عمل شود.”

نیوزویک می افزاید که شرایط دشوار صنایع نفتی با تحریم های آمریکا علیه صادرات نفت ایران مرتبط است.

به نوشته نیوزویک، با تشدید ناآرامی داخلی حکومت درصدد برآمده است تا ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی را محدودتر کند.

No responses yet

Aug 24 2020

توافقات اقتصادی میان شرکت های اسرائیلی و ایرانی در امارات تسهیل شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: به گزارش خبرگزاری فرانسه عادی سازی مناسبات اسرائیل و امارات، نه فقط دامنۀ فعالیت شرکت های اسرائیلی را تا دروازه های ایران گسترش خواهد داد، بلکه نهایتاً مسیر توافقات اقتصادی مستقیم میان اسرائیلی ها و تجار ایرانی مستقر در امارات را هموار خواهد کرد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از کارشناسان افزوده است که “ایرانیان مقیم امارات عموماً از مصلحت اندیش ترین تجار به شمار می روند که مایل نیستند فعالیت های اقتصادی خود را به سیاست گره بزنند. بسیاری از آنان عادی شدن مناسبات اسرائیل و امارات را به عنوان نوعی فرصت در نظر می گیرند نه یک مسئله.” همین منابع می افزایند که حکومت اسلامی تهران در موضعی نیست که بتواند از مناسبات اقتصادی خود با کشورها به ویژه با امارات متحد عربی چشم پوشی کند.

برغم تنش های جاری و کاهش مبادلات اقتصادی امارات و ایران از سال ۲۰۱۶، هنوز همکاری های اقتصادی امارات و ایران به میلیاردها دلار در سال می رسد و ابوظبی یکی از مراکز مهم بانک ها و شرکت های ایرانی تأسیس شده در خارج از مرزهای کشور است. در سال گذشتۀ میلادی مبادلات تجاری ایران و امارات به ٨٫٣ میلیارد دلار رسید، در حالی که این رقم در سال ۲٠١٨ بیش از ۱۵ میلیارد دلار بود.

برغم تحریم های بانکی آمریکا علیه ایران، شرکت های ایرانی مستقر در امارات همچنان به فعالیت های اقتصادی خود ادامه می دهند. کشتی های حامل تلفن های همراه، گوشت منجمد، لباس و دیگر کالاها دائما بین بنادر امارات و ایران در حال رفت و آمد هستند.

بیش از هشت هزار شرکت و شش هزار تاجر ایرانی در امارات مستقر هستند و همین آشنایی و همکاری آنها با شرکت های و تجار اسرائیلی را بسیار تسهیل خواهد کرد.

به گفتۀ کارشناسان تجار ایرانی مستقر در امارات از عادی شدن مناسبات این کشور با اسرائیل بسیار خرسندند به ویژه اینکه سنت همکاری های اقتصادی ایران و اسرائیل بسیار ریشه دار است و به دورۀ پس از تأسیس اسرائیل و حکومت شاه بازمی گردد.

به گفتۀ مقامات اماراتی دهها هزار ایرانی در امارات زندگی می کنند، در حالی که مقامات تهران شمار ایرانیان ساکن در امارات را دست کم نیم میلیون نفر گزارش می کنند. سالانه ۳۵۰ هزار ایرانی به امارات سفر می کنند و همین تعداد از شهروندان اسرائیلی ایرانی تبار و بعضاً تاجر هستند و پبوندهای فرهنگی عمیقی با زادگاه خود دارند. بسیاری از خانواده های مرفۀ اماراتی نیز ایرانی تبار و دارای مقام های مهم دولتی هستند.

No responses yet

Aug 24 2020

پرونده ویلموتس؛ احضار هشت مدیر به دادسرا و تهدید مهدی تاج

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ورزش

ایران وایر: «خبرگزاری تسنیم» از پایان بررسی‌های «سازمان بازرسی کل کشور» در خصوص پرونده «مارک ویلموتس»، سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران، خبر داده است.

این خبرگزاری از نهایی شدن گزارش و ارسال آن در آخرین ساعات وقت اداری روز شنبه ۱شهریور۱۳۹۹ برای دادستان عمومی و انقلاب تهران خبر داد. همچنین بر اساس اعلام روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور، هشت نفر به اتهام «اهمال منجر به تضییع و ایجاد دین بر ذمه فدراسیون و ورود خسارت به اموال دولتی و حقوق عمومی و تضییع آن‌ها» به دادستانی عمومی و انقلاب تهران احضار شده‌اند.

نه روابط عمومی سازمان بازرسی کل کشور و نه خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران، نامی از مدیران یا واسطه‌های احضارشده به «دادسرای عمومی و انقلاب» منتشر نکرده‌اند.

یک منبع آگاه در «فدراسیون فوتبال ایران» به «ایران‌وایر» خبر داده است که تمامی مدیرانی که پای قرارداد مارک ویلموتس را در تاریخ ۱ژوئن۲۰۱۹ امضا کرده بودند، احضار شده‌اند.

این هشت نفر «مهدی تاج»، «محمود شیعی»، «محمود اسلامیان»، «هدایت ممبینی»، «حیدر بهاروند»، «عبدالکاظم طالقانی»، «فریدون اصفهانیان» و «لیلا صوفی‌زاده» هستند.

طبق ادعای این منبع آگاه، این نخستین موج احضار مدیرانی است که در پرونده قرارداد مارک ویلموتس دست و نقشی داشته‌اند. همچنین مقرر شده است که «مسعود سلطانی‌فر»، وزیر ورزش و جوانان، به عنوان مارک ویلموتس به فدراسیون فوتبال ایران در «مجلس شورای اسلامی» و «کمیسیون اصل ۹۰» برای پاسخگویی حاضر شود. از «بهروز زنجانی»، مترجم فدراسیون فوتبال در زمان عقد قرارداد با ویلموتس که در اروپا ساکن است، نیز احتمالا به عنوان شاهد دعوت خواهد شد. همچنین از «محمدرضا ساکت»، دبیر سابق فدراسیون فوتبال ایران، هم به عنوان یکی از مدیرانی که در نوبت دوم به دادسرای انقلاب احضار خواهد شد، نام برده می‌شود.

اما آن‌چه وضعیت را برای مهدی تاج طی ۴۸ ساعت اخیر بغرنج کرد، مصاحبه‌ای بود که با وب‌سایت «ورزش سه» انجام داد. هرچند که قرار بود رییس سابق فدراسیون فوتبال در این گفت‌وگو، فرصتی برای دفاع از خود پیدا کند، اما جملات آشفته و دست و پا زدنش برای غرق نشدن، وضعیت او را وخیم‌تر کرد.

تکه‌‌هایی از مصاحبه مهدی تاج که روی خروجی وب‌سایت ورزش سه قرار گرفت، در مجموع به کمتر از بیست دقیقه می‌رسید. اما فایل صوتی که از مصاحبه مهدی تاج با این رسانه به دست ایران‌وایر رسیده، ۴۴ دقیقه است. در این مصاحبه که بخش‌های تند و کلیدی‌اش منتشر نشده، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران به بخش‌های عمده‌ای از دستگاه‌های حکومتی ایران حمله کرده است.

در بخش بریده‌شده‌ای از مصاحبه مهدی تاج که به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد، رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران در دفاع از خود و هیئت‌رییسه فدراسیون گفته بود: «مگر پول‌های کلان و ارزهای ۴۲۰۰ تومانی که وزرا ناپدید کردند از حساب‌ آن‌ها برداشته شد؟» او گفته بود که نه خودش و نه اعضای هیئت‌رییسه، این بدهی را پرداخت نخواهند کرد.

اما در دقیقه ۱۸ فایل صوتی که به دست ایران‌وایر رسیده، مهدی تاج در پاسخ به این‌که آیا فدراسیون فوتبال ایران همین حالا ۲ میلیون یورو به «شستا» (شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی) بدهکار است، می‌گوید: «نه! این فوتبال است که همه رسانه‌ها دنبالش می‌کنند و خبررسانی شده. شستا فقط به ما که پول نداده. شستا به ۲۰۰ جا پول داده. من می‌دانم؛ بانک مرکزی به شستا نوشته من از تو رفع تعهد ارزی کردم. این یعنی دیگر ارز از تو نمی‌خواهم. می‌توانم نامه را بدهم شما بخوانید ببینید چه نوشته… .»

در همین زمان نامه روخوانی می‌شود. مهدی تاج تاکید می‌کند که گزارشگر رونوشت نامه را بخواند: «وزیر محترم اطلاعات، وزیر محترم امور خارجه، وزیر محترم اقتصاد و دارایی، رییس کل بانک مرکزی، وزیر محترم رفاه اجتماعی، وزیر محترم دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، وزیر محترم صنعت، وزیر محترم کشور، وزیر محترم نفت و وزیر ورزش و جوانان.»

این نامه در تاریخ ۱۵دی‌۱۳۹۸ برای تمامی این ارگان‌ها ارسال شده بود. به ادعای مهدی تاج تمامی ارگان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران از این تاریخ می‌دانستند که فدراسیون فوتبال دیگر «تعهد ارزی» به شرکت شستا ندارد و حتی سود دیرکرد بانکی هم به بدهی‌اش تعلق نمی‌گیرد.

رییس پیشین فدراسیون فوتبال ایران دو بار تاکید می‌کند که تمام دستگاه‌های قضایی و نظارتی ایران می‌دانند که شستا در راستای دور زدن تحریم‌های بانکی ایران، به شرکت‌های دولتی و نیمه‌دولتی کمک مالی می‌کند.

با این حال او توضیح نداده که چرا «اکبر ترکان»، مدیرعامل شستا و شریک اقتصادی مهدی تاج از دهه ۶۰ تا کنون، یک ماه قبل اموال فدراسیون فوتبال را به دلیل بدهکاری دومیلیون یورویی مصادره کرد.

سوال اصلی این‌جاست که چرا نامه بدهکاری و بستانکاری ارزی فدراسیون فوتبال باید برای وزارتخانه‌هایی مانند دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و اطلاعات ارسال شود؟

مهدی تاج همچنین در دقیقه ۴۱ این مصاحبه، مدعی می‌شود که فدراسیون فوتبال ایران با «خولن لوپتگی»، سرمربی اسپانیایی، به توافق رسیده بود، اما مسعود سلطانی‌فر، وزیر ورزش و جوانان ایران، به او دستور داده که با مارک ویلموتس قرارداد امضا شود.

پیش از این مدارکی مبنی بر دست داشتن «مرکز تجاری فرهنگی ایران و هلند» در حضور «مارک ویلموتس»، سرمربی بلژیکی در راس کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران، و دستور وزیر ورزش و جوانان روی پیشنهاد این شرکت منتشر شده بود.

پس از صحبت‌های مهدی تاج، که فقط بخشی از آن‌ها منتشر شده است، او از سوی دستگاه قضایی کشور مورد بازخواست قرار گرفته است. نزدیکان رییس پیشین فدراسیون فوتبال می‌گویند که او را تهدید کرده‌اند در صورت ادامه مصاحبه‌هایش علیه دستگاه قضایی یا فاش‌گویی در مورد اطلاعات طبقه‌بندی‌شده، تمامی دست‌های حمایتی که تا پیش از این پشت او قرار داشت، برداشته خواهد شد.

هم‌زمان، فقط یک روز پس از مصاحبه مهدی تاج که قرار بود نوعی فرصت برای دفاع باشد، هشت مدیر فدراسیون فوتبال، به دلیل امضای قرارداد مارک ویلموتس، به دادسرا فراخوانده می‌شوند.

مهدی تاج طی ماه‌های اخیر کوشید از هر ابزاری برای تطهیر خود استفاده کند. مصاحبه‌ای که شنبه از او به صورت گزیده منتشر شد، بخش کوچکی از تلاش رسانه‌ای او بود. پیش از این «علی رضوانی»، گزارشگر بخش خبری «بیست‌و‌سی»، مصاحبه‌ای با مهدی تاج انجام داد که بیشتر شبیه به «رپورتاژ آگهی» بود. از پخش موزیک آرام برای روزهای بستری شدن آقای تاج در بیمارستان تا تلاش برای معقول نشان دادن قرارداد مارک ویلموتس.

علی رضوانی، «بازجو-خبرنگار»، که در صداوسیمای جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند، بارها برای چهره‌های ورزشی ایران «پرونده سازی امنیتی» کرده است. اما ۱۶خرداد۱۳۹۹، وقتی در دفتر جردن روبه‌روی مهدی تاج نشست، او را قهرمان مدیریتی ایران معرفی کرد.

برخی از رسانه‌ها این مصاحبه را سفارشی و به درخواست مدیریت «سازمان صداوسیما» برای دفاع از مهدی تاج می‌دانستند. مهدی تاج از فرماندهان پیشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در اصفهان است.

منابع ایران‌وایر مدعی‌اند که به احتمال قوی در آینده نزدیک، اموال تمامی مدیرانی که در قرارداد مارک ویلموتس دست داشته‌اند، مصادره خواهد شد.

No responses yet

Aug 24 2020

لیلا فرجی: پای نهادهای امنیتی در میان است، قتل خواهرم شخصی نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «لیلا فرجی»، خواهر «مریم فرجی»، فعال مدنی که تیرماه سال ۱۳۹۷ به قتل رسید، به «ایران‌وایر» می‌گوید با کنار هم گذاشتن شواهد به این نتیجه رسیده که قتل خواهرش یک قتل برنامه‌ریزی شده و دولتی بوده است.

مریم فرجی، دانشجوی رشته کارشناسی ارشد مدیریت بین‌الملل روز دوازدهم دی ۱۳۹۶ در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. پس از آن از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «احمدزاده» به تحمل سه سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.

او روز چهاردهم تیر ۱۳۹۷با ماشین شخصی از منزل پدرش بیرون رفت و هرگز به خانه برنگشت. چندی بعد جسد دفن شده‌اش در حالی که صورتش را با اسید سوزانده بودند، در یک باغ دور افتاده در حاشیه شهر کرج پیدا شد. روز ۲۴ تیر وکیل پرونده او به رسانه‌ها گفت مریم توسط نامزدش با انگیزه‌های مالی به قتل رسیده است.

حالا پس از گذشت بیش از دو سال از این ماجرا، لیلا فرجی به «ایران‌وایر» می‌گوید: «خواهرم اصولا نامزدی نداشت و او به شدت تحت فشار و رصد دستگاه‌های امنیتی بود.»

او می‌گوید کلیه امور مرتبط با قتل خواهرش در هاله‌ای از ابهام قرار دارند و تا زمانی که ساکن ایران بوده، به دلیل فشار نهادهای امنیتی از بیان واقعیت پرهیز می‌کرده است ولی اکنون که از ایران خارج شده، مایل است حقیقت را بگوید.

لیلا فرجی می‌گوید توسط افرادی در داخل ایران تهدید به سکوت شده است و به او توصیه کرده‌اند مراقب باشد چون دولت ترکیه روابط حسنه‌ای با دولت ایران دارد و امکان بازگرداندن افشاگران به ایران هست. اما با این حال تاکید می‌کند که نمی‌خواهد خون به ناحق ریخته شده خواهرش پایمال شود و نامش با یک پرونده ناچیز شخصی به فراموشی برود: «چنین موضوعی همه حقیقت نیست.»

بر اساس چه شواهدی به این نتیجه رسیده اید که نهادهای امنیتی در قتل خواهرتان مداخله داشته‌اند؟

از همان روز اولی که مریم بازداشت شد و مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت، به او پیشنهاد همکاری دادند اما نپذیرفت. او را مورد آزار جنسی و ضرب و شتم فیزیکی قرار دادند. بعد از آزادی هم دست از سرش برنمی‌داشتند و مدام رصدش می‌کردند. تا آخرین روز زندگی به او پیامک تهدیدآمیز می‌دادند و تلفن می‌زدند. مدت کوتاهی بعد از اعلام حکم دادگاه مفقود شد و بعد گفتند جسدش پیدا شده است! پس از آن بود که یک نفر را که اصلا ربطی به خانواده ما ندارد، به عنوان قاتل و نامزد او معرفی کردند و هنگام خاک‌سپاری هم اجازه مداخله به ما ندادند. حتی نگذاشتند از صورت خواهرم عکس بگیریم. اگر ماجرای قتل خواهرم شخصی بود، چرا ما با این همه ابهام و کنترل مواجه بودیم؟ چرا ما را به حال خودمان رها نمی‌کردند؟ جزییات زیادی وجود دارد که برای منی که در تمام مراحل پی‌گیر پرونده خواهرم بودم، روشن و واضح است.

اساسا مریم را به خاطر چه فعالیتی بازداشت کردند؟

مریم همیشه در مقابل رنج آدم‌های پیرامونش مسوول بود. به لحاظ شخصی، آرام و قرار نداشت تا به دیگران کمک کند. اولین بار که توجه ما به فعالیت‌های او جلب شد، هنگام جمع‌آوری کمک‌های مردمی در زلزله کرمانشاه و خرید کانتینر برای زلزله زدگان بود. مریم به همت خودش و با جمع‌آوری کمک‌های مردمی، چندین کانتیتر خرید. از همان جا تحت رصد قرار گرفت و شروع کردند به دادن تذکر کتبی و شفاهی. او با این که از یک خانواده کارگر و کم درآمد سر بر آورده بود اما مدیر موفق یک شرکت تولیدی در شهریار بود و از کارش رضایت خاطر داشت. مطلقا به هیچ گروه سیاسی وابسته نبود بلکه در نهایت استقلال و با کمک دوستانش، با پرداخت وام‌های مختصر یا ایجاد کارگاه‌های خانگی برای توانمندسازی زنان تلاش می‌کرد. زنانی که مورد خشونت بودند را نیز راهنمایی می‌کرد. ما هرگز فکر نمی‌کردیم مریم را به خاطر فعالیت در حوزه آسیب‌های اجتماعی، خطری جدی محسوب کنند. چرا باید زنی که با دوستانش گروه‌های مطالعاتی تشکیل داده بودند یا صرفا برای توانمندسازی زن‌ها در مورد حقوق‌شان آموزش می‌دادند را زندان کرد؟

در گفت‌وگوی قبلی که دو سال پیش با هم داشتیم، گفتید که مریم در جریان اعتراضات دی ماه بازداشت شد.

بله؛ ازهمان روزهای اول دی ماه به جریان اعتراضات پیوست و روز دوازدهم

او را وسط خیابان گرفته و حسابی هنگام دستگیری مورد ضرب و شتم قرار داده بودند؛ به حدی که بعد از آزادی به خاطر کتک‌های وسط خیابان دچار گردن دردهای شدید شده بود. بعد هم او را به بند ۲۰۹ «اوین» منتقل کردند. به ما خبر ندادند که بازداشت شده است. خودم پی‌گیرش شدم. اول مرا فرستادند اداره اماکن نیروی انتظامی در خیابان «وزرا» که در آن‌جا گفتند این‌جا نیست. به «پلیس امنیت» رفتم، گفتند این‌جا هم نیست. به «پلیس فاتب» رفتم در حوالی خیابان «انقلاب» که گفتند چنین شخصی را بازداشت نکرده‌ایم. یک هفته بعد از دستگیری بود که رفتم دادسرا و شروع کردم به سر و صدا کردن. وقتی دیدند من داد و هوار می‌کنم، تازه بعد از یک هفته گفتند خواهرتان در زندان اوین نگه‌داری می‌شود. عصر همان روز بود که اجازه دادند مریم چند دقیقه در حد اظهار سلامتی به خانه زنگ بزند و تازه ما آن روز فهمیدیم که زنده است. ۱۱ روز بعد از بازداشتش بود که گفتند وثیقه بیاورید.

گویا با شما برخوردهای بدی هم شده بود؟

بله؛ پدر و مادرم قادر به پی‌گیری نبودند و من پی‌گیر ماجرا بودم. از آن جایی که روز قبل از آزادی مریم هم جلوی زندان رفته بودم و مصادف شده بود با تجمع خانواده‌های بازداشت شدگان دی‌ماه در مقابل زندان اوین، تصور کردند من جزو معترضان بوده‌ام و مرا برای چند ساعتی بازداشت و به داخل زندان منتقل کردند و گفتند تو جزو اغتشاش‌گرهای دیروز بوده‌ای. می‌خواستند بدانند من جزو گروه دکتر «طاهری» و یا آقای «محمد نوری‌زاد» هستم یا نه اما من توضیح دادم که تنها پی‌گیر پرونده خواهرم هستم.

مریم بعد از آزادی چه وضعیتی داشت؟

به شدت بدحال بود. تمام پوست لبانش را جویده بود. آن روزها با پدر و مادرم در کرج زندگی می‌کرد و بعد از بازنشستگی پدرم، عملا نان‌آور خانواده بود. بعد از مرگش، کمر پدرم که یک کارگر ساده بود، شکست چون او به همت و حمایت مریم امید داشت. اولین موضوعی که بعد از آزادی او متوجه شدم، رنجی بود که از تحقیرهای بازجویی می‌برد. بازجوها به او گفته بودند تو فقط یک زن فاسد و هرزه هستی. او که همه عمرش مقید به اخلاق بود، از این تهمت‌ها بسیار رنج می‌برد. به او ‌گفته بودند تو آمده‌ای به خیابان برای این که کسب نام کنی! بعدها برایم تعریف کرد که حین بازجویی به او که مدت طولانی غذا نخورده بود، ‌گفته بودند احتمالا مواد مخدر مصرف می‌کنی که دهانت بو می‌دهد.
دختری را که نسبت به شرایط اجتماعی پیرامونش اعتراض داشت، تبدیل کرده بودند به دختر هرزه‌ای که مستحق انواع و اقسام انگ‌ها و داغ‌های سوزنده باشد.

مریم در جریان بازجویی مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته بود؟

تجاوز نه اما می‌گفت حین بازجویی مورد آزار جنسی قرار گرفته است. به من گفت در شرایطی که دست‌هایم با دست بند بسته بودند، بدنم را برای آن که تحقیرم کنند و مقاومتم را در هم بریزند، دستمالی می‌کردند.
وقتی به صورت بازجو تف انداخته بود، بازجو عصبانی شده و چنان او را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که بعد از آزادی هنوز هم آثار کبودی‌ها روی بدنش باقی مانده بودند. البته همه این‌ها در مقابل آزارهای بعد از آزادی چندان هم بد نبودند.

منظورتان از آزارهای بعد از آزادی چیست؟

هر جا که می‌رفت، مدام به او زنگ می‌زدند که می‌دانیم الان کجایی. می‌گفتند می‌دانیم قصد داری کوه بروی یا داری می‌روی سر کار، می‌دانیم دنبال هرزگی هستی یا با فلانی و فلانی ارتباط داری. روحیه‌اش تخریب شده بود. مدام آمارش را به خودش می‌دادند. زنگ می‌زدند که الان فلان جا هستی؟ مدت کوتاهی بعد از آزادی، قاضی احمدزاده او را محکوم کرد. او گفته بود تو لیدر و سازمان دهنده بوده‌ای و همین که گوشی تلفن همراهت نداشتی و تلفنت کاملا پاک بوده است، نشان می‌دهد که باتجربه و آموزش دیده هستی!
قاضی احمدزاده روز دادگاه با پوزخند به مریم گفت تو که شغل و درآمد خوب و تحصیلات عالیه داری، با چه انگیزه‌ای در اعتراضات «تخم مرغی» مشارکت کرده‌ای؟ به این معنا که چرا با مردمی که برای یک تخم مرغ ریخته‌اند وسط خیابان، همراه شده‌ای؟

بعد از آزادی دوباره احضار شد؟

چند باری دفتر پی‌گیری با تلفن احضارش کردند که گفت نمی‌آیم، باید احضاریه رسمی بدهید. با شماره‌های ناشناس تهدیدش می‌کردند.
زمانی که مریم مفقود شد، من آواره کلانتری‌ها، پزشکی قانونی و بیمارستان‌ها شدم. با من برخورد خوبی نمی‌کردند. می‌گفتند زمانی که خواهرت زندان بود، با رسانه‌های بیرون از ایران مصاحبه کرده‌ای. حدود ۱۲ روز از مفقود شدن مریم گذشته بود که زنگ زدند و گفتند یک جنازه پیدا کرده‌ایم. جایی که آدرس دادند، منطقه‌ای دورافتاده حوالی «فردیس» کرج بود و صورت جسدی که نشانم دادند، با اسید سوزانده شده بود.

آیا فردی که به عنوان قاتل معرفی ‌شد، نامزد رسمی مریم بود؟

آن‌ها گفتند یک نفر را هم پیدا کرده‌ایم که تصور می‌کنیم قاتل باشد. تا قبل از آن، ما اطلاعی از نامزد احتمالی مریم یا کسی که مریم با او مرتبط باشد، نداشتیم. من گفتم این قاتلی که می‌گویید، چه کسی است؟ یک نفر را نشان دادند که همسایه ما بود؛ جوان خلاف‌کار و شرخری که پدرش را سابق بر این به جرم حمل چندین کیلو مواد مخدر اعدام کرده بودند و هیچ‌گونه سنخیتی با مریم و شخصیتش نداشت. مریم دختری سخت‌کوش، بسیار برنامه‌ریز، با فکر و مدبر بود. او هرگز به جاهای تردید برانگیز یا خطرناک نمی‌رفت و تن به روابط مشکوک و پیچیده نمی‌داد. او به علوم و فنون دفاع شخصی وارد و دختری عاقل و آینده‌نگر بود. خواهرم اصلا با آن فرد مرتبط نبود. اگر واقعا این شخص خواهرم را کشته بود، چرا در طول آن ۱۰ روز از کشور خارج نشده بود؟ من از همان آغاز این ادعا را باور نکردم.
سوال این‌جا است که اگر یک قتل عادی رخ داده و یک نفر تحت عنوان نامزد مریم او را کشته بود، چرا آن روز که مرا برای شناسایی جسد برده بودند، تمام منطقه توسط ماموران لباس شخصی کنترل می‌شد؟ چرا زمان خاک‌سپاری مریم، دورتا دور محل خاک‌سپاری تحت کنترل بود؟
به نظرم من، نسبت دادن این فرد معلوم‌الحال به مریم، برای کاهیدن ارزش و اعتبار آن دختر بود. می‌خواستند بگویند این دختر که آمده وسط خیابان و معترض بوده، با چنین شخصی مرتبط و نامزدش چنین فرد معلوم‌الحالی بوده است. آن‌ها از مریم در حین بازجویی کینه به دل گرفته و برنامه ریخته بودند که او را از بین ببرند. می‌خواستند کل ماجرا را یک قتل ناموسی جلوه بدهند. بعد از قتل هم حتی از رسانه‌های دست چندم‌شان برای تبلیغ این ماجرا که قتلی شخصی رخ داده است، استفاده کردند.

مریم را خودتان به خاک سپردید؟

آن‌جا بودیم اما همه چیز یک جور مبهمی بود. خواستم خواهرم را خودم بشورم اما به ما اجازه ندادند بدن خواهرم را ببینیم. حین جریان ما را کنترل می‌کردند. با این که صورت خواهرم از محل رستنگاه مو با اسید سوزانده شده بود تا قابل شناسایی نباشد اما هیچ اشاره‌ای به این مساله در برگه پزشکی قانونی نشد. علت مرگ، خفگی اعلام شد.

در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که چه طور نام یک شخص حقیقی در جریان پرونده مطرح و او وارد جریان پرونده شده است؟

ببینید! به نظر من آن آقا انتخاب شده و پایش به ماجرا کشیده شده بود؛ یک جور مهندسی غیرمستقیم برای قتل یک فرد معترض. این جوری، رد خودشان را پاک می‌کردند و چون طرف هم سابقه‌دار بود، لابد وعده‌هایی داده شده بود. کما این که رسانه‌های خودشان هم نوشته بودند اوضاع مالی پدر من در حدی نیست که تفاضل دیه را بپردازد؛ یعنی تا این حد از جزییات خبر داشتند.
فرد قاتل هم همیشه آنلاین است و خانواده‌اش که همسایه خانه پدری من هستند، نه تنها عذرخواه نیستند بلکه حتی والدین مرا برای گرفتن رضایت تهدید می‌کنند و عرصه را بر خانواده‌ام تنگ کرده‌اند.
من به عنوان کسی که درگیر کل ماجرا بوده است، هر کاری می‌کنم که این ادعا را باور کنم، به نظرم می‌آید که ماجرا از جوانب مختلفی می‌لنگد. صورت سوخته مریم می‌آید در نظرم و این سوال که چرا در برگه پزشکی قانونی هیچ اشاره‌ای به سوختگی صورتش با اسید نشده بود؟ چرا وقتی می‌خواستم از صورت خواهرم عکس بگیرم، مانعم شدند؟ همان جا تهدید کردند که اگر بخواهیم شلوغ کنیم، جنازه را به ما نمی‌دهند تا خاک کنیم! اصلا چه طور پرونده قتل خواهر من به سرعت رسیدگی شد و در نهایت شلختگی، رای را صادر کردند و قاتل هم مشخص شد و گفتند اعتراف کرده است؟

اما چرا پیش از این‌ها تردیدتان را با افکار عمومی در میان نگذاشتید؟

اوایلش گیج بودم. بعد که می‌خواستم معترض شوم، هم توسط وکیل پرونده و هم توسط بسیاری دیگر از اطرافیانم تشویق به سکوت شدم. شاید هم وکیل پرونده تحت فشار و تهدید بود یا این که نگران من و خواهرانم بود. به هر حال نگذاشتند حقایق پشت پرده را بگوییم. اما همین هم شک برانگیز بود؛ این که چرا مدام مرا کنترل می‌کردند مبادا با کسی گفت‌وگو کنم.
بعد از آن هم سعی کردم اما برای رسانه‌ها ماجرای مریم جذابیت چندانی نداشت چون او دختر یک کارگر بود و پدر و مادرم اهل گفت‌وگو با رسانه‌ها نبودند. ویترین لوکسی در کار نبود. به همین دلیل هم وجدان جمعی در مورد یک خانواده بی‌اهمیت تصمیم گرفت همان ماجرای قتل توسط نامزد غیرتی را بپذیرد و جریان تمام بشود. اما من مصمم هستم تا روشن شدن تمام زوایای ماجرا سکوت نکنم.

از آن جایی که وب سایت ایران وایر پرونده خانم « مریم فرجی » را از ابتدای بازداشت، صدور حکم سه سال حبس تعزیزی و پس از آن مفقود شدن و قتل این فعال مدنی پیگیری کرده، طرح تردیدهای خانم «لیلا فرجی» در مورد انگیزه قتل خواهرشان در چهارچوب وظیفه حرفه‌ای و در ادامه آن پیگیری‌ها انجام شده و الزاما به معنای تایید یا تکذیب اظهارات او نیست. در این مورد با وکیل پرونده نیز تماس گرفته شد که تمایلی به اظهار نظر رسمی در این مورد نداشتند.

No responses yet

Aug 21 2020

بیانیه ۳۲ سال پیش عفو بین‌الملل حاکی از «اطلاع مقامات» ایران از اعدام‌های ۶۷ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

تویتر: اقدام فوری ۱۶ آگوست را در آرشیو عفو بین‌الملل پیدا کردیم. کشف تکان‌دهنده‌‌ی بود و نشان میداد که مقامات دولتی و قضایی و همین طور سفرای ج ا از دستکم ‌۲۵ مرداد در جریان اعدام‌ها قرار گرفته‌اند اما سیاست وزارت خارجه دولت #موسوی انکار بود. و امروز در اوج بی‌اخلاقی میگویند نمیدانستند.

#سیاست_انکار سیاست دولت #موسوی پس از #کشتار۶۷ بود. محمدعلی موسوی کاردار ج ا در کانادا، ۱ دی ۶۷ گفت: «تنها اعدامهایی که صورت گرفته کشتن برای دفاع از خود حین درگیری و در جریان حملهی مرداد ماه مجاهدین بوده است.» او اضافه کرد عفو بین‌الملل تحت تأثیر منفی بیگانگان قرار گرفته است.

کاردار سفارت ایران در نروژ، ۲ دی ۶۷ به حضور «دهها هزار تروریست» در ایران اشاره کرد و گفت دولت موظف به «دفاع» از مردم بوده است و وقوع هرگونه «کشتار» در ایران را انکار کرد.

• رئیسی نیا، دبیر اول سفارت ایران در ژاپن، ۱۲ً اسفند ۶۷ ادعا کرد که اطلاعات راجع به #کشتار۶۷ «احتمالا منحصراً از طریق کشورهای بلوک غرب فراهم آمده» و «در اطلاعاتی که کشورهای غربی فراهم میآورند همیشه اشتباهاتی وجود دارد.»
محمدمهدی آخوندزاده بستی، کاردار ج ا در لندن در. پاییز ۶۷ گفت:«بعد از آتشبس، مخالفان با دشمن متحد شدند و به کشور رخنه کردند، بعضی به اسارت گرفته شده و به طور منصفانه محاکمه شدند و عدالت در موردشان اجرا شد.» او گزارشات عفو بین‌الملل در مورد #کشتار۶۷ را «اتهامات گستاخانه» خواند.
اقدام فوری خبرساز ۱۶ اگوست و ۱۴ فراخوان دیگر را طی تحقیق آرشیوی برای گزارش مفصل عفو بین‌الملل که ۲ سال پیش به مناسبت ۳۰ مین سالگرد #کشتار۶۷ منتشر شد، پیدا کردیم. بخش ۶.۱ گزارش به این فراخوان‌ها پرداخته و آنها همزمان با گزارش در سایت سازمان قرار گرفتند.
کشتار ۶۷

No responses yet

Aug 21 2020

پاسخ منفی اروپا به آمریکا درباره ایران؛ پومپئو: جانب آیت‌الله‌ها را گرفته‌اید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، روز پنج‌شنبه در پی ارائه درخواست رسمی واشینگتن به سازمان ملل برای بازگشت تحریم‌های بین المللی علیه ایران گفت که آمریکا برای اجرای این تحریم‌ها همه کار خواهد کرد.

اما در نقطه مقابل، سه قدرت اروپایی طرف توافق هسته‌ای با ایران تاکید کردند که از خواسته ایالات متحده حمایت نمی‌کنند.

یک هفته پس از ناکامی آمریکا در تصویب قطعنامه پیشنهادی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران، آقای پومپئو با حضور در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک خواستار فعال کردن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های این سازمان علیه ایران شد.

وی با اشاره به فرایند ۳۰ روزه‌ای که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل برای فعال شدن مکانیسم ماشه پیش‌بینی کرده است، گفت که از روز سی و یکم، تحریم‌ها علیه ایران بازمی‌گردد و همه کشورهای عضو سازمان ملل نیز باید از آن تبعیت کنند.

آن‌چه به عنوان مکانیسم ماشه شهرت یافته است، ساز و کاری در توافق هسته‌ای قدرت‌های جهانی با ایران است که اجرای تعهدات طرفین را تضمین می‌کند. بر این اساس، کشورهایی که در توافق هسته‌ای مشارکت داشته‌اند می‌توانند ادعا کنند که ایران از تعهدات خود عدول کرده و در نهایت طی فرایندی حقوقی تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی را بازگردانند.

اما ایران، اتحادیه اروپا، چین و روسیه می‌گویند از آنجا که آمریکا از برجام خارج شده است، دیگر عضو مشارکت کننده تلقی نمی‌شود و نمی‌تواند از مکانیسم ماشه استفاده کند.

سه کشور اروپایی فرانسه، بریتانیا و آلمان نیز در پی اقدام مایک پومپئو بیانیه مشترکی منتشر کردند که تصریح می‌دارد ایالات متحده از برجام خارج شده و از این رو نمی‌توانند از خواسته واشینگتن حمایت کنند.

این سه کشور تاکید کرده‌اند که همچنان خود را به توافق هسته‌ای با ایران متعهد می‌دانند. مجموع این مواضع اما انتقاد وزیر خارجه ایالات متحده را به دنبال داشت که اروپایی‌ها را متهم کرد «جانب آیت‌الله‌ها را گرفته‌اند».

آقای پومپئو اظهار داشت: «هیچ کشوری به جز ایالات متحده این شهامت و جدیت را نداشت که قطعنامه‌ای [برای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران] ارائه کند. آنها در عوض انتخاب کردند که جانب آیت‌الله‌ها را بگیرند.»

قطعنامه پیشنهادی آمریکا تنها یک رای مثبت جمهوری دومینیکن و یک رای خود ایالات متحده را توانست کسب کند در حالی که یازده عضو دیگر شورای امنیت به آن رای ممتنع دادند و چین و روسیه هم رای منفی.

مایک پومپئو در اظهارات روز پنج‌شنبه خود این اقدام دیگر کشورهای عضو شورای امنیت را یک «اشتباه عظیم» توصیف کرد، امری که موجب شد آمریکا درخواست فعال کردن مکانیسم ماشه را مطرح کند.

با این حال مجید تخت روانچی، نماینده ایران در سازمان ملل متحد، اطمینان داد که آمریکا امکان بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران را ندارد و شکست می‌خورد.

آقای تحت روانچی که در نشستی خبری در مقر سازمان ملل حضور یافته بود، اظهار داشت: «به دلیل نبود استدلال قانونی مطمئن هستیم شورای امنیت باز هم آخرین حرکت آمریکا در زمینه اجرایی شدن مکانیزم ماشه را رد می‌کند.»

وی استدلال آمریکا را «جعلی» توصیف کرد و گفت که واشینگتن «با طرح این پیشنهاد همه کشورهای عضو سازمان ملل را به سخره گرفته است، زیرا آنها از برجام خارج شده‌اند و بار دیگر نمی‌توانند درباره برجام اظهار نظر کنند».

مایک پومپئو اما می‌گوید در قطعنامه سازمان ملل روشن است و چون ایالات متحده توافق هسته‌ای را امضا کرده، می‌تواند درخواست فعال کردن مکانیسم ماشه را مطرح کند.

No responses yet

Aug 21 2020

آمریکا ‘مکانیسم ماشه’ تحریم های ایران را در شورای امنیت فعال کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,برجام,سیاسی

بی‌بی‌سی: مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، با سفر به نیویورک رسما شکایت کشورش مبنی بر «تخلف» ایران از توافق هسته‌ای (برجام) را به ریاست دوره‌ای شورای امنیت که بر عهده اندونزیست تسلیم کرده است. با این حال سایر اعضای دایم شورا گفته اند اقدام آمریکا اعتباری ندارد.

کلی کرافت، نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل متحد روز پنجشنبه (۲۰ اوت)‌ گفت با ارائه سند مذکور روند فعال شدن مکانیسم موسوم به ماشه برای بازگرداندن همه تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای سازمان ملل متحد علیه ایران رسما فعال شده است.

بریتانیا، فرانسه و آلمان در واکنش گفتند نمی توانند از اقدام آمریکا حمایت کنند چون با تلاش ها برای حفظ توافق هسته ای ایران، برجام، ناسازگار است.

آنها در بیانیه مشترکی خطاب به رئیس شورا نوشتند: “آلمان، فرانسه و بریتانیا دیگر آمریکا را براساس قطعنامه ۲۲۳۱عضو برجام نمی دانند و بنابراین اعلامیه آمریکا (برای فعال کردن مکانیسم ماشه) را موثر نمی دانند”.

آنها جای دیگری توضیح دادند که با توجه به خروج آمریکا از برجام اقدام آمریکا در فعال کردن این مکانیسم “تاثیر حقوقی” ندارد و این کشور عملا نمی تواند مکانیسم را فعال کند.

این سه کشور در پایان نامه به رئیس شورای امنیت نوشتند: “ما به عنوان طرف های متعهد برجام معتقدیم که باید به تلاش برای رسیدگی به مسائل جاری ناشی از عدم تعهد سیستماتیک ایران به تعهداتش در برجام ادامه دهیم.”

آنها پیشتر ایران را ترغیب کردند “کلیه تدابیر ناسازگار با تعهدات هسته ای را کنار بگذارد و بدون تاخیر تعهداتش را به طور کامل اجرا کند.”

براساس برجام اگر کشوری از مکانیسم ماشه استفاده کند شورای امنیت ۳۰ روز وقت خواهد داشت قطعنامه‌ای را برای تمدید تحریم‌های هسته ای تصویب کند، در غیر این صورت، تحریم‌ها خود به خود بازخواهد گشت.

در واکنش آقای پومپئو متحدان اروپایی آمریکا را به “جانبداری از آیت الله ها” متهم کرده است.

آقای پومپئو گفت: “هیچ کشوری به جز ایالات متحده جرات و باور لازم را برای طرح یک قطعنامه نداشت. آنها در عوض تصمیم گرفتند از آیت الله ها جانبداری کنند.”

در پی خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ ایران چند تعهد از جمله در زمینه حجم اورانیوم غنی شده را زیر پا گذاشته است.

آقای پومپئو ساعتی بعد گفت تمدید نکردن تحریم تسلیحاتی علیه ایران “اشتباه خیلی بزرگی” خواهد بود و افزود که آمریکا هرگز اجازه نخواهد داد ایران آزادانه اقدام به خرید و فروش سلاح های متعارف مثل تانک کند.

آمریکا هفته پیش در تصویب پیش‌نویس قطعنامه تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران ناکام ماند. تحریم تسلیحاتی ایران قرار است براساس قطعنامه ۲۲۳۱ که در تایید برجام تایید شد در ماه اکتبر منقضی شود.

روسیه و چین هم در نامه های جداگانه ای به رئیس شورای امنیت اقدام آمریکا را “نامشروع” خوانده اند.

خبرگزاری رویترز به نقل از دیپلمات ها گزارش می دهد روسیه خواستار تشکیل جلسه ای در روز جمعه در این باره شده است.

نماینده روسیه پیشتر قصد آمریکا برای فعال کردن این سازوکار را رد کرد و گفت فقط کشورهایی می توانند چنین کنند که همچنان بخشی از توافق سال ۲۰۱۵ باشند.

واسیلی نبنزیا سفیر روسیه در سازمان ملل گفت: “ما این را به عنوان مکانیسم ماشه قبول نمی کنیم. او (پومپئو) مکانیسم ماشه را فعال نمی کند. این مکانیسم را فقط کشورهای مشارکت کننده در برجام می توانند فعال کنند، اما آمریکا دیگر جزو برجام نیست.”

در واکنشی دیگر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اقدام آمریکا را ستایش کرده و از جهان خواسته در این زمینه از آمریکا حمایت کنند. اسرائیل از ابتدا با توافق هسته ای ایران مخالف بود.

آقای نتانیاهو گفت: “کشورهایی که احساس مسئولیت می کنند باید از تلاش آمریکا در زمینه یافتن یک راه حل واقعی حمایت کنند، راه حلی که مانع ساختن سلاح های اتمی توسط ایران خواهد شد.”

ایران تلاش برای ساخت بمب اتمی را رد می کند.

در آستانه اقدام آمریکا، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، با ارسال نامه‌ای به دیان دجانی نماینده دائم اندونزی در سازمان ملل متحد که رئیس دوره ای شورای امنیت است «اقدام غیرقانونی ایالات متحده برای سو استفاده از ساز و کارهای مندرج در توافق هسته‌ای برای احیای تحریم ها» را رد کرد.

به گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا)، آقای ظریف در نامه خود گفته جمهوری اسلامی بر این عقیده است که «ایالات متحده از هیچ حقی برای اعمال دوباره بندهای قطعنامه‌های لغو شده برخوردار نیست.»

در ادامه این نامه آمده است: «مقام‌های آمریکایی در موارد متعددی به پایان مشارکت این کشور در برجام اشاره کردند که از جمله آن رئیس جمهوری ایالات متحده در فرمان اجرایی خود بارها به تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای ایران اشاره کرده است که این کشور در هشت مه ۲۰۱۸ مشارکت ایالات متحده در برجام را متوقف کرده است.»

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز چهارشنبه گفت مکانیسم ماشه را فعال خواهد کرد.

چین و روسیه در کنار ایران می گویند آمریکا به خاطر آن که برجام را ترک کرده است اجازه استناد به آن برای توسل به مکانیسم ماشه را ندارد اما آمریکا این استدلال را رد می کند.

دیپلمات ها در سازمان ملل متحد گفته اند که با توجه به خروج آمریکا از برجام بازگرداندن تحریم ها براساس مکانیسم ماشه دشوار و پرهرج و مرج خواهد بود چون روسیه، چین و سایر کشورها قانونی بودن اقدام آمریکا را زیر سوال می برند.

جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی دولت ترامپ، اخیرا در مصاحبه ای با بی بی سی فارسی گفت که براساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت اگر کشوری بخواهد مکانیز ماشه را فعال کند باید “درحال حاضر” عضو شرکت کننده در برجام باشد. آن قطعنامه در سال ۲۰۱۵ برای تایید برجام تصویب شد.

اتحادیه اروپا هم گفته است که آمریکا را فاقد حق فعال کردن مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم های بین المللی علیه ایران می داند. یکی از سخنگویان جوسپ بورل، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، روز ۱۶ اوت گفت “آمریکا به خاطر خروج از توافق هسته ای از چنین حقی برخوردار نیست.”

اما آمریکا به عنوان یکی از کشورهایی که قطعنامه ۲۲۳۱ را تایید کرده اند می گوید حق استفاده از مکانیزم ماشه را دارد.

آمریکا هفته پیش در تصویب پیش‌نویس قطعنامه تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران ناکام ماند.

وزارت خارجه آمریکا در بیانیه روز چهارشنبه خود نوشت گام تازه در پی “ناکامی غیرقابل توجیه” هفته پیش در تمدید تحریم های ایران که آن را “بزرگترین دولت حامی تروریسم و یهودستیز” خواند صورت می گیرد.

آمریکا در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریم‌های شدید و وسیعی را در راستای سیاست “فشار حداکثری” به اجرا گذاشت.

ایران یک سال بعد از خروج آمریکا، تعهدهای برجامی خود را در پنج مرحله کنار گذاشت و فعالیت‌های هسته‌ای خود را از سر گرفت.

آمریکا بیش از یک سال است در صدد تمدید این تحریم هاست و می‌گوید لغو تحریم تسلیحاتی ایران باعث افزایش درگیری در خاورمیانه می‌شود.

No responses yet

Aug 19 2020

بهداد اسفهبد: وثیقه یک میلیاردی گرفتند و گفتند برایمان جاسوسی کن

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

ایران وایر: دبیرستان را تمام نکرده است که  دو مدال طلا و نقره  المپیاد جهانی کامپیوتر را در دو سال متوالی بر گردن می‌اندازد. لیسانس کامپیوتر را در عرض سه سال از «دانشگاه شریف» می‌گیرد و فوق لیسانس را در «دانشگاه تورنتو» می‌خواند. در کنارش برنامه‌نویسی می‌کند، چند سالی در شرکت «رد هت» کار می‌کند، بعد به «گوگل» می‌رود و فوریه ۲۰۱۹ کارمند «فیس‌بوک» می‌شود. این‌ها بخشی از زندگی «بهداد اسفهبد» است، اما ما برای هیچ‌کدام از این موفقیت‌ها سراغ او نرفته‌ایم. او روز گذشته در یادداشتی به زبان انگلیسی از وضعیت ناگواری نوشت که در ۵ ماه گذشته زندگی‌اش را زیر و رو کرده است؛ از سفر به ایران برای دیدار با خانواده‌اش در تعطیلات سال نوی میلادی تا دستگیری توسط سازمان اطلاعات سپاه و و درخواست جاسوسی برای جمهوری اسلامی در قبال آزادی‌.

روز گذشته یک احضاریه به منزل خواهر بهداد فرستاده شده و به او ۵ روز فرصت داده شده است که خودش را برای اخذ آخرین بازپرسی به دادسرای اوین معرفی کند.

بهداد اسفهبد در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» به شرح آن‌چه در این چند ماه بر او گذشته پرداخته است.

***

بهداد اسفهبد متولد ۱۳۶۱ است و آن‌قدر در رشته تحصیلی و در زمینه کاری موفق بوده است که به راحتی می‌توان عبارت «نخبه» را کنار اسمش به کار برد. او نویسنده برنامه‌هایی مثل «حرف‌باز» است که به صورت گسترده در «گوگل کروم» و یا «فایرفاکس» به کار می‌روند. با مهم‌ترین شرکت‌های کامپیوتری دنیا مثل گوگل و فیس‌بوک کار کرده است، اما حالا پنج ماهی است که دست و دلش به کار نمی‌رود. استعفا داده است و می‌گوید: «کار نمی‌کنم. دست و دلم به کار نمی‌رفت. مدام اتفاقاتی که برایم افتاده بود در ذهنم فلش‌بک می‌زد و خلاصه نمی‌توانستم کارهایم را تمام کنم.»

بهداد ژانویه امسال برای دو هفته به ایران می‌رود، اما یک هفته از مدت اقامتش را در «زندان اوین» می‌گذراند: « یک هفته انفرادی بودم و با چشم‌بند زندگی کردم. حتی در هواخوری هم باید چشم‌بند می‌زدم. فکر کنم “بند یک الف” بودم که مال سپاه است.»

اسفهبد هفدهم دی ماه به ایران می‌رسد: «فردای روزی که به ایران رسیدم سپاه به پایگاه استقرار آمریکایی‌ها در عراق حمله کرد و هواپیمای مسافربری اوکراینی را ساقط کرد.» اشاره بهداد به حمله ایران به «پایگاه عین‌الاسد» در عراق است که به تلافی کشته شدن «قاسم سلیمانی»، فرمانده سپاه قدس، در عراق انجام شد. چند ساعت پس از این عملیات، پدافند سپاه هواپیمای مسافربری اوکراینی را با شلیک موشک ساقط کرد که منجر به کشته شدن تمامی سرنشینان هواپیما شد.

بهداد برای دیدن خانواده و شرکت در مراسم چهلم پدربزرگش راهی ساری می‌شود و در اینستاگرامش یک استوری می‌گذارد. این‌طور که بعدا در بازجویی‌ها متوجه می‌شود، از همان استوری متوجه حضورش در ایران می‌شوند. ۲۵ دی ماه او دستگیر می‌شود: «با دوستم قرار داشتم. یک دفعه دیدم من را با ادامه فامیلی‌ام که برایم ناآشنا است صدا می‌کنند. می‌گفتند آقای “میرحسین‌زاده”. برگشتم دیدم چهار مامور لباس شخصی هستند. حکم نشانم دادند. آرم قوه قضاییه و اسم اطلاعات سپاه را که دیدم، آینده خودم را جلوی چشمم تصور کردم؛ این که دیگر از جایی که می‌روم بیرون نمی‌آیم.»

او از همان‌جا به زندان اوین منتقل می‌شود و هفت روز بعدی را در سلول انفرادی می‌گذراند: «من با بسیاری از آدم‌هایی آشنا بودم که بعد از جنبش سبز در خارج از ایران کار رسانه‌ای را شروع کردند. با بسیاری از آن‌ها عکس‌هایی داشتم که در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بودم. من در زمینه تخصصی خودم کار می‌کردم و به رسانه‌های‌ آن‌ها کاری نداشتم، اما با این آدم‌ها دوست بودم. رفیق بودم، بیرون می‌رفتیم، شام می‌خوردیم، اگر در زمینه کامپیوتر مشکلی داشتند سوال می‌کردند و من جواب می‌دادم.»

به گفته بهداد اسفهبد بیشتر حساسیت بازجویان سپاه روی ایرانی‌هایی است که در زمینه فیلتر به طور خاص کار می‌کنند: «فکر می‌کنم بعد از قطع شدن اینترنت در اعتراضات پاییز پارسال، تمرکزشان را روی این موضوع گذاشته‌اند. فکر می‌کردند که حتما من هم همکاری پیچیده‌ای با آن‌ها دارم.»

بازجویان با وعده این که اگر محرز شود تو علیه جمهوری اسلامی کار نمی‌کنی و با افراد معاند همکار نیستی، آزاد می‌شوی و همچنین با تهدید این که اگر همکاری نکنی روی دیگر سکه را خواهی دید، پسورد ایمیل و رمز ورود شبکه‌های اجتماعی بهداد را می‌گیرند: «من با شناختی که از اطلاعات سپاه داشتم، می‌دانستم همکاری نکردن گزینه‌ای نیست که من توانایی اجرای آن را داشته باشم. بنابراین داوطلبانه همه پسوردها را در اختیارشان قرار دادم.»

تمام پیام‌های خصوصی او چک می‌شود: «تمام ایمیل‌ها و اکانت‌ها در طول ۱۵سال و دایرکت‌ها را. همه را بالا پایین می‌کردند. مثلا اگر من با یک اکتیویست یا یک روزنامه‌نگار دوست بودم، می‌گفتند بنویس فلانی کیست؟ چه‌طور با تو آشنا شده؟ کجا کار می‌کند؟» بازجویان خود را آدم‌های دل‌سوزی معرفی می‌کردند که دوست دارند به بهداد کمک کنند که سریع‌تر آزاد شود و به پروازش برسد: «می‌گفتند ۳۰۰ گیگ دیتا از تو داریم و فقط دو روز دانلود کردنش طول کشیده است. ما باید دو ماه روی این کار کنیم اما می‌خواهیم چند روزه کارت تمام شود که از پرواز عقب نمانی.»

بهداد حدس می‌زند که آن‌ها در بحبوحه اعلام خبر شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری دوست نداشتند خبر بازداشت یک شهروند کانادایی هم علنی شود: «نمی‌توانستند تک تک ایمیل‌ها و دایرکت‌ها را بخوانند، بنابراین اسامی افراد و رسانه‌های مختلف را روی ایمیل من سرچ می‌کردند تا ببینند به چیزی می‌رسند یا نه.» او در اتاقی بازجویی می‌شده است که یک میز رو به دیوار داشته که خودش پشت آن می‌نشسته و یک دستگاه کامپیوتر و پرینتر روی آن بوده است: «معمولا سه بازجو بودند. دو تا از آن‌ها مشغول سرچ در اطلاعات من بودند و یکی از آن‌ها سوال می‌پرسید و برگه‌هایی را برای نوشتن توضیحات می‌داد.» آن‌ها چیزی بیشتر از رابطه دوستانه میان او و افراد مدنظرشان نمی‌یابند: «انقدر چیزی در دیتاها پیدا نکردند که در گوگل شروع به سرچ کردند و بعد کاغذی را جلوی من گذاشتند که در آن “رادیو زمانه” از یک لیست چند ده‌ نفری تشکر کرده بود و اسم من هم بود. گفتند اگر تو با رسانه‌ها همکاری نمی‌کنی، اسمت این جا چه می‌کند؟ من توضیح دادم که من کلا روی برنامه‌های خط و ویرایش زبان فارسی کار می‌کنم و رادیو زمانه از برنامه ادیتور فارسی من استفاده کرده و از من تشکر کرده است. یا نامه‌ای را نشانم دادند که سال ۲۰۰۵ همراه هزار و خرده‌ای نفر دیگر امضا کرده‌بودیم برای آزادی “اکبر گنجی”. می‌گفتند این چیست؟»

روز آخر پیشنهاد همکاری را مطرح می‌کنند: «یکی از بازجوها گفت تو الآن دیگر کاری نمی‌کنی، اما به هر حال قبلا یک کارهایی کردی. الآن باید بری دادگاه قاضی روی پرونده‌ات حکم بدهد. ممکن است دو ماه حکم بدهد، اما ممکن است دو سال یا ده سال حکم بدهد. بعد پیشنهاد همکاری داد. یعنی گفت من صحبت کردم، دوستت دارم می‌خواهم کمک کنم. ممنوع‌الخروجی‌ات را بر می‌داریم و پرونده‌ات را نگه می‌داریم هر چه‌قدر لازم باشد و تو هم هر وقت بخواهی می‌توانی بروی و بیایی. فقط همین روابطت را که با این افراد داری نگه‌ دار. به همین روابط که با این‌ها گفت‌وگو می‌کنی یا می‌روی شام می‌خوری و عرق می‌خوری و… را نگه دار و به ما اطلاعات بده، کی کجاست. کی چی گفت، چی کار کرد و…»

همان‌وقت بهداد با خودش فکر می‌کند که دو راه بیشتر ندارد: «من همان‌وقت با خودم فکر کردم که یک راه این است که باید بمانم و بروم دادگاه و یک حکم ده، پانزده ساله به دلایل واهی بگیرم یا این که از مملکت خارج شوم که بتوانم داستانم را بگویم و این قضیه را علنی کنم.»

بهداد قول همکاری می‌دهد، ولی برای محکم‌کاری یک وثیقه یک میلیاردی برای او در نظر می‌گیرند: «گفتند سندی چیزی در ایران داری. من یک آپارتمان دوخوابه در تهران دارم که خواهرم همراه خانواده‌اش آن‌جا سکونت دارد. گفتم بله. وثیقه یک میلیاردی نوشتند و ارزیاب فرستادند که قیمت خانه را تخمین بزند. کارشناس خانه را بیشتر از دو میلیارد قیمت زد، اما الآن سند کل خانه گرو است.»

او پنجم بهمن ۱۳۹۸ از ایران خارج می‌شود: «یک ماه در لیسبون ماندم، چون حالم خوب نبود. می‌ترسیدم وارد آمریکا شوم و در مرز مورد سوال و جواب قرار بگیرم.» با این حال وقتی وارد آمریکا می‌شود، در مقابل پرسش مامور فرودگاه که کجا اقامت داشتی، شرح ماوقع را می‌گوید: «خانواده‌ام به پارتنرم اطلاع داده بودند و او مدیرم در فیس‌بوک را در جریان گذاشته بود و دولت کانادا هم از موضوع باخبر بود. در فرودگاه هم موضوع را که گفتم متخصصان IRGC سراغم آمدند و دو سه ساعتی صحبت کردیم و بعد مشخصات تماسم را گرفتند و گفتند به خانه‌ات خوش ‌آمدی.»

چرا پس از رسیدن موضوع را علنی نکردید؟ او در پاسخ به این سوال می‌گوید: «من سعی کردم آن‌جا بازی کنم و به دروغ قول همکاری بدهم، اما من می‌دانستم در خارج از ایران اگر هر گونه پاسخی به آن‌ها بدهم، جاسوس حساب می‌شوم. برای همین مطمئن بودم که جواب آن‌ها را نمی‌دهم، اما با خودم فکر می‌کردم و سوال می‌کردم آیا من هم مثل کسانی که در موقعیت مشابه من قرار می‌گیرند و سکوت می‌کنند، سکوت کنم یا موضوع را علنی کنم. اما این تصمیم را گذاشته بودم وقتی که آن‌ها تماس گرفتند بگیرم. پنج ماه بعد؛ یعنی از ۱۵ ژوئن تماس‌ها شروع شد، من تماس‌ها را بی‌جواب گذاشتم.» سه هفته پیش اما، آن‌ها با خواهرش تماس می‌گیرند: «گفته بودند به بهداد بگو با ما تماس بگیرد. بعد دوباره زنگ زده بودند و گفته بودند کی تماس می‌گیرد. خواهرم گفته بود من پیام شما را رسانده‌ام، اما او هر کاری خودش بخواهد انجام می‌دهد.» حالا روز گذشته احضاریه اخذ آخرین بازپرسی بهداد اسفهبد به منزل خواهرش رسیده است: «من در این مدت جراتم را جمع‌آوری کرده بودم که این موضوع را علنی کنم. زمانی که خواهرم خبر داد احضاریه داده‌اند، من نشستم و داستانم را نوشتم.»

این اولین بار نیست که دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی از زندانیان دو ملیتی یا مقیم کشورهای دیگر درخواست همکاری و جاسوسی  می‌کند. «ارس امیری»، دانشجوی مدیریت هنری «دانشگاه کینگستون» و کارمند «شورای فرهنگی بریتانیا»، که به ده سال زندان محکوم شده است، تیر ماه سال گذشته در نامه ای به رییس قوه قضاییه خبر داد که پیش از دستگیری در «هتل استقلال تهران» بازجویی  شده و از وزارت اطلاعات پیشنهاد همکاری دریافت کرده است. «احمدرضا جلالی»، پزشک و پژوهشگر مدیریت بحران و مقیم سوئد، که به اعدام محکوم شده است، نیز پیش از بازداشت در یکی از سفرهایش به ایران پیشنهاد همکاری گرفته بود. او در نامه‌ای که پس از پخش فیلم اعترافات اجباری‌اش از تلویزیون جمهوری اسلامی نوشت، این موضوع را اطلاع داد:«طی سفرم به ایران در سال ۲۰۱۴، دو نفر از یک مرکز نظامی و وزارت اطلاعات با من ملاقات کردند. آن‌ها از من خواستند تا برای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها (جاسوسی کردن) در کشورهای اروپایی با آن‌ها همکاری کنم؛ از جمله در زمینه‌های مبارزه با تروریسم و رویارویی با حملات رادیواکتیو، شیمیایی، بیولوژیکی و برنامه‌های عملیاتی حساس مربوط به تروریسم و حوادث. جواب من منفی بود و به آن‌ها گفتم که من فقط یک دانشمند هستم و نه جاسوس…»

همسر «نازنین زاغری» نیز در گفت‌وگو با ایران‌وایر اعلام کرد که به همسرش نیز پیشنهاد جاسوسی داده شده است. «ریچارد راتکلیف» گفته است: «بازجویان هشتم دی‌ ماه ۱۳۹۷ به دیدار زاغری در زندان رفته‌ و به او گفته‌اند برای او بهتر است به خاطر امنیت خودش و خانواده‌اش تن به همکاری بدهد. بازجویان به نازنین زاغری گفته‌اند برایش درخواست عفو و آزادی می‌شود، مشروط به این‌که بپذیرد برای آن‌ها درباره “وزارت توسعه‌ بین‌الملل انگلستان” جاسوسی کند.»

بهداد اسفهبد از سرگذشت همه این آدم‌ها اطلاع داشته است، اما فکر می‌کرده تخصص‌اش در حیطه‌ای نیست که آن‌ها احتیاج داشته باشند و در نتیجه کاری به او ندارند: «من همیشه فکر می‌کردم اگر من را بگیرند، با یک هفته توضیح متوجه می‌شوند من هیچ ارتباطی ندارم. تا این‌جا را درست حدس زده بودم، اما این را که بخواهند پیشنهاد جاسوسی به این شکل را بدهند، فکر نکرده بودم و واقعا برایم قابل حدس نبود.»

بهداد حالا نگران خودش نیست و تنها نگرانی‌اش خانواده‌اش در ایران هستند: «من نگران خودم نیستم، اما نمی‌دانم حرکت بعدی این‌ها چیست، کی در خانه خواهرم را خواهند زند. ولی می‌دانم کاری که کردم بهترین تصمیم بوده و در این شک ندارم. من در این مدت نتوانستم کار کنم احساس می‌کردم تا زمانی که ظلمی را که به من شده است بازگو و علنی نکنم، نمی‌توانم به زندگی عادی برگردم.»

No responses yet

Aug 18 2020

ناگفته‌های بهداد اسفهبد، کارمند فیسبوک، از بازداشت در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بهداد اسفهبد، برنامه‌نویس نخبه ایرانی و کارمند سابق شرکت‌های گوگل و فیسبوک، روز دوشنبه ۲۷ مرداد، با انتشار یادداشتی به زبان انگلیسی از بازداشت هفت ماه پیش خود در ایران توسط سازمان اطلاعات سپاه و فشار این نهاد امنیتی برای وادار کردن او به جاسوسی پرده برداشت.

بهداد اسفهبد که ۳۷ ساله است و ملیت کانادایی نیز دارد، از دانش‌آموختگان دانشگاه شریف در تهران و دانشگاه تورنتو در کاناداست که در چند سال اخیر در گوگل و سپس فیسبوک مشغول کار بوده، اما در پی بازداشت و بازجویی هفت‌روزه، به‌دلیل شرایط روحی، از کار کناره گرفته است.

آقای اسفهبد در گفت‌وگوی اختصاصی با رادیو فردا، جزئیات بازداشت و بازجویی خود را به‌طور مفصل شرح داده و می‌گوید تهدید شده که اگر همکاری نکند، می‌توانند به‌عنوان جاسوس آمریکا در ماجرای ساقط شدن هواپیمای اوکراینی برایش پرونده بسازند.

تازه‌ترین تحول در ماجرای آقای اسفهبد که به‌گفته خودش باعث شده است سکوت چندین‌ماهه‌اش را بشکند و به افشاگری در این زمینه بپردازد، رسیدن احضاریه‌ای قضایی به نشانی محل زندگی خانواده‌اش در ایران است که به او پنج روز فرصت داده شده تا خود را به دادسرای اوین معرفی کند.

بهداد اسفهبد در این مصاحبه جزئیات بازجویی‌های طولانی با تمرکز بر موضوع ارتباط با گروه‌هایی را شرح می‌دهد که خارج از ایران در زمینه فیلترشکن و دسترسی آزاد ایرانیان به اینترنت فعالیت می‌کنند و می‌گوید اطلاعات سپاه با دانلود حدود ۳۰۰ گیگابایت اطلاعات شخصی من و بررسی آن‌ها متوجه شدند که من هیچ همکاری‌ای با این گروه‌ها ندارم.

به‌گفته آقای اسفهبد، آن‌ها در عین حال هراس داشتند از این‌که لپ‌تاپ کاری من را روشن کنند و تصورشان این بود که با روشن کردن آن، شرکت فیسبوک قادر خواهد بود صدای آن‌ها را بشنود.

بازداشت آقای اسفهبد در میان دو واقعه کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق توسط آمریکا و ساقط شدن هواپیمای اوکراینی در ایران توسط سپاه رخ داد.

او می‌گوید چند روز پس از فاش شدن سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران بود که برایشان محرز شد در زمینه فیلترشکن هیچ فعالیتی ندارم. پس از آن بود که ظاهراً نمی‌‌خواستند خبر بازداشت یک کانادایی دیگر در آن شرایط برایشان هزینه‌ساز شود.

آقای اسفهبد بعد از آن تحت فشار قرار می‌گیرد تا به قیمت آزادی خود، برای سازمان اطلاعات سپاه خبرچینی و جاسوسی کند.

«متهم شدم به این‌که شاید قبلاً با افراد این لیست [فعالان دسترسی آزاد به اینترنت] همکاری کرده‌ای و گفتند ما پرونده را تکمیل می‌کنیم و می‌‌فرستیم دادگاه و ممکن است حکم زندان بگیری. اما اگر می‌خواهی، ما تو را آزاد می‌گذاریم و پرونده را نگه می‌داریم تا فعلا به دادگاه نرود، در مقابل بعد از خارج از شدن از ایران با سرکرده‌های گروه‌های حقوق بشری و گروه‌هایی که در مورد دسترسی به اینترنت کار می‌کنند در تماس باش و به ما خبر بده که چه کسی کجا رفته و با چه گروهی همکاری دارد.»

در روند تحت فشار گذاشتن بهداد اسفهبد برای پذیرش پیشنهاد همکاری، یکی از بازجویان با اشاره به ساقط شدن هواپیمای مسافری، او را این‌گونه تهدید می‌کند: «شما برادرت در آمریکاست، خودت این‌جایی، هواپیما، خطای انسانی؛ فکر کن به این چیزها.»

آقای اسفهبد می‌گوید برداشتش از این گفته بازجوی سپاه این بوده است که «یعنی اگر ما بخواهیم، می‌توانیم تو را به‌عنوان جاسوس آمریکا که در این ماجرا دست داشته‌ای، قربانی یک پرونده خیالی بکنیم، و ترس من این بود که اگر احساس کنند و بفهمند که قصد ندارم با آن‌ها همکاری کنم، من را قربانی یک پرونده ساختگی خواهند کرد».

بهداد اسفهبد پس از جلب اعتماد نیروهای امنیتی سپاه و نیز تحویل سند محل زندگی خانواده‌اش به قوه قضائیه، از ایران خارج می‌شود، اما به‌دلیل «آسیب دیدن سلامت روان» دیگر نمی‌تواند به کارش ادامه دهد تا نهایتاً این موضوع در ترکیب با یک موضوع دیگر منجر به استعفایش از فیسبوک می‌شود.

«من قطعاً دیگر به ایران برنمی‌گردم، ولی نگران خانواده‌ام هستند، چون نمی‌دانم قرار است در آینده چه فشار دیگری و از چه طریقی بر من بیاورند. تنها تصمیم درستی که می‌توانستم بگیرم این بود که افشاگری رسانه‌ای کنم، شاید از این طریق بتوانم حداقل از خانواده‌ام حمایت کنم».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .