اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Oct 29 2019

جاده‌های منتهی به پاسارگاد بسته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

استان‌وایر: پلیس جاده‌های اصلی منتهی به آرامگاه کوروش، شاهنشاه هخامنشی را بست.

از سال ۹۵ به بعد و به دنبال تجمع هزاران نفر برای شرکت در مراسم گرامیداشت روز کوروش در پاسارگاد، نیروهای انتظامی هر ساله جاده‌های منتهی به این آرامگاه را مسدود می‌کنند.

در این سال گروهی از تجمع‌کنندگان در پاسارگاد، شعارهایی از جمله «ایران وطن ماست، کوروش پدر ماست» «شاهزاده، تولدت مبارک» و همچنین شعارهایی علیه حکومت جمهوری اسلامی سر دادند.

پس از آن بود که حسین نوری همدانی از مراجع تقلید شیعه از حضور هزاران تن در کنار آرامگاه کوروش در پاسارگاد انتقاد کرد.

نوری همدانی گفته بود که روح‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، افرادی را که «به یاد کوروش بودند» «ضدانقلاب» خوانده است.

با وجود مواضع این روحانیون شیعه، بهرام پارسایی، نماینده شیراز در مجلس، در نامه‌ای خطاب به وزیر ارشاد خواستار برگزاری مراسمی رسمی در روز کوروش شده بود.

گل‌نبشته بابلی موسوم به سالنامه «نبونعید» هفتم آبان (۲۹ اکتبر) را روز ورود کوروش بزرگ به بابل ثبت کرده است.

روزی که بنا بر داده‌های تاریخی، به آزادی بردگان و نگارش استوانه بابلی کوروش بزرگ انجامید که از آن به نام نخستین منشور حقوق بشر یاد می‌شود.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Oct 26 2019

ادامه ناآرامی‌ها در عراق؛ دستکم ۴۰ تن در اعتراضات روز جمعه کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,شورش


رادیوفردا: منابع امنیتی عراق می‌گویند دستکم ۴۰ نفر در اعتراضات جمعه سوم آبان در شهرهای مختلف این کشور کشته شدند. گزارش ها حاکی که نیروهای عصائب اهل حق، یک گروه شبه نظامی مورد حمایت ایران برای مقابله با تظاهرکنندگان به سوی معترضان تیراندازی کرده‌اند.

کمیسیون عالی حقوق بشر عراق و منابع بیمارستانی در این کشور اعلام کرده‌اند، بیش از یک هزار و ۸۰۰ نفر در اعتراضات روز جمعه زخمی شده‌اند.

اعتراضات روز جمعه ادامه اعتراضات سه هفته اخیر در شهرهای مختلف عراق به فساد گسترده مسئولان دولتی، بیکاری بالا و فقدان خدمات عمومی در این کشور است. منابع بیمارستانی می‌گویند از زمان آغاز این اعتراضات تاکنون بیش از ۱۵۰ نفر کشته شده‌اند.

به گزارش رویترز، پلیس عراق اعلام کرده است، روز جمعه یک نیروی امنیتی عراق و شماری از نیروهای عصائب اهل حق در شهر العماره در شرق این کشور و در نزدیکی مرز با ایران کشته شدند.

معترضان به دفتر عصائب اهل حق در شهر عماره حمله کردند و نیروهای این گروه به سوی معترضان تیراندازی کرده‌اند.

پلیس عراق می‌گوید در حمله معترضان به دفتر عصائب اهل حق، یکی از رهبران محلی این گروه و یک مامور امنیتی کشته شده‌اند.

اعتراضات در شهر کربلا در شامگاه جمعه به خشونت کشیده شده است.

Breaking : city of Karbala is facing strong protest #Iraq pic.twitter.com/HUcQwWDEr6

— Steven nabil (@thestevennabil) October 25, 2019

کمیسیون حقوق بشر عراق می گوید، در تظاهرات در بغداد در روز جمعه هشت نفر کشته شدند. منابع امنیتی عراقی هم گفته‌اند، دست کم پنج نفر از کشته شدگان از معترضان بودند که بر اثر استنشاق گاز اشک آور جان خود را از دست دادند.

منابع امنیتی عراق همچنین گفته‌اند، در شهر ناصریه هم معترضان کوشیدند به دفتر عصائب اهل حق در این شهر حمله کنند و نیروهای محافظ این ساختمان به سوی معترضان شلیک کرده‌اند. در این درگیری شش نفر کشته شدند.

منابع دولتی هم گفته اند در شهر دیوانیه یک ساختمان به آتش کشیده شد و ۱۲ نفر در این آتش سوزی جان خود را از دست دادند.

خالد مهنا، سخنگوی وزارت کشور عراق هم میگوید، دستکم ۶۸ نیروی امنیتی عراق در اعتراضات روز جمعه زخمی شده اند.

برای مقابله با اعتراضات مقررات منع آمد و شد در شش استان بصره، ذی قار، المثنی، دیوانیه، بابل و واسط به اجرا گذاشته شد.

در همین حال، شورای قضایی عراق اعلام کرد که هرگونه حمله به نیروهامی امنیتی و مراکز دولتی جرمی محسوب خواهد شد که مجازات اعدام به دنبال خواهد داشت.

عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق و دولت او از زمان آغاز اعتراضات خشونت بار در شهرهای جنوب این کشور در سه هفته پیش، علیه شرایط نابسامان اقتصادی و معیشتی و فساد در بین مسئولان قادر نبوده است اقدام موثری برای کاهش اعتراضات انجام دهد.

این اعتراضات مهم‌ترین چالش پیش روی دولت عادل عبدالمهدی از زمان روی کار آمدنش از سال گذشته است.

رویترز می‌گوید، عادل عبدالمهدی تاکنون بارها وعده داده است که اصلاحات لازم را انجام میدهد، اما به نظر می رسد نتوانست اقدام ملموسی را انجام دهد.

با استفاده از الجزیره، رویترز و رادیو فردا؛ خ

No responses yet

Oct 26 2019

ترور دو تن از رهبران گروه تروریستی عصائب اهل الحق عراق

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

باشگاه خبرنگاران جوان: جنبش عصائب اهل الحق عراق در بیانیه‌ای از ترور وسام العلیاوی، رئیس دفتر این جنبش و برادرش عصام العلیاوی، در حمله افرادی مسلح در استان میسان در جنوب این کشور خبر داد.

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان جنبش عصائب اهل الحق عراق روز جمعه در بیانیه‌ای اعلام کرد وسام العلیاوی ، رئیس دفتر این جنبش به همراه برادرش عصام العلیاوی، در حمله افراد مسلح ناشناس در استان میسان در جنوب این کشور ترور شدند.

در این حادثه افرادی مسلح که صورت خود را پوشانده بودند با حمله به ساختمان جنبش عصائب اهل الحق در استان میسان در ابتدا وسام العلیاوی، از اعضای این جنبش را زخمی کردند.

با این وجود پس از انتقال وی به بیمارستان آن‌ها با تعقیب او،  وسام و برادرش را در داخل بیمارستان ترور می‌کنند.

عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق اختیار اجرای ممنوعیت آمدوشد را به استانداران هر استان واگذار کرد.

رسانه‌های دولتی عراق می‌گویند در پی تعرض برخی از معترضان به ساختمان‌های دولتی و اموال عمومی مقامات محلی در استان‌های بصره، بابل، ناصریه، ذی‌قار و واسط مجبور به اجرای مقررات منع آمدوشد شدند.

بنا بر گزارش‌ها در تظاهرات امروز جمعه در شهر‌های مختلف عراق ۲۷ ساختمان دولتی و حزبی به آتش کشیده شدند.

گرچه هنوز آمار رسمی کشته‌ها و زخمی‌های اعتراض‌های روز جمعه عراق اعلام نشده، کمیساریای حقوق بشر عراق در گزارشی مدعی شد در این اعتراض‌ها ۲۴ نفر کشته و نزدیک به ۲ هزار نفر مجروح شدند.

گفته می‌شود نمایندگان پارلمان عراق قرار است به منظور بررسی خواسته‌های معترضان، روز شنبه جلسه اعتراضی تشکیل دهند.

با وجود وعده دولت عراق برای تحقق مطالبات معترضان، دور جدید اعتراضات در این کشور علیه فساد، بیکاری، و مسائل معیشتی بار دیگر پس از یک وقفه چند روزه روز جمعه آغاز شد (بیشتر بخوانید).

انتهای پیام/

No responses yet

Oct 25 2019

صدای سپیده قلیان از زندان : طاقتم تمام شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Oct 24 2019

درباره زیرپیراهن تهوع آور ترابی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

پیک ایران: سیاست در ایران حتی به لباس زیر ورزشکاران هم رسوخ می‌کند.
اینجا دیگر پرویز مظلومی مثل قضیه وریا معترض نیست که تو مگر “سواد سیاسی” داری؟
رسانه‌های اصولگرا هم نمی‌پرسند آیا کشور دارد غرق می‌شود که ترابی نقشه دو زبانه نجات را روی پیراهنش کشیده؟

تیم بسکتبال گلدن استیت برای اعتراض به رییس جمهور، از حضور در ضیافت رسمی کاخ سفید خودداری کرد. تنها واکنش ترامپ این توییت بود: «استفن کری تردید دارد. پس دعوت را لغو می‌کنم»

تاریخ کشورمان هیچگاه خواب چنین روزی را هم ندیده که ورزشکاران، دعوت حاکمان را پس بزنند و آب از آب تکان نخورد.

ما برای یک استوری دلسوزانه، ورزشکاران را آنقدر می‌بریم و می‌آوریم که از نفس بیافتند.

آقایان محترم، چه ترس بیهوده‌ای از فوتبال و استادیوم‌هایش دارید؟ فوتبال اگر زور داشت که افسارش را به دست تاج و ساکت نمی‌داد!
فوتبال را به حال افسرده و رنجور خودش بگذارید. خیر و شر جامعه همین است که هست. کسی نه با استوری وریا به خروش در می‌آید و نه بخاطر زیرپیراهن ترابی مطیع می‌شود.

مهدی ترابی  عزیز که از استعدادهای برتر دهه ۹۰ فوتبال ایران بوده‌ای، بشریت اگر راه نجاتی داشته باشد در آزادی است نه اطاعت.
راه نجات، روزی است که به اندازه‌ای از آزادی و امنیت برای حفظ هویت فردیت برخوردار باشی که بی دغدغه بتوانی بگویی: نه! زیرپیراهن سفارشی نمی‌پوشم.

* متن فوق نوشته‌ی مهدی رستم‌پور  است و از کانال تلگرام او برداشته شده است.
—————————————–
‏یکی می‌شود وریا غفوری و صدای پرصلابت مردم، یکی هم می‌شود مهدی ترابی و ملیجک صله‌بگیر موقت‌له.
اگر می‌خواهی ستاره‌ای ماندگار شوی، ‎پشت به_دشمن رو به_میهن کن و با مردم باش!

No responses yet

Oct 24 2019

صیدی که ممکن است در گلوی صیاد گیر کند؛ ادامه افشاگری‌ها علیه حسین طائب

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

ایران‌وایر: سازمان اطلاعات سپاه با اعلام خبر بازداشت روح‌الله زم، احساس پیروزی می‌کند، اما این پرونده سازمان مذکور را در شرایط ویژه و پیچیده‌ای قرار داده است.

بسیاری در داخل ایران در مظان همکاری با روح‌الله زم قرار دارند؛ جنس و محتوای اسنادی که کانال «آمد‌نیوز» در چند سال اخیر منتشر می‌‌کرد، نشان می‌دهد احتمال همکاری طیف گسترده‌ای از نهاد‌های ریز و درشت حاکمیتی و حکومتی با آمدنیوز و روح‌الله زم بالاست.

سازمان اطلاعات سپاه امیدوار است بر پایه اعترافات زم بتواند با بسیاری از مقام‌ها، افراد و جریان‌ها تسویه حساب کند.

اما این تنها یک بعد قضیه است، در صورتی که زم اعتراف کند از سازمان اطلاعات سپاه تا قوه قضائیه و بیت رهبری و نهاد‌های حاکمیتی همکارانی داشته و از طریق آنها به برخی اسناد طبقه‌بندی شده دسترسی داشته، آن‌وقت آنچه که در درجه اول زیر سئوال می‌رود «کارآمدی» سازمانی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده است؛ سازمان اطلاعات سپاه.

حسین طائب؛ رئیس سازمان اطلاعات سپاه غیر از ناکارآمدی در پرونده زم با بحران دیگری روبرو و دست به گریبان هستند؛ آن‌هم واکنش یا مقابله به مثل جریان‌ها، مقام‌‌ها و افرادی است که زم تحت فشار سازمان اطلاعات سپاه نام آنها را به عنوان همکار یا رابط فاش کرده است.

محمدحسین رستمی، مدیر سایت «عماریون» در حال حاضر تنها فردی است که تاکنون زم درباره همکاری او با کانال «آمد‌نیوز» اعترافاتی داشته است، سخنانی که با واکنش تند رستمی هم مواجه شده است.

محمدحسین رستمی از سال ۱۳۹۶ به اتهام جاسوسی برای اسرائیل از طریق کانال «آمد‌نیوز» در زندان است و طی این سال‌ها این اتهام را رد کرده است.

رستمی در تازه‌ترین دفاعیات خود از زندان اوین، دو فایل صوتی منتشر کرده و حسین طائب را به باد انتقاد و تهدید به افشاگری کرده است.

او اتهام همکاری با «آمد‌نیوز» را رد کرده و در عین حال حدود ۳۲ اتهام یا داده علیه طائب بر زبان آورده و هشدار داده که در آینده درباره این جزئیات بیشتر سخن خواهد گفت.

مدیر سایت «عماریون» همچنین علت بازداشت خود را حمل «سلاح گرم» عنوان کرده و گفته به این خاطر در زندان است که حاضر به همکاری با طائب برای پرونده‌سازی علیه علی فدوی نشده است.

علی فدوی در حال حاضر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران است و زمانی که رستمی زندانی شد، فرمانده نیروی دریایی سپاه بود.

رستمی در این قایل‌های صوتی اتهامات متعدد دیگری متوجه حسین طائب کرده و از او خواسته درباره آنها توضیح ارائه دهد.

سوابق و هویت واقعی حسین طائب، پرونده محیط زیستی‌ها، علت مرگ کاووس سید امامی، پرونده هلدینگ یاس، ماجرای سپاه بدر، استخدام اخراجی‌های وزارت اطلاعات، پرونده محمد سرافراز، ماجرای نرم‌افراز سروش، پرونده دوتابعیتی‌ها و همکاری با رسول‌ دانیال‌زاده از جمله پرسش‌های رستمی از طائب است که وی از این مقام اطلاعات سپاه خواسته درباره آنها توضیح ارائه دهد.

این پرسش‌ها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم چند ماه پیش نیز رضا گلپور، همکار سایت «عماریون» در شش فایل صوتی که از زندان اوین به بیرون داده بود، بخش قابل توجهی از آنها را هم مطرح کرده بود.

گلپور هم هم‌چون رستمی از سوی سازمان اطلاعات سپاه به جاسوسی برای اسرائیل متهم شده است و در این فایل‌های صوتی این اتهام را رد کرده و گفته حسین طائب علیه او پرونده‌سازی کرده است.

گلپور همچنین حسین طائب را به انواع فساد مالی و اخلاقی و سوء‌استفاده از مقام و موقعیت خود متهم کرده و از او خواسته درباره این اتهامات توضیح ارائه کند.

حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد در دولت دهم از دیگر زندانیانی است که طی این سال‌ها حملات تندی متوجه طائب کرده و این مقام امنیتی را فردی فاسد معرفی کرده است.

بقایی سال ۱۳۹۶ با انتشار نامه‌ای اعلام کرده بود که حسین طائب در زمان احمدی‌نژاد مبلغ ۱۰ میلیارد تومان از نهاد ریاست جمهوری گرفته و هیچ گزارشی هم درباره نحوه هزینه‌کرد آن ارائه نکرده است.

اسفندیار رحیم مشایی دیگر یار احمدی‌نژاد است که از منتقدان سرسخت طائب شناخته می‌شود و پیش‌تر اعلام کرده بود که حسین طائب سال ۱۳۸۴ تمایل داشت وزیر اطلاعات شود، اما محمود احمدی‌نژاد با چنین انتصابی مخالفت کرد.

محمود احمدی نژاد، رئیس دولت‌های نهم و دهم از دیگر مقام‌های جمهوری اسلامی است که سال ۱۳۹۷ به صراحت گفته که حسین طائب «تعادل روانی» ندارد و «پرونده‌ساز» است.

محمد سرافراز، رئیس سابق صدا و سیما یکی دیگر از مقام‌های سابق جمهوری اسلامی است که همین چند ماه پیش با انتشار کتابی اتهاماتی متوجه حسین طائب کرد.

سرافراز در کتاب خود نوشته که حسین طائب و جمال‌الدین‌ آبرومند معاون وقت هماهنگی سپاه، قصد مشارکت در مزایده‌های صداوسیما داشته‌اند و مسعود مهردادی هم به نمایندگی از این افراد در جلسات مرتبط با مزایده‌ها شرکت کرده است.

در جریان این مزایده‌ها که زمستان ۱۳۹۴ برگزار شد، بانک توسعه تعاون، وابسته به وزارت کار برنده شد ولی به با دخالت سازمان اطلاعات سپاه و دستور علی ربیعی وزیر پیشین کار، بانک توسعه تعاون انصراف می‌دهد و مزایده شکست می‌خورد.

سرافراز گفته که ربیعی، «دوست و همکار طائب» است و در جریان برخورد با او، وزارت اطلاعات دولت روحانی نیز با سازمان اطلاعات سپاه هماهنگ بوده است.

تا این‌جای کار دست‌کم شش نفر درباره حسین طائب دست به افشاگری زده و تعدادی از آنها نیز او را متهم به «فساد» و «ناکارآمدی» کرده‌اند.

از میان این شش نفر تنها محمود احمدی‌نژاد و محمد سرافراز زندانی نشده‌اند و مابقی یا در زندان هستند و یا در مرخصی از زندان بسر می‌برند.

شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس سابق سازمان صدا و سیما را هم باید به این فهرست اضافه کرده که طی ماه‌های اخیر افشاگری‌های متعددی علیه طائب داشته و در حال حاضر خارج ایران زندگی می‌کند.

هنوز از سرنوشت این افشاگری‌ها خبری نیست و مشخص نیست که آیا نهاد و سازمانی تصمیم گرفته این مطالب را پیگیری کند یا نه؟ اما در صورتی که نام افراد دیگری در پرونده زم به میان بیاید، هیچ بعید نیست به تعداد افرادی که علیه طائب دست به افشاگری‌های مشابهی زده‌اند، افزوده شود.

بازداشت روح‌‌الله زم شاید برای حسین طائب یک پیروزی و یک طعمه برای به دام انداختن مخالفان، منتقدان یا رقبای شخصی و تشکیلاتی‌اش باشد، اما همین طعمه می‌تواند در گلوی صیادش هم گیر کند.

مطالب مرتبط:

نهادهای اطلاعاتی و امنیتی سپاه و زیرمجموعه های آن

جزئیات تازه از پرونده روح‌الله زم در گفت و گو با وکیل او

اعترافات زم از محافظه‌کاران شروع شد؛ این مدافع حرم کیست؟

ماجرای رضا گلپور و پرونده نفوذ اسراییل در سپاه

رضا گلپوراز نویسندگان وب سایت عماریون، بازداشت شد

فساد در قوه قضائیه به روایت رضا گلپور

مهسا رازانی: جمهوری اسلامی، همسرم روح‌الله زم را از بغداد ربود

روح‌‏الله زم: جمهوری اسلامی به ما نفوذ نکرد، ما به جمهوری اسلامی نفوذ کردیم

No responses yet

Oct 23 2019

دستور برای سکوت مقابل جدایی‌طلبی در فوتبال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی

ایران وایر: مانی فرشچی – شهروندخبرنگار

آن‌ها تقریبا هم‌زمان برای یک گفت‌وگوی ساده دعوت شدند. ابتدا خیلی محترمانه، دوستانه و با ادله «ارائه پاره‌ای از توضیحات»؛ هرکدام به یکی از ساختمان‌های متفرقه وزارت اطلاعات. با بعضی هم فردای همان روز، تلفنی مکالمه شده بود؛ خیلی مختصر و خیلی هم مفید.

تمام آن‌ها خبرنگار و البته با گرایش‌های شدید ورزشی بودند. گفتند که قرار است در مورد «بعضی از سوتفاهم‌ها» توضیحاتی بدهند و جواب‌هایی بگیرند. آن‌قدر دعوت دوستانه بود که کسی حتی شک نکند ممکن است صدای کسی بلند شود. سناریو اما از لحظه نشستن روی صندلی و روبروی کسی که خودش را «بازجو» نمی‌دانست شروع شد.

«یک دسته برگه و پرینت‌های رنگی جلویش بود و یک لپ‌تاپ که مدام روی چند صفحه توییتر و اینستاگرام بالا و پایین می‌رفت. اسمم را پرسید، این‌که الان کجا کار می‌کنم، با کدام خبرنگارهای داخل و خارج از ایران بیشتر در ارتباط هستم. از گرایش‌های سیاسی‌ام سوال کرد. همه پرسش‌ها کوتاه بود. باید کوتاه هم جواب می‌دادم. دقیقه‌های اول سرش را بالا نمی‌آورد؛ مثلا وقتی در مورد ارتباطاتم پرسید و خواستم کمی توضیح بدهم، کلامم را قطع کرد. معلوم بود توضیح اضافه نمی‌خواهد. یا می‌خواست ثابت کند که خودش می‌داند یا این‌که قرار است بعدتر بیشتر پرسد. تا این‌که یکی از برگه‌های پرینت شده را برگرداند جلوی من.»

– این چیه؟

صفحه توییتر من.

– می‌دونم. درست جواب بده. این چیه؟

هیچی. یه توییت. در مورد فوتبال و …

– درست جواب بده. منظورت از این توییت چی بوده؟

خواستم بگم فضای فوتبال آلوده شده. می‌بینید که؛ یه جور انتقاد از وضعیت ورزشگاه‌ها.

– به تو چه؟ سر پیازی؟ ته پیازی؟ به تو چه؟

خب من خبرنگارم. این اتفاقاتی که داره می‌افته جدایی‌طلبانه‌ست. وضعیت خوبی نیست. خودتون که دارین می‌بینین.

– ما خودمون داریم می‌بینیم. از تو نظر خواستیم؟ محتاج اینیم که تو به ما خبر بدی؟

نباید بنویسم که توی ورزشگاه‌های ایران پرچم ترکیه و آذربایجان می‌آرن؟ شعار جدایی‌طلبی می‌دن؟

– کی بهت گفت بنویسی؟

هیچ‌کس.

– کی بهت خط می‌ده؟ از کجا دستور می‌گیری؟

آقا این یه پست ورزشیه در مورد ورزشگاه‌ها.

مکالمه با همین روال پیش رفت. حداقل هفت نفر در یک روز با چنین سوالاتی روبرو شدند. سرچشمه هم به اتفاقاتی برمی‌گشت که در آخرین ماه‌های لیگ برتر فصل گذشته فوتبال ایران رقم خورد.

سالی که بر فوتبال ایران گذشت، نخستین تجربه ورزشگاه‌های ایران برای پذیرایی از شعارهای نژادپرستانه و جدایی‌طلبانه نبود. در حقیقت آنچه طی فصل پیش در ورزشگاه‌های ایران رخ داد، شباهتی به فضای سال‌های پیش‌تر یا جو حاکم دو دهه قبل بر ورزشگاه‌های فوتبال ایران نداشت؛ فضایی آکنده از تنش، زدوخوردهای شفاهی و فیزیکی، درگیری با ماموران نیروی انتظامی، ناهنجاری و قانون‌شکنی و گاهی هم شعارهایی که رنگ و بوی ورزشی نداشت.

ابتدا باید از این زاویه به ورزشگاه‌های ایران نگاه کرد که حضور در این اماکن ایران تقریبا تنها فرصت برای گردهمایی چند ده‌هزارنفری ایرانیان است. با توجه به محدود شدن مجوزهای وزارت کشور برای راه‌پیمایی‌ها یا تجمعات اعتراضی، گروه‌های مختلف به‌ندرت فرصت قرار گرفتن در کنار هم را پیدا می‌کنند. پس ورزشگاه می‌تواند ایده‌آل‌ترین گزینه سال‌های اخیر برای هم‌صدایی باشد. به همین دلیل، طی دو دهه اخیر نظارت دستگاه‌‌های امنیتی روی ورزشگاه‌های کشور و همین‌طور لیدرهای هواداری به‌شدت افزایش یافته بود.

اسفند سال ۱۳۹۱، گروهی از تماشاگران تیم «تراکتورسازی» تبریز که به ادعای باشگاه استقلال، با اهداف غیرورزشی وارد ورزشگاه شده بودند، شعارهای قومیتی سر ‌دادند. آذر سال ۱۳۹۴، همین شعارها با فریادهایی مانند «خلیج عربی» هم همراه شد.

گروهی از پیروان «پان‎ترکیسم» در آذربایجان، ورزشگاه «یادگار امام» تبریز و بازی‌های تراکتورسازی را فرصتی برای ایستادن مقابل حکومت مرکزی ایران دیده بودند. «علی دایی» که خود زاده اردبیل است، سال ۱۳۹۲ به این اتفاقات واکنش نشان داد.

طی سه هفته نخست لیگ برتر فصل ۹۸-۹۷، یعنی از مرداد سال ۱۳۹۷، جو ورزشگاه‌های ایران به شکلی غیرمترقبه متشنج شد. هفته دوم، هواداران پرسپولیس در زمان خروج از ورزشگاه، با شعار «مرگ بر دیکتاتور» برای نخستین‌ بار، اعتراضات مدنی را از خیابان‌ به ورزشگاه‌ کشیدند.

یک هفته بعد، همین شعار به سکوهای ورزشگاه «تختی» اهواز هم رسید. پس‌ازآن، «غلامحسین زمان‌آبادی»، مشاور فرهنگی فدراسیون فوتبال در کانال تلگرام خود نوشت: «منافقین قصد دارند با ایجاد درگیری ساختگی و طبق طرح هنسون، مردم را در خیابان‌ها و اماکن عمومی به قتل برسانند.»

اما این شعارها باز رنگ باخت و جایش را به فریادهای قومیتی داد. در تبریز و رشت هرآن‌چه ممکن بود به چشم آمد؛ از ورود پرچم ترکیه و آذربایجان تا شعار مرگ بر فارس و خلیج عربی تا شعارهای توهین‌آمیز نژادی.

کار به‌جایی رسید که «جلال حسینی» و «مسعود شجاعی» کاپیتان‌های دو تیم پرسپولیس و تراکتورسازی، در پست‌هایی اینستاگرامی و هماهنگ، هواداران خود را تهدید کردند که در صورت تکرار شعارهای نژادپرستانه روی سکوها، بازی را قطع خواهد کرد.

تا این‌که فروردین‌ امسال، بازی دو تیم تراکتورسازی و پیکان در تبریز به صحنه‌ای از نبرد هواداران تیم تراکتورسازی با بازیکنان این تیم و نیروهای یگان ویژه بدل شد؛ هر آنچه محال بود، ناگهان رخ داد.

برخی از کاربران به فضای شکل‌گرفته در فوتبال ایران اعتراض کردند، برخی از بی‌تدبیری فدراسیون فوتبال نوشتند. گروهی هم سوال کردند که چرا مقابل این حجم از جدایی‌طلبی در برخی از شهرها سکوت می‌شود؛ اما این سوالات یک جواب مشخص داشت.

– از کجا دستور گرفتی؟

من دستور نگرفتم. چیزی که دیدم رو نوشتم.

– یعنی خودت تصمیم گرفتی بنویسی؟ تصمیم گرفتی برای دستگاه اطلاعات تعیین تکلیف کنی. ما از شما نظر خواستیم؟ خبرنگار ورزشی باید در مورد جدایی‌طلبی بنویسه؟ ما که نگفتیم، در شرح وظایف خبرنگار ورزشی هم که نیست در مورد مسئله امنیتی چیزی بنویسه. پس حتما یکی بهت خط داده. بگو کی؟

خطی نبوده. شما که همه زندگی ما رو می‌دونین.

– این چیه؟ پست اینستاگرامت. اگر خط نگرفتی چرا باید در مورد پان‌ترک‌ها این‌قدر دقیق اطلاعات داشته باشی؟

فقط در مورد شعارهایی که دادن نوشتم.

– دیگه ننویس. به تو مربوط نیست. هیچ اتفاقی در مورد این تیم‌ها به تو مربوط نیست. خب؟ مگر این‌که بخوای بیای اینجا دوباره توضیح بدی… این تعهدنامه رو امضا کن و پاشو برو.

ماجرای «مهدی ببری»، بازیکن تراکتورسازی و پست اینستاگرامی‌اش در حمایت از ارتش ترکیه برای حمله به کُردهای سوریه تقریبا در سکوت ماند. خبرنگاران نباید در مواردی که به آن‌ها مربوط نیست دخالت کنند.

No responses yet

Oct 21 2019

«مسخ عدالت»؛ دو ابراهیم با یک وظیفه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ابراهیم رئیسی را علیرغم سمت‌های متعددش در نظام جمهوری اسلامی، اغلب همچنان به سبب عضویتش در «هیئت مرگ» می‌شناسند. تابستان سال ۱۳۶۷ بود که روح‌الله خمینی در فرمانی نوشت «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری می‌کنند، محکوم به اعدام می‌باشند». نتیجه‌اش شد حمامی از طناب و بوی کافور و اعدام که به روایتی بین سه تا پنج هزارنفر را به قتلگاه کشاند.

ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) در کنار حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) اصلی‌ترین مقاماتی بودند که در این اعدام‌ها نقش داشتند.

عملکرد «هیئت مرگ» و ابراهیم رئیسی در حذف کامل مخالفان باعث شد تا روح‌الله خمینی در دی و بهمن ماه همان سال، با سه حکم جداگانه ماموریت‌های بیشتری برای رسیدگی به وضعیت قضایی در شهرهای مختلف را به رئیسی جوان واگذار کند و مفهوم اصلی در همه آنها، «سرعت در اجرای حکم خدا فارغ از پیچ و خم‌های اداری» بود.

سی سال گذشت؛ ۱۶ اسفند ۱۳۹۷ رهبر دوم نظام با حکمی ابراهیم رئیسی را به ریاست قوه قضائیه منصوب کرد. این ابراهیم اما ظاهراً آن ابراهیم سی سال قبل نیست. طی این سال‌ها سمت‌های مختلفی همچون دادستان تهران، رئیس سازمان بازرسی، معاون اول قوه قضائیه، دادستان ویژه روحانیت و البته تولیت آستان قدس رضوی او را به ابعادی رساند که اغلب از او به عنوان یکی از جدی‌ترین گزینه‌های جانشینی علی خامنه‌ای یاد می‌کنند؛ آنچنان «جدی» که حتی شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ نیز گرچه به باور برخی از شانس او برای رهبری بعدی کاست اما ستاره بخت او هنوز خاموش نشده و همچنان از محتمل‌ترین گزینه‌ها چه در رهبری شورایی و چه در رهبری فردی است.

اینک در حالی حدوداً هفت ماه از آغاز ریاست او بر قوه قضائیه می‌گذرد که او در این مدت آشکارا سعی می‌کند تا با سخنانی ملایم و گه‌گاه کارشناسانه، تصویری دیگری از آن عضو «هیئت مرگ» نشان دهد؛ قضات را به سرکشی متناوب از زندان‌ها فرامی‌خواند؛ از ضرورت تکریم ارباب رجوع و انجام کار تخصصی سخن می‌گوید و گاه حتی فراتر، اثرگذاری شماری از قوانین و احکام را به چالش می‌کشد.

با این حال، نگاهی دوباره به فرمان دو رهبر جمهوری اسلامی به ابراهیم رئیسی نشان می‌دهد که هر دو، به شکل معناداری تقریباً مسئولیت مشابهی را به ابراهیم سپرده‌اند. به عقب بازگردیم. روح‌الله خمینی واپسین ماه‌های زندگی را می‌گذراند؛ اقتصاد بر اثر جنگ و اصرار بیهوده بر استمرار آن ویران شده؛ زیرساخت‌های کشور نیز به شدت آسیب دیده و علاوه بر شکاف‌های متقاطع و غیرمتقاطع در عرصه سیاسی، هزاران زندانی سیاسی نیز پس از تحمل سال‌ها حبس در آستانه آزادی قرار گرفته‌اند. به گمان خمینی و امنیتی‌های وقت، این زندانیان پس از آزادی با سازماندهی مجدد، کل نظام را درست در اوج بحران جانشینی رهبری، تهدید خواهند کرد. بدین ترتیب، روح‌الله خمینی با تشکیل «هیئت مرگ»، از جمله ابراهیم رئیسی، به آنها فرمان داد تا «حکم خدا» را اجرا کنند؛ یعنی دست باز هیئت مرگ برای قتل عام و قلع و قمع؛ ورای هر قانون و عرف و رسم و دین.

سه دهه بعد اما بار دیگر ابراهیم رئیسی زمانی از دومین رهبر حکم گرفت که در و دیوارهای بسیاری از خیابان‌ها در تهران و شهرستان‌ها صدای معترضانی را به خاطر داشتند که به تنگ آمده از اینهمه فساد و فقر و مشکلات اقتصادی، فریاد زدند: «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا». این بار اما اعتراض‌ها نه همچون سال ۱۳۸۸ برای تشکیک در نتیجه انتخابات بود و نه اعتراض به بسته شدن روزنامه‌ای همچون سال ۱۳۷۸؛ این بار «کل نظام» نشانه رفته بود.

از این رو، به نظر می‌رسد که در ورای حکم و پست و مقام، انتظار کنونی «نظام» از ابراهیم رئیسی را در دو مورد کلی می‌توان خلاصه کرد.

یکی برخورد با مفاسد اقتصادی و خرده دزدی‌های غیرخودی‌ها بویژه در رده مدیران میانی و افرادی است که برخورد با آنها هزینه‌ای برای کل نظام ایجاد نکند. وگرنه کیست که نداند، سرچشمه اقتصاد غیرشفاف و فاسد در جمهوری اسلامی، به رأس نظام و مجموعه شرکت‌ها و هلدینگ‌های اقتصادی گسترده متعلق به رهبر جمهوری اسلامی باز می‌گردد. از طرف دیگر، با چنین رویه‌ای دست‌کم می‌توان ژست مبارزه با فساد را گرفت و پشت آن پناه برد و شاید از آتش خشم عمومی و اعتراض‌های بعدی کاست.

انتظار دوم نظام از ابراهیم رئیسی اما منطبق با رزومه کاری اوست: قلع و قمع مخالفان؛ چرا که به باور نظام، این افراد با دامن زدن به نارضایتی اجتماعی و سازماندهی آنها، کل نظام را تهدید می‌کنند. از این روست که دقیقاً برخلاف اظهارات بعضا شیک و مجلسی رئیسی، در همین مدت کوتاه احکام زندان و شلاق علیه فعالان سیاسی و مدنی به طرز غیرقابل باوری افزایش یافته و کوچکترین اعتراضی با چندین سال زندان تعزیری سرکوب می‌شود.

طبق گزارش برخی نهادهای حقوق بشری، فقط در شش ماه نخست ریاست رئیسی بر قوه قضائیه، بیش از هزار سال زندان و هزار و پانصد ضربه شلاق برای فعالان سیاسی و مدنی صادر شده است. همزمان، بسیاری از بازداشت‌شدگان از جمله فعالان محیط زیست همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می‌برند. اینهمه در حالی است که او می‌گوید «ما به هیج عنوان طرفدار حبس نیستیم».

این ابراهیم، از یک سو، دیگر همان روحانی جوان و جویای نام سی سال قبل نیست؛ در این سال‌ها نه تنها بر مناصب قضایی متعددی تکیه زده بلکه با تولیت آستان قدس رضوی، با اقتصاد مدل جمهوری اسلامی آشنا شده و سیاسیون و نظامیان پرنفودی را دور خود جمع کرده است. او یاد گرفته که همچون بسیاری دیگر از مسئولان جمهوری اسلامی، راهنما به چپ بزند و به راست بپیچد؛ نرم‌تر سخن بگوید و سخت‌تر سرکوب کند؛ همچون حسن روحانی که منشور حقوق شهروندی می‌نویسد و از «حصر» رأی جمع می‌کند اما نه خبری از حقوق شهروندی است و نه خبری از رفع حصر. از سوی دیگر اما رئیسی اتفاقاً همان روحانی بی‌رحم و تندرویی است که همچنان به کار سرکوب و ارعاب می‌آید و مخالفان را از دم طناب و حبس می‌گذراند. تنها، محدودیت‌های این دوره زمانه است که او را مجبور ساخته تا گهگاه جملاتی قصار به زبان آورد.

این وسط اما همراه با ابراهیم رئیسی، اصلاح‌‌طلبانی باید در دادگاه تاریخ پاسخگو شوند که شادمانه از انتصاب او به ریاست قوه قضائیه استقبال کردند؛ او را فردی «بی‌شیله پیله» لقب دادند و با استناد به عملکرد وی در «سازمان بازرسی» به عدالت وی دل بستند و امید دادند.

یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Oct 19 2019

سپاه چه کسی را منبع آمدنیوز معرفی کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,درگیری جناحی,سیاسی


بی‌بی‌سی: گفته شده آقای رستمی در سوریه می‌جنگیدهچند روز پس از اعلام بازداشت جنجالی روح‌الله زم از طرف سپاه پاسداران، صداوسیما بخش‌هایی از صحبت‌های او را پخش کرد که در آن آقای زم محمدحسین رستمی را یکی از منابع اطلاعاتی خود در ایران معرفی کرد.

بنا بر روایت سپاه، که از صداوسیما پخش شد، محمدحسین رستمی از نیروهای نظامی ایرانی درگیر در سوریه بوده و در آنجا شروع به جاسوسی برای اسرائیل کرده و همچنین اطلاعاتی برای آمدنیوز می‌فرستاده است.

آقای رستمی مدیر سایت عماریون بود که مطالب آن گرایشی “حزب اللهی” داشت.

خبر محکومیت محمدحسین رستمی و رضا گلپور، از نویسندگان سایت عماریون، با اتهام جاسوسی برای اسرائیل سه سال پیش منتشر شد.

آقایان رستمی و گلپور اتهام جاسوسی را رد کرده‌اند و چند ماه پیش مشخص شد که رضا گلپور پیش از بازداشت سفری به مسقط، پایتخت عمان داشت تا با شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس سابق صداوسیما دیدار کند.

خانم میرقلی‌ خان و محمد سرافراز، رئیس سابق صداوسیما، می‌گویند در این سازمان فساد مالی وجود داشت و سازمان اطلاعات سپاه و حسین طائب، رئیس آن هم در سوءاستفاده‌های مالی نقش داشتند.

پس از آن که در زمستان ۱۳۹۴ درگیری‌ رئیس وقت صداوسیما بر سر موضوعات این چنینی بالا گرفت، رضا گلپور با او و شهرزاد میرقلی‌خان صحبت کرد و کمی بعد به همراه محمدحسین رستمی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل بازداشت شد.

حال، آقای رستمی از تلویزیون رسمی ایران به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی آمدنیوز معرفی شده است.

در واقع اطلاعات سپاه از طریق صداوسیما علیه کسی اتهام امنیتی مطرح کرده که پس از دخیل شدن یکی از همکارانش در افشاگری پرونده فساد ادعایی اطلاعات سپاه در صداوسیما به همراه او به زندان افتاد.

اعتراف تلویزیونی زم درباره محمدحسین رستمی چیست؟

در آنچه صداوسیما از زبان روح‌الله زم درباره محمدحسین رستمی پخش کرد، آقای زم می‌گوید که “دو سه بار” آقای رستمی را دیده است. در این صحبت‌ها مشخص نیست که آیا دیدار ادعایی در خارج از ایران انجام شده و یا بیش از یک دهه قبل و پیش از خروج آقای زم از ایران.

تلویزیون ایران از آقای زم تصاویری پخش کرد که او در آنها از فعالیت‌های خود اظهار پشیمانی می‌کردآقای زم می‌گوید متوجه شده که آقای رستمی “سطح دسترسی بالا” به اطلاعات و اخبار امنیتی دارد و آقای زم “دو سه بار” از طریق صرافی برای او پول فرستاده است.

مشخص نیست اگر محمدحسین رستمی برای دولت اسرائیل جاسوسی می‌کرده دیگر چرا از روح‌الله زم هم پول گرفته است. همچنین مشخص نیست چرا آنها برای انتقال پول در فعالیتی امنیتی از صرافی استفاده کرده‌اند که قابل ردگیری است.

آقای زم می‌گوید از آقای رستمی پرسیده بوده که آیا دسترسی‌اش به اطلاعات نظامی ایران در سوریه “اینقدری هست که بتوانی مختصات عملیات را بدهی؟ دو روز سه روز چهار روز قبل از یک عملیات خبرش را بدهی که ما کار کنیم؟”

همچنین صدای ضبط‌شده‌ای، به عنوان صدای آقای رستمی، برای آقای زم پخش می‌شود که در آن شخصی می‌گوید: “حالا تو هم همه چی را اینجا بگو، من هم که زیر رصد هستم. پول نرسید دستم دیگر، برسد همه چیز می‌زنیم.”

آیا اعترافات زم اعتبار دارد؟

تلویزیون ایران بارها اعترافاتی را پخش کرده است که اعتراف‌کنندگان بعدتر فاش کرده‌اند گفته‌هایشان نادرست بوده و تحت فشار بیان شده است.

یکی از خبرسازترین نمونه‌های اعتراف دروغین تحت فشار دستگاه‌های امنیتی و قضایی ایران، مورد مازیار ابراهیمی و هم‌پرونده‌ای‌هایش بود که به دست داشتن در قتل دانشمندان هسته‌ای ایران برای اسرائیل اعتراف کردند، اما پس از افشای ساختگی بودن پرونده آزاد شدند.

به جز افشای ساختگی بودن بسیاری از اعتراف‌های تلویزیونی، دستگاه‌های قضایی و امنیتی ایران در پرونده‌های متعدد سیاسی و امنیتی با شکنجه افراد را به اعتراف علیه خود واداشته‌اند. مطابق قوانین ایران و معیارهای بین‌المللی اعتراف تحت شکنجه در دادگاه اعتباری ندارد. هرچند دادگاه‌های انقلاب در ایران در موارد متعددی ادعای اقرار تحت شکنجه را نادیده گرفته‌اند.

انتشار تصاویر یک متهم هم پیش از قطعی شدن محکومیت او خلاف قوانین ایران است، و به این ترتیب کار سپاه و صداوسیما در پخش اعترافات آقای زم، که هنوز به دادگاه هم نرفته، غیرقانونی بوده است.

دسترسی نداشتن به وکیل و موارد دیگری از این دست هم باعث می‌شود که بسیاری از وکلای دادگستری و فعالان حقوق بشر بگویند با متهمان در ایران خلاف قواعد دادرسی عادلانه رفتار می‌شود.

یک ابهام حقوقی دیگر در پرونده روح‌الله زم این است که هنوز مشخص نیست او، که در فرانسه پناهنده سیاسی بود، چه طور در عراق بازداشت شده است.

یک منبع آگاه در دولت عراق به بی‌بی‌‎سی فارسی گفته آقای زم را دستگاه اطلاعاتی عراق در فرودگاه بغداد بازداشت کرده و مطابق توافقنامه استرداد به ایران تحویل داده است.

اما توافقنامه میان ایران و عراق افرادی را که “جرم سیاسی یا نظامی” مرتکب شده‌اند از استرداد مستثنی کرده است و همچنین می‌‌گوید که نمی‌توان فرد مسترد شده را برای جرمی غیر از دلیل استردادش محاکمه کرد، مگر آنکه کشور مستردکننده هم با محاکمه برای چنین جرمی موافق باشد.‌

البته منابع ایرانی می‌گویند نیروهای سپاه آقای زم را در نزدیکی اربیل بازداشت کرده‌اند، که در این صورت این ابهام به وجود می‌آید که نیروهای سپاه چه طور برای بازداشت یک نفر در قلمرو قضایی کشوری دیگر صلاحیت داشته‌اند.

به این ترتیب چه عراق آقای زم را مسترد کرده باشد و چه خود نیروهای سپاه او را گرفته باشند، قانونی بودن بازداشت او در عراق، آن هم برای اتهامی سیاسی محل ابهام است.

از پرونده محمدحسین رستمی چه می‌دانیم؟

صداوسیما می‌گوید محمدحسین رستمی در سال ۱۳۹۴ بازداشت شده است، البته سایت عماریون و حساب اینستاگرام منتسب به آقای رستمی تا پاییز ۱۳۹۵ به روز می‌شدند.

در پخش اتهامات صداوسیما علیه محمدحسین رستمی تصویری مشابه برگه کیفرخواست آقای رستمی نشان داده می‌شود که در آن تاریخ بازداشت او مهر ۱۳۹۵ است. در همین تصویر کیفرخواست مقابل مشخصات محمدحسین رستمی داخل پرانتز نوشته شده “دارای سابقه محکومیت به اتهام جاسوسی”.

مشخص نیست که این سابقه محکومیت جاسوسی در کیفرخواست آقای رستمی به همان محکومیت سال ۹۵ او اشاره دارد یا اینکه او پیشتر هم سابقه محکومیت در پرونده جاسوسی داشته است.

در این تصویر چهار اتهام برای محمدحسین رستمی فهرست شده است: جاسوسی برای اسرائیل، همکاری با اسرائیل، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت، و همین طور نگهداری و حمل سلاح.

آقای رستمی که از نیروهای نظامی ایران در سوریه بوده، برای حمل سلاح گرم هم محاکمه شدهاو در این پرونده با “متهم ردیف اول” همکاری داشته است، که می‌تواند اشاره‌ به رضا گلپور، همکار شناخته‌شده‌تر آقای رستمی در سایت عماریون باشد.

دستگاه‌های قضایی و اطلاعاتی ایران تاکنون شواهد و مدارکی دال بر جاسوسی محمدحسین رستمی برای اسرائیل منتشر نکرده‌اند.

مشخص نیست او چه مقام نظامی یا امنیتی داشته یا با چه کسانی در دستگاه‌های نظامی و امنیتی در ارتباط بوده که بتواند به اطلاعات حساس دسترسی داشته باشد.

آیا اعترافات زم اطلاعات جدیدی درباره رستمی می‌دهد؟

اتهام جاسوسی برای اسرائیل و اتهام همکاری با آمدنیوز پیش از این هم به طور عمومی علیه محمدحسین رستمی بیان شده‌اند.

یک کانال تلگرامی با نام “عمارنامه” در سال ۱۳۹۵ مدعی شد آقای رستمی به عنوان یکی از “مرتبطین روح الله زم و یکی از منابع آمدنیوز” بازداشت شده است. مشخص نیست این کانال تلگرامی چه طور به اخبار یک پرونده امنیتی دسترسی داشته است.

بعدتر هم محمود صادقی، نماینده مجلس ایران هم گفت در پیگیری پرونده‌ای دیگر پی برده که مدیران سایت عماریون به اتهام جاسوسی برای موساد بازداشت شده‌اند.

به این ترتیب آنچه از تلویزیون ایران پخش شده تنها روایت رسمی سپاه از مطالبی است که قبلا بیان شده است.

محمدحسین رستمی کیست؟

او متولد ۱۳۶۴ و اهل شهر ری است و سابقه عضویت در بسیج را دارد.

محمدحسین رستمی تحصیلات دانشگاهی ندارد، اما می‌گوید چند بار وارد دانشگاه شده و از جمله به دانشگاه سپاه رفته اما تحصیل را نیمه‌کاره رها کرده است.

آقای رستمی به گفته خودش فعالیت سیاسی‌اش را از ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد و در سال ۱۳۸۴ آغاز کرد.

البته او بعدتر، مثل بسیاری دیگر از طرفداران اصولگرای آقای احمدی‌نژاد، به منتقد او و اسفندیار رحیم مشایی تبدیل شد. یکی از جنجالی‌ترین مطالب سایت عماریون نامه رضا گلپور درباره آقای مشایی بود که اتهام‌هایی امنیتی علیه او مطرح می‌کرد.

بعضی محمدحسین رستمی را از دوستان سابق سعید عسگر معرفی کرده‌اند.

آقای عسگر کسی بود که پس از سوءقصد به جان سعید حجاریان در سال ۱۳۷۸ پس از مدت کوتاهی عفو شد و آزاد شد. او در سال ۱۳۸۲ جزو شبه‌نظامیان حزب‌اللهی بود که به یک خوابگاه دانشجویی در تهران حمله کردند.

محمدحسین رستمی سال‌ها قبل از بازداشتش در مصاحبه با روزنامه شرق گفته بود که در وزارت رفاه کار می‌کرده و هزینه‌های راه‌اندازی وبسایت عماریون را هم از “مدیرکل بازرسی یکی از وزارتخانه‌ها” گرفته که از نزدیکان صادق محصولی، وزیر سابق رفاه و پیشتر وزیر کشور ایران بوده است.

صادق محصولی قائم مقام جبهه پایداری است که برخی اعضای آن سوابق نظامی و امنیتی دارند و گرایشی نزدیک به “قرارگاه عمار”، که مهدی طائب، برادر رئیس اطلاعات سپاه در آن است.

آقای رستمی گفته بود که در بخش “تفحص در مناطق جنگی” کار می‌کرده، یعنی واحدی که سپاه برای یافتن بقایای کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق دارد، و بعدتر “یکسری نهادها خواستند برایشان بولتن خبری درست کنم.”

آقای رستمی گفته بود که بعدتر در حراست سازمان شهرداری‌ها مشغول به کار شد و پس از آن به وزارت رفاه رفت و سایت عماریون را در سال ۱۳۸۹ راه انداخت.

قرارگاه عمار هم در همان مقطع تشکیل شد، اما به نظر می‌رسد رابطه تشکیلاتی ثابتی بین این دو وجود نداشته است.

آمدنیوز درباره رستمی چه نوشته بود؟

وبسایت و کانال تلگرامی آمدنیوز یکی از اولین رسانه‌هایی بودند که خبر بازداشت محمدحسین رستمی را منتشر کردند.

آمدنیوز نوشت یکی از فرماندهان سپاه به دلیل “اختلافات نزدیک خانوادگی با وی و بروز برخی مشکلات، برای محمدحسین رستمی پرونده سازی کرده و وی را به زندان افکنده است”.

بعدتر آمدنیوز نوشت افشاگری علیه حسین طائب باعث شده که آقای رستمی به زندان بیفتد.

همین رسانه از قول یک زندانی سیاسی مدعی شد که آقای رستمی در زندان فاش کرده که قرار بوده چند سال قبل و در جریان سفر روح‌الله زم به ترکیه او را “با هماهنگی تیم عملیاتی سازمان اطلاعات سپاه” برباید و به ایران منتقل کند.

این کانال تلگرامی همچنین آقای رستمی را بازجوی عباس غفاری معرفی کرد، که رسانه‌های ایران او را به “جن‌گیری و رمالی” برای اطرافیان آقای احمدی‌نژاد معرفی می‌کردند.

آمدنیوز در چند نوبت هم از اعتصاب غذای محمدحسین رستمی در زندان خبر داد.

این گزارش‌های آمدنیوز را هیچ منبع دیگری تایید نکرده است.

از آخرین مطالب آمدنیوز درباره محمدحسین رستمی انتشار فایل‌های صوتی منتسب به آقای رستمی بود که او در آنها اتهام‌ جاسوسی خود را رد می‌کرد و خواهان اعاده دادرسی می‌شد.

آقای رستمی می‌گفت حاضر است درباره پرونده‌اش با حسین طائب، رئیس سازمان اطلاعات سپاه مناظره کند و مطالبی را درباره سوابق او فاش کند.

ارتباط عماریون با فساد ادعایی سپاه چیست؟

رضا گلپور و محمدحسین رستمی می‌گویند دلیل برخورد با آنها افشاگری درباره فساد بوده است.

کمی پس از آن که محمد سرافراز، رئیس سابق صداوسیما، در مصاحبه‌ای به طور عمومی گفت مقاومتش در برابر سوءاستفاده مالی سپاه در صداوسیما دلیل برخورد با او و شهرزاد میرقلی‌خان بوده، رضا گلپور هم گفت پیش از بازداشت درباره فساد مالی نهادی وابسته به سپاه گزارش داده بود.

بعدتر محمدحسین رستمی هم ادعای مشابهی مطرح کرد.

آقایان گلپور و رستمی می‌گویند افشاگری آنها درباره هولدینگ یاس و محمود سیف بوده است.

محمود سیف هویت دوم محسن سجادی‌نیا است که از چهره‌های کلیدی در فعالیت‌های اقتصادی سپاه و همچنین همسر سابق شهرزاد میرقلی‌خان بوده است.

خود خانم میرقلی‌خان به اتهام نقش داشتن در مبادلات سپاه در خارج از ایران زندانی شده بود.

ویدئوی سفر رضا گلپور به عمان را شهرزاد میرقلی‌خان منتشر کردشرکت تجارت الماس مبین، تحت مدیریت محسن سجادی‌نیا، محمود سیف، از طرف آمریکا به جعل اسکناس دلار برای سپاه متهم شد و تحت تحریم قرار گرفت.

این شرکت با هولدینگ یاس مرتبط بود که یک شرکت وابسته به بنیاد تعاون سپاه بود.

گزارش‌‌های مختلف حاکی از آن است که گروه اقتصادی یاس بابت قراردادها در دوره شهرداری محمدباقر قالیباف یک بدهی چند هزار میلیارد تومانی به شهرداری تهران دارد.

عیسی شریفی، قائم مقام آقای قالیباف، از جمله مقام‌هایی است که در ارتباط با پرونده فساد یاس بازداشت شده‌اند.

رضا گلپور گفته گزارش فساد را به خود آقای قالیباف، شهردار وقت تهران داده است.

محمدحسین رستمی هم، که می‌گوید در حراست سازمان شهرداری‌ها کار می‌کرده است، گفته “چرا هر کسی در خصوص هولدینگ یاس یا برخی افراد مانند محمود سیف، یا سوابق و مسائل قالیباف ورود می‌کند، به جاسوسی متهم می‌شود؟”

در اردیبهشت ۱۳۹۸ آقای گلپور همزمان با آنکه به عبدالرضا داوری، مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری او، گفت درباره فساد هولدینگ یاس گزارش داده، برکناری اکبری طبری‌ را “بزرگترین تغییر مدیریتی” ابراهیم رئیسی خواند.

به این ترتیب آقای گلپور از زندان اوین یکی از اولین کسانی بود که به طور عمومی به اهمیت نقش اکبر طبری در پرونده‌های فساد می‌پرداخت.

چند هفته بعد خبر بازداشت آقای طبری منتشر شد و موجی از فشارهای رسانه‌ای علیه صادق لاریجانی، رئیس قبلی قوه قضاییه به راه افتاد.

بعدتر گزارش‌هایی از بازداشت چند مقام قضایی دیگر نیز منتشر شد.

از جاسوسی منتسبان حکومت برای اسرائیل چه می‌دانیم؟

مقام‌های قضایی و امنیتی و رسانه‌های رسمی در ایران، که بارها روزنامه‌نگاران، دانشگاهیان، فعالان جامعه مدنی یا چهره‌های سیاسی منتقد حکومت را به تفصیل و بدون ارائه مدرک به جاسوسی یا همکاری با اسرائیل متهم کرده‌اند، آنقدرها درباره پرونده‌های جاسوسی افراد مرتبط با حکومت اطلاع‌رسانی نمی‌کنند.

این در حالی است که منتسبان حکومت قاعدتا دسترسی بیشتری به اطلاعات دارند و اهمیت خبری پرونده‌هایشان بیشتر است.

در سال‌های گذشته مقام‌های ایرانی از وجود دست کم ۷۰ نفر محکوم در پرونده‌های جاسوسی خبر داده‌اند.

یکی از تازه‌ترین موارد اعدام جلال حاجی‌زوار در تیر ۱۳۹۸ بود. آقای حاجی‌زوار کارمند سازمان هوافضای وزارت دفاع بود و خبر رسمی محکومیت او همزمان با اعدامش اعلام شد.

نمونه‌ای دیگر پرونده شهرام امیری، کارشناس هسته‌ای ایرانی بود که مقام‌های ایرانی می‌گفتند در عربستان ربوده شده است.

آقای امیری پس از آن که گزارش‌هایی از همکاری او با سازمان سیا منتشر شد ویدئوهای متناقضی منتشر کرد و سپس به ایران بازگشت.

مقام‌های ایرانی از او مثل یک قهرمان استقبال کردند اما چند سال بعد از بازگشتش خبر رسید که او اعدام شده است.


حسین علوی، خواهرزاده حسین شریعتمداری، در کنار محمدحسین رستمی – آقای علوی منتقد عماریون بودهتقریبا در همان مقطعی که خبر بازداشت رضا گلپور و محمدحسین رستمی با اتهام جاسوسی منتشر شد، خبر رسید که دو مداح مشهور هم با اتهام مشابهی بازداشت شده‌اند.

اتفاقا آمدنیوز یکی از رسانه‌هایی بود که جزئیاتی درباره این پرونده منتشر کرد و نوشت آنها با “عنصر امنیتی زن مستقر در سفارت فرانسه” در ارتباط بوده‌اند.

بعدتر غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده مجلس ایران، از بازداشت دو مداح به خاطر “جاسوسی برای اسرائیل و ارتباط نامشروع با عضو سفارت فرانسه” خبر داد.

مقام‌های قضایی بازداشت مداحان را بدون بازگویی جزئیات تایید کرده‌اند و به تازگی سرهنگ یوسف ارجونی، رئیس بسیج مداحان هم گفته چند مداح مرتبط با اسرائیل بازداشت شده‌اند.

یکی از مقام‌هایی که به تازگی با اتهام جاسوسی روبرو شده عیسی شریفی، قائم مقام محمدباقر قالیباف در زمان شهرداری است که سابقه نظامی هم داشته و رسانه‌های ایران به نقل از منابع آگاه در سازمان قضایی نیروهای مسلح گفته‌اند با اتهام جاسوسی در بازداشت است.

نکته جالب توجه آن است که رضا گلپور و محمدحسین رستمی هم، که در پرونده جاسوسی به زندان افتاده‌اند، می‌گویند درباره آقای شریفی افشاگری کرده‌اند.


عیسی شریفی در کنار محمدباقر قالیباف یکی از آخرین مطالب رضا گلپور پیش از بازداشت هم که در وبسایت عماریون منتشر شد به پرونده جاسوسی دیگری می‌پرداخت.

آقای گلپور از زندانی شدن مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ، در ارتباط با پرونده امنیتی علیرضا عسگری خبر می‌داد.

علیرضا عسگری از افسران سپاه و معاون پیشین وزیر دفاع ایران بود که در سال ۱۳۸۵ در ترکیه ناپدید شد. برخی رسانه‌های اسرائیلی از خودکشی او در زندان اسرائیل خبر دادند اما کمی بعد به دستور ارتش اسرائیل خبر خودکشی را پاک کردند.

در عین حال برخی رسانه‌ها احتمال همکاری آقای عسگری با دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل را مطرح کردند.

بعدتر فاش شد که علیرضا عسگری به مدت ۱۵ ماه در ایران بازداشت بوده است.

رضا گلپور در مطلبی که در سال ۱۳۹۵ نوشت خود را نزدیک به آقای عسگری معرفی کرد و گفت به واسطه رابطه شخصی که با او داشته می‌دانسته که مهدی بوترابی، مدیر پرشین بلاگ، از طرف آقای عسگری برای معاملات تجاری با یک شرکت چندملیتی معرفی شده بود.

آقای بوترابی که در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، در سال ۱۳۹۵ به زندان افتاد. او با اتهام ارتباط با “دولت متخاصم” روبرو بود.

آقای گلپور می‌گفت آقای بوترابی به واسطه پرونده علیرضا عسگری به زندان افتاد.

در سال ۱۳۸۶ هم که مهدی بوترابی برای اولین بار بازداشت شد، رسانه‌های محافظه‌کار مانند وبسایت الف بازداشت او را به ناپدید شدن علیرضا عسگری مرتبط کردند و همچنین از ارتباط او با تجارت خارجی علیرضا عسگری، فرمانده سابق سپاه نوشتند.

یک دهه بعدتر، که جاسوسی اسرائیل از تاسیسات هسته‌ای ایران و فعالیت‌های اقتصادی سپاه، از جمله در تجارت خارجی دوباره خبرساز شد، مهدبی بوترابی به زندان افتاد.

مشخص نیست چرا آقای بوترابی یک دهه پس از آن ماجرا زندانی شد. مشخص نیست که بین او با دیگر متهمان امنیتی و محکومان به جاسوسی برای اسرائیل، مثل رضا گلپور و محمدحسین رستمی رابطه‌ای وجود داشته باشد.

No responses yet

Oct 18 2019

نایب‌قهرمان پاورلیفتینگ آسیا: به خاطر «مسئولین دزد» به ایران برنمی‌گردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: امیرمحمد شهنوازی، دارنده مدال نقره پاورلیفتینگ آسیا، با انتشار ویدئویی در اینستاگرام خود اعلام کرد که قصد ندارد از فرانسه به ایران برگردد.

آقای شهنوازی در این ویدئو تأکید می‌کند که علت تصمیمش برای خروج از کشور «بی‌کفایتی عده‌ای از مسئولین دزد» است که به گفته او «مانند خوره به جان مملکت افتاده‌اند».

در گزارشی که پارسال پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان منتشر کرده، شهنوازی در مسابقات پرس سینه جوانان آسیا به میزبانی امارات، در ۸۳ کیلوگرم پس از قهرمان قرقیزستانی جهان، روی سکوی نایب قهرمانی ایستاد. ورزشکار ژاپنی در رده سوم قرار گرفت.

شهنوازی که اهل استان سیستان و بلوچستان است، در گفت‌وگو با رادیو فردا درباره چگونگی خروجش از ایران گفت از طریق ترکیه و «به صورت قاچاق با مشقت فراوان» طی ۲۷ روز به فرانسه آمده است.

ورزش پاورلیفتینگ (وزنه‌برداری قدرتی) زیر نظر فدراسیون پرورش اندام و بدنسازی جمهوری اسلامی ایران است اما اتحادیه‌‌ای مستقل نیز در این رشته فعالیت می‌کند.

آقای شهنوازی به رادیو فردا گفت هرگز پاداشی بابت موفقیت‌هایش دریافت نکرده و همه هزینه‌های شرکت در مسابقات از جمله ورودیه رقابت‌ها را خودش پرداخت کرده است.

او با اشاره به رویدادهایی مانند انتخابی تیم ملی و قهرمانی کشور گفت: «فقط پول برگشت به زاهدان را داشتم و شب زمستانی را در شهر برگزاری مسابقات در خیابان می‌خوابیدم. حتی برایمان یک خوابگاه تدارک نمی‌دیدند. نه فقط من، بلکه همه ورزشکاران پاورلیفتینگ».

مجید تلخابی که سابقه قهرمانی آسیا و سرمربیگری تیم ملی را دارد درباره وضعیت پاورلیفتینگ ایران به پایگاه خبری این رشته ورزشی گفته است: «مثل اقتصاد ایران است که عده‌ای بی سواد آن را به این روز انداخته‌اند».

امیرمحمد شهنوازی در سال ۱۳۹۶ طبق گزارش خبرگزاری ایرنا، در مسابقات قهرمانی کشور به میزبانی تهران به مدال طلا دست یافته و عنوان «قهرمان قهرمانان» برای اعزام به مسابقات جهانی در آلمان را به دست آورده است.

او که با وجود کسب این عنوان به مسابقات جهانی اعزام نشد، دلیلش را «تبعیض» عنوان کرده و معتقد است: «حتی پوشیدن لباس بلوچی در خاک کشورم مسئله‌ساز می‌شود. این فقط حرف من نیست. مبین کهرازه عضو تیم ملی بوکس که به تازگی به اتریش پناهنده شد نیز همین حرف را زده است».

شهنوازی درباره آینده ورزشی‌اش در ایران به رادیو فردا می‌گوید: «با وجود مسئولین دزد و بی‌کفایت، اگر در ایران می‌ماندم عاقبتم شبیه ورزشکاران دیگری بود که در فقر و اعتیاد دست و پا می‌زنند».

آیا این دلایل برای اخذ پناهندگی کافی است؟ شهنوازی می‌گوید هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته‌. «عاشق خاک و وطنم هستم و با همین عشق در مسابقات ملی شرکت می‌کردم. اما نمی‌خواستم نابود شوم».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .