اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Jul 13 2017

ایران پرتاب موشک به داخل خاک پاکستان را رد نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,تروریزم,روابط بین‌المللی,سیاسی

دویچه‌وله: سخنگوی وزارت امور خارجه ایران پرتاب موشک به سوی پاکستان را تکذیب نکرد. رسانه‌های پاکستان هفته گذشته خبر دادند که نیروهای ایرانی سه موشک به سوی پاکستان پرتاب کرده‌اند.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز چهارشنبه (۲۱ تیر / ۱۲ ژوئيه) در پاسخ پرسش خبرگزاری “ایلنا”، شلیک موشک از ایران به سوی پاکستان را تلویحا تایید کرد.

بهرام قاسمی در پاسخ به این پرسش که “آیا مساله شلیک سه راکت از سمت ایران به سمت خاک پاکستان را تایید می‌کنید”، گفت «من تاکید می‌کنم؛ گاهی تنش‌هایی در مرز ایران و پاکستان رخ می‌دهد. به زودی کمیسیون مشترکی با طرف پاکستانی تشکیل می‌دهیم».

رسانه‌های پاکستان شنبه گذشته (۸ ژوئیه/ ۱۷ تیرماه) گزارش دادند که نیروهای ایرانی سه راکت به سمت منطقه “باروم” پاکستان شلیک کرده‌اند. این منطقه در نزدیکی پنجگور در غرب ایالت بلوچستان پاکستان و نزدیک مرزهای ایران قرار دارد.

در گزارش رسانه‌های پاکستان گفته شده بود انفجار این راکت‌ها در منطقه، موجب ترس و نگرانی اهالی شده است. رسانه‌‌های پاکستان هم‌چنین نوشته بودند که مناطق غرب ایالت بلوچستان پاکستان بارها شاهد شلیک راکت از خاک ایران بوده است.

بیشتر بخوانید: مولوی عبدالحمید کشتن ۱۰ مرزبان ایرانی را محکوم کرد

از سوی دیگر ایران نیز معتقد است شبه‌نظامیان بلوچ که در سال‌های اخیر حملات زیادی را در داخل خاک ایران انجام داده‌اند عمدتا در بلوچستان پاکستان مستقرند. آنها از مرزهای پاکستان به داخل ایران نفوذ کرده و پس از انجام عملیات، دوباره به داخل خاک پاکستان عقب‌نشینی می‌کنند.

در فروردین‌ماه امسال (۱۳۹۶) ده تن از مرزبانان ایران در نزدیکی میرجاوه، در شمال شرقی استان سیستان و بلوچستان به دام شبه‌نظامیان مسلح افتاده و جان خود را از دست دادند. گروه جیش‌العدل مسئولیت این حمله برعهده گرفت.

No responses yet

Jun 30 2017

نیویورک تایمز از ارتباط CIA با یک سرمایه‌دار ایرانی پرده برداشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

ایرانشهر: روزنامه نیویورک تایمز در شماره 21 جون 2017 خود در مقاله‌ای که تحقیق و نگارش آن را THE ASSOCIATED PRESS بر عهده داشته‌است از ارتباط پنهانی فرهاد عظیما سرمایه‌دار ایرانی‌تبار ساکن کانزاس با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در دهه 1980 میلادی پرده برداشته‌است. آقای عظیما اخیرا در پی چند فقره اتهامات فساد مالی در خارج از آمریکا و نقض تحریم‌های علیه ایران در صدر خبرها قرار گرفته‌بود. بخش‌هایی از این مقاله را با ترجمه امیر رنجبر بخوانید.
تبلیغات در خبرگزاری ایرانشهر
هنگامی که در اواسط دهه 80 بانک کوچکی در کانزاس مورد تحقیق مقامات قضایی قرار گرفت، یکی از سهامداران اصلی آن که متولد تهران است مورد سو ظن بود. پرسش این بود که آیا این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار قانون‌شکنی کرده و مجرم است؟
اما خیلی زود تحقیقات به بن‌بست خورد زیرا «فرهاد عظیما» بدلیل ارتباط پنهانی و خدماتی که برای دولت ایالات متحده انجام داده بود از پیگیری و تفحص معاف شد. آیا او یک قاچاقچی سلاح بود که به سی آی ای (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) پیوسته بود؟ چه خدمات محرمانه‌ای انجام داده بود که مصونیت غیررسمی از پیگرد قضایی پیدا کرده بود؟
فرهاد عظیما اما هم اکنون بدلیل فعالیت‌های مشکوک به قانون‌شکنی و فساد مالی بین‌المللی در خارج از آمریکا توسط مقامات دادستانی فدرال مورد تحقیق قرار دارد؛ آقای عظیما 75 ساله متهم است که با پرداخت رشوه به یک مقام رسمی سابق امارات متحده عربی برای بدست آوردن منافع فروش یک هتل در تفلیس (پایتخت گرجستان)، قوانین آمریکا را زیر پا گذاشته است زیرا در طرف دیگر این معامله ایرانیانی درگیر بوده‌اند که از طرف وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در فهرست سیاه تحریم‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند و این سوداگری فرهاد عظیما نقض قوانین و دور زدن تحریم رژیم تهران بوده است.
اخیرا فرهاد عظیما در برنامه‌ای در کویت نیز درگیر بوده است که اعتراضات گسترده در آن کشور باعث لغو همکاری دولت کویت با وی شد. در این مورد عظیما با اعضای خاندان حاکم کویت وارد معامله شده بود.
به گزارش نیویورک تایمز، تحقیقاتی که معاونت مطبوعاتی آسوشیتدپرس بوسیله مصاحبه‌ها، پرونده‌های دادگاهی و حتی ایمیل‌های هک شده از فرهاد عظیما کرده است، نشاندهنده میلیون‌ها دلار سود از قراردادهای فدرال توسط این سرمایه‌دار ایرانی‌تبار است. در نتایج تفحص آسوشیتدپرس آمده که یکی از کارشناسان سابق کمپانی تحت تملک آقای عظیما مدعی شده که شرکت وی با سی آی ای همکاری نزدیکی داشته است و شاید این مصونیت آهنین او درباره عدم پیگرد قانونی به همین دلیل باشد. آسوشیتدپرس اعلام کرده که فرهاد عظیما بارها درخواست مصاحبه با آنها را رد کرده است ولی چندی پیش عظیما در گفتگویی با نشریه محلی کانزاس سیتی استار هرگونه ارتباطی با سی آی ای را مردود دانست و گفت: «شاید بطور غیر مستقیم قراردادهایی با آنها داشته‌ام. به هرحال برای کی جی بی (سرویس اطلاعات روسیه) و یا کشور بیگانه دیگری کار نکرده‌ام.»
نگاهی به سوابق دور و نزدیک فرهاد عظیما، ماجرای او را پیچیده‌تر می‌کند. ابتدا در اواسط دهه هشتاد هنگامی که یک بانک کوچک در کانزاس دچار فروپاشی شد، او مورد تحقیق بود زیرا در آن هنگام آقای عظیما مدیر و سهامدار اصلی بانک بود و با گرو گذاشتن بانک، صدها هزار دلار وام گرفت تا بتواند خرج شرکت هواپیمایی‌اش کند. در آن زمان دادستان بخش جرم و جنایت سازمان یافته کانزاس سیتی که به فرهاد عظیما و ارتباط او با مافیا مشکوک بود، به شکل شگفت‌انگیزی نتوانست پیگیر تحقیق درباره اتهامات وی شود.
در حال حاضر نیز مقامات قضایی اماراتی و آمریکایی درباره ماجرای خرید یک هتل در تفلیس گرجستان تحقیق می‌کنند که فرهاد عظیما در آن درگیر است. او متهم است که با مالک اماراتی هتل که از خانواده امیران راس‌الخیمه است، وارد مذاکره شده تا آن مجموعه را برای سه ایرانی که مشمول تحریم‌های هسته‌ای آمریکا بوده‌اند خریداری کند و در قبال انجام این معامله، ده درصد سهام هتل را در اختیار بگیرد.
به هرحال با توجه به هزار توی پیچ در پیچ ارتباط احتمالی فرهاد عظیما با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی آی ای)، باید دید که آیا این تحقیقات به ثمر می‌رسد یا مانند گذشته به بوته فراموشی سپرده خواهد شد.

No responses yet

Jun 22 2017

گاردین: آیا ترامپ در حال آماده سازی فضا برای جنگ با ایران است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

انتخاب: نیروهای آمریکا بر نیروهای تحت حمایت ایزان دز سوریه سه بار در ماه های اخیر آتش گشوده اند. دردحالی که ناظران و مقامات سابق نگران افزایش تنش ها هستند به نظر میرسد این وضعیت میتواند به سادگی به یک درگیری برنامه ریزی نشده فزاینده تبدیل شود.

سرویس بین الملل «انتخاب»؛ گاردین نوشت: نیروهای آمریکا بر نیروهای تحت حمایت ایزان دز سوریه سه بار در ماه های اخیر آتش گشوده اند. دردحالی که ناظران و مقامات سابق نگران افزایش تنش ها هستند به نظر میرسد این وضعیت میتواند به سادگی به یک درگیری برنامه ریزی نشده فزاینده تبدیل شود.

به گزارش انتخاب، سه اتفاق اخیر در نزدیکی مرز مشترک عراق و سوریه و اردن رخ داده است. در این منطقه ۱۵۹ نیروی آمریکایی که برای آموزش برخی گروه های مبارز با داعش اعزام شده اند حضور دارند. اقدام آمریکا با حمله هوایی دولت سوریه که یکی از اهداف این گروه های تحت حمایت آمریکا است پاسخ داده شد. رشته ای از حوادث نشان داده که صحرای شرقی سوریه تبدیل به عرصه رویارویی ایران و امریکا شده است.

چهارشنبه گذشته قایق های نیروی دریایی ایران به 800 متری ناوگان آمریکا در تنگه هرمز نزدیک شدند و نورافکنی را بر کشتی امریکایی و لیزری را بر روی هلیکوپتر این کشور انداختند.

چنین رویارویی هایی در تنگه هرمز، جدید نیست اما معنا دار است. دولت جدید آمریکا به دلایل مختلف با آشوب های متعددی دست به گریبان است اما برای مقابله با افزایش نفوذ ایران در منطقه، با اعراب خلیج فارس توافق دارد. با این حال در داخل امریکا در مورد استفاده از درجات مختلف زور و خطر اتفاق نظر وجود ندارد.

تماس های سطح بالا بین تهران و واشنگتن در دوره اوباما در دولت ترامپ قطع شده است. دوتالد ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی اظهارات ضد ایرانی زیادی را مطرح کرد. او مقصد نخستین سقر خارجی اش را عربستان تعیین کرد که رقیب منطقه ای ایران است.

ترامپ نقوذ ایران را در منطقه تهدیدی به اندازه داعش و القاعده می داند. زمانی که تهران مورد حمله تروریستی قرار گرفت رییس جمهوری آمریکا دولت ایران را مقصر دانست.

ترامپ تهدیداتش را در زمان انتخابات هنوز عملیاتی نکرده و توافق هسته ای را پاره نکرده اما به تلاش هایش از طریق جمهوری خواهان کنگره برای ایجاد تحریم های جدید علیه ایران و در خطر انداختن توافق هسته ای ادامه می دهد.

رابرت مالی یکی از مقامات ارشد دولت اوباما که در مذاکره هسته ای نیز حضور داشته گفته: سه تا از خطرناک ترین نقاط جهان یمن و منطقه ای بین قسمت شزقی سوریه و غرب عراق و صحن کنگره آمریکاست.

او گفته از یک سو ایران سعی میکند همه چیز را آرام کند و به اقدامات آمریکا واکنش شدید نشان ندهد و خود را به توافق هسته ای کاملا متعهد نشان دهد. اما از سوی دیگر دولت ترامپ تند رفتا می کند.

دولت ترامپ میگوید که هنوز در سیاست هایش در قبال ایران تجدید نظر نکرده است اما رکس تیلرسون در جلسه هفته گذشته سنا گفته بود که ما از برخی عناصر در درون ایران که به جابه جایی صلح آمیز قدرت کمک میکند حمایت میکنیم. این سخنان خاطره کودتای سیاه مهندسی شده توسط آمریکا در سال 1332 را برای ایرانیان زنده کرده است.

نگرانی ها در بین متحدان آمریکا در خصوص مواضع ترامپ در قبال ایران در حال افزایش است . انها از اینکه این روند با به نتیجه رسیدن تحقیقات در زمینه رابطه ترامپ با روسیه خطرناک تر شود هم نگرانند.

جیمز ماتیس وزیر د فاع آمریکا یکی از دشمتان ایران است. به گفته ایان گلدنبرگ یکی از اعضای وزارت خارجه، به محض اینکه داعش نابود شود این مسامحه میان گروه های شیعه و گروه های تحت حمایت آمریکا از بین خواهد رفت و اوضاع خطرناک خواهد شد.

جنیفر کافارلا کارشناس موسسه مطالعات جنگ گفته: جنگ بعدی برای تسلط بر حوزه امنیتی پس از بازپس گیری موصل است. ایران هم اکنون نیز برای فاز بعدی خود را آماده کرده است و قدم هایی را برای پیروزی در فاز بعدی برداشته است. آمریکا هنوز در گیر داعش است و گویی این مساله را اولویت استراتژیک منطقه می داند.

تصمیم آمریکا ایجاد یک جبهه ضد داعش جدید در جنوب شرق صحرای سوریه و راه اندازی یک پاسگاه مرزی در التنف است و این چالش بزرگی برای اهداف ایران جهت کنترل کوریدور غرب به شرق تهران تا دمشق و لبنان است. این کوریدور از تنف میگدرد.

به گفته نیکولاس هیراس کارشناس منطقه در مرکز امنیت جدید آمریکا، به نظر میرسد ایرانی ها، اسد و شبه نظامیان شیعه در عراق به این نتیجه رسیده اند که به آمریکا اجازه ندهند این سرزمین ها را در سوریه داشته باشد.

تا امروز آمریکا جایگاه خود را با استقرار سامانه های موشکی هیمارس تقویت کرده است. اما روشن نیست آمریکا چقدر برای حفظ کنترل این جایگاه تلاش خواهد کرد. جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا زمانی که نیروهایش تحت حملات نیروهای نیابتی ایران در عراق قرار داشتند یکی از دشمنان ایران بود. او امروز در پست جدید خود، درگیری با داعش را در اولویت خود قرار داده است و به فکر مقابله با تهدیدات کره شمالی است.

فارین پالسی روز شنبه خبر داد که متیس در برابر اصرار مقامات امنیتی برای حمله به ایران با این پیشنهاد مخالفت کرده است.

گلدنبرگ گفته: از صحبت ها با افراد دولت آمریکا که در این مساله فعال هستند به این نتیجه رسیده ام که هیچ تامل جدی ای بر روی مسایل مذکور که بسیار هم مهم هستند صورت نگرفته است. این چیزی است که من را میترساند.

No responses yet

Jun 19 2017

وزارت کشور ایران: خبر طرح حمله به تهران در شب قدر نادرست است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزارت کشور ایران در اطلاعیه با خطاب قرار دادن “افراد غیر مسئول در حوزه امنیت داخلی”، انتشار اخبار مربوط به برنامه‌ریزی برای حملات به تهران در “شب‌های قدر” را نادرست خوانده است.

در این اطلاعیه که امروز یکشنبه ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن) منتشر شده، آمده است: “در برخی رسانه‎‌ها به نقل از افراد غیرمسئول در حوزه امنیت داخلی مطالبی انتشار یافت (از جمله اینکه اهداف یک گروه تروریستی شب‌های قدر در تهران عنوان شده است) که خلاف واقع بوده و بیان اینگونه مسائل که مبتنی بر اطلاعات درست و صحیح نیست، صرفاً موجب تشویش افکار عمومی می‌گردد.”

وزارت کشور گفته است که “گروه‌های تروریستی” که در استان سیستان وبلوچستان “منهدم شده‌اند” به دنبال اهدافی در نقاط خاصی از همین استان بوده‌اند.

در این اطلاعیه از شهروندان ایرانی خواسته شده اخبار امنیتی را از طریق افراد یا رسانه‌های “غیرمطلع” پیگیری نکنند.

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران دو روز پیش (جمعه ۲۶ خرداد) در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه در مشهد از قصد و برنامه‌ریزی برای حمله به تهران در “شب‌های قدر” خبر داده بود.

آقای رضایی گفته بود: “تروریست‌ها از چابهار نیز قصد داشتند وارد تهران شوند و شب های قدر با بالای دو تن مواد منفجره و ده‌ها سلاح آدم بکشند، ولی در همان چابهار و سیستان بلوچستان جلویشان گرفته شد که بعد از ناامید شدن از اقدام خود به ترقه بازی در سطل آشغال روی آوردند.”

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران همچنین گفته بود: “از یک طرف سنا تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال کرده و از طرف دیگر تروریست‌ها را علیه امنیت ما که در جهان نمونه است وارد کردند. حوادث هفته گذشته در تهران را به وجود آوردند و از همین دو سه روز گذشته نیز یک گروه ۸ تا ۱۰ نفره از چابهار داخل کشور شدند.”

سه روز پیش سپاه پاسداران از خنثی کردن طرح بمب‌گذاری و عملیات انتحاری در سیستان و بلوچستان خبر داده بود.

نیروی زمینی سپاه پاسداران در اطلاعیه‌ای گفت: “در پی دریافت اطلاعات مبنی بر حضور یک تیمی تروریستی تکفیری در منطقه عمومی قصرقند سیستات وبلوجستان، واحدهایی از قرارگاه قدس نیروی زمینی به منطقه اعزام و با محاصره ارتفاعات قصرقند، از ظهر پنجشنبه با تروریست‌ها درگیر شدند.”

مقام‌های حکومتی در ایران گروه‌های تندرو سنی را “تروریست تکفیری” می‌نامند.
نقشه

به گفته نیروی زمینی سپاه پاسداران، در این عملیات یک “دستگاه خودرو بمب گذاری شده با ۶۰۰ کیلوگرم مواد منفجره، تعداد ۵ بمب آماده اقدامات انتحاری و بیش از ده‌ها هزار فشنگ و تعدادی سلاح و مهمات دیگر” از این گروه به غنیمت گرفته شده است.”

بخش قصرقند از توابع شهرستان چابهار در جنوب شرق استان سیستان و بلوچستان واقع شده است.

استان سیستان و بلوچستان در سال‌های اخیر صحنه فعالیت گروه‌های مسلح مخالف جمهوری اسلامی بوده که برخی از آنها هدف خود را حمایت از حقوق مردم به خصوص اقلیت بلوچ در برابر حکومت جمهوری اسلامی عنوان کرده‌اند.

این گروه‌ها بارها به عملیات مسلحانه علیه نیروهای دولتی مبادرت کرده و در مواردی، نفرات نظامی و انتظامی را گروگان گرفته‌اند.

No responses yet

Jun 18 2017

یک صیاد ایرانی ‘بر اثر شلیک گارد ساحلی عربستان کشته شد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,روابط بین‌المللی,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزارت کشور ایران کشته شدن یک ماهی‌گیر این کشور در پی تیراندازی گارد ساحلی عربستان را “خلاف اصول دریانوردی و اخلاقی” دانسته است.

عربستان هنوز به این گزارش واکنش نشان نداده است.

رسانه‌های ایران روز شنبه (۱۷ ژوئن – ۲۷ خرداد) گزارش کردند گارد ساحلی عربستان سعودی به یک کشتی ماهی‌گیری که در سواحل بوشهر بر اثر حرکت امواج دریا وارد آب‌های عربستان شده بوده شلیک کرده‌‎اند.

بر اساس این گزارش‌ها، در پی این تیراندازی یک صیاد کشته شده اما پسر او موفق شده خود را به ساحل برساند.

خبرگزاری دولتی ایرنا، همچنین گزارش کرده که احتمالا تعداد قایق‌های ماهی‌گیری ایرانی که وارد آب‌های عربستان شده‌اند از یک فروند بیشتر بوده اما هنوز از سرنوشت دیگر قایق‌ یا قایق‌ها خبری در دست نیست.

همزمان، مجید آقابابایی، مدیرکل امور مرزی وزارت کشور ایران در واکنش به این واقعه گفته: “حتی با فرض ورود قایق‌های ایرانی به آب‌های عربستان بر اثر امواج دریا، آنها مجاز به شلیک نبودند… ما در حال پیگیری این موضوع هستیم تا مشخص شود که آیا قایق‌های ایرانی وارد مرز عربستان شده بودند یا خیر.”

این مقام وزارت کشور ایران که گشودن آتش از سوی گارد ساحلی عربستان را “غیرانسانی و برخلاف اصول دریانوردی” تفسیر کرده تعداد قایق‌های ایرانی که احتمالا وارد آب‌های عربستان شده‌اند را ۲ فروند اعلام کرده اما از سرنوشت قایق دیگر و سرنشینان آن سخن نگفته است.

تیراندازی به این قایق ایرانی در حالی صورت می‌گیرد که دو کشور روابط دیپلماتیک ندارند و تنش میان تهران و ریاض در یکی دو سال گذشته به شدت افزایش یافته است.

No responses yet

Jun 18 2017

حضور زنان در ورزشگاه، نخستین هدف «آتش‌به‌اختیاری» دانشجویان حزب‌الله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

رادیو زمانه: شورای هماهنگی انصار حزب‌الله ایران نسبت به حضور زنان در ورزشگاه‌ها هشدار داد و گفت که برای مقابله با آن «آتش‌به‌اختیار» عمل می‌کنیم.

حزب‌الله در صدد جلوگیری از ورود محدود زنان به ورزشگاه‌ها

حسین الله‌کرم، رئیس شورای هماهنگی حزب‌الله بیانیه این شورا را در اشاره به «دانشجویان حزب‌الله نماز جمعه»، بخش دانشجویی این تشکل در صفحه اینستاگرامی خود منتشر کرد و نوشت: «این تشکل شکایت از وزارت ورزش وجوانان دارد که صدها تماشگر دختر و زن را بطور غیرقانونى وغیرشرعى به مسابقات اخیروالیبال مردان کشانده است.»

دانشجویان حزب‌الله نماز جمعه روز جمعه، ۲۶ خرداد با صدور اعلامیه‌ای خطاب به صادق آملی لاریجانی، ریاست قوه قضائیه خواستار ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌‌ها برای تماشای مسابقات لیگ جهانی والیبال در تهران شد. در این اعلامیه آمده: «لطفاً دستور رسیدگی بدهید والا مجبوریم بر اساس بند (م) وصیت‌نامه امام راحل و امر آتش به اختیار امام خامنه‌ای جلوگیری کنیم.»

انصار حزب‌الله در حالی نسبت به ورود زنان به ورزشگاه‌ها اعتراض می‌کند که این کار هنوز برای همه زنان میسر نشده است. شقایق یزدانی، همسر پزشک تیم ملی والیبال ایران در پستی اینستاگرامی پس از نخستین بازی تیم ملی والیبال ایران و حضور تعدادی از زنان در این بازی نوشت که «متأسفانه ورود به استادیوم هنوز برای عموم بانوان آزاد نشده و فقط همسران و خانواده اعضای تیم ملی که اسمشون تو فدراسیون نوشته شده با ارائه کارت شناسایی حق ورود دارند.»


بیانیه دانشجویان حزب‌الله نماز جمعه

علی خامنه‌ای، رهبر ایران اصطلاح «آتش‌به‌اختیار» را در روز حمله تروریستی گروه دولت اسلامی (داعش) به مجلس ایران و مقبره آیت‌الله خمینی در یک سخنرانی به کار برد و خطاب به جوانان «حزب‌اللهی» یا به گفته او، «افسران جوان جنگ نرم» گفت که برای انتقاد از سیاست‌های فرهنگی دولت «آتش‌به‌اختیار» هستند.

این اصطلاح جنجال‌های زیادی برانگیخت و عده‌ای آن را نشان‌دادن چراغ سبز به فعالیت‌های اخلال‌گرانه لباس شخصی‌ها تعبیر کردند. تهدید «دانشجویان حزب‌الله نماز جمعه» مبنی بر «جلوگیری» خودسرانه از ورود زنان به ورزشگاه‌ها این تعبیر را تقویت کرده.

بنابر اعلامیه شورای هماهنگی حزب‌الله این تشکل دانشجویی دوباره به تازگی کار خود را آغاز کرده. در بیانیه این شورا آمده: «اینک دانشجویان حزب الله نمازجمعه تهران، ماننداوّل انقلاب شکل گرفته است تا امر آتش به اختیار امام خامنه‌اى رابه سان بندمیم وصیت نامه به اجرا درآورند. آنها متشکل از دانشجویانى‌اند که درنماز جمعه تهران شرکت مى کنند، اکنون دبیرکل آنان از دانشجویان دانشگاه امیرکبیراست وجلسات هفتگى شوراى مرکزى آن هرچهارشنبه عصر در مسجد ارک برگزار می‌شود.»

به گفته این بیانیه، آخرین کار دانشجویان حزب‌الله اعتراض به حذف درس «رهبر کوچک» درباره حسین فهمیده از کتاب ششم دبستان بوده‌است. همچنین این بیانیه هشدار داده که دانشجویان حزب‌الله «در صدد جبران انحراف‌های آموزشی که بر اساس سند ۲۰۳۰ یونسکو انجام گرفته» هستند.

انصار حزب‌الله ایران یک گروه راست‌گرای افراطی و از جریان‌های اصول‌گرا است که تحت نام «لباس‌ شخصی‌ها» یا «گروه‌های فشار» بارها سخنرانی روشنفکران و سیاستمداران اصلاح‌طلب را بر هم زده، در برابر سینماها نسبت به پخش برخی فیلم‌ها اعتراض کرده‌ و در دیگر مواردی از این دست در سرکوب فعالیت‌های فرهنگی و اعتراضی فعال بوده‌است.

رهبر ایران از منتقدان جدی سند ۲۰۳۰ یونسکو برای توسعه و بهبود آموزش است که در آن به برابری جنسیتی و فراهم‌کردن فرصت‌های برابر اهمیت داده شده‌است. او آتش‌به‌اختیار را در اشاره به این سند در کنار دیگر موارد از جمله پخش دعای ربنای محمدرضا شجریان از تلویزیون به کار برد. دولت حسن روحانی، رئیس‌جمهوری بالاخره مجبور شد تا این سند را ملغی اعلام کند.

No responses yet

Jun 15 2017

حسن عشوری «سرباز گمنام»؛ شاهکار اطلاعاتی حکومت تهران!

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

کیهان لندن: رضا تقی‌زاده – عنوان این نوشته جوک نیست؛ از شاهکارهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی است. بنا بر گزارشی که خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، روز پنجشنبه بیست و پنج خرداد، انتشار داده یکی از «سربازان گمنام امام زمان» طی درگیری مسلحانه‌ای در بندر چابهار (استان سیستان و بلوچستان) روز چهارشنبه ۲۴ خرداد به «شهادت» رسید.

نکته خاص خبر یادشده، در به قتل رسیدن یکی از ماموران حکومت طی درگیری با مخالفان مسلح و یا «از میان بردن یک تیم تروریستی» تازه نیست که بعد از حملات مسلحانه همزمان در مجلس اسلامی و محل دفن خمینی در جنوب تهران، هر روز گزارش‌هایی پیرامون آن در رسانه‌های دولتی منتشر می‌شود؛ معرفی و اعلام مشخصات و مختصات کامل مردی است که از او به عنوان «سرباز گمنام امام زمان» یاد شده!
حسن عشوری

«سرباز گمنام» مورد اشاره فردی است به نام حسن عشوری، متولد رودسر، استان گیلان و ساکن شهر رشت، از ماموران وزارت اطلاعات حکومت تهران، که بنا بر شواهد، به عنوان عامل اطلاعاتی– پوششی، در منطقه سیستان و بلوچستان فعال بوده و احتمالا بعد از کشف هویت در محل ماموریت، طی درگیری مسلحانه و یا توسط اعضای گروه شورشی سنی نسبتا تازه‌ای بنام «انصار الفرقان» روز چهارشنبه به قتل رسیده است.

منبع خبر، فردی است به نام ایوب درویشی که خبرگزاری تسنیم او را «فرماندار ویژه چابهار» معرفی کرده. ظاهرا چابهار نقطه‌ای استثنایی در ایران است که برای آن یک فرماندار عادی برای رتق کردن فتق امور معمول، تعیین شده و یک فرماندار ویژه، برای اداره امور امنیتی و کشتن مخالفان و کشته شدن به دست ناراضیان مسلح.

بنا بر قول درویشی، طی درگیری مسلحانه چابهار که چند ساعت طول کشیده ابتدا گروه تروریستی «انصار الفرقان» منهدم شده و بعد دو نفر از گروه مسلح کشته و پنج نفر دستگیر شده‌اند. در این داستان‌پردازی اطلاعاتی که در آن نه نامی از کشته‌شده‌ها در میان است و نه خبری و یا تصویری از دستگیرشد گان، ظاهرا «سربازان گمنام امام زمان» افراد مسلح مخالف حکومت‌اند و نه ماموران وزارت اطلاعات که نام و مشخصات کامل آنها توسط حکومت انتشار یافته!

معرفی الفرقان ایران

الفرقان که خود را «جماعت» معرفی می‌کند و در ایران خود را «حزب الفرقان» می‌خواند، یک گروه سنی با گرایش‌های سلفی است. این گروه بعد از دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی رهبر جندالله، در ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۹ در زندان اوین، فعالیت‌های خود را بخصوص در استان سیستان و بلوچستان افزایش داد.

نخستین رهبر الفرقان ایران فردی بود به نام عبدالجلیل قنبرزهی که طی درگیری با ماموران سپاه به اتفاق یکی از همراهان مسلح خود به نام حمزه سراوانی در روز دوم فروردین سال ۱۳۹۱ به قتل رسید.

بعد از اعلام تشکیل حکومت اسلامی (داعش) در سوریه و عراق، گروه الفرقان روابط نزدیکی با گروه‌های افراطی جنگجو در آن دو کشور برقرار کرد و فعالیت‌های خود را هم از نظر سیاسی و هم نظامی افزایش داد.

گزارش‌هایی در دست است که الفرقان با گروه افراطی موسوم به جبهه النصره در سوریه همکاری داشته. النصره از جمله گروه‌هایی است که ماموران سپاه قدس در حمایت از دولت اسد بیش از دو سال است که با آن در سوریه می‌جنگند.

الفرقان علاوه بر شاخه نظامی، دارای یک شاخه سیاسی است که خود را حزب الفرقان ایران معرفی می‌کند و مدعی است که در نقاط سنی‌نشین از جمله سیستان و بلوچستان، استان فارس، مناطق جنوب ایران، ترکمن‌صحرا و کردستان فعال است.

بعد از قنبرزهی، رهبری الفرقان را فردی به نام سیف‌الله خادم از اهالی سیستان و بلوچستان عهده‌دار شد. از آن تاریخ تا کنون درگیری‌های متعددی بین نیروهای بسیج سپاه و سپاه قدس که عملیات «برون‌مرزی» خود را در سیستان و بلوچستان «درون مرزی» ساخته است، و الفرقان روی داده که طی آنها از دو طرف شماری به قتل رسیده‌اند.

از جمله شدیدترین درگیری‌ها با الفرقان روز جمعه ۱۴ فروردین سال ۱۳۹۴ در حاشیه شهر کوچک قصرقند در استان سیستان و بلوچستان بود- شهری که بلوچ‌ها آن را «کسر کند» می‌خوانند.

به تلافی از دست دادن شماری از افراد خود در درگیری روز جمعه، روز بعد نیروهای هوایی و زمینی سپاه به کمک هلی‌کوپتر مواضع مشکوک به استقرار افراد الفرقان را مورد حمله قرار دادند که طی آن درگیری هم تعدادی از دو طرف جان باختند.

پنهان‌کاری‌های اطلاعاتی!

الفرقان یک گروه جهادی است و معمولا اسیر گرفتن از گروه‌های جهادی میسر و یا آسان نیست. قصد اعلام زنده دستگیر کردن یک تا تعدادی از افراد مسلح گروه‌های مبارز و یا تروریست ایجاد نگرانی در تیم‌ها و هسته‌های وابسته، به دلیل امکان لو رفتن آنها توسط فرد دستگیر شده، زیر شکنجه است. به این علت همیشه بعد از یک درگیری مسلحانه، جمهوری اسلامی بدون انتشار کمترین اطلاعات از نام و یا تصویر فرد دستگیر شده مدعی به اسارت گرفتن دست کم یکی از آنها می‌شود.
پس از دو حمله به مجلس و مقبره خمینی، روزی نیست که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به ادعای خودشان، گروهی را منهدم نکنند!

طی درگیری روز چهارشنبه ۲۴ خرداد نیز جمهوری اسلامی از کشتن دو فرد مسلح و دستگیری ۵ فرد دیگر خبر داد. با وجود انتشار نام سرباز گمنام درگیری‌های مسلحانه بندر چابهار، کمترین نام و تصویری از طرف‌های دیگر درگیری، زنده و یا کشته، انتشار نیافته است.

با مخدوش شدن تلاش برای ترسیم تصویر «کشور امن» از ایران که مورد علاقه علی خامنه‌ای است، نهادهای امنیتی، بخصوص بعد از دو حمله مسلحانه و انتحاری هماهنگ شده اخیر در تهران و گورستان جنوب شهر، آمارسازی در مورد انهدام گروه‌های تروریستی مرتبط با داعش و یا تکفیری، وهابی و سلفی را افزایش داده‌اند به طوری که طی یک هفته این آمار به انهدام پنجاه گروه سر زده است.

در صورت صحت آمار دولتی، پرسش اینجاست که در صورت اطلاع داشتن از محل این گروه‌ها و تروریست‌ها با کدام توجیه، مبارزه با آنها پیش از حمله اخیر و استفاده از حد اکثر توان صورت نگرفته؟

رفتارهای اطلاعاتی خاص جمهوری اسلامی و اعتیاد حکومت به پنهان‌کاری، دروغگویی‌های آشکار و ابتدایی و خودداری از انتشار اطلاعات روشن و قابل اثبات در مقابله با گروه‌های مسلح، در شرایطی که خود متهم به همکاری با گروه‌های افراط‌گرای اسلامی و حتی تجهیز بعضی از آنها هستند، موجب شده که نگرانی‌های جامعه از ناامنی‌ها ادامه یافته و حتی اقدامات انجام شده ماموران امنیتی نیز تحت هر شرایط، از سوی مردم پذیرفته نشود.

No responses yet

Jun 14 2017

بحران قطر ممکن است به جنگ منتهی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه

ایران پرس نیوز: وزیر امور خارجه آلمان هشدار داد که بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، “زیگمار گابریل” وزیر امور خارجه آلمان در مصاحبه با یک روزنامه گفت بحران قطر ممکن است منجر به جنگ شود اما هنوز فرصت برای کاهش تنش ها وجود دارد.

عربستان، مصر، امارات و بحرین روز دوشنبه در اقدامی مشترک و هماهنگ شده روابط دیپلماتیک خود را با قطر به دلیل حمایت این کشور از تروریسم قطع کردند و مرزهای هوایی و زمینی خود را بر روی این کشور بستند.

اظهارات شدیداللحن ترامپ علیه قطر

دونالد ترامپ در اظهاراتی تند قطر را به حمایت از تروریسم متهم کرد.

رئیس جمهوری آمریکا در کنفرانس مشترک خود با رئیس جمهوری رومانی عنوان داشت: قطر در زمینه حمایت مالی از تروریسم در سطوح عالی سابقه دار است.

وی افزود: ما از دوحه و دیگر کشورهای منطقه می خواهیم تا برای توقف حمایت از تروریستها اقدام کنند.

وی در ادامه افزود: هیچ کشور متمدنی نمیتواند با این خشونت مسامحه کند و اجازه دهد این ایدئولوژی شرارت بار منتشر شود. قطر باید فورا حمایت مالی از تروریسم را متوقف کند.

از سوی دیگر سفیر امارات در آمریکا گفت: امارات از اینکه ترامپ هدایت کار مقابله با حمایت دردسرآمیز قطر از افراطی‌گری را بر عهده بگیرد استقبال می‌کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، سفیر امارات در آمریکا گفت اقدام بعدی برای قطر اذعان به نگرانی‌ها و تعهد به بازنگری در سیاست‌های خود در منطقه است و این کار زمینه لازم را برای هرگونه مباحثات فراهم خواهد کرد.

تحریم بیشتر قطر بخاطر همکاری با تروریستها

پیش تر اعلام شد که عربستان و سه کشور عربی دیگر در راستای تشدید فشار بر قطر، لیستی از اشخاصی تهیه کرده‌اند که به علت همکاری با سازمان‌های تروریستی مشمول تحریم می‌شوند. نام شماری از اعضای خاندان آل‌ثانی نیز در این لیست وجود دارد.

به گزارش رادیو آلمان، تحریم‌های قطر تشدید می‌شود، عربستان و کشورهای متحدش بر آنند تا قطر را منزوی کنند. آنها قطر را متهم به حمایت مالی از سازمان‌های تروریستی می‌کنند.

در لیستی که از سوی عربستان، مصر، امارات متحده عربی و بحرین منتشر شده، نام ۵۹ فرد و ۱۲ سازمان در رابطه با فعالیت‌های تروریستی ثبت شده است.

تحریم این افراد و سازمان‌ها نه تنها می‌تواند مسدود شدن حساب‌های بانکی آن‌ها را در پی داشته باشد، بلکه می‌تواند برای فعالیت‌های اقتصادی آن‌ها در خارج از مرزهای کشور محدودیت‌هایی ایجاد کند.

عربستان سعودی و سه کشور دیگر در رابطه با انتشار این لیست اعلام کرده‌اند که این اقدام به منظور پیشبرد مبارزه با تروریسم و خشکاندن منابع مالی نیروهای افراطی و تروریستی صورت می‌گیرد.

مهمترين شرط عربستان براي قطر: قطع روابط با رژیم ايران

روزنامه السياسه چاپ کويت در خبري ادعا کرد که عربستان سعودي و کشورهايي که با قطر روابط خود را قطع کرده اند، 10 شرط براي بازگشت روابط به شرايط عادي براي دوحه تعيين کرده اند که طي 24 ساعت آينده ( از سه شنبه شب) قطر بايد آنها را اجرا کند.

به گزارش العالم، این روزنامه کویتی در شماره امروز چهارشنبه خود در گزارش از سفر امير کويت به عربستان به نقل از منابع آگاه نوشت که در صدر 10 شرط اعلام شده براي قطر، قطع روابط اين کشور با ايران قرار دارد.

توقف پخش برنامه هاي شبکه الجزيره ، تعهد قطر براي خودداري از دنبال کردن هرگونه سياست مخالف سياست هاي واحد کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس، اخراج تمام اعضاي جنبش حماس و بلوکه کردن حساب هاي بانکي و قطع همکاري با آنان ، عذرخواهي رسمي از تمام دولت هاي شوراي همکاري خليج فارس که مورد توهين و تهمت شبکه الجزيره قرار گرفته اند و تعهد دوحه به ميثاق امضاء شده در سال 2012 در زمان پادشاهي عبدالله بن عبدالعزيز از جمله شرايط تعيين شده براي بازگشت روابط عربستان، بحرين، امارات و مصر با قطر به حالت عادي است.

منابع رسمي کويت و عربستان سعودي درباره موضوع تعيين شرايط براي قطر و ابلاغ آن از طريق امير کويت به دوحه تاکنون اظهار نظر نکرده اند.

فایننشال تایمز:علت قطع روابط اعراب با قطر

به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، دولت قطر حدود 700 میلیون دلار به حکومت ایران و گروه های منطقه ای شیعه که مورد حمایت تهران هستند، پرداخته است.

به گزارش انتخاب، این نشریه در ادامه اورده ست: دوحه این مبلغ را برای ازادی 25 عضو خانواده سلطنتی در عراق و همچنین 50 شبه نظامی شبعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه پرداخت کرد.

ماجرا از آنجا شروع شد که کتائب الحق (مزدوران سلیمانی) که نزدیک به حکومت ایران است، تعدادی از خانواده سلطنتی قطر را در عراق بازداشت کرد و در عوض خواستار آزادی مبارزان شیعه ربوده شده توسط تروریست ها در سوریه شد. قطر با استفاده از این وضعیت، 200 تا 300 میلیون دلار به گروه های افراطی در سوریه و تحریر الشام پرداخت کرد تا در مقابل مبارزان ربوده شده شیعه آزاد شوند.

به نظر می رسد مهمترین دلیل قطع رابطه اعراب و سعودی با دوحه، پرداخت پول به حکومت ایران بوده است.

دو دیپلمات می گویند که انگیز گروه عراقی برای بازداشت نعدادی از قطری ها، دادن این اهرم به حکومت ایران و حزب الله بوده است که بتوانند ازادی تعدادی از مبارزان شیعه که توسط گروه افراطی تحریر الشام ربوده شده بودند را تضمین کنند.

No responses yet

Jun 14 2017

۱۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: بهمن احمدی امویی

مرداد سال ۱۳۸۹ است. زندانیان «القاعده» تعدادشان زیاد شده است. حدود ۱۰ نفرشان از بچه‌های کردستان ایران وَ بسیار جوان هستند. مسن‌ترینشان به‌زحمت ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد. خیلی مصمم و پرانرژی نشان می‌دهند. روزی پنج نوبت نماز جماعت می‌خوانند. رئیس بند، دستور داده هر دو نفرشان را در یک اتاق نگه دارند؛ بلکه روابطشان با هم کمتر شود. اما به خاطر تعمیرات ساختمانی در تمام بند ۳۵۰، همه‌چیز بلبشو است و از آزادی عمل بیشتری برای رفت وآمد و دیدن و نشست و برخاست، برخورداریم. آن‌ها هم مدام کنار هم هستند. رفتار تشکیلاتی القاعده‌ای‌ها و چهره‌های نامونس آن‌ها با ریش‌های بلند، موجب ترس برخی از زندانی‌ها شده است؛ به‌ویژه وابستگان انجمن پادشاهی. مرتب در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و کاملاً از آن‌ها می‌ترسند؛ سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است با آن‌ها رودررو نشوند.

کمتر با زندانی‌های دیگر ارتباط دارند. در واقع اصلاً ارتباطی ندارند. فقط زمان خواب آن‌ها را می‌بینی که از دیگر دوستانشان جدا شده و هر کدام به اتاق خود می‌روند. تا حالا یکی دو درگیری بین آن‌ها و جوانان زندان روی داده است. پس از مدتی مسئولان زندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها در یک جا وکنار هم باشند. اتاقی که قبل از این فروشگاه و کتابخانه بود، با خراب کردن دیوار حائل، تبدیل به یک اتاق نسبتاً بزرگ شد؛ این اتاق با ۱۴ تخت سه طبقه به ۱۰ نفر از زندانیان القاعده اختصاص داده شد و توافق شد ۱۴ نفر از بچه‌های سیاسی اتاق‌های دیگر هم به آنجا بروند، تا از شلوغی زیاد اتاق‌ها کم شود. در هر اتاق گاه تا ۳۵ نفر زندگی می‌کنند. نزدیک ۲۰ نفر تخت دارند و بقیه «کف‌خواب» اند؛ کف‌خواب اصطلاحی است مخصوص زندان‌ها. علاوه بر خوش‌شانسی، باید از امتیاز زندانی باسابقه هم برخوردار باشی که تختخواب نصیبت شود. بعضی‌ها تا چند ماه منتظر می‌مانند که تختی گیرشان بیاید. در بندهای دیگر که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند، تخت‌ها تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛ خریدوفروش تخت برای بعضی‌ها درآمدزا است. برخی با روابط و زدوبندی که دارند، تخت را به یک زندانی می‌فروشند و دو سه روز بعد، ترتیب انتقال آن فرد را به سالنی دیگر می‌دهند تا دوباره تخت را به یک زندانی دیگر بفروشند.

تا پیش از این، رئیس بند، اعتنائی به خواسته‌های زندانیان سیاسی نداشت. بارها نسبت به وضعیت بهداشتی، شلوغی اتاق‌ها و فضای موجود اعتراض شده بود. حتی جابه‌جایی بین اتاق‌ها را هم به‌راحتی نمی‌پذیرفت. اهتمام ویژه‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری تشکل، گروه و دستهٔ فکری بین زندانی‌ها نشان می‌دهد؛ به‌همین‌خاطر مرتب ما را جابه‌جا می‌کند؛ اما حالا پذیرفته که ۱۰ نفر از زندانی‌های القاعده با آن ویژگی‌های خاص فکری، در یک اتاق جمع شوند. کسی حاضر نمی‌شد برود و با آن‌ها در آن اتاق زندگی کند. سرانجام من و «عبداللـه مؤمنی» و هشت نفر از زندانیان جنبش سبز، یک نفر از انجمن پادشاهی و سه نفر از زندانیان سیاسی کرد («متین ارجان»، تبعهٔ ترکیه، «رمضان احمد کمال» از سوریه و «رمضان سعیدی» ایرانی) پذیرفتیم تا با آن‌ها در این اتاق بمانیم. ترکیب جالبی است. همه نسبت به هم سوءتفاهم دارند. نبود درک متقابل، نبود پذیرش حداقلی دیگری و وجود کمترین میزان همراهی، در این جمع موج می‌زند. من دلم می‌خواهد با آن‌ها ارتباط بگیرم و در باره‌شان بنویسم. اما اصلاً راه نمی‌دهند. بچه‌های اتاق‌های دیگر، دو سه نفر باهم، از چهارچوب فلزی‌ای که حالا دری ندارد، به داخل اتاق سرک می‌کشند و با تعجب به ما نگاه می‌کنند تا بدانند که هنوز زنده‌ایم یا نه؟ همهٔ این‌ها شوخی و خنده است و نه جدی.

۱۰ نفر زندانی القاعده و ارتباط با آن‌ها سوژهٔ هر روزهٔ دیگر زندانی‌ها شده است. هر شب ساکنان اتاق‌های دیگر با ما خداحافظی می‌کنند و به کنایه می‌گویند: «به امید دیدار تا فردا!» عبداللـه رئیس اتاق است و به‌قول بچه‌ها باید روش امنیتی خاصی را برای حفظ خود در پیش بگیرد (همه این‌ها شوخی و برای وقت گذرانی است). من می‌گویم مثل «یاسر عرفات» شب‌ها در یک جا بخوابد و صبح از جای دیگر برخیزد. «کیوان صمیمی» از نخستین افرادی است که در خط مقدم خطر قرار دارد! چون خیلی گرمش می‌شود؛ معمولاً پیراهنش را درمی‌آورد و بدن پوشیده از مویش را نشان می‌دهد. زندانی‌های القاعده هم هر روز دراین‌باره هشدار می‌دهندکه این کارش درست نیست و جلویش را بگیرید و گرنه خودمان با او برخورد می‌کنیم.

یک روز اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون، خبری خواند که بازتاب‌های آن برای همه جالب بود: «دو نفر در یک عملیات انتحاری در کابل، سه نفر از نیروهای ناتو را کشته‌اند.” زندانی‌های القاعده معترضانه گفتند: «جمهوری اسلامی به نفع آمریکا خبررسانی می‌کند. مگر می‌شود در دو عملیات انتحاری فقط سه نفر کشته شوند؟!» یکی‌شان با خوشحالی فریاد زد: «دو صفرش را انداخته‌اند. ۲۰۰ نفر مرده‌اند.» عبداللـه مؤمنی با خنده و شوخی گفت: «واقعاً گاهی جمهوری اسلامی مظلوم می‌شود. نه القاعده خبرهایش را قبول دارد و نه ما.» وقتی خبر یک اقدام تروریستی و انتحاری از تلویزیون پخش می‌شود، صدای تکبیر و الله اکبر آن‌ها بلند می‌شود. با هم روبوسی می‌کنند و شادی و پیروزی در چشمانشان موج می زند. از این بابت اعصاب ما خراب است و ناراحتیم. نمی‌دانیم چطور با آن‌ها رفتار کنیم که مشکلی پیش نیاید و وضعیت زندان را با ناراحتی و تنش و چالش بدتر نشود. تحمل دیوارهایی که تو را احاطه کرده و فشار آن دیوارها آدم را شکننده می‌کند.

عید مبعث در پیش است. از همین حالا با القاعده‌ای‌ها صحبت می‌کنیم تا آن‌ها را برای برگزاری جشن احتمالی آماده کنیم؛ اما راضی نمی‌شوند. نماینده‌شان می‌گوید: «ما به این چیزها اعتقاد نداریم. چرا باید جشن بگیریم؟! ما پیرو سنتِ قرآن هستیم. اگر باید جشن تولد بگیریم و این مهم است، چرا خود حضرت رسول هرگز برای خودش جشن تولد نگرفت؟»

آخر شب با عبدالله. خ که نمایندهٔ زندانیان القاعده است در مورد چگونگی دستگیری‌اش صحبت می‌کردیم. گفت: «واقعاً ظلم است. من فقط هشت آمریکایی کافر را کشتم؛ اما دولت ایران الان ۱۱ ماه است که مرا زندانی کرده است. این ظلم آشکار است. دولت ایران از یک طرف می‌گوید با آمریکا دشمن است، اما از طرف دیگر کسانی را که آمریکایی‌ها را در افغانستان می‌کشند، دستگیر می‌کند.» در «بوکان» دستگیر شده است. یواش‌یواش می‌خواهم با او طرح دوستی بریزم؛ شاید بتوانم خاطراتش را بنویسم. هرچند پذیرفتن حرف‌هایش سخت است و به‌قول بقیه دارد قپّی می‌آید.

رابطهٔ ما با اعضای القاعده رو به بهبودی است. دو قالی کهنه برای اتاق آوردند. فرصت خوبی برای نزدیکی بیشتر است. همه باهم شروع به شستن قالی‌ها کردیم. شوخی و خنده و کمی هم آب‌بازی بین دو “عبد اللـه “اتاق. عبداللـه مؤمنی رئیس اتاق یک و رئیس فراکسیون اکثریت و عبداللـه. خ نایب‌رئیس اتاق و رئیس فراکسیون اقلیت القاعده: لقب‌هایی که بچه‌ها به عنوان شوخی و خنده مطرح می‌کنند. متین ارجان آشپز فوق‌العاده‌ای است؛ با کمترین امکانات، غذاهایی می‌پزد که طعمشان را پیش‌تر تجربه نکرده‌ایم.

«علی تاجرنیا» که مسئول بهداشت اتاق است، میوه‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بشقابی شامل موز، خیار و سیب. به هرکدام از ۱۴ نفرمان یک برش از این سه میوه می‌رسد. عبداللـه مؤمنی باحرارت، تند و بلند حرف می‌زند و همه‌چیز را با چاشنی‌ای از طنز و خنده مطرح می‌کند. می‌گوید که رئیس محترم اتاق یک است و معمولاً از بچه‌ها می‌خواهد که او را خودجوش تشویق کنند. این روزها ورد زبانش «درود بر شرفتان» است؛ اصطلاحی که تقریباً همه اعضای اتاق از آن استفاده می‌کنند.

صبح‌ها با صدای خنده و شوخی عبداللـه مؤمنی و شنیدن جملهٔ «یاران دبستانی و برادران ایمانی! صبح شما به‌خیر! مدیریت محترم اتاق، روز دلنشین و زیبایی را برای شما آرزو می‌کند. لطفاً بیدار شوید!»، از خواب برمی‌خیزیم. اولین کلمه‌هایش پس از صبح به‌خیر نیز «درود بر شرفتان» است.

۱۰ نفر زندانیان القاعده که در اتاق شمارهٔ یک با ما زندگی می‌کنند، از آن گروه القاعده‌ای‌هایی هستند که کمترین میزان آگاهی را دارند. تحلیل مشخصی از اوضاع و مبانی تئوریک که هیچ، سواد کافی هم ندارند؛ برداشتشان از قرآن نیز گاه خیلی برای ما عجیب به نظر می‌رسد. یکی‌شان تعمیرکار لوازم خانگی است، یکی مغازه‌دار و دو سه تای‌شان تحصیلات زیر دیپلم دارند. تنها وجه ممیزه‌شان این است که مثلاً فلانی ۲۹ جزء قرآن را حفظ است و بقیه کمتر از او. اهل خواندن داستان و رمان و شعر و یا کتاب‌های علوم اجتماعی نیستند. فقط قرآن می‌خوانند و حفظش می‌کنند. در روزنامه‌ها فقط دنبال جدول هستند و برنامه‌های تلویزیون را هم نگاه می‌کنند.

در روزنامه دنبال کلماتی می‌گردند که به نظرشان اسم خداوند است و آن را خیلی ظریف پاره می‌کردند. زندانی از روزنامه‌ها برای تمیز کردن سفره غذا، نشستن روی آن‌ها و تمیز کردن سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. از نظر القاعده ای‌ها این کار گناه است. این هم شده یکی از درگیری‌های هر روزه با آن‌ها. از بدشانسی، تعداد زیادی از روزنامه‌هایی هم که می‌آورند، روزنامه‌های سبحان و حمایت است و پر از اسم مقدس و آیه‌های قران. بعضی روزها روزنامه‌ها را می‌سوزانند تا از نظر آن‌ها ما کمتر گناه کنیم.

یک تیم والیبال دارند و بعد از ظهرها با بچه‌ها بازی می‌کنند. گاهگاهی هم دور هم می‌نشینند و بخش‌هایی از قرآن را که حفظ هستند تمرین می‌کنند. از اخبار و گزارش‌ها و حوادث روز دنیا فقط روی بمب‌گذاری‌های القاعده در عراق و افغانستان و خبرهای مربوط به گروه خودشان حساسیت نشان می‌دهند. یک بار دیدم که «جهانگیر» یکی از جوانان القاعده، شطرنج بازی می‌کند. «علیرضا ایرانشاهی» پرسید: «مگر شطرنج برای آن‌ها حرام نیست؟» گفتم: «نمی‌دانم.»

برخلاف قرار قبلی با رئیس بند، تعداد القاعده‌ای‌ها به ۱۷ نفر رسید. تعداد ما هم به حدود ۲۰ نفر رسیده است. روزی ۸ نوبت نماز جماعت در اتاق برگزار می‌شود. پنج نوبت بچه‌های القاعده و سه نوبت دیگران. بچه‌های جنبش سبز گاهی به بهشتی شیرازی و زمانی به محسن میردامادی اقتدا می‌کنند. اوضاع آشفته‌ای شده و کمترین میزان آرامش راداریم. حتی از اتاق‌های دیگر هم برای شرکت در نماز جماعت به اتاق ما می‌آیند. از آن‌طرف غذا خوردن هم سخت شده است. پیشنهاد دادیم که همه باهم دور یک سفره جمع‌شویم. من گفتم برای این‌که بیشتر به هم نزدیک شویم هرروز دو نفر شهردار باشند، یکی از ما و یکی از آن‌ها. آشپزی و غذا درست کردن هم همین‌طور. اما آن‌ها مخالفت می‌کنند. می‌گویند ما چون شیوه ذبح گوشت را نمی‌دانیم نمی‌خوریم و گاهی مرغ استفاده می‌کنیم. استدلالی که نمی‌توان برای آن دلیلی آورد. در حقیقت آدم می‌ماند که چه جوابی بدهد. جالب این‌که تا پیش‌ازاین که به القاعده ملحق شوند مثل بقیه مردم رفتار می‌کردند و حالا برای نشان دادن تمایز و هویت خود چنین چیزهایی را مطرح می‌کنند. شلوارهای گشاد که تا بالای قوزک پا می‌رسد، می‌پوشند. می‌گویند حضرت محمد گفته باید قوزک پا معلوم باشد. موقع نمازخواندن دست‌به‌سینه، هر دو پا به‌اندازه پهنای شانه باز و پنجه‌های پاها را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک فلسطینی که فارغ‌التحصیل دانشگاه کیف اکران است و دو مصری هم به‌تازگی وارد زندان شده‌اند. مصری‌ها از ترکیه وارد ایران شدند و به پاکستان رفتند و پس از مدتی که وارد ایران می‌شوند، دستگیر می‌شوند والان منتظرند تا تحویل مقامات مصری داده شوند. یکی دو نفر هم از جمهوری آذربایجان هستند. می‌خواستند به عراق بروند که در ایران دستگیرشده‌اند. تعدادشان زیاد شده و مقامات تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به یک سالن در زندان رجایی شهر کرج منتقل کنند.

تعدادی از بچه‌های اهل کردستان هم در میان ما هستند که به خاطر درگیری و برخورد مسلحانه با القاعده‌ای‌های کردستان دستگیرشده‌اند. ترکیب عجیبی داریم. یکی از آن‌ها می‌گوید وظیفه من شناسایی و ترور مقامات و مبلغان القاعده در کردستان ایران بود. او می‌گوید که دوستانش در کردستان عراق هم به‌شدت در حال مبارزه با آن‌ها هستند. برای همین گاهی هم درگیری و کتک‌کاری بین این دو گروه را شاهد هستیم. هر یک دیگری را به نابودی کردستان متهم می‌کند. تا حالا شاهد چند درگیری و بین آن‌ها بودیم.

حسین مرعشی می‌گوید:”آینده خاورمیانه از توی اتاق شما مشخص می‌شود. همه نوع آدم در آن هست. القاعده، مسلمان اصلاح‌طلب، سکولار، کرد وابسته به پژاک و پ.ک. ک، سازمان مجاهدین خلق و ضد مذهب.”خوب که به حرفش فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی دقیق می‌گوید. این روزها در سراسر خاورمیانه جنگ، سوءتفاهم، نفی و عدم پذیرش یکدیگر، همه را به جان هم انداخته است.

به نظر می‌رسد در برخی از مناطق مرزی گرایش‌هایی به القاعده به وجود آمده است. هرچند ماه تعدادی از آن‌ها را که در زندان‌های شهرهای دیگر ازجمله ارومیه و سنندج نگهداری می‌شوند به اینجا می‌آورند و سپس به زندان «رجایی شهر» می‌فرستند؛ جوانانی عمدتاً از مناطق روستایی، باسواد و دانش اندک و بدون کمترین توان تحلیل و قدرت تشکیلاتی و سازمان‌دهی بالا و توان مالی نامحدود، به القاعده این امکان را می‌دهد که به‌راحتی جوانان بیکار، سرخورده و ناراضی را در برخی از مناطق مرزی جذب کند. خیلی از این جوانان ظاهراً برای ادامهٔ تحصیل و با استفاده از کمک‌های مالی القاعده و دیگر سازمان‌های پوششی‌اش، به مدارس مذهبی پاکستان می‌روند. آنجا با عقاید و تفکرات تندروتری آشنا شده و حتی برخی از آن‌ها تجربهٔ جنگ و درگیری در افغانستان و عراق را هم‌کسب می‌کنند. آموزش‌هایی که این‌ها می‌بینند قرائت جدیدی از اسلام سیاسی برای ایجاد حکومت اسلامی است.

هفتهٔ گذشته، چند جوان ۱۹ تا ۲۴ ساله که از نیروهای القاعده بودند، به میان ما فرستادند. این‌ها چندمین گروهی هستند که از زندان‌های متفاوت به اینجا می‌آورند و سپس به زندان رجایی شهر در کرج می‌فرستند. اینکه چگونه یک کردِ سنیِ شافعیِ ایرانی سر از سازمان القاعدهٔ سلفی که از عربستان و پاکستان تغذیه می‌شود، درآورده، خودش داستانی دارد. یکی از ویژگی‌های این گروه جدید القاعده، به‌نسبت قبلی‌ها، وجود دو جوان تحصیل‌کرده و دانشگاهی در میان ایشان است. از حدود ۵۰ نفری که در دو سال گذشته به اتهام وابستگی و گرایش به القاعده دیده‌ام، این دو نفر تنها تحصیل‌کرده‌هایی بودند که در میانشان وجود داشتند؛ مابقی عمدتاً از طبقات پایین جامعه بودند و ازنظر اقتصادی ضعیف. کارگر ساده، نانوا، دست‌فروش، واسطهٔ دست چندم بازار، خیاط، جوشکار و… . حداکثر سواد کلاسی آن‌ها به‌زحمت به دیپلم می‌رسید. چیزی که آن‌ها را به یکدیگر برتری می‌داد، تعداد سوره‌هایی بود که از قرآن از بر داشتند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، ایران خط واصل القاعدهٔ مقیم پاکستان و افغانستان و عراق شد و کردستان عراق و کردستان ایران هم مهم‌ترین مرکز تجمع و تبلیغ این گروه. گفته می‌شود، تعداد زیادی از مبلغان مذهبی آن‌ها در منطقهٔ کردستان ایران ساکن شدند؛ افرادی که ظاهراً معلم و مدرس قرآن و علوم دینی بودند. می‌گویند مقامات امنیتی و سیاسی ایران در ابتدا بر این باور بودند که میدان دادن به آن‌ها شرایطی را پیش خواهد آورد که از گرایش جوانان ناراضی کرد به گروه‌هایی مثل پژاک، پ.ک.ک و گروه‌های سنتی‌تر سیاسی چون کومله و دموکرات جلوگیری به عمل خواهد آورد. یکی از این‌ها می‌گفت: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با دادن امتیازاتی به ما و امکان تبلیغ، در موقعیت خاصی، اگر از مرزهای غربی ایران، نیروهای آمریکایی و غربی اقدامی انجام دهند، می‌تواند روی کمک ما حساب کند. ضمن اینکه گسترش تمایلات سلفی تا حدودی زمینهٔ درگیری را بین کردها افزایش می‌داد و مردم منطقه را سرگرم این درگیری‌ها می‌کرد.» او افزود: «البته ما چون از همان ابتدا سیاست جمهوری اسلامی را متوجه شده بودیم، از امکان تبلیغی خوبی که داشتیم حداکثر استفاده را کردیم و اگر غربی‌ها به ایران حمله می‌کردند، به‌هیچ‌وجه به نفع ایران وارد عمل نمی‌شدیم.»

این دو جوان تحصیل‌کرده، تقریباً اولین کسانی از میان القاعده‌ای‌ها بودند که به‌نوبت دیگران راحت‌تر می‌شد با آن‌ها حرف زد؛ طوری که هم من بفهمم او چه می‌گوید و هم او بفهمد من چه می‌گویم و همین، گفت‌وگو را برای هر دو طرف راحت می‌کرد. دیگر نگران قطع شدن ناگهانی گفت‌وگو نبودم.

ایوب که اگر وقت پیدا می‌کرد تا ۱۲ واحد درسی دیگرش را بگذراند، از دانشگاه دولتی … مدرک مهندسی برق می‌گرفت، گفت عضو یک خانوادهٔ متوسط شهری است. سه برادر و دو خواهر دارد. خانواده‌اش را در عرف طبقهٔ متوسط شهری امروز ایران، نمی‌توان مذهبی نامید. جز پدرش، بقیهٔ افراد خانواده خیلی به ظواهر دینی و مناسک آن توجه ندارند و به فرایض دینی عمل نمی‌کنند. سردشت شهری چسبیده به مرز عراق و محل آمدوشد گروه‌ها و دسته‌های مختلف کرد فعال در منطقه است. نزدیکی‌اش به ارومیه هم بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی آن می‌افزاید. ایوب می‌گوید پیش از دانشگاه و حتی تا دو سال اول آن، توجه خاصی به مسائل مذهبی نداشته است؛ اما کم‌کم با یکی دو محفل دانشجویی کرد در تبریز آشنا می‌شود. در یکی از این نشست‌ها توانست به افرادی نزدیک شود که به آن‌ها القاعده می‌گویند؛ هرچند خودش اسمی از القاعده نیاورد و به نظرم دراین‌باره پنهان‌کاری کرد.

از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»

قدبلند است و خوش‌قیافه؛ زندگی اجتماعی خوبی داشته و در هر جمعی که بوده، موردتوجه قرارگرفته است؛ اما آشنایی‌اش با این گروه خاص، چیزی را وارد زندگی او کرده که قبلاً نداشته است. او حالا یک فرد مذهبی است و سه جزء قرآن را حفظ دارد. می‌گوید: «ما دنبال ایجاد حکومت اسلامی هستیم.» پرسیدم: «از چه راهی؟» جواب داد: «از سه‌راه تبلیغ، جهاد یا هر دو. روش ما بسته به موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، متفاوت است.» اصرار داشت که بگوید: «من خودم به روش سوم یعنی تلفیق جهاد و تبلیغ معتقدم.»

اما گرایش به القاعده و چنین تفکراتی فقط در میان سنی‌ها نیست. یکی از جوانانی که اخیراً به اتهام ارتباط با القاعده دستگیرشده از بچه‌های بازار تهران است. شیعه‌ای که سنی شده و به آن‌ها پیوسته است. ظاهراً کمک‌های مالی زیادی به آن‌ها کرده است. اما مقامات زندان اجازه نمی‌دهند به سالن مخصوص بچه‌های القاعده برود. خودش می‌گوید می‌خواهند من را از آن‌ها دور کنند اما نمی‌توانند. می‌گوید که تعداد زیادی از بچه‌های بازار دنبال این کار هستند. نمی‌دانم چقدر درست می‌گوید.

کردستان همواره یکی از حزبی‌ترین و تشکیلاتی‌ترین مردم را در مقایسه با بقیه ایران داشته است. از سال ۱۳۷۶ به این‌سو همواره تفکر اصلاح‌طلبی بیشترین اقبال را در میان مردم کردستان و سیستان و بلوچستان داشته است. اما از شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارند و به نظر می‌رسد در طول تاریخ دولت مرکزی کمترین توجه را به آن‌ها داشته است. باید حاشیه با متن را پیوند زد.در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم؛ در همین کردستان خودمان دست‌کم با پنج شش گروه مسلح و مخالف یکدیگر مواجه هستیم. غیر از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، کومله، دموکرات، پژاک و اخیراً هم القاعده و داعش. تصور اینکه بخواهد تغییراتی مسالمت‌آمیز به وجود بیاید، بدون اینکه اوضاع و احوال کشور خطرناک‌تر نشود، بسیار سخت است. اصلاً با این اوضاع و احوال چقدر می‌توان به وقوع کمترین تغییر مسالمت‌آمیز امیدوار بود؟ در صورت بروز هر نوع تغییر و تحول، کدام جریان، تفکر و جنبش اجتماعی می‌تواند همهٔ این اضداد را دورهم جمع کن

چچ

No responses yet

Jun 12 2017

پلیس ایران با چهار فرد مسلح حامل پرچم داعش درگیر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

رادیوفرانسه: پلیس ایران، دوشنبه ۲۲ خرداد، از درگیری و کشتن ۴ فرد مسلح مظنون به عضویت در گروه دولت اسلامی (داعش) در شهرستان رودان در استان هرمزگان در جنوب این کشور خبر داد.

پایگاه خبری پلیس ایران به نقل از عزیزالله ملکی، فرمانده نیروی انتظامی استان هرمزگان، نوشت که عصر روز یکشنبه ماموران پلیس در کوه های اطراف شهرستان رودان با یک گروه ۴ نفره مسلح درگیر شدند و همه آنان را به قتل رساندند.

این مقام پلیس ایران اضافه کرده که از افراد کشته شده، ۴ قبضه سلاح جنگی،۱۱۲ عدد فشنگ و مقادیری مواد منفجره و پرچمی با آرم داعش ضبط شده است.

وی گفت که دو نفر از این افراد اتباع بیگانه “با کارت شناسایی خارجی” بوده وهویت افراد دیگر در دست بررسی است.
سایت خبری پلیس ایران عکسی را نیز منتشر کرده که در آن چهار جسد و چند سلاح و یک پرچم داعش نشان داده شده است.

انتشار خبر کشتن اعضای داعش در هرمزگان درحالی است که بخشی از مردم این استان جنوبی ایران سنی‌مذهب هستند.

پس از حملات تهران، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از بازداشت ده‌ها نفر به اتهام ارتباط با داعش در استان‌های مرزی ایران خبر داد.

همچنین محمود علوی، وزیر اطلاعات ایران مدعی شد که “سرکرده و طراح” حملات تهران در خارج از مرزهای ایران مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

وی شنبه ۱۰ ژوئن، بیستم خرداد در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اضافه کرد که “خانه امن” عاملان حمله تروریستی تهران “در کرمانشاه” کشف شده و افرادی دستگیر شده‌اند.

در جریان تیراندازی و انفجار انتحاری روز چهارشنبه ۱۷ خرداد در تهران که در مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت‌الله خمینی و توسط ۵ مهاجم صورت گرفت، ۱۷ نفر کشته و ۵۲ نفر دیگر زخمی شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .