Jan 09 2019
مرگ زهرا نویدپور؛ پای یک نماینده مجلس در میان است
زهرا نوید پور جزییات تعرض سلمان خدادادی را در تلویزیون دولتی آذربایجان افشا کرد
Jan 09 2019
زهرا نوید پور جزییات تعرض سلمان خدادادی را در تلویزیون دولتی آذربایجان افشا کرد
Jan 09 2019
دویچهوله: پس از آن که وزارت اطلاعات شکنجه اسماعیل بخشی را انکار کرد، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس مدعی شد که این کارگر نیشکر هفت تپه با حزب کمونیست کارگری ارتباط دارد و در زمان بازداشت و در مسیر انتقال، با ماموران درگیر شده است.
عصر سهشنبه ۱۸ دی (هشتم ژانویه)، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت در نشست مشترک با وزیر اطلاعات، معاونان وزارت و مدیرکل اطلاعات خوزستان، فیلمهایی از “آشوبها، اعتراضها و اعترافات” پخش شد و کمیسیون با توجه به این فیلمها و اظهارات مسئولان وزارت اطلاعات نتیجه گرفت که شکنجهای در کار نبوده است.
او به خبرگزاری خانه ملت گفت: «آقای بخشی در این فیلمها انکار نمیکند که عضو یک حزب کمونیست، فکر کنم گفت حزب کمونیست کارگری بوده است… البته صدا کاملا مفهوم نبود…»
فلاحت پیشه ادعا کرد که اسماعیل بخشی در مسیر بازداشت و انتقال، در زمان دستگیری با ماموران درگیر شده اما چیزی به نام شکنجه صورت نگرفته است.
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس مسئله را به “جوسازی” رسانههای خارجی نسبت داد و طرح موضوع پس از ۲۰ روز بازداشت را زیر سوال برد. او اعلام کرد که موضوع رسیدگی به سخنان اسماعیل بخشی از دستور کار مجلس خارج شده است.
صبح همین روز حسن روحانی دستور داده بود مسئله با “دقت و سرعت” بررسی شود. علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران، پیشتر گفته بود: «اگر ادعاهای آقای بخشی واقعیت داشته باشد، معلوم میشود که هنوز درون وزارت اطلاعات نیروهایی هستند که خیال میکنند برای حفظ نظام از هر وسیلهای میتوان استفاده کرد. این پدیده برای دولت تدبیر و امید که با شعار آزادی و دفاع از حقوق شهروندی روی کار آمده، مایه شرمساری است.»
قبل از گفتوگوی ویدئویی فلاحت پیشه، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز اعلام کرده بود که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی منتفی است. او به نقل از وزیر اطلاعات گفته بود: «کار اطلاعاتی با قاطعیت و در عین حال با حفظ حرمت افراد انجام میشود.»
ایران
اسماعیل بخشی در مظان اتهامات تازه
پس از آن که وزارت اطلاعات شکنجه اسماعیل بخشی را انکار کرد، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس مدعی شد که این کارگر نیشکر هفت تپه با حزب کمونیست کارگری ارتباط دارد و در زمان بازداشت و در مسیر انتقال، با ماموران درگیر شده است.
اسماعیل بخشی
عصر سهشنبه ۱۸ دی (هشتم ژانویه)، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت در نشست مشترک با وزیر اطلاعات، معاونان وزارت و مدیرکل اطلاعات خوزستان، فیلمهایی از “آشوبها، اعتراضها و اعترافات” پخش شد و کمیسیون با توجه به این فیلمها و اظهارات مسئولان وزارت اطلاعات نتیجه گرفت که شکنجهای در کار نبوده است.
او به خبرگزاری خانه ملت گفت: «آقای بخشی در این فیلمها انکار نمیکند که عضو یک حزب کمونیست، فکر کنم گفت حزب کمونیست کارگری بوده است… البته صدا کاملا مفهوم نبود…»
فلاحت پیشه ادعا کرد که اسماعیل بخشی در مسیر بازداشت و انتقال، در زمان دستگیری با ماموران درگیر شده اما چیزی به نام شکنجه صورت نگرفته است.
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس مسئله را به “جوسازی” رسانههای خارجی نسبت داد و طرح موضوع پس از ۲۰ روز بازداشت را زیر سوال برد. او اعلام کرد که موضوع رسیدگی به سخنان اسماعیل بخشی از دستور کار مجلس خارج شده است.
صبح همین روز حسن روحانی دستور داده بود مسئله با “دقت و سرعت” بررسی شود. علی مطهری، نایب رئیس مجلس ایران، پیشتر گفته بود: «اگر ادعاهای آقای بخشی واقعیت داشته باشد، معلوم میشود که هنوز درون وزارت اطلاعات نیروهایی هستند که خیال میکنند برای حفظ نظام از هر وسیلهای میتوان استفاده کرد. این پدیده برای دولت تدبیر و امید که با شعار آزادی و دفاع از حقوق شهروندی روی کار آمده، مایه شرمساری است.»
قبل از گفتوگوی ویدئویی فلاحت پیشه، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز اعلام کرده بود که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی منتفی است. او به نقل از وزیر اطلاعات گفته بود: «کار اطلاعاتی با قاطعیت و در عین حال با حفظ حرمت افراد انجام میشود.»
سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس: طبق توضیحات وزیر اطلاعات به هیچ وجه #اسماعیل_بخشی کارگر کارخانه نیشکر #هفت_تپه شکنجه نشده است. https://t.co/jVCJOGflZ1
— خبرگزاری فارس (@FarsNews_Agency) January 8, 2019
کمیسیون امنیت ملی مجلس در حالی موضوع را مختومه اعلام کرده که علیرضا رحیمی، نماینده مجلس، از تلاش برای حضور اسماعیل بخشی در جلسه مشترک با وزیر اطلاعات خبر داده بود. یک روز قبل، رئیس قوه قضاییه گفته بود موضوع بررسی میشود اما زندانی نباید گمان کند که محیط زندان باید مثل یک هتل باشد.
اسماعیل بخشی چند روز قبل در اینستاگرام خود نوشته بود در طول بازداشت آن قدر شکنجه شد که سه روز نمیتوانست حرکت کند. او وزیر اطلاعات را به مناظره زنده تلویزیونی و پاسخگویی به پرونده بازداشت خود دعوت کرد.
اسماعیل بخشی اواخر آبان در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه بازداشت شد و حدود یک ماه در اختیار ماموران وزارت اطلاعات بود. فرزانه زیلایی، وکیل او، خبر داده که موکلش برای تکذیب حرفهایش تحت فشار قرار دارد. گفته میشود که این کارگر هفت تپه در طول روز چند تماس تلفنی تهدیدآمیز دارد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس کوشیده آسیبهای وارده به اسماعیل بخشی را به درگیری او با ماموران در زمان دستگیری مرتبط کند اما این نماینده کارگران هفت تپه در روایت خود از دوران بازداشت نوشته است: «در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه کردند و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجرآور بود. و امروز پس از گذشت تقریبا دو ماه از آن روز سخت در دندههای شکستهام، کلیهها، گوش چپم و بیضههایم احساس درد میکنم.»
با سخنان فلاحت پیشه و انکار وزارت اطلاعات، شاکی در جایگاه متهم قرار گرفته و صورت مسئله به روش معمول دستکاری شده است. بخشی میخواست با وزیر اطلاعات مناظره کند اما حتی امکان حضور در جلسه مجلس را هم نیافت. او در روایتاش نوشته بود که شکنجهگران خود را سربازان گمنام امام زمان مینامیدند.
Jan 08 2019
رادیوفرانسه: رئیس قوۀ قضاییه آیت الله صادق آملی لاریجانی با اشاره به نامۀ اخیر اسماعیل بخشی، نمایندۀ کارگران نیشکر هفت تپه، به وزیر اطلاعات، حجت الاسلام محمود علوی، گفت که اظهارات اسماعیل بخشی در مورد شکنجه شدنش توسط مأموران وزارت اطلاعات بررسی می شود. رئیس قوۀ قضائیه گفت که همین امروز هیئتی برای این منظور تشکیل و به منطقه اعزام شد.
صادق آملی لاریجانی سپس مدعی شد که “هیچگاه بنای جمهوری اسلامی، دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به کارگیری شکنجه نبوده و چنین تخلفاتی به لحاظ شرعی و قانونی ممنوع است.” صادق لاریجانی سپس تصریح کرد که “تخلف احتمالی یک بازجو هم نباید به حساب یک مجموعه گذاشته شود.” او بعید ندانست که نامۀ اسماعیل بخشی در مورد ربوده و شکنجه شدنش توسط مأموران وزارت اطلاعات “ادامۀ پروژه های پی در پی و تخریبی دشمن علیه نظام باشد.” او روزنامه ها و رسانه های داخل کشور را به “دفاع نامعقول از افراد و دامن زدن به شایعات علیه نظام” متهم کرد و افزود : “برخی از این اتفاقات برای متهم ساختن نهادها و تسویه حساب های سیاسی و جناحی استفاده می کنند.”
رئیس قوۀ قضاییه در جای دیگری از سخنانش گفت که دشمن پروژه ناامید کردن مردم ایران را در دستور کار قرار داده و رسانه هایش جهت “ایجاد یأس در جامعه به صورت شبانه روزی” فعال هستند. او “تهاجم فرهنگی” و “ناامیدسازی مردم” را “دو پروژه مهم دشمن” دانست.
Jan 08 2019

زمانه: زهرا نویدپور، زنی که میگفت نماینده ملکان به او تجاوز کرده است (عکس: آرشیو)
اکبر اعلمی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در دورههای ششم و هفتم در کانال تلگرام خود از درگذشت زهرا نویدپور در بیمارستان فارابی شهرستان ملکان خبر داده است. زهرا نویدپور با انتشار فایلهای صوتی و ویدیویی اعلام کرده بود که سلمان خدادادی، نماینده ملکان در مجلس شورای اسلامی به او تجاوز کرده است.
منابع مستقل خبری درگذشت زهرا نویدپور را هنوز تأیید نکردهاند. اکبر اعلمی در اطلاعیهای که دوشنبه ۱۷ دی در کانال تلگرام خود منتشر کرده مینویسد که شایعاتی مبنی بر خودکشی زهرا نویدپور وجود دارد. این شایعات هم هنوز تأیید نشده.
برخی منابع محلی گزارش دادهاند که یکشنبه ۱۶ دی ۹۷ جسد زهرا نویدپور در منزل مادرش یافت شده و به بیمارستان فارابی ملکان منتقل شده است. این منابع خبری میگویند هنگام انتقال به بیمارستان علائم حیاتی در زهرا نویدپور مشاهده نشده است. پزشکی قانونی این خبر را تأیید یا تکذیب نکرده. نویدپور هنگام مرگ ۲۸ سال داشت.
ارگان خبری مجموعه فعلان حقوق بشر در ایران (هرانا) در خرداد سال جاری خبر داده بود که سلمان خدادادی، نماینده ملکان که اکنون «ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی» را نیز بر عهده دارد، دارای سوابقی از جمله تجاوز و آزار جنسی است. به گزارش هرانا، خدادادی پیشتر به خاطر همین سوابق مدتی در بازداشت بوده، و حتی صلاحیت او برای انتخابات مجلس دو بار رد شده و باز هم با دخالت شورای نگهبان رد صلاحیت او منتفی شده است.
بازداشت خدادادی در دوران مجلس هفتم به خاطر اتهام تجاوز به منشی و یکی از مراجعهکنندگاناش بوده است. علاوه بر این، هرانا درباره دو مورد دیگر از آزار جنسی و تجاوز از سوی خدادادی اطلاعرسانی کرده بود.
خدادادی قبل از نمایندگی مجلس مدیرکل سابق اداره اطلاعات اردبیل و فرمانده سابق سپاه ملکان بوده است. او در جریان اعدام های دهه شصت از عناصر اداره اطلاعات آذربایجان شرقی بود. در سال ۱۳۷۴ به عنوان نماینده بناب و ملکان در مجلس انتخاب شد، اما مردم بناب صحت این انتخابات را زیر سوال بردند و اعتراضات به درگیری مسلحانه و کشته شدن تعدادی از متعرضان منجر شد.
پس از حضور در دو دوره مجلس، با وجود برملا شدن سوابق تجاوز و آزار جنسی توسط او، خدادادی در مجلس هفتم و هشتم نیز باقی ماند. او در انتخابات مجلس نهم، ردصلاحیت شد اما به خاطر حضورش در کمیسیون امنیت ملی مجلس پنجم و رابطه نزدیکش با حسن روحانی، رئیسجمهوری ایران، پس از انتخابات توانست عنوان مشاور محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه را از آن خود کند.
خدادادی مجددا برای نمایندگی مجلس دهم ثبتنام کرد و باز هم صلاحیت او رد شد ولی شورای نگهبان در صلاحیت او تجدید نظر کرد و به این ترتیب موفق شد راهی مجلس دهم شود. او در این انتخابات از حمایت لیست امید برخوردار بود و حتی توانست ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس را از آن خود کند.
Jan 06 2019
دماوند: فرهاد میثمی، زندانی سیاسی در زندان اوین، با محکوم کردن درخواست آزادی خود توسط دولت آمریکا، آرزو کرد تا «ملت بزرگ آمریکا» از «بلای عظیم نابخردی» دولت دونالد ترامپ، آزاد شود.
دولت آمریکا تاکنون چند بار از جمهوری اسلامی خواسته تا فرهاد میثمی را همراه با دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندان آزاد کند.
اما میثمی در نامهای که از زندان اوین منتشر کرده، نوشته که خبر این درخواست دولت آمریکا از جمهوری اسلامی را در روزنامه دیده و «همان جا خشکش زد!».
او پرسیده که «چه نسبتی میتوان یافت بین “امور خارجه ترامپ” و “آزادی” و “اینجانب”» و به صراحت نوسته است: «ترجیح میدهم تمام عمر در حبس گروهی از ظالمان هموطن خطاکارم بمانم و زندگیم را صرف تلاش اصلاحگرانه خطاهایشان سازم، اما لحظهای مشمول ننگ حمایت پیمانشکنانی قرار نگیرم که با پشت کردن به تمام اصول حقوق و اخلاق، از توافق خردمندانه و صلحجویانه برجام خارج شدند.»
در حالیکه شعار «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست» به یکی از شعارهای اصلی تجمعات و تظاهرات اعتراضی ماههای اخیر ایران تبدیل شده، فرهاد میثمی گفته که دولت آمریکا با «تحمیل تحریمهای غیرانسانی، میلیونها تن از هموطنان مرا به زیر خط فقر کشانده» است.
او در پایان با نام بردن از دوران ریاست جمهوری باراک اوباما در آمریکا به عنوان «دوره خردورزانه پیشین»، نوشته «جای آن دارد که ما فرزندان ایران، آرزوی آزادی هر چه سریعتر ملت بزرگ آمریکا را از این بلای عظیم نابخردی» داشته باشیم و تاکید کرده است: «از امثال جنابان ترامپ، پمپئو، بولتون خواهشمندم اشک تمساح حقوق بشریشان را جای دیگری بریزند.»
Jan 06 2019

اسماعیل بخشی، فعال جنبش کارگری
دویچهوله: دهها تشکل دانشجویی پیرو درخواست اسماعیل بخشی، از وزیر اطلاعات خواستهاند از مناظره با این فعال کارگری استقبال کند. استاندار خوزستان میگوید “ادعاهای” اسماعیل بخشی واقعیت ندارد و وزارت اطلاعات آن را تکذیب کرده است.
رسانههای مجازی شامگاه شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) از انتشار نامهی ۳۴ تشکل دانشجویی در راستای پشتیبانیشان از خواست اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفتتپه خبر دادند.
تشکلهای امضاءکننده در نامهی خود تأکید کردهاند که پس از گذشت چندین دهه از انقلاب اسلامی “انتظار میرود جمهوری اسلامی در مرحلهای قرار گرفته باشد که یک کارگر بتواند بلندترین مقامات کشور را مورد نقد قرار دهد و در جایگاه شهروندی خود آنها را به پاسخگویی وا دارد”.
این ۳۴ تشکل دانشجویی محمود علوی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و از او خواستار شرکت در مناظرهای با اسماعیل بخشی به منظور روشن شدن موارد مطرحشده از سوی این فعال جنبش کارگری شدهاند.
تشکلهای دانشجویی امضاءکنندهی این نامه که از استانهای گوناگون ایران هستند، همچنین آمادگی خود را برای میزبانی چنین مناظرهای اعلام کردهاند.
دعوت فراکسیون امید از وزیر اطلاعات برای ارائه گزارش
فاطمه سعیدی، نماینده مجلس ایران روز یکشنبه ۱۶ دی (ششم ژانویه) خبر داد فراکسیون امید از مسئولان وزارت اطلاعات برای بررسی ادعای اسماعیل بخشی و ارائه گزارش دراین باره دعوت کرده است.
شهیندخت مولاوردی، دبیرکل جمعیت حقوق بشر زنان و دستیار ویژه پیشین حسن روحانی در امور حقوق شهروندی نیز در توییتر خود نوشت: «ورود کمیسیون قضایی مجلس در بررسی ادعای اسماعیل بخشی که در رنجنامه این فعال کارگری منعکس است قابل تحسین است.»
او افزود: «نتیجه این راستی آزمایی هر چه که باشد تقویت پاسخگویی و حاکمیت قانون و کمک به تثبیت حقوق و مسئولیتهای شهروندی است.»

استاندار خوزستان: ادعای شکنجه واقعیت ندارد
در این میان غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان روز شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) در گفتوگو با سایت جماران گفته است که موارد مطرحشده از سوی اسماعیل بخشی را از وزارت اطلاعات دنبال کرده و آنها ادعای شکنجه را رد کردهاند. شریعتی همچنین به خواست تشکلهای دانشجویی در مورد برگزاری مناظره واکنش نشان داده است.
غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان
غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان
شریعتی میگوید با مسئولان وزارت اطلاعات تماس گرفته و آنها اطمینان دادهاند که شکنجهای در کار نبوده است. او با حجت گرفتن تکذیب وزارت اطلاعات، اظهارات اسماعیل بخشی را بیاعتبار میداند.
استاندار خوزستان میگوید: «سیستمهایی در نظام جمهوری اسلامی هستند که این ادعاها را پیگیری میکنند و دستگاهها نیز سیستمهای ارزیابی دارند.»
در طول چهار دهه موجودیت جمهوری اسلامی گزارشهای بیشمار از شکنجه و اعدام و آزار زندانیان سیاسی منتشر شده است و مسئولان جمهوری اسلامی همواره آن را تکذیب کردهاند. قتل زهرا کاظمی و ستار بهشتی در زندان تنها دو نمونه آن است.
اسماعیل بخشی یک روز پیش از آن در نامهای به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی با اشاره به ۲۵ روز “بازداشت ناعادلانه” توسط وزارت اطلاعات نوشته بود: «مصائب و رنجهایی بر من تحمیل شد که هنوز از شر آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آوردهام.»
غلامرضا شریعتی در مورد دعوت اسماعیل بخشی از وزیر اطلاعات در مورد مناظره گفته است: «در این رابطه خود وزیر اطلاعات باید نظر دهد. ولی اصرار ما به آزادی آقای بخشی بود و مسئولین ذیربط تأکید داشتند که هیچ شکنجهای اتفاق نیافتاده است.»
اسماعیل بخشی در گزارش خود تصریح کرده بود که در روزهای اول بازداشت “تا سر حد مرگ” شکنجه شده است. او در نامهی خود نوشته بود: «تا ۷۲ ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجرآور بود.»
اسماعیل بخشی در این نامه از شنود مکالمات تلفنی خود و اعضای خانوادهاش نیز انتقاد کرده و از محمود علوی خواسته تا برای پاسخگویی در یک برنامه تلویزیونی با او مناظره کند.
نامه اسماعیل بخشی، فعال کارگری، به وزیر اطلاعات ایران در مورد تحمل شکنجه در دوران بازداشت خود توسط نیروهای این وزارتخانه، انتقاد فعالان سیاسی و مدنی به عملکرد دولت حسن روحانی را در پی داشت.
محمد کاظمی، نماینده مجلس شورای اسلامی روز شنبه ۱۵ دی (۵ ژانویه) گفت که موضوع شکنجه اسماعیل بخشی، یکی از نمایندگان کارگران هفت تپه، باید مورد بررسی قضایی قرار بگیرد. او با بیان اینکه شکنجه بر اساس قانون اساسی ممنوع است از احتمال بررسی این موضوع در کمیسیون قضایی مجلس خبر داد.
Jan 06 2019

ایران وایر: حسن علیجانی (نفر سمت راست) کشاورز مشهدی، جانباز جنگ و عضو جدا شده سازمان مجاهدین ایوار فرهادی به نام کچل موفرفری در فضای مجازی فعالیت میکند
به خاطر فعالیتاش درتوئیتر و فضای مجازی بازداشت شده و شش سال حکم گرفته است، مدتی پیش هم بعد از آزادی با قید وثیقه، از مرز خارج شده و حالا در ترکیه زندگی میکند. کاربران توئیتر ایوار فرهادی را با نام کاربر یکچل موفرفری میشناسند، او تا قبل از خروج از ایران هم تنها با همین نام در توئیتر فعالیت میکرد و میگوید به محض اعتماد به یکی از کاربران توئیتر و فاش کردن هویت واقعیاش نزد او که در ظاهر با خودش هم عقیده و همراه به نظر میرسیده، توسط وزارت اطلاعات دستگیر میشود. با ایوار فرهادی درباره فعالیتهایش در فضای مجازی، نحوه دستگیریاش و زندان وکیل آباد گفتوگو کردهایم. او در حین مصاحبه از حضور یک زندانی آمریکایی گمنام در زندان وکیل آباد مشهد خبر داد. یک جوان که برای دیدار دوست دخترش به ایران آمده و بازداشت شده، خبر دستگیریاش رسانهای نشده و ایوار فرهادی با خودش عهد کرده بعد از خروج از زندان وضعیت او را رسانهای کند.
شما را در توییتر با نام مستعار «کچل موفرفری» میشناختند. از نحوه فعالیتهایتان در فضای مجازی بگوئید؟
بیش از ده سال است که در فضای مجازی علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنم. فعالیت جدی من در فضای مجازی با ادمین شدن در چند صفحه فیسبوکی آغاز شد. صفحاتی به نام «اومانیسم»، «به نام انسان بخشنده مهربان» و «فضول محله» که آنجا با نام ادمینی «بامداد» و با رویکرد انحلالطلبی علیه جمهوری اسلامی تولید محتوا میکردم. از شهریور ۹۶ به توییتر پیوستم و فعالیتم را با نام کاربری «کچل موفرفری» آغاز کردم. اولین توییتم که در واکنش به زلزله کرمانشاه زده شد، خیلی مورد توجه قرار گرفت و در تمام پلتفرمها از جمله کانالهای چند صد هزارتایی تلگرام، منتشر و دست به دست شد و این آغازی بود بر شهرت من در توییتر فارسی. بعد از آن و به خصوص بعد از اعتراضات دیماه فعالیتم را گسترش دادم و در انتشار فراخوانها و تولید محتوا مشارکت داشتم و در زمینه ترند کردن هشتگهای زیادی علیه جمهوری اسلامی نقش عمده داشتم. از جمله در ترند کردن هشتگ #IraniansWantRegimeChange بسیار فعال بودم. این هشتگ نزدیک به یک میلیون بار مورد استفاده قرار گرفت و رکورد استفاده از یک هشتگ در توییتر فارسی رو شکست.
– فقط در فضای مجازی فعالیت میکردید یا در خارج از فضای مجازی هم حضور فعال داشتید؟
من در بیشتر اعتراضات خیابانی حضور داشتم. از جمله در اعتراضات دیماه ۹۶ و مرداد ۹۷ در شهر مشهد شرکت فعالانه داشتم و در اعتراضات مرداد ۹۷ در پارک ملت مشهد از ناحیه کمر هم زخمی شدم.
– شما که با نام مستعار فعالیت میکردید، چطور بازداشت شدید؟
من از ابتدای فعالیتم علیه جمهوری اسلامی همیشه گرا یا کد اشتباه میدادم تا نهادهای امنیتی را به اشتباه بندازم. از جمله سنام را بیشتر میگفتم یا مثلاً در مشهد زندگی میکردم و میگفتم ساکن تهران هستم. همیشه موارد امنیتی را رعایت میکردم تا اینکه با اعتماد به یکی از کاربران به ظاهر برانداز، که در توییتر جز نزدیکترین افراد به من بود، خودم را در دام نهادهای امنیتی انداختم و کمتر از ۴۸ ساعت بعد از اینکه هویتم را به کاربر مذکور گفتم، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدم. این کاربر مورد اعتماد صد در صد من بود و حتی در اعتراضات گوهردشت کرج شرکت فعالانه داشت. نهادهای امنیتی در تمام نقاط دنیا برای نفوذ به گروهها همیشه از عناصر به ظاهر خودی استفاده میکنند تا اعتماد جلب کنند و در فرصت مناسب افراد یا گروهها را دستگیر و حذف کنند و در مورد من هم این اتفاق افتاد. مسلما من به یک کاربر حزباللهی اعتماد نمیکردم. به تمام کاربران توییتر فارسی که ناشناس فعالیت میکنند، توصیه میکنم از دادن مشخصات و اطلاعات هویتیشان حتی به کاربران پرمخاطب و به ظاهر قابل اعتماد، جدا خودداری کنند. چون مشخص نیست پشت اکانت چه کسی نشسته. مراقب کاربران به ظاهر برانداز باشید. به خصوص کاربرانی که هدفی جز تعمیق اختلافات بین جریانهای مختلف اپوزیسیون ندارند. کاربری که موجب دستگیری من شد، بعد افشاگریهای من و اشاره به نقشاش در این ماجرا، مجبور به غیرفعال کردن اکانتش شد.
– برخورد نیروهای امنیتی با شما چطور بود؟
من در نهم مهر کمتر از ۴۸ ساعت بعد از افشای هویتم نزد کاربر نفوذی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در وقت ورود به محل کارم دستگیر شدم. من را با یک خودرو ۴۰۵ به خانه امن منتقل کردند. از اول هم بهم فحاشی کردند و گفتند میدانی برای چه گرفتیمت؟! و من میگفتم: نه. من کاری نکردم. همین البته باعث عصبانیت و فحاشی بیشترمیشد. نیروهای امنیتی برای بازرسی علاوه بر محل زندگی خودم، به خانه خواهرم و منزل دوستم که روز پیش از دستگیری به خانه اش رفته بودم، رفتند و خواهان وسایل شخصی من شده بودند. لپتاپم هم در مغازه برادرم بود که به آنجا هم مراجعه و لپتاپ رو ضبط کرده بودند.
من را با چشمبند به یک مکان نامعلوم منتقل کردند و اول به سلول بردند و بعد از آن من را به اتاق بازجویی و پیش بازجو بردند که بازجو به من گفت: نه کچلی و نه موفرفری! بعد یک لحظه چشم بندم را برداشت و پرینت اسکرینشات چتهای داخل گروه خصوصیمان در توییتر را نشان داد و به مواردی اشاره کرد که نشان دهندهی عامل نفوذی در گروه بود.
من اما کتمان کردم و از دادن پسورد موبایلم خودداری کردم تا اینکه با شوکر الکتریکی و مشت و لگد پیاپی و شدید به سر و بدنم به زمین افتادم و بازجو با گذاشتن انگشتم بر روی حسگر اثر انگشت، موبایلم را باز کرد. در وقت دستگیری اکانت دیاکیتو بود و از طریق جیمیل توییترم که روی اپلیکیشن جیمیل فعال بود اکانت را دوباره فعال کردند و حتی یک توییت هم زدند.
در ۴۸ ساعت اول فکر میکنم بیش از ۳۰ ساعت در اتاق بازجویی بودم و مدام در حال بازجویی بودم. بازجو تاکید داشت ما مدت زیادی تو را زیر نظر داشتیم! اما من میگفتم اینطور نبوده و کلا ۲۴ ساعت زیر نظر بودم تا بازداشتم و خودم به آنها میگفتم که کاربر فلانی عامل شما در توییتر هست و باعث دستگیری من شده. هفت روز در انفرادی بودم و تقریبا هر روز ساعتها بازجویی میشدم. بازجو در تمام مدت بازجویی با رکیکترین الفاظ به من فحاشی میکرد. همچنین با فشار روحی و روانی از جمله تهدید به شکنجه پدرم در مقابل چشمانم من را مجبور به اعتراف تلویزیونی کردند. در این اعتراف من حرفهای بازجو مبنی بر اینکه آدم بدخانواده و بی سوادی هستم،تکرار کردم و خودم رو نفی و اظهار پشیمانی کردم.
-چرا ماجرای دستگیریتان رسانهای نشد؟
اداره اطلاعات به خانوادهام هشدار داده بود که به هیچ عنوان دستگیری من را رسانهای نکنند وگرنه عواقب سنگینی خواهد داشت. روز دوم بازداشتم من را به بازپرسی شعبه ۹۰۳ منتقل کردند. بازپرس اظهاراتم را نوشت و امضا گرفت و باز به بازداشتگاه منتقل شدم. روز هشتم بازداشتم به اتاق بازجویی منتقل شدم و بازجو به من گفت شانس آوردی گیر اطلاعات سپاه نیفتادی!وگرنه حکمت اعدام بود! و بعد گفت با قرار وثیقه آزاد میشی به این شرط که دهنت را ببندی و در مورد نقش کاربر فلانی در دستگیریت و همچنین ماجرای دستگیریت کاملا سکوت کنی وودر صورت رسانهای شدن پروندهات با جرایم جدید از جمله همکاری با دولت های متخاصم دوباره محاکمه میشی. من هم به ظاهر پذیرفتم و این بار به یک سلول بزرگتر منتقل شدم که سه نفر دیگر از جمله فرماندار یکی از شهرستانهای خراسان رضوی و یک جوان دیگر آنجا بودند.
بعد چند ساعت به بازپرسی منتقل شدم دوباره تفهیم اتهام شدم و برای من قرار وثیقه صادر شد و بازپرس حسن نژاد گفت: دفاعیات آخر را بنویس. بعد از انتقال به بازداشتگاه وزارت، حوالی عصر ۱۶ام مهر بود که به زندان وکیلآباد منتقل شدم و انگشت نگاری شدم و بعد از بازرسی و تحویل وسایلم به بند ۶/۱ منتقل شدم. به خاطر عدم تأمین وثیقه مدت بازداشت من طولانی شد، وگرنه زودتر آزاد میشدم. چون اطلاعات دوست نداشت موضوع رسانهای شود تا عامل نفوذیشان لو نرود و همچنان بتواند به شناسایی و دستگیری کاربران دیگر توییتر ادامه دهد.
– وضعیت زندان وکیلاباد چطور بود؟
. وضعیت بند ۶/۱ واقعا وخیم بود. اول که به عمومی ۴ منتقل شدم تخت نداشتم و روی زمین خوابیدم. بالش و پتو هم به زحمت پیدا شد. پتو به قدری کثیف بود که بدنم شروع به خارش کرد. در تمام راهروهای بند ۶/۱ و در تمام سلولهای عمومی دوربین بود. حتی در وقت دوش گرفتن و توالت رفتن هم زندانیها رصد میشدند و سه دوربین در سرویس و حمام بود. غذای زندان به قدری بد بود که اکثر بچهها جداگانه غذا درست میکردند و اگر کسی میخواست با جیره زندان زندگی کنه، مسلما گرسنه میماند. ناهار معمولا برنج بدون کیفیت با مقداری رب میدادند که بین بچهها مشهور به ردپای مرغ یا برنج لاستیکی بود. مثلاً شام یک سیبزمینی میدادند یا کنسرو لوبیا با نان خیلی کم. یعنی یک نان بربری برای چهار نفر! بعضی شبها ماست میدادند که آن هم دو قاشق ماست برای هر نفر بود! صدای تهویه عمومی ما به قدری زیاد و گوش خراش بود که تا مدتها بعد آزادی از زندان فکر میکردم هلیکوپتر در حال پرواز است. چراغها ۲۴ ساعته روشن بود و روز و شب معلوم نبود.
در زندان وکیل آباد، نماز اجباری بود و اگر نماز نمیخواندی، ممکن بود حق تلفن و هواخوری نداشته باشی. مثلاً دکتر فرهاد عرفانی به بهانهی نماز نخواندن به بدترین بند زندان یعنی بند ۵ منتقل شده بود که حتی جا برای خواب هم نداشت. هر بند عمومی یک نماینده داشت که مخبر حفاظت زندان و سرپرست بند بود. کافی بود باهاش بحث بکنی، میرفت و علیهت سمپاشی میکرد. من دو بار به سرپرستی احضار شدم و سرپرست بند تهدیدم کرد اگر دوباره حرفی بزنی به انفرادی منتقل میشی. در این بند از دانشآموز ۱۸ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله در حبس بودند. خدمات پزشکی از اکثر زندانیان از جمله فرهاد عرفانی و حسن علیجانی، دریغ میشد.
دکتر عرفانی از ناراحتی ریه رنج میبرد و به قدری سرفههاش شدید بود که خیلی از بچهها وقتی خواب بودند، با وحشت بیدار میشدند. حسن علیجانی هم مشکل پروستات داشت و شب تا صبح خوابش نمیبرد اما از درمان محروم بود. حسن کشاورز مشهدی، جانبازجنگ و عضو جدا شده سازمان مجاهدین بود، مرتضی پرهیزگار و مصطفی برومند هم از دی ۹۶ تا زمان آزادی من بلاتکلیف بودند و تحت فشار بودند. زندانیان اهل سنت زیادی آنجا بودند. از جمله حبیب پیرمحمدی که به صرف عضویت در یکی دو کانال داعش در تلگرام در خطر اعدام بود. این زندانی در بیش از ۲۰۰ کانال با گرایشات مختلف عضو بود و عضویتش در گروههای مذکور به گفته خودش جنبه تحقیقاتی داشت.
برادرش را هم به جرم مقاومت در برابر ورود غیرقانونی نیروهای امنیتی به منزلشان بازداشت و به او اتهام مفسد فی الارض وارد کرده بودند. مرتضی فکوری کارگر ساختمانی اهل سنت هم به جرم تامین مالی گروه داعش با اتهام فساد فی الارض روبرو شده بود. کارگر ساختمانی و تامین مالی گروه داعش! خنده دار نیست؟! خانواده این فرد به قدری فقیر بودند که پول آمدن به مشهد برای دیدار با پسرشان را هم نداشتند.
نکته عجیب و جالب برای من این بود که در بند ۶/۱ چند تبعه خارجی از جمله یک زندانی آمریکایی به نام مایکل وایت محبوس بود.
– این زندانی آمریکایی چرا در بند عمومی وکیلاباد نگهداری میشد؟ جرمش چه بود؟ چطور با او ارتباط میگرفتید؟
من در عمومی ۴ بودم و ایشون در عمومی 3. در عمومی 3 بیشتر افراد محروم از حق تلفن و ملاقات نگهداری میشدند. ساعت هواخوری هر عمومی با عمومی دیگر فرق داشت و برای همین من مایکل رو ندیده بودم تا اینکه یک بار بعد از هواخوری که برای والیبال رفته بودم، مایکل وایت رو دیدم و باهاش صحبت کردم. توی همان فرصت کم این شخص خودش را مایکل وایت ۴۵ ساله و اهل سندیگوی کالیفرنیا معرفی کرد که عضو سابق نیروی دریایی آمریکا هم بوده. اینطور که میگفت در فضای مجازی با یک دختر ایرانی آشنا شده و سه بار برای دیدنش به ایران سفر کرده بود. دفعه سوم وقتی که با دوست دخترش قصد سفر به ترکیه را داشتند، در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد دستگیر شده بود. از اواخر تابستان در زندان بود و به گفته خودش غدهای در بدنش ظاهر شده بود که مشکوک به سرطان است.
اخیرا با جستجوهای خیلی زیاد در اینترنت به چند تصویر از مایکل وایت همراه با دوست دختر ایرانیاش دست پیدا کردم که در صفحه توییترم منتشر کردم و برای انتشار در اختیار شما هم میگذارم. من از سایتهایی مثل Ink361.com برای پیدا کردن عکسهای مایکل در اینترنت استفاده کردم. حساب اینستاگرام مایکل وایت (az2mwest) بسته شده است اما عکسهای پابلیک او هنوز در فضای ذخیره (کش cache) سایت ink361.com و دیگر سایتهایی که عکسهای اینستاگرام را بازنشر میکنند موجود است. با اینکه تعداد زیادی مایکل وایت در دنیا وجود داره اما من با دیدن عکسهایش بلافاصله او را شناختم و حتی اکانت تلگرامش را هم پیدا کردم. مایکل سفیدپوست بود و بین ۱۸۵ تا ۱۹۰ بلندای قامتش بود با موهای روشن. اصلا شرایط روحی مناسبی نداشت و از حق تلفن و ملاقات محروم بود. او عملاً بدون اتهام به گروگان گرفته شده. یکی دو بار هم در مراسم عزاداری اجباری دیدمش و هیچ وقت چهرهی متعجبش را در مراسم عزاداری محرم و اربعین فراموش نمیکنم. مایکل در کنار مجرمان خطرناک از جمله قاتلان و قاچاقچیان حرفهای موادمخدر نگهداری میشد و جانش در خطر است. من با خودم عهد کردم بعد از بیرون آمدن از زندان یکی از اولین کارهام پیگیری و اطلاعرسانی در مورد وضعیت این زندانی آمریکایی باشد
– چطور از زندان بیرون آمدید و در نهایت چطور توانستید از کشور خارج شوید؟
بعد از ۴۱ روز بازداشت، که ۸ روزش در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و ۳۳ روزش در زندان وکیل آباد گذشت، با تامین قرار وثیقه آزاد شدم. تمام مدتی که در زندان بودم نقشهی خروج از ایران را میکشیدم و لحظهشماری میکردم که بعد از خروج از کشور درباره عامل نفوذی که باعث دستگیری من شد، افشاگری کنم. ۲۳ آبان به دادگاه انقلاب شعبه چهار مراجعه کردم و توسط قاضی بدنام و بیرحم هادی منصوری با دو اتهام عضویت در گروهها و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی و فعالیت تبلیغی به نفع گروهها و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی، محاکمه شدم. محاکمهای که دو دقیقه بیشتر طول نکشید. چند روز بعد با من تماس گرفته شد که برای برای قرائت رأی به دادگاه مراجعه کنم. یکم آذر به دادگاه مراجعه کردم در دادنامهای که علیه من تنظیم شده بود به فعالیتهای من در توییتر و رهبری طوفانهای توییتری در مخالفت با جمهوری اسلامی اشاره شده بود. همچنین به من اتهام عضویت در گروه فرشگرد را زده بودند که از اساس کذب بود. این گروه اعضای مشخصی دارد و من صرفا از فرشگرد در چند توییت حمایت کرده بودم. در مجموع شش سال زندان برای من بریده بودند. در فرصت تجدیدنظر خواهی به صورت قاچاق و با هزار زحمت و با وجود برف و بوران از مرز خوی_قطور از کشور خارج شدم. سه بار به مرز رفتم برای خروج که دو بار با تیراندازی هنگ مرزی جمهوری اسلامی روبرو شدیم و برگشتم به روستا و دفعه سوم از مرز رد شدم و البته سختیها و رنجهای خروج قاچاقی و خوابگاههای کثیف قاچاقبران در وان ترکیه که مثل محل نگهداری حیوانات بود، از انفرادی و شکنجه اطلاعات کمتر نبود.
– در حال حاضر شرایط اقامتتان چگونه است؟
من چون قاچاقی به ترکیه آمدم، برای اینکه اقامتم در ترکیه قانونی شود، درخواست پناهندگی دادم. اما نه برای رفتن به کشور سوم. چون همسرم شهروند کانادا هستند و قراراست به زودی به ایشان بپیوندم و نیازی به اخذ پناهندگی ندارم.
– به سایر کاربرانی که در فضای مجازی و از داخل ایران علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکنند چه توصیهای میکنید؟
کاربران توییتر فارسی که در داخل کشور فعالیت میکنند از تجربه من درس بگیرند و به هیچکس ولو نزدیکترین دوستشان اعتماد نکنند. در نظر بگیرید که ممکن است کاربری دستگیر شده باشد و اکانتش ا نهادهای امنیتی فعال نگه دارند و کاربر دستگیر شده هم در برابر آزادی، با نهادهای امنیتی همکاری کند. پس به کسی اعتماد نکنید. امنیت توییتر بسیار بالاست و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی اگر ما اطلاعات حساس هویتیمان را به کسی نگوییم، هرگز قادر به دستگیری ما نخواهند بود، پس به کسی اعتماد نکنید…
Jan 05 2019
اینستاگرام اسماعیل بخشی: جناب آقای علوی در 25 روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنج هایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آن ها به داروهای اعصاب و روان پناه آورده ام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهنده ی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسش ها را بدانیم.
اول اینکه در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا 72 ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجز آور بود و امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دنده های شکسته ام، کلیه ها، گوش چپم و بیضه هایم احساس درد میکنم جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان مینامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحش های رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک میزدند اما از شکنجه ی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود، نمیدانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم میلرزد، منی که زمین زیر پایم میلرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حمله های شدید عصبی روحی و روانی می شوم، اکنون از جنابعالی بعنوان وزیر اطلاعات و کسی که خودش یک روحانی مذهبی ست این پرسش را دارم : از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجه ی یک بازداشتی چیست؟ آیا رواست؟ اگر رواست به چه میزان؟
مسئله دوم که برای من و خانواده ام بسیار بسیار مهمتر از شکنجه های جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانواده ام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم میگفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی میدانیم همسرت چند بار بخاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا میدانید گفت مدت ها تماس های تو «شنود» می شد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد حال پرسش بنده و خانواده ام از شما بعنوان وزیر اطلاعات و یک شخصیت روحانی و مذهبی این است که : آیا «شنود» خصوصی ترین مکالمات انسانها از نظر اخلاقی، حقوق بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم
اسماعیل بخشی
14 دی 97
Jan 01 2019
ایران وایر: خانواده «علی نجاتی» ، کارگر اخراج شده و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران «شرکت نیشکر هفت تپه» که از هفتم آذرماه ۱۳۹۷ در بازداشت به سر می برد در ملاقات کوتاهی که روز ۸ دی ماه با وی داشته اند از وضعیت جسمی وخیم این کارگر زندانی خبر داده و نسبت به سلامتی او ابراز نگرانی کرده اند.
یک منبع آگاه از وضعیت علی نجاتی در گفتگو با «ایران وایر» می گوید: « روز ۸ دی آقای نجاتی بعد از قریب به یکماه بازداشت، موفق شده با خانواده اش ملاقات حضوری کوتاهی داشته باشد. ایشان از مشکلات شدید قلبی، گرفتگی عروق و مشکلات شدید کلیوی رنج می برد و سابقه جراحی قلب هم دارد. خانواده ایشان در ملاقاتی که داشته اند او را بسیار رنجور و رنگ پریده دیده اند. آنها می گویند در همین مدت کوتاه بازداشت، او به شدت وزن کم کرده و با توجه به بیماری و شرایط نامساعد نگهداری اش در زندان وضع بسیار نگران کننده ای دارد.»
سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه نیز ضمن محکوم کردن تداوم بازداشت علی نجاتی و ابراز نگرانی برای سلامت او، به محل نگهداری این کارگر زندانی در زندان شوش اشاره کرده و نوشته است: «علی نجاتی با وجود بیماری، به بندی موسوم به بند سلامت در زندان شوش منتقل شده که ازدحام زندانیان در آنجا بالاست و اکثراً سیگار میکشند و نگهداری او در محیط بسته و پر از جمعیت سیگاری حال جسمی او را بدتر خواهد کرد.»
منبع آگاهی که با ایران وایر گفتگو کرد همچنین اضافه می کند:« آقای نجاتی در دوران بازجویی بسیار مورد اذیت و آزار قرار گرفته و حتی یکبار به دلیل فشار ناشی از بازجویی حالش وخیم شده و او را به بیمارستان منتقل کردهاند. بخش زیادی از ضعف و بیماری او ناشی از فشارهای روحی و جسمی وارده است و لازم است نهادهای بین المللی و تشکلهای کارگری نسبت به تداوم بازداشت او واکنش نشان دهند.»
علی نجاتی که پیشتر ریاست سندیکای کارگران شرکت هفت تپه را بر عهده داشته است، پس از بالا گرفتن اعتراضات کارگران این کارخانه و بازداشت برخی از کارگران از جمله اسماعیل بخشی، بدون ارائه حکمی از سوی ماموران، در منزل مسکونیاش بازداشت و به زندان شوش منتقل شد. ماموران با وجود مقاومت وی او و فرزندش را بازداشت کردند. فرزند علی نجاتی اندکی بعد آزاد شد اما آقای نجاتی جهت ثبت سوابق بازداشت ابتدا به زندان دزفول و و پس از آن به زندان امنیتی اهواز منتقل شد.
فرزانه زیلابی وکیل کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در گفتگو با ایرنا درباره چرایی بازداشت علی نجاتی گفته است:«ایشان در یک اقدام مشترک جهت اجرای محکومیت قبلی با عنوان تبلیغ علیه نظام و نیز دو اتهام جدید دیگر در ارتباط با اعتصابات و تجمعات شرکت نیشکر هفت تپه دستگیر شده است.»
او همچنین از دو اتهام جدید انتسابی به موکلش در شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش خبر داده و گفته است: «اتهام نخست موکلم “اخلال در نظم عمومی از طریق هدایت جریان اعتصابات و تجمعات شرکت نیشکر هفت تپه” است که در ابتدا در شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اندیمشک مطرح و سپس با صدور قرار عدم صلاحیت به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش ارسال شد. اتهام دیگر موکلم امنیتی و “تبلیغ علیه نظام” است که این اتهام هم در شعبه اول دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شوش در مرحله تحقیقات قرار دارد.»
وکیل علی نجاتی علت بازگرداندن موکلش از زندان امنیتی اهواز به زندان شوش را مشکلات فیزیکی وی عنوان کرده و گفته است:« با توجه به وضعیت جسمانی آقای نجاتی، پس از انتقال به بیمارستان، ناگزیر ایشان در بیست و چهارم آذرماه از اهواز به بند امنیتی زندان دزفول منتقل شد.»
علی نجاتی دوم دی ماه ۱۳۹۷طی یک تماس تلفنی با خانواده اش گفت که از زندان امنیتی دزفول به بند «سلامت » در زندان شوش منتقل شده است. بندی که به گفته سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به علت ازدحام جمعیت و دود سیگار برای نجاتی که مبتلا به بیماری قلبی است، خطرناک است.
برآیند گزارش های منتشره نشان دهنده وخامت شرایط فیزیکی علی نجاتی است اما تا لحظه تنظیم این گزارش، مقامات قضایی علیرغم وجود پرونده پزشکی او هیچ اقدامی برای تغییر قرار بازداشت موقت او به حکم زندان باز که مطابق قانون برای زندانیان بیمار قابل اجراست انجام نداده اند. فرزانه زیلابی وکیل این زندانی، پیشتر در گفتگو با ایرنا در اینباره گفته بود:« از قاضی اجرای احکام دادسرای اندیمشک تقاضای ارجاع موکل به پزشکی قانونی جهت اعمال ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری را داشتم که متاسفانه برخلاف قانون، با منوط کردن آن به پرونده امنیتی جدید تاکنون بدون اقدام باقی مانده است.»
در ماده ۵۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری و یا تاخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می اندازد. چنانچه در جرائم تعزیری امیدی به بهبودی بیمار نباشد، قاضی اجرای احکام کیفری، پس از احراز بیماری محکوم علیه و مانع بودن آن برای اعمال مجازات، با ذکر دلیل، پرونده را برای تبدیل به مجازات مناسب دیگر با در نظر گرفتن نوع بیماری و مجازات به مرجع صادر کننده رای قطعی ارسال می کند.
Jan 01 2019
رادیوفرانسه: بر اساس گزارش کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی، تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران، پس از انتشار فراخوانی، روز دوشنبه در حمایت از اعتراضات اخیر دانشجویان دانشگاه آزاد دست به تظاهرات زدند. پس از کشته شدن تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد در جریان واژگون شدن اتوبوسی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد، دانشجویان این دانشگاه خواستار استعفای مدیران و همچنین علی اکبر ولایتی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی شدند.
بر اساس ویدئوها و عکسهایی که از تجمع امروز مقابل دانشگاه تهران منتشر شده، تعدادی از مردم نیز با پیوستن به اعتراضات دانشجویی در اطراف دانشگاه تهران و خیابانهای منتهی به میدان انقلاب تجمع کردند.
توضیحات محمد نوری زاد فعال سیاسی 31/12/2018
گوش کنید
معرضان شعارهایی از جمله “نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم” و “مرگ بر دیکتاتور” سر میدادند.
همزمان نیروهای امنیتی و انتظامی هم مقابل دانشگاه تهران و میدان انقلاب حاضر شدند و با پرتاب گاز اشکآور سعی در متفرق کردن معترضان داشتند.
بر اساس ویدئوها و عکسهایی که از تجمع امروز مقابل دانشگاه تهران منتشر شده، تعدادی از مردم نیز با پیوستن به اعتراضات دانشجویی در اطراف دانشگاه تهران و خیابانهای منتهی به میدان انقلاب تجمع کردند.
معرضان شعارهایی از جمله “نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم” و “مرگ بر دیکتاتور” سر میدادند.
همزمان نیروهای امنیتی و انتظامی هم مقابل دانشگاه تهران و میدان انقلاب حاضر شدند و با پرتاب گاز اشکآور سعی در متفرق کردن معترضان داشتند.
تجمع اعتراضی دانشجویان مقابل دانشگاه تهران
با شعار «بترسید بترسید ما همه با هم هستیم»۱۰ دی _ دانشگاه تهران#تظاهرات_سراسری pic.twitter.com/GinUL715Hu
— M Samiree (@Mhamoudsamiree) December 31, 2018
عبدالعظیم رضائی، معاون سیاسی امنیتی فرمانداری تهران در این باره گفت: “برخی افراد فرصتطلب در مقابل دانشگاه تهران تجمعات پراکندهای داشتند”.
فوری/10دی
گاز اشک اور زدن در اطراف دانشگاە تھران!ولی همه دارن شعار میدن.
فیلم شماره15 #خیزش_دی۹۷ #دانشگاه_علوم_تحقیقات pic.twitter.com/xY1TQsRUPj— مهرگان (@payamasemani88) December 31, 2018
همچنین در سومین روز پیاپی از تجمع اعتراضی دانشجویان واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد، این دانشجویان همراه با خانوادههای دانشجویان حادثه دیده، در پارکینگ و مقابل در ورودی این دانشگاه دست به تجمع اعتراضی زده و خواهان پاسخگویی مسئولان شدند.
این در حالی است که صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، روز دوشنبه با حمایت از علی اکبر ولایتی، با متهم کردن معترضان به تلاش برای “تسویه حساب” گفت: “ما به این قبیل سر و صداها و جنجال های رسانه ای توجه نخواهیم کرد.”