اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Sep 28 2018

مرگ ۱۲ نفر و مسمومیت دهها نفر در ایران در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: گزارش‌های دو روز اخیر از افزایش نگران کننده قربانیان استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز در چند استان ایران خبر می دهند. خبرگزاری ایسنا ظهر روز جمعه ۲۸سپتامبر/ ۶ مهرماه از مرگ دست کم ۱۲ نفر و مسمومیت ١۵۴ نفر طی دو روز گذشته در چهار استان کشور در اثر استفاده از مشروبات الکلی دست‌ساز خبر می دهد.

پیرحسین کولیوند، رئیس ستاد پدافند غیرعامل وزارت بهداشت در گفت و گو با ایسنا در این رابطه اظهار کرد: بر اساس گزارشات واصله به وزارت بهداشت ، مسمومیت با الکل متانول در برخی استانهای کشور مانند البرز، خراسان شمالی، هرمزگان و …. منجر به مرگ تعدادی از هموطنان شده است. وی بر اساس آخرین آمار مسمومیت و قربانیان این معضل گفت: آخرین آمارها از مسمومیت‌ ١۵۴ نفر و مرگ ۱۲ نفر خبر می دهند.

پیرحسین کولیوند همچنین گفت: علائم مسمومیت در برخی مواقع با تاخیر بروز می کند و این عوارض می‌تواند موجب کوری، نارسایی حاد کلیه، کما و درنهایت مرگ گردد.

در همین حال، سرهنگ «اسماعیل مشایخ» فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس امروز از دستگیری زن و شوهری که مبادرت به ساخت مشروبات دست‌ساز می‌کردند و سرکرده اصلی و توزیع‌کننده آن بوده اند، خبرداد.

سرهنگ «اسماعیل مشایخ» تصریح کرد: این دو فرد خانه‌شان را به کارگاه تهیه و ساخت مشروبات الکلی تبدیل کرده بودند.

فرمانده انتظامی شهرستان بندرعباس با اشاره به این‌که بازجویی و تحقیقات از این افراد ادامه دارد، گفت” سرکرده اصلی که توزیع‌کننده این مشروبات دست‌ساز بوده و از افراد سابقه‌دار است هم‌اکنون دستگیر شده و بازجویی‌ها از این فرد ادامه دارد.

به گزارش ایسنا، از دیروز فقط در بندر عباس تعداد ١١۸ نفر در بندرعباس دچار مسمومیت الکلی شده اند که از این تعداد ١۰ نفر فوت شده و ۵۲ نفر دیالیز شده اند.

No responses yet

Sep 28 2018

بازداشت یک عضو شورای‌شهر شیراز به اتهام حمایت از بهائیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,مذهب

استان‌وایر: ایرنا به نقل از یک عضو هیات رئیسه شورای شهر شیراز از بازداشت مهدی حاجتی یک عضو این شورا به اتهام حمایت از «بهاییان» خبر داده است.

قاسم مقیمی گفته که حاجتی عصر روز پنجشنبه و «در ارتباط با اتهام حمایت از بهاییان» بازداشت شده است.

مقیمی افزوده «شورای اسلامی شهر شیراز جلسه‌ای فوق‌العاده برای شامگاه پنجشنبه در همین ارتباط برنامه ریزی کرده است.»

ایرنا دقایقی بعد٬ این خبر را از خروجی خود حذف کرده است.

حاجتی سوم مهر ماه توییت کرده بود که «۱۰ روز گذشته را به هر دری زده‌ام تا دو دوست بهائی بازداشت شده آزاد گردند و به نتیجه نرسیده‌ام.»

حاجتی نوشته بود که «نسل ما موظف است مادامی که مقابل دشمنان خارجی ایستاده است در تلاش برای اصلاح رویه های قضایی و سایر اموری که عدالت اجتماعی را به خطر انداخته کم نگذارد.»

مهدی حاجتی متولد ۱۳۵۸ از فعالان سیاسی اصلاح طلب، نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی دوره پنجم شورای شهر شیراز است.

No responses yet

Sep 26 2018

تشدید فشار ایران بر دو تابعیتی‌ها و خارجی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: در حالی که موضوع شهروندان دوتابعیتی در ایران بحث‌برانگیز شده است، دیده‌بان حقوق بشرمی‌گوید ایران دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها را با اهدافی سیاسی هدف گرفته است. این سازمان به پرونده‌‌ ۱۴ نفر از بازداشت‌ شدگان استناد کرده است.

به گزارش دویچه وله، دستگاه‌های امنیتی در ایران فشار را بر روی شهروندان ایرانی دوتابعیتی و خارجی‌هایی که را که تصور می‌کنند با نهادهای علمی، اقتصادی، و فرهنگی درغرب ارتباطاتی دارند، افزایش داده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی به بررسی پرونده‌‌های ۱۴ ایرانی دوتابعیتی یا تبعه‌ خارجی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیرشده‌اند، پرداخته است. در بسیاری از این پرونده‌ها، بدون ارایه هیچ سندی این افراد توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی به همکاری با “دولتی متخاصم” متهم شده‌اند.

افرادی که دیده‌بان حقوق بشر با آنها گفت‌وگو کرده است اظهار داشته‌اند تصور مقامات جمهوری اسلامی این است که این دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها می‌توانسته‌اند رابطه بین ایران و نهادهای غربی را به‌گونه‌ای تسهیل کنند که سررشته امور از دست نهادهای امنیتی ایران خارج شود. این موضوع به تبع خوشایند دستگاه امنیتی ایران نیست.

چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، از تحقیق و تفحص مجلس از مدیران دوتابعیتی انتقاد کرده بود و آن را عامل ایجاد نگرانی بین ایرانیان مقیم خارج از کشور برشمرده بود.

فلاحت‌پیشه روز شنبه سوم شهریور۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفت داشتن تابعیت دوگانه جرم نیست و نباید علیه دوتابعیتی‌ها “فضای التهابی” درست کرد.

بازداشت افراد شایسته در عرصه تبادل فرهنگی با دنیا

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ دیده‌بان حقوق بشردر این باره می‌گوید: «زمانی که ایران به دنبال گشودن درهایش به روی مبادله‌ فرهنگی و تجارت بین‌الملل بود، مقامات امنیتی ایران مناسب‌ترین افرادی را که می‌توانستند رابطه این کشوربا جامعه‌ بین‌المللی را بازسازی کنند، به زندان می‌انداختند».

سارا لی ویتسون افزود:«این کارزار هدفمند به منزله تهدیدی برای ایرانیان خارج کشور و خارجی‌هایی است که علاقه دارند درایران‌کار کنند. بیم آن وجود دارد که اگر این افراد به ایران کشور سفر کنند دانش و تخصص آنها یک امتیاز منفی به حساب آید.»

مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که آمار دقیقی از تعداد ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند در دست نیست. براساس آخرین برآورد شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، تعداد ایرانیان خارج‌نشین بین پنج تا شش میلیون نفر تخمین زده شده است.

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چندی پیش تحقیق و تفحص درباره “افراد دوتابعیتی و دارای گرین کارت در حوزه مسئولان و مدیران ارشد” را آغاز کرد و گزارش نهایی آن را ۲۷ مرداد ماه ارایه کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ماههای مه و ژوئن ۲۰۱۸ مصاحبه‌هایی با ۱۰ فرد انجام داد که از ۱۴ پرونده‌ی مستند شده درباره ایرانیان دوتابعیتی و خارجی‌های دربند درایران اطلاعات خوبی داشته‌اند. مصاحبه‌شوندگان از بین اعضای خانواده، بازداشتی‌های سابق، وکلا و کارشناسان امور سیاسی ایران انتخاب شده بودند.

این سازمان ویدیوهایی که درباره‌ این پرونده‌ها از تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌اند را بررسی کرده و همچنین بیانیه‌های مقامات ایرانی و اسناد ثبت ‌شده که از طرف ایرانیان به “کار گروه سازمان ملل درباره‌ بازداشت خودسرانه” تسلیم شده‌اند را مطالعه کرده است.

تحقیقات دیده‌بان حقوق بشر، نقض حق دادرسی عادلانه بازداشت شدگان در ایران را نشان می‌دهد و از دستگیری‌هایی با انگیزه‌های سیاسی خبر می‌دهد.

No responses yet

Sep 25 2018

اعتصاب کامیون‌داران؛ از دغدغه مسئولین تا توطئه ضد انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: کامیون‌داران مجددا دست به اعتصاب زده‌اند. مشکلات صنفی کامیون‌داران و به‌ویژه آنانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، بار دیگر باعث اعتصاب آن‌ها شده است. برخی از مسئولان از توطئه ضدانقلاب سخن می‌گویند.

فیلم‌های منتشر شده بر روی شبکه‌های اجتماعی و همچنین اخبار منتشر شده بر روی سایت‌های خبری حکایت از اعتصاب مجدد کامیون‌داران در ایران دارند. اعتصابی که از آن به عنوان “دور سوم اعتصابات” کامیون‌داران یاد می‌شود.

انتشار اخبار اعتصاب اخیر کامیون‌داران بازتاب‌های متفاوتی در رسانه‌های داخل کشور داشته است. برخی به نقل از مسئولان خبر اعتصاب را تکذیب کرده‌اند، برخی خواستار حل مشکلات کامیون‌داران شده‌اند و عده‌ای نیز مدعی شده‌اند که اعتصاب کامیون‌داران ناشی از توطئه و عملکرد “جریان‌های معاند” با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت ایران هستند.

پایگاه “البرزبان” در گزارشی که روز سه‌شنبه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) منتشر کرده از دور سوم اعتصاب کامیون‌داران خبر داده است. اعتصابی که از روز شنبه ۳۱ شهریور (۲۱ سپتامبر) آغاز شده است و هم‌چنان ادامه دارد.

اعتصاب کامیون‌داران از جمله  در شهرهای نیشابور، تبریز، قزوین، اصفهان، ارومیه، اردبیل، کرج و تهران گزارش شده است.

تناقض‌گویی مسئولان

شماری از مسئولان جمهوری اسلامی مشکلات کامیون‌داران را تنها به گرانی لوازم یدکی و کمبود لاستیک فروکاسته‌اند. به عنوان نمونه خبرگزاری دانشجویان ایران “ایسنا” به نقل از داریوش امانی، معاون حمل و نقل سازمان راهداری علت اعتصاب را از جمله گرانی و کمبود لاستیک مورد نیاز کامیون‌داران اعلام کرده است.

تامین لاستیک از جمله خواست‌های کامیون‌داران در دور پیشین اعتصابات آن‌ها بود. داریوش امانی گفته است که نیاز ماهانه کامیون‌داران ۱۰۰ هزار حلقه لاستیک است. او گفته است که در دو ماه گذشته، یعنی از پایان دور دوم اعتصاب کامیون‌داران تا کنون، مجموعا ۱۰۰ هزار لاستیک توزیع شده و بنابراین «۱۰۰ هزار کمبود لاستیک وجود دارد.»

امانی گفته است در این رابطه با اسحاق جهانگیری، معاون روحانی تماس گرفته شده است و دولت قول داده است برای تهیه و خرید لاستیک ارز لازمه تامین شود.

افزون بر آن، کامیون‌داران از نازل بودن کرایه حمل بار شکایت دارند. خواست‌ آن‌ها محاسبه حمل بار بر اساس قاعده هر تن بار بر کیلومتر است. وعده‌ای که دولت هنوز به آن عمل نکرده و گفته شده است که ظرف ما‌ه‌های آینده در این رابطه تصمیم‌گیری خواهد شد.

آن‌دسته از رانندگانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. از آن جمله است موازین ناظر بر آلاینده‌ها در کشورهای اروپایی. بر اساس مقررات کشورهای اروپایی کامیون‌هایی که نرم‌های یورو ۴، یورو ۵ و اخیرا یورو ۶ را تامین نکنند، حق حضور در جاده‌های آن کشورها را نخواهند داشت.

نتیجه این موضوع حذف کامیون‌های ایران از جاده‌های بین‌المللی خواهد شد و حمل و نقل بار عملا در اختیار رانندگان غیرایرانی قرار خواهد گرفت.

نقش ضد انقلاب

سایت “البرزبان” در گزارش خود مدعی شده است که اعتصابات کامیو‌ن‌داران در سایه “فضاسازی گروه‌های معارضین، منافقین و سلطنت‌طلبان حول مطالبات صنف رانندگان” شکل گرفته است.

در این گزارش به نقش رسانه‌های “معاند انقلاب” در خارج از کشور در شکل‌گیری و تداوم اعتصابات اشاره شده و ادعا شده است که این رسانه‌ها با “اشاعه گزارشات غلط” در گسترش این اعتصابات نقش داشته‌اند.

حتی ادعا شده است که جریان‌های “معاند انقلاب” برای کشاندن کامیون‌داران به اعتصابات آن‌ها را تهدید کرده‌ و با ایجاد “رعب و وحشت” کامیون‌داران را با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت وادار به شرکت در اعتصابات نموده‌اند.

No responses yet

Sep 24 2018

بیژن خواجه‌پور: رابطه ایرانیان خارج از کشور با دولت پیچیده شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر

ایران وایر: بیژن خواجه‌پور: من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجودها در مباحث حوزه های عنوان شده را پرکنند.
خواجه پور می گوید: در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت.

ایران با بحران جدی اقتصادی روبه رو است. افت شدید ارزش پول ملی و تاثیر منفی موج جدید تحریم‏های امریکا علیه ایران، احتمال بروز یک دوره رکود اقتصادی و تشدید بی‏کاری و تورم را بیش تر کرده است.
در این بین، ایرانیان خارج از کشور که سرمایه عظیمی برای ایران به شمار می آیند، نه تنها هنوز جایگاه درخور توجهی را در معادلات کشور پیدا نکرده اند بلکه با شدت گرفتن مهاجرت و فرار سرمایه ها، به تعداد آن ها اضافه شده است. برای روشن شدن ابعاد این مساله، «ایران وایر» از «بیژن خواجه پور»، کارشناس اقتصادی مقیم وین پرسیده است:

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران، آیا می توان از ایرانیان خارج از کشور به عنوان یک مزیت اقتصادی نام برد؟

– من به این پرسش نه از باب فرار مغزها که زیاد راجع به آن نوشته شده بلکه از باب توان بالفعل اقتصادی پاسخ می دهم. جمهوری اسلامی ایران در چشم انداز 20 ساله خود، برنامه دارد که به قدرت اول اقتصادی و تکنولوژیک منطقه تبدیل شود. خود نیز اذعان کرده است که دراین فرایند، به منابع خارجی نیاز خواهد داشت. این منابع یا باید توسط سرمایه گذاران خارجی وارد کشور شوند یا به وسیله ایرانیان خارج از کشور. جالب این جا است که گروه اول هنگامی به طور جدی سرمایه گذاری می کند که گروه دوم، یعنی ایرانیان خارج از کشور نیز فعالیت اقتصادی در کشور بکنند. سرمایه گذاری خارجی در چین هم هنگامی سرعت گرفت که چینی های خارج از چین همراه آن شدند. اما متاسفانه از سوی ایران راه‏برد ویژه ای برای جذب توان ایرانیان خارج از کشور دیده نمی شود و بیش تر شاهد دفع این فرصت هستیم.

در حال حاضر ده‏ها ایرانی دو تابعیتی در ایران در بازداشت به سر می برند؛ به نظر شما این پدیده چه تاثیری بر روابط ایرانیان خارج از کشور و دولت ایران دارد؟

– البته ایرانیان خارج از کشور یکپارچه نیستند. ولی به جرات می توان گفت که در این مقطع حساس که ایران به نقش آفرینی همه ایرانیان در امور اقتصادی و روابط بین المللی نیاز دارد، تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور از ترس بازداشت شدن، به کشور سفر نمی کنند. من البته عقیده دارم که آن گروه‏های داخل کشور که مسبب این بازداشت‏ها هستند، به دنبال همین نتیجه بودند.

آیا این پرهیز از سفر به ایران واقعا برای اقتصاد کشور هزینه دارد؟

– صد در صد. مهم‏ترین هزینه آن، محروم شدن کشور از بدنه بزرگی از توان اقتصادی، تکنولوژیک وارتباطات ایرانیان خارج از کشور است. اگر از خودمان بپرسیم که فشارها و تحریم‏های خارجی به دنبال چه هدفی هستند، می‏بینیم که هدف آن ها، پس‎رفت اقتصادی و فن‏آوری ایران و ایجاد تنش‏های اقتصادی و اجتماعی است. من شک ندارم که ایرانیان خارج از کشور می توانند بخشی از خلا موجود در حوزه های عنوان شده را پرکنند. تاثیر منفی بعدی که آن هم به اقتصاد کشور ضربه می‏زند، خودداری خیلی از شرکت های خارجی از حضور و سرمایه گذاری در ایران است. آن ها می گویند کشوری که با شهروندان خود این چنین رفتار کند، به درد سرمایه گذاری نمی خورد.

اگر بپذیریم که این موارد توسط گروه‏های تندرو پی‏گیری می‏شوند، آیا نباید به نیروهای معتدل کشور کمک کرد؟

– هر ایرانی خارج از کشور باید خودش به این پرسش پاسخ دهد. نظر من و بسیاری از دوستان خارج از کشور این است که مقامات دولتی هم باید مسوولیت بپذیرند و نمی توانند مدام پشت قوه قضاییه و دستگاه های امنیتی پنهان شوند؛ مثلا در مورد «سیامک نمازی»، یکی از اتهامات پرونده او، همکاری در برنامه ریزی سفر هیاتی از «رهبران جوان جهانی»( Young Global Leaders) و بخشی از «مجمع جهانی اقتصاد»( World Economic Forum) به ایران بود. سازمان‏دهی این سفر بر مبنای درخواست کتبی از معاونت رییس جمهوری در امور فن‎آوری، آقای «سورنا ستاری» انجام شده بود. پس سیامک متهم به نقش آفرینی دربرنامه ای شده که خود دولت دنبال آن بوده است. حال اگر بپذیریم که بخشی از حکومت سیامک را دستگیر می کند تا جلوی این نوع نقش آفرینی را بگیرد، حداقل انتظار باید این باشد که آقای ستاری و حتی خود رییس جمهوری با جرات بگویند که خودشان از افرادی هم‏چون سیامک دعوت کرده بودند. اگر چنین جرات و جسارتی را می دیدیم، امروز حسن نیت بیش تری در قبال دولت وجود داشت. از طرف دیگر، این گونه موارد نشان می دهند که هر کسی ممکن است در رقابت های سیاسی و اقتصادی داخلی قربانی شود. این واقعیت هم اانگیزه ایرانیان خارج از کشور را سلب می کند.

یعنی شما پیشنهاد می‏کنید که دیگر نباید به عنوان ایرانی خارج از کشور با ایران کار کرد؟

– عقیده دارم که دولت باید اعتماد از دست رفته را دوباره به دست آورد. تنها راه ایجاد اعتماد جدید، آزاد کردن تمام ایرانیان دو تابعیتی است که الان در بازداشت هستند. دولت باید با این مساله فعالانه برخورد کند تا دوباره راه را برای حضور قوی‎ترایرانیان خارج از کشور در ایران هموار کند. برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دنبال طرح عفو عمومی ایرانیان خارج از کشور هستند ولی چنین طرحی بدون آزاد شدن دوتابعیتی های بازداشت شده هیچ ارزشی ندارد.

پاسخ شما به آن دسته از ایرانیان خارج از کشور که می گویند ایرانیان بازداشت شده خود مقصرند چون با دولت ایران همکاری می کردند و به همان خاطر در بند افتادند، چیست؟

– من جزییات تک تک موارد را نمی دانم. ولی در مورد سیامک نمازی، قاطعانه می گویم که هدف او همیشه کمک به مردم ایران بود و هیچ انگیزه دیگری در سر نداشت. بهترین مصداق این مساله، زحمتی بود که سیامک در سال ۲۰۱۳ کشید تا موانع موجود بر سرراه صادرات دارو به ایران را از سر راه بردارد. گزارش سیامک در اینترنت هست و همه می توانند آن را مطالعه کنند و ببینند که این فرد به عنوان یک ایرانی خارج از کشور چه قدر عرق ملی داشت و چه قدر هزینه کرد. متاسفانه نیروهایی در ساختار قدرت ایران هستند که چون خودشان یاد نگرفته اند به منافع ملی فکر کنند، ظرفیت این که بفهمند دیگران با انگیزه منافع ملی تلاش می کنند را ندارند. هم اکنون و با تشدید تحریم های خارجی کشور، ببینید چه قدر به این نوع فعالیت نیاز داریم که به واسطه تجربه تلخ افرادی مثل سیامک سرکوب می شود.

پس شما معتقدید تا آزادی زندانی های دو تابعیتی، نباید با دولت حسن روحانی تعامل کرد؟

– من می گویم باید از دولت بخواهیم که مسوولیت پذیر باشد و با شجاعت از حقوق افراد بی گناه زندانی دفاع کند و پشت قوه قضاییه پنهان نشود. آقای سورنا ستاری وقتی برای من دوباره قابل قبول است که به عنوان شاهد برود به قوه قضاییه و از سیامک و دیگران دفاع کند. دولتی که شجاعت و جسارت نشان دهد، با حسن نیت بیش تری از طرف ایرانیان خارج از کشور روبه رو خواهد شد.

No responses yet

Sep 21 2018

شبکه های اجتماعی: “نوک کوه یخ” خشم از حکومت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: فرض کنیم بسیاری از شهروندانی که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می‌لرزند” پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟بعید است خیلی از ما، تصاویر یا ویدیوهای متعدد شهروندانی در ایران را که -به دلایل مرتبط با حکومت- “از خشم می لرزند” ندیده باشیم. مثلا زنی که در خیابان به بهانه وضعیت پوشش خود مورد بی‌احترامی قرار گرفته و امکان شکایت هم ندارد، یا مال‌باخته ای که حاصل زندگی خود را، با اعتماد به یک موسسه پشت‌گرم به قدرت از دست داده است.

فرض کنیم چنین شهروندانی پای اینترنت بنشینند. انتظار می‌رود پست های آنها در شبکه‌های اجتماعی از چه لحنی برخوردار باشد؟

فضای تند شبکه های اجتماعی، مدت‌هاست که از زوایای مختلف، مورد توجه ناظران قرار گرفته. نگرانی از بابت لحن گفتگو در این شبکه ها، البته قابل فهم است.

اما دغدغه های معتبر در مورد فضای شبکه‌های اجتماعی، نمی‌تواند باعث نادیده گرفتن “خشمی واقعی” شود که در لایه های مختلف جامعه ایران، در حال گسترش است. خشمی که حتی تضمینی وجود ندارد فضای شبکه های اجتماعی، نشان دهنده “تمام” آن باشد.

این احساس، علی‌القاعده پدیده جدیدی نیست؛ هرچند احتمالا به خاطر تشدید مشکلات اقتصادی و به ویژه گسترش فضای ناامیدی نسبت به آینده، بروز و ظهور غیرمنتظره ای یافته است. به همان ترتیب که که بروز اعتراضات شدید خیابانی در تعدادی سه رقمی از شهرهای ایران در دی ماه گذشته هم، پدیده غیرمنتظره ای بود. پدیده ای که با وجود بازتاب های رسانه ای فراوان، حتی پیش‌بینی وقوعش در چنین تعداد عجیبی از شهرهای ایران برای تحلیلگران داخل و خارج ممکن نبود، چه برسد به اینکه کسانی یا گروه‌هایی آن را هدایت کرده باشند.

نمی توان این احتمال را منتفی دانست که در شرایط فعلی هم، با پدیده ای از جنس اعتراضات دی ماه مواجه باشیم. یعنی، پتانسیل عظیمی از خشم اجتماعی که با شدتی بیش از آنچه قابل تصور بوده، به عرصه های گوناگون، از خیابان‌ها گرفته تا شبکه های مجازی سرریز شده است.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد علاوه بر فشارهای مستقیم معیشتی، ناامیدی بخش های وسیعی از جامعه که به بهبود شرایط بعد از توافق هسته ای شدیدا امیدوار و سپس به‌شدت نامید شده اند، در توسعه این خشم عمومی نقش تعیین کننده‌ای داشته است.

حاملان این خشم به طبقه و گروه اجتماعی خاصی تعلق ندارند. از جوانانی که به خاطر ظاهر خود هدف برخوردهای رسمی یا غیررسمی قرار می‌گیرند تا کارگرانی که حقوقشان پرداخت نمی‌شود، و از اقلیت‎ هایی که خود را شهروندان درجه دو می‌بینند تا شهروندانی که کمبود آب امانشان را بریده، همه و همه خود را در معرض فشار و تحقیری احساس می‌کنند که مسئولیت آن را متوجه حکومت می‌دانند.

حاملان این خشم، به گرایش و تفکر سیاسی واحدی هم وابسته نیستند. در میان آنها، افراد “برانداز”، افرادی که با براندازی مشکلی ندارند اما خود را برانداز نمی‌دانند، کسانی که حکومت را اصلاح‌ناپذیر می‌دانند و در عین حال نگران پس از براندازی هستند، افراد مطلقا غیرسیاسی، و حتی مدافعان کلی -اما شدیدا منتقد- حکومت هم وجود دارند.

بسیاری از این شهروندان خشمگین، کسانی هستند که در گذشته به اصلاح طلبان یا اصولگرایان رای ‌داده اند. با وجود این، حتی آنها را هم نمی توان حامیان جریان های سیاسی مشخص تلقی کرد.

مطابق نتایج یک نظرسنجی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ انجام شد، حدود ۴۰ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی و ۳۶ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی حتی نمی‌توانستند بگویند که باید آنها را عضو کدام یک از سه طبقه بندی “اصلاح طلب‌” “اصول‌گرا” یا “میانه‌رو/اعتدال‌گرا” تلقی کنند. به علاوه، تنها ۵۲ درصد از رای‌دهندگان به حسن روحانی او را “اصلاح طلب” یا “اعتدال‌گرا/میانه‌رو” معرفی کرده و تنها ۳۳ درصد از رای‌دهندگان به ابراهیم رئیسی او را “اصول‌گرا” دانسته بودند.

می توان تصور کرد بسیاری از کسانی که در انتخابات گذشته به کاندیداهای مورد حمایت اصلاح طلبان رای داده اند، برای ایجاد تغییراتی بوده که از تحقق آنها ناامید شده اند، یا به امید مهار جریانی بوده که به رهبر جمهوری اسلامی نزدیک تر است و فارغ از نتایج هر انتخابات،‌ همچنان اهرم های اصلی قدرت را در اختیار دارد. تعجبی ندارد اگر بخشی قابل توجه از چنین رای دهندگانی، به مخالفان کل حکومت تبدیل شده باشند.

حتی بسیاری از کسانی که در گذشته به کاندیداهای اصولگرا رای داده اند هم، ممکن است به دلایلی متفاوت یا مشابه تغییر جهت داده باشند. نمونه مشخص آنها، طیفی از طرفداران محمود احمدی نژاد هستند که قابل انکار نیست به منتقدان رهبر و مخالفان مجموعه حکومت تبدیل شده اند.

نتیجه وضعیت حاضر، ایجاد ملغمه ای پیچیده از شهروندان سرخورده و ناراضی است که، علی‌رغم تفاوت های خود با یکدیگر، به دلایل مختلف از حکومت خشمگین هستند و آستانه تحمل‌شان در مقابل وضعیت موجود و هرآنچه تلاش برای توجیه این وضعیت تلقی کنند، به پایین ترین حد رسیده.

این شهروندان برخلاف گذشته هایی نه چندان دور، به رسانه هایی دسترسی یافته اند که می توانند از طریق آنها، به هر صورت که بخواهند، علیه هر که بخواهند، به هر شیوه که بخواهند واکنش نشان دهند؛ و در فضای جدید، تحمل “تعیین تکلیف” برای نحوه استفاده خود از رسانه های مجازی را نیز ندارند.

به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، فارغ از سهم فعالیت های سازمان یافته در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از فضای تندی که در این شبکه ها وجود دارد را نمی توان جز در قالب “فوران خشم علیه وضع موجود” تحلیل کرد.

واقعیتی که در صورت به رسمیت شناختن آن، فضای کلامی شبکه های اجتماعی، “نوک کوه یخی” خواهد بود که از لایه های عمیق تر جامعه ایران بیرون زده است.

No responses yet

Sep 19 2018

نگرانی مادر فرهاد میثمی، پزشک زندانی در ایران بعد از اعتصاب غذای او

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


صدای آمریکا: مادر فرهاد میثمی فعال مدنی که از تاریخ ۱۰ مرداد ماه، یک روز پس از بازداشتش تاکنون در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به کمپین حقوق بشر در ایران گفته است حال فرزندش مناسب نیست و به شدت نگران اوست.

به گفته «صدیقه پیش‌نماز» او از زمان بازداشت تاکنون فقط یک بار فرزندش را به صورت کابینی ملاقات کرده است.

فرهاد میثمی از یک هفته پیش اعتصاب غذای خود را از تر به خشک تغییر داده است و حتی مایعات هم مصرف نمی کند.

مادر فرهاد میثمی گفته است مسئولان از او خواسته‌اند تا از پسرش بخواهد اعتصابش را بشکند اما او نپذیرفته است.

فرهاد میثمی، ۴۸ ساله، فعال مدنی و پزشک است و از همراهان همیشگی نسرین ستوده در تجمعات اعتراضی بوده و یکی از اتهاماتی که به دستگیری او منجر شده است مربوط به نشان‌های سینه ای است که روی آن نوشته شده من به حجاب اجباری اعتراض دارم.

آقای میثمی به اتهام تبانی و اجتماع به قصد بر هم زدن امنیت کشور بازداشت شد.

نسرین ستوده، وکیل سرشناس حقوق بشری، پس از صحبت درباره شماری از موکلانش که در اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شده بودند، به زندان منتقل شد.

خانم ستوده هم مانند میثمی از چند روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

یکی از نزدیکان آقای میثمی به گاردین گفته است که اعتصاب غذای او به خاطر «اتهامات ناموجه و عدم دسترسی به وکیل مورد نظر» است.

No responses yet

Sep 17 2018

«افزایش فشارها» بر فرزندان نسرین ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:
فعالان حقوق بشر خبر می‌دهند بدنبال بازداشت رضا خندان، همسر نسرین ستوده، مقام‌های قضایی و امنیتی، «فشارها» بر فرزندان این دو به ویژه بر مهراوه خندان را افزایش داده‌اند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، روز ۲۳ خرداد ماه بازداشت شد و همسرش رضا خندان نیز پس از آنکه ۱۲ شهریور خبر داد که وزارت اطلاعات در تماس تلفنی، وی را تهدید به بازداشت کرده، دستگیر شد.

عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در صفحه فیس‌بوک خود نوشته روز یکشنبه (۲۶ شهریور)، در حالی‌که فرزندان نسرین ستوده منتظر ملاقات با مادرشان بودند، «اسم آنها برای ملاقات خوانده نشد» و مهراوه، دختر ستوده و خندان، برای رعایت حجاب کامل مورد «تهدید» قرار گرفت.

فایل صوتی
بر اساس این گزارش به نقل از یک «منبع مطلع»، «فردی که خود را مدیر کل سالن ملاقات معرفی می‌کرد، مهراوه خندان را تهدید کرد که اگر حجابت را رعایت نکنی از ورودت به سالن ملاقات جلوگیری می‌کنم.»

آقای سحرخیز نوشته این در حالی است که پوشش مهراوه خندان «مثل تمامی ملاقات‌های قبلی بوده» و «گویا پس از بازداشت رضا خندان تصمیم بر اعمال فشار بر خانواده رضا خندان و نسرین ستوده در روزهای ملاقات گرفته‌اند.»

هم‌بندی‌های نسرین ستوده نیز به فرزندان وی گفته‌اند از مادر آنها «تعهدنامه کتبی مبنی بر حفظ کامل حجاب خواسته‌اند که با مخالفت شدید نسرین ستوده» مواجه شده‌ است.

خانم ستوده نیز اعلام کرده در اعتراض به این موضوع «از این به بعد، از حضور در سالن ملاقات و حتی تماس تلفنی با خانواده‌اش امتناع» خواهد کرد.

این گزارش حاکی است ستوده در حالی این تصمیم را اتخاذ کرده که «از سوم شهریورماه دست به اعتصاب غذای تر زده و از ۱۵ شهریور {هم} اعلام کرده تا آزادی بی‌قید و شرط رضا خندان از زندان اوین، از رفتن به بهداری زندان و پذیرفتن سُرم و گرفتن فشار خون امتناع» خواهد کرد.

وی پس از آن که ۱۸ شهریور بدلیل «افت شدید فشار خون»، روی پله‌های بند «بی‌هوش» شده، این موضوع را بیان کرده است

این برای نخستین‌بار نیست که خانواده نسرین ستوده مورد تهدید مستقیم یا غیرمستقیم و آزار قرار می‌گیرند.

رضا خندان مهر ماه ۱۳۹۰ گفته بود «به طور غیرمستقیم و از طریق کفیلش به شعبه ۴ دادسرای اوین احضار شده» و دی ماه ۱۳۸۹ نیز پس از آن‌که به‌خاطر بدرفتاری با همسرش شکایتی طرح کرد، به دادگاه احضار و متهم به «نشر اکاذیب» شد.

اتهام‌های نسرین ستوده «تبانی، اجتماع و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌ و خندان نیز پیشتر به رادیو فردا گفته‌ بود که دادگاه انقلاب با استناد به ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی که در خصوص «کمک به جاسوسان» است، خانم ستوده را با حکمی غیابی محکوم کرده است.

این در حالی است که دادسرای اوین چنین اتهامی را به نسرین ستوده وارد نکرده بود و حکم با کیفرخواست تطبیق ندارد.

رضا خندان نیز صبح روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور پس از مراجعه مأموران به منزلش بازداشت شد. اتهامات او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اشاعه و ترویج بی‌حجابی»عنوان شده و شعبه هفت دادسرای اوین برای وی قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی صادر کرده است.

بازداشت نسرین ستوده و رضا خندان با واکنش‌های داخلی و خارجی مواجه شده و از آن جمله عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج شد و از مجامع بین‌المللی و اتحادیه اروپا خواست که این اقدام جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کنند.

شماری از فعالان مدنی و سیاسی در ایران و خارج از کشور هم با انتشار بیانیه‌ای در حمایت از نسرین ستوده، اتهامات علیه او را «واهی» و «مضحک» خواندند و خواستار آزادی وی و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی جمهوری اسلامی شدند.

منابع: فیس‌بوک عیسی سحرخیز و رادیو فردا؛ ب.ب/ پ.پ

No responses yet

Sep 15 2018

زلزله‌زدگانی که حاضرند برای مرمت خانه کلیه خود را بفروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رییس شورای شهر سرپل ذهاب گفته است که عذاب زلزله‌ در این منطقه ادامه دارد. مردم نه پول دارند، نه سرپناه، نه بهداشت. از کمکهای وعده داده شده به آنها خبری نیست. بعضی‌ها حاضرند کلیه خود را بفروشند تا خانه‌‌شان را بالا ببرند.

خبرگزاری ایلنا روز جمعه ۲۳ شهریور به نقل از مجتبی جاسمی، رییس شورای شهر سرپل ذهاب از وضعیت اسفبار زلزله‌زدگان کرمانشاه خبر داد. رییس شورای شهر سرپل ذهاب به این خبرگزاری گفته است که مردم این منطقه وضع روحی و روانی ناشایست و بسیار نامساعدی دارند.

چرا؟ دلایل یکی دوتا نیستند. وقتی رییس شورای شهر سرپل ذهاب مصایب را کنار هم ردیف می‌کند، تصویری فاجعه‌بار به دست می‌دهد؛ زلزله مدام تکرار می‌شود، مصالح گران است و خیلی‌ها فقط توانسته‌اند اسکلت خانه و کاشانه خود را بالا ببرند. ستادهایی که قرار بوده به مردم کمک کنند، آنها را تنها گذاشته‌اند. قرار بود به مردم آهن بدهند، که نداده‌اند. تعهداتی که نهادهای مسئول داده‌اند، محقق نشده است.

اکثر روستاهای سرپل ذهاب آب آشامیدنی ندارند. ۸۰ درصد زیرساخت‌های شهری تخریب شده یا آسیب دیده است. تا اول مهر شاید چند مدرسه به شکل نمادین افتتاح شود. بقیه باید در کانکس دایر شوند. وضع بهداشت اصلا مناسب نیست.

شهرداری پولی برای ارائه خدمات نمی‌دهد. امکانات شهرداری ناچیز و فرسوده است. مردم به هزینه خود آواربرداری کرده‌اند و اجاره دو میلیون تومانی برای بیل مکانیکی پرداخته‌اند. بنیاد مسکن باید این کار را انجام می‌داده که اعلام کرده نمی‌تواند. تنها ۲۰ درصد مردم در خانه‌های خود زندگی می‌کنند. همان ۲۰ درصد هم به خاطر تکرار زلزله ترجیح می‌دهند در کانکس زندگی کنند.

اعتراض زلزله زدگان کرمانشاه به عدم رسیدگی مسئولان (تصور آرشیوی)

بهای خانه به شدت پایین آمده و خیلی‌ها مسکن خود را به قیمتی نازل فروخته‌اند و با پولش در کرمانشاه سرپناهی رهن کرده‌اند. بسیاری از مستاجران که قرار بوده، زمین تحویل بگیرند همچنان بدون زمین هستند. به این همه مشکلات بیکاری جوانان در شهرستان سرپل ذهاب را هم باید اضافه کرد. یکی از محروم‌ترین نقاط ایران.

این سطور خلاصه‌ایست از آنچه رییس شورای شهر سرپل ذهاب به خبرگزاری ایلنا گفته است.

اما وضع نابسامان مردم را به ویژه از یک جمله رییس شورای شهر سرپل ذهاب می‌توان دریافت. او به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مردمی هستند که حاضرند کلیه خود را بفروشند تا کار ساخت و ساز را انجام دهند؛ این درد است.»

“آهن‌لرزه کرمانشاه”

به گفته فرهاد تجری، نماینده کرمانشاه اساسا روند بازسازی در مناطق زلزله‌زده متوقف شده است. او به ایلنا گفته است: «کرمانشاه علاوه بر این‌که زمین لرزه دارد آهنلرزه هم دارد» او از عدم توجه مسئولان وزرات صنعت، معدن و تجارت و بنیاد مسکن در تامین آهن‌آلات شکوه کرده و گفته: «خروجی تقریبا صفر است» و به دلیل نبود آهنآلات در منطقه «روند بازسازی با رکود مواجه و متوقف شده است.»

به گفته نماینده کرمانشاه: «مسئولین بنیاد مسکن و وزراتخانه‌ها خصوصا صنعت، معدن و تجارت از نجابت مردم درحال سوءاستفاده هستند.» او می‌افزاید: «امروز اکثریت مردم به جهت نبود آهن‌آلات برای بازسازی خانه‌های خود سرگردان هستند و روند بازسازی کاملا متوقف شده است.»

صبر مردم تا کی؟

روز ۲۱ آبان سال گذشته زلزله‌ای با شدت ۳ / ۷ ریشتر سرپل ذهاب، قصر شیرین و کرمانشاه را لرزاند. صدها نفر کشته شدند، نزدیک به ۸۰۰۰ نفر زخمی. خانه‌های زیادی ویران گشتند، حتی آنها که نوساز بودند و ماحصل پروژه “مسکن مهر”. زلزله به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. مردم نومید و بی‌اعتماد به نهادهای دولتی خود برای کمک به زلزله‌زدگان به سوی غرب کشور به راه افتادند. کمک‌های بسیاری جمع شد، بدون سازماندهی درست و به موقع.

در کوران این وضعیت خبرنگار خبرگزاری دانشجویی ایسنا در شرح مشاهدات مستقیم خود از وضعیت شهر، حال مردم را در سه واژه “غم، بهت و نگرانی” خلاصه کرد و نوشت: «مردم این شهر نگران و وحشت‌زده و به شدت نیازمند اقلام اولیه به خصوص آب هستند. در چمن مجموعه ورزشی احرا دائما بالگردهای ارتش و هلال احمر و اورژانس فرود می‌آیند و زمانی که برخی از مردم متوجه می‌شوند در این بالگردها اقلامی به خصوص آب وجود دارد سریعا به سمت آن می‌روند… با وجود تلاش‌ها اما مردم حجم و سرعت خدمات ارائه شده را ناکافی می‌دانند و نگران سرنوشت خود و خانواده‌شان هستند در شرایطی که در آستانه فصل سرما سقف بالای سرشان ویران شده و همه زندگی‌شان زیر صدها تن خاک دفن شده است.»

بسیاری از کسانی که به سوی مناطق زلزلهزده شتافته‌ بودند، پس از مدتی آنجا را ترک کردند. زلزلهزدگان تنها ماندند. تنها چیزی که هنوز هم سایه خود را بر منطقه گسترده، خود زلزله است. زلزله‌ای که مدام تکرار می‌شود و روح و روان مردم را دائم می‌لرزاند. دست‌اندرکاران آنگونه که از سطور بالا برمی‌آید نه دغدغه مردم را دارند، نه توان و شایستگی رسیدگی به مشکلات بیشمار آنها را.

حالا باز فصل سرما نزدیک می‌شود و مردم مناطق زلزله زده غرب ایران همچنان ناچارند سختی‌ها و کاستی‌ها را تحمل کنند. اما نماینده کرمانشاه می‌گوید: «این کاسه صبر مردم یک حدی دارد».

No responses yet

Sep 13 2018

گزارش میدانی: کارگران پایتخت ناهار چه می‌خورند؟ نانِ خالی، قوُتِ غالب…

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فقر

کیهان لندن: – حسن روحانی می‎گوید «والله دچار بحران نیستیم»، رییس اتاق بازرگانی می‎گوید سه ماه دیگر قحطی می‏‎آید.
– هزاران نفر از کارگران در تهران مجبورند برای سیر نگه‎داشتن شکم فقط نان خالی بخورند.
– کیهان لندن پای صحبت چند کارگر در پایتخت نشسته و از آنها پرسیده ناهار چه می‏‌خورند؟

حسن روحانی، ششم شهریور ۹۷، در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت «پشت تریبون‌ها نگوییم که ما دچار بحران‌ شده‌ایم؛ والله ما دچار بحران نیستیم؛ ما در مرحله آسیب قرار داریم و گاهی موارد در لبِ تهدید هستیم»!
چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۸
او این ادعا را در جریان جلسه سوال نمایندگان از رییس جمهور مطرح کرد و ضمن رد هرگونه بحران در کشور گفت که نباید مردم را نگران کرد. اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی نیز معتقد است شرایط دشوار است اما بن‌بست نیست.

عکس: کیهان لندن، حوالی میدان بهارستان تهران (زمستان ۱۳۹۳)

این ادعاها در حالیست که روز سه‎شنبه ۱۳ شهریور، پروانه سلحشوری نماینده تهران و عضو فراکسیون امید در جلسه علنی مجلس در نطقی جنجالی عنوان کرد «می‌خواستم از فقر، گرانی، بیکاری و درد مردم بگویم، اما دیدم چه بگویم که آنقدر دولت آشکار و پنهان وجود دارد که نمی‌دانیم چه کسی مسئول اقتصاد است و دغدغه برخی روحانیون بجای اینکه فقر، فساد و دین‌گریزی جوانان و اختلاس از بیت‌المال باشد، درگیر تار موی زنان و دوچرخه‌سواری آنها است.»

بین آنچه دولتمردان در مورد اقتصاد کشور می‎گویند و گرفتاری‎هایی که شهروندان شبانه‌روز با آنها دست و پنجه نرم می‎کنند و وضعیت بغرنج معیشتی که روزمره با آن سر و کار دارند اختلاف از زمین تا آسمان است.

مسعود خوانساری رییس اتاق بازرگانی تهران در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی بدون تعارف گفته «اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.»

خط فقر در تهران پنج میلیون تومان شده است و وضعیت در شهرهای بزرگ دیگر نیر چندان تفاوتی با پایتخت ندارد. گزارش‎های میدانی حاکی از آن است که طبقه کارگر در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ باید ۷۰ درصد درآمد خود را صرف تهیه غذا و خوراک فقط برای زنده ماندن کند.

کیهان لندن در گزارشی میدانی از تهران به وضعیت غذای کارگری و طبقه متوسط رو به پایین پرداخته و از آنها پرسیده چه می‎خورند.

۱۹ شهریور ۹۷، ظهر موقع ناهار میدان «ولیعصر» (میدان ولیعهد)؛ محمد که در یک پیک موتوری کار می‎کند و ۳۳ سال دارد حساب کرده با حقوق ماهانه‎اش و مخارجی که دارد برای ناهار روزانه نباید بیشتر از ۴۵۰۰ تومان خرج کند. او می‎گوید «با این پول چی میشه خورد؟ یک بسته پفک شده ۳ هزار تومان شده، چیزی نمی‎مونه، من باید نان خالی و پنیر بخورم.»

رضا، دور میدان ایستاده و منتظر وانت یا ماشینی است که او را برای نظافت یا بنایی و یا حمل بار و اسباب‎کشی صدا بزند. در پاسخ به این پرسش که کارگرهایی مثل تو که روز مزد هستند چه غذایی می‎خورند گفت: «فلافل، ارزون‎ترین غذا بود؛ با یک ساندویچ سیر می‎شیم.»

چند متر جلوتر در مسیر بلوار کشاورز (بلوار الیزابت) سر ظهر بازار فلافل‌فروشی‎های بلوار قرار دارد که معمولاً شلوغ‌اند و اغلب مشتریان آن کارگران فصلی و موتوری‎ها هستند.

در فلافل‌فروشی پشت سینما استقلال (سینما امپایر) خبر زیادی نیست. یکی دو نفر داخل مغازه مشغول گاز زدن به ساندویچ هستند. بیرون تقریباً خلوت است. تا همین چند وقت پیش هر روز حوالی ظهر مشتریان در برابر همین مغازه برای ناهار صف می‎کشیدند.

امیر صاحب مغازه که پشت دَخل نشسته می‎گوید: «دو ماه است فروش ما خیلی کم شده، همیشه این موقع اینجا صف می‌بستند. حالا ببینید چطور است، بخصوص از موقع شلوغی‌های بازار خیلی کار ما کساد شد؛ البته وضعیت مردم را هم باید در نظر گرفت، قدرت خریدشان کم شده. همین الان بازار را نگاه کنید، می‌بینید کسی زیاد خرید نمی‌کند. اصلاً جمعیت با قبل، قابل مقایسه نیست. قبلاً کسی نمی‌آمد سؤال کند فلافل چند است. الان می‌آیند و می‌پرسند و راهشان را می‌کشند و می‌روند. همه این افراد کارگر هم نیستند. بین آنها کارمند هم هست.»

امیر ادامه می‌دهد: «پنج نفر در مغازه کار می‎کنند با خودم می‎شویم شش نفر، کاسبی یعنی سود، سر انگشتی حساب کنم پول کارگر و آب و برق و مالیات و خرید مواد هم از این دخل در نمی‎آید، سود پیشکش!»

مرد میانسالی با لباسی شیک شنونده حرف‎های صاحب مغازه است، دنباله حرف او را می‎گیرد و می‎گوید: «فلافل غذای ارزانی است. کمترین قیمتی که از آن یادم می‌آید، ۴۰ تومان بود. من به دلیل شغلی که دارم مشتری ثابت اغذیه فروشی‎ها هستم. یادم هست که کباب لقمه و سوسیس ۲۵ تومان بود، کنارش هم یک نوشابه می‌دادند. کباب لقمه‌اش هم گوشت حسابی بود. فلافل هم از آن موقع که باب شد، خیلی طرفدار پیدا کرد. یک دلیل هم همین ارزانی‌اش بود. کلاً غذای کارگری بود الان وضعیت همینطور پیش برود می‎شود غذای لاکچری!» (خنده)

وقتی بازار فلافل فروش‌ها و کوکوفروش‎ها کساد است و ساندویچ سیب‌زمینی و تخم مرغ گرانتر شده یعنی یک عده حتماً برای سیر کردن شکم مجبورند فقط نان خالی بخورند

جواد صاحب یکی از چند فلافل‌فروشی  پیچ شمیران است. مشتریان او مدتی است کم شده‌اند. وی در این‎باره می‌گوید: «در یک‌ماه گذشته که همه چیز گران شد ما گران نکردیم، چون مشتری توان ندارد، اما هر روز داریم مواد اولیه‌ را گرانتر می‌خریم. روغن ۱۶ کیلویی را که ۷۰ هزار تومان می‌خریدیم الان شده ۹۷ هزار تومان. تازه صاحب مغازه‎ای که از او روغن می‎خریم منت می‎گذارد و می‌گوید اگر مشتری چندساله‎ام نبودی اصلاً روغن به تو نمی‎فروختم چون باز هم قرار است گران شود. او هم مجبور است نفروشد چون گران می‎شود.»

جواد ادامه می‎دهد: «خیارشور و ترشی و مخلّفات دیگر هم این روزها قیمت ثابتی ندارند. هر کس هر چی خواست می‎فروشد و هیچ نظارتی هم نیست. قیمت ادویه هم بالا رفته، نوشابه را می‌فروختم هزار تومان، شد ۱۲۰۰ تومان، آب معدنی هم که هر هفته ۲۰۰ تومان گرانتر می‎شود. می‎گویند بطری آب معدنی هم وارد می‎کردند الان تحریم شده، یعنی در این چهل سال یک بطری هم نتوانسته‎اند تولید کنند!»

شرمنده مشتری‎ها هستم؛ کارگرمان قرار بود عقد کند!

۲۰ شهریور ۹۷، موقع ناهار، اغذیه‌فروشی؛ حوالی میدان «امام حسین» (میدان فوزیه)

آنهایی که تهران را می‎شناسد می‎دانند اقشاری که اطراف میدان «امام حسین» زندگی می‎کنند اغلب از کارگران هستند و همچنین دانشجویان کم درآمد. از قدیم ساکنان این منطقه بیشتر از طبقات متوسط پایین و تنگدست بودند و پس از انقلاب چند برابر شده‌اند. اینجا هر چه هم که گران بود اما غذا ارزان‎ بود.

فلافل ۴۵۰۰ تومان: یکی از اغذیه‌فروش‎های این میدان قدیمی که ۲۰ سال کاسب محل است می‎گوید: «کاهو، گوجه، نان و خیارشور و کلاً همه چیز گران شده، مجبورم ساندویج‎ها را گران کنم. باور کن دلم نمی‌خواهد مشتری‌ها گران بخرند، می‎دانم ندارند، خبر دارم از جیب‎شان، کاسب از جیب مشتری‌هایش خبر دارد، شرمنده‌شان می‌شوم. اما چه کار کنم؟ نان را دانه‌ای ۵۰۰ تومان می‌خرم. نخود و کاهو و خیارشور و گوجه و ترشی هم هست. همه را هم باید روزانه بخریم، اصلاً نمی‎صرفد، هیچوقت اینقدر کساد نبود، بی‌رودربایستی بگویم، همین چهارشنبه پیش گفتم تعطیل کنم. با کارگرهای مغازه نشستیم و حرف زدیم. به خاطر آنها بود که تعطیل نکردم. اینجا شش نفر نان می‎خورند، همه‌شان هم زن و بچه دارند، بیکار می‌شوند.»

او به یکی از کارگرها اشاره می‎کند، جوانی با صورت آفتاب‎خورده، می‎گوید: «این آرمان قرار بود آخر ماه عقد کند با این اوضاع…»

ساندویچ کوکوسبزی ۷۰۰۰ تومان: در مغازه‎ای قدیمی در خیابان ایرانشهر بالای میدان فردوسی؛ صاحب‎اش می‌گوید: «قیمت‎های مغازه من کف قیمت بازار است. سود چندانی نمی‌کنم، غذا را کم می‌آورم که زود تمام شود. من خودم هم کارگر بودم؛ ۱۰ سال است با همسرم اینجا را باز کرده‎ام اما الان به این روز افتاده‎ام که می‎بینید؛ دیگر صرفه ندارد. کاسبی دیگر مثل قبل نیست.»

«وقتی وضعیت ساندویچی‌ها اینطور است وضعیت رستوران‎ها بهتر از این نیست» این را کارمندی می‎گوید که ادعا می‎کند تا همین یک سال قبل معمولاً هفته‎ای یکی دو بار غذا را به همراه خانواده در رستوران می‎خورده است. او می‎گوید کارمند سازمان تربیت بدنی است: «… هفته قبل به رستورانی که مشتری ثابت آن بودم رفتم؛ صاحب مغازه که از دوستان قدیمی است تعریف می‌کرد اینجا را بفروشم و پولش را ملک بخرم سال دیگر چندین برابر سود می‎کنم. تازه پول آب و برق و کارگر و مالیات تجاری هم نمی‎دهم!»

مُزد که باشد غذا هم هست

اطراف میدان تجریش چند نفری  کنار یک چرخ‌دستی نشسته‌اند. باربرانی نسبتاً جوان با چهره‎های خسته؛ آنها از سیستان و بلوچستان برای کار به پایتخت آمده‎اند. حال و حوصله‎ی حرف زدن هم ندارند. نزدیک که می‎شوم اولش فکر می‎کنند برای دادن کار به آنها نزدیک شده‌ام، اما وقتی از آنها می‌پرسم ناهار خورده‌اید، همدیگر را نگاه می‌کنند. «ناهار؟!» می‌پرسم ناهار چی می‌خورید؟ یکی از آنها که به نظر باسابقه‎تر از بقیه است جواب می‌دهد: «هر چی، بستگی به مُزد روزمان دارد.» یکی دیگر از آنها با خنده می‌گوید: «مثل امروز که هزارتومان هم کار نکردیم و ناهارمان می‎شود یک تکه نان!» می‌گویند «اوضاع باربری هم کساد است، هیچ خبری نیست.»

کمی آنطرفتر، کودکی تا کمر وسط سطل زباله شیرجه زده؛ ته‌مانده چیزی شبیه غذا را پیدا می‎کند، با خوشحالی دختربچه‌ای را صدا می‎زند: «زهرااااا…» (با خنده)

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .