اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Jan 24 2015

اعتصاب همزمان هزاران معلم در چند شهر ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: طی روزهای گذشته هزاران تن از معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در اقدامی هماهنگ دست به اعتصاب و تجمع زدند. اعتراض آموزگاران در شهرهای مختلف، به دنبال بی‌توجهی مسئولان به وضعیت معیشتی آنها صورت گرفته است.

سایت خبری “کلمه” طی گزارشی از اعتصاب و تجمع هزاران معلم در استان‌های مختلف از جمله استان‌های تهران، البرز، سمنان، کردستان، فارس و آذربایجان غربی خبر داد.

بر اساس این گزارش به نقل از منابع خبری نزدیک به معلمان و خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، گزارش شده که در شهرهای شاهرود، قزوین، اسلام‌شهر، رباط کریم، شهر قدس، کرج، شهریار، شیراز، شاهرود، سقز، بانه، مریوان و چند شهر دیگر تجمعاتی شکل گرفته است.

اعتصاب‌کنندگان در اقدامی هماهنگ، روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه (۳۰ دی و۱ بهمن /۲۰ و ۲۱ ژانویه) در کلاس‌های درس حاضر نشدند. این اقدام معلمان در پی نامه‌های اعتراضی اخیر آنان به مقامات عالی قوه مجریه و مقننه صورت گرفته است.

فرهنگیان: خواست ما رفع تبعیض است

در تاریخ (۸ دی / ۲۹ دسامبر) امسال جمعی از معلمان در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس جمهور مطالبات صنفی خود را مطرح کردند.

در این نامه با بیان اینکه معلمان از بی‌عدالتی و تبعیض خسته شده‌اند آمده است: «تأمین هزینه‌های زندگی برای اکثر معلمین شاغل و بازنشسته غیرممکن است. زمانی که قیمت دلار از ۱۲۰۰ تومان به ۳۵۰۰ تومان و تورم هم به ۴۵ درصد رسید، قدرت خرید ما معلمین نصف و حتی به یک سوم کاهش یافت. هزینه‌هایی که بنا بر اعلام اخیر بانک مرکزی در یک خانواده تهرانی ۳۵میلیون ریال و یک خانواده شهرستانی ۲۵میلیون ریال برآورد شده است.»

فرهنگیان در این نامه به عدم تصویب لایحه نظام رتبه‌بندی معلمان، به دلیل بار مالی در مجلس، اعتراض کردند. آنان این سؤال را مطرح کرده‌اند که چرا این طرح با وجود پرسنل زیاد پرستاران، بار مالی آن تأمین و اجرایی شد؟ چرا احتیاج به مجوز مجلس نداشت، اما طرح رتبه‌بندی معلمان دارد؟

آنها همچنین جویای علت تبعیض میان یک فوق لیسانس یا دکترای تخصصی در آموزش و پرورش با همنام خود در وزارت علوم شده و پرسیده‌اند: «چرا میانگین حقوق این عزیزان در آموزش و پرورش ۱۵تا۲۰میلیون ریال با ۲۴ساعت موظف در هفته می‌باشد اما در آموزش عالی ۴۰ تا یکصد میلیون ریال با ۱۲ساعت موظف در هفته است؟»

در پایان این نامه فرهنگیان خواهان رفع تبعیض بین کارکنان تحت امر رئيس جمهور و اجرای سریع‌تر طرح رتبه‌بندی معلمان قبل از پایان سال و اعمال آن در حکم سال جاری شدند.

انتقاد از “برخوردهای سیاسی با مطالبات صنفی”

معلمان ناراضی در تاریخ (۲۳ دی/ ۱۳ ژانویه) سال جاری نیز با نوشتن طوماری با ۶ هزار امضا، رییس مجلس را مورد خطاب قرار دادند و مشکلات معیشتی خود را طرح کردند.

در این نامه آموزگاران، قوانینی چون قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت و قانون مدیریت خدمات کشوری را برای برقراری عدالت در پرداخت حقوق کارکنان دولت ناکارامد خواندند و علت این ناکارآمدی را “عدم عزم جدی مسئولان به رفع تبعیض و برقراری عدالت” دانستند.

همچنین در این نامه با تاکید بر این که معلمان کشور از تمجید جایگاه معلم خسته‌اند و از برخوردهای سیاسی با مشکلات صنفی و معیشتی ناراضی‌اند، آمده است: «امروزه معلمان کشور عموما زیر خط فقر به سر می‌برند و این امر به منزلت آنها آسیب زده است.»

آموزگاران از نمایندگان مجلس خواسته‌اند که به دور از هرگونه شعار و رفتارهای تبلیغی و سیاسی، این بار با عزمی قاطع و راسخ، به خواسته‌های برحق جامعه فرهنگیان کشور مبنی بر تامین حقوقی که نیازهای یک زندگی شرافتمندانه را پاسخ‌گو باشد، محقق کنند.

No responses yet

Jan 24 2015

«تعداد زنان کارتن‌خواب تهران تصاعدی افزایش می‌یابد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در جريان بازديد روز جمعه، سوم بهمن شهيندخت مولاوردی، معاون رياست جمهوری ايران از يک نهاد حمايتی از زنان، اعلام شد که ۵۰۰ زن کارتن‌خواب در تهران وجود دارد و تعداد اين زنان «به صورت تصاعدی» در حال افزايش است.

آنگونه که خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گزارش داده، اکبر رجبی، مديرعامل موسسه خيريه طلوع بی‌نشان‌ها در جريان اين بازديد گفته است که چهار سال قبل، تعداد زنان کارتن‌خواب در تهران، ۲۰۰ نفر بود اما اين تعداد اکنون به ۵۰۰ نفر رسيده و به صورت تصاعدی هم رشد می‌کند.

اين در حالی است که پيشتر، رحمت‌الله حافظی، رئيس کميسيون سلامت و محيط زيست شورای شهر تهران اعلام کرده بود که در پايتخت ايران بيش از سه هزار کارتن‌خواب زن سرگردان است.

آقای حافظی در عين حال از فراهم شدن مقدمات تاسيس نخستين گرمخانه زنان در تهران خبر داد و خواستار همکاری نمايندگان مجلس برای مرتفع شدن مشکلات قانونی آن شد.

رضا جهانگيری، معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران هم در آبان ۱۳۹۲ از کاهش ميانگين سن زنان کارتن‌خواب اين شهر به ۱۷ و ۱۸ سال خبر داده بود.

سايت الف در آن هنگام نوشته بود که «اعتياد و افزايش شيوع آن در بين زنان» از عوامل مهم شيوع پديده کارتن‌خوابی زنان است.

به گزارش ايسنا، شهيندخت مولاوردی، معاون رياست جمهوری در امور زنان و خانواده نيز در سخنانی گفته که «۸۲ درصد از زنان سرپرست خانوار بيکار هستند».

خانم مولاوردی از «ترکيب سنی، تحصيل، درآمد و فقر اقتصادی، تامين نيازهای اساسی اعضای خانواده توسط سرپرست خانوار، وجود تبعيض‌های جنسيتی و نابرابری در عرصه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی»، به عنوان «دلايل آسيب پذيری بخش قابل توجهی از جامعه زنان سرپرست خانوار» در ايران نام برده است.

No responses yet

Jan 20 2015

پس از مشهد، سپاه پاسداران ۲۰ دختر و پسر را نیز در آمل دستگیر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سايت‌های خبری در استان مازندران، از دستگيری ۲۰ دختر و پسر در آمل توسط سپاه پاسداران و با همکاری نيروی انتظامی خبر داده‌اند.

سايت‌های «وارش» و «بلاغ» که اخبار و گزارش‌های استان مازندران را منتشر می‌کنند، نوشته‌اند که اين جوانان، پنجشنبه ۲۵ دی ماه، در يکی از خانه‌های خيابان هراز آمل و در حالی که «بساط رقص و پايکوبی» داشتند، دستگير شدند.

بر اساس اين گزارش، «دختر و پسرهای جوان با وضع ناهنجار و حالتی غير عادی بر اثر مصرف مشروبات الکلی و قرص‌های روان‌گردان توسط نيروهای امنيتی سپاه و همکاری پليس دستگير شده و به مراجع قضايی معرفی شدند».

انتشار خبر دستگيری جوانان به علت شرکت در يک ميهمانی در آمل، يک روز پس از آن رخ می‌دهد که سپاه پاسداران، از دستگيری ۸۴ نفر ديگر در جريان «يک پارتی شبانه» در مشهد خبر داد.

در ميهمانی مشهد و بنا به ادعای سپاه پاسداران، «پنج بطری مشروبات الکلی پلمپ و ۲۰ بطری خالی مشروب و سه دست پاسور» کشف شده است.

پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، حمله نيروی انتظامی، بسيج و سپاه به ميهمانی‌های مختلط يا حتی غير مختلط در نقاط مختلف ايران که در آنها از مشروبات الکلی استفاده می‌شود، امری معمول بوده است.

اين حملات گاه تلفاتی نيز به دنبال داشته است؛ از جمله در مهر ماه ۱۳۹۰ که حمله پليس به يک ميهمانی در مشهد، باعث شد تا دختر جوانی برای فرار، از طبقه ششم خود را به بيرون پرت کند که این باعث مرگ او شد.

No responses yet

Jan 19 2015

رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا خبر داد: تبدیل بدحجابی به نقطه اصطکاک حاکمیت و جامعه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: محمد مسعود زاهدیان٬ رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا از گسترش «بد‌حجابی» و افزایش مصرف نوشیدنی‌های الکلی در ایران خبر داد.

آقای زاهدیان گفته بسیاری از کسانی که از حجاب اسلامی فاصله گرفته‌‌اند در خانواده مذهبی رشد کرده‌اند و در حال حاضر «بد‌حجابی» به «معضلی امنیتی» تبدیل شده است.

وی افزوده «بد‌حجابی» برای پلیس به عنوان نقطه اصطکاک حاکمیت و بدنه اجتماع تبدیل شده و سایر نهاد‌های مسئول نیز باید در این زمینه مشارکتی جدی داشته باشند.

این فرمانده پلیس درباره گسترش مصرف نوشیدنی‌های الکلی و برگزاری مراسم مختلط در کشور هشدار داده و گفته افزایش این پدیده‌ها نگران کننده شده است.

زاهدیان هم‌چون بسیاری از روحانیون حاکم بر ایران از «دشمن»٬ برنامه شبکه‌های ماهواره‌ای و «هجوم فرهنگی» به عنوان عوامل اصلی گسترش «ناهنجاری‌ها» در جامعه نام برده است.

No responses yet

Jan 17 2015

۸۴ نفر در حمله بسیج به یک پارتی بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: نیرو‌های بسیج با حمله به یک جشن در مشهد ۸۴ نفر را بازداشت و تحویل مقام‌های قضایی دادند.

مجری این حمله اطلاعات بسیج ناحیه «سلمان» مشهد بوده که پس از هماهنگی با مراجع قضایی و دادستانی این شهر٬ اقدام به بازداشت ۴۹ مرد و ۳۵ زن کرده است.

در گزارش بسیج آمده این افراد در زمان بازداشت مشغول رقص و پایکوبی مختلط بوده‌اند.

براساس این گزارش از محل برگزاری این جشن پنج بطری نوشیدنی الکلی و سه دست پاسور کشف و ضبط شده است.

زمان اجرای این عملیات اعلام نشده٬ اما به نظر می‌رسد این جشن شامگاه پنجشنبه یا جمعه برگزار شده باشد.

در ایران سال‌هاست که پلیس٬ بسیج و سایر نهاد‌های امنیتی و اطلاعاتی به برنامه‌های جشن و پایکوبی حمله‌ور شده و اقدام به بازداشت‌های گسترده‌ای می‌کنند.

No responses yet

Jan 15 2015

اخراج نوازندگان و همخوانان زن از صحنه و لغو کنسرت‌های بامجوز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

خودنویس: علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی می‌گوید: «فضای کشور برای فعالیت آزادانه هنرمندان رشته‌های مختلف باز است» این درحالیست که کنسرت‌های با مجوز در کشور لغو می‌شوند و یا به خوانندگان و همخوانان زن در گروه های موسیقی اجازه‌ی حضور در اجرا را نمی‌دهند.

از ابتدای دی ماه ۹۳ تا کنون حداقل چهار کنسرت موسیقی در شهرهای مختلف ایران، لغو و یا با حذف نوازندنگان و همخوانان زن مواجه شده اند. حسین نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی روز گذشته ضمن گلایه [2] از اتفاقاتی که اخیرا در این زمینه رخ داده، لغو کنسرت‌های با مجوز را امر «ناخوشایندی» خواند و گفت: «اگر قرار است مجوزی اعطا نشود بهتر است از اول این اتفاق نیفتد.»

نوش‌آبادی افزود: «البته بعضی وقت‌ها اتفاقات و حواشی و دخالت‌هایی صورت می‌گیرد که موجب نگرانی‌های امنیتی می‌شود و مسئولین استانی مجبور به لغو مجوز کنسرت‌ها شده‌اند.» سخنگوی وزارت ارشاد از «تدوین تفاهم نامه ای» میان این وزارت خانه و نیروی انتظامی نیز خبر داد و گفت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامه ای از فرمانده نیروی انتظامی خواسته تا در مورد «مسايل مربوط به کنسرت در شهرستان ها رعایت شود.»

در ماه اخیر کنسرت های گروه موسیقی لیان، سیروان خسروی و عماد طالب زاده با وجود داشتن مجوز لغو شد و قاسم عالیم اف پدر فرقانه عالیم اف خواننده آذربایجانی  با یک ساعت و نیم تاخیر به تنهایی در شب سوم به روی سن رفت و باعذرخواهی از تماشگران گفت [3]: «صدای دختر من خسته است و امشب روی سن نمی آید.» این درحالیست که یکی از مسئولان در گفت و گو با ایسکانیوز [4] خواست نامش فاش نشود، دلیل اصلی لغو کنسرت عالیم قاسیم اف را «همخوانی دختر این خواننده آذری زبان بوده است که صدای پدرش را برای قطعات محلی همراهی می کرد.»

حریر شریعت زاده، نوازنده دف و همسر سالارعقیلی نیز که قرار بود در ۲۲ دی ماه در شهرستان طرقبه به همراه او روی صحنه برود، زمان اجرا از سن پایین آورده شد و سالار عقیلی موسیقی خود را بدون ساز دف اجرا کرد.

پیش از این در مهرماه سال جاری کنسرت شهرام ناظری در نیشابور لغو [5] شده بود و به بانوان گروه موسیقی کامکارها در اصفهان اجازه‌ی حضور در صحنه را نداده بودند.

گروه موسیقی سنتی لیان که پس از شانزده سال موفق به دریافت مجوز برای اجرای کنسرت در زادگاهشان بوشهر شده بود در ۱۲ دی ماه با وجود فروخته شدن بلیط با تجمع کسانی که خود را «امت حزب الله، طلاب و دانشجویان بوشهر» خواندند برهم زده شد و سه روز بعد در ۱۵ دی ماه، عده ای با تجمع مقابل استانداری بوشهر خواستار عزل استاندار و مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و استیضاح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شدند.

گفتنی‌ست کنسرت این گروه پس از آن در شیراز با وجود فروخته شدن بلیط لغو [6] شد. مصطفی امیری، فرماندار شیراز روز ۱۸ دی ماه در گفتگو با خبرگزاری نسیم گفت: «نظر قطعی ما عدم برگزاری کنسرت گروه لیان است و قطعا با هر مجموعه ای که برای اجرای این برنامه و مخدوش کردن مصالح اصولی نظام اقدام کند، برخورد می کنیم.» امیری ادامه داد: «در هیچ شرایطی اجازه برگزاری برنامه‌هایی که امنیت و نظم عمومی شیراز را تهدید کند، نمی‌دهیم. زیرا برنامه‌های فرهنگی باید متناسب شأن سومین حرم اهل بیت(ع) باشند.»

حمیده ماحوزی، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر در زمینه لغو کنسرت سیروان محمدی در بوشهر گفت [8] کنسرت خسروی در بوشهر «لغو نشده بلکه ترجیح داده شده برای حفظ آرامش در استان پیش از سفر هیات دولت، این برنامه به تعویق بیفتد.»

عماد طالب‌زاده ،خواننده پاپ نیز قرار بود، ۴ دی‌ماه در اراک و در یک سالن ۱۲۰۰ نفره روی صحنه برود، اما براساس اعلام، این کنسرت با وجود بلیت‌فروشی لغو شد.

روزنامه شرق در گزارشی در شهریور ماه سال جاری از تنگ تر شدن فضا برای حضور بانوان درعرصه‌ی موسیقی خبر می دهد و می نویسد: «زنان نوازنده پشت چراغ قرمز ایستاده‌اند؛ معلوم نیست چه زمانی قرار است چراغ سبز برای آنها روشن شود.» از قانونی نانوشته می‌گوید که تنها به زنان به عنوان تماشاگر کنسرت اجاره ی وارد شدن به سالن های موسیقی را می دهد و «اجازه‌ای برای نوازندگی یا همخوانی در کنسرت‌های عمومی شهرستان‌ها به آنها داده نمی‌شود.»

شرق در ادامه می نویسد طبق قانون نانوشته ای حضور زنان نوازنده در اجرای زنده موسیقی در حدود ۱۳ استان و شهرها مانند «اصفهان، تبریز، ارومیه، زنجان، گرگان، تمامی شهرهای استان خراسان، برخی از شهرهای خوزستان و … ممنوع است و گروه‌های موسیقی اجازه استفاده از هیچ نوازنده زن یا همخوان زنی را در گروه ندارند.»

این درحالی‌ست که علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید مدعی آزادی هنرمندان در عرصه های مختلف است. به گفته‌ی او «امروز فضای کشور برای فعالیت آزادانه هنرمندان رشته‌های مختلف باز است و به جز برخی موانع قانونی که از قبل تعیین شده، هیچ مشکلی برای تولید و عرضه آثار هنرمندان وجود ندارد».

No responses yet

Jan 14 2015

این هم داعش ایرانی: تهدید ملی‌پوشان فوتبال به خاطر سلفی با ایرانیان مقیم استرالیا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: استقبال گسترده ایرانیان مقیم استرالیا از تیم ملی فوتبال ایران اگر چه رسانه‌های این کشور را شگفت‌زده کرده، اما بازتابی متفاوت در کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ایران داشته است.

از پرچم ایران با نشان شیر و خورشید در صفحه فیسبوک منتسب به سرمربی تیم ملی تا سلفی دختران ایرانی با بازیکنان تیم ملی، موضوعاتی است که واکنش منفی فدراسیون فوتبال را در پی داشته است.

تلویزیون استرالیا و مطبوعات این کشور، گزارش‌هایی از «هواداران پرشور» ایران منعکس کرده‌اند. بازیکنان تیم ملی هم می‌گویند حمایت هموطنان از آنها باعث افزایش انگیزه‌شان شده و به جای ملبورن یا سیدنی، تصور می‌کنند در تهران هستند.

کارلوس کی‌روش که اجازه حضور هواداران در تمرینات تاکتیکی تیم ملی را نداده بود، در پایان تمرین وقتی خارج از ورزشگاه با ازدحام جمعیت مواجه شد، میان آنها حضور یافت تا فرصت انداختن عکس و گرفتن امضا برای همه مهیا شود.

وقتی اتوبوس تیم ملی در حال ترک محل تمرین بود، هواداران مقابل اتوبوس ایستادند. کی‌روش هم در تصمیمی که تشویق ایرانی‌ها را در پی داشت، از هواداران خواست در گروه‌های پنج نفره از در جلو سوار اتوبوس شوند و پس از گرفتن عکس، از در عقب خارج شوند. خود او هم در اقدامی ابتکاری، مدیریت این کار را مقابل در ورودی برعهده گرفت.

حالا فیسبوک و اینستاگرام پر است از تصاویر مشترک هواداران تیم ملی ایران با بازیکنان. بین آنها، دختران و زنان هم هستند. عکس‌هایی که با استقبال برخی رسانه‌های خبری هم مواجه شده. از جمله سایت‌های داخلی مانند خبرآنلاین که سلفی دختری داخل اتوبوس تیم ملی را منتشر کرده اند.

این ماجرا با واکنش منفی کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال مواجه شده است. علی‌اکبر محمدزاده، رییس کمیته اخلاق ابتدا به عکسی از پرچم ایران با آرم شیر و خورشید در صفحه فیسبوک کی‌روش اشاره کرد و گفت: «در آن عکس پرچم‌هایی دیده می‌شد که خلاف هنجار است. با استرالیا تماسی برقرار کردیم و دلیلش را جویا شدیم که سرمربی تیم ملی داشتن صفحه در شبکه‌های اجتماعی را تکذیب کرد.»

این مقام مسئول سپس به عکس‌هایی اشاره کرد که ملی‌پوشان انداخته‌اند: «در برخی عکس‌ها نکاتی دیده می‌شود که جالب نیست. بازیکنان باید مراقب باشند که از آنها به ‌عنوان ابزار سیاسی استفاده نشود تا کسانی که عکس می‌گیرند،‌ بعداً علیه همین ملی‌پوشان استفاده کنند. نباید با هرکسی عکس بیندازند. اگر رعایت نکنند مجبوریم با آنها برخورد کنیم.»

آقای محمدزاده در گفت وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا گفت: «از طرق مختلف اتفاقاتی که در اطراف تیم ملی رخ می‌دهد را رصد می‌کنیم. نماینده حراست نیز همراه با تیم حضور دارد و اگر اتفاق خاصی رخ دهد،‌ سریعا به ما انتقال خواهد داد.»

پیش از این هم زارعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در شبکه پنج صداوسیما اتهامی علیه سرمربی تیم ملی فوتبال ایران مطرح کرد که پس از بررسی‌ رسانه‌های ورزشی داخلی مشخص شد عاری از واقعیت است.

کمیته تازه تاسیسی در وزارت ورزش، صلاحیت اخلاقی مربیان خارجی را بررسی می‌کند. همین کمیته مانع از فعالیت زلاتکو کرانچار در تیم ملی امید شد. رحیم زارع نماینده بوانات، آباده و خرم‌بید هم گفت در صفحه اینستاگرام کی‌روش عکس‌هایی وجود دارد که ضد ارزش است و اگر وزارت قصد حفظ ارزش‌ها را دارد چرا با کی‌روش مقابله نمی‌کند؟

اما جست وجوی نام کارلوس کی‌روش در اینستاگرام نشان داد که او صفحه‌ای رسمی که توسط خودش اداره شود، در این شبکه اجتماعی ندارد.

روزنامه ورزشی ۹۰ هم نوشت: حتی در صفحه هواداران کی‌روش هم عکس‌هایی که هست، ضدارزش نیست و اگر عکسی نیز منتشر شده باشد به او ارتباطی پیدا نمی‌کند، زیرا معلوم نیست صفحه توسط چه کسانی اداره می‌شود.

No responses yet

Jan 13 2015

زندانیان خودی و زندانیان غیرخودی و فیلترهای غیر پاسخگو

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: در طول سال‌های اخیر، با دوستان مختلف حقوق بشری در باب نحوه پوشش نقض حقوق بشر در ایران، بحث‌های فراوانی کرده‌ام. بحث‌ها هم آموزنده بوده و هم، گاهی ناراحت کننده. اینکه برخی نهادها چندان مایل به زنده کردن مسائل پیش از ۱۳۸۸ نیستند، می‌تواند به نحوی نادیده گرفتن ریشه‌های خشونت‌های بعد از انتخابات ۸۸ باشد. فقدان آرشیو مناسبی از جنایت‌های منسوب به جمهوری اسلامی در سال‌های پیش از ۱۳۸۸، مانع روش‌شناسی مناسب برای مخاطبان سایت‌های حقوق بشری است. اما بحث امروز من، چیز دیگری است. چرا برخی رسانه‌های حامی «جنبش سبز» که نسبت به زندانیان سیاسی ویژه‌ه‌ای، توجه بیشتری دارند، این توجه را گسترش نمی‌دهند؟

چندی پیش، سایت کلمه، منتسب به یاران میرحسین موسوی، یادداشتی [1] از بهاره هدایت منتشر کرد که این زندانی سیاسی، به انتقاد از «سکوت فعالان مدعی حقوق بشر» در قبال وضعیت «محصوران و طیف گسترده زندانیان سیاسی» پرداخته بود. خواندن این مطلب را به دوستان پیشنهاد می‌کنم، چون نگاه ویژه‌ای به مقوله دفاع از زندانیان دارد.

اما همین سایت کلمه، به مساله بازداشت و برخوردهای تند و خشن با آتنا فرقدانی توجهی را نکرده که به برخی زندانیان «سبز» کرده است. به عبارتی می‌توان گفت که این رسانه «سبز»، زندانیان سیاسی و معترض را هم ارزش‌گذاری کرده است.

بر اساس آن‌چه در طول این سال‌ها دیده شده، برخی رسانه‌های سبز، زندانیان سیاسی را بر اساس میزان اعتقاد به «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» دسته بندی می‌کنند و انتظار هم دارند که گروه‌های حقوق بشری خارج از کشور نیز با توجه به همین اولویت‌ها نسبت به حبس و حصر واکنش نشان دهند.

بدون تردید، اگر از روزهای اول انقلاب، کسانی که اینک به خاطر حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی در زندان و یا محدودیت هستند، نسبت به روش غیر انسانی «خود و غیر خودی» کردن افراد بر اساس اعتقادات و گرایش‌های سیاسی واکنش نشان داده بودند، احتمالا جای‌شان الان در زندان نبود و بسیاری از اعدام شدگان دهه ۶۰، هم‌اینکه زنده بودند.

برخی، وقتی از عدم کامیابی «جنبش سبز» سخن می‌گویند، به این نکته بی‌توجه می‌مانند که اگر جنبشی که هدفش تغییر ساختار و تلاش برای کنار زدن ولایت فقیه و رساندن کشور به دموکراسی نبوده است پیروز می‌شد، آیا نتیجه‌ای جز تکرار روش‌های بعضا تبعیض گرایانه انقلابی کسب می‌کرد؟

امیدوارم دوستان رسانه‌هایی که آتنا فرقدانی را نسبتا فراموش کرده‌اند، به یاد بیاورند که ندا آقاسلطان هم بر اساس گفته نزدیکانش، در خرداد ۱۳۸۸ رای نداده بود، ولی تبدیل به نماد «جنبش سبز» شد.

No responses yet

Jan 13 2015

درخواست بازداشت موقت مرتضوی از ترس تبانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: شاکیان پرونده سعید مرتضوی در لایحه‌ای ۱۶ صفحه‌ای خواستار بازداشت موقت این متهم شده‌اند. تعداد زیاد متهمان و احتمال بروز تبانی، منجر به ارائه چنین درخواستی از سوی شاکیان شده است.

خلیل بهرامیان وکیل شاکیان پرونده تخلفات سازمان تامین اجتماعی، با ارایه لایحه‌ای به دادسرای کارکنان دولت، خواستار بازداشت موقت سعید مرتضوی متهم این پرونده شده است.

وی به ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، گفت: «در لایحه‌ای ۱۶ صفحه‌ای که به بازپرس شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت تسلیم شد، با توجه به تعداد زیاد متهمان در این پرونده و وجود بیم تبانی، درخواست بازداشت موقت مرتضوی را کردیم.»

دادسرای کارکنان دولت پیش از این برای سعید مرتضوی، رئیس پیشین سازمان تأمین اجتماعی قرار کفالت دو میلیارد تومانی صادر کرده بود.

“تصرف غیرقانونی در اموال سازمان تامین اجتماعی و شستا”، “اخلال در نظام اقتصادی کشور” از جمله اتهاماتی است که منجر به صدور قرار کفالت دو میلیارد تومانی برای مرتضوی شده است. این قرار با هدف جلوگیری از فرار متهم برای او صادر شده است.

به گفته بهرامیان، در این لایحه علاوه بر درخواست بازداشت موقت سعید مرتضوی، از بازپرس پرونده درخواست شده تا از سایر متهمان، که حدود ۱۵۰ نفر هستند، تحقیقات لازم به عمل آید.

سعید مرتضوی؛ “مرد هزار چهره”

بهرامیان افزود: «مرتضوی در این پرونده هم به طور شخصی و هم با مشارکت سایرین، اقدامات مجرمانه انجام داده و هنوز از سایر متهمان تحقیقات لازم نشده و دستگاه قضایی هم نمی‌تواند به سادگی از کنار این مساله عبور کند.»

اتهاماتی که مجلس به مرتضوی زد

در گزارشی که ۱۳ آذر ۱۳۹۲ به عنوان گزارش هیات تحقیق و تفحص از تریبون مجلس شورای اسلامی خوانده شد، سعید مرتضوی به تخلفاتی چون فروش غیرقانونی ۱۳۸ شرکت زیرمجموعه شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی (‌شستا) به بابک زنجانی، پرداخت پاداش‌های هنگفت به مدیران میانی و عالی‌رتبه تامین اجتماعی و نیز پرداخت پول‌های مشکوک به شمار قابل‌توجهی از مقام‌های دولتی و نمایندگان مجلس متهم شد.

در گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس آمده بود که ۳۷ نماینده مجلس در مجموع مبلغ ۱۳۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به عنوان هدیه از سعید مرتضوی پول دریافت کرده‌اند و مدیران فعلی سازمان گفته‌اند که نام دریافت‌کنندگان را تنها خود مرتضوی در اختیار دارد.

پس از قرائت این گزارش، مرتضوی در نامه ‌سرگشاده‌ای نوشت که دریافت کارت هدیه و بن کالا، مختص فقط همین ۳۷ نماینده نبوده است. مرتضوی عنوان کرد که در سه نوبت به ۱۴۳نفر، ۷۵ نفر و ۶۷ نفر از نمایندگان مجلس هدیه داده است.

سعید مرتضوی مدیر عامل پیشین تامین اجتماعی، آخرین مرتبه ششم دی ماه در شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت حضور یافت. در حالی که پیش‌تر مصطفی ترک همدانی یکی از شاکیان مرتضوی در تامین اجتماعی گفته بود در جلسه ششم دی ماه آخرین دفاعیات از متهم گرفته می شود، تحقیقات با استفساریه بازپرس از مجلس درباره بودجه غیر شمول ادامه یافت.

سعید مرتضوی، پرونده‌های متعددی همچون پرونده قتل‌های بازداشتگاه کهریزک در دستگاه قضایی دارد. مرتضوی در این پرونده به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد که این حکم در دیوان عالی کشور تایید و به اجرای احکام ارسال شد.

No responses yet

Jan 11 2015

آتنا فرقدانی در گفتگو با تقاطع: به بازجوهایم هم گفته‌ام که هیچ اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

تقاطع: مرکز مطالعات لیبرالیسم- یوحنا نجدی: جنبش سبز، فارغ از همه بحث‌ها درباره موفقیت یا شکست آن، شماری از فعالان مدنی و سیاسی را به جامعه ایران معرفی کرده است که تا پیش از آن، نامی از آنها در رسانه‌ها وجود نداشت. آتنا فرقدانی یکی از این چهره‌ها است که طی پنج سال گذشته، شب و روزش را با خانواده جان‌باختگان جنبش سبز گذراند و به دلیل همین فعالیت‌ها، پاییز امسال بازداشت شد؛ بیش از دوماه را در زندان گذراند. و از ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، محروم شد. با خانم فرقدانی درباره بند دو-الف سپاه در زندان اوین، ماجرای دوربین در حمام‌های این بند و همچنین حضور این روزهایش در مقابل کانون وکلا به گفتگو نشستم. با این توضیح که این گفتگو پیش از دریافت احضاریه شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب از سوی او انجام شد. و وی قرار است صبح فردا (شنبه ۲۰ دی-۱۰ ژانویه) در این شعبه حضور یابد.

یوحنا نجدی: خانم فرقدانی؛ به عنوان نخستین پرسش لطفا برای خوانندگان ما توضیح دهید که دلیل اصلی احضار و بازداشت شما چه بود؟

آتنا فرقدانی: دلیل بازداشت من، از یک طرف رابطه بسیار زیاد من با بهاییان بود؛ هم‌‌چنین من یک نمایشگاه نقاشی از کارهایم برپا کردم که خانواده خیلی از زندانیان سیاسی در آن شرکت کردند و مشخص شد که تقریبا تمام نقاشی‌های من محتوای سیاسی دارند و به شهدای سال ۱۳۸۸ مربوط می‌شوند. به خاطر همین، یکی از اتهام‌هایم استفاده از نقاشی برای به سخره گرفتن نظام در نظر گرفته شده بود.

یوحنا نجدی: ظاهرا یک طرحی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی کشیده بودید که در پرونده شما به عنوان یکی از موارد اصلی اتهام‌ها مطرح شده بود.

آتنا فرقدانی: بله؛ من چند تا از نماینده‌های مجلس را کشیده بودم که کت و شلوار پوشیده بودند ولی سرشان را به شکل حیوان‌های مختلفی طراحی کرده بودم. این طرح به عنوان یکی از بالاترین توهین‌های من به مسوولان نظام مطرح شده بود.

یوحنا نجدی: الان آخرین وضعیت پرونده شما چطور است؟ چون ظاهرا روز ۸ دی ماه از سوی قاضی صلواتی به صورت تلفنی به دادگاه احضار شدید اما از حضور در دادگاه خودداری کردید.

آتنا فرقدانی: همان‌طور که گفتید، روز ۸ دی ماه تلفنی به دادگاه احضار شدم و حتی مرا تهدید کردند و من هم همان شب فیلم مربوط به ناگفته‌هایم از زندان دو-الف سپاه را منتشر کردم. یکی دو ساعت بیشتر از انتشار این فیلم نگذشته بود که معاون دادستان تهران به پدرم زنگ زد و تهدید کرد که «عواقب این کار را هم دخترت و هم خانواده‌ات خواهند دید و حکم سنگین‌تری برای دخترت صادر خواهد شد». در حالی که پدرم اصلا در جریان قضیه این فیلم نبودند. خودشان که گفتند «دوباره ماموران سپاه به خانه شما خواهند آمد» چون قاضی گفت که احضاریه برای من نخواهند فرستاد اما من هم‌چنان منتظرم که احضاریه قانونی برایم بفرستند و یا ماموران، خودشان به منزل ما مراجعه کنند.

یوحنا نجدی: شما در مجموع، چه مدتی در زندان بودید؟

آتنا فرقدانی: من حدودا دو ماه در زندان بودم و ۱۱ آبان ماه یعنی دقیقا شب تاسوعا آزاد شدم.

یوحنا نجدی: دلیل وثیقه سنگینی که برای آزادی شما در نظر گرفتند چه بود؟

آتنا فرقدانی: وثیقه من ابتدا ششصد میلیون تومان بود. اما بعد از مشاجره من با قاضی صلواتی، مبلغ وثیقه‌ام سنگین‌تر شد. چون قاضی صلواتی یکی از اتهامهای من را “توهین به مقام رهبری” عنوان کرد و من هم در جوابش گفتم «من آقای خامنه‌ای را جزو مقدسات نمی‌دانم مگر این‌که برای شما مقدس باشد اما برای من، ایشان در چنین جایگاهی نیستند.» قاضی صلواتی در واکنش به پدرم گفت «مخ دخترتان را شستشو داده‌اند و من به این سادگی، با آزادی موقت دخترتان موافقت نمی‌کنم مگر این‌که مبلغ وثیقه، حداقل دو برابر شود.» پدر من هم قبول کرد و در مجموع با وثیقه یک میلیارد و سیصد میلیون تومانی آزاد شدم.

یوحنا نجدی: شما دچار ممنوعیت از تحصیل هم شده‌اید. ممکن است در این باره هم کمی توضیح بدهید؟

آتنا فرقدانی: بازجوهای من مرتبا به من می‌گفتند که «نگران نباشید؛ ما وضعیت تحصیلی شما را درست می‌کنیم». چون من دقیقا زمان ثبت نام برای کارشناسی ارشد بازداشت شده بودم. من به عنوان رتبه یک در کل دانشگاه الزهرا، با شرط معدل به عنوان داشجوی مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شده بودم که دیگر اصلا به کنکور احتیاجی نداشتم. ولی بعد از زندان که به دانشگاه مراجعه کردم، خانم خزعلی، رییس دانشگاه الزهرا به من گفتند “مشکل فقط همان یک طرح سیاسی شما بود” اما من در واکنش گفتم که این یکی طرح من “خیلی تند” بود وگرنه سایر طرح‌های من هم سیاسی بودند. خانم خزعلی هم گفتند خودشان بیشتر در این زمینه تحقیق می‌کنند. اما متاسفانه برای بار دوم که به دانشگاه مراجعه کردم، ایشان گفتند: «ما معذوریم چون نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که شما بعد از خروج از دانشگاه چه فعالیت سیاسی می‌کنید؟ بعد اگر بپرسند که این خانم دانشجوی چه دانشگاهی است و مشخص شود که شما در دانشگاه الزهرا تحصیل می‌کنید، این برای ما خیلی سخت و گران تمام می‌شود. ان‌شاءالله شما را در جاهای دیگری ببینیم.»

یوحنا نجدی: شما به وزارت علوم دولت آقای روحانی مراجعه نکردید؟

آتنا فرقدانی: نه دیگر پیگیری نکردم. چون من زمانی که دوباره مراجعه کردم تا یک نامه رسمی مبنی بر ممنوعیت از تحصیلم دریافت کنم، نگهبان دانشگاه رفتار بسیار زشتی با من داشت و گفت خانم خزعلی گفته‌ که اصلا من را به دانشگاه راه ندهند. به خاطر همین کلا ناامید شدم.

یوحنا نجدی: فکر نمی‌کنید که اگر به وزارت علوم مراجعه کنید، به وضعیت شما رسیدگی شود و مسوولان این وزارت‌خانه زمینه بازگشت شما به دانشگاه را فراهم کنند؟

آتنا فرقدانی: من از وزارت علوم هم ناامید هستم و فکر نمی‌کنم تغییری در شرایط من ایجاد شود. من اصلا هیچ امیدی ندارم چون همه این نهادها را به هم مرتبط می‌دانم. یعنی این‌ را که می‌گویند “دولت آقای روحانی با سیستم فرق دارد” قبول ندارم. من همه این‌ها را یک‌پارچه می‌بینم. رهبری، مجلس و رییس جمهور از نظر من فرقی با هم ندارند.

یوحنا نجدی: شما در ویدئویی که منتشر کردید، به وضعیت‌تان در بند دو–الف سپاه اشاره کردید. شما در این بند، زنان زندانی دیگری را نیز دیدید؟

آتنا فرقدانی: بله؛ من هم‌سلولی غنچه قوامی بودم. با همسر آقای جیسون رضاییان (روزنامه‌نگار ایرانی-امریکایی)، یعنی خانم یگانه صالحی نیز از زیر در سلول ارتباط برقرار کرده بودم که باعث شد به عنوان تنبیه، ما را به سلول کوچکتری منتقل کنند. در زمان بازجویی هم چند نفر از کسانی را دیدم که به خاطر فعالیت در گروه‌های موسیقی زیرزمینی در زندان بودند.

یوحنا نجدی: آیا خانم‌های زندانی دیگر در بند دو-الف هم از وجود دوربین در سرویس بهداشتی و حمام این بند مطلع بودند؟

آتنا فرقدانی: خوب؛ ما همه این موضوع را از مسوولان بند می‌پرسیدیم. خود خانم غنچه قوامی هم حتی یک‌دفعه این موضوع را پرسیده بود که «آیا این دوربین‌ها کار می‌کنند یا نه؟» و مسوولان زندان گفته بودند: «دوربین‌ها کار نمی‌کنند و فقط همین مانده بود که بنشینیم و شما را نگاه کنیم!» در پاسخ به من هم گفته بودند که این دوربین‌ها کار نمی‌کنند. اما در روزی که مسوولان زندان من را مورد هتک حرمت قرار دادند، یکی از زندان‌بانان به همکارش یواشکی می‌گفت «فیلم را بزن عقب تا ببینیم». من آن زمان متوجه شدم که این دوربین‌ها همیشه کار می‌کردند. من حتی این قضیه را به آقای علی مطهری هم گفتم و خود آقای مطهری به مادر غنچه قوامی گفته بودند «از کجا معلوم که آقایان هم این فیلم‌ها را نگاه نمی‌کنند؟!»

من از زیر چشم‌بند هم یک بار دیدم که سه دستگاه تلویزیون در اتاق این زندانبانان وجود داشت و احتمالا فیلم این دوربین‌ها را در همان‌جا می‌دیدند.

یوحنا نجدی: شما بعد از این‌که متوجه شدید که این دوربین‌ها کار می‌کنند و مسوولان زندان هم احتمالا فیلم آنها را تماشا می‌کنند، باز هم مجبور بودید از همان سرویس‌های بهداشتی و حمام استفاده کنید؟

آتنا فرقدانی: بله؛ باز هم از همان‌ها استفاده کردیم. ولی من چون این مساله را فهمیده بودم، از دستشویی که این دوربین کاملا بر آن مسلط بود، استفاده نکردم و از دستشویی دوم استفاده کردم. موقع حمام نیز در حمام را کاملا می‌بستم که در فیلم مشخص نشوم. (می‌خندد)

یوحنا نجدی: شما این روزها جزو کسانی هستید که در کنار خانم ستوده در مقابل کانون وکلا حاضر می‌شوید. به طور مشخص، مطالبات شما چیست؟

آتنا فرقدانی: خوب، به خاطر اینکه دوستان من مثل خانم دائمی به صورت غیرقانونی در بازداشت هستند. الآن هم خانم‌ها آتنا دائمی و مهدیه گلرو در یک سلول هستند ولی شرایط آن‌جا بسیار بد است. حیوانات مختلف، بوی بد دستشویی و چراغی که همیشه آنجا روشن است، شرایط کلافه‌کننده‌ای ایجاد می‌کند. این دوستان، بعد از اتمام بازجویی باید با قرار وثیقه آزاد شوند و یا حداقل به بند عمومی فرستاده شوند اما هم‌چنان به صورت غیرقانونی در بند دو-الف سپاه در بازداشت هستند.

یوحنا نجدی: پس شما به طور مشخص از حضور در مقابل کانون وکلا دنبال آزادی این زندانیان هستید.

آتنا فرقدانی: بله؛ علاوه بر این، اعتراض من به شرایط بد بند دو-الف است. البته درست است که زندان اوین، در مجموع، نسبت به خیلی از زندان‌های دیگر، نوعی هتل حساب می‌شود اما به هر حال، برخی شرایط آن اصلا خوب نیست. اعتراض من به ادامه بازداشت این دوستان است و حتی اگر من هم اعتصاب غذا نمی‌کردم، احتمالا تا همین الان هم باید در زندان باقی می‌ماندم. من اعتصاب غذا کردم و چون دیگر رو به موت بودم، قاضی صلواتی با تعیین وثیقه برای آزادی من موافقت کرد.

یوحنا نجدی: در جریان حضور شما و سایر دوستان در مقابل کانون وکلا، مردم چه واکنشی نشان می‌دهند؟ بیشتر چه گروه‌هایی نسبت به این تجمع واکنش نشان می‌دهند؟

آتنا فرقدانی: خیلی از ماشین‌هایی که از مقابل ما عبور می‌کنند، می‌ایستند و پلاکاردهای ما را می‌خوانند تا ببینید که جریان چیست. بعضی‌ها هم می‌پرسند این افراد، چه کسانی هستند؟ و ما هم به آنها توضیح می‌دهیم. حتی بعضی از مردم، ماشین‌های خود را پارک می‌کنند، برمی گردند پیش ما تا ببینید چه خبر است. ولی بعضی از مردم هم این‌گونه واکنش نشان می‌دهند که “این کارها بالاخره چه فایده‌ای دارد؟” یا “شما چه دل خوشی دارید!”. در یک نوبت هم برخوردهایی که از سوی ماموران صورت گرفت، صحنه‌های بسیار زشتی را ایجاد کرد که حتی آقای نوری‌زاد بسیار عصبانی شدند چون آقای دکتر ملکی را هل دادند و نزدیک بود که ایشان زمین بخورند.

یوحنا نجدی: شما تا پیش از بازداشت چهره چندان شناخته‌شده‌ای در میان فعالان سیاسی و رسانه‌ها نبودید و حتی بیشتر بعد از انتشار ویدئوی اخیرتان درباره ماجرای بند دو-الف در رسانه‌ها مطرح شدید.

آتنا فرقدانی: بله؛ درست است. همین‌طور است که می‌گویید.

یوحنا نجدی: شما پیش از بازداشت، اغلب در حوزه حقوق کودکان فعالیت می‌کردید؛ در زندان، آن‌طور که خودتان گفتید، رویکرد سیاسی داشتید؛ یک جایی در ویدئوتان به حقوق زنان تاکید کردید و این روزها هم در مقابل کانون وکلا، بیشتر دنبال مطالبات حقوق بشری هستید. شما خودتان را فعال کدام یک از این عرصه‌ها می‌دانید؟

آتنا فرقدانی: راستش را بخواهید، من پنج سال بود که بعد از حوادث سال ۱۳۸۸ در خیلی از عرصه‌ها حضور داشتم و خانواده‌های شهدای سال ۱۳۸۸، کاملا من را می‌شناسند ولی خوب، هیچ‌وقت این‌گونه نبود که فعالیت‌هایم رسانه‌ای شوند. من مخصوصا با خانواده ستار بهشتی، رابطه نزدیکی داشتم به طوری که سحر، خواهر ستار به من می‌گفت که «تو مثل خواهر من هستی». فقط آقای نوری‌زاد گاهی در نوشته‌های‌شان به عنوان “دختر هفت‌سینی” به من اشاره می‌کردند.

من از سال ۱۳۸۸ تقریبا در همه مراسم‌هایی که برگزار شد، حضور داشتم. البته در وب‌سایت‌ها بیشتر به عنوان “فعال حقوق کودک” معرفی شده‌ام به خاطر اینکه واقعا در این عرصه فعالیت می‌کنم اما چیزی که باعث بازداشت من شد، فعالیت به خاطر حقوق کودکان نبود. اتفاقا {ماموران امنیتی} خیلی هم روی این موضوع تاکید داشتند و می‌گفتند «ای کاش تو در همان حوزه حقوق کودک باقی می‌ماندی. چرا با این خانواده‌ها در ارتباط هستی؟»

اما من بیشتر حقوق بشر مدنظرم است. چون، به عنوان مثال، من یک سری فعالیت‌های دیوارنویسی هم داشتم که محتوای آن “نه به اعدام” بود. به نظرم، حقوق زنان، کودکان و حقوق کسانی که مورد ظلم قرار گرفته‌اند، همه‌شان را می‌توان در زیرمجموعه حقوق بشر تعریف کرد.

یک چیز جالب برای‌تان تعریف کنم. بازجوی من به من می‌گفت: «تو مثل زبل خان بودی! ما هر طرف می‌رفتیم، تو را می‌دیدیم. ما بعضی وقت‌ها باورمان نمی‌شد که تو در این همه جاها حضور داری.» چون واقعا هم همی‌نطور بود؛ من نه نهار داشتم و نه شام و صبح تا شب بیرون بودم. ولی خوب، فکر می‌کنم که همه فعالیت‌هایم در حوزه حقوق بشر بود. مخصوصا فعالیت‌هایم برای “نه به اعدام” خیلی برایم مهم بود و برای نهادهای امنیتی هم خیلی گران تمام شده بود چون به من می‌گفتند که «پس تو در حقیقت با اسلام مخالف هستی» اما من گفتم «نه؛ در سوره بقره، نوشته شده که قصاص حق شماست اما برای شما بهتر است که ببخشایید.»

یوحنا نجدی: آیا کسی بوده که در فعالیت‌های‌تان از او الگو گرفته باشید؟

آتنا فرقدانی: من در این پنج سال، تمام کارهایم را خیلی یواشکی انجام می‌دادم. یعنی هیچ جا اصلا اسمی از من مطرح نمی‌شد تنها در بعضی از عکس‌ها دیده می‌شدم اما دوست داشتم که همیشه در کنار خانواده شهدای سال ۱۳۸۸ باشم. اما آقای نوری‌زاد، اتفاق خیلی بزرگی در زندگی‌ام بود. من نمی‌خواهم تماما از کسی الگو بگیرم اما در مورد آقای نوری‌زاد، گذر زمان خیلی چیزها را مشخص خواهد کرد. جسارت ایشان در گرفتن حق‌شان، خیلی برای من جالب بود. حتی یکی از بازجوهای من گفت: «این‌قدر که شما با آقای نوری‌زاد در ارتباط هستید، اگر یک روزی متوجه شوید که ایشان از ماموران خود وزارت اطلاعات بودند، چه کار خواهید کرد؟»

من در پاسخ گفتم: «خوب، مسلما هیچ عکس‌العملی نشان نخواهم داد ولی با خودم می‌گویم که چرا ایشان این کار را انجام دادند؟» اما اتفاقی که در نتیجه فعالیت‌های آقای نوری‌زاد، در من و برخی دیگر رخ داد، خیلی مهم‌تر از این چیزها است. چون من و خیلی افراد دیگر، از آقای نوری‌زاد جسارت گرفتیم؛ حتی اگر ایشان اطلاعاتی بوده باشند.

یوحنا نجدی: شما در حرف‌های‌تان چند بار گفتید که تفاوتی بین رییس جمهور، مجلس و رهبری قایل نیستید. با این دیدگاه، آیا سال گذشته در انتخابات شرکت کردید؟

آتنا فرقدانی: نه؛ نه؛ من سال ۱۳۹۲ در انتخابات رأی ندادم و اتفاقا بازجوی من هم، هر برگه‌ای که درباره کاریکاتوری از آقای روحانی روبروی من می‌گذاشت، دقیقا می‌گفت: «ایشان سرهنگ نیست، حقوقدان است.» و من هم می‌گفتم: «چرا این را به من می‌گویید؟! من که بارها گفته‌ام که کلا مخالف نظام جمهوری اسلامی هستم.»

حتی خود معاون دادستان هم که آمده بود به من گفت: «ما می‌دانیم که شما نظام را قبول ندارید.» من هم بارها این موضوع را گفتم که هیچ عقیده‌ای به نظام جمهوری اسلامی ندارم. البته، چرا؛ تا سال ۱۳۸۸ عقیده‌ای داشتم و به بازجوها هم گفتم «من همانی هستم که سال ۱۳۸۸ به آقای میرحسین موسوی رای دادم ولی چه شد که سال ۱۳۹۲ رأی ندادم؟ به خاطر این‌که چیزهایی از شما دیدم و متوجه شدم که ریشه‌های شما کاملا خراب است.»

برای همین، الان دیگر هیچ نهادی را قبول ندارم؛ نه مجلس، نه دولت؛ وگرنه سال ۱۳۹۲ مسلما رأی می‌دادم ولی الان دیگر هیچ امیدی به این نظام ندارم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .