اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Aug 19 2013

سفیر استرالیا در کابل: هرگز غیرقانونی به استرالیا نیایید، ما کسانی را جذب می‎کنیم که فکر می‌کنیم برای اقتصاد استرالیا مفیدتر هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سفیر استرالیا در افغانستان گفته که از آغاز سال جاری میلادی بیش از دو هزار و چهار صد پناهجوی افغان از طریق اندونزی وارد استرالیا شده‌اند.

در سالهای اخیر استرالیا به یکی از اهداف عمده پناهجویان افغان تبدیل شده و افزایش شمار تلفات راه پرخطر دریایی این کشور، توجه بسیاری را جلب کرده و مقامهای استرالیایی را وادار به اتخاذ سیاست سختگیرانه‌ای در برابر پناهجویان کرده است.

بر اساس این سیاست، افرادی که به صورت غیرقانونی توسط قایق وارد استرالیا شوند، مجوز اقامت دریافت نخواهند کرد. این سیاست در ماه جولای امسال اعلام شد و تا حال شش گروه به پاپوآ گینه نو و جزایر نائورو در اقیانوس آرام منتقل شده‎اند.

جان فیلیب سفیر استرالیا در گفتگویی ویژه با بی‎بی‌سی گفت که در آنجا با همکاری کمیسیاریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان و دولت این کشور دوسیه آنها بررسی خواهد شد.

آقای فلیپ افزود: “هدف از این سیاست جلوگیری از قاچاق انسان توسط کسانی است که می‌گویند اگر شما پنج، ده یا بیست هزار دلار بدهید شما را به استرالیا خواهیم رساند. آنچه سیاست فعلی می‌گوید این است که هرگز به صورت غیرقانونی به آسترالیا نیایید.”

موضوع ورود پناهجویان به استرالیا، اینک به مسئله‌ای داغ انتخاباتی در این کشور تبدیل شده و حزب اصلی مخالف دولت گفته که در صورت پیروزی در انتخابات، همه قایق‎هایی را که وارد استرالیا می‎شوند به مبدا حرکت آنها، مسترد می کند.

جان فلیپ گفت: “آنچه حکومت کنونی انجام می‎دهد این است که کسانی را که قصد آمدن به استرالیا از طریق دریا را دارند، در صورتی که به درد سر بیفتند، نجات دهد و اگر وارد سرزمین اصلی استرلیا یا یکی از جزایر آن شوند، به آنها غذا و سرپناه می‌دهد، اما آنها مجوز اقامت در استرالیا را دریافت نخواهند کرد.”

آقای فلیپ در پاسخ به این سوال بی‎بی‎سی که آیا تمایل استرالیا برای جذب نیروی متخصص و برخورد سختگیرانه با دیگر پناهجویان، غیرعادلانه نیست، گفت: “ما کسانی را جذب می‎کنیم که فکر می‌کنیم برای اقتصاد استرالیا مفیدتر هستند. بنابراین ما افراد حرفه‌ای را می‌پذیریم.”

بر اساس سیاست جدید دولت استرالیا، پناهجویان غیرقانونی به پاپوا گینه نو و نائورو فرستاده می شوند

سفیر استرالیا افزود: “امسال ۱۴۰ هزار نفر را پذیرفتیم که بیست هزار آنها افرادی هستند که به دلیل مسایل حقوق بشری قبول شده‌اند. یک عده آنها افراد تحصیلکرده هستند، بخش عمده و بزرگتر آنها کسانی هستند که به خانواده‌های خود در استرالیا پیوسته‌اند.”

آقای فلیپ همچنین گفت: “از آغاز اجرای سیاست جدید، شش گروه به پاپوا گینه نو فرستاده شده‌اند که بیشتر ایرانی هستند. راجع به افغانها گفتم که امسال هجده هزار نفر به صورت غیرقانونی از طریق دریا وارد استرالیا شده‌اند که از جمله بیش از دو هزار و چهارصد نفر افغان هستند. اینکه چه تعداد افراد در دریا غرق شده‌اند، آماری در دست نیست.”

سفیر استرالیا در پاسخ به این سوال بی‌بی‌سی که آیا این کشور در برخوردش با خانواده‌ها و افراد مجردی که با قایق به استرالیا سفر می‌کنند متفاوت است، گفت که بیشتر افراد مجرد مرد هستند اما سعی می‌کنند با ارائه خدمات و مراقبت‌های بیشتر به خانواده‌ها، زنان و کودکان مانع سوء استفاده از آنها شود.

استرالیا از کشورهای عمده مهاجرپذیر در جهان است و سالانه بیست هزار نفر را می‌پذیرد.

جان فیلیپ افزود که افغانها ۱۶ تا ۲۰ درصد این پناهجویان را تشکیل می دهند.

No responses yet

Aug 19 2013

جوانان را لحت کردند تا ببینند شیطان‌پرستند یا نه: بازداشت همه حاضران در یک کنسرت متال

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی

روز: همزمان با اولین روز آغاز به کار دولتی که امید بسیار به آن می رفت، در نقطه مقابل گفته های رییس جمهور جدیدُ پلیس با حمله به یک کنسرت که مجوز هم دریافت کرده بود دویست جوان را در تهران دستگیر کرد بدون آن که خبرش را انتشار دهد.

بیش از 200 نفر از جوانانی که شنبه 26 مرداد ماه برای شرکت در کنسرت یک گروه موسیقی به سالن آمفی تئاتر “آفرینش مهر” در منطقه شهرک غرب رفته بودند بازداشت شدند. این کنسرت که قرار بود در دو سانس انجام شود به دليل هجوم ودستگیری حاضرین توسط نيروهای امنيتی در سانس اول نیمه تمام ماند.

خبر این واقعه را هیچ یک از خبرگزاری‌های رسمی منعکس نکرده اند و بر خلاف معمول وبسایت رسمی پلیس هم هیچ اشاره ای به آن نکرده است.

آرش یکی از کسانی که بلیت این کنسرت را تهیه کرده و با تاخیر به محل رسیده است به “روز” می‌گوید: “برای شرکت در کنسرت “دث متال کور” بند DAWN OF RAGE در سانس 17 راهی محل برگزاری شدم، حدود ساعت 16.45 رسیدم که دیدم ون‌ها جلوی سالن ایستاده‌اند.” به گفته آرش ون‌ها سفید رنگ، بدون پلاک و با شیشه‌های دودی بوده‌اند و لباس شخصی‌ها هم همراه با ماموران انتظامی دیده شده‌اند.

او ادامه می‌دهد:” سالن آفرینش مهر حدود 220 نفر ظرفیت دارد که کاملا پر شده بود. همه جمعیت که حدود یک سومش دخترها بودند را سوار ون‌ها کردند و به منکرات وزرا [مجتمع قضايي ارشاد واقع در خیابان وزرا] بردند.” بسیاری از دوستان او که در کنسرت دستگیر شده بودند با وثیقه‌های 5 تا 6 میلیونی و یا ضبط مدارک شناسایی و کارت‌های خودرو‌ها و همچنین امضای تعهد، آزاد شده‌اند.

دوستان آرش در بازگشت گفته‌اند که ماموران آنان را مجبور به لخت شدن کردند تا ببینند آیا علائم شیطان‌پرستی روی تنشان تتو شده است یا نه و آنها را مورد بازرسی کامل بدنی قرار داده‌اند. همچنین تلفن‌های همراه بسیاری از این شرکت‌کنندگان به آنان بازگردانده نشده است. به گفته شاهدان عینی پس از اینکه از همه آنها از روبرو و نیمرخ عکاسی شده، شماره تماس منزل بازداشت‌شدگان دریافت شده و گفته شده ظرف چند روز آینده برای آمدن به دادسرا به آنها خبر داده خواهد شد.

آنها می‌گویند که اکثر شرکت کنندگان و یا حتی شاید همه آنان آزاد شده‌اند اما اعضای گروه موسیقی فعلا در بازداشتگاه حضور دارند و خبری از وضعیت آنها در دست نیست.

کنسرت پژوهشی و دور زدن وزارت ارشاد

تبلیغات کنسرت این گروه موسیقی طی چند روز گذشته، در وب‌سایت های مختلف و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.(عکس) صفحه طرفداران این گروه هم که دوهزار نفر دنبال کننده دارد با انتشار پوسترهایی آنها را به این کنسرت فرا خوانده است.

آرش که به گفته خودش یک طرفدار پرو پاقرص کنسرت‌هایی با این سبک است و سالانه در 3 تا 4 کنسرت شرکت می‌کند به روزآنلاین می‌گوید: “برای این کنسرت به اسم کنسرت پژوهشی مجوزهای لازم گرفته شده بود.”

او در خصوص “کنسرت پژوهشی” توضیح ‌می دهد: “یعنی مثلا تمامی اعضای بند، شاگرد یک آموزشگاه بوده‌اند و حالا که فارغ التحصیل شده‌اند می‌خواهند کارهایشان را ارائه بدهند. ظاهر قضیه این است ولی در اصل اینطور نیست. سالهاست که به این طریق کنسرت‌هایی برگزار می‌شود و راهی برای فرار از ممنوعیت فعالیت موزیسین‌ها در سبک‌های این چنینی است.”

به گفته او قرار بوده در این کنسرت علاوه بر آلبوم اول گروه، کارهای گروه‌های خارجی اجرا شود و چون مجوز داشته همه با خیال راحت بلیت‌های 20 هزار تومانی را تهیه کرده اند. او با ابراز تعجب از این دستگیری‌ها می‌گوید که این گروه سال 89 هم در سالن کنسرواتوار تهران بدون مشکل خاصی کنسرت برگزار کرده است.

آرش اضافه می‌کند: “حتی در آموزشگاه دیگری در شهرک غرب که چسبیده به مسجد و پایگاه بسیج است بدون هیچ مشکلی کنسرت‌های این شکلی برگزار می‌شود.”

کاوه، یک نوازنده سبک راک ساکن تهران در خصوص کنسرت‌های پژوهشی به “روزآنلاین” می‌گوید: “گروه‌های زیر زمینی نمی‌توانند کنسرت برگزار کنند مگر وقتی که آموزشگاهی تایید کند هدف از کنسرت یک کار تجربی و پژوهشی است.”

او می‌گوید به دلیل اینکه ارشاد به هیچ عنوان به این گروه‌ها مجوز نمی‌دهد، بعضا آموزشگاه‌ها تایید می‌کنند که این افراد هنرجو بوده‌اند و حالا می‌خواهد نمونه‌ای از کارشان را ارائه کنند. او ادامه می‌دهد: “در سال‌های اخیر کنسرت پژوهشی به یکی از راه‌های دور زدن وزارت ارشاد تبدیل شده است.”

گروه موسیقی همچنان در بازداشت

پوریا کمالی، احسان محمودی و علی اهتمامی اعضای گروه ” Dawn Of Rage” و محمد خردمند به عنوان نوازنده میهمان بنا به تشخیص پلیس در بازداشت نگه داشته شده‌اند.(عکسی از دستگیرشدگان)

“آرش” می‌گوید از نزدیک با پوریا یکی از اعضای اصلی این گروه دوست است: “پوریا اصلا اهل حاشیه نیست و فقط دنبال موزیک است و به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کند. برای این کنسرت هم مراحل اداری طی شده بود و مجوز گرفته شده بود؛ نمی‌دانم چرا ریختند و همه را بردند.” این شاهد عینی ادامه می‌دهد:” فقط تهرانی‌ها به این کنسرت نیامده بودند، خیلی‌ها هم از شهرهای دیگر مثل تبریز، اصفهان، رشت و … آمده بودند که دستگیر شده‌اند و احتمالا به وثیقه دسترسی نداشته‌اند. برای دو سانس این کنسرت مجموعا بیش از 400 بلیت فروخته شده بود.” به گفته این شاهد عینی در ساعت‌های اولیه شب، تعداد زیادی از اعضای خانوده‌های بازداشت شدگان رو به روی وزرا جمع شده بودند و منتظر آزادی فرزندانشان بودند.

پلیس طی سال‌های اخیر همواره با کنسرت‌های زیر زمینی برخورد داشته است. اما کنسرت روز شنبه با مجوز وزارت ارشاد برگزار شده است و شرکت‌کنندگان بلیت یک کنسرت مجوزدار را تهیه کرده‌اند. به این ترتیب مشخص نیست بازداشت شرکت‌کنندگان و سپس گرفتن عکس، تعهد و وثیقه از آنان به چه دلیل صورت گرفته و به بازداشت‌شدگان هم گفته نشده که اتهام آنان چیست و قرار است با چه اتهامی در دادسرا حاضر شوند.

No responses yet

Aug 15 2013

هرانا؛ یک زن و مرد در آستانه اجرای حکم سنگسار بسر می برند/ به همراه سند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: زهرا پورساعی فرزند حسن و علی ساعی باشسیز فرزند حسن، در سال نود ویک، در شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی به ریاست آخوند امیری محاکمه و به اتهام زنای محصن و محصنه به مجازات رجم (سنگسار) محکوم شده‌اند.
نقی محمودی، فعال حقوق بشر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: ” طبق اطلاع ماخوذه از اجرای احکام دادگستری تبریز، وکلای متهمین به دادنامه‌ی صادره اعتراض کرده‌اند که رسیدگی به اعتراض‌شان به شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. شعبه‌ی هفتم دیوان عالی کشور به ریاست مرتضی فاضل و عزیزالله رزاقی (مستشار) پس از رسیدگی و بررسی اعتراض متهمین و وکلای آن‌ها، اعتراض را وارد ندانسته و مبادرت به صدور حکم کرده است.”

متن حکم دیوان عالی کشور به قرار زیر است: “با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و اظهارات متهمان ومفاد اظهارات مطلعین و فیلم تهیه شده پیرامون رابطه‌ی متهمان و انعکاس واضح ارتکاب عمل زنا با میل و رغبت طرفین و تصریح اعضای دادگاه مبنی بر مشاهده‌ی فیلم و احراز شرایط احصان از سوی کلیه‌ی اعضای دادگاه و عدم ابراز دلیل کافی موجب نقض از سوی محکوم علیه ما و وکلای آنان، دادنامه‌ی شماره‌ی ۰۰۰۰۱۲۹- ۱۹/۴/۹۱ صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان‌شرقی حاوی محکومیت آقای علی ساعی و خانم زهرا پورساعی به رجم بابت ارتکاب زنای محصن و محصنه مطابق مقررات تشخیص و مستندا به بند الف ماده‌ی ۲۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری، تایید می‌گردد.”
این حکمِ قطعی، در تاریخ ۲۶/۹/۹۱ به متهمین در زندان مرکزی تبریز ابلاغ شده است و لذا بیم آن می‌رود که اجرای احکام دادگستری تبریز به صورت مخفیانه درصدد اجرای این حکم غیرانسانی برآید.



No responses yet

Aug 15 2013

به انگیزه ششمین سال اعدام عاطفه سهاله (رجبی ) / م.م (آینده)

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: م.م (آینده) ayandeh.3000@yahoo.com
مردم درایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ؛ زندانیانی به شمار می روند که زنجیرهای آشکار و نهان بسیاری، آنان را دربند نموده است. این قید وبندها درمورد زنان بسیار بیشتراست و آنان در وضعیت سخت تری به سر می برند. ساز و کار جامعه نیز شرایط نابرابری را به زنان تحمیل می کند. به نوشته یک پژوهشگر (خانم شهلا اعزازی):” دراکثر جوامع (ازجمله ایران )، سازمان های گوناگون از مدرسه گرفته تا امکان شغلی، به نوعی سازمان یافته اند که با جهان بینی نابرابری جنسیتی بیشتر ازبرابری جنسی سنخیت دارند”1
متاسفانه قوانین ایران که می باید بیانگر تساوی حقوق زن و مرد و پشتوانه فعالیت های اجرایی مربوطه باشد، خود، عدم برابری زنان و مردان رامنعکس می کند. دراین خصوص، خانم “مهرانگیز کار” نوشته : “قانون اساسی جمهوری اسلامی، زن را موجودی وابسته و غیر مستقل می شناسد و او را تحت حمایت مرد و دولت قرارداده است. قانون اساسی درنگرش کلی خود تابع دیدگاه سنتی است و در تبیین حقوق زن با ابهام گام برداشته است. درنتیجه قوانین موضوعه که ملهم ازقانون اساسی است، نمی تواند برابری حقوق زن ومرد را بازتاب دهد.”2
عملکرد حکومت جمهوری اسلامی، جامعه را از نظر امنیت، اقتصاد، فرهنگ و… دچار آسیب های فراوان و شدیدی نموده است. یکی ازعوارض اوضاع نابسامان حاکم، که دامنگیر جامعه به ویژه زنان شده، پدیده شوم روسپی گری است.
پدیده روسپی گری درجمهوری اسلامی : جامعه شناسان علت روسپی گری را فقر وگرسنگی، تربیت نادرست خانوادگی، بیکاری، شرایط اقتصادی، مهاجرت، بی سوادی، اعتیاد، طلاق وتنش های خانوادگی و انحراف والدین می دانند. روان شناسان نیز علت فحشا را تنها محدود به مسایل اجتماعی نمی دانند وعلل روانی رادراقدام به آن دخیل می شمارند.3
حکومت جمهوری اسلامی نقش بسیارمهم و غیر قابل انکاری در بروز عوامل روسپی گری (همچون فقر، گرسنگی، بیکاری و….) درکشور، داشته و دارد. جلوگیری از پیدایش عوامل به وچود آورنده روسپی گری، از وظایف بدیهی هر دولت و حکومتی است. خانم “سهیلا صادقی” استاد دانشگاه تهران و از اعضای کارگروه “فرار از خانه” دفتر امور اجتماعی وزارت کشور دراین خصوص گفته است “: امروز خانواده ها درگیرمسایلی هستند که این مسایل را خودشان برای خود نیافریده اند. برای مثال بیکاری پدرخانواده و پایین بودن سطح سواد را درجامعه ای که نرخ بیکاری یک درصد است می توان یک مشکل شخصی دانست اما وقتی نرخ بیکاری درکشور به 12 تا 14 درصد می رسد، این دیگر یک مشکل شخصی نیست. بنابراین بسیاری از مسایلی که درخانواده وجود دارد، به بی کفایتی خانواده برنمی گردد….”4
فقـــــر وفحشــــــــــا: فقر می تواند زمینه ساز بسیاری از انحرافات اجتماعی باشد. دربستر فقر، شرایط مناسب بروز انحرافات اجتماعی فراهم است. اندیشمندان اجتماعی متذکر شده اند که باید کوشش هایمان را در راه اصلاح روش های نادرست وغیرعادلانه توزیع درآمدها و غلبه بر نوسانات اقتصادی متمرکز سازیم. نه فقط بدین جهت که توزیع نادرست است، بلکه به این علت که این نحوه توزیع، منشا فساد، بزهکاری و انحرافات اجتماعی درتمام دنیا است. ازدید این اندیشمندان، جرم و فساد اخلاقی، نتیجه فقر است که زاییده سرمايه داري امپریالیستي است. یعنی نظامی که، “تملک وسایل تولید توسط اقليتي سرمايه دار” و”توزیع نابرابر ثروت” از ویژگی های آن است. 5
گسترش وکاهش سن فحشا : دکتر “امان الله قرایی مقدم ” جامعه شناس و استاد دانشگاه در مورد فحشا در ایران چنین گفته است : “پدیده فحشا درایران درحال گسترش است. مطالعات نشان می دهد که سن فحشا به 10 سال کاهش یافته و دختران جوان که به تازگی وارد این کار شده اند، بیشترین تعداد آن ها را تشکیل می دهند. مهمترین عامل بروز فحشاء، فقر وناتوانی زنان درتامین مایحتاج اولیه زندگی شان است … وجود زنان خیابانی معلول یک عامل نیست … یک نهاد درکشور وجود ندارد به صورت اصولی به بررسی مشکلات زنان خیابانی بپردازد. درحالی که پدیده زنان خیابانی یکی از آسیب های مهم اجتماعی است، اما آمار رسمی برای آن وجود ندارد … به دلیل نبود آمار دقیق بیشتر طرح های ارایه شده ازسوی سازمان بهزیستی نیز درباره سامان دهی زنان خیابانی به دلیل عدم پذیرش جامعه ومسئولان، باشکست روبرو شده است … برای جلوگیری ازگسترش فحشا باید شغل تولید کنیم. هیچ زنی راضی نیست تن به خود فروشی دهد، مگر این که مجبور باشد.”6
اما، درعین این که با بدترشدن شرایط اقتصادی جامعه، افراد بیشتری، ناخواسته درمعرض آسیب های اجتماعی و از جمله فحشا قرار می گیرند، تمایل غالب درحکومت (که خود به وجود آورنده شرایط ناگوار مزبور است) برخورد قلدرمابانه وسرکوب وحشیانه زنان تن فروش است. ازجمله،”احمدی مقدم “فرمانده نیروی انتظامی رژیم، پیشتر درانتقاد از عملکرد برخی نشریات درنقد طرح امنیت اجتماعی گفته بود :”روزنامه هایی که دردفاع از بدحجاب ها قلم فرسایی کرده ومقاله نوشتند، باید خجالت بکشند. آن ها می گفتند باید با مجرم طبق قانون برخورد شود …آن ها که فکر می کردند می توانند شکافی ایجاد کنند، خودشان متضرر شدند، همان ها که زنان خیابانی را دخترکان معصوم عنوان کردند.”7
عملکرد حکومت درامورتربیتی : دخترانی که ازناچاری به تن فروشی روی آورده و می آورند، در زمان حکومت جمهوری اسلامی به دنیا آمده و رشد کرده اند. جدای ازعامل اصلی و مهم “فقر”، چرا با این که دستگاه های تبلیغاتی رژیم بیش از سی سال است – با موادی که خود تهیه کرده اند – اقدام به بمباران بی امان ذهن کودکان کرده و می کنند، بخشی ازآن ها (که تعدادشان کم هم نیست ) به انحراف کشیده شده و می شوند؟ حاصل فعالیت حکومتی که ادعای اصلاح بشریت را دارد چیست ؟
خانم ” سهیلا صادقی” می گوید : “دراین سی سال، هنجارهای متضادی به نوجوانان و جوانان ارایه شده و همین تعارض درهنجارها و تضعیف هنجارهای اجتماعی، از عوامل بروز پدیده فرار [ازخانه ] است، به طوری که پس از انقلاب یک سری هنجارها را ازبین بردیم اما به جای آن هنجاری ایجاد نکردیم. ازطرفی جوانان را به سوی یک سری اهدافی دعوت می کنیم اما هنوز ابزار مناسب ومشروع آن را دزجامعه به درستی توزیع نکرده ایم.”8
نظام آموزش وپرورش که می بایستی فرزندان کشور را تربیت کند، در رژیم جمهوری اسلامی دچارمسایل و مشکلات متعدد، متنوع و بنیادی است و عملکرد این سیستم، به نتیجه مطلوب نمی انجامد. به نوشته یکی از دست اندرکاران علوم تربیتی کشور :”مشاهده نظام اجتماعی ما، علی الخصوص آموزش وپرورش ما، سوالات زیادی را به ذهن متبادر می کند. از قبیل این که :
وجود حقیقتی به نام فقر تردیدی جدی درذهن نسبت به آموزش و پرورش ایجاد می کند (ما درکشوری غنی ودارای منابع فراوان زندگی می کنیم چرا فقر؟)
چرا آموزش وپرورش نتوانسته است به عنوان نردبان تحرک اجتماعی باشد؟
چرا نیازهای به حق افراد جامعه بدرستي یرطرف نمی شود؟
….

باتوجه به درهم تنیدگی نهادهای مختلف اجتماعی و وابستگی هر یک ازاجزاء به کل، اگر مشکل و مسئله ای در جامعه وجود داشته باشد، باید آن را درکل اجتماع جستجو کرد. اگر مشکل و مسئله ای در آموزش و پرورش باشد، باید آن را درپیوند با اقتصاد، سیاست و مذهب جستجو کرد و بالعکس، ریشه ی مشکلات اقتصادی، سیاسی و مذهبی را باید در آموزش وپرورش جستجو کرد. (البته وقتی صحبت از آموزش و پرورش به صورت یک نهاد اجتماعی می شود، منظور کل نظام آموزشی چه به صورت رسمی و چه به صورت غیر رسمی است.
حکومت جمهوری اسلامی همواره از ارزش هایی که دربین برخی اقشار جامعه رایج بوده، استفاده ابزاری نموده و در برنامه ها و مواد آموزشی و تربیتی دانش آموزان نیز سیاست های خود را لحاظ و تعقیب نموده است. کتبی که بنا بوده به مسایل به اصطلاح معنوی بپردازند، آکنده از مهملاتی است که برای شستشوی مغزی کودکان تدوین شده است. نتیجه این امر، دلزدگی فراگیران از آموزش های اجباری مزبور است. حکومت سال ها پیش اقدام به تاسیس معاونتی با عنوان پرورشی و امور تربیتی در آموزش و پرورش نمود که بعدها حذف و مجددا درسال های اخیر برقرار شده است. اما این معاونت چه فعالیت هایی انجام داده و می دهد؟ یکی ازکارشناسان مسایل آموزشی می گوید : “معاونت پرورشی و تربیت بدنی ازپشتوانه علمی و تربیتی لازم برخوردار نیست … با نگاه کلی به معاونت پرورشی و تربیت بدنی از زمان احیا تا کنون، به راحتی می توان بی برنامگی را در این معاونت دید… ایجاد گروه های سرود و تواشیح، برگزاری مسابقات قرآن و برگزاری اردوهای زیارتی و سیاحتی دانش آموزان، شرکت در راهپیمایی ها و مراسم مذهبی، ارایه بیانیه و… برنامه هایی است که در دوره قبلی امور تربیتی هم وجود داشت وهم اکنون بدون هیچ خلاقیت ونوآوری در زمان احیا دنبال می شود….” 9 علاوه برتمام مشکلات مزبور، مشاهده دوگانگی در گفتار و رفتار مسئولین، سبب بی اعتقادی کامل کودکان به تمامی بنیان های ارزشی وروی گردانی وگریز آنان از به اصطلاح تعالیم مربوطه شده است.
وضعیت سلامت روان درجامعه: اختلالات وبیماری های روانی که درتمام جوامع کمابیش وجود دارد، درایران تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، شیوع بسیار زیادی دارد ومتاسفانه با روندی تند درحال گسترش است. آمارها وگزارش های وزارت بهداشت رژیم حاکی از آن است که 15 تا 20 میلیون نفر ایرانی (داخل کشور )، دچار درجاتی ازبیماری های روانی هستند. دکتر ” احمد حاجبی ” رییس اداره سلامت روان وزارت بهداشت (درسال 1388) گفت : ” 21 درصد از افراد جامعه دچار اختلالات روانی هستند…. ” 10 در برآوردی دیگر، دبیر انجمن روانپزشکان ایران (درسال 1389 ) اظهارداشت :” طبق آمارهای موجود حدود 20 تا 23 درصد مردم مبتلا به یکی ازانواع اختلالات روانی هستند…”11 البته ممکن است درصورتی که آماردقیقی از مبتلایان به بیماری های روانی فراهم گردد، متاسفانه افزایشی درآمارهای اعلام شده مشاهده گردد. به گفته دکتر “علیرضا زالی ” متخصص مغز واعصاب : “… هم اکنون آمار واقعی از تعداد مبتلایان به بیماری های روانی وکسانی که به درجاتی از این بیماری مبتلا هستند درکشور وجود ندارد. به علت این که برخورد با مبتلایان روانی به انزوای آن ها می انجامد، افراد ازترس انگ اجتماعی ناشی از بیماری های روانی، بیماری خود رااعلام نمی کنند….” 12
نسبت به وضعیت بیماران روانی توجه چندانی صورت نمی گیرد و اغلب آنها به حال خود رها شده اند. هنوز بیشتر بیماران روانی مزمن شناسایی نشده اند و اغلب بیماران شناسایی شده نیز تحت پوشش هیچ گونه خدمات دولتی قرار ندارند. دکتر “ره نژاد ” سرپرست ستاد سامان دهی بیماران روانی مزمن کشور (درسال 1387) گفت :” تاکنون 90 هزار بیمار روانی مزمن درسراسر کشور شناسایی شده اند. تنها 40 درصد معادل 35 هزار نفر از این افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند … براساس برآوردهای انجام شده، پیش بینی می شود تعداد واقعی بیماران روانی مزمن در کشور حدود 200 هزارنفر باشد.” 13
در خصوص عد م اهمیت بیماری وبیماران روانی نزد حکومت، رییس ستاد سازمان دهی بیماران روانی ومزمن سازمان بهزیستی (درسال 1388) چنین گفت :”متاسفانه درسیاست گذاری های اعمال شده به مقوله سلامت روان اهمیت زیادی داده نمی شود … بار بیماری های روانی از 11 درصد درسال 77، به 16 درصد درسال 82 رسیده است.” 14
دکتر “علیرضا زالی” نظام بهداشتی کشور و از جمله بخش سلامت روان را نیازمند بازنگری می داند : “بعدازسه دهه، نظام بهداشتی کشور نیازمند بازنگری است که دراین بازنگری باید بخش های سلامت روان نیز مورد توجه قرارگیرد.” 12 این در حالی است که وزارت بهداشت رژیم در اندیشه پایین آوردن جایگاه روان پزشکی در تشکیلات اداری است. دبیر انجمن روان پزشکان ایران در اعتراض به این امر گفته است:”… شاهد تنزل جایگاه روان پزشکی در وزارت بهداشت هستیم. انجمن روان پزشکان ایران از ابتدا مخالف این بود که دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت به حوزه مشاوره تنزل یابد … وزیر بهداشت باتوجه به مشکلاتی که هم اکنون درحوزه بهداشت روان وجود دارد مانند کافی نبودن تخت های روان پزشکی ومدد کار و اعتبارات کم، باید توجه خود را افزایش دهد نه این که این حیطه را کوچکتر کند….”11
یکی دیگر از مسایل ومشکلات این حوزه، بیمه بیماران روانی است. دکتر “سید احمد جلیلی” رییس انجمن روان پزشکان ایران در این مورد چنین گفته است : “سازمان های بیمه گر برای بیماران روانی تاکنون بیمه خاصی را درنظر نگرفته اند و تعرفه های موجود با تعرفه های واقعی دراین بخش فاصله زیادی دارد.”15
درکشوری که حکومت شرایط اسفناک ورنج آوری را به جامعه تحمیل نموده – که به برخی مسایل اشاره ای گذرا شد- زندگی های بسیاری با شرایط دردناکی خاتمه یافته و می یابند. افراد جانباخته، در صورت ارتکاب جرایمی که بدان متهم شدند در سرزمینی با قوانینی انسانی و زمینی؛ مجازات های اسلامی و ضد انسانی حکومت جمهوری اسلامی را متحمل نمی شدند. “عـاطـفه سـهالـه” مشهور به “عــاطـــفه رجــــبی” از جمله قربانیانی بود که اسیر شهوت رانی، توطئه چینی، پرونده سازی و درنده خویی مقامات و دست اندرکاران حکومت اسلامی گردید. این نوشتار را از آن رو آورده ام که به یاد آریم درکشورمان چه بسیار انسان هایی که از “حــــق” زیستن محروم شدند. آن چه پیش رو دارید، گزارشی کوتاه از یادداشت های بسیار است. همچنان که سرنوشت عاطفه، مشتی از خروار.
عـــاطفـــــه کـــــه بــــــــــــود؟ خانم ” آسیه امینی ” (فعال حقوق زنان ) در نوشته ای کوتاه وگویا، تصویری از عاطفه به دست می دهد :” آخرین روز شهریور 1366، بی بی راعی… فرزندی به زمین می گذارد که نامش را عاطفه می گذارند … عاطفه 5 ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند. بی بی راعی ازدواج کرد و چند ماه بعد در تصادف مرد. خانواده عاطفه، قبل از سال 70 و قبل از جدایی پدر و مادر، از مازندران به مشهد رفتند و آن جا زندگی کردند. یک خواهر دارد که فاطمه است ویک برادر که محمد علی. جواد هم خیلی سال پیش توی رودخانه غرق شد. عاطفه وخواهرش، وقتی پدرشان لباس های کهنه را [برای فروش] به مازندران می برد، مشهد پیش زنی افغانی که همسایه شان بود می ماندند. (البته بعدا محمد علی، برادر بزرگ عاطفه خبر از دو مرکز بهزیستی در مشهد می دهد که عاطفه مدتی درآن ها به سر برده بود.) بعد آمدند نکا پیش پدر بزرگ ومادر بزرگ [به همین دلیل عاطفه به نام خانوادگی پدر بزرگش که “رجبی” بود شهرت یافت ] که تنها نباشند… فقیر بودند، خیلی فقیر. کسی هم حریف عاطفه نبود. همه می گفتند عقل حسابی ندارد … اما درعین حال مهربان بود. پدر بزرگ و مادر بزرگش را او جمع می کرد….” 16
ســـرانجـــام عــــــاطفـــه : “روز یک شنبه، 25 مرداد 1383، یک دختر نوجوان 16 ساله به نام آتفه* رجبی … به جرم انجام اعمال منافی عفت درشهرستان نکا دراستان مازندران، درخیابان 30 متری واقع درخیابان راه آهن اعدام شد. این حکم بنا به درخواست شخص رییس دادگستری نکا و تایید دیوان عالی کشور و موافقت رییس قوه قضاییه انجام گرفت. این اعدام درحالی صورت گرفت که سن این دختر نوجوان در شناسنامه 16 سال می باشد اما دادگستری شهرستان نکا سن وی را به دروغ 22 سال اعلام کرد. این دختر نوجوان 3 ماه پیش در هنگام حضور در دادگاه به رییس دادگاه نکا، حاجی رضایی، که رییس دادگستری نکا نیز می باشد، به خاطر خشم فراوان چند ناسزا گفت وگفته می شود وی دردادگاه به عنوان اعتراض بخشی از لباس هایش را نیز درآورد. این حرکت دختر نوجوان خشم ريیس دادگستری را برانگیخت وشخصا “پرونده وی را پی گیری کرد و در مدتی کمتر از سه ماه، تایید حکم اعدام آتفه را از دیوان عالی کشور گرفت. خشم و کینه حاجی رضایی ريیس دادگاه آن چنان شدید بود که خود طناب را برگردن این دختر 16 ساله انداخت و جرثقیل بااشاره دست وی طناب را بالا کشید … درهمین حال، جسد این دختر همان روز به خاک سپرده شد اما در همان شب توسط افراد ناشناسی جسد از داخل قبر بیرون آورده و ربوده شد….” 17
دلایل پنهان اعدام عاطفه : سایت “پیک ایران ” طی خبری، از واقعیاتی دیگر که منجر به اعدام عاطفه شد، پرده برداشت : “… تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی با توجه به دانستن شرایط زندگی وی [عاطفه ] از این دختر 16 ساله به صورت مکرر سوء استفاده جنسی می نموده اند … دو افسر نیروی انتظامی دایره مفاسد اجتماعی شهرستان نکا به نام های سروان مولایی وسروان ذبیهی از اصلی ترین کسانی بوده اند که به این اعمال خلاف اخلاق مبادرت می نموده اند … درهمین حال امضای این 2 افسر نیروی انتظامی نیز زیر برگه شهادت بر علیه عاطفه به عنوان شاهد فاسد بودن عاطفه وجود دارد وآن ها در اقدامی دیگر (قبل از اعدام ) در خیابان راه آهن از تعدادی از عوامل خود و مردم بی خبر استشهاد نامه محلی مبنی بر این که این دختر عامل فساد در این منطقه است تهیه نمودند. دریک اقدام دیگر، شایعه این که عاطفه به ویروس HIV و به بیماری ایدز مبتلا است. به راه انداخته بودند. درحالی که درنکا، یک درمانگاه استاندارد برای تشخیص مسئله [ایدز] وجود ندارد. جسد عاطفه در همان شب [دفن] بعد از نبش قبر توسط عوامل دادگاه بدون اطلاع خانواده وی به پزشکی قانونی درتهران منتقل شد وزمانی خبر آن تایید شد که عمه عاطفه به خاطر این مسئله شکایت کرد. اما هنوز خبری از دفن مجدد جسد و محل دفن آن اعلام نشده است. در پی شکایت عمه عاطفه، پدر وی نیز طی ارسال شکایت نامه ای به دیوان عالی کشور بر علیه رییس دادگاه نکاء، حاجی رضایی و نحوه رسیدگی به پرونده دخترش و ظلمی که بر وی روا داشته ، شکایت کرده است. وی همچنین نامه دیگری نیز به یکی از سازمان های مدافع حقوق بشر ارسال نموده و از آن سازمان خواستار پی گیری پرونده دخترش و طلب کمک شده است … نکته جالب توجه این است که درحالی که مطبوعات وابسته به حاکمیت (روزنامه های اعتماد و ایران ) در گزارش های خود با استناد به گفته های رییس دادگاه سن عاطفه را 22 سال اعلام کرده اند ولی تاکنون حتی یک بار صفحه اول شناسنامه وی را منتشر نکرده اند. اما پدر عاطفه در هنگام ارسال شکایت نامه و نامه اعتراضی، فتوکپی صفحه اول شناسنامه دخترش را که گواهی بر 16 ساله بودن وی می دهد را نیز به ضمیمه آن ارسال نموده است وبر عدم دسترسی دخترش به وکیل نیز تاکید نموده است….” 18
عمه عاطفه برای رسیدگی به پرونده برادرزاده اعدام شده اش دادخواهی کرد وگفت :”… قاضی… سن عاطفه را 22 سال اعلام کرده بود، درحالی که وی براساس شناسنامه متولد 30 شهریور سال 1366 است. قاضی دادگاه، زنا کاران متاهل ع .ا .د (50 ساله ) و ع. ذ (45 ساله) را که بارها از اختلال حواس عاطفه سوء استفاده جنسی کرده بودند، فقط به چند ضربه شلاق محکوم کرد. درآخرین ملاقات با عاطفه، وی در زندان به من گفت : عمه جان آن سه نفر درآخرین مرحله سه شبانه روز به من تجاوز کردند. قاضی روز اعدام عاطفه را به اقوام وی اطلاع نداده بود و من از کانالی غیررسمی [مطلع شدم و] در روز اعدام سررسیدم. عاطفه با صدای بلند به قاضی گفت : اگر این بار مرا عفو کنی تا آخر عمر به نامحرم نگاه نمی کنم. اما قاضی خودش طناب دار را کشید … کجای دنیا و کدام دین یک دختر صغیر و معلول ذهنی را به اعدام محکوم می کند و متجاوزین حیوان صفت تنها به چند ضربه شلاق قابل خریداری محکوم می شوند…” 19
خانم آسیه امینی درمقاله ای نوشت : “صفرعلی سهاله، پدر عاطفه… از تنظیم شکایتی علیه حکم اعدام عاطفه خبر می دهد … در رونوشت وفات عاطفه که درسازمان ثبت احوال کشور با شماره (9348635/ ف ) ثبت شده، سال تولد وی 1366 عنوان شده است … پدر عاطفه برایم از زندگی خانوادگی اش و دربدری های عاطفه می گوید و بالاخره این که در سه ماهی که دخترم در زندان بود من فقط ده دقیقه اورا دیدم. البته صفرعلی کهنه فروشی دوره گرد است وحتا در شب اعدام عاطفه از اعدام دخترش با خبر نشده تا با او وداع کند یا درصحنه اعدام دخترش حضور یابد : شب اعدام عاطفه در خیابان زرندی [ اهمیتی ندارد، اما به نظرم درانتقال نام مکان اشتباهی پیش آمده ونام مکان نه خیابان، بلکه روستای ” زرندین ” باید باشد. دو روستای ” بالا زرندین ” و ” پایین زرندین ” به ترتیب در فاصله 8 کیلومتری و3 کیلو متری شهر نکا واقع شده اند] کارگری می کردم … صفرعلی همچنین درباره شایعه دستکاری شدن قبر عاطفه بعد از دفن می گوید : ما رسم داریم تا برای مرده مراسم سوم وهفتم نگرفته ایم، سرخاکش نمی رویم. برای عاطفه هم وقتی بعداز سوم سرخاک رفتیم، دیدیم قبر به هم ریخته است وآن را کنده اند. به پلیس خبر دادیم. گفتند : ما بررسی می کنیم … برمیزی که مقابل من است کارنامه های زمان تحصیل عاطفه را چیده ام. از معدل 16/17 شروع می شود، به 67/14 و3/12 و6/11 و… می رسد و درهمه آن ها نمره انظباط عاطفه کمتر از 17 نبوده است ….” 20
درمقاله دیگری از خانم آسیه امینی – که قسمتی از آن قبلا” نقل شد – به احکام ومجازات های پیشین عاطفه نیز اشاره شده است : “.عده دیگری از اهالی نکا درنامه دیگری با 43 امضا درتاریخ 2 خرداد 1383 نوشته اند : اینجانبان از اهالی خیابان را ه آهن نکا (نواب صفوی )… اطلاع کافی داریم که عاطفه سهاله دختر صفر علی، از عقل کم دارد ودارای بیماری روان می باشد. مراتب جهت جلوگیری از پیگرد قانونی به اطلاع می رسد. همچنین شهادت نامه دیگری به امضای 44 تن از اهالی نکا رسیده است که درتاریخ 25 مرداد 1383 (بعد از اعدام عاطفه ) اخذ شده ودرآن ساکنان نارنج باغ و بستگان وآشنایان عاطفه، به داشتن جنون ادواری واختلال مشاعر وی شهادت داده اند … احکام پیشین عاطفه که طبق آن ها به حد جلد (یک صد ضربه تازیانه ) محکوم شده در تاریخ های 27/10/1380 ( در 14 سالگی )، 25/12/1380 (دو ماه بعد از حد اول ) و 20 /6/1381 ( در 15 سالگی و6 ماه بعد از دومین حکم ) به اجرا درآمده اند. همین متن را مرور کنیم : دختر 14 ساله ای در فاصله کمتر از یک سال، سه بار و هر بار صد تازیانه شلاق می خورد به جرم فساد و زنای غیرمحصنه. پرسش هایی ذهنم را خراش می دهد: چند تازیانه جامعه ای را که یک دختر 14 ساله را به فحشا می کشاند، مجازات کرده است ؟ چه شرایطی برای تغییر وضعیت خانوادگی واجتماعی عاطفه ایچاد شده است ؟ آیا قانون برای دخترکی به نام عاطفه، 14 ساله، فقط هنگام مجازات معنا یافته است ؟….” 16
در پی اعدام عاطفه، فرماندار نکا[ شخصی به نام ابراهیم قربانی ] و شهردار نکا [ به نام عباسعلی صادقیان ] و ارگان هایی مانند سپاه و بسیج و … در شهر نکا اقدام به نصب پارچه نوشته هایی کردند و در آن ها اعدام عاطفه را به رییس دادگاه تبریک گفتند و آن را اقدامی الهی دانستند.21
واکنش به اعدام عاطفه در خارج کشور: در پی اعدام عاطفه ؛ افراد، نهادها و سازمان های متعددی نسبت به این امر واکنش نشان دادند. شرایط ظالمانه حاکم بر زندگی عاطفه، روند دستگیری، محاکمه و اعدام او، اعتراضات و انتقادات بجایی را سبب گردید. خبر رسانی و بازگویی واقعه، اعلامیه و بیانیه، نوشته های ادبی ونیز تحلیل های حقوقی، محورهایی بودند که درآن ها به موضوع عاطفه پرداخته شد.
“سازمان عفو بین الملل” با انتشار بیانیه ای در تاریخ 23 اوت 2004، نسبت به اعدام عاطفه، واکنش نشان داد. در بخشی از بیانیه آمده بود :”سازمان عفو بین الملل خشم خود را از اعدام گزارش شده دختری که اعتقاد براین است که 16 سال سن داشته، در نکا دراستان مازندران در شمال ایران، درتاریخ 15 اوت، برای ” اعمال منافی عفت “، اعلام میدارد. گزارش ها بیانگر آن است که عاطفه رجبی در ملاء عام در خیابانی در شهرستان نکا به دار آویخته شد. سازمان عفو بین الملل نگران است که بنا به گزارش، این اعدام با وجود آن انجام شد که عاطفه رجبی نه به لحاظ روانی سالم بوده ونه در مراحل دادرسی، امکان دسترسی به وکیل را داشته است….”22
پس از آن، یک وبلاگ فارسی به نام ” دیلماج ” کار ارزشمندی انجام داد و بیانیه سازمان عفو بین الملل در مورد عاطفه را، به پارسی ترجمه کرد وآن را باعنوان “گزارش سازمان عفو بین الملل در مورد صدور حکم اعدام عاطفه رجبی”، منتشر نمود. 23 همچنین گزارش مورخ 8/9/2004 سازمان عفو بین الملل که درآن، به اعدام عاطفه نیز اشاره شده بود توسط تلویزیون “آریانا ” افغانستان منعکس شد. 24
سایت “همبستگی ملی” به نقل مطلبی از روزنامه ” آفتن پستن ” نروژ پرداخت :”.هفته گذشته عاطفه رجبی دختر 16 ساله ایرانی در ملاء عام در شهر نکا به دار آویخته شد. محمود امیری مقدم پزشک ایرانی وفعال حقوق بشر… می گوید: ” این اعدام وحشتناک نشانگر این مطلب است که رژیم ایران تلاش دارد تا حلقه فشار را بر ملتی که نارضایتی در بین آنان دائماً درحال گسترش بیشتر است تنگ تر کند… او [عاطفه ] در واقع به عنوان یک قربانی که رژیم برای ترساندن ملت از وی استفاده کرده، به حساب می آید … در سطح جوامع بین المللی در واقع سکوت حاکم بوده است. به عنوان یک فعال حقوق بشر معتقدم که جای بسی نگرانی است که جامعه اروپا ویک سری کشورهای دیگر، اتفاقات این چنینی را که با فاصله زمانی کوتاهی از یکدیگر اتفاق می افتد، نادیده گرفته واز آن چشم پوشی می کند.” 25
“مرگ و دوشیزگی در ایران” عنوان مقاله ای به قلم آقای ” الیستر پالمر ” (alasdair palmer) بود که در روزنامه “دیلی تلگراف” درباره اعدام عاطفه چاپ شد. آقای پالمر در گفتگویی با “شهران طبری” از رادیو” فردا “، درمورد اعدام عاطفه و بازتاب آن
گفت :” من از خبر اعدام و نحوه صدور حکم این دختر بچه معصوم که رفتارش مانند هر نوجوان 16 ساله دیگری در دنیا است، حیرت زده و درعین حال منزجر شدم … آن چه باعث حیرت من شده این است که چنین حکمی حتی مطابق شریعت اسلام هم غیر قانونی است… این نوع رفتار ها واحکام در قرن 21 با تلاش هایی که تمام جوامع بشری برای رعایت حقوق بشر به خرج داده اند، کاملا” غیر قابل قبول ومغایر ضوابط انسانی شمرده می شود … آن چه بیش از آن برایم حیرت آور بود، البته نباید بگویم بیش از آن، آن چه تعجب من را برانگیخت، این است که هیچ کس در انگلستان و اصلا” در تمام جهان این موضوع را منعکس نکرده … نشریات غربی در این باره تقریبا” سکوت اختیار کرده اند … این موضوعی است که اگر فی المثل در یک کشور غربی یا جای دیگر اتفاق می افتاد، خشم عمومی را بر می انگیخت و درباره اش تا مدت ها جنجال وبحث وگفتگو می شد.
شهران طبری : از الیستر می پرسم فکر می کنید پس چرا جهان در مورد ایران سکوت اختیار کرده ؟ الیستر پالمر : من راستش درست نمی دانم چرا، فقط می توانم حدس بزنم … به نظرم دو نظر افراطی در مورد اسلام که مغایر هم هستند، دست به دست هم داده بر رفتار مطبوعات ورسانه ها تاثیر گذاشتند. این دونظر یکی نظر افراطی ضداسلام و دیگری نظر افراطی طرفدار اسلام در بریتانیا است. طرفداران افراطی اسلام فکر می کنند از شریعت اسلام نباید انتقاد شود، چرا که نگرانند مبادا به مسلمانان برنخورد. اما مخالفان اسلام معتقدند همه مسلمانات یک عده بربر و عقب افتاده هستند که قابل اصلاح نیستند و نباید محلشان گذاشت. نتیجه این می شود که این دو نظر افراطی به توافق می رسند ودرباره یک چنین بی عدالتی در مورد دختر 16 ساله ایرانی سکوت اختیار می کنند.” 26

همچنین خانم “زهرا ارزنی” در گفتگویی با رادیو “دویچه وله” در مورد عدم رعایت ضوابط وقوانین (مصوب خود حکومت) گفت :”اگر این دختر 16 ساله بوده، مرجع رسیدگی به جرمش باید دادگاه اطفال می بود. به علاوه دیوانگان طبق تصریح قانون، مسئولیت کیفری ندارند … باتوجه به قانون تشکیل دادگاه عمومی وانقلاب که سال 81 هم اصلاح شد، دادگاه شهرستان نکا صلاحیت رسیدگی به این پرونده را نداشته است. برای این که طبق ماده 20 این قانون مشخص شده است که جرایمی که مجازات آن ها درحد اعدام است حتما” باید در دادگاه استان و با حضور 5 قاضی رسیدگی شود … ازطرف دیگر اگر این خانم جرمی را در حد مجازا ت اعدام انجام داده، حتما” می بایست وکیلی اختیار می کرد … این اصل رویه قضایی است که مجازات های در حد حبس ابد یا اعدام، حتما” با حضور وکیل باید درخواست شوند.”27
علاوه بر آن تعداد دیگری از بنگاه های خبری ورسانه ها نیز موضوع اعدام عاطفه را پوشش دادند. از جمله، ” صدای آمریکا ” (voa) در برنامه ” شباهنگ “در تاریخ 7/9/2004، در گفتگویی با خانم “لیلی پورزند” به ماجرای اعدام عاطفه و برخی مسایل حقوقی وارد بر آن پرداخت. 28
“بی بی سی ” در 14 دسامبر 2004، درخبری تحت عنوان “اعتراض عفو بین الملل به حکم اعدام زن جوانی در ایران “(که درمورد صدور حکم اعدام برای دختر 19 ساله ای در شهر اراک بود ) به اعدام عاطفه نیز اشاره کرد و گفت : به گزارش روزنامه ایندیپندنت چاپ لندن، در ماه گذشته دختر شانزده ساله ای به نام عاطفه در ایران اعدام شد. 29 بی بی سی همچنین اقدام به تهیه یک فیلم مستند در خصوص عاطفه نمود. خانم ” Monica Garnsey ” تهیه کننده و کارگردان فیلم به اتفاق گروهی در پوشش توریست، برای تحقیق و تولید مخفیانه فیلم، در نوامبر سال 2005 به ایران سفر کردند. فیلم در 27 جولای 2006 از BBC2 پخش شد. فیلم مستندی در باره عاطفه، در شبکه جهانی وب در دسترس است. 30
درعین حال، خانم ” Garnsey” طی مقاله ای با عنوان ” اعدام یک نوجوان ” در روزنامه “گاردین” به تاریخ 27 جولای 2006، به یادآوری موضوع عاطفه وشرح مختصری در مورد سفر به ایران برای تهیه یک فیلم مستند در آن مورد پرداخت. 31 بی بی سی، مرتبه ای دیگر در 27 ژوییه 2006، دربخش خبری گزارشی با عنوان ” اجرای حکم اعدام یک دختر نوجوان ” در باره عاطفه پخش کرد. 32
همچنین شبکه تلویزیونی ” و- د- ار ” ( WDR.DE) آلمان در 26/2/2007 33 وشبکه تلویزیونی “DR2″ دانمارک” در 18 دسامبر 2007 34، نسبت به پخش فیلمی درخصوص عاطفه اقدام کردند.
برخی سازمان ها واحزاب سیاسی ازجمله ” سازمان مجاهدین خلق” و “حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست ) نیز رسما نسبت به اعدام عاطفه واکنش نشان داده و آن را محکوم کردند. نشریه ” مجاهد” در سرمقاله شماره 682 خود نوشت :”… آخوندهای دم کلفت حکومتی بارها راجع به مضار مجازات زندان ( به معنی نگهداری نان خور اضافه ) ودر موردفواید اعدام در ملاء عام ( به معنی ترساندن وکنترل عامه مردم ) داد سخن داده اند. روز یک شنبه 25 مرداد 83 … آخوندها دختر نوجوانی به نام عاطفه را درشانزدهمین بهار زندگیش در برابر دیدگان مبهوت وگریان مردم شهر نکا اعدام کردند …خود کامگی در کاربرد خشونت برای کنترل اوضاع، که قاضی القضات رژیم با وقاحت آن را مفیدتر از زندان و از علایم توسعه قضایی در بربریت آخوندی می داند، مصداق بارزی از “خشونت عامدانه علیه شهروندان ” است که برحسب برخی از تعاریف مشهور ” بلادرنگ تروریسم نامیده می شود” هدف این خشونت وتروریسم، ارعاب وکنترل شهروندان وحفظ نظام نامشروع وغاصب است….” 35 خانم ” مریم رجوی ” از رهبران سازمان مجاهدین خلق نیز، طی پیامی اعدام عاطفه را محکوم نمود. اوازجامعه بین المللی، سازمان ها وشخصیت های مدافع حقوق بشر وفعالان زن وانجمن های مدافع حقوق زنان خواست که این جنایت وحشیانه را محکوم کنند.36
نشریه ” حقیقت ” ارگان ” حزب کمونیست ایران ( م. ل. م )”در مورد اعدام عاطفه نوشت :” حاجی رضایی، قاضی دادگستری جمهوری اسلامی، شخصا” طناب دار را به گردن عاطفه ی 16 ساله انداخت. قبل از اعدام، قاضی و2 تن از ماموران انتظامی اش به نام های ذبیحی و مولائی سه شبانه روز به وی تجاوز گروهی کردند. قاضی شخصا” اورا شکنجه داد… درچارچوب قانون اسلامی کارش بی نقص وعیب بود. زیرا درایران اسلامی طبق قانون می توان دختر را از 9 سالگی به بعد کشت، فروخت وبه او تجاوز شرعی کرد … عاطفه دختر معصوم مردم فقیر وزحمتکش ما زیر دست و پای جانیان جمهوری اسلامی جان باخت … موجودیت جمهوری اسلامی به سرکوب زنان وابسته است … همین قضات قوه قضاییه وپاسداران و نیروهای انتظامی قوه مجریه که دختری را به جرم ” اعمال منافی عفت ” اعدام می کنند، خودشان شبکه های سودآور فحشا وصادرات زن به شیخ نشین ها را اداره می کنند … سران رژیم جمهوری اسلامی بدین طریق می خواهند یک بار دیگر به زنان بفهمانند که :” دراین نظام شما برده اید وبرده خواهید ماند “!… “37
برخی از جمعیت ها و انجمن ها نیز، اعدام عاطفه را محکوم کردند. نامه جمعیت ایرانی حقوق بشر در شمال کالیفرنیا به کمیساریای عالی حقوق بشر درسازمان ملل متحد به تاریخ 7/6/1383 (28 اوت 2004 ) تحت عنوان “اعتراض به سرکوب حقوق بشر درایران” 38، اطلاعیه انجمن زنان دموکرات ایران ( بلژیک ) به تاریخ 24/6/1383(14 سپتامبر 2004) تحت عنوان ” سنگینی چوبه های دار از برکت نقض حقوق بشر ” 39، بیانیه کمیسیون زنان اتحاد جمهوری خواهان ایران به تاریخ 10/6/1383 (31اوت 2004) تحت عنوان ” اعدام عاطفه رجبی را محکوم می کنیم” 40، بیانیه انجمن دانشجویی دفاع از حقوق بشر درایران به تاریخ 4/6/1383 (25 اوت 2004) تحت عنوان ” نگذارید عاطفه ها را به دار آویزند” 41از جمله این موارد است.
برابر اطلاعات و مدارک موجود، متاسفانه برخی شخصیت ها، احزاب وگروه های سیاسی وانجمن های ایرانی مخالف حکومت که بعضا” درطول سال ها، درباب وضعیت نامساعد زنان درا یران گفته و نوشته بودند، از موضوع اعدام عاطفه گذشتند و واکنشی نسبت به آن نشان ندادند. شاید خوش نمی داشتند اعدام دختری را محکوم کنند که به فساد اخلاق متهم شده بود. هرچند که این دختر، نوجوان و مبتلا به بیماری روانی باشد. عدم واکنش مناسب و بهنگام همه فعالان سیاسی واجتماعی به بیداد و جنایات رخ داده، رژیم را به تداوم حملات خود تشویق وآن را گستاخ تر می سازد. از جمله تجاوز جنسی به زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی، از ابتدای عمر حکومت کثیف جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد. اما جز برخی افراد وگروه ها وسازمان ها، بسیاری در طول سالیان متمادی از پرداختن به این موضوع ومحکوم نمودن آن طفره رفتند. ولی طی فجایع وجنایاتی که در سال 1388 توسط رژیم بر علیه مردم شریف کشور انجام شد و دامنه چنین تعرضاتی به تمامی بخش ها و اقشار جامعه گسترش یافت، حتی آن ها که مهر سکوت به لب داشتند نیز به سخن آمدند. بخشی از جامعه وحتی برخی از افراد فعال در عرصه حقوق بشر کشور نیز، همه آن چه را که در مورد جنایات حکومت گفته می شد، باور نداشتند، تا خود گرفتار آمدند. به قول خانم”مهر انگیز کار” که در بیان گرفتاری های پس از شرکت در کنفرانس برلین، چنین نوشت :” همان روز اول که جسم وروح درگیر تحقیقات ویژه شد، با تمام پوست وگوشت واستخوان، شیوه ها مزورانه بازجویی را شناختم. به موکلینی اندیشیدم که سال ها برایم قصه هایی از بخش های ویژه قضایی گفته بودند. از زندان توحید، از شکنجه، از امضاء ذیل اقاریر و اظهارات دیکته شده، اقرار به ارتکاب زنا و…، آن ها بسیار گفته بودند. اما من همه را باور نکرده بودم. حال خود در تار عنکبوت ویژه فرو افتاده بودم و….” 42
خانم ” سهیلا شریفی ” در مقاله ای با عنوان ” آتفه رجبی را نباید فراموش کرد ” که درماه اوت سال 2004 منتشر شد، به درستی این نکته را مطرح و برآن تاکید نموده بود :” یکشنبه گذشته، 25 مردادماه، شهرستان شمالی نکا شاهد یکی از دردناکترین و غیر انسانی ترین جنایات مقامات قضایی جمهوری اسلامی بود. دراین روز یک دختر جوان 16 ساله به نام آتفه رجبی… به دار آویخته شد…هیچ کلمه ای قادر نیست عمق جنایتی را که این چنین ظالمانه زندگی کوتاه و پر آرزوی یک دختر جوان را قصابی کرد، تشریح کند… آتفه رجبی را نباید فراموش کرد. قتل اورا باید بهانه ای کرد برای متشکل شدن واعتراض به رژیم جنایتکار اسلامی. دراعتراض به اعدام او، باید دور هم جمع شد و متحدانه علیه جمهوری اسلامی وتمام قوانین ضد بشری آن مبارزه کرد…” 43
کشورهای غربی نیز همچون همیشه، با پرهیز از برخوردی قاطع، حفظ روابط با جمهوری اسلامی وتامین منافع خود را ترجیح دادند. حداکثر کاری که انجام شد : مدت ها بعد، پارلمان اروپا اقدام به صدور قطعنامه ای نمود و درآن چند مورد نقض حقوق بشر در ایران مانند بازداشت روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و فعالان اینترنتی و صدور احکام قضایی سنگین علیه متهمان زیر هجده سال را با هم محکوم کرد. در قطعنامه مزبور به اعدام افراد زیر هجده سال مانند عاطفه نیز اشاره شد. 44
عاطفه در رسانه های داخل کشور : خانم ” شیرین عبادی ” حقوقدان، برنده جایزه نوبل در صلح و رییس کانون مدافعان حقوق بشر، درمورد صدور حکم اعدام برای عاطفه و افراد زیر 18 سال، تقصیری را متوجه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ندانست و گفت :” مساله ای که درجوامع بین المللی همواره مورد بحث است و دولت ایران نیز متهم به آن می شود، صدور حکم اعدام برای افراد کمتر از 18 سال است که دراین زمینه اعتراضی به قوه قضاییه وارد نیست، زیرا قوه قضاییه جز اجرای قانون کار دیگری نمی تواند بکند وحق ندارد انجام دهد.”45
دراین جا ذکر نکاتی در مورد بیانات خانم عبادی، ضروری به نظر می رسد. تهیه ” لوایح قضایی” و “پیشنهاد عفو یا تخفیف مجازات محکومان” از وظایف و مسئولیت های قوه قضاییه است. 46 عاطفه در مرداد ماه 1383 اعدام شد و پس از اعتراضاتی که علیه این اعدام به راه افتاد، لایحه پیشنهادی قوه قضاییه تحت عنوان “لایحه رسیدگی به جرایم اطفال ونوجوانان” درتاریخ 11/9/1383 در جلسه هیات وزیران تصویب شد و در تاریخ 18/11/1383 از سوی رییس جمهور وقت ( محمد خاتمی ) به مجلس شورای اسلامی ارسال شد تا مراحل قانونی خود را طی کند. 47 چگونه قوه قضاییه مقصر نیست، وقتی که براساس وظیفه قانونی خود عمل نکرده و لایحه ای که ضرورت آن کاملا” حس می شد را تهیه و برای طی مراحل قانونی، ارسال ننموده است ؟ تهیه و ارایه این لایحه در زمان یاد شده، آن هم باشتاب و عجله، و در شرایطی که ایرادات و ابهامات و تناقضات در آن به چشم می خورد، تنها یک اقدام سیاسی جهت پاسخ گویی به موج اعتراضات علیه حکومت به علت اعدام عاطفه ودیگر کودکان بوده است. درعین حال، درخصوص “پیشنهاد عفو یا تخفیف مجازات محکومان” که از وظایف و مسئولیت های رییس قوه قضاییه است، باید سوال کرد که در چند مورد از مواردی همچون صدور حکم اعدام عاطفه و نوجوانان دیگر (بدون وارد آمدن فشارهای فعالین و سازمان ها و افکار عمومی جامعه جهانی ) از ” پیشنهاد عفو یا تخفیف” استفاده شده است؟ در ضمن، با خواندن این نوشتار متوجه می شوید که تخلفات متعد د و متنوعی در پرونده عاطفه روی داد که مسئولیت آنها تمام و کمال بر عهده دستگاه قضایی بوده است. در مورد لایحه مزبور نیز پس از حدود 2 سال، در سال 1385 و در دوره هفتم شورای اسلامی، کلیات آن تصویب شد ولی ادامه کار بر روی این لایحه مسکوت ماند. درعین حال به قول خانم ” مریم زهدی ” : “وکلای دادگستری وحقوقدان معتقدند تا زمانی که قضات و دادگاه ها این اختیار را دارند که فردی را که در زمان ارتکاب جرم بالغ تشخیص داده شده، محکوم کنند، حتی این تغییرات قانونی هم نمی تواند کارساز باشد.” 48
خانم ” شادی صدر” طی مقاله ای با عنوان “ملاحظاتی درباره یک حکم” که در روزنامه ” شرق ” منتشر شد، نوشت :”… در بخش پایانی رای دادگاه که درمدتی بسیار کوتاه توسط دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت وبه سرعت نیز اجرا شد آمده است. در این پرونده عاطفه 22 ساله که مجرد می باشد دارای چندین فقره سابقه کیفری ( به حد جلد ) وبا توجه به اقرار خود متهم برای بار چهارم به انجام زنای محصنه دستگیر گردیده و با توجه به محتویات پرونده و اقرار اربعه، جرم وی محرز و محکوم به اعدام می شود…” هرچند در این بخش رای نیامده که عنوان مجرمانه عاطفه که برای آن به اعدام محکوم شده چه می باشد، اما یک هفته نامه… ادعا دارد جرم اعدام شده، ارتباط نامشروع با مردان بوده است واین که متهمه صریحا” اقرار به دائر کردن خانه فساد وکشاندن مردان به آن کرده است… همان طور که در رای دادگاه آمده است، اعدام شده مجرد بوده و طبق قانون مجازات اسلامی، زنای فرد بدون همسر (غیر محصنه ) صد ضربه تازیانه حد خواهد داشت (ماده 88). البته ماده 90 همین قانون می گوید :” هرگاه زن یا مردی چند بار زنا کند وبعد از هربار حد بر اوجاری شود در مرتبه چهارم کشته می شود “، که ظاهراً تنها دستاویز قاضی پرونده برای اعدام زنی مجرد، همین ماده می تواند باشد زیرا درحکم خود تصریح کرده است که متهمه چندین فقره سابقه کیفری محکومیت به حد جلد داشته است. اما چند نکته به ظاهر کوچک قطعیت و درستی این استناد را مورد تردید قرار می دهد. اول این که حتی اگر اعدام شده چندین بار به خاطر رابطه نامشروع شلاق خورده باشد، باز هم عمل او زنای محصنه، آن طور که قاضی در حکم آورده محسوب نمی شود. دوم این که قاضی باید درحکم خود تصریح می کرد که براساس چه مدارک و اسنادی به این نتیجه رسیده که اعدام شده حداقل سه بار قبلاً به دلیل زنا، و نه دلایل دیگر، صد ضربه شلاق حدی (ونه شلاق تعزیری ) خورده است و بار چهارم به استناد ماده پیش گفته و چهار بار اقرار اعدام شده اورا به مرگ محکوم می کرد. به کار بردن لفظ “چندین بار” از دقت و منطق حکم می کاهد. همین طور به کار بردن لفظ “زنای محصنه”، در حالی که در چند جمله جلوتر تصریح شده که اعدام شده مجرد بوده است، تحلیلگر را گیج و سر درگم می کند که اگر مجرد بوده است که نمی توانسته مرتکب زنای محصنه شود واگر زنای محصنه کرده که طبق قوانین ایران باید سنگسار می شده ونه اعدام!…” 49
مدتی بعد، خانم شادی صدر که وکالت پدر عاطفه را درشکایت او علیه خاطیان به عهده گرفته بود، اعلام کرد :”با بررسی مدارک موجود… مثل شناسنامه پدر ومدارک تحصیلی خود ” عاطفه ” به این نتیجه رسیدم که ادعای آن ها درست بوده و عاطفه 16 سال داشته است… طبق استشهاد واظهارات اهالی محل، عاطفه دچار جنون ادواری و اختلال حواس نیز بوده است.” صدر گفت تنها 105 روز از صدور حکم بدوی تا اعدام طول کشیده است و خانواده عاطفه، خواهان روشن شدن حقیقت ماجرا، اخذ دیه و شکایت از قاضی بدوی صادر کننده حکم هستند. 50 بنابر شنیده از دوستی فرهیخته، پس از آن که خانم شادی صدر وکالت پدر عاطفه را بر عهده گرفت، ایشان طی تماس هایی، از خانم صدر می خواهد که با تحویل مدارکی از پرونده عاطفه نسبت به افشاگری بیشتری از پرونده مزبور اقدام نماید که این تقاضا مورد موافقت خانم صدر قرار نمی گیرد.
روزنامه دولتی “ایران “، در پی به راه افتادن موجی از اعتراضات علیه اعدام عاطفه، اقدام به چاپ مقاله ای تحت عنوان ” جزئیات اعدام دختر 22 ساله درنکا ” در تاریخ 8/6/1383 نمود. در این مقاله سعی شده با تحریف حقایق، حکومت از اتهامات وارده تبرئه گردد :”دختر 22 ساله در ملاء عام اعدام شد. او در دادگاه شهرستان نکاء به پنج بار زنای غیر محصنه اعتراف کرده بود. این دختر … با شکایت همسایه ها وپدر بزرگش دستگیر شده بود. 5 اردیبهشت ماه سال جاری عده ای از اهالی خیابان راه آهن و نارنج باغ در نامه ای به نیروی انتظامی اعلام کردند دختر نوجوانی از مدتی قبل در این منطقه اقدام به فساد و فحشاء کرده وبا عده ای روابط غیر اخلاقی دارد. کارهای او باعث آبروریزی شده است و ما هم جدیدا” متوجه شده ایم که او سر راه مدارس دخترانه قرار می گیرد وپس از فریب دادن آن ها، آنان را باخود در کارهای فساد همراه می کند. ماموران پس از دریافت این گزارش با دستور قضایی به تحقیق پرداختند ومتوجه شدند اهالی منطقه در دفاع از دختران خود ومبارزه با عاطفه – دختر22 ساله – قصددارند تا خانه وی را به آتش بکشند. درحالی که تحقیقات در این مورد انجام می شد پیرمردی 90 ساله با مراجعه به دادگستری از نوه اش شکایت کرد وگفت : من یک پیرمرد هستم و دیگر از دست نوه ام خسته شده ام. پدرش او را به من سپرده است ولی من و همسرم به علت کهولت سن و بیماری قادر به کنترل او نیستیم و او از چند سال پیش با افراد فاسد و خلافکار ارتباط پیدا کرده است … با این شکایت عاطفه در خانه اش دستگیر شد… دختر جوان دیگری نیز به همراه وی در خانه اش دستگیر و هر دو در شعبه اول دادگاه عمومی نکا به ریاست قاضی رضایی حاضر می شوند… دو مرد که بنا به گفته عاطفه با او رابطه داشته اند دستگیر وتحت بازجویی قرارگرفتند. عاطفه – دختر دستگیر شده – در تمام مراحل بازجویی نزد قاضی رضایی و درجلسات محاکمه که درحضور وکیل تسخیری اش برگزار می شد به پنج بار زنای غیرمحصنه اقرار کرد. قاضی دادگاه با توجه به محکومیت های سابق این دختر – 4 بار – به 100 ضربه تازیانه و اقرار های دیگر وی در آخرین جلسه محاکمه، او را براساس مواد قانون مدنی وهمچنین علم قاضی – مواد 105 و 120 قانون مجازات اسلامی – به اعدام وسایر متهمان پرونده را نیز پس از محاکمه به شلاق محکوم کرد. با اعتراض عاطفه و وکیلش به حکم صادره پرونده به شعبه 32 دیوان عالی کشور ارجاع شد که قضات این شعبه حکم صادر شده را تایید کردند … صبح روز یکشنبه 25 مرداد در سی متری نارنج باغ عاطفه خود را درمیان جمعیت زیادی دید … دلش می خواست خوب باشد ولی هیچ وقت نتوانسته بود، وصیت کرد تمام اموال و پول هایش را به دو دختر بی سرپرست بدهند. مراسم اجرای حکم اعدام عاطفه زیاد طول نکشید….” 51
در نوشته بالا که شبیه متونی است که دستگاههای امنیتی برای چاپ به نشریات می سپارند، نکاتی وجود دارد که مرور می کنیم :1- عنوان کردن سن 22 سالگی برای عاطفه، که این امر از تیتر نوشته آغاز و در متن نیز تکرار می گردد. 2- دستگیری عاطفه بر اساس طرح شکایت از سوی همسایه ها و پدر بزرگ او (ونه جزیی از سناریوی قاضی و افسران فاسد نیروی انتظامی ) 3- عاطفه به فریب دختران مدرسه وکشاندن آن ها به فساد اقدام می نمود (یعنی مشکل فردی به یک مشکل بزرگ اجتماعی تبدیل شده بود که می بایست هرچه سریعتر برای آن چاره اندیشی نمود) 4- با دستور قضایی، ماموران پس از دریافت گزارش به تحقیق پرداختند (یعنی شتابی که گفته می شود بر پرونده حاکم بوده، نادرست است و تحقیق محلی نیز انچام شده بود) 5- ماموران متوجه شدند اهالی قصد دارند محل سکونت عاطفه را به آتش بکشند ( یعنی عاطفه از دید مردم محل سزاوار مرگ بود و حتی اگر قاضی چنین حکمی صادر نمی کرد، مردم خود عاطفه را می کشتند) 6 – ارتباط عاطفه از چند سال پیش با افراد فاسد وخلافکار (فراهم کردن زمینه برای پذیرش حکم، که عاطفه دیگر قابل اصلاح نبود) 7- جلسات محاکمه در حضور وکیل تسخیری اش برگزار می شد (در پاسخ به نداشتن وکیل ) 8- اقرار عاطفه به پنج بار زنای عیر محصنه (نشان دادن پذیرش جرم توسط متهم، بدون این که به شرایطی که تحت آن اقرار کرده اشاره شود ) 9- صدور حکم بر اساس مواد قانونی وهمچنین علم قاضی (تلاش برای نشان دادن انطباق حکم صادره با مواد قانونی ) 10- اعتراض عاطفه و وکیلش به حکم صادره ( تاکید بر آن که عاطفه در تمام مراحل دادرسی وکیل داشته است ) 11- دلش می خواسته خوب باشد ولی هیچ وقت نتوانسته بود (ظاهرا” همدردی با عاطفه ولی در واقع تخریب هرچه بیشتر وی، که تمام افعال صادره از عاطفه، زشت و نا پسند بوده است ) 12- وصیت کرد تمام اموال و پول هایش را… ( به کار بردن کلمه ” تمام ” به ذهن خواننده این سوال را القا می کند که با داشتن یک خانواده فقیر، عاطفه چه اقدامات واعمال گسترده خلافی انجام داده که صاحب اموال ودارایی آن چنانی شده است. در صورتی که ” تمام اموال “او، دو سه تکه وسایل خانه کار کرده و استفاده شده بود ) 13- مراسم اجرای حکم اعدام عاطفه زیاد طول نکشید ( وارونه جلوه دادن واقعیت که جسد بی جان عاطفه به مدت 45 دقیقه بر دار بود ).
شایان ذکر است، آقای ” محمد جونیان ” که به عنوان خبرنگار روزنامه ایران در ساری، مبادرت به انتشار گزارش مزبور نمود، به پاس پادویی اش برای حکومت، بعدها، به عنوان “مسئول کمیته خبری دفتر نماینده ولی فقیه در استان مازندران” تعیین شد. او همچنین، عضو ” شورای نظارت [سانسور ] بر نمایش “اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مازندران وعضو کمیته موسس” انجمن نمایش سازمان بسیج هنرمندان استان مازندران ” نیز می باشد.
سرانجام پرونده عاطفه : قاضی رضایی و افسران و سایر متخلفان و متجاوزان توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و بازجویی شدند و به تجاوز و شکنجه عاطفه اعتراف کردند. قاضی رضایی گفت که برای جلوگیری از افشای نام خود و همدستانش در جرایمی که نسبت به عاطفه مرتکب شده بودند حکم اعدام وی را صادر و اجرا نمود. 52 البته اقدام مزبور حالت نمایشی داشت و بنا به آن چه در رسانه ها منتشر شد، مدتی بعد از دستگیری افراد مزبور، به جز 2 نفر، بقیه آنان آزاد شدند.53 متاسفانه ازیک مقطع زمانی، دیگر خبری از موضوع عاطفه در رسانه ها نیست. و مشخص نیست چرا در مورد این پرونده خانواده عاطفه و وکیل مربوطه سکوت اختیار کردند. معلوم نگردید که بر جسد ربوده شده عاطفه چه رفت و این عمل چه هدفی را تعقیب می کرد. آیا شایعه انجام آن توسط نیروهای اطلاعاتی با هدف آتو گرفتن از دادگستری و نیروی انتظامی واقعیت داشت و یا اقدام پیشگیرانه رژیم در جلوگیری از برملاشدن آزار و شکنجه عاطفه (با احتمال بررسی جسد) بود؟ آیا شایعه پرداخت دیه به مبلغ 10 میلیون تومان توسط دولت به پدر عاطفه که در رسانه ها منتشر شد 21، صورت واقعیت به خود گرفت یا خیر. انتظار می رفت کسانی که در پرونده عاطفه دخیل بودند، در پی خروج از کشور، برخی ابهامات از جمله سرانجام پرونده را برای سایرین روشن سازند.
نکاتی درخصوص سن قانونی ( سن مسئولیت ): اگر چه در”قــرآن” آمده که :”… و ما درقرآن هیچ چیزی را از قلم نیانداخته ایم…” 54 اما در کتاب مزبور هیچ مطلب و اشاره ای در خصوص سن مسئولیت و سن بلوغ وجود ندارد. آن چه در مورد حدود مسئولیت کیفری کودکان در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 لحاظ شد، از یک نظر فقهی مشهور به فقهای امامیه نشات گرفته است. که سن مسئولیت کیفری را برای پسران 15 سال کامل وبرای دختران 9 سال کامل می دانند. عمده ترین دلیل مشهور در سن مسئولیت کیفری، یک “روایت ” (!!!) است. روایت ” حمزه بن عمران ” که می گوید :”از امام محمد باقر پرسیدم چه موقع بر پسر همه حدود الهی واجب می گردد و به سود و زیان او حکم شده، مواخذه می شود؟ امام فرمود : وقتی که از یتیمی و کودکی خارج شده، صاحب ادراک وشعور شود. گفتم : آیا برای آن حدی هست که با آن شناخته شود؟ امام فرمود : وقتی که محتلم شود و به سن پانزده سالگی برسد یا شعور پیدا کند یا موی بر زهار آن بروید، حدود الهی بر او اقامه و جاری می شود و به سود و زیانش حکم می شود. گفتم چه موقع همه حدود الهی بر دختر واجب می شود و پاداش و کیفر می بیند؟ امام فرمود : دختر مانند پسر نیست، زیرا دختر وقتی که شوهر کند و دخول با او صورت گیرد و نه سال داشته باشد، یتیمی او از بین می رود … و حدود به طور کامل به نفع و ضرر او جاری می شود…” 55
همان طور که ملاحظه می شود، به موضوعی بسیار مهم انسانی، با افکاری حیوانی متاثر از اذهانی بسته ومحدود به اقلیم، سنن و زمانی خاص نگریسته شده است.و بر پایه چنین خزعبلاتی، مشتی تبهکار قوانینی وضع کرده اند که حقوق بدیهی انسان ها در آن نادیده گرفته شده است. در این خصوص، آقای ” عبدالرضا اصغری ” در نوشته ای تحت عنوان ” سن مسئولیت کیفری در اسلام ” – که بخشی از آن در بند پیشین نقل شد – نکته جالبی می نویسد: “… در سنت، معیار بلوغ، احتلام و حیض است….”55
حقوق کودکان در ایران : حقوق کودکان در ایران توسط حکومت به رسمیت شناخته نمی شود. خانم ” مریم زهدی ” می گوید : ” ایران در سال 1994 [1373] به جمع امضاء کنندگان کنوانسیون حقوق کودک پیوست، اما برخی قوانین موجود هنوز با این کنوانسیون مغایرت دارد ودست اندرکاران برای رسیدگی به موارد نقض حقوق کودکان اقدامی صورت نداده اند.” 48 خانم ” نسرین ستوده ” وکیل و حقوق دان نیز در گفنگو با رادیو ” دویچه وله ” ( درسال 2009) گفت : بسیاری از اصول کنوانسیون حقوق کودک در ایران رعایت نمی شود … مهمترین این اصول، کودک دانستن تمامی افراد زیر 18 سال است … اولین قانونی که باید درمورد کودکان اصلاح شود، قانون مربوط به سن مسئولیت کیفری کودکان است که متاسفانه آن ها را درمعرض مجازات های سنگین از جمله اعدام قرار می دهد. کودک باید در قانون ایران به موجب کنوانسیون بین اللملی تعریف شود. افراد تا هجده سالگی کودک هستند ونباید دختران از 9 سالگی وپسران از 15 سالگی در معرض مجازات اعدام قرارگیرند.”56
در سال 2005، کمیته تخصصی کودکان سازمان ملل متحد جلسه ای با حضور نمایندگان آن سازمان و مقامات ایرانی در مور اجرای تعهدات ایران درقبال کنوانسیون رعایت حقوق خردسالان برگزار کرد. خانم ” الهه هیکس” که در جلسه حضور داشت، گفت :”… هیات ایرانی نتوانست پاسخی به درخواست مقامات کمیته مبنی بر ارایه تعریفی از کودک در قوانین ایران بدهد … در قوانین ایران نقص حقوق کودکان نهادینه است واگر مثلا” یک دختر 9 ساله ویک مرد 40 ساله مرتکب جرمی بشوند، هر دو به یک صورت مجازات می شوند.” 57
در همین خصوص، خانم “نسرین ستوده” گفته بود :”… باید در بررسی جرم کودکان پیشینه ووضعیت خانوادگی آنان مد نظر قرارگیرد. رییس دادگاه اطفال سوئیس که در همایش سن مسئولیت کیفری در ایران شرکت کرده بود، عنوان داشت :” من حتم دارم که درنوجوانی جرایمی را مرتکب شده ام که اگر امروز در ایران مرتکب می شدم، تمام عمر را در زندان می ماندم. ” در ایران هر فردی در سن 18 سالگی کلیه حقوق خود را دارا می شود ولی در سنی همانند 9 سال، فرد [ضمن این که ] هیچ حق و فعالیت اجتماعی ندارد ولی تکلیف سنگین مسئولیت کیفری به دوشش گذاشته می شود.” 58
قانون مجازات اسلامی درموارد متعددی وازجمله در خصوص سن قانونی دارای نقص واشکال است. آقای ” اصغری ” به اختصار به 3 موارد از ایرادات و اشکالات اشاره کرده است: “1- عدم تطابق سن تعیین شده با واقعیات عینی و اجتماعی، خصوصا” در دختران که معیار آن، توانایی انجام نکاح است. 2- عدم تمایز بین کودکان غیرممیز و ممیز از نظر مسئولیت. 3- عدم توجه به رشد کیفری در مسئولیت کیفری کودکان.” 55
دکتر ” علی مظاهری” رییس پژوهشکده خانواده در دانشگاه بهشتی نیز در موضوع سن قانونی در لایحه رسیدگی به جرائم اطفال ونوجوانان گفته بود :” محدودیت هایی از قبیل تناقض وابهام در تعریف طفل ونوجوان، عدم برخورد تخصصی با موضوع مشاوران دادگاه های اطفال ونوجوانان ( در ماده 7 ) وتکرار این مسئله در موضوع تشخیص کمال رشد وعقل ( در تبصره ماده ی 25 این لایحه) وجود دارد….” 59
عدم سلامت روانی عاطفه : عاطفه به دارا بودن اختلال روانی شهرت داشت. حتی در قانون مجازات اسلامی، درخصوص حد زنا ( ماده 64) آمده است :” زنا درصورتی موجب حد می شود که زانی یا زانیه بالغ و عاقل ومختار بوده وبه حکم وموضوع آن نیز آگاه باشد.” 60 شرایطی که در مورد عاطفه صدق نمی کرد. آقای ” اردوان عزیزی حبیب آباد ” در خصوص محاکمه متهمین دچار اختلالات و بیماری های روانی نوشته است :”… عقل حکم می کند در مواجهه با افرادی که به طور اساسی دارای ناهنجاری روانی با منشاء ذهنی هستند و قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارند، به این اختلالات توجه شده و چنین نکاتی در تصمیم گیری قضایی دخالت داده شود. در کشورهایی که قواعد حقوقی آنان منشاء بشری وطبیعی دارد، کشف نواقص واجمال قوانین و نقاط ضعف و رفع موارد نقص آسان تر است ؛ اما در مقابل، ایجاد تغییر در قوانین کشورهایی که منشاء فوق بشری و مذهبی دارند، مشکل بوده و تا زمان اجتهاد مناسب در خصوص آن، به اطاله می انجامد…” 61
قتل عاطفه و توجه افکار عمومی به اعدام کودکان : باری جمهوری اسلامی، عاطفه نوجوان وبیمار را همچون بسیاری دیگر از فرزندان این آب وخاک به دار آویخت. صد افسوس بر او و هر آن که قربانی حکومت اسلامی شد و می شود. عاطفه نیز حق زندگی داشت وحتی با شبه قوانین دست وپا شکسته اسلامی دنیای قدیم نیز، سزاوار سرنوشتی که بر او رفت، نبود. مرگ عاطفه افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد و ضمن آن که توجهات را به یکی از بی شمار جنایات حکومت – که در آن زمان برای گریز از سقوط خود را در ردای اصلاح طلبی پیچیده بود – جلب نمود، موضوع اعدام کودکان و نوجوانان در ایران را نیز در مجامع مختلف در سطح بین المللی مطرح کرد.
اعدام در ایران : متاسفانه اعدام در ایران همچنان ادامه دارد. زندانیان سیاسی، کودکان ونوجوانان، زنان، اقلیت های دینی و قومی ؛ از جمله اعدام شدگان توسط جمهوری اسلامی هستند. ” فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر” در اردیبهشت 1388، یک گزارش جامع 60 صفحه ای در باره مجازات اعدام در جمهوری اسلامی درایران منتشر کرد. بنا به این گزارش، بیش از 20 عنوان کیفری در جمهوری اسلامی وجود دارد که مجازات آن ها اعدام است. و برخی از این عناوین دارای چندین عنوان فرعی هستند. اغلب این “جرایم ” قطعاً جزو “مهم ترین جنایت ها ” به شمار نمی آیند. بعضی دیگر اصلاً نباید”جرم”محسوب شوند. متاسفانه جمهوری اسلامی ایران به ناهماهنگی با روند رو به رشد الغای مجازات اعدام در جهان ادامه داده است. در حالی که در سال 2008 (دی1386- دی 1387)، 346 نفر در جمهوری اسلامی اعدام شدند، این تعداد در سال 2009(دی 1387- دی 1388) به 388 نفر افزایش پیدا کرد. جمهوری اسلامی با اعدام حداقل پنج مجرم نوجوان در همان سال به مقام اول جهان رسید.62 البته آمار اعدام های پنهانی از جمله در زندانها را نیز باید در نظر داشت. با سقوط جمهوری اسلامی، شاید تعداد واقعی اعدام شدگان آشکار شود.
عاطفه در شعر و ادبيات: در فروردین سال 1386، ترجمه پارسی کتابی به نام “اغوا” از “ژان بودریار” در پاریس منتشر شد.” امین قضایی ” که کتاب را اززبان اصلی برگردانده بود، در دیباچه کتاب نوشت :” 15 اوت، 25 مرداد ماه سال 1383، جمهوری اسلامی عاطفه رجبی، دختــری 16 سالــه را به جــرم اغـــــوا اعدام کرد.
این کتـــاب به او تقــدیــم مــی شـــود.” 63
قطعاتی نیز در مورد مرگ عاطفه نوشته و سروده شد. یکی از آن ها نوشته ای به زبان تبری (مازندرانی ) از ” بمون پتوری ” (ح. ص) است. برگردان این نوشته به پارسی چنین است :”

بریده بریده از دادنامه عاطفه

آی… مردم دنیا بدانید
همچنان می کشند
می گویید سنگسارنمی کنند ؟!
بنگرید…
تندیس نیست
عروسک هم نیست، آدمیزاد است!
بر سیاه بخت، سیاه پوشاندند
45 دقیقه دختر مردم را آن گونه داشتند
آن چه از عدل اسلامی می گفتند، همین بود و هست ؟!
فرو افتند …
سرنگون شوند؟
آری، آری، آمن
به هر واژه ای که مردم به زبان آرند : آمن، آمین،…
بیش باد

دیدید؟
دلتان لرزید ؟
کدام چشم است که نچکد؟!
دین پروران، مدرن شدند
ازچرثقیل، دار می سازند
جان دختر وپسر را هم می گیرند.
از 15- 8- 2004 / 25- 5-1383 تاکنون
در نکا وبیرون، همهمه بسیار است…
این قدر هوش بود که فریاد برآورد
به اندازه خویش، حرف همسالانش را گفت
گریبان کلان تران را گرفت
نداری، ناچاری و تن فروشی را پنهان نداشت.
تن کبودش را نشان داد.
کشورداران را نفرین نمود.
به خواستشان تن نداد وگرنه چه کسی می گوید سزاوار مرگ بود؟!
عاطفه رجبی نمی میرد
نامه وسرنوشت تلخش را درکارنامه جمهوری اسلامی نوشته اند! 64

قطعه شعری نیز دراین جا آورده می شود که “آن ها اجازه دارند” سروده خانم ” زری اصفهانی ” می باشد :

“آن ها اجازه دارنـــد”

آن ها اجازه دارند
وقتی که کودکان خردسال را
اعدام می کنند!
هربار قبل از اعدام
اندام های ترد ونازک شان را
در زیر ضربه های وحشی شلاق له کنند

آن ها اجازه دارند
وقتی که قاضی جنون زده ای
دختر جوانی را
تنها به جرم سخن گفتن
با دست های خود
بردار می کشد
ومی گوید
باید که کشته شود
زیرا که حق اعتراض ندارد!

آن ها اجازه دارند
هرکس که در برابر شان ایستاده را
بردارها کشند وطعمه اعدام ها کنند!

آن ها اجازه دارند
حتی لباس مردم مارا هم
خود انتخاب کنند
ودختران کوچک را
در بازارها بفروشند

آن ها اجازه دارند
تاکاخ داشته باشند
وسفره های رنگین
وقتی که کودکان ما
حیران میان کوچه ها وخیابان ها
یک سرپناه نیز ندارند

آن ها اجازه دارند
تا درسیاهچال ها
زندانیان دست بسته معصوم را
صدها، هزار ها به جوخه های مرگ سپارند

اما اجازه مــــا چیســـت ؟
خاموشی وسکوت؟
دیدن وبگذشتن ؟
یا بر مزار شهیدان گریستن ؟

فریاد می زنم :
“هان ای تمام مردم دنیا
سهم من از تمام قوانین تان
وزآن کتاب های کهنه تاریخ تان
چه بود؟
سهم من از حقوق بشر چیست؟
…. ” 65

منــــــــــــــــــابــــــع

اعزازی، شهلا :” خشونت خانوادگی (زنان کتک خورده ). تهران : نشر سالی، 1380.
2 – WWW.mehrangizkar.com/archives/000117.php
3 – سایت روان شناسی مثبت نگر
www.rashinataey.blogfa.com/post-190.aspx
-4 www.badernews.persianblog.ir/post/3730
– 5 چراغی، اسماعیل :” فقرونابه هنجاری های اجتماعی ” – سایت حوزه
www.hawzah.net/hawzah/magazines/magArt.aspx?magazinNumberId=395&id=22095
– 6 خبرگزاری فردا نیوز:” پنهان کاری وگسترش معضل زنان روسپی ” – 10/12/1388
www.fardanews.com/fa/pages/?cid=104548
– 7 آذر، شکوفه :” سیاست های ضد ونقیض درباره زنان خیابانی “.
روزنامه سرمایه www.sarmayeh.net/shownews.php?58446
-8عزیزی شمامی، مصطفی :” مسائل آموزش وپرورش ایران ”
www.Umztarbiat.ir/post-35.aspx
– 9 طباطبایی، فهیمه سادات :” معاونت پرورشی احیا نشده به اغما رفت
“-7/12/1388 www.edunews.ir/?view&sid=24161
-10فردا نیوز:” 20 میلیون ایرانی درگیر اختلالات روانی هستند” – 12/10/1388
www.fardanews.com/fa/pages/?cid=99500
– 11 خبرآنلاین – جامعه – سلامت :” تنها 10 درصد بیماران روانی برای درمان مراجعه می کنند ” – 29/1/1389
www.khabaronline.ir/news-62795.aspx
– 12 خبرگزاری جمهوری اسلامی :” بیماری های روانی جزو ده علت اول مرگ در ایران است.” – 4/9/1388
www.irna.ir/view/fullstory/tools/?newsid=809444
– 13سایت خبر آنلاین – جامعه – آسیب ها – مرور اخبار اجتماعی :
” بیش از 100 هزار بیمار روانی هنوز شناسایی نشده اند ” – 1/11/1387
www.khabaronline.ir/news-2504.aspx
– 14 روزنامه مردم سالاری :” افزایش تعداد بیماران روانی در ایران “. شماره 2192(19/7/1388)
-15 www.forum.iranproud.com:81/drsd-jm-yt-ayran-bh-bymary- roany-t83324
16 – امینی،آسیه :” عاطفه فقط 16 سال داشت ” – سایت زنان
www.zana.co.ir/social/000405.html
-17www.peykeiran.com/net_iran/irnewsbody.aspx?id=17882
-18www.peykeiran.com/net/iran/irnewsbody.aspx?id=18212
-19www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20040930014244.htm
20 – امینی، آسیه : ” عاطفه 16 ساله اعدام شد ” – سایت زنان ایران
www.womeniniran.org/archives/fsr/001053x.php
21 – www.peykeiran.com/net/iran/irnewsbody.aspx?id=18044
-22www.amnesty.org/en/library/info/MDE13/036/2004

-23www.diilemaj.blogspot.com/2004/09/blog-post.html

24www.web.e-ariana/ariana.nsf/7eca40d3d348841987256b
-79007d1cb8/7415149f4b29b8b287
25- سایت همبستگی ملی :” رسانه های نروژ : حکومت ایران برای ایجاد وحشت دست به اعدام کودکان می زند
” – 29/8/2004 www.hambastegimeli.com
26-
www.radiofarda.com/iran_article/2004/8/
d01a2469_9a9e_4095_8158_503c9df38a6d.html
27- ارزانی، زهرا :” تخلف بی چون وچرای دادگاه شهرستان نکا در صدور واجرای حکم اعدام عاطفه رجبی
” (مصاحبه بارادیو دویچه وله ) – 25/8/2004
28-www.voanews.com/persian/archive/2004-09/a-2004-09-07-32-1.cfm
-29www.bbc.co.Uk/persian/iran/story/2004/12/041214_aa_leylam.shtml
30-
1-www.youtube.com/watch?v=5jpQvqsow4U&feature=channel
2-www.youtube.com/watch?v=gtFRTAlaVFQfeature=channel
3-www.youtube.com/watch?v=UyMNisnlz_w&feature=channel
4- www.youtube.com/wach?v=rojozr2LlLo&feature.channel
5- www.youtube.com/watch?v=_pyJHunirio&feature=channel
6- www.youtube.com/watch?v=6J2jqkINNxo&feature=channel
31- .www.guardian.co.uk/media/2006/jul/27/iran.broadcasting
32- www.news.bbc.co.Uk/2/hi/5217424.stm
33- www.WDR.de/tv/diestory/070226.phtml
34- www.heirbound.blogfa.com/cat-67.aspx
35- نشریه مجاهد:” حکومت ترور واعدام ” عاطفه ” “- شماره 682(3/6/1383)
36- سایت سرفرازان – پیام ها : ” پیام رییس جمهور برگزیده مقاومت در باره اعدام وحشیانه عاطفه :
این جنایت ها خشم مردم را بیشتر و مقاومت را فروزانتر می کند ” -2004 www.sarfarazan.com
37- نشریه حقیقت :” زیرچهره زیبای عاطفه بنویسید : این است سند جنایت جمهوری اسلامی !”
– شماره 18 ( آبان 1383)
www.sarbedaran.org/archives/etelaiye/atefeh18ff.htm
38- سایت اخبار روز :” اعتراض به سرکوب حقوق بشر درایران
” www.akhbare-rooz(iranian political Bulletin)
39- www.iran-chabar.de/Archive/zanan.htm
40- www.zanan.iran-emrooz.de/more.php?id=p7398-0-23-0
41- www.asre-nou.net/1383/shahrivar/5/m-bayanie.html
42- کار، مهرانگیز:” گردنبند مقدس “. استهکلم : نشر باران، 2002.
43- شریفی،سهیلا:” آتفه رجبی را نباید فراموش کرد ” – سایت روزنه
www.rowzane.com/000-magalat/2408/40821sohaila.html

44 – رادیو فردا: ” پارلمان اروپا نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد
” – 8/8/1383 (29 اکتبر 2004)www.radiofarda.com
45 – خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- سرویس فقه وحقوق- حقوق سیاسی:
” شیرین عبادی :
درصدورحکم اعدام برای افراد زیر 18 سال به قوه قضاییه اعتراضی وارد نیست…مشکل در قوانین است ” – 13/6/1383
www.isna.ir/ISNA/Newsview.aspx?ID=News-426466
46- سایت اداره کل دادگستری استان چهارمحال وبختیاری :” وظایف ومسئولیت های قوه قضاییه ”
www.dadgostary-chb.ir/tabid/66/Default.aspx
47- سایت قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران – لوایح ارسالی به مجلس :
” لایحه رسیدگی به جرائم اطفال ونوجوانان ”
www.dadiran.ir/portals/o/Residegijarayemeatfal.pdf
48- زهدی، مریم :” طرح های حمایت از کودکان، همچنان پشت درهای مجلس ایران
” – بی بی سی www.bbc.co.Uk/persian/iran/story/2005/02/050205-la-mz-childrights.shtml.
49- صدر، شادی :” ملاحظاتی درباره یک حکم “. روزنامه شرق.سال دوم، شماره 273(3/6/1383).
50- خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- سرویس فقه وحقوق – حقوق اجتماعی –
20/6/1383 www.isna.ir/ISNA/Newsview.aspx?ID=News-429133
51- جونیان، محمد :” جزئیات اعدام دختر 22 ساله در نکا ” – روزنامه ایران – سال دهم – شماره 2897(8/6/1383)
52- www.roshangari.com/as/ds.cgi?art=20041002153408.html
53- www.peykeiran.com/net/iran/irnewsbody.aspx?id=19085
54- قرآن : سوره انعام، آیه 38
55- اصغری، عبدالرضا :” سن مسئولیت کیفری در اسلام ” – سایت وکالت ( به نقل از سایت حوزه )
www.vekalat.org/public.php?cat=2&newsnum=405685
56- شجاعی، میترا :” اولین قانونی که باید اصلاح شود، سن مسولیت کیفری است ”
(گفتگو با نسرین ستوده )- رادیو دویچه وله – 19/11/2009
wold.de/dw/article/0,,4909057,00.html www.dw-
57- ابراهیمی، مهرنوش :” توضیحات ایران درکمیته تخصصی کودکان سازمان ملل” (گفتگو با الهه هیکس )- بی بی سی
www.bbc.co.UK/persian/iran/story/2005/01/050121_v-iran-Un-children-hix.shtml
58- ریحانی، ندا:” گفتگو با کارشناسان درباره نحوه مجازات نوجوانان بزهکارد رپی بازتاب اخبار مربوط به صدور حکم
اعدام واحکام قضایی سخت در مورد نوجوانان ” – خبرنامه گویا – جمعه 3/7/1383 (به نقل از خبرگزاری سینا)
59- روزنامه مردم سالاری :” درباره سن قانونی دچار چند گانگی شده ایم “- شماره 1775(28/1/1387). صفحه حقوق
60- سایت قوانین:” قانون مجازات اسلامی ”
www.ghavanin.ir/detail.aspx?id=1232
61- عزیزی حبیب آباد، اردوان :” قتل و ناهنجاری های روانی ” (بخش نخست ) – نشریه ماوی
www.maavanews.ir/tabid/36/ctl/Edit/mid/374/code/8858/default.aspx
62 – www.fidh.org/7670
63- بودریار، ژان:” اغوا”. ترجمه امین قضایی. پاریس : نشر شعر پاریس، فروردین 1386
64- www.tabarestan.info/neveshteh/3BT_Atefe2004.pdf
65-www.iranianartistsinexile.org/atefe/atefeindex.htm
* یاد آوری : در تمامی نوشتار، متون داخل گیومه، آن چنان که باید، بدون دخل و تصرف آورده شده است. از جمله تبدیل “عاطفه” به” آتفه “در متن اصلی صورت پذیرفته است. توضیح داخل کروشه ها از نگارنده می باشد.

No responses yet

Aug 15 2013

گل شیفته : دختر خوبی نبودم، با دم شیر بازی کردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

/ کافه سینما: گفت وگوی نیویورک تایمز با گلشیفته فراهانی / او از شوهرش جدا شده است و در استودیوی طبقه پایین خانه ژان کلود کریر زندگی می کند
سه شنبه, 22 مرداد 1392 ساعت 11:29 کافه سینما

(125 نظر متفاوت مردم) کافه سینما-به بهانه نمایش فیلم«سنگ صبور» ساخته عتیق رحیمی که گلشیفته فراهانی نقش اصلی آن را ایفا می کرد و نقش او برای هموطنانش تابو شکنانه بود، نیویورک تایمز گفت وگویی را با این بازیگر ایرانی تبار انجام داده که بخش هایی از این گفت وگو را کافه سینما منتشر می کند. نیویورک تایمز گل شیفته را این طوری معرفی می کند:
گلشیفته که در ایران بزرگ شده،یک شورشی بود. او همکلاسی های خود را به اعتصاب واداشت چراکه مدرسه شان سرویس گرمایشی نداشت. او به والدینش دروغ می گفت تا خواهرش بتواند با نامزد خود بیرون برود.

11FARAHANI1-articleLarge
او در اعتراض به روسری سرکردن(حجاب) سرش را تراشید، نشانه های زنانگی خود را پنهان کرد مانند پسران لباس برتن کرد و اطراف تهران را با موتورسیکلت گشت. در سن هفده سالگی آرزوی والدنیش را نقش برآب کرد که در پایتخت اتریش وین پیانو بخواند و در عوض بازیگری را پی گرفت.
او در گفت وگوی خود با خبرنگار نیویورک تایمز که به زبان انگلیسی پاسخ می داد،چنین گفت:«اصطلاحی در فارسی است با این مضمون با دم شیر بازی کردن، ومن آنچه جامعه ایران می خواست باشم ،یک دختر خوب ،نبودم. من با دم شیر بازی کردم.»…
فیلم جدید او سنگ صبور هم بیانیه ی شورشی است،شاید برخی آن را با مناقشه ای مقایسه کنند که امسال به محکومیت گلشیفته در ایران انجامید.
نقش آفرینی گلشیفته فراهانی در سنگ صبور با تحسین منتقدان روبه رو شد.منتقد هالیووذ ریپرتر نقش آفرینی او را ستود و منتقد ورایتی بازی او را یک «تور دوفورس/استثنایی» خواند.
گلشیفته در 14 سالگی نخستین نقش خود را بازی کرد در سن 20 سالگی ازدواج کرد و در سال 2008 ایران را با همسرش ترک کردو به پاریس رفت . و آنجا از همسرش جدا شد.او بیش ازبیست و پنج فیلم در کارنامه اش دارد.گلشیفته در سال گذشته در استودیوی کوچکی در طبقه پایین خانه ای در شهر پاریس زندگی کرده که به ژان-کلود کریر(نویسنده و فیلمنامه نویس) و همسر ایرانی اش نهال تجدد(رمان نویس) تعلق دارد.
عتیق رحیمی نخستین بار او را برای ایفای نقش اصلی فیلمش رد کرد.
“رحیمی فکر می کرد من زیادی جوان زیبا وشادمان هستم.” اما من پافشاری کردم و به رحیمی گفتم که اگر نقش را به من ندهد با دلم نقش را یاد خواهم گرفت و در خیابان های پاریس آن را اجرا خواهم کرد. ولی دو سال و نیم طول کشید که عتیق رحیمی سرمایه ساختن فیلم را جمع کند و ان را بسازد.
گلشیفته اخیرا برای یک عکاس مشهور دنیای مد پائولو رورسی برهنه شده است.این عکس ها به زودی منتشر می شود.
“وقتی پائولو این ایده را مطرح کرد .به حرف های او گوش دادم اما مشکلات زیادی داشته ام.پس نخواستم این کار را انجام بدهم.ولی بعد با خودم گفتم اگر این عکس ها را پائولو نگیرد،کدام عکاس خواهد گرفت؟ گویی که پائولو از من عبور کند و روح من را عکاسی کند.»
خروج /تبعید او از ایران کامل شده است.وی با زندگی جدیدش کنار آمده و می گوید:«ایرانی که من در رویای خود دارم شاید دیگر اصلا وجود نداشته باشد.»
«دو نوع ادم تبعیدی وجود دارد.کسانی که قربانی اند و خودشان را در رود سن می اندازند و خودشان را می کشند و افرادی که سلحشور می شوند،از غم های خود استفاده می کنند تا موتوری با دوبال برای پرواز بسازند..تبعید قدرت من است.»

No responses yet

Aug 14 2013

از نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به اوباما تا «جنبش ضد تحریم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تحریم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: «ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می تواند به آن بیانجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.»

این سرآغاز نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران درپایان هفته گذشته به باراک اوباما رییس جمهوری آمریکاست. امضا کنندگان این نامه از طیف های مختلف سیاسی هستند. در میان 55 امضای زیر این نامه نام صاحب منصبان در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، چهره های شاخص جناح اصلاح طلب، زندانیان سیاسی طیف ملی مذهبی، نوکیشان مسیحی، روزنامه نگاران، فعالان مطبوعاتی، دانشجویان و فعالان حقوق بشر و حقوق کودکان، فعالان اجتماعی، فرهنگی، مدنی و قومی، فعالان صنفی معلمان، معترضان اجتماعی و یک شاعر و یک کارشناس فیزیک هسته ای را در بر می گیرد که وجه مشترک آنان زندانی بودن در ایران است.

امضا کنندگان در بخشی دیگر ابراز عقیده کردند که ممکن است برخی بر این گمان (به نوشته امضا کنندگان) نادرست باشند که اعمال تحریمها باعث تقویت دموکراسی در ایران خواهد شد. اما به باور امضا کنندگان راه رسیدن به دموکراسی که به توصیف آنان قطعا مطلوب است تحریم خارجی و فشار طافت فرسا بر مردم و فشار روی دولتی که با مقتضیات ایران در جهت تقویت روندهای دموکراتیک حرکت می کند نیست و حاصل آن در عمل به نوشته این زندانیان سیاسی «یک بار دیگر تقویت افراطی گری و تضعیف نهال لرزان دموکراسی ایران خواهد شد.»

امضا کنندگان این نامه خطاب به رییس جمهوری آمریکا افزوده اند که اینک زمان آن است که راه حلی مرضی الطرفین جایگزین تحریم ها گردد. آنها همچنین از باراک اوباما خواسته اند که از همه ابزارهای ممکن استفاده کند تا کنگره آمریکا لااقل برای مدتی معین که مذاکرات جریان دارد از تصویب هر طرح وقانونی که به امکان موفقیت مذاکرات لطمه بزند و امکان لغو موثر تحریم ها را کاهش دهد و رسیدن به یک توافق پایدار را با مشکل مواجه سازد، پرهیز کنند تا دو طرف بتوانند (به توصیف امضا کنندگان) «به جای توقف در گذشته تیره و تار به سوی آینده ای روشن تر حرکت کنند.»

در آستانه برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران کنگره آمریکا با ۴۰۰ رای موافق و ۲۰ رای مخالف طرح تشدید علیه ایران را تصویب کرد. اما این مصوبه برای اجرایی شدن نیازمند تایید سنا و امضای باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا است.

این ۵۵ فعال زندانی سیاسی ایرانی افزوده اند که امیدوارند فرصتی که انتخاب رییس جمهور روحانی ایجاد کرده مورد توجه قرار گیرد و پاسخ مساعد هر دو طرف بتواند گره کور درک متقابل و تعامل مثبت بین دو کشور را باز کند و منافع هر دو ملت را در بر داشته باشد.

پیش از انتشار این نامه در داخل ایران موسی غنی نژاد، استاد اقتصاد و سعید لیلاز روزنامه نگار اقتصادی در تهران سخن از لزوم شکل گرفتن یک جنبش مستقل غیر دولتی و مدنی ضدتحریم در ایران به میان آورده بودند.

سه میهمان برنامه این هفته دیدگاه ها به بررسی نامه سرگشاده ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما و پیشنهاد تشکیل جنبش ضد تحریم درایران نشسته اند: در تهران، محمد ملکی، زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۳۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰، از فراخوان دهندگان به «کمپین صلح و آزادی» و رییس پیشین دانشگاه تهران در سالهای آغاز انقلاب، تقی رحمانی فعال سیاسی از طیف «ملی-مذهبی» و زندانی سیاسی سابق در چند نوبت در دهه های ۱۳۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ در پاریس و شهریار آهی از بنیانگذاران کنفرانس اتحاد برای دموکراسی در ایران در استکهلم و صاحب نظر در زمینه مناسبات تهران و واشنگتن.

فایل صوتی مصاحبه
آقای ملکی، شما تا چندی پیش با شماری از ۵۵ زندانی سیاسی امضا کننده نامه به باراک اوباما در زندان اوین بودید. برآورد شما از این نامه سرگشاده چیست؟

دیشب نامه را خواندم و تعجب کردم. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به آقای سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران ننوشتند.
محمد ملکی فعال و زندانی سیاسی سابق (تهران)
​​محمد ملکی: همانطور که به شما گفتم نامه را نخوانده بودم. دیشب نامه را گرفتم و خواندم و تعجب کردم. از چند جهت تعجب کردم. به طور خلاصه می گویم. اولا چرا نامه به اوباما نوشتند. محتویات این نامه طوری است که باید به کسی نوشته می شد که عامل همه این گرفتاری هاست. عامل این تحریم ها با حرفهایش با سخنانش با نطق های زشتی که گاهی وقتها به زبان می آورد که دور از دیپلماسی است، برازنده کسی که یک شخصیتی است در ایران و ایرانی نیست. تعجبم از این بود که این نامه را چرا به اوباما نوشتند و به ایشان ننوشتند و واقعیت هایی را که در اینجا وجود دارد در مملکت ما از فقر و فساد و بدبختی و گرفتاری و اینها… اینها در این نامه چرا به ایشان ننوشتند؟

آقای ملکی، مقصودتان از ایشان کیست؟

ایشان مقصودم آقا سیدعلی خامنه ای رهبر مردم ایران است. مساله دوم این است که این نامه را یک عده زندانیان سیاسی نوشته اند که حدود سه سال است در زندان هستند. بیشتر و یا کمتر.

دراین نامه کمتر اشاره به وضع آزادی و حقوق بشر و غیره در ایران شده. ما فقط مشکل مان مشکل تحریم نیست. مشکل فقر مردم نیست. که همه اینها فقر و گرفتاری و فساد و فحشا و همه اینها زاییده نبود آزادی، زاییده یک نظام بسته است. زاییده یک استبداد است. زاییده یک فاشیزم دینی است.

می توانید خلاصه کنید؟

ایرادم به این است که در این نامه چرا به این نکات توجه نکردند. در حالی که خودشان در زیر پنجه های این نظام دارند زجر می کشند و خانواده هایشان من اینجا شاهدم که چه زجری می کشند. از این مطالب گذشتند و هی طرح کرده اند که تحریم ها این جور… بله این ها واقعیت است در این حدش. ولی چرا به دنبال عامل اصلی نیستند؟ نیاوردند عامل اصلی…

من معتقدم عامل تمام بدبختی های ملت ایران از ۳۳ یا ۳۴ سال پیش تا حالا نظام ولایی است و تا موقعی هم که این نظام دستش از سر این ملت کوتاه نشود همه همین است.

آقای رحمانی، شما هم قبل از خروج از ایران و اعتراض های سال 88 دو بار زندانی شدیدو در کنار شماری از زندانیان امضا کننده نامه سرگشاده به رییس جمهوری آمریکا بودید و موافق این نامه هم هستید. اما برخی از منتقدان نامه چنانکه درگفته های آقای ملکی شنیدید می گویند که بهتر بود این 55 زندانی نامه خود را خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران می نوشتند که به گفته آنها سرنوشت پرونده هسته ای در دستش است یا دست کم تاکید بیشتری بر روی سهم او در آچمز شدن پرونده هسته ای و وضع تحریم ها علیه ایران در هشت سال گذشته می گذاشتند. واکنش شما؟

اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است … از این نامه باید استقبال کرد.
تقی رحمانی فعال و زندانی سیاسی سابق (پاریس)
​​تقی رحمانی: این نامه را از این طرف ببینید. یک عده آمدند با توجه به انتخاب روحانی که پیام ملت بخشی از انتخاب آقای روحانی این بوده که گفته من می خواهم از جهان تنش زدایی کنم. خب نامه نوشتن به آقای خامنه ای ادامه دارد ولی این سئوال هم به طور غیرمستقیم درکنارش هست. اینها به روحانی خطاب کردند و به اوباما گفتند. اینان می گویند در ایران نمی شود به رهبری نامه نوشت ولی اوباما از نظر نویسندگان این نامه موافق مصالحه است ولی از طرف تندروهایش تحت فشار است. از این منظر هم نگاه کنید.

یک پیام استراتژیک هم توی نامه هست. اینها به منظر حل مساله هسته ای رفتند. ما مسایل بسیار بزرگتری داریم. زندانیان در مورد آزادی هم نامه نوشته اند. ولی برای حل آن مساله باید مساله را زوم کرد و بزرگ کرد. الان آقای روحانی در مصاحبه اش گفت من اراده سیاسی دارم برای حل این مساله. این نامه نوشته شده…

من خلاصه بگویم ما جامعه مدنی ایران و دیگران بیایند این نامه را کامل کنند. به چه شکل؟ یعنی بیایند از این نامه استقبال کنند و بگویند هم به آمریکا و غرب بگویند اگر دستی واقعی برای مصالحه آمد شما پس نزنید و به دولت ایران هم بگویند که در این مذاکرات همانطور که خود آقای روحانی گفت شفاف برخورد کند. یعنی به قصد حل مساله برود. با توجه به اینکه آقای ولایتی توضیح داد مواقعی طرف غربی زده زیر میز و مواقعی هم تیم مذاکره کننده ایرانی از فرصت استفاده نکرده.

پس این نامه را می شود بسط داد. ولی یک مساله را در نظر بگیرید. زندانی تحت فشار… ببینید تحریم ها آنقدر سخت است که یک مرحله شیمی درمانی در ایران بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیون تومان است.

آقای رحمانی ممکن است خلاصه کنید؟

به طور خلاصه می شود گفت به نظر من این نامه جهت گیری که دارد باید ازش استقبال کرد و بعد به اصطلاح بهش بال و پر داد. ایرانی های خارج از کشور هم بیایند این نامه را بهتر کنند. یعنی بگویند هم دولت ایران و هم غرب شفاف برای حل مساله بروند چون این خواست جامعه مدنی ایران است.

ممنون. نامه سرگشاده این 55 زندانی سیاسی ایران بلافاصله ترجمه و در روزنامه گاردین بریتانیا چاپ و منتشر شد و در برخی منابع خارجی هم بازتاب یافت. آقای آهی، شما در کنار فعالیت سیاسی برای آنچه برگزاری انتخابات آزاد و تغییر و گذار به دموکراسی توصیف شده در خارج از کشور مناسبات تهران و واشنگتن را طی سالها به دقت دنبال کردید و می کنید. نگاه محافل سیاستگذاری خارجی دست کم نزدیک به باراک اوباما به درخواست رفع تحریم علیه ایران از سوی این 55 زندانی از رییس جمهوری آمریکا چگونه است و چه می تواند باشد؟

این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر.
شهریار آهی — فعال سیاسی و تحلیلگر روابط ایران و آمریکا (استکهلم)
​​شهریار آهی: یک عده توی شورای امنیت آمریکا و دستگاه اطلاعاتی به شدت نگران این هستند که با فشار روزافزون این تحریم ها نظر مردم ایران به آمریکا عوض شود. آمریکا البته همیشه شاهد این بوده که این نظام ۳۵ سال است با شعار مرگ بر آمریکا نمازهای جمعه و جلسات دیگر را برگزار کرده و هر جا توانسته سرباز آمریکایی کشته و هر جایی توانسته مخالفت کرده با منافع آمریکا.

بنابراین ایران را تحت جمهوری اسلامی دوست خودش نمی بیند و مشکلاتی دارد. این مشکلات را نمی شود ندیده گرفت اگر آدم می خواهد نامه بنویسد که اثر بگذارد. البته این ۵۵ نفر چنان شخصیت هایی هستند که هر جا یک صدا صحبت کنند اثر دارد و روی آن بخش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا که گفتم اثر دارد. ولی آیا نتیجه بخش هست؟ به عقیده من خیر. مثل بسیار نامه های از این قبیل. چرا؟

دو پیش فرض در سیاست خارجی آمریکا الان هست. یکی این که مذاکره بدون فشار نتیجه نمی دهد. این نتیجه تجربه سال اول اوباما بود. دوم این که وقت خیلی کم است پس فشار باید زیاد باشد. این دو پیش فرض را مفروض را یا باید جواب داد، گفت توهم است، ثابت کرد که واقعیت ندارد یا اینکه به عنوان یک داده گرفت و بر فراز آن یک پیشنهادی داد.

من فکر می کنم خیلی بهتر بود اگر پیشنهادهای مشخصی داده می شد. به حرفهای دکتر ملکی مثل همیشه چیزی نمی توانم اضافه کنم ولی به بهترین وضع این را گفتند. آمریکا با دو نوع مخالفی که در صحنه بین المللی داشته دو نوع تجربه داشته. یکی کشورهایی مثل روسیه و آفریقای جنوبی که معترضان به حکومت از آمریکا خواسته بودند که فشار را روی امر حقوق بشر و آزادی بیشتر کند. یکی حکومت هایی مثل آلمان و ژاپن در زمان جنگ و قبل از جنگ جهانی دوم که از مردم آن هیچ صدایی نمی شنید. خب با نوع اول اختلافات آمریکا به صورت مسالمت آمیز و صلح حل و فصل شد. با نوع دوم به جنگ انجامید.

اگر آمریکا احساس کند که مخالفان جمهوری اسلامی مخالف سیاست های جمهوری اسلامی نیستند و فشار را روی آقای اوباما می خواهند بیاورند و نه حکومت خودشان، من فکر می کنم که کمکی به حل و فصل صلح آمیز این مساله نخواهد شد. مثل آلمان و ژاپن نه مثل روسیه و آفریقای جنوبی.

همان طور که دکتر ملکی گفتند درست این بود که ما مثل ساخاروف مثل ماندلا، مثل النا بائنر عمل کنیم، مثل شرانسکی عمل کنیم و نه مثل ژاپنی ها و آلمانی ها.

آقای ملکی، یکی از دلایلی که ۵۵ زندانی سیاسی ایران آوردند در نامه شان به رییس جمهوری آمریکا برای رفع تحریم و فرصت دادن به دیپلماسی، این است که به نوشته آنها تحریم ها سبب بسته شدن فضای سیاسی داخلی هم می شود، به ویژه که الان با این وضعیت جدید که حسن روحانی انتخاب شده ناهمگون است به نظر آنها. به اضافه اینکه به نظر آنها ضرر تحریم بیشتر از همه به قشرهای آسیب پذیر جامعه می رسد. نظر شما در این باره چیست؟

تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت
محمد ملکی
​​من خیلی فشرده بگویم. مگر الان وضع ایران چگونه است؟ الان بچه ها از زندان نامه می نویسند. اینها که از باغ و چمن نامه نمی نویسند. این وضع فعلی ایران است. بعد هم از آن طرف در نظر بگیرید. آقای روحانی می آید یکی از (من خودم — در زندان — بودم دیدم) می آید یکی از جانی ترین افراد را به عنوان وزیر دادگستری خودش معرفی می کند. من به دیگران کاری ندارم. در یک چنین شرایطی ما دنبال چه هستیم؟ چرا از گذشته عبرت نمی گیریم؟

بازهم تکرار می کنم. نمی خواهم وقتتان را بگیرم. کسانی که این نامه را امضا کردند مطالعه کنید تمام شان کسانی هستند که همکاران آقای خاتمی هستند یا دوستانی که وزرا یا وکلایشان… اما شخصیت هایی که مورد احترام مردم هستند، شخصیت هایی که به نظر مردم رهبران آینده مملکت هستند، مثل زیدآبادی، خانم ستوده، سلطانی، سیف زاده، مجید توکلی، دادخواه اینها توی نامه نیستند. یعنی نشان می دهد که اینها معتقد به همچو نامه ای نیستند.

تکرار می کنم. تا موقعی که نظامی به نام نظام ولایت فقیه در مملکت هست و شخصی به نام آقای خامنه ای همه کاره مملکت هست هیچ تغییر و تحولی به سود مردم انجام نخواهد گرفت و مملکت و شرایط روز به روز بسته تر خواهد شد، برای اینکه روز به روز مردم هشیارتر می شوند، بیدارتر می شوند و عکس العمل نشان خواهند داد.

آقای رحمانی، صحبت های آقای ملکی را شنیدید. البته در کنار امضا کنندگانی که آقای ملکی نام بردند کسانی هم هستند که از طیف سیاسی خود شما آقای رحمانی و آقای ملکی هم هستند. ولی به نظر منتقدان فعالیت های ضد تحریم اولا سرنوشت پرونده هسته ای ایران در دست حسن روحانی نیست بلکه در دست رهبر جمهوری اسلامی ایران است. ثانیا از نظر آنها سیاست تقویت دولت حسن روحانی علیه تحریم ها چنان که در گفته های آقای ملکی هم پژواک آن را شنیدید مثل سیاست بعضی لنینیست ها و اسلام گرایان در آغاز انقلاب در تقویت روحانیت حامی آیت الله خمینی و آنچه خط امام نامیده می شد می تواند دومرتبه دودش به چشم شما و این 55 زندانی و فعالان سیاسی به حاشیه رانده شده و خارج از حاکمیت در ایران برود و تحریم ها کاهش پیدا کند از نظر اینها اما حاصل برعکس گشایش سیاسی افزایش سرکوبی ها باشد. واکنش شما؟

این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.
تقی رحمانی
​​به نظر من این اتفاق نمی افتد. شما اگر جامعه مدنی دارید این جامعه مدنی نهاد می خواهد. این جامعه مدنی پیام دارد. پیامش هم این بود که آقای خامنه ای عقب نشست. حالا تسلیم نشد ولی عقب نشست. عقب نشینی اش هم این بود که صریح گفت من خواستار مذاکره هستم ولی طرف غربی اهل مذاکره نیست.

ما می دانیم که این طرف هم آقای نتانیاهو هست لابی قدرتمند آمریکا که این هم سنگ می اندازد در مذاکرات. ولی یک نکته محوری وجود دارد. الان اراده سیاسی برای حل مشکل وجود دارد. ولی من یک نکته هم به حرف آقای آهی دارم. به این راحتی هم نیست که ایرانی که در منطقه خاورمیانه است مثل ژاپن یا آلمان حل کنند. الان خاورمیانه یک بشکه باروت است. ایران ناامن مساله را بدتر می کند.

سیاست ایران این است که اگر آقای روحانی شکست بخورد ما به طرف کره شمالی شدن برویم. در سیستم کره شمالی جامعه مدنی ایران آب می شود. هیچ گروهی هم در حال حاضر توان تغییر دولت ایران را ندارد. بحث توازن قواست. شما با یک جریان راست افراطی طرف اید که پول نفت دارد از حمایت چین و شوروی برخوردار است و می تواند با سازمان سرکوب خودش کشور را کنترل کند. حالا این دوستان با توجه به بضاعت و منافع خودشان، — تاکید می کنم، منافع خودشان — می گویند آقا راه دموکراسی در ایران تدریجی اینگونه باز می شود. بحث این است.

ما به آقای خامنه ای می خواهیم بگوییم تو صدام نشو چون ما نمی خواهیم مثل مردم عراق شویم. حالا آن طرف هم اگر منافع آمریکا اقتضا می کند که ایران کره شمالی شود خب ما مشکل خواهیم داشت. یا اینکه ایران بشود عراق کل منطقه ناامن می شود.

الان طوری شده که عربستان شده بازیگر منطقه. عربستان در درون حکومتش نه دموکراسی هست نه جناح هست نه حداقل حقوق شهروندی هست. به این خاطر به نظر من در این نامه فرض های پنهانی وجود دارد. این افراد به آقای خامنه ای نامه ننوشتند چون می دانند که اثر ندارد. آقای خامنه ای نظرش را گفت آقا برو مذاکره کن ولی من خوشبین نیستم. اینجاست که طرف اگر آقای اوباما که پیام دوستی مردم ایران می دهد باید این را روشن کند.

اگر آقای اوباما دستی دراز کند و آقای روحانی دست ایشان را رد کند آن موقع جامعه مدنی به آقای روحانی اعتراض خواهد کرد. یک بازی پیچیده سیاسی است. به نظر من دموکراسی این جوری پیش می رود.

آقای آهی، به نظر شما نامه ۵۵ زندانی سیاسی ایران به باراک اوباما در چه صورتی می تواند برای بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران مفید و موثر واقع شود؟

اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد.
شهریار آهی
​​اگر این کار ادامه پیدا کند با همکاری بخشی از اپوزیسیون که واقعا به فکر مردم ایران است و می خواهد مشکل مردم ایران حل شود، آن وقت می تواند سودمند باشد. ولی فقط در این صورت که آقای اوباما که مخاطب بوده دراین نامه ببیند که این عده اثری هم روی سیاست داخل ایران دارند. فشاری هم روی مخالفان آنهایی که می خواهند مساله ایران حل شود در داخل ایران هست. افشاگری علیه آنها می کنند. مقاومت هایی را که درمقابل طرح های سازنده برای حل این مشکل که مسلما از طرف دولت دکتر روحانی مطرح خواهد شد افشاگری خواهند کرد به مردم خواهند گفت که چه کسی مقاومت می کند در داخل ایران در مقابل حل این مساله. آن وقت می تواند سودمند باشد.

آقای ملکی، پیش از ۵۵ زندانی سیاسی ایران، موسی غنی نژاد اقتصاد دان مدافع بازار آزاد و سعید لیلاز روزنامه نگار و کارشناس اقتصادی طیف کارگزاران سازندگی خواستار شکل گیری جنبش ضد تحریم با کمک فعالان جامعه مدنی و مستقل از دولت وحاکمیت شده بودند. به نظر شما زمینه شکل گیری چنین جنبشی در ایران فراهم است یا نه؟

من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت … فقط شخص خامنه ای می تواند مساله تحریم را حل کند.
محمد ملکی
​​من شرایط را نمی بینم که جنبش مدنی علیه تحریم ها به وجود بیاید. البته تحریم ها همه مخالفش هستند. من خودم یکی از مخالفان سرسخت تحریم ها هستم. اما با این روش ها و با این کارها من فکر نمی کنم بشود جلوی تحریم ها را گرفت.

این تحریم ها را فقط می تواند یک نفر حلش کند. آن هم شخص خامنه ای است. این که از خودخواهی و حرف های بیخود زدن بیاید پایین واقعیت ها را بپذیرد. راه این است.

آقای رحمانی، در شرایطی که میان طیف های رنگارنگ مخالف و منتقد حکومت حتی درون یک طیف مثلا طیف شما و آقای ملکی بر سر مفید و موثر بودن کاهش و رفع تحریم های بین المللی علیه ایران تفاوت نظر هست، چگونه یک جنبش ضد تحریم که شما هم از حامیانش هستید می تواند شکل بگیرد؟

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود.
تقی رحمانی
​​جامعه ایران می تواند بیاید این اختلافات را حل کند. الان موج نامه نگاری به آقای روحانی برای اینکه جامعه مدنی ایران تقویت شود، وزرا تایید شوند راه افتاده. همان جوری که این بخش اکثریت مردم آمدند به آقای روحانی رای دادند. راهی برای نجات از این بحران پیدا کردند. به نظر من خواست عمومی جامعه مدنی ایران که هنوز نهاد قدرتمند مدنی ندارد می تواند به این شکل بدهد.

واقعیت این است که خود دکتر ملکی هم با تحریم ها مخالف است. بحث روی راه حل مناسب است. راه حل ها می توانند به وسیله مردم در نهایت انتخاب شوند. توان مردم ایران و توازن قوای سیاسی استراتژی آدم را مشخص می کند.

ضمن اینکه خواست ها و آرمانها محترم هستند ولی در سیاست آنچه که مهم است توازن قواست و خواست عمومی جامعه. که می شود یک قدم از آن جلوتر بود. فضا می تواند شکل بگیرد.

آقای آهی، اصلا زمینه این هست که چنانچه ۵۵ زندانی سیاسی ایران در این نامه از باراک اوباما درخواست کردند او بتواند در سیاست تشدید تحریم علیه ایران تجدید نظر کند و طبق درخواست آنها کاری کند که ۴۰۰ نماینده کنگره آمریکا متقاعد شوند که مصوبه اخیر تشدید تحریم معوق بماند و برای اجرایی شدن به سنا و بعد به خود رییس جمهور آمریکا محول نشود؟

دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند… منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.
شهریار آهی
​​حساب دو دو تا چهارتا می گوید خیر. برای اینکه ۴۰۰ به ۲۰ خیلی نسبت بزرگی است. سه چهارم نمایندگان مجلس سنا هم نامه ای در این جهت به اوباما نوشته اند. بنابراین آقای اوباما بیشتر از دو ثلث مخالف دارد برای سیاست های خودش. ولی می تواند به تعویق بیاندازد. یعنی زمان تنفیذ این مصوبه مجلسین را یک قدری عقب بیاندازد. فرصت بدهد که خودش می خواهد. آقای روحانی هم گفته در اسرع وقت باید این مساله حل شود.

من فکر می کنم که دولت آقای روحانی می تواند رل بسیار سازنده ای را بازی کند. هم خودش موفقیت های درخشانی داشته با رسیدن توافق با غرب در عین حال حفظ منافع ایران. وزیر خارجه ای هم که انتخاب کرده مهارت های زیادی دارد. منتها من فکر می کنم کاری اگر این ۵۵ نفر یا فعالان سیاسی در ایران می خواهند بکنند، همانطور که دکتر ملکی گفتند بیشتر اهتمام شان متوجه مقاومان این راه حل درداخل خود ایران باشد نه نامه نوشتن به اوباما.

آمریکایی ها فکر می کنند ما با کوبا مشکل داریم. آیا می توانید تصور کنید که یک عده از مردم آمریکا به فیدل کاسترو یا رائول کاسترو نامه بنویسند؟ به رییس جمهور خودشان نامه می نویسند. به حکومت خودشان فشار می آورند. چرا ایرانی ها این کار را نمی کنند؟ همانطور که دکتر ملکی گفتند.

آقای رحمانی مثل اینکه شما می خواهید در پایان دو جمله ای بیافزایید. خیلی کوتاه.

قبل از این، نامه به مقامات جمهوری اسلامی نوشته شده و (این گونه اقدامها) باز هم ادامه خواهد داشت.
تقی رحمانی
​​
نامه به مقامات ایران نوشته شده بارها و بارها. این تفریبا دو طرفه است. این نامه درمقطع خاصی نوشته شده. بعد از نظر آقای خامنه ای بعد از موضع آقای روحانی، بعد از رای مردم ایران. قبل از این هم نامه نوشته شده به مقامات جمهوری اسلامی و بازهم ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Aug 14 2013

بازداشت دستکم سه نوکیش مسیحی در تبریز

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: منصور برجی، سخنگوی «کليساهای ايرانی همگام»، به راديو فردا می گويد طبق آخرین گزارش های رسیده، دستکم سه نفر از نوکيشان مسيحی در تبریز بازداشت شده اند.

به گفته آقای برجی، «گزارش‌ها همچنين از ضرب و شتم يکی از اين نوکيشان مسيحی در طول دوران بازجويی و بستری شدن او در بيمارستان زندان مرکزی تبريز حکايت دارد.»

در همین حال به گزارش سایت «محبت نيوز» که خبرهای مربوط به مسيحيان ايران را پوشش می دهد، سه تن از نوکيشان مسيحی ساکن تبريز، به نام های فرشيد مدرس اول، محمدرضا پيری و ياشار فرزين نو در تاريخ ۲۰ تيرماه سال جاری توسط ماموران امنيتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.

آقای برجی در این رابطه می گوید «از اتهامات اين افراد که از ۲۰ تيرماه بازداشت شده‌اند اطلاعی در دست نيست. آقای ياشار فرزين پور و همسرش پيشتر نيز توسط ماموران امنيتی برای انکار ايمان مسيحی خود و بازگشت به اسلام تحت فشار و تهديد قرار گرفته اند.»

سخنگوی «کليساهای ايرانی همگام»می افزاید «از اواسط ارديبهشت ماه سال جاری تعداد قابل توجهی از نوکيشان مسيحی در شهرهای مختلف اهواز، تهران، شيراز،‌ رشت، اصفهان و تبريز با دستگيری و صدور احکام سنگين مواجه بوده‌اند.»

وی می گوید «تنها در اين مدت برای ۳۰ نفر از مسيحيان، مجموعا ۵۲ سال احکام زندان صادر شده است. تعداد نوکيشان مسيحی که بازداشت شده‌اند از موارد گزارش شده بيشتر بوده و از سرنوشت عده‌ای از آنها اطلاعی دقيقی در دست نيست.»

هفته گذشته نیز مصطفی بردبار، از نوکيشان مسيحی، توسط قاضی پيرعباس، رئيس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی، به ده سال حبس تعزيری محکوم شد.

در سال‌های اخير تعداد زيادی از افرادی که از اسلام به مسيحيت تغيير دين داده‌اند، دستگير و به حبس های طولانی محکوم شده‌اند.

همچنين در مواردی کليساهای مسيحيان تعطيل شده و از فعاليت‌های دينی آنها جلوگيری به عمل آمده است.

No responses yet

Aug 14 2013

۵۵ زندانی سیاسی تبعیدی به اوباما: با نظام ایران سازش نکنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: ۵۵ نفر از زندانیان سابق سیاسی که اینک در تبعید به‌سر می‌برند، با اشاره به انتخاب یک «جنایت‌کار» به عنوان وزیر دادگستری، از اوباما خواسته‌اند با نگاهی به وضع حقوق بشر در ایران، با نظام ایران سازش نکند.

نامه سرگشاده «حقوق بشری» زندانیان سابق سیاسی و در تبعید به باراک اوباما برای پایان مماشات با جمهوری اسلامی، که از سوی منوچهر محمدی در اختیار خودنویس قرار گرفته، به شرح زیر است:

پرزیدنت باراک اوباما، رئیس جمهوری محترم ایالات متحدهٔ آمریکا

ما بازماندگان و زندانیان سابق سیاسی ایران، که حکایت رنج و دردمان برای همیشه در تاریخ ثبت شده، ما هم‌بندان و هم‌رزمان «فرشته علیزاده»ها، «ندا آقا سلطان»ها، «فرزاد کمانگر»ها، «فیض مهدوی»ها، «اکبر محمدی»ها ، «سعید زینالی»ها ، «امیدرضا میر صیافی»ها، «امیر ساران»ها، «حجت زمانی»ها، «افشین اسانلو»ها، «کرمی خیر آبادی»ها، «رجبی»ها، «روح الامینی»ها، «سهراب اعرابی»ها، «اشکان سهرابی»ها، «تامی حامی‌فر»ها، «محمد مختاری»ها، «کیانوش آسا»ها و هزاران اعدامی و قتل و کشتارها که قربانی جهل و جنون جمهوری اسلامی ایران شده‌اند، مراتب نارضایتی‌ و اندوه فراوان خود را از استمرار سیاست مماشات دولت شما با نظامی که بزرگ‌ترین جنایات را بر ملت ایران روا داشته؛ به اطلاع شما و ثبت در تاریخ رسانده؛ یادآوری می‌کنیم نامه‌ای که این روزها به نام «زندانیان سیاسی سابق و فعلی‌» برای شما ارسال شده، و مورد تبلیغ قرار گرفته؛ صرف‌نظر از حقیقت یا عدم حقیقت امضاها، تلاشی برای آن است که استبداد، جان تازه‌ای بیابد.

این روزها گروهی ساده‌دل، سر کار آمدن جنایت‌کارانی بزرگ چون مصطفی پور محمدی را که تنها در سال ۱۳۶۷ احکام اعدام ۴هزار زندانی سیاسی را صادر کرده‌ند، با این فکراشتباه که او، و چون او، ناجی مردم ایران خواهند بود، جشن گرفته‌اند.

بسیاری از امضاکنندگان آن نامه که از شما خواسته‌اند با «قاتلین ملت ایران» مهربان باشید، از مقام‌ها و بلند پایه‌گان اصلاح‌طلب سابق نظام جمهوری اسلامی هستند، که از یک سو، فراموش کرده‌اند که خود به‌علت روح آزادی‌خواهی مورد خشم و غضب رهبری قرار گرفتند و به زندان افتاده‌اند و از سوی دیگر، به دلیل همین تحمل رنج در سالیان حبس‌شان از سوی فرقه رهبری، مورد احترام ما دیگر زندانیان سیاسی سابق هستند، چرا که ما خود به واقع از زندان کشیده‌های رنج‌دیده‌ای چون آنان هستیم و رنج آنان را نیز رنج خود می‌دانیم.

اگر چه به واقع باید اذعان نمود که آنان در محاسبات، فریب قواعد بازی سیاسی ولی‌ فقیه «اصلاح‌ناپذیر» را خورده و به میدان باز گشته‌اند تا بار دیگر به اشتباه، هم افکارعمومی غرب و آمریکا را به استمرار مماشات با استبداد حاکم بر ایران ترغیب نمایند و هم نظام ولی فقیه را چون زمان دولت اصلاحات از بحران مشروعیت برهانند و موجبات تثبیت و بقای عمر نظام او را فراهم سازند. با اینکه همگی به‌خوبی واقفند که مطابق قانون اساسی، رییس جمهوری در برابر رهبری، نه تنها «هیچ‌کاره» است، بلکه به واقع فرمان‌بر و خادمی برای رهبر بیش نیست.

کاش آن زندانیان ارجمند، به‌جای نامه‌ای سیاسی برای حفظ رژیم ولی فقیه به شما، از شما و دیگر رهبران سیاسی دنیا و دبیر کل سازمان ملل متعهد می‌خواستند که به جد بر رهبری ایران فشار وارد آورند تا احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر آن سازمان مجوز ورود به ایران را دریافت، و از اعدام همزمان با آغاز به کار ریاست جمهوری حسن روحانی که به خواست رهبری انجام می‌گیرد، گزارش تهیه کند وسپس به استحضار دنیا برساند!

هم‌چنان که در زمان ریاست جمهوری دولت اصلاحات خاتمی با اراده و خواست رهبری، اعدام و سنگسار صورت می‌گرفت، اما نه تنها رییس دولت اصلاحات کاری ساخته نبود، که برای حفظ قدرت و موقعیت خویش از مردمی که به او اعتماد کرده بودند طلب کمک نکرد؛ مردمی که به او رای داده بودند. او متاسفانه درمواقع نیاز، حتی به شیوه صحیح مسالمت آمیز و دموکراتیک، از مردم کمک نخواست، چرا که تا به‌زعم خویش، رهبری به واقع ضد مردمی را نیازارد ورهبر جمهوری اسلامی،به تقابل با او بر نیاید.

آنچه برای ما زندانیان سابق امضا کننده این نامه «حقوق بشری» در دوره حسن روحانی عیان است، تحقق چیزی بنام تکرار «دور تسلسل باطل» خواهد بود و بس. چرا که آزموده را نه یک بار، بلکه چندین بار آزمودن آن‌هم با وجود شخص بی‌ظرفیت و بیماری چون خامنه‌ای که به‌عنوان رهبری در راس نظام می‌باشد، خطاست.

آقای رئیس جمهوری

دولت آمریکا در حالی‌ به تبادل پیام‌های دوستی‌ با رئیس جمهور جدید نظام مشغول است که نگاهی‌ به پرونده وزرای پیشنهادی ایشان نشان خبر از شدت یافتن نقض شدید حقوق بشر در دوران زمام‌داری ایشان می‌دهد. مجبور به یادآوری نمونه‌ای از نگاه ضّد بشری حاکم بر کابینه پرزیدنت حسن روحانی هستیم:

وزیر دادگستری ایشان که نماد دیدگاه دولت در برابر مقوله «عدالت» است، کسی است که بیشترین بی‌ عدالتی‌ها را در حق ما و هموطنان ما روا داشته. بر اساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، پورمحمدی به دلیل عضویت در هیات ۳ نفره اعدام سراسری ۳۸۰۰ زندانی سیاسی موسوم به «هیست مرگ»، به جنایت علیه بشریت متهم شده است.(وی در آن زمان سمت معاونت وزارت اطلاعات را بر عهده داشت)

همچنین وی متهم به مشارکت در قتل روشنفکران و روزنامه‌نگاران منتقد حکومت ایران موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای بوده است. در گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، تمام این قبیل اقدامات فراقانونی و با برنامه‌ریزی برشمرده شده است.

آقای رئیس جمهوری

شاید تحلیل شما در توجیه روی‌کرد سازش با دولت جدید در ایران این باشد که در انتخابات اخیر ۱۸ میلیون ایرانی به حسن روحانی رای داده‌اند و ایشان منتخب ملت است؛ در پاسخ به این شائبه می‌توانید با مراجعه به شیوه رای‌گیری در جمهوری اسلامی به راحتی‌ دریابید که شرایط اقتصادی، روانی‌ و امنیتی در ایران بگونه‌ای‌ای است که ملت علاوه بر اینکه از بیم مشکلات ناشی‌ از عدم شرکت در انتخابات از قبیل اخراج از کار و تحصیل، به‌طور بی‌ سابقه‌ای در تنگنای اقتصادی و سیاسی اسیر بوده و مجبور هستند بین بد وبدتر، بد را برگزینند.

بی‌ گمان ادامه لابی‌ گری و مماشات با چنین باندی که آمر و عامل قتل، کشتار، و آوارگی صدها هزار ایرانی بوده‌اند؛ اشتباه فاحشی است که می‌تواند در فردای آزادی ایران به روابط دوستانه ملت‌های ایران و آمریکا لطمات جبران ناپذیری وارد آورد.

فلذا امضا کنندگان نامه حاضر که مشتی از خروار و زندانیان سیاسی و حقوق بشری ستم‌کشیده و در تبعید می‌باشند، شما ودولت شما را به قطع لابی‌گری و سازش با رژیم جنایتکار تهران فرا خوانده، مصرانه تقاضای برچیدن کانون‌ها و لابی‌های سنتی‌ جمهوری اسلامی در ایالات متحدهٔ را داریم.

یقین داشته باشید هم‌وطنان رنجدیده ما در داخل با نگرانی‌ و حساسیت موضوع مذاکره احتمالی آمریکا با جنایت‌کاران حاکم بر ایران را پیگیری می‌کنند.

با بیشترین و بهترین احترام

امضای ۵۵ نفر از زندانیان سیاسی در تبعید به ترتیب حروف الفبا

هومن آرمندی- بابک اجلالی – افشین اعرابی – بهنام امینی (مهیستان بختیاری ) – مهدی اختری – جمشید امینی – رضا (سیروس ) اشرفپور – محسن باپیری – بهروز جاوید تهرانی – بهزاد جان پناه – فرزاد جان پناه – پارسا جعفری – آرمان چاروستایی – فرزاد حمیدی – بابک حشمت ساران – هوشنگ خسرو تاج – جلال رودگر – میثم رودکی – درویش رنجبر – ایمان رضایی – سعید رضایی – محمد زمانی – علی سرمدی – مهدی ساکی – مهرداد سید عسگری – فتاح سبحانی – مرتضا شهبازی – حمید علیزاده – سید مصطفا علوی – ماشاء الله عباس زاده – عیسا علیپور – رضا قبادی – حامد کاوسی – یاسر کریمی – هوشنگ قاسمی – صبا لطفی – اکبر لکستانی – کاسپین ما کان – مهرداد لهراسبی – رضا مبین – افشین مهاجری نژاد – مهرداد ماجدی – اباذر مهرانی – کامران ملک موتی – امیر حسین موحدی – امین موحدی – مجید میرزایی – منوچهر محمدی – رضا محمدی – حامد مرادی – امید نبوی – فرزاد نیکزاد – بهنام وفا سرشت – انصافعلی هدایت – یاور یزدان پناه

No responses yet

Aug 13 2013

نقش زاکانی در سرکوب سال‌های ۷۸ و ۸۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: علیرضا زاکانی٬ نامزد رد صلاحیت شده انتخابات سال ۱۳۹۲ و یکی از فرماندهان سرکوب‌های سال ۱۳۷۸ در مخالفت با وزارت محمدعلی نجفی٬ ادعا‌های نظام درباره حواث سال ۱۳۸۸ را تکرار کرد.

آقای زاکانی روز دوشنبه (۲۱ امرداد) در مخالفت با تصدی محمدعلی نجفی بر وزارت آموزش و پروش سخنان تندی علیه وی و رهبران جنبش سبز ایراد کرد.

وی با تکرار ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی درباره وقایع سال ۸۸ خشونت‌های گسترده علیه معترضان در خیابان‌ها٬ بازداشت‌گاه‌ها و زندان‌ها را انکار و رهبران جنبش سبز را متهم به «دروغگویی» کرد.

علیرضا زاکانی به عنوان یکی از فرماندهان بسیج دانشجویی به همراه حسین فدایی٬ دبیر کل جمعیت ایثاگران انقلاب اسلامی دو عامل پشت پرده سرکوب‌های سال ۱۳۸۸ هستند.

زاکانی سال ۱۳۷۸ و در جریان ناآرامی‌های کوی دانشگاه تهران فرمانده بسیج دانشگاه‌های تهران بود که در این حوادث نقش مهمی در ارائه اطلاعات به سپاه برای برخورد با دانشجویان معترض داشت.

سال ۷۸ نیرو‌های تحت امر زاکانی در بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران با حضور در میان دانشجویان از آن‌ها فیلم‌برداری و عکاسی کرده و پس از شناسایی٬ اطلاعات معترضان را در اختیار سپاه تهران قرار می‌دادند.

محمد دهقانی٬ نماینده کنونی مجلس که در آن زمان جانشین زاکانی در بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران بود نیز نقش مهمی در این سرکوب‌ها داشت.

زاکانی و دهقانی پس از موفقیت در این پروژه سرکوب٬ چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۸۲ با استعفا از مقام خود وارد مجلس شدند.

سید نظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس٬ رضا سراج یکی از بازجویان سپاه پاسداران و حسین قدیانی فرمانده بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران نیز از نیرو‌های زاکانی در سال‌های فرماندهی وی محسوب می‌شوند.

زاکانی که در ۱۰ سال گذشته فعالیت‌های محافظه‌کارانه و امنیتی خود را در قالب نمایندگی مجلس دنبال کرده٬ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نامزد شد اما صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان رد شد.

شورای نگهبان چند روز مانده با اعلام نتیجه بررسی صلاحیت‌ها از وی خواست پیش از اعلام رد صلاحیتش از عرصه انتخابات کنار رود زاکانی نیز چنین کرد.

آقای زاکانی با گذشت بیش از یک ماه از رد صلاحیت خود از سوی شورای نگهبان به علت این تصمیم شورا اشاره‌ای نکرده است.

No responses yet

Aug 13 2013

رئیس پلیس ایران: پیام انتخاب آقای روحانی را باید بگیریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

آیت الله بی‌بی‌سی: اسماعیل احمدی مقدم، رئیس پلیس ایران امروز دوشنبه ۲۱ مردادماه اعلام کرد: “طرح فرهنگ عفاف و حجاب در حال نوسازی است که فکر می کنیم ظرف سه ماه آینده سند فرهنگ عفاف و حجاب به روز شود.”

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای مقدم گفت که سند فرهنگ عفاف و حجاب در سال پایانی دولت آقای خاتمی تهیه و تدوین شده بود که “خودشان نیز به آن انتقاد داشتند. در دوره احمدی نژاد چالش بر سر این موضوع داشتیم و دولت او نیز این قانون را اجرا نکرد. امیدواریم با نوسازی سند این قانون اجرایی شود.”

او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، افزود: آقای روحانی با یک خط و مشی رای آورد، بالاخره مردم به ایشان رای دادند. “ما باید پیام این انتخاب را بگیریم.”

آقای احمدی مقدم، با اشاره به فیلمبرداری از پوشش زنان در شهرهای ایران گفت” با آمدن آقای روحانی هیچ تغییری در وضعیت عفاف و حجاب به وجود نیامده است.عده ای سعی می کردند که بگویند اوضاع حجاب بد شده است کشف حجاب بیداد می کند اما بر اساس مستندات پلیس وضعیت حجاب هیچ تغییری نکرده است و آمارها و رصد ما نیز چنین چیزی را نشان نمی دهد.”

رئیس پلیس ایران همچنین در خصوص امنیت در ایران گفت: “خوشبختانه امروز از مرز تا مرکز هیچ جایی وجود ندارد که ما خلاء امنیتی داشته باشیم و تنها در مرز بحث عمران وجود دارد.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .