اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'دانشجویی' Category

Aug 13 2014

نجات یافته «اتو بوس مرگ» افتخار آفرین شد: اهدای جایزه معتبر جهانی ریاضیات به مریم میرزاخانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی

شرق: دکتر مریم میرزاخانی که به‌واسطه تحقیقات برجسته‌اش در حوزه هندسه و نظریه ارگودیک کاملا شناخته‌شده است، به‌همراه پیتر شولز، دیگر ریاضیدان برجسته در حوزه ریاضیات هندسه جبری موفق به دریافت جایزه 2014 موسسه Clay شد.
دکتر میرزاخانی که در سال 2005 از سوی نشریه آمریکایی «پاپیولار ساینس» به‌عنوان یکی از 10 ذهن جوان برگزیده سال در آمریکای‌شمالی معرفی شده، جوایز علمی متعددی از جمله جایزه ستر انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳ را در کارنامه علمی خود دارد. وی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ در زمان تحصیل در دبیرستان با کسب مدال طلای المپیاد ریاضیات کشوری به المپیاد جهانی ریاضیات در هنگ‌کنگ و کانادا اعزام شد که در المپیاد ۱۹۹۵ کانادا علاوه بر کسب مدال طلا، حایز بالاترین امتیاز در بین دانش‌آموزان جهان شد. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیلات کارشناسی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی‌شریف به پایان برد.
میرزاخانی پس از پایان دوره کارشناسی برای ادامه تحصیل به دانشگاه هاروارد آمریکا رفت. وی در سال ۱۹۹۹ میلادی، زمانی که در دانشگاه پرینستون به تحقیق و تدریس اشتغال داشت موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند.
ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به‌دنبال یافتن راهی عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به‌سوی دست‌یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم‌شده روی سطوح هذلولی. میرزاخانی تلاش دارد تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیرطبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. درواقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی همچون doughnuts یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده‌ است؛ اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید درواقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یکسری از حلقه‌ها روی سطح اینگونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.
میرزاخانی در سال 2005 زمانی که با کمتر از 30سال سن در دانشگاه پرینستون آمریکا تدریس می‌کرد، از سوی نشریه علمی Popular Science به‌عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد. به نوشته «یواس‌ای‌تودی» این فهرست ۱۰نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند. دلیل انتخاب مریم میرزاخانی، فعالیت‌های وی در زمینه محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی بود. این نخبه جوان ریاضی از بازماندگان سانحه غمبار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست‌ودومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی) به دره سقوط کرد و طی آن شش نفر از دانشجویان نخبه ریاضیدانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی – برنده دو مدال طلای المپیادجهانی – علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی، دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

No responses yet

Aug 03 2014

«دو شرط» نمایندگان مجلس برای انصراف از استيضاح وزير علوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: ناصر موسوی لارگانی، نماينده مجلس، روز شنبه ۱۱ مردادماه گفته است، شرط  نمايندگان برای انصراف از استيضاح وزير علوم اين است که دانشجويان ستاره داری که به تحصيل بازگشته اند و همچنين  مديرانی  که در این وزارتخانه سابقه حمايت از اعتراضات سال ۱۳۸۸ را دارند،‌  اخراج شوند.

به گزارش خبرگزاری مهر اين عضو «کميته منتخب استيضاح‌کنندگان » در خصوص شروط خود برای انصراف از استيضاح‌ وزير علوم گفته است: «دانشجويان ستاره داری که به دانشگاه بازگشته اند و افرادی که در فتنه ۸۸ فعال بوده و دستگير هم شدند و هم اکنون در پستهای کليدی وزارت علوم سمت دارند بايد اخراج شوند. »

اوايل تيرماه سال جاری طرح استيضاح رضا فرجی دانا، وزير علوم  با امضای ۵۰ نماينده مجلس خبرساز شد، ولی هيات رييسه مجلس از اعلام وصول اين طرح خوداری می‌کرد و خواستار برگزاری نشست بین طراحان استيضاح و وزير علوم بود.

شماری از نمايندگان مجلس که خواهان استيضاح وزير علوم هستند از چهره‌های شاخص وابسته به جبهه پايداری از تشکل‌های تندرو مخالف دولت حسن روحانی هستند.

ناصر موسوی لارگانی در خصوص پيش شرط استيضاح کنندگان برای دانشجويان ستاره دار گفته است:« اين دانشجويان مشکل داشته اند و بار ديگر به دانشگاه بازگشتند، اکثر اين دانشجويان با استعلام شناسايی شده اند و برای يک سری ديگر از اين دانشجويان بايد استعلام صورت گيرد. اين دانشجويان که با برخی گروهکها در ارتباط بودند و حال به دانشگاه برگشته اند بايد اخراج شوند.»

وزارت علوم پيشتر در خصوص بازگشت اين دانشجويان به تحصيل گفته بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی مجوز اين کار را صادر کرده و اين وزارتخانه نقشی در تصويب آن نداشته است.

ناصر موسوی لارگانی همچنين  درباره شرط دوم نيز گفته است:«افرادی هستند که در فتنه حضور فعال داشتند و دستگير هم شدند اما هم اکنون در پستهای کليدی وزارت علوم در حال فعاليت هستند که از وزير علوم خواسته ايم اين افراد برکنار شوند.»

طرفداران رهبر جمهوری اسلامی و رسانه های اصولگرايان از اعتراضات به انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ به عنوان «فتنه» ياد می کنند.

طرح استیضاح رضا فرجی دانا با واکنش منفی بیش از ۹۰۰ استاد دانشگاه‌های ایران روبرو شده و آن‌ها در نامه‌ای به علی لاریجانی از عملکرد وزیر علوم حمایت کردند.

نمایندگان و رسانه‌های نزدیک به دولت حسن روحانی می‌گویند که این طرح، «سیاسی کاری» بوده و دلیل آن به خطر افتادن منافع استیضاح کنندگان است.

No responses yet

Jul 15 2014

چنین گفت روحانی: سخنرانی آقای حقوق‌دان در تجمع ۲۳ تیر ۱۳۷۸ در محل برگزاری نماز جمعه تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دقیقه ۲۱: در میان افرادی که دستگیر شدند، افراد شرور، افراد جنایتکار و سابقه‌دار، افراد وابسته به گروهک‌های معاند و ورشکسته، افرادی که به نوعی از سوی دست‌های مشکوک تطمیع شده بودند، همه اینها دیده می‌شوند که سر فرصت به مردم معرفی خواهند شد و بی‌تردید آنهایی که به آشوب و تخریب اموال عمومی و تعرض به نظام در این چند روز مشغول بودند، در دادگاه‌های صالحه ما محاکمه خواهند شد و به عنوان محارب و مفسد مورد مجازات قرا خواهند گرفت.

No responses yet

Jul 11 2014

شیخ معتدل: گفتم نهضت آزادی‌ها را سینه‌ی دیوار بگذارید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

خودنویس: علی‌اکبر ناطق‌نوری رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی در جلد دوم کتاب خاطرات خود روایتی از تعطیلی روزنامه سلام و ماجرای کوی دانشگاه تهران ارائه داده است.
به گزارش خبرگزاری «تسنیم» ناطق‌نوری درباره ماجراهای ۱۸ تیر ۷۸ گفته است که به عقیده‌ی او نهضت آزادی پشت‌پرده‌ آن جریان بوده‌اند.

بر اساس این گزارش، ناطق گفته است: «اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم باید سران این‌ها را دستگیر کرده … حتی اگر لازم باشد آن‌ها را به سینه‌ دیوار بگذاریم.»

وی ماجرا را این‌گونه شرح داده که در عصر روز ۱۸ تیر جلسه‌ی محرمانه‌ای نزد علی خامنه‌ای برگزار می‌شود و او هم شرکت می‌کند: «رهبری از وزیر کشور سوال کردند (نزدیک غروب بود): «اوضاع چه‌خبر است؟» گفت: «حاج آقا، تظاهرات و ناآرامی‌ها را جمع کردند و بر همه‌چیز مسلط هستیم». من چون خودم از بعدازظهر قضایا را تعقیب می‌کردم، خیلی عصبانی بودم، بین حرف پریدم و با تندی گفتم: «آقا، ایشان گزارش بی‌ربطی می‌دهند، این‌طور نیست. همین الآن در میدان بخارایی، سپاه درگیری دارد. این‌ها را آقای صفوی بفرمایند. آقای رحیم صفوی گفت: «درست است» جالب‌تر از همه این که خود آقا فرمود: «تنها در میدان بخارایی نیست، شهر ری هم الآن آشوب است،» یعنی خود آقا از همه‌ ما بیش‌تر، خبر داشت.»

ناطق افزده است: «من همان‌جا گفتم: «آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادی و این نیروها پشت‌پرده‌ این جریان هستند و اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم، به‌نظر من باید سران این‌ها را دستگیر کرده، عده‌ای را که در صحنه آشوب کردند هم به‌سرعت محاکمه کنیم. حتی اگر لازم باشد آن‌ها را به سینه‌ دیوار بگذاریم. اگر قصد براندازی نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آن‌ها برخورد شود».

ناطق‌نوری که اکنون به‌عنوان شیخ معتدل معرفی می‌شود ادامه داده است: «بعضی از مسوولان خیلی جا خوردند و گفتند: این نوع حرف زدن جلوی آقا؟! اما من ریشه‌ اغتشاش را در نهضت آزادی می‌دانم، این‌ها دنبال براندازی هستند و در کشور بحران ایجاد می‌کنند و بالاخره باید با آن‌ها برخورد کرد، حکومت تعارف ندارد. در نهایت، با این ناآرامی‌ها خوب برخورد شد و بعضی‌ها را هم دستگیر کردند..»

رییس اسبق مجلس شورای اسلامی همچنین گفته است که مصطفی معین در آن زمان باید محاکمه می‌شد.

آقای معین در زمان ۱۸ تیر وزیر علوم بود که به جهت برخورد با دانشجویان استعفا داد.

وی در پایان هم گفته که با تایید رهبری در آن جلسه سپاه وارد ماجرا شد و قضیه را جمع کرد.

فرهاد نظری، سرکوبگر ۱۸ تیر: خانه‌نشین شده‌ام

در همین راستا فرهاد نظری٬ فرمانده پیشین پلیس تهران نیز با گلایه از دوستانش می‌گوید «خانه‌نشین» شده است.

آقای نظری گفته «خانه‌نشین شده و در کنار خانواده‌اش روزگار می‌گذراند و چند کتاب هم در دست چاپ دارد.»

وی افزوده پس از وقایع سال ۱۳۷۸ دوستانش با وی «نامهربان» و «کم لطف» بوده‌اند٬ دوستانی که به گفته نظری «حالا هر یک پُستی را اشغال و او را فراموش کرده‌اند.»

این فرمانده سابق پلیس دوستان خود را متهم کرده که قصد داشته‌اند وی را «حذف» کنند.

نظری اضافه کرده پلیس در حادثه کوی دانشگاه تهران طبق «دستور» به محل حادثه رفته و فردی با استفاده از «بی‌سیم» پلیس٬ به نیرو‌های حاضر در محل دستور استفاده از سلاح گرم را داده بود.

این مقام سابق پلیس افزوده ۱۷ و ۱۸ تیر در موقعیت مقابله با «براندازی» قرار داشته و بدلیل این‌که به خیلی‌ها «امتیاز» نداده، محاکمه شده است.

نظری اضافه کرده که ۱۸ تیر «یک‌ تنه مقابل یک دولت کودتاچی ایستاد» و در حال حاضر مورد «بی‌مهری» دوستان خود قرار گرفته است.

نظری همچنین گفته است محمد خاتمی باید برای وقایع کوی دانشگاه تهران سال ۱۳۷۸ محاکمه شود.

No responses yet

Jul 10 2014

روحانی و ماجرای ۱۸ تیر ۱۳۷۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: حسن روحانی در سال ۷۸ دانشجویان معترض در واقعه ۱۸ تیر را اوباش و برانداز خطاب کرد. او گفت: «این‌ها پست‌تر از آن هستند که برانداز نام بگیرند».

۱۸ تیر، توقیف سلام یا دزدیدن ریش تراش؟

دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸ تجمعی مسالمت آمیز برپا کردند. در واکنش به این اقدام دانشجویان، افراد موسوم به لباس شخصی به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله بردند. این افراد علاوه بر تخریب اموال دانشجویان، آن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند.

این درگیری و هجوم به خوابگاه‌های دانشجویی تا صبح ادامه داشت. نیروهای انتظامی و امنیتی تعداد بسیار زیادی از دانشجویان را دستگیر کردند و تحت بازجویی قرار دادند.

اقدام خشونت بار آنان علیه دانشجویان معترض منجر به بروز واکنش‌هایی از سوی دانشجویان و مردم تهران و شهرستان‌ها شد.

یک روز پس از حمله به کوی دانشگاه تهران، روز شنبه ۱۹ تیر در دانشگاه تبریز درگیری‌ها منجر به کشته شدن چندین نفر شد. از جمله کشته‌شدگان این واقعه عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده و تامی حامی‌فر بودند. اعتراضات تا چند روز بعد نیز ادامه داشت.

ماجرا به همین جا ختم نشد. دانشجویان نیروی انتظامی را عامل اصلی حمله به کوی دانشگاه و دانشجویان معترض دانستند و خواهان عزل فرمانده آن بودند. با وجود این‌که علی خامنه‌ای این اتفاقات را محکوم کرد اما هرگز حاضر به برکناری فرمانده پلیس شهر تهران نشد.

تبرئه!

یک سال پس از این واقعه، دادگاهی برپا شد تا عاملان حمله به کوی دانشگاه را محاکمه کنند. نتیجه این دادگاه اما تنها نمکی بود که بر زخم آسیب‌دیده‌گان این حادثه ریخته شد.

قوه قضاییه همه نیروهای پلیس از جمله سردار نظری و شبه نظامیان وابسته را تبرئه کرد. تنها محکوم این دادگاه سرباز اروجعلی ببرزاده بود. هم‌چنان روشن نیست که عاملین اصلی این اتفاق چه کسانی بودند و هنوز پاسخی به چرای دانشجویان درباره این حمله خشونت‌بار داده نشده است.

«این‌ها پست‌تر از آن هستند که  برانداز نام بگیرند»

شورای هماهنگی تبلیغات در روز ۲۳ تیر همان سال یک راهپیمایی با هدف حمایت از صحبت‌های علی خامنه‌ای و اعتراض متقابل علیه دانشجویان به منظور آرام کردن فضای ملتهب آن روزها ترتیب داد. در این راهپیمایی حسن روحانی نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی سخنرانی بسیار طولانی کرد.

روحانی در سخنانش دانشجویان معترض در واقعه ۱۸ تیر را اوباش و برانداز خطاب کرد و گفت: « اگر منع مسوولين نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غيور و انقلابی ما با اين عناصر اوباش به شديدترين وجه برخورد می‌كردند و آن‌ها را به سزای اعمال‌شان می‌رساندند». او در بخش دیگری از این سخنرانی طولانی با تهدید مجدد دانشجویان اضافه کرد: « مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوب‌گر – اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد…»

وقتی حافظه تاریخی آقای حقوق‌دان ضعیف می‌شود

قریب به ۱۴ سال پس از حمله به کوی دانشگاه تهران، ابعاد مهمی از این واقعه هم‌چنان مغفول و مبهم باقی مانده است. با این‌که عاملین  این بی‌حرمتی در دادگاه‌های حکومتی تبرئه شدند اما هنوز پس از گذشت بیش از یک دهه، افراد دست اندرکار هم‌چنان سعی دارند تا اتهامات وارده را از خود دور کنند. حسن روحانی و محمدباقر قالیباف دو کاندیدای ریاست جمهوری دور یازدهم و از چهره‌های حاضر در واقعه حمله به کوی دانشگاه بودند. این دو در مناظره‌های انتخاباتی و جلسات عمومی و خصوصی خود در دانشگاه‌ها مجدداً پرونده ۱۸ تیر را گشودند تا با دستمایه قرار دادن این موضوع اهداف انتخاباتی و تبلیغی خود را پیش ببرند.

قالیباف در جلسه‌ای خصوصی با حضور بسیج دانشجویی دانشگاه شریف اعتراف‌های جدیدی کرد. او در این جلسه گفت: «حادثه سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامه‌ای را که نوشته شد من نوشتم (نامه فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی). بنده و آقای سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت رهبری راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب‌زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟».

چندی بعد فایل صوتی این اظهارات او منتشر شد و واکنش‌های بسیاری را به‌همراه داشت. در بخشی از این فایل صوتی قالیباف می‌گوید در سالگرد ۱۸ تیر  سال ۸۲ حکم تیراندازی در کوی دانشگاه را از شورای امنیت ملی برای ناجا گرفته بود اما پس از انتشار این فایل صوتی و واکنش‌ها به آن، در سخنرانی بعدی خود این حرف را اصلاح کرد و گفت حکم تیر را آن‌ها به من دادند اما من نپذیرفتم.

مناظره‌های انتخاباتی که از صدا و سیما پخش شد نیز فرصتی فراهم کرد تا بحث واقعه ۱۸ تیر مجددا به میان آید. در سومین مناظره، محمدباقر قالیباف خطاب به روحانی گفت: «در سال ۸۲ که من فرمانده نیروی انتظامی بودم در جلسه‌ای به شما که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید، گفتم که اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت به مناسبت وقایع سال ۸۲ تجمعی در چارچوب قانون داشته باشد، اما شما گفتید که به دنبال دردسر نیستید و نیاز به مجوز نیست».

حسن روحانی در جواب گفت: «آقای قالیباف دلم نمی‌خواست بگویم. آن‌جا بحث این بود شما می‌گفتید دانشجویان بیایند ما برنامه گازانبری داریم و کار را تمام می‌کنیم. ما می‌گفتیم راه این نیست که مجوز بدهیم بعد گاز انبری آن‌ها را دستگیر کنیم، راه این است که از ابتدا به آن‌ها بگوییم یا مجوز نیست یا اگر هست بیایند کار خودشان را انجام دهند، تظاهرات کنند و مبدأ و انتها نیز معلوم باشد».

این ادعاهای روحانی درحالی‌است که او ۱۸ تیر سال ۷۸ دانشجویان معترض را متهم کرد که به اموال عمومی خسارت زده‌اند و خواستار محاکمه آنان به‌عنوان دشمنان حکومت شد.

دوسال پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، سردار رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا و فرمانده سابق کل سپاه پاسداران در مصاحبه‌‌ای از بخش دیگر اتفاقات آن سال و نقش روحانی در سرکوب‌های ۱۸ تیر پرده برداشت.

او گفت: «در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رای داد و گفت: سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران».

با این حال حسن روحانی در مصاحبه‌ای که اردیبهشت ۹۲ انجام داد بدون هیچ اشاره‌ای به این موضوع، در دفاع از اقدامات صورت گرفته توسط شورای امنیت ملی در واقعه ۱۸ تیر گفت که اقدامات شورای عالی امنیت ملی را درست و عاقلانه می‌دانم. روحانی در ادامه با اشاره به دادگاهی شدن سردار نظری گفت: «برای اولین‌بار شورای‌عالی امنیت ملی یک مقام رده‌بالای امنیتی را به‌عنوان یکی از مقصران معرفی کرد و به دادگاه سپرد.» اما از تبرئه شدن این مقام رده بالای امنیتی در مصاحبه خود هیچ حرفی به میان نیاورد.

امروز ۱۵ سال از واقعه تلخ و دردناک ۱۸ تیر می‌گذرد و هنوز سوال‌ها و ابهامات بسیاری در خصوص آن موجود است. سعید زینالی یکی از دانشجویان دانشگاه تهران بود که در جریان این حادثه مقابل چشمان مادرش بازداشت شد. مادر سعید بعد از ۱۵ سال هنوز منتظر فرزندش است و هیچ خبری از او ندارد، جز یک تماس تلفنی کوتاه. او در مصاحبه‌ای گفت: «۱۵ سال است که در به در به این اداره و آن اداره سر زدم. هنوز یک ارگان مسوولیت بچه مرا به گردن نمی‌گیرد که بگوید چه اتفاقی افتاده است…. ما نمی‌خواهیم سعیدهای دیگری را هم از دست بدهیم».

No responses yet

Jul 10 2014

در آستانه ١٨ تير؛ روایت يك مادر از ١٥ سال جستجو: سعید زینالى کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

راه دیگر: پانزده سال گذشت، سعید بیست و سه ساله من الان شده سی و هشت ساله، فریاد دادخواهی من را بشنوید. الان سالگرد هیجده تیر است مثل اینکه در خانه من عزا است، گریه می کنم و می گویم خدای من یک هیجده تیر دیگر رسید و هنوز از سعید من خبری نشد. اگر رهبر صدای یک مادر که دادخواهی می کند و بدنبال عدالت می دود را می شنود جواب من را بدهد فرزندم کجاست؟

اینها صدای لرزان و پردرد مادری است که پانزده سال بدنبال سرنوشت نامعلوم فرزندش می دود اما هیچیک از مقامات جمهوری اسلامی پاسخی به او نمی دهند.

سعید زینالی دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی پس از حمله به کوی دانشگاه در تیر ۱۳۷۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت شد و تاکنون خبری از وی به دست نیامده است.

اکرم نقابی مادر سعید زینالی در آستانه سالگرد هیجده تیر از آخرین پیگیر هایش به “راه دیگر” می گوید: “دو هفته پیش به دفتر علیرضا آوایی، رئیس کل دادگستری استان تهران مراجعه کردم اما متوجه شدم که بعد از حوادث بند ۳۵۰ آقای اسماعیلی جانشین ایشان شده اند. آقای اسماعیلی گفتند از قضیه اطلاعی ندارند. من سوال کردم پرونده ای که یکسال و نیم پیش آقای آوایی بوده را ایشان با خود برده اند یا گزارشی روی پرونده گذاشته اند که به کجا رسیده است. اینقدر ناراحت شدم همانجا گفتم که مثل اینکه ما پانزده سال قصه برای شما می گوییم هر کسی جابجا می شود دوباره پرونده را از صفر شروع می کنند پس تکلیف ما چیست؟ آقای اسماعیلی گفتند یک هفته فرصت بدهید تا پیگیری کنم و به شما زنگ بزنم؛ الان یک هفته بیشتر گذشته هنوز تماس نگرفتند. حالا دوباره هفته دیگر می روم ببینم بعد از پانزده سال جوابشان به من مادر چی هست؟”

وی ادامه می دهد: “در سال ۹۱ به من گفتند آخرین گزارش در مورد سعید از زندان اوین به دادستانی فرستادند. پرسیدم برای پیگیری به کجا باید مراجعه کنم گفتند به دفتر آقای آوایی مربوط به حقوق شهروندی بروم. آقای آوایی به من گفتند گزارشی که آقای دولت آبادی از اوین فرستاده اند به دستشان نرسیده و خود ایشان باید پیگیری کنند. خلاصه اینقدر رفتم و آمدم تا اینکه تنها جوابشان این بود که حاج آقا هنوز بررسی نکرده اند. سپاه ما را خواست و گفتند آقای آوایی کاره ای نیستند که ما به او جواب بدهیم ما فقط باید جواب رهبرمان را باید بدهیم. همانجا التماس کردم پس لطفا همان جواب رهبرتان را به من مادر بدهید. آخرین جوابی هم که آقای آوایی به من دادند این بود که ایشان فقط می توانند به پایین تر از خود دستور بدهند و به مقامات بالاتر نمی توانند دستور پیگیری دهند اما باز پیگیری می کنند منتهی متاسفانه آنهایی که مقامشان از او بالاتر است جواب نمی دهند.”

خانم نقابی اضافه می کند: “سپاه می گوید کار ما نیست کار اطلاعات است، اطلاعات می گوید ما نکردیم کار بسیج است…سپاه به من گفت شکایت شما از سپاه زیاد شده و دیگر نباید شکایت کنید و گفتند بسیج و اطلاعات و سپاه همه جزو یک خانواده هستند و اگر یکی از آنها اشتباه می کند نباید به پای دیگری نوشته شود. من هم گفتم همان هایی که می گویید اشتباه کردند را به من نشان دهید تا بپرسم پسر من کجاست اما هیچ جوابی نمی دهند. مسئله روشن است من به اطلاعات هم گفتم سال ۷۸ کدام دادستان حکم بازداشت ها را داده و کدام مامورین بازداشت می کردند هر دو اینها مشخص است اما باز هیچی نمی گویند. خواهش می کنم هر ارگانی پسر من را بازداشت کرده جواب من را بدهد. اگر او را کشته اند باید جواب من مادر را بدهد. خودم فکر می کنم یک بلایی به سر سعید آورده اند و حالا نمی خواهند به گردن بگیرند و اعتراف کنند که او را زیر شکنجه کشته اند تا آبروی نظام نرود.”

سعید زینالی در جریان اعتراضات دانشجویی و پنج روز پس از ۱۸ تیر ۷۸ بازداشت شد. در ۱۸ تیر ۷۸ پلیس و لباس شخصی ها، به دانشجویان کوی دانشگاه تهران که به تعطیلی روزنامه سلام معترض بودند حمله کردند.

نهادهای امنیتی پس از پیگیری‌های فراوان خانواده سعید زینالی حفاظت اطلاعات سپاه را عامل بازداشت وی اعلام کردند اما آن نهاد پاسخی ارائه نداد.

df6g54df44fبه گفته خانم نقابی پسرش چند ماه پس از بازداشت با او تماس تلفنی گرفته اما مقام‌های قوه قضائیه تا مدتی این را که او بازداشت شده بوده نمی‌پذیرفته‌اند، اما پس از پیگیری‌هایی سرانجام اعتراف کرده اند که او بازداشت بوده و تا سال ۸۱ در زندان اوین بوده است.

غیر از سعید زینالی چندین خانواده دیگر نیز پیگیر وضعیت فرزندانشان بوده‌اند که در ناآرامی‌های ۱۸ تیر ۷۸ مفقود شده بودند اما بدلیل تهدید و فشارهای امنیتی دست از پیگیری کشیدند.

مادر سعید زینالی در این زمینه می گوید: “از کلاس سعید هفت نفر دیگر هم بازداشت شدند، دو نفر از آنها دختر بودند که جنازه یکی از آنها را دادند و همان سالی که آقای موسوی خوئینی نماینده مجلس وکالت گرفتند تا پیگیری کنند تعداد خانواده ها خیلی زیاد بود اما الان هفت خانواده هستیم و نمی دانم چه با خانواده ها کردند که دست از پیگیری برداشتند. سراغ خیلی از آنها رفتم اما به من می گویند مگر تو که مدام پیگیری به جایی رسیدی؟ حتی در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد زمانی که بنزین گران شد خیلی ها ناپدید و دستگیر شدند اما متاسفانه خانواده هایشان می ترسند و می گویند شاید یک روزی بچه هایمان را آزاد کنند و بخاطر همین سکوت کرده اند و هنوز ملاقات ندارند.”

به گفته مادر سعید زینالی، روز ۲۳ تیر ۷۸ سه نفر وارد منزلشان در پونک شدند و گفتند سئوالاتی از سعید دارند و او را با خود بردند. بعد از سه ماه فقط یک تماس دو دقیقه ای گرفت و گفت حالش خوب است و پیگیر وضعیتش باشیم.

پیگیری های بی وقفه مادر سعید زینالی نهایتا به بازداشت وی در۸۸ و ۸۹ منجر شد و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شد.

او می گوید: “سال ۸۸ دو بار بازداشت شدم اما آن موقع اذیت نکردند و با احترام آزاد کردند. اما دوباره ۸۹ ده نفر اطلاعاتی شب ریختند خانه امان و دخترم و خودم را بازداشت کردند و تمام خانه را به هم ریختند و گشتند و تمام عکس های سعید را از روی میز برداشتند و در بازجویی ها هم اصرار داشتند که دیگر عکس سعید نباید در خانه ام باشد و گفتند بعد از ۱۲ سال دنبال استخوان آمدی، اگر بچه های دیگه ات می خواهند زندگی کنند حرف سعید را نباید بزنی. خلاصه دو ماه در بند ۲۰۹ بودم و با چشم بسته بازجویی می شدم بطوریکه وقتی آزاد شدم توان راه رفتن نداشتم و سه روز بعد به بیمارستان منتقل شدم و در بیمارستان گفتند سه تا از رگهای کمرم اره شده و تحت عمل جراحی قرار گرفتم.”

وی در ادامه خاطرنشان می کند: “پانزده سال کم نیست مدام پیگیری می کنم، من هم که نمی روم خودشان یک روز زنگ می زنند و می گویند فلان روز بیا از سعید خبر بدهیم می رویم و بی نتیجه، یکروز می گویند درخواست ملاقات بنویس می نویسم می گویند منتظر باش خبرت می کنیم، بعد می گویند پیگیری می کنیم صبر کن بهت زنگ می زنیم…. چرا با ما اینطور بازی می کنند؟ بگویند سعیدم را کشته اند و تمام، دیگر چرا شکنجه می کنند؟ همین الان از مراسم فوت محسن قشقایی می آیم، این یک مادر که از بین رفت، مادر و همسر پیمان عارفی هم که در بازگشت از ملاقات فوت کردند؛ اینها می خواهند من هم بمیرم تا دیگر صدای سعید برای همیشه خاموش شود و کسی نباشد که پیگیری کند اما اگر من هم بمیرم آه من گریبانگیر خواهد شد.”

مادر سعید زینالی در پایان خطاب به مسئولین کشور می گوید: “خواسته من از مقامات قضایی و رهبری این است صدای دادخواهی یک مادر را بشنوند، پانزده سال گذشت من بعنوان یک مادر حق ندارم بدانم بر سر فرزندم چه آمده است؟ اگر کشته شده چرا جنازه اش را نمی دهند و من را می دوانند؟ اگر زنده است چرا ملاقات نمی دهند؟ من تا زنده هستم دست از پیگیری بر نمی دارم و صدای دادخواهی خودم را به همه دنیا می رسانم. پانزده سال گذشت، سعید بیست و سه ساله من الان شده سی و هشت ساله، فریاد دادخواهی من را بشنوید. الان سالگرد هیجده تیر است مثل اینکه در خانه من عزا است گریه می کنم و می گویم خدای من یک هیجده تیر دیگر رسید و هنوز از سعید من خبری نشد…(به علت گریه مدتی گفتگو قطع شد) اگر رهبر صدای یک مادر که دادخواهی می کند و بدنبال عدالت می دود می شنود جواب من را بدهد، سعید من را به من برگردانند پسر من یک دانشجو بود مگر چکار کرده بود….”

No responses yet

Jul 03 2014

خامنه‌ای خواستار ممنوعیت فعالیت جریان‌های سیاسی در دانشگاه‌ها شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در حالی که انتقادات برخی نمایندگان محافظه‌کار مجلس شورای اسلامی از وزیر علوم ایران شدت یافته است، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به مسئولان این وزارتخانه هشدار داد که مانع فعالیت جریان‌های سیاسی در دانشگاه‌ها شوند.

پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله خامنه‌ای روز چهارشنبه، ۱۱ تیر، سخنان او در جمع تعدادی از اساتید دانشگاه‌های ایران را بازتاب داده است که تاکید می‌کند نباید «آرامش دانشگاه‌ها» مختل شود که در غیر این صورت «حرکت علمی کشور متوقف خواهد شد».

به گفته او، «تبدیل دانشگاه‌ها به باشگاه‌های سیاسی سم مهلکی برای حرکت علمی کشور است و متاسفانه در دوره‌ای شاهد این پدیده زیان‌بار بودیم».

این گزارش اگرچه نمی‌گوید که منظور آقای خامنه‌ای کدام دوره خاص است، اما به نظر می رسد اشاره وی به دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی معروف به دوره اصلاحات باشد.

یکی از بزرگترین ناآرامی‌ها در دانشگاه‌های ایران در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ رخ داد که با توقیف روزنامه اصلاح‌طلب «سلام» آغاز شد و به اعتراض دانشجویان و تقابل گروه‌های فشار با آنان انجامید، اعتراضاتی که در نهایت از دانشگاه هم فراتر رفت و به سطح پایتخت کشیده شد.

این گزارش در ادامه بیان می‌کند که آقای خامنه‌ای «نگرش، فهم و مشرب سیاسی در میان دانشجویان را تایید کرده» اما خاطرنشان ساخته که «این مسئله با تبدیل مراکز علمی به جولانگاه جریان‌های سیاسی تفاوت دارد» و «مسئولان ذیربط و مدیران دانشگاه‌ها باید با جدیت از تبدیل مراکز علمی به محل جولان و فعالیت‌های جریان‌های سیاسی جلوگیری کنند».

وی همچنین «توقف حرکت علمی کشور» را از «نقشه‌های اصلی دشمنان نظام اسلامی» دانسته و گفته است: «برخی در خصوص استفاده از کلمه دشمن و تکرار آن، حساسیت دارند در حالی که در قرآن کریم نیز بارها کلمه‌های شیطان و ابلیس تکرار شده که پیام آن، غافل نشدن از شیطان و دشمن است. تکیه بر موضوع دشمن به معنای توجه نکردن به مشکلات و عیوب داخلی نیست اما غفلت از دشمن بیرونی، خطای راهبردی عظیمی است که ما را دچار خسارت می کند.»

در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد گزارش‌های بسیاری از اخراج دانشجویان یا بازنشستگی اجباری اساتید به اتهام فعالیت‌های سیاسی منتشر شد.

یکی از شرط‌های نمایندگان محافظه‌کار مجلس برای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی حسن روحانی برای وزارت علوم نیز اعلام برائت آنها از معترضان سال ۱۳۸۸ بود. اما در هفته‌های اخیر انتقاد برخی از این نمایندگان از رضا فرجی‌دانا، وزیر علوم افزایش یافته است چنان که او را متهم می‌کنند با عزل و نصب‌های خود در وزارت علوم، راه را برای معترضان سال ۱۳۸۸ باز کرده است.

در همین رابطه محمود نبویان، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، روز چهارشنبه به خبرگزاری فارس گفت که آیت‌الله خامنه‌ای چندی پیش در جمع اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی آقای فرجی دانا را به‌ طور مستقیم مورد خطاب قرار داده و به او گفته است که «مانع برهم خوردن جو آرام محیط‌های دانشگاهی شود».

به گفته آقای نبویان، وزیر علوم «برخی عناصر فتنه را در مسئولیت‌هایی مستقر کرده‌است»، از جمله «وزیر پیشنهادی قبلی که رای نیاورده بود و وزیر دیگر که در اغتشاشات سخنرانی کرده بود».

اشاره آقای نبویان به جعفر میلی‌منفرد و جعفر توفیقی است که به سمت معاون آموزشی وزارت علوم و مشاور عالی وزیر علوم منصوب شده‌اند.

No responses yet

Jun 27 2014

هشدار استادان دانشگاه نسبت به بازنگری در دروس علوم سیاسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,دانشجویی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: ۱۶۰ استاد دانشگاه در نامه‌ای به حسن‌ روحانی، رئیس‌جمهور ایران، خواسته‌اند تا روند تدوین و تصویب سرفصل‌های دروس رشته علوم سیاسی را مورد بازنگری قرار دهد. به گفته آنها این رشته در معرض خطر “آسیب‌های جبران ناپذیر است”.

گروهی از اعضای هیئت علمی و اساتید رشته علوم سیاسی دانشگاه‌های ایران نسبت به فرایند تدوین و تصویب عناوین و سرفصل‌های این رشته ابراز نگرانی کرده‌اند.

در نامه‌‌ی آن‌ها خطاب به حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، که به امضای ۱۶۰ استاد دانشگاه رسیده، آمده است: «آنچه به نام اصلاح عناوین و سرفصل‌های رشته علوم سیاسی تاکنون انجام شده با کمترین مشارکت و تأیید اعضای هیأت علمی گروه‌های علوم سیاسی و نهادهای مرجع و معتبر علمی حوزه علم سیاست بوده و از آسیب‌ها، تنگناها، نواقص و خلاءهای جدی برخوردار است.»

به گفته نویسندگان میزان نارسایی‌های این روند تا آن اندازه جدی است که “چشم‌انداز اجرای آن وارد نمودن آسیب‌های جبران‌ناپذیر بر رشته علوم سیاسی خواهد بود”.

این اساتید از حسن روحانی که ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر عهده دارد‌، خواسته‌اند تا هر چه سریع‌تر با توقف موقت یکساله اجرای این روند، “زمینه مشارکت گروه‌‌های علوم سیاسی دانشگاه‌ها و مراجع معتبر علمی این حوزه در امر بازنگری عناوین و سرفصل‌های دروس رشته علوم سیاسی” را فراهم آورد.

دغدغه و گلایه رهبر از وضعیت تدریس علوم انسانی

رئیس‌جمهور ایران اردیبهشت ماه امسال در یک سخنرانی بر ضرورت “اسلامی کردن رشته‌های علوم انسانی” تأکید کرده اما هم‌زمان خاطرنشان ساخت: «اما باید توجه داشته باشیم که کجا را باید اسلامی کنیم و راه را اشتباه نپیماییم، چون پایه‌ها و مبانی علم و دانش، اسلامی، مسیحی و یهودی ندارد و پایه‌های علم جهانی است و جغرافیا نمی‌شناسد.»

بحث بازنگری در علوم انسانی که علوم سیاسی نیز از زیر مجموعه‌های آن به شمار می‌رود، چند سالی است که به یکی از دغدغه‌های اصلی میان مقامات جمهوری اسلامی تبدیل شد. این بحث پس از آن به جریان افتاد که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به وضعیت تدریس علوم انسانی در دانشگاه‌های ابراز نگرانی کرد.

وی شهریور سال ۸۸ در جریان یک سخنرانی، آموزش علوم انسانی را “منجر به بی‌اعتقادی به تعالیم اسلامی، ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی” خواند. آیت‌الله خامنه‌‌ای همچنین از تحصیل نزدیک به دو میلیون دانشجو در رشته‌های علوم انسانی با نارضایتی یاد کرد.

او یک سال بعد نیز بار دیگر با طرح دغدغه‌ خود نسبت به تدریس علوم انسانی گفت: «این علوم انسانى‌اى كه امروز رایج است، محتواهایى دارد كه ماهیتاً معارض و مخالف با حركت اسلامى و نظام اسلامى است. متكى بر جهان‌بینى دیگرى است، حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رایج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت می‌شوند و همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد كشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار می‌گیرند.»

پس از طرح این گلایه‌ها موضوع “اسلامی کردن علوم انسانی” در دستور کار مقامات دولت دهم قرار گرفت تا جایی که در نهایت “نقشه جامع علمی کشور و تدوین علوم انسانی متناسب با رویکرد انقلاب اسلامی” تصویب و توسط محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ابلاغ شد.

در همین حال پژوهشگاه “علوم انسانی و مطالعات فرهنگی” موظف به بازنگری سرفصل‌های رشته‌های علوم انسانی در دانشگاه‌ها شد. حمیدرضا آیت‌اللهی، رئیس این پژوهشگاه، آذرماه سال ۹۰ در یک نشست خبری اعلام کرد که در فرایند بازنگری “ارزش‌های اسلامی، اهداف بلندمدت و راهبردهای کلان کشور” مورد توجه قرار گرفته‌اند.

No responses yet

May 27 2014

رونمایی وزارت علوم از تخلفات دولت‌های نهم و دهم: بورسیه‌های چراغ خاموش

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

شرق: گروه جامعه، محمدحسین نجاتی: رییس سازمان امور دانشجویان وزارت علوم، روز گذشته با رونمایی از بورسیه‌های خارج از روال ارایه‌شده در دولت‌های نهم و دهم، فصلی جدید از دامنه تخلفات دانشگاهی طی هشت‌سال فعالیت دولت احمدی‌نژاد را رو کرد. مجتبی صدیقی، رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم با بیان اینکه قرار بود در این زمینه حرفی زده نشود، گفت: «احساس کردیم اگر بحث نکنیم بدهکار نیز می‌شویم. بنابراین مسایل در حد واقعیات و تا حد امکان گفته شد؛ اما موارد خاص را معذوریم که اعلام کنیم.» بر اساس آمار رسمی رییس سازمان دانشجویان از سال 1385 تا سال 1392، در هشت‌سال فعالیت وزارت علوم در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد که با وزارت محمدمهدی زاهدی و کامران دانشجو همراه بود، 73 دانشجو با معدل کارشناسی زیر 14 و 70‌ نفر دانشجو با معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 به دانشگاه‌های خارج از کشور اعزام شده‌اند. 228‌نفر دانشجوی بورسیه خارج به داخل کشور با معدل کارشناسی زیر 14 و 305 دانشجو بورسیه خارج به داخل با معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 جذب دانشگاه‌های داخل کشور شده‌اند. همچنین 235‌نفر دانشجوی بورسیه خارج از کشور به داخل کشور دارای معدل نامعلوم بوده‌اند و 325‌نفر دیگر نیز فاقد شرایط سنی برای بورس بودند و به عبارت دیگر، سن آنها بالای 33 سال بوده است. علاوه بر تمامی این آمار‌ها، رییس سازمان دانشجویان ایران همچنین اعلام کرد سه‌هزارودو دانشجو بدون شرکت در آزمون ورودی بورسیه دوره دکترا شده‌اند. اما از منظری دیگر، پس از اعلام این آمار، پیگیری تخلفات رخ‌داده را می‌توان یکی از آزمون‌های سخت وزارت‌علوم در دولت تدبیر و امید، نامید.

باید سال‌ها زمان بگذرد تا آنچه طی هشت‌سال فعالیت دولت‌های نهم و دهم بر سر دانشگاه‌های کشور آمد، خود را بیش از پیش نشان دهد. در تازه‌ترین آنها، روز گذشته مجتبی صدیقی، رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم به جمع خبرنگاران آمد تا از بحران بورسیه‌های خارج از روال در دولت‌های نهم و دهم رونمایی کند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه قرار بود در این زمینه حرفی زده نشود، گفت: «احساس کردیم اگر بحث نکنیم بدهکار نیز می‌شویم. بنابراین مسایل در حد واقعیات و تا حد امکان گفته شد؛ اما موارد خاص را معذوریم که اعلام کنیم.» با این حال و براساس آمار رسمی رییس سازمان دانشجویان از سال 1385 تا سال 1392، در هشت‌سال فعالیت وزارت علوم در دولت‌های محمود احمدی‌نژاد که با وزارت محمدمهدی زاهدی و کامران دانشجو همراه بود، 73دانشجو با معدل کارشناسی زیر 14 و 70 دانشجو با معدل کارشناسی ارشد زیر 16 به دانشگاه‌های خارج از کشور اعزام شده‌اند. 228 دانشجوی بورسیه خارج به داخل کشور با معدل کارشناسی زیر 14 و 305دانشجو بورسیه خارج به داخل با معدل کارشناسی ارشد زیر 16 جذب دانشگاه‌های داخل کشور شده‌اند. همچنین 235 دانشجوی بورسیه خارج از کشور به داخل کشور دارای معدل نامعلوم بوده‌اند و 325 نفر دیگر نیز فاقد شرایط سنی برای بورس بودند و به عبارت دیگر، سن آنها بالای 33 سال بوده است. علاوه بر تمامی این آمار‌ها، رییس سازمان دانشجویان ایران همچنین اعلام کرد 3002دانشجو بدون شرکت در آزمون ورودی بورسیه دوره دکترا شده‌اند. بحرانی که وسعت دامنه آن نشان می‌دهد، در مجموع چهارهزار و238 بورس خارج از روال در دانشگاه‌های داخل و اعزام دانشجو به خارج از کشوردر هشت سال فعالیت دولت‌های نهم و دهم صورت گرفته است و به جرات می‌توان گفت، در کنار این تعداد از افراد، چهارهزار و 238 حق دانشجویان دیگر تضییع شده است. همچنین دامنه این بحران در آموزش عالی کشور تا حدی بزرگ است که می‌توان آن را درکنار مسایلی همچون بازنشستگی استادان، افزایش تعداد دانشجویان ستاره‌دار، تفکیک جنسیتی، افزایش سهم دانشجویان در دانشگاه‌های پولی و بی‌کیفیت و… در کارنامه دولت‌های نهم و دهم در حوزه آموزش عالی جای داد.
140میلیاردتومان خرج دانشجویان بورس خارج از روال در 8 سال گذشته
با این حال، صدیقی رییس سازمان امور دانشجویان و معاون وزیر علوم در ابتدای نشست خبری خود با خبرنگاران با اشاره به آمار بورسیه‌های اعزام شده به خارج از کشور در سال‌های 85 تا 92 تصریح کرد: دراین سال‌ها، 729 نفر به خارج از کشور اعزام شدند که تعدادی از آنها شرایط این فراخوان را نداشتند. صدیقی با بیان اینکه یکی از این موارد داشتن معدل حداقل 14 در مقطع کارشناسی و 16 در مقطع کارشناسی ارشد بود، گفت: از تعداد اعزام‌شدگان 73 نفر معدل کارشناسی زیر 14 و 70 نفر معدل کارشناسی‌ارشد زیر 16 داشتند. وی با بیان اینکه امروز بورس خارج از کشور امتیاز بسیار بالایی است، اظهار کرد: امروزه برای بورس خارج حدود 600 میلیون‌تومان تا یک‌میلیاردتومان هزینه می‌شود. براین اساس؛ برآورد‌های اولیه و یک حساب به اصطلاح «سرانگشتی» می‌توان دریافت که بیش از 140میلیاردتومان خرج دانشجویان بورس خارج از روال شده است. چراکه براساس آمار سازمان دانشجویان بیش از یک‌میلیاردتومان خرج دانشجویان بورسیه به دانشگاه‌های خارج از کشور می‌شود و در مجموع 140نفر بدون داشتن شرایط ابتدایی معدل از شرایط بورس استفاده کرده‌اند.
آمار بورسیه‌های خارج از روال قانونی، خارج به داخل کشور
گروه دوم از کسانی که از بورسیه‌های خارج از روال استفاده کرده‌اند، دانشجویان ایرانی بودند که از دانشگاه‌های خارجی به دانشگاه‌های داخلی بورس شده‌اند. این گروه از دانشجویان کسانی هستند که با بالارفتن قیمت ارز در کشور، توانایی پرداخت هزینه‌های تحصیل در کشور‌های خارجی را نداشتند و مجبور به بازگشت به کشور شدند. در همین رابطه رییس سازمان دانشجویان با اشاره به مشکلات ارزی ایجادشده از سال 89، تصریح کرد: از سال 89 بحث تبدیل قبولی‌های خارج به داخل مطرح شد که در سال‌های آخر این موضوع تبدیل به یک روند شد. صدیقی با بیان اینکه در این دستورالعمل شرط معدل پیش‌بینی شده بود، گفت: از سال 88 تا 92، 1884 مورد تبدیل بورس خارج به داخل داشتیم که به دانشگاه‌های کشور معرفی و با گرفتن پذیرش از دانشگاه‌ها مشغول به تحصیل شدند. وی خاطرنشان کرد: از این تعداد 228 نفر معدل کارشناسی زیر 14 داشتند که هفت‌نفر آنها معدل زیر 12، 70 نفر معدل 12 تا 13 و 151 نفر معدل 13 تا 14 را دارا بوده‌اند.
رییس سازمان دانشجویان همچنین با بیان اینکه معدل کارشناسی‌ارشد 305 نفر از تبدیل به داخل‌کنندگان نیز زیر 16 بوده است گفت: از این تعداد نیز چهارنفر معدل زیر 14، 54 نفر معدل 14 تا 15 و 247 نفر معدل 15 تا 16 داشته‌اند. صدیقی خاطرنشان کرد: در پرونده 235 نفر از این افراد نیز معدلشان اعلام نشده که البته این موضوع در حال بررسی است. وی با بیان اینکه در این دستورالعمل حداکثر سن برای استفاده از این امتیاز 33سال پیش‌بینی شده بود، تصریح کرد: از پرونده‌های موجود 325 نفر نیز فاقد شرط سنی بوده‌اند و 183نفر هم در پرونده خود سند محضری برای تعهد خدمت نسپرده‌اند که البته این موضوع پیگیری می‌شود تا دانشجویان سند خود را ارایه کنند. معاون وزیر علوم همچنین با بیان اینکه دانشگاه علامه‌طباطبایی بالاترین رتبه را در پذیرش بورس تبدیل به داخل دارد، گفت: از آمار اعلام‌شده 259 نفر در دانشگاه علامه پذیرش شده‌اند که البته دانشگاه‌های خوارزمی و گیلان نیز ظرفیت بالایی در پذیرش این دانشجویان داشته‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه برای همه این دانشجویان باید مسیر گزینش نیز طی می‌شد، تصریح کرد: تقریبا نیمی از این افراد نظر گزینش یا هیات مرکزی جذب را ندارند. صدیقی همچنین با بیان اینکه برای دانشجویان بورسیه داخل علوم‌انسانی در کل مدت تحصیل 30میلیون‌تومان و برای دانشجویان غیرعلوم انسانی 40میلیون‌تومان به دانشگاه‌ها پرداخت می‌شود، اظهارکرد: وزارت علوم شهریه دانشجویان را تا پایان سال 92 پرداخت کرده است.
بورس دکترا 3002 نفر بدون آزمون ورودی
صدیقی در ادامه با اشاره به اعلام آمار ورود سه‌هزار دانشجوی بورسیه بدون آزمون به دانشگاه‌های کشور توسط خود و معاونانش اظهار کرد: عده‌ای در این‌باره تردید کردند اما با عددهایی که اعلام شد در صورتی‌که بورسیه‌های خارج را کنار بگذاریم با احتساب 933 مربی، 1884 تبدیل به داخل و 185 ایثارگر در مجموع 3002 نفر بدون آزمون از بورسیه دکتری داخل استفاده کرده‌اند. وی خاطرنشان کرد: ما هیچ‌وقت نگفتیم که در پذیرش همه این افراد مشکل وجود داشته است؛ بلکه نکته‌ای که گفته شد این بود که سه‌هزارنفر بدون آزمون وارد دانشگاه‌ها شده‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه قرار شد از ‌آبان‌ماه سال 92 تا پایان سال گذشته تعهدی که درباره بورس ایجاد شده بود را با هر بخشنامه‌ای به آن پایبند باشیم، تصریح کرد: براین اساس افرادی که پرونده‌های‌شان در دست اقدام بود کارشان طبق روال انجام شد و در این فاصله 196 دانشجو، 26 مربی و 22 ایثارگر از پرونده‌های قبلی به دانشگاه‌ها معرفی شدند.
نام آقازاده‌ها نیز در بورسیه‌های غیرقانونی دیده می‌شود
وی در ادامه سخنانش درباره روند پذیرش بورسیه‌های داخل در سال‌های اخیر تصریح کرد: طبیعی است در این مسیر حضور آقازاده‌ها و منصوبان نیز پیدا می‌شود که اسامی این عده نیز وجود دارد. قرار بر این بوده که به دلسوخته‌های انقلاب توجه شود، اما در آن چارچوب افراد دیگری که معلوم نیست چه شرایطی داشته‌اند نیز از این امتیاز استفاده کرده‌اند. رییس سازمان دانشجویان با بیان اینکه تمام پرونده‌های تبدیل به داخل، در مهلت قانونی ای یعنی تا پایان سال 92 داشته به دانشگاه‌ها معرفی شده است و کسانی که توانسته‌اند در این مهلت پذیرش بگیرند کارشان انجام شد، اظهار کرد: البته برخی از دانشگاه‌ها مثل دانشگاه علامه طباطبایی در سال‌های اخیر عجله زیادی داشتند و بعضا پیش از گرفتن نامه نهایی از وزارت علوم، دانشجویان را ثبت‌نام کرده‌اند و در حال حاضر که برای پرداخت شهریه آنها پیگری شد مشخص شد که این افراد نامه‌ نهایی وزارت علوم را نداشته‌اند.
ورود نهاد‌های نظارتی به پیگیری این پرونده
صدیقی در رابطه با ورود نهاد‌های نظارتی برای پیگیری این پرونده نیز گفت: بنابراین برخلاف آنچه یکی از روزنامه‌ها نوشته بود که ما نبش قبر کردیم ما به هیچ‌وجه وارد بحث پرونده‌های گذشته نشدیم. البته در جلسه دو هفته قبل، کمیسیون آموزش مجلس تاکید کرد که با مواردی که خارج از قانون و مقررات بوده برخورد شود. وی با بیان اینکه در حال حاضر نهادهای نظارتی شامل سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات، نمایندگان خود را در سازمان دانشجویان مستقر کرده و مشغول بررسی پرونده‌ها هستند، تصریح کرد: تاکنون مواردی اعلام شده، اما ما منتظر نظر قطعی نهادهای نظارتی هستیم که تبصره‌های حقوقی نیز معلوم شود و اگر الزام قانونی برای ما وجود داشته باشد درباره آن نیز تصمیم می‌گیریم. رییس سازمان دانشجویان با تاکید بر اینکه تمامی کسانی که در سال‌های اخیر از طریق بورس به طور قانونی وارد دانشگاه شدند، مطابق آیین‌نامه‌های مصوب انجام شده و هیچ مشکلی نخواهند داشت، اظهار کرد: برای جایابی این افراد نیز با آنها همکاری می‌کنیم که در این راستا بخشنامه‌ای را به دانشگاه‌ها فرستاده‌ایم که اگر این افراد مراجعه کردند و دانشگاه نیز نیاز داشت اعلام نیازشان را برای ما بفرستند و دیگر منتظر فراخوان نشوند. بنابراین نگرانی‌ها در مورد دانشجویان بورسیه که شرایط آیین‌نامه را داشته‌اند، بیجاست. صدیقی با بیان اینکه تا امروز قریب‌به‌اتفاق این افراد در حال ادامه تحصیل هستند، گفت: به‌جز چند مورد کوچک که یک مورد، نظر منفی هیات مرکزی جذب بود که اقدام شد و یک یا دو دانشگاه نیز برای چند نفر ظرفیت نداشتند و در شروع تحصیل اعلام کردند که نمی‌توانند دانشجو را بپذیرند. صدیقی همچنین در پاسخ به سوالی درباره نحوه برخورد با دانشجویان و مسوولان متخلف اظهار کرد: برخورد با مدیران و افراد مسوول وظیفه نهادهای نظارتی است و به ما مربوط نمی‌شود، اما در مورد خود دانشجویان بعید می‌دانیم که نظر نهادهای نظارتی درخصوص مواردی که آیین‌نامه رعایت نشده قطع تحصیل باشد، اما باز باید بحث شود و ممکن است نظری برای هزینه‌های انجام شده برای دانشجویان داشته باشند.
قانون چه می‌گوید؟
در ادامه، مجتبی صدیقی، گفت: کار اعزام دانشجو به خارج بر اساس قانون مصوب سال 64 مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی آن انجام می‌شد که مسیر پیش‌بینی‌شده، برگزاری آزمون برای داوطلبان بود. وی افزود: در همان سال‌های قدیم، مسیر دیگری برای مربیان دانشگاه‌ها اضافه شد که شرایط آن شرایط علمی، امتیازات ارتقاء و شرط سنی بود. رییس سازمان دانشجویان با اشاره به تنظیم دستورالعملی در سال 85 با توجه به عدم برگزاری آزمون، اظهار کرد: براساس این دستورالعمل رتبه‌های ممتاز و دانشجویان المپیادی واجد شرایط می‌توانستند از طریق فراخوان متقاضی اعزام شوند که این دستورالعمل به تایید وزیر وقت علوم نیز رسید و بر اساس آن از طریق سایت متقاضیان می‌توانستند اقدام کنند. صدیقی خاطرنشان کرد: حدود دوسال بعد‌ بندی به این دستورالعمل اضافه شد و افرادی که دارای خدمات و فعالیت‌های برجسته فرهنگی و اجتماعی بودند می‌توانستند متقاضی اعزام شوند که به‌تدریج در سال‌های اخیر این بند بیشترین متقاضیان را به خود اختصاص می‌داد.
وی با بیان اینکه داوطلبان علاوه بر داشتن شرایط، نیاز به معرف نیز داشتند، تصریح کرد: معرفانی که پیش‌بینی شده بود معاون فرهنگی وزارت علوم، یک تشکل دانشجویی، مدیرکل بورس، روسای دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی بودند که البته در اوایل فقط روسای دانشگاه‌ها معرف بودند؛ اما در سال‌های بعد معرف‌های دیگری نیز به این دستورالعمل اضافه شدند. رییس سازمان دانشجویان افزود: بر این اساس شرایط به‌گونه‌ای شد که اگر داوطلبی در گوشه‌ای از کشور از لحاظ علمی و اخلاقی مورد تایید بود؛ اما مورد تایید این معرفان قرار نمی‌گرفت، نمی‌توانست برای اعزام اقدام کند.
دومین آزمون سخت وزارت علوم در دولت روحانی
شاید به‌جرات بتوان گفت، دانشگاهیان یکی از اصلی‌ترین پایگاه‌های اجتماعی و سیاسی دولت تدبیر و امید بودند که در خردادماه سال 1392، در پیروزی دولت روحانی، نقش عمده‌ای ایفا کردند. همچنین، بررسی سوابق تحصیلی کابینه دولت تدبیر و امید و نیم‌نگاهی به مدیران ستادی در وزارتخانه‌های دولت، نشان می‌دهد، بخش زیادی از نخبگان دانشگاهی برای رتق‌وفتق مسایل کشور، همقدم با دولت روحانی پا به مسایل اجرایی گذاشته‌اند- که البته این مساله در وزارتخانه‌های اقتصادی دولت بیشتر مشهود است- از طرف دیگر در سال گذشته و همزمان با توافقات اولیه هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5، حسن روحانی در قامت ریاست‌جمهوری کشور، استادان دانشگاهی را مخاطب قرار داد که چرا خاموشند؟ چرا با سکوت خود، عرصه را برای کم‌سواد‌ها خالی کردند تا دستاورد‌های توافق ژنو را زیر سوال ببرند. فارغ از اینکه سکوت استادان دانشگاهی در این رابطه شاید بخشی از واقعیت‌های جاری در فضای سیاسی دانشگاه‌ها باشد، اما علت تامه و تمام واقعیت نیست. شاید به‌جرات بتوان گفت، بخش زیادی از دلایل سکوت دانشگاهیان را می‌توان با اقداماتی نظیر بازنشستگی استادان، از دست‌رفتن روحیه تعلق دانشجویان و استادان به دانشگاه به‌دلیل نادیده‌گرفتن شأن علمی دانشگاه طی هشت سال اخیر و افزایش رانت‌های فرهنگی در محیط دانشگاه تحلیل کرد. اقداماتی همچون بورسیه‌های غیرقانونی در محیط دانشگاه که خود مصداق روشنی برای رانت فرهنگی است، در قدم اول می‌تواند شأن علمی دانشگاه را زیر سوال ببرد و در قدم دوم باعث می‌شود استادان و دانشجویان به‌دلیل غلبه رانت بر بنیه علمی نسبت به محیط دانشگاه دلسرد شوند؛ مساله‌ای که در طول فعالیت دولت‌های نهم و دهم به اوج خود رسید. حالا با تمامی این تفاصیل به نظر می‌رسد، اعلام بورسیه‌های خارج از روال در دولت‌های نهم و دهم، از سوی وزارت علوم در دولت روحانی دومین آزمون سخت این وزارتخانه در دولت تدبیر و امید است. چرا که برخورد قاطع با تخلفات روی‌داده و تلاش برای عدم تکرار آنها و سایر مسایل مطرح‌شده در «دولت راستگویان»، می‌تواند شأن علمی در دانشگاه‌های کشور را ترمیم کند و دلسردی استادان و دانشجویان از غلبه رانت بر بنیه علمی را از بین ببرد. پس اگر دولت روحانی در این آزمون موفق شود، می‌تواند به مواهب عدم خاموشی و پویایی دانشگاه در کشور امیدوار باشد، در غیر این صورت در مقاطعی مانند توافق هسته‌ای با گروه 1+5 باید شاهد خاموشی دانشگاه و پرگویی کم سوادها باشد.

No responses yet

May 22 2014

تصویر رد شکایت یک دانشجوی اخراجی بهایی از وزارت علوم توسط دیوان عدالت اداری

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی,مذهب


تقاطع: به دنبال انتشار نامه‌ی ۱۰۴ نفر از بهاییان محروم از تحصیل در دانشگاه‌های ایران به محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، یکی از این افراد، تصویر حکم “دیوان عدالت اداری” مبنی بر رد شکایتش از وزارت علوم در سال ۱۳۸۶ را منتشر کرد.

بر اساس این حکم که تصویر آن روز سه‌شنبه (۳۰ اردیبشهت-۲۰ می) در وب‌سایت “هرانا” منتشر شده، رییس و دو مستشار شعبه‌ی چهارم “دیوان عدالت اداری”، با بیان این‌که وضعیت تحصیلی “شایان مقیمی فیروزآباد”، «با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تطبیق و مردود شناخته شده است»، اعلام کرده‌اند وی «اعتراض موجهی ندارد که تخلف از مقررات را ثابت کند و خواسته‌ی وی را موجه سازد».

این حکم با تاکید بر این‌که «ذی‌حق بودن شاکی محرز نیست»، رای صادرشده را مطابق ماده ۷ قانون “دیوان عدالت اداری”، “قطعی” اعلام کرده است.

اشاره‌ی صادرکنندگان حکم، به مصوبه‌ی ششم اسفند ۱۳۶۹ “شورای عالی انقلاب فرهنگی” است که بهاییان را علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌کند.

بر اساس بند سوم این مصوبه، نه تنها باید از ثبت نام بهاییان در دانشگاه‌ها جلوگیری به عمل آید بلکه چنان‌چه هویت بهایی فردی بعد از ثبت نام و “هنگام تحصیل” نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود.

این مصوبه ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز بار دیگر به تصویب “شورای انقلاب فرهنگی” و وزارت اطلاعات رسید.

شایان مقیمی فیروزآباد، پیش‌تر در نامه دسته‌جمعی بهاییان محروم از تحصیل ساکن شهر یزد به جواد لاریجانی، نوشته بود که در سال ۸۵ موفق به شرکت در کنکور و پذیرفته شدن در “دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد” شده اما بعد از دو ترم، به علت بهایی بودن اخراج گردیده است.

نامه‌ی این ۱۰۴ بهایی که در میان آن‌ها نام دانشجویان اخراجی و محروم از تحصیل در سال‌های دهه‌ی ۶۰ نیز به چشم می‌خورد، در واکنش به سخنان فروردین‌ماه “دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه” جمهوری اسلامی نوشته شده که در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی با رد «هرگونه تبعیض و تضییع حقوق افراد به خاطر بهایی بودن» مدعی شده بود که افراد به صرف بهایی بودن در ایران محاکمه یا از تحصیل منع نمی‌شوند.

حال، این شهروندان بهایی محروم از تحصیل در نامه خود تاکید کرده‌اند که همگی «دانشجویان اخراجی، نقص پرونده و محروم از شرکت در کنکور سراسری» هستند که به دنبال “فراخوانی برای اعاده حقوق از دست رفته” خود پای این نامه را امضا کرده‌اند.

محمدجواد لاریجانی، شامگاه ۱۷ فروردین ماه در مصاحبه تلویزیونی خود، گزارش نهادهای حقوق بشری درباره نقض حقوق بهاییان توسط جمهوری اسلامی را یک «دروغ آشکار» و اظهاراتی «نژاد‌پرستانه»، «فرقه‌ای» و «خلاف موازین حقوق بشر» خوانده بود.

سه روز بعد نیز برادر وی، صادق لاریجانی، که ریاست قوه قضاییه را بر عهده دارد، در جلسه مسوولان عالی قضایی، از بهاییت به عنوان «دین ساختگی غربی‌ها برای به هم ریختن کشورهای اسلامی» یاد کرد و مدعی شد که «برخوردهای قضایی» با بهاییان، تنها مربوط به کسانی است که «برای بیگانگان جاسوسی کرده‌اند» یا دست به «اقدام‌هایی خلاف امنیت ملی» زده‌اند.

این در حالی است که هم‌اکنون نزدیک به ۱۵۰ نفر از شهروندان بهایی در زندان‌های مختلف ایران در حال سپری کردن محکومیت‌های زندان خود هستند و بیش از ۲۰۰ بهایی دیگر نیز که با قرار وثیقه آزاد هستند، در انتظار صدور حکم قطعی و یا اجرای حکم زندان به سر می‌برند.

در یکی از آخرین موارد اجرای این احکام، الهام فراهانی و فرزندش شمیم نعیمی، که پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ۴ و ۳ سال حبس محکوم شده بودند، روز ۲۱ اردیبهشت‌ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .