اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'دانشجویی' Category

Dec 21 2020

رئیس دانشگاه آزاد خوزستان خواستار توجیه کارکنان برای عدم پرداخت معوقات مزدی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دانشجویی,سیاسی

استان‌وایر: رئیس دانشگاه آزاد اسلامی خوزستان از ریاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماه‌شهر خواسته تا با برگزاری جلسه‌ای آنلاین، کارکنان و اعضای هیات علمی را در خصوص عدم توانایی در پرداخت حقوق در موعد مقرر توجیه کند.
بنابر تصویری که از مکاتبه «دکتر فرج‌الله براتی» ریاست دانشگاه آزاد اسلامی خوزستان با دکتر شعبانی، سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر منتشر کرده است بیان شده که به دلیل آنچه «کاهش شدید نقدینگی» بیان شده دانشگاه امکان پرداخت به موقع مطالبات مزدی کارکنان و اعضای هیئت علمی را نخواهد داشت و بهتر است آن‌ها را با برگزاری جلسه‌ای آنلاین نسبت به این مسئله مهم توجیه کرد.

کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر در اواسط آذر ماه ۱۳۹۹ در اعتراض به عدم دریافت حقوق آبان‌ماه و معوقات مزدی سالانه دست از کار کشیدند و دو روز پیاپی مقابل ساختمان مرکزی این واحد تجمع کردند.
دکتر براتی در پایان خواهان ارایه گزارش از چگونگی برگزاری این جلسه شده است.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

No responses yet

Jul 18 2020

بازجویی عمومی و اعتراف‌گیری اجباری از دو دانشجوی زندانی در دادسرای عمومی تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی


رادیوفردا: آیدا یونسی، خواهر علی یونسی، دانشجوی بازداشت‌شده گفته است برادرش و امیرحسین مرادی، دیگر دانشجوی بازداشت‌شده را «بدون حضور وکیل و خانواده‌ها به جلسه بازجویی عمومی» برده‌اند.

او در دو توییتی که روز پنج‌شنبه ۲۶ تیرماه منتشر کرده، با اشاره به گزارش‌های منتشر شده از این جلسه از مسئولان پرونده این دو دانشجو پرسیده است که «چه کردید که [این دانشجویان] نمی‌توانند درست و پشت سر هم صحبت کنند».

اشاره خانم یونسی به جلسه‌ای است که روز دوشنبه ۲۳ تیر در محل دادسرای عمومی تهران برگزار شده است.

بی عدالتی یعنی #علی_یونسی و #امیرحسین_مرادی رو که از شدت استرس حتی توانایی واضح حرف زدن رو از دست دادن و در اثر تهدیدها و شکنجه های روحی، نگران خانواده هاشونن رو بدون حضور وکیل و خانواده ها به جلسه بازجویی عمومی ببرید.

— Aida Younesi آیدا یونسی (@YounesiAida) July 16, 2020

در این جلسه که با حضور «کارشناس پرونده» این دو نفر که به روال معمول بازجوی تعیین شده از سوی دستگاه امنیتی است، برگزار شد، مقام‌های قضایی و امنیتی در روش‌ کم سابقه‌ای از اعتراف‌گیری اجباری اقدام به بازجویی و طرح سوال از دانشجویان زندانی در حضور افراد حاضر در جلسه کرده‌اند.

در این جلسه، علاوه بر دو دانشجوی بازداشت‌شده، چند نفر از مقام‌های دانشگاه صنعتی‌شریف و اعضای نهادهای دانشجویی مانند انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل، جامعه اسلامی، بسیج و شورای صنفی دانشگاه حضور داشته‌اند.

بر اساس روایت‌های متعددی که از سوی حاضران در این جلسه منتشر شده، در این جلسه مسئولان قضایی و امنیتی در تلاش بوده‌اند که این دو دانشجو برخی از اتهامات خود را بپذیرند که با واکنش منفی دانشجویان حاضر در جلسه مواجه شده‌اند.

انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف در گزارشی که از این جلسه منتشر کرده، نوشته است دانشجویان بازداشت شده از حق دیدار با خانواده خود محروم شده‌اند و حق دسترسی به وکیل انتخابی هم ندارند.

در این جلسه همچنین مسئولان قضایی فیلم‌هایی از چند اقدام «خرابکارانه» پخش کرده‌اند و مدعی شده‌اند که این اقدامات را علی یونسی و امیرحسین مرادی انجام داده‌اند.

بر اساس گزارش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، «در این فیلم چهره اشخاص مشخص نبود» و دو دانشجوی بازداشت شده که در جلسه حاضر بودند، «درباره فیلم‌ها تایید یا تکذیبی نکردند».

علی یونسی در این جلسه خواستار آزادی از زندان با قید وثیقه شده و دسترسی به وکیل شده است.

در بخشی از این جلسه پس از ادامه سوال‌ها و فشارهای یک مقام قضایی بر علی یونسی برای توضیح درباره اتهامات، دانشجویان گفته‌اند که «برای اعتراف‌گیری به اینجا نیامده‌ایم» و مانع از ادامه این روند شده‌اند.

علی یونسی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۹۵ و همچنین مدال طلای المپیاد جهانی نجوم در سال ۹۶، روز ۲۲ فروردین بدون اعلام دلیل دستگیری، «پس از ضرب‌وشتم شدید توسط ماموران» بازداشت شد.

در همان روز، ماموران امنیتی امیرحسین مرادی، فعال دانشجویی، را نیز بازداشت کردند. امیرحسین مرادی، دانشجوی فیزیک و برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۹۶ است.

پیش از این، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی این دانشجویان را متهم کرده که با گروه‌های «ضد انقلاب» و «به‌ویژه» سازمان مجاهدین خلق ارتباط گرفته بودند و «تحت تعلیمات» مجاهدین خلق «به دنبال انجام اقدامات خرابکارانه‌ای در کشور بودند».

خانواده علی یونسی با اشاره به سابقه قوه قضاییه در «شکنجه روحی و جسمی و اعتراف‌گیری اجباری و فشار به خانواده‌ها»، این اتهامات را «مسخره» و «داستان‌سازی» خوانده‌اند.
منبع: کانال تلگرام انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، گزارش‌های رادیو فردا

No responses yet

Jan 16 2020

ورود لباس شخصی‌ها به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران؛ دعوت به تحصن و تظاهرات

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

ایران وایر: صبح روز ۲۶ دی ماه، نیروهای لباس شخصی با مجوز حراست دانشگاه تهران، وارد خوابگاه «شهدای دانشجو» در این دانشگاه شدند و بعد از حضور در اتاق یکی از دانشجویان از او خواستند که تمامی وسایل‌اش، مخصوصا گوشی موبایل خود را تحویل دهد. نیروهای لباس شخصی دانشجویان را تهدید کرده‌اند که «به زودی با جمعیت بیشتری باز می‌گردیم.»

پنج روز از تحصن‌ها و تجمعات اعتراضی دانشجویان در دانشگاه‌های شهرهای مختلف ایران می‌گذرد. در شب‌های نخست، دانشجویان در تهران، اصفهان‌ و کردستان و برخی دیگر از شهرهای ایران، در محیط داخل دانشگاه تجمع کردند و شعارهایی علیه نظام جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران سر دادند. تمامی این تجمعات با حضور نیروهای یگان ویژه، بسیجی‌ها و نیروهای لباس شخصی، پس از چند ساعت، به پایان رسید.

اما هر روز، دانشجویان خبر دادند که به تجمعات خود ادامه خواهند داد. تا آن‌که چهارشنبه شب، ۲۵ دی ماه، خبر رسید با توجه به «هشدارهایی از سوی نهادهای خارج از دانشگاه و تذکرهای نهادهای دانشگاهی» تجمعات آن شب، لغو می‌شود. تصاویر و ویدیوهای دریافتی از داخل ایران حاکی از حضور گسترده نیروهای یگان ویژه جمهوری اسلامی در میادین اصلی شهرهای بزرگ و مقابل درهای ورودی دانشگاه‌های مختلف خصوصا دانشگاه تهران و امیرکبیر بود.

حالا، پنج‌شنبه صبح، دانشجویان دانشگاه تهران خبر داده‌اند که نیروهای لباس شخصی وارد خوابگاه آ‌ن‌ها شده‌‌اند: «دو نفر لباس شخصی وارد اتاق یکی از دانشجویان شدند و از او خواستند وسایل خود را خصوصا گوشی موبایل‌اش را تحویل دهد. بعضی از دانشجویان که متوجه حضور آن‌ها شده بودند، شروع به سر و صدا کردند و در نهایت، آن دو نفر بدون آن‌که وسیله‌ای ببرند، فرار کردند. البته در حین رفتن، خطاب به دانشجویان معترض گفتند: “منتظر ما باشید، با تعداد بیشتر برمی‌گردیم.”»

در عین حال، به گفته دانشجویان دانشگاه تهران این دو نفر لباس شخصی با دستور مستقیم حراست دانشگاه وارد خوابگاه شدند: «حراست با نگهبان خوابگاه تماس گرفت که باید این دو نفر را به داخل خوابگاه راه بدهند.»

از سوی دیگر، بنا به اخباری که به «ایران وایر»‌ رسیده است، هشت نفر از دانشجویان معترض در ۲۴ دی ماه، پس از تجمع اعتراضی داخل دانشگاه، مقابل در دانشگاه تهران بازداشت شدند. اسامی این دانشجویان بنابه‌درخواست خانواده‌های‌شان قرار است فعلا منتشر نشود. اما به گفته برخی از خانواده‌ها، در ابتدا از آن‌ها ۸۰ میلیون تومان وثیقه درخواست شده بود، و امروز این مبلغ به ۳۸۰ میلیون تومان افزایش داشته است. تمامی این هشت نفر، از دانشجویان معترض دانشگاه تهران هستند.

حالا دانشجویان معترض دانشگاه تهران قرار است عصر امروز ساعت ۶ به وقت تهران، به نشانه اعتراض به «حمله لباس شخصی‌ها به خوابگاه دانشگاه تهران» روبه‌روی این خوابگاه [نبش خیابان فرهنگی] دست به تحصن بزنند. در عین‌حال به گفته این دانشجویان به «ایران وایر»‌ مطالبه آن‌ها «آزادی بی‌قید و شرط» این هشت دانشجوی بازداشتی دانشگاه تهران است.

برخی از دانشجویان معترض هم به «ایران وایر» خبر دادند که اگر این تحصن و مطالبات آن‌ها به سرانجام نرسد، فردا به سمت نماز جمعه تهران حرکت خواهند کرد.

بعد از هشت سال، قرار است این هفته آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نمازجمعه باشد. از سوی دیگر بنا به اخباری که در رسانه‌های داخل ایران منتشر شده، شرکت بیمه آسیا در اطلاعیه‌ای اعلام کرده است که تمامی نمازگزاران این نمازجمعه به صورت رایگان برای یک روز تحت بیمه این شرکت قرار خواهند گرفت.

No responses yet

Dec 16 2019

مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: روزنامه شرق چاپ تهران از قول وب سایت های محلی در ایران می گوید “مرگ مشکوک دانشجویان دانشگاهی در اهواز ادامه دارد”. بر اساس گزارش ها امروز جسد یی از دانشجویان در کلاس درس پیدا شده است.

شرق می نویسد: مرگ مشکوک دانشجویان چمران اهواز همچنان ادامه دارد

وب‌سایت خبری «عصر جنوب» خبرداده پیکر بی‌جان دو دانشجوی دیگر در «دانشگاه شهیدچمران اهواز» پیدا شده
دیشب یک دانشجوی دختر این دانشگاه جان‌اش را از دست داده و صبح امروز هم جسد بی‌جان دانشجویی دیگر در یکی از کلاس‌های درس پیدا شده است.

مرگ مشکوک دانشجویان چمران اهواز همچنان ادامه دارد

وب‌سایت خبری «عصر جنوب» خبرداده پیکر بی‌جان دو دانشجوی دیگر در «دانشگاه شهیدچمران اهواز» پیدا شده
دیشب یک دانشجوی دختر این دانشگاه جان‌اش را از دست داده و صبح امروز هم جسد بی‌جان دانشجویی دیگر در یکی از کلاس‌های درس پیدا شده است.

— روزنامه شرق (@SharghDaily) December 16, 2019

No responses yet

Sep 23 2019

درگیری دانشجویان بسیجی با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علامه

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دانشجویی,سیاسی

بی‌بی‌سی: گروهی از “دانشجویان بسیجی” در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با دانشجویان عضو انجمن اسلامی درگیر شدند.

ویدیوهای منتشر شده در شبکه های اجتماعی این درگیری را در غرفه‌ ویژه ورودی‌های “انجمن آزاد اندیش” این دانشگاه نشان می دهد. دلیل حمله دانشجویان بسیجی، وجود عکس میرحسین موسوی در این غرفه گزارش شده است.

این غرفه هر ساله در اول مهر برای استقبال از دانشجویان سال اول برپا می شود.

این رویداد همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید و قطعی شدن حکم ۱۸ ماه حبس تعزیری فرشته طوسی، دانشجوی علوم سیاسی و از اعضای این انجمن اسلامی است. اتهام خانم طوسی مربوط به سخنرانی در مراسم ۱۶ آذر ۱۳۹۵ است.

انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش دانشگاه علامه طباطبایی تیر ماه سال ۱۳۹۵ اعلام موجودیت کرد.

نیروهای تندرو و بسیجی به علت نصب تصویر‌هایی از میرحسین موسوی در غرفه انجمن آزاد اندیش دانشگاه علامه به این غرفه
و دانشجویان حمله کرده و دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.pic.twitter.com/n4Dv2UmwRX

— کمپین حقوق بشر در ایران (@ICHRI_Fa) September 23, 2019

No responses yet

Jul 27 2019

۶۰ درصد دانشجویان پزشکی ایران بر اساس سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,سیاسی


دویچه‌وله: یک مقام وزارت بهداشت ایران ضمن ابراز نگرانی از کیفیت آموزش رشته‌های پزشکی، به‌شدت از وضعیت پذیرش دانشجویان این رشته‌ها از طریق سهمیه انتقاد کرد. به گفته او، بیش از ۶۰ درصد این دانشجویان با سهمیه وارد دانشگاه‌ها می‌شوند.

موضوع مناقشه‌برانگیز “سهمیه‌بندی” برای ورود دانشجویان به دانشگاه‌های ایران به نگرانی‌ها در مورد سطح کیفی آموزشی حتی در میان مسئولان جمهوری اسلامی افزوده است.

حمید اکبری، قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت ایران، روز شنبه پنجم مردادماه (۲۷ ژوئیه) از وضعیت سهمیه‌های پذیرش در رشته‌های پزشکی انتقاد کرد و گفت که “بیش از ۶۰ درصد” دانشجویان این رشته‌ها از طریق سهمیه وارد دانشگاه می‌شوند و پیگیری‌های این وزارتخانه نیز برای حل این معضل تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

این مقام وزارت بهداشت ایران گفت: «وجود سهمیه‌های متعدد برای پذیرش در گروه‌ علوم پزشکی یکی از عوامل چالش‌برانگیز در نحوه ورود دانشجویان در دانشگاه‌ها به‌ویژه دانشگاه‌های علوم پزشکی است.»

به گزارش ایسنا، اکبری در توصیف دلیل این مشکل گفت: «بر اساس قانون مجلس ما با موضوع ۳۰ درصد عدالت آموزشی که مختص رشته‌های گروه علوم پزشکی است، مواجه هستیم و در رشته‌های دیگر این وضعیت وجود ندارد و علاوه بر این میزان ۳۰ درصد نیز سهمیه‌های دیگر شهدا، رزمندگان و ایثارگران و ۵ درصد سهمیه‌ نیز به خانواده‌های آنان تعلق می‌گیرد و متاسفانه این چالش بسیار نگران‌کننده است.»

قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت همچنین در مورد آن‌دسته از دانشجویان رشته پزشکی که بر اساس رقابت آزاد وارد دانشگاه‌های ایران می‌شوند، گفت: «بطور کلی سهمیه آزاد در رشته‌های پزشکی در کشور به زیر ۴۰ درصد می‌رسد، این وضعیت در سه رشته پر متقاضی علوم پزشکی یعنی دندانپزشکی، داورسازی و پزشکی وجود دارد و بیش از ۶۰ درصد دانشجویان ما در این رشته‌ها نیز بر اساس سهمیه وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، بنابراین ما نگران کیفیت آموزش در بین این دانشجویان هستیم.»

حمید اکبری ادامه داد: «در حال حاضر اگر ۱۰ هزار نیرو در سه رشته پزشکی، داروسازی و دندانپزشکی جذب دانشگاه‌های علوم پزشکی کنیم، ۶۰۰۰ نفر آنها بر اساس سهمیه وارد می‌شوند و وزارت بهداشت این موضوع را با جدیت از طریق مجلس پیگیری می‌کند، چرا که یکی از مسائل مهم و نگران کننده در نحوه ورود دانشجویان گروه علوم پزشکی به شمار می‌رود.»

“بی‌نتیجه بودن پیگیری‌ها”

این مقام وزارت بهداشت ایران با اشاره به لزوم بازنگری در سهمیه‌های پزشکی، اعمال سهمیه برای ورود دانشجویان این رشته‌ها به دانشگاه‌ها را “نوعی بی‌عدالتی آموزشی” توصیف کرد و گفت: «در حال حاضر ظرفیت برخی از سهمیه‌ها در رشته‌های علوم پزشکی که به مناطق محروم اختصاص یافته در حال پر شدن است که البته آن سهمیه نیز نیازمند بازنگری است. اما بطور کلی ما نیازمند بازنگری اساسی در سهمیه‌های پزشکی هستیم، ضمن اینکه دانشگاه‌ها نیز نگران این موضوع هستند.»

قائم‌مقام معاون آموزشی وزیر بهداشت در نهایت تأکید کرد که “پیگیری‌های” این وزارتخانه “برای اصلاح و تجدیدنظر در اعمال سهمیه‌دانشجویان برای ورود به رشته‌های پزشکی از مجلس شورای اسلامی تاکنون نتیجه‌ای نداده است.”

علاوه بر سهمیه مناطق یا سهمیه بومی که به‌طور کلی با هدف رعایت عدالت برای مناطق محروم اعمال می‌شود و پیش‌تر هم وجود داشته، سهمیه‌هایی مانند سه سهمیه ویژه برای “ایثارگران و جانبازان” و سهمیه “فرزندان و خانواده شهدا”، سهمیه‌هایی هستند که با تأسیس نظام جمهوری اسلامی وارد نظام آموزش عالی ایران شده‌اند.

منتقدان این امتیازات ویژه را نشانه‌ای آشکار و ناعادلانه از “رانت حکومتی” می‌دانند که نمونه آن تنها در حکومت‌های ایدئولوژیک دنیا دیده می‌شود.

سهمیه‌بندی جنسیتی نیز که از برجسته‌ترین جلوه‌های تبعیض آموزشی در ایران محسوب می‌شود، با انتقادهای شدیدی روبه‌رو بوده است. این طرح نیز که در مجلس هفتم ارائه شد، با ادعای “حفظ قداست خانواده” و “ایجاد تناسب بین راهیابی دختران و پسران به دانشگاه”، محدودیت‌هایی جدی را برای ورود دختران به مراکز آموزش عالی ایجاد می‌کند.

گزارش‌ها نشان می‌دهند که در پی اجرای این طرح هشت هزار و ۶۰۰ ظرفیت برای تحصیل زنان در دانشگاه‌های ایران تنها میان سال‌های ۹۱ تا ۹۳ حذف شده‌اند.

No responses yet

Jul 13 2019

انقلاب فرهنگی؛ خمینی و بنی‌صدر و سروش در یک جبهه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی

بی‌بی‌سی: مهدی شبانی، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران به دلایل انقلاب فرهنگی در سالهای آغاز انقلاب و پیامدهای آن بر جامعه فرهنگی و دانشجویی ایران پرداخته است.

اصرار روح الله خمینی به گزینش اساتید و اسلامی کردن دانشگاه‌ها در کنار مسئله حجاب و حذف الکل در این گفت و گو، نشان می‌دهد که ایده انقلاب فرهنگی نه فکری یکباره و در اثر شرایط سیاسی پس از انقلاب، که یکی از مهمترین عناصر منظومه فکری او بوده است.

فروردین امسال، سی و نه‌ سال از شروع دوره‌ای که به نام “انقلاب فرهنگی” در تاریخ جمهوری اسلامی نام‌گذاری شده است، می‌گذرد. دوره‌ای که در آن طی درگیری‌هایی خونبار، دانشگاه‌ها اشغال و نیروهای مخالف تصفیه و روند گزینش برای دانشجویان، اساتید و حتی کارکنان دانشگاه‌ها پایه‌گذاری شد، تلاش برای اسلامی کردن متون دانشگاهی، به‌ویژه علوم انسانی، آغاز و تا به امروز ادامه دارد.

بسیاری با برجسته کردن تقابل سنت و مدرنیته این واقعه را تلاشی برای مستحیل ساختن دانشگاه‌ها در حوزه‌های علمیه خواندند، گروه دیگری انقلاب فرهنگی چین در سال ۱۹۶۶ به رهبری حزب کمونیست چین را الگوی حاکمیت نوپای جمهوری اسلامی برای تصفیه مخالفان در دانشگا‌ها دانسته و برخی دیگر فضای متشنج دانشگاه‌ها پس از انقلاب و وجود گروه‌های سیاسی در دانشگاه‌ها و درگیری‌های موجود در آن را دلیل شروع این واقعه دانسته‌اند.

هرچند عناصری از هر یک از این ایده‌ها در این “انقلاب فرهنگی” و پیامدهایش دیده می‌شود اما در تحلیل این واقعه کمتر کسی به ایده‌های روح الله خمینی در سالهای نخستین دهه چهل، هنگامی که هنوز با گرفتن قدرت سیاسی در ایران فاصله بسیاری داشت، اشاره کرده است.
آیت‌الله خمینی در نقش پایه‌گذار انقلاب فرهنگی

در تاریخ یکم دی‌ماه سال ۱۳۴۰ علی امینی، نخست‌وزیر وقت در قم به دیدار آیت‌الله خمینی رفت. آقای خمینی در این دیدار از دولت چهار درخواست اصلی داشت که اولین آنها اسلامی‌ کردن دانشگاه‌ها و تصفیه آن از اساتید و متون درسی “غیر اخلاقی و غیر دینی” بود. در بخش‌هایی از این مذاکره چنین آمده است: “حالا شما به عنوان مسئول دولت آمده ‏اید از حوزه و از روحانیت نظر می‌خواهید راجع به اوضاع کشور! من چند مسأله می‌گویم و جدا می‌خواهم که به آنها عمل شود: اول مسئله دانشگاه‌هاست. من نمى‌ دانم چه ارتباطی بین بى‌دینى و خلاف اخلاق با دانشگاه‌ها وجود دارد؟ چه ارتباطی بین این دو مسئله هست؟ آنها که‌ دانشگاه مى ‌روند و از دانشگاه ها فارغ‌ التحصیل مى‌ شوند، واقعاً از نظر اخلاقی و دینی بسیار ضعیف هستند. واقعاً ضد اخلاق و ضد دین مطرح مى‌شوند. چه ارتباطی بین این مسأله هست، من هنوز پى نبردم. ببینید این وضعیت از اساتید اینها هست؟ از محیط دانشگاه است؟ از وضعیت دولت است؟ بالاخره از هر منشا هست جلوگیری کنید. این دانشگاه شوخى نیست. اگر کتاب‌هایشان بدآموزی دارد، اگر معلمین آنها بدآموزی دارند، اگر محیط دانشگاه اینطوری است، باید به این جوان‌ها رسید. اینها سازندگان آینده کشور ما هستند.”

اصرار روح الله خمینی به گزینش اساتید و اسلامی کردن دانشگاه‌ها در کنار مسئله حجاب و حذف الکل در این گفت و گو، نشان می‌دهد که ایده انقلاب فرهنگی نه فکری یکباره و در اثر شرایط سیاسی پس از انقلاب، که یکی از مهمترین عناصر منظومه فکری او بوده است.

دانشگاه‌ها، پایگاه اصلی گروه‌های مخالف

از روزهای اول تاسیس دانشگاه‌ها در ایران ایده‌های چپ‌ و سکولار از مهمترین و پرطرفدارترین ایدئولوژی‌های سیاسی و اجتماعی در بین دانشجویان محسوب می‌شد. از اولین گروه‌هایی که برای تحصیل به غرب فرستاده شدند، نسل اول سوسیالیست‌های ایرانی از قبیل تقی ارانی، مرتضی علوی و … بیرون آمد که بعدا بخشی از آنها گروه پنجاه و سه نفر را تشکیل داده و بخش دیگری نیز به حزب کمونیست ایران پیوستند.

در دوره‌های بعدی نیز دانشگاه‌ها از مهمترین مراکز عضوگیری احزاب و سازمان‌های سیاسی چپ بود. از شهریور سال ۱۳۲۰ و فضای باز سیاسی پس از آن، شاخۀ دانشجویی حزب توده به شدت گسترش پیدا کرده و مهر خود را بر سنتِ سیاسی دانشگاه‌های ایران زد. اواخر سال ۱۳۲۵ رئیس وقت دانشگاه تهران به سفیر انگلیس گفته بود که اغلب چهار هزار دانشجوی این دانشگاه به شدت تحت تاثیر حزب توده هستند. مجله تهران مصور در اواسط سال ۱۳۳۰ نوشت که ۲۵ درصد از دانشجویان اعضای مخفی حزب توده و ۵۰ درصد دیگر هوادار این حزب هستند.

سپس در دهه چهل و پنجاه و اوج‌گیری فعالیت‌های مسلحانه، عمدۀ اعضا و طرفداران سازمان فداییان خلق نیز از دانشگاه‌ها می‌آمدند. بر اساس آماری که یرواند آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب ارائه کرده است، نزدیک به ۵۰ درصد از کشته شدگان جنبش فدایی در دهه پنجاه، دانشجو بودند. سازمان مجاهدین خلق نیز در این دوره در دانشگاه‌ها عضوگیری می‌کرد و شاخۀ دانشجویی آن بسیار فعال بود و اکثریت رهبران هر دوی این سازمان‌های مسلحانه هم، از میان دانشجویان بودند و نطفۀ این سازمان‌ها در دانشگاه‌ها بسته شده بود.

ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی ۳۱ فروردین ۱۳۵۹ چنین نوشت: “بر شورای انقلاب است که از خود قاطعیت نشان دهد و تصمیم خود را بدون درنگ و تاخیر به اجرا گذارد. امروز نظم شرط تداوم انقلاب و بلکه حیات ملی‌ماست و باید با روحیه انقلاب و مصمم آن را برقرار کرد. دانشجویان مسلمان باید اجرای مصوب شورای انقلاب که در محضر امام اتخاذ شد را فریضه خود دانسته و نه تنها در برخوردها پیشقدم نشوند بلکه مانع از هرگونه برخوردی بگردند تا اگر طرف سه روز ستادهای گروه‌ها تعطیل نشدند به ترتیبی که مقرر است عمل شود.”
انقلاب فرهنگی از کجا شروع شد

در سال‌های اولیه پس از انقلاب نبض فضای سیاسی ایران در میدان انقلاب تهران می‌زد که دانشگاه تهران به شکلی سمبلیک در نزدیکی آن قرار دارد.

با پشت سر گذاشتن ماه عسل کوتاه انقلابیون، که به “بهار آزادی” تعبیر و در آن دانشگاه‌ها به مراکز اصلی بحث‌های سیاسی بدل شده بودند، کم کم شعله اختلافات بالا گرفت و نیروهای مخالف رودرروی یکدیگر قرار گرفتند. در سمت مخالفان، گروه “پیشگام” (هوادار سازمان چریک‌های فدایی خلق)، “انجمن دانشجویان مسلمان”، (هوادار سازمان مجاهدین خلق)، “سازمان جوانان و دانشجویان دموکرات ایران” (هوادار حزب توده) و سایر دانشجویان هوادار دیگر سازمان‌های چپ، و در سمت دیگر مجموعه‌ای از دانشجویان طرفدار حکومت که عمدتا در «انجمن اسلامی دانشجویان” متشکل شده بودند.

در پی این صف‌آرایی، روح الله خمینی، بخش مهمی از پیام نوروزی خود در سال ۱۳۵۹ را به مساله دانشگاه‌ها اختصاص داده و تأکید کرد: “باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاه‌های سراسر ایران به وجود آید. تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرب‌اند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی. با کمال تاسف گاهی دیده می‌شود که به علت عدم درک صحیح و دقیق مسائل اسلامی، بعضی از مسائل را با مسائل مارکسیستی مخلوط کرده‌اند و معجونی بوجود آورده‌اند که به هیچ وجه با قوانین مترقی اسلام سازگار نیست.” او در این پیام و همچنین سخنان بعدی خود به ضرورت ایجاد “انقلاب اساسی در دانشگاه‌های سراسر کشور”، “تصفیه استادان مرتبط با شرق و غرب”، “تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی” و “عدم وابستگی آن به احزاب، کمونیسم و مارکسیسم” اشاره کرد.

آتش درگیری تمام عیار در روز ۲۶ فروردین ۱۳۵۹ در شهر تبریز شعله‌ور شد. در پی سخنرانی هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز و درگیری در این دانشگاه، “دانشجویان مسلمان پیرو خط امام” با اشغال ساختمان مرکزی اعلام کردند تا اخراج دانشجویان، استادان و کارکنان دانشگاه انجام نشود، ساختمان مرکزی را ترک نمی‌کنند.

در پی این درگیری، دانشگاه‌های سراسر کشور صحنه تظاهرات‌ها، درگیری‌ها و تحصن‌های گوناگون شده و برخی دیگر از دانشگاه‌ها نیز به تصرف نیروهای دانشجویی خط امام درآمد.

در روز ۲۹ فروردین شورای انقلاب با آیت الله خمینی دیدار کرد. هاشمی رفسنجانی محتوای این جلسه را این چنین بیان می‌کند: “درگیریهای این دو جریان مخالف که در طی چندین روز تقریبا در تمامی دانشگاههای کشور فراگیر شد، موجی از نگرانی و ناامنی در جامعه ایجاد کرد تا آنجا که اعضای شورای انقلاب به همراه رئیس‌جمهور، بهتر دیدند که مسأله را در حضور حضرت امام مورد بحث و بررسی قرار دهند. در این جلسه که صبح جمعه تشکیل شد، در اصل قضیه که نظام آموزشی دانشگاهها باید اصلاح شود و این مکانها از عناصر وابسته تصفیه گردد، اختلاف نظری نبود؛ به همین دلیل بحث بیشتر بر روی شکل و چگونگی انجام این کار بود که سرانجام با تایید امام قرار شد مهلت سه روزه‌ای به گروههای سیاسی داده شود که ستادهای عملیاتی خود را از دانشگاهها برچینند و مسئولین دانشگاهها هم ترتیبی دهند که امتحانات تا چهارده خرداد پایان یابد و بعد از آن برنامه‌هایی برای تهیه نظام آموزشی جدید بر پایه معیارهای اسلامی و انقلابی تدوین گردد و همچنین هرگونه استخدام در دانشگاهها متوقف و بعدا نیز پذیرش دانشجو بر اساس موازین جدید صورت گیرد.”

در پی این دستور در روز ۳۰ فروردین ۱۳۵۹ درگیری‌ در دانشگاه‌ها شدت بیشتری گرفت. این درگیری‌ها بین دانشجویان چپ‌گرا و انجمن اسلامی دانشگاه‌ها که توسط کمیته‌های انقلاب هم پشتیبانی می‌شدند از دانشگاه تهران تا مدرسه عالی اراک، دانشکده کشاورزی زنجان، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر و اکثر مراکز آموزش عالی، در سراسر کشور گسترده بود.

بنا به نوشته روزنامه کیهان تنها در درگیری‌های دانشگاه‌های مشهد و شیراز بیش از ۶۰۰ نفر مجروح شدند و این درگیری‌ها به حملۀ نیروهای سپاه پاسداران و کمیته‌های انقلاب اسلامی به این دانشگاه‌ها و تیراندازی هوایی منجر شد.

شورای انقلاب این‌بار و در حالی که دو روز به مهلت داده شده باقی مانده بود در بیانیه‌ای ۱۰ ماده‌ای، حکم به تعطیلی دانشگاه‌ها داد.

ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور وقت در سرمقاله روزنامه انقلاب اسلامی ۳۱ فروردین ۱۳۵۹ چنین نوشت: “بر شورای انقلاب است که از خود قاطعیت نشان دهد و تصمیم خود را بدون درنگ و تاخیر به اجرا گذارد. امروز نظم شرط تداوم انقلاب و بلکه حیات ملی‌ماست و باید با روحیه انقلاب و مصمم آن را برقرار کرد. دانشجویان مسلمان باید اجرای مصوب شورای انقلاب که در محضر امام اتخاذ شد را فریضه خود دانسته و نه تنها در برخوردها پیشقدم نشوند بلکه مانع از هرگونه برخوردی بگردند تا اگر طرف سه روز ستادهای گروه‌ها تعطیل نشدند به ترتیبی که مقرر است عمل شود.”

سیاست تند بنی‌صدر در روزهای آینده و طی زد و خوردهای خونینی با دانشجویان چپ‌گرا و مارکسیست در دانشگاه‌های سراسر کشور در پیش گرفته شد.

از سال‌های میانی دهه ۸۰ شمار زیادی از فعالان دانشجویی به عنوان مارکسیست و به اتهامات سیاسی بازداشت شدند، این بازداشت‌ها در بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸به اوج خود رسید

در طی چند روز بعدی دانشگاه‌های سراسر ایران و به ویژه دانشگاه تهران عرصه درگیری‌های گسترده‌ای شد. نیروهای حزب‌اللهی با پشتیبانی کمیته و نیروهای لباس شخصی با سلاح‌های گرم و سرد به دانشگاه‌های گوناگون در ایران حمله کرده و طی درگیری‌های خونین، گروه‌های دانشجویی چپ و مارکسیست را از دانشگاه‌ها بیرون کرده و دانشگاه‌های سراسر کشور یکی پس از دیگری به کنترل دانشجویان مسلمان طرفدار حکومت درآمدند. طی این درگیری‌ها و بر طبق آمار رسمی ۳۸ نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند.

در نهایت روز دوم اردی‌بهشت ابوالحسن بنی‌صدر به همراه تعداد زیادی از هواداران نظام اسلامی به دانشگاه تهران رفته و در سخنرانی خود بر ضرورت ادامۀ راه “انقلاب فرهنگی” تاکید کرد.

رویکرد احزاب و گروه‌های سیاسی به این واقعه متفاوت بود. هرچقدر که نیروهای گوناگون اسلامی از آیت‌الله خمینی و هوادارانش، بنی‌صدر، حزب جمهوری اسلامی و … از انقلاب فرهنگی دفاع و از آن حمایت همه‌جانبه کردند در میان نیروهای مخالف رویکردهای متفاوتی مشاهده شد.

بسیاری با تایید اصل نیاز به انقلاب فرهنگی به روش اجرای آن اعتراض کردند، از جمله، جنبش مسلمانان مبارز طی بیانیه‌ای یادآور شد: “متاسفانه حرکت اخیر که در پوشش تصفیه دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی آغاز شده، با وجود اینکه عده‌ای از دانشجویان صادق و بخشی از توده در آن شرکت دارند، هدایت آن توسط دستگاه‌ها و مقاماتی انجام می‌گیرد که قادر به انجام این تحول انقلابی اسلامی نیستند و به جای اصول اسلام راستین تنها پوسته‌ای از اسلام بر روی نظام کشیده خواهد شد.”

حزب توده با محکوم کردن حمله به دانشگاه و در عین حال اعتراض به گروه‌های چپ دانشجویی یا به زعم این حزب “چپ‌نما” برای دادن بهانۀ این حملات، بیشتر در پی گسترش فعالیت‌های صنفی و سندیکایی در دانشگاه‌ها، بدون استفاده از برچسب مستقیم حزبی و در عین حال گسترش سیاست‌های “ضد امپریالیستی” نظام نوپا را در سر می‌پروراند. نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده ایران در جزوه‌های موسوم به “پرسش و پاسخ” در اردی‌بهشت ۱۳۵۹، ضمن انتقاد شدید به سایر گروه‌های چپ برای ایجاد دفاتر سیاسی دانشجویی در دانشگاه‌ها گفت: “سیاست ما در تمام سازمان‌های صنفی یا توده‌ای، سیاست اتحاد همۀ نیروها بدون سمت‌گیری معین سیاسی است… اگر ما در یک سازمان دانشجویی دارای اکثریت هم باشیم، سیاست جبهه متحد را دنبال خواهیم کرد. زیرا این تنها سیاستی است که می‌تواند جنبش دانشجویی را به صورت یک جنبش متحد و فراگیر، با شرکت همه دانشجویان وابسته به خلق درآورد. هر سیاست دیگری سکتاریستی، انشعاب‌گرایانه، نفاق‌افکنانه و خرابکارانه است.”

سازمان چریک‌های فدایی خلق ضمن دفاع از حق مقاومت گروه‌های دانشجویی بویژه “پیشگام”، تیغ تیز حمله را به سمت حزب جمهوری اسلامی و بنی‌صدر گرفته و در سرمقاله روز ۳ اردی‌بهشت ۱۳۵۹ روزنامه “کار” نوشت: “دلایل طراحی سیاست سرکوب جنبش انقلابی دانشجویی ایران را نمی‌توان و نباید تنها در ابعاد دانشگاه‌ها و مدارس عالی و مسائل مربوط به آن جستجو نمود. رشد و گسترش مبارزات ضد امپریالیستی و بر زمینه آن عمق و وسعتی که مبارزه طبقاتی در جامعه ما دارد در طراحی این سیاست نقش درجه اول داشته است. در عین حال سیاست “تثبیت قدرت” رئیس‌جمهور و تلاش‌های مذبوحانه‌ای که حزب جمهوری اسلامی برای جلوگیری از ورشکستگی سیاسی و فرهنگی خود دنبال می‌کند برای درک چگونگی تهاجم به دانشگاه‌ها از بیشترین اهمیت برخوردار است. رویدادهای چند روز اخیر حاکی از اتفاق نظر آنها در سرکوب جنبش انقلابی دانشجویی ایران است.”
ناظران
Image caption عبدالکریم سروش از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی در ۲۹ خرداد ۵۹ در یک گفت و گوی مطبوعاتی گفت: “لازم است در دانشگاه ها پاکسازی و تصفیه صورت گیرد تا اثرش در همۀ جامعه آشکار گردد، هوسناکان و پیروان سایر مکاتب چون اندیشه خود را به جای دیگر فروخته‌اند دم از عدم امکان انقلاب فرهنگی می زنند.”/ سروش در کنار علی شریعتمداری از اعضای هفت نفره ستاد انقلاب فرهنگی

پیامدهای انقلاب فرهنگی ناتمام

پس از بیرون راندن نیروهای مخالف از دانشگاه، در خرداد سال ۱۳۵۹ آیت‌الله خمینی برای مدیریت این انقلاب فرهنگی، دستور به تاسیس “ستاد انقلاب فرهنگی” داد. اعضای هفت نفری این ستاد شامل: علی شریعتمداری، محمدجواد باهنر، محمدمهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل‌احمد و جلال‌الدین فارسی بودند که سه وظیفۀ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‌ها، گزینش دانشجو و اسلامی کردن جو دانشگاه‌ها و تغییر برنامه های آموزشی دانشگاه‌ها را برعهده داشتند.

برای این منظور، دانشگاه‌های سراسر کشور برای بیش از دو سال و نیم تعطیل شده و برنامه‌هایی مانند تدوین برنامه‌های آموزشی جدید، ادغام و انحلال برخی از دانشگاه‌ها، تشکیل جهاد دانشگاهی، تدوین لایحه تربیت مدرس، گزینش اساتید و تشکیل مرکز نشر دانشگاهی در دستور کار قرار گرفته و کمیته‌ای نیز در ستاد انقلاب فرهنگی با عنوان “کمیته اسلامی کردن دانشگاه‌ها”، تشکیل شد.

یکی از اصلی‌ترین وظایف ستاد انقلاب فرهنگی در طول فعالیت خود تصفیه دانشجویان، اساتید و حتی کارکنان دانشگاه‌ها و مدارس عالی ایران بود.

عبدالکریم سروش از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی در ۲۹ خرداد ۵۹ در یک گفت و گوی مطبوعاتی گفت: “لازم است در دانشگاه ها پاکسازی و تصفیه صورت گیرد تا اثرش در همۀ جامعه آشکار گردد، هوسناکان و پیروان سایر مکاتب چون اندیشه خود را به جای دیگر فروخته‌اند دم از عدم امکان انقلاب فرهنگی می زنند.”

با تصمیم ستاد انقلاب فرهنگی سیستم گزینش دو مرحله‌ای ایجاد شد. اولین گزینش، گزینشی علمی و سپس گزینش عقیدتی و سیاسی بود. بر اساس آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی، در جریان انقلاب فرهنگی حدود هشت هزار نفر از استادان دانشگاه‌ها، که تقریباً نیمی از کل استادان دانشگاه در ایران بودند، از دانشگاه‌ها اخراج شدند.

این سیستم گزینش عقیدتی که با تحقیقات محلی و گسترده با کمک کمیته‌های انقلاب، مساجد و بسیج انجام می‌شد، در عین حال در مورد دانشجویان نیز اعمال شده و اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان دگراندیش نیز از دانشگاه‌ها پاکسازی شدند.

در نهایت ستاد انقلاب فرهنگی در آذرماه سال ۱۳۶۳به “شورای عالی انقلاب فرهنگی” تبدیل شده و تاکنون کار مدیریت عالی در سه حوزه سیاست‌گذاری، تدوین ضوابط و نظارت بر حوزه‌های مختلف آموزشی و فرهنگی را زیر نظر خود دارند.

اما با وجود همۀ تلاش‌ها برای اسلامی کردن دانشگاه‌های ایران، هنوز هم دانشگاه یکی از مراکز اصلی نمایش بحران‌هایی است که جمهوری اسلامی در چهلمین دهۀ حیات خود با آنها روبرو است. جنبش‌های اجتماعی اصلاح‌طلبی در دهه‌های هفتاد و هشتاد از دل همین دانشگاه‌ها بیرون آمدند و فضای سیاسی چپگرای در دهه‌های هشتاد و نود موجب نگرانی آیت‌الله خامنه‌ای از فضای “غیر اسلامی” دانشگاه‌ها است.

رهبر ایران خرداد ۱۳۹۸در دیدار با استادان و اعضای هیات‌های علمی دانشگاه‌ها با تاکید بر لزوم “مقابله با ارتجاع، التقاط و انحراف در دانشگاه‌ها” گفت: “امروز در برخی دانشگاه‌ها جریان چپ مارکسیستی هم ابراز وجود میکند، آن‌هم درحالی‌که مظاهر اصلی این جریان یعنی شوروی سابق در زیر بار و فشار حقایق عالم فروریخته و از بین رفته است.”

به نظر می‌رسد هنوز و با گذشت نزدیک به چهل سال از انقلاب فرهنگی، تصفیه‌های گسترده و سرکوب فعالین دانشجویی، هنوز هم دانشگاه مورد نظر نظام پدیدار نشده است.

No responses yet

Jul 10 2019

۲۰ سال پس از واقعه؛ ۱۸ تیر به روایت نقش‌آفرینانش

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

رادیوفردا: هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ رویدادی است که در ادبیات رسمی نظام جمهوری اسلامی از آن با عنوان «آشوب و غائله ۱۸ تیر» یاد می‌شود. اما در این سال‌ها و در ادبیات سیاسی مخالفان و منتقدان نظام سیاسی ایران، از ۱۸تیر ۷۸ به عنوان «قیام» یا «نقطه عطف جنبش دانشجویی» نام برده شده است.

این نخستین بار بعد از اعتراضات گسترده گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در خرداد ماه ۱۳۶۰ بود که چنین حضور اعتراضی از سوی گروهی از مردم به خصوص جوانان، در تهران و تبریز دیده می‌شد.

جامعه ایران از میانه‌های دهه هفتاد و به طور مشخص از خرداد ۱۳۷۶ شرایط تازه‌ای را از سر می‌گذراند. در این بین برخی گروه‌های نوپایی دانشجویی همچون «جبهه متحد دانشجویی»، در کنار تشکل‌های قدیمی‌تر همچون «انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور»، به گفتمان‌سازی و حضور هر روزه و فعال در جامعه روی آوردند و توانستند خود را به عنوان گروه‌هایی مرجع معرفی کنند.

این فضا در دو سال نخست ریاست جمهوری محمد خاتمی، سطح مطالبات عمومی را پرشتاب بالا برد. تا جایی که دیگر سخن گفتن از تغییر ساختار سیاسی ایران نیز به دانشگاه‌ها کشیده شده بود و برخی گروه‌های دانشجویی در برنامه‌ها و نشریات خود، از ضرورت تغییر ساختار سیاسی ایران سخن می‌گفتند.

حشمت الله طبرزدی، از فعالان جنبش دانشجویی در آن سال‌ها و از بنیانگذاران جبهه متحد دانشجویی، در توضیح فضایی که به واقعه هجدهم تیرماه ۷۸ منجر شد، می‌گوید:

«فضایی وجود داشت که بشود حرف زد. با آمدن آقای خاتمی، توسعه اجتماعی و سیاسی مطرح شد. نشریات زیادی از سال ۷۶ به وجود آمد. ما از این فضا استفاده کردیم. میتینگ‌ها، بیانیه‌ها، فراخوان‌ها و نشریات زیادی داشتیم که در این دوره منتشر شد؛ مثلاً نشریه “هویت خویش” که در اواخر سال ۷۷ و اوایل سال ۷۸ منتشر شد. در این نشریه، ما بیانیه ساختار سیاسی آینده ایران را درج کردیم. آن بیانیه در اول سال ۷۸ صادر شد و در آن ما به صراحت گفته بودیم که خواستار یک جمهوری آزاد و دموکراتیک هسیتم. تا اینکه روبه رو شدیم با قیام ۱۸ تیر که بستر آن جنبش، از سوی همه نیروها به ویژه تشکلات دانشجویی به وجود آمده بود و از این رو تأثیرگذار بود. توقیف روزنامه سلام یک بهانه بود، کما اینکه هر چیز دیگری می‌تواند مستمسک قرار بگیرد برای اعتراض دانشجویان. ظرفیت جنبش دانشجویی پر شده بود.»

امروز در بازخوانی واقعه هجدهم تیرماه ۱۳۷۸، وقتی به خبرها و تاریخ رسمی نگاه می‌کنیم، دلیل اصلی اعتراض دانشجویان کوی دانشگاه تهران، توقیف روزنامه سلام یکی از مهم‌ترین بازو‌های رسانه‌ای جناح چپ جمهوری اسلامی عنوان شده است. اما پیش از آنکه به ماجرای توقیف روزنامه سلام بپردازیم به این موضوع نگاه می‌کنیم که زمینه‌های واقعه‌ای همچون ۱۸ تیر، با توجه به تغییرات سریع جامعه ایران در آن سال‌ها چه بود و چرا تنها با گذشت دو سال از آغاز به کار دولت محمد خاتمی، جنبش دانشجویی و گروه قابل توجهی از مردم نگران آینده شدند و احساس کردند که ظرفیت‌های لازم برای تغییر و اصلاح بدون حضور مردم در خیابان و مطالبات جامعه محور، وجود ندارد؟ در واقع این افزایش سطح مطالبات و میل به «رادیکال» شدن از کجا می‌آمد؟

حمشت‌الله طبرزدی پس از حمله گروه‌های فشار به دفتر نشریه پیام دانشجو؛ او می‌گوید گروه فشار و جریان‌های وابسته جناح حاکم انحصار، مرتباً با نهادهای مدنی و نشریات و تشکل‌های مستقل مقابله می‌کردند.
حمشت‌الله طبرزدی پس از حمله گروه‌های فشار به دفتر نشریه پیام دانشجو؛ او می‌گوید گروه فشار و جریان‌های وابسته جناح حاکم انحصار، مرتباً با نهادهای مدنی و نشریات و تشکل‌های مستقل مقابله می‌کردند.

​به تعبیر حشمت‌الله طبرزدی، رویارویی هر روزه با خواست و اراده مردم از سوی بخش قدرتمند حاکمیت، خواهی نخواهی فضا را به این سمت می‌برد:

«مرتباً گروه فشار و جریان‌های وابسته جناح حاکم انحصار، برخورد می‌کردند با نهادهای مدنی، جامعه مدنی، با دولتی که انتخاب شده بود، با رسانه‌ها و نشریات و تشکل‌های مستقل مقابله می‌کردند. جنبش دانشجویی می‌خواست بگوید که الان رأی مردم مشخص است. این رأی ‘نه’ بزرگی بود به جریان حاکم به رهبری آقای خامنه‌ای. این بود که ۱۸ تیر ۷۸ به وجود آمد.»

علی افشاری دیگر فعال جنبش دانشجویی در سال ۱۳۷۸ و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در آن زمان، می‌گوید که هرچند برخورد با دانشجویان معترض فضا را تنش‌آلود کرد، اما به دلیل پتانسیل قدرتمند جنبش دانشجویی در آن سال‌ها، وقوع رویدادی همچون ۱۸ تیر به بهانه‌هایی همچون تعطیلی روزنامه سلام دور از ذهن نبود:

«اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام، دلیل نزدیک واقعه بود، که برخورد خشن و بی‌رحمانه بخش مسلط قدرت و نیروی انتظامی را در ادامه داشت. باید برگردیم و علل دور را ببینیم، این بستری که باعث شده حکومت در کوران یک رویداد به آن نتیجه برسد، باید این پتانسیل و ظرفیت جمع‌شده را ببینیم که بخشی به عنوان حمایت مشروط از جنبش دوم خرداد بود و بخش بزرگتر شکل‌گیری یک جریان مدنی مردمی پایین به بالا و مستقل از ارکان حکومت. این خطرش خیلی بیشتر از جنبه‌های حمایتی از حرکت اصلاح‌طلبی خاتمی بود برای نهاد ولایت فقیه و به‌خصوص سپاه پاسداران. یعنی سپاه، جنبش دانشجویی را نیرویی می‌دید که می‌تواند بازوی میدانی سپاه یعنی بسیج را مهار کند.
از این احساس خطر می‌کردند و تهدید جدی برایشان بود. من هم با این تعبیر موافقم که اگر آن روز هم نشده بود، خواهی نخواهی این برخورد بزرگ در یک مقطعی رخ می‌داد. جنبش دانشجویی رادیکال شده بود و فاصله‌اش با گفتمان رسمی نظام افزایش پیدا کرده بود. شکاف شدیدتر شده بود. عمق پیدا کرده بود. خودش هم رشد کرده بود. به همان میزان، در داخل جامعه مرجعیت پیدا کرده بود. در عین حال ارتباط خوبی هم با جامعه رسانه‌ای و با دیگر بخش‌های جامعه مدنی ایران داشت. با نخبگان هم همینطور. مجموعه اینها سبب شد که جنبش دانشجویی جدی‌ترین و قابل اعتناترین و مهم‌ترین جنبش اعتراضی وقت شود.»

منوچهر محمدی دیگر فعال جنبش دانشجویی در آن سال‌ها که در زمان هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ دانشجوی دانشگاه تهران بود و به همراه برادرش اکبر محمدی در تشکلی دانشجویی به نام «اتحادیه ملی دانشجویان ایران» فعالیت داشت، می‌گوید که اعتراض دانشجویان و بسیاری از مردم در چارچوب قانون اساسی بود؛ هر چند حاکمیت همین اعتراض و مطالبه در چارچوب قانون اساسی را نیز بر نمی‌تافت:

«مردم، معترض بودند. دنبال فرصتی بودند که بتوانند بهره بگیرند و حرف‌هایشان را در چهارچوب قانون بیان کنند. روزنامه سلام وقتی بسته می‌شود، چون دانشگاه کانون تضارب افکار است، دانشجویان به عنوان اعتراض بیرون می‌آیند و اعتراض خودشان را بیان می‌کنند. خب این باب طبع حکومت واقع نشد و لباس‌شخصی‌هایی که خودشان را مطیع اوامر بی چون و چرای سیاست‌های سرکوب‌گرانه رهبر می‌دیدند، دانشجویان را سرکوب کردند و در واقع چیزی شد به نام ۱۸ تیر و بعد از آن، مراحل دیگری هم داشت.»

شب واقعه

تا قبل از شب هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ برپایی تحصن یا تجمع دانشجویی در کوی دانشگاه تهران بارها اتفاق افتاده بود، اما این بار ماجرا شکل دیگری پیدا کرد.

در حقیقت پس از شامگاه ۱۷ تیرماه ۷۸ پیوستن گروه‌هایی از مردم به حرکت اعتراضی دانشجویان در شهرهای تهران و تبریز، سبب شد تا حرکت اعتراضی گروهی از دانشجویان، به فضایی برای رویارویی بخشی از جامعه مدنی با نظام سیاسی حاکم تبدیل شود.

ماجرا این گونه آغاز شد که روزنامه سلام، نزدیک به اصلاح‌طلبان، در شامگاه شانزدهم تیر ۱۳۷۸ به دلیل انتشار نامه محرمانه سعید امامی از معاونان و مأموران بلندپایه وزارت اطلاعات -که در آن نامه خواستار اعمال محدودیت شدید و نظام‌مند برمطبوعات شده بود- توقیف شد. سعید امامی، که چند هفته قبل از انتشار نامه محرمانه‌اش در روزنامه سلام، خبر خودکشی مشکوک و بحث‌برانگیز او به طور رسمی منتشر شده بود و از ماه‌ها قبل به اتهام دخالت مستقیم در قتل گروهی از دگراندیشان موسوم به «قتل‌های زنجیره‌ای»، به همراه گروهی دیگر از مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده بود و حالا گفته می‌شد که در زندان با داروی نظافت خودکشی کرده است.

همزمان، رسانه‌ها نیز خبر از تصویب قانون جدید مطبوعات در مجلس می‌دادند. قانونی که همسو با نامه افشاشده سعیدامامی درباره اعمال فشار بیشتر بر مطبوعات بود.

مجموعه این اتفاق‌ها و خبرها، خشم دانشجویان را برانگیخت و سبب شد تا اعتراض‌ها در سحرگاه هجدهم تیرماه از محوطه کوی دانشگاه به خیابان‌های اطراف کشیده شود.

صحنه‌ای از یکی خوابگاه‌های کوی دانشگاه پس از حمله نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها در بامداد ۱۸ تیر
صحنه‌ای از یکی خوابگاه‌های کوی دانشگاه پس از حمله نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها در بامداد ۱۸ تیر

در شامگاه ۱۷ تیرماه ۷۸ گروهی از دانشجویان حضور اعتراضی خود را به خیابان کارگر یا امیرآباد شمالی کشاندند، و پس از آن یگانی از نیروی انتظامی تهران وارد عمل شد و تا بامداد هجدهم تیر به زد و خورد با دانشجویان پرداخت. همزمان، نیروهای لباس شخصی موسوم به «انصار حزب‌الله» نیز، توانستند خود را به کوی دانشگاه و خوابگاه دانشجویان برسانند. آنها به خوابگاه‌های دانشجویی حمله کردند و در سحرگاه هجدهم تیر، دست به تخریب گسترده اموال دانشجویان و ضرب و شتم شدید آنان زدند.

ده‌ها تن از دانشجویان معترض، همان شب از سوی نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها بازداشت شدند. اعتراض دانشجویان در شب ۱۸تیر، جرقه وقوع مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها میان دانشجویان و مردم با نیروی انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی بود، که تا غروب بیست و سوم تیرماه ۷۸ ادامه پیدا کرد. ناآرامی‌هایی که به تعبیر علی افشاری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در آن سال، هجدهم تیرماه ۷۸ را تاریخی کرد:

«اتفاقی که سبب شد ۱۸ تیر خاص و تاریخی شود، بعد از آن حمله ددمنشانه و تخریب وحشیانه و گسترده و لگد مال کردن کیان دانشگاه بود که جنبش دانشجویی را جریحه‌دار کرد و پتانسیلی که از قبل آماده شده بود، آنجا بروز پیدا کرد و متجلی شد.»

دیگر روز ۱۸ تیر روز خاصی شده بود. جدال خیابانی بین گروه‌های کوچک دانشجویی با لباس‌شخصی‌ها و نیروی انتظامی ادامه یافت. در نوزدهم تیرماه، به سراسر خیابان امیرآباد تهران، خیابان فاطمی و بلوار کشاورز تا دانشگاه تهران رسید. گروهی از مردم هم رفته رفته به این حرکت می‌پیوستند.

در آن هنگام، شورای متحصنین دانشجویان کوی دانشگاه، در بیانیه‌ای از کشته شدن چندین دانشجو در واقعه هجدهم تیر خبر داد. خبری که پس از چند روز تکذیب شد و بعدها به طور رسمی، عزت ابراهیم‌نژاد، تنها کشته‌ شده واقعه ۱۸تیر معرفی شد. هر چند که ماه‌ها بعد نام فرشته علیزاده به عنوان یکی دیگر از کشته‌شدگان واقعه کوی دانشگاه تهران مطرح شد و از سرنوشت سعید زینالی دیگر دانشجویی که شب ۱۸تیر در کوی دانشگاه حضور داشت، تا امروز خبری در دست نیست.

تجمع دانشجویان معترض مقابل دانشگاه تهران در ۱۹ تیرماه ۷۸
تجمع دانشجویان معترض مقابل دانشگاه تهران در ۱۹ تیرماه ۷۸

منوچهر محمدی فعال دانشجویی، آن سال‌ها به همراه برادرش اکبر محمدی -که بعدها در زندان دوران محکومیتش درگذشت، دو برادری بودند که در شکل‌گیری هسته‌های اعتراضی خارج از کوی دانشگاه تهران نقش داشتند.

منوچهر محمدی درباره کشیده شدن دامنه اعتراض‌ها به خیابان‌های اطراف کوی دانشگاه تهران در هجدهم تیرماه ۷۸ می‌گوید:

«من دانشجوی اقتصاد نظری دانشگاه تهران بودم. وقتی روزنامه سلام توقیف شد، همراه گروهی از دوستانم خواستیم بیاییم بیرون. تعدادی از دانشجویان معتقد بودند که اعتراض باید در مسجد کوی دانشگاه یعنی خوابگاه دانشجویان انجام شود، ولی ما می‌گفتیم که این اعتراض‌ها باید به بیرون از دانشگاه کشیده شود. دانشجویان زمانی می‌توانند اعتراضات خود را به معنای واقعی به گوش مسئولان نظام برسانند که کسی آنها را کنترل نکند. حقیقت هم همین بود. بنابراین دو دسته شدیم و ما توانستیم این حرکت را به بیرون از خوابگاه بکشانیم. ما معتقد بودم که هر اعتراضی باید به خیابان‌ها کشیده شود. همین هم شد. همان عده‌ای هم که معتقد بودند باید بروند داخل مسجد، مسجد هم رفتند، ولی وقتی به خواسته خود نرسیدند به ما پیوستند.»

دیگر ماجرای حمله به کوی دانشگاه به اعتراض‌های گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران انجامیده بود. جدای از تهران، در دانشگاه تبریز و نقاط مرکزی این شهر نیز بیستم تیرماه درگیری‌هایی روی ‌داد که به نوشته برخی منابع غیررسمی، به کشته شدن یک شهروند به نام «محمدجواد فرهنگی» انجامید.

دانشجویان و مردم خشمگین، نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها را عامل یورش به کوی دانشگاه می‌دانستند، و در یکی-دو روز اول خواستار عزل فرمانده وقت نیروی انتظامی بودند. اما از روز بیستم تا بیست و سوم تیرماه ۷۸، دیگر در مرکز تهران و خیابان‌های منتهی به دانشگاه تهران شعارهای ساختارشکنانه علیه نظام سیاسی نیز به وضوح شنیده می‌شد، که تا پیش از این کم‌سابقه یا شاید بی‌سابقه بود.

کوروش صحتی عضو جبهه متحد دانشجویی در آن سال‌ها، معتقد است که در آن روزها دو دیدگاه بین فعالان جنبش دانشجویی وجود داشت؛ دفتر تحکیم وحدت خواستار مدیریت و آرام کردن فضای سیاسی بود، و گروه‌ها و تشکل‌های مستقل خواهان ادامه دار بودن اعتراض‌ها با پشتیبانی مردم بودند:

«در آن مقطع بخشی از جنبش دانشجویی ایران -که با کار بردن کلمه جنبش در باره این بخش خیلی موافق نیستم- بخشی از دولت اصلاح‌طلب بود، -منظورم دفتر تحکیم وحدت است- و این باعث می‌شد تضاد به وجود بیاید. در ۱۸ تیر گروه‌های مستقل دانشجویی خواستار این بودند که تجمعات به صورت ادامه‌دار باشد و مردم حضور پیدا کنند، اما دفتر تحکیم مخالف این قضیه بود. البته این گروه بعدها تغییرات بسیاری کرد. اما در ۱۸ تیر ۷۸ به شدت تضاد بین این دو دسته وجود داشت.»

از چپ: مرتضی احمدی، علی افشاری و اکبر عطری، اعضای وقت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
از چپ: مرتضی احمدی، علی افشاری و اکبر عطری، اعضای وقت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

علی افشاری در پاسخ به این انتقاد که چرا دفتر تحکیم وحدت سعی داشت از گسترش اعتراض‌ها به سطح شهر جلوگیری کند، معتقد است که مخالفت فعالانه دفتر تحکیم وحدت از جمله خود او با گسترش دامنه اعتراض‌ها به دلیل نگرانی از سرکوب شدید این حرکت بود:

«آن حرکت از ظرفیت و توان جنبش دانشجویی خارج بود. حرکتی واکنشی بود که خودجوش صورت گرفته بود و مبنی بر یک طرح و برنامه نبود. و خیلی احتمال ضعیفی داشت که بتواند به نتیجه‌ای برسد. قطعاً طبیعی بود مردمی که به یک باره جمع می‌شدند و همدیگر را نمی‌شناسند، مطالبات نه تنها مختلف، بلکه ناهمگونی دارند. به راحتی در این جمعِ باهیجان، خشمگین و ناراحت این ظرفیت وجود داشت که جدایی ایجاد بشود. بنابراین نیازمند بود که مدیریت شود. در یک حوزه‌ای حرکت سامان پیدا کند که امکان موفقیت در آن هست. بتواند روی خواسته‌ها و مطالباتی که در دسترس و مقدور است تمرکز کند و آنها را به دست بیاورد. متأسفانه در این زمینه، توفیقی حاصل نشد.
اگر حرکت در دانشگاه محدود می‌ماند، به نظر من نتیجه بهتر می‌شد. قطعاً در آن شرایط امکان عقب‌نشینی نظام خیلی بیشتر بود. بهانه برای سپاه پاسداران و در دست گرفتن کنترل امنیت شهر تهران و بقیه اتفاقات هم به دست نمی‌آید. اگر به شکل مسالمت‌آمیزی یک تجمع بزرگ برگزار می‌شد که همه دانشگاه‌ها را به تعطیلی می‌کشاند و حمایت اقشار مختلف جامعه را کسب می‌کرد، این احتمال بود که فرمانده وقت نیروی انتظامی عوض شود و چه بسا سرنوشت حوادث هم تغییراتی می‌کرد.»

همزمان و با گسترش اعتراض‌ها به سایر نقاط تهران از جمله میدان سپاه و بازار تهران وساعاتی بعد از سخنرانی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در ۲۱ تیرماه آن سال، ۲۴ فرمانده بلندپایه سپاه پاسداران در نامه‌ای به محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت او را تهدید کردند که صبرشان به سر آمده و اگر رئیس‌جمهور در سرکوب معترضان قوی‌تر عمل نکند، خود آنان دست به کار می‌شوند.

این نامه، که محمدباقر قالیباف از فرماندهان وقت سپاه پاسداران مدعی است او و قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران آن را نوشتند، تنها ساعاتی بعد از سخنرانی معروف رهبر جمهوری اسلامی نوشته شد. آیت‌الله خامنه‌ای در این سخنرانی با محکوم کردن حمله به کوی دانشگاه چنین گفت:

«حتی اگر یک چیزی که خون شما را به جوش آورد، مثلاً فرضاً اهانت به رهبری کردند؛ باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس من را هم آتش زدند و پاره کردند، باید سکوت کنید و نیرویتان را حفظ کنید.»

برخورد با فعالان جنبش دانشجویی و مردم معترض، بعد از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی در ۲۱ تیرماه ۷۸ شدت گرفت و به شکل فراگیری دنبال شد. تا جایی که پس از حضور هواداران رهبر جمهوری اسلامی در اطراف دانشگاه تهران در روز ۲۳ تیرماه، که خواهان برخورد جدی با معترضان بودند، درگیری‌ها در ساعات پایانی شب ۲۳ تیر به اوج خود رسید و در ۲۴ تیر ۷۸، طرح برخورد با بسیاری از فعالان جنبش دانشجویی و برخی چهره‌های سیاسی به طور رسمی کلید خورد.

ذبیح‌الله بخشی‌زاده معروف به «حاجی بخشی» از چهره‌های شاخص انصار حزب‌الله، در تجمع هواداران آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۳ تیر ۷۸
ذبیح‌الله بخشی‌زاده معروف به «حاجی بخشی» از چهره‌های شاخص انصار حزب‌الله، در تجمع هواداران آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۳ تیر ۷۸

در جریان درگیری‌های چهار روزه تهران بعد از ۱۸ تیر ۷۸، نیروهای انتظامی و امنیتی صدها تن از مردم و دانشجویان معترض را بازداشت کردند. یکی از این دانشجویان احمد باطبی دانشجوی فیلمسازی در آن زمان بود که انتشار تصویری از او با پیراهن خونین یکی از دانشجویان در چند نشریه خارجی، به صدور حکم سنگین برای او انجامید:

«من اولین جایی که منتقل شدم، محلی بود زیر پل حافظ. آن روز، آنهایی را که در همان محدوده بازداشت می‌شدند به آن محل می‌آوردند، در یک نقل و انتقال ساده ما را منتقل کردند به بیمارستان نیروی انتظامی. محلی بزرگی از آنجا را به نگهداری بازداشت‌شدگان اختصاص داده بودند. من با اسم مستعار آنجا بودم و داشتم آزاد می‌شدم که آن عکس منتشر شد و از روی عکس من را شناسایی کردند. وقتی شناسایی شدم من را از بقیه جدا کردند و به زندان اوین منتقل کردند و به وزارت اطلاعات سپردند. وزارت اطلاعات پرونده بزرگی از من داشت که شد پرونده دادگاه. بعد از حدود یک هفته انفرادی و بازجویی در بند ۲۰۹، همراه تعدادی دیگری از بازداشت‌شده‌ها جدا شدیم و سوار مینی‌بوس شدیم و همه به زندان توحید منتقل شدیم.»

احمد باطبی در ادامه می‌گوید:

«در زندان توحید ما وارد یک مرحله جدید و حرفه‌ای‌تر از بازجویی شدیم. آنجا ساعت‌های مختلف شب و روز از ما بازجویی می‌کردند، شکنجه وجود داشت، “شکنجه قانونی” چیزی که در دستگاه قضایی ایران تعزیر گفته می‌شود، به معنای اینکه بازجو از قاضی درخواست می‌کند که برای اعتراف متهم به صورت “قانونی” حکم شلاق صادر کند.
در حیاط زندان توحید یک فضای دایره شکل وجود داشت که چند اتاق در آن بود که یکی از این اتاق‌ها برای شلاق بود. در طبقات مختلف، بعضی از اتاق‌ها هم مخصوص بازجویی بود و دوربین داشت. کلاً وارد یک پروسه جدید شده بودیم. آنجا بازجوها از من سه چیز می‌خواستند. اولین چیزی که از من می‌خواستند این بود که جلوی دوربین اعتراف کنم سازمان مجاهدین خلق ایران، یک کامیون سلاح فرستاده و من و یک دانشجوی کُرد به نام خالد -که پیشتر در جای دیگر دستگیر شده بود- قرار بوده این سلاح‌ها را بیاوریم و در تهران پخش کنیم. آنها می‌خواستند من اعتراف کنم که برای آشوب در ایران از آمریکا و اسرائیل پول گرفتم. من را شکنجه می کردند که مقابل دوربین ظاهر بشوم و بگویم که عکسی که از من منتشر شده، یک عکس تقلبی است و من خون حیوانات یا سس گوجه فرنگی را به این پیراهن مالیدم و به صورت از پیش هماهنگ شده در مقابل دوربین یک خبرنگار و عکاس ظاهر شدم.
البته من هرگز چنین کاری را نکردم، همانجا بازجو به من گفت که اگر مقابل دوربین ظاهر نشوی و اعتراف نکنی و تقلبی بودن آن عکس را نگویی، حکم اعدام می‌گیری.»

کمتر از یک ماه بعد، یعنی پنجم مرداد ماه ۱۳۷۸، محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت، در یک سخنرانی در همدان اعتراض‌های خیابانی بعد از واقعه ۱۸ تیر، را «شورش و بلوای کور» نامید و آن را «نفرت‌آور» توصیف کرد.

حشمت‌الله طبرزدی فعال سیاسی، درباره موضع‌گیری محمد خاتمی معتقد است:

«در آن مقطع، ضعف دولت خاتمی آشکارتر شد و نتوانست از جنبش دانشجویی حمایت کند. حتی متأسفانه همدست شد با سپاه و جنبش را در ۲۳ و ۲۴ تیر سرکوب کردند. از همانجا موضع ما نسبت به خاتمی خیلی شفاف‌تر و موضع نقد تند و تیز شد.»

احمد باطبی در اعتراض‌های تیرماه ۷۸ پس از بالا بردن یک پیراهن خونین بازداشت شد و حکم اولیه او اعدام بود
احمد باطبی در اعتراض‌های تیرماه ۷۸ پس از بالا بردن یک پیراهن خونین بازداشت شد و حکم اولیه او اعدام بود

روز ۲۴ تیر ۷۸، ورق کاملاً به ضرر معترضان و فعالان جنبش دانشجویی برگشت.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور فعلی، که آن زمان دبیر شورای امنیت ملی بود، روز ۲۳ تیر ۷۸ در یک سخنرانی در دانشگاه تهران و در جمع هواداران رهبری جمهوری اسلامی و وعده داد که به تعبیر او با «آشوبگران» برخورد بسیار سختی شود:

«دستور قاطع و انقلابی داده شد، که هرگونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب هر کجا که باشد، با شدت و قاطعیت سرکوب خواهد شد.»

احمد باطبی که خودش روز ۲۳ تیرماه در حوالی دانشگاه تهران همراه با تعدادی دیگر از معترضان بازداشت شد، درباره تعداد بازداشتی‌های مرتبط با وقایع هجدهم تیرماه ۷۸ می‌گوید:

«پیامد آن حادثه -چیزی که من در دادگاه خودم شنیدم- حدود چهار هزار تن از شهروندان بازداشت شدند. اما حدود چند صد نفر محکوم به زندان، جریمه نقدی یا اعدام شدند.»

منوچهر محمدی و غلامرضا مهاجری‌نژاد نیز دو تن از اعضای اتحادیه ملی دانشجویان ایران بودند که روز ۲۴ تیر ماه ۱۳۷۸ با پیگیری امنیتی و در حال رفتن به مخفیگاه، بازداشت شدند. منوچهر محمدی درباره شرایط آن روز و بازداشت خود می‌گوید:

«در ۲۴ تیر وقتی که سرکوب‌ها بیشتر شد، دانشجویان دستگیر شدند و دیگر کسی در خیابان‌ها دیده نمی‌شد. آنها فهرستی از افرادی که از نظرشان مقصرند تهیه کرده بودند، تا بازداشت کنند. نیروهای امنیتی و لباس شخصی‌ها این مأموریت را به عهده گرفتند. من را در ۲۴ تیر بازداشت کردند. من به همراه رضا مهاجری‌نژاد، با هم فرار کرده بودیم. مأموران وقتی ما را گرفتند ضربه محکمی به سر ما زدند، خون از سر ما سرازیر شده بود. حتی ما به لکنت زبان افتاده بودیم. ما را حتی در داخل ماشین هم می زدند…»

بعد از بازداشت‌های گسترده روزهای ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ تیرماه ۱۳۷۸، بیشتر بازداشت‌شدگان تهران، در نهایت به زندان اوین منتقل شدند. بعد از یک هفته تعدادی از آنان که عموماً عضو احزاب و تشکل‌های مخالف جمهوری اسلامی بودند، به بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات یعنی زندان توحید فرستاده شدند. زندانی که بعدها تبدیل به موزه شد.

پس از بازجویی و ماه‌ها انفرادی در ابتدا چهار تن حکم اعدام دریافت کردند. هرچند حکم‌شان بعدها در دادگاه تجدید نظر تغییرکرد. اکبر محمدی برادر منوچهر محمدی و عضو جبهه متحد دانشجویی، یکی از کسانی بود که به اعدام محکوم شد و بعد از چند سال در زندان اوین درگذشت. منوچهر محمدی درباره صدور احکام سنگین برای خود و برادرش می‌گوید:

«به من اول ۱۵سال زندان حکم دادند، که بعد دادگاه تجدید نظر آن را به هفت سال و دو ماه تقلیل داد و به برادرم اکبر هم حکم اعدام داده بودند، که آن هم بعداً به ۱۵سال زندان کاهش پیدا کرد.»

بعد از صدور احکام سنگین برای تعدادی از بازداشت‌شدگان وقایع هجدهم تیرماه ۱۳۷۸، اعتراض‌هایی ازسوی مجامع بین‌المللی حقوق بشری، فعالان مدنی و حتی برخی نمایندگان مجلس ایران به گوش رسید. تا جایی که احمد باطبی می‌گوید، محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت برای کاهش حکم سنگین او و سه تن دیگر از محکومان به اعدام، رایزنی‌هایی با مقام‌های ارشد نظام از جمله رهبر جمهوری اسلامی انجام داده است:

«چهار نفر با حکم بسیار سنگین اعدام مواجه شدند. یکی مرحوم اکبر محمدی بود که بعد از هفت-هشت سال در زندان اوین جان خودش را از دست داد. من بودم، و دو نفر غیردانشجو به نام‌های مهرداد لهراسبی و عباس دلدار هم بودند. وقتی که آب‌ها از آسیاب افتاد و فضا کنترل شد، یک ما را صدا کردند. به ما گفتند که احکام شما باید ابلاغ شود. بیایید و امضا کنید. همه ما چهار تا، یکجا حکم‌مان آمده بود و به این شکل بود که حکم اعدام را شکسته بودند و گفتند که شما شامل تخفیف مجازات شده‌اید و حکم شما از از اعدام به ۱۵سال کاهش پیدا می‌کند. همه ما در زندان ماندیم. عباس دلدار بعداز هفت سال و نیم با عفو مشروط آزاد شد. مرحوم اکبر محمدی بعداز هشت سال از دنیا آزاد شد. من هم بعد از ۸-۹ سال در حقیقت از زندان [در دوران مرخصی] فرار کردم. حدود ۱۰ سال بعد، آقای مهرداد لهراسبی هم عفو دریافت کرد و از زندان بیرون آمد.»

فرجام یک خیزش

بعد از وقایع هجدهم تیرماه ۷۸ فضای امنیتی تا ماه‌ها بعد همچنان ادامه یافت و جنبش دانشجویی ضربه‌ای سنگین را متحمل شد. دیگر از آن تکاپو خبری نبود و رفته رفته سکوت دانشگاه را فرا گرفت.

با شروع دهه ۸۰ خورشیدی، و بعد از بروز اختلاف نظر در دفتر تحکیم وحدت به عنوان فراگیرترین تشکل دانشجویی وقت و همین‌طور بعد از برخورد با تشکل‌هایی دانشجویی که به نوعی در وقایع بعد از ۱۸ تیرماه ۷۸ نقش داشتند، شرایط برای فعالیت دانشجویی در ایران تغییر کرد.

نیروهای ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها در حوالی میدان انقلاب برای مقابله با دانشجویان معترض صف بسته‌اند.
نیروهای ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها در حوالی میدان انقلاب برای مقابله با دانشجویان معترض صف بسته‌اند.

سعید قاسمی‌نژاد دبیرکل تشکل «دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال ایران» معتقد است که محمد خاتمی و استراتژیست‌های اطراف او، در آن زمان و پس از دوم خرداد ۷۶ به همراهی بدنه جنبش دانشجویی نیاز داشتند:

«اینکه چرا هر چقدر به جلو آمدیدم، شاهد این بودیم که جنبش دانشجویی از تک و تاب افتاد، برای این است که جریان‌هایی که در دفتر تحکیم و اینها بودند اینها جریان‌های نزدیک قدرت و حکومت بودند. تا زمانی که این طور بودند، دولت خاتمی سعی می‌کرد سپر بلای آنها شود. از وقتی که بخشی از این نیروها در دفتر تحکیم وحدت سعی کردند که رویکرد مستقل‌تری داشته باشند و در واقع نیروی میدانی دولت آقای خاتمی نباشند که هر چه آنها گفتند، انجام دهند، شاهد بودیم که این جریان‌ها به حاشیه رانده شدند، برای‌شان یک جریان موازی درست شد و در واقع با آن کسانی که خیلی رادیکال‌تر بودند در دفتر تحکیم وحدت، کم و بیش همان برخوردی شد که در ۱۸ تیر با جریان‌های مستقل شده بود…»

حالا دیگر اثر چندانی از جنبش دانشجویی وجود نداشت و امروز نیز اثری از آن جنبش دانشجویی پویا دیده نمی‌شود.

اما سرانجام متهمان حمله به کوی دانشگاه تهران در شب ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ چه شد؟ با گذشت دو سال از این واقعه، قوه قضاییه متهمان نیروی انتظامی -به فرماندهی فرهاد نظری- و شبه‌نظامیان و لباس‌شخصی‌های موسوم به انصار حزب‌الله را تبرئه کرد. فقط یک سرباز به نام «عروجعلی ببرزاده» به اتهام سرقت یک ریش تراش از دانشجویان محکوم شد.

بعد از ۲۰سال، حالا در بازخوانی واقعه ۱۸ تیرماه ۷۸ و حمله به خوابگاه دانشجویان که به بروز بحران چند روزه برای حکومت انجامید، این پرسش همچنان پابرجاست که آیا فقط یک سرباز وظیفه آن هم به اتهام سرقت مقصر این واقعه بود؟

No responses yet

May 03 2019

مرضیه امیری دانشجو و خبرنگار از دستگیرشدگان مرضیه امیری دانشجو و خبرنگار از دستگیرشدگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی,کارگری


مرضیه امیری دانشجو
دانشجوآنلاین:
مرضیه امیری دانشجووخبرنگار ازدستگیرشدگان روزجهانی کارگر به زندان اوین منتقل شد

دانشجو آنلاین۱۳۹۸/۲/۱۲-مرضیه امیری دانشجو و خبرنگار از دستگیرشدگان روزجهانی کارگر به زندان اوین منتقل شد

مرضیه امیری دانشجو و خبرنگار از دستگیرشدگان روزجهانی کارگر به زندان اوین منتقل شد
روز۱۱اردیبهشت جمعی از دانشجویان وفعالان مدنی که در تجمع روز کارگ مقابل مجلس نظام درحمایت ازکارگران تجمع کرده بودند دستگیر شدند .

این دانشجو و خبرنگار روزنامه شرق دربین دستگیرشدگان بود .طبق گزارش خبرنگار دانشجوآنلاین این دانشجو درحال حاضر به اطلاعات سپاه در زندان اوین منتقل شده است.

فراخوان به آزادی دستگیرشدگان

گفتنی است که خانم امیری دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران و روزنامه نگار روز ۱۷ اسفندماه سال ۹۶ در پی شرکت در مراسمی به مناسب روز جهانی زن همراه با دهها تن دیگر بازداشت و پس از بازجویی به زندان قرچک ورامین منتقل شد
این میزان دستگیری و بازداشت و ضرب وشتم از بین زنان وجوانان نشان دهنده وحشت نظام از اوج گیری قیام هاست.

خبرهای ما را در این کانال دنبال کنید
https://telegram.me/DaneshjoOnline95
#دانشجو_آنلاین

No responses yet

Feb 28 2019

حسین سیمایی: فروش پایان‌نامه در ایران به معنای وجود فساد در آموزش عالی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: حسین سیمایی، معاون حقوقی و امور مجلس وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران، امروز گفت که تقلب کردن در نگارش پایان‌نامه های دانشگاهی در ایران بسیار رایج شده است.

حسین سیمایی، معاون حقوقی و امور مجلس وزیر علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران، امروز چهارشنبه ۲۷ فوریه/۸ اسفند در اولین همایش ملی “آسیب شناسی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها در حوزه علوم انسانی – اسلامی” که در سالن همایش‌های کتابخانه ملی ایران برپا گردید، گفت که تقلب در نگارش پایان‌نامه در تمام دانشگاههای دنیا به چشم می خورد اما این ﻣﺳﺄﻟﻪ در ایران بسیار رواج پید کرده و فروش پایان‌نامه به معنای وجود فساد در آموزش عالی است.

به گفته حسین سیمایی، کمبود استاد برای نظارت بر پایان ‌نامه‌ها، مدرک گرایی و افزایش بی رویه تعداد دانشگا‌هها و مراکز آموزش عالی از دلایل تقلب در نگارش پایان‌نامه و خرید و فروش آن است. او افزود: شمار دانشگاههای ایران در فاصله سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۲ دو برابر شده و تعداد مؤسسات آموزش عالی غیر دولتی نیز از ۶۵ به ۲۵۰ افزایش پیدا کرده است و در کل ۲۸۰۰ مرکز دانشگاهی در کشور وجود دارد.

حسین سیمایی گفت که مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۶ قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن “پایان‌نامه فروشی به عنوان حرفه و شغل” جرم تلقی می گردد و مجازات سختی هم برای آن در نظر گرفته شده است. همچنین اگر فردی بطور غیرقانونی از پایان نامه ای استفاده کند، تحت تعقیب قرار خواهد گرفت و متحمل مجازات‌هایی مانند ابطال پایان‌نامه، محرومیت پنج ساله از تحصیل یا اخراج از دانشگاه خواهد شد. از سوی دیگر، اساتیدی که در استفاده از آثار علمی تقلب کرده ترفیع گرفته اند، ترفیعشان لغو خواهد شد و خود آنها هم در هیأت انتظامی مجازات‌ خواهند گردید.

به گفته حسین سیمایی، هماهنگی هایی با نیروی انتظامی و قوه قضائیه انجام گرفته است تا با تبلیغ فروش پایان نامه در بازار و خیابان بطور جدی مبارزه شود. وی توصیه کرد که مجلس شورای اسلامی از طریق مقابله با فروش پایان‌نامه به سامان دادن به دانشگاهها کمک کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .