اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'انتخاباتی' Category

Mar 17 2013

تاریخ مصرفی که تمام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,انتخاباتی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: جریان اصلاح‌طلبی حکومتی و یا به تعبیر صحیح‌تر بساط مشاطه‌گری در نظام منحوس ولایت فقیه از آن‌دسته کلاه‌های گشادی بود که بر سر ملت ایران رفت به صورتی که گشادی آن اگر از کلاهی که در جریان تصویب اصل منحوس ولایت فقیه بر سر ملت ایران گذاشته شد بیشتر نباشد، قطعا کمتر نبوده است.

اشکال اساسی در جامعه روشنفکری ما که به جامعه سیاسی نیز تسری می‌یابد بروز حرکات احساسی است به صورتی که فرصت موج‌سواری را به راحتی در اختیار منفعت‌طلبان -که کم تعداد نیز نیستند- قرار می‌دهد.

به جریان انقلاب ۵۷ برگردیم، خمینی که بود؟ آیا آن آخوند مرتجع و دروغ‌گو چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد و در ادامه خیانتی در حق این مردم به انجام رساند که اثرات آن تا ده‌ها سال پس از خشک شدن شجره خبیثه ولایت فقیه همچنان بر جای خواهد بود.

به جریان سال ۷۶ برگردیم و دود و دمی که شاگرد خلف آن دروغ‌گوی بزرگ تاریخ به راه انداخت را مرور کنیم. خاتمی که بود؟ آیا این آخوند به اصطلاح روشنفکر چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که باز هم از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد. از جامعه مدنی آغاز کرد و به مردم سالاری دینی ختم نمود. مردم‌سالاری دینی چه بود؟ مفهومی برای بزک عمارت پوسیده ولایت فقیه. به چه صورت؟ جمهوری یعنی مردم‌سالاری و ولایت فقیه یعنی دینی! به همین سادگی و پس از هشت سال فریب مردم و بر باد دادن هزاران زندگی و جوانی و امید و آرزوی یک ملت با یک کلمه «تدارکاتچی» عذر بدتر از گناه آورد و به کنج عافیت خویش خزید.

در جریان پروژه اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی چه اتفاقی افتاد؟ یک سری حرف‌ها زده شد. پرونده میکونوس به خوشی به بایگانی سپرده شد! فرصتی برای پروژه ضد ملی «بمب اتمی» ارتجاع فراهم شد. تشکیلات تروریستی ولایت فقیه در سراسر منطقه گسترده شد و هشت سال هم آدرس غلط به مردم داده شد. در انتها خاتمی چه هزینه‌ای پرداخت کرد؟ آیا در حصر قرار گرفت؟ یا فرزندانش از مسافرت به اروپا محروم شدند؟ حقوقش کم شد؟ مشکل معیشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی برای ایشان افتاد؟ راستی برای شخصی «بی خاصیت و ثناگو» مگر می‌شود اتفاقی هم بیافتد؟

ریشه اختلاف بین ما و رژیم منحوس ولایت فقیه چیست؟ این سوالی است که باید ده‌ها و صدها ساعت درباره آن اندیشه شود. آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند ریشه اختلاف را درک کند و یا می‌تواند ولی به علت بند ناف ارتزاقش توانایی بیان آن را ندارد اساساً صلاحیت حضور در جبهه آزادی‌خواهی را ندارد!

ریشه اختلاف ما با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک جمله بیشتر نیست: «حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردمی». حقی که از فردای تاسیس نهاد ارتجاعی ولایت فقیه توسط «ملایان دین فروش» به سرقت رفت.

وضعیت هر دستگاه سیاسی از دو حال خارج نیست. یا حق حاکمیت مردمی در آن به رسمیت شناخته می‌شود یا نمی‌شود. در این بین حالت میانه و وسط وجود ندارد. آن دسته از دستگاه‌های سیاسی که این حق را به رسمیت می‌شناسند با ساز و کارهای قانونی اصلاح پذیر هستند. در رژیم منحوس ولایت فقیه با پدیده‌ای روبرو هستیم که خود را اساساً زمینی نمی‌داند، سازش و چانه زنی با چنین انحراف بزرگ فکری که لباس قانون نیز پوشیده است اساساً ممکن نیست.

چه چیزی قرار است اصلاح شود؟ بر سر چه چیزی قرار است سازش شود؟ رژیم منحوس ولایت فقیه خود از پایگاه اجتماعی خویش بیش از هر کسی مطلع است. پذیرش «حق حاکمیت مردمی» از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه یعنی عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه و عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه یعنی فرو ریختن «سلسله آخوندیان». به همین سادگی!

صحنه آنقدر روشن است که نیاز به هیچ تحلیل و زیاده‌گویی نیست. تنها یک نگاه ساده به عناصر اصلی باقی مانده در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه خود بیشتر از ده‌ها صفحه تحلیل گویاست! خامنه‌ای، جنتی، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، مصباح یزدی و تعداد دیگری از مفت‌خوران و فسیلان حوزه علمیه که تعدادی اوباش با نام پاسدار و بسیجی وظیفه حراست از آنان را به عهده دارند. این است تمام جمهوری اسلامی!

در چنین شرایطی که به مدد رشادت فرزندان دلیر این سرزمین، سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه بلندتر از همیشه به صدا در آمده است مجدداً جریان منحط فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی که یک سر آن در آخور ثروت‌های باد آورده در نظام شیطانی ولایت فقیه و سر دیگر آن در جنایت‌های هولناک ده سال اول انقلاب درگیر است در سودای برپایی بساط مشاطه‌گری است. این مردگان متحرک که هنوز از خواب بیدار نشده و از خاک‌سپاری خود در قبرستان تاریخ بی‌خبرند گمان می‌کنند بساط بندبازی و رقاصی ایشان در صحن سیرک جمهوری اسلامی همچنان قادر است تا جماعتی را چند صباحی دیگر به خود مشغول دارد. زهی خیال باطل!

اراجیفی چون بازگشت به شرایط قبل از انتصابات ۸۸ و یا حاکمیت دوگانه تعابیری هستند که باید هم از سوی شیادانی که بند ناف ارتزاق و حیات‌شان به رژیم شیطانی ولایت فقیه متصل است بیان و تبلیغ شود! اینان برای حفظ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خویش تلاش می‌کنند. اشکال از ایشان نیست، اشکالی اگر بوده است از سادگی جامعه روشنفکری ما است که اساساً اجازه عرض اندام به این معلوم‌الحالان داده است.

به صراحت اعلام می‌کنیم «حق حاکمیت مردمی و حق تعیین سرنوشت با محوریت همیشگی صندوق رای» حقی سازش‌ناپذیر است که در شرایط کنونی در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ترجمه و خلاصه می‌شود. کوچک‌ترین انحراف و عدول از مسیری که این قطب نمای حرکتی به ما نشان می‌دهد موجب پرتاب دوباره ما به ناکجا آباد است. مشاطه‌گرانی که سرسپردگی فکری و عملی خود را در ده‌ها مورد نسبت به ارتجاع ولایت فقیه به اثبات رسانده‌اند اساساً بخشی از رژیم منحوس ولایت فقیه محسوب می‌شوند و هیچ سنخیتی با جنبش آزادی‌خواهی ایران نداشته و ندارند.

اعلامیه سبز تلاش خواهد کرد تا با گسترده نمودن و بسط قسمت منتشر نشده‌ی مقاله، بخش دوم آن را طی هفته‌ی آتی در اختیار سایت محترم خودنویس قرار دهد.

No responses yet

Mar 15 2013

بیچاره آقای خاتمی! ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

گویانیوز: اگر از من بپرسید دوست ندارم جای چه کسی باشم٬ بدون لحظه ای تردید خواهم گفت آقای خاتمی! آخر این هم زندگی ست که آدم دارد؟ یک عده گرفته اند ایشان را از این طرف می کشند که جان من در انتخابات شرکت کن. یک عده ی دیگر از آن طرف می کشند که شرکت نکن! این بنده ی خدا هم مانده است وسط این دو گروه می گوید “بابا بذارید برم کتابم را بخوانم. جان مادرتان ما را دوباره با “آقا” سرشاخ نکنید! اه! آخه این هم شد زندگی؟” حیوونکی راست می گوید دیگر. این چه کاری ست که با این مرد محترم می کنید. آقای جلایی پور یک مطلب نوشته در چهل بند که چرا خاتمی باید در انتخابات شرکت کند. آقای رشید اسماعیلی هم رعایت حال خوانندگان را کرده مطلبی نوشته در ده بند که چرا خاتمی نباید در انتخابات شرکت بکند. هر دوی این آقایان هم یک جوری حرف می زنند که ما و آقای خاتمی و دیگران نمی دانیم به کدام شان حق بدهیم. لابد به من می گویید به تو چه جانم؟ تو سر پیازی ته پیازی وسط پیازی٬ کجای پیازی خودت را قاطی جدل بزرگان می کنی. ولی از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد چون ما نخود هر آشی هستیم خودمان را قاطی بحث می کنیم و یک چیزی می نویسیم نه در چهل بند و نه در ده بند و فقط در چهار بند که خاتمی جان می خواهی در انتخابات شرکت بکنی؟ بکن عزیز جان٬ بکن! تو که کم از آقام موسوی نیستی. ولی جان مادرت که حتما می گوید نکن٬ به این چهار بند توجه کن. اگر جواب درست و درمانی داشتی بکن و اگر نداشتی نکن. درست است که من مثل آقای جلایی پور نفر اول کنکور علوم انسانی نبوده ام و همیشه شاگرد تنبل ته کلاس نشین بوده ام ولی حرف که می توانم بزنم. شما گوش کن٬ اگر معقول نبود بگو برو کنار بذار باد بیاد. عرض من در این چهار بند خلاصه می شود:
– عزیز من! شما هشت سال رییس جمهور بودی. مجلس هم از یاران خودت بود. چی کار توانستی یا درست تر بگویم چی کار گذاشتند که بکنی؟ زدند و کشتند و بردند و خوردند و قتل زنجیره ای کردند و هر چند روز یک بحران برایت درست کردند و شما را به گریه انداختند طوری که آدم نامه ی چهل صفحه ای ات را که می خواند دلش برایت کباب می شد و خلاصه گند زدند به همه چیز و همه کس و شما هیچ کار نتوانستی بکنی. احمدی نژاد که محبوب “آقا”ی بزرگ و آن یکی آقا و این یکی آقا و آن آقا پاسداره و آن آقا تاجره و آن آقا نفتیه و خلاصه تمام آقاها و آقازاده ها بود و روز انتخابش همه رفتند به ساختمان سابق مجلس شورا برای دست بوسش امروز شده مطرود و منفور و مغضوب همه ی این آقایان. شما که از اول مطرود و منفور و مغضوب آقایان هستی چه غل.. ببخشید چه کاری می خواهی بکنی؟
– فدای آن عبای شکلاتی ات بشوم. آقام موسوی که نخست وزیر منتخب امام و تایید شده “آقا”ی بزرگ و تایید صلاحیت شده ی آقای از دوران باستان مانده بود امروز در حبس خانگی است. حالا گیرم مردم آمدند به شما رای دادند. فکر می کنی آخر عاقبتی بهتر از او داشته باشی؟
– حالا فکر کنیم وضع شما شد وضع آقای موسوی در انتخابات ۸۸. باز باید جوان ها بریزند توی خیابان و آقایان بزنند و بکشند و کهریزک را آباد کنند و چش و چار مردم را در بیاورند که چی بشود؟ که شما بیای سر کار برای ما باز گریه کنی؟
– و آخر این که قربان آن قیافه ی مظلومت بروم. آیا تائیدیه ای چیزی از آقای بزرگ گرفته ای یا قرار است بگیری که اگر فرض محال٬ فرض محال٬ گذاشتند انتخاب شوی به شما اجازه بدهند کارت را بکنی یا باز از همان اول قرار است برای کم کردن روی تو دهان ملت را… ببخشید وضع مردم را از این که هست خراب تر کنند؟ جان من به این مسایل فکر کرده ای یا این که همین طوری قرار است با چاپ پوسترت دوباره احساساتی بشوی و احساس تکلیف بکنی؟
این بود عرض این بنده حقیر. نیازی به چهل بند هم ندارد. موضوع اخلاق را هم پیش نکشیدم که یکهو شما خجالت نکشی و مثلا تصویر آن دختر بی گناه که با گلوله وسط خیابان پخش شد و آن پسر جوان که موقع الله اکبر گفتن روی پشت بام با گلوله مخ اش داغان شد و آن پزشک با وجدان کهریزک و آن جان های عزیز خرد و خاکشیر شده در زندان جلوی چشم ات نیاید و احساسات مانع تصمیم گیری ات نشود. آخر این روزها مد شده که می گویند اخلاق در سیاست یعنی چه؟ یک عده هم که اصلا معتقدند اگر در سیاست٬ اخلاق را دخالت دهیم٬ فاجعه به بار می آید و سیاست را نباید با اخلاق قاطی کرد.
حالا این شما٬ این آقای جلایی پور٬ این آقای رشید اسماعیلی٬ این هم من گردن شکسته. بیایید یک بار هم بدون در نظر گرفتن سود و زیان سیاسی٬ و حتی -باز به فرض محال- بهتر شدن وضع زندگی مردم٬ اخلاق سیاسی را پاس بدارید. شاید بد نبینید و یک راه تازه جلوی روی شما و سیاسیون ما گشوده شود.

No responses yet

Mar 14 2013

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد: مهر تایید «مهندس حسین» بر یک تحلیل انتخاباتی، با حمله مجدد کیهان به بازتاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

هاشمی نامه: چندی پیش سردبیر جوان و هسته ای کیهان پیش با حمله به دکتر عارف، او را بالقوه موسوی دوم نامیده و به وی توصیه کرده بود در انتخابات کاندیدا نشود.اگر کیهان حضور این افراد را مفید و نقد آنها را غلط می داند، چرا این دیدگاه را به سردبیر خودش نمی گوید؟

در پی انتشار تحلیل “بازتاب” درباره سناریوی موجود درباره شرکت برخی چهره ها در انتخابات، روزنامه کیهان بار دیگر وکیل مدافع چهره های اصلاح طلب شد و به بازتاب حمله کرد.

این روزنامه مدعی شد سایت بازتاب ضمن حمله به عارف و روحانی، آنها را آدم های رده 2 برای ضایع کردن خاتمی و هاشمی معرفی کرده که بخشی از سناریوی مهندسی شده برای انتخابات هستند.

البته «بازتاب» چهره هایی نظیر عارف و روحانی متعادل تر و باتجربه تر از برخی نامزدهای موجود اصولگرا می داند، اما این دلیل نمی شود تحلیل خود از برنامه مهندسین سناریونویس برای انتخابات و گمانه زنی درباره میزان اقبال جامعه به چهره های مختلف و برداشت ها و توصیه های خود را که در راستای منافع کشور می داند، بیان نکند.

نکته جالب اینجاست که کیهان در حالی ژست دلسوزی برای چهره های اصلاح طلب گرفته و وکیل مدافع آنها شده که از میزان محبوبیت خود در میان اصلاح طلبان و هواداران بالقوه این افراد آگاه است و از قضا با همین دفاع امروز خود از حضور عارف و روحانی در انتخابات، تلویحا بر تحلیل “بازتاب” مهر تایید زده و نشان داده که نامزدی این افراد، بخشی از سناریوی مورد نظر جریانی است که کیهان نیز بخشی از آن است.

البته در این میان یک نکته می ماند و آن این که اگر کیهان حضور این افراد را مفید و نقد آنها را غلط می داند، چرا این دیدگاه را به سردبیر جوان و هسته ایش نمی گوید؟

لازم به ذکر است، مهدی محمدی، سردبیر جوان کیهان چندی پیش با حمله به دکتر محمدرضا عارف، او را بالقوه موسوی دوم نامیده و به وی توصیه کرده بود در انتخابات کاندیدا نشود.

وی گفته بود: «آقای عارف که اخیراً شروع به اظهار نظر کرده یک رادیکالیسم غیرمنتظره را از خود نشان داده و بیان می‌کند به هیچ وجه آن چهره معتدلی که در ظاهر نشان می‌دهد نیست؛ او حتما قابلیت تبدیل شدن به یک موسوی دیگر را دارد و با این روحیه‌ای که او از خود نشان داد می‌تواند به‌سرعت به یک گزینه خطرناک و رادیکال تبدیل شود، بنده بعنوان یک فعال سیاسی به آقای عارف توصیه می‌کنم که وارد صحنه انتخابات نشود چراکه ظرفیت لازم برای حضور در این صحنه را ندارد و اخیراً نشان داده که به راحتی می‌توان او را بازی داده و به سمت مقابله با نظام سوق‌داد.
زبان‌بازی‌های آقای عارف مشکلی را حل نمی‌کند او سعی می‌کند یک راه گریزی برای عدم مرز بندی با فتنه 88 پیدا کند اما قطعاً چنین راه گریزی وجود ندارد اگر فضا انتخاباتی شود ادبیات عارف به‌سرعت رادیکالی خواهد شد و به سمت ساختارشکنی می‌رود.»

روزنامه کیهان در ادامه نسبتهای کذب دیگری هم به “بازتاب” داده و نوشته است: برخی گردانندگان «بازتاب امروز»، همکاران اخراجی سایت اولیه بازتاب (وابسته به محسن رضایی) هستند که تا مدت ها تظاهر به اصولگرایی می کردند اما به تدریج در فتنه سبز هویت اصلی آنها لو رفت و دو ماه پیش به ملاقات خاتمی رفته اند و از وی خواستند در انتخابات نامزد شود.

این در حالی است که مسوولان سایت “بازتاب امروز” تا آخرین روز فعالیت سایت اولیه “بازتاب”، اداره آن را برعهده داشتند و همچنین اعتقادشان به اصولگرایی پابرجاست، اما به معنای واقعی کلمه و پایبندی به اصول، نه دنباله روی از افرادی چون برادر حسین که در زیر پا گذاشتن اصول دینی و انقلابی و اخلاقی و دروغ و تهمت و ظلم به دلسوزان انقلاب، گوی سبقت را از همگان ربوده اند.

درمورد ملاقات با سید محمد خاتمی نیز، اگر برادر حسین به متن گفتگوهای این جلسه که در بازتاب منتشر شد، نگاهی می کردند یا نوار آن را از برادران گرفته و استماع می کردند، در می یافتند که اتفاقا همکاران “بازتاب” نه تنها خاتمی را به نامزدی در انتخابات توصیه نکردند، بلکه وی را به پرهیز از اصرار بر کاندیداتوری توصیه و تاکید کردند تنها در صورتی وارد این میدان شود که نظام از او به این منظور دعوت نماید.

در متن سخنان نماینده “بازتاب” در این جلسه خطاب به خاتمی آمده بود:اگر نظام برای حل مشکلات و تهدیدات بین المللی احساس نیاز به حضور اصلاح طلبان کند، مطمئنا از شما دعوت خواهد کرد، و زمینه و شرایط حضور شما را که باید با استقبال پشتوانه اجتماعی و بدنه مردمی اصلاح طلبان باشد، فراهم می کند، اما اگر نظام این احساس نیاز را نکند، قطعا هر ابراز تمایل به حضور و اصرار بر کاندیداتوری شما به زیان اصلاح طلبان و جامعه خواهد بود.

گفتنی است برادر حسین اگرچه قبل از انقلاب دانشجوی علوم پزشکی بوده، اما به دلیل استعداد بالا و همچنین تجارب بالا در انتخابات های گذشته، شایسته لقب مهندس حسین نیز می باشند.

No responses yet

Mar 13 2013

عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,تحریم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

سرزمین رویایی: دوستانی که از انتخابات صحبت می‌کنند از کدام انتخابات صحبت می‌کنند؟ من نمی‌فهمم. من نادان‌ام. من حافظه‌ام را از دست داده‌ام. من الله و اکبرها و اشک‌آورها را یادم رفته است. من ساده‌لوحم. من فکر می‌کنم هنوز وقتی موسوی و کروبی و رهنورد در زندان هستند این‌ها می‌خواهند انتخابات برگزار کنند. رای‌های شما را هم خواهند شمرد. من به آدمهایی فکر می‌کنم که اگر قدرت‌طلبی این‌ها نبود الان زنده بودند. الان ندا سهراب و امیر و … زنده بودند. الان محسن روح‌الامینی زنده بود و پزشک کهریزک کسانی را معاینه نکرده بود که با بطری بهشان تجاوز کردند و جانش را در دستش نگرفته بود. شاید داشتند برای عید آماده می‌شدند. شما به انتخابات فکر کنید و آمدن و نیامدن خاتمی را مزه ‌مزه کنید. من به آخرین نگاه ندا فکر می‌کنم و تنهایی میرحسین.

No responses yet

Mar 11 2013

کاندیداتوری باهنر قطعی شد/ کوهکن رئیس ستاد باهنر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

خُسن آقا: با آگاهی از اینکه با هنر تریاکی است با کمال افتخار اعلام می دارد که ممکن است رئیس جمهور آینده مملکت امام زمان یک تریاکی باشد

عصرایران: «بهادر والی‌زاده» عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه کاندیداتوری باهنر برای انتخابات آتی ریاست‌جمهوری قطعی شده است، تصریح کرد: آقای باهنر تنها نامزد مورد حمایت جامعه اسلامی مهندسین است. با نظر اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و نظر آقای باهنر، آقای کوهکن به عنوان رئیس ستاد تبلیغات مهندس باهنر تعیین شده است.
عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه کاندیداتوری باهنر قطعی شده است، گفت: کوهکن رئیس‌ ستاد باهنر شده است.

به گزارش فارس، «بهادر والی‌زاده» عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه کاندیداتوری باهنر برای انتخابات آتی ریاست‌جمهوری قطعی شده است، تصریح کرد: آقای باهنر تنها نامزد مورد حمایت جامعه اسلامی مهندسین است.

وی افزود: با نظر اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و نظر آقای باهنر، آقای کوهکن به عنوان رئیس ستاد تبلیغات مهندس باهنر تعیین شده است.

والی‌زاده از تشکیل اتاق فکر انتخاباتی در جامعه اسلامی مهندسین برای تهیه برنامه‌های انتخاباتی باهنر خبر داد و گفت: سفرهای استانی آقای باهنر آغاز شده است.

عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین در پاسخ به این سؤال که با وجود کاندیداتوری آقای باهنر تکلیف ائتلاف جبهه پیروان چه می‌شود، خاطر نشان کرد: ما در این باره نمی‌توانیم اظهار نظر کنیم اما برآورد ما این است که آقای باهنر خروجی قطعی آن ائتلاف خواهد بود.

وی گفت که باهنر تا چند روز آینده رسماً اعلام کاندیداتوری خواهد کرد.

No responses yet

Mar 10 2013

قاسم روانبخش٬ عضو «جبهه پایداری»: رحیم‌مشایی تائید نشود٬ احمدی‌نژاد استعفا می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: قاسم روانبخش٬ عضو «جبهه پایداری» از احتمال استعفای محمود احمدی‌نژاد در صورت رد صلاحیت اسفندیار رحیم‌مشایی از سوی شورای نگهبان خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر٬ آقای روانبخش روز شنبه (۱۹ اسفند) در حسینیه اعظم زنجان گفته احتمال دارد احمدی‌نژاد در اعتراض به این تصمیم شورای نگهبان٬ انتخابات آینده را برگزار نکند.

وی از برکناری وزیر کشور از سوی رئیس دولت دهم به عنوان یکی دیگر از واکنش‌های احتمالی احمدی‌نژاد در اعتراض به رد صلاحیت رحیم‌مشایی نام برده است.

این روحانی نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی افزوده در صورت استعفای احمدی‌نژاد٬ پیش‌بینی شده که محمدرضا رحیمی٬ معاون اول وی اداره کشور را بر عهده بگیرد.

روانبخش افزوده «در صورت برکناری وزیر کشور، رهبری از جایگاه رهبری خود استفاده می‌کند و وزیر کشور را در مقام خود ابقا می‌کند.»

این عضو «جبهه پایداری» در بخش دیگری از سخنرانی خود اظهار کرده تیم احمدی‌نژاد «همه برنامه‌ریزی‌ها را برای انتخابات آینده ریاست جمهوری انجام داده و بنا نیست از مشایی کوتاه بیاید.»

وی در عین حال اضافه کرده «جریان انحرافی قدرت برهم ریختن را ندارد» چرا که این جریان «فاقد قدرت لازم برای ایجاد حرکت خاص است و این امر در ۱۱ روز خانه نشینی احمدی‌نژاد ثابت شد.»

از اسفندیار رحیم‌مشایی به عنوان نامزد اصلی تیم احمدی‌نژاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری نام برده می‌شود که شعار انتخاباتی‌اش «زنده‌باد بهار» است.

گروهی از محافظه‌کاران پیش‌بینی کرده‌اند در صورت تائید نشدن صلاحیت اسفندیار رحیم‌مشایی٬ احمدی‌نژاد انتخابات آینده ریاست جمهوری را برگزار نخواهد کرد.

No responses yet

Mar 07 2013

هاشمی خواستار حضور همه «گروه‌های وفادار» به حکومت در انتخابات شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، از سران جمهوری اسلامی ایران، خواستار فراهم آوردن امکان حضور همه گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های «وفادار به حکومت و قانون اساسی کشور» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شد.

بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آقای هاشمی رفسنجانی که روز چهارشنبه، ۱۶ اسفند، منتشر شد، او ضمن انتقاد از جریان‌های «تندرو و کوته‌نظر» که در ایران «میدان‌دار» شده‌اند، هشدار داد که «سنگ‌اندازی» آنها در مسیر برگزاری انتخابات و «ناامیدسازی نیروهای کارآمد و مسئولیت‌شناس» به ضرر حکومت ایران است.

به نظر می‌رسد اشاره‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به محمود احمدی‌نژاد و اطرافیان او باشد که از سال ۱۳۸۴ تاکنون دولت ایران را در اختیار گرفته‌اند.

آقای هاشمی از منتقدان اصلی دولت کنونی است و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ نیز در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، محمود احمدی‌نژاد را به‌صورت تلویحی با ابوالحسن بنی‌صدر، نخستین رئیس جمهور ایران، مقایسه کرد که در سال ۱۳۶۰ و در پی اختلاف با اسلام‌گرایان حاکم در کشور از سمت خود عزل شد.

او در ادامه سخنان خود ضمن دعوت از «نیروهای سیاسی و جریان‌های فراگیر و مردمی» برای حضور در انتخابات از مسئولان حکومت ایران خواست «برخوردی یکسان و پدرانه» با آنان داشته باشند.

اکبر هاشمی رفسنجانی پیش از این بارها نسبت به «حذف نیروهای دلسوز و وفادار به انقلاب و قانون اساسی» اظهار تاسف کرده و خواستار ورود دوباره این نیروها به بدنه حکومت ایران شده است.

در پی انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ که به اعتراضات گسترده‌ای انجامید، بسیاری از شخصیت‌های اصلاح‌طلب که در گذشته مسئولیت‌هایی را در حکومت بر عهده داشتند به زندان افتادند یا در خانه خود محبوس شدند، از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد این انتخابات.

از این رو سخنان هاشمی رفسنجانی جانب‌داری از این چهره‌ها تلقی شده است.

آقای هاشمی همچنین در ماه‌های اخیر بر ضرورت برگزاری «انتخابات آزاد و شفاف» تاکید بسیاری داشته و آن را «راه بازگشت تعادل به جامعه» خوانده است.

این مواضع، واکنش منفی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را در پی داشته است، به‌ طوری که چند ماه قبل ضمن هشدار نسبت به استفاده از لفظ «انتخابات آزاد» گفت که چنین توصیه‌هایی به «دشمن» کمک می‌کند.

یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ برگزار می‌شود و اگرچه برخی گروه‌ها و چهره‌های سیاسی از اکبر هاشمی رفسنجانی برای نامزدی در این انتخابات دعوت کرده‌اند، پاسخ او تاکنون منفی بوده است.

No responses yet

Mar 06 2013

قهرمان سیاسی یا قهرمان اخلاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,سیاسی

خودنویس: در گذشته‌ای نه چندان دور٬ جوانانی که خواهان تغییرات سیاسی بودند٬ راهی به جز پیروی از قهرمانان سیاسی نداشتند. قهرمانان سیاسی نیز اغلب کسانی بودند که با شجاعت و سرسختی در مقابل دشمنان خلق می‌ایستادند و جان عزیزشان را در طبق اخلاص تقدیم خدا یا خلق قهرمان می‌کردند. قهرمانان سیاسی کسانی بودند مانند جزنی و حنیف نژاد و حمید اشرف. کسانی که واژه‌ی سازش و یا گفت و گو با دشمن برایشان معنی نداشت و کسانی را که اهل سازش و گفت و گو بودند با القابی از قبیل سازشکار و اپورتونیست و خائن از خود می‌راندند. در مکتب اینان٬ زندگی عادی معنا نداشت و عشق و خانواده و سر و همسر موانعی بودند در مقابل فداکاری و جان فشانی و دوستی با خلق. عباراتی مانند از جان گذشتن و خون خود را تقدیم کردن٬ اساس گفتار این گروه از زنان و مردان سیاسی را تشکیل می‌داد و جز آن عبارت بود از عافیت طلبی و وادادگی و ابتذال.

این طرز تفکر تا مدت‌ها بعد از انقلاب نیز خط اصلی مبارزات گروه‌های سیاسی را تشکیل می‌داد تا جایی که انسان وابسته به این گروه‌ها تبدیل به پیچ و مهره‌ی سیستم حزب و سازمان می‌شد و فردیت و طبیعت انسانی خود را فراموش می‌کرد. به تدریج با قدرت گرفتن حکومت اسلامی و تار و مار شدن این گروه‌ها٬ موضوع فردیت و زندگی عادی و دنبال کردن شادی‌های معمول به صورت واکنشی در برابر سرکوب حکومتی رشد کرد تا جایی که به دنبال قهرمان رفتن و آرمان گرایی مورد مذمت و نکوهش قرار گرفت و افراط قبلی جای خود را به تفریط فعلی داد. سوالی که می‌توان مطرح کرد این است که آیا وجود قهرمانان سیاسی و آرمان گرایی فی نفسه بد و مذموم است؟ آیا مردم عادی نیاز به داشتن مدلی برای پیروی ندارند؟

اگر طبیعت انسان را در نظر بگیریم همواره کس و کسانی به عنوان سمبل و الگو و قهرمان باید وجود داشته باشند. از ورزش گرفته تا هنر و از فلسفه گرفته تا ادبیات کسانی بوده‌اند که به عنوان قهرمان و الگو مطرح شده‌اند و نگاه دیگران را به سمت خود جلب کرده‌اند. در امر سیاسی و اجتماعی نیز ما قطعا نیاز به قهرمان و الگو خواهیم داشت و اگر این امر را انکار کنیم خواست اجتماعی٬ آن را به ما تحمیل خواهد کرد. حتی اگر در اثر قهر و سرکوب حکومت٬ زمینه‌ای برای پدیدآیی قهرمانان و الگوهای واقعی وجود نداشته باشد٬ جامعه به دنبال قهرمانان و الگوهای دروغین خواهد رفت. پدیده‌هایی مانند هخا و امثال او در واقع نیاز اجتماع به وجود قهرمان والگو را نشان می‌دهد.

اگر امروز پیروی از قهرمان و آرمان گرایی همچنان مذموم است٬ ناشی از خطای انتخاب در گذشته است. موضوع انسان عادی٬ دادن خون و شهادت و از جان گذشتگی و کشتن و کشته شدن نیست. انسان عادی نیاز به قهرمانان و الگوهایی دارد که سازنده فکر و فرهنگ او می‌توانند باشند. امروز بیش از هر چیز ما نیاز به قهرمانان اخلاق داریم. نیاز به آرمان گرایی اجتماعی داریم (تعبیر از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی). نیاز به الگوهای علمی و هنری داریم. با چنین قهرمانان و الگوهایی نه تنها فردیت ما از میان نخواهد رفت بل که مجال رشد و اعتلا خواهد یافت.

آن چه امروز در بسیاری از اصلاح‌طلبان حکومتی مشاهده می‌کنیم بی‌توجهی به موضوع اخلاق و داشتن اصول سیاسی و پافشاری بر آن است. این که چند سال پیش عده‌ای به خاطر مقاومت برای پس گرفتن رای خود٬ رو در روی حکومت قرار گرفتند و حکومت با کشتار و زندان و شکنجه آن‌ها را از سر راه خود برداشت٬ و امروز عده‌ای بدون در نظر گرفتن وقایع تلخ آن روزگار٬ ندای شرکت در انتخابات می‌دهند حتی اگر به فرض محال به نتیجه‌ی مثبت سیاسی منتهی شود نتیجه‌ی ضد اخلاقی آن سایه‌ای سیاه از تذبذب و بی اختیاری ایجاد خواهد کرد که مطلوب جامعه نخواهد بود.

اگر جامعه به درستی قهرمانان مسلسل به دست را برای اعتلای خود نالازم می‌داند٬ در مقابل به قهرمانان اخلاقی به دیده‌ی احترام می‌نگرد و آن‌ها را الگوی خود قرار می‌دهد. قهرمانانی که در مبارزه‌ای نابرابر و بسیار دشوار به حفظ اصول و پرنسیپ‌های سیاسی معتقدند و به هیچ قیمتی بر سر آن معامله نمی‌کنند.

No responses yet

Mar 05 2013

روزنامه محافظه‌کار رسالت: ویزای انتخاباتی اصلاح‌طلبان فقط با توبه صادر می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: روزنامه «رسالت» نوشته است اصلاح‌طلبان تا وقتی خود را از «پلشتی فتنه مبرا» نکنند٬ «ویزای» ورود به عرصه رقابت‌های سیاسی را ندارند و یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شاید برای آن‌ها «آخرین سنگر» باشد.

روزنامه «رسالت» این مطالب را در سرمقاله روز سه‌شنبه (۱۵ اسفندماه) خود با عنوان «برداشت خوشبینانه یا بدبینانه» عنوان کرده است.

این روزنامه از انتشار بخشی از جزئیات نامه اصلاح‌طلبان به رهبر جمهوری اسلامی و آنچه آن را «تاکید بر کاندیداتوری محمد خاتمی» نامیده٬ انتقاد کرده است.

محمدجواد حق‌شناس٬ نایب رییس جبهه اصلاح‌طلبان در روزهای گذشته از ارسال نامه درخواست جمعی از اصلاح‌طلبان برای دیدار با علی خامنه‌ای خبر داده بود.

وی هدف از ارائه این درخواست را «بیان دغدغه‌ها اصلاح‌طلبان نسبت به انتخابات سال آینده، فضای سیاسی کشور، رقابت‌های انتخاباتی و حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی» اعلام کرده بود.

نویسنده یادداشت روزنامه رسالت نوشته است: «صلاحیت اصلاح‌طلبان برای نمایندگی یکی از اقطاب رقابت‌های سیاسی آینده با افشای جزئیات این نامه دچار خدشه شده است.»

در این یادداشت آمده است: «برداشت بدبینانه از انتشار برخی از جزئیات نامه و طرح نام خاتمی، پیگیری پروژه انتخابات آزاد در الگوی مقراضی انحراف و فتنه از طریق تحت فشار قرار دادن نظام است که یا خاتمی علی رغم تمام سوابقش تایید صلاحیت می‌شود و یا اینکه انتخابات آزاد نیست.»

در ادامه این یادداشت این پرسش‌ها مطرح شده است که «اصلاح‌طلبان چه تصوری از جایگاه خود در کشور دارند؟ آیا آن‌ها خود را در جایگاهی می‌بینند از مرحله اعلام برائت و ابراز ندامت از همراهی با فتنه گران عبور کرده‌اند که به صراحت بر کاندیداتوری یکی از مردودین فتنه ۸۸ تاکید می‌کنند؟»

این روزنامه نتیجه‌گیری کرده است: «دکوپاژ یک فضای افراطی و ساختارشکنانه با نقشی که شایسته است اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده بازی کنند اصلا جور در نمی‌آید.»

نویسنده یادداشت توضیح نداده است که قرار است اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده چه «نقشی» را بازی کنند.

رسالت همچنین نوشته است: «انتظار این بود که در این دور از انتخابات که شاید برای اصلاح طلبان آخرین سنگر در افکار عمومی باشد و شکست در آن به معنای حذف طبیعی از فضای سیاسی ایران تلقی می‌شود، به جبران مافات اندکی عقلانی‌تر از گذشته عمل کنند و با پرهیز از افراطی‌گری در عرصه انتخابات ظاهر شوند.»

محمد خاتمی پیش‌تر در یک سخنرانی گفته بود باید مسائل انتخابات قبلی را در نظر داشت و بعد برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی تصمیم گرفت.

علاوه بر میرحسین موسوی٬ مهدی کروبی و زهرا رهنورد که در حصر خانگی هستند٬ شمار زیادی از روزنامه‌نگاران و فعلان سیاسی نیز از زمان دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری در زندان به سر می‌برند.

No responses yet

Mar 05 2013

انتخابات سال آینده و احتمالات دقیقه نود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: رضا حقیقت نژاد

“این انتخابات از دوره های قبلی حساس تر است.”

این جمله تکراری را در طول دو دهه گذشته بارها مقامات جمهوری اسلامی بر زبان آورده اند، همچنان که این روزها درباره انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ می گویند. اما به نظر می رسد این بار حرف شان تا اندازه ای درست است و انتخابات ۹۲، تفاوت های اساسی با دوره های پیشین دارد.

برای درک بهتر این تفاوت ها، از راس هرم شروع می کنیم. آیت الله خامنه ای در آستانه ۷۴ سالگی است. ممکن است این آخرین فرصت او برای انتخاب رئیس جمهور باشد. تجربه دولت دوم احمدی نژاد رویاهای دولت دلخواه او را بر باد داد و به همین اعتبار، این روزها همه اصولگرایان یکصدا می گویند که رئیس جمهور آینده باید تابع محض رهبری باشد.

رهبری علاوه بر مسئله ریاست جمهوری آینده، با پدیده احمدی نژاد و چگونگی ختم به خیر کردن آن، فرارسیدن روزهای سخت هسته ای و تحریم و همچنین تعیین وضعیت میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم مواجه است.

برخی از این مولفه ها درباره چهره های ارشد نظام چون آیت الله احمد جنتی، محمد یزدی و حتی مصباح یزدی هم صادق است. چهره های مورد اعتماد رهبری هم کهنسال شده اند و هم در بستر بیماری هستند.

مهدوی کنی را نیز می توان به این گروه افزود تا به راحتی دریافت که یکی از مهم ترین حلقه های سیاسی، همزمان در زندگی شخصی و سیاسی در مرحله حساسی قرار گرفته و انتخابات آینده می تواند آخرین شانس آنها برای دخالت و سازماندهی باشد.

آخرین شانس هاشمی

وضعیت اکبر هاشمی رفسنجانی نیز چندان متفاوت نیست، او اما یک برگ اضافه هم دارد. هاشمی هنوز هم از باخت سال ۸۴دل چرکین است.

در واقع انتخابات سال ۹۲ می تواند آخرین فرصت برای اثبات حقانیت هاشمی هم باشد. او بدش نمی آید هم از منظر اجتماعی نشان دهد که هنوز رای مردم با اوست و هم از منظر سیاسی، به آقای خامنه ای اثبات کند که راه درست همان است که هاشمی نشان می دهد.

در همین حال باید توجه داشت که میزان نفوذ و اعتبار در دولت بعدی، از منظر سازماندهی ساختار سیاسی سال های آینده که به درد دوران پس از آیت الله خامنه ای می خورند، نیز بسیار مهم است، چیزی شبیه سال های ۶۳ تا ۶۸، که نگرش و انگیزه طراحان تغییرات سیاسی در ایران، تنها معطوف و محدود به رقابت های انتخاباتی مجلس یا ریاست جمهوری نبود، بلکه نیم نگاهی به آینده پس از آیت الله خمینی هم داشت.

بقا یا فنای احمدی نژاد

سبک سیاست ورزی محمود احمدی نژاد به ویژه در سه سال اخیر، سبب شده او از حداقل اعتبار سیاسی در ساختار رسمی نظام برخوردار باشد.

اغلب چهره های موثر نظام از او سرخورده و درباره تحرکاتش نگران هستند. سرکشی سیاسی او در لفظ، تقریبا پذیرفته شده و درعمل هم کوشش های بسیاری شده که از تبعاتش بر نظام سیاسی کاسته شود.

به همین دلیل، هر چه که به انتخابات نزدیک می شویم، لحظه شماری برای پایان عمر سیاسی محمود احمدی نژاد به ویژه در میان اصولگرایان بیشتر می شود تا به تعبیر محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس پس از انتخابات، چیزی از جریان حامی او باقی نماند.

باخت محمود احمدی نژاد در این انتخابات می تواند خطرات عظیم سیاسی را متوجه او کند و دست چهره های کمین کرده در قوه قضائیه برای برخورد با نزدیکان او را باز کند. این موقعیت حساس سبب شده که او نیز در اندیشه اثبات حقانیت خویش به “سبک احمدی نژادی” باشد.

درست است که او فعلا خود را برنده نشان می دهد، از بهار حرف می زند، به دنبال توزیع پول بیشتر در میان توده ها و حتی برقراری رابطه با آمریکاست، ولی به نیکی می داند این بهار خیالی، می تواند به زمستانی واقعی ختم شود.

هراس اصلاح طلبان

در میان اصلاح طلبان هم رگه هایی از بازی مرگ و زندگی به چشم می خورد. بخشی از این دغدغه ها را محمدعلی نجفی، اواخر تابستان امسال در گفت و گو با نشریه “مهرنامه “بیان کرد.

بخش مهمی از اصلاح طلبان اعتقاد دارند در صورت غیبت در عرصه انتخابات آینده، هویت آنها نه تنها از نظر سیاسی که از نظر اجتماعی به خظر می افتد و ممکن است از نظرها گم بشوند و یا اینکه در تحولات آینده نتوانند تاثیر حداقلی داشته باشند.

این گمانه اگرچه با گره هایی چون وضعیت رهبران در حصر، بی میلی بدنه فعال و مخالفت بسیاری از چهره های ارشد و یا زندانیان اصلاح طلبان مواجه است ولی به عنوان یک واقعیت قوی، روز بروز در حال تحمیل خویش بر اصلاح طلبان است.

سایه واپسین رهبری

برای برخی از کاندیداهای اصولگرا هم که همه هویت سیاسی خویش را وامدار توجه آیت الله خامنه ای هستند، بازی حساسیت زیادی دارد.

غلامعلی حدادعادل از جمله این چهره هاست که به نیکی می داند میزان توجهات رهبری است که موقعیت سیاسی آینده او را تعیین می کند.

اصولگرایانی که زیر پرچم مهدوی کنی، جنتی، یزدی و مصباح یزدی هم فعالیت می کنند، نگران گسست های پس از فقدان چنین چهره هایی هستند و می کوشند در رویدادهایی چنین با اعتباربخشی به بازیگر بالادستی یا وام گیری از موقعیت وی، دست بالاتری در سازماندهی سیاست سال های بعد داشته باشند.

“فرصت آخر” را در صورتی دیگر می توان برای چهره هایی چون محسن رضایی که برای سومین بار بخت خویش را می آزماید هم مفروض دانست.

سپاه و یک موقعیت متفاوت

برخلاف همه چهره ها و جناح هایی که نگران مرگ سیاسی هستند، نهاد سپاه پاسداران، انتخابات ۹۲ را یکی از طلایی ترین فرصت ها برای شروع یک زندگی متفاوت سیاسی می داند.

به تعبیر محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، اینک جمهوری اسلامی در مرحله سوم تکوینی پس از انقلاب یعنی تشکیل دولت اسلامی قرار گرفته است. تولد دولت اسلامی که ایده پرداز اصلی آن، آیت الله خامنه ای است، وظیفه ای مهم و به گفته جعفری، دشوارترین مرحله است و به طور طبیعی در شرایط کنونی جز سپاه، از عهده نهاد دیگری بر نمی آید.

احتمالات دقیقه ۹۰

در روان شناسی مرگ، از لحظات واپسین زندگی به عنوان لحظاتی یاد می شود که فرد مداوم احساس می کند کارهای بسیار و مهمی مانده که باید انجام دهد. این گزاره را می توان هم به زندگی سیاستمداران و هم به مرگ سیاسی تعمیم داد.

اظهارات و نامه نگاری های حبیب الله عسگراولادی، کوشش های پردامنه هاشمی، دست و پا زدن های افشاگرانه محمود احمدی نژاد، یکی به میخ و یکی به نعل زدن اصلاح طلبان، رجزخوانی های جبهه پایداری و … را می توان از این زاویه بهتر معنا کرد.

همه گروه های سیاسی در ایران احساس می کنند در طول چند سال آینده کارهای خیلی مهمی است که باید انجام دهند، کارهایی که انتخاب ریاست جمهوری می تواند شروعش باشد.

این احساس البته بیشتر از همه متوجه آیت الله خامنه ای است و به همین اعتبار، در طول چهار ماه آینده، تنها محمود احمدی نژاد نیست که پیش بینی ناپذیری اش بر فضای سیاسی حاکم خواهد بود، همه بازیگران سیاسی اکنون در وضعیت سیاسی و رفتاری پیش بینی ناپذیری قرار دارند.

احتمالات دقیقه ۹۰ مانند تصمیم خاتمی برای آمدن، حضور رحیم مشایی، حضور هاشمی، وضعیت تحریم ها، رفتارهای احمدی نژاد و …، به تمام معنا لحظاتی پر از اضطراب و تشویش را برای زندگی سیاسی رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکانش رقم زده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .