اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Mar 04 2014

وقتی میرحسین پرونده ظریف را به وزارت اطلاعات فرستاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

ظریف از قول سفیر شوروی به تهران می‌گوید که اگر قطع‌نامه ۵۹۸ پذیرفته نشود، تا دو روز دیگر قطع‌نامه‌ای کمرشکن با حمایت این کشور به تصویب خواهد رسید. خمینی به نوشیدن جام زهر رضایت می‌دهد اما…

بخش تحلیل خودنویس: انتشار کتاب آقای سفیر دریچه‌ای تازه به یکی ناشناخته‌ترین سیاستمداران جمهوری اسلامی می‌گشاید. کسی وقتی به آمریکا می‌آید، جوانان بسیاری می‌خواهد در کنارش عکس یادگاری بیاندازند. در ماه اسفند، «آقای سفیر» را بهتر معرفی خواهیم کرد. بخش اول این سلسله‌ یادداشت‌ها را در این لینک بخوانید.

«به تدریج با حضور در این کنفرانس‌ها بر تجربیات بخش بین‌الملل افزوده می‌شد که متاسفانه همین باعث شد گروهی فکر کنند ما باندی عمل می‌کنیم. پس از این‌که آقای دکتر خرازی وزیر شدند، این به اصطلاح باند نیز تکمیل شد. چیزی که بعدها توسط یکی از اساتید دانشگاه تهران “باند نیویورک” لقب داده شد».[۱]

سخنان بالا را محمدجواد ظریف در کتاب «آقای سفیر» بیان کرده است.

«باند نیویورک» نامی است برای گروهی از کارکنان وزارت خارجه که چهره‌های نام‌آشنایی در جمهوری اسلامی منتسب به آن هستند. حساسیتی که در میان بسیاری از سیاست‌مداران جناح‌های دیگر جمهوری اسلامی به اعضای این باند وجود دارد، بر خلاف ادعای ظریف که می‌گوید «مشکل با -به اصطلاح- باند نیویورک از زمانی که بنده معاون وزارت خارجه بودم آغاز شد»[۲]، به چند سال پیش‌تر و سال‌های آخر جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق بازمی‌گردد.

ایرانی‌ها به خوبی «کمردرد کیهانی» وزیر جدید امور خارجه جمهوری اسلامی را در ماه‌های آغازین مذاکرات هسته‌ای ژنو به یاد دارند؛ این دردسرها برای ظریف نه جدید است و نه جدی. پیش‌تر هم تیترهایی چون: «گروهی که به باند نیویورک در وزارت خارجه معروف‌اند در جاده چالوس یک ایستگاه جاسوسی درست کرده‌اند که اطلاعاتش مستقیم به وین می‌رود».[۳]، او را وادار کرد که به قول خود، کارهای دیگر را رها کند و دایم مشغول نوشتن پاسخ به این گزارش‌ها شود (۱۹۰)، مشکل او اما از سال‌ها پیش شروع شده بود.

چهره‌ای اسرارآمیز با نام محمد جعفر محلاتی، آخوندی ثروتمند که به دست ناصر مکارم شیرازی معمم شد اما در ایالات متحده با کت و شلوار در مجامع سیاسی شرکت می‌کند، از اعضای باند نیویورک است که در کتاب وزیر امور خارجه کنونی جای خاصی دارد. ظریف می‌گوید: «ناگهان به دلایلی که برای بنده نیز مشخص نیست، به ماموریت آقای [محمد جعفر]محلاتی در سازمان ملل متحد خاتمه داده شد. پیش‌تر از این گفته بودم که سفر کا.گ.ب به ایران با افول افرادی مثل آقای دکتر [جواد] لاریجانی و محلاتی همراه شد».[۴]

وی ادامه می‌دهد: «البته پس از عزل بازنگشتند و در آمریکا تحصیلات‌شان را ادامه دادند و دکترایشان را گرفتند و همان‌طور که عرض کردم الان در رفت و آمد هستند»[۵] ظریف فراموش می‌کند که بگوید محلاتی پس از بازگشت به ایران، بازداشت شد، اندکی بعد رفت و دیگر بازنگشت. وی دارایی‌های خانوادگی را نیز که مسوول اداره‌ی آن‌هاست، از راه دور هدایت می‌کند.

محلاتی سرپرست نمایندگی نیویورک در زمان مذاکرات آتش بس ایران و عراق بود و دو ماه بعد از مذاکرات ناگهان عزل شد.

اگر کمی به عقب بازگردیم، به گفته‌ی «آقای سفیر»، قرار بود که به دلیل عدم پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی، قطع‌نامه‌ای شدیدتر علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل صادر شود. ظریف مدعی است که شوروی ناگهان موضع مخالف خود را نسبت به صدور چنان قطع‌نامه‌ای تغییر داد و سفیر این کشور در سازمان ملل، به شخص ظریف این موضوع را اطلاع داد.

او می‌گوید: «فکر می‌کنم در اواخر ماه فوریه [۱۹۸۸] نماینده شوروی به بنده گفت: ما از مرکز دستورالعمل داریم که روز دوشنبه یعنی در جلسه بعدی اعضای دایم [شورای امنیت سازمان ملل متحد] مقاومت‌مان را متوقف کنیم و قطع‌نامه پیش خواهد رفت»[۶]

ظریف ادامه می‌دهد: «من در نمایندگی ایران مسوول امور جنگ بودم و حتی در زمانی که آقای دکتر  [سعید] رجایی [خراسانی] یا آقای محلاتی حضور داشتند، بنده در رده بعد از سفرا مذاکره می‌کردم. ما این موضوع را به تهران گزارش دادیم».[۷]

ظریف می‌گوید همان موقع نامه مفصلی به امضای جواد مادرشاهی تدوین کرد و در حالی که جواد لاریجانی و محمد جعفر (امیر) محلاتی به برزیل رفته و غایب بودند، نامه را فرستاد. وی تاکید دارد که شخص روح‌الله خمینی اجازه این کار را داده بود اما آن‌چه یک علامت سوال در کارنامه‌ی سیاسی او بود، نه نوشتن نامه بدون اجازه ولی فقیه سابق، بلکه اتهامِ ارائه اطلاعات دروغ به تهران است.

اندکی پس از این اتفاق، کا.گ.ب شوروی هیاتی رسمی را به ایران اعزام می‌کند تا به مقامات جمهوری اسلامی درباره «خیانت» نمایندگی نیویورک گزارش دهد. ظریف می‌گوید: «از کا.گ.ب شوروی هیاتی را به ایران اعزام کرده بودند. به “طرف مذاکره”‌شان می‌گویند که نمایندگی نیویورک به شما خیانت کرده است زیرا ما به نماینده شما گفته بودیم که در مقابل قطع‌نامه دوم مقاومت می‌کنیم اما آن‌ها این نامه را نوشتند»[۸]

ظریف در جملات بالا مقاماتی را که «طرف مذاکره» با هیات شوروی بودند معرفی نمی‌کند اما می‌گوید که سه هفته پیش از آن و در نخستین نماز جمعه پس از نامه پذیرش قطع‌نامه، «یکی از افراد بسیار برجسته انقلابی که متعلق به جناح چپ و سخنران قبل از خطبه نماز جمعه تهران بودند، در جایی از صحبت‌هایشان حرف آمریکا‌یی‌ها را می‌زنند که این نامه کار  محلاتی است و اجازه از تهران نیست»[۹] به گفته‌ی وی، این فرد برجسته کسی نبود جز سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور وزیر کشور کابینه دوم میرحسین موسوی.

آن سوی تر محلاتی که در جریان مذاکرات آتش‌بس با عراق، در ارتباط با اکبر هاشمی رفسنجانی بود، به وی گزارش مستقیم می‌داد. رفسنجانی در کتاب خاطراتش می‌نویسد: «اول شب آقای محلاتی آمد و وضع مذاکرات ژنو را گفت؛ خوب نیست و عراقی‌ها سرسختی و بهانه تراشی می‌کنند. آقای خامنه ای آمدند که شب را اینجا بمانند. درباره وضع دولت و سیاست‌های اقتصادی و روابط خارجی، ارتش و سپاه مذاکرات طولانی داشتیم. احمدآقا را هم خبر کردیم. درباره موضع گیری امام و مسائل جاری اختلافی و تعیین مرجع از طرف ایشان برای سیاست‌گذاری کلی در امور کشور مذاکره کردیم… آخر شب آقای محلاتی تلفنی اطلاع داد که دبیرکل [سازمان ملل] با اعضای شورای امنیت مذاکره کرده و به اتفاق از او خواسته اند در اجرای قطعنامه ۵۹۸  قاطعیت به خرج دهد و بنا است تصمیم بگیرد و ابلاغ کند».

حوادث به گونه‌ای پیش می‌رود که محلاتی را به ایران فرا می‌خوانند و علی‌اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت تصمیم می‌گیرد تا ظریف را به عنوان سرپرست نمایندگی نیویورک بفرستد. محتشمی‌پور با این کار مخالف کرده و در هیات دولت می‌گوید: «این فرد آمریکایی است و نمی‌تواند برود»[۱۰]

ظریف که معتقد است شوروی می‌خواست تیمی که بعدها باند نیویورک نام گرفت را از بین ببرد[۱۱] و البته دلیلی برای این اعتقاد خود نمی‌آورد، می‌گوید که میرحسین موسوی نخست وزیر وقت پس از این‌که در جلسه هیات دولت موضوع ارتباط ظریف با آمریکایی‌ها مطرح شد: «تصمیم گرفتند موضوع را به وزارت اطلاعات بفرستند تا بررسی شود».[۱۲]

ظریف می‌گوید جواب وزارت اطلاعات به آن پرونده ‌را هرگز «نفهمید»[۱۳] اما آن‌چه واضح است، در همین بحبوحه زندگی روح‌الله خمینی به پایان رسیده و ظریف با حمایت علی‌اکبر ولایتی و پافشاری کمال خرازی، دوباره راهی نیویورک می‌شود.

خرازی که با هر سه خاندان خمینی، خاتمی و خامنه‌ای نسبت فامیلی دارد، به گفته‌ی ظریف «برای اولین بار» از رهبر جدید جمهوری اسلامی اجازه می‌گیرد تا «با افراد مختلف آمریکایی به جز مقامات رسمی دولتی صحبت و گفت‌وگو کند».[۱۴] این گفت‌وگوها آغاز تشکیل لابی‌های قدرتمندی به نفع جمهوری اسلامی شد که هم‌اکنون به کار خود در ایالات متحده ادامه می‌دهند.

هر چه هست، ظریف تمامی اتهامات را دروغ می‌داند و می‌گوید: «تمام این دروغ‌ها در مورد بنده از یک منبع سرچشمه می‌گرفت. من تمام سوابق این‌ها و دلایلش را در مواقع مختلف پیدا کرده‌ام، اما چون محرمانه است عنوان نمی‌کنم».[۱۵]

شاید گوشه‌هایی از آن‌چه که برای «آقای وزیر» محرمانه است، در ادامه‌ی بررسی «آقای سفیر» و رجوع به سایر دوستان شاغل در «دار و دسته‌ی نیویورکی‌ها»، اندکی روشن‌تر شود.

…

۱. محمدمهدی راجی؛ آقای سفیر، گفت‌وگو با محمدجواد ظریف؛ نشر نی(۲۰۱۳)؛ نسخه منتشرشده توسط فارسی‌بوک لندن، ص ۱۲۱

۲. همان صفحه

۳. صص ۱۸۷ و ۱۸۸. مربوط به گزارش صفحه اول روزنامه کیهان با تیتر «اینجا چاران است، با ما به سی.تی.بی.تی بیایید»، سوم اردیبهشت ۱۳۸۱

۵ و ۴. ص ۱۰۵

۶. صص ۸۱ و ۸۲

۷. ص ۸۲

۸. ص ۸۵

۹ و ۱۰. ص ۸۴

۱۱. ص ۸۶

۱۲ و ۱۳. ص ۱۰۶

۱۴. ص ۱۰۸

۱۵. ص ۱۹۴

No responses yet

Mar 04 2014

ماله‌کشی یاران خمینی: روح‌الله فرشته می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: موسوی بجنوردی که در زمان آقای خمینی از مقامات ارشد قوه قضاییه بود، مدعی شده است که رهبر پیشین ایران در خصوص اعدام بسیار محتاط بود و اعدام‌های «مفسدین فی‌الارض» در آن زمان براساس فتوای آقای منتظری بود.

وب‌سایت «جماران [2]» که نزدیک به خانواده‌ی آقای خمینی است مصاحبه‌ای تفصیلی با محمد کاظم بجنوردی، عضو شورای عالی قضایی در زمان رهبر پیشین ایران کرده که در این گفتگو، آقای بجنوردی گفته «مذاق امام» با اعدام سازگار نبود.

موسوی بجنوردی گفته است: «اصلا امام حکم اعدام برای مفسد فی‌الارض را قبول نداشت.»

عضو سابق شورای‌عالی قضایی در این خصوص افزوده است: «چون اصرار برخی از بزرگان این بود که برخی که مستحق اعدام هستند، اعدام شوند؛ امام به فتوای آقای منتظری درباره‌ی اعدام مفسد فی‌الارض ارجاع می‌دادند؛ اما هیچ وقت یادم نمی‌آید که حکمی را که به عنوان مفسد فی‌الارض باشد، امضا کرده باشد.»

موسوی بجنوردی افزود: «از وی [خمینی] استفتاء کردم آیا قاچاقچیان مواد مخدر مستحق اعدام هستند یا خیر؟ فرمودند: چنان‌چه حمل اسلحه، شرارت و فساد کنند.»

وی گفت: «ما به صرف حمل مواد مخدر، فردی را اعدام نمی‌کردیم. کسانی اعدام می‌شدند که اسلحه داشتند و با ماموران درگیر می‌شدند، آن‌جا بود که جزو محاربون قرار می‌گرفتند. البته حمل مواد مخدر هم جرم است و کیفر دارد اما مجازات آن اعدام نیست. ببینید، اعدام در اسلام حساب دارد و این‌طور نیست که هر فردی را که دل‌مان خواست همین‌طور بگیریم و بکشیم. در واقع موارد اعدام در اسلام معین است.»

«امام» حکم شاه را حبس ابد داد

وی در بخش دیگری از سخنان خود هم با بیان این‌که: «امام حکم شاه را حبس ابد اعلام کرد» گفت: «امام در مصاحبه با یک روزنامه حکم شاه را حبس ابد اعلام کرد و گفته بود ما به چشم‌مان ندیدیم که شاه کسی را کشته باشد. ایشان آمر به قتل است؛ ببینید، مذاق امام این بود.»

این عضو سابق شورای عالی قضایی با اشاره به اعدام‌های اوایل انقلاب هم گفت: «نمی‌خواهم اسم بیاورم اما بدانید که از امام برای اعدام‌های اول انقلاب حکمی نداشتند، شورای‌عالی قضایی هم هنوز شکل نگرفته بود. آقای لاجوردی هم اصلا حرف گوش نمی‌کرد. خدمت امام گفتم، آقا من یک چیزهایی دیدم که دیگر مجوز شرعی برای ماندن در این پست نمی‌بینم. شرح ماجرا را به امام گفتم، امام هم فرمودند، چه افرادی بهتر از شماها. فردای آن روز هم خطاب به آقای لاجوردی گفتیم بیا خودت استعفا بده، ایشان هم همان موقع استعفا دادند.»

هیات عفو

موسوی بجنوردی در بخش دیگری از گفته‌های خود با اشاره به تشکیل «هیات عفو» در زمان خمینی گفت: «بنده و محمدی گیلانی، ابطحی کاشانی و قاضی خرم آبادی جزو هیئت عفو امام بودیم که اتفاقا بسیاری از افراد را هم عفو می‌کردیم.»

وی افزوده: «یادم هست در یک سالی به مناسبت ۲۲ بهمن، ۱۵ هزار نفر را آزاد کردیم که به ما گفتند، خب یک‌باره در زندان‌ها را باز کنید دیگر.»

بجنوردی در پایان سخنان خود هم گفته است که «شرایط امروز زندان‌های ایران شرعی نیست، از آن‌رو که طبقه‌بندی شده نیستند و سلول انفرادی هم از مصادیق شکنجه است، امام گفتند کار خوبی کردی زندان‌های انفرادی را جمع کردید.»

گفتنی است اظهارات این مقام سابق قضایی در حالی است که در دوران آقای خمینی اعدام‌های بسیاری از جمله اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷ با حکم مستقیم رهبر پیشین ایران انجام گرفت.

No responses yet

Mar 04 2014

در پی یک سخنرانی در همدان آغاز شده است: زمینه‌چینی محافظه‌کاران برای بازداشت رضوی‌فقیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: خبرگزاری فارس و گروهی از رسانه‌ها و فعالان سیاسی محافظه‌کار تندرو در همدان تلاش‌ها برای زمینه‌چینی و فشار بر قوه قضائیه به منظور بازداشت سعید رضوی فقیه را آغاز کرده‌اند.

آقای رضوی‌فقیه روز پنجشنبه (هشتم اسفند) در همایش فصلی اصلاح‌طلبان استان همدان سخنانی داشته که با خشم محافظه‌کاران تندرو مواجه شده است.

به گزارش یک سایت محلی رضوی‌فقیه در این همایش گفته:

● در تاریخ کشور ما سلاطین و زمامدارانی که نمی‌توانستند حقایق را از زبان مشاوران و وزرا و گزارشگران بشنوند سرنوشت خوبی نداشتند.

● آن کسانی که به قصد خدمت به زمامداران دروغ می‌گفتند و حقایق را از آن‌ها کتمان کردند خیانت روا داشتند.

● اگر پرونده سال ۸۸ بسته شده بود چرا عکس رهبران جنبش اعتراضی بعد از انتخابات سال ۹۲ در دستهای جمعیت است.

● هنوز چهره‌های اصلاح‌طلب نظیر خاتمی با اقبال مردم مواجه هستند و این‌ها همه به دلیل آن است که پرونده حوادث سال ۸۸ بسته نشده است.

● جنبش اصلاحات می‌خواست هرم انقلاب را روی قاعده خودش بگذارد چرا که همه چیز معکوس شده بود.

● ۱۲ نفر آدمی {اعضای شورای نگهبان} که کمتر از من و شما راجع به مصلحت خودشان نمی‌توانند تصمیم گرفته و مصلحت زندگی خودشان را بفهمند، چه طور در مورد منفعت و مصلحت ۷۰ میلیون جمعیت تصمیم می‌گیرند.

● مجلس هفتم خانه نمایندگان ملت نبود، خانه نمایندگان حکومت بود، مجلس‌های بعدی هم این طور است.

● مجلسی که در آن نمایندگان ملت نباشند، بلکه نمایندگان دستچین شده حکومت و شورای نگهبان باشند، جرأت بیان حقایق و دفاع از حقوق ملت و دفاع از امنیت و استقلال کشور را نخواهد داشت.

● اگر این حکومت در دوره اصلاحات به بخشی از خواسته‌های مخالفان خودش و مردم و نیروهای سیاسی پاسخ داده بود، حوادث سال ۸۸ اتفاق نمی‌افتاد.

● آن‌ها که در سال ۸۸ مخالف احمدی‌نژاد بودند بصیرتشان بیشتر از کسانی بود که تلاش می‌کردند او رئیس جمهور بشود.

● رهبری این نظام به‌‌ همان اندازه از غرق شدن این کشتی آسیب می‌بیند که زندانیانی که گوشه زندان اوین استخوان در گلو و خار در چشم، شدائد و مصائب را تحمل می‌کنند.

● امام خمینی در زمان حیات خود و در دوران رهبری نظام هم هیچ وقت سیستم را به نفع قدرت شخصی خودش تضعیف نکرد.

● امام هیچ وقت قدرت دستگاه‌های حکومتی را به نفع خودش تضعیف نکرد، مجلس٬ شورا، مجلس خبرگان دولت و سیستم قوی بودند.

● بعد از امام، ما مواجهیم با اینکه آرام آرام، ساختار حقوقی قدرت از ساختار حقیقی‌اش فاصله می‌گیرد و از طریق رد صلاحیت ساختار جلو می‌آید.

● مجلس خبرگانی که دست نشانده چند تن از فقهای شورای نگهبان باشد چنان اقتداری نخواهد داشت که بتواند صدای ملت و صدای روحانیت و مرجعیت باشد.

● سیستم به نفع یک جریان خاص تضعیف شده، حتی به نفع قدرت فردی برخی‌ها.

● این سیستم که ناکارآمد شد آن وقت برق سرنیزه‌ها می‌تواند مجلس خبرگان را متوقف کند، آن موقع صدای چکمه‌ها می‌تواند صدای نمایندگان مجلس را خفه کند و ترس از عاقبت امور باعث می‌شود نماینده مردم به منافع و مصالح مردم و استقلال کشور خیانت کند.

● در غیبت و خلاء یکی از مقامات بزرگ جمهوری اسلامی {علی خامنه‌ای} بر سر جانشینی او رقابت‌های خونینی ممکن است اتفاق بیافتد.

● این حکومت علوی امروز میثم تمارش بابک زنجانی و مالک اشترش هم سعید مرتضوی است، پس اگر ما حکومت اموی تاسیس می‌کردیم قرار بود با چه کسانی مواجه بشویم.

● نظامی که از دلش کهریزک بیرون بیاید، نظام دوست داشتنی نیست. نظامی که از دلش حصر بیرون بیاید محبوب نیست.

● قم زیر غبار غم پنهان شده، بعضی از نماز جماعت‌ها در آنجا اینقدر مظلومانه بود که احساس می‌کنیم «گتوی» یهودی‌ها در قرون وسطی است.

● ما از انقلاب مشروطیت تا الان هفت زمامدار به خودمان دیدیم، زمامدار هفتم آیت‌الله خامنه‌ای است، شش زمامدار دیگر از دنیا رفته‌اند.

● زمامداری که خودسر باشد، در مقابل مردم بایستد، حکومت خودش را به پایان نخواهد برد.

● ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم که زمامدارانش برخواسته از مردم باشند، مردمی باشند، این خواسته زیادی نیست که بگوئیم به‌‌ همان کتاب‌های فقهی خودتان عمل کنید.

دادگستری استان همدان نیز در پی این اظهارات و خشم محافظه‌کاران تندرو٬ با صدور اطلاعیه‌ای از رسیدگی به این سخنان خبر داده است.

گروهی از نمایندگان محافظه‌کار مجلس٬ فعالان سیاسی محافظه‌کار استان همدان و رسانه‌های محافظه‌کار در دو روز گذشته حملات گسترده‌ای علیه رضوی‌فقیه سازماندهی کرده و خواستار برخورد با وی هستند.

No responses yet

Mar 04 2014

محسنی اژه ای تایید کرد همکاری بابک زنجانی با سپاه و وزارت اطلاعات

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

تدبیر: سخنگوی قوه قضاییه گفت: بابک زنجانی دو شاکی خصوصی دارد که این مساله در حال رسیدگی است.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در ادامه نشست خبری خود با اصحاب رسانه در پاسخ به سوال ایسنا در مورد شاکیان پرونده بابک زنجانی گفت: تا آنجایی که مطلع هستم بابک زنجانی دو شاکی خصوصی دارد.

سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: این دو شاکی خصوصی علاوه بر مساله شکایت وزارت نفت است که این موضوع مطرح و در حال رسیدگی است.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه روز گذشته در صحبت‌های خود گفتید که باید مهر خیانت بر پیشانی مفسدان اقتصادی زده شود، آیا دستگاه قضایی برای برگزاری علنی دادگاه‌ها برنامه‌ای دارد؟ خاطرنشان کرد:‌ در حال حاضر قانون به ما اجازه نمی‌دهد که انتشار اخبار دادگاه علنی باشد اما اگر قانون تغییر کرد بر اساس تغییر قانون عمل می‌شود. من معتقد هستم کسی که وابسته به هر دستگاهی از حکومت است نه تنها مرتکب جرمی ‌می‌شود بلکه مرتکب خیانت بزرگی می‌شود که در این راستا هم بیت‌المال ضرر می‌بیند و هم حیثیت نظام لطمه می‌خورد و این باید بهای کار خود را پرداخت کند.

محسنی‌اژه‌ای تصریح کرد: فرض کنید اگر فردی مبلغی را اختلاس کرده و به این صورت باشد که این فرد دو سه سال بعد این مبلغ را پرداخت کند و کسی متوجه نشود، این موضوع نه دارای بازدارندگی است و نه این فرد بهای سنگین کار خود را می‌دهد؛ بنابراین اگر قانون تغییر یابد به نظر من این افراد باید به مردم معرفی شوند.

به گزارش ایسنا، محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه برخی از نزدیکان بابک زنجانی ادعایی مطرح کردند که وی با سپاه و وزارت اطلاعات ارتباط تنگاتنگ داشته، آیا قوه قضاییه این موضوع را بررسی و آن را تایید می‌کند، گفت: باید دید که منظور از ارتباط چیست. مثلا فرض کنید که در دو سه سال قبل فردی به وزارت نفت مراجعه می‌کند و می‌گوید که من می‌توانم نفت‌ها را خریداری کنم یا آنها را بفروشم که در واقع این یک نوع همکاری است و فاقد مشکل است اما اگر منظورتان ارتباط ناصحیح است، من واقعا از آن مطلع نیستم.

وی ادامه داد: بنابراین اگر منظور شما همان ارتباط کاری است، بله این ارتباط با سپاه وجود داشته است. البته گفته‌اند که ارتباط وزارت اطلاعات با بابک زنجانی موقعی بوده است که می‌خواستند پول‌ها را به کشور بازگردانند.

محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به سوال همین خبرنگار مبنی بر اینکه آیا در سال 88 این فرد گاز اشک‌آور و فلفل را تهیه کرده است، گفت: این موضوع را نشنیده‌ام و از آن بی‌اطلاع هستیم.

خبرنگاری با اشاره به عملکرد قضات و آیا اینکه قضاتی که تخلف کرده‌اند، احکامی که صادر کرده‌اند آیا این احکام مجدد بررسی می‌شود و اینکه اموال آنها نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد از سخنگوی دستگاه قضا خواستار پاسخ شد که وی خاطرنشان کرد: نمی‌شود گفت که موضوعی را که مردم در راهروهای دادگاه در مورد تخلفات قضات بیان می‌کنند صددرصد راست یا دروغ است و نمی‌توان ادعا کرد که ما قاضی یا کارمند متخلف نداریم اما باید دانست که بسیاری از این شایعات درست نیست.

وی در پاسخ به سوال همین خبرنگار در مورد اینکه آیا قضات متخلف در دستگاه قضایی تحت تعقیب قرار می‌گیرند یا خیر، گفت: بله ما تعدادی از این قضات را سلب صلاحیت کرده‌ایم. اما اگر این قاضی محکوم شد و حکمی را صادر کرده باطل می‌شود یا خیر، باید گفت که این موضوع متفاوت است. اگر حکم خلاف باشد، باطل می‌شود اما اگر قاضی از یک جهتی تخلفی را مرتکب شده باشد و ربطی به حکم نداشته باشد حکم باطل نمی‌شود برای مثال قاضی در رفتارهایش خلاف کرده و محکوم شده این موضوع ربطی به حکمی که صادر کرده ندارد.

محسنی‌اژه‌ای در مورد بررسی اموال قضات گفت: ما سلسله افرادی را داریم که طبق قانون اساسی آنها باید زمانی که سمتی را قبول می‌کنند اموال خود را به رییس دستگاه قضا اعلام کنند و در پایان سمت نیز باید اموال و دارایی‌هایشان را اعلام کنند که در اینجا اگر رشد متعارف وجود داشته باشد دستگاه قضایی وارد می‌شود که دادستان نیز جزو همین افراد است اما افراد با سمت پایین‌تر از او در این قانون قرار نمی‌گیرند که در حال حاضر قانونی نیز در مجلس مطرح و در حال رسیدگی است که در این قانون توسعه یافته که چه کسانی باید در بدو و پایان مسوولیت خود لیست اموال و دارایی‌های خود را اعلام کنند.

در ادامه این نشست، خبرنگاری با اشاره به پرونده رانت‌خواری در کشور و همچنین در مورد پرونده بابک زنجانی از سخنگوی دستگاه قضا پرسید که هنوز در رابطه با پرونده بابک زنجانی اعلام جرمی صورت نگرفته است و این مساله در قوه قضاییه وجود دارد که قوه قضاییه از وظیفه اصلی خود که پیشگیری از وقوع جرم است، غافل شده، پاسخ داد: چرا می‌گویید قوه قضاییه از کار اصلی خود غافل شده است. قوه قضاییه طبق 156 قانون اساسی به اصلاح امر پیشگیری تعقیب مجرم را بر عهده دارد.

وی در پاسخ به سوال همین خبرنگار در این مورد که آیا قوه قضاییه در حد وصول کننده پول برای دولت است، گفت: بله این جزو وظایف قوه قضاییه است. در مورد اموال بیت‌المال نیز قوه قضاییه تاکید دارد و این موضوع نیز جزو یکی از وظایف مهم قوه قضاییه به شمار می‌رود. ما در قانون عنوان مجرمانه رانت را قبول نداریم در واقع رانت در موضوعات دیگر شکسته می‌شود. من نیز با شما هم عقیده هستم که باید زمینه‌های رانت‌خواری و ورود تخلف و ورود جرم را نیز تا جایی که ممکن است در همه دستگاه‌ها از بین ببریم اما باید پیشگیری از وقوع جرم را مقدم بداریم.

سخنگوی قوه قضاییه صداقت نداشتن بابک زنجانی را دلیل طولانی شدن رسیدگی به پرونده این میلیاردر نفتی عنوان کرد، حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در نشست خبری امروز خود در پاسخ به سوالی درباره پرونده بابک زنجانی، گفت: متاسفانه هر چه جلوتر می‌رویم پرونده ایشان پیچیده‌تر می‌شود.

وی افزود: بر اساس نقل و قول از دادستان و بازپرس محترم عرض می‌کنم که ایشان صداقت ندارد و چون خودش صداقت ندارد و کارها باید بر اساس پیگیری‌های بیرونی و کار کارشناسی انجام شود زمان رسیدگی مقداری دارد طولانی می‌شود.

سخنگوی قوه قضاییه اظهار کرد: ما خیلی امیدوار بودیم که ظرف مدت بازداشت اول که دو ماه بود به نتیجه برسیم ولی این کار انجام نشد و بازداشت موقت او تمدید شد.

No responses yet

Feb 28 2014

در خطبه‌های نماز جمعه تهران صورت گرفت: حمله احمد خاتمی به روحانی٬ جنتی و ناطق‌نوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران از اقدام قوه قضائیه در توقیف روزنامه‌های «بهار» و «آسمان» تقدیر کرد٬ به دولت درباره آنچه اعطای «سخاوتمندانه» پست به «فتنه‌گران» نامید و به وزارت ارشاد درباره انتشار «کتاب‌های فاسد» هشدار داد.

به گزارش خبرگزاری‌ها آقای خاتمی در نماز جمعه نهم اسفندماه تهران این اظهارات را بیان کرده است.

آقای خاتمی از آنچه نبود نظارت در برخی حوزه‌های وزارت ارشاد نامیده٬ انتقاد کرده و خطاب به مسئولان این وزارتخانه گفته «شما باید طوری عمل کنید که این عنوان زیبنده‌تان باشد.»

وی افزوده «مجوز دادن به منتشر کننده کتاب‌های فاسد زیبنده شما نیست، مجوز دادن به آژانس‌هایی که در روزنامه اطلاعیه می‌دهند که ما شما را به فلان کشور فاسد می‌بریم درشان شما نیست، نظارت شما کجا رفته است؟»

امام جمعه موقت تهران در عین حال هشدار داده «آنهایی که فکر می‌کنند فضا مقداری باز شده و می‌توانند به مقدسات اهانت کنند تحلیلشان غلط است.»

وی گفته «گذشت آن زمان که به مقدسات اهانت می‌کردید و برخی مسئولان از شما حمایت می‌کردند.»

خاتمی به هیات نظارت بر مطبوعات نیز تذکر داده که باید با تشکیل جلسه‌ای فوری٬ روزنامه «آسمان» را لغو امتیاز می‌کرد.

وی خطاب به این هیات افزوده «حالا که توقیف نکردید حداقل یک بیانیه داده و آن را محکوم می‌کردید.»

امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنرانی خود به سخنان علی‌اکبر ناطق نوری که مشکل امروز کشور را «بی‌ترمز‌ها و تندرو‌ها» نامیده بود نیز انتقاد کرد.

خاتمی اظهار کرده «برخی از فتنه گران سال ۸۸ که تندرو و افراطی بودند٬ امروز سخاوتمندانه پست می‌گیرند.»

به گفته وی «از سوی دیگر غیرت مردانی که در برابر آن‌ها ایستادند و نگذاشتند در سال ۸۸ کودتای مخملی آن‌ها به بار نشیند امروز اسمشان تندروی افراطی شده است.»

امام جمعه موقت تهران به دولت روحانی هشدار داده «اگر در پی وحدت جامعه هستید باید از این الفاظ اجتناب کنید، اگر فکر می‌کنید با افراطی خواندن غیرت مردان می‌توانید آن‌ها را از صحنه منزوی کنید بدانید که اشتباه می‌کنید.»

خاتمی ادامه داده این افراد هیچ‌گاه تحت تاثیر «جو رسانه‌ای» ساخت شما قرار نمی‌گیرند و «فقط راهبرد خود را از مقام معظم رهبری می‌گیرند.»

اظهارات آقای خاتمی در شرایطی بیان شده که وزارت ارشاد دولت یازدهم رابطه بسیار نزدیکی با مراجع تقلید دارد و نمایندگان این وزارتخانه برای توجیه و جلب رضایت آن‌ها به طور مرتب به قم سفر می‌کنند.

هیات نظارت بر مطبوعات نیز به طور تلویحی موافقت خود از توقیف روزنامه «آسمان» را اعلام کرده است.

No responses yet

Feb 27 2014

شورای عالی امنیت ملی با راکعی برخورد کند: خامنه‌ای موافق رفع حصر نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

روز: چند روز پس از اظهارات فاطمه راکعی درباره موافقت رهبر جمهوری‌اسلامی با رفع حصر و سپس تکذیب این سخنان٬‌ اصول‌گرایان خواستار برخورد شورای عالی امنیت ملی با وی شده‌اند.

راکعی ابتدای هفته جاری در گفت‌وگویی با سایت نامه‌نیوز٬ مدعی شد که آیت‌الله خامنه‌ای٬ موافق رفع حصر از موسوی و کروبی است. به گفته راکعی “مقام معظم رهبری برای سلامت و امنیت خود آنها اجازه داده‌اند که این اتفاق بیفتد چون قطعا بیش از هر کسی خود ایشان بر سلامت سیاسی، فکری و زندگی افراد در حصر آشنایی دارند؛ لذا اصرار داریم آقایان با ورود جدی‌تر به این حوزه، زمینه برداشته شدن حصر را فراهم آوردند… با اطلاعاتی که در دست داریم، متوجه شده‌ایم که نظر مقام معظم رهبری برداشتن حصر موسوی و کروبی است”.

راکعی با اشاره به اینکه “رفع حصر به مقدماتی نیاز دارد”، اضافه کرده بودکه “روحانی و دیگر مسئولان برجسته کشور” باید “به صورت جدی در این زمینه فعال شوند”.

سخنان راکعی در وب‌سایت‌هایی نظیر ایسنا و انتخاب نیز بازتاب یافته بود، اما این رسانه‌ها٬ به فاصله کمتر از ۲۴ ساعت٬ این خبر را از خروجی خود حذف کردند. نامه‌نیوز که برای نخستین بار سخنان راکعی را منتشر کرده بود٬ در توضیح دلیل حذف این خبر٬ نوشت: “پیگیری خبرنگار ما حاکی از آن است که مطلب نقل شده از سوی فاطمه راکعی در خصوص نظر مقام معظم رهبری درباره حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی صحت ندارد”.

گرچه دفتر رهبر جمهوری‌اسلامی به طور رسمی واکنشی به این مساله نشان نداده٬ اما با توجه به حساسیت این دفتر درباره اظهارنظرهایی که به نقل از آیت‌الله خامنه‌ای نقل می‌شود٬ می‌توان تصور کرد که این دفتر٬ چنین خبری را تکذیب کرده است.

اینک پس از تکذیب سخنان راکعی٬ اصول‌گرایان خواستار برخورد شورای عالی امنیت ملی با وی شده‌اند. اشاره آن‌ها به شکایت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از حسین قدیانی٬ نویسنده روزنامه وطن‌امروز٬ است؛ شکایتی که به دلیل یادداشت‌های وی در این روزنامه پیرامون مذاکرات هسته‌ای و توافق ژنو انجام شده بود.

قدیانی خود در روزنامه وطن‌امروز پیرامون این مساله نوشت: “خبرگزاری ایسنا از قول خانم راکعی نوشت «رهبری موافق رفع‌حصر هستند». دقیقا همین‌جاست که شورایعالی امنیت ملی باید ورود کند، نه مندرجات مقوم امنیت ملی این قلم. در سخن خانم راکعی، ایضا در خبرگزاری ایسنا، به ۲ جهت، تغایر بسیار فاحش با امنیت‌ملی دیده می‌شود. نخست؛ دروغ بستن به رهبر انقلاب، دوم؛ گفتار برخلاف مصوبه خود شورایعالی امنیت ملی مبنی بر حصر ۲ تن از سران فتنه. اینجاست محل ورود شورایعالی امنیت ملی! چرا ورود نمی‌کند؟! چرا مجلس محترم ساکت است؟! چرا جبهه اصولگرایی ساکت است؟… هم باید با خانم راکعی برخورد قانونی شود، هم با آن خبرگزاری که البته اینقدر شجاعت نداشت پای مندرجات خود بایستد، عذرخواهی کند و اعلام آمادگی کند بر اجرای قانون. بالکل خبر مزبور را حذف کرد! اقدام علیه امنیت ملی، بدتر از این؟ فتنه‌گری بیشتر از این؟”

هم‌زمان کبری آسوپار٬ از همکاران سرویس سیاسی روزنامه جوان٬ نزدیک به دفتر سیاسی سپاه پاسداران٬ در صفحه گوگل‌پلاس خود٬ درباره مصاحبه فاطمه راکعی٬ چنین اظهارنظر کرد: “شايد خواب ديده راكعي؛ اما جالب كه هميشه آويزان حكم هاي حكومتي رهبري هستند و شخص ايشان؛ اما آن سو شريك دزد مي شوند!راستي! بالاخره موسوي و كروبي بايد در دادگاه صالحه محاكمه شوند يا آنكه رفع حصر شوند؟ اصلاح طلبان كه فقط دنبال رفع حصر هستند و طبيعي ست كه شديدا از محاكمه مي هراسند… حالا من منتظر واكنش دستگاه قضايي و شوراي عالي امنيت ملي نسبت به تشويش اذهان عمومي و نشر اكاذيب توسط فاطمه راكعي، ايسنا و انتخاب هستم”.

تکذیب‌های اصول‌گرایان درباره رفع حصر٬ هم‌زمان با آن صورت می‌گیرد که هفته گذشته٬ در چهارمین سال حصر موسوی٬ کروبی و رهنورد، برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب خواستار رفع حصر از آنان شده بودند.

هفته گذشته علی لاریجانی٬ رییس مجلس نهم٬ در گفت‌وگویی با روزنامه فرانسوی فیگارو٬ گفته بود که رفع حصر از این سه تن٬ در اختیار قوه‌‌قضاییه نیست.

برخلاف سخنان لاریجانی٬ نقوی‌حسینی٬ عضو کمیسیون امنیت مجلس٬ خبر از وجود “حکم قضایی” برای حصر داده بود: “سران فتنه در حال حاضر در اختیار قوه قضائیه هستند. در قوه قضائیه پرونده هم دارند و حصر آنها هم جزو مجازات‏ هایی است که قوه قضائیه در نظر گرفته است. به هر حال بدون حکم قضایی که نمی‏ شود کسی را محدود یا مجازات کرد. نظام ما طوری است که نمی‏ توان در آن کسی را بی دلیل حصر یا حبس کرد. تا حکم قضایی نباشد چنین اقداماتی انجام نمی‏ شود. بنابراین الان هم پرونده در اختیار قوه قضائیه است و هر وقت تشخیص بدهند محکمه را تشکیل خواهند داد”.

چند ماه پیش و هم‌زمان با انتصاب علی شمخانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی٬ اخباری منتشر شده بود که براساس آن٬ تصمیم‌گیری درباره پرونده حصر به شورای عالی امنیت ملی واگذار شده است.

اما غلام‌حسین محسنی‌اژه‌ای٬ دادستان کل کشور٬ هفته پیش گفت که آزادی موسوی٬‌ کروبی و رهنورد تنها در صورت “توبه” آن‌ها امکان‌پذیر خواهد بود: “افرادی برای رفع حصر بی‌جهت تلاش می‌کنند به نتیجه هم نمی‌رسند. کسانی که بی‌جهت خود را به زحمت می‌اندازند و شایعه پراکنی و فضاسازی می‌کنند بازهم مردم را نشناختند و هیچ دستگاهی کاری دیگر انجام نخواهد داد. تا زمانی که سران فتنه نخواهند توبه کنند و بر این موضع باشند به هیچ وجه کار دیگری انجام نمی‌شود و شرایط مثل سابق خواهد بود”.

مقام‌های جمهوری اسلامی، بارها و به صورت هاى مختلف، رسیدگی به ماجرای حصر را در حیطه اختیارات آیت‌الله خامنه‌ای تعریف کرده اند؛ همان طور که دستور حصر رهبران جنبش سبز نیز توسط وی صادر شده است.

سال گذشته اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، در گفت‌وگویی با روزنامه کیهان فاش کرد که “در یک جلسه ای بعد از فتنه روز عاشورا ما به ایشان [آیت‌الله خامنه‌ای] عرض کردیم که یک تعداد از کسانی که در این فتنه دخیل هستند باید دستگیر شوند. فرمودند بروید ابتدا احراز کنید بعد بیاورید پیش من از من مجوز بگیرید. بعد از احراز یک لیست ۴۰ نفره بردیم فرمودند؛ این چند نفر با من… قطعا در هر جای دنیا چنین اتفاقی می افتاد با عوامل آن برخورد خیلی شدیدتری می کردند”.

احمدی‌مقدم گفته بود که نیروی انتظامی قصد بازداشت این افراد را داشت، اما این اتفاق نیفتاد و آن‌ها تنها به حصر رفتند: “اگر مخالفت مقام معظم رهبری نبود برخوردی شدیدتر از حصر خانگی با آنان می‌شد… قرار بود واقعا با این‌ها برخوردهای جدی کنیم ولی آقا اجازه ندادند”.

پیش از آن صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه هم اعلام کرده بود که زمان و نحوه برخورد با موسوی و کروبی، توسط این قوه تعیین نخواهد شد و تلویحا اشاره کرده بود که این دستور توسط رهبر جمهوری‌اسلامی صادر می‌شود.

با این وجود محمدباقر قالیباف در جریان تبلیغات انتخاباتی یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری گفته بود که “موسوی و کروبی با مصوبه شورای عالی امنیت ملی در حصر خانگی به سر می‌برند”. برخی از حامیان احمدی‌نژاد نیز در دوران تبلیغات انتخاباتی گفته بودند که سعید جلیلی از جمله افرادی بوده که در بحث حصر این سه تن٬ نقش داشته و این پرونده٬ زیر نظر وی بوده است.

No responses yet

Feb 27 2014

بازخواست و ممنوع التصویری: نقش داریوش در دعوای دایی و مایلی‌کهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,هنر

روز: در سیمای جمهوری اسلامی که حتی نشان دادن ساز به مدت چند ثانیه، یک اتفاق ویژه و جنجالی محسوب می‌شود، سرمربی پیشین تیم ملی در یک برنامه زنده بسیار پرطرفدار، نام “داریوش”، خواننده ساکن آمریکا را بر زبان آورده است. محمد مایلی کهن که در افواه به مربی مطلوب حاکمیت معروف است پس از نام بردن از این خواننده و اعلام دوست داشتن او، در یک مصاحبه دیگر هم این موضوع را تکرار کرد و باعث شد تا رسانه‌های دیگر هم به کرات نام “داریوش” را تکرار کنند. در فضای مجازی هم این موضوع به شوخی و جدی دستمایه بحث قرار گرفته و شنیده می‌شود که این تابوشکنی محمد مایلی‌کهن، حداقل تاوانش ممنوعیت حضور در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی است.

” داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم”

آنهایی که فوتبال ایران را دنبال می‌کنند از دعواهای سابقه‌دار علی دایی و محمد مایلی‌کهن، بی‌خبر نیستند. دو بازیکن سابق پرسپولیس هر دو بازیکن و سرمربی تیم ملی بوده‌اند و زمانی که مایلی‌کهن سکان تیمی ملی را در اختیار داشت، دایی در تیم او بازی می‌کرد. اما با همه این اشتراکات، آب‌شان در یک جوی نمی‌رود و تاکنون بارها و بارها علیه یکدیگر صحبت کرده‌اند تا جایی که کار به شکایت و دادگاه هم کشیده است. حالا باز چند صباحی است که با بالا گرفتن بحران مالی در باشگاه پرسپولیس، مایلی‌کهن، این بار به عنوان پیشکسوت و دایی به عنوان سرمربی این تیم رودرروی یکدیگر قرار گرفته اند. برنامه بسیار پرطرفدار “نود” به تهیه‌کنندگی و اجرای عادل فردوسی‌پور هم مثل همیشه از چنین موضوعات داغی استقبال می‌کند اما در دقایق نخست بامداد سه‌شنبه، ششم اسفند ماه هیچ کس انتظار نداشت که در میانه دعوای دایی-مایلی‌کهن، پای داریوش اقبالی خواننده وسط بیاید.

قبل از روی آنتن رفتن برنامه نود، علی دایی در ادامه تقابل‌ اخیرش با مایلی‌کهن گفته بود: “برخی آدم‌ها هر لحظه رنگ عوض می‌کنند و قبل و بعد از انقلاب تیپ و قیافه‌شان هم تغییر کرده است. خوب است حالا من هم تی‌شرت مارک USA بپوشم؟” اشاره اوبه عکسی از محمد مایلی‌کهن در سال ۱۳۵۶ است که در کنار سه بازیکن دیگر، شلوار جین به پا دارد و تی شرتی پوشیده که رویش به انگلیسی نوشته شده: دانشگاه کالیفرنیا.

عادل فردوسی‌پور هم گویا با علی دایی موافق بود که این عکس مناسبی نیست و آن را در برنامه پخش نکرد اما مایلی‌کهن وقتی روی خط تلفن آمد، اعلام کرد که به این عکس افتخار می‌کند و اجازه داد تا آن را نشان بدهند. سرمربی سابق تیم ملی که از اوبا عنوان “حاجی مایلی” هم نام می‌برند، توضیح داد: “من هیچ‌وقت جانماز آب نمی‌کشم. من با کفش هم نماز شکر نمی‌خوانم. آن عکس برای ۳۷ سال پیش و قبل از انقلاب بوده؛ روی پیراهن من هم نوشته شده کالج کالیفرنیای آمریکا. آن زمان رژیم شاهنشاهی بود و همه زیر بلیط آمریکا بودند، پوشیدن این پیراهنی چه مشکلی داشت؟ اما بعد در این مملکت انقلاب شد و ایشان[علی دایی] بازی ایران با ازبکستان را تعطیل کرد تا برود تابعیت آمریکا بگیرد.”

وقتی مجری برنامه از او خواست که وارد مسائل شخصی نشود، قسمت داغ برنامه رقم خورد. مایلی‌کهن گفت: “تو اون عکس می‌بینید من ریش دارم؛ من داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم اما یک سری کارهایش را نفی می‌کنم.” خنده فردوسی‌پور و بعد تلاش برای پایان دادن به مکالمه، واکنش به این تابوشکنی غیرمنتظره بود.(لینک فیلم)

به مسخره گرفتن ممنوع‌التصویر شدن

روزنامه فرهیختگان نخستین رسانه‌ای بود که از “ممنوع‌التصویر” شدن مایلی‌کهن خبر داد: از راهروهای صدا و سیما شنیده شد که محمد مایلی‌کهن قرار است دوباره ممنوع‌التصویر شود. ضمن اینکه او قبل از اینکه روی خط برنامه ۹۰ برود، در یک برنامه رادیویی هم حاضر شده و حرف‌های جنجالی بسیاری زده بود. البته ظاهرا فردوسی‌پور پس از اینکه برنامه به پایان می‌رسد، ۴۵ دقیقه‌ای در سازمان می‌ماند تا درباره کلیت ماجرا توضیحاتی ارائه کند. البته آنچه دیروز به گوش رسیده این است که تصمیماتی برای ممنوعیت پخش تصویر و صدای محمد مایلی‌کهن گرفته شده است.

اما گویا مربی اصولگرا و حامی احمدی‌نژاد، خیال کوتاه آمدن ندارد و روز چهارشنبه در مصاحبه‌ای با خبرآنلاین مواضع تندتری را هم عنوان کرد.

خبرنگار از او خواسته تا درباره حرف‌هایش در برنامه نود توضیح بدهد و جواب شنیده که “من روی آنتن زنده اسمش را آوردم. شما حتی می ترسی پشت تلفن اسمش را بیاوری. بعد می خواهی درباره‌اش حرف بزنی؟” و وقتی که خبرنگار می‌گوید می‌خواهد درباره داریوش حرف بزند، مایلی کهن جواب می‌دهد: “حالا که من گفتم ترست ریخت؟ نترس. حق می دهم که بترسی. بالاخره شما جوانی اما من زندگی ام شکل گرفته و دیگر توپ هم تکانش نمی دهد. مگر اینکه یک زلزله یا بلای آسمانی بیاید که همه چیز را خراب کند.”

او ممنوع‌التصویر شدن در صدا و سیما را هم به مسخره گرفته است: “وای خدای من. الان با این حرفی که زدی باید شب بروم خانه و خودکشی کنم. پسرم، من مگر کشته و مرده اینم که تو تلویزیون باشم؟ من یکسری باور دارم که پای اعتقاداتم هستم. حرف هایم را هم زدم. بدون ترس هم زدم. پای عواقبش هم هستم.”

او درباره “پارادوکس” متدین بودن و گوش دادن به موزیک و تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای هم توضیح داده است: “بابا خود شما ها به من این نشان را زدید. این را گفتید و بعد هرچه خواستید، به اسم اسلام در سرزمینی اسلامی مرا زدید. من بیچاره در بازی با کره وقتی ۶ گل به این تیم زدیم فقط دستم را به سمت آسمان گرفتم و گفتم خدایا شکرت. هر بار که گفتید رفتی جبهه گفتم هیچ وقت این سعادت را نداشتم. دیگر چه کار باید می کردم؟ شما رسانه‌ها می خواستید از من این چهره را بسازید و بعد هم علیه خودم استفاده کردید. مگر ننوشتید شب مسابقه تا صبح زیارت عاشورا و دعای کمیل می گذارد؟ بروید از بچه های تیم ملی این را بپرسید که آیا این طور بوده است؟ من اگر باور و اعتقادی دارم در زندگی شخصی خودم دارم و می بینید که آدمی نیستم که پنهانش هم بکنم.”

مایلی‌کهن به غیر از اینکه سری به موسیقی زده، از سیاست هم غافل نمانده و از شعار “مرگ بر آمریکا” هم انتقاد کرده است. اوضمن تاکید بر اینکه از “جنایت‌های آمریکایی‌ها” بیزار است، گفت: “اینکه شعار می‌دهیم مرگ بر آمریکا و پرچم این کشور را آتش می زنیم، اگر این تصاویر از یک آمریکایی پخش شود که دارد با پرچم کشور ما انجام می‌دهد، می خواهم از صفحه تلویزیون بروم تو و خفه اش کنم. این حس ممکن است در مردم آن کشور هم ایجاد شود. ولی مثلا ژاپنی ها این همه کشته به خاطر بمب های آمریکایی دادند. قطعا آنها هم کینه عمیقی از آمریکایی ها به دل دارند. اما آنها بهتر از ما مرگ بر آمریکایشان را عملی کردند. وقتی هر آمریکایی برای رفت و آمد باید از ماشین های ژاپنی استفاده کند یعنی مرگ بر آمریکا. وقتی تصاویر تلویزیونیشان باید از تلویزیون‌های ژاپنی پخش شود یعنی مرگ بر آمریکا، وقتی رئیس جمهور آمریکا مجبور است تلفن‌هایش را با تلفن پاناسونیک بزند یعنی مرگ بر آمریکا”

به گزارش فرهیختگان، این دومین‌ بار است که سرمربی سابق تیم ملی پخش صدا و تصویرش از صدا و سیما ممنوع می‌شود. بار اول زمانی پخش گزارشی از تلویزیون بود که در آن اعلام شد مایلی‌کهن در کرج باغ ۸۰۰ میلیون تومانی دارد. مایلی‌کهن هم در جواب گفت: “متاسفم که آقایان این گفته را از رسانه ملی پخش کردند. باغ ۸۰۰ میلیونی من جنب ویلای پنج میلیاردی ضرغامی است!” این جمله باعث شد تا او مدت زیادی صدا و تصویرش از شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش نشود تا بالاخره خودش اعلام کند که صدا و تصویرش از صداوسیما پخش نمی‌شود.

No responses yet

Feb 26 2014

دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار عذرخواهی نماینده روحانی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: دبیر شورای نظارت راجع به اظهارات دیروز مشاور رئیس جمهور در این مورد که صدا و سیما “معادل بودجه یک سال” خود از دولت بودجه اضافی خواسته توضیحی نداده است

بیژن نوباوه دبیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما خواستار برکناری حسام الدین آشنا از سمت نمایندگی دولت در شورای نظارت و عذرخواهی او به خاطر اظهاراتش در انتقاد از این نهاد شد.

به گزارش سایت شورای نظارت بر صدا و سیما، آقای نوباوه سه شنبه ۶ اسفند (۲۵ فوریه) افزود که اعضای شورا طی نامه ای به رئیس جمهور اعتراض خود را به اظهارات آقای آشنا اعلام خواهند کرد.

حسام الدین آشنا در واکنش به اظهارات امروز بیژن نوباوه، در مصاحبه با سایت تدبیر گفت منظور او از سخنان روز پیش تاکید بر این نکته بوده که “امکانات نظارتی از شورای نظارت گرفته شده است”.

آقای آشنا، مشاور رئیس جمهور و نماینده دولت در شورای نظارت بر صدا وسیما، دیروز با انتقاد شدید از رادیو – تلویزیون سراسری ایران گفته بود که این شورا به وظایف نظارتی خود عمل نمی کند.

وی افزوده بود وضعیت شورا به گونه ای شده که “گویی این شورای نظارت برصداوسیما نیست، بلکه شورایی از طرف صدا و سیما برای نظارت بر ریاست جمهوری است”.

بیژن نوباوه در واکنش به این انتقادات گفته است: “متأسفانه آقای آشنا از حداقل اطلاعات درخصوص عملکرد صد درصد موفق شورای نظارت در تحلیل محتوا و اجرا در عملکرد سازمان صداوسیما که طی ده ها مجلد کارشناسی منتشر شده بی اطلاع است.”

بحث بر سر ‘مشروح مذاکرات’ شورا

آقای نوباوه با ذکر اینکه “به نظر می رسد اعتراض غیر مسئولانه مشاور رئیس جمهور به دلیل عدم تحقق برخی از مطالبات وی از شورای نظارت صورت گرفته”، تاکید کرده که آقای آشنا “دائما اصرار دارد که مشروح مذکرات شورای نظارت در اختیار وی قرار گیرد تا بتواند از آن در جهت اهداف خود استفاده کند”.

انتقاد از “اصرار دائمی” آقای آشنا برای در اختیار داشتن مشروح مذاکرات شورای نظارت بر صدا و سیما، ظاهرا به آن معنی است که نماینده دولت حسن روحانی، امکان دسترسی به متن مذاکرات این شورا را ندارد.

حسام الدین آشنا و بیژن نوباوه، به ترتیب به نمایندگی از دولت و مجلس ایران در شورای نظارت بر صدا و سیما عضویت دارند.

آقای آشنا در بخشی از انتقادات دیروز خود گفته بود که صدا و سیما “علاوه بر بودجه رسمی این سازمان”، مبلغ سنگینی از دولت بودجه اضافی خواسته و برای تامین آن مهلتی دو ماهه تعیین کرده است.

او افزوده بود که مبلغ درخواستی، “معادل بودجه یک سال صداوسیما” بوده و عزت الله ضرغامی رئیس رادیو – تلویزیون سراسری ایران، در نامه ای به رئیس جمهور خواستار تامین آن شده است.

مشاور رئیس جمهور ایران توضیح بیشتری در مورد ماهیت این بودجه “غیر رسمی” و علت مطالبه آن نداده بود. بیژن نوباوه نیز در سخنان امروز خود، اشاره ای به این قسمت از اظهارات حسام الدین آشنا نکرده است.

شورای نظارت بر صداوسیما، مسئول ارائه گزارش عملکرد رادیو – تلویزیون سراسری ایران به رهبر جمهوری اسلامی است.

در این شورای شش نفره، هر یک از قوای مقننه، مجریه و قضاییه دارای دو عضو هستند و اکثر اعضای فعلی آن را محافظه کاران تشکیل می‌دهند.

No responses yet

Feb 26 2014

ورود داريوش اقبالی به دور جديد درگيری‌های دايی و مايلی کهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی

رادیوفردا: بامداد سه‌شنبه ششم اسفندماه، بينندگان برنامه تلويزيونی ۹۰ نام داريوش خواننده سرشناس ايرانی مقيم آمريکا را شنيدند. محمد مايلی کهن که روی خط برنامه آمده بود گفت که اهل جانماز آب کشيدن نيست، قبل از انقلاب و پس از آن، داريوش را دوست داشته است.

نام داريوش، در دل دور جديد درگيری‌های لفظی علی دايی و محمد مايلی کهن مطرح شد. علی دايی قبل از بازی با صبا گفته بود: «مايلی کهن قبل و بعد از انقلاب تيپ و قيافه‌اش را تغيير داد، خوب است من هم تی‎شرت باشگاه فوتبال کاليفرنيا که روی آن نوشته USA بر تن کنم؟»

مايلی کهن هم در برنامه ۹۰ گفت: «آن عکس من برای ۳۷ سال پيش است که با مرحوم صفر ايرانپاک، خلعتبری. حاج رحيمی‌پور و جمشيدی هستيم. روی پيراهنم هم نوشته: دانشگاه کاليفرنيای آمريکا. چه اشکالی دارد؟ نظام شاهنشاهی بوده و زير بليت آمريکا بوده‌ايم. اما حالا که انقلاب شده چطور؟ دايی وقتی سرمربی تيم ملی بود، بازی تيم ملی مقابل ازبکستان را لغو کرد تا برود آمريکا و تابعيت آمريکا را بگيرد.»

درگيری اين دو به سال‌ها قبل و دوران سرمربيگری مايلی کهن در تيم ملیبرمی‌گردد . وقتی مایلی کهن برای اولين و آخرين بار، دايی را در يک بازی روی نيمکت نشاند و اتفاقاً در همان بازی نيز به ميدان فرستاد؛ ديدار با سوريه. او در دقيقه ۴۳ با بيرون کشيدن محسن گروسی، دايی را در ترکيب قرار داد. جرقه‌های آغازين اختلاف، از همان مسابقه زده شد.

تنش بين دايی و مايلی کهن، چند مرتبه به دادگاه و صدور رای در مراجع قضايی کشيده شده است. بارها در نشست‌های خبری قبل و بعد از بازی‌ها به هم حمله کرده‌اند و حتی در ديدار رو در روی تيم‌هايشان نيز درگير شده‌اند. مايلی کهن در ابتدای فصل از گزينه‌های سرمربيگری پرسپوليس بود، نيمکت سرخپوشان اما برای دومين بار نصيب دايی شد تا آتش اختلافات که مدتی فرونشسته بود، باردیگر شعله‌ور شود.

دايی در بخشی از اظهاراتش پيرامون مشکلات مالی پرسپوليس گفته بود، برخی که استعداد دارند مثل ليونل مسی می‌شوند و عده‌ای هم کارگر شهرداری. مايلی کهن در واکنش به اين مصاحبه، در بازی ملوان و استقلال با لباس رفتگران وارد ورزشگاه ‌شد.

او در اين باره گفت: «دستمزد اين افراد حتی حقوق يک ثانيه از ما نيست ولی متاسفانه دچار تکبر شده‌ايم که حتی به اين عزيزان بی‌احترامی کرديم. اگر من و امثال من به جايی رسيديم به خاطر پول نخورده اين زحمتکشان است، ولی برای آنها گردن کلفتی می‌کنيم.»

دايی هم پاسخ داد: متاسفانه درباره صحبتم در خصوص کارگران شهرداری حرکت عوام فريبانه صورت گرفته. فاصله طبقاتی عين واقعيت است. يک نفر ۵۰۰ هزار تومان حقوق می‌گيرد و يک نفر هم بالای ۱۰۰ ميليون. من به هيچکس توهين نکردم.

دايی همچنين گفت مايلی کهن برای مربيگری در ماهشهر ۸۰۰ ميليون تومان خواسته بوده است. مايلی کهن هم با تکذيب اين موضوع، خواستار روی خط آمدن مسئولانی شد که قبلاً با آنها کار کرده است. محمد مایلی کهن همچنين گفت: «چطور است من برای پولی که نگرفته‌ام بايد مواخذه شوم اما ايشان که تا همين حالا يک ميليارد و ۴۶۵ ميليون تومان دريافت کرده، می‌گويد پول نگرفته‌ايم؟»

مايلی کهن در ادامه گفت: «آيا اين عادلانه است که مبلغ دريافتی کريم باقری در پرسپوليس با پولی که برادر علی دايی دريافت می‌کند يکسان باشد؟»

عادل فردوسی‌پور هم وعده داد که با توجه به اتمام وقت برنامه، در يک برنامه حضوری شنونده صحبت‌های دو طرف باشد. مايلی کهن هم گفت من نمی‌گويم حق با من است، قضاوت را به مردم می‌سپريم.

علی دايی درباره مايلی کهن گفته بود: «کسی که باعث سقوط پنج تيم پيکان، شهرداری، سايپا، و فولاد شده بايد تنديس‌ پنجه طلايی بگيرد. هر تيم ليگ برتری حدود ۱۷ ميليارد تومان ارزش دارد اما هر تيم ليگ يکی دو و نيم ميليارد. برای برنامه‌ای که مصاحبه ايشان را پخش می‌کند متاسفم؛ زيرا ۹۰ درصد حرف‌هايش کذب است. همه ما در يک قايق هستيم. نمی‌شود يک نفر بگويد سهم خودم را می‌خواهم. اما بعضی‌ها واقعاً می‌خواهند قايق را سوراخ کنند.»

محمد مايلی کهن هم گفته است: «خود شما وقت نمی‌گذاری، هميشه با فرزندت سر تمرين می‌آيی، هرگز در دقايق نخست تمرين کنار تيم نيستی، در حين تمرينات به روزنامه‌خوانی مشغول می‌شوی، از رانت خانوادگی استفاده می‌کنی، کسی را سر کار می‌آوری که قبلاً برای آمدن به باشگاه پرسپوليس بايد پول می‌داد اما امروز پول می‌گيرد و در رزومه‌اش هم می‌نويسد مربی پرسپوليس.»

No responses yet

Feb 25 2014

ضرب و شتم محمد نوری زاد توسط ماموران وزارت اطلاعات

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

توانا: محمد نوری زاد ، صبح روز گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد ضرب و جرح قرار گرفت و برای لحظاتی بازداشت شد.

نوری زاد قرار است روز چهار شنبه به شعبه 6 دادگاه انقلاب مراجعه نماید.

وی چندی است در چهارچوب «سفر صلح و دوستی» به استان‌های مختلف کشور از درد و رنج مردم گزارش منتشر می‌کند که این امر خشم وزارت اطلاعات را برانگیخته است.

روایت محمد نوری‌زاد را از این ماجرا بخوانید:

اولین خون

دوشنبه پنج اسفند – روز چهل و دوم

من همیشه برای قدم زدن، لباس راحت می پوشم. اما دیروز تیپ زده بودم چه جور. با کت و شلوار مشکی و کفش چرمی و رخت و لباس مرتب و خلاصه به قول جوانها: توپ. شاید به این دلیل که من چند تا از فیلم های جشنواره را از همانجا و با لباس و کفش راحت رفته و دیده بودم. بعدش که نشستم و اوضاع را ورانداز کردم به خود گفتم: شاید پسندیده نبود. این شد که دیروز کت وشلوار پوشیدم و نو نوار ترین رخت و لباسهایم را به تن کردم.

صورتِ من چسبیده بود به زمین. تعدادی از سنگریزه ها تمایلشان به این بود که از سطح پوست گذرکنند و به قسمت های زیرین داخل شوند. این شدنی نبود مگر این که نازکیِ پوست را بدرند. خوب، دریدند. به همین سادگی. و من با صورتی که یک پرسش کوچک با پوست دریده اش آمیخته بود به اوین برده شدم. پرسشم چه بود؟ این که: من مگر چه می خواهم از شما خوش انصاف ها؟

صبح یکی زنگ زد. همسرم گوشی را برداشت. شما؟ من ” بلند بالا ” هستم. کمی صحبت کرد و به توجیه قضایای دیروزش پرداخت. همسرم کمی که به او گوش کرد گفت: ببیند آقای بلند بالا، من نه وسایلم را می خواهم، ونه می خواهم ممنوع الخروجی ام برطرف شود. اگر راست می گویید که صداقت دارید وسایل مرا و گذرنامه ام را بیاوید دمِ در تحویل دهید. همانگونه که برده اید و می برید.

چهل و پنج دقیقه از قدم زدن های من می گذشت که ” بلند بالا ” آمد و دمِ در ورودی ایستاد و مثل همیشه به من اشاره کرد که به آنجا بروم. با تکانِ دست به او فهماندم که بین ما و شما حرفی نیست. خودش آمد. که بله هیچ دروغی و زد و بندی درکار نبوده و فلان وفلان. گفتم: بنیان اینجا با دروع بالا رفته و اینجور کارها بخشی از طبیعتِ وزارت اطلاعات است. گفت: حکم جلب جدید گرفته اند بیا برویم. گفتم: از رییس قوه ی قضاییه هم حکم گرفته باشند هیچ اعتنایی بدان نخواهم کرد. وگفتم: شماها مگر جنازه ی مرا ازاینجا بردارید و ببرید. برو بگو با گونی بیایند. بگو دوازده نفره بیایند. چون من با پای خودم سوار ماشینشان نخواهم شد.

من، سپید پوش و پرچم به دوش قدم می زدم و اطلاعاتی ها در اطراف من پرسه می زدند و فیلم می گرفتند. آرامش پیش از توفان بود. مراقب اطراف بودم که از پس و پهلو غافلگیرم نکنند. اتومبیل شاسی بلندشان را هم آوردند و خلاصه جنس شان جورشد. بلند بالا پشت در ایستاده بود و از شبکه های ریزِ در، چشم به راه تماشای یک فیلم کوتاهِ پر ازهیجان اما تکراری بود.

رَجَزِ دوازده نفره ی من کارگر نیفتاد. سه نفرآمدند طرف من. که یعنی اندازه ی این پیرمرد همین سه نفر است و نه بیشتر. نخست سرتیمشان که همیشه سربه زیر اما قُدّ است حمله آورد. خود را کشاندم سمت بزرگراه. همانجا مرا زمین زدند و خوابیدند روی سینه ام و دست و پایم را گرفتند. یکی شان رفت تا اتومبیل های بزرگراه را به سمتی دیگر هدایت کند. یکی هم رفت تا دستبند بیاورد. من ماندم و سرتیمِ سربه زیر که روی من افتاده بود و تلاش داشت مرا مهار کنند. تقلایی کردم و دست به گلویش بردم. فریاد کشید و مجتبی را به کمک طلبید. که بیا و پاهایش را بگیر.

سه نفری زور زدند و مرا برگرداند. صورتم برآسفالت بزرگراه نشست. سربه زیر زانویش را بر پسِ کله ام نهاد. سنگ ریزه ها بالای ابرویم را شکافتند و خون بیرون زد. بینی ام نیز با همین مشکل مواجه بود. گرچه تقلای من بیهوده می نمود اما تلاش کردم از ورود سنگریزه ها به آن سوی پوست صورتم جلوگیری کنم. زانویی که سربه زیر برسرم نشانده بود کار را دشوار می کرد. عینکم زیر صورتم مانده بود و هرآن ممکن بود بشکند و صورتم را بشکافد. راننده داد زد: همین را می خواستی روانی؟ با دهانی که به آسفالت خیابان چسبیده بود گفتم: من فردا باز همینجایم.

دستنبد آمد. اتومبیل آمد. جنازه ی سپید پوش را ازجا بلند کردند و به صورت هُل دادند برصندلی عقب. اتومبیل از بزرگراه بیرون رفت و درجایی ایستاد. کمی که هماهنگی کردند، مرا نشاندند. داخل خیابان مجاورِ اطلاعات بودیم. همسایه ها حساس شده بودند. همه را راندند. سربه زیرجلو نشست و فیلمبردار کنار من و آنکه مرا روانی خطاب کرده بود رفت پشت فرمان. اتومبیل به حرکت درآمد و از دمِ درِ شمالی وزارت به بزرگراه پیوست. به سربازنگهبان دمِ در لبخندی زدم و به اطلاعاتی های داخل اتومبیل گفتم: من فردا اینجایم.

سرتیمِ سربه زیرگفت: ما کاری به خواسته های تو نداریم ما طبق قانون عمل می کنیم. گفتم: حرف قانون را نزن که حالم به هم می خورد. مگر خود تو نبودی که با یک حکم جلب، که تنها برای یکبار جلب اعتبار دارد، سه بار مرا به اوین بردی؟ حرفی برای گفتن نداشت. چه بگوید؟ قانونش جریحه دار شده بود.

از بزرگراه حقانی می گذشتیم که تلفنِ سرتیمِ سربه زیر زنگ خورد. به مِنّ و مِنّ افتاد که: چیزی نشده حاجی فقط کمی … و با دست به پیشانی و بالای ابروانش اشاره کرد. بلند گفتم: بله، به ش بگو چیزی نشده چند تا خراش جزیی است. ظاهراً آنکه پشت خط بود صدای مرا شنید. سربه زیر تلفنش را که خاموش کرد به پهلو چرخید و شمرده شمرده اما محکم به من گفت: تو یاد نگرفته ای تا وقتی از تو سئوالی نشده جواب ندهی؟ و تأکید کرد: این تربیت را به تو یاد نداده اند؟ داد زدم: به تو مربوط نیست که من حرف می زنم یا نمی زنم. تو کارت را انجام داده ای جایزه ات هم در راه است. وگفتم: با همه ی هیاهویت آنقدر شهامت نداری که بگویی ابرویش شکافته خون بیرون زده و بینی اش آسیب دیده و چند جای بدنش خراشیده و پارچه ی سفیدش هم خونی است.

سربه زیر ساکت شد و دم نزد و راننده رادیو را روشن کرد. اینها محکوم به این هستند که یا رادیو قرآن را روشن کنند یا رادیو معارف را. جناب حجة الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای نقوی دامت افاضاته داشت صحبت می کرد. چه می گفت؟ با سوزی که اینجور مواقع به لحن شان می افزایند می گفت: ای مردم، گاهی می بینید یک نگاه حرام یک لقمه ی شبهه ناک بیست سال بعد آثارش ظهور کرده و دودمان یکی را به باد داده. و با سوزی بیشتر ادامه داد: به همین امام هشتم حضرت ثامن الحجج قسم ای مردم همینطور است که می گویم. مراقب نگاهها و لقمه هایتان باشید. صحبت نقوی که تمام شد گفتم: به دزدی های تریلیاردی آقایان هیچ اشاره نکرد که!

رفتیم اوین. عینکم خش برداشته بود و قابل استفاده نبود. با صورت خاک آلود و خونین و پارچه ی سپیدی که به تن داشتم و چند جایش خونی بود به راهروی طبقه ی بالا داخل شدیم. مرا مقابل درِ شعبه ی شش نشاندند. نگاه حاضرینِ در راهرو به هیبت من بود. هم به نوشته های خاک آلود پارچه ی سفید و هم به صورت خونینم. کمی بعد سربازی آمد و خبرآورد که گفته اند برویم پایین. برافروختم و گفتم: قاضیِ شعبه ی شش حکم جلب مرا داده من ازاینجا تکان نمی خورم. اطلاعاتی ها به احتجاج افتادند. قیل و قالشان برایم مهم نبود. سرباز به التماس درآمد که برای من بد می شود اگر ممکن است برویم پایین. به احترام همو رفتیم پایین. وهمان داستان مسخره ی همیشگی تکرار شد.

اطلاعاتی ها نرم و خزنده رفتند و من ماندم با سربازانی که مقابلم نشسته بودند. سه ربعِ بعد برخاستم و به سربازِ پشت میز گفتم: اینها اجازه ندارند مرا اینجا نگه دارند تا شب شود و آزادم کنند. ظاهراً من نباید از جا برمی خاستم اما برخاسته بودم. دو سرباز برای مهار من پیش دویدند. درهمان حال لگدی به یکی از درها که باز بود زدم و داد زدم این کارشان غیرقانونی است. آن دری که با لگد بازش کردم، اتاق کسی بود که نمی دانم مسئولیتش چه بود اما سربازان با هربار عبور او برایش بپا می خاستند و احترامش می کردند. لگد های بعدی را به درهای دیگر و به میز سربازان کوفتم.

از اتاقِ لگد خورده مردی بیرون آمد و به من گفت: خبردادم الآن می آیند. سربازی که مسئول نگه داری من بود از من قول گرفت که تکان نخورم تا برود و اوضاع را به دفتر شعبه ی شش بگوید. کمی بعد با مسئول دفتر شبعه ی شش که همیشه دمپایی به پا و لخ لخ کنان در رفت و آمد است، پایین آمد. که برویم بالا. رفتیم بالا. به اتاقی که قاضی شمالیِ شعبه ی شش درآن بود. عده ای نیز مهمانش بودند.

قاضیِ شمالی به صورت من نگاه کرد و با تعجب و افسوسی تصنعی گفت: اوه اوه چه کسی شما را به این روز انداخته؟ گفتم: من معمولاَ به پرسش های بی دلیل پاسخ نمی دهم. وگفتم: تقصیر شماست که درجایگاه قانونی نشسته اید و رفتارغیرقانونی انجام می دهید. به کنایه و با همان لهجه ی شیرین شمالی اش گفت: همه تقصیرها با من است شما راست می گویید. گفتم: برای چه دست به دست اطلاعاتی ها داده اید؟ مگرنه این که شما باید مستقل باشید؟ چرا از یک حکم جلبِ مستعمل چند باره استفاده کردید و مرا به اینجا کشاندید؟ این کار شما غیرقانونی هست یا نیست؟ گفت: هست . بله غیرقانونی است.

گفتم: من می توانم از شما شکایت کنم. خیالش از بیهودگیِ شکایت من راحت بود. گفت: برای شکایت باید بروید دادگاه انتظامی قضات. گفتم: آن حکم جلبِ تقلبی را به من بدهید تا از شما شکایت کنم. چهره اش را به تعجب آلود و گفت: من مدرک به شما بدهم علیه خودِ من ازش استفاده کنید؟ گفتم: اگر درکارتان درستی بود حتماً اینکار را می کردید. گفت: کجاست آدم درست؟ گفتم: شما چرا خود را ذلیل این اطلاعاتی ها کرده اید؟ مگر نه این که شما باید مستقل باشید؟ گفت: اگر قاضی مستقل پیدا کردی سلام مرا به او برسان. من قاضیِ دادسرا هستم. یک قاضیِ دادسرا مگر می تواند مستقل باشد؟

حرف زدن با او بیهوده بود. او، مأمور کاری بود که باید انجام می شد. گفت: فردا بیا تا من تکلیف شما را یک سره کنم. گفتم: همین حالا یکسره کنید. گفت: نه، باید با یکی دو نفر مشورت کنم. قرار شد امروز سه شنبه بین ساعت نه و ده پیشش بروم تا تکلیفم را روشن کند.

پارچه ی سفید را از تن درآوردم و زدم بیرون و با یک اتومبیل کرایه رفتم طرفِ قدمگاه. هنوز تا غروب کلی راه بود. در آینه ی راننده به صورت خود نگریستم. عجب مخوف اما خنده دار شده بودم: خاک و خون و زخم و ژولیدگی. مقابل درشمالیِ اطلاعات از اتومبیل پیاده شدم. سفید پوشیدم و پرچم به دوش رفتم به سرنگهبانِ متعجب گفتم: به اینها بگو تلفن و عینک مرا بیاورند. رفت تا خبر بدهد. ومن، شروع کردم به قدم زدن. با صورتی که خونی بود و پارچه ی سفیدی که به خاک و لکه های خون آغشته بود.

یکی از مأموران حفاظت فیزیکی از پژوی 206 پیاده شد و آمد درکنارمسیرمن ایستاد و به صورت من نگاه کرد. اعتنایی به او نکردم. احتمالاً از او خواسته بودند میزان آسیب صورت مرا رصد کند. همو رفت کمی آنسوتر و گزارش داد. که یعنی این بابا صورتش ازاینجاها خونی است و با همین شکل و شمایل دارد قدم می زند. رهگذران حالا علاوه برنوشته های پارچه ی سفید، به صورتم نیز نگاه می کردند. آنچنان با استحکام قدم می زدم که گویا هر قدمم، کلنگی است بر بیخ قلعه یِ بظاهر محکم اما پوک تباهی.

غروب شد. خورشید رفت و نورش را از ما دریغ کرد. تلفن را آوردند اما عینک توی ماشینشان بود قرار شد امروز تحویلم بدهند. پارچه ی سفید را از تن درآوردم و کت وشلوار خاکی ام را تکاندم. اصلاً صلاح نبود با آن شکل و شمایل به افتتاحیه ی تئاتر آقای محمد رحمانیان بروم. از چند روز پیش مرا به حضور در آن افتتاحیه دعوت کرده بود. به ایشان و به همسر خوبشان سرکار خانم مهتاب نصیرپور ارادت ویژه ای دارم. دو زوج خوبِ هنری. بی هیچ حاشیه و قیل و قالی. چه خوب که آن دو مرا با آن شکل و شمایل نمی دیدند. همانجا رو به تالار وحدت ایستادم و دست برسینه نهادم و سلامشان گفتم و پوزش خواستم.

محمد نوری زاد

ششم اسفند نود و دو – تهران

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .