اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'درگیری جناحی' Category

Aug 14 2015

«بازرس ویژه» ریاست جمهوری مامور پیگیری پرونده زمین‌خواری شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: به گفته یک نماینده مجلس ایران، معاون اول حسن روحانی یک «بازرس ویژه» را مامور پیگیری پرونده زمین‌خواری میلیاردی در گردنه حیران کرده است.

کمال‌الدین پیرموذن، نماینده شهر اردبیل در مجلس روز ۲۳ مرداد در گفت‌وگو با ایسنا با اعلام این خبر گفت که «فعالیت‌هایی برای برخورد با متخلفان و حفظ و صیانت محیط زیست گردنه حیران با تحقیق و تفحص از مسئولان آستارا و منطقه در حال انجام است.»

از سوی دیگر پنج‌شنبه شب دادستان کل ایران به همراه دو نماینده مجلس با حضور در یک برنامه تلویزیونی به بررسی ابعاد زمین‌خواری میلیاردی در گردنه حیران پرداختند.

در این برنامه ابراهیم رئیسی،‌ دادستان کل ایران با بیان این که در رابطه با موضوع زمین خواری تنها بحث منطقه حیران مطرح نیست، گفت:«ما در حال حاضر در دماوند، تهران و بخش‌های مختلف دیگر نیز شاهد این گونه اقدامات هستیم.»

آقای رئیسی در ادامه با اعلام اینکه صورت قاطع با متخلفین برخورد خواهد شد، افزود: «جای هیچ گونه اغماض با افراد زمین خوار و افراد متجاوز نسبت به قانون نیست؛ بنای ما این است که در هر پرونده زمین خواری علاوه بر برخورد با زمین خواران با مسئولین مقصر در این رابطه نیز برخورد شود.»
بحث ما این است که ۱۰۰ هکتار از زمین‌های این منطقه که جزو کاربری زراعی است، توسط متخلفین با قیمت نازلی خریداری شد و آنها با استفاده از نفوذشان در آن جا ساخت و ساز کردند بدون این که مجوز و پروانه اخذ کنند.
نماینده آستارا در مجلس

​​

همچنین صفر نعیمی نماینده آستارا در مجلس نیز در رابطه با زمین خواری صورت گرفته در منطقه حیران گفت: «جای تاسف است که این تخلفات با چشم پوشی و همراهی مسئولین وقت شهرستان آستارا صورت گرفته و متخلفین نیز سود کلانی به جیب زدند.»

آقای نعیمی در ادامه اعلام کرد:‌ «بحث ما این است که ۱۰۰ هکتار از زمین‌های این منطقه که جزو کاربری زراعی است، توسط متخلفین با قیمت نازلی خریداری شد و آنها با استفاده از نفوذشان در آن جا ساخت و ساز کردند بدون این که مجوز و پروانه اخذ کنند.»

این نماینده مجلس همچنین در پاسخ به این سئوال که آیا هیچ گونه مجوزی توسط این افراد اخذ شده است، گفت: «یک سری پروانه‌ها صادر شده اما بدون این که از مراجع ذی‌صلاح استعلام شود و این پروانه‌ها را مسئولین وقت با نفوذی که داشتند صادر کرده‌اند.»

چند روز پیش در آخرین نشست ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی، پرونده یک زمین‌خواری میلیاردی در «گردنه حیران» در استان گیلان مطرح شد که در آن نام برخی از نمایندگان سابق مجلس و وزرای دولت قبلی به عنوان متهم به چشم‌ می‌خورد.

در این باره عزت‌الله یوسفیان‌ملا، عضو ناظر مجلس در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گفته بود: «در این پرونده نام برخی از نمایندگان قبلی و همچنین مقامات ارشد دولتی دیده می‌شود که این جای تأسف دارد؛ در زمین‌خواری گردنه حیران، ابتدا اراضی ملی تصرف شده و سپس ساخت و سازهای میلیاردی در آن انجام شده است.»

«حیران» نام روستایی ییلاقی در شهرستان آستارا واقع در استان گیلان است. این روستا در فاصله ۳۰ کلیومتری آستارا قرار دارد.

No responses yet

Aug 13 2015

بیانیه‌ خانواده هاشمی درباره برخی انتقادات

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: پیرو برخی انتقادات نسبت به انتشار فیلم خداحافظی آیت الله هاشمی رفسنجانی با فرزند خود، پیش از معرفی به زندان اوین، خانواده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با انتشار بیانیه‌ای نسبت به این انتقادات واکنش نشان داد.

به گزارش ایسنا در بخشی از متن بیانیه خانواده آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به اظهارات مقامات قضایی آمده است: گرچه درباره این حکم و چگونگی طی مراحل دادرسی و تعیین قاضی و تعیین حکم، سخن بسیار وجود دارد، اما همانگونه که آیت الله هاشمی تصریح کردند بدلیل پرهیز از ایجاد تنش و حاشیه در کشور در آستانه اجرای توافق هسته ای، سکوت اختیار می کنند و خانواده آیت‌الله هاشمی نیز به تاسی از ایشان مهر سکوت بر هزاران نکته و سخن ناگفته درباره این پرونده می‌زند.

No responses yet

Aug 13 2015

صادق خرازی؛ اصلاح‌طلب یا دیپلمات قاچاقچی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: اگر خرازی می‌دانست که در دوره ماموریت‌های دیپلماتیک او، عده‌ای به دشمن «گرا» می‌دادند، چرا آن‌ها را معرفی نکرد؟ و اگر آقایان ابطحی و رمضان‌زاده مطلع بودند که امثال خرازی در حال تاراج میراث فرهنگی کشور هستند، چرا اقدام قانونی نکردند؟

سید محمدصادق خرازی موسس حزب اصلاح‌طلب ندای ایرانیان، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی و مشاور سیدمحمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری‌اش، از سوی برخی چهره‌های جناح موسوم به اصلاح‌طلب، به قاچاق نسخ خطی کتاب‌های قدیمی و «زیرخاکی» متهم شد.

خرازی در مصاحبه‌ای گفته بود: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بدو بیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهان مذاکره کرده و ‌گرا داده است».

در پی این سخنان، عبدالله رمضان‌زاده، سخن‌گوی دولت دوم خاتمی، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت: «به نظر شما لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب‌های قدیمی در جیب کیست؟!».

پس از او، محمدعلی ابطحی، رییس دفتر، معاون و مشاور خاتمی در دوران ریاست جمهوری، نوشت: «صادق خرازی در ادامه حرف های شیرین و متناقضش گفته که لیست اصلاح طلبانی که به دشمن گرا می‌دادند را در جیبش دارد. از این شیرین‌زدن‌ها قبلا هم در گفته‌هایشان بود. عبدالله رمضان زاده در این رابطه نوشته لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب های قدیمی در جیب کیست. البته قاچاق زیر خاکی [4] هم اضافه کنید راه دوری نمی‌رود».

اتهام‌زنی چهره‌های مهم دولت خاتمی علیه یکدیگر، این سوال را به وجود می‌آورد که اگر واقعاً صادق خرازی می‌دانست که در دوره ماموریت‌های دیپلماتیک او، عده‌ای به دشمن «گرا» می‌دادند، چرا آن‌ها را معرفی نکرد؟ و اگر به راستی آقایان ابطحی و رمضان‌زاده مطلع بودند که امثال خرازی در حال تاراج میراث فرهنگی کشور هستند، چرا اقدام قانونی نکردند؟

No responses yet

Aug 10 2015

حسام‌الدین آشنا در سخنرانی روز خبرنگار: صداوسیما برای مصوبات شورای نظارت ارزشی قایل نیست/ به اسم بودجه دفاعی رسانه‌های گرانقیمت تاسیس می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

ایلنا: مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور در نخستین نشست روزنامه‌نگاران نیازهای حرفه‌ای مسائل اجتماعی گفت: اساسا رسانه‌ها دو وظیفه نظارت بر قدرت و نظارت بر جامعه را به صورت همزمان برعهده دارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ حسام‌الدین آشنا با بیان اینکه قدرت و جامعه همزمان تلاش می‌کنند بر رسانه‌ها نظارت کنند؛ افزود: برای همین وظیفه نظارتی رسانه‌ها بسیار دشوار است چنانچه مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که همواره رابطه طولانی از کشمکش و چالش رسانه‌ها برای انجام وظایف نظارتی وجود داشته است.

نماینده دولت در شورای نظارتی صداوسیما با بیان اینکه طبیعی است که قدرت در برابر رسانه‌ها نظارت‌گریز باشد؛ تفاوتی هم ندارد که این قدرت سیاسی یا اقتصادی باشد؛ افزود: البته قدرت سیاسی برای فرار از اعمال وظیفه نظارتی رسانه‌ها از راه اعمال فشار رسمی و غیررسمی استفاده می‌کند مانند روزنامه‌نگارانی که در نتیجه اعمال قدرت سیاسی خانه‌نشین شده؛ به حبس افتاده یا حتی جان خود را بر سر انجام رسالت رسانه‌ای خود از دست دادند.

آشنا افزود: در مقابل قدرت‌های اقتصادی از ابزارهای پیچیده‌تری برای جلوگیری از انجام وظیفه نظارتی رسانه‌ها استفاده می‌کنند. در واقع قدرت‌های اقتصادی این توان را دارند تا از راه‌های غیرمستقیم بر خبرنگار، دبیر سرویس و مدیر مسئول رسانه فشار بیاورند و آنها تطمیع یا تهدید کنند.

وی از ابزار آگاهی تبلیغاتی به عنوان یکی از راه‌ها یاد کرد و افزود: قدرت‌های اقتصادی از این راه‌ها می‌کوشند مانع از انجام وظیفه نظارتی رسانه‌ها شوند. به عنوان مثال قدرت‌های اقتصادی تصمیم می‌گیرند برای تطمیع یک رسانه در اختیارش آگهی قرار دهند یا با قطع آگهی‌های تبلیغاتی؛ از ابزار تهدید برای محدود کردن یک رسانه استفاده کنند.

وی ادامه داد: رسانه‌ها علاوه بر دشواری‌هایی که برای نظارت بر قدرت دارند؛ برای انجام نظارت بر جامعه نیز با مشکلات جدی روبرو هستند.

وی با بیان اینکه انتقاد از دولت و قدرت‌های سیاسی و اقتصادی به مراتب سهل‌تر از انتقاد از جامعه و فرهنگ‌های حاکم بر آن است؛ گفت: انتقاد از فرهنگ یک رسانه می‌تواند به تکفیر آن رسانه و گردانندگان رسانه منجر شود. چه بسیار مواقع که رسانه‌ها در نهایت به‌جای اعمال نظارت بر جامعه؛ به بلندگویی برای بازتولید افکار حاکم بر آن جامعه تبدیل می‌شوند و در نتیجه نمی‌توانند به وظیفه نظارتی خود و درنهایت توسعه جامعه کمک کنند.

مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور افزود: کم نیستند مواردی که در آن یک رسانه به دلیل اتخاذ یک موضع‌گیری خاص در جامعه تکفیر شدند اما تنها بعد از چند سال همان موضع‌گیریهای انتقادی به سکه‌ی رایج جامعه تبدیل می‌شود.

به باور آشنا؛ در نهایت این کارکنان رسانه‌ها هستند که درنتیجه انجام وظایف نظارتی خود بر قدرت و جامعه و اتخاذ مواضع انتقادی به‌جا؛ هزینه می‌پردازند.

وی با بیان اینکه حتی ممکن است رسانه‌ها به ابزاری برای بازگویی سخنانی خاص تبدیل شوند؛ افزود: این اتفاق در کشور ما بی‌سابقه نیست چنانچه به اسم بودجه دفاعی کشور؛ هزینه‌ها صرف تاسیس و نگهداری رسانه‌های گرانقیمتی شده است که صرفا برای مقابله با فعالیت نظارتی رسانه‌ها احداث شده‌اند.

وی با بیان اینکه باید به این پرسش پاسخ داد که چرا در چنین فرآیندی رسانه‌هایی که قصد دارند به وظیفه نظارتی خود به درستی عمل کنند؛ به دشمن تبدیل می‌شوند و برای مقابله با آنها از محل بودجه دفاعی کشور منابع مالی تخصیص داده می‌شود؛ گفت: البته این وضعیت بسته به تفاوت تکنولوژی خرد و کلان بودن مخاطبان رسانه و رابطه‌اش با قدرت متفاوت است.

آشنا با یادآوری اینکه در هشت سال گذشته برخی رسانه‌های خاص در مقابل تبعات تحریم‌ها بر زندگی مردم سکوت کامل کرده بودند و هیچ حرفی نمی‌زدند؛ افزود: با تغییر فضا و زمزمه‌هایی برای برداشته شدن تحریم‌ها از زندگی مردم و دردسرهایی که ایجاد شده؛ همان رسانه‌های خاص به کارشناس حقوقی و مسائل هسته‌ای تبدیل شدند و سعی کردند تا با این جریان بر افکار عمومی تاثیرگذار باشند.

مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور با بیان اینکه در مورد مطبوعات توان نظارتی شورای نظارت بر مطبوعات بسیار بالاست و احکام آن به‌ویژه درمورد روزنامه‌های ضعیف وابسته به بخش خصوصی به شدت هرچه تمام اعمال می‌شود؛ افزود: درمقابل این وضعیت مشاهده می‌کنیم که شورای نظارت بر صداوسیما نمی‌تواند به وظایف نظارتی خود بر این سازمان به درستی عمل کند.

وی با یادآوری اینکه یکی از اصول قانون اساسی به‌صورت مشخص به سازمان صداوسیما اختصاص دارد؛ افزود: با وجود این شفافیت و صراحت قانونی اما شورای نظارت بر صداوسیما نمی‌تواند به‌طور جدی به وظیفه قانونی خود عمل کند.

نماینده دولت در شورای نظارتی صداوسیما با یادآوری اینکه در این شورای نظارتی نمایندگانی از هر سه قوه قانونگذاری، مجریه و قضایی هستند؛ افزود: با این نظارت در عمل می‌بینیم که صداوسیما نه تنها برای مصوبات این شورا ارزشی قائل نیست بلکه از روابط عمومی این سازمان حاضر به پاسخگویی ساده در مقابل این شورا نیست

No responses yet

Aug 07 2015

شکایت وزارت ارشاد از روزنامه وطن امروز

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: وزارت ارشاد از روزنامه وطن امروز به دلیل انتشار نامه محرمانه این وزارتخانه به رسانه‌ها شکایت کرده است. این نامه محرمانه حاوی دستورالعمل‌هایی در باره نحوه پوشش خبری و تحلیلی توافق هسته‌ای وین است.

وزارت ارشاد از روزنامه وطن امروز به اتهام “انتشار اسناد دولتی و محرمانه” شکایت کرد. سایت خبری “ناطقان” که گرایش‌هایی نزدیک به دولت دارد با انتشار این خبر نوشته است که شکایت وزارت ارشاد روز ۱۲ مرداد تسلیم دادسرای عمومی و انقلاب تهران شده است. دلیل شکایت، اقدام وطن امروز در انتشار نامه محرمانه وزارت ارشاد به مدیران رسانه‌ها در باره نحوه پوشش اخبار و تحلیل‌های مربوط به مذاکرات هسته‌ای و توافق به دست‌آمده، عنوان شده است.

نامه محرمانه یادشده که حاوی دستورالعمل‌هایی در ممانعت از مخالفت با توافق هسته‌ای وین است به طور تلویحی رسانه‌های مخالف دولت در جناح اصولگرا را نشانه رفته بود که به شدت‌های متفاوتی با توافق هسته‌ای مخالفند.

بیشتر بخوانید: ادامه جنجال بر سر “دستور‌العمل هسته‌ای” وزارت ارشاد

در این نامه از رسانه‌ها خواسته می‌شود که از انتشار مطالبی که حاوی تردید در باره “دستاوردهای مذاکرات هسته‌ای” باشند یا دو دستگی و تقابل در دیدگاه‌های “مقام‌های عالی‌رتبه نظام” را “القا” کنند، بپرهیزند.

توقیف و تذکر

بحث و جدل‌های زیادی در رسانه‌ها و فضای مجازی در باره این نامه محرمانه درگرفت و شماری از نمایندگان اصولگرای مجلس از وزارت ارشاد در باره آن توضیح خواستند. این بحث درگرفت که آیا اصولا چنین دستورالعمل‌هایی با آزادی رسانه‌ها مغایر نیست و آیا صدور آنها برای رسانه‌ها در حیطه اختیارات وزارت ارشاد است یا جزء اختیارات نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی.

هیئت نظارت بر مطبوعات در هفته گذشته هفته‌نامه “۹ دی” متعلق به حمید رسایی، از نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری را به دلیل انتشار مطالب تند و انتقادی در باره توافق هسته‌ای وین توقیف کرد و پرونده آن را به دادگاه ارجاع داد. روزنامه کیهان و سایت رجاءنیوز هم به دلایل مشابه تذکر گرفتند.

بیشتر بخوانید: ادامه جنجال بر سر “دستور‌العمل هسته‌ای” وزارت ارشاد

روزنامه وطن امروز از روزنامه‌های شدیداَ تندرو در جناح اصولگرا به شمار می‌رود که برخی به نزدیکی به همراهان محمود احمدی‌نژاد مشهور است. این روزنامه در دی ماه ۱۳۹۲ نیز پس از توافق مقدماتی ژنو در پرونده هسته‌ای، صفحه اول خود را سیاه و سفید کرد و برای گزارش خود تیتر “هولوکاست هسته‌ای” را انتخاب کرد. در دی ماه گذشته نیز تیتری که این روزنامه در باره فوت پادشاه عربستان به کار برد (“خبر مرگش”) مغایر با مصوبات شورای عالی امنیت ملی تشخیص داده شد و تذکر هیات نظارت مطبوعات را در پی آورد.

No responses yet

Aug 07 2015

فرزند مهاجرانی: در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی کارکردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

روز: خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چند روز پیش گزارشی منتشر کرد که در آن یکی از فرزندان عطاءالله مهاجرانی، وزیر سابق ارشاد، متهم به نقش داشتن در ماجرای خرید یک دکل قدیمی در وزارت نفت شده بود. فارس نامی از فرزند مهاجرانی نبرده بود، اما اشارتی مانند فرزند “زینت‌الوزرای اصلاحات” در گزارش،پاسخ محسن مهاجرانی را در پی داشت.

ماجرا از آنجا آغاز ‌شد که افشاگری بیژن نامدار زنگنه درباره دکل نفتی گم‌شده در دوره احمدی نژاد، واکنش راستگرایان را به دنبال آورد و حالا آنها نیز به افشاگری در مورد دوره‌های قبل روی آورده‌اند.

در گزارش این خبرگزاری با اشاره به نقش “شرکت تاسیسات دریایی” و فردی با نام رضا مصطفوی طباطبایی، و ارتباط او با فرزند شاپور بختیار، آمده بود: “ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. علاوه بر مدیران سابق و اسبق تاسیسات دریایی، پای دو مهره کلیدی دیگر نیز به ماجرای دکل گمشده باز شده است: یک آقازاده و یکی از مدیران فعلی وزارت نفت. مدیران وقت شرکت تاسیسات دریایی که خریدار دکل گمشده بوده‌اند مدعی هستند شرکت فروشنده دکل را این ۳ نفر یعنی طباطبایی، «آقازاده زینت‌الوزرای اصلاحات» و مدیر نفتی فعلی به آنها معرفی کرده و واسطه‌گری اولیه این قرارداد را این 3 نفر بر عهده داشته‌اند.”

خبرگزاری فارس با انتشار متنی که ادعا می کرد قرارداد بین فرزند مهاجرانی و شرکت تاسیسات دریایی است، نوشته بود: “مهم‌ترین و سودآورترین بخش این قرارداد مربوط به حق‌الزحمه مشاوره در پروژه‌های دولتی و غیر دولتی در زمینه خرید و فروش نفت خام، فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی،فروش انواع کالا، تجهیزات و قطعات است که ۴۰ درصد از سود خالص آن به آقازاده یاد شده می‌رسد.[…] بر اساس این قرارداد ۳۰۰ میلیون تومان به صورت علی‌الحساب و برای شروع خدمات یاد شده از سوی دلال مشهور دکل‌های نفتی به آقازاده یاد شده پرداخت شده است.”

در این گزارش به بند هفتم قرارداد مزبور هم اشاره شده بود که شرایط غیرمترقبه از جمله “جنگ، شورش، سیل، زلزله، آتش‌سوزی، شیوع بیماری‌های مسری، اعتصاب عمومی، تغییر نظام سیاسی، حکومت، دولت و…” را در نظر گرفته بود.

اما پیش از فارس، روزنامه جوان، وابسته به سپاه پاسداران با انتشار گزارشی درباره دکل نفتی گم‌شده، اولین بار پای فرزند مهاجرانی را به این ماجرا کشانده و نوشته بود: “یكی از مدیران ارشد فعلی وزارت نفت كه پیش از تغییر دولت همكاری هایی را با رضا مصطفوی طباطبایی و محمد مهاجرانی فرزند عطاءالله مهاجرانی داشته است، پس از تغییر دولت به سمتی مهم و استراتژیك در وزارت نفت منصوب شد. این مدیر نفتی كه در ماجرای خرید دكل فورچونا از شركت دین تركیه نقش آفرینی كرده و امضای وی در كنار امضای طباطبایی و محمد مهاجرانی دیده می‌شود، رابطه نزدیكی با قمارباز كرسنتی داشته و مشخص نیست حضور وی در این سمت به چه دلیل است.”

پس از آن خبرگزاری نسیم، یکی دیگر از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران، گفتگویی با مسعود میرکاظمی وزیر اسبق نفت و عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی منتشر کرد که وی در آن از نقش فرزند مهاجرانی در دلالی نفتی سخن گفته بود.

مسعود میرکاظمی تاکید کرده بود: “در زمان مدیریت آقای زنگنه بر وزارت نفت در دوران اصلاحات که شرکت تاسیسات دریایی هم هنوز واگذار نشده بود، یک فساد بزرگ در ماجرای خریداری یک دکل انجام شده که دانستن جزئیات آن بسیار تامل برانگیز است. در آن زمان که آقای سلطان‌پور مسئولیت شرکت مدیریت تاسیسات دریایی را بر عهده داشتند که امروز هم همه کاره صنعت نفت هستند، یک دکل خریداری شد که اصطلاحا غیر قابل استفاده و آهن پاره بود. دلال این دکل فردی به نام مهاجرانی بوده که فرزند وزیر اسبق ارشاد است و با توجه به غیر قابل استفاده بودن این دکل، دکل مذکور چندین سال در بندر شارجه باقی می ماند و کشور برای نگهداری این دکل ۶ تا ۷ میلیون دلار هم هزینه به اماراتی ها پرداخت کرده است.” او اضافه کرده بود: ” مسئولان شرکت تاسیسات دریایی اخیرا اعلام کردند که ما این دکل را سه تا ۵ میلیون دلار هم قیمت گذاری کردیم ولی هیچ خریداری پیدا نشد، بنابراین مسئولان قوه قضاییه باید ماجرای این دکل را پیگری کنند، زیرا مسئول خریداری آن امروز همه کاره صنعت نفت است.”

این سخنان بالاخره واکنش سید محمد محسن مهاجرانى را برانگیخت. او دیروز با انتشار نامه‌ای خبر داد که از “مفتریان و به طور خاص وزیر نفت دولت پاکدست سابق” شکایت خواهد کرد. به گزارش خبرگزاری ایلنا، در این نامه آمده است: “مدتی است در رسانه‌های کشور، به اشاره یا گاه به تصریح از اینجانب نام می‌برند و مرا متهم به نقش داشتن درسوءاستفاده در معامله دکل نفتی گمشده می‌نمایند. […] این هم راه و رسم ویژه کشور ماست که اتهامی بدون این که در دادگاهی بررسی و یا حکمی صادر شده باشد، در معرض افکار عمومی قرار می‌گیرد، رسانه‌ای می‌شود، فرد و یا بستگان او در رسانه‌ها با انواع انگ‌ها و اتهامات رنگ و وارنگ مواجه می‌شوند و مجالی برای دفاع باقی نمی‌ماند.”

در ادامه این نامه آمده : “اینجانب سید محمدمحسن مهاجرانی اعلام می‌کنم که کلیه فعالیت‌های اقتصادی من در چارچوب قوانین تجاری جمهوری اسلامی ایران بوده است. اینجانب تمامی اتهامات مطرح شده در رسانه‌ها پیرامون هرگونه نقش مستقیم یا غیرمستقیم در دکل گم شده را تکذیب می‌کنم.”

اکنون چند هفته‌ای است که نام عطاءالله مهاجرانی و فرزندان او در صدر اخبار اقتصادی ایران نشسته است. چندی پیش با انتشار اسناد محرمانه دولت عربستان در سایت افشاگر ویکی‌لیکس، مشخص شد که مهاجرانی برای ادامه تحصیل فرزندش، علی مهاجرانی، بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ مبالغی از عربستان سعودی دریافت کرده است. او پس از انتشار این اسناد، به بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که “در زمان مناسب در مورد آنچه ویکی‌لیکس منتشر کرده پاسخ می‌دهد.” چند روز بعد، جمیله کدیور، همسر عطاءالله مهاجرانی طی نوشته‌ای ادعا کرد که حملات به مهاجرانی از جانب “طرفداران و جیره بگیران رسمی و غیر رسمی اسراییل” انجام شده است. او معتقد بود: “طبیعی است که پاسخ مستدل و نقد کارشناسانه مهاجرانی به مصاحبه نتانیاهو و سیاست‌های تجاوزطلبانه اسراییل در بی‌بی‌سی هزینه‌های خاص خود را دارد.”

جمیله کدیور، درباره این بورسیه هم گفته بود: “کسانی که چند کلاس درس اکابر خوانده باشند می‌دانند که بورسیه شدن یک جوان که همواره در تمام مقاطع تحصیلی نمرات ممتاز داشته برای تحصیلات دکترا امری بسیار متداول و معمول است و نیازی به درخواست پدر ندارد و بورسیه شدن بخودی خود نشانه هیچ چیز نیست.” گفتنی است که مهاجرانی خود در اینباره سکوت کرده و تاکنون “زمان مناسب” برای پاسخ‌گویی را پیدا نکرده است.

No responses yet

Aug 06 2015

چگونه صالحی و خامنه‌ای، تیم جلیلی را دور زدند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: علی‌اکبر صالحی توضیح می‌دهد که چگونه مذاکرات محرمانه با آمریکایی‌ها در دولت احمدی‌نژاد و با هدایت علی خامنه‌ای شروع شد.

علی‌اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر خارجه پیشین جمهوری اسلامی، گفته است [2] که در زمان تصدی پست وزارت، به دلیل رابطه خوب ایران با عمان، این کشور میانجی مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا شد. وی گفت که این مذاکرات با اطلاع رهبر جمهوری اسلامی و بدون دخالت شورای عالی امنیت ملی، صورت گرفت.

صالحی گفت: «به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت شفاهی رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که این خواسته را رسمی مطرح کنید؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم».

وی در پاسخ به این سوال که آیا نامه دریافتی را به رییس دولت هم دادید، گفت: «خبر دریافت چنین نامه‌ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که به نظر نمی‌رسد مذاکره ایران با گروه ۱+۵ به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم. سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم».

نامه مذکور که از سوی پادشاه عمان امضا شده بود، توسط علی‌اکبر صالحی به علی خامنه‌ای تحویل شد و خامنه‌ای با ذکر این که مخالف مذاکره با آمریکا نیست، شروط خود را اعلام کرد.

به روایت علی‌اکبر صالحی، شرط‌های خامنه‌ای به این شرح بودند: «اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با ۱+۵ بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.»

صالحی گفت که رهبر جمهوری اسلامی با کلیات مذاکره موافقت کرد و به وی ماموریت داد که کار را پیش ببرد. صالحی گفت: «آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی‌خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم».
بنا بر گفته صالحی، شورای امنیت ملی نیز در این مذاکرات نقش نداشت و گفت‌وگوها با نظر شخص خامنه‌ای پیش می‌رفت. وی تاکید کرد: «آمریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم».
در وقفه‌ای که به دلیل انتخابات آمریکا ایجاد شده بود، تیم صالحی «از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی‌ها ردو بدل» می‌کرد که به صورت نامه‌نگاری رسمی نبود و non-paper محسوب می‌شد.

صالحی می‌گوید که در زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز، مدتی گفت‌وگوها متوقف شدند تا دولت جدید سر کار بیاید و مذاکرات ادامه یابد.

وی گفت: «بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت… نامه‌ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد».
بنا بر گفته صالحی، در دولت احمدی‌نژاد و در حالی که سعید جلیلی مشغول مذاکره با قدرت‌های غربی بود، بدون دخالت شورای امنیت ملی، مذاکره اصلی با آمریکا در جریان بود.

متن اصلی از سایت انتخاب:

صالحی: ما به مقصد رسیدیم/ مذاکره کنندگان ما با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

علی اکبر صالحی در گفت وگویی با اشاره به روند مذاکرات هسته ای از آغاز تاکنون گفت: بخش عمده راه طی شده، ما به مقصد رسیدیم و مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

«روزنامه ایران» در ویژه نامه ضمیمه خود با عنوان «از تولد تا توافق» امروز (سه شنبه) 13 مردادماه مصاحبه اختصاصی را از علی اکبر صالحی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در مورد چگونگی روند مذاکرات هسته ای، منتشر کرده است که مشروح آن را در پی می خوانید:

کارنامه ای پر بار دارد؛ از نمایندگی دائمی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی و مشاور وزیر امور خارجه در مسائل بین الملل دولت اصلاحات گرفته تا معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران و وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد. از سال 84 تا 88 هم از طرف سازمان کنفرانس اسلامی، معاونت این سازمان را برعهده داشته و در جده عربستان مستقر بوده است.

در دولت روحانی نیز به سمت معاونت رئیس جمهوری و ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد. استمرار حضور او در مناصب مهم سه دولت با دیدگاه های متفاوت و گاهی متضاد، بیانگر اعتماد نظام به این شخصیت و مواضع غیر جناحی اوست. سکانداری وزارت خارجه طی سال های 89 تا 92 که دیپلماسی ایران تحت شدیدترین فشارهای جهانی قرار گرفت و سپس انتصاب او به ریاست سازمان انرژی اتمی در کابینه یازدهم و سرانجام اضافه شدن او به تیم هسته ای ایران به عنوان کارشناس فنی تیم مذاکره کننده، موجب شده تا کوله باری از تجربه و حرف های ناگفته داشته باشد.

علی اکبر صالحی در گفت و گو با «ایران»، «جعبه سیاه» بخشی از تاریخ ایران را گشود: مذاکرات محرمانه ایران و امریکا که سال 90 آغاز شد و با برگزاری چندین نشست دیپلمات های دو کشور تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 92 ادامه داشت. وزیر خارجه آن زمان ایران، محتوای پیام ارسالی امریکا از کانال عمان، واکنش اولیه خود به این پیام، انتقال خواسته واشنگتن به رهبر معظم انقلاب، چند شرط ایشان برای آغاز مشروط مذاکرات و ناهمراهی برخی مقامات مسئول در اعزام دیپلمات های ایران به عمان، بحث های اولیه مذاکره کنندگان و افت و خیز مذاکرات و… را شرح داد.

ناگفته های او از مذاکرات فنی هسته ای، جدل هایش با وزیر انرژی امریکا، مناسبات شخصی اش با «مونیز» از دیگر سخنان ناشنیده رئیس سازمان انرژی اتمی است. صالحی، هنوز غبار خستگی مذاکرات فشرده توافق «وین» را از تن نزدوده بود و رفت و آمدهای مکرر مقامات به دفترش، از سر شلوغی اش حکایت داشت اما با دقت و حوصله پاسخگوی سؤالات مان شد.

– در دولت یازدهم مقامات بلندپایه دیپلماتیک ایران و امریکا بارها در چارچوب مذاکرات هسته ای به صورت دوجانبه دیدار کردند. این در حالی است که جرقه های اولیه دیدارهای دوجانبه که البته به صورت محرمانه انجام می شد، اواخر دولت دهم زده شد. شما آن هنگام مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار بودید و پیش تر در اشاره ای گذرا خبر داده بودید که مذاکره با امریکا سال 1390 آغاز شد. لطفاً درباره چرایی و چگونگی تمایل به مذاکره دو کشوری که 33 سال قطع رابطه دیپلماتیک داشتند توضیح دهید.

اینجانب از زمانی که پرونده ساختگی هسته ای ایجاد شد، در جریان همه جزئیات این چالش قرار داشتم و به عنوان کسی که قبلاً مسئولیت نمایندگی ایران در سازمان بین المللی انرژی اتمی را عهده دار بود، بر موضوع هسته ای متمرکز شده و به عنوان نمونه با رسانه های بین المللی زیادی درباره این موضوع مصاحبه داشته یا مقاله نوشتم؛ بعدها که به سازمان انرژی اتمی و پس از آن به وزارت خارجه رفتم با توجه به سوابق کاری متوجه شدم ظاهراً کشورهای عضو گروه 1+5 با شیوه ای که در پیش گرفته اند، خیلی دنبال دستیابی به نتیجه نیستند. هربار که تیم مذاکره کننده ایران در مذاکرات حضور می یافت، طرف مقابل، موانع جدیدی را برای ایران ایجاد می کرد و به جای برطرف شدن موانع، یک «مذاکره برای مذاکره» دیگر، به فهرست مطول مذاکرات قبلی، اضافه و کار مذاکره کنندگان ما سخت تر می شد.

– البته طرف مقابل مدعی بود که ایران خیلی در مذاکره جدی نیست و جلیلی را متهم می کردند که به جای مذاکره هسته ای، در نشست ها مسائل غیر مرتبط و شعاری مطرح می کند…
خیر. بنده در جریان بودم که ایران جدی بود. آقای جلیلی خودسرانه کار نمی کرد؛ کمیته های متعددی در شورای عالی امنیت ملی وجود داشت. نمایندگان نهادها و سازمان های مختلف از جمله سازمان انرژی اتمی و وزارت خارجه در این کمیته ها حضور داشتند و موضوعات را مورد بررسی قرار می دادند. آقای دکتر جلیلی در این چارچوب کار می کرد.

– پس معتقدید اراده لازم برای انجام و پیشبرد مذاکره در تیم ایرانی وجود داشت؟
بله. ایران به دنبال رسیدن به نتیجه بود اما در همان برهه به این نتیجه رسیدم که مذاکره همزمان با گروه 1+5 مشکل است، زیرا این گروه تحت ریاست یک کشور واحد، مذاکره نمی کرد. خانم اشتون به عنوان نماینده «اتحادیه اروپا» حضور داشت، اما سه کشور مذاکره کننده عضو «اتحادیه اروپا» شامل انگلیس، فرانسه و آلمان، (EU3) خود را مجموعه جدایی از گروه (E3) متشکل از امریکا، چین و روسیه می دانستند.

– با توصیف شما به نظر می رسد مذاکره با 1+5، دشوارتر از مذاکره با «تروئیکا» شده بود؟
بله، مذاکرات هسته ای نخستین بار در دوره مسئولیت جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی با سه کشور عضو اتحادیه اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) آغاز شد و بعدها سه کشور دیگر امریکا، چین و روسیه هم به آن پیوستند. یعنی مذاکرات در قالب (EU3) + (E3) دنبال شد که هیچ کشوری، ریاست آنها را بر عهده نداشت و معلوم نبود چه کسی باید مذاکرات را از جانب آنها مدیریت کند. به همین دلیل، قرار شد شخصیتی مثل خانم اشتون یا قبل از آن آقای سولانا، مدیریت مذاکره از جانب آنان راعهده دار شود اما عملاً شاهد بودیم باز همان مشکلات سابق ادامه یافته است به عنوان مثال، وقتی خانم اشتون در فرایند مذاکره درصدد انعطاف و کوتاه آمدن درباره یک موضوع برمی آمد، کافی بود یک کشور مخالفت کند؛ در چنین موقعیتی قضیه پیچیده می شد. در واقع، هر دفعه، بنا به اراده و منویات کشور ها از یک جلسه تا جلسه بعدی به جای اینکه موانع گذشته رفع شود، موانع دیگر هم ایجاد می شد.

– یعنی در فاصله برگزاری دو نشست، نه تنها جمع بندی حاصل نمی شد بلکه مطالبات جدید هم افزوده می شد؟
بله، برداشت اینجانب این گونه بود. به همین دلیل به نتیجه رسیدم که ادامه مذاکره به آن شیوه، سرانجامی نخواهد داشت؛ اگرچه مذاکره کنندگان ایرانی در چارچوبی که نتیجه مفاهمه تعداد زیادی از نهادهای تصمیم ساز نظام بود، واقعاً زحمت می کشیدند اما در عمل، مذاکرات بی نتیجه می ماند.

– تیم مذاکره کننده هم جمع بندی ای مشابه شما داشتند؟
در واقع فرصتی برای بحث و گفت و گو پیرامون این موضوع با آقای جلیلی ایجاد نشد. ایشان بالاخره به عنوان مسئول مذاکره ناگزیر بودند با کشورهای عضو گروه 1+5 پیش بروند؛ آن موقع، راهکار جایگزین دیگری پیشنهاد نشده بود. همان زمان این فکر در ذهن بنده ایجاد شد که باید شیوه دیگری بیابیم. در همین زمان (بین 1390 و 1389) که بنده مسئولیت وزارت خارجه را عهده دار شدم، معاون وقت وزارتخانه، آقای قشقاوی برای پیگیری وضعیت ایرانیان زندانی در خارج از کشور به عمان رفته بود. زیرا از عمان خواسته بودیم در ارتباط با آزادی ایرانیانی که در انگلیس یا امریکا زندانی بودند، مساعدت نمایند.

– چرا عمان به عنوان میانجی انتخاب شده بود؟
ما رابطه بسیار خوبی با عمان داریم. حضرت آقا، اخیراً فرمودند یکی از مسئولان محترم منطقه که البته منظور ایشان پادشاه عمان بود. این کشور مورد احترام طرف غربی هم هست مواردی از میانجیگری میان امریکا و ایران را نیز قبلاً انجام داده بود مانند قضیه کوهنوردان امریکایی بازداشت شده در ایران و نیز موضوع آزادی تعدادی از زندانیان ایرانی در بریتانیا و امریکا که عمان در حل و فصل آن موضوع، نقش مهمی ایفا کرد.

– بحث ورود عمان به مذاکره ایران و امریکا در آن مقطع چگونه شکل گرفت؟
نخست باید به این مسأله اشاره کنم که عمان سیاست منطقی و معقولی را در منطقه دنبال می کند؛ سیاستی که مبتنی بر احساسات نیست. به همین دلیل، ما با آنها در تماس بودیم و آنها هم به ما کمک می کردند. زمان حضور آقای قشقاوی در عمان، یکی از مدیران این کشور نامه ای به ایشان دادند که در آن، یکی از مدیران عمانی اعلام کرده بود که امریکایی ها آماده هستند مذاکراتی با ایران داشته باشند و خیلی علاقه مندند که چالش تهران و واشنگتن حل شود؛ ما هم در این میان آماده ایم تا به تسهیل فرآیند امور کمک کنیم. به نظر می رسد که فرصت خوبی فراهم شده است. آن موقع هنوز انتخابات امریکا شروع نشده بود اما اوباما تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده بود تا برای بار دوم راهی کاخ سفید شود. بحث پیام عمانی ها مربوط به زمانی بود که رقابت های انتخاباتی امریکا آغاز شده بود اما تا فرارسیدن روز برگزاری انتخابات مدتی باقیمانده بود. البته اینجانب در آن برهه زمانی، خیلی این نامه را جدی نگرفتم.

– چرا جدی نگرفتید؟ چون نامه از سوی یک مدیر میانی عمانی ارسال شده بود؟
بله، این نکته ذهن مرا به خود مشغول کرد که نامه ارسالی دستنویس است؛ آن هنگام ما آن مدیر را نمی شناختیم؛ مدتی بعد آقای سوری – که مدیر کشتیرانی یکی از شرکت های ما بود- به خاطر پیگیری مسائل مرتبط با حوزه کشتیرانی به عمان سفر کرد تا با مقامات عمانی صحبت کند.

– چند ماه بعد از نامه ارسالی اولیه بود؟
در حدود یک یا دو ماه از ارسال نامه اول گذشته بود ایشان نزد بنده آمد. گفت «آقای صالحی! من رفته بودم عمان تا راجع به مسائل کشتیرانی صحبت کنم؛ یکی از مسئولان عمانی خواسته ای داشت مبنی بر اینکه امریکایی ها این آمادگی را دارند با ایران وارد مذاکره محرمانه دو جانبه راجع به پرونده هسته ای شوند.» مشخص بود که به شکل گیری این مذاکرات علاقه مندند.

– مسئول عمانی که آقای سوری از او نقل قول کرد، دقیقاً چه سمتی داشت؟
شخصی به نام «اسماعیل» بود که زمانی به عنوان مشاور پادشاه عمان نیز منصوب شده بود؛ الان هم در وزارت خارجه عمان فعالیت می کند. به هرحال، رابطه خوبی با امریکایی ها داشت و مورد اعتماد مقامات عمانی بود. به آقای سوری گفتم که«ما مطمئن نیستیم امریکایی ها چقدر جدی هستند ولی من یادداشتی می دهم؛ بگو ما این مطالبات را داریم؛ دفعه بعدی که به عمان رفتید، یادداشت را به همراه داشته باشید.» اینجانب چهار مورد مشخص را در یک صفحه نوشتم. یکی از موارد، به رسمیت شناختن حق غنی سازی بود. بنده در این اندیشه بودم اگر امریکایی ها در طرح این پیشنهادها صادق هستند باید با پذیرش این چهار خواسته ما موافقت کنند. آقای سوری این نامه کوتاه را به واسطه داد و تأکید کرد که این موارد فهرست مطالبات ایران است. اگر امریکایی ها دنبال حل مسأله هستند،
بسم الله؛ این گوی و این میدان، وگرنه، پیگیری پیشنهادهای کاخ سفید به ایران، بی فایده و غیرقابل توجیه است.

– سه خواسته دیگر مرتبط با چالش های منطقه ای بود؟
همه خواسته های مطرح شده در نامه، مربوط به چالش هسته ای بود. مواردی که همیشه در گیر آنها بودیم از قبیل بسته شدن پرونده هسته ای، به رسمیت شناختن حق غنی سازی و حل و فصل موضوع فعالیت های پیشین ایران تحت عنوان «پی ام دی». امریکایی ها بعد از دریافت این نامه گفتند «ما با جدیت تمام آمادگی داریم و براحتی می توانیم مسائل مورد اشاره ایران را مورد حل و فصل قرار دهیم.»

– طرف امریکایی با چه کسی در ارتباط بود؟
آنها با مقامات عمانی از جمله شخصیت مورد نظر در ساختار حکومت در این کشور در ارتباط بودند. ایشان با وزیر خارجه امریکا دوست بود؛ آقای کری آن زمان هنوز وزیر خارجه نبود؛ بلکه به عنوان رئیس کمیته روابط خارجی سنا فعالیت می کرد. به هر حال؛ پس از اینکه پیام و پاسخ مثبت امریکایی ها را دریافت کردم؛ به این جمع بندی رسیدم که امکان اقدام های بیشتر در این زمینه فراهم است. بنابراین، از عمانی ها خواهش کردیم نامه ای رسمی برای ایران ارسال کنند تا نامه رسمی آنان را به اطلاع مسئولان کشور برسانم. ارزیابی بنده این بود که فرصت خوبی فراهم شده و می توانیم از این فرصت، بهره برداری کنیم.

– تا این مرحله با کسی مشورت نکردید؟ فقط از اختیارات خودتان استفاده کرده بودید؟
بله. به مقامات عمانی پیام دادم که نامه را رسمی بنویسند تا مسئولان ما بدانند موضوع جدی است؛ زیرا پیش از این ماجرا، همه بحث ها به صورت «شفاهی» رد و بدل شده بود. من به دوستان عمانی تأکید کردم که «این خواسته را رسمی مطرح کنید»؛ آنها نیز اقدام کردند و بنده هم نامه رسمی دریافتی را به مسئولان نظام رساندم و پس از آن برای تشریح روند طی شده به محضر رهبر معظم انقلاب شرفیاب شدم.

– نامه دریافتی را به رئیس دولت هم دادید؟
خبر دریافت چنین نامه ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که«به نظر نمی رسد مذاکره ایران با گروه 1+5 به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم.» سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم.

– نامه دریافتی توسط کدام مقام عمانی امضا شده بود؟
پادشاه عمان امضا کرده بودند. خدمت رهبر معظم انقلاب گفتم «با توجه به اینکه سوابق همکاری واقعاً مثبتی با عمان داریم و این کشور همواره سعی کرده، در حد توان، همکاری خوبی با ما داشته باشد و برخی از موارد را هم تاکنون برای ما حل کرده – مثل آزادی ایرانیان بازداشتی در خارج از کشور – اگر اجازه دهید این موضوع را نیز با دوستان عمانی پیش ببریم.» مباحث زیادی در این زمینه مطرح شد. رهبر معظم انقلاب نکاتی را مورد اشاره قرار دادند که شامل این موارد بود «نمی توانیم به امریکایی ها اعتماد کنیم؛ با توجه به خلف وعده ای که می کنند، تجربه بدی از آنها داریم. آنها هیچ وقت پایبند به عهد و پیمان نبودند.»
اینجانب در ادامه عرض کردم «اگر اجازه دهید برای اتمام حجت در این زمینه اقدام کنیم، به هر حال چیزی را از دست نمی دهیم یا به نتیجه می رسیم یا نمی رسیم. این مذاکرات، محرمانه هم خواهد بود و سعی می کنیم آنها سوءاستفاده نکنند.» حضرت آقا در نهایت فرمودند که برای اتمام حجت، امر درستی است با این کار مخالفتی ندارم، اما چند شرط دارم. اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفت و گو با 1+5 بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.» به هرحال، رهبری با کلیت انجام مذاکره موافقت کردند. بعد فرمودند بروید و کار را پیش ببرید. آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت. هر یک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره ایم. امریکایی ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم.

– شورای امنیت ملی هم در این مذاکرات نقش داشت؟
نه، من اجازه پیگیری این مذاکرات را داشتم اما باید با سایر نهادها هماهنگ می کردم که همین نکته، باعث ایجاد مشکلاتی شده بود. سرانجام با کسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، هشت ماه بعد از اینکه هماهنگی های لازم با دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، نخستین نشست با امریکایی ها برگزار شد. از طرف ما آقای خاجی، معاون اروپا و امریکای وزارت خارجه به همراه چند نفر از مدیران کل، برای مذاکره به عمان اعزام شدند. امریکایی ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم!»

– هیأت امریکایی در چه سطحی اعزام شده بودند؟
ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه امریکا آمده بود. آنها گفتند «ما فقط آمده ایم ببینیم ایران واقعاً آماده مذاکره است؟» نماینده ما نیز پاسخ لازم را به آنها داده بود و سرانجام صحبت هایی پیرامون موضوع مطرح می شود؛ نتیجه اولیه حاصل و زمینه برای هماهنگی های بعدی آماده می شود.

– امریکایی ها چگونه مطمئن شدند دیپلمات های ایرانی اعزام شده؛ از اختیار لازم و کافی برخوردارند؟
در آن برهه زمانی ایران و امریکا مجاز نبودند سر میز مذاکره با یکدیگر بنشینند. همین که ایران دیپلماتی در سطح معاون وزیر خارجه را برای مذاکره اعزام کرده بود، گویای جدی بودن ایران برای مذاکره بود؛ امریکایی ها هم متوجه جدی بودن قضیه شده بودند. در این جلسه آقای خاجی به امریکایی ها فشار می آورد تا نقشه راهی برای ادامه مذاکرات تعیین شود و در نهایت صحبت درباره نقشه راه مذاکره به جلسه دوم موکول می شود. در جلسه دوم آقای خاجی به طرف امریکایی هشدار می دهد که «ما برای مذاکره طولانی مدت نیامده ایم. اگر شما جدی هستید باید غنی سازی ما را به رسمیت بشناسید در غیر این صورت نمی توانیم با هم وارد مذاکره شویم. اما اگر غنی سازی را به رسمیت بشناسید، ما هم جدی هستیم و آماده ایم نگرانی های هسته ای شما را در چارچوب مقررات بین المللی حل و فصل کنیم.»

– پشتوانه طرح این مطالبه، چه نهادی بود؟
وزارت امور خارجه، زیرا رهبر معظم انقلاب در رهنمودهایی که به بنده ارائه فرمودند بر این مسأله تأکید داشتند که «مطالبات مهم مثل به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی را همان ابتدا بگیرید.» ما این مسأله را ملاک قرار دادیم. با خود گفتیم اگر حق غنی سازی ایران را به رسمیت نشناسند و به آخر موکول کنند، مشخص می شود که عزم شان جدی نیست و مذاکره به هیچ جا نخواهد رسید.

– وقتی جمع بندی جلسه اول به مقامات کشورمان ارائه شد مقامات منتقد مذاکره چه موضعی داشتند؟
می گفتند که این مذاکرات فایده ای ندارد و امریکایی ها در پیگیری این فرایند و به رسمیت شناختن حق ایران جدی نیستند.

– اشاره داشتید این مذاکرات در اواخر دوره اول ریاست جمهوری اوباما کلید خورد. این مسأله شما را مردد نکرد که ممکن است رقیب اوباما رئیس جمهوری شود و بازنگری اوباما در قبال ایران را کنار بگذارد و کاخ سفید به همان خصومت نامنعطف پیشین بازگردد؟
خیر برعکس، در آن زمان رقابت اوباما و رامنی خیلی نزدیک بود. گاهی در نظرسنجی ها حتی رامنی بالاتر از اوباما قرار می گرفت. امریکایی ها درصدد بودند با سرعت هر چه تمام تر در شرایط خیلی خوب مذاکره را پیش ببرند. واقعاً مجال خوبی برای مذاکره به وجود آمده بود. این در حالی بود که من در داخل کشور برای فرستادن نمایندگان مان به عمان دچار مشکل شده بودم زیرا نمی توانستم بدون ایجاد بعضی هماهنگی ها در میان نهادهای مختلف اقدامی انجام دهم. بالاخره در داخل کشور دوباره آنقدر موانعی ایجاد شد که روز انتخابات امریکا فرا رسید و تیم اعزامی امریکا برای مذاکره گفتند به دلیل انتخابات امریکا، ادامه مذاکرات را چند ماه عقب بیندازیم تا ببینیم نتیجه انتخابات چه می شود. به این ترتیب، ما آن فرصت را هم از دست دادیم. البته در وقفه ای که ایجاد شد ما از طریق میانجی، اطلاعات مختلفی با امریکایی ها ردو بدل می کردیم که اسناد تمام این مکاتبات در وزارت خارجه وجود دارد. البته نامه نگاری رسمی نمی کردیم، بلکه تبادل اطلاعات به صورت غیر رسمی (non-paper) انجام می شد. میانجی عمانی پس از سفر به ایران و گفت و گو با ما می رفت با امریکایی ها صحبت می کرد و موضع آنان را به ما منتقل می کرد. پس ارتباط قطع نشده بود اما امکان مذاکره مستقیم و رو درروی طرفین با یکدیگر وجود نداشت.

– برداشت من درست است که معتقدید آن وقفه انتخاباتی در مذاکرات، باعث فرصت سوزی برای ایران شد؟
بله یک فرصت سوزی واقعی، زیرا امریکایی ها در آن برهه، واقعاً آمادگی واگذاری امتیازات خوبی به ایران داشتند. البته می گویم شاید تقدیر الهی باعث شد روند این گونه پیش برود و همین اتفاق که افتاد، به نفع ما بوده است. به هر حال، چند ماهی گذشت و انتخابات امریکا با پیروزی مجدد اوباما تمام شد. بنده در این اندیشه بودم که برخلاف دفعه اول، زمان را برای انجام هماهنگی ها از دست ندهم. بنابراین با پشتوانه رهبر معظم انقلاب و بر اساس تصمیم شخصی، نمایندگان مان را برای مذاکره با امریکایی ها به عمان اعزام کردم.

– دیدار مجددی با رهبری درباره روند و محتوای مذاکرات نداشتید؟
خیر، البته در این میانه با رهبر معظم انقلاب نامه نگاری کردم و به استحضار معظم له رساندم که چه مشکلاتی وجود دارد، ایشان فرمودند سعی کنید مسائل را حل کنید. ایشان همیشه حمایت می کردند، اما می گفتند در چارچوبی حرکت کنید که با هماهنگی های لازم باشد. در چنین شرایطی آقای خاجی را برای برگزاری جلسه دوم (اواخر سال 91) به عمان فرستادیم که نشست خیلی خوبی شد. طرفین دو سه روز در عمان ماندند و نتیجه آن شد که پادشاه عمان نامه ای برای آقای دکتر احمدی نژاد نوشت مبنی بر اینکه نماینده امریکا اعلام کرده حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. سلطان قابوس متن همین نامه را برای رئیس جمهوری امریکا هم ارسال کرد.
هنگامی که این نامه در اختیار آقای احمدی نژاد قرار گرفت، برخی دوستان اظهار نظر کردند که این اقدامات به سرانجامی نخواهد رسید؛ امریکایی ها پایبند به تعهدات نیستند. ما تا این مرحله پیش رفتیم. نامه ای از سلطان عمان دریافت کرده ایم که امریکایی ها متعهد شده اند حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند. ما خود را آماده می کردیم تا برای اجرای نقشه راه و تعیین جزئیات تعهدات متقابل وارد جلسه سوم با امریکایی ها شویم. این فعل و انفعالات، مربوط به زمانی بود که کشورمان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته بود. در همین هنگام، از دفتر رهبر معظم انقلاب به ما اطلاع دادند که حسب صلاحدید معظم له، دیگر مذاکره را متوقف کنید؛ بگذارید بعد از تعیین تکلیف انتخابات، دولت بعدی مذاکرات را پیگیری کند.

– واکنش امریکایی ها به این تعویق چه بود؟
امریکایی ها پذیرفتند، به هر حال، ما هم تعویق مذاکرات به دلیل برگزاری انتخابات امریکا را پذیرفته بودیم. بالاخره، انتخابات ایران هم با پیروزی آقای دکتر روحانی خاتمه یافت. فاصله زمانی ای میان انتخاب ایشان تا تنفیذ ریاست جمهوری وجود داشت. آقای دکتر روحانی، کمیته های مختلف سیاسی، اجتماعی و… تشکیل دادند. آقای ظریف و آقای زمانی نیا هم در این کمیته ها حضور داشتند. آن هنگام آقای عراقچی به عنوان معاون وزارت امور خارجه به همراه آقای جلیلی در مذاکره با گروه 1+5 حضور داشت. من آقای عراقچی را به عنوان رابط و نماینده وزارت امور خارجه با کمیته های تشکیل شده مرتبط توسط آقای روحانی، تعیین کردم تا دوستان دولت یازدهم را در جریان مذاکرات هسته ای ایران و گروه 1+5 قرار دهد. آقای خاجی را هم مأمور گزارش دهی – همراه با مستندات و مدارک- درباره مذاکرات محرمانه ایران و امریکا کردم. خودم هم نامه ای برای آقای دکتر روحانی نوشتم و خدمت ایشان هم رفتم و گفتم که ما چنین مذاکراتی را با امریکا انجام دادیم و الان هم بنا به توصیه رهبر معظم انقلاب این مذاکرات را متوقف کردیم تا حضرتعالی این مسیر را ادامه دهید. آقای روحانی وقتی در جریان جزئیات این مذاکرات قرار گرفتند، موضوع برایشان باور پذیر نبود. به ایشان گفتم که حضرتعالی بعد از اینکه تنفیذ انجام شد، این مسأله را سرعت دهید. خدای نکرده آن را رها نکنید تا مانند گذشته، حدود هشت ماه را به عنوان فاصله تشکیل دو جلسه از دست ندهیم. پس از انتخابات و در دولت تدبیر و امید، شرایط کشور متحول شده بود. رئیس جمهوری، وزیر خارجه و نهاد شورای عالی امنیت ملی همه هماهنگ، همفکر و همدل بودند. بنابراین، روند مذاکرات شتاب گرفت و دوره تازه ای برای حل و فصل پرونده هسته ای آغاز شد.

– چرا مقامات امریکایی پیغام خود را برای رئیس دولت ایران نفرستادند؟ به هر حال ایشان از نظر سطح سیاسی در جایگاه بالاتری قرار دارند و پیش فرض هم این است که می توانستند نقش تأثیرگذارتری ایفا کنند؟
آنها ترجیح دادند از طریق کانال خارجی (واسطه) وارد مذاکره با ایران شوند. در آن زمان ارتباط خوبی هم میان وزیران خارجه ایران و عمان برقرار بود که باعث شد این کشور پیام آور امریکایی ها برای شروع مذاکره با ایران باشد.

– فقط نگاه مثبت عمان به وزارت خارجه بود که باعث شد از این کانال وارد شوند؟
وزارت امورخارجه در دسترس ترین کانال ایرانی برای مقامات عمانی بود.

– به فشارهای زیادی که در آن دوره به شما وارد شد اشاره داشتید. با توجه به آن فضا و مخالفت هایی که گفتید، انگیزه اصلی شما از پیگیری جدی این قضیه چه بود؟
این مورد، سؤال همه دوستان نیز هست. بنده از ابتدای پرونده هسته ای که از حدود 12 سال پیش شروع شده است، حضور داشته ام و می دانستم که این چالش چگونه آغاز شد و چه مشکلات و مسائلی آفرید. در بخش های مختلف از جمله در سازمان انرژی اتمی، وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین در مأموریت های خارج از کشور، مسئولیت داشتم. شرایط مردم را می دیدم که بی دلیل در یک تنگنا و فشاری قرار گرفته بودند که غیر ضروری بود. بنده در این اندیشه بودم که در چنین شرایطی مأموریت وزیر امورخارجه چیست؟ مأموریتش این است که دشمنان ایران را دور بکند، دوستانش را زیاد کند، دشمنان را به دوست تبدیل کند تا آنجا که می تواند سعی کند شرایط بین المللی کشورش را به گونه ای فراهم کند که مردم دسترسی بهتری به جوامع و ارتباطات بین المللی داشته باشند. ما به سهم خود می خواستیم دفع شر کنیم و بتوانیم این پرونده را به هر وسیله ای حل و فصل کنیم.

– در واقع احساس مسئولیت ملی و شغلی تان به مصلحت سنجی فردی چربش پیدا کرد…
بله؛ و گرنه هیچ کس حاضر نبود تحت این فشارها کار را ادامه دهد. موضوع مذاکره با امریکا بحث بسیار حساسی بود. کار با وجود این اختلاف نظرها خیلی سخت تر هم شده بود ولی من تا آخرین لحظه آن را رها نکردم. الحمدلله الان هم خوشحالم و می توان گفت بخش عمده راه طی شده است و ما به مقصد رسیدیم. مردم خوشحال اند، آرامش بر فضای ذهنی افکار عمومی حاکم است، یکی دو سال طول می کشد تا آثار توافق بر زندگی مردم مشاهده شود ولی همین که مردم احساس خوشحالی و آرامش می کنند و احساس می کنند یک پرونده بزرگ حل شده برای ما خیلی ارزشمند است؛ یعنی یک مانع روانی رفع شده است. رفع این مانع روانی خیلی مهم است.

– در نخستین ملاقات شما با آقای روحانی بعد از انتصاب ایشان به عنوان رئیس جمهوری چه مسائلی مطرح شد؟
وقتی خدمت آقای دکترروحانی رسیدم گزارش مکتوب و شفاهی درباره مذاکرات را با انتخاب چند سند به صورت مکتوب به ایشان ارائه دادم. نحوه مذاکرات انجام شده را نیز شرح دادم و گفتم که رهبر معظم انقلاب فرمودند از این به بعد حضرتعالی عهده دار این مسئولیت باشید و کار در زمان استقرار وزیر جدید امور خارجه در وزارتخانه هرطور که مصلحت می دانید پیش رود. ایشان در ابتدا خیلی با تعجب برخورد کردند؛ برایشان باور نکردنی بود؛ به آقای دکترروحانی توصیه کردم که این مذاکرات را جدی بگیرید و به آن سرعت دهید که واقعاً هم ایشان همین کار را کردند.

– به نظر می رسد که دیدگاه تان درباره مذاکرات هسته ای با نگاه روحانی درخصوص نحوه پیگیری مذاکرات همجنس بود. در همان جلسه، رئیس جمهوری پیشنهاد جدیدی در رابطه با همکاری با دولت جدید به شما دادند؟
در آن جلسه که نه؛ اما جلسه بعد من را خواستند و سه مسئولیت را پیشنهاد دادند و اولویت دادند که بپذیرم. من علاقه ای به پذیرش مسئولیت نداشتم. اگر حمل بر
خود ستایی نباشد، باید بگویم که هیچ وقت دنبال مسئولیت نبودم و این لطف خدا بوده است که از بنده خواسته اند پذیرای مسئولیت باشم؛ حال چه زمان آقای دکتر احمدی نژاد، چه زمان آقای خاتمی، چه زمان آقای هاشمی و چه زمان ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب. یعنی من از ابتدای انقلاب تا به امروز یک مسئولیتی داشتم و هیچ گاه بدون مسئولیت نبودم. هیچ وقت هم من دنبال اینکه خودم را برای مسئولیتی عرضه کنم نبودم.

– سه پیشنهاد آقای روحانی به شما چه بود؟
در دولت نهم مقدماتی فراهم شده بود تا من به عنوان دبیر کل اپک گازی در قطر به این کشور بروم که الان آقای دکتر عادلی عهده دار این مسئولیت است؛ یک پیشنهاد هم از یک کشور عربی منطقه خلیج فارس داشتم تا به عنوان مشاور رئیس آن کشور، مسئولیت ساخت یک مجموعه علمی در آن کشور را به دست گیرم.

– این کشور، امارات بود؟
حالا دیگر اسم آن را نمی گویم؛ مقامات این کشور گفتند می خواهیم یک مجموعه علمی فراهم کنیم شما بیایید مسئولیت آن را با اختیار تام به عهده بگیرید. من از آقای دکتر روحانی اجازه خواستم که مسئولیتی را در دولت ایشان به من واگذار نکنند؛ دیگر خسته شده بودم. پیشنهادات آقای دکتر روحانی مربوط به سازمان انرژی اتمی و وزارت علوم بود و سومی هم ادامه خدمت در جایگاه دیگری بود.

– اولویت بندی به چه صورت بود؟می توانید بگویید ریاست سازمان انرژی اتمی اولویت چندم بود؟
سازمان انرژی اتمی اولویت سوم، وزارت علوم اولویت دوم و اولویت اول یک مورد دیگر. من گفتم «آقای دکتر اولویت اول اصلاً در حوزه تخصص من نیست؛ نه اینکه بخواهم شانه خالی کنم. نمی توانم عهده دار کاری که بلد نیستم شوم.»
هرچه ایشان محبت کرد و اصرار کرد گفتم من واقعاً شرمنده ام. پیشنهاد وزارت علوم هم از آن جهت به بنده داده شد که دو بار در سمت معاون وزیر علوم – یک بار اوایل انقلاب و یک بار بعد از جنگ- تجربه خوبی کسب کرده بودم که به بیشترین تغییرات سازنده در این وزارتخانه منتهی شده بود. درباره این پیشنهاد نیز به آقای دکتر روحانی گفتم که دیگر برای وزارت علوم شخصیت مناسبی نیستم و بهتر است فرد دیگری را برگزیند. نهایتاً تقدیر این گونه بود که به سازمان انرژی اتمی بیایم.*****

– شناخت قبلی شما از روحانی و ظریف در چه سطحی بود؟
زمانی که سال 2002 ماجرای پرونده هسته ای ایران شروع شد و جناب آقای دکتر روحانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مسئولیت مذاکرات هسته ای را به عهده گرفت، من نماینده ایران در آژانس بودم و در مذاکرات حضور داشتم. بعد هم وقتی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان (EU3) برای مذاکره به ایران آمدند جناب آقای دکتر ظریف هم در این مذاکرات حضور داشت لذا از آن زمان در حال تماس مستمر و دائم با یکدیگر هستیم.

– آیا در آن دوره ای که روحانی و ظریف به تعبیری حاشیه نشین شدند، ارتباط شما با آنان ادامه داشت؟
بله، در وزارت خارجه که بودیم از آقای ظریف خواهش کردیم برگردند اما خودشان را بازنشست کرده بودند و در دانشگاه وزارت امور خارجه به طور جدی مشغول تدریس بودند؛ ایشان در پاسخ به خواسته ما برای بازگشتشان به عرصه گفتند من بازنشست شده ام. جناب آقای دکتر روحانی را هم زمانی که وزارت خارجه بودم در شورای عالی امنیت ملی ملاقات می کردم و در ارتباط بودیم.

– موضعگیری امریکایی ها در نشست های اولیه ای که در دولت یازدهم میان ایران و گروه 1+5 برگزار شد، چگونه بود؟
بعد از آغاز به کار دولت یازدهم که همزمان با دور دوم ریاست جمهوری اوباما بود، مذاکرات جدید میان ایران و گروه 1+5 کلید خورد. این بار در امریکا آقای کری دیگر سناتور نبود بلکه به عنوان وزیر امور خارجه این کشور منصوب شده بود. کری پیش از آن هم به عنوان سناتور از جانب اوباما به عنوان مسئول پیگیری پرونده هسته ای گماشته شده بود که بعدها به مقام وزارت خارجه می رسد. پیش از آن، رابط عمانی که رابطه نزدیکی با کری داشت به ما می گفت که کری بزودی وزیر خارجه می شود. در زمانی که مذاکرات محرمانه با امریکایی ها در عمان جریان داشت، شرایط برای گرفتن امتیاز از امریکا، مساعدتر بود. بعدها که دولت یازدهم و دولت امریکا مستقر شدند و آقای کری وزیر امور خارجه شد امریکایی ها از موضع محکم تری صحبت می کردند. دیگر به آن صورت شوق و اشتیاقی برای پیگیری مذاکره نداشتند. مواضع آنها سخت تر شده بود و آستانه مطالباتشان بالاتر رفته بود اما در سمت ایران هم شرایط متحول شده بود و هیأت مذاکره کننده ای بسیار حرفه ای مسئولیت مذاکره با کشورهای 1+5 را برعهده گرفته بود. نکته مثبت دیگر آن بود که جناب آقای دکتر روحانی بر پرونده اشراف داشتند. حدود و ثغور پرونده را می دانست و در نتیجه می توانست استراتژی خوبی برای پیشبرد پرونده هسته ای طراحی کند. آقای روحانی در عین حال مسئولیت همه امور را هم پذیرفت. ممکن است خیلی ها عقب نشینی کنند و بگویند چرا خود را در معرض خطر قرار بدهم اما مسئولیت پذیری آقای دکتر روحانی خیلی بالا بود. اما بعضی ها که از جنبه سیاسی نگاه می کنند می گویند خطر پذیری ایشان بالا بود و ریسک زیادی را به جان خرید. زیرا اگر نتیجه نمی گرفت به گونه ای و اگر بهترین نتایج را هم می گرفت باز به گونه ای دیگر آماج انتقادات قرار می گرفت. به هر حال ایشان پذیرفت که عهده دار این مسئولیت باشد و الحمدلله خداوند هم کمک کرد و ایشان سربلند بیرون آمد.

– آیا ایشان سخنانی هم داشتند که مایه قوت قلب شما در برابر منتقدان باشد؟
انتقادات از دو حالت خارج نیست؛ یکسری انتقادات صادقانه و خالصانه در جهت بهتر شدن کار مطرح می شود که با طیب خاطر مورد پذیرش قرار می گیرد. اما برخی انتقادات در واقع بیان کننده موضع سیاسی و خواسته های شخصی است که طی آن مواردی مطرح می شود که موجب ایجاد نگرانی در افکار عمومی می شود، گویی که کار خلافی در تفاهم هسته ای اتفاق افتاده است. در صورتی که این طور نیست و برخی حتی از نظر علمی مسائل نادرستی را مطرح می کنند، برای اینکه افکار عمومی فرصت این را ندارد که به جزئیات فنی و علمی بپردازد. اگر کسی یک عنوان دانشمند برای خود قائل باشد، آن وقت براحتی هر مطلبی را تحت عنوان نقد برای افکار عمومی مطرح می کند. الان هم که سیل دانشمند هسته ای راه افتاده است. این دانشمندان هسته ای بیایند بگویند مقالات شان کجا است؟ چند فارغ التحصیل آنان، الان عهده دار مسئولیت های سنگین در سازمان انرژی اتمی هستند؟ چه ابداعی داشته اند؟ این دسته از افراد با اطلاعات نادرست، نتایج کاملاً اشتباهی درباره مسائل و برنامه های هسته ای کشور به مردم ارائه می دهند. مثل معروفی است که می گوید «برخورداری از علم و دانش ناقص و عدم تسلط کافی بر علم مورد ادعا، خطرناک تر از جهل و بی علمی است» زیرا کسی که جاهل است چیزی نمی داند اما کسی که نصف علم را دارد ناگهان خطاهایی می کند چون فکر می کند می داند و در نتیجه حرف هایی می زند که همه چیز را به هم می ریزد. آقای روحانی در جریان مذاکرات هسته ای بر سر رعایت خطوط قرمز خیلی حساس بودند. خودشان اخیراً گفتند که چند بار به مذاکره کنندگان گفتم میز را ترک کنید. ایشان یک بار در مورد آستانه خط قرمزهای رهبری به تیم مذاکره کننده گفتند که این مطالبات را به دست می آورید در غیر این صورت اصلاً کل توافق را نمی خواهیم.

– می توانید بگویید چه مواردی؟
بله چند مورد بود. برخی تصور می کنند که تیم مذاکره کننده درباره مسائل هسته ای شخصاً تصمیم گیری می کند در حالی که این طور نیست. در این باره با نهادهای مختلف و مرتبط با این موضوع مشورت انجام می شود؛ رهبر معظم انقلاب در جریان کلیات و جزئیات قرار می گیرند؛ آقای دکتر روحانی درباره جزئیات بحث می کند و به این ترتیب حدود و اختیارات تیم مذاکره کننده مشخص می شود و در مرحله بعد تیم مذاکره کننده سعی می کند به گونه ای عمل کند که نسبت به آن چارچوبی که تعیین شده حداکثر امتیازات را به دست آورد. کف را تعیین می کنند، اما به این معنی نیست که شما بروید و به حداقل اکتفا کنید. حالا در مواقعی از زمان های مذاکره موضوعاتی طرح می شود که پیش بینی نشده است و اینجا تجربه آقای ظریف به عنوان یک دیپلمات بسیار با سابقه به کار می آید. آقای دکتر ظریف با توجه به سوابق دیپلماتیک خود، هم به مسائل روابط بین الملل بخوبی اشراف دارد و هم در جریان جزئیات پرونده هسته ای از ابتدا تا به امروز بوده است. لذا وقتی در جریان مذاکره با پیشنهادات غیر قابل پیش بینی روی میز رو به رو می شود، آنقدر اشراف دارد که در حیطه کاری خودش بتواند به جمع بندی مطلوب مورد نظر ایران برسد.
– خب، اگر موضوعی مطرح می شد که تیم مذاکره کننده به تنهایی نمی توانستند تصمیم گیری کنند، چه روندی برای تصمیم گیری طی می شد؟
مواقعی پیش می آمد که با ایران تماس می گرفتیم. یکی از مسئولیت های سنگین آقای حسین فریدون همین مسأله بود. به ایشان می گفتیم شما از رئیس جمهوری بپرسید ما این کار را انجام دهیم یا نه. مثلاً به خاطر دارم که درباره فردو بحث تعداد ماشین مطرح شد. به آقای فریدون گفتیم از تهران بپرسید چه تعدادی مد نظر است. درباره مسائلی اینچنینی مشورت می کردیم. از آنجایی که من از ابتدای کار پرونده هسته ای حضور داشتم مسائل فنی را می شناختم؛ ابعاد سیاسی آن و مواضع و چارچوب های کشور را می دانستم. لذا می توانستم تصمیم بگیرم. ببینید کارشناس نمی تواند تصمیم بگیرد. کارشناسان در حال چالش مستمر با یکدیگر بودند و هیچ وقت نمی توانستند تصمیم نهایی را بگیرند که این هم طبیعی است.

– درباره حضور شما در مذاکرات هسته ای دو دیدگاه مطرح است؛ یک دیدگاه معتقد است که مذاکرات از نظر سیاسی حل و فصل شده بود و حضور شما برای حل مسائل فنی باقی مانده ضرورت پیدا کرد و نگاه دیگر بر این باور است که به بن بست رسیدن مذاکرات در مسائل فنی نیاز به مشارکت شما در مذاکرات را ضروری کرد؛ خب چه شد که شما به مذاکرات ملحق شدید؟
بنده تا بهمن ماه سال گذشته در مذاکرات حضور نداشتم. یک روز در یکی از جلسات شورای هسته ای که آقای ظریف هم بعد از بازگشت از کنفرانس مونیخ در این جلسه حضور داشتند، اعلام شد که ایران و کشورهای عضو 1+5 در مسائل فنی به بن بست کامل رسیده اند. زیرا تا مسائل فنی حل نشود، مسائل حقوقی و سیاسی هم به تبع آن حل نمی شود.

– یعنی گره اصلی، فنی بود؟
بله؛ باید مسائل فنی را حل می کردیم تا ببینیم چه راهکارهایی برای مسائل سیاسی پیدا می شود.

– خب، اگر گره های اصلی در مذاکرات فنی بود، چرا شما دیرهنگام به مذاکرات ملحق شدید؟
اینجانب پس از اوج گرفتن این مسائل ورود پیدا کردم. اواخر بهمن ماه بود که بنده را برای حضور در شورا خواستند. آقای دکتر ظریف گزارشی را ارائه دادند و گفتند کارها پیش نمی رود. آقای دکتر لاریجانی گفتند آقای صالحی شما خودتان باید بروید. چون پاسخ مثبت ندادم دوباره آقای دکتر لاریجانی و دوستان خیلی اصرار کردند که من باید بروم. فکر کردم اگر بخواهم بیش از این مخالفت کنم تصور می کنند از سر خودخواهی یا عدم همکاری است. گفتم اجازه دهید فکر کنم؛ 48 ساعت مانده بود تا اجلاس بعدی و فرصت زیادی برای فکر کردن نبود؛ ایام فاطمیه هم بود؛ با دوستانم در سازمان مشورت کردم که چکار کنم؟ گره ای که باعث شده بود مذاکرات به بن بست برسد درباره نطنز بود که رهبر معظم انقلاب مخالفت کرده بودند. من باید پیشنهادی که روی میز بود و منجر به بن بست رسیدن مذاکره شده بود را کنار می گذاشتم و طرح تازه ای را ارائه می کردم اما به قول خارجی ها مأموریت غیر ممکنی بود. گفتم به سه شرط حاضرم بروم؛ یکی اینکه همتای امریکایی من هم به مذاکرات بپیوندد.

– پس پیوستن مونیز در واقع پیشنهاد شما بود؟
بله؛ شرط دیگر این بود که اگر خواسته اولی محقق نشد، از سازمان انرژی اتمی استعفا دهم و به عنوان مشاور علمی آقای ظریف در مذاکرات حاضر شوم؛ شرط سوم هم اینکه کارشناسان امریکایی به ایران بیایند و با من صحبت کنند. گفتم من به عنوان معاون رئیس جمهوری وارد بحث با کارشناسان آنها نخواهم شد. زیرا از لحاظ پروتکل برداشت بدی به وجود می آمد و می گفتند ایران به هر شرایطی تن داده است. این مسأله به سود کشور نبود اما حاضر بودم استعفا بدهم و نه به عنوان معاون رئیس جمهوری بلکه به عنوان مشاور علمی وزیر خارجه بروم. آقای لاریجانی گفت حرف ایشان درست است. روز بعد آقای فریدون ما را خواستند و ما به دفتر ایشان رفتیم. ایشان از من پرسیدند این همتای شما کیست؟ گفتم (Department of Energy) آقای فریدون هم زنگ زد به آقای عراقچی گفت به خانم شرمن بگویید صالحی به مذاکرات می آید مشروط به اینکه وزیر انرژی امریکا هم به جمع مذاکره کنندگان اضافه شود. آقای عراقچی و خانم شرمن حلقه ارتباط ایران و امریکا بودند. آقای عراقچی در این تماس به آقای فریدون می گوید در این فرصت کوتاه بعید است وزیر انرژی شان را اعزام کنند. من هم مکالمه را می شنیدم. خلاصه، آقای فریدون خواستند و آقای عراقچی هم با شرمن تماس گرفتند و بعد ازچند ساعت خبر رسید که آنها از پیشنهاد ایران استقبال کرده اند.

– واقعاً، به فاصله چند ساعت پاسخ مثبت دادند؟
بله؛ خیلی طول نکشید؛ غروب بود من پیش آقای فریدون رفتم، فردای همان روز جواب دادند. چون اختلاف ساعت هم داشتیم.

– تلقی عمومی این بود که چون مونیز به جمع مذاکره کنندگان پیوست، شما هم به تیم ایرانی اضافه شدید؟
باعث آمدن آقای مونیز بنده بودم. به هرحال، اوایل اسفند ماه رفتیم و الحمدلله کار با مونیز پیش رفت.

– با مونیز همکلاس هم بودید؟
مونیز مرا بیشتر می شناخت تا من مونیز را؛ من آقای مونیز را از دور در اجلاس سالانه آژانس بین المللی انرژی اتمی دیده بودم. زمانی که در MIT دانشجوی دکترا بودم ایشان تازه به عنوان هیأت علمی پذیرفته شده بود. ایشان 5 سال از من بزرگ تر است.

– واحد درسی با ایشان گذراندید؟
خیر. اما علتی که ایشان مرا می شناخت این بود که استاد راهنمای من در دوره دکتری، نزدیک ترین دوست آقای مونیز و دست راست ایشان در حوزه های علمی است. و هنوز هم مجری خیلی از طرح های علمی آقای مونیز است. تعدادی از همکلاسی های من، الان از کارشناسان آقای مونیز هستند. یکی از آنها آقای مجیر کاظمی بودند که فلسطینی الاصل هستند. ایشان چندی پیش دارفانی را وداع گفتند. دو سال از من جلوتر بود اما ما در دانشگاه با هم رفیق بودیم. ایشان پس از فارغ التحصیلی، رئیس دانشگاه هسته ای MITو آدم برجسته ای شد و خیلی از طرح ها را با آقای مونیز انجام می داد.

– نخستین برخورد مونیز با شما چطور بود؟
چون شناخت قبلی داشتند احساس می کردند سال هاست با ما آشناست و برخورد بسیار خوبی بود. نخستین برخورد، برخورد جمعی بود.

– وقتی خبر آمدن مونیز را شنیدید، چه احساسی داشتید؟
خیلی خوشحال شدم؛خیالم راحت شد گفتم اعتبار جمهوری اسلامی سر جایش می ماند یک مقام ایرانی با کارشناسان امریکایی حرف نمی زند بلکه با یک مقام بلندپایه امریکایی مذاکره می کند. این خیلی مهم بود. دوم اینکه پیش خود گفتم او می تواند تصمیم بگیرد. کارشناس که نمی تواند تصمیم بگیرد. نشست جمعی داشتیم خیلی جالب بود. کارشناسان امریکایی هم کسانی بودند که خلع سلاح را با اتحاد جماهیر شوروی پیگیری کرده بودند.
گفتم پیشنهادی که شما دادید را به این دلایل قبول نداریم. یکی از متخصصین امریکایی گفت ما پیش فرض محاسبه شما را قبول نداریم. گفتم پیش فرض محاسبه را شما بدهید ما با همان پیش فرض شما محاسبه کنیم. گفت ما نمی توانیم بدهیم. به آنها گفتم که شما پیش فرض ما را قبول ندارید، پس پیش فرض خود را توضیح دهید می گویید نمی توانیم چون موجب انتقال فناوری است. اگر محاسبات را نشان دهیم شما از رمز و رموز کار ما آگاه می شوید. گفتم خب، می فرمایید الان ما آمده ایم اینجا چه کار کنیم؟ جلسه مقداری با سکون روبه رو شد. بعد فکر کردم و به نظرم رسید که نکته ای را بگویم. گفتم آقای مونیز من از طرف کشورم با اختیار کامل آمده ام، هر امضایی بکنم مورد قبول کشورم است آیا شما هم با اختیار کامل آمده اید؟یا به هر نتیجه ای برسیم شما باید مرتب از مقامات دیگر کشورها سؤال و کسب تکلیف کنید؟ گفت نه اختیار کامل دارم.

– اختیار کامل داشتید؟
بله؛ در مباحث علمی، کف مطالبات و اینها را می دانستم چیست. گفتم آقای مونیز پیشنهادی به ایران دادید و ایران آن را رد می کند. من می خواهم که یک سؤال بکنم. اگر این سؤال را پاسخ دهید من با پیشنهاد شما مشکلی ندارم. بعد ادامه دادم که یک جای دنیا را به من نشان دهید که به شیوه ای که شما از ما خواسته اید غنی ساز ی کنیم، غنی سازی می کند. اگر توانستید حتی یک نمونه بیاورید، من همان موقع امضا می کنم تا دومین کشوری باشیم که به این شیوه غنی سازی می کند… نگاهی کرد و گفت ختم جلسه را اعلام و با هم صحبت کنیم. سپس برای دو سه ساعت، نخستین نشست یک به یک را با هم برگزار کردیم. آنجا گفت آقای صالحی وقتی به من گفتند بیا، آقای اوباما مرا خواست و صحبت هایی با من کرد من هم الان در خدمت شما هستم، صحبتی که کردید را قبول دارم، شیوه پیشنهادی ما، مشکلات اجرایی و عملیاتی دارد.

– گفتم قبول دارید؟ پس این پیشنهاد را کنار می گذاریم. سرانجام درباره این موضوع هم تفاهم کردیم.
گفتم بحث را از اول شروع می کنیم. باید کتاب خاطرات این چالش دیپلماتیک منتشر شود تا همگان دریابند چطور به شش هزار سانتریفیوژ رسیدیم. داستان شیرینی دارد.

– پس شیرین ترین لحظه مذاکرات تان، نتیجه این هماوردی با مونیز بود. خب، سخت ترین و تلخ ترین لحظات کدام بود؟
تلخ ترین لحظه، جلسه ای بود در لوزان. نشست آخر بود که اگر اشتباه نکنم تا صبح طول کشید. آنجا من خیلی ناراحت شدم. موضوع، بحث تحقیق و توسعه بود. به یک جمع بندی رسیدیم و من گفتم آقای مونیز جمع بندی ما این است؟ اطمینان داشته باشم؟

– مگر جمع بندی ها مکتوب نمی شد؟
با آقای مونیز در آن نشست به جمع بندی هایی می رسیدیم، ایشان برای مشورت می رفت و بازمی گشت و می گفت آقای صالحی، اروپایی ها نظراتی دارند. گفتم قرار نیست ما دوبار مذاکره کنیم یک بار با شما یک بار با اروپایی ها. از اول قرار بود با شما مذاکره کنیم، کاری نداریم اروپایی ها می پذیرند یا نه. سه بار این اتفاق افتاد، توافق می کردیم، اما پس از توافق، تشکیک می کردند.

– موضع اروپایی ها واحد بود؟
شما می دانید که ما در نشست های درون گروهی آنها حضور نداشتیم. بار آخر گفتم آقای مونیز من از دست شما شاکی هستم با همه احترامی که برای شما قائلم این شیوه مذاکره نیست؛ شیوه توافق مرسوم و معقول این گونه نیست. پسندیده نیست شما هر بار بروید، بیایید و نکاتی را که درباره آنها توافق کرده ایم، زیر سؤال ببرید و دوباره به موضوع مذاکره تبدیل کنید. با این شیوه به جایی نمی رسیم. آموخته ایم باید آن قدر قوی شویم که هیچ کس مقابل ما احساس نکند دست برتر دارد؛ اگر به ایران برگردم به جوانان مان می گویم بروید و قوی شوید، قوی تر از الان، علم و فناوری را آنقدر ارتقا دهید تا هیچ کس نتواند به خود اجازه دهد که مقابل شما احساس کند دست برتر را دارد. آقای مونیز هم عذرخواهی کرد و مسأله حل شد.

– چگونه حل شد؟
نامه ای نوشتم و ایشان پاسخی دادند در این گیرو دار مسأله به نفع ما حل شد.

– روی میز آوردن موضوع توافق ها برای بحث دوباره، دیگر تکرار نشد؟
نه. گفتم این گونه نمی شود مذاکره کرد. پشت پرده ها داستان زیاد است؛واقعاً این را در سخنرانی ها گفتم طرف مقابل با لشکری از متخصصان و کارشناسان می آمد نه فقط امریکا، بلکه اروپا، چین و روسیه هم بودند. اما دراین میان مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران با عزت و اقتدار، افتخار آفریدند.

– در آغاز بحث گفتید به عنوان وزیر خارجه، احساس کردید گیر مذاکرات این است که طرف مقابل موضع واحدی ندارد و باید با امریکا صحبت کرد. بعد از مدتی با سمت رئیس سازمان انرژی اتمی به تیم مذاکره ملحق شدید و از نزدیک روند حاکم بر مذاکرات را لمس کردید. برداشت ذهنی اولیه تان با واقعیت چقدر انطباق داشت؟ آیا طرف مذاکره شدن با امریکا، مشکلات را کمتر کرده بود یا نه؟
اگر مذاکره با حضور طرف امریکایی انجام نمی شد، واقعیت آن است که به نتیجه نمی رسیدیم. هیچ کشوری حاضر نبود 16 روز وزیر خارجه اش و تمام کارشناسان و وزیر انرژی اش بنشیند با ما مذاکره کنند؛ کدام یک از دیگر کشورهای درگیر در این موضوع حاضر بودند این قدر وقت و انرژی بگذارند؟

– می توان این نتیجه را گرفت علاوه بر تغییر دولت، تغییر تاکتیک مذاکره یکی از کلید های گشودن قفل گفت و گو و رسیدن به توافق نهایی بود؟
بدون تردید همین گونه است. اگر «مسیر دوم» تعبیه نشده بود، معلوم نبود آقای ظریف چگونه می خواست با 1+5 مذاکره کند؟ مگر امکانپذیر بود؟ هر یک از وزرای خارجه حاضر در مذاکره با ذوق و سلیقه خودش موضع می گرفت و کار قفل شده بود. «مسیر اول» سر جایش بود؛ آقای دکتر روحانی به مسیر دوم اعتقاد داشت؛ نه فقط اعتقاد بلکه عملاً ثابت شد اگر این مسیر دوم نبود، سال ها باید با بقیه مذاکره می کردیم و جلو نمی رفتیم.

– بعد از مذاکرات لوزان ظاهراً تیم مذاکره کننده کشورمان به این نتیجه رسید که طولانی شدن مذاکره و تمدید آن عملاً به نفع ایران نیست به نظر می رسید امریکا هم خواهان این بود که هر چه سریع تر مذاکره را به پایان برساند… آیا دو طرف عزم کرده بودند در همین دور به مذاکرات خاتمه دهند؟
خیر؛ طرف ایرانی خودش را مقید به زمان نکرده بود. تا آخرین لحظه هم خودمان را مقید به زمان نکردیم. یعنی زمان را به عنوان یک عامل در نظر نگرفتیم. اهداف خودمان را به عنوان عامل اصلی در نظر داشتیم. اما آن لحظات آخر، شرایط خیلی خوب جلو رفت. درست در 48 ساعت آخر در وین که سد شکسته شد دیگر کسی نتوانست جلوی روند موفقیت را بگیرد. طرف مقابل دید که ایران جدی است و روی اصولش ایستاده است. مقید به زمان هم نیست و به روند امور تسلط دارد. در نهایت شاهد بودیم که این رویکرد ایران نتیجه بخش بود و توافق خوبی حاصل شد که آغازگر فصل تازه ای از مناسبات ایران با جهان خواهد بود.

– خاطره ای از همتای امریکایی خود در مذاکرات دارید؟ شنیدیم آقای مونیز به مناسبت تولد نوه تان هدیه ای به شما دادند.
اگر بخواهید دقیق بگویم اول بنده به آقای مونیز هدیه دادم. نخستین بار مقداری عسل خوب به همراه آجیل را به آقای مونیز دادم. از طرف دیگر نوه من 12 اسفند ماه به دنیا آمد یعنی زمانی که من در مذاکرات حضور داشتم. صبح که برای ادامه مذاکرات رفتیم، نمی دانم چه کسی به امریکایی ها اطلاع داده بود. تبریک گفتند و پرسیدند اسم این نوزاد چیست؟ گفتم سارا. یکی از اعضای هیأت امریکایی گفت اسم دختر من هم سارا است. جلسه بعد آقای مونیز لباس کوچک بچگانه با یک عروسک که آرم دانشگاه «MIT» را داشت به من داد و گفت طوری تربیتش کن که وارد دانشگاه «MIT» شود. گفتم ان شاءالله. خب می دانید MIT یکی از دانشگاه های خوب امریکا است یعنی جزو دانشگاه های برتر این کشور است و ورود به این دانشگاه خیلی مشکل و برای خارجی ها عملاً خیلی سخت است، مخصوصاً اگر بخواهی بورس هم بگیری یک کار عجیب و غریب است زیرا بسیار پرهزینه است. آن زمان 43 سال پیش که من در این دانشگاه دانشجوی دکترا بودم (سال 1972) شهریه 5000 دلار بود (اکنون این شهریه سالانه 60 تا 70 هزار دلار است) که آن موقع هم پول زیادی بود. البته من از طریق کار روی یک طرح زیر نظر (ERDA) امریکا بورسیه دانشگاه «MIT» شدم.

No responses yet

Aug 06 2015

وکیل حمید بقایی: وضعیت جسمی موکلم نامساعد است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: وکيل حميد بقايی، معاون اجرايی محمود احمدی‌نژاد در دوران رياست جمهوری، از ملاقات با موکلش در روز سه‌شنبه ۱۳ مرداد خبر داد و وضعيت جسمی آقای بقايی را «نامساعد» توصيف کرد.

حميد بقايی روز ۱۸ خرداد بازداشت شد و علی‌اصغر حسينی، يکی از وکلای مدافع وی، اتهام موکلش را «اختلاس» عنوان کرده است.

به گزارش خبرگزاری ايسنا، دفتر محمود احمدی نژاد، ریيس جمهوری سابق ايران، روز چهارشنبه خبر داد که آقای بقايی پس از ۵۶ روز بازداشت موقت در زندان اوين، صبح روز سه‌شنبه با عادل حيدری وکيل خود ملاقات کرده است.

بر اساس اين گزارش، عادل حيدری پس از اين ملاقات، وضعيت جسمی موکلش را «نامساعد» توصيف کرد و «در اين زمينه نگرانی خود را مورد تاکيد قرار داد».

در همين حال عادل حيدری و علی اصغر حسينی، وکلای آقای بقايی، اعلام کرده‌اند که در مدت بازداشت موکل‌شان «فقط چهار» جلسه رسيدگی در «بازپرسی» تشکيل شده که آخرين آن، روز ۲۲ تيرماه بوده است.

همچنين به گزارش سايت «دولت بهار»، نزديک به آقای احمدی نژاد، وکلای حمید بقايی «ناخرسندی» خود را از «کندی» روند رسيدگی به اين پرونده اعلام و تاکيد کرده‌اند که دو ماه بازداشت موقت موکل‌شان «به هيچ وجه منطقی و قابل توجيه» نيست.

مقامات قوه قضائيه ايران توضيحی در این زمینه واکنشی نداده‌اند.

با اين حال محمد اشرفی اصفهانی، ریيس هيات بدوی رسيدگی به تخلفات اداری نهاد رياست جمهوری، پس از بازداشت آقای بقايی به استناد «سخنان يکی از مسئولان امنيتی کشور» گفته بود که وی اموالی را از کشور «خارج کرده» و در «ده کشور خارجی سرمايه‌گذاری کرده ‌است».

وب سايت تابناک نيز روز ۱۸ خرداد به نقل از غلامعلی جعفرزاده، نماينده رشت در مجلس، «يکی از تخلفات» آقای بقايی را «انتقال ۲۰ هزار ميليارد تومان از داخل کشور به صرافی‌های کشورهای عربی» عنوان کرده بود.

عادل حيدری، وکيل آقای بقايی، روز چهارشنبه گفت که از اشرفی اصفهانی به دليل گفته‌های او درباره موکلش شکايت خواهد کرد.

به گزارش ايلنا، آقای اشرفی اصفهانی ساعاتی پس از اين تهديد گفت که برای «پاسخگويی مفصل» در اين زمينه و نشان دادن «مستندات لازم» در جلسات دادگاه «آمادگی داريم».

در سال ۹۰ و پس از بازداشت عليرضا مقيمی، علی‌‌اصغر پرهيزکار و آزاده اردکانی، روسای مناطق آزاد اروند و ارس و ریيس موزه ملی ايران که از آنان به عنوان نزديکان اسفنديار رحيم مشايی و حميد بقايی نام برده می‌شد، شايعه احتمال بازداشت اين دو نفر نيز به اتهام تخلفات مالی مطرح شد.

محمود احمدی‌نژاد در واکنش به اين شايعات، کابينه را «خط قرمز» خود خوانده و گفته بود که «اگر بخواهند به آن دست‌‌اندازی کنند، ديگر من بايد وظيفه قانونی خود را انجام دهم».

در همين حال مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، روز چهارشنبه گفت که اسفنديار رحيم مشايی، ریيس دفتر محمود احمدی‌نژاد، در پرونده اختلاس سه هزار ميليارد تومانی «نقش قابل توجهی» داشته‌ است.

No responses yet

Aug 05 2015

پورمحمدی: نقش قابل توجه رحیم مشایی در اختلاس سه هزار میلیاردی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: رئیس سابق سازمان بازرسی کل کشور می‌گوید که اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، در پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی «نقش قابل توجهی» داشته‌است.

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، این مطلب را در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران که روز چهارشنبه ۱۴ مرداد، در خبرگزاری ایسنا بازنشر شده اعلام کرد.

وی اضافه کرد: «در واگذاری فولاد و پروژه تهاتر دو طبقه کردن جاده چالوس به نور، جلسه‌ای در هتل استقلال به دستور مستقیم آقای مشایی بود. آقای مشایی نامه داده بودند و نقش قابل توجهی داشتند.»

آقای پورمحمدی تأکید کرد: «البته ایشان گفته بود من فقط توصیه کردم و مسئولان باید طبق وظیفه خود عمل می‌کردند ولی همگان می‌دانند که توصیه مقامات عالی اثربخش است؛ به ویژه اگر مکتوب هم باشد.»

پیش از این نام اسفندیار رحیم مشایی در دادگاه اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و هم‌چنین پدیده شاندیز مطرح شده و نامه آقای مشایی برای واگذاری سهام شرکت فولاد خوزستان بدون برگزاری تشریفات قانونی مزایده به گروه امیر منصور آریا نیز در وب‌سایت‌های خبری منتشر شده بود.

رسانه‌های ایران از عنایت‌الله ریاحی، یکی از متهمان این اختلاس، به عنوان خواهرزاده آقای مشایی نام برده‌اند. غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، نیز در آبان‌ماه سال ۹۰ تأیید کرده بود که وی از بستگان آقای مشایی است.

رئیس سابق سازمان بازرسی در سخنان خود همچنین تأکید کرد که «بیشتر پرونده‌های کلان و تخلف‌های میلیاردی طی دو سال آخر دولت دهم» اتفاق افتاده‌است.

مقامات دولت حسن روحانی از جمله اسحاق جهانگیری، معاون اول، و محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت، تاکنون اتهامات زیادی دربارهٔ تخلف‌های مالی دولت محمود احمدی‌نژاد مطرح کرده‌اند.

در همین حال عادل حیدری، وکیل آقای احمدی‌نژاد، از طرح شکایت علیه اسحاق جهانگیری خبر داده و دفتر آقای جهانگیری نیز اعلام کرده که از این شکایت «استقبال» می‌کند.

پورمحمدی: علیه احمدی‌نژاد اعلام جرم کرده بودیم

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران، در بخش دیگری از سخنان خود خبر داد که سازمان بازرسی کل کشور در زمان ریاست او، علیه محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت ایران، وزیر کشور و «سایر مقامات»، به دلیل پروژه مونوریل قم «اعلام جرم» کرده‌است.

آقای پورمحمدی، در مصاحبه خود با روزنامه ایران گفت که آقای احمدی‌نژاد «صریحاً در این پرونده دستور داده» و این دستور «فراتر از یک توصیه اداری» بوده‌است.

به گفته آقای پورمحمدی این پروژه «از اصل خلاف قانون» بوده و اجرای آن قوانین «بسیار زیادی» را «نقض» کرده‌است.

وی با تأکید بر این‌که این پرونده به «فرجام» نرسید، افزود: «در آن زمان قوه قضائیه مایل نبود هر روز با دولت درگیر باشد و پرونده پیگیری جدی نشد. این‌قدر پرونده‌ها زیاد شده بود که مصلحت نبود هر روز این درگیری‌ها ادامه پیدا کند.»

آقای احمدی‌نژاد در زمان تصدی شهرداری تهران نیز، با روی آوردن به پروژه احداث مونوریل در تهران، قطار شهری پایتخت را برای حل معضل ترافیکی این کلان‌شهر ناکافی می‌دانست.

با این حال در زمان تصدی محمدباقر قالیباف، پروژه منوریل که موضوع پایان‌نامه دانشگاهی محمود احمدی‌نژاد بود، مسکوت ماند و شهرداری بار دیگر بر توسعه قطار شهری متمرکز شد.

در همین حال سازمان بازرسی کل کشور و برخی از اعضای شورای شهر قم به پروژه مونوریل در این شهر اعتراض کرده بودند اما در نهایت اجرای این پروژه با اصرار دولت محمود احمدی‌نژاد آغاز شد و براساس گزارش‌ها تاکنون ۵۰ درصد پیشرفت داشته‌است.

تصمیم وکیل احمدی‌نژاد برای شکایت از اشرفی اصفهانی

وکیل آقای احمدی‌نژاد، روز چهارشنبه نیز گفت که از محمد اشرفی اصفهانی، رئیس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری، نیز به دلیل گفته‌های او دربارهٔ حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی‌نژاد، شکایت خواهد کرد.

آقای اشرفی اصفهانی پیش از این به استناد «سخنان یکی از مسئولان امنیتی کشور» گفته بود که حمید بقایی اموالی را از کشور «خارج کرده» و در «ده کشور خارجی سرمایه‌گذاری کرده‌است.»

حمید بقایی روز دوشنبه ۱۸ خرداد، بازداشت شد و علی‌اصغر حسینی، یکی از وکلای مدافع آقای بقایی، اتهام موکلش را «اختلاس» عنوان کرد.

No responses yet

Aug 05 2015

واکنش به ادعای رفسنجانی درباره شورای نگهبان/ کدخدایی: پیگیری قضایی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

صراط نیوز: روز گذشته هاشمی رفسنجانی در اجلاس روسای آموزش و پرورش مدعی شده بود که شورای نگهبان و نیروهای امنیتی می خواستند از انتخاب درست مردم جلوگیری کنند.

صراط: سخنگوی سابق شورای نگهبان خاطرنشان کرد: برخی اصلاح‌طلبان چون در انتخابات‌های گذشته از سوی مردم انتخاب نشده‌اند، در حقیقت شکست خود را متوجه دستگاه‌های قانونی کشور می‌دانند.
عباسعلی کدخدایی، سخنگوی سابق شورای نگهبان، در خصوص ادعای اخیر درباره جلوگیری شورای نگهبان و نیروهای امنیتی از برگزاری انتخابات درست اظهار داشت: چنین مسائل و اتهامات بی اساس از جانب افرادی مطرح می‌شود که جایگاهی ندارند , این اتهامات قطعاً می تواند مورد پیگرد قضایی هم قرار بگیرد.
وی گفت: باید دستگاه هایی که مورد اتهام قرار گرفته اند، از این افراد به قوه قضائیه شکایت کنند؛ چرا که کسی که ادعای چنین مسائلی را دارد باید اسنادی هم داشته باشد که در غیر این صورت قوه قضائیه باید برخورد کند.
کدخدایی ضمن تأکید بر اینکه کسی که چنین اتهامات کذب و بی اساسی را می‌زند باید آنها را ثابت کند، خاطرنشان کرد: بیان سخنانی این چنینی از سوی افراد درباره انتخابات دور از انتظار بوده و حق دستگاه های امنیتی و شورای نگهبان است که از طرح کنندگان چنین مسائلی شکایت کنند و در یک محکمه صالح باید به این شکایت رسیدگی شود.
سخنگوی سابق شورای نگهبان یادآور شد: در دوران مسئولیت من در شورای نگهبان، تنها یک عضو در این شورا بودم ولی این اتهامات دایره عملکرد و اقدامات شورای نگهبان را زیر سوال می‌برد ؤ هویت حقوقی شورای نگهبان با این اظهارات مورد خدشه قرار گرفته است.
کدخدایی با بیان این نکته که باید پاسخ های قاطع و قانونی به چنین اتهامات واهی داده شود، گفت: عده‌ای وجود دارند که در انتخابات‌های گذشته نیز با تشویش اذهان عمومی و ایجاد یک بحران ساختگی به دنبال تحت شعاع قرار دادن انتخابات هستند.
وی با بیان اینکه این افراد اقبال مردمی ندارند، گفت: هر دستگاهی وظایف و اهداف آن در قانون مشخص شده است و بر اساس این اهداف و وظایف در مسیر قانون حرکت می‌کنند.
سخنگوی سابق شورای نگهبان اذعان داشت: کسانی که چنین ادعاهایی را می خواهند طرح کنند بهتر است قبل از بیان آن، مستندات خود را ارائه دهند، هرچند مردم به راحتی می‌توانند تشخیص بدهند که بیان چنین اتهاماتی بی اساس است.
کدخدایی خاطرنشان کرد: این افراد چون در انتخابات های گذشته از سوی مردم انتخاب نشده‌اند، در حقیقت شکست خود را متوجه دستگاه‌های قانونی کشور می دانند و این مانند دانش آموزی است که وقتی نمره مطلوبی از معلم خود نمی گیرد، معلم را مقصر می داند.
وی در پایان تأکید کرد: بهتر است خود دستگاه‌ها موضوع را از جهت حقوقی پیگیری کنند تا این افراد شکست خورده دیگر چنین مسائلی را مطرح نکنند.
خاطر نشان می شود روز گذشته هاشمی رفسنجانی در اجلاس روسای آموزش و پرورش مدعی شده بود که شورای نگهبان و نیروهای امنیتی می خواستند از انتخاب درست مردم جلوگیری کنند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .