اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Jan 02 2015

مشاور زنان تلویزیون ایران: نمایش زنان با روبنده اشتباه بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: این برنامه به صورت سیاه و سفید از تلویزیون پخش شد
پروین سلیحی، مشاور امور زنان و خانواده رئیس رادیوتلویزیون دولتی ایران می‌گوید نمایش زنان با روبنده اشتباه بود.
خانم سلیحی امروز (۱۲ دی) به خبرگزاری ایلنا گفته است: “آن برنامه با انتقادات بسیاری روبرو شد، من هم مخالفت خودم را در آن زمان نشان دادم و شاید هم کسی که عامل این کار بود، توبیخ شد.”
چند ماه پیش برنامه ‘زنده باد زندگی’ شبکه دوم تلویزیون ایران با خانواده‌ای روحانی مصاحبه کرد که زنان مصاحبه‌شونده با روبنده در این برنامه حاضر شدند. این برنامه به طور ویژه به طور سیاه و سفید پخش شد.
مشاور زنان صدا و سیما گفته است: “همانطور که به دلیل برخی ضوابط، زن بدحجاب را در تلویزیون نشان نمی‌دهیم، از طرف دیگر هم اعتدال را رعایت می‌کنیم. در تمامی این سال‌ها تنها یک مورد به این شکل پیش آمده است.”
خانم سلیحی گفته است: “متاسفانه برخی آگاهانه و یا نا‌آگاهانه اشتباهاتی را انجام می‌دهند، این مورد از موارد استثنایی بود.”
او تاکید کرده است که “ترویج چنین مسائلی از سیاست‌های سازمان صدا و سیما نیست” و از جمله اشاره کرده که محمد سرفراز به تازگی نسرین آبروانی را به معاونت رادیو منصوب کرده است که به گفته او “نشان دادند که شایسته‌سالاری را مد نظر قرار داده‌اند و دیدگاه جنسیتی در این زمینه ندارند.”
‘زنده باد زندگی’
در برنامه چند ماه پیش زنده باد زندگی که به طور سیاه و سفید پخش شد، یک روحانی به نام محمد صادقی به همراه همسرش زینب طیبیان، دخترش زهرا صادقی و همسر او مجتبی محمدی شرکت کردند، به جز آقای صادقی سه نفر دیگر طلبه بودند. چند فرزند کوچکتر خانواده نیز در استودیو حضور داشتند.
زینب طیبیان و زهرا صادقی در این برنامه با روبنده حاضر شدند.
خانم طیبیان در این برنامه گفت از آنجا که باید از پیامبر اسلام و خاندان او الگو گرفت، از روبنده استفاده می‌کند. او همچنین گفت که تحقیقات پزشکی نشان داده که حجاب به جوان ماندن زنان کمک می‌کند چرا که اشعه‌ای از چشم مردان “نامحرم” ساطع می‌شود که پیری زودرس می‌آورد.
خانم طیبیان گفت اصراری ندارد که همه پوششی مانند او داشته باشند و گفت حتی دخترش هم حدود دو سال است که با انتخاب خودش روبنده می‌گذارد.
آقای صادقی در این برنامه گفت استفاده از روبنده در حال گسترش است.
پخش این برنامه در همان مقطع واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت.

No responses yet

Jan 02 2015

محمدتقی مصباح یزدی: رهبر در مواردی هیچ موافقی نداشته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدتقی مصباح یزدی می‌گوید در مواردی کسی موافق علی خامنه‌ای نبوده٬ اما وی به خواست خود عمل کرده و «موفق» هم شده است.

مصباح افزوده در این موارد رهبر جمهوری اسلامی «تنهای تنها» بوده و هیچ «همراه و موافقی» نداشته است.

وی به این موارد اشاره‌ای نکرده٬ اما اظهار کرده که حضور خامنه‌ای «‌‌نهایت لطف و عنایت خداوند» به جامعه اسلامی است.

این روحانی تندرو همچنین گفته اگر شبانه روز تسبیح خداوند را برای این «نعمت عظیم» بجا آورده شود٬ باز حق آن ادا نخواهد شد.

عضو مجلس خبرگان رهبری «بی‌ادبی» به علی خامنه‌ای را چه «بصیرتی بزرگی» نامیده که از سر «غرور، ناآگاهی و هوای نفس» صورت می‌گیرد.

مصباح با این حال گفته رهبر جهموری اسلامی از «بی‌ادبی» ضرری نمی‌بیند.

هوادارای علی خامنه‌ای سال‌هاست با تعاریف اغراق‌آمیز از وی سعی می‌کنند جایگاهی غیرقابل انتقاد برای وی ایجاد کنند.

آن‌ها هر گونه انتقاد از عملکرد خامنه‌ای را «بی‌ادبی» به ساحت ولایت فقیه و حتی جرمی نابخشودنی می‌دانند.

No responses yet

Jan 01 2015

وزارت اطلاعات: وقایع سال ۸۸ درس بزرگی به مردم داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,ملای حیله‌گر

دیگربان: وزارت اطلاعات اعلام کرد وقایع سال ۸۸ به مردم ایران «درس بزرگی» داد تا بدانند قبل از هر اقدامی باید به علی خامنه‌ای اعتماد داشته باشند.

این وزارت‌خانه حوادث سال ۸۸ را «فتنه» و تجمع ۹ دی را «حماسه» دانسته و افزوده این وقایع نشان داد «بهترین» دلسوز و مدافع مردم کسی جز رهبری نیست.

وزارت اطلاعات درباره درس وقایع آن سال برای «خواص» هم اعلام کرده که آنها نباید به اطرافیان خود اعتماد ۱۰۰ درصد داشته باشند.

به نوشته این وزارت‌خانه «خواص» باید مراقب باشند از طریق اطرافیانشان در معرض اطلاعات مهندسی شده‌ «بیگانگان» قرار نگیرند.

وزارت اطلاعات خطاب به «خواصی» که نامی از آنها نبرده اعلام کرده «بازی» خوردن آنها منجر به «انحراف» بخشی از جامعه خواهد شد.

No responses yet

Jan 01 2015

امام جمعه موقت تهران: اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی کامل نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بازتاب: آنچه که در قانون اساسی آمده همه اختیارات ولی فقیه نیست و بخش جزئی از آن اختیارات است و ما معتقدیم آنچه سبب اعتبار قانون اساسی، صندوق‌ها و آرای عمومی می‌شود ولایت است.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه تحزب بدون ولایت عامل اختلاف خواهد بود،گفت: ولایت انحرافات را به احزاب تذکر می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام محمدکاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران با حضور در ششمین کنگره جمعیت ایثارگران که صبح امروز پنج‌شنبه 11 دی ماه در مجموعه فرهنگی سرچشمه برگزار شد ضمن تبریک آغاز ولایت و امامت امام زمان (عج)، مسئله امامت در اسلام را رکن رکین و منشأ همه برکات دانست و اظهار داشت: ولایت نعمت مطلق و منشأ ارزش بشریت است از این رو آحاد ملت به منزله صفرهایی هستند که با وجود امام (ع) ارزش عددی پیدا می‌کنند.

صدیقی ادامه داد: مسئله قانون اساسی، آرای عمومی و صندوق‌های رأی که ما در کشور داریم با آنچه که دنیا به دنبال آن هست تفاوت ماهوی دارد لذا ما مشروعیت یک رئیس‌جمهور را به صندوق‌ها و آرای اکثریت نمی‌دانیم و ملاک رأی نیست بلکه امضای خداوند است.

امام جمعه موقت تهران تأکید کرد: در اسلام اساس بر مبنای امامت و امت است و ادامه حیات دینی به این منظور است که همه ما به امامت چنگ بزنیم چرا که حبل‌الله در جامعه خلیفه خدا در زمین است و حجت خداوند قرآن ناطق محسوب می‌شود.

وی بر همین اساس افزود: بنابراین آنچه که در قانون اساسی آمده همه اختیارات ولی فقیه نیست و بخش جزئی از آن اختیارات است و ما معتقدیم آنچه سبب اعتبار قانون اساسی، صندوق‌ها و آرای عمومی می‌شود ولایت است.

صدیقی با بیان اینکه ما سکولاریسم را یک امر ضد خدا و ضد مصالح بشر می‌دانیم یادآور شد: اگر تمام اختیارات ولایت فقیه در قانون آمده بود مردم در زمان شاه در خیابان‌ها جان خود را فدا نمی‌کردند و در آماج گلوله‌های شاه قرار نمی‌گرفتند از این رو اعتبار امامت و ولایت مجوزی است برای اینکه ما هستی خود را به اذن امام در طبق اخلاص بگذاریم.

خطیب موقت تهران با بیان اینکه کسی که در انتخابات برنده می‌شود از اکثریت آرای شرکت‌کنندگان برخوردار است نه آرای همه کسانی که می‌توانند رأی بدهند، خاطر نشان کرد: بر اثر جوسازی و حرکت‌های مادی، افراد غیراصیل در صحنه حضور پیدا می‌کنند.

وی افزود: فرهیختگان، صاحب‌نظران و مؤمنان با یک دیوانه که با پول کنار صندوق آمده یک رأی دارند که باید پرسید این با کدام عقل سازگار است بنابراین سربلندی ما اعتقاد به امامت است و او این مسیر را امضا کرده است.

صدیقی با تأکید بر اینکه اعتبار آرای عمومی و قانون اساسی به ولی فقیه است، سربلندی ما را در مجاری حکومتی برخورداری از پشتوانه دینی و شرعی دانست و تأکید کرد: اطاعت از قوانین چون با امر ولی فقیه است برای ما وجوب پیدا می‌کند و الزامی می‌شود.

خطیب موقت تهران ولایت را عامل وحدت مؤمنین برشمرد و با بیان این نکته که تحزب و حزب‌گرایی عامل اختلاف است در عین حال گفت: آنچه که اینها را زیر یک چتر جمع کرده و انحرافاتشان را تذکر می‌دهد امر ولایت و امامت است.

وی ضمن انتقاد از خواصی که به صحبت‌های رهبری عمل نمی‌کنند، گفت: اگر ما از یکدیگر جدا شویم و وحدت نداشته باشیم باعث خون دل خوردن نایب امام زمان خواهیم بود و باید برای رضای خدا مطیع ایشان باشیم.

صدیقی با بیان اینکه دنیا به دنبال ضربه زدن به ما است و در نابودی ما با یکدیگر وحدت دارند، گفت: چرا ما نباید در مسیر حق خود وحدت داشته باشیم؟

وی با بیان اینکه جنگ هیچ‌گاه تعطیلی ندارد و آمریکا همواره شیطان بزرگ است، ادامه داد: نیروی اصولگرا و متدین کسی است که به مطالبات و نکته‌های رهبری توجه دارد اما برخی پس از صحبت‌های رهبری آن را تحلیل می‌کنند و اگر امام زمان هم بیاید آنها همین‌طور خواهند بود در حالی که این تعبد مصلحت عمومی است.

صدیقی با تأکید بر اینکه بنده بعد از امام زمان (عج) کسی را از نظر ظرفیت و اصالت و تعبد به اندازه مقام معظم رهبری نمی‌شناسم، تأکید کرد: ما باید ید واحده باشیم و اجتماعات اینچنینی بسیار مطلوب است.

امام جمعه موقت تهران جلسات وحدت اصولگرایان را که با محوریت تقوی صورت می‌گیرد یک الگوی سالم و روشی متین دانست و گفت: درگذشت آیت‌‌الله مهدوی‌کنی برای ما رخنه‌ای بود چرا که ایشان اعتبار، پشتوانه و ارزش متعالی محسوب می‌شد.

وی تجمعات اینچنینی را باعث خوشحالی رهبری و نیروهای اصیل مجرب دانست و گفت: این جلسات مشترک زاویه دید را کم می‌کند.

صدیقی در ادامه با بیان اینکه امام خود را به خدا داده بود و هیچ‌گونه منیتی نداشتند، یادآور شد: برخی رسانه‌ها که در اوایل انقلاب حرکت‌هایی را توسط نهضت آزادی و برخی گروهک‌ها آغاز کرده بودند در حال حاضر با بعضی دیگر متحد شده‌اند و در مسیر خود ایثار می‌کنند بنابراین ما اگر زیر پرچم نایب امام زمان (عج) اجماع و وحدت نکنیم، هیچ حجتی نخواهیم داشت.

No responses yet

Jan 01 2015

سنگ قبرهای چيني که قرآن می‌خوانند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر

تابناک: به نظر می‌رسید ساختن چراغ خواب‌هایی با طرح ضریح معصومین(ع) آخرین دست‌درازی چینی‌ها به فرهنگ مذهبی ما باشد، اما کم‌لطفی وزارت ارشاد و دیگر سازمان‌های متولی، باعث شده چینی‌ها پا را فراتر بگذارند و سر از قبرستان‌های ما درآورند و ما را در آن دنیا نیز به حال خودمان رها نکنند.

به گزارش بهارنیوز، چینی‌ها پس از مرگ نیز دست از سر ما برنداشته‌اند، آنها این‌بار اعتقادات و باورهای ما را دست مایه کسب درآمد کرده‌اند و دستگاهی ساخته‌اند که به سنگ قبر متصل می‌شود. باطری این دستگاه کوچک به وسیله نور خورشید در طول روز شارژ می‌شود و شب‌ها قرآن می‌خواند.این خلاقیت و نبوغ آنهاست یا سهل انگاری و بی توجهی ما به فرهنگ‌مان که باعث شده هرکس در هر کجای دنیا فکر کند می‌تواند آداب و رسوم دیگر کشورها را به مقری برای کسب درآمد تبدیل کند؟! چینی‌ها با سنگ قبرهای ما مانند عروسک‌هایی رفتار کرده اند که صداهای مختلفی روی آن ضبط می‌شود.

کار، بی‌شک بیهوده است

شما اگر مخاطبی نداشته باشید، صحبت می‌کنید؟ بلاتشبیه پخش قرآن شب هنگام در قبرستان مانند این است که کلام خداوند را که راه گشای زندگی بشر است، بدون مخاطب پخش کنیم، این کار بدون شک کاری بیهوده است و خداوند پیش از این ما را درباره کارهای بیهوده در آیه سوم سوره مؤمنون، مشخص کرده است.

آیا پخش قرآن به صرف آنکه پخش شود، برای کسی که از دنیا رفته ثواب دارد؟ لازم نیست اطلاعات مذهبی دقیق و جامعی داشته باشید تا بدانید که قرآن برای زنده‌ها آمده است و اگر ما آن را برای خیرات رفتگان می‌خوانیم، در درجه اول برای آرامش خودمان و بعد به نیابت از شخص فوت شده است.
به گفته حجت‌الاسلام بهرانی، یکی از کارشناسان مذهبی؛ در صورتی که این کار سودمند باشد، آیا شما می‌توانید در ماه مبارک رمضان برای شخصی که از دنیا رفته به وسیله ضبط صوت قرآن ختم کنید؟ چنین چیزی وجود ندارد، مگر اینکه شما خود نیز به همراه آن صدای ضبط شده به تلاوت آیات بپردازید، در غیر اینصورت ثوابی شامل حال فرد مورد نظر نمی‌شود.

از نظر علی راد یکی از کارشناسان مذهبی، این کار بی شک استفاده از عنصر حس گرایی عوام مردم است. قرآن برای قرائت انسان است تا در آن بیندیشد، پخش آن شب هنگام و در قبرستان‌ها چه سودی برای چه کسی خواهد داشت؟ ضمن اینکه بعضی افراد برای همین قرآن خواندن، بر سر مزار گذشتگان خود می‌روند و اگر این وظیفه را نیز به دست همت چینی‌ها بسپارند، دیگر هیچ بهانه‌ای برای حاضر شدن در قبرستان‌ها نمی‌یابند.

استقبال مردم از این سنگ قبرها

یکی از سنگ‌فروش‌ها درباره میزان خرید و استقبال مردم از این محصول گفت: قیمت پایین این دستگاه یکی از عواملی است که باعث استقبال زیاد مردم از آن شده است البته فراموش نکنید که همه دوست دارند سر قبر عزیزشان قرآن پخش شود. وقتی از او می‌پرسم که به نظر خود شما این دستگاه بی‌احترامی به مقدسات ما نیست می‌گوید: این یک دستگاه است پس نمی‌توان گفت نشستن یا پا گذاشتن بر روی آن توهین به آیات قرآن است. ضمن اینکه درون خاک در کنار سنگ قبر نصب می‌شود و امکان بی‌احترامی به آن وجود ندارد، البته اشکال شرعی هم ندارد.این سنگ‌فروش ساخت این دستگاه را در داخل ایران توصیه کرد. فکر کنید این اتفاق بیفتد و تعداد این دستگاه‌ها درون قبرستان‌ها زیاد شود، تصور کنید نیمه شب صحنه قبرستان به چه شکلی در خواهد آمد؟!

سهل‌انگاری و بی توجهی ما به فرهنگ‌‌مان

علی شریعتی واژه قرآن را “خواندنی” معنا می‌کند و می‌گوید” این سیاست دشمنان سعادت بشری است که قرآن را از ما بگیرند بگذارند لب طاقچه، پارچه گرانبهایوی آن بیندازند و به ما یاد بدهند عید به عید آهسته پایین بیاورید غبارروبی کنید و باز سر جایش بگذارید، ببرید بر سر مزار مرده خود تا ثواب کنید. حال آنکه خداوند چنین دسیسه‌هایی را از آغاز پیش‌بینی کرده و نام کتاب آسمانی‌اش را خواندنی گذاشته تا ما بدانیم آن را برای خواندن و درس گرفتن نزد ما فرستاده است آیا ما متولی مشخصی برای بررسی فرهنگی کالاهای وارداتی خود داریم؟ اینکه چه چیز به خود فرهنگ ما می‌دهند، دغدغه کدام سازمان است؟

No responses yet

Dec 29 2014

محمدحسن رحیمیان٬ تولیت مسجد «جمکران»: مدعیان خط‌‌امام را باید به سخت‌ترین وجه‌ کشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدحسن رحیمیان٬ تولیت مسجد «جمکران» گفته «منافقین جدیدی» که با ادعای «خط امام» قصد براندازی نظام را دارند باید به سخت‌ترین وجه ممکن کشته شوند.

آقای رحیمیان کشتار این افراد را حکم قرآن دانسته و گفته خداوند به پیامبر اسلام مجوز چنین برخوردی با «منافقین» را داده است.

وی با استناد به برخی آیات قرآن افزوده «منافقین»٬ «بیمار‌دلان» و موجدان «وحشت» در وقایع سال ۸۸ دست داشتند و اگر به اقدامات خود ادامه دهند باید به سخت‌‌ترین وجه ممکن کشته شوند.

رحیمیان این افراد را «منافقین جدیدی» معرفی کرده که ادعای «خط امام» می‌کنند٬ اما «ضدامام و نظام اسلامی» عمل کرده و درصدد «براندازی» یا زمینه‌ساز «براندازی» نظام اسلامی هستند.

این روحانی محافظه‌کار افزوده برخی مدعیان «خط امام» در وقایع سال ۸۸ راه «براندازی» نظام را در پیش گرفتند که قرآن مجازات چنین افرادی را تعیین کرده است.

وی برخورد حداکثری با این افراد را نه‌تنها حکم قرآن بلکه روش جاری در آمریکا و انگلیس معرفی کرده و گفته این کشور‌ها نیز با مخالفان خود چنین برخورد می‌کنند.

No responses yet

Dec 27 2014

جواد لاریجانی: دروغ بستن به خامنه‌ای، خروج از دین است

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: محمد جواد لاریجانی می‌گوید دروغ بستن به «ولایت» موجب خروج از دین می‌شود. دری نجف‌آبادی هم خواستار «توبه‌ی سران فتنه» شده و یک مقام دیگر هم گفته رفع حصر کار مطهری نیست و نیاز به تایید رهبری دارد.

در آستانه‌ی نزدیک شدن به سال‌روز «نهم دی» حملات به معترضان به انتخابات جنجالی ۸۸ و نیز میرحسین موسوی و مهدی کروبی افزایش یافته است. نهم دی، روزی است که حکومت ایران با برپایی یک تظاهرات فرمایشی اعلام کرد که اعتراضات مردم پایان یافت.

اگرچه یک سال بعد از «نهم دی و پایان فتنه» و در بهمن ماه ۸۹، مردم ایران مجددا به خیابان آمدند و اعتراض خود را اعلام کردند که همان روزها حصر خانگی سران معترض انتخابات هم آغاز شد، اما حکومت ایران با چشم‌پوشی از ماجراهای بهمن ۸۹، همه ساله مراسمی برای «نهم دی» برگزار می‌کند و اظهارنظرها و حملات به «سران فتنه» هم شدت می‌گیرد.

لاریجانی: دروغ بستن به ولایت منجر به خروج از دین می‌شود

در همین راستا محمدجواد لاریجانی٬ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه با انتقاد از اقدامات «سران فتنه» گفته است که دروغ بستن به ولایت منجر به «خروج از دین» می‌شود. وی با انتقاد از عملکرد روشن‌فکران و اصلاح‌طلبان در وقایع سال ۸۸ نیز گفته «نفاق» در عمل نخستین نشانه‌های «منحرفین» وقایع آن سال بود.

لاریجانی هدف اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات سال ۸۸ را سرنگونی ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی عنوان کرد.

رفع‌ حصر کار مطهری نیست، نیاز به تایید رهبری دارد

در اظهارنظری دیگر هم نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سازمان بسیج گفت که تلاش برای رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی باید «پنهانی» باشد و تصمیم «مراکز قانونی» دراین باره نیز در‌‌ نهایت باید به تایید رهبر جمهوری اسلامی برسد.

محمدرضا تویسرکانی تاکید کرد که تلاش‌های افرادی مانند علی مطهری برای رفع حصر سران معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ باعث «پیچیده‌تر شدن این موضوع» می‌شود.

تویسرکانی گفته «مراکز قانونی» در نظام تصمیم به حصر این افراد گرفته‌اند و تنها‌‌ همان مراکز اختیار رفع حصر را دارند.

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، تاکنون بار‌ها خواستار رفع حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی شده است.

وی روز ۱۵ مهر در نامه‌ای به حسن روحانی از وی خواست تا به عنوان رییس جمهوری و رییس شورای عالی امنیت ملی ایران برای رفع حصر این سه نفر اقدام کند و در صورت «مسامحه» آقای روحانی این موضوع «در قالب سوال» از رییس جمهوری در مجلس پیگیری خواهد شد.

دری نجف‌آبادی: سران فتنه برای برگشت به جامعه باید توبه کنند

و در اظهارنظر دیگری هم دری نجف‌آبادی، وزیر سابق اطلاعات با بیان اینکه «ولایت، ستون خیمه انقلاب است» گفته است: «سران فتنه برای برگشت به جامعه باید توبه کنند.»

به گزارش «تسنیم [2]» دری نجف‌آبادی گفت: «آنچه در جریان سال ۸۸ و فتنه‌ای که فتنه‌گران به راه انداختند اعتراض نبود چراکه برای اعتراض درون انقلاب اسلامی راه اعتراض مشخص است و شورای نگهبان و جریان ها و دستگاه‌های ذیربط مشخص شده در حالیکه فتنه گران برخلاف این شیوه های قانونی، یک اردوکشی تمام عیار خیابانی با همراهی عوامل و دشمنان خارجی و به ویژه سیستم دروغ پراکنی بی‌بی‌سی خبیث و دیگر رسانه‌های غربی به راه انداختند و کشور را با مشکل مواجه ساختند.»

وی با بیان اینکه در طول تاریخ همیشه مساله‌ی «فتنه» وجود داشته گفت: «از ۲۰۰ سال و بیشتر فتنه و فتنه‌گران و جریان‌های نفاق همچون منافقان، لیبرال‌ها و خوارج و ملی مذهبی‌های معاند در مقابله با اسلام ناب محمدی بوده‌اند که حتی در دوران حضرت علی نیز شاهد حضور همین خوارج علیه ولایت و جایگاه والای ولایت نیز فتنه می‌کردند.»

No responses yet

Dec 26 2014

روز پنجشنبه در حوالی کلانتری هفت‌چنار رخ داد: دومین اسید‌پاشی در تهران به شیوه اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: پلیس ایران انتشار خبر اسید‌پاشی‌های مشکوک در تهران را در دستور کار خود قرار داده و چند روز پس از اعلام خبر‌های مربوط به این حوادث٬ مدعی بازداشت اسید‌پاش‌ها می‌شود.

در تازه‌‌ترین اخبار مربوط به اسید‌پاشی‌های مشکوک٬ پلیس روز پنجشنبه (چهارم دی) از وقوع یک اسید‌پاشی در محدوده کلانتری «هفت چنار» شهر تهران خبر داده است.

پلیس اعلام کرده دو راکب موتور سوار که صورت‌های خود را پوشانده بودند به یک راننده جوان اسید پاشیده و متواری شدند؛ تحقیقات برای شناسایی و بازداشت آنها آغاز شده است.

جنسیت این جوان ۲۶ ساله اعلام نشده و گزاش‌ها حاکی از آن است که این جوان دچار آسیبی جدی نشده است.

روز ۲۴ آذر ماه نیز راکبین یک دستگاه موتور سیکلت که صورت خود را پوشانده بودند روی صورت یک دختر در تهران اسید پاشیده و متواری شدند که خبر آن را پلیس در اختیار رسانه‌ها گذاشت.

پلیس دور روز بعد بی‌‌آنکه به جزئیات این حادثه اشاره کند مدعی بازداشت عوامل این اسید‌پاشی شد.

اسید‌پاشی امروز شهر تهران دومین اسید‌پاشی در این شهر به شیوه اسید‌پاشی‌های جنجالی شهر اصفهان است که عامل یا عاملان آن تاکنون بازداشت نشده‌اند.

به نظر می‌رسد پلیس با اعلام سریع خبر‌های مربوط با اسید‌پاشی‌ها و ادعای بازداشت عوامل آنها تلاش می‌کند از طرفی مانع شایعه‌سازی‌ها شود و از سویی دیگر احتمال زنجیره‌ای بودن این حوادث را پنهان کند.

No responses yet

Dec 25 2014

شوخی می فرمایند آقای دکتر البته!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

محمد نوری‌زاد: یک: به جناب مصباح یزدی و آیت الله هایی چون وی باید حق داد که همچنان بر طبل فاجعه بکوبند و از مردم بخواهند با سر به سنگِ بن بست های اسلامیِ آنان بکوبند و هیچ ” چرا” یی بر زبان نیاورند. سابق بر این، دانشگاه ها از یک جور آرامش جمعی بر خوردار بودند. دختران و پسران در کنار هم درس می آموختند و با هم رقابت می کردند و با هم دوست می شدند و چند نفری نیز همدیگر را بر می گزیدند و به زیر یک سقف می رفتند و ازدواج می کردند. هرچه که بود، آرامش بود. نه این که مثل امروز برای پسران و دختران فضایی مجزا بر آورند تا مباد حسّ انسانی شان بجنبد و آشفتگی ای در بساط روانی شان پدید آید. اغلبِ فراورده های آیت الله های ما سر به توی شهواتِ جنسیِ مردمان دارد. بسیاری از آیت الله ها با شاخص قرار دادنِ حس های فرو کوفته یِ حوزویِ خود به خلق فتاوا می پردازند. و چون با دنیاهای درست ارتباطی نداشته اند و ندارند، اسلامشان بیش از آنکه به فهم مخاطب بنگرد، به شاخصه های شهوانیِ مردم خیره مانده است. اساساً این همه قیل و قال آیت الله ها برای حجاب بانوان نیز از همین منظر شهوانی است. که: مباد احساسی بجنبد و رعشه ای بر تنی افتد و افلاک را به ارتعاش اندازد. جناب مصباح، تازگی ها نیز بر تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اصرار ورزیده و این جدایی دختران و پسران را به پیشرفت علمیِ انان ربط داده است. می گویم: این سی و شش سالی که از ورشکستگیِ تحکم های احکامیِ آیت الله می گذرد، نباید آنان را به بازنگریِ فتوای بر خاک نشسته شان ترغیب کند؟

دو: چندی پیش جناب سید محمد خاتمی رو به نمایندگان هفتاد تشکل دانشجویی فرموده اند: دانشجویان، خود، جامعه و قدرت را نقد کنند. که می گویم: این سخنِ درستی است. دانشجویان اگر به نقد خود، و به نقد جامعه و قدرت نپردازند، حاشیه ی امنی برای ظهور مفسده در هرکجا پدید می آورند. این سخنِ درست، یک سویِ نگفته دارد که اتفاقاً به خودِ جنابِ خاتمی و دوستان اصلاح طلبِ ایشان مربوط است. و آن این که: اگر دانشجویی و دانشجویانی به نقد خود و جامعه و قدرت پرداختند و مثلاً زیر و بالای مفسده های سپاه و بیت رهبری را بر کشیدند و بر طَبَق نهادند و بلافاصله توسط سپاه و اطلاعات، ستاره دار شدند و به زندان رفتند، خودِ جناب خاتمی آیا به مددشان می شتابد؟ سال هایِ هدر شده نشان داده است که جناب ایشان، با فرو شدنِ دانشجویان منتقد به اعماق زندان ها هرگز پای وسط ننهاده اند و کاری نکرده اند. این سخنِ خوبِ جناب خاتمی، نشان می دهد که: ما همگی در مقامِ سخن، چه نیک بر اسبِ توصیه شلاق می زنیم اما در مقامِ عمل، پای اسب مان می لنگد.

سه: در این سال های هیاهو، تخصصی که حاکمیت در آن به زبر دستی توفیق یافته، دکترانیدنِ آدم های کم بنیه است. دکترانیدن، یعنی به زور و توصیه و تحکم، یکی را که هیچ نمی داند و هیچ نیز نخواهد دانست، به مرتبه ی دکتری نائل آوردن. مثل جنابان علی کردان و محمد رضا رحیمی و علی اصغر پور محمدی و آدم هایی از این دست. یکی از این دکترهای توصیه ای، جناب علیرضا زاکانی است که به مجلس فرو نشانده شده و غوغاهایی دارد برای خودش. تازگی ها جناب ایشان افاضه فرموده اند که: محاکمه و دادگاهی کردنِ سران فتنه منجر به اعدام آنان خواهد شد و این اعدام، پیراهن عثمانی می شود برای جماعتی. این جناب البته این را نگفته که: دادگاهی کردنِ سرانِ فتنه، به شنیده شدنِ سخنان آنان منجر نیز می شود. و در این سخنان، پته های بسیاری منجمله بیت رهبری و آقا زاده ی رهبر و دزدانِ سپاه و اشقیای اطلاعات و مفسده ی آخوندهای حاکمیت و وادادگیِ آیت الله های درباری و چاکر مسلکیِ نمایندگان مجلس بر آب خواهد نشست.

چهار: یک چند کلمه ای نیز از جناب دکتر ولایتی بشنویم که افاضه فرموده اند: قانون اساسی، ما را از دخالت در امور سایر کشورها باز داشته است. می گویم: این قانون اساسی برای خودش کرده که دست شما را از دخالت در امور سایرِ کشورها مانع شده. شما در این سالها مگر به قانون اساسی بها داده اید که سخن از خط کشی های قانون اساسی به میان می آورید؟ در این قانون اساسی گفته های دیگری نیز هست که توسط شمایان به هیچ گرفته شده. مثلِ : یکی بودن حقوق شهروندیِ رهبر با سایر مردم. و: پاسخگو بودنِ وی در قبالِ مسئولیت های چند بچندی که دارد. شوخی می فرمایند البته جناب ولایتی.

No responses yet

Dec 24 2014

لاپوشانی «فساد» موسوی‌تبریزی به فرمان «امام»

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: رازینی: «نشر خبر به گوش امام هم رسیده بود که حالا عن‌قریب دادستان کل انقلاب [موسوی تبریزی] با یک اتهام بسیار ناجوری می‌خواهد با ایشان برخورد بشود و امام را خیلی نگران کرده بود چون برای انقلاب آبرویی نمی‌ماند…»
نشریه محافظه‌کار «رمز عبور»در شماره اخیر خود، علاوه بر گفتگوی جنجالی با سید محمد خامنه‌ای درباره هاشمی رفسنجانی، پرونده مفصل دیگری درباره آیت‌الله منتظری دارد با عنوان «آیت‌اللهی که دل امام را خون کرد»؛ در بخشی از این پرونده، گفتگویی با علی رازینی، نماینده مجلس خبرگان رهبری و رئیس سابق دادگاه ویژه روحانیت، در ارتباط با پرونده سید مهدی هاشمی و نقش آیت‌الله منتظری در آن صورت گرفته است. در بخشی از این گفتگو، به صورت حاشیه‌ای، اشاره‌ای شده به ماجرای لاپوشانی فساد اخلاقی سید حسین موسوی تبریزی(پورمیرغفاری) که در زمان آیت‌الله خمینی، دادستان کل انقلاب بود و اکنون دبیری تشکیلات اصلاح‌طلب «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» را به عهده دارد. موسوی تبریزی در کنار آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، نخستین رئیس دادگاه‌های انقلاب اسلامی که تیرماه امسال درگذشت، از متهمان اصلی و شاخص کشتارها و سرکوب‌های دهه ۶۰ محسوب می‌شوند.

علی رازینی، در گفتگو با نشریه رمز عبور، در پاسخ به پرسشی در ارتباط با پرونده مهدی هاشمی و دادگاه ویژه روحانیت، می‌گوید:

«در آن زمان ما در مشهد بودیم و از شورای‌عالی تماس گرفتند که بیایید کارتان داریم و گفتند که پرونده این گونه‌ای است. البته اختلاف و گلایه‌مندی‌ها قبل از این پرونده وجود داشت سر این که دادســرا مواضع تند و انقلابی داشــت و شورای‌عالی قضایی مواجهه نرم‌تری داشت و یک مقداری در نحوه رسیدگی اختلاف نظر وجود داشت. من احساس کرده بودم چون از مجموعه دادگاه انقلاب طبعا اگر ما رسیدگی کنیم به پرونده آقای موسوی تبریزی دیگر حجت تمام مي‌شود و دادگاه انقلابی‌ها هم نمی‌توانند بگویند که غرض‌ورزی شده است، چون دو نفر از خود این مجموعه را آورده بودند که حزب‌اللهی بودند این‌ها را آورده بودند. این‌ها هدف‌مند و حساب شده انتخاب شده بودند، ما هم آمدیم قبول کردیم و ابلاغ صادر شــد و من و آقای [مصطفی] پورمحمدی به عنوان بازپرس دادسرای عمومی تهران پرونده را گرفتیم و خدا لطف کرد و ما خیلی زود فهمیدیم که این پرونده یک حاشیه‌هایی دارد از نحوه مراجعات فهمیدیم که آن فضایی که قاضی آزاد قضاوت کند، در دست ما نیست و سریع جدا شدیم، آنان خود نفهمیدند که ما چه کردیم و سریع یک منزلی را پیدا کردیم از منزل‌های توقیفی و رسیدگی به آنجا را نه در دادگاه انقلاب تهران و نه در جایی که شورای عالی مطلع باشد و دو نفری شروع کردیم به بازجویی برخی از متهمینی که بازداشت بودند و جمع‌آوری اطلاعات و پیگیری پرونده. در کنار این ما رسیدگی قضایی مي‌کردیم.»

رازینی در ادامه از درز خبر و رسیدن آن به گوش خمینی سخن می‌گوید: «مقداری از نظر خبری و اطلاع‌رسانی خبر نشر کرده بود و نشر خبر به گوش امام هم رسیده بود که حالا عن‌قریب دادستان کل انقلاب [موسوی تبریزی] با یک اتهام بسیار ناجوری می‌خواهد با ایشان برخورد بشود و امام را خیلی نگران کرده بود چون برای انقلاب آبرویی نمی‌ماند. لذا پیگیری کرده بودند از آقای ربانی املشی و گفته بودند که پرونده دست ما نیست و در دست فلانی [رازینی] و فلانی [پورمحمدی] است و آنها گشتند تا ما را پیدا کنند ولی نتوانستند چون موبایلی نبود. پیغام به ما رسید که دفتر [خمینی]، دنبال ما مي‌گردند و یک کسی از نزدیکان به ما گفتند که فلانی نسبت داد که من خیلی یقین ندارم که فلان عضو شورا گفته که دفتر با شما کار دارند شما خودتان را نشان ندهید. گفتند ممکن است مشکل برای شما ایجاد بشود. گفتم یعنی چه! دفتر کار دارد یعنی امام کاری دارد، لذا فوری تماس گرفتیم با حاج احمدآقا و گفتند شما بیایید خدمت امام و برای فردا صبح وقت گذاشتند و خدمت امام رسیدیم بعد از آن من با اعضای شورا مرتبط شدم.»

رازینی در ادامه، از سرسپردگی محض و «عوام» بودن خودش و پورمحمدی نسبت به خمینی سخن می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بعد [امام] به من گفتند که فلانی با شما تماس نگرفت؟ گفتم من خودم تماس گرفتم؟ گفتم که خب بالاخره امام مرجع تقلید ما است. گفتند شما چقدر عوام هستید، این که مسأله فقهی نیست، یک کار قضایی است. گفتم شما نمی‌دانید که ما چقدر عوام هستیم. گفتند چطور مگر! گفتم آقای پورمحمدی الان دارد غسل زیارت می‌کند که برود خدمت امام…؛ تدبیری شد که وقت کم است و فرصت نمی‌شود حرف خود را بگوییم، مطلب را بنویسیم و اگر فرصت شد، مي‌گوییم، و الا می‌دهیم به امام. خواندیم و برخی را توضیح دادیم…؛

امام… نســبت به این مورد رضایت داشتند. مثلا به امام نگفتیم که این مسئول قضایی مرتکب فلان خلاف شده، که امام از این نسبت‌ها خیلی ناراحت بود که چرا چیزی را تجسس می‌کنید در مسائل اخلاقی که چیزی را اثبات کنید. گفتیم یک فردی که مجرم است و الان محکوم است و الان تحمل حبس می‌کند، این باید امنیت داشته باشد و از این جایگاه من قاضی سوء استفاده نکنم و ارتباط شخصی بگیرم و این در شأن قوه قضائیه نیست. مسائل خلاف شرع [اخلاقی] را نگفتیم و آن را مفروغ عنه گرفتیم [خمینی خودش خبر داشت] و این امر، اسمش ازدواج است، این که یک نفر در رأس مسائل قضایی [موسوی تبریزی] بیاید از یک متهمی که محکوم به زندان اســت بخواهد با آن ازدواج کند این چیز مناسبی نیست و از آن بدتر، این که محکوم به زندان باشد و به خاطر این که جواب مثبت داده، حکم زندان اجرا نشود. بعد اینها در بیرون ارتباطی دارند و آدم‌های سالمی نیستند و منتقل می‌کنند و نگاه مردم به دستگاه قضا را خراب می‌کنند. این شیوه، شیوه مناسبی نیست. امام هم خوششان آمد و گفتند که به هر حال، باید جرایم بررسی گردد و فرمودند این پرونده را ادامه ندهید و این شیوه درست نبوده و در جایی نقل نشود.

من به امام گفتم ما فرزندان شما هستیم و در جای دیگر نقل نمی‌کنیم. این از ناحیه ما دو نفر [رازینی و پورمحمدی] به جایی درز نمی‌کند اما پنهان نمی‌ماند. گفتند چطور؟ گفتم آن طرف مقابل خیلی این حرف‌ها حالیش نیست. این برای خود موقعیتی می‌بیند که توانسته مسئول بالای نظام را توجهش را جلب کند. آن می‌رود همه جا نقل می‌کند و این پنهان نمی‌ماند. به هر حال، جای این سوال است که قانون در مورد همه یکسان باید اجرا شود و این عدالت نظام را زیر سؤال می‌برد. امام فرمودند من اینها را حل می‌کنم شما پرونده را معدوم کنید. گفتم اجازه بدهید ما این کار را نکنیم ما پرونده را تحویل دهیم زیرا قانونا از بین بردن اسناد و مدارک، اشکال قانونی دارد و چون امام فرموده بودند اشکال برداشته می‌شد برای ما، ولی بعداً ممکن بود کسی از ما بازخواست کند که آن مدارک چه شده؛ گفتم اجازه بدهید این را تحویل دهیم به هر کس شما می‌فرمایید. امام هم آقای خامنه‌ای را تعیین کردند و ما پرونده را تحویل ایشان دادیم و الان من به خط ایشان دارم. بعد گفتم به امام که این پرونده در آن زندانی دارد، خود پرونده را معدوم کنیم، درست؛ ولي چیزهای باقی مانده باید از نظر قضایی تعیین تکلیف بشود. پرونده را قبول کردیم بدهیم به آقای خامنه‌ای و بعد گفتند ایشان هم به آقای [محمدی] گیلانی داده.»

===========

موسوی تبریزی، چندی پیش نیز گفته بود [8] زمان «امام» هیچ اجباری برای حجاب نبود و «گشت‌های منکرات لاجوردی تنها به تذکر ختم می‌شد؛ زندان و شلاق وجود نداشت»؛ وی همچنین با دموکرات خواندن خمینی، گفته است [9] که او بر «یک دولت دموکراتیک به معنای کامل» که «برای همه اقلیت‌های مذهبی، به طور کامل آزادی وجود دارد» تأکید داشت.

ایرج مصداقی، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰، که خود نیز به پژوهش در مورد کشتارها و سرکوب‌های آن سال‌ها پرداخته است، در سال ۱۳۸۹، در نوشتاری [10] درباره موسوی تبریزی و حمایت همه جانبه و پرشور او از میرحسین موسوی و جنبش سبز نوشته است:

«در جایی که مرزها در هم ریخته است و افرادی همچون سید‌ حسین موسوی تبریزی، یکی از بزرگترین جنایتکاران علیه بشریت در تاریخ معاصر که شخصاً در شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی دست داشته و مبتکر بی‌رحمانه‌ترین شیوه‌های مجازات‌ در نظام جمهوری اسلامی بوده، ادعای «سبز» بودن و اصلاح‌طلبی می‌کنند، اگر سید حسین مرتضوی، رئیس زندان اوین در دوران سیاه کشتار ۶۷ و رئیس زندان گوهردشت در سال‌های ۶۴ تا ۶۶ نیز پا به میدان بگذارد و شال سبز به گردن بیاندازد و مدعی «اصلا‌ح‌طلبی» شود تعجبی نباید کرد.

به دست‌های او نگاه کنید! این دست‌هایی است که طناب دار را بی‌رحمانه به گردن بهترین فرزندان میهن انداخت و امروز به نسلی که خبر از سیاه‌کاری‌های او و هم‌قطارانش ندارد بشارت «سبز» می‌دهد!

آیا کسانی که در کنار او ایستاده‌اند و چشم امید به این «امام‌زاده» دارند، می‌دانند با چه آدمکشی همنشین هستند؟

آیا می‌دانند این جنایتکار در سیاه‌ترین روزهای تاریخ کشورمان بر جنازه‌ی‌ بهترین فرزندان میهن به رقص و پایکوبی پرداخته است؟

آیا من و ما اجازه داریم خاموش بمانیم و چشم بر خون بر زمین مانده دوستان و رفقایمان ببندیم؟ آیا می‌توانیم چهره‌ی قاتلان عزیزانمان را فراموش کنیم؟

آیا «دادخواهی» حق ما و خانواده‌هایی که جگرگوشه‌هاشان مظلومانه و در سکوت پرپر شدند و هنوز از قبرشان خبر ندارند نیست؟»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .