اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Nov 13 2013

فعالان سایبری حزب‌الله گزارش کردند: روحانی مراسم عزاداری خامنه‌ای را ترک کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: فعالان سایبری حزب‌الله می‌گویند حسن روحانی مراسم نخستین شب عزاداری برای امام سوم شیعیان که همه‌ساله از سوی علی خامنه‌ای در حسینیه «امام خمینی» برگزار می‌شود را نیمه‌کاره ترک کرده است.

آن‌طور که این فعالان سایبری نوشته‌اند شامگاه دوشنبه (۲۰ آبان) هنگام ورود آقای روحانی به حسینیه «امام خمینی» حاضران در حضور علی خامنه‌ای شعار «مرگ بر آمریکا» و «هیهات من‌الذله» سر داده‌اند.

برخی نیرو‌های حزب‌الله حاضر در این مراسم همچنین در صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند که روحانی پس از آغاز مداحی مهدی سلحشور٬ این مراسم را ترک کرده است.

سلحشور یکی از مداحانی تهران است که چندی پیش از مذاکرات دولت حسن روحانی با آمریکا با تعبیر جنسی بسیار زننده‌ای یاد کرده بود که در ‌‌نهایت مجبور به تکذیب گفته‌های خود شد.

در تصاویری که از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر جمهوری اسلامی منتشر شده٬ حسن روحانی در برخی از تصاویر دیده نمی‌شود.

در دومین شب برگزاری این مراسم که شامگاه سه‌شنبه (۲۱ آبان) با حضور سه تن از نوادگان روح‌الله خمینی در «حسینیه امام خمینی» برگزار شد نیز حاضران شعار «مرگ بر آمریکا» سر دادند.

حامیان علی خامنه‌ای نوادگان آقای خمینی٬ اکبر هاشمی رفسنجانی٬ محمد خاتمی و حسن روحانی را از طرفداران مذاکره با آمریکا می‌دانند در دو ماه گذشته حملات تندی متوجه آن‌ها کرده‌اند.

No responses yet

Nov 13 2013

مجموعه اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای با وجود تحریم‌ها ‘رونق گرفته است’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,تحریم,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: خبرگزاری رویترز در ادامه گزارش پژوهشی‌اش درباره مجموعه اقتصادی تحت مدیریت رهبر جمهوری اسلامی، نوشته است “ستاد اجرایی فرمان امام” در زمانی که تحریم‌ها بر ایران فشار می‌آورد، “بیش از پیش رونق گرفت”.

در این گزارش که بخش دوم آن روز سه‌شنبه ۱۲ نوامبر، ۲۱ آبان از جمله به زبان فارسی منتشر شد، آمده است: “با این که غرب با تنگ‌تر کردن حلقه تحریم‌ها، مدام فشار را بر اقتصاد ایران تشدید می‌کند تا بلکه برنامه هسته‌ای خود را متوقف کند، ستاد با فعالیت‌های عظیمی که دارد، منبع مالی مستقلی برای پشتیبانی آیت‌الله خامنه‌ای فراهم می‌کند.”

اشاره خبرگزاری رویترز به “ستاد اجرایی فرمان امام” است که آن را در بخش نخست گزارش، یک امپراتوری کلان اقتصادی توصیف کرده است.

این گزارش تفصیلی، ارزش دارایی‌های “ستاد” را حدود ۹۵ میلیارد دلار تخمین زده است.

مجلس ایران چهار سال پیش ستاد اجرایی فرمان امام را از تحقیق و تفحص معاف کرد. نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی تنها با اجازه خود او می‌‌توانند جزئیات و شرح عملکرد خود را به مجلس بدهند.

خبرگزاری رویترز می‌‌گوید کمتر نهادی در ایران، قدرت اقتصادی این نهاد کمتر شناخته‌‌شده را دارد و فعالیت‌‌های آن را برای قدرت اقتصادی آیت‌‌الله خامنه‌‌ای، کلیدی می‌‌شمرد.

این خبرگزاری در بخش نخست گزارش خود کلیک تاکید کرده تا جایی که مدارک نشان داده، آیت‌الله خامنه‌ای از سرمایه این ستاد استفاده شخصی نکرده است.
تحریم دیرهنگام

خبرگزاری رویترز می‌‌گوید کمتر نهادی در ایران، قدرت اقتصادی این مجموعه کمتر شناخته‌‌شده را دارد

این گزارش می‌گوید هرچند در سال‌های اخیر، قدرت این مجموعه در اقتصادی ایران مدام رو به فزونی بوده و قدرت‌های غربی از فعالیت‌های و ارتباطش با رهبر جمهوری اسلامی آگاه بوده‌اند، اما این ستاد توانسته از زیر بسیاری از فشارهای خارجی جان به در ببرد.

در ژوئیه سال ۲۰۱۰، اتحادیه اروپا رئیس ستاد اجرایی فرمان امام را در فهرست افراد حقیقی و حقوقی شامل تحریم‌ها قرار داد اما نام او دو سال بعد از این فهرست حذف شد.

در ماه ژوئن سال جاری، وزارت خزانه‌داری آمریکا، این ستاد را در کنار ۳۷ شرکت به فهرست تحریم خود اضافه کرد.

مقامات رسمی آمریکایی در پاسخ به این سوال رویترز که چرا شخص آیت‌الله علی خامنه‌ای را تحریم نکرده‌اند، پاسخ داده‌اند که نمی‌خواهند این موضع حکومت ایران را تایید کنند که دولت آمریکا همه این فشارها را برای تغییر حکومت در ایران گذاشته است.

مقام‌های آمریکایی گفته‌اند که بعضی از شرکت‌های تحریم‌شده، صوری هستند و برای دور زدن تحریم‌ها فعالیت می‌کنند.

به گفته وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، این شبکه در بخش‌های مختلف اقتصاد ایران و در سراسر جهان فعال است و هر سال میلیارد‌ها دلار برای حکومت درآمد ایجاد می‌کند.

اما به گزارش رویترز، قبل از آن که فشار تحریم‌ها به جایی برسد که برای این ستاد محسوس باشد، این مجموعه به یک غول عظیم اقتصادی تبدیل شده بود.
روش‌های ‘خرید’ سهام

علی اشرف افخمی، رئیس هیئت مدیره گروه توسعه اقتصادی تدبیر، گفته است که این مجموعه از نقش شرکت‌هایی مانند سامسونگ، ال‌جی و هیوندایی در توسعه کره جنوبی الگو گرفته است

خبرگزاری رویترز می‌گوید در تحقیقاتش در یافته که این ستاد معادل حدود ۵۲ میلیارد دلار، سرمایه ملکی دارد و حدود ۴۳ میلیارد دلار هم در هلدینگ‌های تخصصی‌اش سرمایه دارد.

یکی از کارمندان سابق ستاد، به رویترز گفته است آقای خامنه‌ای خودش اعضای هیئت مدیره این ستاد را تعیین می‌کند اما مدیریت سازمان را به دیگران محول می‌کند. به گفته او، دغدغه اصلی رهبر ایران، سود سالانه این ستاد است که “صرف بوروکراسی خود او می‌شود”.

یکی از زیرمجموعه‌های ستاد اجرایی فرمان امام، “گروه توسعه اقتصادی تدبیر” است که رویترز می‌گوید این شرکت، یکی از حداقل پنج اهرمی است که ستاد از طریق آنها سهام شرکت‌های خود را مدیریت می‌کند.

دولت آمریکا می‌گوید “پول شخصی” رهبر جمهوری اسلامی هم در آن سرمایه‌گذاری شده است. یک سخنگوی وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید این گروه تدبیر، سرمایه‌گذاری‌های دیگر سران حکومتی را هم مدیریت می‌کند اما نامی از آنان نبرده است.

در گزارش رویترز از جمله به روش‌های ستاد اجرایی فرمان امام در دست‌یافتن به این سرمایه کلان، اشاره شده که شامل خرید سهام از بازار آزاد یا مجبور کردن سهام‌داران به فروش سهام خود است.

در دولت محمود احمدی‌نژاد و پس از حملات غیرمستقیم او به بانک پارسیان در سخنرانی‌های عمومی، شرکت تدبیر، بخش کوچکی از سهام این بانک را خرید.

ولی طبق این گزارش، گروه تدبیر خیلی بیش از میزان این سهم، در مدیریت این بانک دخیل شد تا آن‌جا که به گفته یک کارمند پیشین این بانک، پوشش و آرایش کارکنان بانک پارسیان و “حتی نوع مشتریان” هم تغییر کرد.

دولت آمریکا می‌گوید “پول شخصی” رهبر جمهوری اسلامی در گروه تدبیر سرمایه‌گذاری شده و این شرکت، سرمایه‌گذاری‌های دیگر سران حکومتی را هم مدیریت می‌کند

گزارش رویترز به زیرمجموعه‌های فعال دیگری از ستاد هم اشاره کرده است؛ از جمله بنیاد خیریه برکت که به گفته علی اشرف افخمی، رئیس هیئت مدیره گروه توسعه اقتصادی تدبیر، “در پنج سال گذشته، ۲۰۰ مدرسه، ۴۰۰ واحد مسکونی و خانه بهداشت ساخته و یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار هزینه کرده است”.

آقای افخمی در فروردین گذشته در مصاحبه با روزنامه شرق چاپ تهران، گفته که گروه تدبیر از تجربه شرکت‌هایی مانند سامسونگ، ال جی و هیوندایی در توسعه کره جنوبی الگو گرفته است.

پیش از آن عارف نوروزی که در سال ۲۰۰۸ مدیرعامل سازمان اموال و املاک ستاد بود، در سخنانی از “تغییرات بنیادین” در کل این سازمان خبر داده و گفته بود: “این نهاد از یک مجموعه ملکی به یک جریان اقتصادی تبدیل شده است.”

این ستاد همچنین در سال ۲۰۱۰، ۳۸ درصد از شرکت توسعه اعتماد مبین را در دست داشته است؛ همان کنسرسیومی که یک سال پیش از آن، ۵۰ درصد به علاوه یک سهم از شرکت مخابرات ایران را خرید.

شرکت سرمایه‌گذاری ری هم از جمله زیرمجموعه‌های ستاد بر شمرده شده است.

طبق این گزارش، مقامات رسمی ستاد اجرایی فرمان امام، در سال‌های اخیر در دولت، بخش‌های نظامی و اقتصادی به سمت‌های بالایی منصوب شده‌اند.

از جمله حمیدرضا رفیعی کشتلی، رئیس هیئت مدیره بورس اوراق بهادار تهران، هم‌زمان عضو شرکت سرمایه‌گذاری تدبیر هم هست.

غلامحسین نوذری، یکی از وزرای پیشین نفت، رئیس هیئت مدیره گروه تدبیر است.

در دولت حسن روحانی نیز حسین دهقان به سمت وزارت دفاع انتخاب شد که پیش از آن، رئیس هیئت مدیره شرکت مبین ایران از زیرمجموعه‌های عمده ستاد بود.

محمد شریعتمداری نیز که به عنوان معاون اجرایی آقای روحانی انتخاب شده، در هیئت مدیره این ستاد بوده است. آقای شریعتمداری در دولت محمد خاتمی نیز وزیر بازرگانی بود.
دست اندر کار تولید قرص ضد بارداری

در زیرمجموعه ستاد اجرایی فرمان امام، قرص ضد بارداری هم تولید می‌شود

گزارش رویترز می‌گوید شرکت برکت، زیرمجموعه عمده ستاد، از جمله در تولید دارو دست دارد و یکی از سرمایه‌گذاری‌های آن با مشارکت شرکت داروسازی سوئیسی “استروژن فارما اس ای”، تولید قرص‌های ضد بارداری است.

این در حالی است که آیت‌الله علی خامنه‌ای در سخنرانی‌های اخیر خود گفته که سیاست مهار جمعیت در ایران “یکی از خطاهایی بود که ما کردیم” و از خانواده‌ها خواسته است که تولید مثل را افزایش دهند.

خبرگزاری رویترز می‌گوید که موقعیت بر‌تر آیت الله خامنه‌ای در عرصه سیاسی و نیز در عرصه نظامی به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح روشن است، ولی تحقیقاتش بعد سومی از قدرت او در عرصه مالی را نشان می‌دهد.

مقام‌های ایرانی هنوز به گزارش رویترز واکنش رسمی نشان نداده‌اند اما این خبرگزاری به نقل از حمید واعظی، مدیرکل روابط عمومی ستاد اجرایی فرمان امام، نوشته که گفته است: “گزارش‌های رویترز با واقعیت فاصله زیادی داشته و صحیح نیست.”

آقای واعظی همچنین گفته است که این ستاد، اتهامات وزارت خزانه‌داری آمریکا را رد می‌کند و در حال استخدام وکیل در آن کشور است تا تلاش کند تحریم‌ها علیه این مجموعه را رفع کند.

No responses yet

Nov 11 2013

رویترز: آیت‌الله خامنه‌ای یک امپراتوری ۹۵ میلیارد دلاری را کنترل می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: خبرگزاری رویترز روز دوشنبه ۲۰ آبان گزارشی تحقیقی را منتشر کرده‌است که به نوشته آن آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نظارت بر سازمانی را به نام «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» برعهده دارد که میزان دارایی‌های این سازمان «بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار» تخمین زده می‌شود.

به نوشته رویترز، «این رقم چیزی حدود چهل درصد بیشتر از صادرات نفتی ایران در سال گذشته است» و «حتی از ثروت اندوخته شاه سابق ایران هم پیشی می‌گیرد.»

رویترز می‌نویسد که این ستاد «در شش سال گذشته به یک بازوی عظیم اقتصادی تبدیل شده» و می‌افزاید که «کنترل این امپراتوری عظیم اقتصادی تنها دست یک نفر است و او آیت‌الله خامنه‌ای است.»

گزارش این خبرگزاری که با عنوان «اموال تحت کنترل رهبری: مصادره املاک» منتشر شده قسمت اول از گزارشی سه‌قسمتی است که قسمت‌های دوم و سوم آن که هنوز منتشر نشده به ترتیب «قهرمان ملی» و «عدالت ناهموار» نام دارند.

رویترز می‌نویسد که این خبرگزاری طی شش ماه، «تحقیقی ویژه» در زمینه قدرت مالی آیت‌الله علی خامنه‌ای انجام داده و موفق شده که «کامل‌ترین فهرست دارایی‌های ستاد اجرایی فرمان حضرت امام را تا به امروز» تهیه کند.

به نوشته رویترز، رقم «۹۵ میلیارد دلار» که این گزارش تحقیقی به آن دست یافته برگرفته از تجریه و تحلیل بیانیه‌های مقام‌های رسمی ستاد، آمار بورس اوراق بهادار تهران و وب‌سایت‌های شرکتی به انضمام اطلاعاتی از وزارت خزانه‌داری آمریکا است.

مقایسه با دارایی‌های محمدرضا شاه

رویترز در بخشی از گزارش خود می‌نویسد: «مریدان رهبری، ساده‌زیستی او را می‌ستایند و اشاره می‌کنند به لباس‌های ساده و فرش مندرس خانه تهرانش. رویترز هم سندی دال بر این‌که خامنه‌ای از ثروت ستادش استفاده شخصی می‌کند نیافته است.»

این گزارش می‌افزاید: «اما ستاد، خامنه‌ای را قدرتمند کرده‌است و او از طریق ستاد، منبع ملی مالی‌ای در اختیار دارد که چیزی از دارایی‌های شاه کم ندارد. شاهی که حمایت غرب را داشت و البته در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد.»

به نوشته رویترز، «درآمد ناشی از ستاد به خامنه‌ای استقلال مالی می‌بخشد تا او را هم از مجلس و بودجه کل کشور بی‌نیاز کند و هم از درگیری‌های سیاسی در ایران بیرون نگه دارد.»

این خبرگزاری می‌نویسد که جمهوری اسلامی بعد از سرنگونی حکومت شاه، ادعا کرد که شاه و همسرش فرح پهلوی ۳۵ میلیارد دلار از ایران خارج کرده‌اند که این مبلغ به پول امروز به ۷۹ میلیارد دلار می‌رسد اما این ادعای جمهوری اسلامی در دادگاه رد شد و پرونده آن مختومه اعلام شد.

در همین حال، عباس میلانی، مدیر برنامه مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد که کتابی درباره زندگی‌نامه‌ شاه نوشته است، در گفت‌وگو با رویترز گفته‌ که «افراد مطلع، ثروت شاه را چیزی حدود یک میلیارد دلار تخمین می‌زنند» که این رقم با احتساب تورم، به پول امروز چیزی حدود سه میلیارد دلار خواهد بود که «در مقایسه با دارایی‌های ستاد اجرایی فرمان حضرت امام ناچیز است.»

گزارش تازه رویترز در بخشی دیگر می‌نویسد: «بسیاری از ایرانیان و یا غیر ایرانیان ممکن است مطلع نباشند که ستاد یکی از قوی‌ترین نهادهای ایران است.»

این گزارش می‌افزاید که «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام»، «تقریباً در هر بخش از صنعت ایران سهام دارد، از فعالیت‌های بانکی و مالی، نفت و مخابرات گرفته تا تولید قرص‌های ضدبارداری و حتی پرورش شترمرغ.»

روش‌های جمع‌آوری دارایی توسط ستاد

در بخشی از گزارش جدید رویترز آمده‌است: «راهی که ستاد این ثروت را از آن خود می‌کند مصادره املاک است. همان راهی که نظام قبلی هم برای ثروت‌اندوزی استفاده می‌کرد.»

این گزارش می‌افزاید، «تحقیقات شش‌ماهه رویترز نشان می‌دهد» که قدرت عظیم ستاد یادشده از طریق مصادره اموال بهاییان، تجار، یا ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند به‌دست آمده است.

به نوشته رویترز، ستاد یادشده که به حکم دادگاه و پشتیبانی آیت‌الله خامنه‌ای «امتیازی انحصاری برای مصادره اموال دارد» در دادگاه‌های ایران ادعا می‌کند که این املاک متروکه هستند و سپس املاک مصادره‌ای را یا در مزایده می‌فروشد یا سعی می‌کند معادل قیمتش را از صاحبان اصلی املاک بگیرد.

رویترز می‌نویسد که بررسی‌های آگهی‌های روزنامه‌های ایران و وب‌سایت‌های مزایده نشان می‌دهد که تا به حال «دست‌کم ۵۹ مزایده» انجام شده که در یکی از این مزایده‌ها که اردیبهشت‌ماه گذشته انجام شد «در حدود ۳۰۰ ملک به مزایده گذاشته شد» که شامل «مجموعه استخر و سونا در تهران» نیز می‌شد.

به نوشته این گزارش، دفتر سازمان ملل جامعه بین‌المللی بهایی که یک سازمان غیر دولتی است طبق آماری اعلام کرد که در سال ۲۰۰۳ میلادی ستاد یادشده ۷۳ قطعه ملک اعضایش را که در آن زمان یازده میلیون دلار ارزش داشت مصادره کرده است.

به نوشته رویترز، «این رقم تنها نشان‌دهنده بخش کوچکی از اموالی است که از طریق ستاد از بهاییان گرفته شده است.»

در بخش دیگری از گزارش آمده است که «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» کارهای خود را «پشت پرده» انجام می‌دهد و نقش این ستاد در خرید و فروش ملک اکثراً پنهان است و در آگهی‌های مزایده نیز از آرم و نام کامل ستاد استفاده نمی‌شود.

رویترز می‌نویسد که در رابطه با دارایی‌های این ستاد با دفتر ریاست‌جمهوری ایران و دفتر وزارت خارجه ایران نیز تماس گرفته اما این دو نهاد پاسخی به این خبرگزاری نداده‌اند.

حمید واعظی، مدیرکل روابط عمومی «ستاد اجرایی فرمان حضرت امام» هم با ارسال ایمیلی، داده‌های این گزارش را «غیرصحیح» خوانده و نوشته است که «ستاد در روند استخدام وکیل آمریکایی برای رسیدگی به این موضوع است.»

وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا روز ۱۴ خرداد امسال از شناسایی و تحریم «ستاد اجرایی فرمان امام خمینی» و شبکه‌ای متشکل از ۳۷ شرکت‌ تجاری وابسته به آن خبر داد که «به‌طور مخفیانه به سرمایه‌گذاری‌ برای حکومت ایران اقدام می‌کنند.»

در اطلاعیه وزارت خزانه‌داری آمریکا آمده است که «ستاد اجرایی فرمان امام خمینی» و دو موسسه اصلی تابعه آن از طرف حکومت ایران در بسیاری از بخش‌های اقتصادی ایران و دیگر نقاط جهان مانند آفریقای جنوبی، کرواسی و امارات متحده عربی سرمایه‌گذاری کرده و توانسته است سالانه میلیاردها دلار به حکومت ایران سود برساند.

No responses yet

Nov 11 2013

از سوی یک عضو سپاه پاسداران صورت گرفت: تکذیب یک ادعای سخنران ثابت بیت رهبر درباره حزب‌الله

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «انتخاب» به نقل از یک عضو سپاه پاسداران ادعای علیرضا پناهیان مبنی بر همکاری با احمد متوسلیان در تشکیل هسته اولیه حزب‌الله لبنان را تکذیب کرد.

علیرضا پناهیان٬ عضو قرارگاه «عمار» چند روز پیش طی سخنانی در دانشگاه تهران ادعا کرده بود «من با احمد متوسلیان در سال ۶۱ هسته اولیه حزب‌الله لبنان را تشکیل داده‌ام.»

پناهیان در شرایطی این ادعا را مطرح کرده که در سال ۱۳۶۱ تنها ۱۶ سال داشته است.

عابدین وحیدزاده٬ یکی از اعضای سپاه در واکنش به این ادعای پناهیان گفته است: «نه من و البته نه هیچ کس دیگر به یاد نمی‌آورد که پناهیان حضور موثری هم در حد تاسیس هسته اولیه حزب‌الله داشته است.»

وحید‌زاده افزوده پیش از این نیز «متاسفانه مسئولیت‌های غیر واقعی به ایشان {پناهیان} منتسب شده و ایشان سکوت کرده و در اصلاح آن اقدامی نکرده‌اند.»

وی افزوده در زندگی‌نامه‌ای که از پناهیان در برخی سایت‌ها منتشر شده از وی با عنوان «معاون فرهنگی لشکر حضرت رسول» در زمان جنگ نام برده شده که در آن زمان چنین معاونتی وجود نداشته است.

وحید‌زاده اضافه کرده در زمان جنگ واحد تبلیغات لشکر «حضرت رسول» در زمان مسئولیت امور فرهنگی را بر عهده داشت و «تا جایی که به یاد دارم ایشان هیچ وقت در آن واحد مسئولیتی بر عهده نداشتند.»

این عضو سپاه از پناهیان خواسته این اشتباهات تاریخی درباره جنگ و لشکر «حضرت رسول» را اصلاح کند.

علیرضا پناهیان از روحانیون و سخنرانان مورد اعتماد علی خامنه‌ای است که برخی سخنرانی‌های مراسم‌ مذهبی برگزار شده از سوی «بیت رهبری» را بر عهده دارد.

No responses yet

Nov 06 2013

وقتی روحانی خواستار اعدام در نماز جمعه شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: حسن روحانی در تیرماه ۱۳۵۹ گفت: «تقاضای دیگر من این است که توطئه‌گرها را هنگام برگزاری نماز جمعه در حضور مردم به دار آویزان کنند تا تاثیر بیشتری داشته باشد!»

۳۳ سال پیش، حسن روحانی در یکی از جلسات مجلس پس از ماجرای کودتای نوژه، خوستار «دار» زدن «توطئه‌گرها» در نماز جمعه شد تا «تاثیر بیشتری» داشته باشد.

آقای روحانی در نطق خود در مجلس شورای اسلامی در ۲۳ تیرماه ۱۳۵۹ گفت: «در حوادث طبس، بسیاری از ریزه‌کاری‌ها بود که یا مسوولین امور به آنها رسیدگی کرده‌اند که خواهش ما این است که به اطلاع ما و مردم برسانند و اگر مساله طبس دقیقا دنبال می‌شد، شاید همان‌موقع همه این مسائل کشف می‌شد و به امروز منتهی نمی‌شد.»

حسن روحانی سپس ادامه می‌دهد: «نکته دیگر اینکه ما از دادگاه انقلاب ارتش می‌خواهیم که در مورد توطئه‌گران عجله نکنند و تحقیقات در حدود وسیع انجام بدهند و کاملا ریشه‌یابی بکنند. و تقاضای دیگر من این است که توطئه‌گرها رو هنگام نماز جمعه در حضور مردم به دار آویزان کنند تا تاثیر بیشتری داشته باشد.»

متن گزارش جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در روز ۲۳ تیر ۱۳۵۹ را می‌توانید اینجا بخوانید.

No responses yet

Nov 06 2013

از سوی کمیسیون امنیت ملی مجلس: پرونده تحصیل ۳هزار نفر از فرزندان مقامات در خارج از کشور به شورای عالی امنیت ملی رفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: کمیسیون امنیت ملی مجلس از شورای عالی امنیت ملی خواست موضوع تحصیل بیش از سه هزار تن از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در بریتانیا و سایر کشور‌های خارجی را بررسی کند.

حسین نقوی حسینی٬ سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس روز سه‌شنبه (۱۴ مهر) گفته این طرح با عنوان «رفع تبعیض تحصیل فرزندان مقامات» به شورای عالی امنیت ملی فرستاده شده است.

نقوی حسینی افزوده که «تحصیل فرزندان مقامات خارج از کشور (انگلیس) ممنوع است و برخی براساس اصل سوم قانون اساسی چنین ممنوعیتی را تبعیض آشکار می‌دانند.»

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته که این کمیسیون موضوع تحصیل فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در خارج از کشور را به درخواست چند نماینده مجلس دنبال کرده است.

وی افزوده «پس از سخنان موافق و مخالف، در ‌‌نهایت مصوب شد که درخواست مذکور به شورای عالی امنیت ملی ارسال شود.»

براساس اعلام گروهی از سایت‌های محافظه‌کار بیش از سه هزار تن از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در دانشگاه‌های خارج از ایران تحصیل کرده و یا مشغول تحصیل هستند.

۲۹ فروردین ما امسال سایت «جوان آنلاین» نوشته سه هزار نفر از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی که در کشور‌های خارجی مشغول به تحصیل هستند حاضر به بازگشت به ایران نیستند.

۱۳ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ نیز سایت محافظه‌کار «تعامل» از تحصیل ۴۰۰ نفر از فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی در بریتانیا خبر داده و خواستار بازگشت آن‌ها به ایران شده بود.

این سایت نوشته بود مردم این پرسش را دارند که «فرزندان مسئولین ایرانی از چه طریقی برای ادامه تحصیل به غرب می‌روند و چرا اینان تمایل شدید به تحصیل در خارج از ایران را دارند؟»

روند مهاجرت فرزندان مقام‌های جمهوری اسلامی به کشور‌های خارجی به منظور ادامه تحصیل و زندگی در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته است.

No responses yet

Nov 05 2013

علی خامنه‌ای در آستانه روز ۱۳ آبان مطرح کرد: اسرائیل حرام‌زاده است٬ به مذاکرات خوش‌بین نیستم و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای گفته به مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب «خوش‌بین» نیست٬ اسرائیل رژیمی «حرام‌زاده» است و آمریکا در مقابل ایران «هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.»

آقای خامنه‌ای روز یک‌شنبه (۱۲ آبان) در دیدار با گروهی از دانش‌آموزان و دانشجویان با حمایت از تیم مذاکره کننده هسته‌ای٬ حملات تندی متوجه غرب و آمریکا کرده و گفته نمی‌توان امید همکاری از جانب آن‌ها داشت.

وی با تاکید بر اینکه «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» افزوده اگر مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۱+۵ به نتیجه نرسد٬ معنایش این است که «کشور باید روی پای خودش بایستد.»

رهبر جمهوری اسلامی در عین حال اضافه کرده مذاکرات با شش کشور تنها در خصوص برنامه هسته‌ای ایران است و اگر تهران در این مذاکرات عقب‌نشینی کند٬ غرب ده‌ها موضوع دیگر را مطرح خواهد کرد.

خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرده کسی در جمهوری اسلامی نباید تیم مذاکره کننده هسته‌ای را «سازشکار» بداند و آن‌ها را «تضعیف» کند٬ چرا که آن‌ها «بچه‌های خود ما و بچه‌های انقلابند.»

وی همچنین طرح این موضوع که تسلیم شدن در موضوع هسته‌ای باعث رفع مشکلات اقتصادی خواهد شد را «ترفند» و «خلاف‌گویی» دانسته است.

رهبر جمهوری اسلامی در این زمینه از مسئولان دولتی خواسته «برای گشایش مسائل کشور باید نگاه‌شان به درون باشد.»

خامنه‌ای در این سخنرانی اسرائیل را رژیمی «نامشروع و حرام‌زاده» خوانده و گفته که این رژیم با «توطئه» حفظ شده است.

وی همچنین در واکنش به این گفته باراک اوباما که همه گزینه در خصوص ایران روی میز است گفته شما «چه غلطی می‌توانید بکنید.»

خامنه‌ای به تیم مذاکره کننده هسته‌ای توصیه کرده «مراقب لبخند فریبکارانه دشمن» باشند و جلوی کسانی که حرف‌های «یاوه» می‌گویند را بگیرند.

رهبر جمهوری اسلامی اضافه کرده «یک سیاستمدار آمریکایی غلط می‌کند که می‌گوید باید در فلان صحرای ایران بمب اتم بریزیم. {دیپلمات‌های ایران} باید چنین دهانی را خرد کنند.»

No responses yet

Nov 05 2013

ناگفته‌هایی از چگونگی پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 ، روحانی: نمی‌دانستم هاشمی برای انقلاب همه چیزش را فدا می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: نگند مقام مزخرف رهبری مرده که این مردک دستما برداشته مال اکبر شاه رو میماله!
آفتاب: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفتگویی که در ایام گرامیداشت سالروز رحلت امام خمینی (ره) انجام شد، به تبیین اهمیت وحدت از دیدگاه امام و نیز بیان برخی ناگفته‌ها از چگونگی پذیرش قطعنامه 598 از طرف ایران و پایان جنگ پرداخت.

به گزارش آفتاب، متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

آقای روحانی! لطفاً در ابتدا با توجه به مسئولیت‌هایی که از ابتدای انقلاب بر عهده داشته‌اید، بفرمایید که وحدت مردم و مسئولان از منظر امام خمینی(ره) از چه اهمیتی برخوردار بود؟
در آغاز پیروزی انقلاب که امام(ره)، رهبری انقلاب و نظام را بر عهده داشتند مشکلات و معضلات فراوانی در جامعه دیده می‌شد؛ از یک طرف مسائل نژادی و قومی مطرح بود، مانند مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و ترکمن‌صحرا. که البته دشمنان خارجی هم پشت پرده اقوام را تحریک می‌کردند.

از طرفی اختلافات شیعه و سنی را دشمن دامن می‌زد و همچنین اختلافات میان جناح‌ها، گروه‌ها و دسته‌بندی‌های سیاسی نیز وجود داشت و گاهی تشدید می‌شد و به درگیری منجر می‌گردید.

امام(ره)، از یک طرف می‌خواست وحدتی را میان کل جامعه ایجاد کند و جلوی اختلافات را بگیرد، از طرف دیگر، میان خود مسئولان اتحاد به وجود آورد و از منظر سوم می‌خواستند که میان مردم و مسئولان اتحاد برقرار باشد.

برای کشوری که تکیه‌گاه اصلی حکومت آن مردم و عنایت خداوند است در صورتی توان برخورد با توطئه‌های خارجی و اختلافات داخلی را دارد که اتحاد داشته باشند زیرا هیچ قدرت خارجی و ارتش مجهزی در کنار انقلاب نبود.

بنابراین اگر میان آن ملت مشاجره و تنازع باشد، قدرت برخورد با تهدیدها را نخواهد داشت. همچنین عنایت خداوند زمانی شامل حال مردم می‌شود که متحد باشند، که «یدالله‌مع‌الجماعة».

بنابراین به جز وحدت راهی برای بقای نظام و انقلاب وجود نداشت. به علاوه این یک توصیه الهی است: “واعتصموا بحبل‌الله جمعیاً ولاتفرقوا” یا “انمّا‌المؤمنون اخوه”. لذا امام تاکید زیادی بر این موضوع داشتند.

البته در آن زمان مشکلات زیادی وجود داشت؛ مثلاً شرایطی که دولت موقت در سال 58 داشت و اختلافی که با نهادهای انقلابی داشت که هر دوی آنها به نحوی برآمده از انقلاب بودند؛ دولت موقت منصوب امام بود، نهادهای انقلاب هم با دستور یا موافقت حضرت امام تاسیس شده بودند و رؤسای آنها معمولاً توسط ایشان تعیین شده بودند. اعضای شورای انقلاب هم با حکم امام منصوب شده بودند.

همواره در هر سه بخش (یعنی جامعه، مسئولین و رابطه جامعه و مسئولین) اختلافاتی وجود داشت، امام همواره بر اتحاد مسئولین و ضرورت عدم اختلاف تأکید می‌کردند.

گاهی ایشان اعضای شورای انقلاب و دولت موقت را برای برگزاری جلسه مشترک به قم دعوت می‌کردند تا مشکلات و معضلات حل شوند. تلاش امام بر این بود که تمام ارگان‌ها و مسئولین متحد و کشور را اداره کنند. البته در مقطعی، دولت موقت اصرار بر کناره‌گیری داشت مخصوصاً بعد از تسخیر لانه جاسوسی که امام پذیرفتند و مسئولیت اداره کشور به شورای انقلاب داده شد.

به اختلافات میان دولت موقت و نهادی انقلابی اشاره کردید. آیا می‌توانید نمونه عینی از این موضوع را بیان کنید؟
مثلاً میان دولت موقت و کمیته‌های انقلاب همیشه اختلاف بود. این کمیته‌ها برخوردهایی می‌کردند و افرادی که احتمال می‌رفت جزو ضدانقلاب باشند را دستگیر می‌کردند، اما دولت وقت می‌گفت که این کمیته‌ها می‌بایست در چارچوب سیاست‌های دولت فعالیت کنند، یا دادگاه‌های انقلاب افراد رژیم سابق را محاکمه می‌کردند که گاهی دولت موقت نظر خاصی داشت. در کل، نهادهای انقلاب با لیبرال‌ها در تضاد بودند و دولت موقت تمایلی به آنها داشت.

بین شورای انقلاب و دولت موقت هم اختلافاتی بود. مثلاً یک بار دولت موقت تصمیم گرفته بود که هواپیماهای F14 را به امریکا برگرداند و استدلال می‌کرد که این هواپیما به دلیل پیچیدگی توان نگهداری و تعمیرات آن را نداریم. پس به آمریکایی‌ها برگردانیم. اما شورای انقلاب به شدت مخالفت کرد و در جلسه‌ای، آیت‌الله شهید بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نظر مخالف خود را اعلام کردند.

آن زمان بنده نماینده امام در ارتش بودم و لذا جزو اولین کسانی بودم که از این قصه مطلع شدم و آن را به شهیدبهشتی منتقل کردم و ایشان موضوع را در جلسه شورای انقلاب مطرح کردند.

مقاطع مختلف انقلاب را مرور می‌کردید…
مقطع بعدی که اختلاف اوج گرفت در دوره ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود. در آن زمان میان وی به عنوان رئیس‌جمهور و حزب جمهوری‌اسلامی که اکثریت نمایندگان مجلس عضو حزب بودند و یا با حمایت حزب به مجلس راه پیدا کرده بودند، اختلافات زیادی وجود داشت.

البته در مجلس اول افکار مختلفی وجود داشت، از جمله تعدادی از اعضای دولت موقت هم حضور داشتند. به هر حال میان رئیس جمهور و مجلس اختلافات زیادی بود که در زمان انتخاب نخست‌وزیر به اوج خود رسید.

بنی‌صدر گفته بود نخست‌وزیر ایده‌آل من آقای سلامتیان است. اما با توجه به نظر مجلس، ناچار شد که در نهایت آقای رجایی را معرفی کند. اما همواره میان دولت و مجلس از یک طرف و دستگاه ریاست‌جمهوری از طرف دیگر، اختلاف وجود داشت.

امام (رض) همواره تلاش می‌کردند اینها را به هم نزدیک کنند. در اولین جلسه‌ای که نمایندگان مجلس خدمت ایشان رسیدیم روی دو نکته تأکید کردند: اسلامیت قوانین و وحدت مسئولین. اما در نهایت این هدف دست‌نایافتنی شد؛ یعنی اختلافات به حدّی رسید که امام هم می‌دیدند این هدف دست یافتنی نیست.

یادم هست در بهمن 1359 که به عنوان عضو شورای سرپرستی صداوسیما وقتی خدمت امام شرفیاب شدم، من گفتم که بنی‌صدر مرتباً در روزنامه «انقلاب اسلامی» علیه شورای سرپرستی سخن‌پراکنی می‌کند و مقاله می‌نویسد؛ دست ما هم در صداوسیما برای جواب دادن باز است، اما فعلاً سکوت کرده‌ایم، از شما اجازه می‌خواهیم برای پاسخ، امام فرمودند که «شما به سکوت خود ادامه دهید و من اختلاف را به مصلحت نمی‌دانم» سپس مطالبی را گفتند، از جمله اینکه این فرد رأی آورده، اگر بخواهد کنار گذاشته شود دنیا و مردم چه می‌گویند.

ولی در مقطع بعدی که در خدمت ایشان رسیدم – فکر می‌کنم اواخر اسفندماه و بعد از حادثه 14 اسفند بود ـ نظر امام کاملاً تغییر کرده بود. وقتی گزارشی از اقدامات او خدمت ایشان دادم،‌ فرمود «این آدم احساس مسئولیت نمی‌کند» پیدا بود که دیگر از اصطلاح او مأیوس شده بود. در حالی که تلاش می‌کرد تا بنی‌صدر را به مسیر انقلاب برگرداند و از گروهک‌هایی که او را محاصره کرده بودند جدا کند. اما با توجه به جنگ و شرایط خاص کشور، هم امام به این نتیجه رسید که بنی‌صدر نمی‌تواند باقی بماند و هم مجلس او را دارای کفایت سیاسی نمی‌دانست.

می‌خواهم بگویم، امام تا جایی که می‌توانستند تلاش می‌کردند بین مسئولین وحدت را ایجاد ‌کنند، مگر اینکه می‌دیدند اتحاد دیگر امکان‌پذیر نیست و فرد یا گروهی از وظایفش تخلف می‌کند و در آن موقع تصمیم‌گیری می‌کردند.

امام در چنین مقاطعی چگونه رفتار می‌کردند که هم کشور لطمه نبیند و هم تصمیم قاطع را اتخاذ کرده باشند؟
مثلاً ایشان نسبت به دولت موقت تا جای ممکن حمایت کرد و توصیه به عدم استعفای آنها می‌کرد، اما وقتی چندبار استعفا دادند و بعد از حادثه اشغال سفارت آمریکا دیگر نمی‌خواهند ادامه کار دهند، مجبور به پذیرش استعفای انها شد. البته دولت موقت برای امام دولت ایده‌آل نبود ـ همان‌طور که بعدها فرمودند- ولی امام در آن مقطع چاره‌ای جز آن نداشتند که از آن دولت حمایت کنند تا کشور اداره شود.

در مورد بنی‌صدر هم گفتند که من به او رأی ندادم، اما وقتی با رأی اکثریت مردم انتخاب شد، تلاش امام ماندن وی بود و در عین حال به وی توصیه می‌کرد که منافقین، چپ‌ها و گروه دفتر هماهنگی و همکاری مردم و رئیس‌جمهور را از اطراف خودش دور کند و با مردم و مجلس باشد. لذا امام در کل سال 58 و 59 و اوائل سال 60 را تحمل کردند، اما در خرداد 60 دیدند که دیگر امکان‌پذیر نیست و این فرد آنقدر ایجاد مشکل می‌کند که با وجود او بقاء نظام و انقلاب هم در خطر است، لذا در چارچوب قانونی اساس مجبور به عزل وی شدند.

امام درمورد وحدت مردم و مسئولان چه نظری داشتند؟
ایشان به مسئولان تأکید می‌کردند و می‌فرمودند که همین زاغه‌نشین‌ها شما را به اینجا رساندند، همین افراد مستضعف شما را از زندان بیرون آوردند. شما در گوشه مدرسه و دانشگاه بودید، مردم شما را به اینجا رساندند.

امام همواره به مسئولان توجه می‌دادند که قدرت اصلی متعلق به مردم است و بخشی از مشروعیت شما به دلیل رأی آنان است و اساساً اداره کشور در همه شرایط ـ وقتی که کشور می‌خواهد مستقل باشد ـ در صورتی امکان‌پذیر است که میان مردم، مسئولان اتحاد و هماهنگی باشد.

وقتی اتحاد نباشد، اعتماد هم نیست و وقتی اعتماد نباشد نمی‌توان شاهد انسجام ملی بود و بدون انسجام قدرت ملی هم نخواهد بود. لذا امام همواره بر موضوع وحدت تأکید می‌کردند..

بعد از مقاطعی که اشاره کردید، جنگ تحمیلی را داشتیم که طی آن، هم در قوه مجریه و هم میان نیروهای نظامی اختلاف نظری وجود داشت، با توجه به شرایط خاص کشور (جنگ و حضور گروهک‌های ضدانقلاب) امام چه رفتاری برای برطرف کردن این مشکلات از خود نشان دادند؟
در 9-8 ماه اول جنگ که بنی‌صدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، امام تلاش می‌کردند که میان بنی‌صدر و بقیه مسئولان اختلافات شدت نگیرد و میان آنها هماهنگی باشد. لذا تأکید می‌کردند که جنگ از طریق شورای‌عالی دفاع اداره شود.

در این شورا هم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نماینده امام (امام جمعه تهران و نماینده مجلس)، هم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس و عضو شورا و هم بنی‌صدر به عنوان رئیس‌جمهور حضور داشتند. البته افراد دیگری هم مانند دکتر چمران، نخست‌وزیر آقای رجایی، رئیس ستاد مشترک، وزیر دفاع، فرمانده سپاه نیز اعضای این شورا بودند.

امام تأکید داشتند که تصمیمات جنگ از همین جمع بیرون بیاید، زیرا نوعی وحدت نظر میان شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای رجایی با بنی‌صدر شکل گیرد. یعنی اختلافات را اینگونه مهار می‌کردند. حتی یک بار درمورد تبلیغات جنگ اختلافاتی پیش آمد که امام دستور دادند، تبلیغات هم زیر نظر شورای عالی دفاع باشد.

اما در مقطعی که بنی‌صدر عزل شد و شهیدرجایی رئیس‌جمهور شد که مدت زیادی نبود، میان نمایندگان امام، مجلس و دولت و رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وحدت نظر بود. لذا کار در آن مقطع آسان بود.

در مقطع بعد از شهادت آقایان رجایی و باهنر که آیت‌الله‌خامنه‌ای رئیس‌جمهور شدند و مهندس موسوی نخست‌وزیر وحدت میان مسئولان در حدّ بالا وجود داشت. البته گاهی اختلاف سلیقه‌هایی میان ارتش و سپاه (نهادهای مسئول جنگ) به وجود می‌آمد که امام تلاش زیادی برای ایجاد اتحاد داخلی آنها داشت.

البته سپاه روز به روز گسترده می‌شد و به همان نسبت هماهنگی هم سخت‌تر می‌شد. عملیات‌های بسیار مهمی در سال‌های 60 و 61 انجام شد که اولین آن در مهرماه سال 60 شکستن حصر آبادان بود، سپس فتح بستان در آذرماه، عملیات فتح‌المبین در فررودین 61 و عملیات، بیت‌المقدس در اردیبهشت و خرداد 61 بود که منجر به فتح خرمشهر شد و طی آن عملیات‌ها ارتش و سپاه در کنار یکدیگر می‌جنگیدند.

بعد از داستان فتح خرمشهر که بحث چگونگی ادامه جنگ پیش آمد و عملیات رمضان در تیرماه آن سال بود که چندان موفق نبود، اختلافات میان سپاه و ارتش در نیمه دوم سال بیشتر شد. لذا امام ناچار شد در سال 1362 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را به عنوان فرمانده جنگ منصوب کنند تا ارتش و سپاه زیر نظر ایشان فعالیت‌ کنند. آیت‌الله خامنه‌ای هم به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی دفاع بودند و تمثشیت ارتش را هم بر عهده داشتند. در آن مقطع همواره بین شورای عالی دفاع و آقای هاشمی‌رفسنجانی که فرماندهی جنگ را برعهده داشتند هماهنگی خوبی وجود داشت.

در مقطعی بین دولت و فرماندهان نظامی در تأمین نیازمندی‌های جبهه، بحثی پیش آمد که نیاز به تشکیلات جدیدی داشت تا تصمیمات آن برای همه لازم الاتباع باشد. لذا امام «شورای عالی پشتیبانی جنگ» را تأسیس کردند که آیت‌الله خامنه‌ای رئیس آن بودند و من هم عضو آن شورا بودم. این شورای عالی در سال 1365 تشکیل شد و ستاد پشتیبانی جنگ هم از طرف آن شورا ایجاد شد که من ریاست آن را برعهده داشتم. یعنی امام با تعیین فرمانده و ایجاد این تشکیلات اختلافاتی را که احتمالاً به وجود می‌آمد، حل و فصل کردند. پس امام هم با دستور، هم با نصیحت و هم ایجاد نهادهای لازم، جلوی اختلافات را می‌گرفتند.

به یاد دارم قبل از انجام عملیات فاو (در سال 64) در جلسه‌ای که فرماندهان در ارتش و سپاه خدمت امام رفتند ـ و من هم حضور داشتم ـ وقتی عملیات آینده توضیح داده شد، ایشان به اهمیت هماهنگی و وحدت سپاه و ارتش تأکید زیادی کردند. یعنی هم به عنوان فرمانده دستور می‌دادند و هم به عنوان مرجع تقلید نصیحت می‌کردند و هم نهادهای لازم را به وجود می‌آوردند.

با این حساب فکر می‌کنم امام از ابتدای انقلاب مسائل را عمدتاً از طریق خرد جمعی حل می‌کردند.
ایشان معمولاً در مسائلی که فاصله‌ای در میان مسئولان بود،‌ با برگزاری جلسات سعی می‌کردند موضوع را حل کنند.

آن زمان جلسات سران قوا مرتب برگزار می‌شد که رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، رئیس مجلس، رئیس دیوانعالی کشور و حاج‌احمد‌آقا تشکیل می‌شد. امام معمولاً امور را به آنها واگذار می‌کردند.

یادم هست در اوایل جنگ که خدمت امام می‌رسیدم و گزارش از مشکلات و ضعف‌ها ارائه می‌دادم. ایشان وقتی به حرف‌های من گوش می‌دادند، می‌فرمودند: شما اینها را به آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی گفته‌اید یا نه؟» من وقتی پاسخ منفی می‌دادم، ایشان توصیه می‌کردند که به آنها بگویید. وقتی پاسخ من مثبت بود، ایشان می‌فرمودند از طریق آنها پیگیری کنید.

بنابراین امام معمولاً کار ما را به مسئولان رده‌بالا یا نهادهای مسئول واگذار می‌کردند و جز در موارد ضروری که لازم بود خودشان وارد عمل نمی‌شدند.

این مسئله در همه مسائل جاری وجود داشت یا فقط در امور مهم به چشم می‌خورد؟
در واقع یک تقسیم‌بندی در قانون اساسی به وجود آمده بود، اما به دلیل شرایط جنگ، ساز و کارهای موقت هم به وجود آمده بود که وقتی جنگ تمام شد، آنها هم به کار خود پایان دادند.

یعنی با وجود شرایط ویژه کشور و شخصیت کاریزماتیک تلاش داشتند کارها به روال عادی جلو برود؟
بله، تلاش امام این بود که از طریق روال قانونی، مسئولین مربوطه و از طریق نهادی مربوطه و یا نهادهای موقت کارها اداره شود.

آقای روحانی! شما عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز هستید. در همان سال‌های جنگ (1366) انقسامی در این تشکل رخ داد که امام با آن موافقت کردند و بعدها در منشور برادری بر کثرت در عین وحدت، میان نبردهای انقلاب تأکید کردند. این رویکرد امام خمینی را با توجه به شرایط خاص کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جامعه روحانیت مبارز که در اوایل سال 56 تأسیس شده بود که بنده هم بعد از جلسات اولیه عضو آن بودم ـ یعنی هم عضو مؤسس هستم و هم عضو شورای مرکزی ـ از ابتدا تمام روحانیون مبارز و فعال عضو آن بودند و چیزی به نام مجمع روحانیون وجود نداشت.

در سال 60 هم بعد از داستان انفجار حزب جمهوری اسلامی، همه اعضای روحانیت مبارز که قبل از انقلاب مبارزه می‌کردند، دعوت شدند و 21 نفر به عنوان شورای مرکزی انتخاب شدند. که البته بعداً تعدادی از آنها شهید یا مرحوم شدند که افراد جدید بعداً جایگزین آنها شدند.

اختلافات از اواسط مجلس دوم شروع شد و در اواخر آن دوره، هنگام تصمیم‌گیری جامعه روحانیت برای لیست انتخاباتی مجلس سوم، اختلافات تشدید شد.

این مسئله منجر به چند دستور از طرف امام شد؛ اول اینکه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فقط برای قم و جامعه روحانیت مبارز فقط برای تهران لیست بدهند و دوم اینکه با درخواست عده‌ای از اعضای جامعه‌ روحانیت برای انشعاب موافقت کردند.

من فکر می‌کنم امام در آن مقطع احساس کردند که این جمع نمی‌توانند با آن صورت ادامه کار دهد؛ یا اختلاف و درگیری پیش خواهد ‌آمد یا اینکه عد‌ه‌ای کنار می‌روند و منزوی می‌شوند. لذا ایجاد تشکیلاتی در کنار جامعه روحانیت مبارز را مناسب تشخیص دادند. اما بعد از انتخابات مجلس سوم، وقتی اولین جلسه مشترک جامعه روحانیت و مجمع روحانیون در دفتر ریاست‌جمهوری تشکیل شد، امام آنقدر خوشحال شدند که از طریق حاج‌احمدآقا پیغام دادند که از تشکیل این جلسه مشترک بسیار خوشحال هستند. آن جلسه در ابتدا خیلی خوب پیش رفت، اما آخر جلسه یکی از اعضا مطالبی را مطرح کردند که موجب دلخوری شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.

البته معنای وحدت این نیست که همه عضو یک حزب یا یک تشکیلات باشند، بلکه معنای آن این است که همه نسبت به اصول بنیادین انقلاب و منافع کشور وحدت نظر داشته باشند، به خاطر مسائل حزبی و جناحی پا روی حق نگذارند. در جایی که لازم است گذشت کنند. وحدت این نیست که همه علما یا مردم در یک تشکیلات باشند.

درمورد همین اختلاف نظرات و نظر امام درمورد آن، خاطره‌ای دارید؟
زمانی که انتخاب مجلس سوم در اواخر سال 66 انجام شد، بعد از آن امام فقط در سال 67 و اوایل سال 68 در قید حیات بودند و در خرداد سال 68 رحلت کردند.

در سال 67 مسائل مهمی اتفاق افتاد، که باعث شد مسئله روحانیت و روحانیون فراموش شود. یکی از آنها مسئله جنگ بود که از فروردین 67 تا تیرماه شرایط خاصی پیدا کرد، زیرا آمریکایی‌ها وارد جنگ شدند، به عراق سلاح شیمایی جدید دادند، کمک کشورها به عراق بیشتر شد، جنگ نفتکش‌ها در خلیج‌فارس اوج گرفت و… در نهایت هم با بیانیه معروف امام به پذیرش قطعنامه (27 تیر) منجر شد.

عراق آتش بس را نپذیرفت و جنگ ادامه یافت. عملیات مرصاد پیش آمد، حمله عراق به سمت اهواز پیش آمد و از این طرف هم حضور گسترده مردم به جبهه‌ها آغاز و آیت‌الله خامنه‌ای هم به جنوب و آقای هاشمی به غرب رفتند. این حرکت مهم منجر به شکست عراق و منافقین شد و لذا عراق در 29 مرداد آتش بس را پذیرفت.

هیأت ناظر سازمان ملل هم حضور یافت، مذاکرات ایران و عراق هم در شهریور سال 67 آغاز شد. مسأله سلمان رشدی و فتوای معروف امام هم در همین سال است. همچنین تصمیمات امام در مورد آیت‌الله منتظری هم در اسفندماه اتخاذ شد، که در فروردین 68 علنی شد. بنابراین سال 67 سال بسیار پرفراز و نشیبی بود.

در آن سال ابعاد شهامت و شجاعت امام نمایان شد. مردم عموماً شجاعت را در شجاعت حُسینی می‌دیدند، یعنی آن رفتار زمان جنگ که امام می‌فرمود تا آخر می‌ایستم، اما صلح حسنی هم شهامت زیادی می‌خواهد که گاهی شهامت جنگ بالاتر است. زیرا انسان در جنگ، جان می‌دهد، اما در صلح، آبرو می‌دهد. آبرو دادن از جان دادن سخت‌تر است.

امام شجاعت هر دو را داشتند، یعنی هم در جنگ ایستادند و هم آن زمان که احساس کردند جنگ باید متوقف شود، گفتند من جام زهر را نوشیدم و قطعنامه را پذیرفتم.

شهامت دیگر امام درمورد آیت‌الله منتظری بود که اتفاق عجیبی بود. کسی که همه مردم او را به عنوان قائم‌مقام رهبری می‌شناختند و عکس او در ادارات و خیابانها در کنار امام می‌دیدند و سال‌ها به عنوان قائم‌مقام برای او تبلیغ می‌کردند و برایش شعار می‌دادند و امام هم از او حمایت می‌کرد و می‌فرمود که ایشان حاصل عمر من است، برای حفظ اسلام و نظام او را کنار گذاشتند که این نیاز به جرأت و گذشت و شهامت زیادی داشت.

فتوای مربوط به سلمان رشدی هم کار آسانی نبود، زیرا به معنای تقابل با غرب بود. امام به خاطر اتکا به خداوند و ایمان قوی آنجا که احساس وظیفه می‌کردند، ملاحظه هیچ‌کس را نمی‌کردند.

آقای روحانی! قبل از پذیرش قطعنامه 598 امام خمینی تعدادی از مسئولین و شخصیت‌های سیاسی را برای توجیه ‌آنها در این خصوص و اخذ نظرات، در جلسه‌ای جمع کرده بودند که نقش عمده‌ای از آنها ناگفته باقی مانده است. می‌توانید بخش‌هایی از این ناگفته‌ها را بیان کنید؟
شرایط ما به گونه‌ای بود که در اواسط تیر ماه سال 1367 به مرحله خاصی رسیدیم. جلسات متعددی با فرماندهان نظامی در جبهه گذاشته شد که یک جلسه بسیار مهم هم در اهواز بود.

آقای هاشمی در آن جلسه به عنوان فرمانده جنگ و من به عنوان رئیس ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیاء و رئیس پدافند هوایی حضور داشتم. تا دیروقت شب آن جلسه ادامه یافت، آقای هاشمی‌ از فرماندهان در مورد نیازهایشان و اینکه آیا می‌خواهند جنگ را ادامه دهند یا خیر، صحبت کردند.

آنها گفتند که ما می‌خواهیم جنگ را ادامه دهیم ولی امکانات می‌خواهیم. آقای هاشمی گفتند که چرا نیازهای خودتان و نظرتان را صریح را برای امام نمی‌نویسید؟ من نامه شما را خدمت ایشان می‌برم.

نباید در امور مهم کشور تعارف کرد. آنها این نامه را نوشتند که همان نامه معروف با امضای محسن رضایی است که پخش شده و امکانات مورد نیاز را اعلام کردند. البته آن نامه تا مدت‌ها منتشر نشده بود و اخیراً منتشر شد.

بعد از آن جلسه من و آقای هاشمی به تهران برگشتیم. تصمیم آقای هاشمی این بود که اگر امام قصد پایان جنگ را داشته باشند، خودش به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، آتش‌بس یا پذیرش قطعنامه را اعلام کند، زیرا امام همیشه به حضور در جبهه‌ها و ادامه جنگ تشویق‌ می‌کردند. آقای هاشمی می‌گفت که بعد از پذیرش آتش‌بس از طرف من، امام می‌تواند مرا کنار بگذارد و بگوید آقای هاشمی تخلف کرده است.

من به افکار آقای هاشمی نزدیک بودم، اما نمی‌دانستم برای انقلاب حاضر است همه چیزش را فدا کند. یعنی آبرو، حیثیت و همه سوابقش را فدا کند. من با وجود اینکه پذیرش این موضوع برایم سخت بود، به او گفتم، اگر امام این پیشنهاد را بپذیرند شما کار بسیار مهمی کرده‌اید.

روز بعد از رسیدن به تهران، آقای هاشمی این مطالب را با امام در میان گذاشتند و ظاهراً ابتدا ایشان سکوت کرده بودند و چیزی نفرموده بودند. امام ظاهراً در روز جمعه آقای هاشمی را می‌خواهند و می‌گویند پایان جنگ را خودم اعلام می‌کنم. زیرا اولاً پیشنهاد فداکارانه آقای هاشمی، با مردانگی، شجاعت و مروت امام سازگار نبود و در ثانی اگر کسی غیر از امام این پایان جنگ را اعلام می‌کرد، کسی آن را نمی‌پذیرفت.

بعد امام دستور داده بودند که تعدادی از مسئولین و نخبگان مثل فرماندهان جنگ، برخی وزرا و برخی نمایندگان مجلس، مقامات قضایی، ائمه جمعه و … را دعوت کنید نزد رئیس جمهور تا بنشینند و مشورت کنید که چه کاری باید انجام شود، روز شنبه آقای هاشمی موضوع را با من در میان گذاشت و دستور امام را بیان کرد. لیستی هم از مسئولان را تهیه کرده بود، آنها را خواند و من هم نام چند نفر را به آن اضافه کردم. حدود 40 نفر بودند که برای روز یکشنبه خدمت آیت الله خامنه‌ای دعوت شدند.

آیا در آن جمع، از گروههای سیاسی و احزاب هم کسی حاضر بود یا حداقل در خلال آن تصمیم گیری از آنها مشورت گرفته شد؟
عمدتاً مسئولین و ائمه جمعه بودند.

این مجموعه صبح روز یکشنبه 26 تیرماه در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای جمع‌شدند. آقای هاشمی گزارشی دادند. سپس نظامی‌ها و سایر مسئولین مطالبی را بیان کردند. حدود ساعت 10:30 صبح بود که آقای محتشمی پور وزیر وقت کشور داشتند صحبت می‌کردند و تأکید می‌کردند که باید جنگ ادامه یابد و تا آخرین نفر همه باید کشته شویم، که حاج احمدآقا وارد جلسه شد. چند دقیقه‌ای صبر کرد بعد گفت، بگذارید نامه امام را بخوانم. آن نامه، همان نامه‌ای است که اخیراً منتشر شد و در آن نامه به آقای رضایی و دولت اشاره می‌کنند.

از اسفندماه سال 1366 برخی وزرا هم در جنگ مسئولیت داشتند. مثلاً‌ آقای مهندس موسوی به عنوان رئیس ستاد، آقای بهزاد نبوی به عنوان مسئول تدارکات جنگ، آقای خاتمی به عنوان مسئول تبلیغات جنگ انتخاب شده بودند. نامه اقتصادی به امام را هم ظاهراً رئیس سازمان برنامه و برخی دیگر نوشته بودند.

وقتی حاج‌احمدآقا آن نامه را خواندند، جلسه آرام شد و به اعتقاد من اگر آن نامه نبود، شاید تا شب بحث ادامه می‌یافت. دلیل هم متفاوت بودن اطلاعات آن جمع بود. برخی از افراد در متن جنگ بودند و از همه چیز اطلاع داشتند، عده‌ای هم بیرون گود بودند و نمی‌دانستند چه خبر است. صحبت برخی ائمه جمعه و نمایندگان مجلس و حتی آقای محتشمی پور معلوم بود که از جبهه‌ها کاملاً بی‌خبرند. اما بعد از قرائت نامه بحث‌ها منطقی شد و داد و فریادها از بین رفت.

این جلسه تا شب ادامه یافت و در نهایت جمع پذیرفت که قطعنامه 598 را کشور بپذیرد. و سپس بنا شد مصوبه جلسه توسط آیت‌الله خامنه‌ای تنظیم شود و طی نامه‌ای به آقای دکتر ولایتی که آن زمان در نیویورک بودند، فرستاده شود تا به دبیر کل وقت سازمان ملل نامه داده شود که این کار صورت گرفت. و در ساعت 2 بعدازظهر روز 27 تیرماه پذیرش قطعنامه و نامه معروف امام اعلام شد.

یعنی امام بعد از آن جلسه تصمیم را گرفتند؟
نه، امام تصمیم پایان یافتن جنگ را گرفته بودند، اما در مورد شکل کار به آن جلسه واگذار کرده بودند. مثلاً من یادم هست در آن جلسه یکی از وزرا اصرار داشت که با دولت الجزایر تماس بگیریم که او واسطه شود. در نهایت تصمیم گرفته شد که قطعنامه 598 را بپذیریم و از طریق سازمان ملل اقدام کنیم.

در واقع امام شکل کار را هم که توسط اعضای آن جلسه تعیین شده بود، پذیرفتند. بیانیه امام که در روز دوشنبه 27 تیر از رادیو و تلویزیون خوانده شد مردم را بسیار متأثر و تحریک کرد. من فکر می‌کنم همه پای رادیو گریه‌ کردند. زیرا لحن امام بسیار تکان‌دهنده بود که آن بیانیه باعث هجوم مردم به جبهه‌ها شد.

من فکر می‌کنم این هم اراده خداوند بود که صدام در آن مقطع قطعنامه را قبول نکرد، زیرا بعدها می‌گفتند ایران در زمان ضعف قطعنامه را پذیرفت. عراق فوری به جای پذیرش قطعنامه از جنوب و غرب به ایران حمله کرد و عملیات مرصاد هم در اوایل مرداد با حمله منافقین شروع شد، زیرا عراق فکر می‌کرد که ایران ضعیف شده است و همزمان هجوم به جنوب و غرب به پیروزی بزرگ دست پیدا می‌کند ولی هجوم جوانان به جبهه‌ها به قدری گسترده بود که وقتی هجوم عراق را دفع کردند و آنها را از سرزمین ایران بیرون کردند، از امام اجازه می‌خواستند که به خاک عراق وارد شوند که امام گفتند همانطور که در جنگ جدی بودیم در صلح هم جدی هستیم.

عراق وقتی دید که ایران آمادگی فوق‌العاده دارد و می‌تواند فتوحات بزرگی داشته باشد، در پایان مردادماه آتش‌بس را پذیرفت. لطف خداوند بود که جنگ با پیروزی رزمندگان اسلام تمام شود.

آن روزهای‌ آخر، از نظر امام نسبت به حضور گسترده جوانان در جبهه‌ها هم بعد از پذیرش قطعنامه اطلاعی داشتید؟
امام احساس کرد که پیامش با روح مردم چه کرده است و آنها را در سراسر کشور به حرکت درآورده است. یعنی علی‌رغم اینکه ایشان گفتند جام زهر را نوشیدم و مردم هم به جبهه‌ها رفتند و شرایط جبهه‌ها را عوض کردند اما ایشان ادامه جنگ را به مصلحت نمی‌دانستند و لذا گفتند همانطور که در جنگ جدی بودیم، در صلح هم جدی هستیم.

No responses yet

Nov 04 2013

گفت‌وگو با جعفر شجونی؛ از ‘کارهای رفسنجانی’ تا ‘کلک های سیاست’

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: از مسافران هواپیمایی بود که آیت الله خمینی را از پاریس به تهران آورد. در مدرسه علوی، کنار آیت الله خمینی هم نظاره گر انقلاب بود، هم بازیگر آن.

نماینده دور اول و دوم مجلس شورای اسلامی بود و عضو جامعه روحانیت مبارز. می‌گوید از بازجویان اوین هم بوده و مقامات رژیم سابق را به خاطر رابطه با آمریکا مواخذه کرده است.

جعفر شجونی می‌گوید دلسوز انقلابی است که خود در پایه‌گذاریش نقش داشته، انقلابی که از جمله پایه هایش، آمریکا ستیزی بوده، پایه هایی که به عقیده او آنقدر محکم بنا شده، که فرو ریختنی نیست. او زمانی از طرفداران سرسخت محمود احمدی‌نژاد بود (هرچند بعدا به منتقدان او پیوست). آقای شجونی در جریان وقایع پس از انتخابات سال ۸۸، در مقابله با آنچه “جریان فتنه” خوانده شد، کم نگذاشت.
‘چه معنا دارد، یک تلفن؟’

قرار بود با جعفر شجونی از خاطراتش درباره انقلاب حرف بزنیم. اما او هنوز دو جمله نگفته، انقلاب را با ذات ” آمریکا ستیزی” اش معرفی کرد و به وقایع روز پرداخت.

نشان به آن نشان که وقتی از او درباره شرایط تازه سوال کردم و حرف گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا را به میان آوردم، خندید و از آیت الله خمینی نقل‌قولی کرد: “امام فرمود رابطه ما با آمریکا، رابطه گرگ و میش است. این آمریکایی که شما دارید می گویید که رئیس جمهور ما آقای روحانی، با ایشان صحبت کرده، اینها مسایل سیاسی است. یک تلفن مشکلات مملکت را حل نمی کند عزیز من. یک تلفن، که چی؟ بعد فردایش آمد و گفت که گزینه نظامی و جنگ هم روی میز ما هست.”

“آخر آمریکا کیه؟ امام آمده به مردم دنیا بگوید که بدون آمریکا زندگی کنند، آمریکا به ما خیانت کرده، مورد اطمینان نیست و روز ۱۳ آبان هم مردم غیرت خودشان را اعلام می کنند؛ چه معنا دارد یک تلفن؟”

به اعتقاد جعفر شجونی قرار نیست در رابطه دو کشور اتفاق تازه‌ای بیفتد. همه چیز “سر همان جایی است” که قبلا بوده. برای اینکه مطمئن شود متوجه منظورش شده‌ام، در توصیف رابطه فعلی ایالات متحده و جمهوری اسلامی مثالی هم می‌زند: “اینها مثل این است که بنده، هزار متر زمین از جنابعالی طلبکارم، در یک عروسی اتفاق افتاد با هم دست دادیم، سلام کردیم! ولی پرونده ما در دادگاه باز است.”
‘شرکت نکند، مردم کله پایش می کنند’

از همان روزی که صحبت از رویکرد تازه دولت ایران شد، از همان روزی که گفتگوی تلفنی بین روسای جمهوری دو کشور انجام شد و صحبت از حسن نیت، تنش زدایی و انعطاف به میان آمد، این سوال مطرح شد که دولت تازه با شعار مرگ بر آمریکا، با نمایش‌ها و همایش‌های ضد آمریکایی و با سالگرد اشغال سفارت آمریکا چه می‌کند.

از آقای شجونی سوال کردم آیا به نظرش حسن روحانی در تظاهرات ضدآمریکایی امسال شرکت می‌کند؟ پاسخش، مثبت بود: “بله که می‌کند، اگر شرکت نکند، فردا مردم کله‌پایش می‌کنند. آمدن او، نیامدن او، چیزی را عوض نمی‌کند. رئیس جمهور است، هزار تا کار دارد، ممکن هست نیاید. ۱۳ آبان در خون مردم است، اصل وجود مردم است. مردم از بن روان و اصل جان، مرگ بر آمریکا می‌گویند.”

آقای شجونی برای چندمین بار تاکید می‌کند که گفتگوی تلفنی چیزی را حل نکرده: “پسرم، ای جوان، ای که در خارج زندگی می‌کنی، تو هم مثل من ایرانی هستی. این آمریکا با دست چدنی می‌خواهد دست بدهد. قبول نیست. شرط و شروط یادت نرود. تلفن کرده که کرده.”
‘مردم پای منبر رفسنجانی فریاد زدند مرگ بر آمریکا’

از این یار دیرینه آیت الله خمینی، درباره نقل قول هایی که این روزها از بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌شود سوال کردم؛ همان نقل‌قول‌هایی که سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر کرد از خاطرات او؛ درباره اینکه گفته می‌شود آیت الله خمینی هم می‌خواسته فتیله “مرگ بر آمریکا” گفتن پایین کشیده شود.

آقای شجونی دل خوشی از اکبر هاشمی رفسنجانی نداشت: “امام فرمود آنچه نوار من است درست است، آنچه نوشته من است درست است. بقیه نقل‌قول‌های هاشمی رفسنجانی است که امام مرگ بر آمریکا را دوست نداشت. حالا داشت یا نداشت، بود یا نبود، الان مردم و دنیا خواهند دید که مردم چگونه فریاد “مرگ بر آمریکا” را در روز سیزدهم آبان، دوباره جاری می‌کنند.”

آقای شجونی، اینجا هم مثالی زد: “باری! مردم می‌روند و در تظاهرات ۱۳ آبان شرکت می‌کنند و حرف خودشان را، مرگ بر آمریکا را می‌گویند. همانطور که دو هفته قبل، مردم غیور کرمانشاه، پای منبر هاشمی رفسنجانی فریاد مرگ بر آمریکا کشیدند.”
‘حقه’

در پایان گفتگویی که قرار نبود به اینجاها بکشد، جعفر شجونی آنچه این روزها رخ می‌دهد را نه تغییری اساسی می‌داند نه مغایر اصل نظام.

با لحنی دو پهلو، همه آنها را “سیاست” می‌بیند و اصرار من را بی فایده می‌گذارد که چه کسی “سیاستمدار” این بازی است: “اینها سیاست است آقا، سیاستِ کلک همین است. مردم ایران چشمشان به دهان رهبری است، آن را عمل می کنند. رئیس جمهور هم عزیز و محترم است و کار سیاسی می‎کند. اما مگر با یک تلفن مشکلات حل می‌شود؟”

No responses yet

Nov 03 2013

از سوی سازمان اوقاف آغاز شده است: طرح ۱۵ هزار میلیارد تومانی تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی محمدی٬ رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه از آغاز طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن خبر داده که به گفته حمید محمدی، معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد هزینه این طرح دست‌کم ۱۵ هزار میلیارد تومان است.

طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن به دستور و خواست علی خامنه‌ای در سازمان اوقاف و دیگر نهاد‌های دینی آغاز شده و به اعتقاد آقای محمدی ۱۵ سال طول خواهد کشید.

این مقام وزارت ارشاد روز شنبه (۱۱ آبان) گفته که برای تربیت ۱۰ میلیون حافظه قرآن دست‌کم سالی هزار میلیارد تومان بودجه نیاز است.

این در حالی است که روز شنبه (۱۰ آبان) آقای محمدی اعلام کرده که این طرح در دستور کار سازمان امور اوقاف قرار گرفته است.

این مقام سازمان اوقاف هیچ اشاره‌ای به میزان بودجه این طرح نکرده است.

سازمان اوقاف یکی از ثروتمند‌ترین نهاد‌های مذهبی در ایران است که زیر نظر علی خامنه‌ای اداره می‌شود و هیچ گزارشی از میزان درآمد‌های هنگفت آن از امامزاده‌ها و اماکن مذهبی در دست نیست.

سازمان اوقاف سالانه هزار و ۶۶۴ مسابقه قرآنی با حضور ۹۰۰ هزار قاری از سراسر جهان برگزار می‌کند که بودجه برگزاری این مسابقات نیز معلوم نیست.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .