Dec 14 2017

۸ هزار میلیارد تومان بودجه به نهادهای غیر ضرور و انگلی!

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

صدای مردم: به گزارش ایلنا، همزمان با ارائه لایحه بودجه سال ۹۷ کشور از سوی «حسن روحانی» به مجلس شورای اسلامی، خبرهایی از حذف جدول ۱۷ لایحه بودجه به گوش رسید اما تنها گشت و گذاری کوتاه در لایحه بودجه ۹۷ لازم بود تا مشخص شود نهادها و ارگان‌‌هایی که ذیل این جدول قرار داشته‌اند؛ با چینش دیگری مجدد در ردیف‌های بودجه‌ای لحاظ شده‌اند. ظاهرا دلیل این تغییرات هم فراهم کردن بستر و ابزاری برای نظارت بر این سازمان‌ها و ارگان‌ها بوده که عمدتا به نام فعالیت‌های فرهنگی بودجه دریافت می‌کنند نه حذف آنها. …

حال مسئله اینجاست، چرا با وجود اینکه این سازمان‌ها همچنان ردیف‌های بودجه‌ای مشخصی دارند، برخی نمایندگان مجلس و نیز دولت از حذف جدول ۱۷ صحبت می‌کنند؟! و اینکه اساسا آیا قرار گرفتن فلان نهاد و ارگان از این جدول ذیل نظارت ارشاد بدون وجود ابزار نظارتی لازم در این وزارتخانه می‌تواند پاسخگوی مسئله نابه‌سامانی بودجه‌های فرهنگی کشور باشد؟!، اصولا نظارت بر عملکرد این نهادها چگونه شدنی است؟! آنهم وقتی این وزارتخانه خود توان دفاع از مجوزهای صادرشده توسط خودش برای کتاب، کنسرت موسیقی، فیلم و تئاتر را هم ندارد!

اسامی سازمان‌ها و نهادهایی که در مجموع این ۸۰۰۰ میلیارد تومان بودجه فرهنگی کشور را دریافت می‌کنند، به این شرح است:
سازمان صداوسیما/ سازمان بسیج مستضعفین/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ مرکز خدمات حوزه‌های علمیه قم/ شورایعالی حوزه‌های علمیه/ کمک به بازسازی عتبات عالیات/ کمک به اشخاص حقوقی غیر دولتی (جدول ۱۷)/ جامعه المصطفی العالمیه/ اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآن/ شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران/ سازمان تبلیغات اسلامی/ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان/ شورای برنامه‌ریزی و مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان/ موسسه نشر آثار امام (ره)/ شورای عالی انقلاب فرهنگی/ احداث و تکمیل مساجد کشور/ بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس/ شورای سیاستگذاری ائمه جمعه/ مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)/ شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی/ سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها/ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (به مدیریت آیت الله مصباح)/ ستاد اقامه نماز/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی/ بیمه هنرمندان (فعالان قرآنی، مداحان و سایر هنرمندان)/ موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی/ کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی/ بنیاد سعدی/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسعه بازی‌های رایانه/ شورایعالی انقلاب فرهنگی بابت تحول علوم انسانی در دانشگاه‌ها/ دانشگاه اهل‌بیت.

No responses yet

Dec 14 2017

احمدی‌نژاد جرات نداشت سر من فریاد بزند

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: صادق آملی لاریجانی روز چهارشنبه ۲۲ آذر شدیدا از اظهارات اخیر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین، و نزدیکانش علیه قوه قضاییه انتقاد کرد و آنها را بانیان «فتنه جدید» خواند.

رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در دیدار با تشکل‌های دانشجویی همسو با اصولگرایان بخش عمده‌ای از سخنانش را به پاسخگویی به اتهامات محمود احمدی‌نژاد، حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی و دیگر نزدیکان رئیس‌جمهوری سابق اختصاص داد.

وی، محمود احمدی‌نژاد را به «دروغگویی» متهم کرد و گفت رئیس‌جمهوری سابق هرگز در شورای امنیت ملی در مورد پرونده ستار بهشتی، بر سر او فریاد نکشیده است چرا که به گفته آملی لاریجانی، احمدی‌نژاد «جرات» این کار را نداشت.

آقای احمدی‌نژاد به تازگی گفته بود که در این شورا به خاطر ستار بهشتی وبلاگ‌نویس کشته شده در زندان، بر سر صادق لاریجانی فریاد کشیده است.

به گزارش خبرگزاری میزان، آملی لاریجانی با دفاع از عملکرد قوه قضاییه، محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش را متهم کرد که با تضعیف قوه قضاییه، نظام را تضعیف می‌کنند. وی همچنین اظهار داشت که بخش عمده‌ای از «اعتمادزادیی» از قوه قضاییه «ریشه در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات سرویس‌های جاسوسی و امنیتی غرب دارد».

رئیس قوه قضاییه ایران با اشاره به گفته احمدی‌نژاد و نزدیکانش گفت: «این افراد با شیطنت می‌گویند که فرزندان ما جاسوس نیستند و بعد هم مدعی هستند که ما تهمتی نزدیم، یک جمله سلبی گفته‌ایم».

صادق لاریجانی گفت: «همین آقا در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به دبیر شورای عالی امنیت ملی می‌گوید از جاسوسی دختر فلانی چه خبر؟ ایشان پاسخ می‌دهد که این ماجرا از اساس دروغ است. به او می‌گوید شما مطلع نیستید، ما اطلاع دقیق داریم که وی بازداشت است و آدرس دقیق محل بازداشت وی را هم می‌دانیم. آخر می‌شود انسان این مقدار دروغ بگوید و از مسیر انصاف و تقوی دور شود؟»

پیشتر یکی از رسانه‌های خارج کشور اعلام کرده بود که دختر رئیس قوه قضاییه به خاطر جاسوسی در بازداشت است که احمدی‌نژاد و نزدیکانش تلویحا آن را تایید کردند.

صادق لاریجانی همچنین در مورد دو برادرش فاضل و محمدجواد هم سخن گفت. وی گفت: «با فیلمی که از فاضل لاریجانی داشتند، می‌خواستند رئیس قوه قضاییه را مرعوب کنند».

محمود احمدی‌نژاد هنگام استیضاح وزیر کار در مجلس این فیلم را در مجلس پخش کرد.

صادق لاریجانی در مورد محمدجواد لاریجانی که به «زمین‌خواری» متهم شده، گفت این پرونده در جریان است و قاضی در این مورد به گفته او، مستقل عمل خواهد کرد.

رئیس قوه قضاییه در ادامه احمدی‌نژاد و نزدیکانش را به «فتنه‌گری» متهم کرد و گفت: «کار افرادی هم که در حال حاضر انواع اتهامات را علیه دستگاه قضایی مطرح می‌کنند و سیاه‌نمایی می‌کنند نوعی فتنه است… سران فتنه می‌گفتند ما انتخابات و شورای نگهبان را قبول نداریم، اینها هم می‌گویند ما قوه قضاییه را قبول نداریم. آ‌نها دعوت به اغتشاش می‌کردند، این‌ها هم با بست‌نشینی به دنبال جریان‌سازی و اغتشاش‌اند».

حمید بقایی و شماری از مقام‌های سابق دولت محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به قوه قضاییه در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری بست نشسته بودند.

در همین حال محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به نماینده اصفهان در مجلس خبرگان، با تکرار انتقادات خود به قوه قضاییه و اعتراض به روند رسیدگی پرونده حمید بقایی نوشت: «…امروز دیوان عالی کشور، دادستان، دادسراها، زندان و حتی دادسرای انتظامی قضات که مسئول رسیدگی به تخلفات مقامات قضایی است نیز توسط رئیس قوه نصب می‌شوند و تحت امر او هستند معنی آن این است که از مقامات قضایی باید به خودشان شکایت کرد».

رئیس‌جمهوری سابق ایران آبان‌ماه امسال هم در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود: «اعتماد عمومی به صداقت و توانایی برخی مدیران ارشد و دستگاه‌های گوناگون برای مدیریت بحران و عبور دادن کشور از این شرایط، مدتهاست از خطوط قرمز عبور کرده» است .

علی مطهری، نایب رئیس مجلس و از منتقدان محمود احمدی‌نژاد، به تازگی گفته است بخشی از این انتقادهای احمدی‌نژاد به قوه قضاییه درست است.

علی مطهری گفت: «… گاهی شاهدیم مسئولان قوه قضاییه، صرف یک انتقاد را توهین به مقامات عالی کشور دانسته و فوراً نسبت به تشکیل پرونده برای منتقد اقدام می‌کنند».

No responses yet

Dec 12 2017

دانشجو خطاب به اژه‌ای: فیلم برادر لاریجانی را همه دیده‌اند ومی‌خواهند بدانند صادق خاطی است یا فاضل!

نوشته: در بخش: دانشجویی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

Dec 11 2017

برای فاضل لاریجانی، جرمی احراز نشده است

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: معاون اول قوه قضائیه ایران بار دیگر گزارش‌ها درباره«جاسوسی» دختر رئیس این قوه را تکذیب کرد و خبر داد که برای فاضل لاریجانی، برادر آیت‌الله صادق لاریجانی، در پرونده تلاش برای اخذ رشوه از سازمان تامین اجتماعی «جرمی احراز نشده است».

غلامحسین محسنی اژه‌ای روز دوشنبه ۲۰ آذر، این مطالب را در جلسه پرسش و پاسخ در دانشگاه صنعتی شریف تهران ابراز داشت.

آقای محسنی اژه‌ای، سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تامین اجتماعی و دادستان سابق تهران، را متهم کرد که قصد داشته است همراه با افراد دیگر «با یک دسیسه چینی» برای برادر رئیس قوه قضائیه پرونده سازی کند.

وی اضافه کرد: «اگر از او شکایت شود، مرتضوی نیز تحت تعقیب قرار می‌گیرد».

محمود احمدی‌نژاد سال ۹۱ و در جریان استیضاح وزیر وقت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، فیلمی از گفت‌وگوی فاضل لاریجانی و سعید مرتضوی، رئیس وقت سازمان تامین اجتماعی، را پخش کرد که در آن، برادر رئیس قوه قضائیه از آقای مرتضوی تقاضای رشوه می‌کند.

محمود احمدی‌نژاد و حمید بقایی همچنین در هفته‌های گذشته به صورت تلویحی به موضوع «جاسوسی» زهرا لاریجانی، دختر رئیس قوه قضائیه، و پرونده‌های «زمین خواری» و فساد مالی محمد جواد لاریجانی و فاضل لاریجانی، دو برادر روسای قوه قضائیه و قوه مقننه، اشاره کرده‌اند.

مقام‌های قوه قضائیه پیش از این، گزارش‌ها درباره «جاسوسی» دختر رئیس قوه قضائیه را تکذیب کرده بودند. درباره «زمین خواری» محمد جواد لاریجانی نیز در سال‌های گذشته پرونده ای تشکیل شده اما درباره نتیجه آن گزارشی منتشر نشده است.

در همین حال، سخنگوی قوه قضائیه روز دوشنبه تاکید کرد که گزارش‌ها درباره «جاسوسی» رئیس دختر قوه قضائیه «صد در صد دروغ است» و او «با هیچ سرویس جاسوسی ارتباط نداشته و هیج جا بازداشت» نبوده است.

«اگر بقایی راضی باشد، دستخطش منتشر می‌شود»

معاون اول قوه قضائیه همچنین اعلام کرد که در صورت موافقت حمید بقایی، دست خط او مبنی براینکه با تمایل خود در سلول انفرادی باقی مانده است، منتشر خواهد شد.

غلامحسین محسنی اژه‌ای تاکید کرد:«دستخط را نشان دادم و الان هم وجود دارد؛ اگر رضایت دهد منتشر می‌شود و البته می‌تواند ادعای جعل کرد».

معاون اول قوه قضائیه در زمان بازداشت حمید بقایی، معاون اجرایی محمود احمدی نژاد دردوره ریاست جمهوری، گفته بود که او در نامه‌ای اعلام کرده بود که تمایل دارد در«سوئیت (سلول انفرادی) باقی بماند.

آقای بقایی پس از آزادی در مرداد سال جاری، این گفته‌های آقای اژه ای را تکذیب کرد و گفت که او مانند دوره تصدی سمت وزارت اطلاعات در دولت اول محمود احمدی نژاد «دروغ می‌گوید».

مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره حصر «پابرجاست»

معاون اول قوه قضائیه همچنین درپاسخ به سئوالی درباره دلایل محاکمه نشدن رهبران معترضان به نتایج انتخابات سال ۸۸ گفت:«ما بارها گفتیم شورای عالی امنیت ملی مصوب کرد الان به صلاح نیست محاکمه شوند و آنها را محصور کرد. تا الان هم این مصوبه پابرجاست که اگر نبود، قوه قضائیه همان موقع وارد کار می شد».

غلامحسین محسنی اژه‌ای همچنین درباره ممنوع التصویری محمد خاتمی، رئیس‌جمهوری پیشین ایران، نیز تاکید کرد که این اقدام براساس مصوبه «کمیسیون‌های» شورای عالی امنیت ملی انجام شده است.

این سخنان درحالی بیان شد که حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، پیش از این اعلام کرده که شورای عالی امنیت ملی و کمیته های آن مصوبه ای درباره حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنرد و مهدی کروبی و ممنوع التصویری محمد خاتمی نداشته‌اند.

آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد، از بهمن ۸۹ تاکنون بدون محاکمه در حصر خانگی به سر می‌برند و درخواست‌های آنان برای حضور در دادگاه علنی تاکنون مورد قبول واقع نشده است.

علی مطهری، نایب رئیس مجلس، روز ۳۰ مرداد در نامه‌ای به سخنگوی قوه قضائیه ادامه حصر با مصوبه شورای عالی امنیت ملی را «مخالف قانون اساسی» خوانده و این پرسش را مطرح کرده بود که آیا مخالفت با محاکمه آنان «شائبه هراس از روشن شدن حقایق را ایجاد نمی‌کند؟».

درماه‌های گذشته، گزارش‌هایی درباره «محدودیت‌های» جدید درباره حضور محمد خاتمی در مراسم عمومی منتشر شده است، اما مقام‌های قوه قضائیه و حسین نجات، جانشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اعلام کردند که این محدودیت‌ها «جدید نیست» و «اقدامات پیشگیرانه‌ای» است که «بر اساس مصوبه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» انجام شده‌است.

موضوع ممنوعیت انتشار تصویر و اخبار محمد خاتمی در زمستان ۹۳ مطرح شد، و آن زمان گزارش‌ها حاکی از این بود که عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، در جلسه‌ای با مدیران رسانه‌ها نسبت به درج تصویر و ذکر نام رئیس‌جمهوری پیشین ایران هشدار داده و مرتکبان را به توقیف و تعطیل رسانه‌های‌شان تهدید کرده‌است.

No responses yet

Dec 03 2017

سادات ایران (۴)؛ کسب‌وکار سیدها

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«-شما را به جدم، به من مظلوم و فقیر کمک کنید!» (مجله ملانصرالدین، ش ۱۲)
رادیوفردا: گفتارهای مجموعه «سادات ایران» به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکائی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار طبق منابع اروپائی که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» با این مشخصات منتشر شده است:
Willem Floor: Seyyeds in Qajar Iran According to European Sources; in: Studia Iranica, 45/2, 2016
این رساله ۱۲۹ زیرنویس دارد که در هر کدام به یک و یا چند منبع اشاره شده است. در این ترجمه ‌ها همه زیرنویس‌ها و منابع ذکر نشده‌است.
همه کاریکاتور‌ها از مجله فکاهی-انتقادی «ملا نصرالدین» است که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۳ به زبان ترکی آذری در تفلیس (گرجستان کنونی) چاپ می‌شد. این مجله که ادبیات مشروطه ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بود، بعد‌ها مدتی نیز در تبریز و سپس باکو چاپ شد و چند سال پس از تاسیس حکومت شوروی تعطیل شد.

نوشته زیر چهارمین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان

کسب‌وکار سیدها
میسیونر آمریکایی ساموئل ویلسون که خود مدتی طولانی در ایران و به‌خصوص تبریززندگی کرده بود، در سال ۱۸۹۰ در باره سید‌ها نوشته‌است: «بسیاری از آنها انسان‌های متمول و محترمی هستند، با اینهمه در یک مملکت داشتن چنین قشری که بدون هیچ دلیلی صاحب امتیاز باشد، کار درستی نیست» (۳۱).

در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد.

اما همه سیدها مرفه و ثروتمند نبودند. در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد. محسن صدر می‌نوشت اکثر سیدها ملا بودند و گذران خود را با روضه‌خوانی تامین می‌کردند (۳۲). بعضی‌ها موذن و خادم مساجد بودند. اگر در شهر و یا روستایی امامزاده‌ای موجود بود، مقام خادمی آن ترجیحاً به یک سید سپرده می‌شد. سیدها زیارت‌های گروهی به عتبات و بخصوص مشهد را نیز ترتیب می‌دادند. حدوداً دو ماه مانده به آغاز سفر، سیدها سراغ مومنین را گرفته، برای زیارت، داوطلب جمع می‌کردند. سیدی که سفر را ترتیب می‌داد، پس از آنکه تعداد کافی زوار داوطلب را یافت، به سراغ هر یک از آنها می‌رفت، به آنها اطمینان می‌داد که سفری بی‌خطر و شایسته رضایت الهی به مرقد امام رضا خواهند داشت و از هرکدام از آنها مقدار معینی پول می‌گرفت. او قول می‌داد که حرکت ستارگان را بررسی کرده مطابق با علم نجوم در روزهای خوش یمن به حرکت قافله ادامه خواهد داد، سر راه تنها و تنها در بهترین و ارزان ترین منازل توقف خواهد کرد و زوار را از چشم نحس انسان‌ها و اغوای شیطان حفظ خواهد کرد…» (۳۳)
وقتی زوار به مشهد می‌رسیدند، گروهی از ملاها و سید‌ها آنها را پیشواز می‌گرفتند. یک گروه عبارت از سیدها از ورودی مرقد امام رضا به آنها کمک می‌کردند تا دعاهای لازم را به تقلید از آنها به عربی بازگو کنند و بعد به آنها شرح می‌دادند که مراسم زیارت مرقد چگونه است.
سیدها در مراتب عالی روحانیت شیعه نیز حضور داشتند. مالکلم با در نظرداشت دو دهه نخست قرن نوزدهم (حدودا دویست سال پیش، -م.) می‌نوشت: «کم و بیش همه روحانیت در ایران از سید‌ها تشکیل می‌شود» (۳۴) و پولاک در سال ۱۸۶۰ حتی به صورتی مبالغه آمیز، علاوه می‌کرد که «تنها سیدها می‌توانند مجتهد، شیخ الاسلام و یا امام جمعه شوند» (۳۵). به نظر می‌رسد که سادات همچنان که بر اداره امور دینی عتبات حاکم بودند، در دوره قاجار اکثر مناصب و مقام‌های روحانیت کشور را نیز در دست خود داشتند. ظاهرا در تمام قرن نوزدهم نیز این وضع ادامه یافته است. به اصطلاح «سادات عالی» که طبقه برتر سادات بودند، بالاترین مقام‌های دینی کشور و مقام‌های دولتی-دینی را در اختیار داشتند و حتی برخی از حاکمان هم سید بودند.
اما در کارهای دیگر نیز حضور سید‌ها را می‌بینیم. مثلاً برخی کدخداها، مالکین و روستاییان و حتی برخی صراف‌ها هم سید بودند. در تهران صرافی بنام حاج سید اسماعیل زندگی می‌کرد که ثروت معینی داشت، اما شهرت زیادی یافته بود، چرا که مردم همه طبقات به امانتداری او اعتماد کرده در ازای مبلغ معینی، پول خود را برای نگه‌داری به او می‌سپردند (۳۶). میان تجار هم شاهد برخی سیدهای ثروتمند مانند میرزا قومای بهبهانی در اوسط دوره قاجاریان (سال‌های ۱۸۴۰) هستیم که مدتی حتی حکومت بهبهان را به دست گرفت.
اما اکثریت فقیرتر سیدها، به غیر از روضه‌خوانی و دعانویسی، کارهای عادی مانند زراعت، پیشه‌وری، سربازی و حتی خدمتکاری انجام می‌دادند.

مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.

علاوه بر این، مسئولین دولتی و مذهبی هر محل معمولا یک گروه «لوطی» نیز زیر دست داشتند که در موارد مختلف از آنها استفاده می‌کردند. از آن جمله بود موارد راه انداختن معرکه بر ضد مخالفین و یا پخش شایعه و برگزاری تظاهرات و زخمی کردن و گاه نیز حتی قتل آن اشخاص. در این گونه موارد نیز حضور سید‌ها در جمع لوطیان، به دست آوردن نتیجه عملی را آسانتر می‌کرد. (۳۷) در ژانویه سال ۱۹۰۹ هنگامی که کسی می‌خواست چندین صندوق چای را از گمرک بندری بوشهر وارد کشور کند، خواست اظهار نامه ای ساختگی به اداره گمرک تحویل دهد و به همین جهت مامور اداره گمرک آن صندوق‌های چای را مصادره کرد. صاحب صندوق‌های چای به شیخ علی دشتی که یکی از ملاهای محل بود شکایت کرد و شیخ هم چندین سید را به اداره گمرک فرستاد تا سروصدا راه بیاندازند. و همین طور هم شد. اما پیش از آنکه کار‌ها ازکنترل خارج شوند، رییس اداره گمرک مبالغی بعنوان «پیشکش» به سیدهای مزبور پرداخت کرد و با این ترتیب غائله خوابید. در حادثه دیگری در مارس همان سال رییس گمرک بوشهر به یکی از همان سیدها پیشاپیش ۲۵۰ تومان داد تا از وقوع اعتراض و شورشی جدید بر ضد اداره گمرک جلوگیری نماید. (۳۸)
کارهایی هم بود که سیدها برای انجام آن مناسب تر از دیگران بودند. مثلا مسئولان دولتی و دینی برای اجرای احکام قضایی و از جمله وصول بدهی یکی به دیگری در کنار «محصل»‌ها و فراش‌ها، از سید‌ها نیز استفاده می‌کردند، چرا که مردم با سیدها با تندخویی رفتار نمی کردند و مثلا نوکران فرد بدهکار جرات نمی کردند اقدام به کتک زدن سیدهایی کنند که برای وصول بدهی آمده بودند. به همین دلیل بود که مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.» (۳۹)
نفوذ محلی سیدها
نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت. به همین ترتیب سید‌های «رضوی» که از تبار امام هشتم رضا شمرده می‌شدند، بخصوص در مشهد نفوذ و اعتبار بسیار بلندی داشتند و در مقایسه با دیگر سادات، تعداد بسیار کمتری از آنان برای امرار معاش خود ناچار به کار کردن بود.

نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت.

در بسیاری شهرها یک طایفه مانند سادات محلات و یا سادات فراهان اراک موجود بود که هرکدام عبارت از چندین خانواده بودند. در شوشتر اکثریت خانواده‌های بالادست و نخبگان، از سیدها بودند. در سبزوار سید‌های عربشاهی، طایفه حاکم را تشکیل می‌دادند که همه از یک قبیله بخصوص عربشاهیان ریشه گرفته بودند. یکی از همین عربشاهی‌ها تولیت مرقد یحیی فرزند موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان را برعهده داشت. این طایفه عبارت از حدود صد خانواده بودند که در سبزوار و اطراف آن می‌زیستند. این خانواده‌ها با وجود اختلافات داخلی میان خود، در خارج از طایفه، ظاهری متحد و یکپارچه از خود نشان می‌دادند. آنها رییسی داشتند که تمام طایفه از او اطاعت می‌کرد. در سبزوار همه و هرکس، چه ملا و حاکم و چه مامور دولت نیازمند حمایت عربشاهی‌ها بود و مردم نیز کوشش می‌کردند که رضایت آنها را جلب کنند. اگر عربشاهی‌ها با کسی و در مورد چیزی از در مخالفت در می‌آمدند، آن کار و یا آن شخص دچار مشکلات می‌شد. هر وقت آنها مجلسی می‌گذاشتند، همه به آنجا می‌رفتند. از نگاه اشتغال، عربشاهیان زمیندار، زارع، ملا، طلبه، عالم و تاجر بودند. در عین حال وقتی یک عربشاهی قولی می‌داد، آن را بجا می‌آورد. آنها به مردم کمک می‌کردند. اگر آنها می‌خواستند، بازار بسته می‌شد. هر تصمیمی که می‌گرفتند، عملی می‌گردید. حجت‌الاسلام‌های معتبر در مقابل آنها تعظیم می‌کردند و دولتیان از پی دوستی با آنها بودند، چون می‌دانستند بدون رضایت آنها کاری در سبزوار به پیش نخواهد رفت. اما با اینهمه قدرت و نفوذ، گفته می‌شد که عربشاهی‌ها از این موقعیت خود سوء استفاده نمی کردند. (۴۰)
نتیجه‌گیری برای بحث
در بخش‌های گذشته این بررسی دیدیم که سیدها گروهی از مردم هستند که خود را از تبار پیامبر اسلام از طریق دختر او و همسر علی یعنی فاطمه می‌شمارند. بسیاری انسان‌ها درست به خاطر همین فایده‌هایی که سید بودن با خود به همراه دارد (از قبیل برتری‌های مالی، مادی، حقوقی و مصونیت از توبیخ و مجازات) ادعای سیادت کرده اند تا از این امتیاز‌ها بهره‌مند گردند. از این جهت از همان اوایل اسلام، نظامی برای ثبت، هماهنگی و مدیریت سیدها تاسیس شد. اما در طول صدها سال فرصت‌های بسیاری برای طرح ادعاهای دروغین سیادت پیدا شد و بسیاری هم از این فرصت‌ها سود جسته به دروغ خود را همچون «سید» معرفی کردند.
در ابتدای دوره قاجار به نظر نمی رسد که نظامی سرتاسری در تمام ایران برای نظارت بر کار سیدها تاسیس شده باشد. احتمال دارد این کار در سطح محلی انجام یافته باشد. تنها در سال‌های ۱۸۷۰ است که ناصرالدین شاه نوعی نظارت سرتاسری بر قشر سادات را دوباره برقرار کرد. سیدها عمامه‌های سبز و یا آبی تیره بر سر می‌گذاشتند و یا کمربندهای سبز می‌بستند و از سوی اکثر مردم با عزت و احترام پذیرفته می‌شدند. آنها، هم به مردم روضه خوانی و دعا و طلسم نویسی تقدیم می‌کردند و هم با اصرار از جماعت پول طلب می‌کردند. همچنین به جهت تصور عمومی مبنی بر مقدس بودن سادات، آنها نقش معینی در حل اختلافات و مشکلات گوناگون مردم بازی می‌کردند. اگرچه سیدها بیشتر از همه در رابطه با امور دینی و مذهبی فعالیت می‌کردند، اما آنها در دیگر سطوح و حوزه‌های زندگی و فعالیت اجتماعی نیز حضور داشتند. برخی از آنها تنها در ازای پول کاری را انجام می‌دادند، گستاخ و پیوسته طلبکار بودند. اما برخی از سیدهای دیگر هم انسان‌هایی خیرخواه، یاری رسان و متواضع بودند و یا مخلوطی در میان این دو طبقه به حساب می‌آمدند. در این معنا، سیدها آیینه‌ای از رنگارنگی جامعه ایرانی در آن دوران بودند و با این ترتیب نشان می‌دادند که با وجود تصور عمومی مبنی بر تقدس سادات، آنها نیز مانند دیگران انسان‌هایی معمولی بودند. دگرگونی‌های عمیقی که از سال‌های ۱۹۲۰، یعنی دوره رضا شاه به بعد در جامعه ایرانی رخ داد، باعث کاهش اهمیت مراسم مذهبی، تغییر لباس و افزایش و گسترش تحصیلات جدید گردید. در نتیجه، آن نقش اجتماعی و عزت و احترام بخصوص نسبت به سادات نیز کاهش یافت، تا جایی‌که امروزه بسیاری از سیدها اصلا نمی خواهند حتی اشاره‌ای به سید بودن خود کنند.

منابع

(31) Wilson, Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 205
(32) صدر، همانجا، ص 25
(33) Ferrier, ibid, p. 56
(34) Malcolm, II, p. 573
(35) Polak, ibid, I, p. 325
(36) صدر، همانجا، ص 125
(37) Wilson, A.T., Southwest-Persia. Letters and Diary of a Young Political
Officer 1907-1914, Oxford, 1941, p. 316
(38) Political Diaries of the Persian Gulf, 17 vols., Slough: Archive Editions, 1990, III, pp. 423, 491
(39) Floor, Willem, Bankruptcy in Qajar Iran, in: ZDMG 127 (1977), pp. 68, 73
(۴۰) غنی، قاسم، یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، نُه جلد، تهران، ۱۳۶۷، ص ۲۸-۲۹

No responses yet

Nov 30 2017

آلت الله مکارم شیرازی: ورودِ زنان به ورزشگاه دیگر نباید مطرح شود/ رهبری و مراجع مخالف هستند/ مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,ملای حیله‌گر

عصرایران: آلت‌الله مکارم شیرازی مرجع تقلید شیعه با اشاره به سابقه بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها و مخالفت با آن، تاکید کرد: طرح مجدد این مسئله، رفتن راه انحرافی است.

به گزارش عصرایران به نقل از ایسنا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز چهارشنبه (۸ آذر) در ابتدای درس خارج خود در مسجد اعظم قم با اشاره به مسئله حضور زنان در ورزشگاه‌ها تصریح کرد: این طرح در دولت قبل نیز مطرح شد، اما هم رهبری و هم مراجع مخالفت کردند و باز هم متاسفانه برخی با وجود اطلاع از این کار به دنبال تصویب آئین نامه هستند.

وی اظهار کرد: مگر مشکلِ کشور ما ورود زنان به ورزشگاه است؟ مشکل مردم گرانی نان و بیکاری جوانان تحصیلکرده و اشتغال و مشکل بانک است که مردم را بیچاره کرده است.

وی با بیان اینکه خواه ناخواه این مسئله مفاسدی در پی دارد عنوان کرد: دولت به جای نوشتن آئین‌نامه برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها، برای گران نشدن نان و رفع مشکلات بیکاری و معیشتی مردم آئین نامه بنویسد.

نیاز اصلی امت اسلامی وحدت حول محور امام زمان است.

مکارم شیرازی با اشاره به روایتی از پیامبر(ص) گفت: ایشان در این روایت به معرفی بدترین مردم پرداخته و فرموده است که افرادی که تنها به فکر خود هستند و برای به دست آوردن دنیا به زیردست ظلم می‌کنند جزء بدترین مردم هستند.

وی افزود: البته در این روایت ذکر شده که از این گروه بدتر کسانی هستند که مردم از شر آنان در امان نیستند و امیدی هم به خیر آنان ندارند.

آیت‌الله مکارم شیرازی همچنین با تبریک آغاز امامت امام زمان(عج) افزود: آنچه امروز نیاز اصلی امت اسلامی است وحدت حول محور حضرت حجت است زیرا اگرچه فتنه‌های سوریه و عراق کم شده است، ولی دنبال فتنه در لبنان هستند.

وی تاکید کرد: ما باید وجود مقدس امام زمان(عج) را به حلقه وصل و وحدت امت اسلامی تبدیل کنیم و از انجام کارهای تفرقه‌افکنانه پرهیز شود.

این مرجع تقلید تصریح کرد: ظهور از باورهای مشترک میان اهل سنت و شیعه است و تنها تفاوت ما با اهل سنت در این است که آنان معتقدند امام بعدا متولد خواهد شد.

آیت‌الله مکارم تاکید کرد: همان طور که اربعین حسینی به حلقه اتصال تبدیل شد باید بزرگداشت امام مهدی(عج) نیز حلقه اتصال میان مسلمین شود.

No responses yet

Nov 29 2017

احمدی‌نژاد به خامنه‌ای: امید به بهبود اوضاع به حداقل رسیده

نوشته: در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محمود احمدی‌نژاد با علنی‌کردن نامه اخیر خود به رهبر جمهوری اسلامی ایران ضمن توصیفی از شرایط نامساعد کشور، به درگیری‌ها و مناقشاتش با قوه قضائیه ابعاد تازه‌ای داده است.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران روز دوشنبه ۶ آذر (۲۷ نوامبر) متن نامه‌ای را علنی کرد که ظاهرا دو هفته پیش (۲۲ آبان) به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته است. این نامه ساعاتی پس از آن منتشر شد که محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، احمدی‌نژاد را به دلیل انتقادهایش از قوه قضائیه “لاتی گنده‌گو” توصیف کرد.

بیشتر بخوانید: محسنی اژه‌ای: عدم برخورد با احمدی‌نژاد حکمت دارد

در نامه احمدی‌نژاد شرح مفصلی از وضعیت جاری و نامساعد کشور ارائه شده ولی اشاره‌ای به سهمی که دولت و مدیریت او در ایجاد چنین شرایطی کرده، نشده است. او از جمله نوشته است: «به دلیل غفلت مسئولین و اثرگذاری برنامه‌های دشمنان، بحران‌های رکود بی‌سابقه اقتصادی، نقدینگی، بانکی، بیکاری، فقر و فاصله طبقاتی و تولید به وضعیت حادی رسیده و هر لحظه ممکن است کشور و مردم را با شرایط غیر قابل پیش‌بینی و مدیریت مواجه سازد.»

به نوشته احمدی‌نژاد، “فشار سنگین و بی سابقه اقتصادی، تبلیغی و عاطفی در کنار فشارهای سیاسی، روحی و روانی، بسیاری از مردم و خانواده‌ها را در معرض آسیب‌های جدی و در هم شکستگی قرار داده و فضای آینده را در ذهن عموم مردم به خصوص جوانان عزیز تیره ساخته … و شرایط جاری کشور، امید به تحقق آینده بهتر را، از رهگذر ساز و کارهای موجود، به حداقل رسانده است”.

از نظر منتقدان، احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری خود که با حمایت آیت‌الله خامنه‌ای همراه بود به دلیل طرح شعارهای تند در مورد مسائل منطقه‌ای و پرونده هسته‌ای زمینه مساعدی برای اعمال بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها علیه ایران ایجاد کرد. بخشی از وضعیتی که ایران اینک با آن روبروست پیامد آن سیاست‌ها و تحریم‌ها تلقی می‌شود.

تهاجم دوباره به قوه قضائیه

بخش دیگری از نامه محمود احمدی‌نژاد بر مناقشه اخیر او با قوه قضائیه متمرکز است. او در این باره نوشته است: «اصرار غیر عادی و غیر موجه و غیر قانونی بر مواضع شخصی و سیاسی و دخالت دادن آن مواضع در امر قضا و بهره‌برداری از قدرت قضایی در مناسبات سیاسی، شخصی و خانوادگی، فرصت رسیدگی و اصلاح وضع دستگاه قضایی و مراقبت از خطا و ظلم و تلاش برای حل مسائل اصلی کشور و احقاق حقوق مردم را از آن مقامات سلب کرده است.»

Ali Laridschani und Mahmud Ahmadinedschad (Fars) احمدی‌نژاد می‌گوید که مخالف خانواده لاریجانی‌ها و تسلط آنها بر قوای کشور است

احمدی‌نژاد کارنامه قوه قضائیه را سبب نارضایتی عمومی در کشور توصیف کرده و نوشته است: «وجود حدود ۱۷ میلیون پرونده که به معنای درگیر بودن اکثریت قاطع خانواده‌های ایرانی در دعواهای قضایی است، آیینۀ تمام‌نما و شفافی از وضع کشور و عملکرد دستگاه‌های گوناگون و به تنهایی دلیل و نشانه روشنی از وضع نابسامان و کار‌نا‌بلدی مقامات قضایی و اشکالات اساسی در آن دستگاه است. نارضایتی عمومی از وضع کشور و دستگاه قضایی بی‌سابقه و فریاد قاطبه مردم از بی‌عدالتی و روابط نادرست به آسمان است.»

حملات شدید محمود احمدی‌نژاد علیه قوه قضائیه با این انتقاد روبروست که دور دوم ریاست جمهوری او با سرکوب اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ قطعی شد و قوه قضائیه در این سرکوب‌ها نقشی محوری داشت.

بیشتر بخوانید: اعتراف دادستان سابق به ضرب و شتم و شکنجه معترضان سال ۸۸

ولی احمدی‌نژاد نه آن زمان و نه حالا انتقادی را متوجه کارنامه قوه قضائیه در آن مقطع نمی‌داند ولی حالا که این قوه در چارچوب دعوای قدرت میان بالایی‌ها تیغ را متوجه خود او و اطرافیانش کرده به انتقاد از آن روی آورده است.

بیشتر بخوانید: انتقاد شدید احمدی‌نژاد از رفتار قوه قضاییه با حمید بقایی

رئیس جمهور سابق که در دوران ریاست جمهوری‌اش با محدودیت و انسداد آزادی‌های فردی و اجتماعی مخالفتی جدی نکرد حالا می‌نویسد: «به بهانه‌های مختلف و با برخوردهای خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادی بیان بسته شده و گروهی اندک و چند خانواده مشخص تلاش دارند تا قدرت و مناصب اصلی برآمده از انقلابِ ملت را به طور انحصاری در خدمت خود و تثبیت حاکمیت جناح‌ها و باندهای ثروت و قدرت به کار گیرند.»

با توجه به تشدید مناقشه میان رئیس جمهور سابق و قوه قضائیه در هفته‌های اخیر احتمالا علنی‌شدن نامه او به خامنه‌ای محمل جدیدی برای بالاگرفتن این مناقشات خواهد بود.

No responses yet

Nov 28 2017

انتقادها در شبکه‌های اجتماعی پس از انتشار ویدئوی اعزام کودکان به سوریه

نوشته: در بخش: خاورمیانه,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: خبرگزاری صدا و سیما ویدیویی از یک نوجوان ۱۳ ساله اهل مازندران را به عنوان خردسال‌ترین «مدافع حرم» ایران در سوریه منتشر کرده‌است. این ویدئو واکنش انتقادی گروهی از فعالان شبکه‌های اجتماعی٬ از جمله بخشی از کاربران موسوم به «حزب‌الله» را برانگیخته است.

در این ویدیو کودکی که خود را «امیرمهدی» ۱۳ ساله از مازندران معرفی می‌کند٬ در کنار گروهی از مردان نظامی قرار دارد و به زبان فارسی به پرسش‌های یکی از این آنها درباره علت حضور در جنگ سوریه پاسخ می‌دهد.

این کودک ۱۳ ساله می‌گوید که «شهادت» را «افتخار» می‌داند و پیامش به آمریکا این است که «اسلام همیشه پیروز است.»

فردی که اقدام به تهیه این ویدیو کرده با تمجید از حضور این کودک در جنگ سوریه٬ وی را به «حسین فهمیده» تشبیه می‌کند و می‌گوید امیرمهدی «کوچک‌ترین مدافع حرم» اعزامی از ایران به منظقه «ال‌بوکمال» سوریه است.

«حسین فهمیده» یکی از نماد‌ها و قربانیان جنگ هشت ساله عراق و ایران است. ماحصل حضور قابل توجه کودکان در این جنگ که هشت سال به طول انجامید٬ براساس اعلام غلامرضا سلیمانی٬ فرمانده سپاه استان اصفهان ۳۶ هزار «شهید» دانش‌آموز بود.

این کودکان و نوجوانان در آن سال‌ها در مدارس٬ مساجد٬ پایگاه‌های بسیج و هیات‌های مذهبی تحت تاثیر آموزش‌ها و سخنرانی‌ روحانیون عازم مناطق جنگی می‌شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی پس از پایان جنگ نیز به سیاست جذب کودکان و نوجوانان در مساجد٬ پایگاه‌های بسیج و هیات‌های مذهبی ادامه دادند و پس از آغاز جنگ سوریه٬ دامنه اجرای این سیاست‌ به گروه مهاجران افغان و پاکستانی در ایران نیز کشیده شد.

جذب و اعزام کودکان افغان و پاکستانی به جنگ سوریه از سوی ایران که از همان ماه‌های نخست جنگ در این کشور آغاز شده بود٬ در مهر ماه سال ۱۳۹۶ منجر به صدور بیانیه‌ای از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر در انتقاد از این اقدام جمهوری اسلامی شده است.

این سازمان در بیانیه خود به صراحت سپاه پاسداران را متهم کرده که کودکان مهاجر افغان را به عنوان سرباز به جنگ سوریه اعزام می‌کند؛ در حالی که گاهی سن این افراد به ۱۴ سال هم نمی‌رسد.

این سازمان در ادامه گزارش خود اظهارات سارا لی ویتسون٬ مدیر بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشر را بازتاب داده بود که از مقام‌های ایران خواسته بود به روند سربازگیری از کودکان خاتمه دهند و آنها را بلافاصله از جبهه بازگرداند.

این مقام مسئول گفته بود که «مقام‌های ایران به جای این که کودکان پناهجو و بی‌دفاع را قربانی خود کنند باید از آنها حمایت کنند و کسانی را که آنها را به عنوان سرباز به کار گرفته‌اند باید به محکمه بکشانند.»

اعزام کودکان به جنگ سوریه از سوی سپاه پاسداران در شرایطی ادامه دارد که تیرماه سال ۱۳۹۵ حسن روحانی لایحه‌ الحاق ایران به پروتکل اختیاری منع به‌کارگیری کودکان در مخاصمات مسلحانه را تسلیم مجلس کرده بود.

جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۲ به این پروتکل پیوسته است٬ اما آن‌طور که بیانیه سازمان دیده‌بان حقوق بشر و برخی از گزارش‌‌ها نشان می‌دهد٬ اعزام کودکان به جنگ سوریه در واقع نشانه روشنی از پایبند نبودن ایران به این پروتکل است.

انتشار فیلم حضور یک کودک ۱۳ ساله در جنگ سوریه آن‌هم از سوی خبرگزاری صدا و سیما باردیگر موضوع جنجال برانگیز استفاده کودکان در جنگ از سوی جمهوری اسلامی را در بخشی از افکار عمومی و فضای مجازی زنده کرده است.

کاربران «حزب‌الله» در شبکه‌های اجتماعی از جمله منتقدان انتشار چنین فیلمی از سوی خبرگزاری صدا و سیما و البته حضور کودکان در جنگ هستند که این نگاه انتقادی در میان آنها پدیده‌ای کم‌سابقه است.

«سرباز روح‌الله رضوی» یکی از همین کاربران در صفحه توییتر خود نوشته «اصل استفاده از کودکان در جنگ محل اشکال است اما مشکل‌تر فهم منطق ذهنی کسانی است که تصاویر کودکی ۱۳ ساله ایرانی را در جبهه نبرد سوریه از رسانه‌ ملی پخش کردند.»

«علیرضا ملوندی» که خود را در توییتر «مسلمان ایرانی» معرفی کرده هم در واکنش به انتشار این فیلم چنین توییت کرده که «اونی که بچه ۱۳ ساله برداشته برده منطقه جنگی عقل درست حسابی نداشته» است.

ملوندی نوشته «اونی که فیلم گرفته و در تلویزیون پخش کرده کلا بهره‌ای از عقل و حداقل‌های رسانه‌ای نداشته و نداره؛ بره دنبال کارهای دیگه برای همه بهتره.»

«مصطفی وثوق‌نیا» خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری فارس هم در توییتر خود نوشته که «مسئولان واحد مرکزی خبر به خاطر انتشار کلیپ حضور پسری ۱۳ ساله در شهر بوکمال سوریه توبیخ و عزل شوند.»

تعدادی از فعالان حزب‌الله نیز با حمایت تلویحی از استفاده کودکان در جنگ به سخنان آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله علی خامنه‌ای استناد کرده و تلاش کرده‌اند از چنین رویکردی دفاع کنند.

«علمدار کمیل» یکی از این کاربران است که خطاب به مقام‌های اسرائیل چنین توییت کرده که «آره…تازه یه سری سرباز هم داریم تو گهواره ان…برا جنگ با اسراییل.»

کاربر دیگری هم چنین توییت کرده که «ماشاالله٬ این‌ها راه حسین فهمیده رو طی می‌کنند .انشالله همین کودکان کار اسرائیل رو یکسره می‌کنند.»

سایر کاربران توییتر هم به انتشار این فیلم و استفاده جمهوری اسلامی از کودکان در جنگ واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده‌اند.

«مدیار» از جمله فعالان مدنی است که در توییتر خود نوشته «نقض شرم‌آور حقوق کودک. کودک – سربازی ۱۳ ساله در سوریه که نمی‌داند جنگ چیست، اما آنجا است برای تبلیغاتی که آقای به اصطلاح گزارش‌گر می‌خواهد از زیر زبانش بکشد از سیاهی‌های موجود در جمهوری اسلامی که سفید عرضه‌اش می‌کنند.»

«حسین مددی» هم در توییتر خود نوشته است: «با دیدن فیلم کودک ایرانی در سوریه یادآوری ای شد که برای حکومت‌ها خودی وغیر خودی‌ای وجود ندارد، فقط جاده صاف کن و پیشمرگه‌ای لازم دارند ‌و بس.»

در جنگ سوریه براساس آمار «دیده بان حقوق بشر سوریه» ۱۹ هزار کودک جان خود را از دست داده‌اند که کودک‌-‌سربازان ایرانی٬ افغان و پاکستانی را هم می‌توان جزئی از قربانیان این جنگ به شمار آ‌ورد.​

No responses yet

« Prev - Next »