اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Jan 19 2017

نامه استاد میردامادی (دایی رهبر) به آیت‌الله خامنه‌ای: تا شیرازه مملکت از هم نپاشیده به نصیحت‌ها گوش کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :سیدحسین میردامادی، استاد بازنشسته الهیات دانشگاه فردوسی مشهد در نامه‌ای به رهبری با اشاره به رفتار آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت برای مرحوم آیت الله هاشمی و همچنین حذف عبارتی در نماز میت هشدار داده است: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید. …

سیدحسین میردامادی، استاد بازنشسته الهیات دانشگاه فردوسی مشهد در نامه‌ای به رهبری با اشاره به رفتار آیت‌الله خامنه‌ای در پیام تسلیت برای مرحوم آیت الله هاشمی و همچنین حذف عبارتی در نماز میت هشدار داده است: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید.

به گزارش کلمه، این پژوهشگر که دایی آیت‌الله خامنه‌ای نیز می‌باشد با تاکید بر اینکه «هنوز زمان، کاملا از دست نرفته و از آفتاب رو به غروب عمر شاید رشحه‌ای باقی باشد» به خواهرزاده خود توصیه کرده است که محبت، مدارا و رعایت کرامت انسانی و وفا به «آیین وفا و مهربانی» را جایگزین خشونت، کین‌کِشی، مظلوم‌کُشی و انحصارطلبی کند.

سیدحسین میردامادی همچنین در نامه خود با اشاره به نصایح آیت‌الله هاشمی در آخرین نماز جمعه خود، از وی خواسته است تا دیر نشده به حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد که هر سه از چهره‌های دلسوز انقلاب و مورد تایید امام علیه‌الرحمه بوده‌اند، پایان دهید و دستور آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، روزنامه‌نگاران و هواداران حقوق بشر، از زن و مرد، پیر و جوان، را که احیانا منتقد شما بوده‌اند و در زندان‌های طویل‌المدت به سر می‌برند و برخی مادران اطفال خرد‌سال هستند، صادر کنید.

وی در پایان نیز نوشته است: از حکم حکومتی خود‌ استفاده کنید و به دادگاه‌های انقلاب و نظامی و انتظامی و دادگاه ویژه روحانیت دستور دهید که از صدور احکام خشن و بر خلاف رضای خدا‌، مانند حکم ۲۰ سال زندان برای آقای شیخ احمد منتظری به صِرف انتشار فایل صوتی سخنان دلسوزانه مرحوم آیت‌الله منتظری پس از درگذشت ایشان (که شما خوب می‌دانید که مجتهدی جامع‌الشرایط و فقیهی عالیقدر بودند)، قویا دوری گزینند.

متن این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسمه تعالی

هفته گذشته رویداد تکان‌دهنده‌ای در ایران به وقوع پیوست، و آن درگذشت یکی از ارکان عمدۀ انقلاب اسلامی ایران، زنده‌یاد آقای اکبر هاشمی رفسنجانی بود. رویدادی که نه تنها ایران را دچار شوکه کرد، که جهان را تحت‌تاثیر قرار داد. بی‌تردید مبارزات مرحوم هاشمی رفسنجانی در زمان شاه و خدمات ایشان به انقلاب و کشور عزیزمان ایران بر هیچ کس از مطلعان پوشیده نیست و این روزها از زبان دوست و دشمن، موافق و مخالف، زیاد گفته شده است که اینجا جای تکرار آن نیست.

با این همه، نکته‌ای که ذهن مرا مشغول ساخته اما به خاطر تقیّه و سانسور کمتر در مورد آن سخن گفته شده است، رفتار دوگانه نظام و رهبری قبل و پس از درگذشت این مرد بزرگ است. پرسش این‌جاست: چرا در مورد آقای هاشمی رفسنجانی که به یقین می‌توان ادعا کرد فرد دوم انقلاب بوده است، چنین رفتاری روا داشته شد که همه می‌دانیم و نیازی به تفصیل نیست؟ به ویژه آنکه، از نظر تاریخی، در رابطه با برکشیده شدن و ارتقای شخص آقای خامنه‌ای –چنان‌که این روزها کرارا از زبان مرحوم هاشمی در رسانه‌های ایران پخش شده است- این نکات در خور توجه است: فراخواندن آقای خامنه‌ای از مشهد به تهران در بدو انقلاب و ورود ایشان به شورای انقلاب و امام جمعه شدن وی البته با کمک و پیشنهاد آیت‌الله العظمی منتظری و سلسله مراتب پیشرفت آقای خامنه‌ای در مسؤلیت‌های کلان تا رسیدن به جانشینی حضرت امام‌(ره) همه و همه با تاییدات و حمایت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بوده است. ولی با این‌همه شاهد رفتار بی‌مهر و حذف آقای هاشمی از سوی نظام و رهبری بوده‌ایم، که اوج آن در ردصلاحیت آقای هاشمی بود، ردصلاحیتی که بدون دخالت و یا دست‌کم سکوت رهبر ممکن نبود.

باتوجه به اینکه آن مرحوم نسبت به آقای خامنه‌ای بارها و بارها اظهار عشق کرده بود و در عمل هم این واقعیت را به اثبات رسانید، گیرم که پس از وفات ایشان آقای خامنه‌ای گفته باشد من ۵۹ سال است با آقای رفسنجانی دوست بوده‌ام، با این که ما اختلاف دیدگاه‌هایی باهم داشتیم ولی اینها هیچگاه علاقۀ ایشان را نسبت به‌من کاهش نداد! ولی در عمل، ما ناظران بیرون از گود قدرت، این دوستی را یک‌سویه دیدیم. سؤال اساسی، حال، اینجاست که خودِ شما در قبال این‌همه حمایت‌ها و خدمات و علاقۀ آقای هاشمی رفسنجانی به نظام و رهبری چه رفتاری با ایشان داشتید؟ بگذارید برخی از این رفتارها را با هم مرور کنیم: حذف از امامت جمعه، کنارگذاشتن از ریاستِ خبرگان، ردصلاحیت در کاندیداتوری ریاست جمهوری سال ۹۲ که قطعا همه این موارد بدون اذن، اجازه و مشورت با رهبری و یا دست‌کم سکوت او صورت نگرفته است.

از این‌ها گذشته، در زمان حیات آقای هاشمی شاهد آزاد گذاشتن فضای رسانه‌های هتاک حکومتی و تریبون‌های نماز جمعه برای اهانت‌ها و هجمه‌ها و فشارها به ایشان بودیم. پس از وفات هم این بی‌مهری‌ها ادامه یافت، از جمله این که، بر آگاهان پوشیده نیست که مراتب علمی و تحصیلات حوزوی آقای هاشمی رفسنجانی بر آقای خامنه‌ای تفوق داشته (و یا دست‌کم مساوی بوده است)، و عنوان آیت الهی آقای هاشمی محرز بوده است (نشان به آن نشان که برخی از مراجع تقلید نزدیک به حکومت هم در پیام تسلیت از هاشمی به عنوان آیت‌الله یاد کردند)، با این حال می‌بینیم در بیانیه تسلیت رهبری از عنوان متضمّن تخفیفی مثل «حجه الاسلام» استفاده می‌شود که امروزه بر هر روحانی ساده منبر‌ی‌ و هر طلبه شرح لمعه‌خوانی هم تواند که اطلاق شود.

از همه مهم‌تر نماز میتی است که برای آن مرحوم خوانده می‌شود، از باب «اذکروا موتاکم بالخیر» (از درگذشتگان خود به نیکی یاد کنید)، خواندن این دعا که: «انا لانعلم منه الا خیرا» (ما جز خوبی از وی سراغ نداریم) در نماز میت مستحب است. اما دیدیم که حتی از قرائت این دعا هم برای درگذشته دریغ شد، گویا به خیر کثیر درگذشته هم اعتقادی نداشته‌اند، چنان‌که معاون فرهنگی قوه قضائیه هم، به خیال دفاع از رهبری افشای سرّ آشکار کرده و گفت که چون رهبری به خیر هاشمی اعتقاد نداشت، اگر این دعا را می‌خواند، کذب گفته بود!

در این مرحله، ذهن ناظران مستقل و منتقد بیرون از گود قدرت، به این واقعیت معطوف می‌شود که: همانگونه که در صحبت‌های رهبری مکرر نام خدا برده می‌شود و رضای خدا تکرار می‌شود، اگر با همۀ این تفاصیل بخواهیم از دایرۀ «حمل بر صحت» فراتر نرویم، آیا می‌توانیم در این برخوردها جایی برای خداوند و رضای او بیابیم؟ به قول لسان‌الغیب: «عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس / که وعظ بی‌عملان واجب است نشنیدن». اگر نبود آن تشییع میلیونی مردم، چه بسا دستگاه‌های تبلیغی نظام هم آن همه تجلیل نمی‌کرد از آن مرحوم.

برمی‌گردم به آن پرسش اولیه که چرا با این مرد محوری انقلاب، با این همه سوابق درخشان و کم نظیر‌، چنین رفتاری صورت می‌گیرد؟! برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید بدانیم اصولا اختلاف دیدگاه‌های مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی با رهبری در چه مواردی خلاصه می‌شود؟ آیا آن آخرین نماز جمعۀ آقای رفسنجانی که نظام را به عطوفت و مدارا و «آیین وفا و مهربانی» نصیحت کرد و نیز مواضع ایشان مبنی بر درخواست رفع حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد و مطالبه ایشان در زمینه آزادی زندانیان سیاسی و روزنامه‌نگاران دربند که باشیوۀ کین‌کِشی و مظلوم‌کُشی نظام مغایرت داشت، موجب این اختلاف نبود؟ و یا اینکه مسئله محدود شدن دوره رهبری (مثلا ده‌ساله شدن آن) و شورایی‌شدن رهبری یا مخالفت هاشمی با کلمۀ «مطلقه‌» در ولایت فقیه موجب این اختلاف نبود؟

اما این برخوردهای حذفی، که سمّ مهلکی است در هاضمه انقلاب و اسیدی است پاشیده بر چهره انقلاب، دردا و دریغا که محدود به آقای هاشمی نمی‌شود. آقای خاتمی، «به رغم مدعیانی که منع عشق کنند»، با آرای بالایی رئیس جمهور شد و حتی رأی مرحلۀ دوم آقای خاتمی به مراتب از آرای مرحلۀ دوم ریاست جمهوری خودِ آقای خامنه‌ای بیشتر بود (حتی اگر نسبت افزایش جمعیت به تعداد رأی‌دهندگان را هم لحاظ کنیم). آقای خاتمی با خلق و خوی استثنایی خود هرگز شنیده نشد که به مخالفین داخلی و خارجی خود از حدِ ادب و احترام فراتر رود یا تندی کند و ناسزا گوید، به ویژه تا هم‌اکنون نسبت به شخص رهبر در نهایت احترام موضع‌گیری داشته و در زمان تصدی مسؤلیت که به طریق اولی پاس احترام رهبری را داشته است. حال، با توجه به محبوبیت داخلی و بین‌المللی مثال‌زدنی آقای خاتمی و حرکت‌های اثرگذار بین‌المللی او مانند طرح و بسط نظریه «گفت‌وگوی تمدن‌ها» و مخالفت با نظریه هانتینگون مبنی بر «برخورد تمدن‌ها»، که از آقای خاتمی ماندگار شد و دنیا را به تحسین واداشت و برای ایران و جمهوری اسلامی آبرو و اعتبار جهانی جمع کرد، چه شد که علیرغم همه اینها و دستور به رعایت کرامت انسانی که در اسلام تاکید شده است و بر خلاف قانون مسّلم، ایشان ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخروج و ممنوع از شرکت در تشییع شده است و چونان مجرمی تحت‌الحفظ و تحت نظر با ایشان رفتار می‌شود؟ و حتی در مراسم تشییع جنازه مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی، که همۀ آحاد مردم آزادانه در آن مشارکت گسترده‌ای داشتند، به ایشان اجازۀ مشارکت داده نمی‌شود و، از قرار مسموع، حتی وقتی حاج سید‌حسن آقای خمینی واسطه می‌شود که اجازه بدهند هنگام دفن در مرقد امام اجازه حضور آقای خاتمی داده شود، باز هم از بیت رهبری مانع می‌شوند؟ این از آن موقعیت‌های تراژیک و تناقض‌آلودی است که از یک‌سو به قولی «یضحک به الثکلی» (مادربچه مرده خند‌ه‌‌اش می‌گیرد)، و از سوی دیگر باید بر آن خون گریست.

در همۀ این رویّه‌های بدعت‌آمیز و خطرناک، آقای خامنه‌ای سکوت تأییدآمیز می‌کنند و مانع نمی‌شوند. در چنین وضعی، هزار «چرا؟» کم است از برای پرسیدن. آیا این بند و بست‌ها نه از آن رو است که آقای خاتمی برخوردار از محبوبیتی فراگیر است و مذاقی مستقل و مشیی منتقد دارد؟

در پایان خطاب به سید‌علی آقای خامنه‌ای عزیز برای چندمین بار به زبان خودمانی نصیحت می‌کنم که اگر نکنم حجت مسلم شرعی را فرونهاده‌ام و طیره (سبک‌سری) عقل را، که همانا «دم فروبستن به وقت گفتن» است، برای خود خریده‌ام: آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید. هنوز زمان، کاملا از دست نرفته و از آفتاب رو به غروب عمر شاید رشحه‌ای باقی باشد. محبت، مدارا و رعایت کرامت انسانی و وفا به «آیین وفا و مهربانی» را جایگزین خشونت، کین‌کِشی، مظلوم‌کُشی و انحصارطلبی کنید و به نصایح دوست پنجاه و نه ساله مرحوم‌‌تان جناب آیت‌الله فقید هاشمی رفسنجانی در آخرین نماز جمعه‌اش و بسا کسان دیگر از جمله نصیحت‌های خیرخواهانه این جانب در پایان عمرم گوش فرا بدهید که جز رضای حق و آمرزش الهی و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران و عاقبت به خیری برای شخص شما هیچ انگیزۀ دیگری در این نصایح در میان نیست. به حصر خانگی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد که هر سه از چهره‌های دلسوز انقلاب و مورد تایید امام علیه‌الرحمه بوده‌اند، هر چه زودتر پایان دهید و دستور آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، روزنامه‌نگاران و هواداران حقوق بشر، از زن و مرد، پیر و جوان، را که احیانا منتقد شما بوده‌اند و در زندان‌های طویل‌المدت به سر می‌برند و برخی مادران اطفال خرد‌سال هستند، صادر کنید؛ زیرا که خود شما در دیدار با دانشجویان صریحا اذعان کردید که بر خلاف نظر من اظهار نظر کردن و به من انتقاد کردن ایرادی ندارد و جرم محسوب نمی‌شود. از حکم حکومتی خود‌ استفاده کنید و به دادگاه‌های انقلاب و نظامی و انتظامی و دادگاه ویژه روحانیت دستور دهید که از صدور احکام خشن و بر خلاف رضای خدا‌، مانند حکم ۲۰ سال زندان برای آقای شیخ احمد منتظری به صِرف انتشار فایل صوتی سخنان دلسوزانه مرحوم آیت‌الله منتظری پس از درگذشت ایشان (که شما خوب می‌دانید که مجتهدی جامع‌الشرایط و فقیهی عالیقدر بودند)، قویا دوری گزینند.

حضرت حق، عاقبت همه ما را، از حاکم گرفته تا محکوم، ختم به خیر گرداند و وطن کهن ایران را از بلایا دور نگه دارد و مسلمانان را به مسلمانیِ نیک توفیق دهد.

مشهد مقدس _ سیدحسین میردامادی ٢٩ دیماه ۱۳۹۵

No responses yet

Jan 18 2017

مردم و مرگ رفسنجانی – گزارش میدانی، تطهیر زوری و خیابان‌های پرخطر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: در رقابت علی خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی برای زنده ماندن پس از مرگ دیگری، در کمال ناباوریِ همگان بیمار مبتلا به سرطان پروستات موفق به شکست کسی شد که اسمش برای مردم ایران یادآور ثروت و قدرت بوده است. کسی که قرار بود بعد از مرگ رهبر بیمار جمهوری اسلامی از سیاست، تجربه، خاطرات و نفوذ خود برای انتخاب یک رهبر جدید استفاده کند و راه را برای اصلاحات سیاسی در ایران بگشاید در هنگام شنا در استخری در سعدآباد دچار سکته قلبی شد و پرونده پروژه‌هایی مانند “شورایی شدن رهبری”، “تغییر رهبری” و یا “انتخاب یک رهبر معتدل بعد از مرگ خامنه‌ای” که قرار بود توسط هاشمی رفسنجانی انجام شود، بدون هیچ نتیجه و دستاوردی، بسته شد.

در این گزارش میدانی، این پرسش هم طرح شده است که: برای چه در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده‌اید؟

حالا سر همه چیز دعواست. رسانه‌های داخلی و طرفداران وی به جای صحبت درباره پست رهبری، بحث می‌کنند بر سر اینکه او حجت‌الاسلام بوده یا آیت‌الله‌، یکبار بر جسدش نماز میت خوانده شده یا دو بار، به مرگ طبیعی مرده است یا ترور بیولوژیک شده است‌، راس فتنه بوده است یا رفیق رهبر، از همه مهمتر اینکه مواضعش بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به جهت حفظ منافع شخصی و جناحی خودش بوده است یا اینکه تفکراتش در سالهای آخر عمر عوض شده و در حد فکر و نظر خودش سعی کرده است به منافع ملی و خواست مردم جامعه نزدیک‌تر شود.

یک “فعال اینترنتی” در این باره می‌گوید که بعید می‌داند فعالان سیاسی ایران پس از تجریه سال ۱۳۸۸ دیگر بتوانند بر سر مسئله واحدی به توافق جمعی و فراگیر بپردازند. “فعال اینترنتی” عنوانی است که خود بر خود نهاده و در توضیح آن می‌گوید از آنجایی که بعد از دوره زندانی بودن خود فعالیت خاصی ندارد و فقط به پخش و نشر اخبار و مطالب “مهم” در فیس بوک و تلگرام می‌پردازد، ترجیح می‌دهد به جای فعال سیاسی به خودش بگوید فعال رسانه‌ای یا فعال اینترنتی. او می‌گوید: «۸۸ که شد یک عده گفتند دیگر همه چیز تمام است و جمهوری اسلامی می‌رود. به قدری باور داشتند که تلاش نکردند با کسانی که مخالف بودند دیالوگ بر قرار کنند. از قبل انتخابات مسخره کردن و تحریک شروع شده بود و بعد از انتخابات به اوج رسید. دو سال گذشت و کم کم ورق برگشت. اینبار آن گروهی که مخالف بودند شروع کردند به تلافی. خیلی از دوستان قدیم من، امروز با هم دوست نیستند. منتظر ماجرایی مثل مرگ هاشمی هستند تا بیفتند به جان هم.»

حرف‌های این شهروند به گونه‌های دیگر از زبان دیگران نیز شنیده می‌شود. نگاهی کوتاه به استاتوس‌ها و پست‌‌های شبکه‌‌های اجتماعی و مجازی مستقیما تایید کننده این است که حجم بالایی از تولیدات کسانی که خود را صاحب نظر می‌دانند، حاوی متلک، ناسزا، تحقیر و کینه‌ورزی آشکار است. خوشبختانه مردم عادی کوچه و خیابان در مسائل سیاسی به قدر طیف‌های مختلف سیاسی فعال با یکدیگر به خصومت نمی‌پردازند.
“حیف شد، قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه!”

جمعیت قابل توجهی از مردم در مقابل یک دستگاه خودپرداز صف کشیده‌اند. دو دستگاه دیگری که کنار این دستگاه قرار دارند پول‌شان تمام شده است. طبق معمول فحش‌هایی حواله بانک‌ها، حکومت، زمین و زمان می‌شود که “پول مردم را می‌گیرند اما موقع پس دادن بازی در می‌آورند.” ناگهان یکی با صدای بلند به همراهش می‌گوید: «علی؛ رفسنجانی مُرد! » همه سرها به طرف او می‌پرخد. چند نفری که جوان‌تر هستند موبایلهای هوشمند خود را بیرون می‌آورند تا وارد اینترنت شوند. یکی از حاضرین می‌گوید که سکته قلبی بوده و رد کرده است. یکی دیگر می‌گوید که آدم پولدار غم این چیزها را ندارد، پیوند می‌کند. پیرمردی با پوزخند و صدایی به شدت آهسته و محتاط می‌گوید:«اینجوری‌ها هم نیست. آخوند مریض نمیشه، آخوند سالم می‌مونه تا وقتی میره بیمارستان. وقتی رفت بیمارستان یعنی تمام شده! »

هر کس اخبار روی تلفنش را طوری می‌خواند که چند نفر دیگری هم بشنوند. یکی می‌گوید دامادش تایید کرده که مرده است و خانمی تقریبا میان‌سال می‌گوید: “حیف شد.” مردی تقریبا چهل ساله می‌پرسد:«چی حیف شد؟» خانم که گویا اولین بار است در یک جمع از او تقاضا می‌شود درباره مواضع سیاسی‌اش صحبت کند با کمی تردید و یک لبخند، کمی مِن‌مِن می‌کند و عاقبت می‌گوید: «خب قرار بود برامون رهبر انتخاب کنه» قبل از اینکه مرد سوال کننده صحبتی بکند نفر جلوی آن خانم بر می‌گردد و خطاب به او می‌گوید:«خانم چه دلی خوشی داری به خدا. مثلا می‌خواست چیکار کنه؟ » و بحث شروع می‌شود.
اصل، دزدی است

مردی که ظاهرش پنجاه ساله نشان می‌دهد و از همان ابتدا روشن می‌کند که علاقه‌ای به صحبت درباره هویت خودش ندارد بحث مفصلی را درباره حاکمان و مدیران دولتی آغاز می‌کند. از یک طرف نظرات خود را درست می‌داند و طوری نشان می‌دهد که از بیان آنها ترسی ندارد و از سوی دیگر در قسمتی از صحبت‌هایش صدای خود را تا جای ممکن پایین می‌آورد.

به عقیده این شهروند، مهمترین ملاک قضاوت درباره یک حاکم یا مسئول، حد آلودگی او به دزدی و فساد اقتصادی است. او معتقد است مادامی که فساد مالی وجود نداشته باشد، “می‌شود تحمل کرد.” از سوریه مثال می‌زند؛ اعتقاد دارد جنگیدن با فساد اقتصادی از جنگیدن با داعش مهمتر است و می‌گوید “کسی که پلیس می‌گذارد تا زن و بچه مردم را به خاطر مانتو و روسری بازداشت کند، چرا پلیس نمی‌گذارد برای پیگرد دزدی، برای بانک‌ها و…؟ ”

صحبت‌هایش بسیار مفصل است و در نهایت ورود می‌کند به مسئله هاشمی رفسنجانی: «بله این آقا علیه احمدی‌نژاد حرف زد ولی احمدی‌نژاد شروع کرد. اگر با او در نمی‌افتادند او دخالت نمی‌کرد. چرا برای خودش دردسر درست کند؟… حالا هر چه بگوئیم که نماز جمعه اینطوری شد و این حرف را زد ولی هیچ وقت نیامدند بگویند ما در اقتصاد مملکت داریم چکار می‌کنیم. شما فکر‌‌ می‌کنید اگر آتو دست کسی نداشت به آنها رحم می‌کرد؟”
آنها را تشویق کنیم مثل آدم زندگی کنند

یک خانم جوان و شاغل که از خودش به عنوان فردی غیر سیاسی یاد‌‌ می‌کند ضمن دفاع از شرکت در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی بر این عقیده است که حضور مردم در مراسمی “که در واقع به جز احترام چیز دیگری ندارد” به کسانی که در قدرت هستند نشان خواهد داد که با قرار گرفتن در کنار مردم “گناهانشان بخشیده خواهد شد”. این خانم معتقد است از آنچه که اکثر مسئولین دانه درشت، بسیار مسن هستند “ممکن است حداقل آخر عمری یک کار خوب بکنند”.

نظر مشابه این خانم، در بین دوست‌داران رفسنجانی و هم‌نسلان خودش رواج زیادی دارد، اما هرچه بر سن شهروندان افزوده می‌شود، نظر درباره رفسنجانی منفی‌تر می‌گردد.

دوران سیاه جنگ، اعدام‌های دهه شصت، خفقان سیاسی و اجتماعی، وضعیت بد اقتصادی، دستمزدهای پایین، گرانی و تورم شدید، بی توجهی به مسائل بهداشتی و درمانی، نبود آزادی‌های اجتماعی، انزوای سیاسی ایران، نبود شادی و سرگرمی در جامعه، رفتار بسیار بد پلیس و نیروهای امنیتی، قدرت‌گیری نهادهای نظامی در فعالیت اقتصادی، رواج رانت‌خواری و ویژه‌خواری، قتل‌های زنجیره‌ای و موارد پرشمار دیگر باعث شده است برای کسی که در دوران هاشمی مسئول سیر کردن شکم خانواده‌ای بوده، کودکی یا نوجوانی خود را سپری کرده است یا در آن دوران به فعالیت سیاسی و فرهنگی مشغول بوده است، هاشمی رفسنجانی لایق بخشش نباشد.

از خانمی که معتقد است باید مسئولین جمهوری اسلامی را تشویق کنیم تا مثل آدم زندگی کنند سوال‌‌ می‌کنم که آیا اطمینان دارد که شرکت در مراسم تشییع جنازه یا مجلس ختم چنین افرادی “به جز احترام چیز دیگری ندارد؟”؛ او پاسخ مشخصی به این سوال ندارد.
همه جا رفسنجانی

یک خانم ۲۷ ساله و دارای تحصیلات دانشگاهی که جزو افرادی است که از بیان عبارت “نمی‌دانم” ابایی ندارد ضمن اینکه خودش را به مسائل سیاسی بسیار علاقه‌مند نشان می‌دهد با صراحت می‌گوید که “برداشت مشخصی ندارم از اینکه شرکت در یک مراسم چه تاثیری روی سیاست دارد. ولی یک چیز جالب! چند کانال تلگرام بودند که من فکر‌‌ می‌کردم خارج ایران هستند و فکر‌‌ می‌کردم کلا مخالف نظام هستند ولی یکدفعه پست‌هایشان پر شد از عکس هاشمی و چند روز فقط درباره هاشمی مطلب گذاشتند. یکی از کانال‌ها کانال طنز و مطالب خنده‌دار‌‌ می‌گذارد، خیلی عضو دارد توی این ماجرا فهمیدم که آنطوری که فکر‌‌ می‌کردم نیستند. یک گروه سینمایی عضو هستم که تا حالا فقط درباره سینما مطلب گذاشته بودند. مثل این بود که به همه آنها تبلیغ مشترک داده باشند.»

یکی از کسانی که در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی شرکت کرده است با وجود دفاع از لزوم شرکت در این مراسم و خبررسانی پیرامون آن برای مقابله با سانسور صدا و سیما؛ معتقد است که حجم زیاد اخباری که به صورت تکراری روی پیام‌رسان‌های تلفن همران تولید و منتشر شده است به توجه افکار عمومی لطمه زده است: “در خانه صحبت‌‌ می‌کردم که پدرم با حالت بدی اعتراض کرد. تلفنش را نشانم داد. پشت سر هم خبر لحظه به لحظه از مراسم گذاشته بودند. پدرم اخبار دوست دارد. شاکی شده بود که چرا به جای خبر درست و حسابی اخبار بی‌اهمیت پخش‌‌ می‌کنند.” او به پاره‌ای واکنش‌ها هم اشاره‌‌ می‌کند: “پدرم به خاطر همین موضع آن دو کانالی را پا ک کرد که من به او معرفی کرده بودم و خیلی به اخبار آنها اعتماد داشت.”
پیروزی در انتخابات به قیمت جعل تاریخ

بخشی از فعالان سیاسی ایران معتقد هستند که دولت و طرفداران آن به منظور منحرف کردن افکار عمومی از ناکامی‌ها و مشکلات، عمدا اقدام به موج آفرینی کرده‌اند تا شرایط روانی لازم برای پیروزی مجدد حسن روحانی در انتخابات پیش‌رو را به وجود بیاورند. آنها معتقد هستند که این اقدام غیر ضروری است و حسن روحانی را پیشاپیش پیروز انتخابات ریاست جمهوری می‌دانند. یکی از این فعالان سیاسی می‌گوید:‌”وقتی طرفداران دولت موقت را در مجلس کتک‌‌ می‌زدند هاشمی رئیس مجلس بود و‌‌ می‌خندید. در نماز جمعه طوری صحبت‌‌ می‌کرد که الان احمد خاتمی حرف‌‌ می‌زند. گذشته‌اش در دسترس است، مواضع بعد از ۸۸ او نیز مشخص است. در مورد برخی مسائل تغییر عقیده داده، ولی به کل عوض نشده است. من در انتخابات آینده اگر کسی بهتر از حسن روحانی وجود نداشته باشد به او رای می‌دهم، ولی به جد معتقد هستم که پیروزی یا شکست در یک انتخابات این ارزش را ندارد که اصول سیاسی زیر پا گذاشته شود. تاریخ را عوض کنیم؟ مگر با این تکنولوژی‌‌های جدید چنین چیزی ممکن است؟ تطهیر که زوری نمی‌شود.”

یک فعال سیاسی دیگر که از زندانیان سیاسی اعتراضات سال ۱۳۸۸ است ضمن هشدار نسبت به تبلیغات هیجانی می‌گوید: “برای اینکه رفسنجانی را محبوب کنند از اصول‌گرایان و فرماندهان سپاه مصاحبه گرفتند در حالی که فکر نمی‌کنند این آقای قاسم سلیمانی که در ستایش آقای رفسنجانی حرف می‌زند و تبدیل می‌شود به تیتر اصلی رسانه‌های اصلاح‌طلب، پس فردا چه خطراتی می‌تواند برای آزادی و دموکراسی ایجاد کند. همین الان با تبلیغات فراوانی که شده است از طریق تحریک احساسات ناسیونالیستی و مذهبی، از این آقا قهرمان درست کرده‌اند. فکر روزی باشیم که قاسم سلیمانی را از سوریه و عراق منتقل کنند به ایران. برای انتخابات؛ برای سرکوب.”
ترس و تقلید

روبه‌رو شدن با صداقت و شجاعت در جامعه خسته و در هم شکسته ایران، امیدبخش است. زنی ۲۸ ساله، دارای تحصیلات دانشگاهی و مجرد است. نیاز مالی ندارد. گاهی رمان می‌خواند و زیاد فیلم می‌بیند. ترس و تنفر او از تنهایی است ولی فعلا قصد ازدواج ندارد و معتقد است داشتن پارتنر، عاقلانه‌تر از داشتن یک همسر است. چند پست درباره مرگ هاشمی رفسنجانی روی اینستاگرام خود گذاشته است. چهار عبارت مهم در صحبتهای او وجود دارد:

− راستش را بخواهید دیدم همه دارند عکس هاشمی را‌‌ می‌گذارند، من هم گذاشتم.

− من که خودم حرفی درباره هاشمی نداشتم که بنویسم. از روی دو-سه تا گروه مطلب برداشتم و کمی تغییر دادم.

− اینترنت اینجوری است. یکی کاری انجام‌‌ می‌دهد و بقیه جوگیر‌‌ می‌شوند و همان کار را‌‌ می‌کنند. مرگ آقای هاشمی برای ما شبیه چالش بود.

− راستش اینقدر شلوغ کردند، من ترسیدم. آدم دست خودش که نیست.

از این خانم‌‌ می‌پرسم: “به نظر شما اگر هاشمی رفسنجانی تا بعد از مرگ خامنه‌ای زنده می‌ماند قادر بود در تعیین رهبر جدید ایران نقش موثری ایفا کند؟”

او جواب می‌دهد: “من نمی‌دونم. یه چیزی میگم قول بدید که مسخره نکنید. باشه؟ من فکر می‌کنم خامنه‌ای وصیت‌نامه می‌نویسه و نفر بعدی را خودش انتخاب می‌کنه.” و اضافه می‌کند: “دوستم قبل از مرگ هاشمی می‌گفت او نفوذ زیادی داره ولی به خاطر ترس از رهبر جرات نمی‌کنند علنی بگویند.‌‌ می‌گفت بعد از مردن رهبر، حرف او را گوش‌‌ می‌کنند. اما پدرم می‌گوید سپاه اجازه نمی‌دهد کسی کاری بکند و اگر رهبر بمیرد دیگر هیچکس نمی‌تواند جلوی سپاه را بگیرد.”
یاد تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

یک شهروند لیسانسه که سه سال است برای قبولی در مقطع فوق لیسانس تلاش‌‌ می‌کند و در این مدت در زمینه‌ای متفاوت از رشته تحصیلی خود مشغول به کار است می‌گوید بیشترین جمعیتی که به چشم خودش دیده در روز ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ بوده است.‌‌ می‌گوید: “با اینکه از هاشمی خوشم نمی‌آید در مراسم شرکت کردم تا برای میرحسین موسوی شعار بدهم.” او معتقد است جمعیت حاضر در تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی قابل قیاس با جمعیت معترضین در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ نبوده است.

برآورد‌‌ می‌شود بین ۲,۵ تا ۴,۵ میلیون نفر در راهپیمایی مردم تهران در روز ۲۵ خرداد شرکت کرده باشند. درباره تعداد شرکت کنندگان در تشییع هاشمی رفسنجانی ادعاهای مختلفی مطرح شده است و اعدادی بین ۳۰۰ هزار تا ۲,۵ میلیون اعلام شده است. معترضان سال ۱۳۸۸ که بار دیگر به بهانه تشییع جنازه هاشمی رفسنجانی در خیابان‌های تهران حاضر شده‌اند معتقدند که تعداد حاضرین در اعتراض ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ بیش از هر مراسم دیگری بوده است که بعد از این سال اتفاق افتاده است.

خانمی خانه‌دار نیز ضمن یادآوری اعتراضات مردمی پس از تقلب حاکمیت در انتخابات سال ۱۳۸۸‌‌ می‌گوید که از هر فرصتی برای اعتراض باید استفاده کرد: “نمی دانید چه حالی داشتم وقتی بعد چند سال دوباره به خیابان رفتم و شعار دادم. کاش بقیه هم بیایند و ۲۲ بهمن دوباره شروع کنیم.”

با انتشار اخبار و فیلم‌های اعتراضات صورت گرفته در مراسم تشییع جنازه رفسنجانی، تعداد زیادی از فعالان جنبش سبز و دیگر مخالفین و منتقدین جمهوری اسلامی وسوسه شده‌اند تا کار نیمه تمامی را تمام کنند. به نظر می‌رسد علی خامنه‌ای با صدور دستور لازم برای دفن هاشمی رفسنجانی در مرقد روح‌الله خمینی، پیشاپیش خطر مراسم چهلم و سال‌مرگ‌های هاشمی رفسنجانی را خنثی کرده است اما خیابان‌های ایران همچنان برای نظامی که نمی‌خواهد به حقوق مردم و خواست جامعه تن بدهد همواره یک خطر بالقوه باقی خواهد ماند.

No responses yet

Jan 17 2017

ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی رقیب روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

اسپوتنیک: او حراف نيست و حتي در اين اواخر، برابر برخي انتقادات تند نيز حاضر به سخنراني نشد و به ميدان مواجهه نيامد. از همه مهم‌تر، اگر كانديدا شود، گروه يا افرادِ موثري ميان اصولگريان وجود ندارد كه دهان به انتقاد و شكوايه و ان‌قلت باز كنند. به گزارش اسپوتنیک به نقل از سرویس سیاسی جام نیـوز- یکی از نامزدهای اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی است. این روزنامه نوشت: سيد ابراهيم رييسي، همچون «حسن روحاني» لباس روحانيت مي‌پوشد و به كلامِ آخوندي اشراف دارد؛ درس‌آموخته مكتب مدرسه حقاني. يك گام از روحاني جلوتر است؛ چرا كه سيد است و سياسيون سيد بودن را با توجه به شيعي بودن ايرانيان، بر افزايش راي و هواداري آنان موثر مي‌دانند. همچنين رييسي با برگزيده شدن به عنوان توليت آستان قدس رضوي توانسته به اقشار پايين جامعه در مشهد توجه كند و تصاويري از او و خانه‌ها و زندگي‌هاي سخت منتشر شده است. پس مي‌تواند معترضي باشد به وضعيت اقتصادي دولت كنوني و راهي بيابد جهت جلب آراي طبقات محروم. از ديگر سو، سابقه‌اي دارد در بطن نهادهاي امنيتي و قضايي كشور (دادستان ويژه روحانيت، دادستان كل كشور، معاون اول قوه قضاييه، رييس سازمان بازرسي كل كشور، دادستان تهران و…) كه او را برابر حسن روحاني نگه مي‌دارد و ضعفي نخواهد داشت. آنچنان‌كه روحاني هم امروز در رقابت و جدال با همقطاران اوست. ميان هسته مركزي قدرت هم هواداراني دارد كه اين روابط به گونه‌اي است، شايد لازم باشد آنان به او بگويند، به ميدان انتخابات بيايد يا خير؟ او حراف نيست و حتي در اين اواخر، برابر برخي انتقادات تند نيز حاضر به سخنراني نشد و به ميدان مواجهه نيامد. از همه مهم‌تر، اگر كانديدا شود، گروه يا افرادِ موثري ميان اصولگريان وجود ندارد كه دهان به انتقاد و شكوايه و ان‌قلت باز كنند.

No responses yet

Jan 16 2017

دفتر یاسر هاشمی و مشاوران آیت الله پلمب شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: دفتر یاسر هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی و تعدادی از مشاوران آیت الله پلمب شد.
به گزارش سایت خبری «پایش»، تنها چند روز پس از درگذشت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دفتر یاسر هاشمی ومشاوران آیت الله هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمپ شد.
علاوه بر پلمپ دفتر فرزند هاشمی، دفاتر علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری، حجج اسلام عباسی فرد، نوری شاهرودی، لطفی، رستگاری، یونسی ومرادی نیز که از مشاوران رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده اند، در طبقه هشتم ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام پلمب شده است.
یک منبع مطلع در مجمع تشخیص مصلحت در گفت وگو با خبرنگار «پایش»، با تایید این خبر، از اینکه این اقدام با تصمیم چه کسی انجام شده است، اظهار بی اطلاعی کرد.

No responses yet

Jan 13 2017

امام جمعه بندرعباس: رهبری بهترین نماز را برای هاشمی خواندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله «غلامعلی نعیم‌آبادی» در خطبه‌های نماز جمعه این هفته بندرعباس، با تسلیت درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت همان‌طور که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر، شهید مفتح و بسیاری دیگر از مجاهدان راه انقلاب و یاران دیرین امام خمینی(ره) رفتند و از یاران نزدیک امام خمینی(ره) تنها رهبر معظم انقلاب مانده‌اند که از درگاه خداوند متعال برای ایشان سلامتی و طول عمر طلب می‌کنیم.

امام‌جمعه بندرعباس خاطرنشان کرد: دشمنان و منافقان سعی در القای اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب در جامعه داشتند اما هوشیاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هرگز اجازه آن را نداد.

وی تصریح کرد: باید قدر سرمایه‌های خودمان را بدانیم و آن‌ها را تضعیف نکنیم چون تضعیف نخبگان و بزرگان یک ملت به تضعیف کشور و نظام منجر می‌شود.

نماینده ولی‌فقیه در استان هرمزگان بابیان این‌که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بارها در جلسات مجلس خبرگان بر توانایی‌ها و قابلیت‌های بی‌نظیر آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری انقلاب اسلامی تأکید داشتند، افزود: دشمنان در طول همه‌ سال‌های بعد از انقلاب و بخصوص در دو دهه اخیر به دنبال جلوه دادن اختلاف میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بودند در صورتی‌که اساساً اختلافی میان این دو عزیز وجود نداشت.

نعیم‌آبادی بابیان این‌که هنوز نماز رهبری تمام نشده بود، شیطنت‌ها آغاز شد در حالی‌که مقام معظم رهبری بهترین نماز را برای مرحوم آیت‌الله هاشمی خواندند، ادامه داد: باید مراقب توطئه‌ها باشیم، چون دشمنان بعد از رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌دنبال ایجاد سوءبرداشت از پیام رهبر معظم انقلاب درباره ایشان بودند اما حضور رهبر معظم انقلاب در مراسم نماز آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و خواندن نماز بر پیکر ایشان و خواندن کامل نماز و دعاهای ویژه برای ایشان از درگاه خداوند متعال نشان داد که رهبر معظم انقلاب اسلامی و آیت‌الله هاشمی دو یار وفادار دیرینه با یکدیگر هستند.

وی اظهار کرد: سیاست آمریکا بر این بود که میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و رهبر معظم انقلاب اسلامی اختلاف ایجاد کنند و در اذهان مردم این‌گونه جلوه دهند اما با هوشیاری این دو یار دیرین امام (ره)، هرگز دشمنان راه به‌جایی نبردند.

نماینده ولی‌فقیه در هرمزگان از همه مردم ایران خواست تا پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی را بدون هیچ‌گونه تفسیری بار دیگر مطالعه کنند تا متوجه عمق علاقه رهبر انقلاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و صمیمیت و پیوند میان ایشان ببرند.

نعیم‌آبادی با اشاره به این‌که اگر کسی نام مرحوم هاشمی رفسنجانی را موجب اختلاف قرار دهد، هم رهبری و هم ملت از او متنفر است، تصریح کرد: دشمن دست از توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران برنخواهد داشت و باید مراقب بود که گرفتار توطئه‌های دشمنان نشد.

وی یادآور شد: علمای دین باید هوشیارانه عمل کرده و مسئولان نیز از تخریب یکدیگر خودداری کنند و همت خود را در خدمت به مردم بکار بگیرند.

No responses yet

Jan 13 2017

در رفتن هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران امروز: امیر مُمبینی

در آغاز،
به بانو فائزه‌ رفسنجانی، که از زاویه‌ی ترقی‌خواهی مورد احترام است، در گذشت پدرشان را تسلیت می‌گویم. باشد که آرامش برای ایشان پدید آید و بر اندوه رفتن پدر فائق آید.

مهر و پیوند میان همسران و والدین و فرزندان سنگ‌پایه‌ی مناسبات فرازمند اجتماعی است و پاسداشت این مهر و مسئولیت، خاستگاهی برای مهر به انسان و مسئولیت در قبال جامعه است. دریغا که حُکام ایران این مهر و مسئولیت را پاس نداشتند و دریغا که بدرود گفته‌ی خانواده‌ی هاشمی، علی‌اکبر رفسنجانی، در آن‌سوی افق افسانه‌های بود و نبود، طنین صدای مادری را در گوش دارد پای چوبه‌ی دار فرزندش در زندان اوین، به هنگامی که فرزند اشکریزان از مادر می‌خواهد پیش از مرگ شیر خود را بر او حلال کند و مادر، آن بقچه‌ی باستانی خرافات، مسحور امر امام و حلقه‌ی نزدیکانش، کلامی جز به خشونت و نفرت نثار فرزند بیگناه خود نمی‌کند.

مرگ هر انسانی، جز در موارد استثنایی، غم‌انگیز است. یا به بیان دیگر، باعث دلسوزی می‌شود، اگر چه واکنش‌ها همه یکسان نیست. شاید علت این دلسوزی فهم سوگ هستی آدمی است. شاید ترس انسان از مرگ خویش باعث آن می‌شود، چون، همدردی برای هر انسانی از نخواستن آن درد برای خود سرچشمه می‌گیرد. در این میان، مرگ کسانی که مرگ دیگران برایشان مهم نیست، یا بدتر از آن، ناظر خونسرد یا عامل مرگ دیگر انسانها می‌شوند، از گونه‌ای دیگر است. و مرگ هاشمی رفسنجانی از نوع دیگریست.

میلیونها نفر به خیابانها ریختند. همه جا از جمعیت پر شده بود در مراسم او. اما، اگر کسی جانب واقعیت را داشته باشد آنگاه ناچار از بسیاری می‌پرسد و قانع می‌شود که:

– انبوهی براستی سوگوار شخص او بودند.
– انبوهی از او بیزار، لیکن از حریفان او بیزارتر بودند.
– انبوهی خوشه‌چینی می‌کردند.
– برخی سلطنت می‌خواستند و مراسم او را برای لق کردن دندان ولایت استقبال کردند.
– برخی سرنگونی می‌خواستند و مراسم او را برای تقویت مخالفت گسترش می‌دادند.

اما در مجموع، آنها که برای حفظ وضعیت موجود و دفاع از رهبر و میراث مشترک رهبران جمهوری اسلامی به خیابانها سرازیر شدند کمترین کمترین‌ها بودند. آنها، حداقل اکثریت آنها، این همایش را دوست نداشتند و اگر ممکن می‌شد به دستور رهبر در خانه می‌ماندند. خیابانها باردیگر شاهد حضور همان جنبشی بودند که رگه‌ی اصلی‌اش را سبز نامیدند و چهره‌هایش در حصر قرار دادند.

هاشمی پس از خمینی و منتظری مهمترین فرد در طراحی و بنای جمهوری اسلامی بود. آن سه برای جامعه‌ی مدرن ایران و برای مجموع مردمی که در قالب عقیدتی آنها نمی‌‌گنجیدند، یک زندان به پهنای ایران ساختند. زندانی که نامش نظام ولایت فقیه شد.

خمینی در حالی درگذشت که همچنان مشغول سخت‌تر کردن شرایط این زندان برای زندانیان نظام بود.

منتظری در حالی در گذشت که از مشارکت خود در طراحی و بنای این زندان پشیمان شده بود، جبهه‌ی سیاسی خود را تغییر داده بود و کوشید با قیمتی که برای او سنگین بود تبهکاری‌های ناشی از زندان هولناک ولایت فقیه را کاهش دهد.

رفسنجانی اما در حالی در گذشت که می‌خواست آن زندان را از طریق بازسازی شرایط زیست در آن و ایجاد تعدیل‌هایی که تحمل زندان را برای اسیران ممکن می‌کند حفظ و استوار کند و عمر هزار ساله بدهد. او می‌دانست به هر بهانه‌ای این بساط تغییر کند، حتی اگر او همراه این تغییر باشد، باز به عنوان یکی از معماران آن متهم خواهد بود. پس، بود خود را در بود آن زندان می‌دید و بود آن زندان را در بهبود وضعیت آن زندان. پس، او معمار زندان، پاسدار نظام و مهمترین کس در تلاش برای بهبود وضعیت زندان یا نظام ولایت بود. همه‌ی آنها که به زندان عادت کرده‌اند، یا در زندان کسب و کاری براه انداخته‌اند، یا امیدی به نجات از آن زندان ندارند، او را سخت دوست می‌داشتند. هیچ کس به اندازه‌ی یک زندانبان خوب مورد علاقه‌ی عادت کردگان به زندان و بازرگانان فکری و مادی زندان نیست.

از سه معمار عمده‌ی نظام گفتم. از این سه، او گرسیوز نظام بود، در رکاب افراسیاب نظام که خمینی بود، و به موازات پیران نظام که منتظری بود. در سه‌چهر قدرت در اسطوره‌ی ایرانی، آنگونه که در شاهنامه آمده است، افراسیاب حاکم و قدرت عریان است، پیران ویسه حضور خیر در جبهه‌ی شر و گرسیوز عامل تدبیر و نیرنگ است. منتظری نمادی از پیران ویسه شد. مهربان و محبوب و قربانی خوبی خود. اما حکایت گرسیوز دیگرگونه است. او بسیار پیچیده عمل می‌کند. خونسرد و ساکت است و مبهم سخن می‌گوید و در مه عمل می‌کند. او از تدبیر تیغی بُراتر از شمشیر می‌سازد. می‌بُرد، اما نه با شمشیری بر دست. تدبیر او را آهنگر سیاست به شمشیر بدل می‌کند. آدمی از دست او کلافه می‌شود و وی را گُجسته می‌خواند. افراسیاب برجسته، پیران خُجسته و گرسیوز گُجسته.

آیا به راستی او گرسیوز گُجسته بود؟ در تمام طول تاریخ ایران نداریم کسی را که، هم معمار یک نظام باشد هم ایرادگیر آن. هم در قله‌ی حاکمیت نشسته باشد و هم در اپوزیسون آن. هم رهبر مصلحت نظام باشد و هم رهبر مصلحت اپوزیسیون آن نظام. هم خفه‌کننده‌ی یک جنبش باشد و هم در رأس آن. هم حضور پهناورش تمام ارکان و ارگانهای نظام را آکنده کند، هم حضورش در تمام ارکان جنبش اعتراضی رخنه کند. هیچکس دیگری در تاریخ معاصر ایران نتوانسته است مثل او در حالی که در بالاترین رده‌ی حکومت استوار است تمام اپوزیسیون خودی را نیز در چنگ بگیرد.

اما چگونه می‌توان همزمان هم روی قله‌ی حکومت بر صندلی نشست بود و هم پای پیاده با اپوزیسیون در دامنه‌ی کوه راهپیمایی کرد؟ حکمتی در این کار است بسی آموزنده. به ایوان می‌رویم و دست را سایبان چشم می‌کنیم و می‌نگریم.

کسی را می‌بینیم که همراه خمینی مشغول بالا بردن برج و باروی قلعه‌ی نظام فقاهتی است. خمینی می‌گوید، سیم خاردار برای بالای باروها یادت نرود! اطاعت می‌کند و با یک لبخند خفیف، در حالی که گوشه‌ی نگاهش را با یک زاویه‌ی نود درجه به تماشاگران می‌تاباند می‌گوید، چند کبوتر سفید هم برای تزئین این دیوارهای متبرک در لانه‌های بالای باروها بگذاریم تا آسمان را بی‌پرواز نگذارند.

رنگ سپید کبوترهای صلح چشم تماشائیان را خیره می‌کند و کمتر متوجه بنایی او می‌شوند. می‌گویند، چه رحمتی دارد آقا!

کسی را می‌بینیم در حال خواندن یک گزارش. هویدا و جمعیتی از پیرمردهای رژیم پیشین را با چوب و چماق له و لورده کرده‌اند و فردا می‌خواهند آنها را اعدام کنند. سرش را می‌خاراند و رو به امام می‌گوید، نمی‌دانم آنها توی کدام زندان هستند بدبخت‌های گول‌خورده. امام سرش را می‌چرخاند و می‌گوید، بهتر است همین حالا راحت بشوند. او لبخندش را نگه می‌دارد و گزارش بعدی را برمی‌دارد.

تماشائیان کلمه‌ی بدبخت‌ها را از او می‌گیرند و گوششان تیز می‌شود که شاید رحمتی در این حرف باشد، و حواس‌شان از کار بنایی او پرت می‌شود.

کسی را می‌بینیم در زندان شاه شعرهای سعید سلطانپور را می‌خواند، با گاگیک آوانسیان والیبال بازی می‌کند، با زندانی دیگری سوپ برای همه درست می‌کند، با بقیه‌ی زندانیان سر سفره می‌نشیند، ورزش می‌کند، بحث می‌کند، می‌خندد و شادی می‌کند، و گاهی هم می‌گوید، بهترین گوشه‌ی بهشت خدا مال چپ‌هاست. کمرش که درد گرفت سهراب نامی از چپ‌ها مالشش داد و ویکس بر آن مالید و کیسه‌ی گرم نهاد و قرص به او داد و غذایش را برایش برد، تا راحت بخوابد و فردا سالم از خواب برخیزد و نماز خود را بخواند. آنگاه، سالی چند پس از آن روزگار، او را می‌بینیم در رأس نظام و در حضور امام گزارشی را می‌خواند. قرار است همه‌ی زندانیان سیاسی، همه‌ی آن انسانها را بدون محاکمه اعدام کنند. شکنجه و اعدام. می‌بیند، گاگیک سالخورده روده‌هایش از شکم بیرون زده و فریاد درد می‌کشد. سعید با لباس عروسی توی خون غلط می‌زند، سایرین زیر ضربات شلاق و شکنجه‌های روانی مثل جسم بدون خون خشک و رنگ پریده منتظر مرگ هستند. می‌بیند که فرزندان خردسال قروانیان مثل بیت امام حسین در صحرای کربلا پشت در زندانها اشک می‌ریزند. می‌بیند گروه گروه انسان‌های اسیر را اعدام می‌کنند. نفسی عمیق می‌کشد و رو به امام می‌گوید، هر چه می‌کشیم از دست این منافقین پلید است. این زندانیان بدبخت چه کفاره‌ای پس می‌دهند. خدا به دادشان برسد. امام رو به او می‌گوید، کار را باید سرعت بدهند و آن کفار را به درک واصل کنند. او لبخندش را کم می‌کند، دیگر صدای سعید را نمی‌شنود و روده‌های گاگیک را نمی‌بیند. گزارش بعدی را می‌خواند و وانمود می‌کند که در جریان جزئیات کار نیست.

جماعت کلمه‌ی زندانیان بدبخت را می‌گیرند و یادشان می‌رود که او دارد ساختمان را بالا می‌برد و گزارش بعدی را می‌خواند.

گزارش بعدی روی زانوان اوست:

زن بدون اجازه شوهر حق سفر ندارد!
سکوت.

تعدد زوجات مجاز است!
سکوت.

صیغه و متعه نامحدود است!
سکوت.

ازدواج با دختران خردسال مجاز است!
سکوت.

میراث‌بری زن نصف مرد است!
سکوت.

دیه زن نصف مرد است!
سکوت.

مردان در حضانت فرزندان مقدم هستند!
سکوت.

سنگسار اسلامی است
سکوت.

به صلیب کردن شرعی است.
سکوت.

و …

بعد به همسر و دختر خود فکر می‌کند و اینگونه می‌شنویم: به امید خدا مسایل حاد سیاسی را پشت سر می‌گذاریم و به برخی کمبودها از جمله در مورد حقوق نسوان که در برخی عرصه‌ها توسط برخی بی‌تجربگی‌ها بعضی مواقع و در بعضی شرایط ممکن است صورت گرفته باشد رسیدگی می‌کنیم.

جماعت رسیدگی به حقوق نسوان را در ذهن ثبت می‌کنند و نمی‌خواهند ببینند که او دارد ساختمان را بالا می‌برد.

او مدام یا دیوار نظام را بالا می‌برد یا دیوار را مرمت می‌کرد و یا می‌کوشید به گونه‌ی برخی تعمیرات را مطرح کند. وقتی که امام درگذشت، او قاطع‌ترین کس برای تداوم ولایت فقیه شد. نه به این خاطر که فکر می‌کرد ولایت فقیه بهترین شکل حکومت است. نه! او احتمالا فکر می‌کرد بهترین شکل مناسب برای دور کردن رقیب اصلی خود، آقای خامنه‌ای، از عرصه‌ی رقابت برای رهبری دولت و سیاست کشور این است که او را در پست ولایت فقیه اسیر کند و از دستش خلاص شود. اگر او فکر می‌کرد که سپردن این مقام به خامنه‌ای منجر به سلب قدرت از خود او می‌شود حتی یک در میلیارد هم چنین پیشنهادی نمی‌کرد. اما، او خامنه‌ای را هم به بیراهه کشاند. خامنه‌ای می‌توانست برای شورایی شدن ولایت قانع شود. او انتظار این مقام را برای خود نداشت. اما هاشمی او را به رأس ولایت کشاند و قربانی ولایت فقیه‌اش کرد. خامنه‌ای کمتر از همه‌ی «بزرگان» نظام ممکن بود پشت تداوم ولایت مطلقه قرار بگیرد. اما، این کار شد، و ولی فقیه، به جای این که از کیخسرو اوستا درس بگیرد و شیطان نهفته در قدرت را بازشناسد، مثل دکتر فاستوس گوته مسحور مفیستوفلس شد و پا به میدانی عجیب گذارد که رستگاری در آن کمتر بود. همه‌ی قدرت کم کم زیر فرمان ولی فقیه قرار گرفت و دولت در حد نهاد مدیریت تدارکات تنزل مقام داد.

پس، کلمات اشاره و اعتراضات هاشمی افزایش می‌یابد. بازی را تا حدی باخته بود و باید راهی پیدا می‌شد. رقابت دو رهبر هر دو را بیش از پیش به تقابل کشاند. بعد می‌بینیم که این تقابل برای تماشائیان تداوم همان کبوترهای سفید تلقی می‌شود. آقا ناگهان با بال‌های سبز بر فراز تهران به پرواز در می‌آید. روی صفحه شطرنج او مهره‌های سبز شروع به حرکت می‌کنند. اما کاری چندان پیش نمی‌رود. زمانی که انتخابات خبرگان بود، حسن نوه خمینی رد صلاحیت می‌شود. حال، این بهترین جا بود که با یک تیر دو نشان اصلی زده شود. پشت میکروفن می‌رود. آی هوار! هوار هوار! و اعتراض می‌کند:

صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیون‌های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

بدینگونه، او بدون تعرض به رهبر، به عنوان حامی بزرگ خاندان خمینی و مدافع اشبه امام، یعنی همانند و جانشین امام، زیر مجموعه را مورد انتقاد قرار می‌دهد. به آنها گوش زد می‌کند که نان و آبتان از آنجا آمده است. و تمام می‌کند جمله را با تقاضای سهم خود:

زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

جمله آخوندی را غیرآخوندی بخوانید:

زمانی که همه ما در قدرت نشستگان بابت این همه نعمات که از آسمان خمین روی سفره‌مان ریخته است باید به هم تبریک بگوییم، شما اینقدر حواستان پرت است که از هدیه‌ی لازم به اشبه امام و مهمتر از آن وکیل مدافع او پرهیز می‌کنید؟

این خطابه‌ی گرسیوزی توسط عادت‌کردگان به زندان تعبیر شد به خیزش شکوهمند هاشمی در سمت مدافعه از مردم و اصلاحات و جنبش سبز.

حرکت دادن مهره‌ی آ سید حسن نوه‌ی خمینی بسیار زیرکانه بود. بدینوسیله می‌توانست هم حق به جانب باشد، هم مدافع خانواده بی‌سرپرست امام باشد که در کربلای جماران گیر کردند، هم این مهره را وسیله مناسب تعرض به جبهه‌ی مخالف کند. چه بسا این آقا مناسب جانشینی ولی فقیه باشد، و چه بسا این مهره این بار بتواند روی صفحه‌ی شطرنج طبق اصول به حرکت درآید. اگر مهره‌ی قبلی ایشان، یعنی آقای خامنه‌ای نتوانست ایشان را تامین کند شاید این یکی بتواند. نوه‌ی خمینی، که تنها یک ماه قبل از آن با یک جبروت طاغوتی، وقتی روحانی به گونه‌ای نیشدار از امام تجلیل کرده بود با خشم و تحقیر در او نگریست، حالا باید به دلیل اشبه امام بودن پا در رکاب قدرت بگذارد.

تماشائیان، جمله‌ی «شما صلاحیت خود را از کجا آوردید» را که شنیدند دیگر چیزی نمانده بود از برق مواضع آقا غش کنند. آخر، اگر این تماشائیان مجهول حاج حسن را در معادله‌ی بغرنج هاشمی رفسنجانی باز می‌شناختند که ایران به این روز نمی‌ افتاد. حالا هم، این نوه‌ی معصوم و مظلوم که نور از سیمای قشنگش می‌بارد روی صفحه‌ی شطرنجی که هاشمی پهن کرد خودش خودش را به حرکت درخواهد آورد و برای مات کردن حریفان تلاشها خواهد کرد. خوب شرط اولش را دارد و آن جنبش سبز است، جنبشی که به جای تولید هدف و فکر پشت سر هم قهرمان تولید می‌کند. کشور پر شده است از قهرمان‌هایی که اغلب معلوم نیست حرف حسابشان چیست و با قافیه‌ی تکراری امام ره کدام راه را می‌خواهند طی کنند.

گرسیوز البته گام‌های دیگری هم برداشت که زندانیان قلعه‌ی ولایت دلشان نمی‌خواهد آنها را مورد توجه قرار دهند. او روز ششم شهریور در جلسه مجمع تشخیص مصلت گفت:

«یکی از اهداف شوم دشمنان از طرح مسائل اخیر، (انتشار نوار صحبت آقای منتظری راجع به اعدام‌ها) خدشه وارد کردن به جایگاه مرحوم حاج احمد آقا و بیت معزز امام در جامعه است که نباید اجازه داد به اهداف خود برسند.»

دقت کنید! نباید اجازه داد به اهداف خود برسند! یعنی نباید اجازه داد از اعدام‌ها حرف بزنند. باید فرزند منتظری که از دشمنان است و احتمالا اشبه پدر خود است ساکت و منسی شود و به کسی نگوید که پدرش چه گفت و بیت امام چگونه پشت آن اعدام‌ها ایستاده بود. اگر این حرفها زده شود همه می‌فهمند که خود ایشان چقدر پشت اعدام‌ها ایستاده بودند و چگونه عبای خود را بر پیکرهای خونین زندانیان مظلوم کشیدند.

آخر گرسیوز روزگار! چرا باید فرزند منتظری به خاطر فرزند خمینی و شخص شما ساکت شود و نگوید که پدرش راجع به اعدام‌ها چه گفت و در عوض باید هدیه‌های خاص به بیت امام داده شود و راه رفتن شیخ حسن به سوی مقام ولایت فقیه آب و جارو شود تا بیت هاشمی مهره‌ی دیگری را در آن بالا تعبیه کند؟ آیا غیر از این است که آقای خامنه‌ای رقیب شما همان زمان رفت قم و با منتظری در باره این اعدام‌ها هم‌نظری کرد و این برای شما تولید کننده‌ی یک ضعف در آن ستیز قدرت بود؟

ایشان گویا یادشان نبود که خود در دی ماه ۱۳۶۷ در خطبه‌‌ی نماز جمعه در دانشگاه تهران با اذعان به اعدام زندانیان سیاسی، منکر گستردگی این کشتار شد و گفت:

«تعداد زندانیان اعدام شده به هزار هم نمی‌‌رسد»
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌ رسید!
به هزار هم نمی‌‌رسید!
آخر:
مگر ما نان مفت داشتیم که به آنها بدهیم!

No responses yet

Jan 10 2017

مرگ آقای رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مهدی جلالی تهرانی: ابتدا به رسم ادب متعارف به دوستان سابق خود که مرگ آقای رفسنجانی برای آنان فقدانی شخصی است، تسلیت می‌گویم: به آقای یاسر هاشمی، خانم فائزه هاشمی، آقای حمید لاهوتی عزیز، و آقای حسن خمینی. حرف‌هایی نیز با آقای حسن خمینی خواهم داشت که در فرصت مقتضی می‌نویسم. بخصوص وقتی که در واکنش به فایل صوتی گفتگوی آقای منتظری با هیئت مرگ، او و برادر کوچک‌ترش از جنایات پدربزرگ خود دفاع کردند.

——-
مرگ آقای رفسنجانی نقطه‌ی پایانی بود بر یک هذیان عمومی؛ توهم امید به اصلاح و اعتدال درون نظام جمهوری اسلامی، توهم تلخ و تاریک مردمی که امید و نجات خود را در ’مرگ‘ می‌جستند: مرگ آقای خامنه‌ای و بدست گرفتن سکان حکومت توسط رفسنجانی و نزدیکان او.

در چند سال گذشته اغلب رسانه‌های فارسی‌زبان و اغلب شخصیت‌های سیاسی مخالف و موافق حکومت، رسما فال‌بین شده بودند. پیشاپیش آقای خامنه‌ای را در گور کردند. این فضای هذیانی در دو سال گذشته به اوج خود رسید. تا آن‌جا که مردم جنایت‌کارانی چون ریشهری و دری نجف‌آبادی را به مجلس خبرگان فرستادند. تلخ‌تر و هذیانی‌تر آن که، این عمل خود را هوشمندی و سرمایه‌گذاری برای آینده نامیدند. سرمایه‌گذاری متوهمانه روی مرگ!

حال آن که اولا، تاریخ انقضای سیاسی رفسنجانی چندین سال بود بسر آمده‌بود. ثانیا، اگر از جنایات دوران او (چه آن‌هایی مثل قتل عام ۶۷ که فرض کنیم او دخالت مستقیم نداشته، و چه ترورهای درون و بیرون کشور که او مستقیما مسئول بود؛ مانند قتل دانشوران و نویسندگانی چون احمد تفضلی و سعیدی سیرجانی تا ترور رستوران میکونوس) بگذریم، حداقل هر آدم عاقلی می‌دانست که اولویت رفسنجانی حفظ نظام بود. نظامی که برای او از فرزندانش عزیزتر بود.

اگر رفسنجانی خواهان اندکی باز گذاشتن فضای سیاسی بود، بخاطر مردم نبود، بخاطر اعتقاد به حقوق بشر و آزادی نبود، او نگران نظام خود بود که مبادا در استمرارش خللی وارد شود.

مرگ رفسنجانی بخش بزرگی از این فضای هذیانی را شکست. تصویر را شفاف‌تر و واقعی‌تر کرد. اصلاح‌طلبان یتیم شدند و توهم امکان استمرار نظام ترک برداشت. برای بسیاری از ما در مورد لزوم تغییر جمهوری اسلامی توهمی وجود نداشت. امیدوارم کسانی که چنین توهمی داشتند نیز در نگاه خود بازنگری کنند.

No responses yet

Jan 09 2017

با صدور پیام تسلیتی خامنه‌ای برای هاشمی طلب عفو و مغفرت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای برای اکبر هاشمی رفسنجانی هم‌چون حسینعلی منتظری و عباس واعظ طبسی از خداوند طلب «غفران»٬ «رحمت» و «عفو» کرد.

اکبر هاشمی رفسنجانی روز گذشته (یک‌شنبه ۱۹ دی) بر اثر سکته قلبی درگذشت و ساعاتی بعد رهبر جمهوری اسلامی پیام تسلیتی در این رابطه منتشر کرد.

آقای خامنه‌ای در پیام خود اختلاف نظ‌ر‌های خود با هاشمی رفسنجانی را پنهان نکرد و در عین حال افزود که «وسوسه‌ی خناسان نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.»

رهبر جمهوری اسلامی در پایان پیام خود از خداوند تمنای «غفران و رحمت و عفو الهی» برای هاشمی رفسنجانی کرد.

علی خامنه‌ای در آذر ماه سال ۸۸ نیز با انتشار پیامی برای حسینعلی منتظری چنین درخواست مشابهی از خداوند کرده بود.

وی در پی درگذشت عباس واعظ طبسی نیز در پیامی اظهار امیدواری کرده بود که این روحانی نزدیک به هاشمی رفسنجانی «شایسته غفران و رضوان الهی» باشد.

حسینعلی منتظری٬ اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس واعظ طبسی از جمله روحانیونی بودند که اختلاف‌نظر‌های فراوانی با علی خامنه‌ای داشتند و این اختلاف‌ها نیز منجر به کاهش نقش آنها در جمهوری اسلامی شد.

محمد‌رضا مهدونی کنی٬ رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری از دیگر روحانیون درگذشته در دو سال اخیر است که متن پیام تسلیت خامنه‌ای تفاوت‌های قابل اعتنایی با دیگر پیام‌های وی دارد.

خامنه‌ای در پیام خود برای مهدوی‌کنی از درگاه خدواند درخواست « علو درجات» کرده که این درخواست در بسیاری از پیام‌های تسلیت وی به روحانیون نزدیک به وی دیده می‌شود.

No responses yet

Jan 08 2017

هاشمی رفسنجانی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران و از چهره‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی، که روز یکشنبه ۱۹ دی، «به دلیل عارضه قلبی» در بیمارستان بستری شده بود، در گذشت.

چند خبرگزاری و منبع خبری در ایران، از جمله خبرگزاری‌های فارس و ایلنا، خبر درگذشت آقای رفسنجانی را تأیید کرده‌اند اما هنوز سایت رسمی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به او در این مورد سکوت کرده‌اند.

در همین زمینه منابع خبری گفته‌اند که حسن روحانی، رئیس‌جمهور، بلافاصله پس از انتشار خبرها در مورد وضعیت آقای رفسنجانی به بیمارستان شهدای تجریش، محل بستری شدن او مراجعه کرده است.

ساعتی پیش خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از «یک منبع آگاه» خبر داده بود که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام «به دلیل عارضه قلبی» در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده است.

|برای دریافت تازه‌ترین خبرها به تلگــــرام رادیو فردا بپیوندید|

محمد هاشمی، برادر آقای رفسنجانی و رئیس دفتر او نیز در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا گفته بود که آقای رفسنجانی روز یکشنبه به علت «عارضه‌ای» در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شده اما «حال او رو به بهبود است».

با این حال او به نوع عارضه پیش آمده برای آقای رفسنجانی اشاره‌ای نکرده بود.

در همین زمینه حسین مرعشی از نزدیکان آقای رفسنجانی نیز به روزنامه ایران گفته بود که حال آقای رفسنجانی وخیم است.

آقای هاشمی رفسنجانی در هنگام درگذشت ۸۲ سال سن داشت.

او که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یکی از مقام‌های قدرتمند جمهوری اسلامی، و بیش از دو دوره رئیس مجلس، و دو دوره رئیس‌جمهور بود، در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران، یکی از منتقدان آقای احمدی‌نژاد و برخی از نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی شد.

آقای رفسنجانی که برای سه دهه یکی از افراد نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی بود، در خردادماه سال ۸۸، تنها چند روز پیش از برگزارى انتخابات ریاست جمهورى، در نامه‌‌ای سرگشاده‌اى به رهبر جمهوری اسلامی، ضمن اعتراض به اتهام‌هاى وارده از سوى محمود احمدى‌نژاد به وى و اعضاى خانواده‌اش از آیت‌الله خامنه‌ای خواست تا سلامت انتخابات را تضمین کند.

رهبر جمهوری اسلامی به صورت رسمی هرگز به این نامه پاسخ نداد اما برخی از نزدیکان او این نامه را که «بدون سلام شروع می‌شد»، یکی از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض‌ها به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دانسته و آقای هاشمی رفسنجانی را «رأس فتنه» خطاب کرده‌اند.

مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، از روز یک‌شنبه ۱۸ مرداد، برای سپری کردن حکم ۱۰ سال زندان خود، در زندان اوین به سر می‌برد. فائزه هاشمی، فرزند دیگر او نیز پس از انتخابات سال ۸۸ شش ماه زندانی شد.

No responses yet

Jan 08 2017

خانم‎هايي كه با وضع نامناسب بيرون مي‎آيند، نه پدرشان غیرت دارند، نه برادرهايشان / روزنامه های پیرو بی بی سی حرف‎های ما را جورواجور نقل می کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

صبحانه پرس: امام جمعه اصفهان گفت: اگر مردی غیرت داشته باشد، ناموس خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد، چراکه پیامبر (ص)، فرمودند در مردی که غیرت ندارد، خیری نیست.
آراس_ سرویس سیاسی: امام جمعه اصفهان گفت: هر وقت صحبت از حجاب و كنسرت مي‎شود يا صحبت‎ها و انتقاداتي درباره بي‎ديني‎ها مي‎شوند، بي‎بي‎سي حرف‎هاي را جورواجور نقل مي‎كند و بعد هم روزنامه‎هاي پيرو آنان حرف‎ها را نقل مي‎كند و بعد هم برخي سايت‎ها، دشمن دلش مي‎خواهد كه ما مسير بي‎ديني را طي كنيم.

خانم‎هايي كه با وضع نامناسب بيرون مي‎آيند، نه پدرشان غیرت دارند، نه برادرهايشان / روزنامه های پیرو بی بی سی حرف‎های ما را جورواجور نقل می کنند

آيت‎الله سيديوسف طباطبايي‎نژاد در خطبه‎هاي اين هفته نماز جمعه اصفهان كه در مصلاي امام خميني(ره) برگزار شد، با تبريك ميلاد امام حسن عسكري(ع) به ذكر حديثي از امام يازدهم پرداخت و گفت: براي ادب انسان همين بس كه كاري را كه دوست ندارد درباره خودش انجام شود، نسبت به ديگران انجام ندهد، خودش گران‎فروشي نكند كه چون دوست ندارد درباره خودش اين گران‎فروشي انجام شود.

وي با تسليت ذرگذشت آيت‎الله شرعي خاطرنشان كرد: ايشان عضو جامعه مدرسين بودند و قبل از انقلاب و بعد از انقلاب فعاليت‎هاي بسيار و مجاهدانه‎اي را انجام دادند، خدوم بودند، با جان و مال به انقلاب خدمت كردند و به زندان افتادند و بعد از انقلاب هم مؤسس حوزه علميه خواهران در سطح كشور بودند.

امام جمعه اصفهان همچنين با تسليت شهادت شهيد كاظمي و يارانش و شهيد احمدي روشن ابراز كرد: شهيد احمدي روشن به دست منافقان به شهادت رسيدند، يكي از اهداف دشمن اين بوده است كه در بين مسلمانان دانشمنداني براي پيشبرد علم و دانش نباشد، در عراق وقتي آمريكايي‎ها مسلط شدند ده‎ها و صدها دانشمند عراقي را كشتند.

وي با اشاره به روز 17 دي‎ماه سالگرد كشف حجاب به دستور رضاخان ادامه داد: رضاخان به كمك انگليسي‎ها روي كار آمد و تا سال 1307 به تركيه رفت و با آتاتورك ديدار كرد و مدتي آن‎جا ماند و بعد از تركيه آمد و خواست كه ايران را به قول غربي‎ها به حوزه تمدن برسانند، تصويب كردند كه مردها بايد متحدالشكل باشند و همه كت و شلوار بپوشند و بعد از آن خواست اصلي‎شان را اجرايي كردند و رضاشاه در جشن فارغ‎التحصيلي خواهران با زن و با دخترهاش در حالي كه بي‎حجاب بودند، شركت كرد.

آيت‎الله طباطبايي‎نژاد گفت: محمدرضا پهلوي مي‎نويسد اين اولين بار بود كه در تاريخ ايران بانوان بدون حجاب در مراسم رسمي و بدون حجاب شركت كردند و بايد گفت كه اين موفقيت مرهون ابتكار پدرم و شجاعت مادر و خواهرانم بود، بايد گفت حجاب جزو ضروريات دين است و اين‎گونه حجاب را مسخره مي‎كند، اين نشان از كفر است، رضاخان اين ملعون، اين قدم را برداشت و چه قدر زنان مردم سختي كشيدند و بچه‎هايشان سقط شدند براي اين‎كه بدون حجاب بيرون نيايند و بسياري از زنان مسلمان در خانه‎ها ماندند و مخفي شدند و بيرون نيامدند تا مورد ستم اين جنايت‎كارها واقع نشوند.

وي با بيان اين‎كه امروز نيز برخي‎ها با بدحجابي در خيابان‎ها حاضر مي‎شوند و راه پهلوي را ادامه مي‎دهند، افزود: بر اساس احاديث خانم‎هايي كه با وضع نامناسب بيرون مي‎آيند، نه پدرش و نه برادرهايش غيرت دارد و نتيجه اين است كه خانواده از هم مي‎پاشد و خيري ازش نيست و در معاملات هم بايد از او كوتاه آمد كه اگر غيرت و دين داشت ناموس خود را در معرض ديد نمي‎گذاشت.

نماينده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: هر وقت صحبت از حجاب و كنسرت مي‎شود يا صحبت‎ها و انتقاداتي درباره بي‎ديني‎ها مي‎شوند، بي‎بي‎سي حرف‎هاي را جورواجور نقل مي‎كند و بعد هم روزنامه‎هاي پيرو آنان حرف‎ها را نقل مي‎كند و بعد هم برخي سايت‎ها، دشمن دلش مي‎خواهد كه ما مسير بي‎ديني را طي كنيم،چون مي‎دانند كه اگر زن‎ها به فساد كشيده شوند جامعه به فساد كشيده مي‎شود، همان طور كه اگر زنان صالح باشند، جامعه اصلاح مي‎شود، از دامن زن مرد به معراج مي‎رود، زن مسلمان خوب و زن متدين، ‌خيلي مهم است.

وي با اشاره به جايگاه زن در اسلام و جامعه اسلامي تأكيد كرد: اسلام بالاترين مقام را براي زن خواسته و خواسته كه عزيز باشد نه اين‎كه طعمه‎اي براي مردان هوس‎باز باشد، اميدواريم كه دستورات اسلام را كاملا اجرا كنيم.

آيت‎الله طباطبايي‎نژاد با گراميداشت سالگرد قيام خونين حوزه علميه قم، بيان كرد: مقاله‎اي در روزنامه اطلاعات نوشته شد كه ابتدا روحانيون در 18 دي و بقيه مردم در 19 دي تظاهرات كردند و اين شعارها را رژيم شاه تحمل نكردند كه بسياري را زخمي كردند و به شهادت رساندند و چهلم اين عزيزان را در تبريز گرفتند و بعد هم در يزد و بعد هم همچنان ادامه پيدا كرد تا بيرون رفتن و اخراج شاه اين نهضت ادامه داشت.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .