اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Apr 30 2016

رهبر نظام یا رهبر اپوزیسیون

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط مرتضی کاظمیان

در دیدار با کارگران، شخص نخست نظام جمهوری اسلامی بار دیگر سخنانی را مطرح کرد که در وضعی طبیعی باید توسط اپوزیسیون مطرح شود.

آیت‌الله خامنه‌ای بدون آن‌که دایرهٔ وسیع اختیارات و وظایف خود را بپذیرد، از بسیاری نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی انتقاد کرد، و از یاد برد که افزون بر ربع قرن است که او در رأس هرم نظام سیاسی قرار دارد.

او در سخنانش تاکید کرد که برای بهبود وضع امنیت شغلی کارگران و برخورد با سودجویان، «دستگاه قضائى مسئول است، دولت مسئول است، دستگاه‌هاى گوناگون مسئولند، دستگاه‌هاى اطّلاعاتى مسئولند.» آیت‌الله خامنه‌ای اما نگفت که مسئولیت خود وی، به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی چیست. او برای نظارت بر کارنامهٔ دستگاه قضایی و رعایت عدالت و استقلال و انصاف و بی‌طرفی و شجاعت در این نهاد مهم، چه گام موثری برداشته است؟

رهبر جمهوری اسلامی مطابق قانون اساسی رییس دستگاه قضایی را برمی‌گزیند؛ کارنامهٔ روسای قوه قضاییه از لاریجانی تا شاهرودی و یزدی، مستقیم و غیرمستقیم گره خورده است با نظارت و انتخاب عالی شخص اول نظام. دستگاه قضایی آشکارا دغدغهٔ سرکوب مطبوعات و روزنامه‌نگاران مستقل و منتقدان و صاحب‌نظران پرسشگر و مخالف را داشته، و نه دغدغهٔ مواجهه با فساد ریشه‌یافته در جمهوری اسلامی.

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان خود از شدت واردات انتقاد می‌کند؛ اما به‌هیچ‌وجه کارنامهٔ رییس جمهور محبوب و نزدیک به خود (محمود احمدی‌نژاد) را که درآمد دولت‌اش قریب به ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد شده، نقد نمی‌کند.

​​

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان خود از شدت واردات انتقاد می‌کند؛ اما به‌هیچ‌وجه کارنامهٔ رییس جمهور محبوب و نزدیک به خود (محمود احمدی‌نژاد) را که درآمد دولت‌اش قریب به ۷۰۰ میلیارد دلار برآورد شده، نقد نمی‌کند.

برمبنای آمار رسمی بانک مرکزی، ‌ مجموع واردات هشت ساله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۱ حدود ۴۱۹ میلیارد دلار بوده است. آیا رهبر جمهوری اسلامی که خود را مدافع حقوق کارگران و حامی تولید داخل نشان می‌دهد، در جریان این آمار نبوده و نیست؟ او چه گام عملی برای تغییر این روند و رویکرد برداشته است؟ جز آنکه در کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ سمت احمدی‌نژاد را گرفت و به ادامهٔ دولت بی‌کفایت و ناکارآمد وی برای چهار سال رأی داد؟

آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان اخیرش می‌گوید: «من نمی‌دانم اینکه می‌گویند واردات لوازم آرایشى در کشور چند میلیارد دلار است، راست است یا نه؟ من تحقیق نکرده‌ام؛ اگر راست باشد بد است.»

مستقل از این‌که اعتراف شخص اول نظام به بی‌اطلاعی نسبت به واردات میلیارد دلاری لوازم آرایشی قابل تأمل است؛ آیا او خبر ندارد که چرا مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت احمدی‌نژاد، از مسئولیت خود کناره گرفت؟

وزیر اسبق بهداشت و درمان نظام ـ که از چهره‌های شناخته‌شدهٔ اردوگاه اصول‎گرایی/محافظه‌کاری است ـ تصریح می‌کند که در زمان تحریم‌ها، احمدی‌نژاد ارز را به واردات لوازم آرایشی و پورشه و حتی خوراک سگ و دسته بیل اختصاص داد و به دارو نه. وی گفته بود:«رئیس بانک مرکزی تایید کرد که ارز به لوازم آرایشی اختصاص داده شده است. چرا سلامت که از همه چیز مهم‌تر است در اولویت نبود؟»

نکتهٔ جالب‌تر در سخنان رهبر جمهوری اسلامی، ابراز انتقاد شدید نسبت به قاچاق کالاست؛ آیت‌الله خامنه‌ای در اظهاراتی می‌گوید: «جلوى قاچاق را جدى باید گرفت. ما تا حالا در مبارزه‌ى با قاچاق خیلى جدى عمل نکرده‌ایم؛ در مبارزه‌ى با قاچاق جدى عمل کنید. مراد من از قاچاق، فلان کوله‌بَر ضعیف بلوچستانى نیست که می‌رود آن‌طرف یک چیزى را برمی‌دارد روى کول خودش مى‌آورد این‌طرف؛ این‌ها که چیزى نیست، این‌ها اهمیتى ندارد؛ با آن‌ها مبارزه هم نشود اشکالى ندارد. من قاچاق‌هاى سازمان‌یافته‌ى بزرگ را می‌گویم؛ ده‌ها کانتینر یا صد‌ها کانتینر اجناس گوناگون قاچاق وارد کشور بشود؟ خب، باید برویم برخورد کنیم با این‌ها…»

رهبر جمهوری اسلامی درحالی از قاچاق سازمان‌یافته انتقاد می‌کند که سپاه پاسداران زیرمجموعهٔ نظامی ـ امنیتی و اقتصادی او یکی از متهمان اصلی قاچاق کالا ـ به باور ناظران مستقل و منتقدان ـ محسوب می‌شود.

​​

رهبر جمهوری اسلامی درحالی از قاچاق سازمان‌یافته انتقاد می‌کند که سپاه پاسداران زیرمجموعهٔ نظامی ـ امنیتی و اقتصادی او یکی از متهمان اصلی قاچاق کالا ـ به باور ناظران مستقل و منتقدان ـ محسوب می‌شود.

مهدی کروبی در زمان ریاست بر مجلس ششم اعلام کرد که سپاه ۶۰ اسکله غیرمجاز در جنوب کشور ایجاد کرده؛ محمـدباقر قالیباف در سال ۱۳۸۳ و در مقام رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز از فعالیت ۳۷ اسکله غیرمجاز خبر داد؛ دولت احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۵ از ۲۴ اسکله غیرمجاز در کشور سخن گفت؛ و بعد‌تر در انتهای عمر دولت وی، معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز تعداد اسکله‎هایی را که تحت نظارت نهادهای دولتی نیستند ۱۶۷ مورد اعلام کرد.

احمدی‌نژاد حتی در برشی از ریاست جمهوری‌اش که با شخص اول نظام و سپاه دچار اختلاف‌نظر محسوس شد، اعلام کرد که رقم قاچاق کالا «یه‌قرون، دوزار نیست.» وی همچنین با اشاره به دو هزار میلیارد تومان هزینه مصرف سیگار در ایران گفته بود: «این رقم همه قاچاقچی‌های درجه یک دنیا را به طمع می‌اندازد، چه برسد به برادران قاچاقچی خودمان.»

بعید است آیت‌الله خامنه‌ای مقصود احمدی‌نژاد از اصطلاح «برادران قاچاقچی خودمان» را درنیافته باشد.

احمد توکلی، از نمایندگان شاخص اردوگاه اصول‌گرایان/محافظه‌کاران تصریح می‌کند: «نظامیان با سلام و صلوات وارد بازار شده‌اند و دیگر نمی‌شود آن‌ها را خارج کرد.»
مجموعهٔ عریض و طویلی که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی به فعالیت اقتصادی مشغولند (از قرارگاه خاتم‌الانبیاء گرفته تا بنیاد تعاون، و از شرکت‌های اقماری و مرتبط آن‌ها گرفته تا آستان قدس رضوی و بنیاد شهید و کمیته امداد)، از هر نظارت و حسابرسی رسمی‌ای‌‌ رها هستند؛ مالیاتی پرداخت نمی‌کنند و از امکان‌های دراختیار برای کام‌گیری از اقتصاد بیمار ایران سوء‌استفاده می‌کنند.

شخص اول نظام در همین سخنرانی‌اش از واژهٔ «برند» ابراز ناخشنودی می‌کند و می‌گوید: «بنده از این کلمه‌ى برند هم خیلى بدم مى‌آید. فروش کالاى خارجى و مصرف کالاى خارجى باید در جامعه به‌عنوان یک ضدارزش شناخته بشود.»
او همچنین می‌افزاید: «من نمی‌دانم این قضیه‌ى واردات خودروهاى آمریکایى چیست که حالا سر زبان‌ها افتاده و بعضى‌ها می‌گویند… جلوى این‌ها بایستى به‌طور جدى ایستاد. چه کسى بایستد؟ خود مسئولین.»

این درحالی است که تنها به‌عنوان یک شاهد، بنیاد شهید و امور ایثارگران ازجمله مهم‌ترین نهادهای درگیر در مسئلهٔ واردات خودروهای خارجی ـ به‌بهانهٔ امتیازدهی به جانبازان ـ است. نهادی که زیرمجموعهٔ شخص اول نظام است.

آیت‌الله خامنه‌ای در مقام شخص اول نظام، با اختیارات غریبی که اصل ۱۱۰ دراختیار وی گذاشته، و با گسترهٔ دولت پنهانی که با تکیه بر سپاه و نهادهای معظمی چون آستان قدس رضوی برای خود سامان داده، همچنان در جایگاه یک طلبکار از نظام و ایران ایستاده، و تنها انتقاد می‌کند. او همه را «مسئول» می‌داند مگر خود را.
معلوم نیست رهبر جمهوری اسلامی خود باید به چه کسی برای رکود تولید و بحران اقتصادی و ناامنی معیشتی و بیکاری هولناک و تشدید فقر و اختلاف طبقاتی، و نیز مسائل و آسیب‌های اجتماعی مترتب بر آن‌ها (ازجمله اعتیاد و تن‌فروشی و سرقت و خشونت) پاسخ گوید؟ او نه بابت سیاست‌های اتمی‌ و عوارض ناشی از تحریم‌ها به کسی پاسخ می‌گوید، نه برای مداخلهٔ بی‌حاصل جمهوری اسلامی در سوریه، نه برای تداوم اقتدارگرایی در داخل کشور و سرکوب منتقدان و روزنامه‌نگاران، و نه برای کارنامهٔ نهادهای زیرمجموعه‌اش (از صدا و سیما تا سپاه و بنیاد شهید).

آیت‌الله خامنه‌ای که باید در مقام رهبر جمهوری اسلامی پاسخگوی مطبوعات و جامعه باشد، در جایگاه رهبر اپوزیسیون و منتقدان ایستاده و طلبکارانه، شعار می‌دهد و از دیگر ارکان قدرت انتقاد می‌کند. این طنز تلخی است که تنها در رژیم‌های اقتدارگرا و آسیب‌دیده از خودکامگی به‌وقوع می‌پیوندد.

—————————————————

نظر نویسنده الزاما بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Apr 21 2016

آيت الله مكارم شيرازي: عده اي در مورد برجام بي انصافي مي كنند/ با وجود موافقت رهبری با برجام برخي كه اداي پيروي از ايشان را دارند باز تعبير به خيانت مي كنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: متاسفانه 80درصد ازدواج هايي كه از اين راه (مجازی) صورت مي گيرد منجر به طلاق مي شود.
آيت الله ناصر مكارم شيرازي از مراجع تقليد شیعه در قم با اشاره به اينكه عده اي در مورد برجام بي انصافي مي كنند، گفت: با وجودي كه رهبر معظم انقلاب با برجام موافقت كردند، برخي كه اداي پيروي از ايشان را دارند باز در مساله برجام تعبير به خيانت مي كنند.

به گزارش عصرایران به نقل از ايرنا، وي روز پنجشنبه در ديدار با دكتر قاضي زاده هاشمي وزير بهداشت خاطرنشان كرد: در ارتباط با برجام كاري انجام شده، ما نمي گوييم فتح الفتوح بود ولي فراموش نكنيم كه طرف مقابل ما، آدم ناقلايي است.

وي ادامه داد: در برجام در مورد مسائل، ذره ذره توافق كردند و ما بايد طرف مقابل را هم در نظر بگيريم، آنها دوست ندارند جمهوري اسلامي ايران مقتدر و يك وتاز منطقه باشدباشد.

آيت الله مكارم شيرازي گفت: دشمنان تحمل اين را ندارند كه در منطقه قدرتي پيدا شود كه به آنها امتياز ندهد، ما مي گوييم برجام اين است و هزينه هاي پياده شدن آن هم اينگونه است.

وي ادامه داد: تعجب مي كنم با وجودي كه رهبر معظم انقلاب موافقت كردند، برخي كه ادعاي پيروي از ايشان را دارند باز انتقاد و تعبير به خيانت مي كنند.

آيت الله مكارم شيرازي بيان داشت: برخي غافل از اين هستند كه هر چه فشار دشمنان بيشتر شود بايد وحدت ما نيز افزايش پيدا كند، بايد مسائل شخصي را كنار بگذاريم و گاهي اين مسائل شخصي حاكم بر مقدرات جامعه نشود و منافع ملي و مردم بايد اصل باشد.

وي ادامه داد: در شرايطي كه دشمنان به ما فشار وارد مي كنند بايد اتحاد و همدلي خود را بيشتر كنيم.

اين مرجع تقليد همچنين گفت: امروز مساله ارزش افزوده به يك مشكل تبديل شده است كه مثلا روي پول آب و برق هم ارزش افزوده دريافت مي كنند، بايد با محاسبه دقيق، آثار و منافع و مضرات كار را در نظر بگيريم.

آيت الله مكارم شيرازي همچنين ،ورود بدون محدوديت افراد به فضاي مجازي را از ديگر مشكلات دانست و گفت: گزارش هايي كه از فضاي مجازي به ما مي رسد، خيلي وحشتناك است.

وي ادامه داد: افراد دست اندركار بايد در اين زمينه فكر اساسي كنند، باز بودن بدون محدوديت سرچشمه بسياري از مشكلات در حوزه فضاي مجازي است و متاسفانه 80درصد ازدواج هايي كه از اين راه صورت مي گيرد منجر به طلاق مي شود.

No responses yet

Apr 20 2016

حسن روحانی در واکنش به گشت اخلاقی نامحسوس می‌گوید کرامت انسانی مقدم بر دین است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در اولین واکنش به آغاز طرح گشت اخلاقی نامحسوس گفته است کرامت انسانی مقدم بر دین است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای روحانی سه‌شنبه شب در پایان سفرش به سمنان گفته است وظیفه حکومت، احترام به شخصیت و جایگاه و کرامت مردم است و کرامت همه باید حفظ شود.

روز دوشنبه فرمانده پلیس تهران خبر داد که هفت هزار مامور در قالب «گشت امنیت اخلاقی نامحسوس» پلاک خودروهایی را که اقدام به مواردی چون به گفته او «کشف حجاب در خودرو»کنند، گزارش می‌دهند.

No responses yet

Apr 19 2016

نماز جمعه، تشیع سیاسی و انقلاب اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: علی معموری پژوهشگر مسائل اسلامی

پدیده نماز جمعه در دوره متاخر از جلوه‌های بارز اسلام سیاسی به شمار می‌رود. نماز جمعه در گفتمان اسلام سنتی کارکردی عبادی دارد و نقش سیاسی بارزی در آن دیده نمی‌شود. در قرآن از نماز جمعه با عنوان “یاد خدا” ذکر شده و از پرداختن به امور دنیوی مانند تجارت در هنگام نماز جمعه نهی شده است (نگاه کنید: سوره جمعه، آیه ۹ تا ۱۱). در نقطه مقابل، گفتمان اسلام سیاسی با سیاسی سازی حداکثری دین به تغییر ماهیت بسیاری از عبادات از جمله حج، اعیاد اسلامی و نماز جمعه پرداخت.

نماز جمعه در فقه شیعه از اختصاصات امام معصوم به شمار می‌رفت و غیر از او صلاحیت اقامه آن را نداشت. از این رو، نماز جمعه در دوره عدم حضور امام معصوم اقامه نمی‌شد و متروک قرار گرفت. نماز جمعه در بین فهرستی دیگر از اختصاصات امامان شیعه از جمله: جهاد ابتدایی، تشکیل حکومت و اخذ خراج قرار داشت و اغلب فقهای قدیم شیعی، انجام آنها را در صورت عدم حضور امام معصوم ناروا و غیر مشروع می‌شمردند.

تشکیل حکومت صفوی به عنوان نخستین حکومت شیعی، زمینه تجدید نظر فقیهان در اختصاصات امام معصوم را فراهم آورد. منظور از حکومت شیعی، هویت دینی زمامداران آن نیست؛ بلکه حکومتی که فقه شیعی را مبنای حکومتی خود قرار داده و بر مبنای آن نظام سیاسی و حقوقی کشور را بنا نهد. از این رو نمونه‌های سابقی از زمامداری شیعیان مثل آل بویه و حمدانیان از موضوع این بحث خارج هستند. چون که این امارتهای شیعی به تاسیس نظام سیاسی و حقوقی جدیدی بر مبنای فقه شیعی نپرداختند.

برجستگی نماز جمعه در تاریخ شیعه به دوره انقلاب اسلامی ایران باز می‌گردد. آیت‌الله خمینی با احیا و انتشار گسترده آن در همه شهرهای ایران، از آن به عنوان رسانه‌ای فراگیر برای انتشار سلطه دینی – سیاسی ولی فقیه استفاده کرد. از این رو امامان جمعه همگی به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوی ولی فقیه منصوب شده و دیدگاه رسمی ولی فقیه را بیان می‌کنند.

دلیل رویکرد صفویان به فقیهان برای تاسیس نظام حقوقی شیعی در مملکتشان به نیاز هویتی در رقابت با عثمانیان باز می‌گردد. سلطان سلیم عثمانی که هم عصر شاه اسماعیل صفوی مؤسس سلسله صفویان بود با فتح شام و مصر و انقراض خلافت صوری عباسیان در قاهره، ادعای خلافت کرد. نظام سیاسی و حقوقی عثمانی بر مبنای فقه سنی حنفی استوار گشته بود. در نقطه مقابل، صفویان نیازمند تاسیس نظامی رقیب بودند تا هویت متمایز خود با عثمانیان را حفظ کنند. از این رو نیاز به دعوت از فقیهان برای یاری رساندن به شاهان صفوی در تاسیس شاهنشاهیشان سرنوشت‌ساز بود.

فقیهان عراق و در راس آنان شیخ ابراهیم قطیفی به جهت نامشروع دانستن تاسیس حکومت در دوره غیبت امام معصوم و این که این امر و فروع دیگر آن از اختصاصات امام معصوم است از همکاری با شاهان صفوی خودداری کردند. در نقطه مقابل، تعداد زیادی از فقیهان جبل عامل و در راسشان شیخ علی کرکی با استجابت دعوت صفویان به ایران مهاجرت کردند و زمینه ایجاد شاهنشاهی شیعی را فراهم آوردند. کرکی برای این منظور به تغییر آرای مختلف فقهی که مورد نیاز حکومت صفوی بود، پرداخت. جواز اقامه نماز جمعه یکی از مهمترین نمونه‌های این تغییرات بود.

این امر زمینه اختلافات فقهی متعدد بین قطیفی و کرکی را فراهم آورد. این اختلافات در ضمن مناظرات مکتوبی بین این دو شخص ثبت و ضبط شده‌اند. یکی از محورهای مهم این مناظرات اقامه نماز جمعه بوده است. قطیفی آن را حرام و کرکی آن را در حال وجود مجتهد، جایز شمرد. رای کرکی در تاریخ فقه شیعه بی سابقه بود. از این رو قطیفی در رساله‌ای با عنوان “رسالة فی حرمة صلاة الجمعة زمن الغیبة” به نقد دیدگاه کرکی و تبیین دیدگاه مشهور فقهای شیعه پرداخت. علاوه بر آن، قطیفی و کرکی در موضوعات دیگری چون اخذ پاداش از سلاطین نیز اختلاف نظر داشتند. قطیفی در رساله مستقلی به نقد دیدگاه کرکی که قائل به جواز هدیه گرفتن فقیهان از شاهان بود پرداخت. در این مورد نیز رای کرکی نقض رای مشهور فقیهان شیعه بود.

دلیل اهمیت یافتن نماز جمعه در این موضوع، نقش ویژه آن در اعلام و تثبیت نظام دینی – سیاسی حاکمیت بود. اقامه نماز جمعه به نوعی به وجهه دینی شاهان صفوی و هویت شیعی حکومتشان یاری می‌رساند. همان گونه که جواز اخذ هدیه و پاداش از شاهان لازمه به استخدام گرفتن آنان در مؤسسات حکومتی و اخذ مشروعیت نظام سیاسی از این طریق بود.

تحولات نماز جمعه در جمهوری اسلامی بخشی از جریان رسمی‌سازی اسلام سیاسی به شمار می‌آید. تدین سنتی که دارای گرایشهای فردگرایانه متنوعی بود، در این جریان به شکلی واحد در آمده که از مقام سیاسی و دینی واحدی به عموم مردم ابلاغ می‌شود. این امر زمینه تمرکز قدرت دینی و سیاسی در شخص واحدی را برقرار ساخته است.

با این همه نماز جمعه هیچ‌گاه با اقبال جدی در بین شیعیان روبرو نشد. اقامه نماز جمعه در ساختار شاهنشاهی شیعی ایران تا دوره انقلاب اسلامی کم و بیش ادامه یافت، اما بیشتر مراسمی محدود به پایتخت بود که با استقبال فقیهان بزرگ شیعی برخوردار نمی‌شد. و اما در خارج از آن و به ویژه در حوزه نجف شاهد اقامه آن تا پیش از سالیان اخیر نیستیم.

برجستگی نماز جمعه در تاریخ شیعه به دوره انقلاب اسلامی ایران باز می‌گردد. آیت‌الله خمینی با احیا و انتشار گسترده آن در همه شهرهای ایران، از آن به عنوان رسانه‌ای فراگیر برای انتشار سلطه دینی – سیاسی ولی فقیه استفاده کرد. از این رو امامان جمعه همگی به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوی ولی فقیه منصوب شده و دیدگاه رسمی ولی فقیه را بیان می‌کنند. سنت تقسیم دو خطبه به دینی و سیاسی نیز در این دوره ایجاد شد. بنا به این سنت، امام جمعه در خطبه نخست به ذکر اندرزهای کلی دینی پرداخته و در خطبه دوم به تشریح دیدگاه‌های سیاسی رسمی ولی فقیه می‌پردازد.

نماز جمعه نقش شبکه ارتباطی ولی فقیه با توده مردم را ایفا کرده و به نهادینه‌سازی گفتمان سیاسی رسمی ولی فقیه در سرتاسر کشور یاری رسانده است. این شبکه در دوره پیش از انقلاب در قالب وکلای آیت‌الله خمینی در شهرهای مختلف ایران فعال بود. این وکلا که در ارتباط دایم با آیت‌الله خمینی بودند، پیامها و بیانیه‌های وی را به توده مردم رسانده، و جریان اعتراض آمیز واحد و هماهنگی را در سرتاسر کشور ایجاد می‌کردند. هماهنگی و سازماندهی راهپیمایی‌های سلسله‌وار از شهری به شهر دیگر و اعتصابهای هماهنگ در سرتاسر کشور به همین ترتیب صورت می‌گرفت. شبکه وکلای آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب به صورت ائمه جمعه در آمده و همان نقش را با سازماندهی بیشتر و وسیعتر ایفا کرد. شبکه امامان جمعه همانند نظام وکلا به صورت سلسله مراتبی عمل می‌کند. مناطق مختلف کشور در این نظام سلسله مراتبی به چند منطقه اصلی تقسیم شده و در مرکز هر منطقه، یک شخصیت بارز به عنوان امام جمعه درجه یک منصوب می‌شود. سپس ائمه جمعه شهرهای دیگر تعیین شده و زیر نظر او قرار می‌گیرند. به علاوه، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه که زیر نظر مستقیم ولی فقیه است، وظیفه هماهنگی رسمی بین امامان جمعه در سرتاسر کشور را برقرار می‌کند. به این ترتیب، آزادی عمل امامان جمعه تا حد بسیار زیادی محدود شده و خطبه نماز آنها یکسان‌سازی شده و پیامی واحد از سوی آنان در مناسبات مختلف به مردم ابلاغ می‌شود. این نظام تا حد زیادی شبیه شیوه جاری در عموم کشورهای سنی مذهب است که خطبه‌های امامان جمعه توسط وزارت اوقاف به آنان ابلاغ شده و آنان خطبه‌ها را در روز جمعه قرائت می‌کنند.

مراجع تقلید چه در قم و چه در نجف نه خود وظیفه امامت نماز جمعه را به عهده می‌گیرند و نه در غالب موارد در آن حضور به هم می‌رسانند. این امر نشانگر حضور همچنان نیرومند دیدگاه سنتی فقه شیعه در جوامع شیعی و ناتوانی تشیع سیاسی از هیمنه یافتن بر جوامع شیعی است.

تحولات نماز جمعه در جمهوری اسلامی بخشی از جریان رسمی‌سازی اسلام سیاسی به شمار می‌آید. تدین سنتی که دارای گرایشهای فردگرایانه متنوعی بود، در این جریان به شکلی واحد در آمده که از مقام سیاسی و دینی واحدی به عموم مردم ابلاغ می‌شود. این امر زمینه تمرکز قدرت دینی و سیاسی در شخص واحدی را برقرار ساخته است. این تمرکز قدرت سبب به حاشیه راندن مراجع دینی سنتی گشته است. زیرا این مراجع دارای شبکه ارتباطی وسیع امامان جمعه نبوده و همچنان در قالب نظام وکلا تنها قادر به انجام فعالیتهای محدودی در حاشیه جریان کلی ولی فقیه هستند.

سنت اقامه نماز جمعه در نجف برای نخستین بار توسط سید محمد صادق صدر پدر سید مقتدی صدر در دهه نود سده گذشته رواج یافت. وی از فضای دینی ایجاد شده توسط صدام پس از شکست کویت استفاده کرد تا هویت سیاسی شیعیان عراق را بر مبنای نسخه‌ای از تشیع سیاسی احیا کند. پس از شکست کویت، فضای وسیعی از ناکامی و سرگشتگی در جامعه عراق حاکم شده بود و رژیم بعث نیازمند پایه‌های جدیدی برای تقویت مشروعیت خود بود. از این رو صدام، سلسله سیاستهای جدیدی را برای دینی‌سازی جامعه (الحملة الایمانیة) عراق اعلام کرد تا از این طریق به رژیم بعث مشروعیت جدیدی بخشد. محمد صادق صدر با استفاده از این فضا به اقامه نماز جمعه پرداخت. او با پوشیدن کفن سفیدی به خواندن خطبه‌های حماسه‌انگیز سیاسی علیه آمریکا و اسرائیل می‌پرداخت. رژیم صدام تا مدت قابل توجهی از مقابله با او خودداری کرد و حتی گاه فضای مساعدی برای فعالیتهای او فراهم می‌آورد تا از این طریق حوزه سنتی نجف را تضعیف کرده و گفتمان سیاسی ضد غربی جریان صدر را به سود خود بهره‌برداری کند. اکنون نماز جمعه در شهر نجف و کربلا با اهمیت بسیار کمتری نسبت به ایران اقامه می‌شود و بار سیاسی آن کم‌رنگ‌تر از نسخه ایرانی بوده و وابسته به شبکه سیاسی واحدی همچون ایران نیست.

نماز جمعه علی رغم همه تطورات پیش‌گفته، همچنان جایگاهی حاشیه‌ای در فقه شیعی داشته و فقیهان بارز شیعی به اقامه آن نمی‌پردازند. مراجع تقلید چه در قم و چه در نجف نه خود وظیفه امامت نماز جمعه را به عهده می‌گیرند و نه در غالب موارد در آن حضور به هم می‌رسانند. این امر نشانگر حضور همچنان نیرومند دیدگاه سنتی فقه شیعه در جوامع شیعی و ناتوانی تشیع سیاسی از هیمنه یافتن بر جوامع شیعی است.

No responses yet

Apr 13 2016

رجایی: هاشمی و رهبری بعد از عید تلفنی گفت‌وگو کردند/ نام مشاور هاشمی را جعل کردند/ صداوسیما هاشمی را حصر تصویری کرده

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خُسن آقا: من نبودم دستم بود. تقصير آستينم بود. آستين مال كتم بود. كتم مال بابام بود!
عصرایران: مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ما در مجمع تشخیص با خنده به هم می‌گفتیم این کدام مشاور است که ما او را نمی‌شناسیم. چگونه می‌شود صداوسیمایی که هاشمی را حصر تصویری کرده است اینقدر به این موضوع توئیت و حواشی آن علاقه مند شده است.
غلامعلی رجایی مشاور هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بعد از عید با هم تلفنی گفت‌وگو کردند گفت: هاشمی و رهبری تقریبا ماهانه دیدار می‌کنند اما نمی‌دانم بعد از عید دیداری داشته اند یا نه.

رجایی در گفت‌وگو با خبرنگار عصرایران ادامه داد: آیت‌الله هاشمی معتقد است که وقت رهبری به دلیل اشتغال‌های زیاد محدود است و به همین دلیل ملاحظه می‌کنند و دیدارها برخلاف زمان ریاست جمهوری که هفتگی بود، ماهانه شده است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا بهتر نیست برای جلوگیری از حاشیه‌های سیاسی، صفحات هاشمی در شبکه‌های اجتماعی بهتر مدیریت شود گفت: بله، این نکته درستی است و الان هم مدیریت می‌شود. سایت آیت‌الله هاشمی سال‌هاست که سرپاست و وجود یک یا دو خطا در آن طبیعی است. باید بگویم با کسی که آن توئیت را زده بود برخورد شد و او هم اشتباه خود را پذیرفته است.
رجایی: هاشمی و رهبری بعد از عید تلفنی گفت‌وگو کردند/ نام مشاور هاشمی را جعل کردند/صداوسیما هاشمی را حصر تصویری کرده است

مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: مدیریت سایت اینترنتی با آقای هاشمی نیست و ایشان قصد ندارد نظارت کند. مدیریت سایت نیز برعهده پسرشان یعنی آقا محسن است که انصافا هم خوب اداره می‌شود.

این فعال سیاسی تصریح کرد: در کنار این اتفاقات شایعه‌ای ایجاد شد که مشاور هاشمی گفته است تمام شبکه‌های اجتماعی منتسب به هاشمی بسته شده است که یک بداخلاقی آشکار بود.

وی خاطر نشان کرد: نام مشاور هاشمی را جعل کردند و این جعل در شبکه خبر و دیگر بخش‌های خبری زیرنویس شد. مشاور هاشمی اسم و رسم دارد و این حرکت یک جعل و فریب آشکار بود.

رجایی گفت: برخی‌ها که دستشان خالی است می‌خواهند از نام مشاور سواستفاده کنند و این قدر ناشی هستند که نمی‌دانند مشارو هاشمی باید اسم داشته باشد.

مشاور هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ما در مجمع تشخیص با خنده به هم می‌گفتیم این کدام مشاور است که ما او را نمی‌شناسیم. چگونه می‌شود صداوسیمایی که هاشمی را حصر تصویری کرده است اینقدر به این موضوع توئیت و حواشی آن علاقه مند شده است.

وی تصریح کرد: همین صداوسیما حضور هاشمی در مجلس گرامیداشت حجاج جان‌باخته با حضور رهبری را سانسور کرد و دفتر مجمع مجبور شد بیانیه بدهد که هاشمی در این مراسم حضور داشته است. حالا همین صداوسیما می‌گوید مشاور هاشمی چنین گفت در حالی که چنین مشاوری وجود ندارد.

این فعال سیاسی در مورد چرایی این مخالفت‌ها با هاشمی در دوره‌های گوناگون گفت: مخالفت، نقد و دشمنی باید از هم تفکیک شود. زبان نقد و تخریب با هم فرق دارد. به نظر می‌رسد جایگاه والای هاشمی مورد پسند برخی نیست.

رجایی ادامه داد: کسانی که اتهام می‌زنند اتفاقا افرادی هستند که ادعای اصول‌گرایی دارند و معتقد هستند در حمایت از رهبری این تخریب‌ها را انجام می‌دهند.

وی افزود: هاشمی و رهبری بیش از 60 سال است که با هم رابطه دارند والبته در جاهایی هم اختلاف وجود داشته و دارد و نمی‌شود از آن به سادگی گذشت. آقای هاشمی در هفته گذشته هم گفتند که بهتر از آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری نداریم.

مشاور هاشمی گفت: این تخریب‌ها خواسته یا ناخواسته پروژه‌ای است برای تنها سازی رهبری. رهبرانقلاب باید دلگرم باشد به یاران امام که امروز در کنار ایشان هستند.

این فعال سیاسی افزود: مگر می‌شود به هاشمی نقد وارد نباشد؟ مگر می‌شود کسی که 8 سال رئیس جمهور بوده، نقدی بر عملکردش نباشد؟ همه قابل نقد هستند و هاشمی هم از این قضیه مستنثی نیست اما حساب نقد از طعنه و انتقاد جداست. به طور مثل آقای سید محمد خامنه‌ای در انتقاد از آقای هاشمی گفت:”هاشمی زیر عبای امام با آمریکا هماهنگ بود.” این یک توهین آشکار است نه به هاشمی بلکه به امام و تمام ارکان نظام جمهوری اسلامی. اینگونه انتقادها ریشه در جای دیگری دارد که باید به وقتش به آن پرداخت.

No responses yet

Apr 12 2016

آیت الله امینی نپذیرفت؛ آیت الله جنتی نامزد اصولگرایان برای ریاست خبرگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: آیت الله ابراهیم امینی، اصلی ترین گزینه میانه روهای طرفدار دولت برای ریاست مجلس خبرگان، پیشنهاد هاشمی رفسنجانی برای ریاست این مجلس را رد کرده است.

به گزارش سایت خبری «پایش»، آیت الله امینی ۹۱ ساله که هم در فهرست اصولگرایان و هم فهرست هاشمی رفسنجانی برای انتخابات خبرگان قرار داشت، مورد احترام دو جناح اصلی کشور و گزینه اول هاشمی رفسنجانی و فراکسیون طرفدار وی در مجلس خبرگان برای ریاست این مجلس است.

خبرنگار «پایش» اطلاع یافته که آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار درباره ریاست خبرگان با آیت الله امینی گفت و گو کرده اما وی از پذیرش این پیشنهاد خودداری کرده است.

آیت الله امینی کهولت سن و بیماری را دلیل نپذیرفتن پیشنهاد ریاست اعلام کرده اما به نظر می رسد وی علاوه بر مشکلات جسمی تمایل چندانی برای رقابت با دیگر شیوخ خبرگان که احتمالا از سوی اصولگرایان معرفی خواهند شد ندارد.

اصولگرایان نیز که پیش از این قرار بود از آیت الله موحدی کرمانی برای ریاست خبرگان حمایت کنند در روزهای گذشته رایزنی های خود را بر روی آیت الله احمد جنتی متمرکز کرده و تلاش دارند تا قبل از طرح رسمی نام وی، دستکم ۵۰ نماینده خبرگان را برای رای مثبت به آیت الله جنتی متقاعد کنند.

یک منتخب اصولگرای مجلس خبرگان به سایت خبری «پایش» گفت: «در حال حاضر گزینه اول ما حضرت آیت الله جنتی است و رایزنی ها حول ایشان انجام می شود ولی اگر حداقل آرا برای ریاست ایشان قبل از گشایش دوره جدید مجلس خبرگان قطعی نشود و احتمال شکست وجود داشته باشد در این زمینه ریسک نکرده و بر روی گزینه دوم یعنی آیت الله موحدی کرمانی تمرکز خواهد شد.»

به گفته وی، برخی اصولگرایان از یکسو خواستار ریاست آیت الله جنتی هستند و از سوی دیگر نگران آن که شکست وی در انتخابات داخلی خبرگان، هزینه زیادی برای دبیر شورای نگهبان و جناح اصولگرا داشته باشد.

در همین حال بررسی های خبرنگار «پایش» نشان می دهد شانس آیت الله جنتی برای ریاست خبرگان بسیار اندک است و در صورت نامزدی، آرای وی به سختی به ۳۶ رای خواهد رسید. مجلس خبرگان ۸۸ عضو دارد و کسب حدنصاب ۴۵ رای برای ریاست الزامی است.

یک مشاور هاشمی رفسنجانی به شرط عدم ذکر نامش به پایش گفت که رئیس مجمع تشخیص مصلحت از نامزدی آیت الله جنتی استقبال خواهد کرد چرا که «نشان خواهد داد نفر آخر منتخبان تهران چه جایگاهی در میان خبرگان خواهد داشت».

به گفته خبرنگار «پایش» در صورتی که آیت الله امینی حاضر به نامزدی ریاست نشود، آیت الله امامی کاشانی نفر دوم انتخابات تهران، گزینه بعدی میانه روهای طرفدار دولت خواهد بود که به نظر می رسد در صورت پذیرفتن نامزدی این سمت، شانس وی برای ریاست خبرگان بیش از دیگر گزینه ها باشد.

امامی کاشانی دومین گزینه هاشمی رفسنجانی و سومین گزینه اصولگرایان بعد از جنتی و موحدی کرمانی است.

آیت الله هاشمی شاهرودی نیز که در برخی محافل از وی به عنوان یک گزینه ریاست یاد می شود در فهرست نامزدهای هیچ یک از دو جناح اصلی نیست و احتمال ریاست وی تقریبا غیر ممکن است.

No responses yet

Apr 10 2016

کروبی به روحانی: از حاکمیت مستبد بخواهید برایم دادگاه علنی تشکیل دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: مهدی کروبی، از رهبران جنبش سبز، در نامه‌ای به رئیس جمهوری ایران که روز شنبه منتشر شد با تاکید بر این که رفع حصر را «در اختیار» او نمی‌داند، خواست که حسن روحانی «از حاکمیت مستبد» بخواهد که او را در «دادگاه علنی» محاکمه کند تا مشخص شود که «نانجیب» کیست.

مقصود مهدی کروبی در این نامه از عبارت «نانجیب» اشاره به یک سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی است که اخیرا معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ و مشخصا رهبران جنبش سبز را «نانجیب» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت که با برگزاری دادگاه علنی مشخص خواهد شد که «کدام یک از طرفین دعوا و نزاع» در انتخابات سال ۸۸ «نجیب» و کدام یک «نانجیب» بوده است.

آقای کروبی در این نامه که روز شنبه، ۲۱ فروردین، در وب‌سایت سحام‌نیوز منتشر شد همچنین خطاب به حسن روحانی گفته است که نه از رئیس جمهوری ایران انتظار آزادی از زندان خانگی را دارد و نه این کار را در حوزه اختیارات آقای روحانی می‌داند.

رفع حصر رهبران جنبش سبز یعنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی که به اتفاق همسرش زهرا رهنورد در منزلش محبوس است از مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود که پس از دو سال و نیم از زمان انتخاب او هنوز برآورده نشده است.

مهدی کروبی در نامه تازه خود همچنین آیت‌الله خامنه‌ای را «حاکمیت مستبد» توصیف کرده و از آقای روحانی تقاضا کرده است که از رهبر جمهوری اسلامی بخواهد تا «دادگاه علنی» او را «ولو با ترکیب مورد نظر ارباب قدرت» برگزار کند.

آقای کروبی وعده داده است که در صورت برگزاری این دادگاه، به همراه وکلایش، دلایل خود را درباره «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و «مهندسی انتخابات» ریاست جمهوری سال ۸۸ اعلام کند.

وی در این نامه همچنین نوشته است که در این دادگاه، اتفاقاتی را شرح خواهد داد که برای بازداشت‌شدگان اعتراضات سال ۸۸ «در بازداشتگاه‌های قانونی و غیر قانونی» افتاد.

به گفته آقای کروبی، «خروجی این دادگاه مشخص خواهد کرد که برگشته از انقلاب و نانجیب و ادامه‌دهنده راه انقلاب و نجیب کدام یک از طرفین دعوا و نزاع انتخابات ۸۸» هستند.

وی در نامه می‌گوید که حکم صادره از این دادگاه را «با جان و دل» خواهد پذیرفت و «بدون در نظر گرفتن حق تجدید نظر از آن استقبال» خواهد کرد.

به نظر می‌رسد این سخنان آقای کروبی واکنشی به گفته‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، باشد که سال گذشته در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، رفتار کسانی را که در روز هفتم اسفندماه ۹۴ انتخاب نشدند «نجیبانه» و رفتار معترضان به نتیجه انتخابات سال ۸۸ را «نانجیبانه» خواند.

آقای کروبی در این نامه نوشت: «طنز ماجرا آنجاست که آنانی که سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را به پای کذابی گذاشتند و نتیجه بصیرت‌شان این روزها بر همه روشن شده بابصیرت و نجیب شدند؛ و آنانی که هشدار دادند و این روزها را پیش‌بینی کردند و در چند سال گذشته برای تلاش اصلاح‌گرایانه‌شان متحمل حبس و حصر غیرقانونی شدند، نانجیب نام گرفتند.»

این رهبر جنبش سبز در نامه خود تاکید کرده است که «باید در مقابل اندیشه‌ای که با انحصار قدرت غیرپاسخگو به دنبال حاکمیت تک‌صدایی است ایستاد».

وی در این نامه نوشته است که «تردید نکنیم که تعلل و کوتاهی امروز نخبگان، رقم‌زننده هزینه‌های سنگین کشور و مردم در آینده خواهد بود».

گفته‌های آقای کروبی می‌تواند اشاره به حمایت صریح آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکان او از محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران، باشد.

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، نیز از حمایت روحانیت از آقای احمدی‌نژاد انتقاد کرده بود.

آقای کروبی در این نامه همچنین از این که مردم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ و انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در سال ۹۴ به گفته او «جواب قاطعی به تمامیت‌خواهان دادند و برخی از نورچشمی‌های حاکمیت را از صحنه خارج کردند» ابراز خوشحالی کرده است.

در انتخابات هفتم اسفند ۹۴ محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، نتوانستند از استان تهران به مجلس خبرگان رهبری راه یابند و احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، نیز در این انتخابات شانزدهم شد.

در واکنش به این اتفاق، رهبر جمهوری اسلامی نبودن محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی در پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری را یک «خسارت» برای این مجلس توصیف کرد.

آقای کروبی در این نامه همچنین «محروم» شدن مینو خالقی، منتخب سوم اصفهان، از راهیابی به مجلس و «بررسی مجدد صلاحیت» منتخبان مجلس را «بدعتی خطرناک» خوانده که دولت و مجلس نباید به آن «تن دهند».

در جدیدترین اظهار نظر درباره وضعیت آرای خانم خالقی، حسینعلی امیری، قائم‌مقام وزارت کشور ایران، گفته است که «با فرض اصرار» شورای نگهبان برای ابطال آرای این منتخب اصفهان، او دیگر نمی‌تواند وارد مجلس شود.

مهدی کروبی در این نامه همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده برای او پس از اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نوشت: «اگر در رژیم فاسد گذشته از شعبان جعفری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ استفاده گردید، در این حاکمیت هر روز در سرتاسر کشور از این دست اوباش‌ها برای حمله به بیوت مراجع تقلید، رجال منتقد مذهبی و سیاسی، سفارتخانه‌ها، مراکز علمی و هنری به نام ارزش‌ها استفاده می‌گردد.»

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، از بهمن ۸۹ بدون برگزاری دادگاه در حبس خانگی به سر می‌برند.

مهدی کروبی پس از سه سال «حبس» در «خانه امن» وزارت اطلاعات، از بهمن‌ماه سال ۹۲ به منزل خود در جماران منتقل شده ولی همچنان در حصر به سر می‌برد.

No responses yet

Apr 08 2016

پشت پرده تند شدن موضع آیت‌الله خامنه‌ای علیه دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: حسین باستانی

آیت الله خامنه ای، معمولا به ملایمت یا پرهیز از اظهارات شدیداللحن شهرت نداشته است. با وجود این مجموعه ای از موضع گیری‌های اخیر رهبر جمهوری اسلامی، حتی در مقایسه با عتاب های معمول وی در گذشته، تندتر بوده است.

او روز ۱۱ فروردین، در واکنش به یک جمله توییت شده از حساب توییتر اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد اینکه “دنیای فردا، دنیای گفتمان هاست نه موشک ها”، دارنده چنین عقیده ای را “ناآگاه یا خائن” دانست و روز اول فروردین، ساعاتی بعد از اشاره پیام نوروزی حسن روحانی به “برجام ۲”، معنای چنین حرفی را زمینه سازی برای عقب نشینی جمهوری اسلامی از اصول خود دانست. وی حتی ۹ روز قبل از انتخابات ۷ اسفند، یک سخنرانی جنجالی را انجام داد که منجر به ایجاد موجی علیه فهرست انتخاباتی مورد حمایت حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی شد.

با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته‌ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای ‘خنثی کردن’ توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت‌های انتخاباتی آینده باشد

موضع گیری هایی از این جنس، حتی برای بسیاری از ناظرانی که به موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای عادت کرده اند این پرسش را مطرح کرده که چه عامل یا عواملی باعث شده تا وی با شدتی نامتعارف علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و حامیان حکومتی آن موضع گیری کند؟ به عبارت ساده تر، پشت پرده تندتر شدن موضع آیت الله خامنه ای چیست؟

برای پاسخگویی به این پرسش، احتمالا می توان – فارغ از هرگونه قضاوت سیاسی – یک یا ترکیبی از چهار عامل زیر را در توضیح تغییرات قابل تشخیص در رویه آیت الله خامنه ای موثر دانست: ۱- دغدغه های انتخاباتی، ۲- نگرانی های مرتبط با اجرای برجام، ۳- نگرانی از “نفوذ” در فضای پس از برجام، ۴- وضعیت جسمانی.
۱- دغدغه‌های “انتخاباتی”

در پی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، نخستین صندوقی که سایت های اصولگرا ترکیب آرای آن را گزارش کردند، صندوق شماره ۱۱۰ بود که محل رأی دادن آیت الله خامنه ای، اعضای دفتر و نزدیکان اوست و در آن، سعید جلیلی ۲۰۰، محمدباقر قالیباف ۱۲۴ و بقیه کاندیداها (از جمله حسن روحانی) کمتر از ۲۰ رای آورده بودند.

از زمان روی رسیدن حسن روحانی به پست ریاست جمهوری، این موضوع راز پوشیده ای نبوده که خط فکری آقای روحانی و مدافعانش، به ویژه اصلاح طلبان، لزوما منطبق با اولویت‌های رهبر جمهوری اسلامی ایران نیست. اما با توجه به اینکه در ربع قرن اخیر همیشه روسای جمهور ایران دو دوره سر کار بوده اند و به ویژه با توجه به اینکه حسن روحانی، بعد از رسیدن به قدرت موفق شده تا با به سرانجام رساندن توافق هسته ای، وعده انتخاباتی اصلی خود را عملی کند، در شرایط عادی کاملا محتمل است که وی یک دوره دیگر هم رئیس جمهور ایران باشد.

این در حالی است که علاوه بر شخص حسن روحانی، جریان حامی دولت یازدهم از مجموعه ای از کاندیداهای بالقوه (از جمله برخی مذاکره کنندگان هسته ای) هم برخوردار است که امکان دارد در صورت ورود به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در ۴ یا حتی ۸ سال بعد، از شانس بالایی برخوردار باشند.

این پدیده در فضای سیاسی ایران بی‌سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است. کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از ‘پیروزی’ شد

با توجه به این دورنما، شاید سخت شدن نسبی موضع آیت الله خامنه ای و منصوبانش در مقابل دولت یازدهم و حامیان آن، ریشه در نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ داشته باشد؛ فرایندی که نشانه های آن، در تبلیغات برخی رسانه های نزدیک به رهبری در مورد “یک دوره ای” بودن دوران مسئولیت آقای روحانی قابل تشخیص است.

اگر چنین فرضی درست باشد، آن گاه شدت حمله آیت الله خامنه ای و منصوبان او به “برجام” نیز ممکن است معنای مشخصی داشته باشد: با توجه به اینکه به سرانجام رساندن مذاکرات هسته ای به موثرترین کارت برنده دولت یازدهم در عرصه سیاسی ایران تبدیل شده است، پافشاری بر بی اعتبار کردن برجام، می تواند به معنی تلاش برای “خنثی کردن” توام آقای روحانی و برخی کاندیداهای بالقوه دیگر (همچون آقای ظریف) در رقابت های انتخاباتی آینده باشد.

تمایل آیت الله خامنه ای به رای نیاوردن نیروهای همسو با دولت یازدهم، در جریان انتخابات هفتم اسفند نیز به وضوح خود را نشان داد؛ انتخاباتی که وی پس از پیروزی قاطع فهرست حامیان دولت در پایتخت، برای اولین بار نتایج آرای مردم را، به خاطر رای نیاوردن کاندیداهایی خاص، “خسارت” دانست.

اغراق آمیز نیست اگر گفته شود رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکنون در هیچ انتخاباتی به این صراحت علیه یک فهرست مشخص موضع نگرفته بود و غیرممکن نیست که پیروزی قاطع همان فهرست، در تندتر شدن لحن آیت الله خامنه ای درفضای بعد از انتخابات نقش داشته باشد.

در عین حال فارغ از موضع گیری های اخیر آیت الله خامنه ای، به طور کلی این پدیده در فضای سیاسی ایران بی سابقه نبوده که بعد از انتخاباتی که ترکیب قوه مقننه را به نفع یک دولت غیردلخواه رهبری تغییر داده، او تصمیم به ورود موثرتر به به صحنه برای برگرداندن توازن قوا گرفته است.

کمابیش، به همان شیوه که بعد از انتخابات مجلس ششم و در زمانی که تصور عمومی این بود که وضعیت متحدان رئیس جمهور اصلاح طلب در عرصه سیاست ایران تقویت شده، آیت الله خامنه ای، از ابتدای سال جدید (۱۳۷۹) به مقابله جدی با دولت وقت پرداخت و در عمل، فضای بعد از پیروزی انتخاباتی اصلاح طلبان برای آنها سخت تر از فضای قبل از “پیروزی” شد.
۲- نگرانی های مرتبط با برجام

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که ‘خوش بین نبودن’ او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد

اظهارات پی در پی آیت الله خامنه ای پیش از نهایی شدن توافق هسته ای، به وضوح نشان می دهد که “خوش بین نبودن” او نسبت به مذاکرات، تنها از بابت رفتار آمریکا در دوران بعد از برجام نبود و احتمالا تصور می کرد که مذاکرات هسته ای به نتیجه پیش بینی شده (رفع تحریم های نفتی و مالی و آزاد شدن دارایی های بلوکه شده ایران) منجر نخواهد شد. به عنوان نمونه او در بهمن ماه گذشته گفت: “بعضی از مسئولین آن دولت [دولت قبلی] و این دولت فکر می‌کنند اگر در موضوع هسته‌ای مذاکره کنند مساله حل می‌شود… من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمی‌رسد ولی مخالفتی هم ندارم.”

رهبر جمهوری اسلامی بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، در نامه ای به شورای عالی امنیت ملی با تاکید بر اینکه “پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم ‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته” اجرای برجام را مورد تایید قرار داد. وی با این حال شرط اجرای برجام را لغو کامل – و نه تعلیق- همه تحریم ها از جمله تحریم های ایالات متحده دانست؛ آن هم درست در زمانی که به صراحت مشخص بود که بر خلاف تحریم های اتحادیه اروپا، اغلب “تحریم های اولیه” آمریکایی ها (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی آمریکایی) برداشته نمی شوند و اغلب تحریم های ثانویه (علیه شخصیت های حقیقی و حقوقی غیرآمریکایی) هم “تعلیق” و نه لغو می‌شوند. اما همه اینها، جلوی تایید توافق هسته ای از سوی رهبر در لحظه ای که امکان انجام این کار را داشت را نگرفت، که تایید کننده نوعی جهت گیری سیاسی در انتقادهای بعدی آیت الله خامنه ای از برجام است.

با وجود این، نسبت دادن همه ابراز نگرانی های رهبر در مورد برجام به اهداف سیاسی و تبلیغاتی نیز، مبتنی بر واقعیت به نظر نمی رسد. درست به همان شیوه که آمریکایی ها ایران را متهم می کنند که بعد از امضای برجام به متن آن عمل کرده ولی با اقداماتی همچون آزمایش های موشکی به روح آن وفادار نبوده، آیت الله خامنه ای هم به گونه ای قابل فهم تاکید دارد که واشنگتن با وجود عدم تخلف از متن برجام، اقدامات کافی را برای تسهیل تجارت جهانی با ایران نشان نداده است.

این در شرایطی است که آقای خامنه ای، در گذشته تجربه مطلوبی از نمونه های بسیار نادر همکاری تهران و واشنگتن نداشته که در راس آنها، همکاری ایران در سال ۱۳۸۰ برای سرنگونی طالبان بوده است: زمانی که چند ماه بعد از این همکاری موثر امنیتی (با نقش آفرینی سپاه پاسداران)، جورج بوش در سخنانی غیرمنتظره ایران را عضوی از “محور شرارت” لقب داد.

آیت الله خامنه ای در سخنرانی ها گوناگون خود، تاکنون بارها از چنین تجربیاتی به تلخی یاد کرده که نشان دهنده تاثیر شدید رفتارهای قبلی آمریکا بر او و ذهنیتش نسبت به عاقبت هر گونه تعامل با واشنگتن است.
۳- نگرانی از “نفوذ” پس از برجام

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها و بارها بر نگرانی خود از ‘نفوذ’ آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است. با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در ‘انباشته شدن’ بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است

رهبر جمهوری اسلامی ایران، در جریان مذاکرات هسته ای با آمریکا به کرات و به صراحت تاکید کرده که این گفتگوها به معنی عادی سازی روابط با ایالات متحده نیست و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای نیز، بارها بر نگرانی خود از “نفوذ” آمریکا و متهمان به همسویی با آن به داخل نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران تاکید کرده است.

با وجود همه این تاکیدات، در جریان و بعد از نهایی شدن توافق هسته ای، حجم عظیمی از گمانه زنی ها در مورد تغییرات جدی در سیاست داخلی یا احتمال عادی سازی روابط با واشنگتن منتشر شده که بعضا، حتی از سوی مقام های ارشد حکومتی ایران بوده و می توان حدس زد در “انباشته شدن” بدبینی های آیت الله خامنه ای نسبت به فضای بعد از تحریم نقش داشته است.

به عنوان نمونه، حسن روحانی یک ماه بعد از نهایی شدن برجام، تعریف شورای نگهبان از نقش خود در بررسی صلاحیت ها را زیر سوال برد و گفت: “شورای محترم نگهبان ناظر است نه مجری” و افزود: “پیروزی هسته‌ای برای این نبود که ما در عرصه هسته‌ای پیروز شویم و در بقیه عرصه‌ها پیروزی به دست نیاوریم.” اظهاراتی که بیان آن بر روند بررسی صلاحیت ها تاثیر نگذاشت، اما در شرایطی که رهبر ایران پیشتر، نگرانی های خود را از بابت تبدیل شدن پرونده هسته ای به مقدمه ای برای “نفوذ” به داخل حکومت بیان کرده بود، واکنش های شدیدی را در پی داشت.

آقای روحانی همچنین در بهمن ماه گذشته، در کنفرانسی مطبوعاتی در ایتالیا در پاسخ به سوالی در مورد احتمال عادی سازی روابط ایران و آمریکا گفت: “کلید این کار در واشنگتن هست و نه در تهران و اگر این کلید در تهران بود من از آن استفاده می کردم اما متاسفانه در آمریکا هست و آنها باید از آن استفاده کنند باید مخاصمات را کنار بگذارند.”

رئیس جمهور، در آبان ماه گذشته هم در پاسخ به سوال یک روزنامه ایتالیایی راجع به امکان بازگشایی سفارتخانه های ایران و امریکا در خاک یکدیگر گفت: “به هر حال روزی این سفارتخانه ها باز خواهند شد، اما رفتارها مهم هستند و کلید این بازگشایی در دست آمریکایی ها است.” (وی در بهمن ۱۳۹۲، در گفتگو با شبکه دولتی آر تی اس سوئیس گفته بود: “با کمی تلاش از هر دو طرف، امکان تبدیل سه دهه دشمنی ایران و آمریکا به روابط دوستانه وجود دارد.”)

در اظهار نظری مشابه، می توان به اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی در تیر ماه گذشته اشاره کرد که در مصاحبه با گاردین گفت که در صورت تغییر رفتار آمریکا، “غیرممکن نیست” که روزی سفارتخانه آمریکا در تهران بتواند بازگشایی شود.

در واکنشی جداگانه، سه روز بعد از انتخابات هفتم اسفند، که به شکست فهرست مورد حمایت آیت الله خامنه ای در تهران منجر شد، در حساب توییتری اکبر هاشمی رفسنجانی پیامی منتشر شد که حکایت داشت: “هیچ‌کسی یارای مقاومت در برابر خواست اکثریت مردم را ندارد؛ هر کسی را مردم نخواهند باید کنار برود.”

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند. به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن ‘قصد توهین’ محکوم به ‘اعدام’ است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد

یک روز بعد از آن، حسن روحانی نیز با به کار بستن جمله بندی آشنایی گفت: “مردم با رای خود نشان دادند که کدام سلیقه به نظر آنها نزدیک‌تر است” و “اگر کسانی هنوز فکر می‌کنند کشور باید در تقابل با دیگران باشد هنوز پیام سال ۹۲ را با دو سال تاخیر دریافت نکرده‌اند”.

با مضمون این اظهارنظرها و دیگر اظهارنظرهای مشابه آنها می توان موافق یا مخالف بود، اما در هر حال، تصور تاثیر آنها بر روی آیت الله خامنه ای دشوار نخواهد بود.
۴- وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای

مجموعه ای از تندترین تصمیم گیری های حکومتی رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران، در اواخر دوران رهبری وی صورت گرفتند.

به طور مشخص، آیت الله خمینی در خرداد ۱۳۶۸ از دنیا رفت؛ در حالی که در فروردین همان سال در نامه ای شدیداللحن آیت الله منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کرد، در بهمن ۱۳۶۷ فتوای قتل سلمان رشدی را داد، سه هفته پیش از آن گفت زنی که (در یک برنامه رادیویی در سالگرد تولد حضرت فاطمه) “اوشین” را الگوی مناسبی برای زنان دانسته در صورت داشتن “قصد توهین” محکوم به “اعدام” است، و در مرداد ۱۳۶۷ دستور اعدام سراسری زندانیان مجاهدین خلق را صادر کرد.

آیا ممکن است وضعیت جسمانی آیت الله خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز در تندتر شدن برخی از اظهارنظرهای اخیر وی تاثیر داشته باشد؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می‌دهد شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می کند.

آخرین نمونه از این نوع، اظهارات اواخر اسفند رهبر در جمع اعضای مجلس خبرگان بوده که در آن، از اعضای مجلس خواسته است که “در انتخاب رهبر آینده ملاحظه‌ی خدا را بکنند” و حتی تاکید کرده: “احتمال اینکه این دوره‌ای [از خبرگان] که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست”.

اگر آیت الله خامنه ای واقعا چنین فکر می کند، عجیب نیست که مانند رهبر سابق جمهوری اسلامی، حساسیت ها و وسواس های او در مورد آینده جمهوری اسلامی و عملکرد مسئولان افزایش یافته یا حتی آستانه تحمل او در مورد موضوعاتی که موافق دیدگاه وی نیستند کاهش یافته باشد.
کدام فرضیه درست تر است؟

ما در مورد وضعیت واقعی جسمانی آیت الله خامنه ای چیزی نمی دانیم و چه بسا او، علی رغم بستری شدن خود در شهریور ۱۳۹۳، سال های طولانی عمر کند. با وجود این، رهبر جمهوری اسلامی ایران اخیرا، اشاراتی بی سابقه به دوران بعد از خود داشته است که نشان می دهد که شاید وی به هر دلیل، بیشتر راجع به احتمال درگذشت خود فکر می‌کند

شاید تند شدن غیرمترقبه مواضع آیت الله خامنه ای در قبال دولت یازدهم و حامیان آن، تحولی موقت باشد و در آینده ادامه پیدا نکند.

در صورت ادامه نیز، شاید در کنار چهار گزینه ای که مورد بحث قرار گرفتند، احتمالات دیگری نیز برای توضیح موضع گیری های تند آیت الله خامنه ای قابل طرح باشند.

با وجود این، در صورتی که افزایش شدت موضع گیری های آیت الله خامنه ای به یک “روند” تبدیل شود، احتمال اینکه دلیل آن، یک یا مجموعه ای از عوامل ذکر شده باشد، وجود دارد.

برای داشتن قضاوت بهتر در این مورد، باید در ماه های آینده شواهد تقویت یا تضعیف کننده هر یک از چهار فرضیه ذکر شده را، به دقت رصد کرد.

No responses yet

Apr 08 2016

بازگشت به “دوران طلایی “در پسا برجام

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: عباس عراقچی دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی است که در دوران بحران آفرینی و تنش زایی، عضو هیئت مذاکرات هسته ای بوده و در تنش زدایی و تفاهم هسته ای نیز نقش آفرینی کرده است. این شخصیت دوگانه قاعدتا ناشی از نزدیکی عراقچی به رهبر جمهوری اسلامی و اجرای منویات اوست که زمانی به دنبال تنش آفرینی بود و در دوره ای دیگر برای خلاصی از تحریم ها ،تن به تفاهم هسته ای داد. با این نگاه ،سخنان اخیر عراقچی را نیز باید مرتبط به علاقمندی های علی خامنه ای دانست. این عضو ارشد تیم مذاکرات هسته ای ، در یک برنامه تلویزیونی به موضوع تحریم های جدید به خاطر آزمایش موشکی جمهوری اسلامی اشاره کرده و گفته است :” تحریم آنها برای تست موشکی نیز نقض برجام حساب نمی شود اما طبق گفته مقام معظم رهبری این نقض برجام است و از دید ما خلاف نظر رهبری خلاف هر چیزی است.”

سخن اخیر عباس عراقچی فقط برای کسانی قابل هضم است که سیاست ورزی از نوع ویژه نظام ولایت فقیه را بشناسند و از ابعاد بی نظیر آن با خبر باشند. این سیاست ورزی ،روزی رسما بنیاد نهاده شد که آیت اله خمینی گفت : “اگر همه ملت بگوید فلان من می گویم بهمان ” . این نگاه خودخواهانه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر بنی صدر به صورت مکتوب در آمد :” به موجب این حکم، رای ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.” کسی که روز پانزدهم بهمن ماه پنجاه و هشت ، اعتبار رای میلیونها ایرانی را به تنفیذ خود مشروط کرد همان کسی بود که دقیقا یک سال قبل از آن و در شرایط نیاز به پشتیبانی ملت ،در حکم انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری چنین نوشت : ” بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است …….جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط و حزبی بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می نمایم “. روز پانزدهم بهمن ماه سال پنجاه و هفت ،آیت اله خمینی حق شرعی ولی فقیه برای انتصاب نخست وزیر را ناشی از ابراز اعتماد ملت به رهبر می دانست اما یک سال بعد از آن ، اعتبار رای ملت بزرگ ایران را به تنفیذ خود منوط کرد.

هر چه از دوره استقرار جمهوری اسلامی گذشت نگاه هیچ انگارانه به ملت ابعاد گسترده تری پیدا کردتا جایی که در آستانه دهه دوم استفرار نظام ،آیت اله خمینی در نامه ای عتاب آلود خطاب به سید
علی خامنه ای ،چنین نوشت : ” حكومت مي تواند قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است در موقعي كه آن قرار داد مخالف مصالح كشور واسلام باشد يك جانبه لغو كند”. این تفسیر از اختیارات حکومت در مواجهه با مردم – که آقای خمینی در سخنرانی های تبلیغاتی ،آنان را ولی نعمت می نامید -قطعا در طول تاریخ و در سراسر دنیا بی سابقه بوده و هست. در واقع این حکم،اعلان علنی “صغیر پنداری ملت ” و دست بالای حکومت ولایت فقیه نسبت به ملت بود.

عده ای از سیاسیون منتقد ،تلاش کرده اند سخن اخیر عباس عراقچی را نوعی “رندی “برای ارجاع مشکلات احتمالی ناشی از تحریم ها به رهبر بدانند. اما نگارنده اعتقاد دیگری دارد. سخن عراقچی در واقع انعکاس “علاقه “خامنه ای به همه کاره بودن است. رهبر جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد و مخالفان او بگویند یا نگویند قریب به اتفاق ایرانیان می دانند که افتضاحات هسته ای و رسوایی های سیاست خارجی که موجب تحمیل تحریم های گسترده به ملت ایران شد تنها و تنها ناشی از بلندپروازی ها و خودخواهی های خامنه ای است. اظهارات اخیر عراقچی نیز چیزی بر رسوایی ها و مسئولیت های رهبر غیرپاسخگو نمی افزاید. اما سید علی خامنه ای که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود بارها توسط آیت اله خمینی و نزدیکان او تحقیر شد بیش از هر چیز به دنبال اثبات این واقعیت است که او نیز مانند سلف خویش از اختیارات نامحدود برخوردار است و می تواند قرار دادهای داخلی و خارجی را لغو یا بی اعتبار نماید. او به خصوص پس از انتخابات هفتم اسفند و تقویت نسبی جایگاه حکومتی روحانی ،از افزایش قدرت رئیس جمهور اسلامی در عرصه بین المللی وحشت دارد و حاضر است به هر قیمت از این “قدرت گیری روحانی”جلوگیری نماید. بر خلاف کسانی که گمان می کنند سخنان اخیر عراقچی مطلوب رهبر نبوده ،با اطمینان می گویم این اظهارات،مطلوب خامنه ای بوده و پیامی مستقیم برای عده ای در داخل و طرف های مذاکره در خارج دارد .پیام شفاف برای داخلی ها این که ” خامنه ای علاقه وافر به بازگشت به دوران طلایی امام و هیچ انگاری ملت دارد “.این پیام به خصوص پس از تحقیر رهبر در انتخابات هفتم اسفند برای او اهمیت بیشتری پیدا کرده است . از سوی دیگر او مایل است دولت ها و سرمایه گذاران خارجی را متقاعد سازد که برای راه یافتن به بازار سیاست واقتصاد ایران ،به روحانی و موتلفان او در انتخابات اخیر دل نبندند.آنها باید کدخدا را ببینند تا امکان چپاول را پیدا کنند.خامنه ای گمان می کند برخی طرف های خارجی هنوز کدخدا را به خوبی نشناخته اند و عده ای در داخل نیز بازگشت دوران طلایی و اختیار کامل حکومت در هیچ انگاری ملت را باور نکرده اند. رهبر هر گاه مطمئن شود پیام او به خوبی توسط طرف های داخلی و خارجی درک شده ،شخصا برای امتیاز دهی در خارج و رفع خطر از نظام متزلزل خویش ، دست به کار خواهد شد.

دوره پسابرجام برای خامنه ای فرصتی ایجاد کرده که هیچگاه در سال های اخیر برای او وجود نداشته است. پس او به خیال خود مترصد استفاده از این فرصت برای نشان دادن این نکته است که اختیار خود برای بازی با سرنوشت ملت را کمتر از بنیانگزار تئوری “رعیت پنداری ملت و نیاز آنان به قیم ” نمی داند. اصلاح طلبانی که حسرت بازگشت به دوران طلایی امام در دل های آنان است باید بدانند آنچه خامنه ای انجام می دهد در راستای تحقق حسرت آنان است.
ارسال شده توسط سردبیر سابق در ۱۹:۵۲ هیچ نظری موجود نیست:
برچسب‌ها: برجام, تحریم موشکی, خامنه ای, سید مجتبی واحدی, عراقچی, ولایت مطلقه فقیه
ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه
مصیبتی به نام “نجابت”

سید علی خامنه ای که تا کنون سعی می کرد خود را فارغ از هر گونه نگرانی از جانب مخالفان داخلی جلوه دهد بالاخره عنان از کف داد و چهره واقعی خویش همراه با اوج وحشت را به نمایش گذاشت. او شش سال است به صورت یکطرفه ، انواع اتهامات را نثار مخالفان خود می کند اما ظاهرا حقارت ناشی از نتایج انتخابات نیم بند اخیر او را بیش از هر زمان دیگری بی تاب نموده است تا آنجا که بر خلاف همه اصول حقوقی ،اخلاقی و انسانی ،بی دفاع ترین منتقدان خویش یعنی موسوی و کروبی را نانجیب خواند. او آنقدر عصبانی بود که در اظهار نظری عجیب ،از بازندگان انتخابات اخیر تشکر کرد زیرا به گفته او “نجابت به خرج داده اند و مردم را به خیابان ها نکشانده اند”. این اظهار نظر اگر در یک کشور آزاد مطرح می شد بسیاری از رسانه ها آن را نشانه اوج عقب ماندگی سیاسی رهبر تلقی می کردند . هر فرد آشنا با سیاست ایران می داند طرد شدگان در انتخابات اخیر ،علیرغم برخورداری از انواع رانت های سیاسی و تبلیغاتی و بهره گیری از پشتیبانی مستقیم رهبر نتوانستند حداقل رای برای راه یافتن به مجلسین را به دست بیاورند. پس چگونه می توانسته اند مردم را در حمایت خویش به خیابان ها بکشانند!ضمن آنکه خامنه ای بهتر از دیگران می داند وابستگان به جناح اصولگرا و شکست خوردگان انتخابات اخیر هیچگاه اجازه تصمیم گیری مستقل نداشته اند و خانه نشینی یا اوباش گری آنان مستلزم دستور مستقیم رهبر است.

اظهار نظر اخیر خامنه ای و نانجیب خواندن فعالان جنبش اعتراضی سال هشتاد و هشت ، تقریبا اکثر اصلاح طلبان ،هاشمی رفسنجانی وکسانی که عموما در طیف اصلاح طلبان طبقه بندی می شوند را در بر گرفت. این در حالی است که جناح مقابل نیز نزدیک ترین رئیس جمهور به رهبر و حامیان پر نفوذ او در “جناح متهم به اصولگرایی ” را فاسد،بی کفایت ،بی اخلاق و در یک کلام “نا نجیب “به معنای واقعی کلمه می داند. ساده ترین نتیجه گیری از این تعارفات متقابل آنکه به اعتراف سران دو جناح، در تمام سال های اخیر عرصه سیاسی ایران جولانگاه نانجیبان بوده و به جای گردش نخبگان ،مردم شاهد گردش نانجیبان بوده اند. کسی نباید از این سخن من بر آشفته شود زیرا رهبر جمهوری اسلامی ، چهار رئیس قوه – یک نخست وزیر ، یک رئیس مجلس و دو رئیس جمهور – که به مدت بیست و چهار سال بالاترین مناصب اجرایی و تقنینی کشور را به عهده داشته اند نانجیب می داند و منتقدان رهبر هم رئیس جمهور مورد حمایت او و حامیانش را تجسم عینی نانجیبی می پندارند .

اما در این گردش نانجیبان ، تقصیر اصلی به عهده کیست و دلیل آن چیست ؟ به باور من “نجابت مردم ” و ” سوء استفاده نخبه نمایان حکومتی ” دو عامل اصلی در وقوع این پدیده است. بگذارید به زمستان پنجاه و هفت برگردیم .بله .روز دوازدهم بهمن ماه پنجاه و هفت. روزی که میلیونها ایرانی با به جان خریدن انواع خطر ،از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا مستقر شده بودند تا ورود رهبر تبعیدی انقلاب را جشن بگیرند. همان روز ،آیت اله خمینی در داخل هواپیما در پاسخ به این سوال که” از بازگشت به ایران چه احساسی دارید؟” پاسخ داد ” هیچی”. آن روز ،نجابت اکثر ایرانیان مانع واکنش درخور به آن “خودخواهی و هیچ انگاری ملت “شد. دو هفته بعد از آن،با حکم آقای خمینی ،یک بیمار روانی به نام صادق خلخالی به عنوان حاکم شرع منصوب شد . نتیجه آنکه گناهکار و بی گناه به دست او سپرده شدند و بسیاری از افراد که به فرض مجرمیت ،مستحق مجازات های سبک تر بودند به دستور آن بیمار روانی ،تیرباران شدند. در همان زمان ،احکام مصادره خلخالی و محمدی گیلانی ،ضربه سنگینی به تولید و اقتصاد کشور زد که اعتراضاتی نه چندان پر صدا در حوزه های علمیه کشور را به دنبال داشت. اما باز هم نجابت اکثر مردم و نخبگان ،میدان را برای ترکتازی هر چه بیشتر آن دو حاکم شرع مجنون و حامی اصلی ایشان باز گذاشت. تابستان پنجاه و هشت فرا رسید و نوبت برگزاری انتخابات “مجلس تدوین قانون اساسی “.فضا آنچنان ساخته شد که جز معدودی انگشت شمار ،بقیه تدوین کنندگان قانون اساسی از میان روحانیون نزدیک به رهبر بر گزیده شدند. آیت اله خمینی قبل از پیروزی انقلاب وعده داده بود مسئولیت رسمی نمی پذیرد و نقش روحانیون نیز ارشادی خواهد بود. اما در آستانه برگزاری انتخابات خبرگان اول،درجمع گروهی از روحانیون رسما از تسلط,این قشر بر مجلس تدوین قانون اساسی حمایت کرد و گفت :”نترسید که بگویند حکومت ،آخوندی شده است “. در آن روز هم “نجابت “ها باعث سکوتی زیانبار شد و هیچکس فریاد نکشید که “تدوین قانون اساسی به انسان هایی با تخصص های گوناگون نیاز دارد”.

بهار دومین سال استقرار جمهوری اسلامی ، با سخنرانی های آتشین آیت اله خمینی علیه صدام و دعوت علنی او از ارتش عراق برای شورش علیه حکومت بعثی آغاز شد. باز هم ملت نجیب و مسئولان نجیب یا بی اراده ،سکوت پیشه ساختند و هیچکس به آیت اله خمینی نگفت که “صدام ، دیوانه ای خونخوار همچون خلخالی و گیلانی است که از حمایت دشمنان ایران در کشورهای عربی هم برخوردار است .” به هر حال چند ماه بعد ،صدام با حمایت شیوخ خلیج فارس و قدرت های بزرگ جهانی ،حمله ای ناجوانمردانه علیه ایران را شروع کرد. این بار آیت اله خمینی به جای اینکه فریاد مظلومیت ملت ایران را به جهان برساند شعار نابخردانه “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم “را مطرح کرد. در آن زمان هم نجابت ملت ،دردسر ساز شد ومظلومیت ایران وایرانیان در لابلای شعارهای توخالی و خودخواهانه مخفی ماند.

جنگ به پایان رسید و از گوشه و کنار خبرهایی از نامه محرمانه آیت اله خمینی در خصوص پایان جنگ به گوش رسید. در آن شرایط به جای پرسشگری در مورد “علت ادامه جنگ”، باز هم نجابت ملت و بی مسئولیتی گروهی از نخبگان باعث شد که عده ای بر مظلومیت آیت اله خمینی بگریند و بر سر و صورت بکوبند که “ای وای !امام جام زهر نوشید “.

پاییز سال شصت وهفت به پایان خود نزدیک می شد که عده ای از نمایندگان مجلس به او نامه نوشتند و تلویحاخواستار”توقف روند دور زدن قانون توسط رهبر “شدند. او روز هفتم آذرماه سال شصت و هفت در پاسخی مودبانه خطاب به آنان ،چنین نوشت :”
. مطلبى که نوشته‏ اید کاملاً درست است. ان‏شاءاللّه‏ تصمیم دارم در تمام زمینه ‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا می کرد تا گره‏ هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد. از تذکرات همۀ شما سپاسگزارم و به همۀ شما دعا می ‏کنم.” اما دقیقه چهار ماه بعد از این نامه ،آیت اله منتظری را از قائم مقامی رهبری عزل کرد. “نجابت های دردسر ساز “این بار نیز موجب سکوت شد و هیچکس به او نگفت “آیت اله منتظری منتخب مجلس خبرگان است و عزل او نیز نیازمند مصوبه خبر گان است “.البته پیش از آن ،بزرگترین نجابت ابلهانه را شاهد بودیم. آیت اله خمینی در اظهار نظری عجیب برای تفسیر “ولایت مطلقه فقیه ” اعلام کرد ” حکومت اسلامی -بخوانید ولی فقیه -می تواند هر وقت مصلحت اقتضا کند قرار دادهایی که با ملت بسته است را به صورت یک طرفه لغو کند”. پیامدهای نجابت مردم و ذوق زدگی سیاستمداران دو جناح در برابر این اظهار نظر ، ریشه بسیاری از گرفتاری هایی است که امروز همه عرصه های سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی را فرا گرفته است.

البته نجابت های درد سر ساز تنها به دوره ده ساله رهبری آیت اله خمینی محدود نشد؛ اگرچه باید اعتراف کرد که بسیاری از مردم فریبی ها و سوء استفاده از نجابت مردم در دوران او بنیاد گذاشته شد. دهه دوم استقرار جمهوری اسلامی با یک دروغ بزرگ شروع شد که سید احمد خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی جعل کردند و همان دروغ مبنای رسیدن خامنه ای به رهبری شد. آن روز اکثر مردم، وصیت آیت اله خمینی را شنیدند که تاکید می کرد پس از مرگش سخنان منتسب به او را قبول نکنند مگر دست نوشته یا فیلم آن سخنان وجود داشته باشد. دقایقی بعد از قرائت وصیت نامه ، هاشمی رفسنجانی ادعا کرد که آقای خمینی بر صلاحیت خامنه ای برای تصدی رهبری ،گواهی داده است. همه کسانی که دقایقی قبل از آن، وصیت رهبر فقید را شنیده بودند در برابر این سخن دروغ سکوت کردند . حتی اگر رفسنجانی و احمد خمینی راست گفته بودند اقدام منتسب به آیت اله خمینی و تقلید از سلاطین برای معرفی ولیعهد و جانشین ،بر خلاف جمهوری خواهی بود . اما فضای احساسی ناشی از فوت آیت اله خمینی ،موجب نجابت عمومی و سکوت در برابر آن “دروغ” یا این “ولیعهد سازی” شد که هزینه های آن هنوز بر دوش ملت سنگینی می کند.

هر چه از دوره رهبری خامنه ای گذشت سهم نجابت در برخورد مردم با خامنه ای کاسته شد .اما نجابت های قبلی کار خود را برای استحکام نظام ولایت فقیه و تبدیل آن به یک “دیکتاتوری تمام عیار”کرده بود. اما در عین حال در حدود سه دهه رهبری خامنه ای کم و بیش ،سوء استفاده از نجابت مردم در خدمت اهداف ضد مردمی رهبر قرار گرفت. البته نجابت مردم در سال های اخیر ، عمدتا ناشی از اعتماد یا علاقه آنان به گروهی از اصلاح طلبان بوده که خود را منتقد شرایط موجود معرفی می کنند.

متاسفانه نجابت غیر موجه بسیار از ایرانیان در برابر رفتار غیر نجیبانه حاکمیت ،فقط به سوءاستفاده رهبر و اطرافیان او و اتخاذ روش های ضد مردمی و هزینه ساز منجر نشده بلکه” طلب کاری بدون شرمساری “آقای خامنه ای را نیز به دنبال داشته است. او از ماهها قبل از “نیمه انتخابات اخیر ” علاقه خود به گروهی از کاندیداها را به نمایش گذاشت و اتفاقا همین افشای علاقه ،موجب گرایش بسیاری از مردم به “هر “کاندیدایی جز نامزدهای مطلوب رهبر شد. او نتوانست این ر فتار مردم را تحمل کند و در یک سخنرانی عمومی ،مخالفان خود را نانجیب خواند. البته او پیش از این نیز سابقه هرزگویی نسبت به منتقدان خود داشته اما به نظر می رسد مخاطب سخنان اخیر او گروهی از مردم ایران بودند که تلاش کردند از نمایش جدید رهبر ،رفراندومی علیه او بسازند. خامنه ای با نا نجیب خواندن مخالفان و منتقدان خویش ثابت کرد “نجابت” در رفتار سیاسی منتقدان و مخالفان ،موجب جسارت قدرتمندان و تمایل آنها به افزایش نانجیبی ها خواهد شد. اکنون نوبت نخبگان است تا با مردم سخن بگویند و پیامدهای مثبت و منفی اینگونه نجابت را تشریح نمایند. شاید وقت آن باشد که طرفداران “جدایی دین از حکومت” ، برای تفکیک میان” کنش ها و واکنش ها در حوزه های شخصی” با آنچه در حوزه های سیاسی اتفاق می افتد نیز راهکارهایی بیابند. گمان می کنم نتیجه حدود چهار دهه نجابت مردم نسبت به تصمیم ها و اظهارات غیر نجیبانه سران نظام، در برابر چشمان ما قرار دارد و لزوم تجدید نظر یا حداقل اندیشیدن به آن، بر همگان آشکار است.

No responses yet

Apr 06 2016

مشاور هاشمی در گفت و گو با «پایش» خبر داد: تعلیق تمام فعالیت های مجازی دفتر هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

پایش: چهار روز پس از واکنش مقام معظم رهبری به توئیت جنجال برانگیز منسوب به هاشمی رفسنجانی، یک مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت امروز از تعلیق حساب کاربری توئیتر هاشمی خبر داد.

به گزارش سایت خبری «پایش»، هفته گذشته توئیتی در حساب کاربری منسوب به هاشمی منتشر شد که تذکر جدی مقام معظم رهبری را در پی داشت و ایشان در یک سخنرانی عمومی با انتقاد شدید از کسانی که روزگار و دنیای فردا را دنیای مذاکره می دانند و نه موشک خاطرنشان کردند: روزگار، روزگار همه چیز است وگرنه به راحتی و به صراحت حق ملت را خواهند خورد. ایشان افزودند: اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد یک مسئله است اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.

هاشمی رفسنجانی امروز در دیدار مدیران دبیرخانۀ مجمع تشخیص از این توییت تبری جسته و انتساب آن به خود را تکذیب کرده است.

در همین حال یک مشاور هاشمی به خبرنگار «پایش» گفت که حساب های توئیتر، ایستاگرام و تلگرامی که به نام آیت الله هاشمی رفسنجانی ایجاد شده در اختیار دبیر سایت ایشان بوده و وی بدون هماهنگی با رئیس مجمع تشخیص اقدام به انتشار مطالب می کرده است.

وی گفت که کلیه فعالیت های مجازی ای که به نام آیت الله هاشمی در شبکه های اجتماعی انجام می شده به حالت تعلیق درآمده و تا زمان مشخص شدن مسئول ذیصلاح برای نظارت بر این گونه فعالیتها، فعالیت حساب های کاربری مربوطه متوقف شده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .