Sep 01 2016
پنجمین نوبت احضار احمد منتظری بر سر انتشار فایل صوتی
بیبیسی: احمد منتظری، پسر آیت الله حسینعلی منتظری مرجع تقلید متوفی شیعه، برای پنجمین بار بر سر انتشار فایل صوتی این مرجع تقلید در ارتباط با اعدام های سال ۱۳۶۷ مورد بازجویی قرار گرفت.
کانال تلگرام آیت الله منتظری، امروز چهارشنبه ۱۰ شهریور ضمن خبر دادن از حضور احمد منتظری در دادگاه ویژه روحانیت قم، اعلام کرده که مسئولان قضایی از وی خواسته اند صبح یکشنبه برای بازجویی مجدد به دادگاه مراجعه کند.
در این کانال همچنین آمده است: “گرچه شفاف بودن گفتگوها می تواند براى همگان مفید باشد، ولى چون از طرف مقامات مسؤول تاکید بر محرمانه بودن آن است، از توضیح بیشتر خوددارى مى گردد.”
احمد منتظری دیروز برای چهارمین بار به دادگاه ویژه روحانیت احضار و بازجویی شده بود. وی این بازجویی ها را “بدون فشار و محترمانه” توصیف کرده ولی گفته بود نمیتواند پیشبینی کند که سرانجام بازجوییها چه خواهد شد.
سه هفته پیش، وبسایت رسمی و کانال تلگرام آیت الله منتظری فایلی صوتی را از جلسه او با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی منتشر کردند که در آن، آقای منتظری اعدام دستهجمعی زندانیان سیاسی را “بزرگترین جنایت” میخواند.
در پی این اقدام، فایل صوتی جلسه با فشار وزارت اطلاعات از وبسایت آیتالله منتظری حذف و احمد منتظری به دادگاه احضار شد. به گفته احمد منتظری مقامهای قضایی و امنیتی به او گفتهاند که این جلسه از “اسرار نظام” بوده است.
محمدجعفر منتظری، دادستان کل ایران، دو هفته پیش تایید کرد که برای احمد منتظری در ارتباط با انتشار فایل صوتی پرونده قضایی تشکیل شده است.





Image copyright Jamaran.ir Image caption نفوذ خمینی به دلیل نفوذ سنتی است که از آن برآمده بود، اما به نظر میرسد که اهمیت او به دلیل “چرخش بنیانافکنی” است که از همین سنت کرد. رویاروییهای نمادین شریعتی-خمینی، شریعتمداری-خمینی و منتظری-خمینی هم در همین چارچوب قابل فهمتر است اهمیت خمینیآیتالله روحالله موسوی خمینی، شاید تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ معاصر ایران باشد. اهمیت او، نه تنها به دلیل نقشی است که در رهبری انقلاب سال ۱۳۵۷ ایفا کرد و در نهایت به سرنگونی استبداد پیشین انجامید، بلکه از سوی دیگر بهدلیل راهی است که پس از آن طی کرد و مسیر شکست امیدهای برآمده از انقلاب را هموار کرد و در طی کمتر از یک دهه، حکومت استبدادی دیگر، بنیان گذاشت.
Image copyright Image caption به تعبیر میرزا محمدحسین نائینی، حکومت مشروطه همچنان حکومت عدل نبود و همچنان روسیاه بود، اما حداقل اینکه دستهایش را شسته بود و زمینه ظلم کمتر شده بود. و در زمانه عسرت، در عصر غیبت انسان کامل، بیش از این ممکن نیست و سهم ما از عدل، در همین اندازه است. طرحی از یک طرحبه نظر میرسد که باطنیگری، الهامبخش بسیاری از جریانها و کوششهای اعتراضی در قرن گذشته بوده است. از جنبش باب تا جنبش مشروطه و از ظهور شریعتی تا مجاهدین خلق و بالاخره جمهوری اسلامی، همه به نوعی از باطنیگری متاثر بودهاند. گرچه تفصیل این مدعا در یک گزارش کوتاه ممکن نیست، اما میبایست که خلاصهای از آن را ترسیم کرد:
Image copyright Image caption مشروطه ثمره باطنیگری با همه فرضهای سهگانهاش بود: فهم کامل کتاب ممکن نیست. تاسیس حکومت عدل ممکن نیست. انسان کامل غایب است و ظهور آن هماکنون ممکن نیست. پس: باید به عقل جمعی تن داد.به همین دلیل، هم سنتهای فقهی اصولی در برابر باطنیگرایی قرار میگرفت، هم حکومتهای شیعه از آلبویه تا فاطمیان و صفویان، در نهایت عدول از باطنیگری بودند و به “جور” منجر میشدند، و هم اینکه هرگونه ادعای ظهور (از حروفیه و نقطویه تا بابیه) خروج از پروژه باطنیگری محسوب میشد. از آنجا که پایبندی به همه فرضهای باطنیگری، نوعی بنبست را القا میکرد، هر جنبشی با عدول از یک یا چند فرض، میکوشید تا راهی جدید باز کند، اما هر بار، شکست از راه میرسید.
Image copyright IRNA Image caption جریانهای “سیاسی مذهبی” ناچار از تعیین تکلیف نهایی با خمینیاند. آنها یا همچنان از باطنیگری خروج میکنند تا راه برای استبداد مذهبی باز شود و یا با بازگشت به دامن باطنیگری، مسیر سیاست را از مسیر مذهب جدا خواهند کرد. تعیین تکلیف با خمینیمنتظری خبر داده است که نام خمینی در تاریخ به عنوان “خونریز، سفاک و فتاک” ثبت خواهد شد. او با تاسیس “حکومت جور” هم به سنت باطنیگری پشت کرد و هم ظلم را به دین پیوند داد. در میان ستایشگران خمینی، هنوز جریانهایی هستند که از سنت خمینی فاصله دارند، اما جسارت جدایی از این مسیر را نیافتهاند. طرح خمینی که عدول کامل از باطنیگری بود، به نظریه دینی کسب قدرت در معنای اسلامی سیاسی که به دنبال قبضه قدرت برای برقراری شریعت است، تبدیل شد و هنوز جریانهایی هستند که تصور میکنند از همین مسیر میتوان به سمت برقراری حکومت عادلانه حرکت کرد. آنها تصور میکنند که در این راه، مشکل از “شخص” بوده و اگر دیگری بر جای او میبود، راه دیگری طی میشد. اما به نظر میرسد که هرگونه کوشش برای کسب قدرت از طریق دین، نتیجه ای این جز این نخواهد داشت.






