No responses yet

Dec 23 2017

واقعیت ننگین این است: اسلام صاحبان دیگر مذاهب را آدم حساب نمی کند!؛ ف. م. سخن

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: موضوع راه ندادن سپنتا نیکنام به شورای شهر یزد آن قدر عجیب نیست که ارزش این همه سر و صدا کردن داشته باشد. عجیب این است که عده ای این اصل اسلامی را که:
اسلام صاحبان مذاهب دیگر را آدم حساب نمی کند
باور ندارند و به ضرب و زور می خواهند چیزی غیر از این را به شورای نگهبان جمهوری اسلامی بقبولانند.

حکایت گرم کردن تدریجی قابلمه حاوی قورباغه ی زنده، چنان بلایی بر سر ما آورده که سنسور های حسی ما را کلا از کار انداخته و زشتی موضوع تبعیض مطلق و تحقیر صاحبان دیگر عقاید را از میان برده است.

اگر در یک کشور خارجی، قوانینی مثل قوانین جمهوری اسلامی نسبت به مسلمانان به اجرا در آید آنگاه درک خواهیم کرد که این موضوع بیشتر به فاجعه ی بشری شبیه است تا یک اتفاق عادی سیاسی.

اسلام، از بدو به دست آوردن قدرت سیاسی، تبعیض میان مسلمان و غیر مسلمان را روا داشته و با تعیین جزیه و تحقیرهای علنی اجتماعی معتقدان به دیگر ادیان را وادار به پذیرش مرام مسلمانی کرده است.

حکایت این تبعیض و تحقیر این قدر تلخ است که توضیح آن در محافل خارجی، شان انسان را تا حد انسان های دوران بربریت پایین می آورد و گاه این حکایت از شدت عجیب بودن آن طور که هست باور نمی شود. ولی همین طور است که هست و دار و دسته ی اسلام شناس جنتی، دقیقا نکته ی درستی را بیان می کنند.

حتی همین قدر که به صاحبان دین زرتشتی به عنوان یک دین رسمی، رسمیتی داده شده مورد قبول قلبی آقایان نیست و این را لطفی می دانند در حق زرتشتیان. حتی از این هم فراتر در مورد مسیحیت هم که ظاهرا همخانواده ی اسلام است، آقایان معتقدند که اسلام به مسیحیت لطف کرده و به مریم و عیسی مشروعیت بخشیده والا اگر اسلام نمی آمد مریم زن بدکاره ای بیش نبود و مسیح حرامزاده ای می شد بسان حرامزاده های دیگر.

آقایان حکومت اسلامی در مورد ادیان این گونه فکر می کنند.

امروز اما ما عادت کرده ایم -یا درست تر بگویم به خود یاد داده ایم- که چشم بر این واقعیت ها ببندیم و جهان پیرامون مان را جور دیگری در ذهن تصور کنیم. پس وقتی موردی مثل مورد سپنتا پیش می آید به ناگاه سوزش ضربه ای را که خورده ایم احساس می کنیم و برای مدتی در اثر این ضربه، حالت گیج و منگ پیدا می کنیم از شدت تعجب و تحیّر.

برای رفع این گونه تبعیض ها تنها یک راه داریم و بس:
حکومت اسلامی باید عوض شود و جای خود را به یک حکومت مبتنی بر عقل و خرد بشری بدهد.

این کار فعلا شدنی نیست پس باید با این قوانین زشت زندگی کنیم و اگر می توانیم حداقل صدای اعتراض خودمان را نسبت به این کثافتی که بر سر و روی ملت ایران می مالند بلند کنیم.

No responses yet

Dec 20 2017

لشکر زینبیون: جنگجویان شیعه پاکستانی که در ایران تعلیم دیده‌اند

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

من و تو: درباره لشکر زینبیون که متشکل از جنگجویان شیعه پاکستانی تعلیم‌دیده از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است و در سوریه در حمایت از اسد می‌جنگد، کمتر نوشته شده است.
اغلب جنگجویان این لشکر را شیعیان هزاره بلوچستان و شیعیان پاراچینار و خیبر پاختونخاوا تشکیل می‌دهند. تعداد پاکستانی‌های عضو این لشکر، هزار نفر است.
نام این لشکر از زینب، نوه پیامبر اسلام گرفته شده که در شهر دمشق مدفون است و جنگجویان آن در دمشق، حلب، درعا و حما فعالند و وظیفه اصلی آنها حفاظت از حرم زینب از حملات داعش است.
زینبیون در حوالی سال ۲۰۱۵ شکل گرفته و شیعیان پاکستان از سال ۲۰۱۳ به بعد وارد این نبردها شده‌اند. لشکر فاطیمون که اغلب متشکل از شیعیان افغانستان است نیز در حمایت از رژیم سوریه می‌جنگد. پس از حزب الله لبنان، لشکر فاطمیون بیشترین حضور را سوریه دارد و تخمین زده می‌شود که ۲۰ هزار جنگجوی افغان در آن حضور داشته باشند.
مصاحبه‌هایی که با شیعیان افغان بازگشته به افغانستان انجام شده، نشان می‌دهد که تعلیمات نظامی شیعیان افغانستان و پاکستان هم در ایران و هم در داخل سوریه صورت گرفته است. سپاه پاسداران دوره‌های چهار هفته‌ای آموزشی پیش از استخدام برای زینبیون و فاطمیون را در پایگاه‌های ویژه آموزشی در ایران برگزار کرده است. گفته می‌شود که نه مرکز آموزشی اینچنینی در ایران وجود دارد. سربازانی که به این نیروها می‌پیوندند، امیدوارند که از این طریق اقامت ایران را به دست آورند. به آنها ماهانه ۱۲۰۰ دلار پرداخته می‌شود و در صورت مرگ هزینه تحصیل فرزندان آنها پرداخته خواهد شد.
انگیزه اصلی شیعیان پاکستان از پیوستن به زینبیون، سرکوب شیعیان در داخل پاکستان بوده است. شیعیان متعلق به طبقات بالای اجتماعی از آزار مصون‌اند اما اکثریت فقیر این شیعیان، قربانی حملات انتحاری و کشتارهای گروه‌های نزدیک به داعش می‌شوند.
ایران از این شکاف موجود میان طبقه متوسط و فقیر شیعیان پاکستان استفاده کرده و خود را به عنوان تنها حامی شیعیان جهان نشان می‌دهد. ظهور داعش به ایران این امکان را داد که از نیروهای نظامی شیعه برای گسترش حضور خود در چندین کشور منطقه از جمله سوریه و عراق استفاده کند.
به نظر می رسد که پاکستان مجبور باشد به زودی بر سر نیروهای شیعه پاکستانی تعلیم دیده در ایران در مرزهای غربی خود با ایران معامله کند.

No responses yet

Dec 14 2017

۸ هزار میلیارد تومان بودجه به نهادهای غیر ضرور و انگلی!

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

صدای مردم: به گزارش ایلنا، همزمان با ارائه لایحه بودجه سال ۹۷ کشور از سوی «حسن روحانی» به مجلس شورای اسلامی، خبرهایی از حذف جدول ۱۷ لایحه بودجه به گوش رسید اما تنها گشت و گذاری کوتاه در لایحه بودجه ۹۷ لازم بود تا مشخص شود نهادها و ارگان‌‌هایی که ذیل این جدول قرار داشته‌اند؛ با چینش دیگری مجدد در ردیف‌های بودجه‌ای لحاظ شده‌اند. ظاهرا دلیل این تغییرات هم فراهم کردن بستر و ابزاری برای نظارت بر این سازمان‌ها و ارگان‌ها بوده که عمدتا به نام فعالیت‌های فرهنگی بودجه دریافت می‌کنند نه حذف آنها. …

حال مسئله اینجاست، چرا با وجود اینکه این سازمان‌ها همچنان ردیف‌های بودجه‌ای مشخصی دارند، برخی نمایندگان مجلس و نیز دولت از حذف جدول ۱۷ صحبت می‌کنند؟! و اینکه اساسا آیا قرار گرفتن فلان نهاد و ارگان از این جدول ذیل نظارت ارشاد بدون وجود ابزار نظارتی لازم در این وزارتخانه می‌تواند پاسخگوی مسئله نابه‌سامانی بودجه‌های فرهنگی کشور باشد؟!، اصولا نظارت بر عملکرد این نهادها چگونه شدنی است؟! آنهم وقتی این وزارتخانه خود توان دفاع از مجوزهای صادرشده توسط خودش برای کتاب، کنسرت موسیقی، فیلم و تئاتر را هم ندارد!

اسامی سازمان‌ها و نهادهایی که در مجموع این ۸۰۰۰ میلیارد تومان بودجه فرهنگی کشور را دریافت می‌کنند، به این شرح است:
سازمان صداوسیما/ سازمان بسیج مستضعفین/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ مرکز خدمات حوزه‌های علمیه قم/ شورایعالی حوزه‌های علمیه/ کمک به بازسازی عتبات عالیات/ کمک به اشخاص حقوقی غیر دولتی (جدول ۱۷)/ جامعه المصطفی العالمیه/ اجرای منشور توسعه فرهنگ قرآن/ شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه خواهران/ سازمان تبلیغات اسلامی/ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان/ شورای برنامه‌ریزی و مدیریت حوزه‌های علمیه خراسان/ موسسه نشر آثار امام (ره)/ شورای عالی انقلاب فرهنگی/ احداث و تکمیل مساجد کشور/ بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس/ شورای سیاستگذاری ائمه جمعه/ مجمع جهانی اهل‌بیت (ع)/ شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی/ سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها/ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (به مدیریت آیت الله مصباح)/ ستاد اقامه نماز/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی/ بیمه هنرمندان (فعالان قرآنی، مداحان و سایر هنرمندان)/ موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی/ کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی/ بنیاد سعدی/ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توسعه بازی‌های رایانه/ شورایعالی انقلاب فرهنگی بابت تحول علوم انسانی در دانشگاه‌ها/ دانشگاه اهل‌بیت.

No responses yet

Dec 11 2017

پاسخ تند مهناز افشار به سحر قریشی

نوشته: در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

فرارو: مهناز افشار با انتشار متنی در توئیتر، به سخنان سحر قریشی درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها واکنش نشان داد و اعتراض خود را نسبت به حرف‌های اخیر این بازیگر اعلام کرد.

پس از صحبت‌های سحر قریشی درباره علاقه نداشتن‌اش به حضور در ورزشگاه‌ها، مهناز افشار در توئیت تازه‌اش به این حرف‌ها واکنش نشان داد.

پاسخ تند مهناز افشار به سحر قریشی

افشار توئیت کرد: «نمیشه خیلی راحت حق نیمی از جامعه رو انکار کرد چون یک نفر وقتی در کنار مردان قرار می‌گیره «منقلب» میشه! ورود به ورزشگاه‌ها حق زنان است. والسلام #زنان_علیه_زنان»

قریشی در مصاحبه اخیرش گفته بود: «دوست ندارم بروم استادیوم، از اینکه کنار تعداد زیادی آقا قرار بگیرم، منقلب می‌شوم. کاملاً موافقم که اجازه نمی دهند خانم‌ها به استادیوم بروند! »

No responses yet

Dec 03 2017

سادات ایران (۴)؛ کسب‌وکار سیدها

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«-شما را به جدم، به من مظلوم و فقیر کمک کنید!» (مجله ملانصرالدین، ش ۱۲)
رادیوفردا: گفتارهای مجموعه «سادات ایران» به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکائی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار طبق منابع اروپائی که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» با این مشخصات منتشر شده است:
Willem Floor: Seyyeds in Qajar Iran According to European Sources; in: Studia Iranica, 45/2, 2016
این رساله ۱۲۹ زیرنویس دارد که در هر کدام به یک و یا چند منبع اشاره شده است. در این ترجمه ‌ها همه زیرنویس‌ها و منابع ذکر نشده‌است.
همه کاریکاتور‌ها از مجله فکاهی-انتقادی «ملا نصرالدین» است که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۳ به زبان ترکی آذری در تفلیس (گرجستان کنونی) چاپ می‌شد. این مجله که ادبیات مشروطه ایران را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بود، بعد‌ها مدتی نیز در تبریز و سپس باکو چاپ شد و چند سال پس از تاسیس حکومت شوروی تعطیل شد.

نوشته زیر چهارمین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان

کسب‌وکار سیدها
میسیونر آمریکایی ساموئل ویلسون که خود مدتی طولانی در ایران و به‌خصوص تبریززندگی کرده بود، در سال ۱۸۹۰ در باره سید‌ها نوشته‌است: «بسیاری از آنها انسان‌های متمول و محترمی هستند، با اینهمه در یک مملکت داشتن چنین قشری که بدون هیچ دلیلی صاحب امتیاز باشد، کار درستی نیست» (۳۱).

در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد.

اما همه سیدها مرفه و ثروتمند نبودند. در هر قشر و طبقه مردم ممکن بود با سیدها روبرو شد. در واقع اکثر آنان مجبور بودند برای ادامه حیات خود به کاری اشتغال داشته باشند. البته از آنجا که بیشتر مردم آنها را انسان‌های مقدسی می‌شمردند، کار اکثر آنان به نوعی مربوط به دین و مذهب می‌شد. محسن صدر می‌نوشت اکثر سیدها ملا بودند و گذران خود را با روضه‌خوانی تامین می‌کردند (۳۲). بعضی‌ها موذن و خادم مساجد بودند. اگر در شهر و یا روستایی امامزاده‌ای موجود بود، مقام خادمی آن ترجیحاً به یک سید سپرده می‌شد. سیدها زیارت‌های گروهی به عتبات و بخصوص مشهد را نیز ترتیب می‌دادند. حدوداً دو ماه مانده به آغاز سفر، سیدها سراغ مومنین را گرفته، برای زیارت، داوطلب جمع می‌کردند. سیدی که سفر را ترتیب می‌داد، پس از آنکه تعداد کافی زوار داوطلب را یافت، به سراغ هر یک از آنها می‌رفت، به آنها اطمینان می‌داد که سفری بی‌خطر و شایسته رضایت الهی به مرقد امام رضا خواهند داشت و از هرکدام از آنها مقدار معینی پول می‌گرفت. او قول می‌داد که حرکت ستارگان را بررسی کرده مطابق با علم نجوم در روزهای خوش یمن به حرکت قافله ادامه خواهد داد، سر راه تنها و تنها در بهترین و ارزان ترین منازل توقف خواهد کرد و زوار را از چشم نحس انسان‌ها و اغوای شیطان حفظ خواهد کرد…» (۳۳)
وقتی زوار به مشهد می‌رسیدند، گروهی از ملاها و سید‌ها آنها را پیشواز می‌گرفتند. یک گروه عبارت از سیدها از ورودی مرقد امام رضا به آنها کمک می‌کردند تا دعاهای لازم را به تقلید از آنها به عربی بازگو کنند و بعد به آنها شرح می‌دادند که مراسم زیارت مرقد چگونه است.
سیدها در مراتب عالی روحانیت شیعه نیز حضور داشتند. مالکلم با در نظرداشت دو دهه نخست قرن نوزدهم (حدودا دویست سال پیش، -م.) می‌نوشت: «کم و بیش همه روحانیت در ایران از سید‌ها تشکیل می‌شود» (۳۴) و پولاک در سال ۱۸۶۰ حتی به صورتی مبالغه آمیز، علاوه می‌کرد که «تنها سیدها می‌توانند مجتهد، شیخ الاسلام و یا امام جمعه شوند» (۳۵). به نظر می‌رسد که سادات همچنان که بر اداره امور دینی عتبات حاکم بودند، در دوره قاجار اکثر مناصب و مقام‌های روحانیت کشور را نیز در دست خود داشتند. ظاهرا در تمام قرن نوزدهم نیز این وضع ادامه یافته است. به اصطلاح «سادات عالی» که طبقه برتر سادات بودند، بالاترین مقام‌های دینی کشور و مقام‌های دولتی-دینی را در اختیار داشتند و حتی برخی از حاکمان هم سید بودند.
اما در کارهای دیگر نیز حضور سید‌ها را می‌بینیم. مثلاً برخی کدخداها، مالکین و روستاییان و حتی برخی صراف‌ها هم سید بودند. در تهران صرافی بنام حاج سید اسماعیل زندگی می‌کرد که ثروت معینی داشت، اما شهرت زیادی یافته بود، چرا که مردم همه طبقات به امانتداری او اعتماد کرده در ازای مبلغ معینی، پول خود را برای نگه‌داری به او می‌سپردند (۳۶). میان تجار هم شاهد برخی سیدهای ثروتمند مانند میرزا قومای بهبهانی در اوسط دوره قاجاریان (سال‌های ۱۸۴۰) هستیم که مدتی حتی حکومت بهبهان را به دست گرفت.
اما اکثریت فقیرتر سیدها، به غیر از روضه‌خوانی و دعانویسی، کارهای عادی مانند زراعت، پیشه‌وری، سربازی و حتی خدمتکاری انجام می‌دادند.

مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.

علاوه بر این، مسئولین دولتی و مذهبی هر محل معمولا یک گروه «لوطی» نیز زیر دست داشتند که در موارد مختلف از آنها استفاده می‌کردند. از آن جمله بود موارد راه انداختن معرکه بر ضد مخالفین و یا پخش شایعه و برگزاری تظاهرات و زخمی کردن و گاه نیز حتی قتل آن اشخاص. در این گونه موارد نیز حضور سید‌ها در جمع لوطیان، به دست آوردن نتیجه عملی را آسانتر می‌کرد. (۳۷) در ژانویه سال ۱۹۰۹ هنگامی که کسی می‌خواست چندین صندوق چای را از گمرک بندری بوشهر وارد کشور کند، خواست اظهار نامه ای ساختگی به اداره گمرک تحویل دهد و به همین جهت مامور اداره گمرک آن صندوق‌های چای را مصادره کرد. صاحب صندوق‌های چای به شیخ علی دشتی که یکی از ملاهای محل بود شکایت کرد و شیخ هم چندین سید را به اداره گمرک فرستاد تا سروصدا راه بیاندازند. و همین طور هم شد. اما پیش از آنکه کار‌ها ازکنترل خارج شوند، رییس اداره گمرک مبالغی بعنوان «پیشکش» به سیدهای مزبور پرداخت کرد و با این ترتیب غائله خوابید. در حادثه دیگری در مارس همان سال رییس گمرک بوشهر به یکی از همان سیدها پیشاپیش ۲۵۰ تومان داد تا از وقوع اعتراض و شورشی جدید بر ضد اداره گمرک جلوگیری نماید. (۳۸)
کارهایی هم بود که سیدها برای انجام آن مناسب تر از دیگران بودند. مثلا مسئولان دولتی و دینی برای اجرای احکام قضایی و از جمله وصول بدهی یکی به دیگری در کنار «محصل»‌ها و فراش‌ها، از سید‌ها نیز استفاده می‌کردند، چرا که مردم با سیدها با تندخویی رفتار نمی کردند و مثلا نوکران فرد بدهکار جرات نمی کردند اقدام به کتک زدن سیدهایی کنند که برای وصول بدهی آمده بودند. به همین دلیل بود که مظفرالدین میرزا، ولیعهد قاجار زمانی که حاکم آذربایجان بود به سید‌ها دستور داده بود که «به صورت دسته‌های بزرگ به کوچه و بازار درنیایند». او همچنین امر کرده بود که «تجاری که ارباب این سید‌ها هستند، حق ندارند آنها را مامور وصول بدهی‌های مردم کنند.» (۳۹)
نفوذ محلی سیدها
نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت. به همین ترتیب سید‌های «رضوی» که از تبار امام هشتم رضا شمرده می‌شدند، بخصوص در مشهد نفوذ و اعتبار بسیار بلندی داشتند و در مقایسه با دیگر سادات، تعداد بسیار کمتری از آنان برای امرار معاش خود ناچار به کار کردن بود.

نفوذ و اعتبار سیدها بیش از همه در محل زندگی خود آنان به چشم می‌خورد و اگر سیدی وابسته به تبار معتبری مانند طباطبایی‌ها و غیره بود، نفوذ او به همین نسبت بیشتر و اعتبارش بالاتر از دیگران به شمار می‌رفت.

در بسیاری شهرها یک طایفه مانند سادات محلات و یا سادات فراهان اراک موجود بود که هرکدام عبارت از چندین خانواده بودند. در شوشتر اکثریت خانواده‌های بالادست و نخبگان، از سیدها بودند. در سبزوار سید‌های عربشاهی، طایفه حاکم را تشکیل می‌دادند که همه از یک قبیله بخصوص عربشاهیان ریشه گرفته بودند. یکی از همین عربشاهی‌ها تولیت مرقد یحیی فرزند موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان را برعهده داشت. این طایفه عبارت از حدود صد خانواده بودند که در سبزوار و اطراف آن می‌زیستند. این خانواده‌ها با وجود اختلافات داخلی میان خود، در خارج از طایفه، ظاهری متحد و یکپارچه از خود نشان می‌دادند. آنها رییسی داشتند که تمام طایفه از او اطاعت می‌کرد. در سبزوار همه و هرکس، چه ملا و حاکم و چه مامور دولت نیازمند حمایت عربشاهی‌ها بود و مردم نیز کوشش می‌کردند که رضایت آنها را جلب کنند. اگر عربشاهی‌ها با کسی و در مورد چیزی از در مخالفت در می‌آمدند، آن کار و یا آن شخص دچار مشکلات می‌شد. هر وقت آنها مجلسی می‌گذاشتند، همه به آنجا می‌رفتند. از نگاه اشتغال، عربشاهیان زمیندار، زارع، ملا، طلبه، عالم و تاجر بودند. در عین حال وقتی یک عربشاهی قولی می‌داد، آن را بجا می‌آورد. آنها به مردم کمک می‌کردند. اگر آنها می‌خواستند، بازار بسته می‌شد. هر تصمیمی که می‌گرفتند، عملی می‌گردید. حجت‌الاسلام‌های معتبر در مقابل آنها تعظیم می‌کردند و دولتیان از پی دوستی با آنها بودند، چون می‌دانستند بدون رضایت آنها کاری در سبزوار به پیش نخواهد رفت. اما با اینهمه قدرت و نفوذ، گفته می‌شد که عربشاهی‌ها از این موقعیت خود سوء استفاده نمی کردند. (۴۰)
نتیجه‌گیری برای بحث
در بخش‌های گذشته این بررسی دیدیم که سیدها گروهی از مردم هستند که خود را از تبار پیامبر اسلام از طریق دختر او و همسر علی یعنی فاطمه می‌شمارند. بسیاری انسان‌ها درست به خاطر همین فایده‌هایی که سید بودن با خود به همراه دارد (از قبیل برتری‌های مالی، مادی، حقوقی و مصونیت از توبیخ و مجازات) ادعای سیادت کرده اند تا از این امتیاز‌ها بهره‌مند گردند. از این جهت از همان اوایل اسلام، نظامی برای ثبت، هماهنگی و مدیریت سیدها تاسیس شد. اما در طول صدها سال فرصت‌های بسیاری برای طرح ادعاهای دروغین سیادت پیدا شد و بسیاری هم از این فرصت‌ها سود جسته به دروغ خود را همچون «سید» معرفی کردند.
در ابتدای دوره قاجار به نظر نمی رسد که نظامی سرتاسری در تمام ایران برای نظارت بر کار سیدها تاسیس شده باشد. احتمال دارد این کار در سطح محلی انجام یافته باشد. تنها در سال‌های ۱۸۷۰ است که ناصرالدین شاه نوعی نظارت سرتاسری بر قشر سادات را دوباره برقرار کرد. سیدها عمامه‌های سبز و یا آبی تیره بر سر می‌گذاشتند و یا کمربندهای سبز می‌بستند و از سوی اکثر مردم با عزت و احترام پذیرفته می‌شدند. آنها، هم به مردم روضه خوانی و دعا و طلسم نویسی تقدیم می‌کردند و هم با اصرار از جماعت پول طلب می‌کردند. همچنین به جهت تصور عمومی مبنی بر مقدس بودن سادات، آنها نقش معینی در حل اختلافات و مشکلات گوناگون مردم بازی می‌کردند. اگرچه سیدها بیشتر از همه در رابطه با امور دینی و مذهبی فعالیت می‌کردند، اما آنها در دیگر سطوح و حوزه‌های زندگی و فعالیت اجتماعی نیز حضور داشتند. برخی از آنها تنها در ازای پول کاری را انجام می‌دادند، گستاخ و پیوسته طلبکار بودند. اما برخی از سیدهای دیگر هم انسان‌هایی خیرخواه، یاری رسان و متواضع بودند و یا مخلوطی در میان این دو طبقه به حساب می‌آمدند. در این معنا، سیدها آیینه‌ای از رنگارنگی جامعه ایرانی در آن دوران بودند و با این ترتیب نشان می‌دادند که با وجود تصور عمومی مبنی بر تقدس سادات، آنها نیز مانند دیگران انسان‌هایی معمولی بودند. دگرگونی‌های عمیقی که از سال‌های ۱۹۲۰، یعنی دوره رضا شاه به بعد در جامعه ایرانی رخ داد، باعث کاهش اهمیت مراسم مذهبی، تغییر لباس و افزایش و گسترش تحصیلات جدید گردید. در نتیجه، آن نقش اجتماعی و عزت و احترام بخصوص نسبت به سادات نیز کاهش یافت، تا جایی‌که امروزه بسیاری از سیدها اصلا نمی خواهند حتی اشاره‌ای به سید بودن خود کنند.

منابع

(31) Wilson, Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 205
(32) صدر، همانجا، ص 25
(33) Ferrier, ibid, p. 56
(34) Malcolm, II, p. 573
(35) Polak, ibid, I, p. 325
(36) صدر، همانجا، ص 125
(37) Wilson, A.T., Southwest-Persia. Letters and Diary of a Young Political
Officer 1907-1914, Oxford, 1941, p. 316
(38) Political Diaries of the Persian Gulf, 17 vols., Slough: Archive Editions, 1990, III, pp. 423, 491
(39) Floor, Willem, Bankruptcy in Qajar Iran, in: ZDMG 127 (1977), pp. 68, 73
(۴۰) غنی، قاسم، یادداشت‌های دکتر قاسم غنی، نُه جلد، تهران، ۱۳۶۷، ص ۲۸-۲۹

No responses yet

Dec 02 2017

کاربران ایرانی و مجری زن در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: آیین قرعه‌کشی جام جهانی فوتبال، دهم آذر در کاخ کرملین برگزار خواهد شد تا ۳۲ تیم حاضر در رقابت‌ها حریفان خود را بشناسند.

مراسمی پر هیجان که از نگاه هواداران فوتبال، از ابتدا تا انتها مانند یک مسابقه حساس و پر التهاب است. بیم و امید از مشخص شدن نام هم‌گروه‌ها تا لحظه آخر قرعه‌کشی ادامه دارد.

کیفیت و جایگاه‌ رقبای هم‌گروه، همانقدر که برای تیم‌های تازه وارد به جام جهانی اهمیت دارد، برای بین تیم‌های تراز اول جهان هم مهم است.

اما در خصوص ایران، حساسیت مضاعفی وجود دارد که با هواداران ۳۱ کشور دیگر متفاوت است.

ایرانیان علاوه بر نگرانی از نام و عنوان تیم‌های هم‌گروه، نگران پخش ناقص مراسم قرعه‌کشی جام جهانی‌اند.

یکی از مجریان مراسم قرعه‌کشی خانم ماریا کوماندنایا است و صداوسیما در مواردی که یک زن در مراسم قرعه‌کشی حضور دارد، از پخش کامل خودداری می‌کند.

هر بار دوربین روی بدن آن زن باشد، کارگردان پخش، از تصاویر تکراری استفاده می‌کند یا مجری ایرانی و مهمانان داخل استودیو را نشان می‌دهد.

پس از مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۴ جمعی از کاربران ایرانی به صفحه فیسبوک خانم فرناندا لیما مجری مراسم هجوم بردند.

به زبان فارسی یا انگلیسی، او را سرزنش می‌کردند که چرا حجاب نداشته تا تلویزیون ایران بتواند مراسم را به طور کامل پخش کند.

حتی عادل فردوسی‌پور هم به رغم انتقاد از حملات کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی، مجری برزیلی مراسم را «منشوری» معرفی کرد.

ماجرا ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. کاربران ایرانی از بین عکس‌های خانوادگی فرناندا لیما توانستند نزدیکان او را شناسایی کنند و به صفحات‌شان حمله کنند. این فضا، چند روز تداوم داشت.

در این بین، تعدادی از کاربران ایرانی هم با ارسال پیام در فیس‌بوک فرناندا لیما از او به خاطر رفتار هموطنان‌شان عذرخواهی کردند.

این بار، ماریا کوماندنایا مجری روس مراسم قرعه‌کشی، هدف کاربران ایرانی قرار گرفته‌است.

او به همراه گری لینه‌کر از سرشناس‌ترین مفسران فوتبال دنیا، اجرای مراسم قرعه‌کشی را در مسکو بر عهده خواهد داشت.

درخواست‌ کاربران برای پوشش کامل، به دو زبان فارسی و انگلیسی در اینستاگرام او منعکس می‌شود. برخی حتی با استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه، این درخواست را به زبان روسی می‌نوشتند.

برخی کامنت‌ها با حالت التماس بود. برخی با هدف طنازی نوشته شده بود و تعدادی از کاربران هم پیش از آنکه حتی مراسم برگزار شده باشد، فحاشی می‌کردند که چرا قرار است او مراسم را اجرا کند. لابلای کامنت‌ها، پیام‌های تهدیدآمیز هم به چشم می‌خورد.

ماریا کوماندنایا نیز تصمیم گرفت امکان درج پیام در پست‌های اینستاگرامش را مسدود کند. این حاشیه‌ها با بی‌اعتنایی رسانه‌های رسمی در ایران مواجه شد.

برخی رسانه‌ها قبلاً در موارد مشابه، مقاله‌های انتقادی منتشر می‌کردند اما به نظر می‌رسد از تاثیر انتقادات خود دلسرد شده‌اند.

نکته مهم و دیگر ماجرا این است که هواداران فوتبال در ایران به جای اعتراض به صداوسیما برای تعدیل سیاست‌هایش در سانسور تصاویر، از شهروندان سایر کشورها می‌خواهند که خود را با سلیقه تلویزیون ایران وفق دهند.

No responses yet

Dec 02 2017

مولانا عبدالحمید: فقط اجازه سفر به قم و تهران را دارم

نوشته: در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,مذهب

ابتکار: « متاسفانه اعمال سلیقه در کشور ما زیاد است و هنوز ذهن‌ها بسته هستند و نگاه‌ها تنگ است، تنگ نظری در ایران زیاد است و بسیاری از مسائل از روی تعصب به وجود می‌آید و برخی، تعصب بیجا دارند.» این را مولانا عبدالحمید عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان می‌گوید. وی که معتقد است اهل تسنن در ایران با مشکلات بسیاری مواجه هستند و آنها حتی در تعلیم قرآن به کودکانشان و برگزاری نماز جماعت محدودیت‌هایی دارند، طی ایام انتخابات تمام قد از حسن روحانی حمایت کرد و بنا بر گفته خودش دولت روحانی نسبت به ده دولت پیشین رویکرد مناسب‌تری نسبت به اهل سنت داشته است در گفت‌وگو با«ابتکار» به بررسی شرایط اهل سنت در ایران پرداخته و بعضا از محدودیت‌های خود گفته است که در ادامه می‌خوانید:
در هفته‌ای که گذشت خبر شکست کامل و قطعی داعش از سوی سردار سلیمانی مطرح شد. نظر شما در خصوص این اتفاق چیست؟
در شرایط کنونی آنچه حائز اهمیت است، آسیب‌شناسی این گروه‌ها و جریان‌ها است همه جامعه اسلام از این افراطی‌گری‌ها متضرر شده‌اند و از آن رنج می‌برند. من هم از این خبر خوشحالم و معتقدم که افراط گرایی نباید در جهان اسلام باشد. منتها باید با آسیب شناسی برای آینده بیندیشیم و به فکر آینده باشیم که بار دیگر افراط گرایی از جای دیگر سر بلند نکند. اگر آسیب‌شناسی صورت گیرد، این احتمال به وجود می‌آید که دیگر در جهان اسلام شاهد افراط نباشیم. این را به یاد داشته باشیم که ظلم، تبعیض، فقر، تنگدستی و آسیب‌های اجتماعی هستند که منجر به افراط گرایی می‌شود. این مسائل هستند که باید از بین بروند. برای ریشه کن شدن یک معلول باید به سراغ علت‌ها رفت و باید به این نکته پرداخت که چه علت‌هایی منجر به خشم و افراط‌گرایی می‌شود.
آیا شما معتقدید که این گروه به صورت کامل ریشه کن شده است و دیگر گروهی تحت این عنوان وجود ندارد یا شما هم بر این باورید که این گروه به حیات خود ادامه می‌دهد اما مخفیانه و بسیار محدود؟
من معتقدم که باید تدبیر بیشتری برای این گروه در نظر داشت و مذاکره و گفتمان‌ در این زمینه صورت گیرد و پیگیری شود و همانگونه که گفته شد علل آن آسیب شناسی شود و با آن علت‌ها برخورد داشته باشیم و اگر علت‌ها از بین بروند و کلا می‌توان گفت مشکلات حل می‌شود اما تا زمانی که ظلم، اجحاف و حق‌کشی باشد خطر این گروه نیز وجود دارد. به عنوان مثال تا زمانی که اسرائیل زمین‌های مردم فلسطین را آزاد نکند و گفتمان و مذاکره‎ای میان این دو گروه صورت نگیرد و این اجحاف ادامه داشته باشد، مشکلات آن نیز تداوم می‌یابد و افراط گرایی ریشه‌کن نخواهد شد. به هر حال عده‌ای این مسائل را می‌توانند تحمل کنند اما برخی چنین توانی ندارند. اگر دنیا می‌خواهد با افراط گرایی مبارزه کند باید بداند که تنها راه آن عدالت و گسترش گفتمان و پاپان دادن به زورگویی و تبعیض است. اگر چنین شرایطی فراهم شود دنیا آرامش می‌یابد و دیگر جایی برای افراط گرایی و تندروها نخواهد ماند. در شرایط کنونی علت همچنان باقی است و سردار(سلیمانی) اعلام کردند که ما افراط گرایی داعش را به پایان رساندیم ولی علت کماکان باقی است و تا زمانی که علت باقی است همواره امکان بروز این مشکل وجود دارد و با علت‌ها باید مبارزه کرد و تا نابود شوند.
نمی‌توان ادعا کرد که صرفا گروه‌های سنی هستند که افراط و تندروی می‌کنند اما در سال‌های اخیر جریان‌های تکفیری و تندروی که متولد شدند بیشتر از میان اهل تسنن بوده‌اند، چه اتفاقی رخ می‌دهد که این قرائت از اسلام در میان اهل تسنن صورت می‌گیرد؟
افراط گرایی درهر دو گروه شیعه و سنی وجود دارد ولی این نکته که شما اشاره کردید هم صحیح است که این معضل در میان اهل سنت بیشتر دیده می‌شود. با این وجود، در حال حاضر داخل کشور نیز افراط گرایی و تندروی وجود دارد و این مسئله تندروی نتیجه برخی مشکلات است و عده‌ای از افراد عصبی و خشن هم در این میان هستند که یک سری برداشت‌ها از ظاهر قرآن عظیم‌الشان می‌کنند و علم راسخ ندارند که این برداشت‌ها را با سایر آیات قرآن و یا با روایات تطبیق دهند و از ظاهر آن استفاده می‌کنند و از روی آن استدلال می‌کنند و ایجاد مشکل می‌کنند. این در حالی است که باید تمام آیات و احادیث را بررسی کرد و در مرحله بعدی زندگی و سیرت حضرت رسول(ص) را به عنوان معیار قرار داد و باید دید که آن حضرت چگونه عمل کرده است، مجموع تمام این‌ها ما را به حقیقت می‌رساند.
به مسائل داخل ایران بپردازیم؛ شما در دو دوره انتخابات از روحانی حمایت کردید و تاثیر بسیاری هم بر نتیجه انتخابات داشتید، این حمایت از کجا شروع شد و چگونه رخ داد؟
علت حمایت من از آقای روحانی این بود که وی بهتر می‌توانست به مشکلات ایران اسلامی رسیدگی کند، نگاه و اولویت ما ملی بود و پس از آن رسیدگی به مسائل اقوام و مذاهب را مدنظر داشتیم و من به تهران آمدم و مشکلاتی که در چند سال گذشته بود با وی بازگو کردم و گفتم که در چند سال گذشته چه مشکلاتی داشتیم و مطرح کردم که در آینده اگر پیروز شدید باید به این‌ها رسیدگی کنید. مردم هم به آقای روحانی رای دادند و اکنون از آقای روحانی انتظاراتی دارند و ایشان هم باید به این خواسته‌ها رسیدگی کند، مخصوصا به خواسته اهل سنت و مناطق سنی‌نشین که تبعیض‌ها و مشکلات بسیاری دارند و در همه اداره‌ها جای براداران اهل سنت خالی است اگر هم باشد بسیار اندک است. با چنین شرایطی، عدالت اجرا نمی‌شود. تبعیض یکی از بدترین پدیده‌ها است و در دنیا بدترین آسیب‌ها را دارند. هر جا گرسنگی، تنگدستی، فقر و بی‌سوادی وجود داشته باشد، مشکلات نیز به وجود می‌آید و
مهم ترین خواسته اهل سنت این است که تبعیض رفع شود و به عنوان مثال اداراتی که در مناطق سنی‌نشین وجود دارد کارمندان سنی خود را افزایش دهند. در مجموع، باید تعادلی میان اقوام و مذاهب ایجاد شود و این‌ها کنار یکدیگر قرار گیرند و باهم بتوانند مناطق را اداره کنند. کارمندانی که آنجا هستند باید تناسبی در بدنه ادارات به وجود بیاورند تا این مناطق توسعه یابند و نگرانی جامعه اهل سنت نیز همین است که نتوانستند این کار را صورت دهند. آقای روحانی به وزارتخانه‌ها توصیه‌هایی فرموده تا توجه و رسیدگی کنند و ما هم از آن اطلاع داریم. در حال حاضر، انتظار می‌رود که شخص آقای روحانی آستین همت بالا بزند و خود در این زمینه اقدامی صورت دهد، چراکه این دومین بار است که اقوام و مذاهب امیدوار می شوند و به آقای روحانی رای می‌دهند. شاید تمام مشکات حل نشود اما اگر بخشی از آنها نیز رفع شود، امیدواری مردم را با خود به همراه می‌آورد. در این میان دستور و پیام مقام معظم رهبری نیز بسیار موثر بود این بهترین استدلال است که بتوانند قدم‌های جدی در مناطق کشور بردارند تا تبعیض‌های موجود میان‌اقوام و مذاهب به ویژه اهل شیعه و سنی برداشته شود.
شما از اوایل انقلاب دولت‌های مختلفی را دیده‌اید، به نظر شما بهترین و بدترین دولت در برخورد با اهل سنت کدام هستند؟
توجه دولت آقای روحانی بهتر از گذشتگان است. در گذشته هم برخی خوب بودند و برخی چنین نبودند. اهل سنت در برخی دولت‌ها فشارهایی را متحمل شد اما مجموعا آقای روحانی نسبت به سایرین بهتر عمل کرده است و انتظار جامعه اهل سنت و بسیاری از اقوام این است که با قدرت و توان بیشتری عمل کند. چنین رویکری منجر به اتحاد ملت ایران می‌شود و به نفع همه مردم ایران خواهد بود. اعتقاد ما بر این است که باید به مردم ایران توجه کرد و ایرانی‌ها را مدنظر داشته باشند. در ایران ایرانیان غیرمسلمان که پیرو ادیان دیگری هستند نیز زندگی می‌کنند و ما معتقدیم که باید به سایر ادیان نیز به شایستگی توجه شود، توجه باید براساس شایستگی و توانمندی اشخاص باشد تا از توان تمام اقوام و مذاهب استفاده شود.
مذاهب عامه از مذاهب تایید شده در قانونی اساسی است؛ پس چرا این همه مشکل و تبعیض وجود دارد؟
متاسفانه اعمال سلیقه در کشور ما زیاد است و هنوز ذهن‌ها بسته هستند و نگاه‌ها تنگ است، تنگ نظری در ایران زیاد است و بسیاری از مسائل از روی تعصب به وجود می‌آید و برخی، تعصب بیجا دارند. ما ایرانی هستیم و اعضای یک خانواده محسوب می‌شویم، در یک خانواده گرایشات مختلفی وجود دارد، چه ایرادی دارد؟ گرایش هرکس مختص به خود فرد است و این مسئله‌ای میان آن فرد و خداوند است و نباید بین اعضای یک خانواده که همان ملت ایران است تفاوتی قائل شد. ما باید هم به اسلام و هم ایران فکر کنیم و نباید تنها به مذهب و برداشت‌های فقهی بیندیشیم. اگر این تعصبات از ایران برود، آوازه محبوبیت نظام جمهوری اسلامی در تمام دنیا خواهد پیچید و جایگاه ایران بالاتر خواهد رفت.
سال‌ها است که میان اهل سنت و تشیع اختلاف و درگیری وجود دارد؛ به نظر شما ریشه این اختلافات در کجا است؟ تا چه حدی از این قبیل اختلافات را منطقی و معقول می‌دانید؟
بیشتر اختلافات فرقه‌ای و ریشه در مسائل سیاسی دارد و اختلافات سیاسی سبب شده‌اند که بسیاری به مذهب متوسل شودند و اختلافات فرقه‌ای و مذهبی بالا رود، اگر اختلافات سیاسی کنترل شوند اختلافات مذهبی نیز کم می‌شود. در حال حاضر اختلاف مردم عراق و سوریه را در نظربگیرید،اگر ملت عراق و سوریه کنار دولت‌های شان قرار گیرند و دولتی فراگیر تشکیل دهند و سایر کشورها هم یاری برسانند، امنیت برای همیشه در این منطقه ایجاد می‌شود. افراط گرایی هم برای همیشه از بین خواهد رفت. سوریه و یمن نیز همین طور است، اگر مردم یمن اختلافات را کنار بگذارند و دولتی فراگیر تشکیل دهند و باهم مصالحه کنند یمن نیز امینت لازم را به دست می‌آورد. گفتنی است که بیشتر اختلاف دولت‌ها و سیاست‌های آنها منجر به این وضعیت شده است. اگر دولت‌ها کنار هم بنشینند و با هم مذاکره داشته باشند، تمام مشکلات جهان اسلام حل می‌شود.
گاهی مشکلات و اختلافات با گفت‌وگو قابل حل نیست. به عنوان مثال ما دیپلماسی بسیار فعالی داریم اما عربستان حاضر به مذاکره با ما نیست و همچنان اختلافات و مشکلات میان ما و آنها پا برجا است. فکر می‌کنید این مشکل به چه دلیل ایجاد شده است؟
متاسفانه این دولت‌ها با اشخاص دیگری همراهی می‌کنند و توسط همان گروه تحریک می‌کنند و برخی نمی‌خواهند که دولت‌های اسلامی کنار هم باشند، چراکه منافع آنها در اختلاف دولت‌های اسلامی است و باید برای این معضل نیز راه حلی پیدا کرد و به هر حال دیگران باید میانجی‌گری کنند و باید تلاش کرد تا این مسئله به گونه‌ای رفع شود.
وضعیت داخلی اهل تسنن به چه صورت است. به هرحال آنها هم مانند دیگر مذاهب قطعا با مشکلات داخلی مواجه‌اند. در میان خود با چه مشکلات و اختلافاتی روبرو هستند؟
مشکلاتی که اهل سنت دارند تنها همین است که باید بتوانند باهم در ارتباط باشند زیرا رابطه اهل سنت کمی ضعیف است و در کشور ما تنگ نظری‌هایی وجود دارد که تحمل ندارند که اهل سنت باهم در ارتباط باشند. در غیر این صورت اختلاف دیگری به آن صورت در میان اهل تسنن وجود ندارد و ما از نظر فکری حنفی و شافعی هستیم و اختلاف بنیادینی نداریم و آنچه که مشاهده می‌شود قابل تحمل است و اهل سنت ما به سمت افراط گرایی نرفته است و با تندروی همراه نشده است. البته برخی زمینه‌ها وجود داشت اما در مسیر اعتدال نوعی ارتباط برقرار شد و همین ارتباط منجر به آرامش شد، چراکه در حال پیگیری حق خود هستند و به این مسئله توجه می‌شود، در چنین شرایطی خوشحال هستند که این پیگیری جواب خواهد داد و جوابی هم که مقام معظم رهبری به اهل سنت دادند منجر به تسکین و تسلی شد و فرمان مقاوم معظم رهبری در کشور عملی خواهد شد. لذا در مجموع اهل سنت باهم هماهنگی لازم را دارند و در انتخابات اخیر نیز بسیار منسجم عمل کردند.
شما برای برگزاری مراسم های دینی با مشکلی مواجه هستید؟
بله؛ مشکل داریم.اهل سنت برای تعلیم قرآن به فرزندان خود و برای برگزاری نماز در برخی مناطق مشکلاتی دارند، البته در برخی موارد مشکلی وجود ندارد اما همچنان این دغدغه پابرجاست که ممکن است به صورت ناگهانی منع شوند. برگزاری نماز عید در کلانشهرها شرایط بهتری دارد اما هنوز مشکلاتی وجود دارد . این مسئله نیازمند توجه بیشتر دولت است که این دغدغه نیز رفع شود تا اهل تسنن هم مراسم دینی خود را به جای بیاورند. قطعا چنین اقدامی تاثیر زیادی در میان اهل سنت و جلب رضایت آنها خواهد داشت.
صحبت‌هایی در خصوص محدودیت تردد شما نیز مطرح شد؛ آیا این صحت دارد؟
بله، در تهران و سیستان و بلوچستان و قم مشکلی ندارم اما برای استان‌های دیگر محدودیت‌هایی وجود دارد. مثلا مدتی قبل می‌خواستم به خراسان بروم و در تشییع جنازه‌ای شرکت کنم، برخی اشخاص با من تماس گرفتند و از من خواستند که در این مراسم شرکت نکنم و این مشکلات در سایر استان‌ها وجود دارد. من امیدوارم با تدبیر مسئولان دلسوز مشکلات این چنینی رفع شود و من به عنوان یک ایرانی فارغ از شیعه و یا سنی بودن مشکلی برای تردد نداشته باشم و برای من شیعه و سنتی تفاوتی ندارد.
به صورت رسمی به شما چیزی گفته نشده است؟
نه هنوز هیچ حکمی به صورت رسمی به من ابلاغ نشده است و معمولا به صورت غیررسمی اعلام می کنند که نمی توانم به یک شهر برم.
به نظر شما دلیل اینکه اجازه ورود به مشهد را نداده‌اند، چیست؟
به هر حال من اگر به مشهد بروم، چند نفری اطراف من جمع خواهند شد و این مسئله را نمی‌توانند تحمل کنند و به شهر دیگری رفتم و به من گفتند که شما هماهنگ نکرده اید. من هم گفتم روزانه هزاران ایرانی به این شهرها می‌آیند و هیچ کدام هم هماهنگ نمی‌کنند. گفتند شما فرد عادی نیستید و باید هماهنگ کنید. گفتند من که می‌آیم هزاران نفر دور من جمع می‌شوند و ممکن است چیزی بگویم که خواشایند برخی جریان‌ها و نهادها نباشد. من مشکلی با هماهنگی ندارم اما فکر می‌کنم با هماهنگی هم مشکل دوستان حل نخواهد شد.
اخیرا شما با ناطق نوری هم دیداری داشتید، محوریت این دیدار چه بود؟ چرا چنین دیداری انجام شد؟
اعتقاد من به این است که ما با همه بزرگان کشور رفت و آمد و دیدار داشته باشیم به همین منظور، به خدمت ایشان رفتیم و در خصوص برخی مسائل صحبت کردیم و نظرات ما به هم نزدیک بود. وی اصولگرای معتدل است و مسیر ما هم اعتدال است و جلسه دوستانه‌ای داشتیم و ما از تمام کسانی که نفوذ دارند، کمک می‌خواهیم تا توصیه کنند که به تمام اقوام ایرانی رسیدگی شود و از نفوذ این افراد باید در جهت بهبود شرایط استفاده کرد.
رابطه شما با قم به چه صورت است؟ با کدام یک از علما مراوده دارید؟
مشکلی وجود ندارد و با هم رفت و آمد داریم. من چندین بار به استان قم رفته‌ام و به حضور مراجع رسیده ایم و در حوزه علمیه قم حضور داشته‌ام و کنفرانس‌هایی که آیت الله مکارم شیرازی ترتیب داده بودند حضور داشتم و سفرهای موثری بودند. درمجموع، مشکلی وجود ندارد. گاهی اوقات گزارش‌های غلطی به آنها می‌رسد و برخی می‌خواهند که مراجع را تحریک کنند. ولی وقتی باهم صحبت می‌کنیم متوجه می‌شویم مشکلی در میان وجود ندارد و این دیدارها بسیار موثر است.
منظور شما از گزارش‌های غلط چیست؟ چه کسانی چنین گزارش‌هایی را به علمای قم منتقل می‌کنند؟
افراد افراطی و تندرویی هستند که به دلیل حفظ موقعیت خود و سوءاستفاده گزارش‌هایی را منتقل می‌کنند. مثلا مدتی قبل گزارش‌هایی خدمت آیت الله مکارم شیرازی نیزداده بودند که اهل سنت منازل شیعیان را می خرند و می‌خواستند مسئله اسرائیلیان و یهودیان را به میان بیاورند و ما به خدمت وی رفتیم و گفتیم که چنین مسئله‌ای اصلا وجود خارجی ندارد و برای ما شیعه و سنی معنایی ندارد و ما هر دو را به یک چشم نگاه می‌کنیم و با یکدیگر مراودات تجاری داریم و در مراسم عزا و عروسی یکدیگر شرکت می‌کنیم. من در ادامه گفتم که اگر باور نمی‌کنید بروید و از عزیزان شیعه ما در آن مناطق سوال بپرسید. برخی افراد متعصب بودند که این قبیل گزارش‌ها را به مراجع تقلید منتقل می‌کردند و هدف آنها تنها تحریک بود و ماموریت داشتند که این اقدام را صورت دهند و این مسائل خنثی شده است و مسائلی مانند اینکه می‌گفتند اهل سنت زمین می‌خرند و یا اینکه به دنبال ترویج شریعت خود در مشهد هستند کذب محض است و اصلا در تصور کسی نیست. برخی نیز گفتند که اهل سنت می‌خواهند که با آوردن فرزند اکثریت جمیعت را در آینده تشکیل دهند این نیز کذب و دروغ است، ما نیز در میان شما زندگی می‌کنیم در میان اهل سنت نیز خانواده‌ها یک و یا دو فرزند دارند و بیشتر خانواده‌ها حتی فرزندی ندارند. تمامی این گزارش‌ها اشتباه بود.
با توجه به اینکه در کشوری شیعه زندگی می‌کنید، مسلما شما هم با مراسم دینی شیعیان روبرو شده اید، در برخی از این مراسم‌ها مسائلی مطرح می‌شود که چندان باب میل اهل سنت نیست، رویکرد اهل تسنن و شما نسبت به این مراسم چیست؟
در برگزاری مراسم‌های مذهبی هم شیعه و هم سنی باید آزادی عمل وجود داشته باشد، هر کسی اعتقادی دارد و سعی کنند به عقاید یکدیگر توهین نکنند و نفس مراسم را مدنظر داشته باشند در چنین شرایطی مشکلی به‌وجود نمی‌آید.
خواسته ما هم این است که عزیزان شیعه آزادانه مراسم خود را برگزار کنند.اگر مراعات برخی مسائل را بکنند در مجموع مشکل خاصی وجود ندارد.
در زاهدان مراسم عاشورا نیز برگزار می‌شود و در تامین امنیت آن همراهی می‌کنیم.
آیا شما در مراسم عاشورا شرکت می‌کنید؟
یکی از دغدغه های ما در ایام محرم این است که دشمنی بیاید و مشکلی در برگزاری مراسم مربوط به عاشورا ایجاد کند. بنابراین بعد از اینکه این روزها می‌گذرد آسوده خاطر می‌شویم که مشکلی به وجود نیامد. چراکه دشمن از این موقعیت ها سوءاستفاده می‌کند. در آخرین مراسمی که مربوط به محرم بود هم عده‌ای از تهران آمده بودند و در مراسم ما شرکت کردند و وقتی صحبت‌های ما را درخصوص قیام شنیدند، بسیار تعجب کردند.
در ماه‌های اخیر اتفاقاتی در عراق افتاد و کردها به دنبال استقلال بودند و یا مسائلی در کشورهای حاشیه خلیج فارس به وجود آمد، آیا شما در این مسائل نیز ورود پیدا می‌کنید؟
ورود عملی نداریم، وسیله ما رسانه‌ها هستند و من از همین طریق آنها را به خویشتن‌داری، نشست و مذاکره دعوت می‌کنم. احساسات دیگران را تحریک نکنند و خودداری کنند و این صحبت‌ها توصیه‌های عمومی ما است و ما در این ارتباطات احتیاط می‌کنیم و ترجیح می‌دهیم که مقامات کشورها را در جریان بگذریم و اگر قرار باشد که من ارتباطی با این کشورها برقرار کنم قطعا وزارت امور خارجه کشور را در جریان می‌گذاریم.
شما اجازه خروج از کشور را دارید؟
مشکل زیادی وجود ندارد البته ما احتیاط می‌کنیم و به سفرحج عمره رفتم و برای این موضوع در دبی نیز توقف داشتم تا بتوانم در کنفرانسی که در مکه برگزار می‌شد شرکت کنم. در گذشته اتفاق افتاده بود که در برخی از کشورها کنفرانس‌هایی از این دست برگزار می شد که مایل به شرکت در آنها بودم اما دوستان راضی به این اتفاق نبودند و من نیز نرفتم.
منظور شما نهادهای داخلی است؟
بله نهاد داخلی مخالفت کردند.
کدام یک از نهادهادر این مسئله دخالت می‌کند؟
بهتر است اسمی برده نشود. فقط همین قدر بگویم که برخی ارگان‌ها تمایلی به مسافرت های داخلی و خارجی من ندارند

No responses yet

Nov 27 2017

دوچرخه‌سواری زنان در مجامع عمومی جایز نیست

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: رهبر جمهوری اسلامی در مورد دوچرخه سواری زنان اعلام کرد که دوچرخه‌سواری آنان در مکان‌های عمومی«جایز نیست».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آیت‌الله علی خامنه‌ای در پاسخ به استفتایی که روز یکشنبه پنجم آذر در این خبرگزاری منتشر شد، همچنین تاکید کرد که دوچرخه‌سواری زنان «در جایی که در معرض دید نامحرم است، جایز نیست».

روزنامه وقایع اتفاقیه روز چهارم شهریور سال گذشته به نقل از یکی از اعضای واحد «استفتائات» دفتر رهبر جمهوری اسلامی درباره «حکم دوچرخه‌سواری زنان بالغ» نوشته بود که آیت‌الله خامنه‌ای «درباره دوچرخه‌سواری و موتورسواری می‌فرمایند در صورتی که به‌گونه‌ای نباشد که جلب نظر نامحرم شود یا مفسده‌ای به آن مترتب نباشد جایز است، بنابراین باید شخص توجه کند که در چه شرایطی اقدام به دوچرخه‌سواری می‌کند و این کار چه صورتی دارد. اگر نکات گفته‌شده رعایت شود، جایز است».

با این حال، سایت‌های نزدیک به اصولگرایان، سخنان رهبر جمهوری اسلامی در روز هشتم دی سال ۷۵ در دیدار با مسئولان سازمان تربیت بدنی را منتشر کردند که گفته بود، دوچرخه‌سواری «دخترها در خیابان‌های تهران … مناسب نیست» و در ورزش « تبرج و خودنمایی زن ممنوع است».

به گزارش جام جم آنلاین، شهیندخت مولاوردی، معاون وقت زنان رئیس جمهوری، نیز در روز پنجم شهریور سال گذشته در توئیتی نوشت: «طبق اعلام دفتر رهبر انقلاب دوچرخه سواری بانوان با رعایت موازین شرعی بلامانع است».

با این وجود، نیروی انتظامی تهران کمتر از دو هفته بعد در روز ۱۶ شهریور سال ۹۵ از برگزاری برنامه دوچرخه‌سواری گروهی «خانوادگی» که بنا بود در قالب کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» اجرا شود، جلوگیری کرد.

کمپین «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» از سوی فعالان محیط زیست استان اراک مطرح شد که حمایت سازمان محیط زیست ایران را به همراه داشت. این سازمان حتی اعلام کرد که برای خرید دوچرخه وام پرداخت می‌کند.

در روز پنجم مرداد سال ۹۵ هم پس از مخالفت ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مسجد جامع شهر مریوان، با دوچرخه‌سواری زنان، نیروی انتظامی این شهر دوچرخه تعدادی از زنان شرکت کننده در برنامه «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» را توقیف و تعدادی از آنان را بازداشت کرده بود.

پس از این اتفاق، بیش از یک هزار تن از مردم مریوان و فعالان مدنی با امضای نامه‌ای خطاب به معاونت زنان ریاست جمهوری و مقام‌های محلی، به ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در این شهر اعتراض کردند.

پس از آن هم گروهی از زنان تهرانی روز دوم شهریور سال ۹۵ با حمل پلاکاردهایی از سخنان منتسب به رهبر جمهوری اسلامی با این عنوان که «دوچرخه‌سواری زنان، هم شرعی است هم قانونی»، در خیابان ولی‌عصر و انقلاب دوچرخه‌سواری کردند.

در این میان، در پی ممانعت‌ها و افزایش انتقاد‌ فعالان مدنی از اعمال محدویت‌ علیه دوچرخه سواری زنان٬ دفتر آیت‌الله خامنه‌ای روز ۲۰ شهریور سال ۹۵ در پاسخ به استفتای خبرگزاری فارس اعلام کرد که «دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و در منظر نامحرم، غالبا موجب جلب نظر مردان و در معرض فتنه و به فساد کشیده شدن اجتماع و منافی با عفت بانوان است و لازم است ترک شود و در صورتی که در منظر نامحرم نباشد اشکال ندارد».

فتوای رهبر جمهوری اسلامی درباره ازدواج موقت در فضای مجازی

به گزارش خبرگزاری ایسنا، رهبر جمهوری اسلامی همچنین در پاسخ به استفتایی اعلام کرد که زنان و مردان مجرد «برای حلال شدن رابطه مجازی» می توانند به صورت تلفنی، صیغه ازدواج موقت بخوانند و برای خواندن این صیغه، شناختن طرف مقابل لازم نیست و «همین که در عقد، مخاطب شما معلوم باشد، کفایت می کند».

دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه «آیا خواندن صیغه عقد موقت در فضای مجازی ـ برای حلال شدن رابطه مجازی ـ صحیح است؟» نوشت که از نظر او، «نوشتن کافی نیست اما خواندن عقد به صورت تلفنی و امثال آن با رعایت شرایط لازم اشکال ندارد».

وی درعین حال اعلام کرد که «یکی از شرایط این است که بنابر احتیاط واجب، در ازدواج با دختر باکره، اجازه پدر یا جدّ پدری او لازم است و بنابر احتیاط بدون آن عقد صحیح نیست».

رهبر جمهوری اسلامی پیش از این نیز در پاسخ به استفتایی درباره شوخی زنان و مردان با یکدیگر در فضای مجازی و«فالو و لایک» کردن «جنس مخالف» اعلام کرده بود که «به طور کلی ارتباط با نامحرم» که امکان«وقوع حرام» داشته باشد، «جایز نیست».

برخی دیگر از مراجع تقلید شیعه نیز پیش از این در این باره فتواهای مشابهی را اعلام کرده‌اند.

درهمین حال، نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای بارها از تاثیرات فضای مجازی در ایران انتقاد کرده‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی روز ۱۴ شهریور سال ۹۴، در حکم انتصاب اعضای جدید شورای عالی فضای مجازی، مأموریت‌هایی چون «سالم‌سازی فضای مجازی»، «تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات» و «ممانعت از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی» را برای این شورا تعیین کرده بود.

No responses yet

Nov 26 2017

سادات ایران (۳)؛ احترام همراه با ترس

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


«حالا فرض کنیم من همه این ملخ‌ها را از بین بردم. پس این ملخ‌های عمامه به سر را چه کنم؟» (مجله «ملا نصرالدین» ۱۲ مه ۱۹۱۷)
رادیوفردا: نوشته زیر سومین بخش از چکیده رساله‌ای است به قلم ایرانشناس معروف هلندی-آمریکایی ویلم فلور در باره نقش اجتماعی و سیاسی سید‌ها در ایران دوره قاجار که در سال ۲۰۱۶ در مجله «مطالعات ایرانی» منتشر شده است.
چکیده فارسی این بررسی در چهار بخش به خوانندگان تارنمای «رادیو فردا» ارائه می‌شود:
(۱) یعنی چه «سیّد»؟ راه تشخیص سید‌ها
(۲) سید‌های دروغین، تعداد آنها
(۳) احترام همراه با ترس
(۴) اشتغال سید‌ها و منبع درآمد آنان
ترس از سید‌ها
احترام بیش از حد، اغلب ترس هم ایجاد می‌کند. هیوم-گریفیث در سال ۱۹۰۹ می‌نوشت «ایرانیان که سیدها را همچون شخصیت‌های مذهبی در نظر می‌گیرند، از هرگونه مخالفت با سید‌ها و رنجاندن آنها هراس دارند» (۱۸). بریکتو (همانجا) می‌نویسد که روستاییان خوششان نمی‌آید که در روستای آنها سید‌ها هم زندگی کنند. این هم شگفت انگیز نیست. چه کسی می‌خواهد برای محصول کار و زحمتش «شریک مفت» داشته باشد؟ در عین حال آنها فکر می‌کنند که به هرحال هم احوال خوب و هم احوال بد یک سید در روستای آنها می‌تواند برای «دنیا و یا آخرت» عواقب ناخوشایندی داشته باشد.
سیدها در میان ترکمن‌های ایل یوموت مقام ویژه‌ای داشتند. هنگامی که یک بار راهزن‌های یوموت با تصور یغمای ایل «گوکلان» گوسفندهایی را دزدیده بودند، کاشف به عمل آمد که آن گوسفند‌ها متعلق به سید محل بوده است که ترکمن‌ها «خواجه» می‌نامند. بعد از این جریان هم «خواجه سید» محل به سراغ ترکمن‌های یوموت آمده خواستار برگرداندن گوسفندهایش گشت و ترکمن‌های وحشتزده با هزار «توبه، توبه» و طلب بخشایش، گوسفند‌های سید را پس دادند (ییت، همانجا.)

به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده و می‌گفته «من سردم هست!» این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

اما مقام و منزلت همه سید‌ها یکسان نیست. جیمز فریسر (۱۹) در «سفرنامه کردستان و میانرودان» خود که در سال ۱۸۴۰ چاپ شده، می‌نویسد مقام آنها وابسته به شهرتی که درمورد کارهای خارق‌العاده به هم زده‌اند، بالاتر و یا پایین‌تر است. به گفته فرایزر در آن ولایات یکی از بلندپایه‌ترین سیدها، کسی بوده که گویا وارد تنوری با هیزم‌های آتشین و سرخ رنگ می‌شده، تکه‌های سوزان هیزم را به دست می‌گرفته و بدون آنکه دست و یا بدنش بسوزد، می‌گفته «من سردم هست!» آنگاه سید مزبور بدون آنکه نقطه‌ای از بدنش سوخته باشد از درون تنور بیرون می‌آمده است. این داستان باعث اوج گرفتن شهرت و نفوذ آن سید محل گشته، اما فرایزر در اینجا محتاطانه این را هم علاوه می‌کند که طبیعتا هیچ کس شخصا سید نام‌برده را در درون تنوری سوزان ندیده بود.

البته سیدها هم از داستان‌های خوف‌انگیز که باعث افزایش نفوذ و اعتبارشان می‌شد، خوششان می‌آمد، اما هنگامی که شخصی به این داستان‌ها باور نمی‌کرد و به آن محلی نمی‌گذاشت، رفتار سید‌ها بر می‌گشت. مثلا در سال‌های ۱۸۹۰ راهزنی در آذربایجان بود که امن و امان مردم را گرفته بود. اما هرچه می‌کردند، نمی‌توانستند راهزن نامبرده را دستگیر کنند. بالاخره «سیدی وعده داد که در ازای پانصد تومان با خواندن دعایی باعث بازداشت راهزن مزبور شود» (۲۰) اما راهزن سر گردنه از این تهدید‌ها نترسید، چرا که سربازان محل با او همدست شده بودند. در نتیجه راهزن مزبور با شلیک گلوله‌ای به وسط دو چشم سید، او را از پا درآورد.

سید‌ها بخت خود را با «فرنگی‌ها» هم آزمایش می‌کردند تا شاید پولی از آنها دسترس کنند. فلویر در بلوچستان به دو سید مسن و جاافتاده برخورده بود که با توپ و تشر می‌خواستند از او پولی بگیرند. فلویر هم عوض جا زدن و پرداختن پول، خود به توپ و تشر نسبت به آن دوسید پرداخته بود. وقتی آن دو این اوضاع را دیده بودند، این بار شروع به تمنا و خواهش پول کرده بودند که در نتیجه فلویر حتی بیشتراز مقدار درخواستی آنها پولی پرداخته، کار را با خوشی پایان داده بود (۲۱).

مردها خواهان ازدواج با زنان سیده نبودند، چرا که فکر می‌کردند که آنها توقعات بیش از حدی دارند. اما خانواده‌ها مایل بودند دختر خود را به عقد سیدی بدهند و حتی مهریه هم نخواهند و مخارج عروسی را هم خودشان تقبل نمایند، زیرا امتیاز و فواید ازدواج با یک سید آشکارا بیشتر از غیر سید‌ها بود.

موسر به شکل مبالغه‌آمیزی می‌نویسد «هر کسی که عمامه سبز بر سر دارد، باید حقه باز باشد.» (۲۲) اما مالکلم این تشخیص را «نسبی» کرده علاوه می‌کند که سیدها و ملاها بعنوان فرد، محترم بودند، گرچه بعنوان یک قشر کسی به آنها حرمت نمی‌کرد.

فریر که آشنایی نزدیکی با رفتار و عادات سیدها داشت، می‌نویسد: «سیدها بدترین زالوهای مردم هستند. مردم مجبورند خرج زندگی آنها را تامین کنند. هیچ کس به درجه سیدها نادان نیست، اما آنها هرقدر هم غیر قابل تحمل باشند، مردم جسارت نمی‌کنند توقعات آنها را رد کنند.» (۲۳)

درباره اینکه خمس که نوعی مالیات اسلامی است، به سید‌ها تعلق می‌گیرد یا نه، چندین حدیث گوناگون و حتی متضاد وجود دارد. اما در عمل در میان شیعیان، خمس، هم به روحانیون و هم به سید‌ها پرداخت شده است، تا جاییکه به قول سایکس حتی گفته می‌شد «دادن خمس به یک سیدِ مست ثواب بزرگتری از دادن صدقه به محتاج‌ترین گدایان است.» (۲۴) از این جهت بسیاری گدایان حرفه‌ای ادعا می‌کردند که سید هستند و در کوچه به عابرین می‌گفتند «من سید اولاد پیغمبر هستم و دادن صدقه به من واجب است» (دونالدسون، همانجا.) نتیجه این وضع آن بود که بقول مالکلم «بخش بزرگی از کمک‌های خیریه در ایران صرف طبقه‌ای گدا می‌شود که از هر نگاه باری بر دوش جامعه شده است.» (۲۵)

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید.

اما سید‌ها فقط در کوچه و بازار «گدایی محترمانه» نمی‌کردند. آدامز می‌گوید «سیدهای محترم تر در خانه خودشان می‌نشینند و مردم دور و بر به آنها طبق‌های میوه، قهوه، چایی همراه با پول می‌فرستند. و اگر مردم خودشان این کار را نکنند، سیدها نوکری را می‌فرستند تا آنچه را که نیاز دارند از مردم گرفته، بیاورند.» (۲۶) آنها در ضمن کوشش می‌کردند این صدقه‌ها و هدایا بطور منظم و هرماه صورت گیرد تا وقفه‌ای در درآمد ماهانه آنها به وجود نیاید. با این ترتیب در بسیاری شهر‌ها فرد مرفه و ثروتمندی نبود که معاش یکی دو سید را به‌طور منظم نپردازد. سید‌های «دون‌پایه‌تر» وقتی در روستاها فصل خرمن می‌شد، خود را به دهات می‌زدند. دروویل می‌نویسد: «آنها پیش کدخدای ده می‌روند که آمدن سید‌ها را افتخاری بزرگ می‌شمارد. بعد کدخدا یک نفر را به ده می‌فرستد تا با صدای بلند خبر آمدن سید‌ها را به اهالی جار زده از مردم بخواهد که آماده ارائه نذر و خیرات و پیشکش‌های خود باشند… همه آن «سهمیه‌های سید» از قبیل گندم، جو، کره، پنیر، پول، سکه نقره و غیره در خانه کدخدا جمع‌آوری می‌شود. بعد سیدها، کدخدا و ریش‌سفیدان ده در خانه کدخدا جمع می‌شوند و او از سیدها خواهش می‌کند که هدایای آنها را قبول بفرمایند و آنها هم طبیعتا این کار را می‌کنند…» (۲۷)

شیوه طلب پول از سوی سیدها اغلب تا حد گستاخی و بی احترامی پیش می‌رفت. فریر یک بار در خانه یک امیر لشکر مهمان بود که ناگهان خود را در محاصره چندین سید سمج می‌یابد که تلاش می‌کردند با هزار بهانه از او پول بگیرند. او می‌نویسد: «اگر کسی خود به تجربه ندیده باشد، امکان ندارد بتواند اندازه بی‌شرمی این مدعیان تبار پیغمبر را تصور کند» (فریر، همانجا).

– این قبر ویرانه متعلق به چه‌کسی است؟
– متعلق به نویسنده مشهور میرزا فتحعلی (آخوندزاده)
– پس آن قبر با گنبد مال کیست؟
– مال یک سید…
کاریکاتور از مجله «ملانصرالدین» ش. ۳، یکم ژانویه ۱۹۱۳

اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند.

اما اشتباه خواهد بود اگر تصور کنیم که همه سیدها گستاخ بودند و یا همه آنها از راه گدایی و کلاهبرداری پول مردم را از جیبشان بیرون می‌آوردند. مخصوصا از اوایل سده بیستم به بعد سیدهای بسیاری هم بودند که مانند دیگران مشغول کارهای عادی و زندگی معمولی بودند و با مردم عادی و حتی با خارجیان غیر مسلمان با مهربانی و نیکی رفتار می‌کردند. بسیاری سید‌ها اصولا ضدخارجی و یا متعصب مذهبی نبودند و حتی در بسیاری موارد به خارجی‌ها کمک هم می‌کردند. مثلا در اصفهان سیدی بنام محمد حسین بود که یک گیاهشناس فرانسوی بنام اوژن بوره را از پیگرد ارامنه خشمگین جلفا رها کرد، چرا که گیاهشناس فرانسوی گویا می‌خواسته ارامنه ارتدکس را به مذهب کاتولیک رُم جلب کند. محمد حسین، گیاهشناس فرانسوی را ابتدا در خانه‌اش در اصفهان پنهان کرد و سپس به او کمک کرد تا از طریق انزلی به خارج فرار کند. (۲۸)

دیولافوی می‌نویسد که تا سال‌های ۱۸۸۰ سنت «به تور انداختن» مردم و گرفتن پول آنها دیگر از رواج افتاده بود. با اینهمه سید‌ها در شهرهای بزرگ مانند اصفهان که سیدش زیاد بود، نفوذ معینی میان دکانداران متوسط داشتند، چرا که آنها برخلاف مردم متمول طبقه بالاتر، چندان نمی‌توانستند در مقابل سیدها مقاومت و مخالفت کنند. (۲۹) از سوی دیگر حتی برخی علمای روحانی مانند محمد مهدی نراقی طبقه موروثی سادات را بخاطر آنکه همگی خود را معصوم و مقدس می‌پندارند، مورد انتقاد قرار می‌داد، اگرچه این قبیل روحانیون استثناء به شمار می‌رفتند (همانجا).

از قرن بیستم به بعد که ‌اندیشه‌های تجدد و مدرنیسم گسترش یافت، طرز پوشاک دگرگون شد، تحصیل عمومی و سرتاسری شد و دیگر تحولات اجتماعی صورت گرفت، این قبیل عادت‌ها و سنت‌ها مانند پرداخت «حق سید» و غیره میان تحصیلکردگان به تدریج کاهش یافت، اما طبقات پایین و باصطلاح «توده مردم» برای ده‌ها سال از این قبیل عادات و سنت‌های خود دست بردار نبودند.

میرزا علی معجز شبستری که همه اشعار خود را به ترکی آذری می‌نوشت و برخی اشعارش را در مجله «ملا نصرالدین» هم منتشر می‌کرد، در شعر «سید» (۳۰) گدایی کردن و زندگی «ذلت‌آمیز» و فقیرانه سید‌های جوان را که نمی‌خواستند مانند مردم عادی دنبال کسب و کار بروند، به تازیانه تنقید می‌گرفت. در اینجا تنها سه بیت نخست آن شعر نقل می‌شود:
«سیّد»

سبب نه دور اولا محتاج این و آن، سید—زراعت ایلمیه آچمیه دکان، سید

جهت نه دور دورا منبر دیبینده ذلتله—نچون گرک ال آچا خلقه، بو جوان سید

نه خسته دور، نه چولاخدر نه کور دور، نه قوجا— گوراخ نه ایش گوره بیلمز بو پهلوان سید

ترجمه فارسی :

چرا باید شود محتاج این و آن، جوان سید—زراعت می‌کند، نه، یا تجارت، نه، جوان سید

چرا باید به ذلت پای منبر ایستد، نالد—گدایی پیشه سازد بهر خود با صد زبان سید

نه بیمار است اگر، نه پیر و نه کور و نه هم معیوب—چه کاری هست، نتواند کند این پهلوان سید

اما آنگونه که شرحش رفت، به‌خصوص از اوایل قرن بیستم به بعد وضع اجتماعی سیدها به تدریج شروع به تغییر یافت و آنها هرچه بیشتر مانند دیگران در زندگی اجتماعی مردم سهم گرفتند. در بخش بعدی و پایانی این گفتار در باره اشتغال سیدها و تاثیر بخصوص آنها در سطح محلی یعنی شهر‌ها و روستا‌های خود سادات سخن خواهیم گفت و با یک نتیجه‌گیری این گفتار را به پایان خواهیم رساند.

برخی منابع:

(18) Hume-Griffith, M.E., Behind the Veil in Persia and Turkish Arabia, Philadelphia, 1909, p. 113
(19) Fraser, James Baillie, Travels in Koordistan, Mesopotamia & c., London, 1840, pp. 149-151
(20) Wilson, S.G., Persian Life and Customs. New York, 1895, p. 221
(21) Floyer, Ernest Ayscoghe, Unexplored Baluchistan, Quetta, 1979, pp. 33-34
(22) Moser, Henri, A Travers l’Asie Centrale, Paris, 1885, p. 420
(23) Ferrier, J.P., Caravan Journeys and Wandering in Persia, Afghanistan, Turkistan and Beloochistan, London, 1857, p. 41
(24) Sykes, Ella, Persia and its People, London, 1910, p. 134
(25) Malcom, Napier, Five Years in a Persian Town, London: John Murray, 1905, p. 101-102
(26) Adams, Isaac, Persia by a Persian. n. p., 1900, p. 388
(27) Drouville, Gaspard, Voyage en Perse pendant les années 1812 et 1813.2 vols., Paris, 1819 [Tehran: Imp. Org. f. Social Services, 1976], I, p. 121
(28) Dieulafoy, Jane, La Perse, la Chaldee et la Susiane, Paris: Hachette, 1887, pp. 319-311
(29) Dieulafoy, ibid
(30) Mo‘jaz Shabestari, Mirzā ‘Ali, Kolliyāt, one vol. in 2 parts, Tabriz, n.d., pp. 12-14

No responses yet

« Prev - Next »